ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
✂️💭 @AdabSar

شما گوناگونیِ گوارا و پرمایه‌ی پایان‌ناپذیرِ گیتی را می‌ستایید. از گل سرخ نمی‌خواهید بوی بنفشه بدهد. پس چرا روان آدمی، این ارزشمندترین دارایی، باید تنها به یک گونه هستی داشته باشد؟
من شوخ هستم، ولی دادیک(قانون) به من دستور می‌دهد که نرمش‌ناپذیر بنویسم. من بی‌پروا هستم ولی رستک(قانون) به من فرمان می‌دهد تا در نوشتن باسپاد(محافظه‌کار) باشم.

خاکستری! خاکستری تنها رنگ آیینی آزادی است.
هر چکه شبنمی که خورشید بر آن می‌تابد با بازیِ پایان‌ناپذیر رنگ‌ها می‌درخشد ولی خورشید مینوی(معنوی) با همه‌ی گونه‌‌گونی آدمیان و همه‌ی آنچه که شید(نور) آن را باز می‌تاباند باید خاکستری را تنها رنگ آیینی را بسازد!
دیسه‌ی سرشتینِ(شکل ذاتی) روان سرخوشی و شید است ولی شما سایه را به تنها نمودِ(تجلی) درخور دگرانده‌اید(تبدیل کرده‌اید)؛ بر جان باید جامه‌ی سیاه پوشاند هرچند در میان گل‌ها نمی‌توان گل سیاه یافت!

گوهرِ جان همیشه راستین است، ولی شما از این سرشت چه می‌سازید؟ فروتنی یا سرخوردگی؟
گوته می‌گوید تنها واماندگان سرخورده هستند و شما می‌خواهید روان را چنین هَستارِ(موجود) بی‌سروپایی گردانید!

نویسنده #کارل_مارکس
برگردان به فارسی #حسن_مرتضوی
برگردان به #پیام_پارسی: #ادبسار
#سخن_بری #سانسور

سیزدهم آذر، روز پیکار با سخن‌بُری(سانسور) گرامی باد.
کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۸۷ خورشیدی این روز را برای ستیز با سخن‌بری برگزید.

✂️💭 @AdabSar
@AdabSar

پس از یک شهر غربت دوستی آمد به بالینم
به او گفتم ببین این است دنیا، گفت می‌بینم

زمین خوردی قبول اما زمان درمان هر دردی‌ست
من از این‌که پس از تو دشمنان شادند غمگینم

اگر بغضت امانت داد یا پایت توان برخیز
که پای بید مجنونی به‌خاک‌افتاده ننشینم

خداحافظ که گفتم باز داغت تازه شد، دیدی
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

چه شب‌هایی که دستت غصه‌هایم را ورق می‌زد
و جاری بود مویت در بلندای مضامینم

من آن قدری که تو معشوقه‌ای شاعر نخواهم شد
که در آیینه خود را حافظی دیگر نمی‌بینم

عقابی کوه را در خواب دید و در قفس دق کرد
به جای شانه‌هایت مرگ خواهد داد تسکینم

#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
💫

دیگران را اگر از ما خبری نیست چه باک

نازنینا تو چرا بی‌خبر از ما شده‌ای!

#شهریار
@AdabSar
💫

دهل را کاندرون زندان باد است
به گردون می‌رسد فریادش از پوست

چرا درد نهانی بُرد باید؟
رها کن تا بداند دشمن و دوست

#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar

چو هم‌خاکیم و هم‌گردون، چه می‌پرسی کجایی‌ام؟
به تن چون تو زمینی‌ام، به جان چون تو سمایی‌ام

اگر تو بی‌خود و رندی، ز من درسِ جنون آموز
اگر صوفی تویی عبرت پذیر از پارسایی‌ام

به سستی می‌روم، چون همرهم یک پیر و یک طفلی‌ست
یکی عقلِ هوس‌بند و دگر روحِ هوایی‌ام

بهار من برفت و تیره‌ماهم نیز خواهد رفت
اشارت می‌کنند این رهروان بر بی‌بقايی‌ام

چو بی‌اصلی لب آلاید که من بیگانه‌بنیادم
ز شریانم زند فریاد خونِ آریایی‌ام

از این خاکسترانِ پاش‌خورده گلخنی خواهم
دریغِ من، دریغِ آرزوهای طلايی‌ام

#فرزانه_خجندی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

آشوبِ جهان و جنگ دنیا به کنار

بحرانِ ندیدن تو را من چه کنم؟!


#فرامرز_عرب_عامرى
@AdabSar
💫

بر شاخه‌ی خشک پیرهن خواهم شد
بر حنجره‌ی بسته سخن خواهم شد

من طوطی‌ام و چه باکم از زردِ خزان
با بال و پر خویش چمن خواهم شد

سراینده و فرستنده #پیرایه_یغمایی
@AdabSar
@AdabSar

آید وصال و هجر غم‌انگیز بگذرد
ساقی بیار باده که این نیز بگذرد

ای دل به سَردمِهری دوران صبور باش
کز پی رسد بهار چو پاییز بگذرد

دل‌ها به سینه گم شود از دستبردِ عشق
هرجا بدان جمالِ دل‌آویز بگذرد

بیند چو ابر گریه‌کنان در رهم ولیک
از من چو برق خنده‌زنان تیز بگذرد

شب چون ز کوی او گذرم با نثار اشک
گویی ز باغ ابر گهرریز بگذرد

سوی من آرد ای گل نورسته بوی تو
هرگه صبا به گلبن نوخیز بگذرد

داغم ز بخت غیر ولی جای رشک نیست
کز ما گذشت یار و از او نیز بگذرد

#رهی_معیری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

به‌سانِ مرگی
که جان را تا‌ واپسین نفس می‌فرساید
جانم را فروکاسته
نبودنت!

#شایان_شکیب
@AdabSar
💫

از کعبه کلیسیا نشینم کردی
آخر در کفر بی‌قرینم کردی

بعد از دوهزار سجده بر درگه دوست
ای عشق! چه بیگانه ز دینم کردی

#رودکی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹

درود بر شما
سپاس از تلاش شما
در باره واژه تغییر و برابرهای آن چند گزاره را می خواستم در میان بگذارم.
۱) واژه تغییر دامنه بزرگی دارد، هر گونه دگرگونی می تواند تغییر باشد. هر دگرگونی می تواند با پیشرفت یا پسرفت، با کاهش یا افزایش همراه باشد. بنابراین شاید برابرهای لاتین change یا variation برایش شایسته تر باشد تا modification که به مانای دگرگونی روبه بهتر شدن(یا بهبود و بهسازی) است.
۲) برای واژه "تغییراسم"، واژه "دگرنامی" هم می تواند در کنار "نامگردانی" پیشنهاد شود.
۳) خوب است که برای "تغییرشکل" واژه "دگرریختی" را نیز پیشنهاد کنیم. چون در بسیاری از گزاره ها برای واژه "شکل" بتوان واژه "ریخت" را بکار برد.

فرستنده #صفری_سنجانی
#پارسی_پاک #تغییر

پی‌نوشت:
یادداشت بالا با نگاه به این پیام نوشته شده است: t.me/AdabSar/7836
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🌺🌺🌸🌸🌼🌼🍀🌺🌺🌸🌸🌼🌼

ز دانا بپرسید پس شهریار
که:چون دیو با دل کند کارزار؟

به بنده چه داده‌ست کیهانْ‌خدیو
که از کار کوته کند دست دیو؟

چنین داد پاسخ که: دستِ خرد
ز کردار آهِرْمٓنان بگذرد

خرد باد جانِ تو را رهنمون
که راهی دراز است پیش اندرون

امید که در این هفته:
همه نیک بادا سرانجام تو
مبادا که باشیم بی نام تو
#فردوسی

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🌺🌸🌸🌼🌼🍀🌼🌼🌸🌸🌺🌺
Forwarded from ادب‌سار
💫

گفتم به دعا که چشم بد دور ز تو

ای دوست، مگر چشم بدت من بودم؟

#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
💫

ز دست دیده و دل هردو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد  

بسازم خنجری٭ نیشش ز فولاد*
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

#باباطاهر
#چکامه_پارسی

٭. خونگر
*. پولاد
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


فلسفه = یونانی تازی‌شده، (حکمت)، خِرَد دوستی، فِرزان، فَرزان، وارستگی، مهر به دانایی، چرایی(علت)
فلسفی = فرزانی
فیلسوف = فرزانه، دوستدار دانش، کُندا، کُنداک

نمونه:
"فَلسفه" مطالعهٔ مسائلی کلی و اساسی، در مورد موضوعاتی همچون هستی، واقعیت، آگاهی، ارزش، خِرَد، ذهن و زبان است =
"خِرَد دوستی" برخوانی پرسمان‌های کلان و بنیادی، در باره‌ی نهاده‌هایی همچون هستی، راستینگی، آگاهی، ارزش، خِرَد، یاده و زبان است

"حرکت جوهری" از تفکرات فلسفی ایرانی است =
"جنبش گوهری" از اندیشه‌های فرزانی ایرانی است

"ابن سینا" از فیلسوفان بزرگ ایرانی است =
"پورسینا" از فرزانگان بزرگ ایرانی است

فلسفه‌ی این کارش را نفهمیدم =
چرایی این کارش را درنیافتم

طبیبان بماندند حیران در این
مگر فیلسوفی ز یونان زمین (سعدی) =
پزشکان بمانند سرگردان در این
مگر فرزانه‌ای ز یونان‌زمین

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#فلسفه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔸خانه‌ی بی‌فرجامی

شده تا نیمه‌ی شب در بزنی وا نکنند؟
یا دری را شده با سر بزنی وا نکنند؟

تو بدانی که یکی هست که بی‌طاقت توست
باز تا طاقتِ آخر بزنی وا نکنند؟

دمِ در بید بلرزی و به جایی برسی
که تهِ فاجعه پرپر بزنی وا نکنند؟

روی یک پله درِ خانه‌ی بی‌فرجامی
بِتَپی قلب کبوتر بزنی وا نکنند؟

خنده‌ای کردم و گفتم دلِ من گریه نکن
تو اگر صد شبِ دیگر بزنی وا نکنند

این درِ بسته عزیزِ دلِ من بسته به توست
شده باور کنی و در بزنی وا نکنند؟

#حسن_دلبری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

با خبر باش پس از ظلمت این چند صباح

صبح دولت بِدَمَد، شادیِ ما پشت دَر است

#محسن_محمدی
@AdabSar
💫

نه من بتوانم از تو دل بریدن
نه تو بتوانی از من سر کشیدن

کنون ای سنگدل برخیز و باز آی
مرا و خویشتن را رنج مفزای

#فخرالدین_اسعد_گرگانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻حافظ= نگهدار، نگهبان، نگاهدارنده، پاسبان، یاده‌وَر، به‌یاددار، از بَردانستن، از بَرم دانستن، از بَر دارنده، از بَرم دارنده، گوشدار، بازدار، بازدارنده، بادگان، پادگان، رامشگر
🔻حافظه= یاد، ویر، یاد‌اَنبار، یادآوری، وَرم، بَرم، یاده
🔻حافظه تاریخی= ویر باستانی
🔻به حافظه سپردن= به یاد سپردن، از بَر کردن، از بَرم کردن، بَر کردن، بَرم کردن
🔻خداحافظ= خدانگهدار، بدرود، پدرود، روز خوش، شب خوش، به امید دیدار، به خدا سپردم
🔻خداحافظی کردن= بدرود گفتن، بدرود گویی، بدرود نمودن، بدرود کردن، پدرود کردن، خدانگهداری کردن، خدانگهدار گفتن، باربستن
🔻تحفظ= خودپاسی، خودپایی، خویشتن‌داری، هشیاری، بیداری، پرهیز، خودداری، به یاد سپاری، یادگیری

نمونه:
🔺اسرار خود با شرابخوار نگو که بر تحفظ و کتمان آن قادر نباشد=
رازهای خود را با میخواره مگوی که بر خویشتن‌داری و پنهان‌داشتنِ آن توانا نباشد

🔺حافظِ کلِ اشعارِ شاهنامه‌ی فردوسی است=
ازبردارنده‌ی همه‌ی چامه‌های شاهنامه‌ی فردوسی است
شاهنامه‌ی فردوسی را از بَر است

🔺خاقانی است خاک درت حافظش تو باش 
زین مشت آتشی که ندارند رای خاک #خاقانی=
خاقانی است خاک درت نگاهبانش تو باش 
زین مشت آتشی که ندارند رای خاک

🔺خدا حافظت باشد=
خدا نگهدارت باشد

🔺به حافظه بسپار=
به یاد بسپار


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حافظ #حافظه #تحفظ #خداحافظ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

خود مست بود و مستیِ چشمم اثر نکرد
هرگز به شهرِ میکده‌هایم سفر نکرد

یک‌درمیان رابطه‌مان را گرفته بود
عاقل شد و برای رسیدن دودَر نکرد

من لوس می‌شدم که مرا در بغل کشد
خود را برای بچگیِ من پدر نکرد

می‌خواستم که غیرتِ خود را نشان دهد
تیری روانه کردم و دستی سپر نکرد

من کاشتم به خاک دلش دانه‌های سیب
او سنگ بود و دانه‌ی سیبی ثمر نکرد

ای آن‌که دستِ عشقِ مرا بوسه می‌زنی
اصلا خیالِ من به خیالت گذر نکرد؟

#زهرا_بختیاری_نژاد
@AdabSar