گرامیداشت زادروز جاویدنام محسن شکاری، با حضور مادران دادخواه بر سر مزار او
چندی پیش احمدرضا حائری، زندانی سیاسی، در یادداشتی، بخشی از گفتگوی خود با سامان یاسین را به شرح زیر نوشته بود:
«گفتم سامان تو تا روزهای آخر با محسن شکاری بودی، هیچ خاطرهای داری از چند روز آخر؟
سامان: یک خاطره از روزهای آخر محسن هنوز داره جگرم را میسوزونه!
من: آخه از بچههایی که توی بند ۲۴۰ باهاش بودند، شنیدم محسن هیچ انگیزهای نداشت، برای نجات پیدا کردن از طناب دار!
سامان: مسأله همين جاست!
من:" چطور!؟
سامان: محسن دختری را دوست داشت که ظاهرا قبل از بازداشت کات کرده بود باهش، روزهای آخر محسنی که همیشه توی خودش بود بعد از یه تماس تلفنی یک باره با هیجان آمد بغلم کرد و گفت فلانی را یادت میاد باهام کات کرده بود!؟ الان زنگ زدم فهمیدم آمده گفته من منتظر محسن میمونم تا آزاد بشه باهم ازدواج کنیم، محسن را این عشق به زندگی امیدوارش کرد. اما بعد چند روز اعدامش کردند!"
#محسن_شکاری #نه_به_اعدام
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چندی پیش احمدرضا حائری، زندانی سیاسی، در یادداشتی، بخشی از گفتگوی خود با سامان یاسین را به شرح زیر نوشته بود:
«گفتم سامان تو تا روزهای آخر با محسن شکاری بودی، هیچ خاطرهای داری از چند روز آخر؟
سامان: یک خاطره از روزهای آخر محسن هنوز داره جگرم را میسوزونه!
من: آخه از بچههایی که توی بند ۲۴۰ باهاش بودند، شنیدم محسن هیچ انگیزهای نداشت، برای نجات پیدا کردن از طناب دار!
سامان: مسأله همين جاست!
من:" چطور!؟
سامان: محسن دختری را دوست داشت که ظاهرا قبل از بازداشت کات کرده بود باهش، روزهای آخر محسنی که همیشه توی خودش بود بعد از یه تماس تلفنی یک باره با هیجان آمد بغلم کرد و گفت فلانی را یادت میاد باهام کات کرده بود!؟ الان زنگ زدم فهمیدم آمده گفته من منتظر محسن میمونم تا آزاد بشه باهم ازدواج کنیم، محسن را این عشق به زندگی امیدوارش کرد. اما بعد چند روز اعدامش کردند!"
#محسن_شکاری #نه_به_اعدام
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این زن حکومتی، در شهر قم از افرادی که تن به حجاب اجباری نمیدهند فیلم میگیرد و به آنها توهین میکند. میگوید من مسئولم و وقتی از او کارت شناسایی خواسته میشود، بدون ارائه هیچ مدرکی آنها را به جایی نامعلوم دعوت میکند.
مثل دختران این ویدیو، به هیچ وجه مرعوب این افراد نشوید و همراهشان نروید. کار آنها هیچ وجاهت قانونی ندارد.
#نه_به_پوشش_اجباری #نه_به_حجاب_اجباری #دوربین_ما_اسلحه_ما #قم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مثل دختران این ویدیو، به هیچ وجه مرعوب این افراد نشوید و همراهشان نروید. کار آنها هیچ وجاهت قانونی ندارد.
#نه_به_پوشش_اجباری #نه_به_حجاب_اجباری #دوربین_ما_اسلحه_ما #قم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساعاتی پیش محبوبه رمضانی، مادر جاویدنام پژمان قلیپور از جانباختگان آبان ۹۸، در جلسهای در حضور برخی مقامات آلمانی، از آنها خواست تا اعضای سفارت خود را از ایران خارج کنند، وابستگان به جمهوری اسلامی را از آلمان اخراج کنند و در کنار مردم ایران بایستند و از آنها برای آزادی ایران حمایت کنند.
#محبوبه_رمضانی #پژمان_قلی_پور #آبان_ادامه_دارد #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#محبوبه_رمضانی #پژمان_قلی_پور #آبان_ادامه_دارد #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
هادی مطر، بهدلیل تلاش برای قتل سلمان رشدی با حمله با چاقو به این رماننویس و خالق «آیات شیطانی» در یک موسسه هنری نیویورک در سال ۲۰۲۲ مجرم شناخته شد.
مطر، یک شهروند آمریکایی لبنانی، جمعه بهدلیل تلاش برای قتل درجه دوم و حمله درجه دوم با چاقو که از سوی دادستان منطقه چاتاکوا آمریکا و در نزدیکی مرز با کانادا علیه او مطرح شده بود، مجرم شناخته شد.
قاضی دادگاه صدور حکم را به سوم اردیبهشتماه موکول کرد و هادی مطر ممکن است با مجازات ۲۵ سال زندان مواجه شود.
هادی مطر همچنین در دادگاههای فدرال آمریکا به «اقدامات تروریستی به نام حزبالله»، گروه مسلح لبنانی تحت حمایت جمهوری اسلامی که در آمریکا یک گروه «تروریستی» شناخته میشود، متهم شده است.
او قرار است در یک محاکمه جداگانه در بوفالو با این اتهامات روبهرو شود.
#سلمان_رشدی #هادی_مطر #فتوی #چاقو #حکومت_ایدئولوژیک #آیات_شیطانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هادی مطر، بهدلیل تلاش برای قتل سلمان رشدی با حمله با چاقو به این رماننویس و خالق «آیات شیطانی» در یک موسسه هنری نیویورک در سال ۲۰۲۲ مجرم شناخته شد.
مطر، یک شهروند آمریکایی لبنانی، جمعه بهدلیل تلاش برای قتل درجه دوم و حمله درجه دوم با چاقو که از سوی دادستان منطقه چاتاکوا آمریکا و در نزدیکی مرز با کانادا علیه او مطرح شده بود، مجرم شناخته شد.
قاضی دادگاه صدور حکم را به سوم اردیبهشتماه موکول کرد و هادی مطر ممکن است با مجازات ۲۵ سال زندان مواجه شود.
هادی مطر همچنین در دادگاههای فدرال آمریکا به «اقدامات تروریستی به نام حزبالله»، گروه مسلح لبنانی تحت حمایت جمهوری اسلامی که در آمریکا یک گروه «تروریستی» شناخته میشود، متهم شده است.
او قرار است در یک محاکمه جداگانه در بوفالو با این اتهامات روبهرو شود.
#سلمان_رشدی #هادی_مطر #فتوی #چاقو #حکومت_ایدئولوژیک #آیات_شیطانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جنبش الغای بردگی در ایالات متحده آمریکا
جنبش الغای بردگی در آمریکا از قرن شانزدهم با ورود بردگان آفریقایی آغاز شد. بردگی به عنوان مالکیت و بهرهبرداری از انسانها، ریشه در تجارت سیاهپوستان داشت و تا قبل از تصویب اصلاحیه سیزدهم در سال ۱۸۶۵ به صورت قانونی ادامه داشت. در دوران اولیه، بردگان به عنوان نیروی کار در مزارع و خانهها مورد بهرهبرداری قرار میگرفتند و برخوردهای بیرحمانهای از جمله شلاق و جدایی از خانواده تجربه میکردند. روایتهای شخصی مانند خاطرههای اولاودا اکویانو و ویلیام گرین تصویر واضحی از شکنجه و سختیهای این نظام ارائه میدهد.
در عین حال، جنبشهای اولیه علیه بردگی، مانند فعالیتهای کوایکرها و احیای مذهبی بیداری بزرگ دوم (حدود سالهای ۱۷۹۰ تا ۱۸۳۰) مبنای اخلاقی برای نقد این نظام را فراهم آورد. این جنبش در طول زمان از محدودسازی گسترش بردهداری به فراخوان برای لغو کامل آن تغییر کرد. اختلاف نظر میان هواداران "خاک آزاد" که میخواستند بردگی محدود شود و فعالان الغای بردگی که خواستار آزادی کامل بودند، باعث شکلگیری یک مناظره سیاسی ملی شد.
در این میان، قوانینی همچون قانون بردگان متواری در سال ۱۸۵۰ و رویاروییهای خشونتآمیز مانند "کانزاس خونین" به تشدید تنشها انجامید. اختلافات سیاسی منجر به بروز جنگ داخلی در سال ۱۸۶۱ شد که پس از تلفات سنگین، ایالات شمالی پیروز شدند و اصلاحیههای ۱۳ تا ۱۵ متمم قانون اساسی تصویب گردید تا بردگی لغو و حقوق اولیه شهروندی برای سیاهپوستان اعطا شود. هرچند این اصلاحیهها بلافاصله برابرسازی اجتماعی را به همراه نداشتند و تبعیض نژادی به صورت تفکیک نژادی و موانع ساختاری ادامه یافت.
علاوه بر محور اصلی سیاسی، جنبش الغای بردگی با بهرهگیری از بیداری مذهبی، فعالیتهای فرهنگی و رسانهای نیز پیوست؛ از سخنرانیهای بردههای آزادشده مانند فردریک داگلاس گرفته تا آثار ادبی مانند "کلبه عمو تام" و روزنامههای تبلیغاتی. این فعالیتها موجب آگاهیرسانی گسترده و بسیج طرفداران آزادی در ایالات شمالی شد. پس از پایان جنگ داخلی، با وجود لغو بردگی، نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مبتنی بر نژاد به مدت بیش از یک قرن ادامه یافت. تنها پس از جنبش حقوق مدنی در دهه ۱۹۷۰ و تصویب قوانین حمایتی مانند "قانون حق رأی" در سال ۱۹۶۵ شاهد تغییرات واقعی در وضعیت حقوق سیاهپوستان بودیم.
در مجموع، جنبش الغای بردگی نه تنها نقش تعیینکنندهای در تغییر نظام سیاسی آمریکا ایفا کرد، بلکه به عنوان بستر آغازگر مبارزههای حقوق مدنی در قرن بیستم شناخته میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/abolitionist_movement_in_the_us/
#مطالعه_موردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جنبش الغای بردگی در آمریکا از قرن شانزدهم با ورود بردگان آفریقایی آغاز شد. بردگی به عنوان مالکیت و بهرهبرداری از انسانها، ریشه در تجارت سیاهپوستان داشت و تا قبل از تصویب اصلاحیه سیزدهم در سال ۱۸۶۵ به صورت قانونی ادامه داشت. در دوران اولیه، بردگان به عنوان نیروی کار در مزارع و خانهها مورد بهرهبرداری قرار میگرفتند و برخوردهای بیرحمانهای از جمله شلاق و جدایی از خانواده تجربه میکردند. روایتهای شخصی مانند خاطرههای اولاودا اکویانو و ویلیام گرین تصویر واضحی از شکنجه و سختیهای این نظام ارائه میدهد.
در عین حال، جنبشهای اولیه علیه بردگی، مانند فعالیتهای کوایکرها و احیای مذهبی بیداری بزرگ دوم (حدود سالهای ۱۷۹۰ تا ۱۸۳۰) مبنای اخلاقی برای نقد این نظام را فراهم آورد. این جنبش در طول زمان از محدودسازی گسترش بردهداری به فراخوان برای لغو کامل آن تغییر کرد. اختلاف نظر میان هواداران "خاک آزاد" که میخواستند بردگی محدود شود و فعالان الغای بردگی که خواستار آزادی کامل بودند، باعث شکلگیری یک مناظره سیاسی ملی شد.
در این میان، قوانینی همچون قانون بردگان متواری در سال ۱۸۵۰ و رویاروییهای خشونتآمیز مانند "کانزاس خونین" به تشدید تنشها انجامید. اختلافات سیاسی منجر به بروز جنگ داخلی در سال ۱۸۶۱ شد که پس از تلفات سنگین، ایالات شمالی پیروز شدند و اصلاحیههای ۱۳ تا ۱۵ متمم قانون اساسی تصویب گردید تا بردگی لغو و حقوق اولیه شهروندی برای سیاهپوستان اعطا شود. هرچند این اصلاحیهها بلافاصله برابرسازی اجتماعی را به همراه نداشتند و تبعیض نژادی به صورت تفکیک نژادی و موانع ساختاری ادامه یافت.
علاوه بر محور اصلی سیاسی، جنبش الغای بردگی با بهرهگیری از بیداری مذهبی، فعالیتهای فرهنگی و رسانهای نیز پیوست؛ از سخنرانیهای بردههای آزادشده مانند فردریک داگلاس گرفته تا آثار ادبی مانند "کلبه عمو تام" و روزنامههای تبلیغاتی. این فعالیتها موجب آگاهیرسانی گسترده و بسیج طرفداران آزادی در ایالات شمالی شد. پس از پایان جنگ داخلی، با وجود لغو بردگی، نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مبتنی بر نژاد به مدت بیش از یک قرن ادامه یافت. تنها پس از جنبش حقوق مدنی در دهه ۱۹۷۰ و تصویب قوانین حمایتی مانند "قانون حق رأی" در سال ۱۹۶۵ شاهد تغییرات واقعی در وضعیت حقوق سیاهپوستان بودیم.
در مجموع، جنبش الغای بردگی نه تنها نقش تعیینکنندهای در تغییر نظام سیاسی آمریکا ایفا کرد، بلکه به عنوان بستر آغازگر مبارزههای حقوق مدنی در قرن بیستم شناخته میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/abolitionist_movement_in_the_us/
#مطالعه_موردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دوره حمایت از آموزش لیبرال در ایران
جلسه هفتم: نقش آموزش در تربیت شهروند
آموزش در جاانداختن و بسط مفاهیمی مثل شهروندی و حقوق شهروندی بسیار موثر است. در این جلسه به اهمیت این موضوع و نگاه حکومتها به امر آموزش میپردازیم.
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_7/
در یوتیوب:
https://youtu.be/E3NJiMJfHNE
در ساندکلاد:
https://bit.ly/399FpUg
لینک جلسه ششم:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/90197
لینک کانال تلگرام دوره:
T.me/Liberaleducations
#لیبرال #نظام_آموزشی #شهروند #دوره_آموزشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جلسه هفتم: نقش آموزش در تربیت شهروند
آموزش در جاانداختن و بسط مفاهیمی مثل شهروندی و حقوق شهروندی بسیار موثر است. در این جلسه به اهمیت این موضوع و نگاه حکومتها به امر آموزش میپردازیم.
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_7/
در یوتیوب:
https://youtu.be/E3NJiMJfHNE
در ساندکلاد:
https://bit.ly/399FpUg
لینک جلسه ششم:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/90197
لینک کانال تلگرام دوره:
T.me/Liberaleducations
#لیبرال #نظام_آموزشی #شهروند #دوره_آموزشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
سلمان رشدی نویسندهای هندیتبار و بریتانیا-آمریکایی است که در سال ۱۹۴۷ در بمبئی متولد شد. او به خاطر رمانهایش با مضامین پیچیده، طنز و استفاده از عناصر رئالیسم جادویی شناخته میشود. اثر برجسته او، بچههای نیمهشب (۱۹۸۱)، جایزه بوکر را برایش به ارمغان آورد و جایگاهش را در دنیای ادبیات جهانی تثبیت کرد. اما رشدی به دلیل انتشار کتاب آیات شیطانی (۱۹۸۸) به موضوع جنجال و دشمنیهای گسترده تبدیل شد.
این کتاب که به مسائل دینی، قدرت و هویت میپردازد، از سوی برخی مسلمانان توهینآمیز تلقی شد. در ۱۴ ژانویه ۱۹۸۹، روحالله خمینی، رهبر وقت ایران، با صدور فتوایی، قتل رشدی را به دلیل آنچه توهین به اسلام و پیامبر آن خوانده شد، واجب اعلام کرد. این فتوا موجب شد رشدی سالها تحت حفاظت شدید زندگی کند.
فتوای خمینی نقطه عطفی در بحثهای جهانی پیرامون آزادی بیان، نقد دین و تنشهای میان فرهنگها بود. رشدی علیرغم تهدیدها، به نوشتن ادامه داده و به نمادی از مقاومت در برابر افراطگرایی تبدیل شده است.
#سلمان_رشدی #خمینی #آیات_شیطانی #آزادی_بیان #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سلمان رشدی نویسندهای هندیتبار و بریتانیا-آمریکایی است که در سال ۱۹۴۷ در بمبئی متولد شد. او به خاطر رمانهایش با مضامین پیچیده، طنز و استفاده از عناصر رئالیسم جادویی شناخته میشود. اثر برجسته او، بچههای نیمهشب (۱۹۸۱)، جایزه بوکر را برایش به ارمغان آورد و جایگاهش را در دنیای ادبیات جهانی تثبیت کرد. اما رشدی به دلیل انتشار کتاب آیات شیطانی (۱۹۸۸) به موضوع جنجال و دشمنیهای گسترده تبدیل شد.
این کتاب که به مسائل دینی، قدرت و هویت میپردازد، از سوی برخی مسلمانان توهینآمیز تلقی شد. در ۱۴ ژانویه ۱۹۸۹، روحالله خمینی، رهبر وقت ایران، با صدور فتوایی، قتل رشدی را به دلیل آنچه توهین به اسلام و پیامبر آن خوانده شد، واجب اعلام کرد. این فتوا موجب شد رشدی سالها تحت حفاظت شدید زندگی کند.
فتوای خمینی نقطه عطفی در بحثهای جهانی پیرامون آزادی بیان، نقد دین و تنشهای میان فرهنگها بود. رشدی علیرغم تهدیدها، به نوشتن ادامه داده و به نمادی از مقاومت در برابر افراطگرایی تبدیل شده است.
#سلمان_رشدی #خمینی #آیات_شیطانی #آزادی_بیان #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رویای آزادی، یاد جانهای پاک
رویای آزادی، از آنِ مردمانی است که شبهای تاریک را به امید طلوعی روشن سپری میکنند. رویای آزادی، نام هزاران دلی است که در تپش عشق به میهن، به خاک افتاد و خاموش شد، اما خاموشیشان نوید فریادی شد که هرگز نمیمیرد.
در این سرزمین، نامهایی در دل تاریخ حک شدند؛ نه بر کتیبههای سنگی، که بر قلبهای شکسته و نگاههای پر اشک. نامهایی که هر کدام ستارهای بودند در شبهای تاریک وطن، چراغی که به بهای خون، مسیر آینده را روشن کرد.
خدانور، که با دستانی بسته، پایکوبان به سوی جاودانگی رفت.
نیکا، که خندهاش را از او گرفتند، اما نامش جاودانه شد.
سارینا، که شور زندگیاش را در خیابانهای اعتراض فریاد زد.
حنانه، که با گلولهای بیرحمانه، آغوش مادرش را برای همیشه از دست داد.
حمیدرضا، که در کوچههای خیزش، نام خود را در تاریخ آزادی نوشت.
سیاوش، که ترانهاش ناتمام ماند، اما صدایش در خیابانها تکرار شد.
ابوالفضل، که کودکانههایش را با گلولهای خاموش کردند.
مائده، که آسمان رویاهایش را با آتش و خون پوشاندند.
مهسا، که نامش آغاز فصلی نو شد.
یلدا، که اظهار پشیمانی نکرد.
حدیث که شور و شوق و امید به آزادی را به خیابان برد.
کیان، که رنگینکمانی شد در شب تار میهن...
میلاد، محسن، مجیدرضا، مریم...
و صدها و هزاران نام دیگر که سزاوار فردایی روشن بودند، فردایی که جشن بگیرند، بخندند، برقصدند، و در سایهی هیچ دیکتاتوری نمانند.
آنها نماندند، اما رویاهایشان باقی است. در هر فریاد، در هر سرود، در هر شعلهای که از خاکسترشان برمیخیزد.
روزی خواهد آمد که نامشان را نه با غم، که با افتخار بر زبان بیاوریم. روزی که آزادی در خیابانهای وطن برقصد، مادران داغدار لبخند بزنند، و هیچ کودکی با ترس به آینده نگاه نکند.
آن روز، روز پیروزی رویایی است که به بهای جانهای پاک خریدیم. آن روز، روز ایران است.
#برای_آزادی #برای_ایران #مهسا_امینی #ما_ادامه_داریم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رویای آزادی، از آنِ مردمانی است که شبهای تاریک را به امید طلوعی روشن سپری میکنند. رویای آزادی، نام هزاران دلی است که در تپش عشق به میهن، به خاک افتاد و خاموش شد، اما خاموشیشان نوید فریادی شد که هرگز نمیمیرد.
در این سرزمین، نامهایی در دل تاریخ حک شدند؛ نه بر کتیبههای سنگی، که بر قلبهای شکسته و نگاههای پر اشک. نامهایی که هر کدام ستارهای بودند در شبهای تاریک وطن، چراغی که به بهای خون، مسیر آینده را روشن کرد.
خدانور، که با دستانی بسته، پایکوبان به سوی جاودانگی رفت.
نیکا، که خندهاش را از او گرفتند، اما نامش جاودانه شد.
سارینا، که شور زندگیاش را در خیابانهای اعتراض فریاد زد.
حنانه، که با گلولهای بیرحمانه، آغوش مادرش را برای همیشه از دست داد.
حمیدرضا، که در کوچههای خیزش، نام خود را در تاریخ آزادی نوشت.
سیاوش، که ترانهاش ناتمام ماند، اما صدایش در خیابانها تکرار شد.
ابوالفضل، که کودکانههایش را با گلولهای خاموش کردند.
مائده، که آسمان رویاهایش را با آتش و خون پوشاندند.
مهسا، که نامش آغاز فصلی نو شد.
یلدا، که اظهار پشیمانی نکرد.
حدیث که شور و شوق و امید به آزادی را به خیابان برد.
کیان، که رنگینکمانی شد در شب تار میهن...
میلاد، محسن، مجیدرضا، مریم...
و صدها و هزاران نام دیگر که سزاوار فردایی روشن بودند، فردایی که جشن بگیرند، بخندند، برقصدند، و در سایهی هیچ دیکتاتوری نمانند.
آنها نماندند، اما رویاهایشان باقی است. در هر فریاد، در هر سرود، در هر شعلهای که از خاکسترشان برمیخیزد.
روزی خواهد آمد که نامشان را نه با غم، که با افتخار بر زبان بیاوریم. روزی که آزادی در خیابانهای وطن برقصد، مادران داغدار لبخند بزنند، و هیچ کودکی با ترس به آینده نگاه نکند.
آن روز، روز پیروزی رویایی است که به بهای جانهای پاک خریدیم. آن روز، روز ایران است.
#برای_آزادی #برای_ایران #مهسا_امینی #ما_ادامه_داریم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساخت تندیس شنی جاویدنام پژمان قلیپور در سواحل عمان توسط فرهاد پوریاری
پژمان قلیپور ملاطی (۷ شهریور ۱۳۸۰ – ۲۶ آبان ۱۳۹۸) معترض ایرانی بود که در جریان اعتراضات آبان خونین ۱۳۹۸ كشته شد.
پژمان فقط ۱۸ سال سن داشت...
#پژمان_قلی_پور #آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #آبان_خونین #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پژمان قلیپور ملاطی (۷ شهریور ۱۳۸۰ – ۲۶ آبان ۱۳۹۸) معترض ایرانی بود که در جریان اعتراضات آبان خونین ۱۳۹۸ كشته شد.
پژمان فقط ۱۸ سال سن داشت...
#پژمان_قلی_پور #آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #آبان_خونین #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«برای عشق محمد»
به بهانهی زادروز محمد خردادیان، #رقصنده، مربی #رقص و رقصآرا
«جین بینی» بالرینی است که پیش از انقلاب اسلامی به ایران آمد. او سالها در کنار رقصندگان ایرانی در زمانهای که رقص هنوز گناه و جرم و ممنوع نبود در تالار رودکی به اجرای مشهورترین نمایشهای باله پرداخت. او نوزده سال داشت که گذرش به تهران اُفتاد.
در دههی پنجاه خورشیدی بود که این دختر جوان وارد ایران شد.
جین بینی میگوید که در آن موقعها علاوه بر خارجیهای مقیم ایران، دوستان ایرانی هم داشتیم و به یاد میآورم که یک روز پسر جوانی که بلیط اجرای ما را در تالار رودکی از دوستش گرفته بود برای تماشا به تالار آمد و همه چیز از آنجا شروع شد. جینی میگوید که ما با هم خیلی دوست شدیم و اکیپی بیرون میرفتیم.
خانم بینی میگوید که اینطوری شد که عشق من به آن مرد ایرانی، محمد عمیق و عمیقتر شد و درست چند هفته قبل از پایان قرارداد من با سازمان باله ملی ایران، من و محمد در ایران با هم ازدواج کردیم. بینی میگوید که نمیدانستیم کجا برویم. من میخواستم به بریتانیا برگردم اما محمد سربازی نرفته بود و نمیتوانست از ایران خارج بشود.او رقصندهی حرفهای نبود اما بسیار زیبا میرقصید.
بینی میگوید که محمد بود که قر ایرانی و زبان فارسی را به من یاد داد. این #رقاص باله میگوید که در همین موقع بود که انقلابی ایران را فرا گرفت که زندگی خیلیها از جمله من را تحتالشعاع قرار داد.
جین بینی در سال ۲۰۱۴ کتابی نوشته است با نام «برای عشق محمد» که در بریتانیا منتشر شده است. بینی میگوید که انقلاب #عشق او را به محمد دگرگون نکرد. بینی چند سال پس از انقلاب اسلامی به همراه محمد در ایران ماند و پس از آن هر دو از ایران بیرون آمدند.
جین بینی در کتاب «برای عشق محمد» داستان جداییشان را شرح میدهد. او مینویسد که محمد سرانجام روزی در بیرون ایران صادقانه به او گفت که او یک همجنسگرا است.
جیبن بینی میگوید که آن موقع از خودم پرسیدم که چرا محمد در همهی این سالها چیزی به من نگفته و پاسخ میدهد که طبیعی است چرا که ذهنیت جامعهی ایران در مورد این پدیدهی همجنسگرایی محافظهکارانه است. جین بینی میگوید که من این کتاب را برای همهی کسانی نوشتم که در شرایط من بودهاند. برای جامعهای نوشتم که در آن #همجنسگرایی جرم است.
.
من خواستم در این کتاب بخشی از تاریخ ایران را روایت کنم. روزهای خوب محمد و امثال او را و روزهای تلخشان را. هدفم از نوشتن کتاب عشق محمد این بود که بگویم همهی انسانها فرای جنسیتشان زندگی دارند. جیبن بینی میگوید که #عشق سابقش باعث شده که او اکنون پرچمدار ِ مبارزه برای #حقوق_همجنسگرایان در ایران باشد.
محمد خردادیان خود زندگیاش را اینگونه شرح میدهد که در یک شب سرد زمستانی در سال ۱۳۳۵ و در دوم اسفندماه و آخر شب مادر دچار در زایمان میشود و محمد خردادیان در منزل متولد میشود.
#محمدخردادیان پس از بازداشت در ایران در سال ۱۳۸۱ در دادگاه انقلاب به جرم «اشاعه فساد بر روی زمین» به شلاق و ده سال ممنوعالخروجی از کشور محکوم شد اما نهایتا با تجدید نظر توانست از ایران خارج بشود.
#محمد_خردادیان در مورد آرزویش میگوید: «آرزوم اینه که همه این #آزادی هایی رو که دیگران دارن، مردم توی ایران داشته باشن.»
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/mohammad_khordadian/
#محمد_خردادیان #رقص #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به بهانهی زادروز محمد خردادیان، #رقصنده، مربی #رقص و رقصآرا
«جین بینی» بالرینی است که پیش از انقلاب اسلامی به ایران آمد. او سالها در کنار رقصندگان ایرانی در زمانهای که رقص هنوز گناه و جرم و ممنوع نبود در تالار رودکی به اجرای مشهورترین نمایشهای باله پرداخت. او نوزده سال داشت که گذرش به تهران اُفتاد.
در دههی پنجاه خورشیدی بود که این دختر جوان وارد ایران شد.
جین بینی میگوید که در آن موقعها علاوه بر خارجیهای مقیم ایران، دوستان ایرانی هم داشتیم و به یاد میآورم که یک روز پسر جوانی که بلیط اجرای ما را در تالار رودکی از دوستش گرفته بود برای تماشا به تالار آمد و همه چیز از آنجا شروع شد. جینی میگوید که ما با هم خیلی دوست شدیم و اکیپی بیرون میرفتیم.
خانم بینی میگوید که اینطوری شد که عشق من به آن مرد ایرانی، محمد عمیق و عمیقتر شد و درست چند هفته قبل از پایان قرارداد من با سازمان باله ملی ایران، من و محمد در ایران با هم ازدواج کردیم. بینی میگوید که نمیدانستیم کجا برویم. من میخواستم به بریتانیا برگردم اما محمد سربازی نرفته بود و نمیتوانست از ایران خارج بشود.او رقصندهی حرفهای نبود اما بسیار زیبا میرقصید.
بینی میگوید که محمد بود که قر ایرانی و زبان فارسی را به من یاد داد. این #رقاص باله میگوید که در همین موقع بود که انقلابی ایران را فرا گرفت که زندگی خیلیها از جمله من را تحتالشعاع قرار داد.
جین بینی در سال ۲۰۱۴ کتابی نوشته است با نام «برای عشق محمد» که در بریتانیا منتشر شده است. بینی میگوید که انقلاب #عشق او را به محمد دگرگون نکرد. بینی چند سال پس از انقلاب اسلامی به همراه محمد در ایران ماند و پس از آن هر دو از ایران بیرون آمدند.
جین بینی در کتاب «برای عشق محمد» داستان جداییشان را شرح میدهد. او مینویسد که محمد سرانجام روزی در بیرون ایران صادقانه به او گفت که او یک همجنسگرا است.
جیبن بینی میگوید که آن موقع از خودم پرسیدم که چرا محمد در همهی این سالها چیزی به من نگفته و پاسخ میدهد که طبیعی است چرا که ذهنیت جامعهی ایران در مورد این پدیدهی همجنسگرایی محافظهکارانه است. جین بینی میگوید که من این کتاب را برای همهی کسانی نوشتم که در شرایط من بودهاند. برای جامعهای نوشتم که در آن #همجنسگرایی جرم است.
.
من خواستم در این کتاب بخشی از تاریخ ایران را روایت کنم. روزهای خوب محمد و امثال او را و روزهای تلخشان را. هدفم از نوشتن کتاب عشق محمد این بود که بگویم همهی انسانها فرای جنسیتشان زندگی دارند. جیبن بینی میگوید که #عشق سابقش باعث شده که او اکنون پرچمدار ِ مبارزه برای #حقوق_همجنسگرایان در ایران باشد.
محمد خردادیان خود زندگیاش را اینگونه شرح میدهد که در یک شب سرد زمستانی در سال ۱۳۳۵ و در دوم اسفندماه و آخر شب مادر دچار در زایمان میشود و محمد خردادیان در منزل متولد میشود.
#محمدخردادیان پس از بازداشت در ایران در سال ۱۳۸۱ در دادگاه انقلاب به جرم «اشاعه فساد بر روی زمین» به شلاق و ده سال ممنوعالخروجی از کشور محکوم شد اما نهایتا با تجدید نظر توانست از ایران خارج بشود.
#محمد_خردادیان در مورد آرزویش میگوید: «آرزوم اینه که همه این #آزادی هایی رو که دیگران دارن، مردم توی ایران داشته باشن.»
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/mohammad_khordadian/
#محمد_خردادیان #رقص #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوای مهربانی؛ کنسرتی برای قلبهای پرشور کودکانی متفاوت
در شبی که موسیقی مرزها را درهم شکست و مهربانی بر صحنهای از عشق و تفاهم طنینانداز شد، سهراب پاکزاد کنسرتی بینظیر را برای کودکانی با ذهنهای متفاوت و خانوادههایشان اجرا کرد. این رویداد که شامگاه اول اسفند در برج میلاد برگزار شد، به یکی از زیباترین و پرشورترین لحظات موسیقی ایران بدل گشت.
۱۶۰۰ دل مشتاق، نه برای دیدن یک خواننده، که برای لمس لحظاتی از شادی و رهایی گرد هم آمدند. کودکانی که شاید در بسیاری از مناسبتها نادیده گرفته شدهاند، اینبار در مرکز توجه بودند، با لبخندهایی که جهان را زیباتر میکرد. صحنه، نه فقط جایگاه یک اجرا، که محل جشنی بود برای تفاوتهایی که باید دیده شوند، پذیرفته شوند و در آغوش گرفته شوند.
بهنام محمدی، تهیهکننده این رویداد، آن را پرافتخارترین اجرای دوران حرفهای خود خواند. اما افتخار واقعی، نه در صحنه و نورها، که در چشمان درخشان کودکانی بود که موسیقی را با تمام وجود حس میکردند، دستهایشان را به نشانهی شادی تکان میدادند و در جهانی فارغ از قضاوت، به جشن آمده بودند.
در میان این همه شور و شوق، داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) نیز با حضورش بر لبهای کودکان لبخند نشاند. این شب، یادآور آرزویی شد که کانون توانگران امروز و فرهنگسرای ابنسینا با برگزاری این برنامه دنبال میکردند: جهانی که در آن همه افراد، با هر ذهن و هر قلبی، جایی برای شادی و دیدهشدن داشته باشند.
این کنسرت، فراتر از یک اجرای موسیقی بود؛ فریادی برای پذیرش، آغوشی برای تفاوتها، و امیدی برای روزهایی که هیچکس پشت درهای تفریح و شادی باقی نماند. شاید بتوان گفت این اجرا، تنها موسیقی نبود، سمفونی انسانیت بود.
ویدیوی این کنسرت در شبکههای اجتماعی با استقبال زیادی مواجه شده است.
مرتبط:
آداب معاشرت با معلولان، اثر براندی ال. دارنزبرگ
https://tavaana.org/disability-etiquette/
#سهراب_پاکزاد #سندروم_داون #معلولیت #اوتیسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در شبی که موسیقی مرزها را درهم شکست و مهربانی بر صحنهای از عشق و تفاهم طنینانداز شد، سهراب پاکزاد کنسرتی بینظیر را برای کودکانی با ذهنهای متفاوت و خانوادههایشان اجرا کرد. این رویداد که شامگاه اول اسفند در برج میلاد برگزار شد، به یکی از زیباترین و پرشورترین لحظات موسیقی ایران بدل گشت.
۱۶۰۰ دل مشتاق، نه برای دیدن یک خواننده، که برای لمس لحظاتی از شادی و رهایی گرد هم آمدند. کودکانی که شاید در بسیاری از مناسبتها نادیده گرفته شدهاند، اینبار در مرکز توجه بودند، با لبخندهایی که جهان را زیباتر میکرد. صحنه، نه فقط جایگاه یک اجرا، که محل جشنی بود برای تفاوتهایی که باید دیده شوند، پذیرفته شوند و در آغوش گرفته شوند.
بهنام محمدی، تهیهکننده این رویداد، آن را پرافتخارترین اجرای دوران حرفهای خود خواند. اما افتخار واقعی، نه در صحنه و نورها، که در چشمان درخشان کودکانی بود که موسیقی را با تمام وجود حس میکردند، دستهایشان را به نشانهی شادی تکان میدادند و در جهانی فارغ از قضاوت، به جشن آمده بودند.
در میان این همه شور و شوق، داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) نیز با حضورش بر لبهای کودکان لبخند نشاند. این شب، یادآور آرزویی شد که کانون توانگران امروز و فرهنگسرای ابنسینا با برگزاری این برنامه دنبال میکردند: جهانی که در آن همه افراد، با هر ذهن و هر قلبی، جایی برای شادی و دیدهشدن داشته باشند.
این کنسرت، فراتر از یک اجرای موسیقی بود؛ فریادی برای پذیرش، آغوشی برای تفاوتها، و امیدی برای روزهایی که هیچکس پشت درهای تفریح و شادی باقی نماند. شاید بتوان گفت این اجرا، تنها موسیقی نبود، سمفونی انسانیت بود.
ویدیوی این کنسرت در شبکههای اجتماعی با استقبال زیادی مواجه شده است.
مرتبط:
آداب معاشرت با معلولان، اثر براندی ال. دارنزبرگ
https://tavaana.org/disability-etiquette/
#سهراب_پاکزاد #سندروم_داون #معلولیت #اوتیسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
وضعیت کیانوش چراغی نگرانکننده است، او هفت روز است که در زندان ایلام در اعتصاب غذا به سر میبرد که سه روز از آن با لبهای به هم دوخته است.
جمعی از جوانان استان ایلام با صدور بیانیهای درخواست تجمع و اعتصاب برای آزادی این فعال مدنی کردهاند. آنها در بیانیه خود نوشتهاند:
«با توجه به تداوم ظلم و ستم بر فرزندان ایران متمدن، به ویژه فرزندان شجاع و با اصالت استان ایلام، علیرغم اجتناب جناب کیانوش چراغی، از مبارزان راه آزادی، از اقدامات رادیکالی، به دستگاه جور و ستم ضحاک زمان اعلام میداریم،
اگر با قید فوریت برای آزادی "کیانوش چراغی" که در اعتصاب غذای بسر میبرد اقدامی نشود، مسئولیت هرگونه متشنج شدن اوضاع شهرستان دهلران و شروع اعتصاب سراسری در شهرستان برعهده دستگاه فاسد امنیتی رژیم خواهد بود.
یادتان نرود، از آبدانان تا دهلران، مردم رشید لر و کرد، با اتحاد و همدلی اجازه نمیدهند که فرزندان شجاع و با شرافت این خطه را در چنگال ظلم و ناعدالتی به نابودی بکشانید.
به این وسیله از آحاد ملت شریف، مردم استان ایلام، خصوصا شهرستانهای دهلران و آبدانان جهت پیوستن به اعتصاب بازاریان در روز دوشنب را خواستاریم.»
کیانوش چراغی، روز یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۳، با نیروهای امنیتی بازداشت شد و از همان لحظه بازداشت اعتصاب غذای تر و خشک خود را آغاز کرد.
او در حالی بازداشت شد که از پیش تحت حبس با پابند الکترونیکی بود و تنها دو روز دیگر باید خود را به زندان معرفی میکرد.
آقای چراغی، مهندس کامپیوتر و کارمند سابق سازمان تأمین اجتماعی، پس از مشاهده فساد سیستماتیک از سمت خود استعفا داد و در جریان اعتراضات مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ به فعالیتهای مدنی پیوست. او در سالهای اخیر چندین بار بازداشت شد و در آخرین حکم، به ۲ سال زندان، تحقیق اجباری درباره جانباختگان جنگ ایران و عراق، و نوشتن ۲۰۰ صفحه دستنویس محکوم شد. پس از مدتی، حبس او به نظارت با پابند الکترونیکی تغییر یافت، اما اکنون بار دیگر بدون ارائه دلیل شفاف بازداشت شده است.
#کیانوش_چراغی #اعتصاب_غذا #زندان_ایلام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جمعی از جوانان استان ایلام با صدور بیانیهای درخواست تجمع و اعتصاب برای آزادی این فعال مدنی کردهاند. آنها در بیانیه خود نوشتهاند:
«با توجه به تداوم ظلم و ستم بر فرزندان ایران متمدن، به ویژه فرزندان شجاع و با اصالت استان ایلام، علیرغم اجتناب جناب کیانوش چراغی، از مبارزان راه آزادی، از اقدامات رادیکالی، به دستگاه جور و ستم ضحاک زمان اعلام میداریم،
اگر با قید فوریت برای آزادی "کیانوش چراغی" که در اعتصاب غذای بسر میبرد اقدامی نشود، مسئولیت هرگونه متشنج شدن اوضاع شهرستان دهلران و شروع اعتصاب سراسری در شهرستان برعهده دستگاه فاسد امنیتی رژیم خواهد بود.
یادتان نرود، از آبدانان تا دهلران، مردم رشید لر و کرد، با اتحاد و همدلی اجازه نمیدهند که فرزندان شجاع و با شرافت این خطه را در چنگال ظلم و ناعدالتی به نابودی بکشانید.
به این وسیله از آحاد ملت شریف، مردم استان ایلام، خصوصا شهرستانهای دهلران و آبدانان جهت پیوستن به اعتصاب بازاریان در روز دوشنب را خواستاریم.»
کیانوش چراغی، روز یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۳، با نیروهای امنیتی بازداشت شد و از همان لحظه بازداشت اعتصاب غذای تر و خشک خود را آغاز کرد.
او در حالی بازداشت شد که از پیش تحت حبس با پابند الکترونیکی بود و تنها دو روز دیگر باید خود را به زندان معرفی میکرد.
آقای چراغی، مهندس کامپیوتر و کارمند سابق سازمان تأمین اجتماعی، پس از مشاهده فساد سیستماتیک از سمت خود استعفا داد و در جریان اعتراضات مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ به فعالیتهای مدنی پیوست. او در سالهای اخیر چندین بار بازداشت شد و در آخرین حکم، به ۲ سال زندان، تحقیق اجباری درباره جانباختگان جنگ ایران و عراق، و نوشتن ۲۰۰ صفحه دستنویس محکوم شد. پس از مدتی، حبس او به نظارت با پابند الکترونیکی تغییر یافت، اما اکنون بار دیگر بدون ارائه دلیل شفاف بازداشت شده است.
#کیانوش_چراغی #اعتصاب_غذا #زندان_ایلام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش سازمان حقوقبشر ایران و سازمان با هم علیه مجازات اعدام، جمهوری اسلامی در سال گذشته میلادی ۹۷۵ نفر را اعدام کرده و ۹۰ درصد اعدامها حتی اعلام هم نشدهاند.
زادروز محسن شکاری ست جوانی که جمهوری اسلامی او را اعدام کرد.
دیکتاتوری جمهوری اسلامی از نظر سرانه اعدام نسبت به جمعیت در جهان مقام «اول» را دارد. غیر از متهمان سیاسی، عده زیادی متهمان موادمخدر و قتل و ... هم اعدام میشوند.
دلیل شما برای گفتن نه به جمهوری اسلامی چیست؟
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
زادروز محسن شکاری ست جوانی که جمهوری اسلامی او را اعدام کرد.
دیکتاتوری جمهوری اسلامی از نظر سرانه اعدام نسبت به جمعیت در جهان مقام «اول» را دارد. غیر از متهمان سیاسی، عده زیادی متهمان موادمخدر و قتل و ... هم اعدام میشوند.
دلیل شما برای گفتن نه به جمهوری اسلامی چیست؟
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech