Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگی برادر جاویدنام حدیثه اکبرزاده؛
«مگه من به غیر از تو همدمی داشتم»
برادر جاویدنام حدیثه اکبرزاده با انتشار ویدئویی از خواهرش در صفحه اینستاگرامش نوشت:
شبکههای اجتماعی امروز یکی از مهمترین راههای رساندن صدای دادخواهی خانوادههای داغدار به افکار عمومی هستند. انتشار روایتها، تصاویر و ویدئوهای جانباختگان، اجازه نمیدهد نام و سرگذشت آنان فراموش شود.
حدیثه اکبرزاده، متولد ۲۳ دی ۱۳۸۵، دختری سرشار از شور زندگی و شادی بود. حدیثه چند روز پیش از زادروزش، در جریان اعتراضات ۱۸ دی در فردیس کرج هدف شلیک گلوله ماموران سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت. آنها به سینهاش شلیک کردند و جان او را گرفتند.
#حدیثه_اکبرزاده
💸 tavaanatech
«مگه من به غیر از تو همدمی داشتم»
برادر جاویدنام حدیثه اکبرزاده با انتشار ویدئویی از خواهرش در صفحه اینستاگرامش نوشت:
«آخه تو چرا آبجی باید بری که من تنها بشم مگه من به غیر از تو همدمی داشتم اخه قربونت برم»
شبکههای اجتماعی امروز یکی از مهمترین راههای رساندن صدای دادخواهی خانوادههای داغدار به افکار عمومی هستند. انتشار روایتها، تصاویر و ویدئوهای جانباختگان، اجازه نمیدهد نام و سرگذشت آنان فراموش شود.
حدیثه اکبرزاده، متولد ۲۳ دی ۱۳۸۵، دختری سرشار از شور زندگی و شادی بود. حدیثه چند روز پیش از زادروزش، در جریان اعتراضات ۱۸ دی در فردیس کرج هدف شلیک گلوله ماموران سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت. آنها به سینهاش شلیک کردند و جان او را گرفتند.
#حدیثه_اکبرزاده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔21❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
مهندس ایرانیتبار در آمریکا به نقض تحریمها و انتقال فناوری به ایران محکوم شد
هیئت منصفه یک دادگاه فدرال در بوستون، مهدی محمد صادقی، مهندس ایرانیتبار و کارمند پیشین شرکت آمریکایی «آنالوگ دیوایسز»، را در سه مورد از پنج اتهام مرتبط با انتقال غیرقانونی قطعات و فناوری الکترونیکی به ایران مجرم شناخت.
🔸براساس اسناد پرونده، دادستانها مهدی محمد صادقی را متهم کردهاند که هنگام فعالیت در شرکت آنالوگ دیوایسز، به محمد عابدینی نجفآبادی، تاجر ایرانی، برای تهیه قطعات الکترونیکی و دور زدن محدودیتهای صادراتی آمریکا کمک کرده است. این قطعات ابتدا به شرکتی در سوئیس ارسال میشدند و مقامهای آمریکایی مدعیاند مقصد نهایی آنها شرکت «صنعت دانش رهپویان افلاک» در تهران بوده است.
🔸دادستانها شرکت سوئیسی را پوششی برای انتقال فناوری آمریکایی به ایران معرفی کردند؛ اما وکلای صادقی گفتند این شرکت فعالیت واقعی و قانونی در زمینه فناوریهای ردیابی حرکت داشته و شواهدی وجود ندارد که نشان دهد موکلشان از انتقال احتمالی قطعات به ایران اطلاع داشته یا منفعت مالی به دست آورده است.
🔸به گفته وزارت دادگستری آمریکا، شرکت ایرانی تحت مدیریت عابدینی در ساخت سامانههای ناوبری مورد استفاده در پهپادهای نظامی ایران فعالیت داشته و سپاه پاسداران از مشتریان آن بوده است.
هیئت منصفه صادقی را در اتهام توطئه برای صادرات غیرقانونی فناوری به ایران و دو اتهام مرتبط مجرم شناخت، اما او از دو اتهام دیگر مربوط به نقض «قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی» تبرئه شد.
🔸صادقی ۴۳ ساله، شهروند ایرانیـآمریکایی و پدر دو فرزند است. او پس از بازداشت در دسامبر ۲۰۲۴ شغل خود را در آنالوگ دیوایسز از دست داد و در دادگاه نیز تصمیم گرفت شخصا شهادت ندهد. وکلای او همچنان بر بیگناهیاش تأکید دارند.
قاضی ایندیرا تالوانی زمان تعیین مجازات را برای ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ مشخص کرده است. صادقی تا آن زمان با شرایط قضایی آزاد خواهد ماند.
💸 tavaanatech
هیئت منصفه یک دادگاه فدرال در بوستون، مهدی محمد صادقی، مهندس ایرانیتبار و کارمند پیشین شرکت آمریکایی «آنالوگ دیوایسز»، را در سه مورد از پنج اتهام مرتبط با انتقال غیرقانونی قطعات و فناوری الکترونیکی به ایران مجرم شناخت.
🔸براساس اسناد پرونده، دادستانها مهدی محمد صادقی را متهم کردهاند که هنگام فعالیت در شرکت آنالوگ دیوایسز، به محمد عابدینی نجفآبادی، تاجر ایرانی، برای تهیه قطعات الکترونیکی و دور زدن محدودیتهای صادراتی آمریکا کمک کرده است. این قطعات ابتدا به شرکتی در سوئیس ارسال میشدند و مقامهای آمریکایی مدعیاند مقصد نهایی آنها شرکت «صنعت دانش رهپویان افلاک» در تهران بوده است.
🔸دادستانها شرکت سوئیسی را پوششی برای انتقال فناوری آمریکایی به ایران معرفی کردند؛ اما وکلای صادقی گفتند این شرکت فعالیت واقعی و قانونی در زمینه فناوریهای ردیابی حرکت داشته و شواهدی وجود ندارد که نشان دهد موکلشان از انتقال احتمالی قطعات به ایران اطلاع داشته یا منفعت مالی به دست آورده است.
🔸به گفته وزارت دادگستری آمریکا، شرکت ایرانی تحت مدیریت عابدینی در ساخت سامانههای ناوبری مورد استفاده در پهپادهای نظامی ایران فعالیت داشته و سپاه پاسداران از مشتریان آن بوده است.
هیئت منصفه صادقی را در اتهام توطئه برای صادرات غیرقانونی فناوری به ایران و دو اتهام مرتبط مجرم شناخت، اما او از دو اتهام دیگر مربوط به نقض «قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی» تبرئه شد.
🔸صادقی ۴۳ ساله، شهروند ایرانیـآمریکایی و پدر دو فرزند است. او پس از بازداشت در دسامبر ۲۰۲۴ شغل خود را در آنالوگ دیوایسز از دست داد و در دادگاه نیز تصمیم گرفت شخصا شهادت ندهد. وکلای او همچنان بر بیگناهیاش تأکید دارند.
قاضی ایندیرا تالوانی زمان تعیین مجازات را برای ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ مشخص کرده است. صادقی تا آن زمان با شرایط قضایی آزاد خواهد ماند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔8👍3👌1
روز بیستودوم تیر ماه هشتاد و هشت؛ مکان بازداشتگاه مخوف کهریزک، جایی که خدا هم آنتن نمیداد.
صبح روز چهارم بود، همگی از شدت ضعف و گرسنگی بیحال و بیانرژی بودیم و زخمهایمان حسابی عفونت کرده بود و لحظهبهلحظه بیجانتر میشدیم و بعضی از دوستان به خاطر زخمهای شدیدی که داشتند، بیهوش میشدند… من نیز که بر اثر شکنجههای شبِ گذشته حال خوبی نداشتم و تمام زخمهایم حسابی عفونی و چرکین شده بود و از شدت تب داشتم میسوختم، هوای داخل قرنطینه بسیار گرم شده بود و نفس کشیدن از روزهای قبل برایمان دشوارتر شده بود…
محسن روحالامینی وقتی من را با آن حال دید، لباسش را درآورد و شروع کرد به باد زدنم. میدیدم که چقدر خسته است و دستهایش بیجان، اما برای مدتی همینطور مرا باد میزد. هر چقدر بهش میگفتم دیگر بس است، توجه نمیکرد و همچنان بادم میزد تا کمتر در آتش تب بسوزم. چیزی نگذشت که دوباره دود گازوئیل را به داخل قرنطینه فرستادند. از شدت دود گازوئیل، چشمهایمان حسابی عفونت کرده بود و به زور میتوانستیم جلوی خود را ببینیم… خدایا، کی از این جهنم نجات پیدا میکنم؟… خدایا، به کدامین گناه؟… آیا خواستنِ آزادی گناه است و پاسخاش این همه عذاب؟
همه به وضعیتمان معترض بودیم و هر چه میگذشت ناامیدتر میشدیم. در میان آن همه صدا، صدایی را شنیدم که میگفت: «بچهها، ما به خاطر هدفی که داشتیم اعتراض کردیم و نباید زود تسلیم بشیم و کم بیاریم، باید تا آخر هدفمان بایستیم.» نگاهی کردم تا ببینم صدای چه کسی بود که دیدم صدای محسن روحالامینی است. نمیدانم چرا در آن لحظات سخت، حرفهایش به من نیروی عجیبی داد و از شخصیت او خوشم آمد. تشنه بودم و رفتم دستشویی تا از آن آب چاهِ تسویهنشده که بوی بسیار گندی هم میداد بخورم که یکدفعه چشمم به چهره خسته و داغون امیر جوادیفر افتاد که او هم میخواست از داخل دستشویی آب بخورد. یکدفعه بهم گفت: «نمیدونم چرا چشم سمت چپم نمیبینه!!» گفتن واقعیت برایم بسیار سخت بود و نتوانستم بگویم: «برادر عزیزم، متأسفانه قرنیه چشمت بیرون آمده و بینایی یکی از چشمهایت را از دست دادهای.» در آن لحظه تنها کاری که از دستم بر آمد، دلداری به او بود.
در اون چند روزی که در جهنم کهریزک اسیر بودیم، امیر جوادیفر همیشه با صدای بلند از درد زیاد ناله میکرد و از مادرش کمک میخواست که: «مادرم! چرا یکی از چشمهایم دیگر نمیبیند، چشمهایم را به من باز گردان.»
هوای داخل قرنطینه آنقدر آلوده و نفسگیر شده بود که همه حاضر بودند به بیرون بروند و کتک بخورند، ولی برای لحظهای هم که شده بتوانند در آن هوای داغ نفس بکشند. ظهر شد و ما را به داخل حیاط آوردند. سرهنگ کمجانی، رئیس بازداشتگاه کهریزک، دستور داد که موهای ما را با ماشین دستی از ته بزنند. ماشینهای دستی خراب بودند و گاهی اوقات پوست سرمان به همراه موهایمان داشت کنده میشد. محسن روحالامینی موهای بسیار بلندی داشت. وقتی خواستند موهایش را بزنند، جملهای گفت که هر بار به آن جمله فکر میکنم، به شجاعت و ایستادگیاش در برابر این همه ظلم و ستم افتخار میکنم. او گفت: «شاید اینجا بتوانید موهایم را بزنید، اما هرگز نمیتوانید عقیدهام را بزنید و عوض کنید.»
موهای ما را با ماشین خراب زدند و سر همگی ما زخم شده بود. همچنان داخل حیاط بودیم که یکی از مأمورین بازداشتگاه یکنفر را از بین ما انتخاب کرد تا به ما حرکت نرمشی بدهد، شاید برای اینکه بدن ما خشک نشود؛ در حالیکه آنقدر در آن چند روز گرسنگی و تشنگی کشیده بودیم که دیگر جانی نبود که تازهاش کنیم!
بدنهایمان از درد شکنجه و گرسنگی لبریز شده بود و توان ایستادن نداشتیم و دوباره شعارهای همیشگی داخل تکرار شد و با شمارشِ سه، زیر شکنجه، باید سریعاً به داخل قرنطینه میرفتیم. هنگام شب، به مدت دو ساعت آب دستشویی را قطع کردند. البته آب چاه آلوده بود و غیربهداشتی و خیلی از بچهها بعد از آزادی از آن جهنم دچار عفونت کلیه شدند و متأسفانه کلیهشان را از دست دادند، اما در آن شرایط سخت و طاقتفرسا ما ناچار بودیم برای زنده ماندن از آن آب چاه استفاده کنیم، ولی همان را هم از ما گرفته بودند.
شب شد و نالههای ما بلندتر از قبل میشد و باز باید دود گازوئیلی را که به داخل قرنطینه فرستاده میشد تحمل میکردیم. شب از تشنگی و لبهای خشکمان میرنجید و از پریشانی ما تیرهتر میشد. زمزمه نگرانیهایمان فضا را پر کرده بود که آیا قرار است تا آخر تابستان در جهنم ترسناک بمانیم؟! و بیشتر دلنگران خانوادهها بودیم که نمیدانستند ما کجا هستیم
ادامه اینجا:
https://www.instagram.com/p/DavuW7TyYG6/?igsh=OWQxZHR4bTk5NjBm
از صفحه مسعود علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
صبح روز چهارم بود، همگی از شدت ضعف و گرسنگی بیحال و بیانرژی بودیم و زخمهایمان حسابی عفونت کرده بود و لحظهبهلحظه بیجانتر میشدیم و بعضی از دوستان به خاطر زخمهای شدیدی که داشتند، بیهوش میشدند… من نیز که بر اثر شکنجههای شبِ گذشته حال خوبی نداشتم و تمام زخمهایم حسابی عفونی و چرکین شده بود و از شدت تب داشتم میسوختم، هوای داخل قرنطینه بسیار گرم شده بود و نفس کشیدن از روزهای قبل برایمان دشوارتر شده بود…
محسن روحالامینی وقتی من را با آن حال دید، لباسش را درآورد و شروع کرد به باد زدنم. میدیدم که چقدر خسته است و دستهایش بیجان، اما برای مدتی همینطور مرا باد میزد. هر چقدر بهش میگفتم دیگر بس است، توجه نمیکرد و همچنان بادم میزد تا کمتر در آتش تب بسوزم. چیزی نگذشت که دوباره دود گازوئیل را به داخل قرنطینه فرستادند. از شدت دود گازوئیل، چشمهایمان حسابی عفونت کرده بود و به زور میتوانستیم جلوی خود را ببینیم… خدایا، کی از این جهنم نجات پیدا میکنم؟… خدایا، به کدامین گناه؟… آیا خواستنِ آزادی گناه است و پاسخاش این همه عذاب؟
همه به وضعیتمان معترض بودیم و هر چه میگذشت ناامیدتر میشدیم. در میان آن همه صدا، صدایی را شنیدم که میگفت: «بچهها، ما به خاطر هدفی که داشتیم اعتراض کردیم و نباید زود تسلیم بشیم و کم بیاریم، باید تا آخر هدفمان بایستیم.» نگاهی کردم تا ببینم صدای چه کسی بود که دیدم صدای محسن روحالامینی است. نمیدانم چرا در آن لحظات سخت، حرفهایش به من نیروی عجیبی داد و از شخصیت او خوشم آمد. تشنه بودم و رفتم دستشویی تا از آن آب چاهِ تسویهنشده که بوی بسیار گندی هم میداد بخورم که یکدفعه چشمم به چهره خسته و داغون امیر جوادیفر افتاد که او هم میخواست از داخل دستشویی آب بخورد. یکدفعه بهم گفت: «نمیدونم چرا چشم سمت چپم نمیبینه!!» گفتن واقعیت برایم بسیار سخت بود و نتوانستم بگویم: «برادر عزیزم، متأسفانه قرنیه چشمت بیرون آمده و بینایی یکی از چشمهایت را از دست دادهای.» در آن لحظه تنها کاری که از دستم بر آمد، دلداری به او بود.
در اون چند روزی که در جهنم کهریزک اسیر بودیم، امیر جوادیفر همیشه با صدای بلند از درد زیاد ناله میکرد و از مادرش کمک میخواست که: «مادرم! چرا یکی از چشمهایم دیگر نمیبیند، چشمهایم را به من باز گردان.»
هوای داخل قرنطینه آنقدر آلوده و نفسگیر شده بود که همه حاضر بودند به بیرون بروند و کتک بخورند، ولی برای لحظهای هم که شده بتوانند در آن هوای داغ نفس بکشند. ظهر شد و ما را به داخل حیاط آوردند. سرهنگ کمجانی، رئیس بازداشتگاه کهریزک، دستور داد که موهای ما را با ماشین دستی از ته بزنند. ماشینهای دستی خراب بودند و گاهی اوقات پوست سرمان به همراه موهایمان داشت کنده میشد. محسن روحالامینی موهای بسیار بلندی داشت. وقتی خواستند موهایش را بزنند، جملهای گفت که هر بار به آن جمله فکر میکنم، به شجاعت و ایستادگیاش در برابر این همه ظلم و ستم افتخار میکنم. او گفت: «شاید اینجا بتوانید موهایم را بزنید، اما هرگز نمیتوانید عقیدهام را بزنید و عوض کنید.»
موهای ما را با ماشین خراب زدند و سر همگی ما زخم شده بود. همچنان داخل حیاط بودیم که یکی از مأمورین بازداشتگاه یکنفر را از بین ما انتخاب کرد تا به ما حرکت نرمشی بدهد، شاید برای اینکه بدن ما خشک نشود؛ در حالیکه آنقدر در آن چند روز گرسنگی و تشنگی کشیده بودیم که دیگر جانی نبود که تازهاش کنیم!
بدنهایمان از درد شکنجه و گرسنگی لبریز شده بود و توان ایستادن نداشتیم و دوباره شعارهای همیشگی داخل تکرار شد و با شمارشِ سه، زیر شکنجه، باید سریعاً به داخل قرنطینه میرفتیم. هنگام شب، به مدت دو ساعت آب دستشویی را قطع کردند. البته آب چاه آلوده بود و غیربهداشتی و خیلی از بچهها بعد از آزادی از آن جهنم دچار عفونت کلیه شدند و متأسفانه کلیهشان را از دست دادند، اما در آن شرایط سخت و طاقتفرسا ما ناچار بودیم برای زنده ماندن از آن آب چاه استفاده کنیم، ولی همان را هم از ما گرفته بودند.
شب شد و نالههای ما بلندتر از قبل میشد و باز باید دود گازوئیلی را که به داخل قرنطینه فرستاده میشد تحمل میکردیم. شب از تشنگی و لبهای خشکمان میرنجید و از پریشانی ما تیرهتر میشد. زمزمه نگرانیهایمان فضا را پر کرده بود که آیا قرار است تا آخر تابستان در جهنم ترسناک بمانیم؟! و بیشتر دلنگران خانوادهها بودیم که نمیدانستند ما کجا هستیم
ادامه اینجا:
https://www.instagram.com/p/DavuW7TyYG6/?igsh=OWQxZHR4bTk5NjBm
از صفحه مسعود علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊4
با گذشت حدود دو هفته از بازداشت شهاب مشاری؛ همچنان بیاطلاعی از محل نگهداری و تداوم بازجویی
با وجود گذشت حدود دو هفته از بازداشت شهاب مشاری، شهروند ۴۳ ساله ساکن تهران، همچنان هیچ اطلاع دقیقی از محل نگهداری، نهاد بازداشتکننده و اتهامات منتسب به او در دست نیست.
پیشتر گزارش شده بود که آقای مشاری روز دهم تیرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تفتیش منزل، وسایل الکترونیکی و گذرنامهاش ضبط شد. او پس از بازداشت تنها یک تماس کوتاه با خانواده خود داشته است.
اکنون یک منبع مطلع میگوید: «به خانواده او اطلاع درستی نمیدهند و تنها اعلام کردهاند که تحقیقات هنوز به پایان نرسیده و پروندهاش تاکنون به دادگاه ارسال نشده است.»
به گفته این منبع، خانواده آقای مشاری وثیقه نیز آماده کردهاند، اما مقامهای مسئول به آنها گفتهاند: «اگر نیازی به تودیع وثیقه باشد، خودمان اطلاع خواهیم داد.» همچنین، به گفته این منبع، از تحویل داروهای تخصصی مورد نیاز شهاب مشاری که خانواده برای او تهیه کردهاند، خودداری شده و به خانواده گفتهاند که دارو توسط مسئولان در اختیار او قرار خواهد گرفت.
ادامه بازداشت در شرایط بلاتکلیفی، تداوم بازجویی، عدم دسترسی به داروهای تخصصی و بیاطلاعی از محل نگهداری شهاب مشاری، نگرانی خانواده او را بهشدت افزایش داده است.
#شهاب_مشاری #از_بازداشتیها_بگو #حقوق_بشر #بازداشت_خودسرانه
@Tavaana_TavaanaTech
با وجود گذشت حدود دو هفته از بازداشت شهاب مشاری، شهروند ۴۳ ساله ساکن تهران، همچنان هیچ اطلاع دقیقی از محل نگهداری، نهاد بازداشتکننده و اتهامات منتسب به او در دست نیست.
پیشتر گزارش شده بود که آقای مشاری روز دهم تیرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تفتیش منزل، وسایل الکترونیکی و گذرنامهاش ضبط شد. او پس از بازداشت تنها یک تماس کوتاه با خانواده خود داشته است.
اکنون یک منبع مطلع میگوید: «به خانواده او اطلاع درستی نمیدهند و تنها اعلام کردهاند که تحقیقات هنوز به پایان نرسیده و پروندهاش تاکنون به دادگاه ارسال نشده است.»
به گفته این منبع، خانواده آقای مشاری وثیقه نیز آماده کردهاند، اما مقامهای مسئول به آنها گفتهاند: «اگر نیازی به تودیع وثیقه باشد، خودمان اطلاع خواهیم داد.» همچنین، به گفته این منبع، از تحویل داروهای تخصصی مورد نیاز شهاب مشاری که خانواده برای او تهیه کردهاند، خودداری شده و به خانواده گفتهاند که دارو توسط مسئولان در اختیار او قرار خواهد گرفت.
ادامه بازداشت در شرایط بلاتکلیفی، تداوم بازجویی، عدم دسترسی به داروهای تخصصی و بیاطلاعی از محل نگهداری شهاب مشاری، نگرانی خانواده او را بهشدت افزایش داده است.
#شهاب_مشاری #از_بازداشتیها_بگو #حقوق_بشر #بازداشت_خودسرانه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊15❤3💔2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض زندانیان واحد ۲ قزلحصار به انتقال ۶ محکوم به اعدام؛ اعتصاب غذا و انتشار پیام ویدئویی امیر نظریانی
زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار کرج روز دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵، در اعتراض به انتقال دستکم شش زندانی محکوم به اعدام به سلولهای انفرادی برای اجرای حکم، با خودداری از دریافت جیره غذایی دست به اعتصاب غذا زدند.
همزمان، ویدئوهایی از امیر نظریانی، زندانی محکوم به اعدام در زندان قزلحصار، منتشر شده است. او در این پیام ویدئویی میگوید حدود هفت سال است که از خانواده و دو فرزندش دور مانده و اکنون بیم آن دارد که فرزندانش به جای دیدار با پدر، با پیکر بیجان او روبهرو شوند. وی همچنین از اعتصاب غذای زندانیان واحد ۲ در اعتراض به اجرای احکام اعدام مرتبط با جرائم مواد مخدر خبر میدهد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، حامد نظریانی، برادر امیر نظریانی که هر دو اهل نورآباد استان لرستان هستند، نیز برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده است.
زندانیان معترض خواستار توقف اجرای احکام اعدام و اعمال یک درجه تخفیف در مجازات از سوی رئیس قوه قضاییه هستند. آنان میگویند جرائم منتسب به بسیاری از محکومان در شرایط سخت اقتصادی، فقر و اجبار رخ داده و خواستار بازنگری در احکام صادرشده شدهاند.
در همین ارتباط، سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرده است که تمامی زندانیان واحد ۲ قزلحصار در اعتراض به انتقال محکومان به انفرادی دست به اعتصاب غذا زدهاند. این سازمان با اشاره به سابقه اعتراضهای ضد اعدام در زندان قزلحصار، از جمله اعتصاب گسترده مهر ۱۴۰۴ و شکلگیری کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از این زندان، تأکید کرده است که اعتراض اخیر ادامه مطالبه زندانیان برای دفاع از حق حیات و توقف اجرای مجازات اعدام است.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
اعتراض زندانیان واحد ۲ قزلحصار به انتقال ۶ محکوم به اعدام؛ اعتصاب غذا و انتشار پیام ویدئویی امیر نظریانی
زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار کرج روز دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵، در اعتراض به انتقال دستکم شش زندانی محکوم به اعدام به سلولهای انفرادی برای اجرای حکم، با خودداری از دریافت جیره غذایی دست به اعتصاب غذا زدند.
همزمان، ویدئوهایی از امیر نظریانی، زندانی محکوم به اعدام در زندان قزلحصار، منتشر شده است. او در این پیام ویدئویی میگوید حدود هفت سال است که از خانواده و دو فرزندش دور مانده و اکنون بیم آن دارد که فرزندانش به جای دیدار با پدر، با پیکر بیجان او روبهرو شوند. وی همچنین از اعتصاب غذای زندانیان واحد ۲ در اعتراض به اجرای احکام اعدام مرتبط با جرائم مواد مخدر خبر میدهد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، حامد نظریانی، برادر امیر نظریانی که هر دو اهل نورآباد استان لرستان هستند، نیز برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده است.
زندانیان معترض خواستار توقف اجرای احکام اعدام و اعمال یک درجه تخفیف در مجازات از سوی رئیس قوه قضاییه هستند. آنان میگویند جرائم منتسب به بسیاری از محکومان در شرایط سخت اقتصادی، فقر و اجبار رخ داده و خواستار بازنگری در احکام صادرشده شدهاند.
در همین ارتباط، سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرده است که تمامی زندانیان واحد ۲ قزلحصار در اعتراض به انتقال محکومان به انفرادی دست به اعتصاب غذا زدهاند. این سازمان با اشاره به سابقه اعتراضهای ضد اعدام در زندان قزلحصار، از جمله اعتصاب گسترده مهر ۱۴۰۴ و شکلگیری کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از این زندان، تأکید کرده است که اعتراض اخیر ادامه مطالبه زندانیان برای دفاع از حق حیات و توقف اجرای مجازات اعدام است.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
🕊15💔9❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیدا عقیلی، ۳۴ ساله، در اعتراضات دی۱۴۰۴ با اصابت گلوله جنگی به سر کشته شد. خانوادهاش پس از چند روز جستوجو و بیخبری، سرانجام پیکر او را در میان جانباختگان منتقلشده به کهریزک پیدا کردند.
آیدا در شبکههای اجتماعی حضوری فعال داشت. آخرین استوری اینستاگرام او که حدود یک هفته پیش از کشتهشدنش منتشر شده بود، تصویری ساختهشده با هوش مصنوعی از خودش در حالی بود که ایران را در آغوش گرفته بود؛ تصویری که پس از جانباختنش برای بسیاری به نمادی از عشق او به سرزمینش تبدیل شد.
ساخت تندیس شنی جاویدنام آیدا عقیلی
در سواحل عمان
توسط فرهاد پوریاری
#آیدا_عقیلی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
آیدا عقیلی، ۳۴ ساله، در اعتراضات دی۱۴۰۴ با اصابت گلوله جنگی به سر کشته شد. خانوادهاش پس از چند روز جستوجو و بیخبری، سرانجام پیکر او را در میان جانباختگان منتقلشده به کهریزک پیدا کردند.
آیدا در شبکههای اجتماعی حضوری فعال داشت. آخرین استوری اینستاگرام او که حدود یک هفته پیش از کشتهشدنش منتشر شده بود، تصویری ساختهشده با هوش مصنوعی از خودش در حالی بود که ایران را در آغوش گرفته بود؛ تصویری که پس از جانباختنش برای بسیاری به نمادی از عشق او به سرزمینش تبدیل شد.
ساخت تندیس شنی جاویدنام آیدا عقیلی
در سواحل عمان
توسط فرهاد پوریاری
#آیدا_عقیلی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔26👍2
Forwarded from گفتوشنود
در برابر شستوشوی مغزی در مدارس چه میتوان کرد؟
سیستم آموزشی نظام اسلامی ساخته شده تا فرزندان را از همان کودکی در قالب اعتقادی خاصی فرم دهد.
بخش بزرگی از این قالب اعتقادی، دشمنی و دگرستیزی است. در این سیستم چیزهایی مانند نفرت و کینه یا انتقامجویی از مهمترین ارزشها محسوب میشوند. انسان مطلوب از نگر این سیستم فردی همواره خشمگین و عبوس است که آرزو و شعار مرگ و نابودی برای دیگران را آموخته است. کتابهای درسی، مراسم صبحگاهی، شعارهای روی دیوارها، و بعضی معلمین گزینششده، همه در خدمت این هدفاند. در مقابل جایگاه اندیشه مستقل، هنر و موسیقی، دگرپذیری و همزیستی مسالمتآمیز، و پرورش شخصیت سالم در مدارس ایران خالی است.
اما این پایان کار نیست. خانه میتواند پادزهر تلقینهای اعتقادی و مذهبی در مدرسه باشد. پدر و مادر میتوانند با گفتگو، پرسشگری و معرفی روایتهای گوناگون، ذهن کودک را از یکصدایی رسمی بیرون بکشند. کودک میتواند بیاموزد که انسانها میتوانند راه زندگی خود را بر اساس اصول عقلی و اخلاقی که خود برگزیدهاند انتخاب کنند.
راه دیگر، شبکههای غیررسمی یادگیری است: کتاب، فیلم، موسیقی و فضای مجازی. حتی شکلهای تازهای از آموزش خانگی خصوصی یا جمعی میان دوستان و خانوادهها میتواند امکان یادگیری سالمتر را فراهم کند، جایی که کودکان در فضایی امن با ارزشهای همزیستی و آزاداندیشی آشنا شوند.
خانه و جمعهای دوستانه میتوانند جایی باشند که کودک با روایتهای گوناگون آشنا شود و بیاموزد که ارزش او یادیگران به عنوان یک انسان به عقائد دینیشان گره نخورده است، بلکه هر انسانی، از جمله او دارای ارزش ذاتی و است و حق دارد در امنیت و خوشبختی زندگی کند. وقتی او از کودکی تجربه گفتوگو میان ایدهها را داشته باشد، به جای تعصب، به همزیستی و مدارا خو میگیرد.
فرقهها میکوشند ذهن کودک را در یک صدا محصور کنند. راه چاره این است: گشودن پنجرهها به صداهای دیگر، و پرورش نسلی که از تفاوت نهراسد، بلکه آن را فرصتی برای شناخت و بهزیستی بداند.
#دگماتیسم #آموزش_ایدئولوژیک #آزاد_اندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dualogue1402
سیستم آموزشی نظام اسلامی ساخته شده تا فرزندان را از همان کودکی در قالب اعتقادی خاصی فرم دهد.
بخش بزرگی از این قالب اعتقادی، دشمنی و دگرستیزی است. در این سیستم چیزهایی مانند نفرت و کینه یا انتقامجویی از مهمترین ارزشها محسوب میشوند. انسان مطلوب از نگر این سیستم فردی همواره خشمگین و عبوس است که آرزو و شعار مرگ و نابودی برای دیگران را آموخته است. کتابهای درسی، مراسم صبحگاهی، شعارهای روی دیوارها، و بعضی معلمین گزینششده، همه در خدمت این هدفاند. در مقابل جایگاه اندیشه مستقل، هنر و موسیقی، دگرپذیری و همزیستی مسالمتآمیز، و پرورش شخصیت سالم در مدارس ایران خالی است.
اما این پایان کار نیست. خانه میتواند پادزهر تلقینهای اعتقادی و مذهبی در مدرسه باشد. پدر و مادر میتوانند با گفتگو، پرسشگری و معرفی روایتهای گوناگون، ذهن کودک را از یکصدایی رسمی بیرون بکشند. کودک میتواند بیاموزد که انسانها میتوانند راه زندگی خود را بر اساس اصول عقلی و اخلاقی که خود برگزیدهاند انتخاب کنند.
راه دیگر، شبکههای غیررسمی یادگیری است: کتاب، فیلم، موسیقی و فضای مجازی. حتی شکلهای تازهای از آموزش خانگی خصوصی یا جمعی میان دوستان و خانوادهها میتواند امکان یادگیری سالمتر را فراهم کند، جایی که کودکان در فضایی امن با ارزشهای همزیستی و آزاداندیشی آشنا شوند.
خانه و جمعهای دوستانه میتوانند جایی باشند که کودک با روایتهای گوناگون آشنا شود و بیاموزد که ارزش او یادیگران به عنوان یک انسان به عقائد دینیشان گره نخورده است، بلکه هر انسانی، از جمله او دارای ارزش ذاتی و است و حق دارد در امنیت و خوشبختی زندگی کند. وقتی او از کودکی تجربه گفتوگو میان ایدهها را داشته باشد، به جای تعصب، به همزیستی و مدارا خو میگیرد.
فرقهها میکوشند ذهن کودک را در یک صدا محصور کنند. راه چاره این است: گشودن پنجرهها به صداهای دیگر، و پرورش نسلی که از تفاوت نهراسد، بلکه آن را فرصتی برای شناخت و بهزیستی بداند.
#دگماتیسم #آموزش_ایدئولوژیک #آزاد_اندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dualogue1402
👍17❤4👌1
🔴 تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۸ زندان در هفته صدوبیستونهم
⭕️ پیوستن زندان بروجن به کارزار
📍فراخوان برای نجات جان زندانیان غیرسیاسی محکوم به اعدام قزلحصار و هشدار نسبت به تشدید صدور احکام اعدام برای زندانیان سیاسی
بعد از گذشت دو سال از زمان بر سرکار آمدن دولت پزشکیان، رئیس جمهور انتصابی حکومت ولایت فقیه، آمار اعدامها به طور وحشتناکی بالا رفته است به طوری که تاکنون دستکم ۳۸۸۸ تن به چوبههای دار سپرده شدهاند.
طبق اخبار در هفته گذشته یک زن زندانی ۵۲ ساله در زندان عادلآباد شیراز حلق آویز شد.
در ادامه این کشتار و سرکوبها شاهد احکام سنگین و اعدام برای زندانیان، بهویژه بازداشتیهای قیام دی ۱۴۰۴، هستیم. علاوه بر دهها نفری که در ارتباط با خیزش دیماه اعدام شدهاند، بیش از ۱۰۰ زندانی سیاسی دیگر که اسامی آنها منتشر شده، در حالا حاضر زیر حکم اعدام هستند. در آخرین خبر برای ۱۲ زندانی مرتبط با پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان» احکام اعدام زیر صادر شدهاست:
علیرضا سپاهی، متولد ۱۳۸۰، محکوم به چهار بار اعدام
ابوالفضل سپاهی، متولد ۱۳۸۲، محکوم به سه بار اعدام
علیرضا رئیسی، متولد ۱۳۸۳، محکوم به دو بار اعدام
قائم حسینی متولد ۱۳۸۴، محکوم به دو بار اعدام
گلمحمد محمدی متولد ۱۳۸۱، شهروند افغانستان، محکوم به دو بار اعدام
امیرحسین صفری، متولد ۱۳۷۷، محکوم به اعدام
امیرحسین ملکی، متولد ۱۳۸۵،محکوم به اعدام
علی دشتی، متولد ۱۳۸۵، محکوم به اعدام
امیرحسین ابراهیمی انالوجه متولد ۱۳۸۵، محکوم به اعدام
شروین باقریان، متولد ۱۳۸۶، محکوم به اعدام
عرفان اسفندیاری متولد ۱۳۸۶، محکوم به اعدام
ابوالفضل ابراهیمی، متولد ۱۳۸۶، محکوم به اعدام
سه تن از این زندانیان سیاسی، در زمان بازداشت، طبق پیماننامه حقوق کودک در سن کودکی بودند.
در یک اقدام سرکوبگرانه و زنستیزانه دیگر، روز یکشنبه ۲۱ تیرماه، گارد زندان اوین به بند زنان زندانی سیاسی حمله و اقدام به سرکوب زنانی کرد که به افزایش جمعیت بند معترض بودند.
طبق اخبار رسیده به کارزار، از روز دوشنبه ۲۲ تیرماه زندانیان واحد ۲ قزلحصار در اعتراض به انتقال ۶ تن از همبندیان خود به سلول انفرادی برای اجرای حکم اعدام، دست به اعتراض و اعتصاب غذا زدهاند.
لازم به ذکر است در مرداد ماه گذشته ۱۵۰۰ تن از زندانیان این واحد در اعتراض به اعدام همبندیان خود طی یک هفته اعتصاب، موفق شدند اعدام زندانیان متهم به مواد مخدر را در این زندان متوقف نموده و عوامل زندان قول دادند که در رابطه اعدام این زندانیان تجدید نظر شود.
در زندانها نبردی نابرابر در جریان است؛ حکومت مستبد برای پیشگیری از اعتراضات مردمی دست به اعدام میزند و همزمان نیز از جنگ خارجی عقب نمیکشد تا سرکوب داخلی را توجیه کند.
در مقابل زندانیان و اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صدوبیستونه هفته بیوقفه در هر سهشنبه دست به اعتصاب غذا و اعتراض علیه جنایتی کردهاند که روزانه توسط حاکمیت در زندانها در حال اجرا است زده و در این مسیر کوتاه نیامدهاند.
این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان بروجن در استان خراسان جنوبی به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستند.
اعضای کارزار نسبت به اجرای حکم زندانیان زندان قزلحصار هشدار میدهند و از همه میخواهند صدای زندانیان محکوم به اعدام قیام دی ماه باشند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ در هفته صدوبیست و نهم در ۵۸ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام ، زندان کرمان و زندان بروجن.
هفته صدوبیستونهم
سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
⭕️ پیوستن زندان بروجن به کارزار
📍فراخوان برای نجات جان زندانیان غیرسیاسی محکوم به اعدام قزلحصار و هشدار نسبت به تشدید صدور احکام اعدام برای زندانیان سیاسی
بعد از گذشت دو سال از زمان بر سرکار آمدن دولت پزشکیان، رئیس جمهور انتصابی حکومت ولایت فقیه، آمار اعدامها به طور وحشتناکی بالا رفته است به طوری که تاکنون دستکم ۳۸۸۸ تن به چوبههای دار سپرده شدهاند.
طبق اخبار در هفته گذشته یک زن زندانی ۵۲ ساله در زندان عادلآباد شیراز حلق آویز شد.
در ادامه این کشتار و سرکوبها شاهد احکام سنگین و اعدام برای زندانیان، بهویژه بازداشتیهای قیام دی ۱۴۰۴، هستیم. علاوه بر دهها نفری که در ارتباط با خیزش دیماه اعدام شدهاند، بیش از ۱۰۰ زندانی سیاسی دیگر که اسامی آنها منتشر شده، در حالا حاضر زیر حکم اعدام هستند. در آخرین خبر برای ۱۲ زندانی مرتبط با پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان» احکام اعدام زیر صادر شدهاست:
علیرضا سپاهی، متولد ۱۳۸۰، محکوم به چهار بار اعدام
ابوالفضل سپاهی، متولد ۱۳۸۲، محکوم به سه بار اعدام
علیرضا رئیسی، متولد ۱۳۸۳، محکوم به دو بار اعدام
قائم حسینی متولد ۱۳۸۴، محکوم به دو بار اعدام
گلمحمد محمدی متولد ۱۳۸۱، شهروند افغانستان، محکوم به دو بار اعدام
امیرحسین صفری، متولد ۱۳۷۷، محکوم به اعدام
امیرحسین ملکی، متولد ۱۳۸۵،محکوم به اعدام
علی دشتی، متولد ۱۳۸۵، محکوم به اعدام
امیرحسین ابراهیمی انالوجه متولد ۱۳۸۵، محکوم به اعدام
شروین باقریان، متولد ۱۳۸۶، محکوم به اعدام
عرفان اسفندیاری متولد ۱۳۸۶، محکوم به اعدام
ابوالفضل ابراهیمی، متولد ۱۳۸۶، محکوم به اعدام
سه تن از این زندانیان سیاسی، در زمان بازداشت، طبق پیماننامه حقوق کودک در سن کودکی بودند.
در یک اقدام سرکوبگرانه و زنستیزانه دیگر، روز یکشنبه ۲۱ تیرماه، گارد زندان اوین به بند زنان زندانی سیاسی حمله و اقدام به سرکوب زنانی کرد که به افزایش جمعیت بند معترض بودند.
طبق اخبار رسیده به کارزار، از روز دوشنبه ۲۲ تیرماه زندانیان واحد ۲ قزلحصار در اعتراض به انتقال ۶ تن از همبندیان خود به سلول انفرادی برای اجرای حکم اعدام، دست به اعتراض و اعتصاب غذا زدهاند.
لازم به ذکر است در مرداد ماه گذشته ۱۵۰۰ تن از زندانیان این واحد در اعتراض به اعدام همبندیان خود طی یک هفته اعتصاب، موفق شدند اعدام زندانیان متهم به مواد مخدر را در این زندان متوقف نموده و عوامل زندان قول دادند که در رابطه اعدام این زندانیان تجدید نظر شود.
در زندانها نبردی نابرابر در جریان است؛ حکومت مستبد برای پیشگیری از اعتراضات مردمی دست به اعدام میزند و همزمان نیز از جنگ خارجی عقب نمیکشد تا سرکوب داخلی را توجیه کند.
در مقابل زندانیان و اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صدوبیستونه هفته بیوقفه در هر سهشنبه دست به اعتصاب غذا و اعتراض علیه جنایتی کردهاند که روزانه توسط حاکمیت در زندانها در حال اجرا است زده و در این مسیر کوتاه نیامدهاند.
این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان بروجن در استان خراسان جنوبی به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستند.
اعضای کارزار نسبت به اجرای حکم زندانیان زندان قزلحصار هشدار میدهند و از همه میخواهند صدای زندانیان محکوم به اعدام قیام دی ماه باشند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ در هفته صدوبیست و نهم در ۵۸ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام ، زندان کرمان و زندان بروجن.
هفته صدوبیستونهم
سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
🕊19❤11💯1
مرکز اطلاعرسانی پلیس تهران بزرگ مدعی شد فردی را بازداشت کرده است که به گفته پلیس، با پوشش یک پروژه تحقیقاتی، تصاویر و مختصات جغرافیایی نقاط حساس کشور را جمعآوری و برای افراد و گروههایی در خارج از کشور ارسال میکرد. پلیس جزئیاتی درباره هویت متهم و ماهیت این نقاط اعلام نکرده است.
این چهارمین مورد از این نوع بازداشتها به اعلام پلیس تهران از آغاز جنگ است. در فروردین دو نفر به اتهام ارسال «مختصات مراکز حساس نظامی» بازداشت شدند و پلیس مدعی شد دو نقطه از نقاط ارسالی هدف حمله قرار گرفته بود. در اردیبهشت فردی به اتهام انتشار نقاط ایست بازرسی شمال تهران و در خرداد فردی به اتهام ارسال اطلاعات نقاط حساس به رابطی در امارات بازداشت شد. صحت این اتهامها بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نیست.
در همین راستا سخنگوی قوه قضاییه، در ابتدای تیرماه آمار بازداشتیها را سه هزار و ۲۹۲ نفر اعلام کرد و گفت نزدیک به ۴۰ درصد این بازداشتها به اتهام فعالیتهای سیاسی، تبلیغی و رسانهای بوده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
این چهارمین مورد از این نوع بازداشتها به اعلام پلیس تهران از آغاز جنگ است. در فروردین دو نفر به اتهام ارسال «مختصات مراکز حساس نظامی» بازداشت شدند و پلیس مدعی شد دو نقطه از نقاط ارسالی هدف حمله قرار گرفته بود. در اردیبهشت فردی به اتهام انتشار نقاط ایست بازرسی شمال تهران و در خرداد فردی به اتهام ارسال اطلاعات نقاط حساس به رابطی در امارات بازداشت شد. صحت این اتهامها بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نیست.
در همین راستا سخنگوی قوه قضاییه، در ابتدای تیرماه آمار بازداشتیها را سه هزار و ۲۹۲ نفر اعلام کرد و گفت نزدیک به ۴۰ درصد این بازداشتها به اتهام فعالیتهای سیاسی، تبلیغی و رسانهای بوده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
❤10💔8
جمهوری اسلامی دو زندانی را به اتهام «بغی» اعدام کرد
قوه قضاییه جمهوری اسلامی بامداد سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ محیالدین عبداللهی و حسین پالانی را با اتهامهایی از جمله «عضویت در هسته وابسته به داعش» و «بغی» اعدام کرد. محل اجرای این احکام از سوی رسانههای رسمی اعلام نشده است.
خبرگزاری میزان مدعی شده است که این دو زندانی در قالب یک هسته مسلح در ارتفاعات مرزی ایران و عراق فعالیت داشته و در حال جذب نیرو و برنامهریزی برای انجام عملیات در داخل کشور بودهاند. بنا بر این گزارش، احکام اعدام پس از رسیدگی دادگاه و تایید دیوان عالی کشور اجرا شده است.
این اعدامها در حالی صورت گرفته که امکان راستیآزمایی مستقل اتهامات، مستندات پرونده و نحوه رسیدگی قضایی وجود ندارد. دادگاههای امنیتی در ایران معمولا به صورت غیرعلنی برگزار میشوند و اطلاعات پرونده نیز عمدتا از سوی نهادهای امنیتی و رسانههای وابسته به حکومت منتشر میشود.
#نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
قوه قضاییه جمهوری اسلامی بامداد سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ محیالدین عبداللهی و حسین پالانی را با اتهامهایی از جمله «عضویت در هسته وابسته به داعش» و «بغی» اعدام کرد. محل اجرای این احکام از سوی رسانههای رسمی اعلام نشده است.
خبرگزاری میزان مدعی شده است که این دو زندانی در قالب یک هسته مسلح در ارتفاعات مرزی ایران و عراق فعالیت داشته و در حال جذب نیرو و برنامهریزی برای انجام عملیات در داخل کشور بودهاند. بنا بر این گزارش، احکام اعدام پس از رسیدگی دادگاه و تایید دیوان عالی کشور اجرا شده است.
این اعدامها در حالی صورت گرفته که امکان راستیآزمایی مستقل اتهامات، مستندات پرونده و نحوه رسیدگی قضایی وجود ندارد. دادگاههای امنیتی در ایران معمولا به صورت غیرعلنی برگزار میشوند و اطلاعات پرونده نیز عمدتا از سوی نهادهای امنیتی و رسانههای وابسته به حکومت منتشر میشود.
#نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
💔18❤3
Forwarded from گفتوشنود
چارلز لارمور
چگونه بدون دست کشیدن از باورهایمان، دیگری را بپذیریم؟
چارلز لارمور (متولد ۱۹۴۷)، فیلسوف سیاسی آمریکایی و از مدافعان لیبرالیسم سیاسی در عصر معاصر است. او با پیوند زدن اندیشههای جان رالز با سنتهای فلسفی اروپا، تلاش کرده است تا چارچوبی برای همزیستی در جوامع متکثر بیابد. لارمور به دلیل رویکرد واقعگرایانه و در عین حال اخلاقیاش به مسئله «چگونگی مواجهه با اختلافات عمیق اخلاقی» در حوزه عمومی، جایگاه ویژهای در فلسفه سیاسی معاصر دارد.
نظریه احترام عقلانی؛
بنیان رواداری لیبرال
از دیدگاه لارمور، رواداری و پذیرش دیگری، نه یک بیتفاوتی اخلاقی، بلکه یک ضرورت برخاسته از عقل است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این پذیرش پیشنهاد میدهد:
۱. اصل احترام عقلانی:
لارمور معتقد است رواداری یعنی حتی اگر با جهانبینی دیگری (مذهبی یا فلسفی) مخالفیم، باید او را به عنوان یک «موجود عاقل» به رسمیت بشناسیم. پذیرش دیگری به این معناست که بپذیریم طرف مقابل، برای باورهایش «دلایل معقولی» (از دیدگاه خودش) دارد. این احترام، مانع از تحمیل عقاید میشود.
۲. تفکیک باورهای اخلاقی از مبانی سیاسی:
لارمور استدلال میکند که ما نباید برای رسیدن به جامعه روادار، از باورهای شخصی خود دست بکشیم. او معتقد است میتوانیم با حفظ اصول اخلاقی خود، بر سر «قواعد مشترک سیاسی» به توافق برسیم. رواداری یعنی جدا کردن حوزه خصوصی (باورهای شخصی) از حوزه عمومی (توافق برای همزیستی).
۳. پرهیز از کمالگرایی:
لارمور نقد شدیدی به مدلهایی دارد که میخواهند «زندگی خوب» را برای همه تعریف کنند. او پذیرش دیگری را به معنای «بیطرفی دولت» میداند. جامعه روادار در نگاه او جامعهای است که به افراد اجازه میدهد بر اساس ارزشهای خود زندگی کنند، به شرطی که این ارزشها حق مشابه دیگران را نقض نکند.
پذیرش در نگاه لارمور، به معنای ایجاد فضایی است که در آن «گفتگوی عقلانی» ممکن باشد. او رواداری را ابزاری برای حفظ صلح اجتماعی میداند که بر پایه «احترام به استقلال فکری دیگران» بنا شده است. از منظر او، اگر ما بپذیریم که هیچکس نمیتواند ادعای نهایی حقیقت را در امور اخلاقی داشته باشد، آنگاه پذیرش دیگری به عنوان یک شهروند برابر، نه تنها یک وظیفه، بلکه تنها راه عقلانی برای زندگی در یک جامعه آزاد است.
#چارلز_لارمور #رواداری #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه بدون دست کشیدن از باورهایمان، دیگری را بپذیریم؟
چارلز لارمور (متولد ۱۹۴۷)، فیلسوف سیاسی آمریکایی و از مدافعان لیبرالیسم سیاسی در عصر معاصر است. او با پیوند زدن اندیشههای جان رالز با سنتهای فلسفی اروپا، تلاش کرده است تا چارچوبی برای همزیستی در جوامع متکثر بیابد. لارمور به دلیل رویکرد واقعگرایانه و در عین حال اخلاقیاش به مسئله «چگونگی مواجهه با اختلافات عمیق اخلاقی» در حوزه عمومی، جایگاه ویژهای در فلسفه سیاسی معاصر دارد.
نظریه احترام عقلانی؛
بنیان رواداری لیبرال
از دیدگاه لارمور، رواداری و پذیرش دیگری، نه یک بیتفاوتی اخلاقی، بلکه یک ضرورت برخاسته از عقل است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این پذیرش پیشنهاد میدهد:
۱. اصل احترام عقلانی:
لارمور معتقد است رواداری یعنی حتی اگر با جهانبینی دیگری (مذهبی یا فلسفی) مخالفیم، باید او را به عنوان یک «موجود عاقل» به رسمیت بشناسیم. پذیرش دیگری به این معناست که بپذیریم طرف مقابل، برای باورهایش «دلایل معقولی» (از دیدگاه خودش) دارد. این احترام، مانع از تحمیل عقاید میشود.
۲. تفکیک باورهای اخلاقی از مبانی سیاسی:
لارمور استدلال میکند که ما نباید برای رسیدن به جامعه روادار، از باورهای شخصی خود دست بکشیم. او معتقد است میتوانیم با حفظ اصول اخلاقی خود، بر سر «قواعد مشترک سیاسی» به توافق برسیم. رواداری یعنی جدا کردن حوزه خصوصی (باورهای شخصی) از حوزه عمومی (توافق برای همزیستی).
۳. پرهیز از کمالگرایی:
لارمور نقد شدیدی به مدلهایی دارد که میخواهند «زندگی خوب» را برای همه تعریف کنند. او پذیرش دیگری را به معنای «بیطرفی دولت» میداند. جامعه روادار در نگاه او جامعهای است که به افراد اجازه میدهد بر اساس ارزشهای خود زندگی کنند، به شرطی که این ارزشها حق مشابه دیگران را نقض نکند.
پذیرش در نگاه لارمور، به معنای ایجاد فضایی است که در آن «گفتگوی عقلانی» ممکن باشد. او رواداری را ابزاری برای حفظ صلح اجتماعی میداند که بر پایه «احترام به استقلال فکری دیگران» بنا شده است. از منظر او، اگر ما بپذیریم که هیچکس نمیتواند ادعای نهایی حقیقت را در امور اخلاقی داشته باشد، آنگاه پذیرش دیگری به عنوان یک شهروند برابر، نه تنها یک وظیفه، بلکه تنها راه عقلانی برای زندگی در یک جامعه آزاد است.
#چارلز_لارمور #رواداری #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👌1
Forwarded from گفتوشنود
شکاف بین نسلی در باورهای مذهبی
چالش والدین و فرزندان
گذار از سنت به تجدد در ایران شکاف میان نسلی عمیقی در باورهای مذهبی ایجاد کرده است این تفاوت دیدگاه ناشی از برخورد دو جهان بینی متفاوت است جهان بینی سنتی بر انتقال میراث استوار است در حالی که نسل جدید بر پرسشگری و استقلال فردی تاکید دارد.
دسترسی گسترده به اطلاعات و مواجهه با تکثر دیدگاه ها در فضای مجازی اقتدار منابع سنتی را به چالش کشیده است، بسیاری از جوانان به دنبال تجربه های فردی از حقیقت هستند و زمانی که آموزه های سنتی پاسخگوی چالش های عینی زندگی مدرن نباشد دچار تردید می شوند؛ از سوی دیگر والدین به دلیل نگرانی از گسست اخلاقی بر ارزش های خود پافشاری می کنند که این امر اغلب به تنش های خانوادگی می انجامد.
برای مدیریت این چالش نه تحمیل عقیده کارساز است و نه انکار مطلق میراث راهکار اصلی تغییر پارادایم از تطابق به تفاهم است ؛ پذیرش این واقعیت که باور جزئی از حریم خصوصی و هویت فردی است گام نخست برای کاهش تنش هاست، احترام به تفاوت به معنای تایید عقیده دیگری نیست بلکه به رسمیت شناختن حق متفاوت اندیشیدن است.
گفتگوی سازنده زمانی شکل می گیرد که هدف فهم جهان بینی دیگری باشد نه قانع کردن او والدین باید دغدغه های جوانان را فارغ از قضاوت بشنوند و جوانان نیز میتوانند با رویکردی انتقادی میراث پیشینیان را بررسی کنند.
شکاف میان نسلی یک بحران نیست بلکه فرایندی برای بلوغ فکری جامعه است که در آن مشترکات انسانی همچون اخلاق و شفقت باید مقدم بر تعریف های ایدئولوژیک قرار گیرد تا پیوندهای عاطفی در خانواده حفظ شود.
#شکاف_بین_نسلی #باورمندان #ناباورمندان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چالش والدین و فرزندان
گذار از سنت به تجدد در ایران شکاف میان نسلی عمیقی در باورهای مذهبی ایجاد کرده است این تفاوت دیدگاه ناشی از برخورد دو جهان بینی متفاوت است جهان بینی سنتی بر انتقال میراث استوار است در حالی که نسل جدید بر پرسشگری و استقلال فردی تاکید دارد.
دسترسی گسترده به اطلاعات و مواجهه با تکثر دیدگاه ها در فضای مجازی اقتدار منابع سنتی را به چالش کشیده است، بسیاری از جوانان به دنبال تجربه های فردی از حقیقت هستند و زمانی که آموزه های سنتی پاسخگوی چالش های عینی زندگی مدرن نباشد دچار تردید می شوند؛ از سوی دیگر والدین به دلیل نگرانی از گسست اخلاقی بر ارزش های خود پافشاری می کنند که این امر اغلب به تنش های خانوادگی می انجامد.
برای مدیریت این چالش نه تحمیل عقیده کارساز است و نه انکار مطلق میراث راهکار اصلی تغییر پارادایم از تطابق به تفاهم است ؛ پذیرش این واقعیت که باور جزئی از حریم خصوصی و هویت فردی است گام نخست برای کاهش تنش هاست، احترام به تفاوت به معنای تایید عقیده دیگری نیست بلکه به رسمیت شناختن حق متفاوت اندیشیدن است.
گفتگوی سازنده زمانی شکل می گیرد که هدف فهم جهان بینی دیگری باشد نه قانع کردن او والدین باید دغدغه های جوانان را فارغ از قضاوت بشنوند و جوانان نیز میتوانند با رویکردی انتقادی میراث پیشینیان را بررسی کنند.
شکاف میان نسلی یک بحران نیست بلکه فرایندی برای بلوغ فکری جامعه است که در آن مشترکات انسانی همچون اخلاق و شفقت باید مقدم بر تعریف های ایدئولوژیک قرار گیرد تا پیوندهای عاطفی در خانواده حفظ شود.
#شکاف_بین_نسلی #باورمندان #ناباورمندان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤1👌1
بازداشت حسن رونقی پس از ضربوشتم توسط مأموران لباسشخصی در ملکان
حسن رونقی، روز سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵، توسط مأموران لباسشخصی در شهر ملکان بازداشت شد. بنا بر گزارشهای دریافتی، مأموران پیش از بازداشت، وی را مورد ضربوشتم قرار دادهاند.
آقای رونقی پیش از این نیز در جریان جنگ ۱۲ روزه بازداشت شده و بنا بر گزارشها، در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته بود.
حسن رونقی به یک بیماری خودایمنی مبتلاست که موجب آسیب به سیستم عصبی او شده و در دورههایی توانایی راه رفتن را از وی سلب میکند. با توجه به وضعیت جسمانی، نیاز به مراقبتهای پزشکی مستمر و خطر تشدید بیماری، ادامه بازداشت او میتواند سلامت و جانش را با مخاطرات جدی مواجه کند.
آقای رونقی چندی پیش ضمن انتشار تصویر رای دادگاه تجدیدنظر نوشته بود:
حکم یکسال حبس صادره توسط قاضی سلمان رستمی شعبه ۱۰۲ کیفری ملکان در شعبه ۱۲ تجدید نظر استان عینا تائید شد.
اتهام: نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان در جهت تحکیم و تقویت رژیم صهیونیستی
او همچنین در خصوص پرونده دیگرش نوشته بود:
حکم چندین سال زندان و یکسال تبعید به شهرستان سربار صادره دادگاه انقلاب ملکان، در تجدید نظر در دست رسیدگی میباشد
#حسن_رونقی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
حسن رونقی، روز سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵، توسط مأموران لباسشخصی در شهر ملکان بازداشت شد. بنا بر گزارشهای دریافتی، مأموران پیش از بازداشت، وی را مورد ضربوشتم قرار دادهاند.
آقای رونقی پیش از این نیز در جریان جنگ ۱۲ روزه بازداشت شده و بنا بر گزارشها، در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته بود.
حسن رونقی به یک بیماری خودایمنی مبتلاست که موجب آسیب به سیستم عصبی او شده و در دورههایی توانایی راه رفتن را از وی سلب میکند. با توجه به وضعیت جسمانی، نیاز به مراقبتهای پزشکی مستمر و خطر تشدید بیماری، ادامه بازداشت او میتواند سلامت و جانش را با مخاطرات جدی مواجه کند.
آقای رونقی چندی پیش ضمن انتشار تصویر رای دادگاه تجدیدنظر نوشته بود:
حکم یکسال حبس صادره توسط قاضی سلمان رستمی شعبه ۱۰۲ کیفری ملکان در شعبه ۱۲ تجدید نظر استان عینا تائید شد.
اتهام: نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان در جهت تحکیم و تقویت رژیم صهیونیستی
او همچنین در خصوص پرونده دیگرش نوشته بود:
حکم چندین سال زندان و یکسال تبعید به شهرستان سربار صادره دادگاه انقلاب ملکان، در تجدید نظر در دست رسیدگی میباشد
#حسن_رونقی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊4❤2
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
طلسم فرمانبری؛ نگاهی به چهار رهبر کاریزماتیک و فرقههای آنان
فرقهها همیشه با خشونت آغاز نمیشوند. گاه با وعدهای معنوی و آرامشبخش شروع میشوند، با احساس تعلق، با آغوشی که طردشدگان را میپذیرد، با زبانی که رنج آدمی را میفهمد و با رهبری که خود را آموزگار، نجاتبخش، مرشد یا واسطه حقیقت نشان میدهد. خطر از جایی آغاز میشود که اطاعت محور اصلی رابطه را شکل میدهد و عملا رابطه انسانی به فرمانبری بیچونوچرا بدل میشود.
رهبران کاریزماتیک از آغاز، لزوما چهرههایی بزرگ و مخوف نیستند. بسیاری از آنها در حاشیه رشد کردهاند، شکست خوردهاند، طرد شدهاند یا در جستوجوی قدرتی بودهاند که در زندگی عادی به دست نیاوردهاند. آنچه آنان را خطرناک میکند فقط ادعاهای دینی یا معنویشان نیست، بلکه تواناییشان در ساختن حلقهای بسته از وفاداری، ترس، امید و وابستگی است؛ حلقهای که در آن پیروان کمکم جهان بیرون را دشمن، تردید را خیانت و اطاعت را نشانه رستگاری قمداد میکنند.
این پرونده گفتوشنود به اختصار به چند نمونه از چنین رهبران و فرقههایشان میپردازد؛ کسانی که از موسیقی، رقص، سیاست، معنویت، دین، آخرالزمان یا وعده رهایی، برای ساختن اقتدار شخصی استفاده کردند: چارلی منسن، جیم جونز، شوکو آساهارا و حامی گومز. مسئله فقط جنایت یا انحراف فردی این رهبران نیست؛ سازوکاری است که در آن کاریزما به ابزار کنترل بدل میشود و میل انسان به معنویت، پذیرفتهشدن و رهایی در خدمت سلطه قرار میگیرد.
این پرونده تلاشی است برای نشاندادن آن لحظهای که اعتماد به تسلیم تبدیل میشود و رهبر، به جای گشودن راه آزادی، ذهن و زندگی پیروان خود را در اختیار میگیرد.
کتابچه «طلسم فرمانبری» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-7/
#فرقه #فرقه_گرایی #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
فرقهها همیشه با خشونت آغاز نمیشوند. گاه با وعدهای معنوی و آرامشبخش شروع میشوند، با احساس تعلق، با آغوشی که طردشدگان را میپذیرد، با زبانی که رنج آدمی را میفهمد و با رهبری که خود را آموزگار، نجاتبخش، مرشد یا واسطه حقیقت نشان میدهد. خطر از جایی آغاز میشود که اطاعت محور اصلی رابطه را شکل میدهد و عملا رابطه انسانی به فرمانبری بیچونوچرا بدل میشود.
رهبران کاریزماتیک از آغاز، لزوما چهرههایی بزرگ و مخوف نیستند. بسیاری از آنها در حاشیه رشد کردهاند، شکست خوردهاند، طرد شدهاند یا در جستوجوی قدرتی بودهاند که در زندگی عادی به دست نیاوردهاند. آنچه آنان را خطرناک میکند فقط ادعاهای دینی یا معنویشان نیست، بلکه تواناییشان در ساختن حلقهای بسته از وفاداری، ترس، امید و وابستگی است؛ حلقهای که در آن پیروان کمکم جهان بیرون را دشمن، تردید را خیانت و اطاعت را نشانه رستگاری قمداد میکنند.
این پرونده گفتوشنود به اختصار به چند نمونه از چنین رهبران و فرقههایشان میپردازد؛ کسانی که از موسیقی، رقص، سیاست، معنویت، دین، آخرالزمان یا وعده رهایی، برای ساختن اقتدار شخصی استفاده کردند: چارلی منسن، جیم جونز، شوکو آساهارا و حامی گومز. مسئله فقط جنایت یا انحراف فردی این رهبران نیست؛ سازوکاری است که در آن کاریزما به ابزار کنترل بدل میشود و میل انسان به معنویت، پذیرفتهشدن و رهایی در خدمت سلطه قرار میگیرد.
این پرونده تلاشی است برای نشاندادن آن لحظهای که اعتماد به تسلیم تبدیل میشود و رهبر، به جای گشودن راه آزادی، ذهن و زندگی پیروان خود را در اختیار میگیرد.
کتابچه «طلسم فرمانبری» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-7/
#فرقه #فرقه_گرایی #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
👍9❤3👌1