This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

شکوه و عظمت تاریخ ایران در بازی معروف خارجی

👈 ببینید چگونه بیگانگان از شکوه تاریخ ایران و عظمت پادشاهان ایران میگویند و به ایرانی بودن خود افتخار کنید

به امید بازگشت پادشاهی
و آزادی و آبادانی ایران عزیزمان

ایــــــــــدون باد🙏🍀


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


عشق من!
در میان جا پاها، سلاخی‌ ها
گاه تو را
نان را
و آزادی را
گم کردم
اما ایمانم را از کف ندادم
ایمانم به روزهایی که
از میان تاریکی‌ ها،
ضجه‌ ها و گرسنگی‌ ها،
حلقه بر دَرِمان خواهد کوبید
با دستانی همه از آفتاب..

#_ناظم_حکمت

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

#ادبیات

روزها در راه


۵۷/۱۲/۱۱
با نطق دیروز آقا در مدرسه‌ی فیضیه‌ی قم و اعلامیه‌ی پریروز گمان می‌کنم مذهب به طور جدی برای اول بار مشت آهنین خود را نشان داده است.؛ دیکتاتوری نعلین.
صحبت از اصلاح مطبوعات، وجود آزادی ولی سرکوبی توطئه، ایجاد وزارت خانه‌ی امر به معروف و نهی از منکر بدون اینکه وابسته و زیر نظر مذهب باشد و تهدید جدی‌تر چپ‌گرایان اما به اشاره و کنایه شروع شده است.
همیشه فکر می‌کردم و بارها به دوستان گفته بودم که اگر نهضت پیروز شود و از راه درست خود برود، منحرف نشود، به دست ضد انقلاب نیفتد یعنی در بهترین حال شاید بیست سالی با دیکتاتوری دیگری روبرو باشیم.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هـــــــنــــــر 🖼


#هنرهای_تجسمی
#کارتون

▪️عنوان: #شلاق_بر_آزادی_هنر
▪️کارتونیست: #مانا_نیستانی

برای مهدی یراحی


#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚


سقفِ آزادی رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد....

در جامعه ای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت کوتاه می شود...

وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف می خورد که حذف می شوند، آدم های کوتوله اما راحت جولان می دهند. مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله می شوند و سقف ها پایین و پایین تر می آید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرها خم می شود و دیگر نمی توانند قد راست کنند!!!


#_بیچارگان_فئودور_داستایوفسکی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚


سقفِ آزادی رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد....

در جامعه ای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت کوتاه می شود...

وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف می خورد که حذف می شوند، آدم های کوتوله اما راحت جولان می دهند. مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله می شوند و سقف ها پایین و پایین تر می آید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرها خم می شود و دیگر نمی توانند قد راست کنند!!!


#_بیچارگان_فئودور_داستایوفسکی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

من اکنون
سرزمین خود را یافتەام؛
سرزمین تازەی من
دختری‌ـست جوان و زیبا،
کە هیچ شبیه نیست
بەسرزمین پیر و عبوس شما...
از آب کە می‌گویم
از چشم‌‌هایش می‌بارَد زلالترین آبها،
از درخت و گل و گیاە و بهار کە می‌گویم
همە در پیکر و قدوبالای او می‌‌شکفد
و می‌گیرد پا...
من نمی‌خواهم دیگر
درآن سرزمین پیر و بی‌رویای شما زندگی کنم!
من می‌خواهم
می‌خواهم بشکفم
سبز شَوَم
زندگی کنم در دنیای رنگانگ آن دختر زیبا
درآن سحر مانا...
آنجا خواب ببینم
آنجا شعر بسرایم
آنجا بخوانم
و همانجا هم قدم بزنم در سواحل ایمان و اعتماد و رویا را...
آن‌گاە بیاسایم اندکی
بەنظارە بنشینم بارش برف
و پرواز پروانە را،
دست بر عشق بیاسایم
و بِبویَمش،
می‌خواهم بخزم در پیلەی آشتی و آزادی
آنجا زندگی کنم
و جان هم بسپارم در همانجا...


#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


هرچه در این مشرق‌زمین،
کوشیدم روبروی آینه،
و بر روی دو صندلی،
واژه‌های «زن» و «آزادی» را کنار یکدیگر،
البته به مهربانی بنشانم،
بیهوده بود و
همیشه این واژه‌ی «مردم»
به زور می‌آمد و
تسبیح به‌دست،
خود به جای زن می‌نشست.


▪️#_شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵



آزادی بیان و آزادی قلم را می توان
با قدرت گرفت ،
اما آزادی اندیشه را هرگز

#_کانت


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_پـــایـــنـــده_بـــاد 🙏


#_شاهنشاه_آریامهر

#_اعلا_حضرت_رضا_پهلوی

#_هم‌میهنان_عزیزم،

جشن نوروز و آغاز سال نو را به همه شما شادباش می‌گویم. نوروز باستانی، نماد همبستگی ملی، پایداری و ایستادگی فرهنگ ایرانی در برابر اشغالگران است؛ نویدبخش آغازی نوین برای ملت ایران، و دورانی طولانی از آزادی، شکوفایی و پیشرفت پس از جمهوری اسلامی.

امسال که تلاش‌های رژیم اسلامی برای کم‌رنگ کردن نوروز بیشتر شده، برگزاری هرچه باشکوه‌ترِ این جشن ملی، با وجود تمام سختی‌هایی که رژیم بر ملت ایران تحمیل کرده، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. من در آغاز سال نو، از همه شما هم‌میهنان عزیزم می‌خواهم که نوروز امسال را فرصتی بیابید که با یکدیگر مهربان‌تر، و در برابر دشمن مشترک، یعنی جمهوری اسلامی، همبسته‌تر باشید.

ما در حالی سال نو را آغاز می‌کنیم که جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین و ناکارآمدترین زمان خود قرار دارد: از یک سو نیروهای نیابتی و متحدان خود را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد، و از سوی دیگر، از تأمین معیشت، آب و برق و گاز مردم ناتوان است. ثروت ملت را به یغما برده و اقتصاد کشور و پول ملی را به نابودی کشانده است. جمهوری اسلامی در معرض سقوط است و پنجره فرصتی بی‌نظیر برای تغییرات بزرگ و رهایی ایران از استبداد دینی فراهم آمده است. اما باید بدانیم که نه این پنجره فرصت، همیشگی است و نه سقوط رژیم خودبه‌خود رخ خواهد داد. به جای انتظار برای ظهور منجی و یا فروپاشی خودبه‌خود رژیم، می‌بایست خود به حرکت در آییم و سرنوشت‌مان را در دست بگیریم.

من در سالی که گذشت، بنا به خواست شما رهبری انقلاب ملی و دوران گذار را پذیرفتم، و برای رسیدن به پیروزی، برنامه‌ای مدون بر پایه پنج ستون اصلی را ارائه دادم. در این سال، با عملگرایی و کوشش دوچندان، از آنها که بخشی از مشکلند، عبور کردیم. آنهایی که می‌خواهند بخشی از راه‌حل باشند نیز به هم پیوستند و چارچوبی برای همکاری و همگرایی بنا گذاشتند.

سالِ پیش رو، سالِ سازماندهی برای اقدامِ نهایی است. در جای‌جای ایران، از کرانۀ خلیج فارس تا کنارۀ دریای مازندران، از طاقِ بُستان تا نقشِ جهان، از هفت‌تپه تا توس، از ایذه تا گنبدِکاووس، از هامون تا ارومیه، از کارون تا زاینده‌‌رود، از زَریبار تا دشت لوت، از زاگرس تا البرز، و از سهند و سبلان تا الوند و دماوند، سازمان بیابیم و برای اقدام نهایی آماده شویم.

در این لحظات آغازین سال، به یاد قهرمانان جاویدنام راه میهن و زندانیان سیاسی هستم؛ به یاد خانواده‌هایی که جای عزیزان‌شان در کنار سفره‌های هفت‌سین خالی است. یادشان با ماست و نام‌شان الهام‌بخش ما در مسیر پیروزی.

من باور دارم که با همت، اراده و پشتکار شما ملتِ یکدل و یکپارچه، ایرانِ ما بر اهریمنِ جمهوری اسلامی پیروز می‌شود، و آزاد و آباد، بار دیگر سرزمینِ ثبات و شکوفایی خواهد شد.

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز!


#جــــاویــــد_شــــاه

#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى

#KingRezaPahlavi

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏

به مناسبت #زادروز_اشوزرتشت، می‌خوانیم ديدگاه بخشی از بزرگان جهان درباره #اشوزرتشت بزرگ ایرانی.
🔥
«نور دانش برای نخستین بار با پیدایش #زرتشت در تاریخ آغاز به درخشش کرد».
✍️ #فریدریش_هگل فیلسوف بزرگ آلمانی
🔥
«زرتشت در گات‌ها به‌گونه ویژه و با اندیشه ژرف سخن می‌گوید».
✍️ #فریدریش_گلدنر زبان‌شناس و خاورشناس آلمانی
🔥
«از لابه‌لای گات‌ها به‌خوبی روشن می‌شود كه يک مرد تيزهوش و هوشمند ، پرتلاش و نیک‌خواه ، خيرانديش ، مهربان و مهرورز ، مهرجو و پاكدل و نیک‌كنش سخن می‌گويد كه با خرد راست است و با ديگران نيز از روی راستی سخن می‌گويد».
✍️ #هرتل زبان‌شناس و اوستاشناس آلمانی
🔥
«می‌دانیم که در آیین زرتشتی آنچه اهمیت دارد زندگی است نه مرگ.
شادی و شادمانی است نه غ، انده و سوگواری.
آشتی و دوستی است نه جنگ و خونریزی.
آزادی، آبادی و برابری است نه بنده‌گی و برده‌گی و ویرانی.
در همه‌ی آموزه‌های کیش زرتشت، پافشاری بر روی زندگی است. مرگ و زندگی از هم جدا هستند و کسی که می‌میرد به دنیای مردگان می‌پیوندد. در این آیین حتا مرگ دشمن هم خواسته نمی‌شود. مهم این است دشمن که دروغ، خرافات، نادانی و بیخردی و... است ناکار آمد باشد. پشتکار و کوشش‌های خستگی‌ناپذیر از فروزه‌های درخشان ایرانیان می‌باشد که برپایه راستی و درستی استوار شده است که همه آنها پرتوی از آیین شکوهمند و پرفروغ زرتشت است».
✍️ #هرتسفیلد
🔥
«زرتشت از همه نگرها ستودنی است. بیگمان عیسامسیح پیرو او بوده و از اندیشه او بهره گرفته است. سه سخن رسا و روان و شکوهمند او #اندیشه_نیک #گفتار_نیک #کردار_نیک پایه و بنیاد همه دین‌هاست و هیچ خردمندی نتوانسته است چیزی بر آن بیافزاید».
✍️ #وتین آمریکایی
🔥
«فروزه‌های ایرانیان باستان ستایش آمیزند. ولی باید دانست که انگیزه‌ آنها، آموزش‌های نیک خواهانه و مردمی زردشت می‌باشد. زرتشت از منشی والا برخوردار بود که توانست بر دل مردم رخنه نماید و آنها را به‌سوی خود و آفریدگار مهربان و نیک خواهش بکشاند».
✍️پروفسور #میه
🔥
«زردشت پیوند خود را با اهورا مزدا بیشتر برپایه دوستی استوار کرده بود. او از خدای خود یاری و پشتیبانی می‌خواست، آنگونه که دوستی از دوست خود می‌خواهد. او در فروتنی به اهورامزدا، پاکدل و یکرنگ بود».
✍️ #ولتر
🔥
«بودا و کنفوسیوس و سغرات که جویندگان نور و فروغ و روشنایی بودند. از پایه‌هایی بلند و سرکشیده برخوردار بودند ولی باید پذیرفت که زرتشت از همه آنها بالاتر و والاتر و ارزشمندتر بود. او بیگمان یکی از آموزگاران بزرگ خاوربه شمار می‌آید».
✍️ #جکسون
🔥
«پیام و سخن زرتشت از ارزشی شکوهمند و والا و دلنشین برخوردار است. خود او دارای آنچنان منشی نیرومند و نهادی توانا و رفتاری استوار بود که توانست سخنانی تا این اندازه شیوا و گیرا و مردمی برزبان روان سازد و به دنباله آن شاه توانایی چون گشتاسب را به خود فریفته نماید».
✍️پروفسور #میلز
🔥
«نوآوری زرتشت که بسیار ستایش آمیز می‌باشد در آن است که به‌جای خدایان بی‌شماری که یافت می‌شد و در برابر بت‌پرستی بت‌پرستان یک آفریننده دانا یا اهورامزدا را جانشین کرد و از او خوبی و خوشی مردمان را درخواست نمود».
✍️ #بارتولومه
🔥
«آیین زرتشت کیش یکتاپرستی است که هیچ دینی دیگر از دیدگاه پاکی و آراستگی و مهر و راستی به پایه آن نمی‌رسد. این دین به راستی ناب‌ترین و پاک‌ترین دین‌هاست».
✍️ #مارتین_هوگ خاورشناس آلمانی
🔥
«با آنکه زرتشت از گروه توانگران و برجستگان بوده ولی با این‌رو هیچ‌گاه از هواداری تنگدستان و مردمان نیازمند و هم چنین کشاورزان و رمه‌داران دست نکشید و پشتیبان سرسخت آنان بود. سخن او دلنشین و سرشار از راه و روش مردمی است».
✍️ #رودلف
🔥
«که در آن منش او را سخت می‌ستاید و اورا اندیشمندی بزرگ به‌شمار می‌آورد. او می‌نویسد که خداوند زرتشت را برای مردم ایران برگزید زیرا ایرانیان از یک آگاهی بزرگی درباره خداوند برخوردار بودند. این مردم با خرد سزاوار مرد خردمندی چون زرتشت بودند».
✍️ #توماس_هاید نویسنده بزرگ انگلیسی
🔥
«زرتشت بی‌گمان بالاتر و برتر از یک پیامبر بوده که چنین سخنان شکوهمند و برجسته‌ای را برزبان روان کرده و با خردمندی و بینش گسترده، آموزش مهرورزی و برادری و دوستی داده و بر نهاد راستی و درستی تکیه نموده و آنهارا راهنمای مردمان نموده است».
✍️ #نیبرگ
🔥
«زرتشت هم در راه پالایش اندیشه آدمی و هم سازندگی جهانی که در آن زیست می‌کند گام برداشت. او هم با قربانی کردن چهارپایان به پیکار برخاست و آن‌را کاری ناشایست و ناپسند به‌شمار آورد و با توانگران و گروه سرمایه‌دار جنگید و در راه آزادی نیروها و آدمیان تلاش کرد. او بزرگ‌تر از آن است که بتوان درباره‌اش به گفتگو نشست».
✍️ #میله فرانسوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥


#محمد_خاکپور، بازیکن پیشکسوت فوتبال ایران، در گفت‌وگویی با برنامه «فوتبال ۳۶۰» با نگاهی امیدوارانه به آینده کشور گفت: «من امید را می‌بینم. من همیشه اعتقادم این است که نور بر تاریکی پیروز می‌شود.»

چندی پیش نیز علی دایی در ویدئویی مشابه، همین جمله را گفته بود.

«نور بر تاریکی پیروز است» عبارتی است که شهبانو فرح پهلوی همواره در پایان پیام‌های خود می‌آورد.

محمد خاکپور چند ماه پیش در ورزشگاه آزادی تهران در برنامه زنده صدا و سیما گفته بود: «شخصی ۵۰ سال قبل که میهنش را دوست داشت این ورزشگاه را ساخت و باعث آبروی ما شد، اما مسئولان جمهوری اسلامی در چند دهه گذشته نتوانستند از آن حراست و نگهداری کنند».

#_پاینده_ایران

#_آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

نظریه های سیاسی مهم جهان رو میدونی؟:


فاشیسم : نژاد پرستی ، تبعیض نژادی
ناسیونالیسم : ملی گرایی ، آگاهی جمعی یک ملت ، وطن پرستی به حد افراط
لیبرالیسم : آزادی خواهی ، آزادی فردی
کاپیتالیسم : سرمایه داری ، یک سیستم اقتصادی
فئودالیسم : نظام ارباب رعیتی
سوسیالیسم : برا بری همه اقشار جامعه
امپریالیسم : این نوع حکومت ملل مختلف را زیر سلطه خود در می آورند ، استعمارگری
کمونیسم : نسخه افراطی سوسیالیسم
دموکراسی : حکومت مردم بر مردم یا همان مردم سالاری
سکولاریسم : جدایی دین از سیاست
فمینیسم : برابری زن و مرد

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده

#شهرنوش_پارسی‌پور
#معرفی_کتاب
داستان‌نویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسی‌پور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستان‌نویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسی‌پور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستان‌نویس و مترجم ایرانی است.داستان‌های پارسی‌پور به زبان‌های گوناگون دنیا ترجمه شده‌است. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهش‌های زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسی‌پور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومه‌ی #سانفرانسیسکو زندگی می‌کند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسی‌پور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانه‌دار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانش‌آموخته شد و سپس برای ادامه‌ی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسی‌پور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسی‌پور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستان‌هایش با نام مستعار در #گاهنامه‌های گوناگون به چاپ می‌رسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسی‌پور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیه‌کننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامت‌الله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسی‌پور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتاب‌فروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبه‌ای که واکنش‌های بسیاری برانگیخت، پارسی‌پور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده می‌کنند، مسئله‌ای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.

#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناخته‌ترین کارِ پارسی‌پور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.

#رمان‌ها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربه‌های آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزه‌های بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمه‌ها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راه‌پیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستان‌های مردان تمدن‌های مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
یوسا در سال‌های نخستین جوانی مجذوب شخصیت فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا شده است، اما او مدتی بعد جدایی کامل خود از جنبش‌های تندرو چپ را اعلام کرد و به حمله شدید علیه کاسترو پرداخت. در سال ۱۹۸۸ در کنار تعدادی از احزاب راست‌گرا در تشکیل «جنبش آزادی‌ها» شرکت کرد. در سال ۱۹۹۰ نامزد ریاست جمهوری پرو شد اما از رقیبش آلبرتو فوجیموری شکست خورد و بعد از آن، همه فعالیت‌ها و برنامه‌های سیاسی خود را کنار گذاشت.
به گفتهٔ خود از فعالیت‌های سیاسی خویش «فساد حکومت و تحریک مردم به فدا کردن همه چیز در راهش» را به خوبی درک کرده بود. به علت حمایت از ایالات متحده و انتشار مقالاتی در تأیید سیاست‌های آمریکا مورد انتقاد قرار گرفت. این مقالات در دوران جنگ عراق نوشته شده بود، آن‌گاه که یوسا با دختر عکاسش مورگانا به صحنهٔ جنگ رفت و کار مشترکی با عنوان «روزنگار عراق» تهیه کردند.
ماریو بارگاس یوسا، رمان نویس پرویی که رئالیسم سنگدل را با اروتیک بازیگوش و به تصویر کشیدن مبارزه برای آزادی فردی در آمریکای لاتین ترکیب کرد و در عین حال مقالاتی نوشت که او را به یکی از تأثیرگذارترین مفسران سیاسی در دنیای اسپانیایی زبان تبدیل کرد.
بارگاس یوسا، به عنوان نویسنده ای جوان با دیدگاه های عامیانه و تاول زا از فساد، سازش های اخلاقی و ظلم در پرو شهرت یافت.
بیزاری او از هنجارهای جامعه مودب در پرو الهامات فراوانی به او داد.
با این حال، آقای بارگاس یوسا هرگز به طور کامل شیفته رئالیسم جادویی معاصرانش نشد. و او از آزار و شکنجه مخالفان در کوبا توسط فیدل کاسترو سرخورده بود و از ایدئولوژی چپ که برای چندین دهه بر بسیاری از نویسندگان در آمریکای لاتین تسلط داشت، جدا شد.
او مسیر خود را به‌عنوان یک متفکر سیاسی محافظه‌کار، اغلب تفرقه‌انگیز و به‌عنوان رمان‌نویسی ترسیم کرد که قسمت‌هایی از زندگی شخصی‌اش را به کتاب‌هایی تبدیل کرد که بسیار فراتر از مرزهای کشور مادری‌اش طنین‌انداز می‌کرد.
ستون دو هفته‌ای او، «Piedra de toque» یا «Touchstone» در روزنامه‌های اسپانیایی زبان سراسر آمریکای لاتین و ایالات متحده منتشر می‌شد. این به او بستری برای موضوعاتی مانند ظهور مجدد پوپولیسم در آند، هنر کلود مونه و پل گوگن یا حمایت پر سر و صدا از دولت اسرائیل، که موضوعی مکرر در نوشته های سیاسی او بود، داد.
ستون‌ها می‌توانند زندگی‌نامه‌ای باشند یا از رویدادهای خبری الهام گرفته‌اند، و اغلب فاقد صفت بوده و به شیوه‌ای زیبا نوشته شده‌اند که به آقای بارگاس یوسا اجازه می‌دهد تا به سراغ خوانندگانی برود که ممکن است حوصله پایان برخی از رمان‌های پیچیده‌تر و طولانی‌تر او را نداشته باشند.

▪️گزیده‌گوهایی از بارگاس یوسا

- «شعر ضمیر جهان است. با آن به لایه‌هایی از زندگی دست می‌یابیم که با شناخت عقلانی و هوش منطقی به آن‌ها دسترسی نداریم؛ یعنی دره‌های عمیقی که لازمه راه یافتن به آن‌ها پذیرش خطرهای جدی است. فقط از راه حدس و باطن است که می‌توان به شعر رسید نه از راه عقل.»
- «رمان شیوه جالبی است برای خوش‌گذرانی.»
- «من وقتی می‌نویسم خودم را تکثیر می‌کنم. دو نفر می‌شوم. هم نویسنده، هم خواننده. چون همیشه خودم را جای خواننده می‌گذارم تا بفهمم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. سعی می‌کنم خودم را با دو چشم دیگر بخوانم، و با نگاهی دیگر، طوری‌که انگار نمی‌دانم قرار است چه اتفاقی بیفتد.»

▪️افتخارات و جوایز

وی جایزهٔ پلانترا را به خاطر رمان مرگ در کوه‌های آند دریافت نمود. در ۲۰۰۲، جایزه قلم نابوکوف را دریافت کرد.

یوسا هفتم اکتبر سال ۲۰۱۰ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. حدود ۲۰ سال نام او به عنوان یکی از کاندیداهای این جایزه بود. این نخستین بار از سال ۱۹۸۲ بود که یک نویسنده از آمریکای لاتین توانست برنده جایزه نوبل ادبی شود. در این سال، گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی برنده جایزه یک و نیم میلیون دلاری ادبیات نوبل شد.
آکادمی نوبل که مقر آن در استکهلم سوئد است، از یوسا به عنوان خالق آثاری نام برده که در آن وی به «ترسیم پیکره‌های قدرت» پرداخته و نگاه نافذی به «مقاومت، طغیان و شکست فردی» دارد.
یوسا در سال ۱۹۹۴ به عنوان عضو آکادمی سلطنتی اسپانیا برگزیده شد و در سال‌های گذشته در بسیاری از دانشگاه‌های آمریکا، آمریکای جنوبی و اروپا تدریس کرده است.
این نویسنده ادبی توانست در سال ۱۹۹۵ جایزه سروانتس، مهم‌ترین جایزه ادبی نویسندگان اسپانیایی زبان، را از آن خود کند و همچنین در سال ۱۹۹۶ برنده جایزه صلح آلمان شد.

▪️گزیدهٔ آثار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


«من وقتی در باب گذشتۀ ایران تأمل می کنم، از اینکه ایرانی ها دنیا را به نام دین یا به نام آزادی به آتش و خون نکشیده اند، از اینکه مردم سرزمین های فتح شده را قتل عام نکرده اند و دشمنان خود را گروه گروه به اسارت نبرده اند، از اینکه در روزگار قدیم یونانی های مطرود را پناه داده اند؛ ارامنه را در داخل خانۀ خویش پذیرفته اند؛ جهودان و پیغمبرانشان را از اسارت بابل نجات داده اند؛ از اینکه در قرن های گذشته جنگ صلیبی بر ضد دنیا راه نینداخته اند و محکمۀ تفتیش عقاید درست نکرده اند؛ از اینکه با گیوتین سر مخالفان را درو نکرده اند؛ از اینکه سرخ پوست ها را ریشه کن نکرده اند و بوئرها را به مرز نابودی نکشانیده اند و از اینکه روی هم رفته ایرانی ها به اندازۀ سایر اقوام کهنسال دنیا، نقطه ضعف اخلاقی نشان نداده اند، احساس آرامش و غرور میکنم»


✍️#_عبدالحسین_زرین_کوب


#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم


💡نشانه های یک کشور اسلامی!


🔻وقتی که نمی‌توانی یک باغ آباد تو شهر خودت پیدا کنی ولی سر هر کوچه‌ای که نگاه می‌کنی یک مسجد می‌بینی، بدون که توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌بینی که مردم با همه ظواهر و دنگ‌و‌فنگ مدرن‌شان، هنوز در قرون گذشته زندگی می‌کنند تعجب نکن، بدون که توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌بینی که دین روی علوم کنترل دارد، مطمئن باش که توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌بینی روحانیون را "عالم" و "دانشمند" خطاب می‌کنند شگفت‌زده نشو، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌بینی که حاکم کشور تبدیل شده به رهبری خدا مانند که هیچ وقت از مسند قدرت پایین نمی‌آید و هیچ کس هم حق ندارد از آن انتقاد کند دلخور نشو، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی که می‌بینی عده زیادی عبودیت را به آزادی ترجیح می دهند، دل‌ت نسوزد، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌شنوی که روحانیون می‌گویند دموکراسی كفر است، ولی از هر فرصتی که دموکراسی فراهم کند استفاده می‌کنند تا قدرت و مقام بالاتری را قبضه کنند، تعجب نکن، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌بینی یک زن نصف یک مرد ارزش دارد یا حتی کمتر مبهوت نشو، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی ترس و دهشت مدام در عمق چشم‌های مردم خانه کرده، خیالت تخت باشد، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

✍️وجیهه الهویدر(نویسنده اهل عربستان سعودی)

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی🎨


یکی از مهمترین فیگورهای تاریخی، هنری و مذهبی جودیت و روایتِ «جودیت و سر هولوفرنس» است. زنی یهودی که با کمک ندیمه‌اش سرِ سردار آشوری را از تنش جدا کرد و به تاریخ پیوست. در دوران ابتدایی مسیحیت، تصویرِ جودیت همچون دختری باکره و مقدس بود که تمام خصوصیات خشونت و جاذبه‌های جنسی از تصویرش حذف‌ شد. هرچه تاریخ هنر و فلسفه نگاه پیچیده‌تر و تازه‌تری به زن پیدا کرد، جودیت نیز به‌آرامی به فیگوری اروتیک تبدیل گشت و حال با تنِ اغواگر و خشونتِ مبهمش بازنمایی شد. آنطور که گفته‌اند، او از بهشت آسمانی سقوط کرد، این‌جهانی و فیزیکال شد، قدرت گرفت و از مریم مقدس به حوا تغییر پیدا کرد. هر نقاشی که سراغ تصویر جودیت رفت، با سلیقه‌ی خودش آن را بازتصویر کرد: گاهی همچون یک فرشته‌ی عریان، گاهی یک زنِ شهوت‌ناکِ مغرور و قدرت‌‌مند و گاهی هم درحاشیه، چراکه قرار بود خود کنش جنایت بازتصویر شود و نه بازنمایی تصویر اسطوره‌ای یک فیگور زن. سرگذشت فیگور جودیت و تصویرش را می‌توان هم‌سان با تاریخ سانسور، سرکوب، آزادی و فلسفه‌ی نگریستن به فیگور زنانه دید. هرچه جلوتر آمدیم، جودیت توامان هم واقعی‌تر شد و هم افسانه‌ای‌تر.

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣


رویا حشمتی : ‏”امروز صبح از اجرای احکام تماس گرفتن برای اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاقم. با وکیلم تماس گرفتم و با هم رفتیم دادسرای ناحیه ۷.
‏از گیت ورودی که رد شدیم حجابم رو برداشتم. وارد سالن شدیم. صدای فریاد و ضجه‌ی زنی از راه‌پله می‌اومد که داشتن می‌بردنش پایین. شاید داشتن می‌بردنش برای اجرای حکم…
‏وکیلم گفت رویا جان دوباره بهش فکر کن. اثراتی که شلاق میذاره تا مدتها می‌مونه باهات.
‏رفتیم شعبه‌ی ۱ اجرای احکام. کارمند شعبه گفت روسریت رو سرت کن که دردسر نشه. آروم و محترمانه بهش گفتم اومدم بابت همین شلاقم رو بزنید، سر نمی‌کنم.
‏تماس گرفتن و مامور اجرای حکم اومد بالا. گفت حجابت رو سرت کن و دنبالم بیا. گفتم سر نمی‌کنم. گفت نمی‌کنی؟! جوری شلاقت رو بزنم که بفهمی کجایی. برات یه پرونده‌ی جدید هم باز می‌کنم هفتاد و چهارتای دیگه‌م مهمونمون باشی. باز سر نکردم.
‏رفتیم پایین چند تا پسر رو بابت شرب خمر آورده بودن. مرد با تحکم تکرار کرد مگه نمیگم‌ سر کن؟ نکردم.
‏دو تا زن چادری اومدن و روسری رو کشیدن رو سرم. باز درش آوردم و این کار چند بار تکرار شد. بهم از پشت دستبند زدن و روسری رو کشیدن رو سرم.
‏از همون پله‌هایی که زن رو برده بودن رفتیم طبقه‌ی زیر همکف. یه اتاقک بود ته پارکینگ. قاضی و مامور اجرای حکم و زن چادری کنارم وایساده بودن. زن خیلی واضح متاثر بود. چند باری آه کشید و گفت میدونم. می‌دونم.
‏قاضی معمم به روم خندید. یاد مرد خنزر پنزری بوف کور افتادم. روم رو ازش برگردوندم.
‏در آهنی رو باز کردن. دیوارای اتاق سیمانی بود. یه تخت ته اتاقک بود که دستبند و پابند آهنی به دو طرفش جوش خورده بود. یه وسیله‌ی آهنی شبیه پایه‌ی بوم نقاشی بزرگ با جای دستبند و پابند آهنیِ زنگ زده وسط اتاق، و یه صندلی و میز کوچیک، که روی میز پر از شلاق بود هم پشت در بود. یه اتاق شکنجه‌ی قرون‌وسطاییِ تمام‌عیار.
‏قاضی پرسید خانم حالت خوبه؟ مشکلی نداری؟ انگار که وجود نداره. جوابش رو ندادم. گفت خانم با شمام! باز جواب ندادم.
‏مرد مامور اجرای حکم گفت پالتوت رو در بیار و رو تخت دراز بکش. پالتو و روسریم رو از پایه‌ی بوم شکنجه آویزون کردم. گفت روسریت رو سر کن! گفتم نمی‌کنم. قرآنت رو بذار زیر بغلت و بزن. و روی تخت دراز کشیدم.
‏زن اومد و گفت خواهش می‌کنم لجبازی نکن. شال رو آورد و کشید رو سرم.
‏مرد از بین دسته‌ی شلاق‌هایی که پشت در بود یه شلاق چرم مشکی رو برداشت، دو دور پیچوند دور دستش و اومد سمت تخت.
‏قاضی گفت خیلی محکم نزن. مرد شروع کرد به زدن. شونه‌هام. کتفم. پشتم. باسنم. رونم. ساق پام. باز از نو. تعداد ضربه‌ها رو نشمردم.
‏زیر لب می‌خوندم به نام زن، به نام زندگی، دریده شد لباس بردگی، شب سیاه ما سحر شود، تمام تازیانه‌ها تبر شود…
‏تموم شد. اومدیم بیرون. نذاشتم فکر کنن حتی دردم اومده. حقیرتر از این حرفان. رفتیم بالا پیش قاضی اجرای حکم. مامور زن پشت سرم می‌اومد و مراقب بود روسری از سرم نیفته. دم درِ شعبه روسریم رو انداختم. زن گفت خواهش میکنم سرت کن. سرم نکردم و باز کشید رو سرم.
‏توی اتاق قاضی، قاضی گفت ما خودمون خوشحال نیستیم از این قضیه، ولی حکمه و باید اجرا بشه. جوابش رو ندادم.
‏گفت اگر می‌خواید طور دیگه‌ای زندگی کنید می‌تونید خارج از کشور باشید. گفتم این کشور برای همه‌ست‌.
‏گفت بله ولی باید قانون رو رعایت کرد. گفتم قانون کار خودش رو بکنه، ما به مقاومتمون ادامه میدیم.
‏از اتاق اومدیم بیرون و روسریم رو درآوردم.
‏مرسی آقای طاطایی عزیز. اگر همراهی شما نبود تحمل این روزها خیلی سخت بود. و عذر می‌خوام که موکل سر به راهی نبودم. مطمئنم آدمی به بزرگواری شما درک میکنه. بابت همه چی ازتون ممنونم


#رویا_حشمتی


‏⁧ #زن_زندگی_آزادی



#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


هنگامیکه مردم از حکومتشان هراس داشته باشند،
آنجا #_استبداد است.

هنگامیکه حکومت از مردم در هراس باشد، آنجا #_آزادی است

👤 #_توماس_جفرسون


#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity