آموزشکده توانا
51K subscribers
39.8K photos
41.4K videos
2.57K files
21.5K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
نام علی لاریجانی در تاریخ سیاسی معاصر ایران، نه با دیپلماسی و فلسفه، که با جوهر سیاه اعترافات اجباری و خون سرخ معترضان گره خورده است. او که روزگاری در میانه دهه هفتاد در راهروهای صداوسیما، خشت اول بنای «ترور شخصیت» را با برنامه رذیلانه «هویت» بنا نهاد، مسیر رسوایی را تا رسیدن به جایگاه طراح سرکوب‌های خونین طی کرد. لاریجانی با همکاری مستقیم جانیانی چون سعید امامی، قاب تلویزیون را به شکنجه‌گاهی بدل کرد که در آن عزت‌الله سحابی‌ها و سعیدی‌سیرجانی‌ها زیر فشار خرد می‌شدند تا راه برای قتل‌های زنجیره‌ای هموار شود. او ایدئولوگِ حذف بود؛ کسی که آموخت چگونه می‌توان پیش از سلاخی فیزیکی روشنفکر، روح او را در رسانه ملی مثله کرد.
او با نقاب «عقلانیتِ حکومتی»، دوازده سال بر کرسی ریاست مجلس تکیه زد و با بازی‌های سیاسی دوگانه، میان بدنه قدرت و لایه‌های امنیتی در رفت‌ و‌ آمد بود. اما بازگشت نهایی او به شورای عالی امنیت ملی و جایگاه مشاور ارشد، پرده از چهره واقعی‌اش برداشت. در دی‌ماه ۱۴۰۴، لاریجانی دیگر نه یک سیاستمدار، که یک استراتژیست کشتار بود. او با طراحی مدل سرکوب همه‌جانبه، دستور شلیک مستقیم به قلب هزاران ایرانی را صادر کرد تا بقای ساختار را به قیمت تبدیل خیابان‌ها به مسلخ تضمین کند. از رشت تا یاسوج، هر گلوله‌ای که سینه‌ای را شکافت، امضای فکری و اجرایی او را با خود داشت.
جمهوری اسلامی نشان داد که چگونه نخبگان ایدئولوژیک خود را پرورش می‌دهد؛ مهره‌هایی که کارآموزی‌شان را با شکنجه روانی نویسندگان شروع می‌کنند و فارغ‌التحصیلی‌شان را با فرمان قتل‌عام ‌مردم جشن می‌گیرند. علی لاریجانی، که سرانجام در آتش جنگی که خود هیزم‌آور آن بود سوخت، که یک کارگزار وفادار قتل‌عام بود. او میراثی جز ویرانی از خود بر جای نگذاشت؛ مردی که از ترور قلم شروع کرد و به قصابی معترضان‌ رسید. او نماد کامل سیستمی است که در آن «سیاست» چیزی جز استمرار جنایت با ابزارهای متفاوت نیست.

#پایان_دیکتاتور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍9💯21
گزارشی از زندان اوین در شرایط جنگی؛
تنها تعدادی نگهبان در زندان حضور دارند و برخی درها نیز برای جلوگیری از فرار احتمالی در شرایط بحرانی، جوش داده شده‌اند


بر اساس اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، شرایط زندان اوین در روزهای اخیر به‌شدت بحرانی و بدون نظارت کافی گزارش شده است. به گفته منابع مطلع، در حال حاضر هیچ‌گونه حضور مؤثر از سوی مسئولان، دادیار یا مددکاران در زندان وجود ندارد و زندانیان عملاً بدون پاسخگویی رها شده‌اند.

طبق این گزارش‌ها، تنها تعدادی نگهبان در زندان حضور دارند و برخی درها نیز برای جلوگیری از فرار احتمالی در شرایط بحرانی، جوش داده شده‌اند. این وضعیت نگرانی‌ها درباره ایمنی زندانیان در صورت بروز حادثه را افزایش داده است.

در خصوص آزادی زندانیان، گفته می‌شود تنها برخی از زندانیان سیاسی که کمتر از چهار ماه از مدت حبس‌شان باقی مانده بود آزاد شده‌اند. همچنین تعدادی از زندانیان مالی با بدهی کمتر از ۷۵۰ میلیون تومان با اخذ تعهد آزاد شده‌اند که شمار آن‌ها کمتر از ۲۰ نفر اعلام شده است. برخی زندانیان که پیش‌تر در مرخصی به سر می‌بردند نیز مجدداً به مرخصی اعزام شده‌اند.

از دیگر مشکلات مطرح‌شده، قطع آب گرم در زندان اوین است. در عین حال، گزارش شده که به زندانیان در خصوص نیازهای دارویی توجه محدودی شده و برخی داروها در اختیار آن‌ها قرار گرفته است.

یکی از زندانیان در تماس تلفنی گفته است: «ما می‌خواهیم در این شرایط جنگی از این درها و دیوارها بیرون بیاییم.»

با توجه به شرایط موجود، منابع تأکید دارند که تمرکز اصلی باید بر آزادی زندانیان در این وضعیت بحرانی باشد، چرا که سایر مسائل، موضوع اصلی یعنی امنیت و جان زندانیان را به حاشیه می‌برد.

لازم به ذکر است، زندان‌های دیگر احتمالا شرایطی به مراتب بدتر از اوین دارند و اطلاعات چندانی از آن‌ها در دست نیست.

آزادی زندانیان سیاسی باید از مطالبات همه گروه‌های سیاسی و مدنی باشد.

#زندان_اوین #زندانیان_سیاسی #نه_به_جمهوری_اسلامی


@Tavaana_TavaanaTech
💔61
نت‌بلاکس، اعلام کرده که قطع اینترنت در ایران وارد نوزدهمین روز خود شده و پس از ۴۳۲ ساعت، همچنان دسترسی به اینترنت بین‌المللی برای عموم شهروندان—جز گروهی محدود—امکان‌پذیر نیست.

این وضعیت در حالی ادامه دارد که در شرایط جنگی، قطع اینترنت می‌تواند پیامدهایی فراتر از محدودیت اطلاع‌رسانی داشته باشد. شهروندان در بسیاری موارد به هشدارهای ایمنی، اطلاعیه‌های تخلیه یا اطلاعات حیاتی دسترسی ندارند؛ وضعیتی که می‌تواند جان انسان‌ها را به خطر بیندازد و از منظر حقوقی، مصداقی از نقض جدی حقوق بنیادین و حتی جنایتی علیه بشریت تلقی شود.
در همین زمینه، مرضیه محبی، حقوقدان، نوشته است:
«درجهانی که هوش مصنوعی عرصه های واقعیت وخیال را بهم پیوند میزند،درجهانی که دربوق وکرنای حقوق بشر وهمبستگی حهانی میدمد،درجهانی که اقتصاد، دانش و همبستگی انسانی در آن بر پایه ارتباط استواراست،
مردم ایران در عمق چاه خاموشی اسیرند.
ایران درخاموشی فرورفته.
در مشهد، اینترنت، ماهواره ها و در بسیاری مناطق حتی برق قطع است.
آی دنیا
ایران در سیطره جمهوری اسلامی، بزرگترین زندان جهان است.
دانش تو برای این لحظه ایران چه در مشت دارد؟»

@Tavaana_TavaanaTech
💔6
تفهیم دو اتهام به آمنه قاسم‌زاده و پسر ۱۵ ساله‌اش آریو مشرفی و صدور قرار بازداشت موقت

بر اساس اطلاعات تکمیلی دریافتی، آمنه قاسم‌زاده و پسر ۱۵ ساله‌اش آریو مشرفی که پیش‌تر در شهر نظرآباد توسط مأموران امنیتی بازداشت شده بودند، در حال حاضر در زندان کچویی کرج نگهداری می‌شوند.

طبق این گزارش، اتهامات مطرح‌شده علیه این مادر و پسر «اجتماع و تبانی علیه نظام» و «همکاری با شبکه‌های معاند» عنوان شده و برای آن‌ها قرار بازداشت موقت یک‌ماهه صادر شده است. با این حال، هنوز شعبه رسیدگی‌کننده به پرونده آن‌ها تعیین نشده است.

بر اساس پیگیری‌های انجام‌شده، آمنه قاسم‌زاده در بخش زنان زندان کچویی (پردیس کرج) نگهداری می‌شود و فرزندش آریو مشرفی نیز در بخش کانون همان زندان قرار دارد.

پیش‌تر گزارش شده بود که آمنه قاسم‌زاده در محل کار خود در یک کارخانه بازداشت شده و پسرش نیز در منزل توسط مأموران امنیتی بازداشت شده است. به گفته مهتاب قاسم‌زاده، خواهر این شهروند، دلیل بازداشت آن‌ها «ابراز خوشحالی از مرگ علی خامنه‌ای» عنوان شده بود.

از زمان بازداشت تاکنون، این مادر و پسر از حق ملاقات و دسترسی به وکیل محروم بوده‌اند و خانواده آن‌ها نیز امکان پیگیری مؤثر وضعیت پرونده را نداشته است.

این در حالی است که آریو مشرفی تنها ۱۵ سال دارد و بر اساس رویه‌های قضایی، افراد زیر ۱۸ سال باید در کانون اصلاح و تربیت نگهداری شوند.

#آمنه_قاسم_زاده #آریو_مشرفی #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
6💔1
در شرایطی که ناامنی در خاورمیانه ابعاد تازه‌ای پیدا کرده، بار دیگر نقش مخرب و ایدئولوژی خشونت‌محور جمهوری اسلامی در بی‌ثبات‌سازی منطقه مورد توجه قرار گرفته است؛ ایدئولوژی‌ای که نه‌تنها زندگی شهروندان داخل ایران را با سرکوب، تهدید و ناامنی دائمی گره زده، بلکه با سیاست‌های تنش‌زا و مداخله‌جویانه، امنیت کل منطقه را نیز به مخاطره انداخته است.
در همین زمینه، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، بار دیگر از انفعال متحدان آمریکا در مشارکت در تأمین امنیت تنگه هرمز انتقاد کرده و با اشاره به نقش جمهوری اسلامی در ایجاد اختلال در این آبراه حیاتی، تأکید کرده است که ادامه چنین وضعیتی می‌تواند پیامدهای گسترده‌تری به دنبال داشته باشد. تنگه هرمز که یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان به شمار می‌رود، در پی اقدامات جمهوری اسلامی با اختلال در تردد کشتی‌ها مواجه شده؛ اقدامی که نه‌تنها اقتصاد جهانی بلکه ثبات منطقه را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
ترامپ همچنین هشدار داده است که هرگونه اقدام از سوی جمهوری اسلامی برای توقف جریان نفت در این مسیر، با واکنشی بسیار شدیدتر از سوی ایالات متحده مواجه خواهد شد.
@Tavaana_TavaanaTech
👍5
مسعود شجاعی، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران، در استوری‌ای در صفحه اینستاگرام خود با گرامیداشت یاد جان‌باختگان اعتراضات، به وضعیت خانواده‌های آنان اشاره کرد و نوشت: «چرا این اتفاقات زودتر رقم نخورد که چه بسا شاید الان عزیزانشان کنارشان بودند و این روزها را می‌دیدند و کنار هم جشن می‌گرفتند؟»

او که این متن را در روز بیستم حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی منتشر کرده، در ادامه از «رویای آزادی وطن» سخن گفت و نوشت که در این روزها، بیش از هر چیز به خانواده‌هایی فکر می‌کند که عزیزانشان را از دست داده‌اند؛ کسانی که به گفته او «با شجاعت بی‌مثال و جلوتر از خیلی از ما جان و آینده خود را فدای فردای بهتر کشورمان کردند.»

شجاعی همچنین با اشاره به رنج این خانواده‌ها نوشت: «حتی برای چند ثانیه هم خودم را جای آن‌ها می‌گذارم، بغض امان نمی‌دهد و می‌توانم درک کنم که چقدر دردآور و هولناک است.»

چنین موضع‌گیری‌هایی از سوی چهره‌های شناخته‌شده، در کنار بازتاب رنج و مطالبات مردم، می‌تواند به تقویت صدای جامعه مدنی و یادآوری هزینه‌هایی که شهروندان برای آزادی و تغییر پرداخته‌اند، کمک کند.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊95
در پی انتشار خبر مرگ اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، برخی خانواده‌های دادخواه با یادآوری رنج‌ها و جنایت‌هایی که بر عزیزانشان رفته، به این خبر واکنش نشان دادند؛ واکنش‌هایی که بازتابی از سال‌ها درد، خشم و مطالبه عدالت است.

رامتین فاتحی، فرزند دادخواه رامین فاتحی، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی اکس نوشت:
«آرام بخواب بابا گیان،
در آستانه بهار و تولدت،
آمر شکنجه و قتل تو و هزاران آزادی‌خواه،
وزیر جلاد اطلاعات، (اسماعیل خطیب)، به سزای اعمالش رسید.»

رامین فاتحی ۴۴ ساله در جریان بازداشت‌های گسترده در پی اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ در ۲۱ مهر ماه توسط اطلاعات سنندج بازداشت شد. او تحت شدیدترین و وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها قرار گرفت و پس از ۹ روز در بازداشتگاه اطلاعات سنندج به قتل رسید.

#سنندج #رامین_فاتحی #نه_به_جمهورى_اسلامى #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊5
Forwarded from گفت‌وشنود
رئیس جمهوری آمریکا با انتشار پیامی بار دیگر تاکید کرد که رژیم ایران «بزرگترین حامی حکومتی تروریسم» است.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، روز چهارشنبه ۲۷ اسفند با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی «تروت سوشال» نوشت: «یادتان باشد، برای همه آن ابله‌های مطلقی که هستند، همه ایران را به‌عنوان بزرگ‌ترین حامی حکومتی تروریسم می‌شناسند.»

او تصریح کرد: «ما در حال بیرون راندن آن‌ها [رژیم ایران] از چرخه فعالیت هستیم!»

رئیس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه در پیام دیگری در تروت سوشال بار دیگر از انفعال متحدان ایالات متحده در مشارکت در تامین امنیت تنگه هرمز انتقاد کرد.

پرزیدنت ترامپ در آن پیام نوشت: «مایلم بدانم اگر ما کار آن‌چه از حکومت تروریستی ایران باقی‌مانده را یکسره کنیم و بگذاریم کشورهایی که از به‌اصطلاح تنگه [هرمز] استفاده می‌کنند - ما که استفاده نمی‌کنیم - مسئول آن باشند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟»

او در ادامه گفت: «این باعث خواهد شد برخی از متحدان منفعل ما به سرعت به تکاپو بیافتند!!!»

#پایان_جمهوری_اسلامی #پایان_دیکتاتور #گفتگو_توانا
👍143
⁨ ‌
کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید واشینگتن با استقبال از کشته شدن اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، او را «یک تروریست شناخته‌شده» خواند و مرگش را اتفاق خوبی برای ایالات متحده دانست.

او در گفت‌وگو با شبکه فاکس نیوز گفت: «نبودن اسماعیل خبر خوبی برای مردم آمریکاست که مدت‌ها از سوی این حکومت یاغی تروریستی تهدید شده‌اند.»

یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، روز چهارشنبه خبر داد ارتش این کشور اسماعیل خطیب را در یک بمباران هوایی کشته است. مقام‌های جمهوری اسلامی هنوز واکنشی به این خبر نشان نداده‌اند.

#پایان_دیکتاتور #نه_به_جمهورى_اسلامى


@Tavaana_TavaanaTech
16👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو از مراسم چهارشنبه‌سوری در یکی از محلات شیراز، برای ما ارسال شده و فرستنده شرح داده که:

«این ویدیو تازه شروع برنامه است، ساعتی بعد از شروع مراسم، شلوغ شد، حدود ۱۵۰ نفر تو کوچه بودیم، تا اینکه حدود ساعت بیست دقیقه به ۹ شب. نیروهای حکومتی بسیجی با صورت پوشانده با خودرو وارد کوچه شدند، پیاده شدند، به مردم شوکر زدند، تیر هوایی زدند. مردم رفتند توی هر خانه‌ای که درش باز بود. بسیجی‌ها اسپیکرها و صندلی‌ها را بردند. با لگد و مست به در خانه‌ها می‌زدند. حتی خوراکی‌هایی که مردم آورده بودند را هم بردند. بعد تا یازده شب در کوچه‌ها اطراف می‌چرخیدند و تیرهوایی می‌زدند و می‌گفتند حق نداشتید هیچگونه مراسمی بگیرید. »

#چهارشنبه_سوری #شیراز #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔8
موج جدید بازداشت‌های گسترده به بهانه‌های امنیتی و به قصد ارعاب

در حالی که جنگ ناشی از سیاست ایدئولوژیک و دیگرستیزانه جمهوری اسلامی در کشور در جریان است ‌، نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی موج جدیدی از بازداشت‌های گسترده را تحت عناوین «مبارزه با جاسوسی» و «مقابله با آشوب» کلید زده‌اند.

وزارت اطلاعات در بیانیه‌ای ادعایی، از بازداشت ۱۱۱ هسته منتسب به سلطنت‌طلبان در ۲۶ استان، دستگیری جاسوسان در همدان و آذربایجان غربی و کشف محموله‌های استارلینک و سلاح خبر داده است.

این نهاد همچنین بازداشت ۲۱ نفر را به اتهام ارسال خبر به رسانه‌های خارج از کشور تایید کرده و از شهروندان خواسته است تا از طریق پیام‌رسان‌های داخلی، اقدام به «گزارش‌دهی» (آدم‌فروشی) علیه یکدیگر کنند.

🔷جنگ‌افروزی خارجی و انسداد داخلی
انتشار این بیانیه پرحجم از انواع اتهامات امنیتی در آستانه سال نو ‌، بیش از آنکه نشان‌دهنده یک عملیات ضدجاسوسی واقعی باشد، حاکی از استراتژی ارعاب عمومی برای پیشگیری از هرگونه تجمع و حرکت اعتراضی است.

جمهوری اسلامی طبق یک الگوی قدیمی، در زمان‌هایی که در عرصه بین‌المللی تحت فشار قرار می‌گیرد، تیغ سرکوب داخلی را تیزتر می‌کند.

🔷بهانه‌های واهی برای بازداشت فعالان
اتهاماتی نظیر «ارسال تصویر» یا «جاسوسی برای سرویس‌های نیابتی» همواره ابزاری برای خاموش کردن صدای شهروند-خبرنگاران و فعالان مدنی بوده است.

🔷هراس از تکنولوژی
تمرکز بر کشف دستگاه‌های استارلینک نشان‌دهنده وحشت حاکمیت از فروپاشی دیوارهای فیلترینگ و دسترسی آزاد مردم به اطلاعات در بزنگاه‌های حساس است.

افزایش این فشارهای امنیتی و ردیف کردن آمارهای درشت از بازداشتی‌ها، نشان‌دهنده شکست نهاد های امنیتی و تصویری از یک ساختار هراسان است که تنها راه بقای خود را در «نظامی‌گری مطلق» و تبدیل جای‌جای کشور به پادگان می‌بیند.

جمهوری اسلامی با استفاده از فضای جنگی، هزینه‌ی هرگونه کنشگری اجتماعی را به شدت بالا می‌برد تا مانع از اتصال خشم عمومی به خیابان‌ها شود.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔83
Forwarded from گفت‌وشنود
فرجام «جعبه‌سیاه» قم؛
اسماعیل خطیب، از حصر منتظری تا تخریب حسینیه دراویش

شامگاه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، ماموریت‌ مهره برجسته امنیتی نظام به پایان رسید. سید اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات، در جریان حمله هوایی هدفمند اسرائیل به ساختمانی در تهران کشته شد.

او که در دولت‌های رئیسی و پزشکیان سکاندار وزارت اطلاعات بود، بیش از آنکه با قامت یک وزیر شناخته شود، با سایه سنگینش بر شهر قم در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ در حافظه تاریخی ثبت شده است.

خطیب متولد ۱۳۴۰ در قائنات، از شاگردان درس خارج خامنه‌ای و از وفادارترین نیروهای امنیتی بود. او در سال ۱۳۷۰، در حالی که تنها ۳۰ سال داشت، به ریاست اداره کل اطلاعات استان قم رسید و ۱۲ سال در این منصب ماند. این دوران، دقیقا مصادف با تندترین تقابل‌های نظام با جریان‌های منتقد در حوزه علمیه بود.

🔶تقابل با حسینعلی منتظری
نقش خطیب در پرونده حسینعلی منتظری، از بازجویی‌های واحد اطلاعات سپاه در دهه ۶۰ آغاز شد؛ جایی که تاثیر او در پرونده سید مهدی هاشمی(برادر داماد منتظری)، زمینه را برای فروپاشی رابطه منتظری و بنیانگذار انقلاب می‌توان برشمرد.

اما اوج نقش‌آفرینی او در آبان ۱۳۷۶ بود. پس از سخنرانی معروف منتظری در ۱۳ رجب، اداره کل اطلاعات قم به ریاست خطیب، مدیریت میدانی برخورد با بیت او را بر عهده گرفت.

حمله نیروهای لباس‌شخصی به حسینیه، تخریب اموال و در نهایت آغاز حصر ۵ ساله (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۱) تحت نظارت مستقیم نهاد تحت امر او انجام شد.

او «معمار سکوت» در قم بود تا نفوذ کلام منتقدترین مرجع تقلید را خنثی کند.

🔶وارث آوار حسینیه شریعت(دراویش گنابادی)
پرونده سیاه دیگری که با نام او گره خورده، برخورد با دراویش گنابادی است. در بهمن ۱۳۸۴، اگرچه او رسما از مدیرکلی اطلاعات قم جابه‌جا شده بود، اما نفوذ او در ساختار حفاظتی و امنیتی شهر (در دفتر رهبری در قم) همچنان تعیین‌کننده بود.

تخریب شبانه حسینیه شریعت با لودر و بازداشت صدها درویش، حاصل فضاسازی امنیتی بود که خطیب سال‌ها زیرساخت آن را در قم بنا کرده بود؛ نگاهی که هرگونه تشکل مذهبی مستقل را «تهدید امنیتی» می‌دید.

خطیب که روزگاری دیوار حصر را گرد خانه‌ منتقدان برمی‌افراشت، سرانجام در قامت وزیری که نامش در لیست تحریم‌های بین‌المللی بود، در یکی از خونین‌ترین شب‌های جمهوری اسلامی، به تاریخ پیوست.

#دراویش_گنابادی #حصر #منتظری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
9👍5👌1
ما فقط برای این‌که بتوانیم مثل آدم‌های معمولی زندگی کنیم جنگیدیم

گلشن فتحی، نویسنده و پژوهشگر حقوق، در متنی تأثیرگذار از حسرت یک زندگی معمولی برای نسل خود می‌نویسد؛ روایتی از حق‌های ساده‌ای که در سایه سال‌ها محدودیت، ترس و بی‌ثباتی از انسان‌ها گرفته شده و حتی عادی‌ترین لحظه‌های زندگی را به رؤیایی دست‌نیافتنی تبدیل کرده است.


«یک زندگیِ همین‌قدر معمولی سال‌ها برای نسلِ من آرزو بود
یک قابِ کوتاه در خیابان، اتفاقی، بی‌هیچ اهمیتی برای دیگران، اما برای من سنگین، عمیق، پر از حسرت. دختری با موی بافته، پتِ کوچکش را کول کرده، سوار بر موتور، در شهرِ خودش، بی‌ترس، بی‌اجازه، بی‌توضیح.

همین. همین تصویرِ ساده برای من تبدیل شد به یک سؤالِ تلخ: چه چیزهایی را از ما گرفتید که این، این حداقلِ زندگی، شبیه رؤیا شده؟ ما برای چه این‌همه سال جوانی‌مان را ذره‌ذره باختیم؟ برای کدام باید و نبایدها که حتی ساده‌ترین شکلِ نفس کشیدن همراه با ترس شد؟ ما فقط برای این‌که بتوانیم مثل آدم‌های معمولی زندگی کنیم جنگیدیم.
اما هر بار، یک قانون، یک ترس، یک دیوار، بین ما و همین «معمولیِ ساده» کشیده شد. و حالا، وسط این‌همه خبر و جنگ و بی‌ثباتی، می‌فهمم بزرگ‌ترین چیزی که از ما گرفتید نه آزادی‌های بزرگ بود، نه آینده‌های دور. همین لحظه‌های کوچک، همین قاب‌های بی‌ادعا، همین حقِ ساده که آدم بتواند در شهرِ خودش زندگی کند… بی‌حسرت.
سالها زمان حال را از ما گرفتید…»

ـ مردم ایران سال‌ها برای همین خواسته زندگی معمولی و نرمال، زندانی شدند، اعتراض کردند با گلوله پاسخ گرفتند و کشته شدند. حالا بانیان سال‌ها فلاکت، غارتگران بزرگترین سرمایه آدمی (عمر و زندگی و جوانی) یکی یکی در جنگ کشته می‌شوند، ایدئولوژی‌ای که پوسیده و فروپاشیده و امیدی که حتی در ترس و جنگ هم بین مردم سوسو می‌زند و زنده است. امیدی که برای نسل‌های آینده ایران، زندگی بدون استبداد، بدون اجبار، بدون خودمحوری و تمامیت خواهی را طلب می‌کند.

#جنگ #ایران #برای_آزادی #برای_یک_زندگی_معمولی

@Tavaana_TavaanaTech
4💔1
نوبل آب؛
کاوه مدنی جایزه جهانی آب استکهلم را دریافت کرد

کاوه مدنی، پژوهشگر ایرانی حوزه مدیریت منابع آب، در حالی به یکی از معتبرترین جوایز جهانی این حوزه، یعنی جایزه «آب استکهلم» دست یافته که سال‌ها پیش توسط جمهوری اسلامی با اتهاماتی امنیتی روبه‌رو شده بود.

این جایزه که گاهی از آن به‌عنوان «نوبل آب» یاد می‌شود، به دلیل نقش مدنی در توسعه نگاه‌های نوین به مدیریت منابع آب و تلاش برای پیوند دادن علم با سیاست‌گذاری به او اعطا شده است. با این حال، خود او می‌گوید این موفقیت برایش طعمی دوگانه دارد؛ از یک سو افتخارآمیز و از سوی دیگر تلخ، چون مطمئن نیست مردم داخل ایران حتی از آن باخبر شوند.

کاوه مدنی حدود هشت سال پیش، زمانی که برای همکاری با دولت به ایران بازگشته بود، توسط سپاه پاسداران بازداشت شد. در جریان بازجویی‌ها، او به همکاری با نهادهای اطلاعاتی خارجی از جمله سیا، ام‌آی۶ و موساد متهم شد؛ اتهاماتی که در تضاد با فعالیت‌های علمی و تخصصی او در حوزه محیط‌زیست بود.

پس از بازداشت در سال ۲۰۱۷، او مدتی تحت بازجویی قرار گرفت و به گفته خودش، حتی برخی مقام‌های دولتی از محل نگهداری‌اش بی‌اطلاع بودند. در ادامه، فشارها افزایش یافت و برخی جریان‌های تندرو فعالیت‌های علمی او را با برچسب‌هایی مانند «تخریب کشاورزی»، «وابسته‌سازی غذایی» و حتی «بیوتروریسم» مورد حمله قرار دادند.

با تشدید این فشارها و همزمان با موج بازداشت فعالان محیط‌زیست در سال ۲۰۱۸، مدنی ایران را ترک کرد و فعالیت‌های علمی خود را در خارج از کشور ادامه داد.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
16💔4
قتل حکومتی سه تن از بازداشت‌شدگان دی ماه خونین، توسط جمهوری اسلامی در میانه‌ی جنگ

خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه اعلام کرد سه نفر از بازداشت شدگان اعتراضات ۱۸ دی‌ که به اتهام قتل دو مامور فراجا به اعدام محکوم شده بودند، بامداد پنجشنبه اعدام شدند

به نوشته میزان، مهدی قاسمی، صالح محمدی و سعيد داودی به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده بودند که حکم آنها در شهر قم اجرا شد.

صالح محمدی، کشتی‌گیر ۱۹ ساله و عضو تیم ملی، بود. او در دادگاه اتهام انتسابی را رد کرده و گفته بود اعتراف‌های منتسب به او تحت فشار اخذ شده‌اند. همچنین تصاویر دوربین‌های مداربسته چهره او را نشان نمی‌دهد. به گفته نزدیکان وی، او هنگام وقوع حادثه در خانه عمویش حضور داشته، اما دادگاه از احضار شاهدان خودداری کرده است. افزون بر این، مربیان، ملی‌پوشان و هم‌تیمی‌های او تأکید کرده‌اند که صالح محمدی هیچ‌گاه سلاح سردی مانند چاقو همراه نداشته است.

در حالی که جمهوری اسلامی در حال از دست دادن پیاپی مدیران و رهبران و فرماندهان نظامی در جنگ است، انتقام هند را از زندانیان سیاسی می‌گیرد. در جریان خیزش دی ماه ۱۴۰۴ ده‌ها هزار نفر از مردم را در خیابان کشتند و تعداد زیادی را بازداشت کرده و به آن‌ها اتهام محاربه نسبت دادند. اتهاماتی که بر اساس اعترافات اجباری و با شکنجه‌های قرون وسطایی به زندانیان منتسب شد. این زندانیان در روند دادرسی ناعادلانه محکوم به اعدام شدند.

یادشان گرامی باد.

لطفا صدای سایر زندانیان باشیم و نگذاریم این جنایت ادامه پیدا کند. ایرانیان در سراسر جهان، باید به این امر اهتمام داشته باشند و از همه کشورها بخواهند که در برابر این جنایت بایستند.

جمهوری اسلامی یک حکومت نیست، بلکه فرفه‌ای تبهکار و جنایتکار مثل داعش است. این حکومت در پی شکست‌های میدانی، با ترس شدیدی که از قیام مردم دارد، تلاش می‌کند تا با ایجاد وحشت و ارعاب بازدارندگی ایجاد کند. اما این اعدام‌ها سرنوشت جنایتکاران را تلخ‌تر می‌کند و آن‌ها به رهبر و پیشوای خود خامنه‌ای ضحاک خواهند پیوست.

#نه_به_اعدام #مهدی_قاسمی #صالح_محمدی #سعید_داودی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔182
Forwarded from گفت‌وشنود
دو ايرانی در بریتانیا به علت جمع‌آوری اطلاعات مرتبط با یهودیان به فعاليت عليه امنيت ملی متهم شدند

دو مرد ايرانی در پی تحقيقاتی درباره جمع آوری اطلاعات از اهداف يهودی، به نقض قانون امنيت ملی بریتانیا متهم شده‌اند.
نمت الله شهسوانی، ۴۰ ساله، و عليرضا فراستی، ۲۲ ساله، اوايل اين ماه به ظن همکاری با يک سرويس اطلاعاتی خارجی بازداشت شدند. پليس اعلام کرده است اين پرونده با ايران مرتبط است.
پليس مبارزه با تروريسم در حال بررسی اتهام نظارت و شناسايی مکان‌ها و افراد مرتبط با جامعه يهوديان در لندن بوده است.
ويکی ايوانز، معاون کميسر پليس، اين اتهامات را «بسيار جدی» توصيف کرد و گفت نيروهای امنيتی برای تعقيب هر فردی که امنيت عمومی را تهديد کند، «بی‌وقفه» اقدام خواهند کرد.
او افزود: «ما کاملا آگاهيم که افکار عمومی – و به ويژه جامعه يهوديان – نگران خواهند بود، اما اميدوارم اين تحقيقات به آنها اطمينان دهد که در صورت شناسايی هرگونه تهديد عليه امنيتشان، بدون ترديد اقدام خواهيم کرد و در تعقيب مسئولان احتمالی، بی‌وقفه خواهيم بود.»

نمت الله شهسوانی، شهروند دو تابعيتی بريتانيايی-ايرانی از منطقه نورث فينچلی لندن، و عليرضا فراستی، شهروند ايرانی ساکن اجور، متهم شده‌اند که بين ۹ ژوئيه ۲۰۲۵ تا ۱۵ اوت ۲۰۲۵ در تماس‌هايی مشارکت داشته‌اند که احتمالا به نفع سرويس اطلاعاتی ايران بوده است.
دادستانی کل بريتانيا اعلام کرد اين اتهامات ذيل قانون امنيت ملی مطرح شده و شامل فعاليت‌هايی از جمله «شناسايی و جمع‌آوری اطلاعات از اهداف» بوده است.
قرار است اين دو نفر روز پنجشنبه در دادگاه بدوی وست مينستر حاضر شوند./بی‌بی‌سی فارسی

#یهودی_ستیزی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍8👌1
گلشن فتحی، نویسنده و پژوهشگر حقوقی ساکن تهران، در روایتی شخصی از سه‌شنبه‌شب جنگ، تصویری از چهارشنبه‌سوری متفاوت و آمیخته با ترس، ناامنی و اضطراب ترسیم می‌کند؛ شبی که به‌جای شادی و آیین‌های همیشگی، با صدای انفجار، نگرانی از بمباران و تلاش برای حفظ نشانه‌هایی از زندگی در دل بحران همراه شده است.

یادداشت او به شرح زیر است:

‏روایت سه شنبه شب تهران از جنگ
چهارشنبه‌سوری… نه آن چهارشنبه‌سوری‌ای که از کودکی یادمان مانده، با خنده‌های بلند، با بوی شادی، با «سرخی تو از من…» این یکی، بیشتر شبیه ایستادن در دلِ چیزی نامعلوم است. خودم را به سختی کشیدم بیرون، خیلی سخت؛ پاهایم انگار مالِ من نبودند. رفتم آجیل و خشکبار تواضع، جایی که سال‌ها آجیلِ شب عید و یلدا و چهارشنبه‌سوری را از آن می‌گرفتیم. همه چیز همان بود.اما هیچ چیز همان نبود! قیمت‌ها، نگاه‌ها، و آن حسِ ناآرامی که لابه‌لای قفسه‌ها راه می‌رفت. دستم رفت سمت آجیل، اما بیشتر از وزنش، سنگینیِ فکرهایم را حس می‌کردم. من این روزها با همه چیز میجنگم؛ با خودم، با یأس، با ترس، با صدای جنگنده‌ها، با تصورِ بمباران، با مرگ.
بعضی روزها آن‌قدر فرو می‌روم که از همان رختخوابِ محقری که روی زمین پهن کرده‌ام تکان نمی‌خورم، و بعضی روزها از صبح زود می‌زنم بیرون، خیابان‌های تهران را درخاطراتم ثبت میکنن؛ همان خیابان‌هایی که باید بوی نوروز بدهند و پر از شورِ زندگی باشند و حالا… دارم مثل یک شاهد ثبت‌شان می‌کنم،، مثل کسی که می‌ترسد چیزی از یاد برود. مدام به خودم می‌گویم نترس؛ تو در مهم‌ترین روزهای خاورمیانه، در یکی از مهم‌ترین نقطه‌های جهان ایستاده‌ای، بی‌طرف باش، بنویس، ثبت کن. اما راستش را بخواهی… من از مرگِ خودم نمی‌ترسم، شاید به همین خاطر مانده‌ام تهران؛ اما از یک قطره اشکِ مادرم، هر روز می‌میرم. از این‌که گوش‌های دریای کوچکِ خاله گلشن از این صداها آزرده شود، از این‌که چیزی را بفهمد که نباید بفهمد، از این‌که سوگ را تجربه کند… زبانم را گاز می‌گیرم. خدای من… حتی نوشتنش هم سخت است.
و با همه‌ی این‌ها چهارشنبه‌سوری را خاموش نکردم؛ یک آتشِ کوچک در حیاط روشن کردیم، تهِ ساختمان، برای این‌که چیزی را زنده نگه داریم، برای این‌که بگوییم هنوز هستیم. آش رشته در قابلمه‌ی مسی، با عطر پیازداغ، کنار آتش می‌جوشید. جمع شده بودیم دور هم، اما هیچ جمعی دیگر جمع رفقا نیست؛ همه چیز آغشته به سیاست است، به جنگ، به آینده‌ی ایران، به بحث‌هایی که گاهی به دلخوری می‌رسد. آن‌هایی که موافق جنگ‌اند، آن‌قدر خشمگین که جایی برای گفت‌وگو نگذاشته‌اند، و آن‌هایی که مخالف‌اند، خسته از توضیح دادن.
یکی از بچه‌ها شروع کرد به خواندن وقتی میای صدای پات…همه ساکت شدیم، همه بغض کردیم، با خوف و رجا همراهی کردیم. رسیدیم به «ای که تویی همه کسم… بی تو می‌گیره نفسم…»
و من… به ایران فکر می‌کردم و هق‌هق می‌کردم. به ۱۸ و ۱۹ دی، به مدرسه‌ی میناب، به آبان ۹۸، به هواپیمای اوکراینی، به همه‌ی هم‌وطن‌هایی که دور از وطن‌اند، به آن‌هایی که در غربت عزیزی را از دست دادند، به رفقایی که این روزها از آن‌طرف دنیا پیام می‌دهند فقط برای این‌که خبری از خانواده‌شان بگیرم. راستش را بخواهی، فکر می‌کنم مخاطبِ هایده، کلمه به کلمه‌اش، «ایران» است.
از حمله‌ی مغول تا همین چند ساعت پیش، همه‌اش از ذهنم رد می‌شد. آش را نخوردم، بغض اجازه نمی‌داد. یک چای در لیوان کاغذی بی‌کیفیتی که خودم خریده بودم ریختم، مستأصل و خسته، نشستم روی زمین، کنار آتش؛ تمامِ جانم بوی چوبِ سوخته و دود گرفته بود.غرق در فکر بودم که یک صدای خیلی بلند، شیشه‌های آلاچیق را لرزاند، دو تا از گلدان‌های دورِ آبنمای حیاط افتاد و شکست، و بعد… یک انفجارِ خیلی وحشتناک. تدی و کلویی به شدت می‌لرزیدند، لیوان چای توی دستم کج شد و ریخت. سگ‌ها را بغل کردم. اینترنت قطع بود، وی‌پی‌ان‌ها از کار افتاده، سیگنال شبکه‌های خبری هم نبود. همه ساکت، فقط به هم نگاه می‌کردیم. یکی از بچه‌ها رفت پشت‌بام، برگشت و گفت «به نظر میاد ماکویی پورِه…» گلدان‌های شمعدانی شکسته بودند. اما برای ما مهم نبود هدف چه بود، کجا بود، برای چه بود! ما فقط آرامش می‌خواستیم، امنیت.
آتش را خاموش کردیم. گفتم بیاین بالا، فعلاً بیرون نرین، خطرناکه. آمدیم خانه‌ی من. رفتم توی اتاق، سگ‌ها را بغل کردم، زولپیدم خوردم… و خوابیدم. یا شاید… فقط چشم‌هایم را بستم، برای چند ساعت از این همه رنج فرار کنم…

ـ عکس از کانال وحیدآنلاین

#جنگ #نوروز #چهارشنبه_سوری #تهران

@Tavaana_TavaanaTech
💔1
«می‌خواهم نوروز‌ را به زندانی سیاسی زرتشت احمدی راغب شادباش بگویم. ایشان از آن دسته زندانیانی است که حتی در بند هم سکوت نکرده و صدای دیگر زندانیان بوده.
یاد او به خصوص ‌در روزهای جنگ اهمیت دارد چرا که زرتشت کارمند آتش‌نشانی بود و به‌دلیل کنشگری‌های مدنی از کار اخراج شده بود، من مطمئنم اگر امروز آزاد بود، در همین شرایط دشوار و جنگی، باز هم در کنار مردم می‌ایستاد، برای نجات جان‌ها، برای یاری‌رسانی به مردم.»

پیام از طرف همراهان توانا

زرتشت احمدی راغب سال‌هاست به‌دلیل فعالیت‌های مسالمت‌آمیز، دفاع از حقوق بشر و بیان انتقاد، بارها بازداشت، محاکمه و محکوم شده است. او که از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ برای گذار از جمهوری اسلامی بود، در سال‌های اخیر با پرونده‌سازی‌های متعدد، احکام سنگین و حتی تبعید مواجه شده و در زندان نیز بارها دست به اعتصاب غذا زده است؛ اعتصاب‌هایی که آسیب‌های جدی جسمی برای او به همراه داشته است. با این حال، صدای او خاموش نشده است.

امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید خواستار آزادی بی‌قید و شرط زرتشت احمدی راغب و تمامی زندانیان سیاسی باشیم.
@Tavaana_TavaanaTech
5💔2
سازمان حقوق بشر ایران در گزارشی که ۲۶ اسفند منتشر کرده، از وخامت شدید و نگران‌کننده وضعیت زندان‌ها هم‌زمان با آغاز حملات نظامی خبر داده است؛ شرایطی که نشان‌دهنده تشدید نقض حقوق بشر در ایران است.

بر اساس این گزارش، از ۹ اسفند ۱۴۰۴ و با شروع حملات، زندان‌های کشور با بحران‌هایی جدی روبه‌رو شده‌اند؛ از جمله کمبود شدید غذا، تعطیلی فروشگاه‌ها، قطع یا محدودیت آب گرم و برق، نبود خدمات درمانی، شرایط غیربهداشتی و تراکم بالای جمعیت. در برخی موارد، این وضعیت به اعتراض و اعتصاب غذای زندانیان انجامیده و حتی دست‌کم یک مورد مرگ به‌دلیل عدم رسیدگی پزشکی گزارش شده است.

در زندان اوین، به‌ویژه بند ۷، از شیوع بیماری و کمبود دارو خبر داده شده و زندانیان با جیره‌بندی غذا، قطع آب گرم و برق مواجه‌اند. در زندان تهران بزرگ نیز پس از حملات اطراف زندان، شرایط به‌شدت وخیم‌تر شده؛ کمبود آب و غذا، قطع مکرر برق و نبود امکانات اولیه، زندگی زندانیان را با خطر جدی مواجه کرده است.

در زندان قزل‌حصار، زندانیان در اعتراض به وضعیت موجود دست به اعتصاب غذا زده‌اند و در زندان قم نیز گزارش‌ها از شرایطی بحرانی، تراکم بالا، درگیری‌های خشونت‌آمیز و نبود رسیدگی پزشکی حکایت دارد؛ به‌طوری که یک زندانی به نام حامد عباس‌زاده به‌دلیل عدم دسترسی به درمان جان خود را از دست داده است.

همچنین گزارش‌هایی از انتقال‌های اجباری زندانیان به مکان‌های نامعلوم، کاهش زمان هواخوری، حضور گسترده نیروهای امنیتی و حتی سوءاستفاده مالی از زندانیان منتشر شده است. در برخی مناطق نیز کنترل زندان‌ها به نیروهای سپاه واگذار شده و فضای زندان‌ها بیش از پیش امنیتی شده است.

محمد مقیمی، وکیل دادگستری، نیز پیش‌تر نسبت به وضعیت زندان تهران بزرگ هشدار داده و از «اقدامات غیرانسانی و خطرناک» خبر داده بود. به گفته او، جوش دادن میله‌های اضافی بر درها و محبوس کردن کامل زندانیان، نگرانی‌ها درباره استفاده از زندانیان به‌عنوان سپر انسانی را افزایش داده است.

مجموع این گزارش‌ها نشان می‌دهد که در سایه جنگ و کاهش نظارت‌ها، جان زندانیان—به‌ویژه زندانیان سیاسی—بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر قرار گرفته است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی   #از_بازداشتیها_بگو   #زندانیان_سیاسی

@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفت‌وشنود
یادآوری یک توییت: «قطعا زمین سوخته تحویلتان خواهیم داد!»
آیا پیروان فرقه ولایت می‌خواهند ایران را نابود کنند؟
ورق بزنید

در سال‌های گذشته برخی از فرماندهان و چهره‌های نزدیک به فرقهٔ ولایت فقیه از عباراتی استفاده کرده‌اند که نشان‌دهندهٔ نوعی نگاه خطرناک به سرنوشت کشور است. در اندیشه این افراد ایران و ایرانیان و منابع ملی آنان صرفا مانند هیزمی بودند که برای داغ ماندن تنور ولایت باید سوزانده می‌شدند.

توییت این کاربر عرزشی در زمان خود سروصدای زیادی به پا کرد: تهدید به تحویل «زمین سوخته» در صورت شکست فرقه در حفظ سلطه خود بر سرزمین ایران. چنین سخنانی یادآور این پرسش مهم است: آیا پیروان فرقه ولایت ایران را چیزی غیر از غنیمت خود می‌انگارند؟

در بسیاری از فرقه‌های اعتقادی و معنوی، بقای ایدئولوژی و سرکردگان آن از بقای جامعه، کشور یا جان انسان‌های دیگر مهم‌تر تلقی می‌شود. یعنی اگر میان حفظ قدرت و حفظ کشور تضاد ایجاد شود، انتخاب فرقه روشن است. آن‌ها حاضرند همه چیز را نابود کنند اما سلطه خود بر منابع و مردم کشور را از دست ندهند. در چنین شرایطی، کشور می‌تواند به میدان نبردی تبدیل شود که در آن مردم تنها نقش قربانیان را دارند.

ایران سرزمین میلیون‌ها انسان است؛ کشوری با تاریخی طولانی و فرهنگی غنی. هیچ ایدئولوژی و هیچ فرقه‌ای حق نداشته است سرنوشت چنین کشوری را با جنگ‌طلبی بی‌خردانه خود این چنین به خطر بیندازد. اما برای طرفداران این فرقه، اصول اخلاقی و وجدان انسانی چه جایگاهی دارد؟

#پایان_دیکتاتور #پایان_جمهوری_اسلامی #ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
4💔2👍1