🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یاد_دوست

هر زمان که از جور روزگار
و رسوایی میان مردمان،
در گوشه تنهایی، بر بی نوایی خود اشک می ریزم
و گوش ناشنوای آسمان را با فریادهای بی حاصل خویش می آزارم
و بر خود می نگرم و بر بخت بد خویش نفرین می فرستم
و آرزو می کنم که ای کاش چون آن دیگری بودم
که دلش از من امیدوارتر،
و قامتش موزون تر
و دوستانش بیشتر است،
و ای کاش هنر این یک
و شکوه و شوکت آن دیگری از آن من بود؛
در این اوصاف چنان خود را محروم می بینم
که حتی از آنچه بیشترین نصیب را برده ام
کمترین خرسندی احساس نمی کنم.
اما در همین حال که خود را چنین خوار و حقیر می بینم،
از بخت نیک، حالی به یاد تو می افتم؛ آنگاه روح من، همچون چکاوک سحرخیز، از خاک تیره اوج گرفته،
بر دروازه بهشت سرود می خواند
و با یاد عشق تو چنان دولتی به من دست می دهد،
که شأن سلطانی به چشمم خوار می آید.
و از سودای مقام خود با پادشاهان عار دارم.

#ویلیام_شکسپیر

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۰ مهر زادروز #بهمن_علاالدین

( زاده ۲۰ مهر ۱۳۱۹ مسجدسلیمان -- درگذشته ۱۳ آبان ۱۳۸۵ کرج )
آهنگساز، ترانه سرا و خواننده ی محلی بختیاری

بهمن علاء الدین ( مشهور به مسعود بختیاری ) در شهر مسجد سلیمان و در خانواده‌ای پرجمعیت و سُنتی زاده شد.
خانواده اش از تیره یِ زیلاییِ طایفه بهداروند و از زیرشاخه‌های هفت لنگ بختیاری اند.
پدرش میرزا محمد کریم و نام مادرش لیمو خانم بود.در سال ۱۳۲۴ به علت تغییر محل خدمت پدر (شرکت نفت مسجدسلیمان) به همراه خانواده به منطقه ی لالی منتقل شدند.
در سال ۱۳۲۸ که اولین مدرسه ی ابتدایی به نام «دبستان فردوسی» در این شهر راه‌اندازی شد؛ بهمن شروع به تحصیل نمود.
سال‌های اول و دوم دبیرستان را در «عمبَل» و در «دبیرستان هنر» به پایان رساند.
در سال ۱۳۳۶ و به دنبال بازنشسته شدن پدر، به همراه خانواده به مسجدسلیمان بازگشتند.
تا سال ۱۳۴۰ در «دبیرستان امیرکبیر» مسجد سلیمان دوره ی دبیرستان را تمام کرد و پس از پایان تحصیلات متوسطه به خدمت آموزش و پرورش درآمد و در کسوت آموزگاری بازنشسته شد.
از سال ۱۳۵۰ در کنار آموزگاری،‌ همکاری خود را با رادیو اهواز آغاز کرد و با همراهی منصور قنادپور نوازنده ی سنتور که شیوه ی نوازندگی‌اش از استاد پایور تاثیر گرفته بود، آثاری را به دو گویش فارسی و بختیاری ارائه داد.
پس از انقلاب، مدتی در سکوت به ‌سر برد تا این که با عطا الله جنگوک آشنا شد. جنگوک، بختیاری نبود اما زادگاهش شهر لار (در جنوب استان فارس) از نظر فرهنگی و قومی شباهت بسیاری به فرهنگ بختیاری‌ها داشت.
در سال ۱۳۶۵ نخستین نوار شرکتی وی با نام "مال کنون" با آهنگسازی عطا جنگوک به بازار موسیقی آمد.
این اثر در حدود بیست سال از زمان تولید و انتشار اولیه‌اش همواره در رتبه ی اول فروش نوارهای بختیاری در ایران بود. به عقیده ی بعضی از کارشناسان موسیقی، آلبوم مال کنون، از موفق‌ترین آثار موسیقی محلی در ایران به شمار می آید.
شش سال بعد دومین کار او با نام "هی جار" با آهنگسازی و تنظیم عطا جنگوگ روانه ی بازار شد.
"هی جار" نیز محبوبیت و مقبولیت فراوانی یافت ولی هرگز به پای "مال کنون" نرسید.
پس از این دو اثر ، سه اثر دیگر به نام‌های "آستارَه"، "بَراَفتَو" و "تاراز" را با کمترین تعداد نوازنده به علاقه‌مندان موسیقی بختیاری ارائه داد.
همپای همیشگی وی در اکثر نوار ها و کنسرت‌ها،‌ علی حافظی نوازنده توانای نی بختیاری بوده است.
بهمن علاء الدین موسیقی بختیاری را عمیقاً درک کرده بود و قادر بود صورت متفاوتی از نسخه ی اصلی آن را به مخاطبان ارائه دهد؛ به طوری که نه خشونت آوازهای وحشی را داشته باشد و نه چنان رنگ و لعاب شهری به خود بگیرد که دیگر نتوان آن را موسیقی قومی و محلی نامید. چنانکه خودش می گفت ظرایف موسیقی بختیاری را از جمله های کُرنا نوازان دریافته بود.
دقت نظر او یکی از عوامل توفیقش در جذب مخاطب بود. او به جای اینکه در فرهنگ‌های دیگر به دنبال ملودی بگردد و یا خود به ساختن ملودی‌های ضعیف بپردازد، از نغمه های بومی نهفته در صدای ساز توشمال‌های بختیاری بهره می‌برد.
استاد مسعود بختیاری معتقد بود:
"اگر در کار کُرنا نوازان دقیق شویم نغمه های بسیار زیبایی پیدا می‌کنیم که در نگاه اول ممکن است به چشم نیایند".

وی علاوه بر آواز خوانی، ذوق آهنگسازی و ترانه سرایی نیز داشت و بسیاری از ترانه های ماندگار وی زاییده ی ذهن خلاق و هنر خود اوست.
تسلطش بر ادبیات فارسی و بختیاری و هم چنین برخورداری از ذوق شاعرانه به او امکان داده بود تا کلام بسیاری از ترانه‌هایش را خود بسراید که می توان به ترانه ی "تنک بلور" که در سال ۱۳۵۱ با همراهی ارکستر رادیو اهواز به سرپرستی منصور قنادپور اجرا شد، اشاره کرد.
تاثیر زندگی در دل طبیعت از واژگانی که در شعرهایش استفاده می کرد کاملا مشهود بود؛ واژگانی مثل:
مَه (ماه)،
اَفتَو (آفتاب)،
آستارَه (ستاره)،
کَوْگ (کبک)،
اَوْر (ابر)،
تَش (آتش)،
کُهْ (کوه)،
بارون و بسیاری واژه های دیگر.

از دیگر آثارش می توان به موارد زیر اشاره کرد:
_اجرای موسیقی بختیاری با گروه مستان در اهواز
_بَهیگ
_گُل‌های کاغذی
_دَنگ ‌و فَنگ
_ویر

مسعود بختیاری هیچ گاه ازدواج نکرد و پس از بازنشستگی در سال ۱۳۷۹ به جمع خانواده ی خواهرش در کرج پیوست و از حضور در جمع ها و مجلس های هنری دوری می جست.
بهمن علاءالدین پس از طی یک دوره بیماری کلیوی و عمل جراحی مثانه در صبحگاه آدینه، دوازدهم آبانماه ۱۳۸۵ پس از ۶۶ سال زندگی به علت نارسایی قلبی در این شهر درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۱ مهر سالروز درگذشت #غلامحسین_مصاحب

( زاده سال ۱۲۸۹ تهران -- درگذشته ۲۱ مهر ۱۳۵۸ تهران ) ریاضیدان

غلامحسین مصاحب در خانواده‌ای اهل علم و ادب به دنیا آمد. خاندان مصاحب در نایین از دوران صفویه به این سو شناخته‌شده هستند و چند تن رجال ادب و هنر از این خاندان برخاسته‌اند، از جمله ملا مصاحب که در عصر شاه عباس شاعری بنام بود. پدربزرگ او، میرزا غلامعلی، خوشنویس و پدرش که پزشک و مادرش شاعر بودند.
او بعد از انجام تحصیلات مقدماتی به دارالمعلمین رفت و در رشتهٔ ریاضیات فارغ‌التحصیل شد. از آن زمان به خدمت وزارت معارف درآمد و همچنان تحصیلات خود را در علوم قدیم و فلسفه ادامه داد و علاوه بر ریاضیات، زبانهای عربی و فرانسوی و انگلیسی را نیز در حد عالی فرا گرفت، و با زبانهای روسی و آلمانی نیز آشنایی یافت. در سال ۱۳۰۹ «مجلهٔ ریاضیات مقدماتی و عالی» را تأسیس کرد و ۱۱ شماره از آن را منتشر کرد. از همان سالها به تألیف کتابهای درسی برای دبیرستانها پرداخت. در سال ۱۳۱۶ ازدواج کرد و برای ادامهٔ تحصیل به فرانسه رفت. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۲۰ تدریس در دانشسرای عالی را آغاز کرد. از ابتدای سال ۱۳۲۲ روزنامهٔ برق را انتشار داد که به دلیل مخالفت‌های شدید با دولت‌های وقت و پس از چند بار توقیف از انتشار ّبازماند.
در سال ۱۳۲۴ برای تکمیل تحصیلات به انگلستان رفت و در سال ۱۳۲۷ از دانشگاه کمبریج دکترای ریاضیات گرفت و در همین سال به عضویت انجمن ریاضیدانان انگلیس و انجمن فلسفهٔ کمبریج نیز در آمد. در انگلستان شاگرد خاص برتراند راسل، ریاضیدان و فیلسوف نامدار انگلیسی بود.
پس از بازگشت، مشاغل چندی را در وزارت فرهنگ عهده‌دار شد. در سال ۱۳۲۸ به سمت ریاست ادارهٔ آموزش متوسطه و سپس به سمت ریاست ادارهٔ کل تعلیمات عالیه منصوب شد، و در سال ۱۳۳۰ سمت مدیر کل وزارت فرهنگ، و در سال ۱۳۳۱ مقام معاونت فنی وزارت فرهنگ را یافت.
دکتر غلامحسین مصاحب در سال ۱۳۳۵ عهده‌دار طرح‌ریزی و سرپرستی دائرةالمعارف فارسی شد و تا ۱۳۵۰ که آن مسئولیت را به عهده داشت، بر ترجمه و تألیف کلیهٔ مقالات دائرةالمعارف نظارت داشت. دائرةالمعارف فارسی نخستین دائرةالمعارف عمومی در زبان فارسی است، که بر اساس شیوه‌های نوین دانشنامه‌نویسی تهیه شده است و مشهورترین فعالیت و دستاورد غلامحسین مصاحب به شمار می‌آید.
در سال ۱۳۴۰ به تدریس در بخش ریاضی دانشسرای عالی پرداخت و سال ۱۳۴۲ درجهٔ استادی گرفت. دکتر غلامحسین مصاحب در مهر ۱۳۴۵ مؤسسهٔ ریاضیات را در دانشسرای عالی (بعداً دانشگاه تربیت معلم) با مجوز شورای مرکزی دانشگاه‌ها تأسیس کرد. هدف این مؤسسه تربیت مدرسان ریاضی برای دانشگاه‌های کشور بود، و با کوشش‌های مداوم دکتر مصاحب ۷۰ نفر مدرس ریاضی دانشگاهی در آن مؤسسه تربیت شدند. مؤسسهً ریاضیات از سال ۱۳۶۳ با ضوابط جدید به پذیرش دانشجو برای دوره‌های عالی ریاضی پرداخت، و درسال ۱۳۷۶ مؤسسهٔ ریاضیات به مؤسسه تحقیقات ریاضی دکتر غلامحسین مصاحب تغییر نام یافت.
دکتر غلامحسین مصاحب در ۶۹ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
ساس
ولادیمیر مایاکوفسکی و مایاکوفسکی شاعر
الزا تریوله
ترجمه عطاالله نوریان
ولادیمیر مایاکوفسکی، (زاده ۱۹ ژوئیه، ۱۸۹۳ - درگذشته ۱۴ آوریل، ۱۹۳۰) شاعر درام‌نویس فوتوریست (آینده‌گرای) انقلابی روسی در روستای بغدادی استان کوتائیسی گرجستان در قفقاز دیده به جهان گشود. وی در دوران خلاقیت و فعالیت‌های هنری یکی از استادان سبک فوتوریسم بود و همگام با خیزش‌های انقلابی در روسیه رشد یافت و پس از انقلاب بلشویکی روسیه و در دوران حکومت شوروی یکی از نام‌آورترین شاعران عصر خود بود. این شاعر فوتوریست انقلابی روسی از سن ۱۴ سالگی به عضویت حزب بلشویک درآمد و از سال‌های قبل از انقلاب فعالیت هنری و سیاسی خود را آغاز نمود. وی در شعر روسی وزن، الفاظ، عبارات، تمثیل‌ها و استعارات تازه و بدیع پدید آورد، با دنبال نمودن سبک آینده‌گرایانه آثار خود را خلق می‌نمود ولی به همه اصول این سبک پایبند نبود و روش خاص خود را دنبال می‌کرد. مایاکوفسکی از اتخاذ هیچ وسیله‌ای برای انتشار افکار و آثار خود باک نداشت و حتی در کوچه‌ها قدم می‌زد و برای مردم شعر می‌خواند. حکایت می‌کنند: «در سال‌های جنگی داخلی در روسیه او به جبهه‌های جنگ می‌رفت و در سنگرها اشعار خود را برای سربازان می‌خواند. مردم از اشعار او الهام گرفته، بی مهابا به جنگ می‌شتافتند. او با صدایی رسا و پرجوش و خروش در رادیو آثار خود را می‌خواند و مردم آن اشعار را فورا حفظ می‌کردند...» از سیزده جلد میراث ادبی مایاکوفکسی، دوازده جلد آن بعد از انقلاب به وجود آمده‌است. او ادبیات منظوم و شعر را با واقعیت نزدیک کرده آن را در خدمت نیازمندی‌های معاصر گذاشت و تبدیل به «سلاحی برای مبارزه در راستای اهداف خود» نمود. مایاکوفسکی از اشعار کلاسیک لذت می‌برد اما بندهٔ آن‌ها نمی‌شد. او می‌گفت: هنر باید با زندگی درآمیخته بشود. یا باید در هم آمیخته شود یا باید نابود بشود.مایاکوفسکی در سال ۱۹۳۰ به ضرب گلوله به زندگی خود پایان داد و بدین‌گونه دیده از جهان فرو بست. وی پیش از مرگ بر برگه‌ای نگاشت: «برای همه . . . می‌میرم. . .» بسیاری معتقدند علت خودکشی او سرخوردگی شدید از وضعیت اجتماعی و سیاسی اتحاد شوروی در آن زمان بود. جسد وی در گورستان بزرگان انقلاب دفن گردید. وی در شوروی بزرگ‌ترین شاعر دورهٔ انقلابی لقب گرفته بود.

پشت جلد کتاب:
ساس اثری است تخیلی و هجوآمیز که موضوع آن مبارزه با بازمانده‌های ذهنیت خرده بورژاویی در تمام شکل‌های آن است. مایاکوفسکی در این نمایشنامه نوکیسه‌های پس از سیاست نوین اقتصادی در اتحاد شوروی را ریشخند می‌کند. هدف عمده‌ی هجو مایاکوفسکی نمایش عنصری از طبقه مسلط است که به بورژوازی و خرده بورژوازی آلوده شده است. ساس حشره‌ای خوانخوار، نماد این آلودگی است، این حشره‌ی کثیف در حقیقت کنایه از تمام پلیدی‌هایی است که در بستر آلوده‌ی زمان رشد می‌کند. هم‌چنین در این نمایشنامه بوروکراسی و جنبه‌های منفی تشکیلات اجتماعی اقتصاد و میل به خودکامگی و تن پروری بوروکرات‌ها نشان داده شده است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۲ مهر زادروز #رضا_سید_حسینی

( زاده ۲۲ مهر ۱۳۰۵ اردبیل -- درگذشته ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ تهران) نویسنده و مترجم

حسینی بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی به مدرسه پست و تلگراف تهران رفت و مشغول تحصیل در رشته ارتباطات دور شد.
سپس برای تکمیل مطالعات خود به پاریس رفت و مدتی نیز در دانشگاه U.S.C آمریکا به تحصیل فیلمسازی پرداخت.
بعد از چندی به ایران بازگشت و به فراگیری عمیق‌تر زبان فرانسه و فارسی نزد استادانی همچون عبداله توکل، پژمان بختیاری، ناتل خانلری پرداخت.
وی طی دوره‌های متمادی سردبیری مجله سخن را به عهده داشت، در اداره مخابرات و رادیو و تلویزیون کار می‌کرد و مبانی نقد فلسفه هنر و ادبیات را در آموزشکده تئاتر تدریس می‌کرد.
او از دوران جوانی به صورت جدی به کار ترجمه پرداخت و در همان دوران کتابی در زمینه روان شناسی ترجمه کرد با عنوان پیروزی فکر که بیش از ۲۰ بار تجدید چاپ شد.
از او ۳۴ جلد کتاب منتشر شده‌ است که ترجمه‌هایی از آندره مالرو، مارگریت دوراس، یاشار کمال، ناظم حکمت، ژان پل سارتر، آندره ژید، آلبرکامو، توماس مان، ماکسیم گورکی، بالزاک، جک لندن، چارلی چاپلین از جمله آنهاست.
رؤیای عشق از ماکسیم گورکی، لایم لایت اثر چارلی چاپلین، طاعون اثر آلبر کامو، آخرین اشعار ناظم حکمت، ضد خاطرات و امید از آندره مالرو، در دفاع از روشنفکران اثر ژان پل سارتر و آبروباخته اثر جک لندن، از جمله آثار این مترجم باتجربه هستند.
حسینی از زبان‌های ترکی استانبولی، ترکی آذری و فرانسه و گاهی انگلیسی ترجمه می‌کرد ولی مشهورترین ترجمه‌های او از زبان فرانسه است.
همکاری در پروژه‌های فرهنگ آثار ترجمه و فرهنگ آثار ایران از دیگر فعالیت‌های او در چند سال آخر عمر بوده است.
کمتر متفکر و نویسنده‌ای، همچون وی به طور مداوم حضوری فعال و تأثیرگذار در عرصه فرهنگ و ادبیات ایران داشته است.
در سال ۱۳۸۵ بزرگداشت ۸۰ سالگی اش، در خانه‌ هنرمندان ایران برگزار شد.
او سرپرست و عضو اصلی تألیف و ترجمهٔ مجموعهٔ شش جلدی فرهنگ آثار نیز بود.
وی در ۸۳ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۲ مهر زادروز #جواد_مجابی

( زاده ۲۲ مهر ۱۳۱۸ قزوین ) شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش، طنزپرداز و روزنامه‌نگار

جواد مجابی آثار متعددی دارد که به چاپ رسیده‌است و باید گفت یکی از شناخته شده‌ترین روشنفکران و هنرمندان معاصر است و عموماً کتابهای او با اقبال خوبی از سوی خوانندگان، مواجه می‌شود. او بارها از سوی مجامع اروپایی و آمریکایی برای سخنرانی دربارهٔ هنر و ادبیات ایران دعوت شده‌است.
مجابی از کودکی و نوجوانی به همراه برادرش حسین، نقاشی می‌کشید و هنوز هم در خلوت خود نقاشی می کند. او هر چند خود را نقاش نمی‌داند، اما به عنوان یکی از چهره‌های شاخص و پیشگام در حوزه نقد نقاشی و هنرهای تجسمی شناخته شده است.
وی دههٔ چهل لیسانس حقوق و دکترای اقتصاد را از دانشگاه تهران گرفت. ۱۹ سال کارمند دادگستری و بعد کارشناس فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر بود. هم‌زمان روزنامه‌نگاری حرفه‌ای را در فاصلهٔ بین سال‌های ۱۳۴۷–۱۳۵۸ در روزنامهٔ اطلاعات با عنوان دبیر فرهنگی روزنامه ادامه داد. بعدها با مجلات ادبی ایران از جمله فردوسی، جهان نو، خوشه، آدینه و دنیای سخن همکاری داشت که مدتی نیز سردبیری مجلهٔ اخیر را به عهده دار بود. در اواخر سال ۵۷ به اتفاق جمعی از همکاران مطبوعاتی‌اش در کیهان و آیندگان همچون عمید نائینی، مهدی سحابی، فیروز گوران، سیروس علی‌نژاد و محمد قائد تصمیم به بنیاد کانون مستقل روزنامه‌نگاران گرفتند اما با حوادث سال ۵۸ این پروژه منتفی شد.
۴۰ سال از فعالیت ادبی او می‌گذرد که ۲۰ سال اخیر را به طور حرفه‌ای و فارغ از دغدغه‌های شغلی، صرف نوشتن رمان و شعرها و تحقیقاتش کرده‌است. نوشته‌های او بیش از پنجاه اثر چاپ شده‌است که عمدتاً شامل هشت مجموعه شعر، چهار مجموعه داستان کوتاه، نه رمان، چندین نمایشنامه و فیلمنامه و داستان کودکان وآثار طنز و طرح‌های هجایی و چند مجموعه مقالات و چند شناخت نامهٔ ادبی دربارهٔ نویسندگان و شاعران ایران است. علاوه بر انتشار شعرها و رمان‌ها و داستان‌ها، کار عمدهٔ او در این سال‌ها، تحقیق دربارهٔ نوپردازان هنرهای تجسمی ایران است که بالغ بر شش جلد می‌شود و تاریخ تحلیلی زندگی و آثار نقاشان و مجسمه سازان پنجاه سال اخیر است. همچنین پژوهش مفصلی در زمینهٔ تاریخ طنز در متون ادبی ایران را ادامه می‌دهد که سیر شوخی‌های ادبی را در کتاب‌های نظم و نثر ایران طی هزار و اندی سال بر پایهٔ تحولات اجتماعی ترسیم می‌کند. او همسر و دو فرزند دارد و طنز پرداز مدرن است و طنز را در شکل‌های مختلف کلامی و تصویری تجربه کرده‌است. نقاشی مدرن را به تفنن تجربه و چند نمایشگاه از کارهای خود عرضه کرده‌است.
کتاب «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» به قلم او در دو جلد و حدود ۸۰۰ صفحه نخستین کتاب از نوع خود است که در اردیبهشت ۱۳۹۵ منتشر شد و تاریخ هنرهای تجسمی معاصر ایران از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۰ را به شیوه ای تاریخی – تحلیلی بررسی کرده است.
وی همچنین درباره همکاری با مجموعه «بتهوون» که به تازگی آغاز شده است، گفت : با بتهوون چند لوح فشرده صوتی از کارهایم را منتشر خواهم کرد. من متن‌های داستان‌ها و شعرهایم را می‌خوانم و بتهوون آن‌ها را ضبط می‌کند و همراه با موسیقی در لوح فشرده منتشر می‌کند. بخش کودک و نوجوان شش لوح است و داستان‌های کوتاه به صورت جدا ضبط می‌شود. یک یا دو لوح هم به شعر اختصاص می‌یابد. طنز و بخش‌هایی از رمان نیز قرار است ضبط شود. البته ما تازه‌ کار را آغاز کرده‌ایم و زمان پایان آن مشخص نیست.
به مناسبت هشتاد سالگی ایشان نمایشگاه "جواد مجابی از نگاه هنرمندان" در گالری ثالث تا ۳۰ مهر ۹۸ بر پا است.

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان

#حسین_دهلوی از هنرمندان پیشکسوت عرصه موسیقی صبح امروز سه‌شنبه ۲۳ مهرماه و در سن ۹۲ سالگی دارفانی را وداع گفت.
دهلوی بعد از مدت‌ها مبارزه با بیماری در بیمارستان شریعتی تهران درگذشت

حسین دهلوی هنرمند پیشکسوت موسیقی که طی سال‌های اخیر به بیماری آلزایمر مبتلا بود، از چندی پیش با صلاحدید و تحت نظر خانواده در آسایشگاه بستری شده بود.

این هنرمند پیشکسوت آموزش موسیقی را از پنج سالگی نزد پدرش معزالدین دهلوی از شاگردان مرحوم #علی‌اکبر_شهنازی نوازنده و ردیفدان نامدار تار و فرزند میرزا حسینقلی آغاز کرد.
وی بعد از رها کردن این ساز در ۹ سالگی و به تشویق مادرش به سمت ساز ویولن و آموزش آن نزد پدرش رفت.
این هنرمند دوره اول ویولن را نزد پدر فراگرفت و سپس دوره دوم (ردیف راست کوک) را نزد #ابوالحسن_صبا گذرانید و وارد هنرستان موسیقی شد و از آن پس به فراگیری علمی موسیقی گرایش پیدا کرد.

دهلوی در سال ۳۹ با مدرک آهنگسازی از هنرستان عالی موسیقی فارغ‌التحصیل شد و در دوره هنرستان با همکاری ابوالحسن صبا ارکستر شماره یک هنرهای زیبا را راه اندازی و در همین دوره چند اثر از آثار صبا را برای ارکستر تنظیم کرد.

پس از درگذشت صبا رهبری این ارکستر که بعداً ارکستر صبا نامیده شد به دهلوی واگذار و در همین دوره شاخه‌های ۲، ۳ و ۴ نیز به آن افزوده شد. این ارکسترها از زمان افتتاح تلویزیون ایران به صورت هفتگی به اجرای برنامه پرداختند.

وی از سال ۷۶ تصنیف اپرای "مانا و مانی" را به مناسبت سال جهانی کودک آغاز کرد. ساخت این اثر سه سال به طول انجامید که تا به حال به اجرا درنیامده و فقط موسیقی سازی آن در خرداد ۷۹ با همت و رهبری علی رهبری با ارکستر فیلارمونیک اسلواکی در شهر براتیسلاو اجرا و ضبط شد. این هنرمند صاحب نام موسیقی ایرانی همواره به نوآوری در زمینه‌های مختلف اندیشیده است که تدوین متد تمبک به وسیله او و جمعی دیگر شامل #حسین_تهرانی، #مصطفی_کمال_پورتراب، #فرهاد_فخرالدینی و #هوشنگ_ظریف برای ارتقای جایگاه تمبک در موسیقی ایرانی و تسهیل آموزش این ساز، توجه به ساخت سنتور کروماتیک برای جبران نقیصه کوک این ساز برای استفاده در ارکستر از جمله این مواردند.

"سبک بال" براساس موتیف کوتاهی ملهم از قطعه قاسم آبادی ساخته #ابوالحسن_صبا، "کنسرتینو برای سنتور و ارکستر" با همکاری مشترک #فرامرز_پایور، "گفت وگوی دل"، "فروغ عشق"، "به یاد صبا" برگرفته از قطعه "به یاد گذشته"، "چهارمضراب برای ویولن و ارکستر"، "نغمه ترک"، اجرای ۱۵ قسمت از اپرای ۲۶ قسمتی "بیژن و منیژه"، "دوئو سنتور در سه گاه"، "شورآفرین در شور برای ارکستر"، "چهارنوازی مضرابی در اصفهان"، "سوئیت بیژن و منیژه برای ارکستر زهی"، "بیژن و منیژه برای ارکستر سمفونیک"، "سرباز برای آواز گروهی و ارکستر" از جمله آثار شنیداری و تالیفی این هنرمند در عرصه موسیقی است.

دهلوی در سال ۷۱ ارکستر مضرابی را تشکیل داد که صرفاً شامل سازهای مضرابی سنتور، تار، قانون، عود و بم تار (تارباس) بود.

یکی از مهمترین آثار حسین دهلوی کتاب "پیوند شعر و موسیقی آوازی" است که جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در بخش هنر را به خود اختصاص داد. این کتاب حاصل بیش از ۴۰ سال تجربه دهلوی در تلفیق موسیقی با شعر ایرانی است که به شیوه ای علمی و متدیک فرایند کار را توضیح می‌دهد.

حسین دهلوی در سال ۸۲ به‌عنوان چهره‌ ماندگار مورد تجلیل قرار گرفت.
استاد #حسین_دهلوی، موسیقی دانی چندسویه است. نوآوری در موسیقی سنتی و اصیل، پیوند اپرا و باله با قصه های ایرانی خصوصا قصه های کودکان و تربیت شاگردانی برجسته که هریک از استادان موسیقی ایران به شمار می روند. #سبکبال ، نخستین آهنگ و #مانا_و_مانی آخرین کار اوست.
"حسین دهلوی" چون بسیاری دیگر موسیقی دانان نام یافته ایران از شاگردان استاد بزرگ، "کلنل علی نقی خان وزیری" بوده است. تجدد و نوآوری از ویژگیهای زنده یاد "وزیری" است که به همه شاگردان او نیز بدون آنکه راه تالیف را پیش گیرند، منتقل شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

#استاد_حسین_دهلوی

کار در موسیقیِ کلاسیکِ ایران، به دلیل ناهمجنس بودنِ عناصرِ مورد پیوند، بسیار دشوارتر از کار در حوزه ی موسیقی سنتی ایرانی ست و آگاهی، دانایی و دقت بیشتری از آهنگ سازان انتظار می رود. خطِ سیرِ ملودی های اینگونه موسیقی، گسترده تر و پرفراز و نشیب تر از آن است که بتواند به آسانی، انتظامِ وزنی و ساختاری شعرِ سنتی ایران را بپذیرد. قافیه و ردیفِ تکیه ها و تاکیدهای زبانی کارِ پیوند را دشوار می سازد. با این همه بسیاری از آهنگ سازانِ نوآورِ ایران، کوشیده اند بر این دشواری ها، چیره شوند و راه هایی برای پیوندِ درستِ موسیقی خود با شعر سنتی پیدا کنند.

استاد "حسین دهلوی" آهنگ ساز برجسته ی کشورمان به گفته ی خود، ۴۰ سالی می شود که روی این مساله کار کرده و نتایج تحقیقات و تجربیات ارزشمند خود را در کتابی با عنوان «پیوند شعر و موسیقیِ» آوازی انتشار داده که به عنوان کتاب سال برگزیده شده است. استاد "حسین دهلوی" بیش از ۶ دهه حضور پر رنگ در عرصه ی موسیقی ایران داشته است، از آهنگ سازی در زمینه های گوناگون و رهبری ارکستر هنرهای زیبا گرفته، تا سال ها مدیریت و تدریس در هنرستان موسیقی ملی و انتشار مجموعه های آموزشی گوناگون.

آثارِ سازی و آوازی او، همچون نماینده ای از هنرِ موسیقی ایران، بارها در کشورهای گوناگون به اجرا درآمده است. وی موسیقی ایرانی را نزد زنده یاد "ابوالحسن صبا" و آهنگ سازی را نزد زنده یاد "حسین ناصحی"، و "توماس کریستین داوید"، فرا گرفت. از او ده ها اثر برای سازهای ایرانی، آواز، ارکستر، باله و دو اپرا به یادگار مانده است. استاد "دهلوی" البته پیوند با شعر را در مجموعه حوزه های موسیقی مورد بررسی قرار داده است. از جمله در موسیقی صحنه ای و نمایشی کودکان و بزرگ سالان. نمونه هایی نیز از آفریده های خود از «اپرای خسرو و شیرین» و «اپرای کودکانه ی مانا و مانی» و قطعات دیگر عرضه کرده است.

نکته هایی که او برای پیوندِ درست و منطقیِ شعر و موسیقی عنوان می کند، می تواند دستورالعملی کارساز، برای همه ی دست اندرکاران باشد: «در وهله ی نخست، آهنگ ساز باید از بکارگیری تمهیدات فنی که مناسب برای موسیقی آوازی نیست بپرهیزد و تسطیح و بلندی های شعر و تکیه های روی هجاها را به دقت زیر نظر داشته باشد. توالیِ هجاهای کوتاه، مثلاً ۵ یا ۶ هجا که بصورت دولاچنگ در موسیقی سازی ایران، متداول است باکلام و شعر فارسی سازگار نیست. باید تناسب میان هجاهای کوتاه و بلند را حفظ کرد و بعد هم موسیقی آوازی نباید آنقدر پیچیده باشد که کلمات، لابلای پستی و بلندی ها و تزئینات آن گم شود و مفهومِ شعر از بین برود و سرانجام در تکرار تکیه هایی از مصراع یا بیت که به اقتضای آهنگ پیش می آید نباید نصف یک کلمه یا نصف یک عبارت را بکار برد، نکته ای که در تصنیف سازی های قدیمی رعایت نمی شد. مثلاً بخشِ دوم از کلمه ی «ارمنستان» تکرار می شد یعنی عنوان می شد، «منستان» که هیچ معنایی ندارد. یا مثلاً واژه های «تنهایی» و «بی فردایی»، تنها دو هجای آخرِ آن ها تکرار می شود، «هایی» یا «دایی» که بی معنا بوده و به پیوند آسیب می رساند. استاد "حسین دهلوی" برای پیوند موسیقی با شعر کودکانه نیز اهمیت بسیار قائل است. موسیقی آوازی کودکان باید از سادگی برخوردار باشد و این به معنای ابتذال نیست. باید بیشتر از ریتم های ساده و کشش های مساوی برای ترکیب با شعرها استفاده کرد.»

نکته ی دیگری که "حسین دهلوی" به آهنگ سازان و شاعران توصیه می کند این است که، در پیوند شعر و موسیقی از کنار هم نهادنِ حروفِ نزدیک به هم پرهیز کنند مانند «کاف» و «گاف». و نیز از واژه های ترکیبی که در آنها یک حرف در پی هم تکرار می شود مانند «سخت تر»، که همه ی این موارد، نه تنها پیوند شعر و موسیقی را نا زیبا می کند...

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#جورج‌ الیوت می‌گوید : اگر "هنر" همدردی انسان ها را برنیانگیزد از نظر اخلاقی هیچ کاری نکرده است .

📙 #اضطراب_موقعیت
✍️ #آلن_دوباتن
🔁 #سید_حسن_رضوی





"عشق و موسیقی هیچگاه به سیاست آلوده نخواهد شد اما در برابر ظلم و ستم و پاکسازی نژادی علیه هیچ قوم و ملتی سکوت نخواهد کرد.
ساز، تنها سلاحم این شبها بیاد #روژآوا کوک و دستم بر ماشه است.
روزها و شبهای سختِ ما مردم کورد تمام نشده همانطور که طاقت و استقامت و رزمندگی مان تمام نخواهد شد."

#کیهان_کلهر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#معرفی_هنرمند

▪️#بهاره_بیشه
متولد 1368 اصفهان
🏆جوائز و افتخارات
•نمایشگاه گروهی پرواز 3،نیویورک، گالری 676، 2010
•نمایشگاه گروهی خلوت چهار چوب،اصفهان، ارگ جهان نما،2010
•برگزیده اولین جشنواره ی آنلاین هنرمعاصرایران-پرسبوک2010
•یکی از چهار برگزیدهءایرانی (پرسبوک) که به فستیوال سالانه کانتکت(تورنتوی کانادا 2011) راه یافت.
•منتخب فراخوان نوروزی در مجله الکترونیکی هنرهای تصویری ایران( تاک)
•نمایشگاه انفرادی عکس به نامِ ذهنِ من، اصفهان،گالری 14 ، 2011
•نمایشگاه در لندن2011سه دنیا در یک مکان در مرکز ارتباط فرهنگی کلایپدیا لیتوانی با عناوین زیر:
لندن بین المللی1
مباحثه ای کوچک2
هنر نوین ایرانی3
•نمایشگاه گروهی آثار برگزیدگان پرسبوک ،تهران2011،گالری سین
•برگزیده دومین جشنواره ی آنلاین هنرمعاصرایران-پرسبوک2011
•منتخب آرت اکسپو و گالری فروهر،ابرا و آرت پی پل در مسابقه هنر هاي تجسمي هنرمندان ايراني2011
•نمایشگاه گروهی آثار برگزیدگان دو سال پرسبوک ،اصفهان، موزه هنرهای معاصر2012
•نمایشگاه گروهی آرت اکسپوتهران در گالری فروهر2011
•منتخب در فراخوان سالانه عکس ایران 1390
• برگزیده در کتاب 30 هنرمند

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۴ مهر سالروز درگذشت #مرتضی_حنانه

( زاده ی ۱۱ اسفند ۱۳۰۱ تهران -- درگذشته ۲۴ مهر ۱۳۶۸ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و رهبر ارکستر

مرتضی حنانه فرزند مهندس محمد حنانه، بنیان‌گذار دبیرستان ایرانشهر بود. ایشان پس از پایان دوره ی ابتدایی، به اصرار پدر راهی هنرستان موسیقی شد.
در آن زمان، هنرستان موسیقی ده نفر از موسیقیدانان را از چکسلواکی برای آموزش به هنرآموزان هنرستان استخدام کرده بود که مرتضی حنانه آموختن ساز هورن را زیر نظر "رودولف اوربانتس" آغاز کرد.
وی بعدها به عنوان نوازنده ی هورن اول ارکستر سمفونیک تهران شناخته شد.
پس از فارغ‌التحصیلی در انستیتوی موسیقی واتیکان؛ در سال ۱۳۴۰ به ایران بازگشت.
او از آن پس در ایران به عنوان پرکارترین موسیقیدان پیشرو به شمار میرفت. حنانه در سال ۱۳۴۱ توانست ارکستر بزرگ تازه‌ای را به نام" ارکستر فارابی" بنیاد کند و آفریده‌های خود و دیگران را به اجرا درآورد.
ارکستر فارابی در طول ۷ سال حیاتش، نزدیک به ۸۰ قطعه از آثار آهنگسازان ایرانی را به مرحله ی اجرا و ضبط در رادیو رساند.
در سال ۱۳۴۲ علاوه بر تدریس سازبندی (ارکستراسیون) و اداره ی کلاس هورن در هنرستان عالی موسیقی، به عضویت شورای عالی موسیقی رادیو درآمد و در همین زمان بود که ارکستر سمفونیک رادیو ایران را به نام ارکستر فارابی پایه‌گذاری کرد.
این ارکستر توانست آثار آهنگسازان ایران، همچون:
صدیقه شهنیا، فریدون ناصری، فریدون فرزانه، مصطفی کسروی، سیروس شهردار و همچنین آثار خود مرتضی حنانه را اجرا و ضبط کند.
استاد مرتضی حنانه در سال‌های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹ سرپرستی و اجرای سلسله برنامه‌های آموزشی موسیقی ایرانی در تلویزیون را تحت عنوان «شناسایی موسیقی اصیل ایرانی» به همراه حسین قوامی و برخی هنرمندان موسیقی میهنی به عهده گرفت.
ایشان در سال ۱۳۴۵ از طرف رادیو ایران و بنا به دعوت یونسکو به «تریبون انترناسیونال آهنگسازان رادیو و تلویزیون» اعزام شد و در آنجا قطعاتی از اثر خود به نام «ارتوریو» را اجرا کرد که از رادیوی ایرلند و سوئیس پخش شد.
پس از افتتاح سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران، حنانه در سمت مشاور سرپرستی، اقدام به تشکیل کلاس‌هایی برای تعلیم فنی خوانندگان کرد و همچنین ارکستر سازهای ایرانی را تشکیل داد.

از نوشته‌ها و آثار ایشان:
کاپریس (برای پیانو و ارکستر سمفونیک)
دعا (برای کُر و سلوها و ارکستر سمفونیک)
صبر و ظفر (دو قطعه برای برای ارکستر مجلسی با هارپ و پیانو)
در بزرگداشت فردوسی (برای پیانو و آواز)
لالایی (برای پیانو در بزرگداشت نیما یوشیج)
مهرگان (برای ارکستر سمفونیک)
اوراتوریوی بزرگ La Persia یا "ایران" (در ۱۲ قسمت برای ارکستر سمفونیک و کُر)
که تا کنون اجرا نشده است.

از آثار ترجمه:
_ارکستراسیون، نوشته ی شارل کوکلن درپنج جلد
_چگونه ملودی بسازیم، اثر جولیو باس

از تألیفات ایشان:
گام‌های گمشده
دایره المعارف واژگان متروک موسیقی
تئوری هارمونی زوج
ترجمه و تفسیر مقاصدالالحان (عبدالقادر مراغه‌ای)
و بسیاری از تصنیف‌ها و آهنگ‌هایی که برای ارکسترها، هارمونیزه و تنظیم کرده است.

حنانه ساخت موسیقی فیلم را از سال ۱۳۲۷ با فیلم «ایران سرزمین طلای سیاه» که محصول اداره ی کل هنرهای زیبای وزارت فرهنگ و هنر بود آغاز کرد.

موسیقی متن فیلم‌:
۱۳۳۳ عروس دجله (نصرت‌الله محتشم)
۱۳۳۶ بهلول (صادق بهرامی)
۱۳۴۲ ساحل انتظار (سیامک یاسمی)
۱۳۴۲ تپه‌های مارلیک (ابراهیم گلستان)
۱۳۴۳ لذت گناه (سیامک یاسمی)
۱۳۴۴ عروس دریا (آرمان هوسپیان)
۱۳۴۶ الماس۳۳ (داریوش مهرجویی)
۱۳۵۰ پل (خسرو پرویزی)
۱۳۵۰ کاکو (شاپور قریب)
۱۳۵۰ پهلوان مفرد (امان منطقی)
۱۳۵۰ سه‌قاپ (زکریا هاشمی)
۱۳۵۰ فرار از تله (جلال مقدم)
۱۳۵۰ بابا شمل (علی حاتمی)
۱۳۵۰ راز درخت سنجد (جلال مقدم)
۱۳۵۰ قصاص (نظام فاطمی)
۱۳۵۱ صمد و فولاد زره دیو (جلال مقدم)
۱۳۵۱ جهنم + من (محمد علی فردین)
۱۳۵۱ قلندر (علی حاتمی)
۱۳۵۹ خون ‌بارش (امیر قویدل)
۱۳۵۹ سند زنده (اصغر بیچاره)
۱۳۶۴ تشریفات (مهدی فخیم‌زاده)
۱۳۶۴ مردی که موش شد (احمد بخشی)
۱۳۶۵ تیرباران (علی‌اصغر شادروان)
۱۳۶۳-۱۳۶۷ جعفرخان از فرنگ برگشته (علی حاتمی)
۱۳۵۸-۱۳۶۶ مجموعه تلویزیونی هزاردستان (علی حاتمی)

استاد مرتضی حنانه سرانجام پس از گذراندن بیماری، در ۶۷ سالگی درگذشت.
حنانه همیشه آرزو داشت در کنار حکیم بزرگ ایران زمین " پور سینا " و در همدان به خاک سپرده شود که این خواسته امکان‌پذیر نشد و پیکر ایشان را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.

امیر علی حنانه فرزند استاد مرتضی حنانه که خود تحصیل کرده ی موسیقی در اروپا می باشد، در نشانی زیر فعالیت های پدرش را به گوش دوستداران موسیقی می رساند:

آدرس وبلاگ تخصصی
www.amiralihannaneh.ir
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴##موسیقی_ایرانی

به بهانه سالروز درگذشت استاد "مرتضی حنانه ی بزرگ"


آهنگ سازی در محدوده ی موسیقی سنتی ایران، در تاریخِ یکصد و بیست ساله ی خود دوره های متمایز از یکدیگر را تجربه کرده است. آهنگ سازان در آغاز، پیوستگیِ مطلق به سنت داشته اند؛ اما به مرور زمان، از این پیوستگی کاسته اند. البته منظور از این متن، پیوستگی ست و نه وابستگی. زیرا آهنگ سازانِ سنتی و حتی بسیاری از آنان که پیشرو و نوآورانه به شمار می آیند، از نظر محتوایی همیشه وابسته به موسیقیِ دستگاهی باقی مانده اند. آنچه دوره به دوره کاهش یافته، پیروی بی چون و چرا از الگوها و دستورالعمل های سنتی است. خطِ سیرِ این تحول در سالهای پیش از انقلاب، به جایی رسید که کمابیش مرزِ میانِ موسیقی دانانِ سنتی و نوآور را کم رنگ تر می ساخت. سنتی ها می کوشیدند، خط و مسیرِ موسیقیِ نوآورانه را فراگیرند و نوآوران و آشنایان با موسیقی بین المللی نیز، به یاری آهنگ سازان سنتی می آمدند و ترانه های ساده اما زیبای آنها را برای ارکسترهای بزرگ تنظیم می کردند.

نخستین نمونه های اینگونه تنظیم ها را شاید بتوان در کارهای استاد فقید "روح الله خالقی" و شادروان استاد "جواد معروفی"، پیدا کرد که از جمله به ترانه های ساده ی "عارف" و "شیدا" جاذبه ای ماندنی بخشیده اند. اما در دهه های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی، آهنگ ساز دیگری و البته با شیوه و روشی متفاوت، همین راه را دنبال کرده بود. زنده یاد استاد "مرتضی حنانه" علاوه بر پرداختن به آهنگ سازی، ترانه های شهری و روستایی را به یاری دانش و احساسِ نغمه پردازانه ی خود نیز، برای ارکسترهای بزرگ تنظیم کرده است. پرداختن به "مرتضی حنانه" به سببِ کوشش هایی که او در نوسازی موسیقی سنتی به طور عام به کار زده است، بسیار مفید و لازم است.

شادروان "مرتضی حنانه" در سالِ ۱۳۰۱ خورشیدی در تهران در خانواده ای اهلِ اندیشه و هنر زاده شده، پدرش مهندس حنانه بود که مدرسه ی ثروت را بنیاد کرده و جدِ پدریش از خاندانِ "امیر چوپانی" سال ها سفیرِ ایران در روسیه ی تزاری بوده است. وی در سالِ ۱۳۱۴ در سیزده سالگی به پیشنهاد پدر، فراگیری موسیقی را در هنرستانِ عالی موسیقی آغاز کرده و به توصیه ی گروه گزینش، «ساز بادی هورن» را به عنوانِ سازِ اول برای خود برگزیده و چند سالِ بعد نزدِ "پرویز محمود" موسیقی دانِ معروف، اصولِ آهنگ سازی را خوانده است.

او در سالِ ۱۳۳۲ خورشیدی پس از مهاجرتِ "پرویز محمود" و "روبیک گریگوریان" به آمریکا، رهبری ارکستر سمفونیکِ تازه نفسِ تهران را بر عهده گرفت. همچنین در همان سال توانسته بود، جشنِ «هزاره ی بوعلی سینا» که در حضورِ شرق شناسانِ اروپایی برگزار می شده آفریده ی خود، «سوییتِ مرجان» را با ارکستر سمفونیکِ تهران به اجرا درآورده و همین کنسرت، بورسِ ادامه ی تحصیلِ موسیقی در «ایتالیا» را برای او به ارمغان آورده است. او پس از پایانِ بورس، همچنان در ایتالیا مانده و به موازاتِ ادامه ی مطالعه در زمینه ی موسیقی، برای تامینِ زندگی به کار در دوبلاژِ فیلم نیز پرداخته است. "حنانه" پس از بازگشت از «ایتالیا» علاوه بر تدریس در هنرستانِ عالی موسیقی به عضویتِ عالی شورای موسیقی رادیو نیز برگزیده شده و «ارکسترِ فارابی» را برای رادیو بنیان نهاده است.

"مرتضی حنانه" که در سالهای پیش از انقلاب یکی از فعال ترین آهنگ سازانِ اندیشمندِ ایران به شمار می رفت، در سالهای پس از انقلاب همچون بسیاری از همتایانِ خود از کار بازمانده و سرانجام در مهرماه ۱۳۶۸ پس از گذار از یک دوره ی بلندِ بیماری در تهران درگذشت. او با آنکه زندگی هنری خود را با موسیقی مغرب زمین آغاز کرده بود، و آهنگ سازی را به شیوه ی بین المللی آموخته بود، اما بیشترین علاقه و تمایل را به موسیقی سنتی نشان می داد، از طرفی می خواست و اذعان داشت که این موسیقی باید از راه های مناسبِ علمی آرایش بشود. وی معتقد بود که شِگِردهای هارمونیِ غربی با موسیق ایرانی، سازگار نیست و باید شیوه ی چند صدایی را در درونِ خودِ موسیقی ایران به دست آورد.
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
پنجشنبه
۲۵ مهر ۱۳۹۸ خورشیدی

۱۷ اكتبر 2019 میلادی
برج فلکی #میزان

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

دخترانِ دشت!
دخترانِ انتظار!
دخترانِ امیدِ تنگ
در دشتِ بی‌کران،
و آرزوهای بی‌کران
در خُلق‌های تنگ!


دخترانِ رودِ گِل آلود!
دخترانِ هزار ستونِ شعله
به تاقِ بلندِ دود!
دخترانِ عشق‌های دور
روزِ سکوت و کار
شب‌های خستگی!

بین شما کدام
_بگویید_
بین شما کدام
صیقل می دهید
سلاح آبائی را
برای روز انتقام؟
#احمد_شاملو
#از_زخم_قلب_آبائی
#هوای_تازه

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌿🍂
#مناسبتها_و_رویدادها
#روز_جهانی_مبارزه_با_فقر
🌿🍂

🧖‍♂️#هفته_سلامت_زنان (۲۴ الی ۳۰مهر)
🧚‍♀️♀چهار شنبه ۲۵مهر با محوریت نقش فعالیت جسمانی در پیشگیری از ناباروری زنان،

🌿🍂

⚔️۱۱۳۸ خ– سومین حمله احمدخان درانی به هندوستان.

⚔️۱۳۵۴خ – تصرف مرکز شورشیان عمان در ظفار توسط نظامیان ایران و با حمایت نیروی هوایی عمان.

⚔️۱۳۵۹خ – حمله ارتش بعث عراق به کرمانشاه.

⚔️۱۳۵۹خ – اشغال موقت موسیان و دهلران توسط ارتش بعث عراق.

⚔️۱۳۶۳خ – عملیات عاشورا در ارتفاعات مرزی میمک.

۱۳۵۰خ – گشایش موزه مردم‌شناسی و حمام گنجعلیخان در کرمان.

۱۳۶۳خ - هوشنگ گلشیری نگارش رُمان جن‌نامه را در تهران آغاز کرد.

۱۳۶۴خ – تشکیل کانون مطبوعات کشور.

📚۱۳۸۲خ – برگزاری چهارمین مجمع استادان زبان و ادبیات فارسی با حضور ۱۷۰ استاد ایرانی و خارجی در ایران.

۱۳۸۴خ – گشایش نمایشگاه فرهنگ و هنر ایران در چین.

🛫۱۳۲۵خ- محمدرضا شاه پهلوی پرواز آزمایشی از فرودگاه بین‌المللی مهرآباد به فرودگاه دوشان‌تپه انجام داد و گواهی‌نامهٔ خلبانی دریافت کرد

۱۳۲۸خ- تأسيس بانك اقتصادي ايران

📡۱۳۵۰خ- فرستنده تلویزیون بندرعباس افتتاح شد

💸۱۳۳۶خ- ايران به شوروي ۲۵ هزار تن برنج چمپا داد و در عوض شوروي به ايران هشتاد تن شکر صادر کرد

💽۱۳۶۹ – آغاز به کار وب‌گاه بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb) در آمریکا

🏛۵۳۹ق.م - کوروش کبیر پادشاه ایران بابل را تصرف و یهودیان را پس از ۷۰ سال تبعید و اسارت آزاد و اجازه بازسازی معبد اورشلیم را صادر کرد

۱۹۳۳م - آلبرت انیشتین از آلمان نازی متواری به آمریکا مهاجرت کرد

۱۹۷۹م - #مادر_ترسا برنده جایزه صلح نوبل شد

⌨️۱۹۰۶م-اختراع تلگراف تصويری در فواصل دور
تلگراف تصویری یا فوتوتلگراف دستگاهی است که با آن تصویر نوشته ها و اسناد به فاصله دور مخابره می شود. با اساس کار فرستنده و گیرنده تلگراف تصویری دستگاه نمابر (فاکس، فاکسی مایل یا پست تصویری) وسیله مخابره و انتقال نوشته، مکتوب و تصویر به نقاط دور به روش الکترونیکی است.

#زادروزها

🌿۱۳۳۴خ - #محمدرضا_درویشی، آهنگ‌ساز، محقق و مولف موسیقی

🌿۱۳۴۹خ - مهتاب کرامتی، بازیگر سینما، و تلویزیون

🌿۱۳۶۴خ - باران کوثری، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون

🌿۱۹۱۵م - آرتور میلر، نویسنده و نمایش‌نامه‌نویس آمریکایی

#درگذشتگان

🍂۱۳۱۸خ – #قتل_محمد_فرخی_یزدی، شاعر، نویسنده، مدیر روزنامه، نماینده مجلس شورای ملی و مبارز مخالف استبداد در زندان رضا خان

🍂۱۳۶۵خ – سیدحسین خدیوجم، پژوهشگر، نویسنده و مترجم
پیشنهاد میکنم کتاب "آن روزها" ترجمه "الایام" طه حسین از این نویسنده را بخوانید

🍂۱۹۴۰م - فلورانس اسکاول شین، هنرمند و نویسنده آمریکایی

🍂۱۷۵۷م- "رِنِه آنْتْوان رئومور" دانشمند فيزيك، رياضي‏دان و محقق فرانسوی

🍂۱۸۴۹م-"فردريك شوپِن" آهنگ‏ساز شهير لهستانی

@Bookirancity

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۵ مهر سالروز درگذشت #حسین_خدیو_جم

( زاده ۱۳۰۶ مشهد -- درگذشته ۲۵ مهر ۱۳۶۵ تهران ) نویسنده، مترجم و محقق و غزالی پژوه

خدیو جم که توان مالی خانواده‌اش ضعیف بود، دوران نوجوانی را به سختی گذراند. در حرفه‌های مختلف کارگری کرد. با سعی و همت فراوان به دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد و لیسانس خود را دریافت کرد و از آن پس به تحقیق در کتابخانه‌ها پرداخت. در سال ۱۳۴۱ به تهران آمد و در کتابخانه ملی مشغول کار شد؛ سپس به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد و با مؤسسه انتشارات بنیاد فرهنگ ایران همکاری می‌کرد. در سال ۱۳۴۴ موفق به گرفتن دکترا از دانشگاه بیروت شد. مدتی نیز رایزن فرهنگی ایران در افغانستان بود.
حسین خدیوجم در ۵۹ سالگی درگذشت و پیکرش مطابق وصیتش در بقعهٔ هارونیه (نزدیک شهر توس)، در جوار گور ابوحامد محمد غزالی به خاک سپرده شد.

آثار :
علاوه بر ترجمه و تألیف کتابها و مقالات مختلف، تبحر و تخصص وی به طور عمده در تصحیح و مقابله کتب تاریخی بود. یکی از مهم‌ترین کارهای او تصحیح و چاپ ترجمه فارسی احیاء علوم الدین ابوحامد محمد غزالی است. وی بعد از بررسی و مقابله ۱۴ نسخه مختلف از این کتاب و بعد از صرف ۱۵ سال وقت آن را عرضه داشته است.
از کارهای دیگر وی می‌توان به تصحیح کتب زیر اشاره کرد:
مفاتیح العلوم تألیف ابوعبدالله محمد بن یوسف کاتب خوارزمی
جبر و مقابله محمد بن موسی خوارزمی
احصاء العلوم تألیف ابونصر فارابی
آن روزها تألیف طه حسین
مسیر طالبی یا سفرنامه میرزا ابوطالب اصفهانی
مُعجم شاهنامه تألیف محمدبن الرضا بن‌محمد علوی طوسی
حقایق‌الاخبار ناصری تألیف محمدجعفر خورموجی
روضه خلد تألیف مجدالدین خوافی
سرگذشت مسعودی تألیف مسعودمیرزا ظل‌السلطان
همچنین بیش از ۳۰ مقاله در مجلات مختلف از وی منتشر شده است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۵ مهر زادروز #محمد_رضا_درویشی

( زاده‌ی ۲۵ مهر ۱۳۳۴ شیراز ) آهنگساز

درویشی از ۱۳ سالگی به فراگیری موسیقی پرداخت و در سال ۱۳۵۷ از دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.
او در آهنگسازی تحت تاثیر استادش مرتضی حنانه است و از همان سالهای اولیه، پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، به آهنگسازی روی برخی از قطعه‌های موسیقی محلی مناطق مختلف ایران به ویژه مازندران روی آورد و بعدها به پژوهش در موسیقی نواحی ایران پرداخت که حاصل آن برگزاری چندین جشنواره و همایش بوده است.

مهمترین این جشنواره ها عبارتند از:
جشنواره ی هفت اورنگ،
آیینه و آواز،
موسیقی حماسی (با همکاری واحد موسیقی حوزه هنری)
پنج دوره جشنواره ی موسیقی نواحی ایران در کرمان ( با همکاری مرکز موسیقی وزارت ارشاد)

شاخص ترین اثر تالیفی درویشی دائره‌المعارف سازهای ایران است که برنده ی جایزه ی نخست اتنوموزیکولوژی بنیاد جهانی این رشته در آمریکا شد.

از درویشی آثار نوشتاری زیر منتشر شده است:

۱- بیست ترانه‌ی محلی فارس: تهران، چنگ ۱۳۶۳؛ ماهور
۲- هفت اورنگ (مجموعه مقالات درباره‌ی موسیقی نواحی ایران) تهران، حوزه هنری ۱۳۷۰
۳- نگاه به غرب (بحثی در تأثیر موسیقی غرب بر موسیقی ایران) تهران، ماهور ۱۳۷۳
۴- سنت و بیگانگی فرهنگی در موسیقی ایران، تهران، حوزه ی هنری ۱۳۷۳
۵- مقدمه‌ای بر شناخت موسیقی نواحی ایران (دفتر نخست: هرمزگان، بوشهر، خوزستان) تهران، حوزه هنری ۱۳۷۳
۶- نوروز خوانی (ترانه‌های نوروزی و بهاری از مناطق مختلف ایران) تهران، آروین ۱۳۷۵
۷- درباره ی هنر و ادبیات (گفت‌وگوی ناصر حریری با محمدرضا درویشی) تهران، آویشن؛ گوهرزاد ۱۳۷۳
۸- آیینه و آواز ( مجموعه مقالات درباره ی موسیقی نواحی ایران) تهران، حوزه هنری ۱۳۷۷
۹- به یاد اقبال (پرلود برای پیانو) تهران، چنگ ۱۳۶۳
۱۰- آواز سحر (تریو برای دو کلارینت و پیانو) تهران،‌ آروین ۱۳۷۶
۱۱- موسیقی و خلسه: ذکرهای مراسم گواتی بلوچستان، ماهور ۱۳۷۸
۱۲- دایره‌المعارف سازهای ایران(جلداول)، تهران، ماهور ۱۳۸۰
۱۳- از میان سروده‌ها و سکوت‌ها: گزیده‌ی گفتار و نوشتار، تهران، ماهور ،۱۳۸۰
۱۴- دائره المعارف سازهای ایران (جلد دوم)،‌انتشارات ماهور،‌ ۱۳۸۳

آثار محمدرضا درویشی که به صورت سی دی و آلبوم منتشر شده‌اند:
۱- موسیقی مازندرانی، برای آواز و ارکستر، با صدای ابوالحسن خوشرو و نورالله علیزاده
۲- زمستان، برای آواز و ارکستر سمفونیک، با صدای شهرام ناظری
۳- موسم گل، برای آواز و ارکستر سمفونیک، با صدای ایرج بسطامی
۴- گنبد مینا، برای آواز و ارکستر، با صدای محمدرضا شجریان (کار مشترک با پرویز مشکاتیان)
۵- جان عشاق، برای آواز و ارکستر، با صدای محمدرضاشجریان (کار مشترک با پرویز مشکاتیان)
۶- آلبوم موسیقی هفت اورنگ (مجموعه ی ۴ نوار از موسیقی نواحی ایران همراه با کتاب)
۷- آلبوم موسیقی شمال خراسان (مجموعه ی ۳ نوار از موسیقی شمال خراسان همراه با کتابچه)
۸- آلبوم موسیقی آیینه و آواز (مجموعه‌ی ۲۸ نوار از موسیقی آیینی و آوازی نواحی ایران همراه با کتاب)
۹- کیسه برنج: موسیقی فیلم‌های «کیسه برنج»، «سرود دشت نیمور» و «کارده» ۱۳۷۸
۱۰- «تخته سیاه» و«روزی که زن شدم»، موسیقی فیلم ۱۳۸۰
۱۱- آلبوم موسیقی حماسی ایران(مجموعه ۲۸ سی دی) ۱۳۸۶

موسیقی فیلم:
سرود دشت نیمور
کارده
کیسه برنج
تخته سیاه
روزی که زن شدم
آواز ناتمام
سفر قندهار

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۵ مهر زادروز #بهمن_فردوسی

( زاده ۲۵ مهر سال ۱۳۱۸ مسجد سلیمان ) آهنگساز

بهمن فردوسی از دوره دبستان به آهنگ هایی که از طریق گرامافون پخش می‌شد علاقه‌مند بود و در سال‌های آخر دبیرستان خواننده برنامه‌های مدرسه بود. حدود سال ۱۳۳۴ صاحب یک ساز دهنی شد و پدرش استاد رحیم فردوسی که معماری خوش ذوق بود وقتی علاقه وی را به موسیقی دانست به او اجازه خرید ویلون داد. وی مقدمات را نزد استاد سیفی در رادیو نفت ملی آبادان فرا گرفت و سپس نزد استاد محمد بهارلو آموزش دید.
بهمن فردوسی در سال۴۲ مدتی هم از کلاس استاد جهانگیر کامیان بهره برد و از سال ۴۴ تا سال ۵۷ جزو نوازندگان رسمی فرهنگ و هنر و صدا و سیمای استان خوزستان بود.
بهمن فردوسی هنرمندی است خودساخته و دلباخته‌ی هنر که به ساز خود عشق می ورزد و با آن زندگی می‌کند. در نت نویسی تخصص دارد و گذشته از آهنگهای ساخته خودش بسیاری از آهنگها و رنگ های استادان درگذشته را با آگاهی ماهرانه نت نویسی و در کتاب هایش چاپ کرده است.
بهمن فردوسی بازنشسته وزارت نیرو است، متاهل و دارای سه فرزند است که آنان نیز از رهگذر هنر بی نصیب نمانده‌اند.
ساز تخصصی وی ویلون است اما آهنگسازی و نویسندگی در حوزه هنر و موسیقی از توانایی های دیگر اوست. در حال حاضر با علاقه به تدریس اشتغال دارد و دانسته های خود را با خلوص به علاقه‌مندان ارایه می‌دهد.
از آثار او می‌توان به کتاب موسیقی نوای بهمن، آوای سرور ۱ و ۲ و ۳ و ۴، کتاب سیزده قطعه پیش در آمد، دستور مقدماتی ویلون (کتاب اول) و علاءالدین که شامل آهنگهای فولکلوریک بختیاری است اشاره کرد.

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity