Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
در خانهی خود نشسته بودم دِلریش
وَز بارِ گُنَه فِکنده بودم سَر پیش
بانگی آمد که غم مخور ای درویش
تو درخورِ خود کنی و ما درخورِ خویش
#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
در خانهی خود نشسته بودم دِلریش
وَز بارِ گُنَه فِکنده بودم سَر پیش
بانگی آمد که غم مخور ای درویش
تو درخورِ خود کنی و ما درخورِ خویش
#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
دوستان ارجمند، درود 🌹
پیشنهاد ادبسار به شما برای شبهای تابستان و روزهای فَرویش(تعطیل)، تماشای چهار فَرُخشار (فیلم بلند) به نامهای "مردان اپاختری"، "مردان ایکس"، "کینمنشان" و "لوگان" با زیرنویس پارسی پاک است. این کوشش برای نخستینبار در جهان انجام و در ادبسار، بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان، همرسانی شده است. بیشک دنبال کردن آن به آشنایی بیشتر ما با پارسی سره و توانمند شدنمان در پارسیگویی و پارسینویسی یاری میرساند.
"مردان اپاختری" را در این پیوند ببینید:
https://t.me/AdabSar/10385
برای دیدن "مردان ایکس" به این پیوند بروید:
https://t.me/AdabSar/12124
"کینمنشان" را در اینجا بیابید:
https://t.me/AdabSar/13411
فَرُخشار/توژ (فیلم) "لوگان" را در این پیوند ببینید:
https://t.me/AdabSar/14230
🆔 ادبسار را در اینستاگرام نیز دنبال کنید:
instagram.com/AdabSar
پیشنهاد ادبسار به شما برای شبهای تابستان و روزهای فَرویش(تعطیل)، تماشای چهار فَرُخشار (فیلم بلند) به نامهای "مردان اپاختری"، "مردان ایکس"، "کینمنشان" و "لوگان" با زیرنویس پارسی پاک است. این کوشش برای نخستینبار در جهان انجام و در ادبسار، بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان، همرسانی شده است. بیشک دنبال کردن آن به آشنایی بیشتر ما با پارسی سره و توانمند شدنمان در پارسیگویی و پارسینویسی یاری میرساند.
"مردان اپاختری" را در این پیوند ببینید:
https://t.me/AdabSar/10385
برای دیدن "مردان ایکس" به این پیوند بروید:
https://t.me/AdabSar/12124
"کینمنشان" را در اینجا بیابید:
https://t.me/AdabSar/13411
فَرُخشار/توژ (فیلم) "لوگان" را در این پیوند ببینید:
https://t.me/AdabSar/14230
🆔 ادبسار را در اینستاگرام نیز دنبال کنید:
instagram.com/AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
ساعت آفتابی = آفتابنما، گاهنمای آفتابی
ساعت تنفس = دَمِ آسودگی، هنگام آسایش
ساعت خورشیدی = آفتابنما، تَسونمای خورشیدی
ساعت زنگدار(شماطهدار، Alarm clock) = مَنگَلَه
ساعتساز = جامساز، گاهنُماساز، تَسوساز
ساعتسنج = تَسوسنج
ساعتشُمار = تَسوشُمار
ساعتک = جامک
ساعت مچی(Watch) = مَنگانه
🚩بیشتر در: t.me/AdabSar/5980
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ساعت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
ساعت آفتابی = آفتابنما، گاهنمای آفتابی
ساعت تنفس = دَمِ آسودگی، هنگام آسایش
ساعت خورشیدی = آفتابنما، تَسونمای خورشیدی
ساعت زنگدار(شماطهدار، Alarm clock) = مَنگَلَه
ساعتساز = جامساز، گاهنُماساز، تَسوساز
ساعتسنج = تَسوسنج
ساعتشُمار = تَسوشُمار
ساعتک = جامک
ساعت مچی(Watch) = مَنگانه
🚩بیشتر در: t.me/AdabSar/5980
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ساعت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
ساعت = (پارسی تازیشده)، سایه، گاهشُمار، گاهسَنج، گاهنما، تَسو*، تَسوک، پَنگان*، جام، زمان، باسر، پاس، هاسَر، هنگام، گاه، گاس
ساعات = زمانها، باسرها، تَسوها، گاهنماها
✍"ساعت" واژهای تازی با ریشهی ایرانی است که از واژهی "سایه" گرفته شده است. چرا که در گذشته، گذشتِ زمان را با سایهی تیغهای که در زمین فرو میکردند اندازه میگرفتند.
"ساعت" در زبان پارسی با چند چَم(معنی) بهکار میرود:
🔺گاهی به چم "یک بیستوچهارم روز، تَسو، تَسوک، "Hour است، مانند:
ساعت ۵ راه افتادیم =
تَسوکِ ۵ راه افتادیم
🔺گاهی به چم O'clock"" است. مانند:
ساعت چند است؟ =
تَسوک چند است؟
تسوی چندم است؟
🔺گاهی به چم "گاهنما، پَنگان، تَسونما، Clock" و در گونههای گیتیکی، دیواری، آفتابی، آبی و... است، مانند:
ساعتتان را چند خریدهاید؟ =
گاهنمای خود را چند خریدهاید؟
یک ساعت دیواری هدیه آوردهام =
یک پَنگان دیواری پیشکش آوردهام
🔺گاهی و بهویژه در نوشتههای کهن به چم "هنگام، گاه، گاس، Time ،Tense ،Tempo" است، مانند:
قشون نادرشاه در ساعت سعد حمله کرد =
سپاه نادرشاه در هنگامی نیک تاخت
✍پینوشت:
*تَسو = در زبان اَوِستایی یک بیستوچهارم شبانهروز را "تَسو" گویند.
*پَنگ = تشتی مسین یا رویین است که ته آن سوراخ تنگی کنند و در آب گذارند، چون پُر گردد و در ته نشیند یک "پَنگ" شود. بیشتر آبیاران آن را میدارند و در بَخشگاهِ آب نهند.
🚩دنباله در t.me/AdabSar/5993
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ساعت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
ساعت = (پارسی تازیشده)، سایه، گاهشُمار، گاهسَنج، گاهنما، تَسو*، تَسوک، پَنگان*، جام، زمان، باسر، پاس، هاسَر، هنگام، گاه، گاس
ساعات = زمانها، باسرها، تَسوها، گاهنماها
✍"ساعت" واژهای تازی با ریشهی ایرانی است که از واژهی "سایه" گرفته شده است. چرا که در گذشته، گذشتِ زمان را با سایهی تیغهای که در زمین فرو میکردند اندازه میگرفتند.
"ساعت" در زبان پارسی با چند چَم(معنی) بهکار میرود:
🔺گاهی به چم "یک بیستوچهارم روز، تَسو، تَسوک، "Hour است، مانند:
ساعت ۵ راه افتادیم =
تَسوکِ ۵ راه افتادیم
🔺گاهی به چم O'clock"" است. مانند:
ساعت چند است؟ =
تَسوک چند است؟
تسوی چندم است؟
🔺گاهی به چم "گاهنما، پَنگان، تَسونما، Clock" و در گونههای گیتیکی، دیواری، آفتابی، آبی و... است، مانند:
ساعتتان را چند خریدهاید؟ =
گاهنمای خود را چند خریدهاید؟
یک ساعت دیواری هدیه آوردهام =
یک پَنگان دیواری پیشکش آوردهام
🔺گاهی و بهویژه در نوشتههای کهن به چم "هنگام، گاه، گاس، Time ،Tense ،Tempo" است، مانند:
قشون نادرشاه در ساعت سعد حمله کرد =
سپاه نادرشاه در هنگامی نیک تاخت
✍پینوشت:
*تَسو = در زبان اَوِستایی یک بیستوچهارم شبانهروز را "تَسو" گویند.
*پَنگ = تشتی مسین یا رویین است که ته آن سوراخ تنگی کنند و در آب گذارند، چون پُر گردد و در ته نشیند یک "پَنگ" شود. بیشتر آبیاران آن را میدارند و در بَخشگاهِ آب نهند.
🚩دنباله در t.me/AdabSar/5993
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ساعت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
زمین خلاصهای از چشم آسمانی توست
غزل برآمده از بازی زبانی توست
نه اندونزی و ژاپن، نه بم، نه هاییتی
تکاندهندهترین صحنه شعرخوانی توست
کمی نخند! کمی دور شو! کمی بد باش!
که هرچه میکشم از دست مهربانیِ توست
هرآنچه را بفروشم، نمیرسد وسعم
به خندهی تو که سوغات دامغانی توست
بلوغ زودرَسَم علتِ کهولت نیست
اگر که پیر شدم، مشکل از جوانیِ توست
دو سال میگذرد، من هنوز سربازم
وظیفهی شب و روزم ندیدهبانی توست!
#یاسر_قنبرلو
@AdabSar
زمین خلاصهای از چشم آسمانی توست
غزل برآمده از بازی زبانی توست
نه اندونزی و ژاپن، نه بم، نه هاییتی
تکاندهندهترین صحنه شعرخوانی توست
کمی نخند! کمی دور شو! کمی بد باش!
که هرچه میکشم از دست مهربانیِ توست
هرآنچه را بفروشم، نمیرسد وسعم
به خندهی تو که سوغات دامغانی توست
بلوغ زودرَسَم علتِ کهولت نیست
اگر که پیر شدم، مشکل از جوانیِ توست
دو سال میگذرد، من هنوز سربازم
وظیفهی شب و روزم ندیدهبانی توست!
#یاسر_قنبرلو
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
از تن چو برفت جان پاک من و تو
خشتی دو نهند بر مغاک من و تو
و آنگاه برای خشت گور دگران
در کالبدی کشند خاک من و تو
#خیام
#چکامه_پارسی
@AdabSar
از تن چو برفت جان پاک من و تو
خشتی دو نهند بر مغاک من و تو
و آنگاه برای خشت گور دگران
در کالبدی کشند خاک من و تو
#خیام
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
گرچه با بودن تو حال نیامد جگرم
ولی از رفتن تو چندبرابر پکرم
پیش من نیستی ای نام تو بر پیشانی
در نبود تو من از حال خودم بیخبرم
زود برگرد که حال دلم اصلا خوش نیست
زود برگرد، به تو از همه محتاجترم
رفتن تو نفسم را به شمارش انداخت
من به ناز نفست از نفسم میگذرم
حال من دست خودش نیست، خدا میداند
من در این شهر به دنبال دلم دربهدرم
کس نفهمید جنون دل من کار تو بود
کس ندانست که از عشق چه آمد به سرم
رفتی و من به فریب خودم عادت کردم
ناامیدم مکن از خویش، بیا منتظرم
شک ندارم که در این شعر تو برمیگردی
من به پایان خوش شعر خودم مینگرم
#محسن_بقایی
@AdabSar
گرچه با بودن تو حال نیامد جگرم
ولی از رفتن تو چندبرابر پکرم
پیش من نیستی ای نام تو بر پیشانی
در نبود تو من از حال خودم بیخبرم
زود برگرد که حال دلم اصلا خوش نیست
زود برگرد، به تو از همه محتاجترم
رفتن تو نفسم را به شمارش انداخت
من به ناز نفست از نفسم میگذرم
حال من دست خودش نیست، خدا میداند
من در این شهر به دنبال دلم دربهدرم
کس نفهمید جنون دل من کار تو بود
کس ندانست که از عشق چه آمد به سرم
رفتی و من به فریب خودم عادت کردم
ناامیدم مکن از خویش، بیا منتظرم
شک ندارم که در این شعر تو برمیگردی
من به پایان خوش شعر خودم مینگرم
#محسن_بقایی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻موفقیت= Sussess، کامیابی، کامیافت، کامروایی، کامکاری، کامگاری، کامرانی، پیروزی، سربلندی، بهرهمندی
🔻عدم موفقیت= ناکامی، ناکامروایی، ناکامگاری، ناکامیابی، شکست
🔻موفقیت نسبی= کمابیش پیروز
🔻موفق= Successful، کامیاب، کامروا، کامگار، کامکار، پیروز، سربلند، بهرهمند، بختیار، نیکبخت
🔻ناموفق= ناکام، ناکامروا، ناکامگار، ناکامیاب
🔻موفق شدن= Susseed، کامیابیدن، کامیافتن، کامیاب شدن، کامروا گشتن، پیروز شدن
🔻توفیق= کامیابی، کامیافت، کامروایی، کامکاری، کامرانی، پیروزی، سربلندی، بهرهمندی، بهروزی
✍نمونه:
🔺انشاءالله موفق و مؤید باشید=
به یاری خدا پیروز باشید
امیدوارم کامروا باشید
پیروز باشید
🔺بالاخره و با سعی زیاد موفق شدند برنامه را به آخر برسانند
سرانجام و با کوشش بسیار کامیابیدند برنامه را به فرجام برسانند
🔺متوجه شد که بدون کمک بقیه موفق نخواهد شد
دریافت که بی یاریِ دیگران کامیاب نخواهد شد/نخواهد کامیابید
🔺برای موفقیت باید تلاش کرد
برای کامگاری باید کوشش کرد/کوشید
🔺دشمنانش در صدمهزدن به او موفق نبودند/ناموفق بودند
دشمنانش در آسیبزدن به او کامیاب نبودند/ناکامیاب بودند
🔺هرگز نشوم به کام دشمن
تا بر تن خویش «کامگارم» #ناصرخسرو
🔺بر کام و آرزو دل بیچارهی مرا
«ناکامگار» کرد گل «کامگار» او #فرخی
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#موفق #ناموفق #توفیق #موفقیت #عدم_موفقیت #Sussess #Successful #Susseed
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻موفقیت= Sussess، کامیابی، کامیافت، کامروایی، کامکاری، کامگاری، کامرانی، پیروزی، سربلندی، بهرهمندی
🔻عدم موفقیت= ناکامی، ناکامروایی، ناکامگاری، ناکامیابی، شکست
🔻موفقیت نسبی= کمابیش پیروز
🔻موفق= Successful، کامیاب، کامروا، کامگار، کامکار، پیروز، سربلند، بهرهمند، بختیار، نیکبخت
🔻ناموفق= ناکام، ناکامروا، ناکامگار، ناکامیاب
🔻موفق شدن= Susseed، کامیابیدن، کامیافتن، کامیاب شدن، کامروا گشتن، پیروز شدن
🔻توفیق= کامیابی، کامیافت، کامروایی، کامکاری، کامرانی، پیروزی، سربلندی، بهرهمندی، بهروزی
✍نمونه:
🔺انشاءالله موفق و مؤید باشید=
به یاری خدا پیروز باشید
امیدوارم کامروا باشید
پیروز باشید
🔺بالاخره و با سعی زیاد موفق شدند برنامه را به آخر برسانند
سرانجام و با کوشش بسیار کامیابیدند برنامه را به فرجام برسانند
🔺متوجه شد که بدون کمک بقیه موفق نخواهد شد
دریافت که بی یاریِ دیگران کامیاب نخواهد شد/نخواهد کامیابید
🔺برای موفقیت باید تلاش کرد
برای کامگاری باید کوشش کرد/کوشید
🔺دشمنانش در صدمهزدن به او موفق نبودند/ناموفق بودند
دشمنانش در آسیبزدن به او کامیاب نبودند/ناکامیاب بودند
🔺هرگز نشوم به کام دشمن
تا بر تن خویش «کامگارم» #ناصرخسرو
🔺بر کام و آرزو دل بیچارهی مرا
«ناکامگار» کرد گل «کامگار» او #فرخی
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#موفق #ناموفق #توفیق #موفقیت #عدم_موفقیت #Sussess #Successful #Susseed
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
کشیده کار جوانی به اوج ویرانی
هزار شکر که حال مرا نمیدانـی
فـریـب ظاهر گل را نخور که او دارد
به لـب تبسم و در سینه خار پنهانی
حدیث عقل و دل و چشم من شنیدنی است
یکی پریده، یکی خـون، یکیست بارانـی
دلم خوش است که گاهی به خواب میبینم
تو را که میرسی و تا هـمیشـه میمانـی
دوبـــاره روی لـبـانم بـهار میشکفـد
تـمام میشود ایـن دورهی زمستانی
سـتاره میچکـد از آســمان گیـسویت
کسـی ندیده فلک را به این پریشانی
هـنـوز مـنتظر روزهـای آرامــی؟
"چه سادهمسلکی ای دل، چقدر ایرانی"
#علی_فرزانه_موحد
@AdabSar
کشیده کار جوانی به اوج ویرانی
هزار شکر که حال مرا نمیدانـی
فـریـب ظاهر گل را نخور که او دارد
به لـب تبسم و در سینه خار پنهانی
حدیث عقل و دل و چشم من شنیدنی است
یکی پریده، یکی خـون، یکیست بارانـی
دلم خوش است که گاهی به خواب میبینم
تو را که میرسی و تا هـمیشـه میمانـی
دوبـــاره روی لـبـانم بـهار میشکفـد
تـمام میشود ایـن دورهی زمستانی
سـتاره میچکـد از آســمان گیـسویت
کسـی ندیده فلک را به این پریشانی
هـنـوز مـنتظر روزهـای آرامــی؟
"چه سادهمسلکی ای دل، چقدر ایرانی"
#علی_فرزانه_موحد
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹«پورسینا» کیمیای روزگار
ای کهن مُلک جهان، ایرانِ من
دیرپای جاودان، ایران من
مهد دانشپرورانِ روزگار
سرزمین سرورانِ نامدار
ای وطن، گنجینهی پُر گوهرم
بحر توفانخیز و گوهَرپَروَرَم
رای آن دارم کز آن گنجِ جمیل
گوهری رخشان برآرم بیبدیل
تا چو ماهی بینمش در آسمان
برنشسته در میان اختران
نورباران بر سریر افتخار
«پورسینا» کیمیای روزگار
حُسن او هرچند آرم بر زبان
خود یکی از صد نیاید در بیان
او شفابخش تن و اندیشه بود
کیمیاکاری محبت پیشه بود
از برای دردهای بینشان
حکم جانداروی «قانونش» روان
شاعر و دانای تشریح بدن
در نجوم و هندسه استاد فن
آشنا بر دانش بحث و جدل
علم او گسترده تا اوج زحل
شد مهیا از نگارین خامهاش
گنج پُرباری چو «دانشنامه»اش
گوییا در چشم مرد نکتهدان
بود پیدا رمز و راز این جهان
پورسینا حکمتآموز سِپند
چون شد از علم ارستو بهرهمند
«حکمت مشاء» را بنیان نهاد
مردمان را راه و رسمی تازه داد
از تلاش بیامانش دسترنج
هم پدید آمد «شفا»یی همچو گنج
لیکن این آغاز یک پرواز بود
پَر گشودن تا سرای راز بود
«حکمت مشرق»چو او بنیان نهاد
در به روی ساحتی دیگر گشاد
عالمی نادیده بر انسان نمود
رمز انوار الهی را گشود
از غروب تیره و غمگین خاک
تا فروغ مشرق و انوار پاک
از اسارتهای نفس ناتوان
تا جهانِ روشنِ افلاکیان
رمزها یک-یک گشادی از نهفت
وانهمه ناگفتهها را باز گفت
نفس را با گوهر جان یار کرد
راه سیر معنوی هموار کرد
اینک ای گنجینهی پر گوهرم
خاک سیناخیز و دانشپرورم
تا بمانی در زمانه جاودان
میسپارم در رهت جان و روان
مهر تو آغشته با ایمان من
تا ابد پاینده باش ایران من
#هما_ارژنگی
#پورسینا #پور_سینا #روز_پزشک
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹«پورسینا» کیمیای روزگار
ای کهن مُلک جهان، ایرانِ من
دیرپای جاودان، ایران من
مهد دانشپرورانِ روزگار
سرزمین سرورانِ نامدار
ای وطن، گنجینهی پُر گوهرم
بحر توفانخیز و گوهَرپَروَرَم
رای آن دارم کز آن گنجِ جمیل
گوهری رخشان برآرم بیبدیل
تا چو ماهی بینمش در آسمان
برنشسته در میان اختران
نورباران بر سریر افتخار
«پورسینا» کیمیای روزگار
حُسن او هرچند آرم بر زبان
خود یکی از صد نیاید در بیان
او شفابخش تن و اندیشه بود
کیمیاکاری محبت پیشه بود
از برای دردهای بینشان
حکم جانداروی «قانونش» روان
شاعر و دانای تشریح بدن
در نجوم و هندسه استاد فن
آشنا بر دانش بحث و جدل
علم او گسترده تا اوج زحل
شد مهیا از نگارین خامهاش
گنج پُرباری چو «دانشنامه»اش
گوییا در چشم مرد نکتهدان
بود پیدا رمز و راز این جهان
پورسینا حکمتآموز سِپند
چون شد از علم ارستو بهرهمند
«حکمت مشاء» را بنیان نهاد
مردمان را راه و رسمی تازه داد
از تلاش بیامانش دسترنج
هم پدید آمد «شفا»یی همچو گنج
لیکن این آغاز یک پرواز بود
پَر گشودن تا سرای راز بود
«حکمت مشرق»چو او بنیان نهاد
در به روی ساحتی دیگر گشاد
عالمی نادیده بر انسان نمود
رمز انوار الهی را گشود
از غروب تیره و غمگین خاک
تا فروغ مشرق و انوار پاک
از اسارتهای نفس ناتوان
تا جهانِ روشنِ افلاکیان
رمزها یک-یک گشادی از نهفت
وانهمه ناگفتهها را باز گفت
نفس را با گوهر جان یار کرد
راه سیر معنوی هموار کرد
اینک ای گنجینهی پر گوهرم
خاک سیناخیز و دانشپرورم
تا بمانی در زمانه جاودان
میسپارم در رهت جان و روان
مهر تو آغشته با ایمان من
تا ابد پاینده باش ایران من
#هما_ارژنگی
#پورسینا #پور_سینا #روز_پزشک
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🏟🎡 @AdabSar
🏕 آشنایی با جشنهای ایرانی
🏕 جشن خنکی هوا و جشن کشمین
⛱ دوازده ماه سال در ایران یا با جشن آغاز میشدند یا در یکی از روزهای نخستین ماه، جشن داشتند. شهریور از آن دسته ماههایی بود که با جشن آغاز میشد و در دههی نخست چهار جشن داشت.
⛱ "جشن خنکی هوا" یا "جشن فغدیه" در اورمزد روز از شهریور برابر با یکم این ماه برگزار میشد. دو روز پس از آن، اردیبهشت روز از شهریور، برابر با سوم این ماه، روز برگزاری "جشن کشمین" بود. این هر دو جشن از آن سرزمین خوارزم، سغد باستان و فرارود (ماوراءالنهر) بودند.
⛱ خوارزم و سغد به بخشهایی از اَپاختر(شمال) خراسان، تاجیکستان و ازبکستان گفته میشود که در گذشته از آن خاک ایران بودند.
⛱ "جشن فغدیه" یا "خنکی هوا"، نوید فرو افتادن گرمای توانفرسای امردادماه را میداد و مردم را آگاه میکرد که هوا کمکم رو به خنکی میرود و پاییز دیگری در راه است.
⛱ دربارهی "جشن کشمین" همین اندازه میدانیم که با بازاری بزرگ و همگانی، جشن و بازیهای گروهی همراه بود. در دی بهمهر روز (پانزدهم) شهریور نیز جشنی در همین سرزمین به نام "بازار همگانی" برگزار میشد.
⛱ "جشن خنکی هوا" یا "جشن فغدیه" و "جشن کشمین" که گویا دیرینگی آنها به زمان هخامنشیان و شاید پیش از هخامنشیان میرسد، از جشنهای فراموش شدهی ایران هستند و دربارهی آنها دانشی برای ما نمانده است. به دید میرسد این جشنها و برماندهای (آثار) فرهنگی آن، با تازش مغولان به ایران از میان رفت.
______________
✍ #پریسا_امام_وردی
📚 برگرفته از:
۱- جشنهای فراموش شده ایران باستان #مریم_نوذری و #بهروز_بیگوند
۲- تارنمای فرهنگنامه
______________
#جشن_های_ایرانی #جشن_کشمین #جشن_خنکی_هوا #جشن_فغدیه #شهریورگان
🎢🎠 @AdabSar
🏕 آشنایی با جشنهای ایرانی
🏕 جشن خنکی هوا و جشن کشمین
⛱ دوازده ماه سال در ایران یا با جشن آغاز میشدند یا در یکی از روزهای نخستین ماه، جشن داشتند. شهریور از آن دسته ماههایی بود که با جشن آغاز میشد و در دههی نخست چهار جشن داشت.
⛱ "جشن خنکی هوا" یا "جشن فغدیه" در اورمزد روز از شهریور برابر با یکم این ماه برگزار میشد. دو روز پس از آن، اردیبهشت روز از شهریور، برابر با سوم این ماه، روز برگزاری "جشن کشمین" بود. این هر دو جشن از آن سرزمین خوارزم، سغد باستان و فرارود (ماوراءالنهر) بودند.
⛱ خوارزم و سغد به بخشهایی از اَپاختر(شمال) خراسان، تاجیکستان و ازبکستان گفته میشود که در گذشته از آن خاک ایران بودند.
⛱ "جشن فغدیه" یا "خنکی هوا"، نوید فرو افتادن گرمای توانفرسای امردادماه را میداد و مردم را آگاه میکرد که هوا کمکم رو به خنکی میرود و پاییز دیگری در راه است.
⛱ دربارهی "جشن کشمین" همین اندازه میدانیم که با بازاری بزرگ و همگانی، جشن و بازیهای گروهی همراه بود. در دی بهمهر روز (پانزدهم) شهریور نیز جشنی در همین سرزمین به نام "بازار همگانی" برگزار میشد.
⛱ "جشن خنکی هوا" یا "جشن فغدیه" و "جشن کشمین" که گویا دیرینگی آنها به زمان هخامنشیان و شاید پیش از هخامنشیان میرسد، از جشنهای فراموش شدهی ایران هستند و دربارهی آنها دانشی برای ما نمانده است. به دید میرسد این جشنها و برماندهای (آثار) فرهنگی آن، با تازش مغولان به ایران از میان رفت.
______________
✍ #پریسا_امام_وردی
📚 برگرفته از:
۱- جشنهای فراموش شده ایران باستان #مریم_نوذری و #بهروز_بیگوند
۲- تارنمای فرهنگنامه
______________
#جشن_های_ایرانی #جشن_کشمین #جشن_خنکی_هوا #جشن_فغدیه #شهریورگان
🎢🎠 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درستِ واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#انجدان= اَنگُدان، از گیاهان دارویی، نام روستایی نزدیک کاشان
#بدرقه= پادَرِه، پادَرهه(=راهنما)، بِه دَرگَهِ(=میزبان تا درگاه دنبال میهمان میرفته است، بَدرَهه)
#بدرقهکردن= به دَرگَه شدن، بَدرَهِه کردن
#بذله= بَزلَه، شوخ
#بربط= بَربوت، بَربَت، (فرهنگ عمید آن را برگرفته از Barbitos یونانی دانسته است)
#بربطسرای= بَربَتسرای، بَربَتنواز
#بیهق= بیهگ
#طوق= توغ، چنبره، پَرگَر، گردنبند، یارِه
#عراق= اراک(نام کشور)
#قائن= کاین(نام شهر)
#قائنات= کاین، شهرستان کاین
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
t.me/AdabSar/9495
t.me/AdabSar/9756
t.me/AdabSar/10402
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درستِ واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#انجدان= اَنگُدان، از گیاهان دارویی، نام روستایی نزدیک کاشان
#بدرقه= پادَرِه، پادَرهه(=راهنما)، بِه دَرگَهِ(=میزبان تا درگاه دنبال میهمان میرفته است، بَدرَهه)
#بدرقهکردن= به دَرگَه شدن، بَدرَهِه کردن
#بذله= بَزلَه، شوخ
#بربط= بَربوت، بَربَت، (فرهنگ عمید آن را برگرفته از Barbitos یونانی دانسته است)
#بربطسرای= بَربَتسرای، بَربَتنواز
#بیهق= بیهگ
#طوق= توغ، چنبره، پَرگَر، گردنبند، یارِه
#عراق= اراک(نام کشور)
#قائن= کاین(نام شهر)
#قائنات= کاین، شهرستان کاین
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
t.me/AdabSar/9495
t.me/AdabSar/9756
t.me/AdabSar/10402
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀
سَخُن مانَد از تو همی یادگار
سَخُن را چنین خوارمایه مدار
فریدونِ فرّخ فرشته نبود
ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دِهِش یافت آن نیکُوِی
تو داد و دِهِش کن فریدون تُوِی
و امیدِ این هفته:
که جاوید زی، شاد و گردنفراز
#فردوسى
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🍀🌼🌺🌸🍀🌼🌺🌸🍀🌼🌺🌸
سَخُن مانَد از تو همی یادگار
سَخُن را چنین خوارمایه مدار
فریدونِ فرّخ فرشته نبود
ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دِهِش یافت آن نیکُوِی
تو داد و دِهِش کن فریدون تُوِی
و امیدِ این هفته:
که جاوید زی، شاد و گردنفراز
#فردوسى
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🍀🌼🌺🌸🍀🌼🌺🌸🍀🌼🌺🌸
Forwarded from ادبسار
💫
«صائب» زبان شِکوِه نداریم همچو خار
چون غنچه دست بر دل پرخون نهادهایم
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
«صائب» زبان شِکوِه نداریم همچو خار
چون غنچه دست بر دل پرخون نهادهایم
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar