Forwarded from گفتوشنود
تیغ تیز تبعیض بر پیکر شهروندی
حکمرانی دوگانهساز در جمهوری اسلامی
بیانیه جهانی حقوق بشر برابری ذاتی انسانها را نوید میدهد، اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، این اصل بنیادین جای خود را به سیستم مهندسیشدهای از تبعیض داده است.
حکومتی که طی دههها با خلق دوگانههای ساختگی نظیر خودی/دیگری، مسلمان/غیرمسلمان، مرد/زن و صاحب «التزام عملی» به ولایت فقیه و…، جامعه را به شهروندان درجهیک و درجهدو تقسیم کرده است. در این چارچوب، حقوق قانونی نه بر اساس کرامت انسانی، بلکه بر مبنای میزان وفاداری به ایدئولوژی حاکم توزیع میشود.
این تبعیض سیستماتیک تنها به حوزه عقیده و جنسیت محدود نمانده، بلکه فراتر رفته و آسیبپذیرترین اقشار جامعه نظیر معلولان، سالمندان و کودکان را نیز در بر گرفته است. افراد دارای معلولیت به جای برخورداری از حمایتهای ویژه و زیرساختهای متناسب برای زندگی برابر، با موانع مضاعف و بیتوجهی ساختاری مواجهاند که آنها را از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میکند.
نهادینه شدن این تبعیض چندلایه، بنیانهای اخلاقی جامعه را فرسوده کرده و رواداری را به شدت کاهش داده است.
جامعهای که در آن تفاوتها بهانهای برای سلب حقوق انسانی شوند، پویایی خود را از دست میدهد. استقرار عدالت اجتماعی و کرامت انسانی نیازمند نفی کامل این شکافها و بازگشت به اصل برابری حقوقی همهی شهروندان است.
راستی، تا زمانی که ساختار حقوقی کشور بر پایه حذف و تبعیض بنا شده است، چگونه میتوان از تحقق عدالت اجتماعی و انسجام ملی سخن گفت؟
#رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حکمرانی دوگانهساز در جمهوری اسلامی
بیانیه جهانی حقوق بشر برابری ذاتی انسانها را نوید میدهد، اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، این اصل بنیادین جای خود را به سیستم مهندسیشدهای از تبعیض داده است.
حکومتی که طی دههها با خلق دوگانههای ساختگی نظیر خودی/دیگری، مسلمان/غیرمسلمان، مرد/زن و صاحب «التزام عملی» به ولایت فقیه و…، جامعه را به شهروندان درجهیک و درجهدو تقسیم کرده است. در این چارچوب، حقوق قانونی نه بر اساس کرامت انسانی، بلکه بر مبنای میزان وفاداری به ایدئولوژی حاکم توزیع میشود.
این تبعیض سیستماتیک تنها به حوزه عقیده و جنسیت محدود نمانده، بلکه فراتر رفته و آسیبپذیرترین اقشار جامعه نظیر معلولان، سالمندان و کودکان را نیز در بر گرفته است. افراد دارای معلولیت به جای برخورداری از حمایتهای ویژه و زیرساختهای متناسب برای زندگی برابر، با موانع مضاعف و بیتوجهی ساختاری مواجهاند که آنها را از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میکند.
نهادینه شدن این تبعیض چندلایه، بنیانهای اخلاقی جامعه را فرسوده کرده و رواداری را به شدت کاهش داده است.
جامعهای که در آن تفاوتها بهانهای برای سلب حقوق انسانی شوند، پویایی خود را از دست میدهد. استقرار عدالت اجتماعی و کرامت انسانی نیازمند نفی کامل این شکافها و بازگشت به اصل برابری حقوقی همهی شهروندان است.
راستی، تا زمانی که ساختار حقوقی کشور بر پایه حذف و تبعیض بنا شده است، چگونه میتوان از تحقق عدالت اجتماعی و انسجام ملی سخن گفت؟
#رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14👌3👍1
مادر حسن رونقی: فرزندم را با وجود وخامت جسمی دوباره به زندان بازگرداندند
مادر حسن رونقی، زندانی سیاسی، با انتشار استوریای در اینستاگرام از وخامت وضعیت جسمانی فرزندش و بازگرداندن او به زندان، با وجود تأکید پزشک قانونی بر ناتوانیاش در تحمل حبس، خبر داد.
او نوشت که روز گذشته برای ملاقات با فرزندش به بیمارستان رفته و حسن را در حالی دیده که به گفته او «آنقدر ضعیف و لاغر شده که فقط پوست و استخوان از او مانده» و با وجود شرایط جسمی نامناسب، دستها و پاهایش با زنجیر به تخت بیمارستان بسته شده بود.
به گفته مادر حسن رونقی، پزشک قانونی در گزارش خود اعلام کرده است که این زندانی سیاسی به دو ماه مرخصی درمانی نیاز دارد و در وضعیت فعلی توان تحمل کیفر را ندارد، اما با این حال، مأموران او را دوباره به زندان منتقل کردهاند.
او همچنین از برخورد با پدر حسن رونقی خبر داد و نوشت که وی صبح امروز برای پیگیری وضعیت فرزندش ابتدا به دفتر اکبر سلمانپور، بازپرس پرونده، مراجعه کرده و سپس به زندان رفته است، اما نه تنها اجازه ملاقات یا کسب اطلاع از وضعیت حسن را نیافته، بلکه به گفته او، مأموران پدر حسن را نیز به بازداشت تهدید کردهاند.
مادر حسن رونقی در پایان با درخواست آزادی فرزندش و دیگر زندانیان سیاسی، خطاب به مسئولان نوشت: «دست از سر پسرم بردارید. حسن را آزاد کنید. زندانیان سیاسی را آزاد کنید.»
#حسن_رونقی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
مادر حسن رونقی: فرزندم را با وجود وخامت جسمی دوباره به زندان بازگرداندند
مادر حسن رونقی، زندانی سیاسی، با انتشار استوریای در اینستاگرام از وخامت وضعیت جسمانی فرزندش و بازگرداندن او به زندان، با وجود تأکید پزشک قانونی بر ناتوانیاش در تحمل حبس، خبر داد.
او نوشت که روز گذشته برای ملاقات با فرزندش به بیمارستان رفته و حسن را در حالی دیده که به گفته او «آنقدر ضعیف و لاغر شده که فقط پوست و استخوان از او مانده» و با وجود شرایط جسمی نامناسب، دستها و پاهایش با زنجیر به تخت بیمارستان بسته شده بود.
به گفته مادر حسن رونقی، پزشک قانونی در گزارش خود اعلام کرده است که این زندانی سیاسی به دو ماه مرخصی درمانی نیاز دارد و در وضعیت فعلی توان تحمل کیفر را ندارد، اما با این حال، مأموران او را دوباره به زندان منتقل کردهاند.
او همچنین از برخورد با پدر حسن رونقی خبر داد و نوشت که وی صبح امروز برای پیگیری وضعیت فرزندش ابتدا به دفتر اکبر سلمانپور، بازپرس پرونده، مراجعه کرده و سپس به زندان رفته است، اما نه تنها اجازه ملاقات یا کسب اطلاع از وضعیت حسن را نیافته، بلکه به گفته او، مأموران پدر حسن را نیز به بازداشت تهدید کردهاند.
مادر حسن رونقی در پایان با درخواست آزادی فرزندش و دیگر زندانیان سیاسی، خطاب به مسئولان نوشت: «دست از سر پسرم بردارید. حسن را آزاد کنید. زندانیان سیاسی را آزاد کنید.»
#حسن_رونقی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊4❤1
بیانیه سیامک امینی در نهمین سال حبس؛ اعتراض به تشدید فشار بر زندانیان سیاسی
سیامک امینی، زندانی سیاسی، همزمان با سپری کردن نهمین سال حبس خود، با انتشار بیانیهای از تداوم سرکوب و نقض حقوق زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی انتقاد کرد و نوشت که اگرچه چهار دهه از گذشته میگذرد، اما «سرکوب، فشار، کشتار و بیتوجهی به حقوق اولیه زندانیان سیاسی» همچنان ادامه دارد و تنها شکل آن تغییر کرده است.
او با اشاره به تجربه سالهای زندان، جنگ را بهانهای برای تشدید سرکوب و خاموش کردن صدای معترضان به بیعدالتی، فقر و فساد دانست و نوشت که در چنین شرایطی، فشار بر زندانیان افزایش مییابد.
امینی همچنین به بمباران زندان اوین اشاره کرد و نوشت که پس از این حمله، زندانیان در حالی که در امدادرسانی به پزشکان و آسیبدیدگان مشارکت داشتند، با پابند، دستبند و تحت تدابیر شدید امنیتی به زندانی دیگر منتقل شدند.
این زندانی سیاسی در ادامه، از تشدید محدودیتها و فشارها بر زندانیان خبر داد و مواردی همچون محرومیت از خدمات درمانی و اعزام به بیمارستان، حتی برای بیماران مبتلا به بیماریهای سخت، اجبار به پوشیدن لباس فرم و استفاده از پابند و دستبند هنگام اعزام، افزایش احکام اعدام و صدور احکام سنگین، بازرسیهای بدنی مکرر، ورود پیدرپی گارد به بندها، قطع ملاقاتها، نبود کتابخانه و کارگاههای آموزشی، محدود کردن زندانیان در سالنهای بسته، کاهش کیفیت و کمیت غذای زندان، کمبود اقلام فروشگاه و نبود امکانات ورزشی را از جمله این فشارها برشمرد.
سیامک امینی در پایان تأکید کرد که زندانیان سیاسی و عقیدتی با وجود این محدودیتها، همچنان بر دفاع از حقوق صنفی و سیاسی خود پافشاری میکنند و به مقاومت ادامه خواهند داد.
این بیانیه در مرداد ۱۴۰۵ و همزمان با نهمین سال حبس این زندانی سیاسی منتشر شده است.
- سیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴ ساله محبوس در بند هفت زندان اوین، در حالی با شرایط جسمی نامناسب در زندان نگهداری میشود که علاوه بر ابتلا به بیماری بهجت و دیگر بیماریهای زمینهای، اخیراً نیز از ناحیه دنده دچار آسیب شده است.
سیامک امینی از مردادماه ۱۴۰۳ در زندان به سر میبرد و به چهار سال حبس و مجازاتهای تکمیلی محکوم شده است. او پیشتر نیز در دهه شصت زندانی سیاسی بوده و در سال ۱۳۶۸ از زندان آزاد شد.
پس از پایان جنگ دوازدهروزه، نهادها و فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی با گرایشهای مختلف بارها خواستار آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، بهویژه زندانیان سالمند، بیمار و نیازمند مراقبتهای ویژه پزشکی شدهاند.
آقای امینی مجموعا ۹ سال را در زندان گذراندهاند.
#سیامک_امینی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
سیامک امینی، زندانی سیاسی، همزمان با سپری کردن نهمین سال حبس خود، با انتشار بیانیهای از تداوم سرکوب و نقض حقوق زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی انتقاد کرد و نوشت که اگرچه چهار دهه از گذشته میگذرد، اما «سرکوب، فشار، کشتار و بیتوجهی به حقوق اولیه زندانیان سیاسی» همچنان ادامه دارد و تنها شکل آن تغییر کرده است.
او با اشاره به تجربه سالهای زندان، جنگ را بهانهای برای تشدید سرکوب و خاموش کردن صدای معترضان به بیعدالتی، فقر و فساد دانست و نوشت که در چنین شرایطی، فشار بر زندانیان افزایش مییابد.
امینی همچنین به بمباران زندان اوین اشاره کرد و نوشت که پس از این حمله، زندانیان در حالی که در امدادرسانی به پزشکان و آسیبدیدگان مشارکت داشتند، با پابند، دستبند و تحت تدابیر شدید امنیتی به زندانی دیگر منتقل شدند.
این زندانی سیاسی در ادامه، از تشدید محدودیتها و فشارها بر زندانیان خبر داد و مواردی همچون محرومیت از خدمات درمانی و اعزام به بیمارستان، حتی برای بیماران مبتلا به بیماریهای سخت، اجبار به پوشیدن لباس فرم و استفاده از پابند و دستبند هنگام اعزام، افزایش احکام اعدام و صدور احکام سنگین، بازرسیهای بدنی مکرر، ورود پیدرپی گارد به بندها، قطع ملاقاتها، نبود کتابخانه و کارگاههای آموزشی، محدود کردن زندانیان در سالنهای بسته، کاهش کیفیت و کمیت غذای زندان، کمبود اقلام فروشگاه و نبود امکانات ورزشی را از جمله این فشارها برشمرد.
سیامک امینی در پایان تأکید کرد که زندانیان سیاسی و عقیدتی با وجود این محدودیتها، همچنان بر دفاع از حقوق صنفی و سیاسی خود پافشاری میکنند و به مقاومت ادامه خواهند داد.
این بیانیه در مرداد ۱۴۰۵ و همزمان با نهمین سال حبس این زندانی سیاسی منتشر شده است.
- سیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴ ساله محبوس در بند هفت زندان اوین، در حالی با شرایط جسمی نامناسب در زندان نگهداری میشود که علاوه بر ابتلا به بیماری بهجت و دیگر بیماریهای زمینهای، اخیراً نیز از ناحیه دنده دچار آسیب شده است.
سیامک امینی از مردادماه ۱۴۰۳ در زندان به سر میبرد و به چهار سال حبس و مجازاتهای تکمیلی محکوم شده است. او پیشتر نیز در دهه شصت زندانی سیاسی بوده و در سال ۱۳۶۸ از زندان آزاد شد.
پس از پایان جنگ دوازدهروزه، نهادها و فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی با گرایشهای مختلف بارها خواستار آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، بهویژه زندانیان سالمند، بیمار و نیازمند مراقبتهای ویژه پزشکی شدهاند.
آقای امینی مجموعا ۹ سال را در زندان گذراندهاند.
#سیامک_امینی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
💔19❤5🕊4
تشکیل پرونده قضایی علیه علی پورداراب، روزنامهنگار کرمانشاهی
علی پورداراب، روزنامهنگار اهل کرمانشاه، با اتهام «تبلیغ علیه نظام» با پرونده قضایی جدیدی مواجه شده است.
بر اساس ابلاغیه صادرشده از سوی دادستانی کرمانشاه، روز شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ علیه این روزنامهنگار اعلام جرم شده و پرونده او برای رسیدگی به شعبه ۱۶ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب کرمانشاه ارجاع شده است.
طبق این ابلاغیه، علی پورداراب موظف است ظرف مدت پنج روز از زمان ابلاغ، برای ارائه دفاعیات خود در شعبه مذکور حاضر شود.
جمهوری اسلامی زندان بزرگ روزنامهنگاران است، در طی ۴۷ سال گذشته روزنامههای بسیاری تعطیل شدهاند و روزنامه نگاران بسیاری بازداشت و حتی کشته شدند. رژیمی که از هرگونه آزادی بیان و طرح پرسش گریزان است و ن را خطری برای موجودیت خود میداند، روزنامهنگاران را به خاطر نورافکندن بر زوایای تاریک قدرت و جامعه، با انواع اتهامات مواجه میکند.
#علی_پورداراب #روزنامهنگاری_جرم_نیست
@Tavaana_TavaanaTech
علی پورداراب، روزنامهنگار اهل کرمانشاه، با اتهام «تبلیغ علیه نظام» با پرونده قضایی جدیدی مواجه شده است.
بر اساس ابلاغیه صادرشده از سوی دادستانی کرمانشاه، روز شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ علیه این روزنامهنگار اعلام جرم شده و پرونده او برای رسیدگی به شعبه ۱۶ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب کرمانشاه ارجاع شده است.
طبق این ابلاغیه، علی پورداراب موظف است ظرف مدت پنج روز از زمان ابلاغ، برای ارائه دفاعیات خود در شعبه مذکور حاضر شود.
جمهوری اسلامی زندان بزرگ روزنامهنگاران است، در طی ۴۷ سال گذشته روزنامههای بسیاری تعطیل شدهاند و روزنامه نگاران بسیاری بازداشت و حتی کشته شدند. رژیمی که از هرگونه آزادی بیان و طرح پرسش گریزان است و ن را خطری برای موجودیت خود میداند، روزنامهنگاران را به خاطر نورافکندن بر زوایای تاریک قدرت و جامعه، با انواع اتهامات مواجه میکند.
#علی_پورداراب #روزنامهنگاری_جرم_نیست
@Tavaana_TavaanaTech
💔25❤5🕊4
دستبند و پابند بر عبدالرضا امانیفر هنگام اعزام به مرکز درمانی
به گزارش کانال تلگرام انجمن صنفی معلمان فارس، عبدالرضا امانیفر، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و عضو هیأتمدیره کانون صنفی معلمان بوشهر، در زمان اعزام به مرکز درمانی با دستبند و پابند منتقل شده است.
بر اساس این گزارش، آقای امانیفر از فروردین ۱۴۰۵ در بازداشت به سر میبرد و پزشکان ابتلای او به بیماری کلیوی پلیکیستیک را تأیید کردهاند. با این حال، هنگام انتقال برای دریافت خدمات درمانی، با دستبند و پابند به مرکز پزشکی اعزام شده است.
انجمن صنفی معلمان فارس با انتقاد از این اقدام، آن را مغایر با کرامت انسانی و آییننامه سازمان زندانها دانسته و خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط عبدالرضا امانیفر شده است.
#عبدالرضا_امانی_فر
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش کانال تلگرام انجمن صنفی معلمان فارس، عبدالرضا امانیفر، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و عضو هیأتمدیره کانون صنفی معلمان بوشهر، در زمان اعزام به مرکز درمانی با دستبند و پابند منتقل شده است.
بر اساس این گزارش، آقای امانیفر از فروردین ۱۴۰۵ در بازداشت به سر میبرد و پزشکان ابتلای او به بیماری کلیوی پلیکیستیک را تأیید کردهاند. با این حال، هنگام انتقال برای دریافت خدمات درمانی، با دستبند و پابند به مرکز پزشکی اعزام شده است.
انجمن صنفی معلمان فارس با انتقاد از این اقدام، آن را مغایر با کرامت انسانی و آییننامه سازمان زندانها دانسته و خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط عبدالرضا امانیفر شده است.
#عبدالرضا_امانی_فر
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17💔16
مهدی محمودیان:
سخنگفتن از خون مردم خیانت نیست
مهدی محمودیان، فعال سیاسی، در واکنش به اظهارات مسعود پزشکیان درباره «خائن» و «وطنفروش» خواندن کسانی که آمار بالاتری از قربانیان ۱۸ و ۱۹ دیماه مطرح کردهاند، تأکید کرد که اختلاف بر سر تعداد کشتهشدگان، اصل کشتار و مسئولیت عاملان آن را از میان نمیبرد و خواستار پاسخگویی درباره آمران و عاملان این رخداد شد.
متن این یادداشت که در کانال تلگرام آقای محمودیان منتشر شده است، به شرح زیر است:
✍مهدی محمودیان: رئیسجمهور، کسانی را که شمار قربانیان قتلعام ۱۸ و ۱۹ دیماه را سی یا چهل هزار نفر اعلام کردهاند، «خائن» و «وطنفروش» خوانده است.
بسیار خوب؛ فرض کنیم روایت آنان نادرست و آمار مورد ادعای شما درست است. اگر به رابطه آسمانیتان با رهبر شهیدتان و آقای خامنهای دوم آسیبی وارد نمیشود، لطفاً توضیح دهید آن چند هزار نفری را که خودتان نیز کشتهشدنشان را انکار نمیکنید، چه کسانی به خاک و خون کشیدند و عاملان این جنایت را باید چه نامید؟
مگر وطن فقط نام یک حکومت، یک رهبر یا یک دستگاه سرکوب است؟ مگر آن هزاران انسانی که در خیابانها کشته شدند، مردم همین سرزمین نبودند؟ آیا اعتراض به کشتار مردم خیانت به وطن است، اما فرماندادن، زمینهسازی، توجیهکردن و پنهانکردن آن کشتار، وطندوستی محسوب میشود؟
اختلاف بر سر عدد، اصل جنایت را از میان نمیبرد. حتی اگر آمار رسمی خود شما را بپذیریم، باز هم با کشتهشدن هزاران شهروند روبهرو هستیم؛ انسانهایی که نام، خانواده، زندگی و حق حیات داشتند. نمیتوان با مناقشه بر سر شمار قربانیان، مسئولیت قتل آنان را پاک کرد.
بهجای خائن و وطنفروش خواندن کسانی که از قربانیان سخن میگویند، پاسخ دهید: آن هزاران نفر را چه کسانی کشتند؟ چه کسی فرمان داد؟ چه کسانی شلیک کردند؟ چه کسانی حقیقت را پنهان کردند؟ و چه کسانی امروز نیز بهجای پاسخگویی، طلبکارانه به خانواده قربانیان و معترضان اهانت میکنند؟
اگر سخنگفتن از خون مردم خیانت است، کشتن مردم را چه باید نامید؟
ـ لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در جنایتی بیسابقه هزاران نفر از مردم معترض را در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه به قتل رساند. پس از آن جنایت با تحریف واقعیت در سایه قطع اینترنت تلاش کرد که روایت خود را به جامعه تحمیل کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #مهدی_محمودیان
@Tavaana_TavaanaTech
سخنگفتن از خون مردم خیانت نیست
مهدی محمودیان، فعال سیاسی، در واکنش به اظهارات مسعود پزشکیان درباره «خائن» و «وطنفروش» خواندن کسانی که آمار بالاتری از قربانیان ۱۸ و ۱۹ دیماه مطرح کردهاند، تأکید کرد که اختلاف بر سر تعداد کشتهشدگان، اصل کشتار و مسئولیت عاملان آن را از میان نمیبرد و خواستار پاسخگویی درباره آمران و عاملان این رخداد شد.
متن این یادداشت که در کانال تلگرام آقای محمودیان منتشر شده است، به شرح زیر است:
✍مهدی محمودیان: رئیسجمهور، کسانی را که شمار قربانیان قتلعام ۱۸ و ۱۹ دیماه را سی یا چهل هزار نفر اعلام کردهاند، «خائن» و «وطنفروش» خوانده است.
بسیار خوب؛ فرض کنیم روایت آنان نادرست و آمار مورد ادعای شما درست است. اگر به رابطه آسمانیتان با رهبر شهیدتان و آقای خامنهای دوم آسیبی وارد نمیشود، لطفاً توضیح دهید آن چند هزار نفری را که خودتان نیز کشتهشدنشان را انکار نمیکنید، چه کسانی به خاک و خون کشیدند و عاملان این جنایت را باید چه نامید؟
مگر وطن فقط نام یک حکومت، یک رهبر یا یک دستگاه سرکوب است؟ مگر آن هزاران انسانی که در خیابانها کشته شدند، مردم همین سرزمین نبودند؟ آیا اعتراض به کشتار مردم خیانت به وطن است، اما فرماندادن، زمینهسازی، توجیهکردن و پنهانکردن آن کشتار، وطندوستی محسوب میشود؟
اختلاف بر سر عدد، اصل جنایت را از میان نمیبرد. حتی اگر آمار رسمی خود شما را بپذیریم، باز هم با کشتهشدن هزاران شهروند روبهرو هستیم؛ انسانهایی که نام، خانواده، زندگی و حق حیات داشتند. نمیتوان با مناقشه بر سر شمار قربانیان، مسئولیت قتل آنان را پاک کرد.
بهجای خائن و وطنفروش خواندن کسانی که از قربانیان سخن میگویند، پاسخ دهید: آن هزاران نفر را چه کسانی کشتند؟ چه کسی فرمان داد؟ چه کسانی شلیک کردند؟ چه کسانی حقیقت را پنهان کردند؟ و چه کسانی امروز نیز بهجای پاسخگویی، طلبکارانه به خانواده قربانیان و معترضان اهانت میکنند؟
اگر سخنگفتن از خون مردم خیانت است، کشتن مردم را چه باید نامید؟
ـ لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در جنایتی بیسابقه هزاران نفر از مردم معترض را در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه به قتل رساند. پس از آن جنایت با تحریف واقعیت در سایه قطع اینترنت تلاش کرد که روایت خود را به جامعه تحمیل کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #مهدی_محمودیان
@Tavaana_TavaanaTech
👍38❤8👌1🕊1💯1
Forwarded from گفتوشنود
معین محمدیدهج، شهروند بهائی ساکن یزد، به تحمل ۱۶ سال و ۷ ماه و ۱۸ روز حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد
معین محمدیدهج، شهروند ۳۹ سالهٔ بهائی ساکن یزد، توسط شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شد. او همچنین برای اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق تبلیغ بهائیت» به استناد ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس دیگر و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. این شهروند همچنین در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» به استناد ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی به ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم شده است. در صورت تایید احکام صادره، مجازات اشد یعنی ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
از مصادیق اتهام آقای محمدی، «اقدام به ترغیب و دعوت افراد به اعمال خشونتآمیز با آﻣﻮزش ﺷﯿﻮه آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎی راﯾﺎﻧﻪای و ﻣﺨﺎبراتی» در «اغتشاشات دورههای گذشته» ذکر شده است. این در حالی است که آقای محمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هر دو در زندان و در حال سپری کردن احکام حبس پیشین خود بوده است.
احکام صادره در خصوص اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» ظرف ۲۰ روز و در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
آقای محمدی پیشتر در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت و شماری از لوازم شخصی او و خانوادهاش ضبط شد. او سپس در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ابتدا با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان موقتا از زندان آزاد شد. اگرچه به فاصلهای کوتاه با درخواست چهار میلیارد تومان دیگر از خانواده، مجموع وثیقه به مبلغ پنج میلیارد تومان رسید.
آقای محمدی، پیشتر نیز بهواسطه باورهای دینی خود سابقهٔ محکومیت داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معین محمدیدهج، شهروند ۳۹ سالهٔ بهائی ساکن یزد، توسط شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شد. او همچنین برای اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق تبلیغ بهائیت» به استناد ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس دیگر و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. این شهروند همچنین در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» به استناد ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی به ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم شده است. در صورت تایید احکام صادره، مجازات اشد یعنی ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
از مصادیق اتهام آقای محمدی، «اقدام به ترغیب و دعوت افراد به اعمال خشونتآمیز با آﻣﻮزش ﺷﯿﻮه آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎی راﯾﺎﻧﻪای و ﻣﺨﺎبراتی» در «اغتشاشات دورههای گذشته» ذکر شده است. این در حالی است که آقای محمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هر دو در زندان و در حال سپری کردن احکام حبس پیشین خود بوده است.
احکام صادره در خصوص اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» ظرف ۲۰ روز و در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
آقای محمدی پیشتر در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت و شماری از لوازم شخصی او و خانوادهاش ضبط شد. او سپس در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ابتدا با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان موقتا از زندان آزاد شد. اگرچه به فاصلهای کوتاه با درخواست چهار میلیارد تومان دیگر از خانواده، مجموع وثیقه به مبلغ پنج میلیارد تومان رسید.
آقای محمدی، پیشتر نیز بهواسطه باورهای دینی خود سابقهٔ محکومیت داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊7💔6❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همزمان با تولد جاویدنام احسان ابوالحسنبیگی، جمعی از مردم، همراه با خانواده جاویدنامان احسان ابوالحسنبیگی، شمشاد اخلاصی، محمدمهدی روستا، سعید دهقانی، حجت مرادی و ابراهیم قاسمخانی که همگی درشب ۱۸ دی در فلکه قهرمانان میانرود شیرازکشته شدند، گرد هم آمدند و یاد و خاطره جاویدنامان وطن را گرامی داشته و مکان کشتهشدن آنها را گلباران کردند.
پاسداشت یاد این عزیزان و ثبت روایت جنایتی که در حق آنها شده، از قدمهای مقابله با تحریف واقعیت و دادخواهی است.
جمهوری اسلامی تلاش زیادی کرده تا روایت مطلوب خود را جایگزین واقعیت کند، اما شاهدان بسیارند و امروز یگر نمیتوان همچون دهه ۶۰ جنایت را لاپوشانی کرد.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی، ۴۴ ساله، متولد فیروزآباد و ساکن شیراز، در جریان اعتراضات مردمی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شیراز با شلیک گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. او دارای مدرک دیپلم و صاحب یک واحد تولیدی کیف چرم بود.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی پیش از حضور در اعتراضات، مواضع خود را بهصورت علنی بیان کرده بود. او در یکی از استوریهای اینستاگرامی خود نوشته بود:
«دیگر در خانه ماندن جایز نیست. همه باید به خیابان بیایم. همه باید غیرت به خرج بدهیم.
حتی اگر نمیتوانیم در خیابان به اعتراضات بپیوندیم، جلوی در خانه یا مغازهمان که میتوانیم بیاییم و اعلام حضور کنیم.»
#شیراز #احسان_ابوالحسن_بیگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
پاسداشت یاد این عزیزان و ثبت روایت جنایتی که در حق آنها شده، از قدمهای مقابله با تحریف واقعیت و دادخواهی است.
جمهوری اسلامی تلاش زیادی کرده تا روایت مطلوب خود را جایگزین واقعیت کند، اما شاهدان بسیارند و امروز یگر نمیتوان همچون دهه ۶۰ جنایت را لاپوشانی کرد.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی، ۴۴ ساله، متولد فیروزآباد و ساکن شیراز، در جریان اعتراضات مردمی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شیراز با شلیک گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. او دارای مدرک دیپلم و صاحب یک واحد تولیدی کیف چرم بود.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی پیش از حضور در اعتراضات، مواضع خود را بهصورت علنی بیان کرده بود. او در یکی از استوریهای اینستاگرامی خود نوشته بود:
«دیگر در خانه ماندن جایز نیست. همه باید به خیابان بیایم. همه باید غیرت به خرج بدهیم.
حتی اگر نمیتوانیم در خیابان به اعتراضات بپیوندیم، جلوی در خانه یا مغازهمان که میتوانیم بیاییم و اعلام حضور کنیم.»
#شیراز #احسان_ابوالحسن_بیگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18💔9❤1
«چگونه به "درماندگی" تن ندهیم؟؛
راهکارهایی برای حفظِ عاملیت در عصرِ ناامیدی»
پیام همراهان
در برابر درماندگی آموختهشده چه کنیم؟
این روزها مداوم با اخبار اعدام، زندان سلول انفرادی و.... مواجه هستیم. نتیجه این خشونتهای بیرویه ممکن است این باشد که تلاشهای ما برای رسیدن به یک جامعه آزاد بیفایده است.
درماندگی آموختهشده وقتی رخ میدهد که فرد حس کند «هیچ کنشی» (هر چقدر هم کوچک) بر «نتیجه» تأثیری ندارد. برای مقابله با آن، باید این پیوندِ شکسته شده بین «کنش» و «نتیجه» را در مقیاسهای خرد بازسازی کنیم:
۱. استراتژیِ پیروزیهای کوچک (Micro-Agency):
درماندگی زمانی حاکم میشود که ما فقط به «تغییرات کلان» نگاه میکنیم (مثلاً سقوطِ ساختار). وقتی آن اتفاق نمیافتد، حسِ بیقدرتی میکنیم. عاملیت را در امور روزمره تمرین کنید: انجام یک کارِ اصلاحی در محیطِ کار، یادگیریِ یک مهارتِ نو، یا حتی سازماندهیِ یک گروه کوچک برایِ حلِ یک مشکلِ محلی. اینها «شواهدی» به مغز شما مخابره میکنند که: «من هنوز توانِ تأثیرگذاری دارم.»
۲. نقدِ «منطقِ صفر و یک»:
درماندگی میگوید: «یا همهچیز را تغییر میدهم، یا هیچچیز تغییر نکرده است.» این منطق را به چالش بکشید. در برابرِ این فکر که «چون نمیتوانم کل ساختار را عوض کنم، پس هیچکاری نمیکنم»، این واقعیت را جایگزین کنید که: «هر گامِ کوچک، بخشی از یک حرکتِ بزرگ است.»
۳. پیوند با «دیگری» (خروج از انزوا):
درماندگی در «تنهایی» رشد میکند. وقتی رنجهایمان را با دیگران به اشتراک میگذاریم، میبینیم که رنجِ ما «فردی» نیست، بلکه «ساختاری» است. این درکِ جمعی، قدرتِ سیستم برای «بیارزش کردنِ کنشِ ما» را کاهش میدهد. گفتگو، خود یک کنشِ رهاییبخش است.
۴. مدیریتِ روایتِ ذهنی:
وقتی شکست میخورید، آن را به «نقصِ ذاتیِ خود» نسبت ندهید (مثلاً: «من آدمِ بیعرضهای هستم»). آن را به «موانعِ بیرونی» نسبت دهید (مثلاً: «ساختارِ سرکوبگر بسیار قوی بود، اما من تلاشم را کردم»). این کار باعث میشود عزتنفسِ شما در برابرِ شکستهایِ ساختاری محافظت شود.
۵. تمرکز بر «ارزشها» به جای «نتایج»:
این مهمترین بخش است. در درماندگی آموختهشده، ما روی نتیجه (پیروزیِ سیاسی) متمرکزیم. اگر نتیجه حاصل نشود، تسلیم میشویم. اما اگر روی «ارزشها» (عدالتخواهی، حقیقتگویی، شرافت) متمرکز باشیم، حتی در شرایطِ شکست، باز هم به ارزشِ خود پایبندیم.
#عاملیت
@Tavaana_TavaanaTech
«چگونه به "درماندگی" تن ندهیم؟؛
راهکارهایی برای حفظِ عاملیت در عصرِ ناامیدی»
پیام همراهان
در برابر درماندگی آموختهشده چه کنیم؟
این روزها مداوم با اخبار اعدام، زندان سلول انفرادی و.... مواجه هستیم. نتیجه این خشونتهای بیرویه ممکن است این باشد که تلاشهای ما برای رسیدن به یک جامعه آزاد بیفایده است.
درماندگی آموختهشده وقتی رخ میدهد که فرد حس کند «هیچ کنشی» (هر چقدر هم کوچک) بر «نتیجه» تأثیری ندارد. برای مقابله با آن، باید این پیوندِ شکسته شده بین «کنش» و «نتیجه» را در مقیاسهای خرد بازسازی کنیم:
۱. استراتژیِ پیروزیهای کوچک (Micro-Agency):
درماندگی زمانی حاکم میشود که ما فقط به «تغییرات کلان» نگاه میکنیم (مثلاً سقوطِ ساختار). وقتی آن اتفاق نمیافتد، حسِ بیقدرتی میکنیم. عاملیت را در امور روزمره تمرین کنید: انجام یک کارِ اصلاحی در محیطِ کار، یادگیریِ یک مهارتِ نو، یا حتی سازماندهیِ یک گروه کوچک برایِ حلِ یک مشکلِ محلی. اینها «شواهدی» به مغز شما مخابره میکنند که: «من هنوز توانِ تأثیرگذاری دارم.»
۲. نقدِ «منطقِ صفر و یک»:
درماندگی میگوید: «یا همهچیز را تغییر میدهم، یا هیچچیز تغییر نکرده است.» این منطق را به چالش بکشید. در برابرِ این فکر که «چون نمیتوانم کل ساختار را عوض کنم، پس هیچکاری نمیکنم»، این واقعیت را جایگزین کنید که: «هر گامِ کوچک، بخشی از یک حرکتِ بزرگ است.»
۳. پیوند با «دیگری» (خروج از انزوا):
درماندگی در «تنهایی» رشد میکند. وقتی رنجهایمان را با دیگران به اشتراک میگذاریم، میبینیم که رنجِ ما «فردی» نیست، بلکه «ساختاری» است. این درکِ جمعی، قدرتِ سیستم برای «بیارزش کردنِ کنشِ ما» را کاهش میدهد. گفتگو، خود یک کنشِ رهاییبخش است.
۴. مدیریتِ روایتِ ذهنی:
وقتی شکست میخورید، آن را به «نقصِ ذاتیِ خود» نسبت ندهید (مثلاً: «من آدمِ بیعرضهای هستم»). آن را به «موانعِ بیرونی» نسبت دهید (مثلاً: «ساختارِ سرکوبگر بسیار قوی بود، اما من تلاشم را کردم»). این کار باعث میشود عزتنفسِ شما در برابرِ شکستهایِ ساختاری محافظت شود.
۵. تمرکز بر «ارزشها» به جای «نتایج»:
این مهمترین بخش است. در درماندگی آموختهشده، ما روی نتیجه (پیروزیِ سیاسی) متمرکزیم. اگر نتیجه حاصل نشود، تسلیم میشویم. اما اگر روی «ارزشها» (عدالتخواهی، حقیقتگویی، شرافت) متمرکز باشیم، حتی در شرایطِ شکست، باز هم به ارزشِ خود پایبندیم.
#عاملیت
@Tavaana_TavaanaTech
👍14👌3❤2
Forwarded from گفتوشنود
تزوتان تودوروف
چگونه رنج دیگری را به بنیان همزیستی بدل کنیم؟
تزوتان تودوروف (۱۹۳۹–۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانهشناس و تاریخدان برجسته بلغاری-فرانسوی، یکی از متعالیترین صداهای انسانی در حوزه نقد فرهنگی و اخلاق حافظه است. او که سالها تحت تاثیر جو خفقانآور کمونیسم در بلغارستان زیسته بود و بعدها در فرانسه به یکی از برجستهترین روشنفکران تبدیل شد، آثار عمیقی درباره استبداد، فجایع قرن بیستم و چگونگی مواجهه با «دیگری» نگاشت. تودوروف نشان داد که چگونه فرهنگ و ادبیات میتوانند ابزاری برای نجات انسانیت در تاریکترین دورانها باشند.
▪️نظریه تفاهم بینفرهنگی؛ پذیرش از طریق روایت دیگری
از دیدگاه تودوروف، رواداری و پذیرش تنها یک مدارای قانونی نیست، بلکه یک «تعهد اخلاقی» به رسمیت شناختن غیریت است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
▪️تفاهم بینفرهنگی (Cross-Cultural Understanding)
تودوروف معتقد است هیچکس نمیتواند ادعا کند فرهنگ یا ارزشهایش معیار مطلقِ حقیقت است. پذیرش دیگری یعنی تواناییِ خارج شدن از خودشیفتگی فرهنگی و تلاش برای دیدن جهان از چشم «دیگری». او رواداری را سفری فکری و عاطفی میداند که در آن ما با فرهنگهای بیگانه گفتگو میکنیم تا ابعاد ناشناختهی انسان بودن را کشف کنیم.
▪️اخلاق حافظه و سوگواری
تودوروف در بررسی تاریخ استبداد و استعمار بر مفهوم «حافظه» تاکید میکند. او هشدار میدهد که استفاده ابزاری از فجایع گذشته برای ایجاد نفرت جدید، جامعه را نابود میکند. پذیرش در نگاه او یعنی توانایی «به یاد آوردن رنج دیگران» (حتی دشمنان یا بیگانگان) و تبدیل آن به خشتی برای همزیستی مسالمتآمیز. یادآوری رنج، قطبنمای اخلاقی رواداری است.
▪️نقد بربریت درونی
تودوروف با مطالعه توتالیتاریسم دریافت که بربریت مختص جوامع بدوی نیست، بلکه در دل مدرنیته و تمدن پیشرفته غربی نیز سر برمیآورد. پذیرش دیگری یعنی شناخت این خطر که اگر ما به نام ارزشهای خود، انسانیت دیگری را انکار کنیم، به همان بربریت مدرن دچار شدهایم. رواداری یعنی مقاومت در برابر این وسوسه که خود را حق مطلق و دیگری را باطل مطلق بدانیم.
پذیرش در اندیشه تودوروف، یعنی تمرین مداوم «انسانگرایی انتقادی». او معتقد است که ما در مواجهه با دیگری، همواره در حال بازتعریف خودمان هستیم. جامعه روادار از منظر تودوروف، جامعهای است که در آن حافظه تاریخی مانع از تکرار خشونت میشود و افراد میآموزند که تفاوتها، تهدیدی برای بقا نیستند، بلکه دعوتی هستند برای فهم عمیقتر جهان مشترک انسانی.
#اخلاق #انسانگرایی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه رنج دیگری را به بنیان همزیستی بدل کنیم؟
تزوتان تودوروف (۱۹۳۹–۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانهشناس و تاریخدان برجسته بلغاری-فرانسوی، یکی از متعالیترین صداهای انسانی در حوزه نقد فرهنگی و اخلاق حافظه است. او که سالها تحت تاثیر جو خفقانآور کمونیسم در بلغارستان زیسته بود و بعدها در فرانسه به یکی از برجستهترین روشنفکران تبدیل شد، آثار عمیقی درباره استبداد، فجایع قرن بیستم و چگونگی مواجهه با «دیگری» نگاشت. تودوروف نشان داد که چگونه فرهنگ و ادبیات میتوانند ابزاری برای نجات انسانیت در تاریکترین دورانها باشند.
▪️نظریه تفاهم بینفرهنگی؛ پذیرش از طریق روایت دیگری
از دیدگاه تودوروف، رواداری و پذیرش تنها یک مدارای قانونی نیست، بلکه یک «تعهد اخلاقی» به رسمیت شناختن غیریت است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
▪️تفاهم بینفرهنگی (Cross-Cultural Understanding)
تودوروف معتقد است هیچکس نمیتواند ادعا کند فرهنگ یا ارزشهایش معیار مطلقِ حقیقت است. پذیرش دیگری یعنی تواناییِ خارج شدن از خودشیفتگی فرهنگی و تلاش برای دیدن جهان از چشم «دیگری». او رواداری را سفری فکری و عاطفی میداند که در آن ما با فرهنگهای بیگانه گفتگو میکنیم تا ابعاد ناشناختهی انسان بودن را کشف کنیم.
▪️اخلاق حافظه و سوگواری
تودوروف در بررسی تاریخ استبداد و استعمار بر مفهوم «حافظه» تاکید میکند. او هشدار میدهد که استفاده ابزاری از فجایع گذشته برای ایجاد نفرت جدید، جامعه را نابود میکند. پذیرش در نگاه او یعنی توانایی «به یاد آوردن رنج دیگران» (حتی دشمنان یا بیگانگان) و تبدیل آن به خشتی برای همزیستی مسالمتآمیز. یادآوری رنج، قطبنمای اخلاقی رواداری است.
▪️نقد بربریت درونی
تودوروف با مطالعه توتالیتاریسم دریافت که بربریت مختص جوامع بدوی نیست، بلکه در دل مدرنیته و تمدن پیشرفته غربی نیز سر برمیآورد. پذیرش دیگری یعنی شناخت این خطر که اگر ما به نام ارزشهای خود، انسانیت دیگری را انکار کنیم، به همان بربریت مدرن دچار شدهایم. رواداری یعنی مقاومت در برابر این وسوسه که خود را حق مطلق و دیگری را باطل مطلق بدانیم.
پذیرش در اندیشه تودوروف، یعنی تمرین مداوم «انسانگرایی انتقادی». او معتقد است که ما در مواجهه با دیگری، همواره در حال بازتعریف خودمان هستیم. جامعه روادار از منظر تودوروف، جامعهای است که در آن حافظه تاریخی مانع از تکرار خشونت میشود و افراد میآموزند که تفاوتها، تهدیدی برای بقا نیستند، بلکه دعوتی هستند برای فهم عمیقتر جهان مشترک انسانی.
#اخلاق #انسانگرایی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌2