آموزشکده توانا
51.3K subscribers
38.9K photos
40.9K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در روزهای سرنوشت‌سازی به سر می‌بریم. جمهوری اسلامی پس از حملات اسرائیل به سران و مراکز هسته‌ای و نظامی‌اش در ضعیف‌ترین حالت خود قرار گرفته است. برخی مراکز سرکوب داخلی نیز هدف این حملات بوده است.
قدرت تصمیم‌گیری حکومت برای رفتار داخلی و خارجی‌اش کاهش یافته است و توان گذشته خود را ندارد.
به باور بسیاری، اکنون بهترین فرصت برای یک خیزش همگانی است که کار حکومت را تمام کند.

هر یک از تجارب مردم سراسر دنیا در خیزش‌های خشونت‌پرهیز می‌تواند برای اعتراضات ما نیز الهام‌بخش باشد، اگرچه این به این معنی نیست که می‌توان تمام آن روش‌ها را به کار گرفت. بلکه باید با در نظر داشتن تفاوت‌های جغرافیایی و حتی ماهیت متفاوت نظام‌های سرکوب‌گر، به این تجارب نگریست.

در پادکست «حالا وقتشه» به مبارزه شهروندان اوکراینی در «انقلاب نارنجی» پرداخته‌ایم. شنیدن آن خالی از لطف نیست.


«ما نمی‌خواهیم یک مشت راهزن کشورمان را اداره کنند. ما یک کشور عادی می‌خواهیم؛ جایی که بتوانیم کار کنیم، آزاد باشیم و دولتی داشته باشیم که برای مردم کار کند.»
سخن یکی از شهروندان اوکراین پس از «کثیف‌ترین انتخابات»؛ توصیفی که بسیاری برای انتخابات سال۲۰۰۴ اوکراین به کار بردند. دولت نامزد خود را پیروز اعلام کرد. شهروندان هم با مقاومتی گسترده و خشونت‌پرهیز، خواسته خود را پیاده و دولت را برکنارکردند.

انقلاب نارنجی جامعه اوکراین را متحول کرد. از سال۲۰۰۴ مردم اوکراین دیگر زیر بار حکومت‌های ضد دموکراتیک فاسد و استبدادی به مدل روسی نمی‌روند.

#پادکست
#ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
#مقاومت_مدنی #جنبش_ها_و_خیزش_ها

@Tavaana_TavaanaTech
👍32👎41
آغاز کن، حتی اگر پایان را نمی‌دانی؛
چرا در مبارزه با استبداد، «امید واهی» آسیب‌زا است؟


در قدرت بی‌قدرتان، واتسلاف هاول تفاوتی بنیادین را برجسته می‌کند:
امید را از آنچه او «زادگی» یا تولد می‌نامد، جدا می‌سازد.

در نظام‌های سرکوبگر، امید اغلب به شکل یک انتظار منفعلانه درمی‌آید:
امید به اینکه روزی شرایط خودبه‌خود بهتر شود،
یا کسی بیاید و ما را نجات دهد،
یا ظلم، خودبه‌خود فروبریزد.

این نوع امید، اگرچه دل‌فریب است، در واقع ما را از مسئولیت فردی و کنش فعال دور می‌کند.
ما را به تماشاگرانی تبدیل می‌کند که در حاشیه مانده‌اند، منتظر تغییری که قرار نیست از جایی بیرون آغاز شود.

اما در مقابل، هاول از مفهومی سخن می‌گوید که به‌مراتب ریشه‌دارتر و رهایی‌بخش‌تر است: زادگی.

زادگی، یا تولد، یعنی توانایی انسان برای آغاز کردن چیزی نو—بی‌پیشینه، بی‌دستور، بی‌انتظار پاداش.
یعنی برخاستن، ایستادن، و عمل کردن نه به‌خاطر تضمین نتیجه، بلکه به‌خاطر درستی آن عمل.

در این معنا، زادگی یعنی من تصمیم می‌گیرم «با حقیقت زندگی کنم»، حتی اگر هیچ‌کس نبیند یا همراهی نکند.
یعنی من دروغ را نمی‌پذیرم، حتی اگر تنها بمانم.
و همین کنش کوچک، همین نه‌گفتن فردی، می‌تواند آغاز شکافی در دیوار عظیم استبداد باشد.

در مسیر آزادی، آن‌چه ما را پیش می‌برد، نه امید به نجات، بلکه شجاعت آغاز کردن است.
شجاعت زاده شدن، هر روز، در لحظه‌ای که می‌توانیم حقیقت را انتخاب کنیم حتی در تاریک‌ترین شرایط.

هاول به ما یادآوری می‌کند:

«امید، نه به معنای خوش‌بینی، بلکه به معنای زیستن در راستی است، صرف‌نظر از آن‌که نتیجه چه باشد.»
نه منتظر بمان، نه امیدوار باش—زاده شو
و این، عمیق‌ترین قدرت بی‌قدرتان است.


ـ مطلب فوق را یکی از مخاطبان فرستاده است.

#واتسلاو_هاول #شهامت #امید #مقاومت_مدنی #مقاومت_زندگیست #مسئولیت_فردی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👌1912
از یک «نه» کوچک تا یک تحول بزرگ

تغییر واقعی، از پایین آغاز می‌شود

پیام همراهان

در کتاب ماندگار قدرت بی‌قدرتان، واتسلاو هاول با نگاهی عمیق و انسانی، بر این حقیقت ساده اما بنیادین تأکید می‌کند: تغییر پایدار اجتماعی و سیاسی نه از بالا، که از دل انسان‌ها و در بطن جامعه آغاز می‌شود. جمله‌ی «تغییر واقعی از پایین آغاز می‌شود» نه صرفاً یک شعار، بلکه لب سخن فلسفه‌ی مقاومت مدنی هاول است—فلسفه‌ای که قدرت واقعی را در انتخاب‌های اخلاقی، فردی و بی‌هیاهو می‌بیند.

به باور هاول، ساختارهای استبدادی فقط با زور و سرکوب تداوم نمی‌یابند؛ بلکه از تکرار روزمره‌ی دروغ‌ها، اطاعت بی‌چالش، و همراهی ناخواسته‌ی مردمی تغذیه می‌کنند که به ظاهر بی‌قدرت‌اند، اما در عمل ستون‌های پنهان نظام‌اند. هرگاه فردی تصمیم بگیرد با وجدان خویش زندگی کند، از تظاهر پرهیز نماید و حقیقت را—حتی در سکوت—پاس بدارد، گامی کوچک اما ویرانگر برای نظام سرکوب‌گر برمی‌دارد.

اما این مقاومت خاموش در زندگی واقعی چگونه معنا می‌یابد؟ در دل یک نظام تمامیت‌خواه چون جمهوری اسلامی ایران، چگونه می‌توان از «پایین» آغاز کرد؟ پاسخ، در انتخاب‌های کوچک اما آگاهانه‌ای‌ست که روزانه در زندگی شخصی و شغلی‌مان انجام می‌دهیم:

معلمی که در کلاس درس، به‌جای تبلیغ روایت رسمی نظام، تفکر انتقادی، گفت‌وگوی آزاد و ارزش‌های انسانی را آموزش می‌دهد. او شاید شعار سیاسی ندهد، اما بذر آگاهی را در ذهن نسل آینده می‌کارد.

نویسنده یا هنرمندی که به‌جای بازتولید کلیشه‌های حکومتی، از زندگی واقعی مردم، دردها، زیبایی‌ها و تناقض‌های جامعه روایت می‌کند؛ حتی اگر اثرش در گمنامی منتشر شود، پژواک آن تا عمق وجدان عمومی نفوذ می‌کند.

پزشک یا پرستاری که در نظامی تبعیض‌آمیز، بدون توجه به جنسیت، عقیده یا پوشش بیماران، صرفاً بر اساس کرامت انسانی با آن‌ها رفتار می‌کند. همین تصمیم ساده، انکار عملی گفتمان تفرقه و تفکیک است.

کارمندی که به‌رغم فشارها و عرف‌های نانوشته، از پذیرش رشوه یا دروغ در اسناد و فرایندها سر باز می‌زند. این نه گفتن به فساد، گرچه بی‌صداست، اما به افول مشروعیت سیستم یاری می‌رساند.

شهروندی معمولی که در جمع‌های خانوادگی یا شبکه‌های اجتماعی، از انتشار دروغ‌های حکومتی خودداری می‌کند و به روایت حقیقت پایبند می‌ماند. این انتخاب، هرچند بی‌سروصدا، بازتابی از شرافت انسانی‌ست.


هاول از «انقلاب درونی» سخن می‌گوید؛ انقلابی که با بازسازی درون انسان، با ایستادگی در برابر دروغ، و با کنش‌های کوچک اما اصیل آغاز می‌شود. او می‌نویسد: «حتی انسانی که در ظاهر بی‌قدرت است، اگر از دروغ گفتن و تظاهر پرهیز کند، یک عمل سیاسی انجام داده است.»

در جهانی که قدرت‌های بیرونی چیره‌اند و بسیاری از انسان‌ها خود را ناتوان و فرودست می‌پندارند، هاول یادآور می‌شود که قدرت حقیقی در درون هر فرد نهفته است. تحول واقعی، از لحظه‌ای آغاز می‌شود که فرد تصمیم می‌گیرد در راستی زندگی کند، نه در دروغ.
زمانی که صداقت، جایگزین ترس می‌شود، تغییر نیز آغاز شده است—آرام، آهسته، اما برگشت‌ناپذیر.

#مقاومت_مدنی #واتسلاو_هاول #نه_به_جمهوری_اسلامی #با_حقیقت_زندگی_کنیم #مسئولیت_فردی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍224🕊1
«ما نیاز به گذار از فرهنگ تقدیر و انتظار به کنشگری تغییرمدار داریم یعنی به طور خلاصه تولید سوژه جمعی.
راه برون‌رفت در عبور از سیاست تقدیر، در «سیاست امید» نهفته است اما چگونه؟.
می‌توان کنش‌های خُرد به‌مثابه مقاومت را به کار گرفت. نظریه «تأثیر پروانه‌ای» در علوم اجتماعی تأیید می‌کند که حتی اقدامات کوچکی مانند شبکه‌های اطلاع‌رسانی محلی، تعاونی‌های معیشتی و نافرمانی مدنی ِ خاموش، می‌توانند فضاهای مستقل کنشگری ایجاد کنند. 
بنابراین، هر کنش خُردی مانند گفت‌وگوهای در قهوه‌خانه‌ها، کافی‌شاپ‌ها، گروه‌های چندنفرۀ کتابخوانی، مهمانی‌های دورهمی، مشارکت در گروه‌های سایبری تا فعالیت‌هایی در انجمن‌ها، باشگاه‌های ورزشی، اتحادیه‌ها، گروه‌های سیاسی، هنری و... می‌تواند هم روحیۀ مشارکت جمعی را افزایش بدهد و هم تمرینی برای پس‌زدن فاتالیسم و مشارکت در کاهش رنج‌های پِرشمار ما باشد تا باور به «قدرت تغییر جمعی» جای‌گزین احساس جمعی ناتوانی، ناجی‌گرایی و در انتظار ماندن بشود.»

آنچه خواندید بخشی از نوشته دکتر خیام عباسی جامعه‌شناس است که در کانال تلگرامش منتشر کرده است.

متن کامل به شرح زیر است:

آیا مردم می‌توانند؟

در میانه امواج پرسش‌های کلان دربارۀ جنگ یا فروپاشی نظام، سکوت سنگین جامعه ایرانی بر پرسش بنیادین «ما چه باید بکنیم؟» گویای وضعیت پیچیده‌ای است که فراتر از تحلیل‌های سیاسی صِرف، نیازمند کالبدشکافی جامعه‌شناختی است. این سکوت را نمی‌توان صرفاً حساب سرکوب حکومتی گذاشت؛ بلکه باید آن را نشانۀ «فروپاشی سوژگی جمعی» در ساختار اجتماعی ایران دانست. منظورم این است که انسان ایرانی، به‌خصوص در حوزۀ سیاست، باور دارد که جابه‌جایی رژیم‌های سیاسی در قد و قوارۀ او نیست و حتماً باید کشورهای خارجی کاری بکنند. این ویژگی فرهنگی، پدیده‌ای تاریخی است که به ایرانیان القا کرده در مقابل قدرت حکومت، هیچ به‌شمار می‌آیید، پس بهتر است «مثل دیگران»، به زندگی خود مشغول باشید.
زنده‌یاد پزشکزاد در «دایی‌جان ناپلئون» به‌درستی این ویژگی را تحریر کرده است. بدیهی است که حکومت هم قدرت خود را چنان برتر نشان دهد که مردم از ابهت و خشونت و زندان و اعدام بترسند و سودای اعتراض هم نداشته باشند. ویژگی حکومت توتالیتر این است که بر تمامی زندگی فرد نظارت مستقیم داشته باشد.

اما پدیدۀ تبدیل شدن شهروند به «ابژۀ منتظر» (منتظر فرد یا کشوری نجات‌دهنده) ریشه در درهم‌تنیدگی سه لایه تقدیرگرایی تاریخی، تخریب نظام‌مند سرمایه اجتماعی، و استراتژی بقای منفعلانه دارد.
پرسش این‌روزهای اکثریت ایرانیان این است که «چه خواهد شد؟» یا «این‌ها کٍی می‌روند؟». کسی نمی‌پرسد من/ ما «چه باید بکنم/ بکنیم؟». یا در این روزهای مهم، چه می‌توان کرد؟. ایرانیان خود پذیرفته‌اند که در تغییرات سیاسی نمی‌توانند نقشی داشته باشند.
جامعه ایران امروز در چنبرۀ «پارادوکس آگاهی- انفعال» گرفتار است. هرچند آگاهی نسبت به بحران‌ها بی‌سابقه است و ایرانی امسال با ایرانی سال ۵۷ بسیار بسیار متفاوت است، اما این آگاهی به کنش جمعی آگاهانۀ هدفمند تبدیل نشده است. معدود تحرکات و جنبش‌های سیاسی و مدنی - به‌ویژه پس از استقرار حکومت ج.ا - که واجد عنصر آگاهی و هدفمندی بودند، به علل مختلفی ناکام ماندند، هرچند علل آن ناکامی‌ها، محل بحث من نیستند.
نظریه «فقدان عاملیت» آنتونی‌گیدنز، این وضعیت را این‌چنین توضیح می‌دهد که محرومیت از ابزار تغییر در ذهن مردم ایران نهادینه شده است. به‌صراحت یعنی حکومت‌ها در دوره‌های تاریخی، «میدان عاملیت» ملت را تصرف کرده‌اند و کنشگران فردی و جمعی، سهمی از این میدان در اختیار ندارند. در روزگار ما، چهار دهه تضعیف نظام‌مند نهادهای مدنی مستقل مانند اتحادیه‌ها، انجمن‌های صنفی و احزاب سیاسی، شهروندان را از ابزارهای نهادی اثرگذار محروم کرده است. در اقتصاد ورشکستۀ رانتیر با فساد سیستماتیک و رشد هجوم‌آورِ تورم نزدیک به ۵۰٪، کنشگری سیاسی به کالایی لوکس (در این معنا که عده‌ای اندک توانایی کنش سیاسی دارند) تبدیل شده است. نظریه «سلسله مراتب نیازهای مازلو» نیز در عمل آشکار می‌کند که وقتی زیست‌پایه‌هایی چون معیشت، مسکن، شغل و امنیت جانی روزانه تهدید می‌شوند، انرژی روانی جامعه به سمت استراتژی‌های دفاع فردی مثل انزوا و انطباق منفعلانه سوق می‌یابد. در آخرین مورد، در چند روز اخیر و بعد از هر خبر مهمی، بنگرید به صف‌های متراکم و طولانی بنزین. کسی که برای ۳۰ لیتر بنزین هجوم می‌برد، می‌داند که تنها چند صد کیلومتر می‌تواند از شهر دورتر برود یا فرار کند. اما لختی فکر نمی‌کند که پس از آن چه باید کرد؟

ادامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/bdh5pknf

#مشارکت #فاعلیت #کنشگری #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
11🕊2💯2
سپیده قلیان، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق،  در صفحه اینستاگرامش از تجربه زیسته و مشاهداتش در جامعه امروز ایران نوشته است. او در این متن، با زبانی ساده و صریح، از فشارها، محدودیت‌ها و بی‌عدالتی‌های روزمره می‌گوید؛ از درگیری‌های خیابانی با پلیس تا پلمب مکان‌های عمومی به‌خاطر «تار مو»، و از نگاهی که زندگی را هر روز در معرض نابودی قرار می‌دهد. او در انتهای مطلبش تاکید می‌کند که «برای مقاومت دیگر بس است. این بار فقط مقاومت نمی‌کنیم؛ قدم‌ها را جلوتر برمی‌داریم.»

متن کامل یادداشت خانم قلیان به شرح زیر است:

«مدتی‌ست است که آزاد شده‌ام، اما نمی‌دانم این چندمین بار است که در خیابان با مأمور و لباس‌شخصی درگیر می‌شوم؛ حسابش از دستم دررفته. هر بار که در اتاقم را می‌بندم، پدر و مادرم با نگاه‌شان چنان بدرقه‌ام می‌کنند که انگار قرار نیست برگردم. گاهی هم واقعاً قرار نیست برگردیم. گاهی در را می‌بندی و به مادرت می‌گویی: «باشه، برای ناهار ماهی دریا می‌آرم.» اما بدقولی می‌کنی، دریا برایت خاطره می‌شود و خاطره‌اش دیوانه‌ات می‌کند و چهره‌ی پاک عزیزی انعکاس دریا می‌شود . بگذریم. هفته‌ی پیش در را بستم و به مدرسه‌ی طهورا رفتم. از صبح با قطعی برق، آب و اینترنت کلنجار رفته بودم. انگار دیگر چیزی به نام زندگی نمانده است. ما پس‌مانده‌های چیزی را در لابه‌لای زمان پیدا می‌کنیم و در جیب‌هایمان می‌گذاریم که هرچه باشد، انصافاً زندگی نیست. این را هم من می‌دانم، هم راننده‌ی اسنپ. وقتی به مدرسه رسیدم، باورم نمی‌شد در این اوضاع اسفناک که سایه‌ی جنگ، فقر و قحطی بالای سرمان است، مدیر مدرسه به‌خاطر تار مویی با بد و بیراه به طهورا، پای کلانتری و مأمور را به مدرسه باز کند و کار به شکایت بکشد. جرم؟ فقط تار مو. همین. باشگاهی که به آن می‌رفتم هم به‌خاطر چند تار مو پلمب شده است. کافه چاپلین، جایی که گاهی با بچه‌ها برای فراموشی شرایط فاجعه‌بارمان در جامعه به آن پناه می‌بردیم، بعد از رفع پلمب، حالا یک پلاکارد ، حتما به اجبار، جلوی درش نصب کرده: «لطفاً شئونات اسلامی را رعایت کنید.» خب، واضح است: من نمی‌خواهم شئونات اسلامی شما را رعایت کنم. فکر می‌کنم با این‌همه دزدی و آدم‌کشی، اصلاً در جایگاهی نیستید که بخواهید به‌خاطر تار مو کسب‌وکار آدم‌ها را پلمب کنید. بخواهید برای ما امر و نهی کنید . این عکس‌ها هم از پیش محکوم است. بودنِ ما محکوم است. هرکس در این راه ذره‌ای در برابر این محکومیت قد علم کند، با تمام نیرو به هستی‌اش هجوم می‌آورند. با این حال، من در این شهر، میان تمام خطوط و آزارهایی که به سمتم می‌آیند، هنوز قدم برمی‌دارم. گاهی مثل گذشته با خودم می‌گویم: «سپیده، اولین اقدام جنگی‌ات چیست؟» و خودم جواب می‌دهم: «تماسی با خورشید.» سرم را از پنجره بیرون می‌آورم، اما خورشیدی در کار نیست؛ آسمان سیاه و کبود است. ولی من تصمیمم را گرفته‌ام. تصمیم گرفته‌ام بمانم. از همین‌جا که هستم، با همین اندوه، با تمام جدل‌ها، بمانم. اینکه بمانم و چه کنم، البته مسئله است. مسئله‌ای که حل شده است. برای مقاومت دیگر بس است. این بار فقط مقاومت نمی‌کنیم؛ قدم‌ها را جلوتر برمی‌داریم.»

#سپیده_قلیان #مقاومت_زندگیست #برای_آزادی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
40👍11🕊5👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعی از فعالان میدانی در ایران، تراکت‌هایی با تصاویر زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان در معرض خطر اعدام، در سطح شهر پخش کرده‌اند تا صدای این عزیزان را به مردم برسانند.

#نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍18🕊6
سه سال پس از مهسا؛ استبداد پابرجاست چون ما پراکنده‌ایم!
یاد نیکا و سارینا مسئولیت ماست، نه فقط خاطره ما!

ـ پیام همراهان

سه سال از روزی می‌گذرد که نام مهسا امینی به فریاد میلیون‌ها نفر بدل شد. در آن روزها، نیکا، سارینا و ده‌ها جوان دیگر جانشان را دادند تا یادمان بیندازند آزادی رایگان به دست نمی‌آید. اما امروز، پرسش تکان‌دهنده این است: آیا ما شهروندان وظیفه خود را ادا کرده‌ایم؟

استبداد تنها با گلوله و زندان پابرجا نمی‌ماند؛ با بی‌عملی و پراکندگی ما جان می‌گیرد. وقتی ما به بهانه‌ی ترس یا ناامیدی سکوت می‌کنیم، وقتی در اختلاف‌های کوچک گرفتار می‌شویم، در واقع همان چیزی را به حاکمان هدیه می‌دهیم که برای بقای خود می‌خواهند: مردمی منفعل و جدا از هم.

یاد مهسا، نیکا و سارینا فقط اشک و شعار نیست؛ یک وظیفه‌ی اخلاقی و سیاسی است. اگر فراموش کنیم، اگر خاموش بمانیم، ما نیز در بازتولید چرخه‌ی سرکوب شریک می‌شویم.

وظیفه‌ی نخست ما شکستن سکوت است. حقیقت را باید گفت و بازگفت، حتی اگر کوچک‌ترین جمع باشد. وظیفه‌ی دوم، ساختن همبستگی است: زنان و مردان، کارگران و معلمان، فارس و کرد و بلوچ… هیچ جنبشی بدون اتحاد واقعی پیروز نشده است. وظیفه‌ی سوم، کنش مداوم است. تغییر نه با یک انفجار که با تراکم صدها حرکت کوچک ساخته می‌شود: از نافرمانی مدنی و تحریم نهادهای حکومتی گرفته تا آموزش و سازماندهی پنهان.

و بالاخره، وظیفه‌ی حیاتی ما امید فعال است. ناامیدی یعنی تسلیم. امید یعنی ادامه دادن، حتی در سخت‌ترین لحظات.

سه سال پس از مهسا، حقیقت تلخ این است که استبداد پابرجاست چون ما هنوز به مسئولیت خود به‌طور کامل عمل نکرده‌ایم. یاد نیکا و سارینا از ما فقط اشک نمی‌خواهد؛ عمل می‌خواهد. آینده را هیچ قدرت خارجی، هیچ رهبر معجزه‌گر و هیچ «روز موعود» نخواهد ساخت. آینده را فقط شهروندان آگاه، متحد و مسئول می‌سازند.


ـ متن ارسالی مخاطبان

#مهسا_امینی #زن‌_زندگی_آزادی #مبارزه_مدنی #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔26👍104🕊4
آرش صادقی، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق، با توجه به شروع شانزدهمین روز اعتصاب غذای حسین رونقی، متنی به شرح زیر در خصوص اعتصاب غذا به مثابه یک ابزار مقاومت در برابر زیست قدرت، منتشر کرد:

‏امروز حسین رونقی، وارد شانزدهمین روز اعتصاب غذای خود شد. بنا بر گزارش‌های رسیده از همبندیان ، وضعیت جسمانی او رو به وخامت گذاشته و علائم نگران‌کننده‌ای از جمله کاهش شدید وزن، ضعف بدنی و افت فشار خون و ضربان قلب در او مشاهده می‌شود.

اعتصاب غذا، در ساده‌ترین تعریف، امتناع داوطلبانه از خوردن غذاست. اما در بستر سیاسی، این کنش به ابزاری نمادین و رادیکال برای مقاومت تبدیل می‌شود. هنگامی‌که دیگر اشکال اعتراض با بی‌توجهی حاکمان روبرو میشوند، اعتصاب غذا به عنوان آخرین ابزار مقاومتِ فردی یا جمعی، وارد میدان می‌شود؛ ابزاری که بدن فرد را به میدان نبرد سیاسی بدل می‌کند.
اعتصاب غذا یکی از مصادیق مقاومت علیه "زیست‌قدرت" است؛ جایی که دولت با کنترل بدن‌های در بند، اعمال قدرت می‌کند، اعتصاب غذا این الگو را وارونه می‌سازد: بدن معترض دیگر در خدمت کنترل و نظم نیست، بلکه به ابزاری برای اخلال در نظم موجود تبدیل می‌شود.
در پاسخ به این کنش، دولت‌ها معمولاً یکی از دو رویکرد را اتخاذ می‌کنند:
بی‌اعتنایی: با هدف شکستن روحیه اعتصاب‌کننده و ارسال این پیام که «مقاومت بی‌نتیجه است».
عقب نشینی موقتی : بدلیل اینکه مرگ زندانی میتواند هزینه گزافی را به آنها تحمیل کند.

در دل فرایند اعتصاب غذا، یک عنصر سیاسی عمیق دیگر نیز نهفته است: اراده و مقاومت روانی. در شرایطی که حاکمان تلاش می‌کنند با محرومیت، ایزوله‌سازی ، اراده معترض یا معترضان را در هم بشکنند، اعتصاب غذا فرصتی است تا زندانی با تمرکز روانی، کنترل را دوباره به‌دست گیرد. این اراده نه تنها برای خود معترض، بلکه برای دیگر زندانیان، الهام‌بخش است. درواقع، هر روزی که یک اعتصاب‌کننده ادامه میدهد و زنده می‌ماند، نوعی پیروزی سیاسی برای گفتمان مقاومت است.

اعتصاب غذا را می‌توان یکی از رادیکالترین اشکال مبارزه فردی دانست؛ سیاستی که از نهاد، حزب یا رسانه عبور می‌کند و مستقیماً از بدن آغاز می‌شود. در عصر جدید، که بسیاری از اشکال اعتراض توسط حکومت‌ها سرکوب شده‌اند، بدنِ معترض آخرین سنگر مقاومت است.

#حسین_رونقی #آرش_صادقی #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔298🕊3👎1
اپیدمی جنبش سرخابی‌ها؛ پادزهر آپارتاید جنسیتی

وقتی زنان موتورسوار ایران قرق‌های قرن را در هم شکستند


✍️مهدی مسکین‌نواز – زندانی سیاسی محبوس در زندان بندر انزلی

روزی که گمنامان سرخابی، با وجود رد تازیانه و سم اسب‌های قادسیه بر بندبند پیکر نیاکانشان، پا در رکاب نهادند و دیوان قرق‌شده‌ی مردانه را به توازن اجتماعی طی کردند، کمتر کسی از ناکسان بی‌کس‌و‌کار دریافت که چرخ آپارتاید جنسیتی کم‌باد شد.

با شکستن نخستین قرق، راکبان سرخابی ــ که شناسنامه‌شان شاهنامه و شهنامه‌شان رودابه و تهمینه بود ــ چه با تغییر چهره و چه فاش و علنی، آن‌قدر به دیوار آپارتاید کوفتند تا سرانجام دوشادوش سیاوشان و سهراب‌ها بر سکوی ورزشگاه‌ها، جشن توازنی دیگر را با نوای «روحت شاد، دختر آبی» دست به دست کردند.

اپیدمی جنبش سرخابی‌ها، که از خاکستر خدایاری‌ها سحر برخاسته از مقاومت منفی را بر قلۀ نافرمانی مدنی قلق‌گیری می‌کرد، زمانی تداعی‌کنند‌ی ققنوس اساطیری گشت که در سوی امین‌ترین مهسای ایران، کلیدی‌ترین بخش آپارتاید پنجاه‌وهفت را در پهنای البرز تا زاگرس، با سور توسری‌سوزان، سوزانید.

جنبش اصیل سرخابی‌ها که در هر قلق‌گیری مدنی سربلند بیرون آمد، در حالی که زوزه‌ی وقایع دردناکِ بازداشت، حبس و اعدام از زودپز استبداد، وجدان هر وجدان‌گرایی را می‌خراشید، با به نمایش گذاشتن قابلیت‌های خود در موتورسواری ــ که این روزها شاهد آن هستیم ــ به آپاراتِ آپارتاید فهماند که وقتی مشغول سپر قرار دادن PS752 به بهای «انتقام سخت»‌شان بودند، مرد_میهن_آبادی به یاری زن_زندگی_آزادی شتافت تا چرخ قرق دیگری را بشکند و چرخ دیگری از آپارتاید جنسیتی را به حرکت درآورد.

خطاب به مجلس و دولت جمهوری اسلامی

با این مقدمه‌ی حماسی، خطاب به مجلس و دولت می‌نویسم:
مشروط بر آن‌که در زاویۀ دیدتان تجدید نظر کنید، خواهید پذیرفت که نیمی از جمعیت کشور (بانوان)، با به خطر انداختن خود در این فضای ملتهب و فروپاشیده، به یاریتان آمده‌اند تا شاید:

۱. آلودگی هوا
۲. ترافیک کلان‌شهرها
۳. میزان مصرف سوخت
۴. هزینه‌های زندگی، به‌ویژه برای زنان سرپرست خانوار
۵. و قیمت خودرو و لوازم یدکی

را تا حد امکان کاهش دهند.

راهی برای توازن اجتماعی

قانونی کردن موتورسواری برای نیمی از جمعیت کشور، نه تنها بازدهی شهری و اداری را بالا می‌برد، بلکه فرهنگ رانندگی پر تخاصم را آن‌چنان ترمیم می‌کند که میزان تصادفات ــ این هیولای خانمان‌سوز که تصادفاً بخش قابل توجهی از آن صحنه‌سازی ترافیک فساد حاصل از شخصیت‌های حقیقی و حقوقی، دولتی و خصوصی است ــ در یک تعامل عاطفی، رفته‌رفته کاهش خواهد یافت.

در اقدامی منطقی و حداقلی، صدور گواهینامه‌ی موتورسیکلت برای نیم دیگر جمعیت کشور (بانوان)، مانع از جعل جنسیت، اجاره‌کردن گواهینامه‌ی آقایان، و افزایش جمعیت زنان در زندان‌ها (راکبان زن) در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهد شد.

اگر تسلیم توازن اجتماعی این مطالبه‌ی بحق نشوید؛ اپیدمی جنبش سرخابی‌ها، این پادزهر آپارتاید جنسیتی، در جهشی دیگر چرخ آپاراتی‌تان را برای همیشه چرخ خواهد نمود!

#زن_زندگی_آزادی #آپارتاید_جنسیتی #موتورسواری_زنان #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
21👍2💯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درس‌های مقاومت مدنی از الف تا ی (قسمت اول)

تاکید بر مقاومت مدنی که مبتنی از خشونت‌پرهیزی است تنها به دلیل اخلاقی نیست که مورد توجه است بلکه با تکیه بر تجارب این‌گونه مبارزات می بینیم که نتایج به بار آمده از این شکل از مبارزه بسیار بهتر است و با این شبوه مبارزه وحشی‌ترین حکومت‌های دیکتاتوری نیز از پا درآمده‌اند. مقاومت مدنی به تعبیر واسلاو هاول «قدرت بی‌قدرتان» است. در این قسمت و قسمت‌های بعدی با شیوه‌های این‌گونه مبارزه آشنا می‌شویم.

این مجموعه در سال ۱۳۹۷ توسط آموزشکده توانا ساخته شده است.

لینک یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=vgk13zTIam0


#مقاومت_مدنی #اعتراضات_سراسری #اعتصابات_سراسری
#فقر_فساد_گرونی #اسلایدشو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
12👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الفبای امنیت در اعتراضات و کنش‌های سیاسی و مدنی

جلسه نخست: امنیت سایبری،۱: تجارب خطرآفرین فعالان سیاسی


در این جلسه به بررسی نقش حیاتی امنیت دیجیتال در کنشگری سیاسی و مدنی پرداختیم، چهار مورد از تجربه‌ها و اشتباهات فعالان سیاسی را برشمردیم و به این پرداختیم که چگونه رعایت‌نکردن موارد امنیتی از سوی فعالان منجر به رخ‌دادن اشتباهات بزرگ جبران‌ناپذیری برای آن‌ها شده است. در پایان نیز ۴ نکته اصلی که فعالان باید برای امن‌ماندن در کنشگری، اعتراضات و فعالیت‌های خود، رعایت کنند را یادآوری کردیم.


در وبسایت توانا
در یوتیوب
در سانکلاد
در کست باکس


کانال واتس‌اپ دوره
کانال تلگرام دوره





#ایران #یاری_مدنی_توانا #مقاومت_مدنی #مبارزه_مدنی #امنیت #اعتراضات_سراسری #امنیت_سایبری #امنیت_اعتراضات
6
Audio
الفبای امنیت در اعتراضات و کنش‌های سیاسی و مدنی

جلسه نخست: امنیت سایبری،۱: تجارب خطرآفرین فعالان سیاسی


در این جلسه به بررسی نقش حیاتی امنیت دیجیتال در کنشگری سیاسی و مدنی پرداختیم، چهار مورد از تجربه‌ها و اشتباهات فعالان سیاسی را برشمردیم و به این پرداختیم که چگونه رعایت‌نکردن موارد امنیتی از سوی فعالان منجر به رخ‌دادن اشتباهات بزرگ جبران‌ناپذیری برای آن‌ها شده است. در پایان نیز ۴ نکته اصلی که فعالان باید برای امن‌ماندن در کنشگری، اعتراضات و فعالیت‌های خود، رعایت کنند را یادآوری کردیم.


در وبسایت توانا
در یوتیوب
در سانکلاد
در کست باکس


کانال واتس‌اپ دوره
کانال تلگرام دوره





#ایران #یاری_مدنی_توانا #مقاومت_مدنی #مبارزه_مدنی #امنیت #اعتراضات_سراسری #امنیت_سایبری #امنیت_اعتراضات
7
«این تصاویر نشان می‌دهد ما شجاعت تغییر و حضور در خیابان را داریم.»

پیام همراهان
شجاعت مدنی؛ وقتی بدن انسان، آخرین مرز قدرت می‌شود
در سال ۱۹۸۹، تصویر مردی ناشناس که در میدان تیان‌آن‌من چین، بی‌حرکت مقابل ستون تانک‌ها ایستاد، به یکی از ماندگارترین نمادهای مقاومت مدنی در جهان بدل شد.
او با این حرکت منطق خشونت دولتی را به چالش کشید.
امروز هم در تهران، مردی در برابر نیروهای سرکوب روی زمین نشست.
این اقدام او، نه از سر تسلیم، که کنشی آگاهانه بود. چنین کنش‌هایی تاریخ را فوراً تغییر نمی‌دهند، اما چیزی عمیق‌تر را جابه‌جا می‌کنند:
مرز میان اطاعت و انسان‌بودن.

#یاری_مدنی_توانا
#شجاعت_مدنی
#مقاومت_مدنی

@Tavaana_TavaanaTech
32💔14🕊3💯3
عبدالله مومنی: صدایی که از هر شیوه اعتراضی برای مخالفت با استبداد رساتر و معنادارتر است

عبدالله مؤمنی، فعال سیاسی، درباره تصویر نشستن یک شهروند در خیابان در مقابل نیروهای سرکوبگر نوشت:

«مقاومت مدنیِ⁩ یک شهروند که با نشستن در خیابان در برابر نیروی پلیس شکل می‌گیرد، کنشی آگاهانه، مسالمت‌آمیز و اخلاقی است.
‏اساس مقاومت مدنی که بر امتناع از اطاعت ناعادلانه استوار است  در  این تصویر شهروند معترض و مسئول، به‌روشنی خود را نشان می‌دهد.

مقاومت مدنی یعنی تبدیل اعتراض نمادین بی‌سلاح شهروندان که  مشروعیت زور و سرکوب حکومتی را در برابر شهروندان معترض و مخالف به چالش می‌کشد.
‏در این کنش، شهروند برای آشکار ساختن حقیقت، به‌گونه‌ای نمادین در برابر نیروی سرکوب می‌نشیند؛ ایستادگی‌ای که بی‌هزینه نیست، اما معنای مقاومت و مسئولیت شهروندی را می‌سازد. پیام مقاومت مدنی به حاکمان یادآوری این اصل است که قدرت شهروندان در برابر بی‌عدالتی می‌تواند موقعیتِ تهی و لرزانِ حکومت را به چالش بکشد.

در این تصویر شهروند نشسته در برابر نیروی سرکوب،به زبان بی‌صدای مقاومت سخن می‌گوید.صدایی که از هر شیوه اعتراضی مخالف برای استبداد. رساتر و معنادارتر است. »

#مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #فقر_فساد_گرونی #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
26💯5
اعتراضات و ایستادگی در مقابل سرکوب‌گران

طرح: مهیار

#مقاومت_مدنی #نه_به_جمهورى_اسلامى #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
41🕊1
‌او اسلحه نداشت.
نه باتوم، نه سپر.
پشتش فقط ایران بود؛
و همین، تمام ترسِ سرکوبگران.
پشتش به یک ایران‌ گرم است.
یک ایران متحد
با همبستگی و ایستادگی همچون او
ایران آزاد خواهد شد


طرح ارسالی مخاطبان توانا

#مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #فقر_فساد_گرونی #اعتراضات_سراسری #کارتون

@Tavaana_TavaanaTech
91🕊15💯4
مقاومت مدنی جوان شجاع ایرانی، دستمایه طرح‌های زیادی شده که طراحان و کارتونیست‌های ایرانی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده‌اند.

او حالا تبدیل به نماد یک حرکت مدنی اعتراضی شده است.

rashidrahnamastudio
shaheen.sepehrri
shabidesign

#شهامت_مدنی #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهورى_اسلامى #اعتراضات_سراسری #فقر_فساد_گرونی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊5216
سیاهی لشکر نیاید به کار
یکی مرد جنگی به از صد هزار

طرح از:
a.painter.and.a.half

#مقاومت_مدنی #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهورى_اسلامى #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍4216🕊8
آرش صادقی، فعال حقوق بشر، در یادداشتی تحلیلی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده، «نشستن یک معترض در خیابان» را کنشی رادیکال و اخلال‌گر توصیف کرده و با ارجاع به مفاهیمی از هگل، هانا آرنت و فلسفه سیاسی، این عمل را تلاشی برای بازپس‌گیری «فضای ظهور» و ایستادن فرد در برابر نظمِ کنترل‌گر بدن‌ها دانسته است:

«پسرِ نشسته در خیابان،در ظاهر نه در ارتفاعی ایستاده، نه نشانه‌ای در دست دارد و نه حتی حرکتی می‌کند. اما درست همین «نشستن بر زمین» است که کنش او را به امری رادیکال بدل می‌کند. او از منطقِ عبور و فرمان‌برداری خارج می‌شود. بدنش نه می‌گریزد، نه مقاومتِ تهاجمی می‌کند، نه مطالبه‌ای رافریاد می‌زند؛ فقط «هست». و این بودن، برای نظمی که عادت دارد بدن‌ها را مدیریت کند اخلال‌گر است.
در زبان هگل، می‌توان گفت: نفی، رخ می‌دهد: نفیِ آن‌چه بدیهی پنداشته شده بود. بدنِ ایستاده‌ی او، بدنِ سوژه‌ای است که می‌گوید: من نه می‌گریزم و نه حل می‌شوم.
در فلسفه‌ی سیاسی، این لحظه یادآور آن چیزی است که از ان به عنوان "زندگی برهنه" یاد می‌کنند.
اگر از منظر هانا آرنت نگاه کنیم این کنش تلاشی برای بازگرداندن "فضای ظهور" است.
جایی که انسان نه به عنوان عدد، نه به عنوان جمعیت، بلکه به عنوان فردی یگانه دیده می‌شود.»


#مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍30🕊9👌53💯1

والرز: جنگ عادلانه
اگر جامعه‌ای در معرض کشتار سیستماتیک باشد و راه‌های درونی مسدود شده باشد، کمک خارجی می‌تواند اخلاقاً مجاز باشد

پیام همراهان

نظریه‌ی جنگ عادلانه مایکل والرز تأکید می‌کند که جنگ اخلاقی تنها زمانی مشروع است که برای دفاع از جان انسان‌ها و حفاظت از عدالت انجام شود. در ایران امروز، سرکوب خونین اعتراضات سراسری در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ نمونه‌ای از شرایطی است که دادخواهی داخلی عملاً ناممکن می‌شود. نیروهای امنیتی با استفاده از سلاح گرم، تیراندازی مستقیم و قطع کامل ارتباطات، هر مسیر داوری مستقل و پاسخ‌گویی حکومت را مسدود کردند، و انتشار روایت رنج قربانیان نیز، به‌تنهایی، تأثیری بر خشونت سیستماتیک نداشت.

در چنین وضعیتی، جامعه میان دو گزینه‌ی تراژیک قرار می‌گیرد: انتقام فردی یا پذیرش کمک خارجی. انتقام فردی خشمی بی‌افق است که تنها خشونت را بازتولید می‌کند. در مقابل، کمک خارجی محدود و اخلاقی—شامل فشار دیپلماتیک، تحریم‌های هدفمند، یا حمایت‌های انسان‌دوستانه و امنیتی—می‌تواند به شکستن چرخه خشونت و حفاظت از جان قربانیان کمک کند. این مداخله باید شفاف و با هدف پایان دادن به ظلم و بازسازی عدالت انجام شود تا از تبدیل آن به ابزار سلطه یا ویرانی جلوگیری شود.

در عین حال، حتی در این شرایط، دادخواهی نمادین و شبکه‌های مقاومت مدنی نقش حیاتی دارند: ثبت وقایع، ساخت حافظه جمعی و تقویت همبستگی اجتماعی می‌تواند به شکل‌گیری آینده‌ای عادلانه کمک کند، حتی اگر مسیرهای رسمی بسته باشند.

بنابراین، در چارچوب والرز، جامعه‌ای که تحت کشتار سیستماتیک است و راه‌های درونی مسدود شده‌اند، پذیرش کمک خارجی کنترل‌شده نه تنها اخلاقاً مجاز است، بلکه گاه ضروری است، مشروط بر آنکه با محدودیت، شفافیت و هدف انسانی همراه باشد.

#جنایت_علیه_بشریت #مقاومت_مدنی #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
👍277