#فرانک مارشال ‏(۱۰ اوت ۱۸۷۷ - ۹ نوامبر ۱۹۴۴) قهرمان شطرنج ایالات متحدهٔ امریکا از ۱۹۰۹ تا ۱۹۳۷ بود. وی در ۸ سالگی شطرنج را از پدرش آموخت و به سرعت پیشرفت کرد. در سال ۱۹۰۴ تورنمنت کمبریج اسپرینگز را با ۱.۵ امتیاز اختلاف نسبت به امانوئل لاسکر برد که نخستین شکست قهرمان جهان در یک تورنمنت پس از حدود ۱۰ سال بود. وی در سال ۱۹۰۷ مسابقه‌ای را برای کسب عنوان قهرمانی جهان با امانوئل لاسکر برگزار کرد که با نتیجهٔ یک‌طرفهٔ ۸ باخت، ۷ تساوی و بدون برد مغلوب شد. با این حال پس از آن هم در جمع شطرنج‌بازان برتر دنیا قرار داشت و کاپیتان تیم ملی آمریکا در چهار المپیاد شطرنج در دههٔ ۱۹۳۰ بود که با چهار مدال طلا برای این تیم به پایان رسید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#نه یک قديس، نه یک پاپ، نه یک ژنرال و نه یک سلطان، هرگز قدرتی که يک فيلمساز دارد را نداشته‌اند: قدرت حرف زدن با صدها ميليون نفر، برای دو ساعت در تاريکی!


👤 #فرانک_کاپرا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#عکاسی
#معرفی_هنرمند
#فرانک_هوبارت
Frank Hovart
یک عکاس فرانسوی متولد ایتالیایی است که به دلیل گرفتن طیف گسترده ای از نقوش در هر دو رنگ و سیاه و سفید معروف است. هوروات تحت تأثیر کار هنری کارتیه برسون ، زیبایی شناسی روزنامه نگاری عکس را برای گرفتن تصاویر از مدل های مد به کار گرفت. وی توضیح داد: "این ایده وجود دارد كه عكاسی نوعی شهادت است و بنابراین ما به دروغ گفتن با آن ممنوع هستیم." "من فکر می کنم مزخرف است. عکاسی گواهی نیست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#آلفاویل
(به انگلیسی: Alphaville) یک گروه موسیقی #سینث‌پاپ آلمانی است که در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی به شهرت رسید.

اعضای بنیان‌گذار گروه #مارین_گلد (خواننده)، #یبرنهارد_لوید و #فرانک_مرتنز بودند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم

به آگهی ترحیم که نگاه می‌کنیم تناسبی دهشتناک می‌بینیم. شاخه گلی به جای عکس که با داس کربلایی سر بریده شد!
شاید در وهله اول موضوع جالبی برای فعالان مجازی باشد که طبق معمول خشونت را محکوم کنند و پدر سنگدل را که از قصاص مبراست به بدترین الفاظ خطاب کنند اما در این میان اصل ماجرا فراموش شده است. موضوع قتل‌های خانوادگی مسئله‌ای فمنیستی نیست، بلکه ریشه در زیست اجتماعی دارد. قتل رومینا اشرفی ادامه خطی است که قتل میترا استاد در آن رخ داده است. یعنی تقلیل انسان به یک شی. جسمی که صاحب دارد مثل وسیله‌ای که کارکرد مورد انتظار را انجام نمی‌دهد و باید با توسری آن‌را به کار انداخت. شاید این دیدگاه شی‌انگاری عادتی غریزی باشد چنان که حیوانات نیز در مراقبت از ماده‌های تحت تملکشان به نرها و یا موجودات دیگر حمله می‌کنند اما به جز انسان هیچ جانوری همسر و کودکش را به بهانه ارتباط با جنس دیگر نمی‌کشد!
از دیگر سو فرهنگ، اخلاق و مذهب در یک جامعه برای روابط انسانی چارچوب تعیین می‌کنند، این همان نقطه‌ایست که عفونت در آن نهفته است، یعنی اگر ما اصولی (صرفنظر از درستی یا نادرستی) را که عرف ذهنی، خانوادگی و اجتماعی قلمداد کرده‌ایم، زیر پا بگذاریم چه برخوردی باید اتفاق بیفتد؟
در جوامع متمدن برای رفع این ناهنجاری‌ها دو راه وجود دارد اول مشاوره و روان‌درمانی و در مراحل حاد قوانین قضایی. حقیقت این است که خدمات روان‌درمانی برای شهروند ایرانی یا در دسترس نیست و یا اصلا تعریف نشده است که کسی برای مقابله با افسردگی، اضطراب، خشم، مسائل روابط جنسی و ده‌ها مورد دیگر از شخصی که متخصص این امور است مشاوره بگیرد.
مسئله بعدی دیدگاهی است که فرد خود را فراتر از قانون می داند و به آن اعتقادی ندارد. قتل میترا استاد آموزه‌ای غلط را در جامعه استوار کرد این که می توان کشت و از مجازات گریخت.
خشونت خانگی با قتل رومینا تمام نخواهد شد و تقلیل این مسئله به قتل‌های ناموسی پاک کردن صورت مسئله است. مسئله جامعه ما شی‌وارگی انسان، فقدان مشاوره و روان‌درمانی و برخوردهای فراقانونی است.

#فرانک_عزیزمان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

#بابک_بیات

"بابک بیات" در ۱۳۲۵ خورشیدی در تهران زاده شد. با آن که از خردسالی اُنس و الفتی با موسیقی داشت، ولی فراگیری جدی آن را از هفده سالگی آغاز کرد و آشنایی نزدیک با خانواده ی "ایرج جنتی عطایی"، زمینه سازِ روی آوریِ او به موسیقی بوده است.

وی مقدمات موسیقی را به طور خصوصی نزد "میلاد کیانی" و "نصرت زابلی" آموخت و از بیست سالگی در کلاس های شبانه هنرستانِ موسیقی نزد «اِولین و ثمین باغچه بان» استادان برجسته، با مبانی موسیقی علمی و بین المللی آشنا شد و چون صدای خوشی نیز داشت، به گروهِ آوازِ جمعی هنر و سپس به گروهِ آوازِ جمعی اُپرای تهران، وابسته به تالارِ رودکی پیوست که هر دو گروه زیر نظر «اِولینِ باغچه بان» اداره می شد.

"بابک" در حینِ کار و کارآموزی در سازمان اپرا، از جمله در اجرای «اُپرای کاوالیرا روستیكانا»، «ایل تورواتوره» و «اُپرای ایرانی دلاور سهند» آفريده ی "احمد پژمان" شرکت داشته است. اما این نقش های کوچک، "بابک" را راضی نمی ساخت و او به جست وجو و کوشش برای یافتن جایگاهی دیگر و نقشی برجسته تر ادامه داد به ویژه تمایل داشت از آموخته های آهنگ سازی خود نیز بهره بگیرد، از همین روی به قلمروِ ترانه پردازی روی آورد.

در این گرایش، تشویق و حمایت خانواده "جنتی عطایی"، به ویژه ایرج ترانه سرای معروف، نقشی مهم ایفا کرد و این زمانی بود که جامعه ی روشنفکری ایران، از ترانه نیز تعهد و اعتراض می طلبید. ترانه پردازی از سال های نخستین دهه ۱۳۵۰ رنگ و بوی اجتماعی- سیاسی به خود گرفته بود. ترانه سُرایان در زیرِ پوششِ تمثیل های عاشقانه، حرف های دیگری می زدند و پیام های دیگری می دادند. آهنگ سازانِ جوان نیز، به ناگزیر به سوی موسیقی دیگری می رفتند که بتواند بیان و پیام متن ها را تقویت کند.

"اسفندیار منفردزاده" و "واروژان" _ و با فاصله چند سال "بابک بیات"_ از زمره ی این آهنگ سازان بودند که آهنگ هایشان با موجِ ترانه های متعهدانه به راه افتاده بود و انسجامِ لازم را نیز داشت، "بابک" هم با شور و اشتیاق با این موج همراه شد. عمدتاً بر روی شعرهای "ایرج جنتی عطایی" آهنگ می نهاد و ترانه های برخاسته از این پیوند را عمدتاً "داریوش اقبالی" می خواند.

بدیهی است که هم شعرهای برانگیراننده "ایرج" و هم صدای سازگار "داریوش"، "بابک" را نیز برای آهنگ سازی حس و حالی دیگر می بخشید. "بابک" می گوید در کارِ خود از محتوای شعر، پیروی می کرده است. این محتوا گاه، مایه های ایرانی می طلبیده و گاه مایه های غربی را و بعد چند مثال می آورد: (ببینید، «علی کنکوری» را من توی «دشتی» نوشتم ولی برای «بن بست» دیگر نمی توانستم از «شور و دشتی» استفاده کنم، بیشتر موسیقی کلاسیک می خواست. وقتی شعر می گوید: میون این همه کوچه که به هم پیوسته /کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته، یک موضوع گسترده تری را مطرح می کند.

#روحشون_شاد_یادشون_گرامی

#فرانک_نازنین

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
▪️#فرانک_کاپْرا Frank Capra
۱۸ مه ۱۸۹۷–۳ سپتامبر ۱۹۹۱
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🎞#سینما

▪️#فرانک_کاپْرا Frank Capra
۱۸ مه ۱۸۹۷–۳ سپتامبر ۱۹۹۱

▪️امروز سالمرگ یکی از فیلمسازان سرشناس‌ ایتالیایی-آمریکایی تبار و همچنین یکی از مهم‌ترین فیلمسازان دوران طلایی سینمای هالیوود پیش از جنگ جهانی دوم است. «فرانک کاپرا» متولد [١٨.مه.١٨٩٧] در سیسیل، سینماگری‌ست که رویاهای زندگی آمریکایی را به بهترین، سینمایی‌ترین و فرمیک‌ترین شکل ممکن بر پرده نقره‌ای به تصویر ‌می‌کشید. وی بیشتر به خاطر کمدی‌های اجتماعی پراحساسش شهرت دارد؛ ولی در کارنامه ۴۰ ساله‌اش انواع فیلم‌ها را می‌توان یافت. فرانک کاپرا با سه اسکار بهترین کارگردانی همراه با ویلیام وایلر و پس از جان فورد جزء رکوردداران این بخش از جشنواره اسکار است. کاپرا را معمولا با فیلم «چه زندگی شگفت‌انگیزی» می‌شناسند که توسط مؤسسهٔ فیلم آمریکا به عنوان "امید بخش ترین فیلم تاریخ سینما" انتخاب شده‌است. متاسفانه آسمان سینما، ستارهٔ کاپرا را در [۳.سپتامبر.۱۹۹۱] از دست داد. از فیلم های این فیلمساز نابغهٔ جوان می‌توان به «در یک شب اتفاق افتاد»، «نمی‌توانی آنرا با خودت ببری»، «چه زندگی شگفت‌انگیزی»، «آرسنیک و تور کهنه» و «آقای اسمیت به واشنگتن می‌رود» اشاره داشت‌.
در کنار فیلمسازانی مثل جان فورد و هاوارد هاکس، از مهم‌ترین فیلمسازان سینمای کلاسیک هالیوود پیش از جنگ جهانی دوم بود.
فرانک کاپرا سینماگری است که رویاهای زندگی آمریکایی را به بهترین شکل ممکن بر پرده نقره‌ای به تصویر کشید. وی بیشتر به خاطر کمدی‌های اجتماعی پراحساسش شهرت دارد؛ ولی در کارنامه ۴۰ ساله‌اش انواع فیلم‌ها را می‌توان یافت.
کاپرا با سه اسکار بهترین کارگردانی همراه با ویلیام وایلر و پس از جان فورد (با چهار اسکار کارگردانی) جزء رکوردداران است.وی زادهٔ سیسیل در ایتالیا است و در شش سالگی به همراه خانوادهٔ خود به آمریکا مهاجرت کرد. کاپرا ابتدا به کارهای مختلفی در سینما دست زد.
وی در سال ۱۹۳۴ با کمدی بی نظیر در یک شب اتفاق افتاد توانست جایزه اسکار را دریافت کند. (این فیلم برای اولین بار در تاریخ سینما جایزه «۵ بزرگ» را بدست آورد). در آقای دیدز به شهر می‌رود و خرمن تصادفی او باز هم تصویری فاتحانه و ایده‌آلیستی از جامعه آمریکا به نمایش می‌گذارد و با آقای اسمیت به واشینگتن می‌رود یک بار دیگر اثری ستودنی را خلق می‌کند.
پس از خلق تعداد زیادی از شاهکارهای تحسین‌برانگیز او نیز همچون دیگر کارگردانهای بزرگ سینمای آمریکا به جبهه‌های جنگ جهانی رفت تا فیلمهای مستند از جنگ تهیه کند. از جمله این مستندها پیش‌درآمدی یر جنگ (۱۹۴۳) و مجموعه کارهای ما چرا می‌جنگیم است. کاپرا در خلال جنگ تصمیم به ساخت آرسنیک و تورکهنه (۱۹۴۴) با بازی کری گرانت می‌گیرد. این فیلم یکی از شاهکارهای کمدی سیاه در تاریخ سینما و فیلمی تأثیرگذار در کارنامه کاپرا می‌باشد. اما بیشتر کاپرا را با چه زندگی شگفت‌انگیزی می‌شناسند که او در سال ۱۹۴۶ آن را ساخت و اکنون با گذشت بیش از شصت سال از زمان ساختش به یکی از محبوب‌ترین فیلمها نزد سینما دوستان آمریکایی و مردم جهان بدل گردیده‌است. این فیلم توسط بنیاد فیلم آمریکا به عنوان امید بخش‌ترین فیلم تاریخ سینما انتخاب شده‌است.کاپرا پس از چه زندگی محشری که در آن سال با شکست تجاری مواجه گشت تنها ۹ فیلم دیگر ساخت که دو تای آن‌ها نیز بازسازی فیلمهای سابق خود بود. جیب بر شگفت‌انگیز (۱۹۶۱) با بازی بتی دیویس و گلن فورد (بازسازی فیلم بانویی برای یک روز ۱۹۳۳ ساخته خودش) آخرین ساخته این استاد هنر سینما می‌باشد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#التماس_تفکر

۶ درس بزرگ در مورد ثروت که پدرت هیچ‌وقت یادت نداد!

درس اول | افراد معمولی از تلویزیون الگو میگیرند، افراد ثروتمند از کتاب

درخانه افراد معمولی همیشه تلویزیون روشن است. پس آنها شبانه روز تحت تاثیر چیزهایی هستند که تلویزیون به صورت تنظیم شده به آنها میخوراند. اخبار، فیلم و بحث های گوناگون مانند آینه هایی برای افراد معمولی است که از خدای تلویزیون بیرون می آید.
اما ثروتمندان این اشتباه را نمیکنند.
آنها بجای دریافت مطالب دیکته شده دولتی از تلویزیون به کتاب خواندن روی می آورند. یک ثروتمند میداند که قدرت اصلی در دانش و آگاهی است. برای همین شروع به خواندن کتاب می کند

_درس دوم | افراد معمولی حقوق میگیرند، افراد ثروتمند حقوق میدهند

همه ما کار را از سطوح پایین شروع کرده ایم. کار در رستوران، شرکت ها و یا ادارات دولتی. این اشکالی ندارد.
اما مشکل اصلی زمانی رخ میدهد که خودمان یک محدودیت برای درآمدمان تعیین میکنیم.

_درس سوم | افراد معمولی دیگران را مقصر میدانند، افراد ثروتمند خودشان را

اگر نگاه کنید افراد معمولی از همان صبح زود که بیدار میشوند در تاکسی، اتوبوس، محل کار و هر جای دیگری در حال گله و شکایت کردن از دولتها هستند. آنها همه وضعیت زندگی خود را تقصیر دولت میدانند اما اگر اینطور است چطور کسانی در همین کشور زندگی میکنند که ثروتمند هستند؟
درواقع مسئله اصلی عدم مسئولیت پذیری است. افراد معمولی مشکلات را به گردن دیگران می اندازند تا نیازنباشد برای رفع آن تلاش کنند.

_درس چهارم | افراد معمولی پس انداز میکنند؛ افراد ثروتمند سرمایه گذاری
کسانی که درآمد های پایین دارند معمولا سعی میکنند در زندگی پس انداز کنند. آنها از تفریحاتشان میگذرند، لباسهای گران نمی پوشند و به رستوران های خوب نمیروند تا بتواند در پایان سال چند میلیون تومان پول پس انداز کنند. اگر شما هم جز این دسته هستید آیا تا بحال فکر کرده اید که چرا با این وجود نمیتوانید ثروتمند شوید؟


_درس پنجم | افراد معمولی همه چیز را میدانند، افراد ثروتمند همه چیز را یاد میگیرند

این بار که در شرکت و یا تاکسی یا حتی جمع دوستان و خانواده خود نشستید خوب به حرفها دقت کنید.
افراد معمولی ظرف یک ساعت درمورد ۱۰ موضوع مختلف تخصصی نظر میدهند و طوری وانمود میکنند که همه چیز را میدانند.
گاهی برخی از آنها طوری درباره مسائل اقتصادی نظر میدهند که گویی وارن بافت هستند
اما افراد ثروتمند اینگونه نیستند. آنها بیشتر گوش میدهند و سعی میکنند چیزی یادبگیرند.

_درس ششم | افراد معمولی اعتقاد دارند که ثروتمندان همه دزد هستد،اما ثروتمندان واقعی اعتقاد دارند که فقر ریشه مشکلات است و دوست دارند کمک کنند تا فقر ریشه کن شود

در فقر هیچ شرافتی نیست. برعکس اتفاقا این فقر است که سبب ایجاد مشکل میشود. کافی است یک آمار تحلیلی از نیرو انتظامی شهر خود بگیرید. خواهید دید که بیشتر مشکلات اجتماعی از قبیل دزدی، مواد مخدر، قتل و … در محله های فقیر نشین رخ میدهد

#فرانک_عزیزمان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#شعر_جهان

آن زمان‌هایی که من نخواهم بود
ابری با تو خواهد بود
و سایه‌اش همیشه بالای سرت،
آن ابر منم؛
نخواهی شناخت...

نسیمی دامنت را به رقص درخواهد آورد
گیسوانت پریشان
یک دستت بر دامن
و دیگری بر موهایت
آن نسیم منم؛
نخواهی شناخت...

شبانگاهی در رختخوابت
به این‌سو و آن‌سو خواهی پیچید
نه در خوابی و نه بیداری
آن خواب‌ و خیال منم؛
نخواهی شناخت...

در تنهایی‌ات،
با کسی که نیست سخن خواهی گفت
خواهی گفت،
آن‌چه را که تا حال بر زبان نیاورده‌ای
با گوش‌ِ جان تو را خواهد شنید
آن که نیست، منم؛
نخواهی شناخت...

سوز‌ و دردی بی‌هنگام را
حس خواهی کرد
بی‌آن‌که بدانی از کجاست
قلبت در خاطرات به تپش خواهد افتاد
آن درد و سوز منم؛
نخواهی شناخت...

عزیز نسین | شاعر ترکیه‌ای
برگردان: #فرانک_عزیزمان

olmadığım o zamanlarda
bir bulut seninle gölgesi üzerinde hep
o bulut benim
tanımayacaksın...

bir rüzgar eteğini savuracak
saçların darmadağın
bir elin eteğinde bir elin saçında
o rüzgar benim
tanımayacaksın...

gecenin bir zamanı yatağında
bir o yana bir bu yana
ne uykudasın ne uyanık
o rüya benim
tanımayacaksın...

yapayalnızken,konuşacaksın olmayan biriyle
anlatacaksın hiç anlatmadıklarını
dinleyecek seni can kulağıyla
o olmayan birisi benim
tanımayacaksın...

bir sızı duyacaksın olmadık zamanlarda
sızlayan yerini bilmeden
anılarda çarpacak yüreğin
o sızı benim
tanımayacaksın...

#aziz_nesin

#عزیز_نسین

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معماری 🏛

▪️#فرانک_اوون_گِری Frank O. Gehry‎

زادهٔ ۲۸ فوریهٔ ۱۹۲۹

معمار مشهور معاصر آمریکایی.کانادایی تبار است. این بنا اولین کار فرانک گری است که در زادگاه خودش انجام داده و به صورت واضحی، مشخصه های معماری فرانک گری را دارا میباشد؛ مشخصه هایی مانند راه پله های مدور بزرگی که از نمای ساختمان بیرون زده است. وی این فضا را به عنوان یک گالری هنری، به یک موزه ی قدیمی تر اضافه کرده است، به صورتی که اگر شما به بالای نمای شیشه ای ساختمان قدیمی تر نگاه کنید، یک جعبه ی جدید برگ میبینید که به صورتی مناسب، روی ساختمان قدیمی جای گرفته و به عنوان یک گالری هنری مورد استفاده قرار خواهد گرفت. یک راه پله ی مدور چوبی ، از طبقه ی دوم شروع شده و با شکافتن سقف شیشه ای، به طبقه ی بالا میرسد. این حرکت نرم و سیال، فضای کل اتاق را تحت تاثیر قرار داده و باعث ایجاد یک جنبش و حرکت در آن شده است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

آموزگار می‌گوید:
بالاترین ارج کشته‌شدن در راه دین است.
پدر می‌گوید:
بزرگ‌ترین سربلندی کشته‌شدن در راه میهن است.
و من می‌خواهم بدانم
آیا کسی در این جهان نیست که از ما بخواهد زنده بمانیم؟

#فرانک_مک_کورت
خاکسترهای آنجلا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

نه یک قدیس، نه یک پاپ، نه یک ژنرال و نه یک سلطان، هرگز قدرتی که یک فیلمسار دارد را نداشته اند: قدرت حرف زدن با صدها میلیون نفر، برای دو ساعت در تاریکی! "


#فرانک_کاپرا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

مترسک: من مغز ندارم، تو سرم پر از پوشاله.
دوروتی: اگه مغز نداری پس چه جوری حرف میزنی؟
مترسک: نمیدونم... ولی خیلی از آدمها هم هستن که بدون مغز یه عالمه حرف میزنن!


#جادوگر_شهر_از
#فرانک_باوم

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#نقد_فیلم

#آقای_دیدز_به_شهر_می‌رود (Mr. Deeds Goes to Town) نام یک فیلم محصول سال 1936 میلادی می‌باشد.

آقای دیدز به شهر می‌رود فیلمی محصول سال ۱۹۳۶ به کارگردانی #فرانک_کاپرا است. این فیلم اولین قسمت از تریولوژی کاپراست. دو قسمت دیگر به ترتیب در سال ۱۹۳۹ با نام آقای اسمیت به واشنگتن می‌رود و در سال ۱۹۴۱ با نام ملاقات با جان دو ساخته شدند.

بسیاری این ۳ فیلم را از درخشانترین آثار فرانک کاپرا می‌دانند.

▪️خلاصه داستان

آقای دیدز با بازی گری کوپر مرد ساده‌ای اهل شهری کوچک، میلیون‌ها دلار ارث می‌برد و تصمیم می‌گیرد پولش را به نیازمندان ببخشد. وقتی که به نیویورک می‌رود عده‌ای انگل گردش را می‌گیرند، و زنی روزنامه‌نگار با بازی جین آرتور دربارهٔ او گزارشهای مسخره چاپ می‌کند. آنها سرانجام به یکدیگر علاقه‌مند می‌شوند.

▪️توضیحات

رابرت ریسکین رفیق شفیق فرانک کاپرا بود و بسیاری از آثار عالی کاپرا به قلم اوست. فیلمنامه را ریسکین بر مبنای داستانی نوشته کلارنس بادینگتون کلاند به نام کلاه اپرا به نگارش در آورد. پایان‌های خوش در این فیلم کاپرا هم وجود دارد ولی با این حال تبحر کاپرا آنقدر بالاست که هیچگاه ما هیچگاه به تکراری بودن آثار او اذعان نمی‌کنیم. در تریولوژی کاپرا در هر سه فیلم انسان ساده لوح آنچنان زیبا خلق شده که حس ترحم را به سوی ما می‌کشاند و ما دوست داریم آنتاگونیستهای فیلم به اهدافشان نرسند.
عشق همواره در فیلمهای کاپرا حس لطیفی دارد که قهرمان فیلم برای آن ارزش بالایی در نظر می‌گیرد گاه جانش را به خطر می‌اندازد. در این فیلم هم عشق است که در نهایت باعث سرافرازی زن روزنامه‌نگار و آقای دیدز می‌شود.

یک بار دیگر این فیلم در سال ۲۰۰۲ با بازی آدام سندلر و وینونا رایدر با نام آقای دیدز بازسازی می‌شود ولی فیلم کاپرا برتری محسوسی نسبت به نسخه اخیر دارد.

بازی گری کوپر بسیار عالیست و اکثر منتقدان به این نکته اذعان داشتند. کاراکتر انسانی ساده لوح ولی آرمان گرا به خوبی در گری کوپر نمود پیدا کرد.

▪️چگونگی ستاره شدن #جین_آرتور با این فیلم

فرانک کاپرا نام جین آرتور را به هری کوهن پدرخوانده خود ساخته کلمبیا پیکچرز برای نقش اصلی در فیلم آقای دیدز به شهر می‌رود پیشنهاد کرد. کوهن از کارگردان پرسید: جین آرتور؟ تا حالا اسمش را شنیده‌ای؟
وقتی که کارگردان گفت: نه. کوهن به یکی از مأموران تبلیغاتیش تلفن کرد و از او پرسید، که جواب او هم نه بود. کوهن با پیروزی گفت: دیدی؟ گمنام است. کاپرا اصرار ورزید: هری، ولی صدای فوق‌العاده‌ای دارد. هری کوهن خرناسی کشیدو گفت: صدای فوق‌العاده! صورتش را ندیدی؟ کاپرا: نصفش فرشته‌است و نصف دیگرش اسب؛ و بعد نه تنها در این فیلم بلکه در بهترین آثار دیگر کاپرا نقش اول جین آرتور شد.

🏆 جوایز در اسکار

برنده اسکار بهترین کارگردانی در سال ۱۹۳۷ برای فرانک کاپرا
نامزد اسکار بهترین فیلم
نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد گری کوپر
نامزد اسکار بهترین فیلمنامه رابرت ریسکین
نامزد اسکار بهترین صدابرداری جان پی لیواداری

🔹 جوایز دیگر

این فیلم در سال ۱۹۳۶ جایزه بهترین فیلم منتقدان فیلم نیویورک را بدست آورد.

همچنین در جشنواره آمریکایی هیئت ملی بازبینی فیلم (منتقدین ملی آمریکا) جایزه بهترین فیلم سال ۱۹۳۶ را کسب کرد.

در جشنواره ونیز فرانک کاپرا برای این فیلم نامزد جایزه موسولینی شد.

🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#تلنگر

اگر در عالم فقط دو انسان باقی باشد و هر دو قدیس باشند، بی گمان نمی‌توانند به خوبی و خوشی با هم زندگی کنند، چون حتما یکی از آنها سعی می‌کند دیگری را اصلاح کند!

#فرانک_اوکانر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity