آموزشکده توانا
49.6K subscribers
41.2K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
محکومیت نویان حجازی، شهروند بهائی ساکن جویبار، به حبس و مجازات‌های تکمیلی

نویان حجازی، شهروند بهائی ساکن شهرستان جویبار، توسط دادگاه انقلاب این شهر به حبس تعزیری، جریمه نقدی سنگین و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.

بر اساس رأی صادر شده توسط شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری جویبار (به عنوان دادگاه انقلاب این شهرستان)، نویان حجازی با دو اتهام مواجه و به مجازات‌های زیر محکوم گردید:
از بابت اتهام «تبلیغ دین بهائی»: پرداخت ۱۲۲ میلیون و ۵۰۱ هزار تومان جزای نقدی و ۱۰ سال و یک روز محرومیت از حقوق اجتماعی.
از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام»: هفت ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری.
آقای حجازی در تاریخ ۴ تیرماه ۱۴۰۴، بدون ارائه حکم قضایی در منزل شخصی خود بازداشت و پس از تحمل بیش از یک ماه بازداشت، در ۱۲ مرداد همان سال با تودیع وثیقه آزاد شده بود. شایان ذکر است که در آن مقطع، همسر وی، لوا صمیمی، نیز در جریان پیگیری وضعیت همسرش در بازداشتگاه کچوئی ساری بازداشت و پس از مدتی با تودیع وثیقه آزاد شد.

صدور چنین احکام سنگین بخشی از الگوی سیستماتیک و هدفمند سرکوب جامعه بهائیان در ایران است. نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با بهره‌گیری از اتهامات کلی و پرونده‌سازی‌های عقیدتی، به شکلی گسترده آزادی‌های مدنی و حقوق اولیه این شهروندان را هدف قرار می‌دهند.
این اقدامات که شامل بازداشت‌های خودسرانه، محرومیت‌های اجتماعی طولانی‌مدت و فشارهای مالی سنگین است، نشان‌دهنده سیاستی دیرینه برای تحت فشار قرار دادن جامعه بهائی است. تداوم بازداشت اعضای خانواده‌ها و صدور احکام حبس و محرومیت‌های اجتماعی، در چارچوب تلاش حکومت برای ایجاد فضای ارعاب و محدودسازی فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی بهائیان صورت می‌گیرد؛ روندی که در سال‌های اخیر با شدت بیشتری در شهرهای مختلف ایران دنبال شده است.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔142
کیهان کلهر صفحه اینستاگرامش را به حمایت از کسب‌وکارهای فرهنگی و هنری آسیب‌دیده از قطع اینترنت اختصاص داد

کیهان کلهر، استاد سرشناس موسیقی ایرانی، با انتشار متنی در استوری اینستاگرام خود اعلام کرد که صفحه‌اش از امشب به مدت ۸۸ روز به «تبلیغ و حمایت از کسب‌وکار اهالی فرهنگ و هنر» اختصاص خواهد یافت؛ کسب‌وکارهایی که به گفته او در ماه‌های اخیر به دلیل قطع اینترنت دچار خسارت شده‌اند.

کیهان کلهر در این فراخوان از هنرمندان و فعالان فرهنگی خواسته است پست‌های تبلیغی ارسالی دارای «کپشنی روشن و گویا» باشند و تأکید کرده که صفحات با تعداد دنبال‌کنندگان کمتر، در اولویت معرفی قرار خواهند گرفت.

او همچنین نوشته است که در صورت دیده نشدن درخواست‌ها به دلیل حجم بالای پیام‌ها، کاربران می‌توانند پست تبلیغی خود را دوباره ارسال کنند. به گفته این موسیقی‌دان، این فراخوان تنها شامل کسب‌وکارهای داخل ایران می‌شود و انتشار تبلیغ‌ها نیز صرفاً بر اساس زمان دریافت پیام‌ها انجام خواهد شد.

کیهان کلهر در ادامه با اشاره به مسئولیت‌ناپذیری صفحه‌اش در قبال کیفیت محصولات یا صحت محتوای تبلیغ‌ها، ابراز امیدواری کرده است که فعالان فرهنگی و هنری «بیش از همیشه بر حفظ اعتماد مخاطبان» بکوشند.

او همچنین از مخاطبان صفحه خود خواسته است تا با بازنشر این تبلیغ‌ها، حتی اگر مرتبط با حوزه کاری‌شان نباشد، در حمایت از اهالی فرهنگ و هنر مشارکت کنند.

این اقدام کیهان کلهر در شرایطی صورت می‌گیرد که بسیاری از هنرمندان، فعالان فرهنگی و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک در ایران، در پی محدودیت‌ها و اختلال‌های گسترده اینترنت، با کاهش شدید مخاطب، فروش و امکان ارتباط با مشتریان خود مواجه شده‌اند.

رفتار این هنرمند شناخته‌شده را می‌توان نمونه‌ای از همدلی و مسئولیت اجتماعی در میان چهره‌های فرهنگی دانست؛ اقدامی که تلاش می‌کند از ظرفیت و اعتبار یک صفحه پرمخاطب برای حمایت از هنرمندان و کسب‌وکارهای آسیب‌دیده استفاده کند و در فضایی آکنده از فشار اقتصادی و محدودیت، روزنه‌ای برای دیده‌شدن و دلگرمی ایجاد کند.

#کیهان_کلهر #همدلی

@Tavaana_TavaanaTech
37👌4🕊2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نوروز ۱۴۰۵ در کنار مزار جاویدنام رسول ضیایی زردخشویی

خانواده و دوستان جاویدنام رسول ضیایی زردخُشویی، جوان ۲۶ ساله و ورزشکار فولادشهری، نوروز در کنار مزار او بودند. به علت قطع اینترنت، این ویدیو تازه به دستمان رسیده است.

رسول که شغل آزاد داشت، در ۱۸ دی‌ماه در فولادشهر اصفهان هدف گلوله قرار گرفت؛ گلوله‌ای که به قلبش اصابت کرد. او پس از انتقال به کلینیک شفا فولادشهر، جان باخت.

تحویل پیکر او به خانواده یک هفته به طول انجامید؛ پنج‌شنبه‌ای که از خانه بیرون رفت، پنج‌شنبه بعد پیکرش بازگشت و به خاک سپرده شد.

#رسول_ضیایی_زردخشویی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام یوسف میری؛ نوجوان ۱۷ ساله‌ای که در چهارشنبه‌سوری ۱۴۰۴ با شلیک گلوله به سر جان باخت

طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، جاویدنام یوسف میری، نوجوان ۱۷ ساله اهل اصفهان، شامگاه چهارشنبه‌سوری در خیابان حافظ این شهر بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.

در بحبوحه جنگ آمریکا و اسرائیل و رژیم جمهوری اسلامی ایران، مراسم چهارشنبه‌سوری، آئین باستانی ایرانیان توسط بسیاری از مردم با وجود تهدیدهای حکومت جشن گرفته شد، به دلیل قطع اینترنت خبر برخورد خشونت‌آمیز حکومت با مردم با تاخیر به دستمان رسیده است.

#یوسف_میری #اصفهان #چهارشنبه_سوری #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔26🕊1
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیل‌آباد مشهد، در دومین بخش از نامه خود از زندان، مردم ایران را مخاطب قرار داده و با انتقاد شدید از عملکرد جمهوری اسلامی و قرائت رسمی حکومت از مذهب، از شهروندان خواسته است با تکیه بر باورهای دینی یا اصول انسانی، نسبت به آنچه «استبداد، فساد و سوءاستفاده از دین» می‌خواند موضع بگیرند. او در این نامه، با مقایسه‌ای میان حکومت جمهوری اسلامی و روایت تاریخی حکومت یزید، از مردم می‌خواهد از «جهل مقدس» و خرافات فاصله گرفته و برای رهایی از فقر، ناامیدی و سرکوب، به خداوند و ارزش‌های انسانی پناه ببرند.

بخش اول نامه او خطاب به سازمان ملل متحد بود که چند ساعت قبل منتشر کرده بودیم.

متن این نامه به شرح زیر است:
‏بخش دوم نامه عباس واحدیان شاهرودی از زندان وکیل‌آباد مشهد

سخن دوم: با ملت ایران
مردم ارجمند ایران عزیز،
امروز شما را با هر دین، آیین و باوری که دارید مورد خطاب قرار می‌دهم.
در میان شما به طور حتم میلیون‌ها شیعه اثناعشری وجود دارند که این رژیم با القای جهل مقدس به جای تشیع علوی، اندیشه و جانتان را مسخ خود نموده تا همچون بردگان و گلادیاتورهای داوطلب در راه جنگ‌افروزی‌هایش بهره گیرد.
آیا به راستی این قوم خونخوار که دم از ملت حسین می‌زنند، شباهتی به آن سرور آزاده و طاغوت‌ستیز دارند؟
آیا حسین اختلاس‌گر، کاخ‌نشین، غارت‌کننده بیت‌المال و گسترش‌دهنده فقر، اعتیاد، فحشا و فساد در جامعه خود بوده است؟
می‌خواهم با دلیل به شما ثابت کنم که سردمداران و جانیان رژیم (ج.ا) حتی از یزید و حکومتش پلیدتر و سفاک‌ترند.
همه شما می‌دانید همان یزید مستبد، با همه خوی درندگی‌اش، وقتی با کاروان اسرای اهل بیت حسین مواجه گشت، دستور داد آنان را با عزت و احترام به مدینه بازگردانند؛ در حالی که حسین همچون ما زندانیان سیاسی امروز خواهان براندازی حکومتش بود.
اما یزیدیان این زمان، علاوه بر قتل‌عام گسترده فرزندان رشیدتان و اعدام‌های بی‌پایان و هرروزه خود، در بازداشتگاه‌های جهنمی‌شان به ناموس و شرف دختران و پسران ایران‌زمین تجاوز می‌کنند و نه تنها انکار نمی‌نمایند، بلکه اعمال شنیعشان را عین ثواب می‌پندارند.
اگر مسلمانید و به یگانگی خداوند باورمندید، به عظمت او سوگند که همراهی با این رژیم مصداق بارز اولیای طاغوت بودن است.
حتی اگر دین ندارید و به انسانیت و اخلاق باورمندید، به من نشان دهید کدام رفتار این قوم مطابق با اصول انسانی است؟
تنها راه نجات ما پناه جستن به ذات یگانه آفریدگاری است که از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است؛ خدایی که در مهربانی، هیچ بنده برگزیده‌ای، حتی اگر زنده باشد، به پای مهرش نمی‌رسد.
صدها سال است که دین‌فروشان با ارائه این جهل مقدس و آلوده به خرافات، اوهام و قبرپرستی، امپراتوری عظیمشان را بنا نهاده‌اند.
اگر از فقر، شرمساری و ناامیدی خسته‌اید، به خدا پناه برید و این زنجیرهای پوسیده را بگسید. از توسل به اهل قبور، به سوی خداوندی که همیشه زنده است پناه برید.

#عباس_واحدیان_شاهرودی
#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
24👌4
دو هفته از بازداشت شدند مهدی شفاخواه، مربی داوطلب آموزش کودکان کار می‌گذرد و او همچنان در انفرادی نگهداری می‌شود، محل بازداشت او را به خانواده نمی‌گویند و اجازه اعلام وکالت به برادرش نمی‌دهند.

رضا شفاخواه، وکیل دادگستری و برادر او، ضمن انتشار عکسی از برادرش که در آن خودش و امیرحسین موسوی (زندانی سیاسی و کاربر جیمز بی‌دین) حضور دارند، نوشت:

«یاران موافق همه از دست شدند... مهدی شفاخواه برادر عزیز و رفیق شفیقم دو هفته است که همانند امیرحسین موسوی (جیمز بی‌دین) در بازداشت انفرادی به سر می‌برد و از محل نگهداری وی و اوصاف پرونده مطروحه علیه او اطلاعی نداریم و به من هم اجازه اعلام وکالت و دفاع از مهدی را نمی‌دهند. مهدی عمر خود را بدون چشمداشت وقف کودکان کار کرده. همین.»

همچنین آناهیتا افرازه همسر مهدی شفاخواه در شبکه اجتماعی ایکس چنین نوشت:
«من آناهیتام. همسر مهدی که روز ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ بازداشت شد. می‌خوام اینجا درباره‌ش بیشتر بنویسم.

نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم. شاید بهتره از جایی شروع کنم که همه زندگیشو پاش گذاشته؛ یعنی بچه‌ها. به جرأت می‌تونم بگم اکثر اوقات صحبتامون درباره آینده بچه‌های ایرانه مهدی حتی تو سخت‌ترین شرایط خودمون، همیشه بزرگ‌ترین دغدغه و ترسش اینه که نکنه کاری برای بچه‌ای از دستش بربیاد و انجامش نده.

وقتی بیرون می‌ریم تمام حواسش به آدما مخصوصاً بچه‌هاست که اگه مشکلی باشه، اولین نفر باشه که به دادشون می‌رسه.»

مهدی شفاخواه طی سال‌های گذشته به‌صورت داوطلبانه در مناطق کم‌برخوردار فعالیت می‌کرد و با آموزش ورزش به کودکان کار و نوجوانان آسیب‌پذیر، تلاش داشت آنان را از چرخه اعتیاد، خشونت و بزهکاری دور نگه دارد. نزدیکان او می‌گویند فعالیت‌هایش نقش مهمی در ایجاد فضایی امن و حمایتی برای کودکان محروم داشته است.

#مهدی_شفاخواه #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔1513🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام اکبر حمزه‌ سیدحسینی؛ جوان معترضی که گفت «اگر برنگشتیم، فقط به یاد مردم رفتیم»

در این ویدیو اکبر حمزه سیدحسینی پیش از رفتن به خیابان برای حضور در اعتراضات می‌گوید:

«والا به خدا ایران رو خیلی دوست داریم
احتمال داره کشته بشیم
که ایشالا ما کشته نشیم بسیج و سپاه کشته بدن
تا ساعت ۱۰ معلوم میشه
ولی اگه دیدید برنگشتیم
بدونید فقط به یاد مردم رفتیم.
به یاد مجاهد کورکور
به یاد نیکا شاکرمی
به یاد مهسا امینی ..
اسم خیلیا جا موند همه خوب بودن ...
آهنگ دایه دایه وقت جنگه رو بذار»

طبق اطلاعات دریافتی، جاویدنام اکبر حمزه‌ سیدحسینی، جوان ۲۹ ساله ورزشکار و اهل کوهدشت لرستان، در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در روز ۱۹ دی ماه در چهارراه آبرسانی فردیس کرج، هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس این اطلاعات، گلوله جنگی شلیک‌شده توسط تک‌تیرانداز به قلب اکبر حمزه‌ سیدحسینی اصابت کرده و از بدن او عبور کرده بود.

اکبر حمزه‌ سیدحسینی پیش‌تر نیز در جریان خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱ بازداشت شده بود. او و برادرش هر دو در آن اعتراضات بازداشت و پس از حدود یک سال آزاد شدند. با این حال، برادرش بعدها به دلیل فعالیت در فضای مجازی بار دیگر بازداشت و به سه سال حبس محکوم شد.

اکبر پیش از حضور در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، ویدیویی از خود ضبط کرده و گفته بود:
«اگر برنگشتیم، بدونید فقط به یاد مردم رفتیم.»


#اکبر_حمزه_سیدحسینی #علیه_فراموشی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
🕊12💔8👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
جشن جشن‌ها؛ هم‌زیستی زیر پوست اختلاف‌ها


«جشنِ جشن‌ها» رویدادی فرهنگی و هنری است که هر سال در شهر حیفا برگزار می‌شود؛ شهری متکثر که مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و پیروان آیین بهایی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. این جشن با تلاقی هم‌زمان مناسبت‌هایی چون کریسمس، حنوکا و برخی آیین‌های دیگر، به نمادی از تنوع فرهنگی، همزیستی و احترام متقابل تبدیل شده است. فضای رنگارنگ و چندفرهنگی حیفا در این ایام، نشان می‌دهد که تفاوت‌های دینی و فرهنگی می‌توانند به‌جای تقابل، زمینه‌ای برای نزدیکی انسان‌ها باشند.

نوشتار «جشنِ جشن‌ها» نگاهی دارد به نقش جشن‌ها در ایجاد همبستگی، گفت‌وگو و نزدیکی میان انسان‌ها با باورها و فرهنگ‌های متفاوت. این مطلب نشان می‌دهد که چگونه آیین‌ها و مناسبت‌های فرهنگی می‌توانند فراتر از مرزهای دینی و قومی، به فرصتی برای شناخت متقابل و تقویت حس انسانیت مشترک تبدیل شوند.

یکی از نکات مهم این نوشتار تاکید بر این ایده است که جشن‌ها و آیین‌های جمعی، زمانی که با روح گفت‌وگو و پذیرش همراه شوند، می‌توانند شکاف‌های اجتماعی را کاهش دهند و امکان همزیستی مسالمت‌آمیز را تقویت کنند.

متن کامل این نوشتار را در سایت گفت‌وشنود بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/festival-of-festivals/

#جشن #آیین #رواداری #تکثر #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
11👍2🕊2
Forwarded from گفت‌وشنود
احضار نهاله شهیدی یزدی، شهروند بهایی فعال حقوق کودک، برای اجرای حکم ۶ سال حبس

نهاله شهیدی یزدی، فعال حقوق کودک و شهروند بهایی ساکن کرج، با دریافت ابلاغیه‌ای رسمی به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب کرمان احضار شد. بر اساس این ابلاغیه، خانم شهیدی یزدی موظف است در تاریخ ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵ جهت اجرای حکم قطعی شش سال حبس تعزیری خود را به این مرجع قضایی معرفی کند.

▪️سیر پرونده و بازداشت
خانم شهیدی یزدی در تاریخ ۸ فروردین ۱۴۰۲ در حالی که در ایستگاه قطار کرمان حضور داشت، توسط مأموران اطلاعات سپاه بازداشت و به زندان کرمان منتقل شد. وی پس از ماه‌ها بازداشت و بازجویی، سرانجام در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۲ با تودیع قرار وثیقه از زندان آزاد شد.
اتهامات انتسابی به این فعال مدنی شامل «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل دسته یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور» عنوان شده است. پرونده او در مردادماه ۱۴۰۴ در دادگاه انقلاب کرمان مورد رسیدگی قرار گرفت و منجر به صدور حکم شش سال حبس تعزیری شد؛ رایی که متعاقباً در مرحله تجدیدنظر نیز عیناً تأیید گردید و اکنون با صدور احضاریه، وارد مرحله اجرای نهایی شده است.

▪️تشدید فشار بر جامعه بهایی
احضار نهاله شهیدی یزدی به زندان، نمونه دیگری از تداوم برخوردهای قهری و سیستماتیک با شهروندان بهایی در ایران است. نهادهای امنیتی با بهره‌گیری از اتهامات کلی و فاقد مبنای قانونی، به‌طور مستمر اعضای این جامعه را هدف بازداشت‌های خودسرانه، محرومیت از حقوق اجتماعی و احکام سنگین حبس قرار می‌دهند. این سیاست سرکوبگرانه، که با هدف ایجاد فضای رعب و محدودسازی فعالیت‌های اجتماعی بهاییان طراحی شده، بخشی از راهبرد کلان حکومت در نقض حقوق بنیادین اقلیت‌های دینی و مذهبی است که در سال‌های اخیر به‌ویژه در استان‌های مختلف کشور با شدت‌ عمل بیشتری به اجرا درآمده است.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊11💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

یکی از مخاطبان توانا، در میانه حنگ، در نوروز ۱۴۰۵ بر سر مزار جاویدنامان و جان‌باختگان راه آزادی همچون یلدا آقافضلی، محسن شکاری و حمیدرضا روحی حاضر شد و با آرمان آن‌ها تجدید پیمان کرد.

او ضمن ارسال این ویدیو نوشت:
«صبح میشه این شب...
نور بر تاریکی پیروز است...»

#ایران #یلدا_آقافضلی #محسن_شکاری #حمیدرضا_روحی

@Tavaana_TavaanaTech
18👌2💯1
تصاویر و روایت‌های منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمی‌اند که در دی‌ماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بی‌خبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند. خانواده‌هایی که نه‌تنها با مرگ فرزندانشان، بلکه با تهدید، تحقیر، پنهان‌کاری و فشار امنیتی نیز روبه‌رو شدند.

گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال تهیه شده، تلاش می‌کند نام و روایت بخشی از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسان‌هایی با زندگی، خانواده، رویا و آینده‌ای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.

روایت هانی گنجی

هانی گنجی، ۴۹ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در محدوده تهرانپارس و خیابان استخر، از فاصله نزدیک و از پشت سر هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت. او پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، بر اثر شدت خونریزی جان باخت؛ روایتی دیگر از شلیک برای کشتن معترضان بی‌دفاع.

خانواده هانی، پس از ساعت‌ها بی‌خبری و فشار امنیتی، تنها با دادن تعهد موفق به تحویل پیکر او شدند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊1
تقدیر محمدباقر قالیباف از موج اعدام‌ها؛

رئیس مجلس جمهوری اسلامی، با ارسال نامه‌ای به غلامحسین محسنی اژه‌ای از عملکرد قوه قضاییه در جریان جنگ اخیر و موج اعدام‌های صورت‌گرفته تقدیر کرد؛ اعدام‌هایی که تنها طی سه ماه گذشته، دست‌کم جان ۴۵ زندانی سیاسی را گرفته است.

قالیباف در این پیام، از دستگاه قضایی به‌دلیل آنچه «برخورد با خائنین» خوانده، تشکر کرده و نوشته قوه قضاییه «زیر بمباران و تهدید دشمنان» نیز از سرکوب و مجازات مخالفان دست نکشیده و «خوش درخشیده» است.

این تقدیر در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از خانواده‌ها و نهادهای حقوق بشری تاکید کرده‌اند که این احکام بیش از آنکه قضایی باشند، بخشی از سیاست سرکوب و ایجاد وحشت در جامعه‌اند.

نام محمدباقر قالیباف سال‌هاست با سرکوب، خشونت و فساد گره خورده است. او از چهره‌های اصلی ساختار امنیتی جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات دانشجویی سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۲ بود؛ دوره‌ای که نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی با خشونت گسترده به دانشجویان و معترضان حمله کردند.
در کنار کارنامه امنیتی، پرونده‌های متعدد فساد اقتصادی، رانت و سوءاستفاده مالی نیز درباره او مطرح شده.
@Tavaana_TavaanaTech
💔256
مردم زیر بار فقرند و جمهوری اسلامی هنوز از جنگ و تهدید دست برنداشته است.

محمدحسن ابوترابی‌فرد، امام‌جمعه تهران، بار دیگر از تریبون رسمی حکومت، زبان تهدید و جنگ را تکرار کرد؛ ادبیاتی که سال‌هاست منطقه را به سوی ناامنی، خشونت و بی‌ثباتی سوق داده و هزینه‌اش را مردم عادی پرداخته‌اند.

او با اشاره به حملات اخیر گفت جمهوری اسلامی با «توان هوافضای سپاه پاسداران» به آمریکا «پاسخ سخت و شکننده» داده و مدعی شد این اقدامات باعث «تغییر موازنه قدرت به نفع ایران» شده است. ابوترابی‌فرد همچنین گفت کسانی که در «مدرسه انبیا» پرورش یافته‌اند، «می‌جنگند و پایگاه‌های آمریکایی را مورد تهاجم قرار می‌دهند.»

این سخنان در حالی مطرح می‌شود که میلیون‌ها ایرانی زیر فشار فقر، بیکاری، گرانی و ناامنی اقتصادی زندگی می‌کنند؛ در کشوری ثروتمند که بخش بزرگی از منابعش صرف پروژه‌های نظامی، ماجراجویی‌های منطقه‌ای و سیاست‌های تنش‌زا شده است.

جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته با سیاست‌های جنگ‌طلبانه و حمایت از گروه‌های مسلح، نه‌تنها ایران بلکه بخش بزرگی از خاورمیانه را درگیر بحران، بی‌ثباتی و خشونت کرده است.
@Tavaana_TavaanaTech
8👍2
تصاویر و روایت‌های منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمی‌اند که در دی‌ماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بی‌خبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند. خانواده‌هایی که نه‌فقط با داغ فرزند، بلکه با تهدید، پنهان‌کاری، تحقیر و فشار امنیتی نیز روبه‌رو شدند.

گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال تهیه شده، تلاش می‌کند نام و روایت بخشی از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسان‌هایی با زندگی، رویا، خانواده و آینده‌ای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.

روایت امیرپارسا اشکبوس؛
جوان ۲۱ ساله‌ای که پیکرش پشت بیمارستان الغدیر پیدا شد.

امیرپارسا اشکبوس، دانشجوی رشته میکروبیولوژی دانشگاه آزاد تهران شمال، در جریان اعتراضات هفت‌حوض تهران هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت. گلوله از پشت به گردن او اصابت کرد و جانش را گرفت.

مادر امیرپارسا ساعت‌ها بی‌خبر و بی‌پناه، میان بیمارستان و خیابان در جست‌وجوی فرزندش بود؛ تا این‌که پیکر بی‌جان او را در حیاط پشت بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊3
توماج صالحی، خواننده رپ اعتراضی و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در شبکه‌های اجتماعی بر ضرورت همبستگی میان جریان‌های آزادی‌خواه و پرهیز از بازتولید رفتارهای استبدادی تأکید کرد. او با انتقاد از «تفتيش عقيده»، «تماميت‌خواهی»، «ترور شخصيتی» و «فحاشی» در میان مخالفان حکومت، نوشت که راه آزادی از تفاوت رفتار آزادی‌خواهان با استبداد آغاز می‌شود و مهم‌ترین پیروزی آن است که مبارزان به همان چیزی که با آن می‌جنگند تبدیل نشوند.

متن آقای صالحی به شرح زیر است:

هيج جنبشی در مقابل دیگری نبوده،
هيچ آزادى‌خواهى در مقابل دیگری
نيست.
هر نوع ايستادگی در مقابل ديكتاتورى و هر قدمى در راه آزادى و عدالت
قابل ستايش است.
مسيرى كه خواسته يا ناخواسته در آن قدم گذاشته‌ايم يک پيست مسابقه نيست، اين یک رقابت نيست، مقاومت است، از خودگذشتگی است، اختلاف نظرها به معناى دشمنی نيستند، ما «گشتاپو» و «کا‌گ‌ب» نيستيم كه همديگر را تفتيش عقيده كنيم، براى «اتحاد» كافيست وطن و هموطن‌هايمان را دوست بداريم.
اولين گام‌هاى اين مسير، متفاوت بودنِ رفتار خودمان با ديكتاتور است، «تماميت خواهى» از ويژگی‌هاى آزادى‌خواهان نيست، «ترور شخصيتی، تهمت و فحاشی» از ويژگی‌هاى مبارزِ آزادى خواه نیست.
زیباترین نمودِ آزادی‌خواهی، رفتار متفاوت با استبداد است.
قطعاً هیچکدام از ما نمی‌خواهیم یک چرخه‌ی بی‌پایان را هزاران بار دیگر طى كنيم، اشتباهات تكرارى، هزينه‌هاى تكرارى، لحظه‌ی آزادى را به وضوح ديدن‌های تكرارى، و باز هم نرسيدن‌های تكرارى.
مردم عادى تا ابد حق اشتباه دارند، اما پرچم‌دارها نه، چرا که جان دیگران وسیله‌ی «آزمون و خطا» هیچکس نیست.
بیایید یک بار برای همیشه، فقط یک قدم که مهم‌ترین گام است را با هم برداریم، راهِ آزادی از تفاوتِ ما با استبداد آغاز می‌شود.
مهم‌ترین پیروزی، شبیه نشدن به همان چیزیست که با آن می‌جنگیم.


#همبستگی #آزادی #توماج_صالحی

@Tavaana_TavaanaTech
21👍1💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
نژادپرستی؛ از نظریه‌پردازی فلسفی تا جرم‌انگاری جهانی

نژادپرستی فقط یک پیش‌داوری فردی نیست؛ بلکه ساختاری اجتماعی و تاریخی است که می‌تواند در قانون، فرهنگ، رسانه و روابط روزمره بازتولید شود. نوشتار «نژادپرستی» به بررسی ریشه‌های این پدیده و تاثیر آن بر زندگی انسان‌ها و جوامع می‌پردازد؛ پدیده‌ای که همچنان در بسیاری از نقاط جهان، عامل تبعیض، خشونت و حذف اجتماعی است.

این مطلب نشان می‌دهد که چگونه کلیشه‌های نژادی و نگاه‌های تبعیض‌آمیز، به شکل‌گیری نابرابری‌های عمیق اجتماعی منجر می‌شوند و کرامت انسانی را زیر سوال می‌برند. همچنین بر اهمیت آموزش، آگاهی، گفت‌وگو و دفاع از برابری انسانی برای مقابله با نژادپرستی تاکید می‌کند.

یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که نژادپرستی تنها به رفتارهای آشکار محدود نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند در زبان، شوخی‌ها، سیاست‌ها و حتی نگاه‌های روزمره نیز حضور داشته باشد.

اگر به موضوع حقوق بشر، برابری و شناخت ریشه‌های تبعیض علاقه‌مند هستید، مطالعه این مطلب می‌تواند تامل‌برانگیز و آموزنده باشد.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/racism-2/

#نژادپرستی #دیگری_ستیزی #رواداری #راسیسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌71
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیل‌آباد مشهد، در بخش پایانی نامه خود از زندان، با خطاب قرار دادن نیروهای ارتش، چهره‌های اپوزیسیون و مردم ایران، خواستار همبستگی ملی برای «نجات ایران» شد. او ضمن دعوت ارتشیان به حمایت از مردم در صورت آغاز «قیام ملی»، از رهبران و جریان‌های مختلف اپوزیسیون نیز خواست اختلافات و رقابت‌های سیاسی را کنار بگذارند و با تمرکز بر هدف مشترک، برای گذار از جمهوری اسلامی همکاری کنند.

‏بخش سوم نامه عباس واحدیان شاهرودی از زندان وکیل‌آباد مشهد

سخن آخر به برادران ارتشی
همیشه یاور داشتم که پروردگار ایران‌زمین شما دلاوران را برای روز موعود آزادی نگه داشته است.
شما، برخلاف سپاه پاسداران که حافظ انقلاب اسلامی و حکومت دیکتاتوری هستند، سوگند خورده‌اید که پیوسته نگهبان میهن و مردم باشید.
همان‌گونه که در بین شما اندک مزدورانی حضور دارند که در خدمت مقاصد ویرانگر رژیم هستند، در میان اعضای سپاه پاسداران و حتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز آزادگانی هستند که از آنچه بر سر ملتشان آمده رنج می‌کشند.
از همه شما دلاوران میهن‌دوست تمنا دارم چنانچه طبق انتظارات و شواهد موجود قیام ملی آغاز شد، با خلع سلاح خائنان به حمایت همه‌جانبه از مردم قیام کنید.
سوگند به ایران که در آینده، ملت و حکومت آزاد قدرشناس شما خواهند بود.
خطاب به رهبران و چهره‌های مطرح اپوزیسیون
به رهبران، لیدرها و چهره‌های مطرح اپوزیسیون، به‌ویژه در خارج از کشور، و همه هواداران آن بزرگواران:
همه شما بزرگوارانی که به راستی دغدغه آزادی و نجات ایران دارید و هر کسی که با صداقت به مفاهیم دموکراسی و حق حاکمیت ملت ایران باورمند است، می‌گویم:
بیایید یک بار برای همیشه، با سوگند به آفریدگار و این خاک به خون‌خفته، دست از تخریب یکدیگر بردارید و از همه توان سازماندهی، لجستیکی و تشکیلاتی خویش به طور هماهنگ علیه این رژیم بهره گیرید.
این نابکاران جنگ‌طلب برای بقای خود، هرچند کوتاه، حاضرند ایرانمان را به سرزمین سوخته مبدل سازند و تنها راه مقابله با این نقشه شوم، قیام ملی ماست.
تمنا دارم از هر آنچه سبب بروز کینه و جدایی میان صفوف اپوزیسیون می‌شود، از جمله پرچم‌های مختلف، فعلاً تا روز پس از آزادی ایران بپرهیزید.
در این شرایط ما نیاز به یک پرچم واحد، آن هم به رنگ سپید و صلح داریم که بتواند بهانه کشتار و سرکوب ملت را خنثی نماید.
امروز در این نامه که حکم سند دست‌نویسم را دارد، اعلام می‌دارم که اگر چنان‌که کنفدراسیون تشکیل دهید، هیچ سمتی، نه امروز و نه در آینده، برای خود نمی‌خواهم.
دبیرکل، اعضای شورای عالی و همه مقامات را از بین خود انتخاب کنید و به این جنگ ناامیدکننده احزاب پایان دهید، اگر به راستی دغدغه نجات ایران دارید.
به همه مردم و رهبران سیاسی بگویید ما نمی‌خواهیم که شما از آرمان سیاسی خود بگذرید؛ بلکه می‌گوییم با هر اندیشه‌ای، از امروز فقط برای نجات ایران بکوشید.
و به قوای سرکوبگر رژیم می‌گوییم: به واسطه بقای حکومت چند دزد و غارتگر وطن‌فروش، مردم خود را سلاخی نکنید و آینده خود و عزیزانتان را به طوفان خشم مردم گره نزنید.
در انتها، من و همرزمانم در عمل و نه شعار ثابت نمودیم که حاضریم برای آزادی ایران و شما مردم بمیریم. آیا شما حاضرید برای نجات و آزادی خود و عزیزانتان فداکاری کنید؟
پاینده و مانا ایران
با احترام
عباس واحدیان شاهرودی


#عباس_واحدیان_شاهرودی #همبستگی #بیانیه #نجات_ایران

@Tavaana_TavaanaTech
16💯5🕊3👍1👌1
زنان در زندان
نیروانا تربتی‌نژاد

روایت زنانی که پیش از «مجرم» شدن، قربانی خشونت، فقر و بی‌پناهی بودند

نیروانا تربتی‌نژاد در یادداشتی با عنوان «زنان در زندان» از تجربه حضور در بند نسوان زندان امیرآباد گرگان نوشته و با روایت زندگی شماری از زندانیان زن، تصویری از تأثیر فقر، کودک‌همسری، خشونت خانگی، محرومیت از آموزش و تبعیض ساختاری بر سرنوشت آنان ارائه کرده است. او در این روایت تأکید می‌کند که بسیاری از این زنان، پیش از آنکه به عنوان «مجرم» شناخته شوند، سال‌ها قربانی خشونت، تحقیر، بی‌پناهی و محرومیت بوده‌اند.


نیروانا تربتی‌نژاد، شهروند ۲۰ ساله اهل گرگان، به همراه مادرش سایه امیرخانی در مراسم چهلم جاویدنام حسین سلیمانی در ۳ اسفند ۴۱۴۰، از جان‌باختگان خیزش دی‌ماه بازداشت شدند. مادرش شب دوم و نیروانا ۱۵ روز بعد با وثیقه آزاد شد.

نیروانا تربتی‌نژاد، طی دو سال گذشته تحت فشارهای مداوم امنیتی و قضایی بوده و اخیراً در یکی از پرونده‌های خود به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است. به گزارش منابع و سازمان‌های حقوق بشری، برخورد با او از سال ۱۴۰۱ آغاز شده و تاکنون شامل احضارهای متعدد، بازجویی‌های طولانی، تفتیش منزل، بازداشت شبانه و تشکیل چندین پرونده قضایی علیه وی بوده است.

در میان روایت‌های تکان‌دهنده «زنان در زندان»، شاید دردناک‌ترین بخش این باشد که بسیاری از زنان زندانی، پیش از آنکه «مجرم» باشند، قربانی خشونت، فقر و بی‌پناهی بوده‌اند.

دختری ۲۲ ساله که پس از سال‌ها آزار جنسی از سوی پدرش و تولد فرزندی معلول، به اتهام قتل همسر ۶۰ ساله‌اش در زندان است. دختری دیگر که پس از سال‌ها حبس خانگی، محرومیت از تحصیل و اجبار به ازدواج با مردی ۵۰ ساله، پدرش را به قتل رساند. و دختری که در ۸ سالگی به عقد مردی ۳۰ ساله درآمد، سال‌ها خشونت همسر و مادرشوهر را تحمل کرد و در ۱۸ سالگی با بدنی سوخته در زندان به سر می‌برد.

در این روایت‌ها زنانی دیده می‌شوند که برای فرار از گرسنگی و بی‌خانمانی عمداً دست به دزدی می‌زدند تا بازداشت شوند؛ زیرا زندان، با وجود همه سختی‌ها، برایشان امن‌تر از خیابان و خانه بود. زنانی که هنگام آزادی گریه می‌کردند، چون می‌دانستند بیرون از زندان نه خانه‌ای امن دارند، نه شغلی، نه خانواده‌ای حامی و نه آینده‌ای روشن.

این گزارش یادآور این پرسش تلخ است: چند نفر از این زنان، اگر از حق تحصیل، امنیت، حمایت و انتخاب برخوردار بودند، هرگز سر از زندان در نمی‌آوردند؟

روایت نیروانا را در لینک زیر یا در اسلایدها بخوانید.

https://tavaana.org/women-in-prison/

#نیروانا_تربتی_نژاد

@Tavaana_TavaanaTech
💔206