ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می...🍷

جشن بزرگ چله و امید فرا رسیدن شید، روشنایی و آگاهی همایون باد.

فَرتور(عکس) پیوست: نگاره‌ی هندوانه، کاشی‌کاری کاخ گلستان-تهران
@AdabSar
🍉🍉🍉🍉
☀️🍉 @AdabSar

🌟 یلدا، آیینی که از فراز و فرودهای هزاره‌ها گذر کرد

☀️ جشن‌های ایرانی هزاران سال پیشینه دارند و هزاران سال در این سرزمین ارج داشتند. اکنون پس از نوروز تنها #یلدا است که از پس هزاره‌های دور و دراز برآمده و می‌تواند خانواده‌ها را گرد هم آورد و مردمان را به تکاپو وادارد. هرچند که در این سال‌ها گرایش به جشن‌های ایرانی به‌‌ویژه مهرگان، سده و آیین بزرگداشت کوروش در ایران افزایش یافته است.
به گفته‌ی فریدون جنیدی، یلدا نشان از دانش باستانی نیاکان ما است که هزاران سال پیش به گاهشماری خورشیدی دست یافته و دریافته بودند که نخستین شب زمستان، بلندترین شب سال است و در پایان این شب با زایش مهر یا میترا یا همان خورشید، روشنایی بر تاریکی پیروز می‌شود.
از دیگر سو، پیدایش مهر یا خورشید نمادی روشن از مهرورزی و دوستی جهانی است.

مهر یا خورشید، ایزد جنگاوران و پهلوانان، خدای راستی و پیمان و همچنین نگهبان جهان و جهانیان بود. در افسانه‌های ایرانی، مهر نخستین خدایی بود که هر بامداد سوار بر گردونه(ارابه)ی خود بر چهار اسب کشیده می‌شد و از فراز کوه البرز بر ایران و ایرانیان می‌نگریست و از آنان نگهداری می‌کرد.

🌾 روشن است که در جهان باستان، مردم با دام‌پروری و کشاورزی زندگی خود را می‌گذراندند و با دوگانگی و دشواری‌های زیست‌بوم روبرو بودند.
سپیدی و سیاهی، خوبی و بدی، روشنی و تیرگی، دوستی و دشمنی، گذشت و کینه و... برخی از این دوگانگی‌ها بودند.
در باور آن‌‌ها آنچه برای زندگی‌شان خوب بود نشانه‌ی خدای خوب و آنچه برای زندگیشان زیان‌آور بود نشانه‌ی خدای بد شمرده می‌شد.
از این رو آن‌ها روز و روشنایی که در آن بالندگی و کوشش بود، دوست داشتند و با فرارسیدن شب آتش می‌افروختند تا از روشنایی پاسداری کنند.

🍎 یادبود سیاوش در شب یلدا
گفته می‌شود در ایران باستان و در این جشن، هیچ خوراک ویژه‌ای پخته نمی‌شد. خوراک این شب خشکبار، اندوخته‌های کشاورزی و میوه‌های تابستانی بود که به سختی نگه‌داری می‌کردند. در میان این خوراکی‌ها، میوه‌های سرخ جایگاه ویژه‌ای داشتند. این رنگ در آیین مهر، نشانه‌ی فراز آمدن روشنایی و زایش شید(نور) بود. انار که در وِرشیم(موسم) سرد به فراوانی یافت می‌شود، بیش از هر میوه‌ی دیگری در خوان یلدا خودنمایی می‌کند و امروز در هنر ایرانی نمادی زیباست. به گفته‌ی "علی بلوکباشی"، انار و آبِ سرخِ آن یادآور خون سیاوش بود. همچنین انار و سیب نماد باززایی و باروری هستند. میوه‌های سرخ، میوه‌هایی هستند که بر پایه‌ی دانش امروز ما دارای پاداُکسایِش*(آنتی‌اکسیدان) فراوانند و از تن آدمی در برابر بیماری‌ها نگه‌داری می‌کنند.

⛺️"چله" چیست؟
چله‌ی بزرگ از فردای یلدا آغاز شده و تا جشن سده (چهل روز) دنباله داشت. در چله‌ی بزرگ هوا بسیار سرد بود ولی با فرارسیدن جشن سده(۱۰ بهمن) و پایان چله‌ی بزرگ، چله‌ی کوچک آغاز می‌شد و بیست روز دنباله داشت. در چله‌ی کوچک از سرمای هوا به آرامی کاسته می‌شد و پس از آن با فرا رسیدن ماه اسپند، آب و هوا نوید فرا رسیدن گرما، بهار و شکفتن گل‌ها را می‌داد.

📜 شب چله در #فرهنگ_ایران همیشه زمانی برای گرد هم آمدن خانواده‌ها و دور ریختن دلخوری‌ها بود که نماد همبستگی و کنار هم بودن برای شکست دادن دشواری‌هاست. یکی از آیین‌های این شب داستان‌گویی درباره‌ی دلاوری‌های پهلوانان میهن و سربلندی‌های آنان بود. شب چله که با شادی و سرور همراه بود، تا سپیده‌دم دنباله داشت تا بتوان زایش شید را پس از تاریکی و شبی سرد نگریست.

✍🏼 #پریسا_امام_وردی
__________________
📚 برگرفته از:
"پیشینه و تبارشناسی یلدا، شب هزاره‌های تاریخ"، یادداشت #مجتبی_شهرآبادی
"آیین‌ها و جشن‌های کهن در ایران امروز" #محمود_روح_الامینی
"جشن‌های ایرانی"، #پرویز_رجبی
"جستار درباره مهر و ناهید"، #محمد_مقدم
"شب یلدا"، #سیما_سلطانی
__________________
🖋 پی‌نوشت*: در بن‌مایه‌ها برابر پارسی واژه‌ی "آنتی‌اکسیدان" یافت نشد. واژه‌ی "پاداُکسایِش" پیشنهاد ادبسار است.
goo.gl/dBV5km
☀️🔥💫
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانه‌ها را گذراندیم
زیر بارانش راه رفتیم
چترهایمان را یکی کردیم
دست در دست هم مسیرهای یک‌نفره را دونفره پیمودیم!

آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانه‌ها را سپری کردیم
برای عاشقانه‌های بیشتر تلاش کردیم
گاهی با تقاطع نگاهی خندیدیم
گاهی با نگاهی سرد اشک ریختیم
گاهی دلمان دوست‌داشتن‌های اجباری خواست
گاهی دلمان عشق خواست
دست خودمان نبود!

آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانه‌ها تمام شد
خاطراتت را ورق بزن
از صبح اولین روز مهر
خودت قاضی فصل عاشقانه‌هایت باش
ببین مهری که گذشت را با چه مهری در دلت گذراندی
از کدامین روز آبان عاشق بودی و عاشق کردی
با شروع کدامین سرمای آذر سرد شدی!

آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانه‌ها تمام شد
دیگر در هیچ‌کجای شهر برگ‌های زردی وجود ندارد که تداعی خاطرات شود
دیگر هیچکس چشم‌انتظار پشت شیشه‌ها به بهانه‌ی دیدن غروب آفتاب ساعت‌ها منتظرت نمی‌نشیند
دیگر سوز پاییزی باعث لرزش دست‌هایمان نمی‌شود
دیگر پاییز نیست
فصل عاشقانه‌ها تمام شد!

آخرین روز پاییز است
جای شمردن جوجه‌ها بنشین و بشمار
در این خزان
چند بار دلی را شکاندی
چندبار باعث اشکی بودی
چند بار دروغی گفتی!

اگر در شمردن به صفر رسیدی بدان
فصل عاشقانه‌هایت به بهترین نحو سپری شد

بعد از همه‌ی اینها
بنشین و با کسی که دوسش داری جوجه‌های آخر پاییزت را بشمار!

آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانه‌ها تمام شد
اگر همه چیز را فراموش کرده‌ای
آرزو می‌کنم
امشب اسمم در فالت نباشد..!

#نرگس_حریری
#یلدا
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
گفتی یلدا می‌آیی
انار چشمانم را
دانه‌دانه بر سر راهت ریختم
تا راه خانه‌ام را گم نکنی!

#ناشناس
#شعر_ایران
#یلدا
@AdabSar
🌃🌠🌌🌅
Forwarded from ادب‌سار
⭐️🌙
بارید ز ابر مهری
باران بردباری
در زمهریر آبان
هُرم حریر یاری

سازد دل مسیحا
باسوز سرد آذر
زیرا رسد ز یلدا
صبح امیدواری!

#یلدا
@AdabSar
☀️🍉 @AdabSar

همه‌جای ایران سرای من است
ویژگی یلدا در جای‌جای ایران - بخش نخست

بسیاری از آیین‌های #یلدا همچون گرد هم آمدن خانواده‌ها، خوراکی‌های این شب، چکامه‌خوانی و داستان‌گویی بزرگان، فال گرفتن، حافظ و شاهنامه‌خوانی، پیشکش بردن برای نواَروسان(عروسان) و بسیاری دیگر، در میان همه‌ی تیره‌ها و استان‌های ایران یکسان است. در این یادداشت‌ها کوشیدیم برخی از آیین‌های ویژه‌ی هر تیره و استان را تا جایی که می‌توانیم، بشناسیم. اگر از شهر و روستایی نام برده نشده، برای دشواری در گردآوری داده‌های گواه‌مند است.

❤️ "آگِر نوروژی" یکی از آیین‌های یلدا در ایران باستان است که هنوز در میان مردم تیره‌ی "لَک" برگزار می‌شود. آنان در شبی به نام "شو چله" آتش بزرگی برپا و با نواختن ساز و دهل گرداگرد آن پایکوبی می‌کنند. "شب چله" در گاهشمار لکی برابر با آغاز ماه نوروز است. به آتشی که در این شب برافروخته می‌شود، "آگِر نوروژ" و به آیینی که در کنار آتش برگزار می‌شود، "آگِر نوروژی شو چله" می‌گویند. این آیین در ایل کاکاوند به شیوه‌ی چشمگیری برگزار می‌شود و در پهرست برماندهای فرهنگی نابسوده‌ی ایرانی، پایسته شده است(درفهرست میراث فرهنگی ناملموس ایرانی ثبت شده است).

🌹 در لرستان از چندی پیش از یلدا، گوسپند(گوسفند) یا پرنده‌ای را برای خوراک شب یلدا می‌پرورند. یکی از آیین‌های این شب "چارشو دُر کنی"(چادر شب آویزان کنی) است. کودکان در این شب با آویختن چادر یا گلونی(سربند لری) از بام خانه‌ی همسایه‌ها، شیرینی و میوه و خشکبار دریافت می‌کنند. این آیین در ایلام، آذربادگان و کرمانشاه نیز انجام می‌شود. در ایلام به آن "شلی‌ملی" می‌گویند. "چل سرو" یا فال چهل سرود آیین دیگر چله در لرستان است. یکی از باشندگان(حاضران) دستگرد(تسبیح) می‌اندازد و هر یک از مهمانان چامه‌ای به گویش بومی می‌گویند و چهلمین چکامه، پاسخ به مراد فال‌گیرنده است.

❤️ در برخی شهرهای استان خراسان، هندوانه‌ی یلدا را در میانه‌ی مهمانی و برابر دیدگان مهمانان می‌بُرند و اگر هندوانه رسیده، سرخ و خوشمزه باشد، نشانه این است که هر کس آرزویی دارد، به آرزویش می‌رسد.
در آیینی دیگر، با تاریکی هوا کسانی با کَپچه(ملاقه) به در خانه‌ها می‌زنند تا آجیل و شیرینی بگیرند. در گذشته در قوچان توپ هفت‌لایه‌ای از پشم گوسپند، شتر و بز می‌ساختند و در شب چله آن‌ها را در میان آتش می‌انداختند. سپس با دست آن را بیرون می‌کشیدند و هفت بار به بیرون از آتش پرتاب می‌کردند تا با این کار به زمستان بگویند که از برف و سرما ترسی ندارند.

❤️ در آذربادگان(آذربایجان)، یک ماهی بزرگ آراسته به خانه‌ی نواَروسان می‌فرستند و در هگمتانه(همدان)، فال سوزن می‌گیرند. برای فال سوزن همه دور تا دور خانه می‌نشینند و یکی از بزرگان پیاپی چامه(شعر) می‌خواند و مهمانان نیز دَهنادین(به ترتیب) کنار هم نشسته‌اند. چامه‌ی‌ نخست فال نخستین کسی است که گرد خانه نشسته و چامه دوم، فال دومین تن است تا به شمار باشندگان چامه خوانده شود. در این میان دختر کوچکی به یک پارچه‌ِ آب ندیده و نبُریده سوزن می‌زند.

🌹 در "چهارمحال و بختیاری"، خوردن کدو، کنجد، ماست، نان و پنیر در شب چله را مایه‌ی فراوانی می‌دانند. پختن آش "کاکولی" و آش کشک که در آن کدوتنبل می‌ریزند، آب‌پز کردن کدوتنبل که نماد خورشید است و پختن نان "گرده" در این استان رواگ‌دار(رایج) است.

❤️ در استان خوزستان، برای اینکه تاریکی شب را با زایش خورشید پیوند بزنند، هیزم می‌سوزانند و کنار آن آجیل، انار و آبگوشت می‌خورند. دو داستان "پیرزن" و "غول بیابانی" که می‌تواند به خانه‌ها بیاید و همه را با خود ببرد، خوانده می‌شود. چهارروز مانده به یلدا را چهاروچهار می‌گویند. در این روز پیرزنی بر بام می‌رفت و هیزمی را پرتاب می‌کرد. اگر هیزم در آب می‌افتاد، نشانه سرمای هوا و اگر در خشکی می‌افتاد، نشانه‌ی سال گرم بود. همچنین چامه‌ای خوانده می‌شد که داستان کوه رفتن "احمد و محمد" و گردآوری هیزم بود.
"احمدینمرود/ مَهمَدینم رود/ آتشی بردارم و بندازم دنیا را بزنم تَش"

✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/12527
t.me/AdabSar/12528
☀️🍉 @AdabSar
☀️🍉 @AdabSar

همه‌جای ایران سرای من است
ویژگی یلدا در جای‌جای ایران - بخش دوم

بسیاری از آیین‌های #یلدا همچون گرد هم آمدن خانواده‌ها، خوراکی‌های این شب، چکامه‌خوانی و داستان‌گویی بزرگان، فال گرفتن، حافظ و شاهنامه‌خوانی، پیشکش بردن برای نواَروسان(عروسان) و بسیاری دیگر، در میان همه‌ی تیره‌ها و استان‌های ایران یکسان است. در این یادداشت‌ها کوشیدیم برخی از آیین‌های ویژه‌ی هر تیره و استان را تا جایی که می‌توانیم، بشناسیم. اگر از شهر و روستایی نام برده نشده، برای دشواری در گردآوری داده‌های گواه‌مند است.

🌹 در خراسان اَواخشتَری(جنوبی) پیش از یلدا چند گوسپند را برای خوراک زمستان پروار می‌کردند. یکی از این گوسپندان ویژه‌ی خوراک یلدا بود. گوشت آن را ریزریز کرده و در دیگی سرخ می‌کردند. سپس نان‌های بومی خود را در روغن داغ دیگ گوشت چرب می‌کردند تا نان خوشمزه شود و آن را با گوشت سرخ شده می‌خوردند. آیین "کف زدن" در این استان بسیار شناخته شده است. ریشه‌ی گیاه چوبک را در آب خیسانده و سپس در تغار سفالی می‌ریزند. جوانان در جایی سرد آن را هم می‌زنند تا کف کند. کف آماده شده با شیره و شکر آمیخته شده و پس از آراسته شدن با گردو و پسته، از مهمانان پذیرایی می‌شود. همچنین اندکی از کف را به سر یکدیگر می‌مالند و شادی می‌کنند.

❤️ در روستاهای استان البرز نیز همچون لرستان شالی را برای گرفتن آجیل و شیرینی به خانه‌ها آویزان می‌کردند. این آیین در شب چله برای خواستگاران بیشتر انجام می‌شد. اگر در کیسه خواستگار توت و شیرینی می‌گذاشتند، پاسخ دختر آری بود و اگر چیزی در کیسه نمی‌گذاشتند، پاسخ نه بود. این آیین گاه برای یاری به خانواده‌های تنگدست نیز انجام می‌شد.

🌹 مردم استان کاسپین(قزوین) در شب یلدا با باغلوا(باقلوا)، شیرینی پادرازی، نان چایی، دیماج، قورمه‌سبزی و قیمه‌نثار از خود پذیرایی می‌کردند. به آیین پیشکش بردن برای نواَروس در این استان "کرسی‌سری" می‌گفتند. آنان می‌گفتند اگر ننه سرما در این شب بگرید، باران می‌بارد، اگر پنبه‌های دَواج(لحاف) او بیرون بریزد، برف می‌بارد و اگر گردنبندش پاره شود، تگرگ می‌آید.

❤️ در آیین‌های کهن سیستان و بلوچستان نشانی از انار و آجیل نبود. در این سرزمین، زنان خوراکی‌های بومی فراوانی آماده می‌کردند و از بهترین آرد گندم زمین‌های کشاورزی خود شیرینی "چنگالی" می‌پختند و خوان یلدا نیز دستبافته‌ی زیبای خودشان بود. خوراکی‌های گندم بریان، چولی، شیرنَک، کماچ، قلیفی، تجگی، طیفی، دوشاب، خرمالندو و پودر ستو(آمیخته از گَرد جوی آبدار و بوداده با شکر و نبات) ویژه این آیین در سیستان و بلوچستان بودند. شاهنامه‌خوانی در دیار رستم هرگز فراموش نمی‌شود. آنان خود را فرزندان رستم می‌دانند و گاه بزرگان شاهنامه می‌خوانند و پسران نمایش رستم و سهراب را بازی می‌کنند.

🌹 در برخی از شهرها برای فال گرفتن یک کاسه سفالی را پر از آب و دو سوزن را نخ می‌کردند. نخ سیاه نشانه‌ی مرد و نخ سپید نشانه‌ی زن بود. در شب یلدا جوانان در دل آرزو می‌کردند و مادربزرگ خانواده در آب پوف(فوت) می‌کرد. اگر آن دو سوزن به هم نزدیک می‌شدند، نشانه برآورده شدن آرزوی جوانان دلباخته بود و تا یلدای سال آینده جشن پیوند زناشویی برپا می‌شد. اگر سوزن‌ها به ته آب می‌رفتند، مادربزرگ آن را پنهان می‌کرد و فال دوباره به یلدای سال آینده واگذار می‌شد.

❤️ در شیراز آش ویژه یلدا می‌پختند و بزرگان خانواده "واگوشک" یا چیستان می‌پرسیدند تا جوانان پاسخ را بیابند و پاداش بگیرند. یکی از واگوشک‌های نامی و آهنگین شیراز این بود:
"اولم اول پیاز است، دومم اول ساز است، سومم آخر هسته، توی صندوقچه‌ی بسته"؛ سپس مشتی پسته در جیب مهمانان می‌ریختند. پاسخ این واگوشک نیز "پسته" بود.

🌹 اگر در یلدا باران سنگینی می‌بارید، مادربزرگ‌ها آیین "چهل‌کچلون" را برگزار می‌کردند. برای این کار، فرزندان و کودکان را گرد هم می‌آوردند، سوزنی نخ می‌کردند و چهل توت خشک نیز می‌آوردند. سپس مادربزرگ "چهل‌کچل" را یک به یک نام برده و با هر نام یک توت به سوزن می‌کشید. پس از آن بند کشمش را زیر ناودان می‌آویختند تا باران بند بیاید و آفتاب دوباره سر بزند.

❤️ در کرمانشاه به نشانه‌ی شیرین‌کامی کشمش‌پلو پخته می‌شود و داستان شیرین و فرهاد و حسین کرد شبستری خوانده می‌شود. در بوشهر نیز سرچغندر، پشمک، تخم‌مرغ آب‌پز، نوشیدنی آب‌چغندر، نوشیدنی لیمو و به‌لیمو از خوراکی‌های یلدا است.

✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/12526
t.me/AdabSar/12528
☀️🍉 @AdabSar
1
☀️🍉 @AdabSar

همه‌جای ایران سرای من است
ویژگی یلدا در جای‌جای ایران - بخش سوم و پایانی

بسیاری از آیین‌های #یلدا همچون گرد هم آمدن خانواده‌ها، خوراکی‌های این شب، چکامه‌خوانی و داستان‌گویی بزرگان، فال گرفتن، حافظ و شاهنامه‌خوانی، پیشکش بردن برای نواَروسان(عروسان) و بسیاری دیگر، در میان همه‌ی تیره‌ها و استان‌های ایران یکسان است. در این یادداشت‌ها کوشیدیم برخی از آیین‌های ویژه‌ی هر تیره و استان را تا جایی که می‌توانیم، بشناسیم. اگر از شهر و روستایی نام برده نشده، برای دشواری در گردآوری داده‌های گواه‌مند است.

🌹 شب یلدا در مازندران "چله‌شو" خوانده می‌شود. به شب نخست چهل شب نیز "گت‌چله" می‌گویند. در این شب، زنان خانه از بامداد خانه را برای مهمانی آماده می‌کنند. شب چله در کنار خشکبار، برخی میوه‌های بومی مانند "کِنِس" برای دور کردن سرمای زمستان خورده می‌شود. "پشت‌زیک" از شیرینی‌های خوشمزه و دارای کنجد و شکر است. در این شب دختران دم‌بخت با پوشاندن چهره‌ی خود از هفت خانه چیزی می‌گیرند اگر کسی آنان را نشناخت، به آرزوی خود می‌رسند. پیران باور دارند که در این شب زمین دَمِش(نفس) می‌کشد و از این پس، روزها به اندازه‌ی یک جو بلند و شب‌ها کوتاه می‌شود. آنان به باور اینکه بخشش در این شب مایه‌ی فراوانی می‌شود، به کسی که ناشناخته به در خانه‌شان می‌آید، چهره‌ی خود را سیاه کرده یا پوشانده است و او را "آل" می‌نامند، خوراک و ابزار می‌دهند تا به دست نیازمندان برسد.

❤️ در اردبیل، مردم به چله بزرگ سوگند می‌دادند که زمستان را سخت نگیرد و گندم برشته(قورقا) و آجیل می‌خوردند. در اسپادانا(اصفهان) نیز دو شب را به نام یلدا جشن می‌گرفتند. یک شب چله‌زری(مادینه) و یک شب نیز عموچله(نر) نام داشت. کرمانی‌ها باور داشتند که در یلدا "قارون" با پوشش هیزم‌شکن و با پشته‌ای از هیزم به خانه نیازمندان می‌رود و به آنان هیزم می‌دهد و هیزم‌ها به زر(طلا)، دگردیسی می‌یابند. برای همین مردم به امید رسیدن "قارون" چله می‌نشستند.

🌹 در روستاهای الموت، مردم کنار مزار درگذشتگان می‌رفتند و کَندیل(شمع) می‌افروختند. در تبریز "عاشیق"ها می‌خواندند و مردم پوست میوه‌ی شب یلدا را در آب روان می‌ریختند تا مایه‌ی فراوانی شود. مردم شاهرود نیز بر این باور بودند که اگر کسی در شب یلدا هندوانه نخورد، شپش به جانش می‌افتد. در اراک، یلدا در سه شب با نام‌های چله‌ بزرگ، چله‌ میانی و چله‌ی کوچک برگزار می‌شد.

❤️ "آوکونوس"(آب ازگیل) و ازگیل، خوراک یلدا در گیلان است. برای فراهم کردن آن در پاییز ازگیل را در کوزه می‌ریزند و کمی آب و نمک می‌افزایند. پس از چندی خوراک خوشمزه آوکونوس برای یلدا آماده می‌شود. در خراسان اَپاختَری(شمالی) اگر در شب یلدا برف ببارد، "برف‌شیره" می‌خورند و اَفروشِه غلغلی(حلوا قلقلی) از گردو، بادام، سنجد و شیره انگور درست می‌کنند. پیشکش کردن پشمک برای همانندی‌اش با برف در این استان رواگ‌مند(رایج) است.

✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/12526
t.me/AdabSar/12527
☀️🍉 @AdabSar
🍉🍉🍉🍉
یلدا شدم که راه بیابم به خانه‌ات
آتش شدم به شب‌چره‌ی شاعرانه‌ات
از این و آن شدن چه ثمر چون که عاقبت
چاقو زدی به قلب من و هندوانه‌ات

سراینده و فرستنده #پیرایه_یغمایی
#یلدا #چله
@AdabSar
☀️🌙🌟🔥
☀️🍉
هر سفره ز هرچه خوردنی لبریز است
هر سونگری بزم طرب‌انگیز است

نوروز مگر برادری کوچک داشت
یاجشن خداحافظی پاییز است!

سراینده و فرستنده #محمدعلی_نعمتی
#یلدا #چله
☀️🍉 @AdabSar
☀️🍉 @AdabSar

🌞 یلدا، میانجی وای و دی

پیشینه‌ی #یلدا به هفت هزار سال پیش می‌رسد. هرچند که نمی‌توان زمان رُشمند(دقیق)ی برای پیدایش رویدادهای باستانی پایوَرید(اثبات کرد). یک گمان درباره‌ی پیدایش چله این است که کاسپین‌ها، تیره‌ای از نژاد آریایی و مردمانی دارای فرهنگ والا، یلدا را بنیاد نهادند.
در این شب که هنگامه‌ی افسردگی سال است، مردم گرد هم می‌آیند تا دوستی را پیمانی دوباره بندند. پیمان‌های دوستی در ایران باستان با میانجی‌گری ایزد مهر انجام می‌شد. از این‌رو در باورهای باستانی، مهر در این شب زاده می‌شود. با زایش مهر، خورشید نیز سر می‌زند. خورشید و مهر در باورهای باستانی یکی نبودند ولی پیوندی ناگسستنی داشتند و مهرپرستی در ایران در روزگار پیشازرتشتی فراوانی داشت.
چنانکه گفته شد ایزد مهر در شب یلدا، شبی میان دو ماه زاده شد. ماه آذر به نام ایزد آتش و ماه دی که دیو زمستان را به یاد می‌آورد. یلدا، در میانه‌ی دو روان اهورایی و اهریمنی است. از دیگر سو، مهر نیز میانجی نیروهای نیکی و بدی است. «وای» یا ایزد باد در افسانه‌های ایرانی دو سویه‌ی اهریمنی و اهورایی دارد و «دی» سویه‌ی اهریمنی وای است. بادهای نرم بهاری کار ایزد وای هستند و بادهای سهمگین پاییزی کار دیو وای یا همان دیو دی هستند. یلدا گذرگاهی سخت میان بادهای سرد پاییز و زمستان است و مردم گرد هم می‌آیند تا هراس و تاریکی را با هم پشت‌سر بگذارند و برای روزهای سخت آماده شوند.
گفتنی است در ایران باستان این هر دو ماه زمستانی بودند زیرا ازپایان مهر تا پایان اسپند زمستان بود.


📜 برداشت آزاد از یادداشت: «شبی خوش است»
✍🏼 #سهند_آقایی

فرتور(عکس) پیوست: سنگ‌نگاره‌ی "ایزد مهر" سوار بر گردونه‌ی چهاراسب که هر بامداد از بالای کوه‌های البرز به ایرانیان می‌نگرد.

☀️🍉 goo.gl/NfYRwT
🍉 هندونه بیار قاچ کنیم
😘 لپ‌تو بیار ماچ کنیم!

#یلدا بر همه‌ی دوستان ارجمند شاد باد!

@AdabSar
🌹🍷🌞
🌺🌼🌸🌺🌼🌸🌺🌼🌸🌺🌼🌸🌺

بدو گفت شاه: از هنرها چه بِه
که گردد بدو مَردِ جوینده مِه؟

چنین داد پاسخ که: هر کو ز راه
نگردد، بُوَد با تنی بی‌گناه

بیابد به گیتی همه نام و کام
از انجام فرجام و از کام نام

بپرسید ازو نامبردار گَو
کزین دَه کدامین بُوَد پیشرَو؟

چنین داد پاسخ که: آوازِ نرم
سخن‌های دانش به گفتارِ گرم

فزونی بجوید بر این بر خرد
خرد بی‌گُمان بر هنر بگذرد

امید که:
سرت سبز باد و دلت شادمان
تنت پاک و دور از بدِ بدگمان
#فردوسی

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼🌺🌸🌺🌼🌺🌸🌺🌼🌺🌸🌺🌼
Forwarded from ادب‌سار
خورشید درخشان شد
تا باد چنین بادا...
#مولانا

@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
Forwarded from ادب‌سار
شب چله و یلدای بلند، فردایی به دنبال دارد که آن را خورشید روز یا خوره‌روز می‌نامند. جشن چیرگی بر تیرگی!
خجسته باد شید و روشنایی یاران.

#هما_ارژنگی
@AdabSar
🌤🌤🌤🌤
Forwarded from ادب‌سار
☀️☀️☀️
🌻🌻

زایش دوباره‌ی خورشید از فراز خاوران، جشن‌های دی‌گان و آغاز خورماه فرخنده باد!

@AdabSar
☁️🌥🌤☀️
☀️🌾 @AdabSar

☀️یکم خورماه، روز آشتی و برابری☀️

شب اورمزد آمد و ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می!
#فردوسی

🌤☀️ آغازین روز ماه دی، روز زایش مهر، برآمدن دوباره‌ی خورشید و بلند شدن روزها پس از شب چله، "اورمزد روز"، "خورروز" و "خرم‌روز" نامیده می‌شد و آغازگر جشن‌های #دیگان بود. اورمزدروز، نخستین روز هر ماه گاهشماری باستانی ایران و به چم(معنی) روز خدا بود. ماه دی را نیز "خورماه" می‌نامیدند. "دی" یا "دا" نیز به چمار(معنی) آفریدگار است و این نام‌گذاری در پیوند با باور به روز خورشید و زایش مهر است. در زبان اوستایی، واژه‌ی "دی" از "دا" به چم دادن، ساختن و آفریدن و نام دادار و آفریدگار است که در نامه‌های اوستایی به‌جای واژه‌ی اهورامزدا به‌کار می‌رفت. بر پایه‌ی برخی گمان‌زدها، در سال‌های ۳۶۲ تا ۴۴۰ خورشیدی به ماه دی "خورماه" می‌گفتند. همچنین گفته می‌شود در روزگار ساسانیان، خرمدینان روز نخست دی را خرم‌روز نامیده بودند.

🏳️👫 "خورروز" از "خورماه"(یکم دی)، روز برابری آدمیان بود. در اين روز شاهان و دیگر مردم پوشاک سپید و ساده می‌پوشيدند تا با یکدیگر يکسان باشند. شاهان با مردم دیدار و گفت‌گو می‌کردند و در بیابان بر یک خوان با مردم خوراک می‌خوردند. در این روز کسی به دیگری دستور نمی‌داد و کارها خودخواسته (داوطلبانه) انجام می‌شد.
در "خورروز" جنگ، دشمنی و کشتار جانواران ناپسند بود. دشمنان ايران نیز این را می‌دانستند و در این روز آتش‌بس می‌شد و گاهی همين آتش‌بس کوتاه به آشتی پایدار می‌انجاميد.

🌾"خرم‌روز" به شَوَند(دلیل) هم‌نامی روز با ماه که نام خداوند نیز بود، در ایران باستان جشن گرفته می‌شد و روزی بود که خورشید باز هم به جهان زندگی می‌بخشید.
پارسیان این روز را گرامی داشته و آن‌را "دی‌دادار" جشن می‌نامیدند. همچنین باور داشتند که روز نخست دی، روز زایش دوباره‌ی خورشید است و زندگی روستاییان نیز روشنی تازه می‌یابد. ماه دی پس از فروردین دارای بیشترین آیین‌ها و جشن‌ها بود.

🌲در این روز ایرانیان در برابر درخت سرو می‌ايستادند و پیمان می‌بستند كه تا سال پسین یک نهال سرو ديگر بکارند و این‌گونه دل‌گرم به آینده‌ای روشن می‌شدند.
سرو در فرهنگ آریایی نماد ایستادگی‌ست. پس از تازش‌های پی‌درپی به خاک و #فرهنگ_ایران، سرو در هنر و نمادهای ایرانی اندکی خم شد، ولی نشکست.

✍🏼 #پریسا_امام_وردی
______________________
📚 برگرفته از:
- "شب یلدا و جهان ایرانی"، یادداشت #محمود_معتقدی
- سخرانی‌های #فریدون_جنیدی و #میرجلال_الدین_کزازی در همایش "کاوشی در شب چله"
- "بدانیم و سربلند باشیم"، #منوچهر_منوچهرپور
goo.gl/iZQY6v
@AdabSar
☀️🌱🌾🌻
🏳️🇮🇷 @AdabSar

🏳️🇮🇷 روز برادر و خواهر در ایران باستان

👫 در بررسی و کاوش پیرامون جشن‌ها و آیین‌های ایرانی، جسته و گریخته پیام‌هایی را می‌خوانیم که "روز خواهر و برادر" در ایران باستان را شادباش می‌گویند و آن را برابر با یکم دی و جشن خورروز می‌دانند.
این روز، برداشتی از خُرم روز (یکم دی) و روز پس از شب چله است.

👫 ابوریحان بیرونی که امروز بخش بزرگی از شناخت خود درباره‌ی ایران باستان را وامدار وی هستیم، در پژوهش ارزشمندش «آثار الباقیه»، به آیین بسیار زیبایی درباره‌ی "خرم روز" پرداخته است.

👫 بیرونی نوشته است:
در این روز پادشاه از تخت شاهی به زیر می‌آمد، جامه‌ی سپید می‌پوشید، در بیابان بر زیرانداز یا غالی سپید می‌نشست، با کشاورزان و برزگران همنشین می‌شد، از یک خوان(سفره) با آن‌ها خوراک می‌خورد و می‌گفت: «من امروز مانند یکی از شما هستم. من با شما برادر هستم. زیرا پایداری دنیا به کارهایی است که به دست شما می‌شود و آبادانی هم به پادشاه است. من که پادشاه هستم با شما برزگران برادر خواهم بود و مانند دو برادر مهربان خواهیم بود. به‌ویژه که دو برادر مهربان، هوشنگ و ویکرد چنین بودند...»

👫 همچنین با نگر به آنکه در بن‌مایه‌ها و سرگذشت کشور، از پادشاهان زن همچون "همای چهرزاد" و "پوران‌دخت" یاد شده است، اگر شاه بانو نیز بر پایه‌ی آیین دیرین پادشاهان چنین سخن می‌گفت، مهرورزی پادشاه به مردم در جایگاه خواهر بود.


✍🏻 برگرفته از تارنمای "خردگان" kheradgan.ir
نویسنده #مجید_خالقیان
ویرایش و برگردان به پارسی #ادبسار
#فرهنگ_ایران #دیگان

برای آشنایی با "خرم‌روز" بنگرید به:
t.me/AdabSar/12541

🏳️🇮🇷 @AdabSar
@AdabSar

در دل کوه و بیابان خانه می‌خواهد دلم
خانه که نه، کلبه‌ای ویرانه می‌خواهد دلم

خسته‌ام از این‌همه دیوانه‌ی عاقل‌نما
مثل بهلول عاقلی دیوانه می‌خواهد دلم

حیف باشد که بسوزد شمعِ دل در انزوا
گِردِ خود رقصیدنِ پروانه می‌خواهد دلم

عمر ما طی می‌شود در انتظار یک نگاه
گوشه‌ی چشمی ولو خصمانه می‌خواهد دلم

قصه‌ی دیدار یک افسانه می‌باشد ولی
اتفاقی مثل یک افسانه می‌خواهد دلم

ناگهانی رفتنت بس ناجوانمردانه بود
از تو برگشتی جوانمردانه می‌خواهد دلم

#سمانه
@AdabSar