💫
چو جان باشد گزیدهیارِ پیشین
تو بر یارِ گزیده هیچ مگزین
وگر نو کردهای نو را نگه دار
کهن را نیز بیهوده میازار
#فخرالدین_اسعد_گرگانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
چو جان باشد گزیدهیارِ پیشین
تو بر یارِ گزیده هیچ مگزین
وگر نو کردهای نو را نگه دار
کهن را نیز بیهوده میازار
#فخرالدین_اسعد_گرگانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar
دستهایت روسری را از وسط تا میکند
این مثلث در مربع سخت غوغا میکند
مثل یک منشور در برخورد با نورِ سفید
روسری روی سرِ تو رنگ پیدا میکند
سبز، قرمز، سرمهای، فرقی ندارد رنگها
صورت تو روسریها را چه زیبا میکند
میشود هر تارِ مو یک شب! ولی یک روسری
این همه شب را چطوری در دلش جا میکند
باد میریزد به دورت حسرتِ تلخ مرا
باد روزی روسری را از سرت وا میکند
#رامین_عرب_نژاد
@AdabSar
دستهایت روسری را از وسط تا میکند
این مثلث در مربع سخت غوغا میکند
مثل یک منشور در برخورد با نورِ سفید
روسری روی سرِ تو رنگ پیدا میکند
سبز، قرمز، سرمهای، فرقی ندارد رنگها
صورت تو روسریها را چه زیبا میکند
میشود هر تارِ مو یک شب! ولی یک روسری
این همه شب را چطوری در دلش جا میکند
باد میریزد به دورت حسرتِ تلخ مرا
باد روزی روسری را از سرت وا میکند
#رامین_عرب_نژاد
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
خدای جهان سرخوش از آفرینش
مرا ارمغان کرد سازی یگانه
من آن ساز را بر دو زانو نشاندم
سرش را چو کودک فشردم به شانه
دو سیمی که بر سینهاش بسته دیدم
دو رگ بود از مغز تا دل روانه
به سرپنجهام هردو را آزمودم
وز آنها به نوبت شنیدم ترانه
یکی نالهای داشت پیوسته غمگین
یکی دیگرش نغمهای شادمانه
یکی خوشتر از خواب در صبح مستی
یکی تلخ چون بوسهی تازیانه
من اما دل از سازِ خود برنکندم
سرودی برانگیختم عاشقانه
سرودی نه اندوه یکسر نه شادی
سرودی که از هردو بودش نشانه
زهی نغمهی من در آن روزگاران
خوشا نوجوانی خوشا نوبهاران
#نادر_نادرپور
@AdabSar
خدای جهان سرخوش از آفرینش
مرا ارمغان کرد سازی یگانه
من آن ساز را بر دو زانو نشاندم
سرش را چو کودک فشردم به شانه
دو سیمی که بر سینهاش بسته دیدم
دو رگ بود از مغز تا دل روانه
به سرپنجهام هردو را آزمودم
وز آنها به نوبت شنیدم ترانه
یکی نالهای داشت پیوسته غمگین
یکی دیگرش نغمهای شادمانه
یکی خوشتر از خواب در صبح مستی
یکی تلخ چون بوسهی تازیانه
من اما دل از سازِ خود برنکندم
سرودی برانگیختم عاشقانه
سرودی نه اندوه یکسر نه شادی
سرودی که از هردو بودش نشانه
زهی نغمهی من در آن روزگاران
خوشا نوجوانی خوشا نوبهاران
#نادر_نادرپور
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
بپاش رنگ را
بر دیوارهی دلت
تا آبی شود
سقف بیرنگِ هوای زندگیات،
یادت باشد
دنیای رنگی
دلهای رنگین میخواهد
نه آدمهای رنگی!
#حاتمه_ابراهیم_زاده
@AdabSar
بپاش رنگ را
بر دیوارهی دلت
تا آبی شود
سقف بیرنگِ هوای زندگیات،
یادت باشد
دنیای رنگی
دلهای رنگین میخواهد
نه آدمهای رنگی!
#حاتمه_ابراهیم_زاده
@AdabSar
💫
مستان خرابات ز خود بیخبرند
جمعند و ز بوی گل پراکندهترند
ای زاهد خودپرست با ما منشین
مستان دگرند و خودپرستان دگرند
#رهی_معیری
@AdabSar
مستان خرابات ز خود بیخبرند
جمعند و ز بوی گل پراکندهترند
ای زاهد خودپرست با ما منشین
مستان دگرند و خودپرستان دگرند
#رهی_معیری
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹پایههای آرمان پارسایی
ای فروغِ مهر! تو چیستی که چون بر دلِ کسی بتابی زندگیاش را چون خورشید درخشان و چون ستاره تابان میسازی؟
ای گوهرِ مهر! تو چه گرانبها و تو چه باارجی. تو چه ستوده و چه پرباری. دریغا دریغ که آدمیان ارج تو را نمیدانند و بهجای آنکه پرتو تو را به دل خود راه دهند نیشتر تیرگی را به دل خود میخلند. نیشتر کین و نیشتر بیزاری و نیشتر خودخواهی و فزونخواهی و نیشتر ستمکاری را. پس پرهیز کار باش تا رستگار شوی.
ارج هرکس به اندازهی پرهیزکاری اوست. گوشهگیر مباش و از غوغای زندگی مَهراس.
خوشبختی و رستگاری از شناوری در دریای زندگی بهدست میآید. در مردابِ گوشهگیری و تنهایی جز بوی گند تنگدلی و نومیدی و ناکامی بوی دیگری برنخیزد.
هرگاه به اندیشهی خودکشی افتادی بدان زبونترین خوارترین و درماندهترین و پستترین آدمهایی.
آنچه داری بیهوده از دست مده. بین زن و شوهر جدایی میفکن. قماز مباز که قمار دشمنِ بزرگِ خوشبختی و زندگی تو است.
چیزی که خرد را میکاهد مخور و منوش.
هرکس کیفر کارش را خواهد دید و اگر خودش نبیند فرزندانش تا چند پشت خواهند دید.
وای از ترس گرسنگی که دو دشمن بزرگ انسان هستند، دشمنهایی که همهچیز را در انسان میکشند و نابود میسازند.
وای از خشکسالی و ورشکستگی و مرگ نابهنگام نزدیکان و یاران که زندگی را بر انسان تیره و دردناک و کشنده میسازند. در برابر این رنجها انسان را چه چاره است؟ تنها بردباری و شکیبایی، پس شکییبا و بردبار باش.
وای از آنها که خود را دل جهان هستی میپندارند و اندیشه و باور و رای و گفتار و کردار خود را بالاتر و برتر و ارزندهتر از همه میپندارند و برآنند که همهی مردم میباید از آنها پیروی کنند و آنها را بستایند و چه خونهایی که در درازنای تاریخ از این شیوه اندیشه و باور ریخته شده و چه ستمکاریهایی بزرگ که انجام گرفته است.
گمراهی را به رستگاری مفروشید.
از کسی که مردم را به زشتی و بدی یاد میکند و این کار خوی اوست بپرهیزید.
وای از نادانان و گمراهان و سیهدلان و نابکاران و کژروان و دروغگویان و ناراستان و نادرستان که اینان دشمنانِ خود و همهی مردمان و زندگی و هستیاند. اینان در گردابی بویناک و پلید فرو رفتهاند که برای آنها جز تباهی و مرگ راه دیگری نیست و سرانجام در آن گرداب زندگیِ پلید و ناخوش و تلخ خود را به پایان میرسانند و برای این گروه راستی و پاکی و زیبایی و آشتی و مهر و دوستی بیارج و درنیافتنی است. گوشهای آنها از شنیدن سخنان نیک و دلانگیز و چشمهایشان از دیدن دیدنیهای زیبا و دلنواز ناتوان و درمانده است. اینان کوران و کرانی هستند که میآیند و میروند بی آنکه چیزی دریابند. با اینان سخنداشتن مانند آن است که در گوش جانوری آواز و سرودی خوش بخوانی، همانگونه که جانور را از آن سرود و آواز بهرهای نیست اینان را نیز دریافت و لذت و واکنشی نباشد .
#حسین_وحیدی (هنجار هفتگانه هستی)
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹پایههای آرمان پارسایی
ای فروغِ مهر! تو چیستی که چون بر دلِ کسی بتابی زندگیاش را چون خورشید درخشان و چون ستاره تابان میسازی؟
ای گوهرِ مهر! تو چه گرانبها و تو چه باارجی. تو چه ستوده و چه پرباری. دریغا دریغ که آدمیان ارج تو را نمیدانند و بهجای آنکه پرتو تو را به دل خود راه دهند نیشتر تیرگی را به دل خود میخلند. نیشتر کین و نیشتر بیزاری و نیشتر خودخواهی و فزونخواهی و نیشتر ستمکاری را. پس پرهیز کار باش تا رستگار شوی.
ارج هرکس به اندازهی پرهیزکاری اوست. گوشهگیر مباش و از غوغای زندگی مَهراس.
خوشبختی و رستگاری از شناوری در دریای زندگی بهدست میآید. در مردابِ گوشهگیری و تنهایی جز بوی گند تنگدلی و نومیدی و ناکامی بوی دیگری برنخیزد.
هرگاه به اندیشهی خودکشی افتادی بدان زبونترین خوارترین و درماندهترین و پستترین آدمهایی.
آنچه داری بیهوده از دست مده. بین زن و شوهر جدایی میفکن. قماز مباز که قمار دشمنِ بزرگِ خوشبختی و زندگی تو است.
چیزی که خرد را میکاهد مخور و منوش.
هرکس کیفر کارش را خواهد دید و اگر خودش نبیند فرزندانش تا چند پشت خواهند دید.
وای از ترس گرسنگی که دو دشمن بزرگ انسان هستند، دشمنهایی که همهچیز را در انسان میکشند و نابود میسازند.
وای از خشکسالی و ورشکستگی و مرگ نابهنگام نزدیکان و یاران که زندگی را بر انسان تیره و دردناک و کشنده میسازند. در برابر این رنجها انسان را چه چاره است؟ تنها بردباری و شکیبایی، پس شکییبا و بردبار باش.
وای از آنها که خود را دل جهان هستی میپندارند و اندیشه و باور و رای و گفتار و کردار خود را بالاتر و برتر و ارزندهتر از همه میپندارند و برآنند که همهی مردم میباید از آنها پیروی کنند و آنها را بستایند و چه خونهایی که در درازنای تاریخ از این شیوه اندیشه و باور ریخته شده و چه ستمکاریهایی بزرگ که انجام گرفته است.
گمراهی را به رستگاری مفروشید.
از کسی که مردم را به زشتی و بدی یاد میکند و این کار خوی اوست بپرهیزید.
وای از نادانان و گمراهان و سیهدلان و نابکاران و کژروان و دروغگویان و ناراستان و نادرستان که اینان دشمنانِ خود و همهی مردمان و زندگی و هستیاند. اینان در گردابی بویناک و پلید فرو رفتهاند که برای آنها جز تباهی و مرگ راه دیگری نیست و سرانجام در آن گرداب زندگیِ پلید و ناخوش و تلخ خود را به پایان میرسانند و برای این گروه راستی و پاکی و زیبایی و آشتی و مهر و دوستی بیارج و درنیافتنی است. گوشهای آنها از شنیدن سخنان نیک و دلانگیز و چشمهایشان از دیدن دیدنیهای زیبا و دلنواز ناتوان و درمانده است. اینان کوران و کرانی هستند که میآیند و میروند بی آنکه چیزی دریابند. با اینان سخنداشتن مانند آن است که در گوش جانوری آواز و سرودی خوش بخوانی، همانگونه که جانور را از آن سرود و آواز بهرهای نیست اینان را نیز دریافت و لذت و واکنشی نباشد .
#حسین_وحیدی (هنجار هفتگانه هستی)
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
چه خوش است حالِ مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آن که مرغی ز قفس پریده باشد
پر و بال ما بریدند و درِ قفس گشودند
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
من از آن یکی گُزیدم که بهجز یکی ندیدم
که میان جمله خوبان به صفت گُزیده باشد
عجب از حبیبم آید که ملول مینماید
نکند که از رقیبان سخنی شنیده باشد
اگر از کسی رسیدهست به ما بدی بماند
به کسی مباد از ما که بدی رسیده باشد
#صادق_سرمد
@AdabSar
چه خوش است حالِ مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آن که مرغی ز قفس پریده باشد
پر و بال ما بریدند و درِ قفس گشودند
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
من از آن یکی گُزیدم که بهجز یکی ندیدم
که میان جمله خوبان به صفت گُزیده باشد
عجب از حبیبم آید که ملول مینماید
نکند که از رقیبان سخنی شنیده باشد
اگر از کسی رسیدهست به ما بدی بماند
به کسی مباد از ما که بدی رسیده باشد
#صادق_سرمد
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
🌨⛅️🌤☀️
@AdabSar
🌨🌨 آشنایی با جشنهای ایرانی؛
چلهی بزرگ، چلهی کوچک، چارچار، سده، اهمن و بهمن، سیاه بهار و پیرزن!
واژگان زیبا و دوستداشتنی بالا، واژگانی هستند که برای بزرگان و سالخوردگان ما بسیار آشنا و با دل و جان آن دلبندان آمیخته شده، ولی در زمان ما ناشناخته ماندهاند.
🍉🍉 در گذشته، زمستان به چلهی بزرگ و چله کوچک بخشبندی میشد.
چلهی بزرگ از "آغاز دی تا دهم بهمن" به اندازهی چهل روز و چلهی کوچک از "یازدهم تا پایان بهمن" به اندازهی بیست روز بود و به همین شَوَند(دلیل) با نام چلهی کوچک و بزرگ نامیده میشد.
🔥🔥 فروشُدگاه(غروب) پایانی روز چلهی بزرگ، جشن سده برگزار میشد. مردم گرد هم میآمدند، شادی میکردند، آتش میافروختند و میخواندند:
"سده به سده، پنجاه به نوروز"
و اینگونه آمدن چلهی کوچک را جشن میگرفتند.
☃⛄️ این دو برادر (چلهی بزرگ و کوچک)، هشت روز(چهار روز آخر چلهی بزرگ و چهار روز نخست چلهی کوچک) در کنار همدیگر هستند که آن هشت روز را "چارچار" مینامند.
پس از "چارچار" نوبت به "اهمن و بهمن"، پسران پیرزن (ننه سرما) میرسد که خودی نشان دهند. ده روز آغاز اسپند(اسفند) را "اهمن" و ده روز دوم اسپند را "بهمن" میگویند. در این بیست روز شاید به اندازهی بارندگی باشد که این دو برادر به دو چله، کنایی بگویند:
"اهمن وبهمن، آرد كن سد من
روغن بیار ده من
هیزم بکن خرمن
عهدهی همه بامن"
🍎🍎 تا اینجا بیست روز از اسپند به نام "اهمن و بهمن" نامگذاری شدهاند و میماند ده روز پایان اسپند که پنج روز نخست آن(بیست تا بیست و پنجم) "سیاهبهار" نام گرفته:
"سیاه بهار شب ببار و روز بکار"
از این سروده پیداست که در این زمان، شبها بارندگی فراوان بود و روزها کشاورزان سرگرم به کشتوکار بودند. پنج روز پایان اسپند هم "پیرزن" نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری، گاهی آفتابی، گاهی همراه با باد است و گاه از آسمان تغرسه (تگرگ) میبارد. آنها بر این باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده و دانههای آن به زمین میريزد!
فرستنده: #عباس_رضوی
#فرهنگ_ایران #یلدا #جشن_سده
@AdabSar
🍉🍎🔥☃
@AdabSar
🌨🌨 آشنایی با جشنهای ایرانی؛
چلهی بزرگ، چلهی کوچک، چارچار، سده، اهمن و بهمن، سیاه بهار و پیرزن!
واژگان زیبا و دوستداشتنی بالا، واژگانی هستند که برای بزرگان و سالخوردگان ما بسیار آشنا و با دل و جان آن دلبندان آمیخته شده، ولی در زمان ما ناشناخته ماندهاند.
🍉🍉 در گذشته، زمستان به چلهی بزرگ و چله کوچک بخشبندی میشد.
چلهی بزرگ از "آغاز دی تا دهم بهمن" به اندازهی چهل روز و چلهی کوچک از "یازدهم تا پایان بهمن" به اندازهی بیست روز بود و به همین شَوَند(دلیل) با نام چلهی کوچک و بزرگ نامیده میشد.
🔥🔥 فروشُدگاه(غروب) پایانی روز چلهی بزرگ، جشن سده برگزار میشد. مردم گرد هم میآمدند، شادی میکردند، آتش میافروختند و میخواندند:
"سده به سده، پنجاه به نوروز"
و اینگونه آمدن چلهی کوچک را جشن میگرفتند.
☃⛄️ این دو برادر (چلهی بزرگ و کوچک)، هشت روز(چهار روز آخر چلهی بزرگ و چهار روز نخست چلهی کوچک) در کنار همدیگر هستند که آن هشت روز را "چارچار" مینامند.
پس از "چارچار" نوبت به "اهمن و بهمن"، پسران پیرزن (ننه سرما) میرسد که خودی نشان دهند. ده روز آغاز اسپند(اسفند) را "اهمن" و ده روز دوم اسپند را "بهمن" میگویند. در این بیست روز شاید به اندازهی بارندگی باشد که این دو برادر به دو چله، کنایی بگویند:
"اهمن وبهمن، آرد كن سد من
روغن بیار ده من
هیزم بکن خرمن
عهدهی همه بامن"
🍎🍎 تا اینجا بیست روز از اسپند به نام "اهمن و بهمن" نامگذاری شدهاند و میماند ده روز پایان اسپند که پنج روز نخست آن(بیست تا بیست و پنجم) "سیاهبهار" نام گرفته:
"سیاه بهار شب ببار و روز بکار"
از این سروده پیداست که در این زمان، شبها بارندگی فراوان بود و روزها کشاورزان سرگرم به کشتوکار بودند. پنج روز پایان اسپند هم "پیرزن" نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری، گاهی آفتابی، گاهی همراه با باد است و گاه از آسمان تغرسه (تگرگ) میبارد. آنها بر این باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده و دانههای آن به زمین میريزد!
فرستنده: #عباس_رضوی
#فرهنگ_ایران #یلدا #جشن_سده
@AdabSar
🍉🍎🔥☃
Forwarded from ادبسار
❤️🌹❤️🌹
@AdabSar
قرص ماه رفته از البرز بالا را ببین
چشمهای سرمهی غرق تماشا را ببین
پهندشت امپراتوری ایران غرق جشن
دفزنی باربد، چنگ نکیسا را ببین
دختر ایرانی و تاجیک و افغان غرق رقص
گلرخان شوش تا بلخ و بخارا را ببین
آهوان خوشخرام مینیاتور بر سفال
سینهی کبکان دری بر فرش دیبا را ببین
سفرهها گسترده از آجیل و شیرینی و لرک
استکان تا استکان چایی و خرما را ببین
دانه دانه هر سرانگشتی شناور در انار
روشنای آنهمه فانوس دریا را ببین
قاچ سرخ هندوانه، هر لب دلدادهای
بوسهی شیرینتر از طعم مربا را ببین
پیک پیک ابرها خورده بهم هر آذرخش
جام باران شراب و مستی ما را ببین
بر بلندای دماوند، آتش آتشکده
از فروغش فرهی ایزد "اهورا" را ببین
هرکجا پندار با گفتار با کردار نیک
حضرت زرتشت با نسک اوستا را ببین
کوروش از تسخیر بابل، داریوش از فتح مصر
نادر برگشته از اقلیم بودا را ببین
سرسرای تخت جمشید از گل فیروزه فرش
شوکت پله به پله تا بلندا را ببین
آتش شرقی میان سینه روشن کن برقص
کاجهای برفپوش فصل سرما را ببین
یک دقیقه بیشتر با شعر من عاشق بمان
امشب آغاز زمستان است "یلدا" را ببین!
#شهراد_میدری
#یلدا
@AdabSar
🍉🍎🍉🍎
@AdabSar
قرص ماه رفته از البرز بالا را ببین
چشمهای سرمهی غرق تماشا را ببین
پهندشت امپراتوری ایران غرق جشن
دفزنی باربد، چنگ نکیسا را ببین
دختر ایرانی و تاجیک و افغان غرق رقص
گلرخان شوش تا بلخ و بخارا را ببین
آهوان خوشخرام مینیاتور بر سفال
سینهی کبکان دری بر فرش دیبا را ببین
سفرهها گسترده از آجیل و شیرینی و لرک
استکان تا استکان چایی و خرما را ببین
دانه دانه هر سرانگشتی شناور در انار
روشنای آنهمه فانوس دریا را ببین
قاچ سرخ هندوانه، هر لب دلدادهای
بوسهی شیرینتر از طعم مربا را ببین
پیک پیک ابرها خورده بهم هر آذرخش
جام باران شراب و مستی ما را ببین
بر بلندای دماوند، آتش آتشکده
از فروغش فرهی ایزد "اهورا" را ببین
هرکجا پندار با گفتار با کردار نیک
حضرت زرتشت با نسک اوستا را ببین
کوروش از تسخیر بابل، داریوش از فتح مصر
نادر برگشته از اقلیم بودا را ببین
سرسرای تخت جمشید از گل فیروزه فرش
شوکت پله به پله تا بلندا را ببین
آتش شرقی میان سینه روشن کن برقص
کاجهای برفپوش فصل سرما را ببین
یک دقیقه بیشتر با شعر من عاشق بمان
امشب آغاز زمستان است "یلدا" را ببین!
#شهراد_میدری
#یلدا
@AdabSar
🍉🍎🍉🍎
Forwarded from ادبسار
چو مهر میهنات افروز گردد
شب یلدای میهن روز گردد
رسد دوران اهریمن به پایان
سپیدی چیره و پیروز گردد...
سروده به #پارسی_پاک
#شاهین_سپنتا
#یلدا
@AdabSar
💫🔥☀️✨
شب یلدای میهن روز گردد
رسد دوران اهریمن به پایان
سپیدی چیره و پیروز گردد...
سروده به #پارسی_پاک
#شاهین_سپنتا
#یلدا
@AdabSar
💫🔥☀️✨
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔸یلدا
یلدا، هزارانساله جشنی آریایی
جشنی سپند و پرفروغ و گرم و زیبا
در آخرین شام بلند و سرد پاییز
یادآور استورههای مانده برجا
یلدا، نماد زایش مهرایزد نور
میترا، خجسته ایزدِ نور سحرگاه
آیین او مهر و وداد و عهد و پیمان
تابانفروغ مینوی، روشنگر راه
در شام یلدا سفرهای میگسترانم
از دانهها و میوههای سرخ و رنگین
چون تاج گلگون مینهم بر سفرهی خویش
دردانههای لعلفام نار شیرین
یک سرو زیبا در کنارش مینشانم
فرخنمادی از کهنآیین دیرین
وان سرو سبز و تازه را آرایه بخشم
با رشتههای نازک سیمین و زرین
سروی که در پندار ایرانی سپنتا
وز فتنهی باد خزانی بیگزند است
در شام یلدا تا طلوع صبح فردا
بر مجمر پُر آتشم عود و سپند است
در جمع یاران میبرم شب را بهپایان
شامی که گرم و شادمان و دلفروز است
از شادی فردا دلم در سینه لرزان
فردای یلدا نوبت خورشیدروز است
جشنی دگر در گردش گردونهی مهر
آغاز روز چیرگی بر تیرگیها
جشنی بهپاس اولین روز زمستان
روزی بهدنبال شب زیبای یلدا
✍پینوشت سراینده:
الف: «یلدا» واژه ای سریانی به چمِ(معنای) زایش است. شب زایش مهرایزد نور و روشنایی است. در آغازین شب زمستان و بلندترین شب.
ب: «میترا» مهرایزد نور و روشنایی و دشمن تیرگی و تباهی است. او ایزد عهد و پیمان، راستی و دادگستری و دشمن دروغ و پیمانشکنی است.
ج: «سرو» در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد. در آیین مهر و در باور مهریان، سرو درختی همیشه سرسبز است که در برابر سرما پایداری میکند. از اینروی مهریان در شب زایش مهر آنرا میآراستند و هدیهها در پایش مینهادند. در بالای آن ستارهای سیمین یا زرین به نشانهی ماه یا خورشید میگذاشتند و درخت را با رشتههای ابریشمین میآراستند. این آیین به شکل امروزین در شب زایش مسیح همچنان برگزار میشود..
د: «خورشیدروز» آغاز دیماه و نخستین روز زمستان را(خرمروز) یا (خورهروز) و یا (روز خورشید) مینامند و آنرا از آنِ اهورامزدا میدانند. زیرا از آن پس روزها به بلندی میگرایند و خورشید بر تیرگی چیره میشود.
یلدای زیبا بر همهی ایرانیان فرخنده باد.
#هما_ارژنگی
#یلدا
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔸یلدا
یلدا، هزارانساله جشنی آریایی
جشنی سپند و پرفروغ و گرم و زیبا
در آخرین شام بلند و سرد پاییز
یادآور استورههای مانده برجا
یلدا، نماد زایش مهرایزد نور
میترا، خجسته ایزدِ نور سحرگاه
آیین او مهر و وداد و عهد و پیمان
تابانفروغ مینوی، روشنگر راه
در شام یلدا سفرهای میگسترانم
از دانهها و میوههای سرخ و رنگین
چون تاج گلگون مینهم بر سفرهی خویش
دردانههای لعلفام نار شیرین
یک سرو زیبا در کنارش مینشانم
فرخنمادی از کهنآیین دیرین
وان سرو سبز و تازه را آرایه بخشم
با رشتههای نازک سیمین و زرین
سروی که در پندار ایرانی سپنتا
وز فتنهی باد خزانی بیگزند است
در شام یلدا تا طلوع صبح فردا
بر مجمر پُر آتشم عود و سپند است
در جمع یاران میبرم شب را بهپایان
شامی که گرم و شادمان و دلفروز است
از شادی فردا دلم در سینه لرزان
فردای یلدا نوبت خورشیدروز است
جشنی دگر در گردش گردونهی مهر
آغاز روز چیرگی بر تیرگیها
جشنی بهپاس اولین روز زمستان
روزی بهدنبال شب زیبای یلدا
✍پینوشت سراینده:
الف: «یلدا» واژه ای سریانی به چمِ(معنای) زایش است. شب زایش مهرایزد نور و روشنایی است. در آغازین شب زمستان و بلندترین شب.
ب: «میترا» مهرایزد نور و روشنایی و دشمن تیرگی و تباهی است. او ایزد عهد و پیمان، راستی و دادگستری و دشمن دروغ و پیمانشکنی است.
ج: «سرو» در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد. در آیین مهر و در باور مهریان، سرو درختی همیشه سرسبز است که در برابر سرما پایداری میکند. از اینروی مهریان در شب زایش مهر آنرا میآراستند و هدیهها در پایش مینهادند. در بالای آن ستارهای سیمین یا زرین به نشانهی ماه یا خورشید میگذاشتند و درخت را با رشتههای ابریشمین میآراستند. این آیین به شکل امروزین در شب زایش مسیح همچنان برگزار میشود..
د: «خورشیدروز» آغاز دیماه و نخستین روز زمستان را(خرمروز) یا (خورهروز) و یا (روز خورشید) مینامند و آنرا از آنِ اهورامزدا میدانند. زیرا از آن پس روزها به بلندی میگرایند و خورشید بر تیرگی چیره میشود.
یلدای زیبا بر همهی ایرانیان فرخنده باد.
#هما_ارژنگی
#یلدا
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نام و واژهی «یلدا»
👩🏻👩🏻 یلدا؛
دختر سیاهموی بلندبالا...
یادگار نام وطن
میوهی پاییز ایران
عروس زمستان آمد
او را بر سر سفره مهر بنشانیم
و با نسل فردا پیوند زنیم...
☀️☀️ یلدا...
این واژهی خوشآوا که امروز در ادبسار(ادبیات) ایران با موی سیاه و بلند دختران همانندی میکند، نماد چشمبهراهی و بردباری برای پایان یافتن شب و فرا رسیدن خورشید، امید و روشنایی است.
باد آسایش گیتی نزند بر دل تنگ
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود!
#سعدی
📚📚 ولی پیدایش و خاستگاه این واژه دیدگاههای گوناگونی را میان بزرگان زبان و ادب پارسی برانگیخته است.
goo.gl/9BQ8VG
🍉🍉 یلدا، واژهای سریانی است؟
پاسخ دهخدا، فریدون جنیدی و معین به این پرسش آری است. آنها میگویند واژهی "یلدا" سریانی و به چم زایش(میلاد) و زادروز(تولد) است. از این دید "میلاد" و "یلدا" همریشه هستند. جنیدی میگوید این جشن بزرگ را تنها باید شب چله بنامیم، زیرا "یلدا" سریانی یا تازی است.
سنایی میگوید "یلدا" نام یکی از یاران نزدیک عیسای پیامبر است ولی "پورداود" در "یشتها" میگوید این سخن، بنمایهای ندارد و چنین چیزی در جایی دیده نشده.
🍎🍎 دهخدا نوشته است چون شب یلدا را با زاده شدن عیسا یکی کردهاند، از این رو بدین نام نامیدهاند. باید نگر(توجه) داشت که جشن زایش(میلاد) که در روز ۲۵ دسامبر ترسایی(میلادی) است، بر پایهی پژوهشها، جشن پیدایش میترا (مهر) بوده که ترساییان(مسیحیان) در سدهی چهارم ترسایی آن را از پیشینهی ایران و زایش مهر(خورشید) وام گرفته و آن را برای نماد زادروز عیسا برگزیدند.
ابوریحان بیرونی نیز در نسک "آثارالباقیه" به این وامگیری باور دارد.
🔥🔥 ابوریحان بیرونی، شب چله یا یلدا را جشن ۹۰روز(۹۰ روز مانده به بهار و نوروز) نام گذاشته است.
امروز بسیاری از ایرانیان بر پایهی باور به سریانی بودن واژهی "یلدا" از بهکار بردن واژهی "یلدا" برای این شب میپرهیزند و آن را "شب چله" میخوانند.
به گمان، این دیدگاه درست است. ولی باورهای دیگری هم در بارهی واژهی "یلدا" داریم.
🍷🍷 یلدا، واژهای کهن و ایرانی است؟
در نَسک(کتاب) "بیست مقاله" نوشتهی حسن تقیزاده که احمد آرام آن را گردآوری کرده و از کارهای سترگ ایرانشناسی است، گفته شده که واژهی "یلدا" واژهای پهلوی است.
تقیزاده، داوخواهیها(ادعاها) دربارهی سریانی بودن واژهی "یلدا" را بیپایه میداند. وی باور دارد واژهی "یلدا"، گونهی دگردیس شدهی واژهی پهلوی "یاردا" است.
تقیزاده نوشته است در زبان پهلوی یا اوستایی بندواژهی(حرف) "ر" میتواند به "ل" دگردیس(تبدیل) شود، چنانکه واژهی پهلوی "هربرز" به "البرز" دگرگون شده است. از اینرو یاردا←یالدا←یلدا، به چم بخش کردن(تقسیم) سال و بزرگترین دگرگونی(انقلاب) زمستانی است.
🍇🍇 گیتی پورفاضل واژهی "یلدا" را واژهای اوستایی به چم "روشنایی سال" و محمد حیدری ملایری آن را بهجا مانده از زمان اشکانیان و آمیختهای از یل(پهلوان)+دا(روزگار) میداند. (گفتوگوی شاهین سپنتا با گیتی پورفاضل و محمد حیدری ملایری، تارنمای ایراننامه)
🧣🧣گفتنی است میرجلالالدین کزازی نیز در پیام شادباش خود، واژهی "یلدا" را برای این جشن بکار برده است.
⛔️⛔️ سه باور نادرست دربارهی "یلدا" که بنمایهی ارجدار(معتبر)ی ندارند:
⛔️👈 یلدا، واژهای مغولی است.
⛔️ 👈 "یلدا" در لری آمیخته از یل(بزرگ) + دا(مادر) است.
⛔️👈 "یلدا" نام آمیخته از یل(بزرگ)+دا/دی(رویش) است. به باور هخامنشیان در نخستین شب زمستان دانههای گیاهان در خاک جوانه میزنند و رویش آهستهی آنها آغاز میشود. به همین راین(دلیل)، نخستین ماه زمستان را "دی" مینامند.⛔️⛔️
📜📜 برای آشنایی با نام "میلاد" به این پیوندها بنگرید:
t.me/AdabSar/7635
t.me/AdabSar/7636
گردآوری و نگارش #پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#یلدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نام و واژهی «یلدا»
👩🏻👩🏻 یلدا؛
دختر سیاهموی بلندبالا...
یادگار نام وطن
میوهی پاییز ایران
عروس زمستان آمد
او را بر سر سفره مهر بنشانیم
و با نسل فردا پیوند زنیم...
☀️☀️ یلدا...
این واژهی خوشآوا که امروز در ادبسار(ادبیات) ایران با موی سیاه و بلند دختران همانندی میکند، نماد چشمبهراهی و بردباری برای پایان یافتن شب و فرا رسیدن خورشید، امید و روشنایی است.
باد آسایش گیتی نزند بر دل تنگ
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود!
#سعدی
📚📚 ولی پیدایش و خاستگاه این واژه دیدگاههای گوناگونی را میان بزرگان زبان و ادب پارسی برانگیخته است.
goo.gl/9BQ8VG
🍉🍉 یلدا، واژهای سریانی است؟
پاسخ دهخدا، فریدون جنیدی و معین به این پرسش آری است. آنها میگویند واژهی "یلدا" سریانی و به چم زایش(میلاد) و زادروز(تولد) است. از این دید "میلاد" و "یلدا" همریشه هستند. جنیدی میگوید این جشن بزرگ را تنها باید شب چله بنامیم، زیرا "یلدا" سریانی یا تازی است.
سنایی میگوید "یلدا" نام یکی از یاران نزدیک عیسای پیامبر است ولی "پورداود" در "یشتها" میگوید این سخن، بنمایهای ندارد و چنین چیزی در جایی دیده نشده.
🍎🍎 دهخدا نوشته است چون شب یلدا را با زاده شدن عیسا یکی کردهاند، از این رو بدین نام نامیدهاند. باید نگر(توجه) داشت که جشن زایش(میلاد) که در روز ۲۵ دسامبر ترسایی(میلادی) است، بر پایهی پژوهشها، جشن پیدایش میترا (مهر) بوده که ترساییان(مسیحیان) در سدهی چهارم ترسایی آن را از پیشینهی ایران و زایش مهر(خورشید) وام گرفته و آن را برای نماد زادروز عیسا برگزیدند.
ابوریحان بیرونی نیز در نسک "آثارالباقیه" به این وامگیری باور دارد.
🔥🔥 ابوریحان بیرونی، شب چله یا یلدا را جشن ۹۰روز(۹۰ روز مانده به بهار و نوروز) نام گذاشته است.
امروز بسیاری از ایرانیان بر پایهی باور به سریانی بودن واژهی "یلدا" از بهکار بردن واژهی "یلدا" برای این شب میپرهیزند و آن را "شب چله" میخوانند.
به گمان، این دیدگاه درست است. ولی باورهای دیگری هم در بارهی واژهی "یلدا" داریم.
🍷🍷 یلدا، واژهای کهن و ایرانی است؟
در نَسک(کتاب) "بیست مقاله" نوشتهی حسن تقیزاده که احمد آرام آن را گردآوری کرده و از کارهای سترگ ایرانشناسی است، گفته شده که واژهی "یلدا" واژهای پهلوی است.
تقیزاده، داوخواهیها(ادعاها) دربارهی سریانی بودن واژهی "یلدا" را بیپایه میداند. وی باور دارد واژهی "یلدا"، گونهی دگردیس شدهی واژهی پهلوی "یاردا" است.
تقیزاده نوشته است در زبان پهلوی یا اوستایی بندواژهی(حرف) "ر" میتواند به "ل" دگردیس(تبدیل) شود، چنانکه واژهی پهلوی "هربرز" به "البرز" دگرگون شده است. از اینرو یاردا←یالدا←یلدا، به چم بخش کردن(تقسیم) سال و بزرگترین دگرگونی(انقلاب) زمستانی است.
🍇🍇 گیتی پورفاضل واژهی "یلدا" را واژهای اوستایی به چم "روشنایی سال" و محمد حیدری ملایری آن را بهجا مانده از زمان اشکانیان و آمیختهای از یل(پهلوان)+دا(روزگار) میداند. (گفتوگوی شاهین سپنتا با گیتی پورفاضل و محمد حیدری ملایری، تارنمای ایراننامه)
🧣🧣گفتنی است میرجلالالدین کزازی نیز در پیام شادباش خود، واژهی "یلدا" را برای این جشن بکار برده است.
⛔️⛔️ سه باور نادرست دربارهی "یلدا" که بنمایهی ارجدار(معتبر)ی ندارند:
⛔️👈 یلدا، واژهای مغولی است.
⛔️ 👈 "یلدا" در لری آمیخته از یل(بزرگ) + دا(مادر) است.
⛔️👈 "یلدا" نام آمیخته از یل(بزرگ)+دا/دی(رویش) است. به باور هخامنشیان در نخستین شب زمستان دانههای گیاهان در خاک جوانه میزنند و رویش آهستهی آنها آغاز میشود. به همین راین(دلیل)، نخستین ماه زمستان را "دی" مینامند.⛔️⛔️
📜📜 برای آشنایی با نام "میلاد" به این پیوندها بنگرید:
t.me/AdabSar/7635
t.me/AdabSar/7636
گردآوری و نگارش #پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#یلدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
☀️⭐️🌙🔥
@AdabSar
تیر آرش در کمانم
نام ایران بر زبانم
قلهها در زیر پایم
کهکشانها آشیانم
چون سیاوش پاک پاکم
همچو رستم پهلوانم
کاوهام آزاده مَردم،
تار و پود کاویانم
من ز ماد و از هخایم
از ارشکْ ساسانیانم
مازیارم بابکم من
رهبر آزادگانم
جشن یلدا جشن نوروز
هم سده هم تیرگانم
زادهی پاک اهورا
از نژاد آریایم...
سراینده: #ناشناس
#یلدا
goo.gl/yyugPu
🌍☀️🌙⭐️
@AdabSar
تیر آرش در کمانم
نام ایران بر زبانم
قلهها در زیر پایم
کهکشانها آشیانم
چون سیاوش پاک پاکم
همچو رستم پهلوانم
کاوهام آزاده مَردم،
تار و پود کاویانم
من ز ماد و از هخایم
از ارشکْ ساسانیانم
مازیارم بابکم من
رهبر آزادگانم
جشن یلدا جشن نوروز
هم سده هم تیرگانم
زادهی پاک اهورا
از نژاد آریایم...
سراینده: #ناشناس
#یلدا
goo.gl/yyugPu
🌍☀️🌙⭐️