ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻سیل= تندآبه، تندآب، تیزآب، نوژابه، لوُر، لاخیز(زیرا از سیل گل و لای می‌خیزد)، رودباش، آبخیز، آب‌خیزی
🔻سیلاب= تندآبه، تندآب، آپتَچَت، لوُراب
🔻سیلابرو= لوُرکَند، تُندآب‌رو
🔻سیلابکَند= آبکَند
🔻مسیل= آبكند، آبراهه، آبراه، آب‌گذر، آب‌رو، خشک‌رود، لوُر، لوُرکَند، دَرَّک(دره+ک)
🔻سیل‌آسا= سهمگین، خروشان، خروشنده

نمونه:
🔺چطور می‌توان از وقوع سیل جلوگیری کرد؟=
چگونه می‌توان از رخ‌دادِ تندآب پیشگیری کرد؟

🔺باید مسیل‌ها را باز نگاه داشت=
باید آبکَندها را باز نگاه داشت

🔺سیل پیام‌های تسلیت به طرفشان سرازیر شد=
انبوه پیام‌های همدردی به سوی‌شان سرازیر شد

🔺بارشِ سیل‌آسای باران باعث خرابی‌های زیادی شد=
بارش سهمگینِ باران مایه‌ی ویرانی‌های بسیاری شد


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#سیل #سیلاب #مسیل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
☀️🌱 @AdabSar

برخیز ای خجسته، خورشید نو بهاران
برخیز ای دلآرام، امّیدِ سوگواران

برخیز ای نشان از گرمیِ آغُشِ دوست
برخیز و در بَرَم کَش تا جان جَهانَم از پوست

برخیز تا که چَشمم، سیرآب گردد از نو
برخیز تا زمستان، بی‌تاب گردد از تو

برخیز تا که فانوس، این ناز، کَم فروشد
برخیز تا که گیتی، رَختِ سپاس پوشد

برخیز تا بسازم، افسانه‌ای چو جمشید
برخیز تا بِرَخشد ، این زردرُخ چو خورشید

برخیز تا بیابد، جویای گنجنامه
برخیز تا ببیند، گنجِ دلم نشانه

برخیز تا که شاید، این زادروزِ هستی
برخیزد و بگوید، خودسوز از چه هستی!

#چکامه_پارسی
سراینده و فرستنده #محمد_خیراللهی ۱۳۹۱

☀️🌱 @AdabSar
🇮🇷☀️ @AdabSar

درود هم‌میهنان گرامی!

نوروز ٨٧٨۴ (١٣٩٨) با بارش‌های بیشتر، به جای خرمی و شادابی به تندآب‌های سهمگین و ویرانگر انجامید.
این تندآب‌های ویرانگر، آه از نهاد بخش بزرگی از هم‌میهنان ما در پهنه‌ی ایرانِ گرامی‌تر ازجان برآورد.

همه می‌دانیم که بارش‌های باران، زمین‌لرزه‌ها، رانش‌ها و آنچه ما آسیب‌های هَمَندی (طبیعی) می‌نامیم، به‌راستی نه آسیب، که رفتار زاتی اَپَرهام (ذاتی طبیعت) است.
و ما آدمیان هستیم که می‌بایست با نیروی خرَد ودانش، با رفتارهای زاتی مانته (طبیعت) هماهنگ شویم.
مانند کشورهای خردورز چون ژاپن که توانستد بارش‌های بسیار بیشتر از بارش نوروز امسال را به فرمان خویش آورند و تندآب نداشته باشند!

ایران، نخستین کشور فرهمند و داتگَر جهان است.
در ۴۵۰۰ سال پیش در فرمان منوچهر شاه می‌بینیم که بذر و کشاورزی و لایروبی رودخانه‌ها به‌گونه‌ای بیمه بودند.
و یا پردیسی/فردوسی بزرگ در شاهنامه، که برگرفته از دانشنامه‌ی هزاران ساله‌ی ایرانیان است، می‌فرماید در جایی که پیش از این آب روان بود سَرای مکن!

شوربختانه ما بسیاری از داشته‌های ارزشمند، خرَدورزانه، خدایی و زندگی‌ساز نیاکان را از کف بدادیم و به‌جای به‌کارگیری دانش، از لشگر آزبا (دعا) یاری می‌جوییم که برآیند تلخ آن اکنون بر همه روشن است.
ولی نکته‌ی ریشه‌ای‌تر که مرا ناگزیر به این نوشتار نمود، روان «اندوه‌پرور و شادی ستیز» ما است که به‌دست بسیاری از هم‌میهنان آبیاری و پَروار می‌گردد.

دوستان ارژمندم:
اینکه ما بدون همدردی و همیاری با هم‌میهنان رنج کشیده‌مان به شادی بپردازیم ننگی نابخشودنی است.
ولی اینکه به هر بهانه‌ی تلخی در میهن، شور و شادی و زندگی را به فراموشی سپرده و سستی و اندوه و کژگردنی را بپرورانیم، ننگی بسیار نابخشودنی‌تر از ننگ نخست است.

شاید تندآب نوروز امسال کشته‌ها و گم‌شدگان پرشماری داشته و شماری دیگر را نیز به شُوَند (دلیل) تنگدستی و افسردگی از ما بگیرد.
ولی آیا می‌دانید تندآب ویرانگرِ اندوه، خمودی، افسردگی، پریشیدگی و... با ما چه می‌کند؟

به سدها هزار پرونده در دادگاه‌ها بنگرید!
به آمار شرم‌آور جدایی (طلاق) بنگرید!
به آمار خودکشی‌ها (که پنهان نگاه داشته می‌شود) بنگرید!
به تلخ نیوندی (عصبیت) و تنگ فرنودی(کم منطقی) در خیابان‌ها بنگرید که هر روز به ستیزه میان هزاران پیر و جوان در می‌گیرد!

شکیبایی ما چه شد؟
بردباری ما کجا رفت؟
باری،
آسیب تندآب و زمین‌لرزه و رانش، هزاران بار کمتر از ویرانی‌ای است که از اندوه‌سازی و سوگوارپروری می‌تراوَد که به‌راستی درِ خدای خرَد را بسته و تنها دست نیایش بر آسمان‌ها را پیشکش می‌کند.
بهینه آن است که با رویی شاد و دلی پرشور و روانی استوار به یاری هم‌میهنان رنجدیده بشتابیم. ولی دلمردگی و رخوت را در ایران نهادینه نکنیم که همانا مرگِ هازمان (جامعه) است.

زندگان را دریابیم
زندگان را دریابیم!
پاینده ایران سرافراز 🌷

روز ١۵/١/٨٧٨۴ کیومرسی و ١٣٩٨ العربی
فرستنده #آرتاباز
#پیام_پارسی
🇮🇷☀️ @AdabSar
#پرسش_و_پاسخ

درود بر شما
گاهنامه ۸۷۸۴ آرتاباز گرانقدر بر چه پایه است؟
فرستنده: Maryam.Shid

به این پیام بنگرید:
https://t.me/AdabSar/13621
ادب‌سار
#پرسش_و_پاسخ درود بر شما گاهنامه ۸۷۸۴ آرتاباز گرانقدر بر چه پایه است؟ فرستنده: Maryam.Shid به این پیام بنگرید: https://t.me/AdabSar/13621
🇮🇷☀️ @AdabSar
درود دوستان
روزگار خوش،
شايسته دانستم به یک پرسش دوستان در باره‌ی چگونگی بُنسالیِ (تاریخ) ٨٧٨۴ پاسخ آورم.

بر بنیاد پژوهش‌های سَر استاد ذبیح بهروز، همچنین انجمن رَسد بلخ (اتحاد جماهیر شوروی) و همچنین سَر استاد احمد بیرشک و بر بنیاد بررسی‌های «هزاره‌ها» و برابر نهادن و پردازش آن با اوستا و ماتیکان‌های (کتاب‌های) باز مانده از نیاکان؛ برای نخستين‌بار پادشاهی به نام کیومرس توانست بر مردمی با یک خون و نژاد و فرهنگ در پهنه‌ای به گستردگی چهار وَسان گز چارک (چهار میلیون کیلومتر مربع) فرمانروایی کند که همانا «ایرها» یا ایرانیان بودند.
پردیسی/فردوسی بزرگ نیز می‌فرماید:
«سر پادشاهان، کیومرس بود»

بر بنیاد همان پژوهش‌ها، کیومرس در آغاز هزاره‌ی پنجم به این مِهَند (مهم) دست یافت که می‌شود ۶٧۶۵ سال پیش از ژانگاس/زایش (میلاد).
اکنون نیز ٢٠١٩ پس از ژانگاس است.
[۶٧۶۵ +٢٠١٩] =٨٧٨۴

این پژوهش‌ها، یافته‌هایی است که تاکنون بدست آمده است و گمان می‌رود «دوازده هزاره‌ها» به دو یا سه «دوازده هزاره» فراتر رود و گستردگی فرهنگ ستَبر ایران روشن‌تر گردد.

پاینده ایران سرافراز 🌷
فرستنده: #آرتاباز
٢/١/٨٧٨۴ کیومرسی
🇮🇷☀️ @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

برخاستی و رفتی و در پشت سر تو

انگار نه انگار نگاهی نگران است!

#سجاد_شهیدی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

نابرابر شده این جنگ، از آن می‌گذرم
هرکه پرسید کجا رفت، بگو بی‌خبرم

تو و خالِ لب و ابرو و دو تا چشمِ سیاه
در مقابل من بیچاره فقط یک نفرم!

#شاهد_رحمانی
@AdabSar
🌼🌸🌺🌸🌼🌸🌺🌸🌼🌸🌺🌸🌼

بپرسید: «تا جاودان دوست کیست؟
ز دردِ جدایی که خواهد گریست؟»

چنین داد پاسخ که: «کردارِ نیک
نخواهد جدا بودن از یارِ نیک»

«چه مانَد بدو گفت: جاوید چیز
که آن چیز کمّی نگیرد به نیز؟»

چنین داد پاسخ که: «انبازِ مرد
نه کاهد نه سوزد نه ترسد ز درد»

چنین گفت: «کین جان‌ِ دانا بُوَد
که بر آرزوها توانا بُوَد»

امید که:
همیشه بزی شاد و برترمنش
ز تو دور بادا بدِ بدکنش
#فردوسی

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌼🌺🌼🌸🌼🌺🌼🌸🌼🌺🌼🌸
📕📚 شماری از سره‌سرودگان سعدی:

📕نیک و بد چون همی بباید مُرد
خُنُک آن کس که گویِ نیکی برد

📚جهان ای برادر؛ نماند به کس
دل اندر جهان‌آفرین بند و بس

📕پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیر دست
دوست‌دارش روزِ سختی، دشمنِ زورآورست

📚مرد باید که گیرد اندر گوش
ور نبشته‌ست پند بر دیوار

📕نور* گیتی‌فروز چشمه‌ی هور
زشت باشد به چشم موشک کور!

📚سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند!

* در این سرودگان، تنها واژه‌ی «نور» پارسی نیست.

به کوشش و گردآوری: #بلال_ریگی
#چکامه_پارسی #روز_سعدی

🍃🌸 @AdabSar
1
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بجوی گل ز گلستان سعديِ شیراز
که بوستان دلت بوی مشک تر گیرد

گل همیشه‌بهار سخنوری سعدی‌ست
که ژاله‌ی هنرش خرده بر گهر گیرد

از اوست پرتوی ار در کلام هرکه جز اوست
چنان که پرتو خود را ز خور قمر گیرد

در آن زمانه بجز سعدی از فروغ سخن 
که دیده‌ای زحلب تا به کاشغر گیرد؟

معارف بشری را به لفظ پاک دری 
نوشته است کز آن بهره‌ها بشر گیرد

چنان ز نقش معانی صور کند در لفظ
ندانی آن که کدام از کدام اثر گیرد

هزار صورت گلگون برآورد به غزل 
چنان که باغ گل از شعر او صور گیرد

بنای نثر گذارد فشرده بر ایجاز
فزون معانی از الفاظِ مختصر گیرد

نه مرد گفتن و دُر سفتن و سخن تنهاست
کزو چکاد عمل هم شکوه‌ و فر گیرد

به گرمپویه جهان را چو خور بپیماید
هزار تجربه از سیرِ مستمر گیرد

دلا تو نیز چُنو برنشان نهال کمال
زجانِ خود بدهش آب تا ثمر گیرد

صبا به تربت سعدی پیامِ ما برسان 
که سر بر آرد و از حال ما خبر گیرد

من این چکامه به سعدی فراز آوردم 
زمن بضاعتِ مُزجاتِ من اگر گیرد

سرود موسوی این چامه را به گرمارود 
کز آن مسیح‌نفس، همتی مگر گیرد


#علی_موسوی_گرمارودی
#روز_سعدی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔸 گل همیشه‌بهارِ سخنوری سعدی‌ست

یکم اردیبهشت
روز بزرگداشت خداوندگار ادب و شهسوار سخن، «سعدی» جاودانه را گرامی می‌داریم
و به روان مینوی‌اش درود می‌فرستیم.

#روز_سعدی
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بشنو، که وصف حضرت سعدی و شعر او
از هر سخنوری شنوی، روح‌پرور است

باغ گل همیشه‌بهار است دفترش
این باغ را چه حاجت سرو و صنوبر است؟

مجموعه‌ی کلام و غزل‌های ناب او
گاه قیاس با دگران، باز برتر است

یک بوستان حکمت، یک گلستان ادب
یک کهکشان غزل، غزل مستی‌آور است

منظومه‌ی بدیع خواتیم و طیبات
یک آسمان ستاره، پر از درّ و گوهر است

در صبح بوستان و گلستان بدایعش
مانند طیبات، پر از عطر و عنبر است

ختم کتاب فضل و بلاغت به نام اوست
این منشآت، حک‌شده بر کاغذ زر است

هر باب ازین کتاب نگارین که بنگری
همچون بهشت، گویی از آن باب بهتر است

این طرفه بین که گفته‌ی سعدی هنوز هم
معیار سنجش سخن و حکم داور است

سعدی به ملک شعر، خداوندگار عشق
در فضل، در قلمرو هستی، پیمبر است

سعدی سخنوری‌ست گزین، بر سریر شعر
در هر زمان اشاره‌ی او حرف آخر است

ملک ادب گرفته به تیغ سخنوری
بر تخت کشور سخن و شعر، افسر است

بعد از هزار سال که در خاک خفته پاک
آوازه در فکنده و خاکش معطر است

بعد از وفات، تربت او در زمین مجوی
در سینه‌های مرد هنرور مصور است

او نیست در میانه، ولی تا همیشه باز
هر نکته‌ای و هر غزلش تازه و تر است

آیا دوباره همچو تو، فرزندی آورد؟
هیهات ازین خیال محالی که در سر است

ای جاودانه‌ی شاعر! ای فخر خاک پارس!
شیراز، با تو از همه‌ی شهرها سَر است

نامت نگین حلقه‌ی شعر است و شاعری
بر تارک زمین و زمان، زیب و زیور است

نظم کسان برابر شعر بلند تو
هرجا، قیاسِ رویگر و کیمیاگر است


ختم سخن، به شعر تو شایسته‌تر، که نظم
این گفته‌ها برابر شعرت محقر است

همچون درخت بادیه، سعدی به برگ شوق
سوزان و میوه‌ی سخنش همچنان تَر است


بریده‌ای از سروده‌ی #علیرضا_طبایی
#روز_سعدی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


🔸روز سعدی گرامی باد.

بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

از گذشته های دور، بزرگترها بما میگفتند، و یا در نوشته ها می خواندیم که چکامه بالا، بچند زبان زنده دنیا، در تابلویی بر سر در سازمان کشورهای باهم(سازمان ملل متحد)، برافراشته شده است. چندی پیش که برای دیدن پسرم به آمریکا رفته بودم، به دیدار سازمان ملل متحد در نیویورک رفتیم. تا این تابلو را ببینیم. هرچه گشتییم چنین تابلویی ندیدیم. از پلیس نگهبان پرسیدیم، آنها هم از بودن چنین چیزی آگاهی نداشتند. اما گفتند که در گذشته یکی از نمایندگان ایران در سازمان ملل متحد، فرشی ابریشمی، دستبافته هنرمندان ایرانی، که به این سروده سعدی آراسته شده است را به سازمان ملل متحد هدیه کرده است که درون یکی از سالنها، بر روی دیوار پیداست. رفتیم و آن تابلو فرش را پیدا کردیم.
گویا از گذشته این آرزوی ایرانیان بوده که این سروده سعدی بر سر در سازمان ملل متحد برافراشته شود.

اگر بخواهیم، چکیده اساسنامه و مرامنامه سازمان ملل متحد را بیان کنیم و به دیگران بگوییم، بهتر از این سروده زیبا چه میتوان گفت! با کمی دیپلماسی توانمندانه میتوان به این آرزوی دیرینه رسید. و این چامه نغز، زیبا و دلکش را به جایگاه خود برد.

سعدی در بوستان سخنوری ست آرمانگرا، و در پی آنست که آیین آرمان شهری را به ما بیاموزد. ما در بوستان شیوه درست و آیینمند زندگی را می بینیم. بوستان اندرز نامه سعدی ست.

سعدی در گلستان از آنچه هست(واقعیت ها) سخن میگوید. بنابراین گلستان و بوستان در دوسویی وارونه جای میگیرند. بوستان آرمانگرا و گلستان پیرامونگرا(واقعیت گرا) میباشد. اگرچه در گلستان هم، بفراخور داستانها، سعدی به اندیشه های آرمان شهری خود اشاره میکند.

سعدی در سروده هایش تلاش میکند که زهر ستایشگری را از چامه های خود بزداید. ستایش سعدی از پادشاهی یا بزرگی، همراه با پند و رهنمود است.

به نوبت اند ملوک اندرین سپنج سرای
کنون که نوبت توست ای ملک به داد گرای

این چامه در ستایش سروده شده، اما همراه پند و اندرز و رهنمود است.
سعدی در این سروده، جمله را با نگاه به "دانش معانی" هنرمندانه و نازش خیزانه(فاخر)، با آوردن گزاره در آغاز، می سراید. درین سروده بن مایه ادبی، اشاره به گذرا بودن پادشاهی ست. تا شنونده را به اندیشیدن وادارد، و آتش خودبینی(غرور) و خودستایی را در او خاموش گرداند، به این امید که برای شنیدن دنباله سخن آماده شود.

بن مایه دیگر این چامه، ای ملک است، که سعدی با پادشاه برهنه و آشکار سخن میگوید! در اینجا سعدی از جایگاهی برتر سخن میراند و شنونده را روشن و بی پرده، اندرز و رهنمایی میکند.

ویژگی دیگر سعدی، انسان دوستی اوست. که سروده آغازین این نوشتار(بنی آدم....) نماد آنست. انسان دوستی سعدی بازتابی ست، از خارخار(دغدغه)های او، در اندیشه آرمان شهری و ایده آلیستی او. سعدی آرمان شهر خود را میخواهد در جایی بنا کند که زمینه اش فراهم نیست! زیرا آدمیان پیش از آنکه آرمانگرا و در اندیشه آیین شهر باشند، برده و سرسپرده خواهش های خویشند. با این همه سعدی نا امید نمی شود و تلاش میکند، تا اندیشه آرمان شهری را گسترش دهد. و برای بنیادگذاری آن شهر زیبا و آباد، کادر سازی کند.


فرستنده #یدالهی
#روز_سعدی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
1👍1
Forwarded from ادب‌سار
💫

مرا گویند با دشمن برآویز
گرت چالاکی و مردانگی هست

کسی بیهوده خون خویشتن ریخت؟
کند هرگز چنین دیوانگی مست؟

تو زر بر کف نمی‌یاری نهادن
سپاهی چون نهد سر بر کف دست؟

#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
1
Chizi
DangShow
مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست!
#سعدی

🎧 "چیزی" 🎤
کاری زیبا از خنیاگران گروه "دنگ‌شو"
از جُـنگ(آلبوم) "مُد و نای"

#موزیک
🎤 @AdabSar 🎧
🌾 آیین کهن بیل‌گردانی در «نیم‌ور محلات اراک»، نماد سپاسگزاری از ایزدبانوی آب یا آناهیتا است. کشاورزان با برگزاری این جشن باستانی در واپسین آدینه‌ی فروردین، به پیشواز کشت بهاره می‌روند.

🌾 @AdabSar
شاعران
وارث آب و
خرد و
روشنی‌اند...

یکم اردیبهشت، شاعرانه‌ترین روز سال، روز بزرگداشت سعدی سخن‌پرور و سالروز پرواز ملک‌الشعرای بهار و سهراب سپهری است.
یاد و نام‌شان جاودان باد.

@AdabSar
🌱🌾
🇮🇷 @AdabSar

زبان شکرین و شیوای پارسی که می‌توانیم بی‌درنگ آن را نغزترین و توانمندترین زبان زیباشناختی در جهان بدانیم، سرشت و ساختاری دوگانه و ناسازوارانه دارد: از سویی زبانی است بسیار سوده و ساده، نغز و نازک، با زنگ و آهنگی دلاویز و خنیایی و گوشنواز؛ از دیگر سوی، زبانی استوار و سخت‌جان و پایدار که تندبادهایی سهمناک و ستیزآمیز را از سر گذرانیده و در درازنای سده‌ها و هزاره‌ها برپای مانده و باری گران و تن‌فرسای را بر دوش کشیده است که فرهنگ گرانسنگ و نازشخیز ایرانی است.

زبان پارسی، زبانی است توانمند و بی‌نیاز. این توانمندی در زبان پارسی، برمی‌گردد به سامانه و دستگاه واژه‌سازی در این زبان که بسیار نیرومند و کارآمد و آفرینش‌گرایانه و بی‌کرانه است. ما می‌توانیم بی‌شمار در پارسی، واژه بسازیم.

می‌توان از واژه‌های بیگانه بپرهیزید؛ برای واژگانی که به هر انگیزه‌ای در این زبان راه جسته‌اند، برابرهای پارسی بیابیم؛ اندک‌اندک این واژه‌ها را از زبان پارسی برانیم و آن واژگان دیگر را به جای آن‌ها بنشانیم.

زبان پارسی مانند بسیاری از زبان‌های جهان کالبدینه نیست؛ بدینسان که پیمانه‌ها و ریخت‌های از پیش نهاده برای واژه‌سازی در این زبان نمی‌بینیم. زبان پارسی بسیار نرمش‌پذیر است؛ به موم می‌ماند. هرچه مایه و توان و دانش شما در زبان پارسی بیشتر باشد، این زبان را آسان‌تر و مایه‌ورتر می‌توانید به کار بگیرید.

زبان پارسی، مایه‌ورترین و نغزترین سامانه‌ی سرودینه و سراودین (شعری) جهان را، در چندی چونی، در خود پدید آورده است و آوازه‌ی ایران را تا دورترین سرزمین‌های گیتی درگسترده است و سخنورانی بزرگ و ورجاوند را، در آفرینش شاهکارهای جاودان ادبی به کار آمده است؛ شاهکارها و سخنورانی که به هیچ گمان گزافه همانند و همالی برایشان در سراسر جهان نمی‌توان یافت.

شگرفی و شاهواری این زبان و سختگی و ستواری آن تا بدان پایه بوده است که سخن پارسی و ادبِ در پیوسته آن را آنچنان مایه بخشیده است که فرازنای فرخنده‌ی فرهنگ و هنر ایران و ستیغ استوار و سر بر سپهر این هنر و فرهنگ گردیده است.

ناتوانی، کمبود و بیتوشی از زبان پارسی نیست، از کسانی است که این زبان را به کار می‌گیرند.


#میرجلال_الدین_کزازی
بریده‌هایی از یادداشت "اندر چرایی سره‌گویی و سره‌نویسی"

🇮🇷 @AdabSar
🍃🌱 @AdabSar

🍀 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🍀 جشن گیاه‌آوری

🌱 جشن "گیاه‌آوری" ویژه‌ی گردآوری گیاهان دارویی، یکی از جشن‌های پرشمار ایران باستان و نخستین جشن اردیبهشت‌ماه بود که در وهمن‌روز از اردیبهشت، برابر با دوم این ماه در ایران باستان برگزار می‌شد.
در ماه اردیبهشت گیاهان تازه روییده‌اند و زمین زیبا و سرسبز است و جشن "گیاه‌آوری" یکی از آیین‌های گرامی‌داشت سرسبزی و پیشکش‌های زمین در میان نیاکان ما بود.

🌿 ایرانیان باستان این روز را در دامنه‌ی کوه‌ها، دشت‌ها و باغ‌ها سپری می‌کردند و به اندازه‌ی نیازشان از گیاهان دارویی و خوراکی گردآوری می‌کردند. آسیب رساندن به دیگر گیاهان و برداشت بیش از نیاز گیاهان دارویی در میان آن‌ها گناه شمرده می‌شد.

🍃 آگاهی رسیده به ما درباره‌ی این جشن بسیار اندک و پراکنده است و تنها ابوریحان بیرونی به آن پرداخته و شماری از ایرانشناسان درباره‌اش گمان‌هایی دارند.

والامنش کسی است که زیست‌بوم خود را همچون روان‌‌اش و خانه‌اش پاک و شاداب نگه داشته و از آسیب به آن می‌پرهیزد و از پیشکش‌های زمین به اندازه‌ی نیاز و به درستی بهره می‌گیرد.

#جشن_های_ایرانی #جشن_گیاه_آوری #اردیبهشتگان

🍃🌱 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻لذت= کام، شادکامی، برخورداری، خوشی، هونیاکی، خِوا، مزه، خوشمزگی، گوارایی
🔻لذت انفعالی= خوشی گُذَرا
🔻لذت‌بخش= خوشایند، خوشی‌بخش، جانفزا، مزه‌دار، بامزه
🔻لذت بخشیدن= خوشی بخشیدن، خوشی دادن، شادی بخشیدن، دلشاد کردن، مزه دادن
🔻لذت بردن= کام گرفتن، رامش بردن، بهره‌مندی، خوش بودن، خوش گشتن، سرخوش گشتن، خوشی کردن، خوشی بردن، خوشی یافتن، خوش آمدن، خوشگذرانی، خوشی، سرخوشی، شاد شدن، شادی کردن، نوش بردن، مزه یافتن
🔻لذت‌پرست= شادی‌پرست، خوشگذران
🔻لذت جنسی= خوشیِ آمیزشی، خوشیِ تن‌آمیزی، تَن‌کامِگی
🔻لذت حسی= خوشی سُهِشی
🔻لذت خیالی= خوشی پنداری
🔻لذت داشتن= مزه داشتن، خوشی داشتن، گوارا بودن
🔻لذت دهنده= خوشایند، خوشی‌بخش، جانفزا، مزه‌دار، بامزه
🔻لذت شهوانی= خوشی وَرَنی، تَن‌کامِگی
🔻لذت عقلی= سرخوشی، خوشی دریافت، خوشی اندیشه
🔻لذت فعلی= خوشی پویشی، خوشی کُنِشی
🔻لذت‌گستر= شادی‌گستر، شادی‌آفرین، خوشی‌گستر
🔻لذت وَهمی= خوشی آرزو، آرزوی خوشی
🔻لذت یافتن= مزه یافتن، خوشی یافتن
🔻لذات= (لذت‌ها)، کام‌ها، شادکامی‌ها، برخورداری‌ها، خوشی‌ها، هونیاک‌ها، مزه‌ها
🔻لِذاذ= (لذت‌ها)، کام‌ها، شادکامی‌ها، برخورداری‌ها، خوشی‌ها، هونیاک‌ها، مزه‌ها
🔻لذاذت= هونیاکی، شادی کردن، خوشمزگی، گوارایی، مزه‌یافتن، مزه‌کردن
🔻لذیذ/لذیذه = خوشمزه، خوشگوار، خوشخوار، خوش خوراک، گوارا، مزه‌دار، مزه‌بار، مزه‌ناک، دندان‌مَز، هونیاک، اورواهمَن
🔻لذائذ/لذایذ = (لذت‌ها)، هونیاک‌ها، کام‌ها، شادکامی‌ها، خوشی‌ها، هونیاک‌ها، خوشمزه‌ها، مزه‌ها
طعام لذیذ= خوراک خوشمزه، لوت، شاه‌لوت
🔻تلذذ= (لذت بردن)، کام گرفتن، رامش بردن، بهره‌مندی، خوش بودن، خوش گشتن، سرخوش گشتن، خوشی کردن، خوشی بردن، خوشی یافتن، خوش آمدن، خوشگذرانی، خوشی، سرخوشی، شاد شدن، شادی کردن، نوش بردن، مزه یافتن، مزه کردن
🔻متلذذ= (لذت برده)، کام گرفته، رامش برده، بهره‌مند، خوش، خوش گشته، سرخوش گشته، خوشی کرده، خوشی برده، خوشی یافته، خوش آمده، خوشگذران، سرخوش، شاد، شادی کرده، نوش برده، مزه یافته
🔻متلذذین= کام گرفتگان، رامش بردگان، بهره‌مندان، خوش‌ها، خوش گشته‌ها، خوشی کرده‌ها، خوشی برده‌ها، خوشی یافته‌ها، خوشگذرانان، سرخوشان، شادان، شادی کردگان، نوش بردگان، مزه یافتگان

🔺التذاذ= کام گرفتن، رامش بردن، بهره‌مندی، خوش بودن، خوش گشتن، سرخوش گشتن، خوشی کردن، خوشی بردن، خوشی یافتن، خوش آمدن، خوشگذرانی، خوشی، سرخوشی، خوش شمردن، شاد شدن، شادی کردن، نوش بردن، مزه یافتن

🔺استلذاذ= کام گرفتن، رامش بردن، بهره‌مندی، خوش بودن، خوش گشتن، سرخوش گشتن، خوشی کردن، خوشی بردن، خوشی یافتن، خوش آمدن، خوشگذرانی، خوشی، سرخوشی، خوش شمردن، شاد شدن، شادی کردن، نوش بردن، مزه یافتن

نمونه:

🔺خوان بزرگان اگرچه لذیذ است، خورده‌ی انبان خود بالذت‌تر #گلستان #سعدی =
خوان بزرگان اگرچه خوشگوار است، خورده‌ی انبان خود گواراتر

🔺امیدوارم از این برنامه لذت ببرید=
امیدوارم از این برنامه بهره‌مند شوید
امیدوارم از این برنامه خوشتان بیاید

🔺هیچ چیز اینقدر لذت‌بخش نبود=
هیچ چیز این اندازه گوارا/خوشگوار نبود

🔺باد خنک در تابستان لذتبخش است=
باد خنک در تابستان خوشایند است

🔺لذت جنسی از لذائذ مهم بشر است=
تَن‌کامِگی از خوشی‌های مهند آدمی‌ست

🔺کباب روی منقل ذغالی لذیذ می‌شود=
کباب روی آتشدان زغالی خوشمزه می‌شود

🔺چه غذای لذیدی پختید=
چه خوراک خوشمزه‌ای پختید

🔺از این تئاتر لذت بردم=
از این نمایش خوشی یافتم
این نمایش خوشایندم بود
از این نمایش خوشم آمد

🔺لذت ببرید=
گوارایتان باد
خوش باشید
کام بگیرید
نوش جان


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#لذت #لذات #لذاذ #لذاذت #لذیذ #لذائذ #لذایذ #تلذذ #متلذذ #متلذذین #التذاذ #استلذاذ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸