ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

تار و پود موج این دریا به‌هم پیوسته است

می‌زند بر هم جهان را هر که یک دل بشکند

#صائب_تبریزی
@AdabSar
💫

بگذار که تا مِی خورم و مست شوم
چون مست شوم به عشق پابَست شوم

پابست شوم به‌کلی از دست شوم
اَر مست شوم نیست شوم هست شوم

#فروغی_بسطامی
@AdabSar
@AdabSar

بیکران

ای رفته کم‌کم از دل و جان ناگهان بیا
مثل خدا به یاد ستمدیدگان بیا

قصد من از حیات تماشای چشم توست
از چشم‌زخم بدنظران در امان بیا

جام شراب نیست که در کف گرفته است
خون می‌خورد ز دست غمت ارغوان بیا

ای لحظه‌ای که در سر هر شاخه فکر توست
ای نوبهار تا به ابد جاودان بیا

این صید را به معجزه‌ی عشق زنده کن
عیسای من به دیدن این نیمه‌جان بیا

یک عمر آمدم به در خانه‌ات تو نیز
یک‌دم به خانه‌ی منِ بی‌خانمان بیا

#فاضل_نظری
@AdabSar
💫

چرخ بر هم زنم ار غیرِ مرادم گردد

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

#حافظ
@AdabSar
💫

زنده‌ترین زنده مرا میهن است
هرکه دم از مرگ زند دشمن است

کامِ وطن‌دوست پر از خنده باد
تا که جهان هست وطن زنده باد

#مصطفی_بادکوبه_ای
@AdabSar
@AdabSar

ای آن‌که از دیار من آخر گریختی
چون شد که از تو باز نیامد نشانه‌ای؟

از بعدِ رفتنت نشناسم جز این دو حال
رنج زمانه‌ای و گذشت زمانه‌ای

در کوره‌راهِ زندگی‌ام جای پای توست
پایی که بی‌گمان نتوانم بِدو رسید

پایی که نقش هر قدمش نقش آرزوست
کی می‌توانم این‌که به هر آرزو رسید

افسوس! ای که عشق من از خاطرت گریخت
چون شد که یک نظر نفکندی به سوی من؟

می‌خواستم که دوست بدارم تورا هنوز
زیرا به غیر عشق نبود آرزوی من

بیچاره من، بلازده من، بی‌پناه من
کز ماجرای عشقِ تواَم جز بلا نماند

از من گریختی و دلم سخت ناله کرد
کان آشنا برفت و مرا آشنا نماند

#نادر_نادرپور
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

عصر است‌ و دلم در تب‌وتاب است بيا

اين چای‌ كنارت مِی ناب است بيا!

#نيلوفر_حقیقی
@AdabSar
💫

دو دستت برگ و برها دارد از پی
شبِ چشمت سحرها دارد از پی

جهان را در نگاهت غرق خواهم
که این آتش شررها دارد از پی

فرستنده و سراینده #پیرایه_یغمایی
#کودکان_کار
@AdabSar
💫🇮🇷 @AdabSar

آتورپاتکان
#هما_ارژنگی

💫آتور پاتکان،
الا ای سرزمین آذررخشان
سر پاینده‌ی ایران
که آتش را نگهبان بوده‌ای در پهنه‌ی دوران
تو از نوری، تو از دوری، ز پشت پیر تاریخی
تو مهد پاک زرتشتی
همان یزدان‌شناس بخردی پرور،
که نیکی را فروغ بی‌زوال ایزدی داند.

💫آتور پاتکان،
هنوز از لابلای و تاروپود رفته‌های دور می‌بینم
زشهر شیز و آن آتشگه آذرگشسبت نور می‌تابد
و بر دیوارهایش نقش‌های بوالعجب ز افلاکیان و خاکیان برجاست.
تو آن نجد سرافرازی
به دامانت سهند سربلند و قله‌ی آتشفشان داری،
دژ ضحاک و ساسان و فن اسپ و قلعه‌ها از باستان داری،
به روز نام و ننگت هم
تو از هرمزد فرخ‌ها و فرخ‌زاد رستم‌ها نشان داری.

💫آتور پاتکان،
تو ماد با فر و جاهی
تمام مردمانت آریایی‌زاده و آزاده‌اندیش‌اند
و درگسترده‌‌ی تاریخ
زبانشان آذری وان گویشی از پهلوی بوده است.
اگر چه بر دل و جانت، جفا از ناکسان رفته،
و زخم خنجر ترک و تتارت سینه بدریده
ولی این ترجمانی نا روا باشد، جفا باشد،
زبان آذری را ترک نامیدن
که ایران‌زاده هرگز جز که ایرانی نخواهد بود.

💫آتورپاتکان،
تو خاک شمس تبریزی
همان خاکی که آن پیر عجایب خلقت خورشیدوش
در دامنش رویید
همان رندی که خشتش زیر سر بودی و
پا بر تارک هفت آسمان سودی.
غریب عالم معنا، که مولانا، فقیه کهنه‌اندیش شکیبا را
چو توفانی زبن برکند و در رقص و خروش آورد.

💫آتور پاتکان،
تو درگسترد‌ی دوران
به هر شهر و به هر کویی
بلا گردان ایرانی.
چه گویم من ز تبریزت
از آن سالار خیز آن خاک زر خیزت
به یاد آرم از آن جنبش
از آن هنگامه‌ی خونین
از آن مردان جان برکف
چو ستار و چو باقر یا خیابانی
و یا زان سیل گمنامان
که خون پاکشان شد خون بهای راه انسانی!
زآذر ماه یاد آرم، من از آن آذر سوزان
که چون بیگانه‌ی رسوا، چو دزدی نابکار آمد،
سر آزاده‌ات از پیکر میهن جدا سازد،
در آن غوغای جانبازی، چه توفان ها به پا کردی.
تو با بیگانگان و دشمنان خانگی دیدم چه ها کردی.

💫کنون ای مهد جانبازان،
آتورپاتکان، سرایران؛
مبادا بینمت تا یک نفس از پای بنشینی
که دشمن در کمین است و
فریبی تازه می‌جوید.
چنان روباه مکاری
به راهی تازه می‌پوید.
جوانبخت کهنسالم،
ترا در پهنه‌ی گیتی، هماره زنده می‌خواهم،
و تا هستی نفس دارد
فلات پاک ایران را
خوش و پاینده می‌خواهم.


✍🏻 هفتم آذر هزار و سی‌سد{صد}و هشتاد و شش، تهران.
به انگیزه‌ی بیست‌ویکم آذر ماه، روز آزادی #آذرآبادگان

💫🇮🇷 @AdabSar
هما ارژنگی - آتورپاتکان
@AdabSar
چامه‌ی آتورپاتکان، به انگیزه‌ی بیست‌ویکم آذر، روز آزادی #آذرآبادگان (آذربایجان)

سروده و سدا{صدا}ی زیبای #هما_ارژنگی

💫🇮🇷 @AdabSar
💫🇮🇷 @AdabSar

پیکری کان پر ز خون پاک ایرانى بود
کى شود غافل دمى از یاد ‎آذربایجان

یاد آذربایجان آذر زند بر جسم و جان
زآنکه از آذر شده ایجاد، آذربايجان!


۲۱ آذر، سالروز آزادسازی #آذرآبادگان و پیوستن دوباره به خاک میهن گرامی باد.
آذرآبادگان در سال ۱۳۲۵ خورشیدی، پس از جنگ جهانی دوم و پس از پنج سال کشمکش از چنگ شوروی آزاد شد.

💫🇮🇷 @AdabSar
@AdabSar

می‌روی تا در پی‌ات شور و شری ماند به‌جا
عاشقی دیوانه با چشمِ تری ماند به‌جا

کاش سرتاپا تو بودی آتش و من خرمنی
تا ز تو دود و ز من خاکستری ماند به‌جا

از منِ سرگشته هرگز شرح عشقم را مپرس
این چه حاصل قصه‌ی رنج‌آوری ماند به‌جا

این‌قدر هم بی‌نشان در این گلستان نیستم
در قفس شاید ز من مشتِ پَری ماند به‌جا

در دلم بعد از تو ای عشق‌آفرینِ همزبان 
آتشی شوری فغانی محشری ماند به‌جا

بازگردی آن زمان کز این‌همه آشفتگی
جای من تنها پریشان‌دفتری ماند به‌جا

#معینی_کرمانشاهی
@AdabSar
@AdabSar

می‌خواهم تو را
تاجی پیشکش کنم
آذین‌شده از همه‌ی ستارگان آتشین

می‌خواهم تو را
آوازی پیشکش کنم
از آواز بلبلانِ همه‌ی زمین

می‌خواهم تو را از
خاموشیِ زمستان
لبخندِ بهار
زلالیِ تابستان
فروزه‌های پاییز
پیشکش کنم

می‌خواهم تو را
از هر آن‌چه که نمی‌توانم و نمی‌دانم
پیشکش کنم

پیشکش کنم تو را
از زندگی‌ام
از جاودانگی‌مان....
 
#فلیپ_سوپو
فرستنده #یوتاب
#برگردان_به_پارسی
@AdabSar
💫

با آن که دلم از غم هجرت خون است
شادی به غم تواَم ز غم افزون است

اندیشه کنم هر شب و گویم: یا رب
هجرانْش چنین است، وصالش چون است؟

#رودکی
@AdabSar
@AdabSar

باور نداشتم كه چنین واگذاری‌ام 
در موج‌خیزِ حادثه تنها گذاری‌ام 

آمد بهار و عید گذشت و نخواستی
یک‌دم قدم به چشم گهرزا گذاری‌ام 

چون سبزه‌ی دمیده به صحرای دور دست 
بختم نداد ره كه به سر پا گذاری‌ام 

خونم خورند با همه گردن‌كشی كسان 
گر در بساط غیرِ چو مینا گذاری‌ام 

هر كس نسیم‌وار ز شاخم نصیب خواست 
تا چند چون شكوفه به یغما گذاری‌ام

عمری گذاشتی به دلم داغ غم بیا 
تا داغ بوسه نیز به سیما گذاری‌ام 

با آن‌که همچو جام شكستم به بزم تو 
باور نداشتم كه چنین واگذاری‌ام

#سیمین_بهبهانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫
در من رخنه کن
من را بدر از لابلای ورق‌های کتابم
بگذار چون پیچکی بر تو برویم
بگذار نور را
از لابلای برگ‌های درهم جان تو بیابم
و در این استیصال تنفس کنم...

#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
💫

بیا تا دست ازین عالم بداریم
بیا تا پای دل از گل برآریم  

بیا تا بردباری پیشه سازیم
بیا تا تخم نیکویی بکاریم

#باباطاهر
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻اشتباه = کژکاری، کژی، کژ، نادرست، نادرستی، لغزش، کوتاهی، گمراهی، بیراه، بازنشناختن، بازندانستن، پرتی، رَمژَک، زیف
🔻اشتباها = ندانسته، به‌نادرست
🔻اشتباه عمدی = رَمژَک ساختگی، لغزش خواستی، پَرتی لُپی
🔻اشتباه‌کاری = بهم درآمیختن
🔻اشتباه‌کردن = کژی‌کردن، لغزیدن، درست درنیافتن، بازندانستن، رَمژَکیدن، پَرت‌بودن
🔻اشتباه‌گرفتن = نادرست‌گرفتن، جابجاگرفتن
🔻به‌اشتباه = ندانسته، به‌نادرست
🔻مشتبه = گول‌خورده، پرت، دَشگیر(دَش=شبه)، درهم، درهم و برهم، پوشیده، سایه روشن
🔻مشتبه شدن = دَشگیرشدن(دَش=شبه)، پرت‌شدن، گول‌خوردن

نمونه:
🔺یورو اسپورت "رضا پرستش" را با "لیونل مسی" اشتباه گرفت
یورو اسپورت، "رضا پرستش" را با "لیونل مسی" جابجا گرفت

🔺آنکس که عاشق تو نشد اشتباه کرد
پنجاه سال زندگی‌اش را تباه کرد(علی اکبر لطیفیان) =
آنکس که شیفته‌ی تو نشد لغزش کرد(لغزید)
پنجاه سال زندگی‌اش را تباه کرد

🔺کشید نقش تو نقاش و اشتباه کشید
به جای آنکه کشد آفتاب، ماه کشید (شاطرعباس صبوحی) =
کشید نَخش تو نخشگر و بیراه کشید
به جای آنکه کشد آفتاب، ماه کشید


🔺اشتباها به سمت خودی‌ها شلیک کردند =
به‌نادرست به سوی خودی‌ها تیراندازی کردند

🔺مواظب باش حرف اشتباهی نزنی =
هوشیار باش به زیف سخن نگویی
بپا سخن نادرستی نگویی

🔺خیلی حرف‌های اشتباهی می‌زد =
پُر بیراه می‌گفت

🔺اشتباه داوری بود =
کژکاری داوری بود
رَمژَک داوری بود
لغزش داوری بود

🔺امر بر او مشتبه شد =
به لغزش افتاد
گول خورد
گمراه شد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#اشتباه #اشتباها #مشتبه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌺🌸🌼🌼🌸🌺🌺🌸🌼🌼🌸🌺🌺

چنین داد پاسخ که: راه‌ ِخرد
ز هر دانشی بی‌گمان بگذرد

همان خویِ نیکو که مردم بدوی
بمانَد همه‌ساله با آب‌ِ روی

وز این گوهران گوهری استوار
تن ِخُشْنُدی دیدم از روزگار

وز ایشان امید است آهسته‌تر
برآسوده از رنج و شایسته‌تر

وز این گوهران آز دیدم به رنج
که همواره سیری نیابد ز گنج
#فردوسی

امید که:
همیشه خرد پاسبان تو باد
همه نیکی اندر گمان تو باد

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌺🌼🌼🌺🌸🌸🌺🌼🌼🌺🌸🌸
Forwarded from ادب‌سار
💫

گفتی غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟

شیرینِ من، برای غزل شور و حال کو؟

#قیصر_امین_پور
@AdabSar