🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# از خاطرات دکتر مصدق

مادرم همیشه میگفت که محمد ای کاش بجای حقوق در اروپا طب می‌خواندی چون که هرکس به سیاست وارد شود باید خود را برای هرگونه تهمت حاضر کند و هر ناگواری را تحمل نماید ...
این سخنان مادرم آنقدر بر من تاثیر گذاشت که هرگاه برای ایران از کسی تهمت یا ناسزا شنیدم خود را برای خدمت به کشورم آماده‌تر کردم !!

#اردلان_سرافراز
اگر تفکر خلق چون آن برادر بود
تاریخ ما نیز امروز شکل دگر بود ...



https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #زادروز
#استاد حسن_شماعی‌زاده (زادهٔ ۱ آذر ۱۳۲۲ در اصفهان) #آهنگساز، #خواننده، #ساکسیفون‌نواز و #ترانه‌سرای موسیقی #پاپ ایرانی
#حسن_شماعی‌زاده (زادهٔ ۱ آذر ۱۳۲۲ در اصفهان) #آهنگساز، #خواننده، #ساکسوفون‌نواز و #ترانه‌سرای موسیقی #پاپ ایرانی است.

برخی از مهم‌ترین آهنگ‌های موسیقی پاپ ایرانی که توسط خوانندگان سرشناسی چون #گوگوش، #داریوش، #ابی، #لیلافروهر، #عارف و… خوانده شده‌اند، از ساخته‌های او بوده‌است.

او پس از انقلاب ۱۳۵۷ به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا هم به آهنگ‌سازی و خوانندگی ادامه داد؛ آثار او عموماً با تنظیم دیگر موزیسین‌های ایرانی منتشر شده‌است.

#حسن_شماعی‌زاده از ۱۳ سالگی در ارکستر یکی از تئاترهای اصفهان، به عنوان نوازنده کار هنری‌اش را آغاز کرد. فارغ‌التحصیل دبیرستان ادب اصفهان. در سال ۱۳۴۱ پس از پایان دوران دبیرستان برای پیشرفت در موسیقی به تهران آمد، و پس از مدتی کار در تئاتر، در سال ۱۳۴۵ وارد رادیو شد. او هم‌زمان ارکسترهای جاز، پاپ، را برای جوانان و مردم می‌نواخت و با چند ارکستر اسپانیایی همکاری می‌نمود و در رادیو و مراکز هنری تهران نیز به نوازندگی می‌پرداخت. او مدتی برای گروه معروف #بلک_کتس نیز ساکسیفون می‌زد.

آغاز آهنگسازی

#حسن_شماعی‌زاده در سال ۱۳۵۱ آهنگسازی را آغاز کرد. خود او دلیل اصلی روی آوردن به آهنگسازی را ناتوانی در ادامه نوازندگی می‌داند، که دلیل آن ابتلا به بیماری دیسک گردن در اثر فشار نوازندگی طولانی‌مدت سازهای سنگین برنجی (۱۵–۱۶ ساعت در روز) بود.
اولین کارهای #شماعی‌زاده در آهنگسازی «گریه» با صدای #امیررسایی، «حالا خیلی دیره» با صدای #عارف و «نمی‌آد» با صدای #گوگوش بودند که همگی با هم منتشر شدند.
#حسن_شماعی‌زاده پس از آغاز آهنگسازی توانست جایگاه ویژه‌ای میان آهنگسازان زمان خود پیدا کند و خوانندگان مشهوری مانند گوگوش، داریوش، ابی، ستار، فرهاد مهراد، عارف، مارتیک، رامش، نوش‌آفرین و معین کارهای موفقی با آهنگ‌های او عرضه کردند.

از جملهٔ این کارها، می‌توان به مشهورترین آهنگ‌های #گوگوش اشاره کرد. از دیگر ساخته‌های موفق شماعی‌زاده در این دوران می‌توان به ترانه #شکار با صدای #ابی اشاره کرد که توانست در سال ۱۳۵۴ در فستیوال موسیقی استانبول ترکیه مقام اول را در بین ۲۰۹ شرکت‌کننده کسب کند.

آغاز خوانندگی

#حسن_شماعی‌زاده خوانندگی را از سال ۱۳۵۲ آغاز کرد. این اتفاق در برنامهٔ شوی زندهٔ #چشمک در آخرین جمعهٔ مرداد ماه ۱۳۵۲ و به گفتهٔ خود #شماعی‌زاده به درخواست مردم افتاد. در آن برنامه که #گوگوش، #اردلان_سرفراز و #واروژان نیز حضور داشتند، شماعی‌زاده ترانهٔ #مرداب را با شعر اردلان سرفراز و تنظیم واروژان اجرا کرد.
ترانه‌ای که تبدیل به یکی از پرطرفدارترین ترانه‌های زمان خود شد و حدود ۱۹۸ هزار صفحه از آن فروش رفت، که در نوع خود رکورد قابل توجهی بود.

خوانندگی او توجه‌ها را به خود جلب کرد و پس از مرداب، شماعی‌زاده ترانه‌های پرمخاطب دیگری را نیز ساخت و اجرا کرد که #اقاقی با ترانه‌ای از #شهیارقنبری یکی از آنهاست که در سال ۱۳۵۴ منتشر شد. در سال ۱۳۵۴ #شماعی‌زاده در یک نظرسنجی از سوی مجلهٔ زن روز به عنوان بهترین خواننده مرد سال شناخته شد و در همان نظرسنجی با حدود ۵۰ هزار رأی بهترین آهنگساز سال شناخته شد.
مثلث #شماعی‌زاده، #اردلان_سرفراز، #گوگوش

یکی از موفق‌ترین و اثرگذارترین گروه‌ها در موسیقی پاپ ایرانی مثلثی بود که در آن #اردلان_سرفراز ترانه می‌سرود، #حسن_شماعی‌زاده ملودی برای ترانه خلق می‌کرد و #گوگوش این ترانه‌ها را می‌خواند. بعضی از این ترانه‌ها را #واروژان تنظیم می‌کرد. در مجموع این مثلث در حدود ۳۰ ترانه منتشر کرده‌اند. «کولی»، «جاده»، «کیه کیه»، «دوراهی»، «کوه»، «بمون تا بمونم»، «غریب آشنا»، «مرداب»، «کویر» و «گنجشکای خونه» برخی از کارهای مشهور این سه نفر است.

#شماعی‌زاده و #سرفراز بدون #گوگوش نیز کارهای موفقی با صدای خوانندگان دیگر منتشر کردند، که از جملهٔ مشهورترین آن می‌توان به «چشم من» و «دست‌های تو» با صدای #داریوش، «بهانه» با صدای #هایده و «پنجره» با صدای #معین اشاره کرد.

وقوع انقلاب ۱۳۵۷ به همکاری این سه تن پایان بخشید. #گوگوش در ایران ماند و #سرفراز و #شماعی‌زاده هرکدام به یک کشور مهاجرت کردند. هرچند شماعی‌زاده مدعی است با وجود این که ترانه‌های این مثلث ظرف مدت ۵ سال (از ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷) منتشر شد، ولی همگی مربوط به یک دورهٔ همکاری کوتاه یک سال و هشت‌ماهه هستند.
در خردادماه ۱۳۹۶ #گوگوش با انتشار عکسی جدید از خود در کنار #حسن_شماعی‌زاده در پشت پیانو، از شروع مجدد همکاری خود با #شماعی‌زاده و #اردلان_سرفراز خبر داد. به دنبال آن نخستین کنسرت مشترک این سه، با نام #مثلث_خاطره‌ها در اواخر مهرماه همان سال در تورنتو برگزار و تور جهانی مثلث خاطره‌ها آغاز شد. در بهمن‌ماه همان سال نخستین همکاری مشترک گوگوش، شماعی‌زاده و سرفراز پس از حدود ۴۰ سال به شکل تک‌آهنگی با نام #مثلث_خاطره‌ها منتشر شد، که در آن #گوگوش و #شماعی‌زاده هم‌خوانی کردند. در ادامه تور مثلث خاطره‌ها، #منوچهرچشم‌آذر نیز به این سه اضافه شد.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یاد_آوری_امروز

#ابراهیم_حامدی متخلص به #ابی، در ۲۹ خرداد ۱۳۲۸ بدنیا آمد.
او از خوانندگان موسیقی پاپ ایران است.
ابی در اوان نوجوانی به استعداد خود در خواندن پی برد.وی ابتدا در یک گروه دوستانه به نام sunboys و سپس در باشگاهها و کاخهای جوانان خواندن را آغاز کرد.
اولین ترانهٔ او ترانه‌ای بود با نام "عطش" که برای فیلمی به همین عنوان ساخته شده بود.
دومین ترانه‌اش "چرا" نام داشت، و شعر آن از #مسعود_هوشمند و آهنگش از #حسین_واثقی بود.
اما سومین ترانه‌اش که به گفته خودش باعث معروفیتش شد، ترانه‌ای به نام "شب" بود، با شعر #اردلان_سرفراز و آهنگ #منصور_ایران_‌نژاد که در شوی معروف میخک نقره‌ای از #فریدون_فرخزاد برای اولین بار پخش شد.
ابی در همان دوران با شهبال و شهرام شبپره آشنا شد و با وی شروع به همکاری کرد. او با گروه black cats همکاری کرد و مدت زیادی در کاباره کوچینی به روی صحنه رفت.
ابی دو سال قبل ازانقلاب از ایران خارج شد و برای برگزاری کنسرت به امریکا رفت ولی با شدت گرفتن ناآرامی‌ها در آن کشور ساکن شد.

ابی در سال ۱۹۹۳ با آهنگ معروف خلیج فارس در سالن بزرگ استرالیا لقب "آقای صدا" Master Of Voice را کسب کرد.

او در بزرگ‌ترین سالن‌های کنسرت از جمله اسکار و نوبل کنسرت داده‌است.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴 #تمام ترانه‌هایِ من را، وقتی شما مرور می‌کنید یا خودم مرور می‌کنم، بصورت دفترچه خاطراتِ من است، بصورت آلبومی برایِ من است. من خودم را گفته‌ام. من شعرم را زندگی کردم، زندگی‌ام را شعر.»

#اردلان_سرفراز

امروز ۲۴ تیر ماه، زادروزِ اردلان سرفراز یکی از بزرگترین ترانه‌سرایانِ ایران‌زمین و یکی از سه رکن اصلی مثلث طلایی ترانه سرایی در فرهنگ ‎موسیقی پاپ ایران است.
. وی در طی چند دهه فعالیتش در داخل و خارج با آهنگسازانی صاحب‌نام همکاری کرده و بسیاری از سروده‌هایش با صدایِ محبوب‌ترین خوانندگان ایران چون داریوش، اِبی، هایده و گوگوش جاودانه شده‌اند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
Mordab
Ardalan sarfaraz
🔴#اردلان_سرفراز
#دکلمه ی ترانه ی #مرداب
شعر و دکلمه : استاد اردلان سرفراز
موسیقی : محسن حضرتی
#زادروزت_مبارک_استاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز

#فرید_زلاند

نامش مترادف است با دهه طلایی موسیقی پاپ ایران .دهه ای که تعدادی از جوانان با فضایی که خودشان در رخدادنش تاثیر گذار بودند ،توانستند کارهای درخشان و ماندگاری را رقم بزنند . کارهایی که امروز و با وجود نزدیک به چهاردهه از ساختنشان برای نسل دهه چهل تا دهه هفتاد همچنان شنیدنی و محبوب است .

فقط کافی است عناوین این ترانه ها را مرور کنید :

"شقایق "،"یاور همیشه مومن"،"نازنین" ،"آهای مردم دنیا" 6،"آینه" ،"چکاوک "و خیلی دیگر از کارهای ماندگار داریوش .
"محتاج" ،"هزار و یک شب" ،"ستاره دنباله دار "تو را نگاه می کنم" ،"خانوم گل"،" گریز" ،"عطر تو" ،" مست چشات "،"گریه نکن" و...از ابی .
"مرهم "،"تو بزرگترین سوالی (پرسش)"، " باران " ، سزاوار " ، شکایت " از گوگوش .
"شانه هایت"،" پادشه خوبان"،"روزای روشن " ، "یارب" از هایده
وخیلی از بهترین کارهای معین مثل "سفر " و "پریچهر" ، " عشق من من و صدا کن " و...
و همچنین برای ترانه های خواننده های دیگر مثل ستار، مهستی، حمیرا، بیژن مرتضوی، شاهرخ، فرزین، بتی، شهرام صولتی، شهره، لیلا فروهر، راستین، مازیار و ... آهنگسازی کرده است.
دریک روز تابستانی نهم مردادماه ۱۳۳۴شمسی در کابل افغانستان بدنیا آمده است . خودش معتقد است خیلی خوش شانس است که پدرش هنرمند و موسیقیدان سرشناسی بودکه در رأس موسیقی رادیو افغانستان چهل و پنج سال خدمت کرد . پدرش یکی ازآوازخوانان وآهنگسازان مبتکر بود و در طول دوران حرفه ای فعالیت خود علاوه بر افغانستان به بسیاری از کشورها مسافرت کرد و برنامه هنری اجرا کرد .

پدرش در سال1341 طی سفری به ایران با اجرای آهنگ زیبای "ساربان"، روی شعرسعدی، مخاطبان ایرانی به محبوبیت زیادی رسید و روزنامه کیهان آن روزگار نوشت :«روح سعدی با آهنگ ساربان دوباره زنده شد.»

فرید زلاند درسال ۱۳۴۸شمسی با دردست داشتن بورس تحصیلی از وزارت فرهنگ و هنربه تهران آمد و مشغول تحصیل درهنرستان عالی موسیقی تهران شد.بعداز گذشت یک سال از نوازندگی پیانو به هارمونی آهنگسازی تغیررشته داد.

زلاند شاگرد اساتیدی چون فریدون فرزانه، یوسف زاده، مصطفی پورتراب، مرحوم مرتضی حنانه،مرحومه خانم خسروی بوده است .

در اوایل انقلاب زلاند ابتدا به لندن وکانادا می رود و در نهایت در آمریکا و شهر لس آنجلس مستقر می شود . دراواخر۱۹۸۰ وارد دانشگاه USC لس انجلس دانشکده موسیقی می شود و به مدت دو سال دررشته موسیقی فیلم به تحصیل می پردازد .

فرید زلاند آهنگسازی را درسال۱۳۵۰شمسی و در پانزده سالگی درتهران آغاز می کند و اولین آهنگ­ های خود را روی ترانه ­ای از اردلان سرفراز وبا صدای ستار بنام های "بهت" و "غزل" می سازد که با استقبال زیادی مواجه می شود .زلاند آشنایی با اردلان سرفراز در کوچینی را بعد از سفر به ایران دومین شانس بزرگ زندگی خود می داند.
سبک هنری #فریدزلاند

او بیش از دویست آهنگ در این چند دهه فعالیت هنری خود ساخته‌است که به گفتهٔ خودش هفتاد درصد کارهایش موفق بوده‌اند و سی درصد مابقی هم مورد پسند مردم قرار گرفته‌اند و در زمان خودشان شنیده شده‌اند. بیشتر آهنگ‌های او بر روی ترانه‌هایی بوده‌است که او توانسته کاملاً با آن‌ها ارتباط برقرار کند و بسیار به‌ندرت و کم اتفاق افتاده که روی آهنگِ ساخته‌شده از او کسی ترانه‌ای بگوید. بیشتر آهنگ‌های او بر روی ترانه‌های #اردلان_سرفراز با تنظیم #منوچهرچشم‌آذر بوده‌است.
فضای کلی آهنگ‌های او را می‌توان آمیخته‌ای از موسیقی ایرانی و پاپ و افغان و هندی دانست. با این حال، اغلب آهنگ‌های او در فضای موسیقی به‌اصطلاح تلفیقیِ ایرانی، یعنی ترکیبی از موسیقی سنتی ایرانی و پاپ غربی قرار می‌گیرند.
او تاکنون برای برخی از خواننده‌های ایرانی از جمله گوگوش، هایده، داریوش و ستار آهنگ‌هایی کاملاً افغانی نیز ساخته‌است. به‌ندرت مدت‌زمان برخی از آهنگ‌های #فرید_زلاند مانند معلم_بد و راه_من (هر دو با صدای #ابی)، نسبت به مدت‌زمان سایر آهنگ‌هایش که حدوداً بین ۴ تا ۶ دقیقه‌ای هستند، طولانی‌تر است، چراکه او اغلب فضاهایی را در این آهنگ‌ها برای هنرنمایی موسیقایی هر چه بیشتر خود اختصاص داده‌است.
از نظر او آهنگساز باید زمزمه‌ساز احساس و عاطفه و سلیقهٔ خویش باشد، اما جایی که به ورطهٔ تقلید می‌افتد، قدرت کشف و آفرینش را در خود سرکوب می‌کند.
از معروف‌ترین آهنگ‌های ساخته‌شده توسط او برای مطرح‌ترین خواننده‌های پاپ ایران می‌توان به این موارد اشاره کرد:

شقایق، یاور همیشه مؤمن, چکاوک, نازنین, آینه, آشفته بازار برای #داریوش؛

محتاج، هزار و یک شب، ستارهٔ دنباله‌دار، گریز, گریه نکن, عطر تو و مست چشات برای #ابی؛

مرهم و تو بزرگترین سؤالی (پرسش) برای #گوگوش؛
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانشهر

#اردلان_سرفراز

یکی ترانه سُرایانِ نخبه ی نوآورِ دنیای موسیقی ایران، "اردلان سرفراز" است که گرچه بعد از "ایرج جنتی عطایی" و "شهیار قنبری" دست به کار گردید، اما همان گونه مشتاق و پرشور واردِ آوردگاهِ ترانه شد.
او در ۱۳۲۹ خورشیدی در دارابِ فارس چشم به جهان گشود و از همان خردسالی دریافت که استعدادِ انشانویسی دارد. در نوجوانی نیز آموزگاران و دوستان، او را به نوشتن و قلم زدن ترغیب می کردند و بعدها مشوقِ چاپِ نخستین مجموعة ترانه هایش بودند. وی با نخستین آهنگ سازی که آشنا شد و با او هماهنگی کاملی پیدا کرد، "حسن شماعی زاده" بود که خودِ او نیز، تازه به کارِ ساختنِ آهنگ پرداخته بود. نخستین دستاوردِ این هماهنگی «جاده» بود که با خود نسیمِ تازه ای را واردِ فضای ترانه سازی کرد. "اردلان" «جاده» را ترانه تجربی می داند.
پس از مرگِ پدر در سال ۱۳۵۱ از شیراز رهسپار تهران شد و در طولِ راه و غروبِ دلگیر ِسفر، بغض سنگینِ دل کندن از پدر را شکست و بارانِ بی اختیارِ ترانه بر طومارِ جاده ی دربدری هایش باریدن گرفت. این او نبود که بر جاده می رفت، جاده بود که او را می بُرد. به هرحال «جاده» او را به جای بدی نبرده بود. وارد اقلیم ترانه های نو شد و شور و هیجان پیرامون سبب شد که در همین اقلیم بماند و پس از چندی به پختگی برسد.
موسیقی "شماعی زاده" - با کمک "واروژان" - تداوم ملال آور و بی پایان جاده را خوب بازسازی می کند. «جاده» راه را برای نهادنِ نطفه های اعتراضی در ترانه هموار می کرد. از سوی دیگر موفقیت «جاده»، پديده های دیگر بیابانی را در ذهن شاعر زنده می کرد. پدیده هایی که بالقوه می توانستند به شیوه تمثیلی گوشه ای از خفقان چیره بر جامعه ی روشنفکری را نمایندگی کنند، مانند «كوه» ، «مرداب» و«كویر». "سرفراز" ترانه های عاشقانه بسیاری نیز دارد که بعضی از آنها مُهر ماندگاری خورده اند، ولی در آن سال های پُرتپش و تنش «مرداب» و « كوير» بیشتر مورد اعتنا قرار می گرفت.
موسیقی "شماعی زاده"، از جنسِ شعرِ "اردلان" است و همین همجنسی، دوامِ همکاری آن دو را تضمین می کرد. "شماعی زاده" در سازآرایی های خود جای ویژه ای را به سازهای بادی می دهد. او با نواختنِ ساز بادی، کار خود را آغاز کرده بود تا به آهنگ سازی رسید. "سرفراز" خود می گوید که: «کلامِ او بیشترین هماهنگی را با موسیقی "شماعی زاده" داشته است. صدای "شماعی زاده" هم هنگامی که ترانه های خودش را می خوانَد این هماهنگی را بیشتر می کند. از همین روی ترانه هایی که خودش خوانده، تأثیرگذارتر جلوه می کند.»
"اردلان" و "شماعی زاده" ترانه های عاشقانه ی محض هم دارند که زیباترین آنها «دوپنجره» بوده است. «دو پنجره» در دو دیوار سنگی روبه روی هم قرار گرفته اند. دیوار سیاهِ سنگی نمی گذارد که آن دو به هم نزدیک شوند. شاعر آرزو می کند دیوار خواب شود و آن دو به دنیای رهای مرگ برسند. جدا از آهنگ و متن که هردو زیباست، تنظیمِ شادروان "واروژان" نیز حضور کاملِ خود را در ترانه فریاد می زند. "اردلان" که دوره همکاری با "شماعی زاده" را بسیار بارآور توصیف می کند، با آهنگ سازانِ دیگر نیز کار کرده است که بیشترشان به گفته خود او «هنرجویان باسواد و باذوقِ هنرستان عالی موسیقی بودند»، از جمله "فرید زولاند"، "ایران نژاد" و "محمد شمس". او برخلاف همتایان خود "ایرج" و"شهیار" با موسیقی سنتی نیز میانه خوشی داشته و متن هایی با روحیه دیگر به روی آهنگ هایی با صدای "هایده"، "مهستی" و "معین" نهاده است.
او ترانه اعترانی نیز کم ندارد، معروف ترین آن ها «شقایق» است با موسیقی "زولاند" و صدای "داریوش"، ترانه تقدیم شده است به "خسرو گلسرخی"، شقایقی که به فرمان باد پرپر شد. "اردلان سرفراز" پس از انقلاب در آلمان مقیم می شود و کار ترانه سُرایی را ادامه می دهد. طبعاً ترانه های اعتراضی اش می توانست تند و تیزتر از کار در بیاید. «جهان سوم»، «سنگسار» و «آشفته بازار» را می توان از بهترین های او در برون مرز به شمار آورد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#من تورا
والاتر از تن
برتر از من
دوست دارم...

#اردلان_سرفرازد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#از تندبادِ حادثه
گفتی که جان در بُرده‌ایم
اما چه جان در بُردنی
دیری‌ست که در خود مُرده‌ایم...

#اردلان_سرفراز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

درباره‌ی گروه #ایندو


#شادی_يوسفيان، عکاس، گرافيست، بازيگر و هم‌خوان گروه #کيوسک و همسرش #اردلان_پايوار که در گروه کيوسک نوازنده پيانو و آکاردئون است، خود تشکيل يک گروه موسيقی داده‌اند به نام: «ايندو»، چون دو عضو اصلی گروه ایندو، اردلان و شادبانو از اعضای گروه کیوسک نیز هستند، گروهی معتقدند این گروه از دل گروه کیوسک متولد شده است.

ایندو از گروه‌های موسیقی‌ #دگرآوایی است که در سال ۲۰۰۸ تشکیل شد و هم‌اکنون در شمال #کالیفرنیا فعالیت می‌کند.

اين گروه #اولين_آلبوم خود را به‌نام «برد و باخت» به بازار موسيقی عرضه کرده و موزيک ويديويی هم در يوتيوب منتشر کرده که کمتر از يک هفته، هزاران بازديد کننده داشته است. #آلبوم_دوم این گروه به‌نام #همین_لحظه است.

#سبک_گروه ایندو مخلوطی است از سبک‌های مختلف، ادغامی است از جيپسی جز، راک، جز و کلاسيکال و ساير سبک‌های مختلف. کار گروه ميکسی است از سبک های مختلف که نمی‌شود اسم يک سبک خاص را مشخصاً بر آن گذاشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز

#اردلان_سر_فراز_نازنین

ترانه سرای نامدار و بی بدیل تمام دوران (۲۴تیر ۱۳۲۹ داراب)
کدام ایرانی ‌ست که برای یک بار هم که شده،
از لابلای صداهای گوناگون،
به گوشش قصه
"دو پنجره اسیر در یک دیوار سنگی"
نخورده باشد؟

کدام مرد و زنی‌ست که عزیزش را از دست داده باشد و خودش را مصداق آن کلام نداند که:
«اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد.»
کدام آزادیخواهی است که با یاد میهن،
«روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ»
را زمزمه نکرده باشد و آن را با بغض در گلو فرو ننشانده باشد؟...

چندی از حضورش در تهران نمی‌گذرد که لشگر سنگین اندوه، عزم باغ دل اردلان جوان را می‌کند و مرگ پدر داغی چنان بر دل او می‌گذارد که هنوز پس از ۵۰ سال وقتی از آن سخن می‌گوید، چشمانش میزبان اشک‌هایی سرزده و بی‌اختیار می‌شوند.
پدر مدتی بود که با بیماری در کلنجار بود.
اردلان در خدمت سربازی به سر می‌برد که خانواده‌اش خبر می‌دهند که بیماری پدر شدت گرفته است و به خانه بیا.

به علت تنگدستی مالی آن دوران، قدرت خرید بلیت هواپیما ندارد. مجبور می‌شود با اتوبوس راهی شیراز شود.
در طول جاده غمی سنگین بر دل او می‌نشیند و با خود می‌گوید:
«آیا کسی غم و اندوه مرا می‌فهمد؟»
ذوق هنری‌اش از پس این اندوه می‌جنبد و ترانه «جاده» کم کم در جانش اوج می‌گیرد و تا به شیراز برسد، بخش اعظم ترانه را سروده بود.
ترانه‌ای که بعدها با صدای گوگوش جاودانه شد:
« از تموم آدمای خوب و بد
از تموم قصه های خوب و بد
چی برام مونده به جز یه خاطره
نقش گنگی تو غبار پنجره
جاده آغوشش و وا کرده برام
منتظر مونده که من باهاش بیام
قصه تلخ خداحافظی رو
می‌خونم با اینکه بسته است لبام»...

وقتی به داراب می‌رسد و خانه ماتم زده را می‌بیند، نمی‌تواند حجم غم را تاب بیاورد و مرگ پدر را هضم کند.

در عین حال اشک‌ها هم او را یاری نمی‌کنند و او تنها چاره را پناه به قلم می‌داند تا بسراید:
«چشم من بیا منو یاری بکن».
ترانه ماندگاری که داریوش آن را خواند:
«چشم من بیا منو یاری بکن
گونه‌هام خشکیده شد، کاری بکن
غیر گریه مگه کاری میشه کرد
کاری از ما نمیاد، زاری بکن
اونکه رفته دیگه هیچ‌وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد»...

او در بیان گرایش فکری سیاسی خود، خود را
«عاشق ایران، آزادی‌خواه، خداپرست»
معرفی می‌کند.

اما با این حال او خود را به هیچ گروه سیاسی وابسته نمی‌داند...
اردلان سرفراز مایه مباهات و افتخار چند نسل سوخته و درمانده بوده، هست و خواهد ماند...

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

تازه ترین شعر من اینجا و امروز، 26 آگوست 2021_فرانکفورت_آلمان

از جان ما دیگر چه میخواهید؟!
ای دردهای تلخ و ناگفته
ای از شما دنیای ما تاریک،
ای گزمه های مرگ و ویرانی
کابوسهای خواب آشفته!
از جان ما مردم چه میخواهید؟!
از ما ! که برُدید آنچه را باید
از ما که خوردید آنچه را باید،
دیگر چه میخواهید؟
ما را بحال خویش بگذارید
تا خانه ویرانه خود را
از نو بسازیم!
این سرزمین محتاج شادی،
محتاج آبادی و آزادیست!
محتاج آنچه سال‌های سال
بازور و بانیرنگ،
دزدیدید ازما!!
ما را بحال خویش بگذارید،
تا بار دیگر،
موسیقی و لبخند،
هم سفره و مهمان باشند
این سرزمین محتاج آسایش
آرامش و سازش،
سازش با تمام مردم دنیاست!
این سایه های شوم،
این سایه های وحشت وتردید خود را-
از سر این خاک بردارید،
مارا بحال خویش بگذارید!

#اردلان_سرفراز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

منم یک از هزاران، یکی از بی‌شماران.
نه در سودای نامم، نه در اندیشه جان.
من آن گهواره‌بانم، که از تو سنگسارم.
اسیرم، در حصارم، ولی باغم، بهارم.
به جرم زنده بودن، عشق ورزیدن،
به جرم آسمان را آبی پرواز دیدن،
سنگسارم کن.
به جرم خوب دیدن، خواب دیدن،
ماه را بی‌مقنعه مهتاب دیدن
سر به دارم کن.
به جرم خویشتن بودن،
نه یک بازیچه، «من» بودن
ـسرافرازانه زن بودن
به صد تهمت دچارم کن
بدست جهل با سنگ تعصب
سنگسارم کن.
تو اعدام ترانه، تو سنگ و تازیانه
من اینک خاک باغم، جوانه تا جوانه
میان مرگ و میدان، میان سنگ‌باران
من از تکرار انسان، نخواهم شد پشیمان.
مرا در سنگ‌باران، نخواهی دید لرزان
من از تکرار انسان، نخواهم شد پشیمان.
منم یک از هزاران، یکی از بی‌شماران.
من آن گهواره‌بانم، زمین باردارم
منم مادر، منم خاک، خود باغم، بهارم.
به جرم خویشتن بودن،
نه یک بازیچه، «من» بودن
سرافرازانه زن بودن،
به صد تهمت دچارم کن
بدست جهل با سنگ تعصب
سنگسارم کن. سنگسارم کن.

✍️ #اردلان_سرافراز🥂

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#موسیقی_ایرانی🎼

#اردلان_سرفراز

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼

#اردلان_سرفراز

یکی ترانه سُرایانِ نخبه ی نوآورِ دنیای موسیقی ایران، "اردلان سرفراز" است که گرچه بعد از "ایرج جنتی عطایی" و "شهیار قنبری" دست به کار گردید، اما همان گونه مشتاق و پرشور واردِ آوردگاهِ ترانه شد.

او در ۱۳۲۹ خورشیدی در دارابِ فارس چشم به جهان گشود و از همان خردسالی دریافت که استعدادِ انشانویسی دارد. در نوجوانی نیز آموزگاران و دوستان، او را به نوشتن و قلم زدن ترغیب می کردند و بعدها مشوقِ چاپِ نخستین مجموعة ترانه هایش بودند. وی با نخستین آهنگ سازی که آشنا شد و با او هماهنگی کاملی پیدا کرد، "حسن شماعی زاده" بود که خودِ او نیز، تازه به کارِ ساختنِ آهنگ پرداخته بود. نخستین دستاوردِ این هماهنگی «جاده» بود که با خود نسیمِ تازه ای را واردِ فضای ترانه سازی کرد. "اردلان" «جاده» را ترانه تجربی می داند.

پس از مرگِ پدر در سال ۱۳۵۱ از شیراز رهسپار تهران شد و در طولِ راه و غروبِ دلگیر ِسفر، بغض سنگینِ دل کندن از پدر را شکست و بارانِ بی اختیارِ ترانه بر طومارِ جاده ی دربدری هایش باریدن گرفت. این او نبود که بر جاده می رفت، جاده بود که او را می بُرد. به هرحال «جاده» او را به جای بدی نبرده بود. وارد اقلیم ترانه های نو شد و شور و هیجان پیرامون سبب شد که در همین اقلیم بماند و پس از چندی به پختگی برسد.

موسیقی "شماعی زاده" - با کمک "واروژان" - تداوم ملال آور و بی پایان جاده را خوب بازسازی می کند. «جاده» راه را برای نهادنِ نطفه های اعتراضی در ترانه هموار می کرد. از سوی دیگر موفقیت «جاده»، پديده های دیگر بیابانی را در ذهن شاعر زنده می کرد. پدیده هایی که بالقوه می توانستند به شیوه تمثیلی گوشه ای از خفقان چیره بر جامعه ی روشنفکری را نمایندگی کنند، مانند «كوه» ، «مرداب» و«كویر». "سرفراز" ترانه های عاشقانه بسیاری نیز دارد که بعضی از آنها مُهر ماندگاری خورده اند، ولی در آن سال های پُرتپش و تنش «مرداب» و « كوير» بیشتر مورد اعتنا قرار می گرفت.

موسیقی "شماعی زاده"، از جنسِ شعرِ "اردلان" است و همین همجنسی، دوامِ همکاری آن دو را تضمین می کرد. "شماعی زاده" در سازآرایی های خود جای ویژه ای را به سازهای بادی می دهد. او با نواختنِ ساز بادی، کار خود را آغاز کرده بود تا به آهنگ سازی رسید. "سرفراز" خود می گوید که: «کلامِ او بیشترین هماهنگی را با موسیقی "شماعی زاده" داشته است. صدای "شماعی زاده" هم هنگامی که ترانه های خودش را می خوانَد این هماهنگی را بیشتر می کند. از همین روی ترانه هایی که خودش خوانده، تأثیرگذارتر جلوه می کند.»

"اردلان" و "شماعی زاده" ترانه های عاشقانه ی محض هم دارند که زیباترین آنها «دوپنجره» بوده است. «دو پنجره» در دو دیوار سنگی روبه روی هم قرار گرفته اند. دیوار سیاهِ سنگی نمی گذارد که آن دو به هم نزدیک شوند. شاعر آرزو می کند دیوار خواب شود و آن دو به دنیای رهای مرگ برسند. جدا از آهنگ و متن که هردو زیباست، تنظیمِ شادروان "واروژان" نیز حضور کاملِ خود را در ترانه فریاد می زند. "اردلان" که دوره همکاری با "شماعی زاده" را بسیار بارآور توصیف می کند، با آهنگ سازانِ دیگر نیز کار کرده است که بیشترشان به گفته خود او «هنرجویان باسواد و باذوقِ هنرستان عالی موسیقی بودند»، از جمله "فرید زولاند"، "ایران نژاد" و "محمد شمس". او برخلاف همتایان خود "ایرج" و"شهیار" با موسیقی سنتی نیز میانه خوشی داشته و متن هایی با روحیه دیگر به روی آهنگ هایی با صدای "هایده"، "مهستی" و "معین" نهاده است.

او ترانه اعترانی نیز کم ندارد، معروف ترین آن ها «شقایق» است با موسیقی "زولاند" و صدای "داریوش"، ترانه تقدیم شده است به "خسرو گلسرخی"، شقایقی که به فرمان باد پرپر شد. "اردلان سرفراز" پس از انقلاب در آلمان مقیم می شود و کار ترانه سُرایی را ادامه می دهد. طبعاً ترانه های اعتراضی اش می توانست تند و تیزتر از کار در بیاید. «جهان سوم»، «سنگسار» و «آشفته بازار» را می توان از بهترین های او در برون مرز به شمار آورد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼

#آشفته_بازار

روزگار با همه ی سختی ها و ناهمواری هایش، زیبایی های خودش را نیز دارد. نیش و نوشش، توامان است. خارستانی اگر نزدِ چشمان ما می گستراند، شاید برای آن است که قدرِ گلستانهای بیشمار آن را بدانیم، با اینهمه، گاه آدمی از دنیا گله مند می شود و بر آن می شورد. اما اگر این آدمِ گله مندِ شورشی، شاعر نیز باشد، گله مندی ها و حتی پرخاشهای او، رها از قید و بندِ منطق، بر دل و جانِ مخاطبان او نیز می نشیند. زیرا که با ترفندهای هنری، بیان شده است. نمونه های بسیاری را می توان از بدبینی ها و تلخ نگری های زیبا در ترانه های همه ی جای دنیا و از جمله در سرزمین خودمان ایران نیز، اشاره کرد.

«آشفنه بازار» یکی از همین ترانه هاست که متنش را "اردلان سرفراز" و موسیقی آن را "فرید زولاند" نوشته، تنظیم آن را "آندرانیک" بر عهده داشته و "داریوش اقبالی" آن را خوانده است."اردلان سرفراز" در «آشفته بازار»، از نامرادی و تکراری بودن دنیا، خسته و دلتنگ است. «آشفته بازار»، ترجیع بندی دارد که حجت را تمام کرده و آنکه «عجب آشفته بازاری ست دنیا» و «عجب بیهوده تکراریست دنیا».

«آشفته بازار» تنظیمِ نرم و لطیفی دارد که به یاری صدای گله مندانه ی "داریوش"، متنِ "سرفراز" را راحت تر در دل شنونده می نشاند.

دلم تنگ است
دلم می‌سوزد از باغی که می‌سوزد
نه دیداری نه بیداری
نه دستی از سر یاری
مرا آشفته می‌دارد
چنین آشفته بازاری

تمام عمر بستیم و شکستیم
به جز بار پشیمانی نبستیم
جوانی را سفر کردیم تا مرگ
نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

جوانی را سفر کردیم تا مرگ
نفهمیدیم به دنبال چه هستیم
عجب آشفته بازاریست دنیا
عجب بیهوده تکراریست دنیا

چه رنجی از محبتها کشیدیم
برهنه پا به تیغستان دویدیم
نگاه آشنا دراین همه چشم
ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم

سبکباران ساحلها ندیدند
به دوش خستگان باریست دنیا
مرا در موج حسرتها رها کرد
عجب یار وفاداریست دنیا

عجب آشفته بازاریست دنیا
عجب بیهوده تکراریست دنیا
میان آنچه باید باشد و نیست
عجب فرسوده دیواریست دنیا

عجب خواب پریشانیست دنیا
عجب یار وفاداریست دنیا
عجب دریای طوفانیست دنیا
عجب آشفته بازاریست دنیا

عجب یار وفاداریست دنیا
عجب دریای طوفانیست دنیا

#اردلان_سرفراز

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#چکامه_پارسی

دوباره باز خواهم گشت:


دوباره باز خواهم گشت
در گل خانه‌ها را باز خواهم کرد
تمام آسمان را آبی پرواز خواهم کرد
تو را در کوچه‌های کودکی آواز خواهم کرد
از آنجایی که ماندم ناتمام آغاز خواهم کرد
تمام قفل‌ها را باز خواهم کرد
دوباره باغمان را سبز خواهم ساخت
درخت عشق خواهم کاشت
سیاهی یا سپیدی
نه!
تمام رنگ‌ها را دوست خواهم داشت
کبوترهای عاشق را
گل‌های شقایق را
یکایک از قفس آزاد خواهم کرد
تو را ای ناب، ای نایاب
تو را ای تشنه‌ی سیراب(تو را ای تشنه‌ی داراب)
تو را ای خانه‌ی بر آب
تو را آباد خواهم کرد
تو را هر لحظه و هر جا
تو را هر جای این دنیا
تو را در باغ‌های سوخته
بر ساحل داغ عطش
فریاد خواهم کرد
به آهنگ صدای موج
از دریادلانت یاد خواهم کرد
سبب سازان هجرت را
تبرداران ظلمت را
به دار نور خواهم بست
زمین زادگاهم را
که صدها تکه و پاره است
دوباره باز خواهم یافت
که عمری رفته بود از دست
دوباره باز خواهم گشت
اجاق سرد مادر را
به عطر نان تازه، زنده خواهم کرد
دوباره اسب مغرور پدر را
زین و برگی تازه خواهم کرد
به سوی چشمه‌های روشن خورشید
به سوی دشت‌های سبز خواهم راند
کتاب ناتمام خاطراتش را
کتاب خاطرات ناتمامش را
از گرد و غبار سال‌های پستوی وحشت
دوباره پاک خواهم کرد
ادامه داده از تو می‌نویسم
آنچه را باید
از آن دستی که آتش زد
بلایی که به جان ما و من آمد
ظهور و سلطه‌ی ابلیس
با نام خدا و چهره‌ی قدیس
دوباره باز خواهم گشت
تمام مطربان را سازهای کوک
تمام شاعران را شعرهای ناب خواهم داد
اگر حتی فقط یک روز
باقی باشد از عمرم
به خانه باز خواهم گشت
به خاک سرزمین زادگاهم
سجده خواهم کرد
بوسه خواهم زد!
دوباره باز خواهم گشت
دوباره باز خواهم گشت
به خانه باز خواهم گشت
نه، من اینجا نخواهم ماند
در این تنهایی خاموش و
بی رویا نخواهم ماند
بسوی چشمه‌های روشن خورشید
به سوی خاک و گندمزار
به سوی دشت‌های سبز خواهم راند
نه، من اینجا نخواهم ماند
نه، من اینجا نخواهم مرد
دوباره (شروه‌های ناب صابر) را
به میهمانی شب بوهای (ایزدخواست) خواهم برد.

✍️ #اردلان_سرفراز🥂

🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃