🍀 بالاخره مصداق سخن سعدی شدیم:
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنجروزه دریابی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنجروزه دریابی
Forwarded from کانال زینب بیات
🍎 شاعر و سیب سرخ
برنامهای رادیویی دربارۀ زندگی محمدکاظم کاظمی
🔸 تهیهکننده: زینب بیات
این برنامه در قالب شخصیت محور دربارۀ زندگی و آثار استاد محمدکاظم کاظمی ساخته شد و در سیزدهمین جشنوارۀ بینالمللی رادیو برگزیده شد.
اینک به مناسبت پنجاهمین سالگرد تولد ایشان آن را پیشکش عزیزان میکنم.
#شاعر
#محمد_کاظم_کاظمی
#زینب_بیات
#تولد
@zaynabbayat
برنامهای رادیویی دربارۀ زندگی محمدکاظم کاظمی
🔸 تهیهکننده: زینب بیات
این برنامه در قالب شخصیت محور دربارۀ زندگی و آثار استاد محمدکاظم کاظمی ساخته شد و در سیزدهمین جشنوارۀ بینالمللی رادیو برگزیده شد.
اینک به مناسبت پنجاهمین سالگرد تولد ایشان آن را پیشکش عزیزان میکنم.
#شاعر
#محمد_کاظم_کاظمی
#زینب_بیات
#تولد
@zaynabbayat
Forwarded from کانال زینب بیات
شاعر و سیب سرخ
زینب بیات
و این برنامۀ رادیویی هم اولین هدیۀ تولد من، حاصل زحمت همسر عزیز و مهربانم زینب بیات که نیم بیشتری از این پنجاه سال در کنار او و با مهربانیها و حمایتهای او گذشته است. 👆
🔹 چوب و شیشه
تقدیم به همسر عزیزم زینب بیات
تو را از شیشه میسازد، مرا از چوب میسازد
خدا کارش درست است، این و آن را خوب میسازد
تو را از سنگ میآرد برون، از قلب کوهستان
مرا از بیدِ خشکی در کنار جوب میسازد
در آتش میگدازد تا تو را رنگی دگر بخشد
به سوهان میتراشد تا مرا مطلوب میسازد
تو را جامی که از شیر و عسل پُر کردهاش دهقان
مرا بر روی خرمن بسته، خرمنکوب میسازد
تو را گلدان رنگینی که با یک لمس میافتد
مرا، گرد سرت میچرخم و جاروب میسازد
تو از من میگریزی، میروی تا مصر رؤیاها
مرا گرگی کنار خانۀ یعقوب میسازد
مرا سر میدهد در دشتهای آهن و آتش
و آخر در مصاف غمزهای مغلوب میسازد
خدا در کار و بارش حکمتی دارد که پی در پی
یکی را شیشه میسازد، یکی را چوب میسازد
مرداد ۱۳۸۴
دهمین سالگرد ازدواج ما
#چوب_و_شیشه
#زینب_بیات
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
تقدیم به همسر عزیزم زینب بیات
تو را از شیشه میسازد، مرا از چوب میسازد
خدا کارش درست است، این و آن را خوب میسازد
تو را از سنگ میآرد برون، از قلب کوهستان
مرا از بیدِ خشکی در کنار جوب میسازد
در آتش میگدازد تا تو را رنگی دگر بخشد
به سوهان میتراشد تا مرا مطلوب میسازد
تو را جامی که از شیر و عسل پُر کردهاش دهقان
مرا بر روی خرمن بسته، خرمنکوب میسازد
تو را گلدان رنگینی که با یک لمس میافتد
مرا، گرد سرت میچرخم و جاروب میسازد
تو از من میگریزی، میروی تا مصر رؤیاها
مرا گرگی کنار خانۀ یعقوب میسازد
مرا سر میدهد در دشتهای آهن و آتش
و آخر در مصاف غمزهای مغلوب میسازد
خدا در کار و بارش حکمتی دارد که پی در پی
یکی را شیشه میسازد، یکی را چوب میسازد
مرداد ۱۳۸۴
دهمین سالگرد ازدواج ما
#چوب_و_شیشه
#زینب_بیات
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from موسی عصمتی
تنبور می زد
به مناسبت ۲۰ دی سالروز تولد قله متواضع شعر و بیدل روزگار ما جناب محمد کاظم کاظمی
در کوچه دیشب یک نفر تنبور می زد
می رفت امّا تا سحر تنبور می زد .
آواز های سرزمین مادری را
در کوچه های در به در تنبور می زد
شمسی که از نی نامه های بلخ می خواند
در قونیه آسیمه سر تنبور می زد
اشکی که از پامیر جاری شد به این دشت
چون رود، در حال سفر تنبور می زد .
باران گرفت و... بوی نم بر خاست از خاک
وقتی که او دیوانه تر تنبور می زد .
باران گرفت و... یادش آمد روزگاری
در بلخ احساسش پدر تنبور می زد .
امّا زمین چرخید و او این گوشه افتاد
حالا غریبانه پسر تنبور می زد .
حالا زمین یک ساز نا کوک است این جا
باید که با لحنی دگر تنبور می زد .
در لحظه ها مان بی حضور ابری او
باران نمی آمد مگر تنبور می زد .
از قندهار روزگاران غزل بود
مردی که چون شهد و شکر تنبور می زد .
دیریست بوی نم نمی خیزد از این خاک
ای کاش یک کم بیشتر تنبور می زد
#موسی_عصمتی
#محمد_کاظم_کاظمی
@bicheshmdasht2
به مناسبت ۲۰ دی سالروز تولد قله متواضع شعر و بیدل روزگار ما جناب محمد کاظم کاظمی
در کوچه دیشب یک نفر تنبور می زد
می رفت امّا تا سحر تنبور می زد .
آواز های سرزمین مادری را
در کوچه های در به در تنبور می زد
شمسی که از نی نامه های بلخ می خواند
در قونیه آسیمه سر تنبور می زد
اشکی که از پامیر جاری شد به این دشت
چون رود، در حال سفر تنبور می زد .
باران گرفت و... بوی نم بر خاست از خاک
وقتی که او دیوانه تر تنبور می زد .
باران گرفت و... یادش آمد روزگاری
در بلخ احساسش پدر تنبور می زد .
امّا زمین چرخید و او این گوشه افتاد
حالا غریبانه پسر تنبور می زد .
حالا زمین یک ساز نا کوک است این جا
باید که با لحنی دگر تنبور می زد .
در لحظه ها مان بی حضور ابری او
باران نمی آمد مگر تنبور می زد .
از قندهار روزگاران غزل بود
مردی که چون شهد و شکر تنبور می زد .
دیریست بوی نم نمی خیزد از این خاک
ای کاش یک کم بیشتر تنبور می زد
#موسی_عصمتی
#محمد_کاظم_کاظمی
@bicheshmdasht2
👆 حاصل محبت شاعر گرانقدر و یار دیرین، موسی عصمتی عزیز. البته متن ایشان حاوی کوچکنوازیهایی است که مرا شرمنده میسازد، ولی تصرف در آن هم جایز و ممکن نیست.
Forwarded from کانال زینب بیات
با هم رها کنیم دو تا سیب سرخ را
در حوض های کاشی گلدار باستان
محمدکاظم کاظمی
طرح: وحید عباسی
@zaynabbayat
در حوض های کاشی گلدار باستان
محمدکاظم کاظمی
طرح: وحید عباسی
@zaynabbayat
Forwarded from اشعار میترا فرجی
فرق نمی کند کجایی هستی وقتی دلت با زبانت یکی باشد
ممنونم از خدا برا نفس کشیدن در هوای بزرگانی چون استاد کاظمی
تولد ایشان را به جامعه ادبیات تبریک عرض مینمایم.🥀
ممنونم از خدا برا نفس کشیدن در هوای بزرگانی چون استاد کاظمی
تولد ایشان را به جامعه ادبیات تبریک عرض مینمایم.🥀
Forwarded from عکس نگار
در این چندسال که از خداوند بزرگ و متعال عمر گرفتهام افراد زیادی را دیدهام و با افراد زیادی نشست و برخاست داشتهام. چه بسیار کسانی که بیرحمانه سعی کردند و یا میکنند روحم را آزرده کنند؛ با این وصف خداوند بر من منت گذاشته و از میان بندگانش تعدادی را در مسیر زندگیام گذاشته که همواره دوست و همراه و همدل بودهاند و سختیهای بیرحمی آن افراد اندک را بر من هموار کردهاند. مادر و پدرم؛ استاد عزیزم برادرم #دکتر_محمد_مرادی؛ خواهران همیشه همراهم #دکتر_معصومه_مرادی و #فاطمه_مرادی و همسر دلسوزم #سیدمجتبی_جعفری_زوج و فرزند عزیز از تر از جانم #کوثرسادات از آنجملهاند... اما دایرهی انسانهای فرشتهخصلت زندگیام اینقدرها هم محدود نیست...
اولین بار که در کتاب سوم دبیرستانم شعر "و آتش چنان سوخت بال و پرت را" اثر استاد عزیز #محمدکاظم_کاظمی را خواندم؛ هرگز فکر نمیکردم یک روز ایشان بشود از افراد مهم و عزیز و زندگی من. خدای را بارها و بارها برای این موهبت شکر کردهام. استادی که به جرات میتوانم بگویم همیشههمراهم بوده است. از او بسیار آموختهام و به خود میبالم از این همنشینیهای هرچند بیشتر در دنیای مجازی. امروز تولد این عزیز است. کسی که در یک کلمه "انسان" است. انساتی به تمام معنا با قلبی به وسعت آسمان و مهربانیای به بیکرانگی کهکشانها... سعادت داشتیم دو سال پیش تولدشان در شیراز در خدمتتان باشیم. این عکس همان مراسم است.
از صمیم قلب تولدشان را تبریک میگویم و عمری طولانی و با عزت برایشان آرزومندم.
در این عکس استاد عزیزم #رضا_اسماعیلی
و نیز
#محمدحسین_انصاری_نژاد
و بزرگان دیگری نیز حضور دارند و بسیاری از بزرگان در این مراسم بودند که در قاب چشمتنگ دوربین عکاسی نگنجیدهاند که همه باعث افتخار ایرانزمیناند...
#مرضیه_مرادی
@marmarmoradi
اولین بار که در کتاب سوم دبیرستانم شعر "و آتش چنان سوخت بال و پرت را" اثر استاد عزیز #محمدکاظم_کاظمی را خواندم؛ هرگز فکر نمیکردم یک روز ایشان بشود از افراد مهم و عزیز و زندگی من. خدای را بارها و بارها برای این موهبت شکر کردهام. استادی که به جرات میتوانم بگویم همیشههمراهم بوده است. از او بسیار آموختهام و به خود میبالم از این همنشینیهای هرچند بیشتر در دنیای مجازی. امروز تولد این عزیز است. کسی که در یک کلمه "انسان" است. انساتی به تمام معنا با قلبی به وسعت آسمان و مهربانیای به بیکرانگی کهکشانها... سعادت داشتیم دو سال پیش تولدشان در شیراز در خدمتتان باشیم. این عکس همان مراسم است.
از صمیم قلب تولدشان را تبریک میگویم و عمری طولانی و با عزت برایشان آرزومندم.
در این عکس استاد عزیزم #رضا_اسماعیلی
و نیز
#محمدحسین_انصاری_نژاد
و بزرگان دیگری نیز حضور دارند و بسیاری از بزرگان در این مراسم بودند که در قاب چشمتنگ دوربین عکاسی نگنجیدهاند که همه باعث افتخار ایرانزمیناند...
#مرضیه_مرادی
@marmarmoradi
👆 با سپاس از شاعر گرامی، خانم مرضیه مرادی.
من مرهون محبتهای ایشان، همسر گرامیشان جناب مجتبی جعفری و برادر و خواهر فاضلشان جناب دکتر محمد مرادی و خانم معصومه مرادی و همه دوستان دیگر شیراز هستم که همیشه در سفرهای متعدد، از مهماننوازیشان برخوردار بودهام.
من مرهون محبتهای ایشان، همسر گرامیشان جناب مجتبی جعفری و برادر و خواهر فاضلشان جناب دکتر محمد مرادی و خانم معصومه مرادی و همه دوستان دیگر شیراز هستم که همیشه در سفرهای متعدد، از مهماننوازیشان برخوردار بودهام.
Forwarded from تسنیم افغانستان
🔹برای محمدکاظم کاظمی، شاعری که تاجر نیست
🔸مرتضی امیری اسفندقه با اشاره به سالروز تولد محمدکاظم کاظمی، از شاعران افغانستانی، درباره او میگوید: او ناشر ادبیات است نه تاجر ادبیات. کاظمی هیچگاه شعر را در راستای رسیدن به پُست، پَست نکرد. تولدش مبارک است.
📸https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/10/20/1396102012010236613003324.jpg
جزئیات در لینک👇👇👇
📌http://tn.ai/1624201
🔸مرتضی امیری اسفندقه با اشاره به سالروز تولد محمدکاظم کاظمی، از شاعران افغانستانی، درباره او میگوید: او ناشر ادبیات است نه تاجر ادبیات. کاظمی هیچگاه شعر را در راستای رسیدن به پُست، پَست نکرد. تولدش مبارک است.
📸https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/10/20/1396102012010236613003324.jpg
جزئیات در لینک👇👇👇
📌http://tn.ai/1624201
هدیۀ شاعر گرانقدر و یار مهربان، جناب محمدحسین انصارینژاد گرامی که همیشه مرهون محبتشان بودهام. 👇
Forwarded from عبداللهى محمدمهدى
غزل بغض شبانه
به محمدکاظم کاظمی و مهربانی ها و اندوه غزل هایش
به گوش ،قصه ی بغض شبانه اش نرسید
که آن کلاغ خبرچین به لانه اش نرسید
به قصه های قدیمی کلاغ را می دید
که وقت سوختن آشیانه اش نرسید
میان قصه سراسیمه پهلوان هایش
یکی میان غبار زمانه اش نرسید
کلاغ قصه ی مادربزرگ،شیون کرد
کلاغ مرد ومسافر به خانه اش نرسید
کنار پنجره اش قل قل سماورنیست
که عطرچای هل ورازیانه اش نرسید
دریغ؛ طوطی نقال قهوه خانه خموش
شکرفروش به شور ترانه اش نرسید
پدر که یکسره دلواپس هجوم ملخ..
جز این به مزرعه ی هندوانه اش نرسید
پرنده سر به قفس می زد و به فکر شما
به غیر دغدغه ی آب و دانه اش نرسید
میان گریه خودش را به شهرتان گم کرد
دریغ؛ گمشده ی بی نشانه اش نرسید
انارهای ترک خورده بود در سبدش
کسی به زخم دل دانه دانه اش نرسید
رسید ماه هم آن شب به نیمه و یک مرد
به وقت زمزمه ی شاعرانه اش نرسید
غریب، مثل غزل های کاظمی که کسی
به حزن کابلی بی کرانه اش نرسید
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
٩٦/٥/١٠-شيراز
به محمدکاظم کاظمی و مهربانی ها و اندوه غزل هایش
به گوش ،قصه ی بغض شبانه اش نرسید
که آن کلاغ خبرچین به لانه اش نرسید
به قصه های قدیمی کلاغ را می دید
که وقت سوختن آشیانه اش نرسید
میان قصه سراسیمه پهلوان هایش
یکی میان غبار زمانه اش نرسید
کلاغ قصه ی مادربزرگ،شیون کرد
کلاغ مرد ومسافر به خانه اش نرسید
کنار پنجره اش قل قل سماورنیست
که عطرچای هل ورازیانه اش نرسید
دریغ؛ طوطی نقال قهوه خانه خموش
شکرفروش به شور ترانه اش نرسید
پدر که یکسره دلواپس هجوم ملخ..
جز این به مزرعه ی هندوانه اش نرسید
پرنده سر به قفس می زد و به فکر شما
به غیر دغدغه ی آب و دانه اش نرسید
میان گریه خودش را به شهرتان گم کرد
دریغ؛ گمشده ی بی نشانه اش نرسید
انارهای ترک خورده بود در سبدش
کسی به زخم دل دانه دانه اش نرسید
رسید ماه هم آن شب به نیمه و یک مرد
به وقت زمزمه ی شاعرانه اش نرسید
غریب، مثل غزل های کاظمی که کسی
به حزن کابلی بی کرانه اش نرسید
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
٩٦/٥/١٠-شيراز
Forwarded from سید اکبر میرجعفری
Instagram
سیداکبر میرجعفری
: (به مناسبت میلاد عزیز گرامی محمد کاظم کاظمی) ... و با خشم بالا گرفتی سرت را که حتی ندیدی سر دیگرت را دم در که رفتی زدی با خشونت به فرق سرم ضربۀ آخرت را (همان لحظه گفتم که جا می گذاری کلید در و قرص خواب آورت را) * به هر در زدم تا به دستش بیارم دل خواهرت…
Forwarded from غزاله شریفیان
به مناسبت سالروز تولد استاد عزیز و گرانقدر محمدکاظم کاظمی که چه در عرصه ی شعر و ادب و نقد، و چه در زمینه ی اخلاق حقیقتا استاد هستند و سال هاست که بسیار از این بزرگ مرد شریف آموخته ام.
خداش در همه حال از بلا نگه دارد.
به خنده پاک کنید اشک این مسافر را
که کم ندیده جهان گریه های شاعر را
پیاده آمده و آشناست با این خاک
امام ما نکند رد دعای زائر را
قلم بدست گرفته است بلکه جمع کند
خیال های پریشان و هرچه خاطر را
چگونه وصف کند سر بیدلی ها را
چگونه شرح دهد درد عصر حاضر را
میان این همه اوراق نام او کافی ست
که آبرو بدهد شاعر معاصر
در این دیار زمستان خدا نگه دارد
همین پرنده ی خوش نغمه ی مهاجر را
غزاله شریفیان
20 دی ماه 96
#غزاله_شریفیان
#استاد_کاظمی
#غزل
خداش در همه حال از بلا نگه دارد.
به خنده پاک کنید اشک این مسافر را
که کم ندیده جهان گریه های شاعر را
پیاده آمده و آشناست با این خاک
امام ما نکند رد دعای زائر را
قلم بدست گرفته است بلکه جمع کند
خیال های پریشان و هرچه خاطر را
چگونه وصف کند سر بیدلی ها را
چگونه شرح دهد درد عصر حاضر را
میان این همه اوراق نام او کافی ست
که آبرو بدهد شاعر معاصر
در این دیار زمستان خدا نگه دارد
همین پرنده ی خوش نغمه ی مهاجر را
غزاله شریفیان
20 دی ماه 96
#غزاله_شریفیان
#استاد_کاظمی
#غزل
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
مراسم جشن تولد 50 سالگی محمد کاظم کاظمی
شاعران خراسانی جلسه آفتابگردان ها عصر امروز در حسینیه هنر مشهد، 50 سالگی تولد استاد کاظمی را جشن گرفتند.
عکس: جواد شیخ الاسلامی
@hosinzadee
شاعران خراسانی جلسه آفتابگردان ها عصر امروز در حسینیه هنر مشهد، 50 سالگی تولد استاد کاظمی را جشن گرفتند.
عکس: جواد شیخ الاسلامی
@hosinzadee