Forwarded from ادبسار
💫
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد
برو ای تن پریشان تو و آن دل پشیمان
که ز هردوتا نرستم دل دیگرم نیامد
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد
برو ای تن پریشان تو و آن دل پشیمان
که ز هردوتا نرستم دل دیگرم نیامد
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
مَکتب = (Doctrine، School)، دبیرستان، دبستان، آموزگاه، آموزشگاه، اندیشگاه، نِوِشتگاه، باوَرشیوه
مَکاتب = آموزگاهان، دبستانها
✍نمونه:
🔺حسنی به مکتب نمی رفت، وقتی می رفت جمعه میرفت =
هسنی به دبستان نمیرفت، زمانی که میرفت آدینه میرفت
🔺مکاتب دینی و فلسفی دنیا =
باوَرشیوههای دینی و فرزانی جهان
🔺مکتب فرانکفورت روشنفکران زیادی را بخود جذب کرده است =
اندیشگاه فرانکفورت، روشناندیشان فراوانی را بهسوی خود کشیده است
🔺شمع در مکتب عشاق که شد چله نشین
سوختن را زمن آموخت به پروانه قسم =
کندیل در آموزگاه دلدادگان که شد چلهنشین
سوختن را ز من آموخت، به پروانه سوگند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مکتب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
مَکتب = (Doctrine، School)، دبیرستان، دبستان، آموزگاه، آموزشگاه، اندیشگاه، نِوِشتگاه، باوَرشیوه
مَکاتب = آموزگاهان، دبستانها
✍نمونه:
🔺حسنی به مکتب نمی رفت، وقتی می رفت جمعه میرفت =
هسنی به دبستان نمیرفت، زمانی که میرفت آدینه میرفت
🔺مکاتب دینی و فلسفی دنیا =
باوَرشیوههای دینی و فرزانی جهان
🔺مکتب فرانکفورت روشنفکران زیادی را بخود جذب کرده است =
اندیشگاه فرانکفورت، روشناندیشان فراوانی را بهسوی خود کشیده است
🔺شمع در مکتب عشاق که شد چله نشین
سوختن را زمن آموخت به پروانه قسم =
کندیل در آموزگاه دلدادگان که شد چلهنشین
سوختن را ز من آموخت، به پروانه سوگند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مکتب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
❤1
🔥🔥 @AdabSar 🔥
و شهریورت باد پیروزگر
به نام و بزرگی و فرّ و هنر!
#شاهنامه #فردوسی
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 جشن شهریورگان یا آذرجشن
🍃🍂 شهریورگان یکی از جشنهای بسیار کهنِ ده روزِ نخستِ شهریور از دستهی جشنهای دوازدگانهی سال در ایران باستان بود که پس از پیدایش کیش زرتشتی ریخت دینی یافت. این جشن در گاهشمار کهن ایرانی برابر با روز چهارم شهریور(شهریور روز از شهریور ماه) برگزار میشد.
واژهی شهریور برگرفته از واژهی اوستایی "خشَترَه وَئیریَه"(کشور یا شهریاری + آرزو) به چمار(معنی) شهر و شهریاری شایسته، آرزو شده و نیرومند و همچنین آرمانشهر داری است. این واژه در پارسی پهلوی "خشتریور" بود.
🍃🍂 شهریور نام یکی از فرشتگان است که در جهان مینوی نمایندهی شهریاری نیرومند و باشکوه خدا بود که بخت و دارایی به مردم ارزانی میداشت و در جهان گیتایی یا زمین نگاهبان توپالها(فلزات) و جنگابزارها بود و سیم و زر را چنان در میان آدمیان بخش (تقسیم) میکرد که دیو فتنه و آشوب نتواند بر زمین رخنه کند. او خواهان فر و بزرگی و نیرومندی برای مردمان و دستگیری نیازمندان است.
شهریور میان ایزدان که با پیدایش کیش زرتشتی امشاسپند یا فرشته نامیده شدند پس از بهمن جایگاه دوم را دارد. او نمود توانایی و شکوه خدا است.
🍃🍂 «بیرونی» شهریورگان را که روز دستگیری از تهیدستان بود روز دوستی و آرزو نامید و آن را آذرجشن یا جشن آتش خواند. جشنهای آذرگان، سده و سوری دیگر جشنهای آتش هستند، هرچند که آتشافروزی آیین بیشتر جشنها بود.
«بیرونی» از زبان زادویه(موبد زرتشتی که آگاهی بسیاری از آیینهای ایرانی به بیرونی داده) نوشته که شهریورگان جشنی خانگی است. این جشن در گذشته آغاز زمستان و سرما بود که آتشهای بزرگ در خانهها میافروختند و خدا را میستودند و برای خوردن خوراک و برپایی جشن و شادمانی گرد هم میآمدند. آنها باور داشتند این آتش سرمای زمستان و چیزهایی را که برای گیاهان زیانآور است از میان میبرد.
🍃🍂 آشکار نیست که چرا به شهریورگان جشن آتش میگویند. در گذشتههای دور سال دو بخش تابستان بزرگ و زمستان بزرگ داشت. بهار و پاییز هم بیش از سه هزار سال درازا ندارند. یک گمان این است که شهریورگان همان آذرگان است که در پایان تابستان بزرگ برگزار میشد و با دگرگونی در گاهشماری(تقویم) به چهار وَرشیم(فصل)، به دو جشن بخش شده است.
🍃🍂 در شاهنامه دو جا از شهریور نام برده شده؛ یکی آنجا که رستم نزد کیخسرو میرود و آغاز به بزرگداشت و ارجمند شمردن شاه میکند.
دیگری داستان رفتن بهرام گور به شکارگاه و کشتن شیران است که بر پایهی شاهنامه روزی بود که "ابر شهریور" برآمد و همهجا پر از سیاهی شد.
🍃🍂 شهریور شهریاری آرمانیِ خرد، رها و آزاد از روش و کیش است.
در گاتها پس از ستایش شهریور از شهریاری مینویی، ویژگیهای اینگونه شهریاری و کشورداری سخن رفته است.
"مرتو(انسان) از میان آن دو همچون راستکردار و پیشرفتدهنده و افزاینده منش پاک را برای خود برمیگزیند. ای مزدا پس هیچگاه پاسبان و رهبر دروغین و فریبکار با خودنمایی و مردم فریبی به پاکی از برای نام نیک و یاد نیک بهرهمند نگردد."
در نسک(کتاب) دینکرد آمده که بدترین پادشاه آن بددین و بدکنشی است که کُشندهی بیگناهان باشد و پادافره یا کیفر سزای آن کسی است که چنین دروغگویی را پادشاه کند.
🍃🍂 در نسک پهلوی بندهش آمده که گیاه شاهسپرغم یا شاهسپرم(ریحان) گیاه ویژهی شهریور و آرامشبخش روان اندوهناک آدمی است. بوی شادیآفرین آن اندوه روان را میپالاید و چونان بوی پادشاهی است.
ابوالقاسم آخته نوشته است که شهریورگان جشن کشاورزان بود. در پایان تابستان و هنگام برداشت فراوردههای کشاورزی کشاورزان دسترنج خود را میدیدند و شاد میشدند. از سویی برای کشت پاییزه آماده میشدند که با نیایش و آیینهای شاد همراه بود.
🍃🍂 امروز زرتشتیان روز شهریورگان را به شوند(دلیل) نماد شهریاری بر درون، خرد و رفتار روز پدر نامیدهاند. شهریور نیز فرشتهی نرینه به شمار میرفت. در ایران باستان روز نخست دیماه روز خواهر و برادر، جشن بهمنگان در بهمنماه روز پدر و اسپندگان(سپندارمذگان) روز زن، مادر و زایش بود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
📜 بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14694
t.me/AdabSar/14699
________________
📚 بنمایهها:
۱- جشنها و آیینهای ایرانی #منصوره_میرفتاح
۲- گاهشماری و جشن های ایران باستان #هاشم_رضی
۳- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
________________
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #آذرجشن
🔥🔥 @AdabSar 🔥
و شهریورت باد پیروزگر
به نام و بزرگی و فرّ و هنر!
#شاهنامه #فردوسی
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 جشن شهریورگان یا آذرجشن
🍃🍂 شهریورگان یکی از جشنهای بسیار کهنِ ده روزِ نخستِ شهریور از دستهی جشنهای دوازدگانهی سال در ایران باستان بود که پس از پیدایش کیش زرتشتی ریخت دینی یافت. این جشن در گاهشمار کهن ایرانی برابر با روز چهارم شهریور(شهریور روز از شهریور ماه) برگزار میشد.
واژهی شهریور برگرفته از واژهی اوستایی "خشَترَه وَئیریَه"(کشور یا شهریاری + آرزو) به چمار(معنی) شهر و شهریاری شایسته، آرزو شده و نیرومند و همچنین آرمانشهر داری است. این واژه در پارسی پهلوی "خشتریور" بود.
🍃🍂 شهریور نام یکی از فرشتگان است که در جهان مینوی نمایندهی شهریاری نیرومند و باشکوه خدا بود که بخت و دارایی به مردم ارزانی میداشت و در جهان گیتایی یا زمین نگاهبان توپالها(فلزات) و جنگابزارها بود و سیم و زر را چنان در میان آدمیان بخش (تقسیم) میکرد که دیو فتنه و آشوب نتواند بر زمین رخنه کند. او خواهان فر و بزرگی و نیرومندی برای مردمان و دستگیری نیازمندان است.
شهریور میان ایزدان که با پیدایش کیش زرتشتی امشاسپند یا فرشته نامیده شدند پس از بهمن جایگاه دوم را دارد. او نمود توانایی و شکوه خدا است.
🍃🍂 «بیرونی» شهریورگان را که روز دستگیری از تهیدستان بود روز دوستی و آرزو نامید و آن را آذرجشن یا جشن آتش خواند. جشنهای آذرگان، سده و سوری دیگر جشنهای آتش هستند، هرچند که آتشافروزی آیین بیشتر جشنها بود.
«بیرونی» از زبان زادویه(موبد زرتشتی که آگاهی بسیاری از آیینهای ایرانی به بیرونی داده) نوشته که شهریورگان جشنی خانگی است. این جشن در گذشته آغاز زمستان و سرما بود که آتشهای بزرگ در خانهها میافروختند و خدا را میستودند و برای خوردن خوراک و برپایی جشن و شادمانی گرد هم میآمدند. آنها باور داشتند این آتش سرمای زمستان و چیزهایی را که برای گیاهان زیانآور است از میان میبرد.
🍃🍂 آشکار نیست که چرا به شهریورگان جشن آتش میگویند. در گذشتههای دور سال دو بخش تابستان بزرگ و زمستان بزرگ داشت. بهار و پاییز هم بیش از سه هزار سال درازا ندارند. یک گمان این است که شهریورگان همان آذرگان است که در پایان تابستان بزرگ برگزار میشد و با دگرگونی در گاهشماری(تقویم) به چهار وَرشیم(فصل)، به دو جشن بخش شده است.
🍃🍂 در شاهنامه دو جا از شهریور نام برده شده؛ یکی آنجا که رستم نزد کیخسرو میرود و آغاز به بزرگداشت و ارجمند شمردن شاه میکند.
دیگری داستان رفتن بهرام گور به شکارگاه و کشتن شیران است که بر پایهی شاهنامه روزی بود که "ابر شهریور" برآمد و همهجا پر از سیاهی شد.
🍃🍂 شهریور شهریاری آرمانیِ خرد، رها و آزاد از روش و کیش است.
در گاتها پس از ستایش شهریور از شهریاری مینویی، ویژگیهای اینگونه شهریاری و کشورداری سخن رفته است.
"مرتو(انسان) از میان آن دو همچون راستکردار و پیشرفتدهنده و افزاینده منش پاک را برای خود برمیگزیند. ای مزدا پس هیچگاه پاسبان و رهبر دروغین و فریبکار با خودنمایی و مردم فریبی به پاکی از برای نام نیک و یاد نیک بهرهمند نگردد."
در نسک(کتاب) دینکرد آمده که بدترین پادشاه آن بددین و بدکنشی است که کُشندهی بیگناهان باشد و پادافره یا کیفر سزای آن کسی است که چنین دروغگویی را پادشاه کند.
🍃🍂 در نسک پهلوی بندهش آمده که گیاه شاهسپرغم یا شاهسپرم(ریحان) گیاه ویژهی شهریور و آرامشبخش روان اندوهناک آدمی است. بوی شادیآفرین آن اندوه روان را میپالاید و چونان بوی پادشاهی است.
ابوالقاسم آخته نوشته است که شهریورگان جشن کشاورزان بود. در پایان تابستان و هنگام برداشت فراوردههای کشاورزی کشاورزان دسترنج خود را میدیدند و شاد میشدند. از سویی برای کشت پاییزه آماده میشدند که با نیایش و آیینهای شاد همراه بود.
🍃🍂 امروز زرتشتیان روز شهریورگان را به شوند(دلیل) نماد شهریاری بر درون، خرد و رفتار روز پدر نامیدهاند. شهریور نیز فرشتهی نرینه به شمار میرفت. در ایران باستان روز نخست دیماه روز خواهر و برادر، جشن بهمنگان در بهمنماه روز پدر و اسپندگان(سپندارمذگان) روز زن، مادر و زایش بود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
📜 بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14694
t.me/AdabSar/14699
________________
📚 بنمایهها:
۱- جشنها و آیینهای ایرانی #منصوره_میرفتاح
۲- گاهشماری و جشن های ایران باستان #هاشم_رضی
۳- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
________________
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #آذرجشن
🔥🔥 @AdabSar 🔥
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
هلا ای درختِ سترگ و تناور
چه خیره زنی تیشه بر جان و پیکر
مگر دیو بر تو چنین گشته انباز؟
مگر رفته بیرون همه هوشات از سر؟
برابر چه داری به هم دشمن و دوست!
کجا دشمن و دوست با هم برابر
ندانی که پیکار و کینِ تو را جُست
ندانی که باشد تو را یار و یاور
هر آنکس سپارد به مهر تو دل را
به جانش درآمیزی از کینه اخگر
هر آنکس به کینِ تو دل را بپرورد
به جان پرورانی مر او را چو مادر
ز تو بیوفاتر ندیدم به گیتی
ندیدم به گیتی ز تو بیوفاتر
کنی خوار آنکس کند خاکت آباد
کنی آنکه ویران کند را توانگر!
برآید به گردون سر اژدهافش
چو جمشید فری بباید نگون سر!
گذر یابد افراسیابی ز آبی
شود کشته پس بیگناهی چو نوذر
بشویی تن خود ز خونِ سیاوش
نشینی پسانگه به سوگِ ستمگر
زنی تیغِ بیداد بر جانِ دارا
نهی مُهرِ شاهی به دستِ سکندر
ستانی ز ساسانیان تاج و دیهیم
سپاری به بیگانگان تخت و افسر
گزند و زیان آری از چرخشِ چرخ
غم و رنج و سختی ز استار و اختر
کنی پشتِ دلدادگان را چو گردون
کنی سروِ آزادگان را چو چنبر
گشایی ز گرمی به بیگانه آغوش
بتابی به سردی رخ از رویِ دلبر
دریغ از تو ای سرزمین بد آیین
دریغ از تو ای روزگار سبکسر
من از مهر تو مام میهن چنانم
که گویی تن بیگناهی به آذر
ز من گر زمانی بجویی نشانی
نبینی تنم را ز بس گشته لاغر
نداری مرا در کنارت دمی چون
ندارد به نزد تو جایی هنرور
چه خواهی که باشد چنین چهرهام زرد
چه خواهی که باشد چنین دیدهام تر
چنانم، سری سربهسر رنج و اندوه
دلی هم به درد و غم و شیون اندر
ندارم جز از خاک تو بهره و آن
به پیشم گرامیتر از زر و گوهر
مرا باوری نیست جز مهرت ای مام
تو را نیست از پور، این گفته باور
چه دیده مگر از جهان، چشمِ کور
چه بشنیده مر از زبان، گوشِ کر
#کیخسرو_پشوتن
#چکامه_پارسی
@AdabSar
هلا ای درختِ سترگ و تناور
چه خیره زنی تیشه بر جان و پیکر
مگر دیو بر تو چنین گشته انباز؟
مگر رفته بیرون همه هوشات از سر؟
برابر چه داری به هم دشمن و دوست!
کجا دشمن و دوست با هم برابر
ندانی که پیکار و کینِ تو را جُست
ندانی که باشد تو را یار و یاور
هر آنکس سپارد به مهر تو دل را
به جانش درآمیزی از کینه اخگر
هر آنکس به کینِ تو دل را بپرورد
به جان پرورانی مر او را چو مادر
ز تو بیوفاتر ندیدم به گیتی
ندیدم به گیتی ز تو بیوفاتر
کنی خوار آنکس کند خاکت آباد
کنی آنکه ویران کند را توانگر!
برآید به گردون سر اژدهافش
چو جمشید فری بباید نگون سر!
گذر یابد افراسیابی ز آبی
شود کشته پس بیگناهی چو نوذر
بشویی تن خود ز خونِ سیاوش
نشینی پسانگه به سوگِ ستمگر
زنی تیغِ بیداد بر جانِ دارا
نهی مُهرِ شاهی به دستِ سکندر
ستانی ز ساسانیان تاج و دیهیم
سپاری به بیگانگان تخت و افسر
گزند و زیان آری از چرخشِ چرخ
غم و رنج و سختی ز استار و اختر
کنی پشتِ دلدادگان را چو گردون
کنی سروِ آزادگان را چو چنبر
گشایی ز گرمی به بیگانه آغوش
بتابی به سردی رخ از رویِ دلبر
دریغ از تو ای سرزمین بد آیین
دریغ از تو ای روزگار سبکسر
من از مهر تو مام میهن چنانم
که گویی تن بیگناهی به آذر
ز من گر زمانی بجویی نشانی
نبینی تنم را ز بس گشته لاغر
نداری مرا در کنارت دمی چون
ندارد به نزد تو جایی هنرور
چه خواهی که باشد چنین چهرهام زرد
چه خواهی که باشد چنین دیدهام تر
چنانم، سری سربهسر رنج و اندوه
دلی هم به درد و غم و شیون اندر
ندارم جز از خاک تو بهره و آن
به پیشم گرامیتر از زر و گوهر
مرا باوری نیست جز مهرت ای مام
تو را نیست از پور، این گفته باور
چه دیده مگر از جهان، چشمِ کور
چه بشنیده مر از زبان، گوشِ کر
#کیخسرو_پشوتن
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔥 @AdabSar
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 شهریورگان و زادروز داراب
💫👑 در شاهنامهی فردوسی، چهارم شهریور و همزمان با جشن شهریورگان زادروز "داراب"، یکی از پادشاهان داستانی ایران است. برخی از شاهنامهپژوهان "داراب" را همان "کوروش هخامنشی" و چهارم شهریور را زادروز کوروش میدانند.
به گمان آنها، زمان زندگی "داراب" در داستانهای ایرانی نزدیک به کوروش است و شاید یافتههای تازهای دربارهی زندگی کوروش به دست دهد.
💫👑 از سویی، در افسانهها و بر پایهی شاهنامه، نشانههای "کیخسرو" نزدیک به کوروش هخامنشی است. همچنین "فریدون" هم بیپیوند با کوروش نیست و همسانی بسیاری با او دارد.
ولی باور روشنی که پیروان بیشتری دارد این است که "داراب" بیشترین همسانی را با "داریوش هخامنشی" دارد.
💫👑 شاید از آنجایی زادروز کوروش همزمان با جشن شهریورگان دانسته شده که شهریورگان روز شهریار آرمانی، پادشاه نیرومند و دادگر است.
💫👑 آنچه باید بدانیم این است که روز بزرگداشت کوروش در هفتم آبان، زادروز این پادشاه خوشنام نیست.
هفتم آبان روز گام نهادن کوروش به بابِـل است. بر پایهی سنگنبشتهی باستانی "رویدادنامهی نبونئید"(ستون ۳، بند ۱۸)، روز سوم ماه Arahsamna بابلی، کوروش به شهر بابِل رسید و مردم بابِل با شادی به پیشواز او رفتند. این روز برابر با ۲۹ اکتبر و هفتم آبان است.
💫👑 بر پایهی آگاهی به دست آمده از دو تخته(لوح) گِلی در بابل، گمان میرود که درگذشت کوروش ۵۳۰سال پیش از زایش(میلاد) و در نهمین سال از فرمانرواییاش، روزی میان ۲۲ امرداد تا دهم شهریور باشد. در این تختههای گلی، روز بابلی برابر با ۲۲ امرداد آغاز نهمین سال فرمانروایی کوروش و دهم شهریور همان سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه است.
برگرفته از تارنمای "خردگان"
نویسنده: #مجید_خالقیان
برگردان به #پیام_پارسی : ادبسار
______
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #آذرجشن #کوروش
🔥 @AdabSar
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 شهریورگان و زادروز داراب
💫👑 در شاهنامهی فردوسی، چهارم شهریور و همزمان با جشن شهریورگان زادروز "داراب"، یکی از پادشاهان داستانی ایران است. برخی از شاهنامهپژوهان "داراب" را همان "کوروش هخامنشی" و چهارم شهریور را زادروز کوروش میدانند.
به گمان آنها، زمان زندگی "داراب" در داستانهای ایرانی نزدیک به کوروش است و شاید یافتههای تازهای دربارهی زندگی کوروش به دست دهد.
💫👑 از سویی، در افسانهها و بر پایهی شاهنامه، نشانههای "کیخسرو" نزدیک به کوروش هخامنشی است. همچنین "فریدون" هم بیپیوند با کوروش نیست و همسانی بسیاری با او دارد.
ولی باور روشنی که پیروان بیشتری دارد این است که "داراب" بیشترین همسانی را با "داریوش هخامنشی" دارد.
💫👑 شاید از آنجایی زادروز کوروش همزمان با جشن شهریورگان دانسته شده که شهریورگان روز شهریار آرمانی، پادشاه نیرومند و دادگر است.
💫👑 آنچه باید بدانیم این است که روز بزرگداشت کوروش در هفتم آبان، زادروز این پادشاه خوشنام نیست.
هفتم آبان روز گام نهادن کوروش به بابِـل است. بر پایهی سنگنبشتهی باستانی "رویدادنامهی نبونئید"(ستون ۳، بند ۱۸)، روز سوم ماه Arahsamna بابلی، کوروش به شهر بابِل رسید و مردم بابِل با شادی به پیشواز او رفتند. این روز برابر با ۲۹ اکتبر و هفتم آبان است.
💫👑 بر پایهی آگاهی به دست آمده از دو تخته(لوح) گِلی در بابل، گمان میرود که درگذشت کوروش ۵۳۰سال پیش از زایش(میلاد) و در نهمین سال از فرمانرواییاش، روزی میان ۲۲ امرداد تا دهم شهریور باشد. در این تختههای گلی، روز بابلی برابر با ۲۲ امرداد آغاز نهمین سال فرمانروایی کوروش و دهم شهریور همان سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه است.
برگرفته از تارنمای "خردگان"
نویسنده: #مجید_خالقیان
برگردان به #پیام_پارسی : ادبسار
______
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #آذرجشن #کوروش
🔥 @AdabSar
ادبسار
🔥🔥 @AdabSar 🔥 و شهریورت باد پیروزگر به نام و بزرگی و فرّ و هنر! #شاهنامه #فردوسی 🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی 🔥 جشن شهریورگان یا آذرجشن 🍃🍂 شهریورگان یکی از جشنهای بسیار کهنِ ده روزِ نخستِ شهریور از دستهی جشنهای دوازدگانهی سال در ایران باستان بود که پس…
🔥🔥 @AdabSar 🔥
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 آیینهای جشن شهریورگان
🍃🍂 شهریورگان در افسانهها زمانی است که امشاسپند شهریور یا شهریاری شایسته با "سروَه" یا "سئوروَ" که دیو شهریاری بد و ستمکار بود به ستیز برخاست. شهریورگان با کشاورزی نیز در پیوند بود و با آغاز برداشت پاییزی فراوردههای کشاورزی همزمان میشد. از اینرو گمان میرود که یکی از آیینهای شهریورگان، داد و دَهِش میان مردم بود.
🍃🍂 #فردوسی در #شاهنامه دربارهی داد و دهش سروده است:
فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز انبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن فریدون تویی
🍃🍂 ایرانیان در جشن شهریورگان پس از نیایش اهورامزدا و دادن خوراک به تهیدستان، برای شادباشگویی نزد پادشاه میرفتند. همچنین توپال(فلز)های کهنه را از انبارها بیرون آورده و سپید و نو میکردند. سپس به شادی و پایکوبی میپرداختند. از آنجا که شهریورگان یکی از جشنهای آتش در ایران بود، آتشافروختن نیز از آیینهای همیشگی آن بود.
🍃🍂 در سدههای دیرتر زنان ایرانی نیمتنه(جلیقه)هایی داشتند که روی آن دانگ(سکه) دوخته و آذین شده بود و در این روز آن را بر تن میکردند. گفته میشود دانگ(سکه) گذاشتن در خوان هفتسین نوروز برای "سین" داشتن سکه نیست. دانگ نماد امشاسپند شهریور در خوان هفتسین نوروزی است، چرا که این امشاسپند نگهبان توپال(فلز)های جهان بود.
🍃🍂 همزمان با روز شهریورگان روز جشن بمو و گرامیداشت جان سپردن مانی پیامبر کیش مزدیسنا در میان مانویان برگزار میشد.
🍃🍂 امروز در شهرهای کویری و گرم چون یزد و کرمان جشن شهریورگان را گرامی میدارند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
📜 بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14686
t.me/AdabSar/14699
________________
📚 بنمایهها:
۱- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
۲- جشنها و آیینهای ایرانی #منصوره_میرفتاح
________________
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #آذرجشن
🔥🔥 @AdabSar 🔥
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 آیینهای جشن شهریورگان
🍃🍂 شهریورگان در افسانهها زمانی است که امشاسپند شهریور یا شهریاری شایسته با "سروَه" یا "سئوروَ" که دیو شهریاری بد و ستمکار بود به ستیز برخاست. شهریورگان با کشاورزی نیز در پیوند بود و با آغاز برداشت پاییزی فراوردههای کشاورزی همزمان میشد. از اینرو گمان میرود که یکی از آیینهای شهریورگان، داد و دَهِش میان مردم بود.
🍃🍂 #فردوسی در #شاهنامه دربارهی داد و دهش سروده است:
فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز انبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن فریدون تویی
🍃🍂 ایرانیان در جشن شهریورگان پس از نیایش اهورامزدا و دادن خوراک به تهیدستان، برای شادباشگویی نزد پادشاه میرفتند. همچنین توپال(فلز)های کهنه را از انبارها بیرون آورده و سپید و نو میکردند. سپس به شادی و پایکوبی میپرداختند. از آنجا که شهریورگان یکی از جشنهای آتش در ایران بود، آتشافروختن نیز از آیینهای همیشگی آن بود.
🍃🍂 در سدههای دیرتر زنان ایرانی نیمتنه(جلیقه)هایی داشتند که روی آن دانگ(سکه) دوخته و آذین شده بود و در این روز آن را بر تن میکردند. گفته میشود دانگ(سکه) گذاشتن در خوان هفتسین نوروز برای "سین" داشتن سکه نیست. دانگ نماد امشاسپند شهریور در خوان هفتسین نوروزی است، چرا که این امشاسپند نگهبان توپال(فلز)های جهان بود.
🍃🍂 همزمان با روز شهریورگان روز جشن بمو و گرامیداشت جان سپردن مانی پیامبر کیش مزدیسنا در میان مانویان برگزار میشد.
🍃🍂 امروز در شهرهای کویری و گرم چون یزد و کرمان جشن شهریورگان را گرامی میدارند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
📜 بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14686
t.me/AdabSar/14699
________________
📚 بنمایهها:
۱- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
۲- جشنها و آیینهای ایرانی #منصوره_میرفتاح
________________
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #آذرجشن
🔥🔥 @AdabSar 🔥
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
پی به راز سفرم برد و چُنان ابر گریست
دید بازآمدنی در پی ِ این رفتن نیست
همه گفتند مرو! دیدم و نشنیدمشان
مثل این بود به یک رود بگویند بایست!
مفتضح بودن از این بیش که در اول قهر
فکر برگشتنم و واسطهای نیست که نیست
در جهان ِتهی از عشق نمیمانم چون
در جهان ِ تهی از عشق نمیباید زیست
دهخدا تجربهی عشق ندارد، ورنه
معنی مرگ و جدایی به یقین هردو یکیست!
#کاظم_بهمنی
@AdabSar
پی به راز سفرم برد و چُنان ابر گریست
دید بازآمدنی در پی ِ این رفتن نیست
همه گفتند مرو! دیدم و نشنیدمشان
مثل این بود به یک رود بگویند بایست!
مفتضح بودن از این بیش که در اول قهر
فکر برگشتنم و واسطهای نیست که نیست
در جهان ِتهی از عشق نمیمانم چون
در جهان ِ تهی از عشق نمیباید زیست
دهخدا تجربهی عشق ندارد، ورنه
معنی مرگ و جدایی به یقین هردو یکیست!
#کاظم_بهمنی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
تو را با غیر میبینم صدایم در نمیآید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآید
شبان آهسته میگریم که شاید کم شود دردم
تحمل میرود اما شب غم سر نمیآید!
#مهدی_اخوان_ثالث
@AdabSar
تو را با غیر میبینم صدایم در نمیآید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآید
شبان آهسته میگریم که شاید کم شود دردم
تحمل میرود اما شب غم سر نمیآید!
#مهدی_اخوان_ثالث
@AdabSar
🔥 @AdabSar
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 افسانهی شهریورگان
🔱🔱 افسانهی شهریورگان بازگوی نبرد نخستین آدم روی زمین گیومرت/گیومرتن (کیومرث) با اهریمن است. در این افسانه گیومرت با یاری فرشتهی شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری آدمیان بر زمین آغاز میشود.
🔱🔱 گیومرت در اوستا "گیهمرتن" و در پهلوی "گیومرت/گیومرد" به چمار(معنای) "زندهی میرا" یا "جان نیستیپذیر" است. گیومرت نخستین کسی است که اندیشید و آموزش و منش اهورامزدا(خدا) را دریافت و از این روی با نام "نخستاندیش" از وی یاد شده است. درباره او در فروردینیشت از نیپیک(کتاب) یشتها نوشته شده: "فَرَوَشی گیومرت اَشَون را میستاییم، نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهورهمزدا گوش فرا داد و از او خانواده و سرزمینهای ایرانی و نژاد ایرانیان پدید آمد."
🔱🔱 در بخش چهارم نیپیک(کتاب) «بندهش» میخوانیم: "اهورامزدا همهی فرشتگان را به همکاری در نبرد آفریدگان چنان گمارَد و ایستانَد که چون اهریمن آید هرکس آن دشمن خویش را به نبرد فراز گیرد"!
سپس به خویشکاری(وظیفه) هر یک از فرشتگان در این نبرد مینوی پرداخته و دربارهی شهریور نوشته: "چهارم از مینویان شهریور است. او از آفرینش ماتکیک(مادی)، توپال(فلز) را به خویش گرفت.[…] توپال را استواری از آسمان است.[…] اهریمن را توانِ از میان بردنِ توپال نباشد."
در بخش پنجم به تازش اهریمن بر آفرینش و چگونگی نبرد گیومرت با اهریمن پرداخته و در بخش هشتم ناراسته(غیرمستقیم) دربارهی نبرد آفریدگان گیتی با اهریمن و پیوند شهریور با شهریاری گیومرت سخن گفته است: "ششم نبرد را گیومرت کرد. از آن جا که بر سپهر گیومرت پیدا بود، در تازش اهریمن به نبرد اختران و اباختران سی سال زیست". ولی نبرد گیومرت و اهریمن با مرگ گیومرت به پایان نرسید و پس از مرگ او فرزندانش با اهریمن جنگیدند که به نابودی دیوان و از کار افتادگی اهریمن انجامید. این آغاز شهریاری مردمان بر جهان بود. از آن جا که تن گیومرت از توپال(فلز) ساخته شده بود از تن او هفت گونه توپال پدید آمد.
🔱🔱 نشان این هفت گونه توپال را که در بندهش از آنها و پیوندشان با گیومرت سخن رفته میتوان در آثارالباقیه بیرونی یافت: شهریور روز چهارم از شهریورماه است و برای همزمان شدن دو نام جشن است و آن را شهریورگان گویند. شهریور فرشتهای است که به گوهر هفتگانه مانند زر(طلا)، سیم(نقره) و دیگر توپالها که ساختاوری(صنعت) و پایداری جهان و مردم به آنها بستگی دارد نگهبان است.
🔱🔱 در داستان هوشنگ پیشدادی و دومین پادشاه افسانهای ایران پس از گیومرس/گیومرت بخش پیدایش آهن در پیوند با شهریورگان است:
هوشنگ نخستین مرتوی(انسان) زمین بود که با دانش خود "آهن" را از دل سنگ بیرون آورد و با شناخت آن پیشهی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر، اره و تیشه ساخت. سپس با ساختن جویها بر سر دریاها آنها را به دشتها کشاند و "کشاورزی" را پدید آورد شد. پس زندگی کوچی نیز به یکجانشینی و شهرنشینی دگرگون شد.
🔱🔱 با نگر(توجه) به این داستانهای افسانهای گفته میشود جشن شهریورگان در ایران باستان ویژهی سپاهیان بوده و در آن زمان جشن شهریورگان را در پادگانها و دژها برگزار میکردند و برای ارزشی که توپالها داشتند ابزار جنگی را پاک نگه میداشتند.
🔱🔱 بر پایهی آگاهیهای بهجا مانده از ساسانیان پاک نگاه نداشتن توپال و رها کردن آنها در جای نمناک گناه شمرده میشد.
"داراب پالتن" در فرضیاتنامه نوشته است: شادی کردن، روزی دادن به لشکریان، بخشودن گنهکاران، دَهِشمندی به نیازمندان، دیدار با بزرگان و فرماندهان از آیینهای شهریورگان است.
🔱🔱 با اینهمه گفتنی است بخش بزرگی از آگاهی ما دربارهی جشن شهریورگان با گذر زمان و تازشهای پیدرپی از میان رفته و آنچه میدانیم ناچیز است که شاید هم کمی دستخوش دگرگونی شده باشد.
افسانهی شهریورگان با اندکی دگرگونی به کیش مانوی نیز راه یافت.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
📜 بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14686
t.me/AdabSar/14694
t.me/AdabSar/14691
____________
📚 برگرفته از:
۱- تارنمای ایرانبوم
۲- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- اوستا به گزارش #جلیل_دوستخواه
۴- بندهش به گزارش #مهرداد_بهار
____________
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #آذرجشن
🔥 @AdabSar
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 افسانهی شهریورگان
🔱🔱 افسانهی شهریورگان بازگوی نبرد نخستین آدم روی زمین گیومرت/گیومرتن (کیومرث) با اهریمن است. در این افسانه گیومرت با یاری فرشتهی شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری آدمیان بر زمین آغاز میشود.
🔱🔱 گیومرت در اوستا "گیهمرتن" و در پهلوی "گیومرت/گیومرد" به چمار(معنای) "زندهی میرا" یا "جان نیستیپذیر" است. گیومرت نخستین کسی است که اندیشید و آموزش و منش اهورامزدا(خدا) را دریافت و از این روی با نام "نخستاندیش" از وی یاد شده است. درباره او در فروردینیشت از نیپیک(کتاب) یشتها نوشته شده: "فَرَوَشی گیومرت اَشَون را میستاییم، نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهورهمزدا گوش فرا داد و از او خانواده و سرزمینهای ایرانی و نژاد ایرانیان پدید آمد."
🔱🔱 در بخش چهارم نیپیک(کتاب) «بندهش» میخوانیم: "اهورامزدا همهی فرشتگان را به همکاری در نبرد آفریدگان چنان گمارَد و ایستانَد که چون اهریمن آید هرکس آن دشمن خویش را به نبرد فراز گیرد"!
سپس به خویشکاری(وظیفه) هر یک از فرشتگان در این نبرد مینوی پرداخته و دربارهی شهریور نوشته: "چهارم از مینویان شهریور است. او از آفرینش ماتکیک(مادی)، توپال(فلز) را به خویش گرفت.[…] توپال را استواری از آسمان است.[…] اهریمن را توانِ از میان بردنِ توپال نباشد."
در بخش پنجم به تازش اهریمن بر آفرینش و چگونگی نبرد گیومرت با اهریمن پرداخته و در بخش هشتم ناراسته(غیرمستقیم) دربارهی نبرد آفریدگان گیتی با اهریمن و پیوند شهریور با شهریاری گیومرت سخن گفته است: "ششم نبرد را گیومرت کرد. از آن جا که بر سپهر گیومرت پیدا بود، در تازش اهریمن به نبرد اختران و اباختران سی سال زیست". ولی نبرد گیومرت و اهریمن با مرگ گیومرت به پایان نرسید و پس از مرگ او فرزندانش با اهریمن جنگیدند که به نابودی دیوان و از کار افتادگی اهریمن انجامید. این آغاز شهریاری مردمان بر جهان بود. از آن جا که تن گیومرت از توپال(فلز) ساخته شده بود از تن او هفت گونه توپال پدید آمد.
🔱🔱 نشان این هفت گونه توپال را که در بندهش از آنها و پیوندشان با گیومرت سخن رفته میتوان در آثارالباقیه بیرونی یافت: شهریور روز چهارم از شهریورماه است و برای همزمان شدن دو نام جشن است و آن را شهریورگان گویند. شهریور فرشتهای است که به گوهر هفتگانه مانند زر(طلا)، سیم(نقره) و دیگر توپالها که ساختاوری(صنعت) و پایداری جهان و مردم به آنها بستگی دارد نگهبان است.
🔱🔱 در داستان هوشنگ پیشدادی و دومین پادشاه افسانهای ایران پس از گیومرس/گیومرت بخش پیدایش آهن در پیوند با شهریورگان است:
هوشنگ نخستین مرتوی(انسان) زمین بود که با دانش خود "آهن" را از دل سنگ بیرون آورد و با شناخت آن پیشهی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر، اره و تیشه ساخت. سپس با ساختن جویها بر سر دریاها آنها را به دشتها کشاند و "کشاورزی" را پدید آورد شد. پس زندگی کوچی نیز به یکجانشینی و شهرنشینی دگرگون شد.
🔱🔱 با نگر(توجه) به این داستانهای افسانهای گفته میشود جشن شهریورگان در ایران باستان ویژهی سپاهیان بوده و در آن زمان جشن شهریورگان را در پادگانها و دژها برگزار میکردند و برای ارزشی که توپالها داشتند ابزار جنگی را پاک نگه میداشتند.
🔱🔱 بر پایهی آگاهیهای بهجا مانده از ساسانیان پاک نگاه نداشتن توپال و رها کردن آنها در جای نمناک گناه شمرده میشد.
"داراب پالتن" در فرضیاتنامه نوشته است: شادی کردن، روزی دادن به لشکریان، بخشودن گنهکاران، دَهِشمندی به نیازمندان، دیدار با بزرگان و فرماندهان از آیینهای شهریورگان است.
🔱🔱 با اینهمه گفتنی است بخش بزرگی از آگاهی ما دربارهی جشن شهریورگان با گذر زمان و تازشهای پیدرپی از میان رفته و آنچه میدانیم ناچیز است که شاید هم کمی دستخوش دگرگونی شده باشد.
افسانهی شهریورگان با اندکی دگرگونی به کیش مانوی نیز راه یافت.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
📜 بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14686
t.me/AdabSar/14694
t.me/AdabSar/14691
____________
📚 برگرفته از:
۱- تارنمای ایرانبوم
۲- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- اوستا به گزارش #جلیل_دوستخواه
۴- بندهش به گزارش #مهرداد_بهار
____________
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #آذرجشن
🔥 @AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
زبان پارسی(پارسیک) و یا دری از دیرباز و گذشته تا کنون جاورها و چگونگی های گاسویی و گاهویی(=گاسوییک =کلاسیک) خود را ستوا و استوار نگه داشته است و یکی از پایدارترین و پایسته ترین زبان های گاسوییک(=کلاسیک) این کره خاکی است، زبان پارسی باستان در زمان هخامنشیان با زبان پارسی دری اندکی دگرش و دگرگونی یافته اما[ولی] ریشه ی فرواژه ها چندان دگرینش نیافته است، سروده های فرزانگان فردوسی و رودکی چنان است که گویی هم اکنون سروده شده اند و با اینکه بیش از یک هزار سال از سروده شدن آنها می گذرد اما[ولی] تازگی دارد و برای سالیان دراز آینده نیز درخور هوشش و دریافت است، زبان پارسی یکی از بهترین و نیرومندترین زبان ها برای برآوردن نیازهای زبانی یک زبان و نیز پارسی زبانان است، اگر زبان پارسی را از واژه های بیگانه پالایش نماییم و به پارسی سره و ناب بخوانیم و بنویسیم به بالش و بالندگی آن یاری رسانده ایم و این زبان باستانی و شیرین را به جای نخست آن بازگردانیده ایم . در زبان پارسی کنونی واژگان، دو دستور زبان پارسی و تازی دارند و این بهان و سازین این شده است که زبان پارسی بالندگی خود را در زمان کنونی از دست بدهد و به یک زبان ایستا دگرینش یابد. زبان پارسی ریشه از زبان های پارسی باستان و اوستایی و پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی و دیگر زبان های ایرانی مانند سغدی و خوارزمی و … دارد. زبان های بومی لری و کردی و بلوچی و پشتو و برخی زبان های دیگر از زبان های پارسی کهن و ایرانی سرچشمه گرفته اند و از خویشاوندان بسیار نزدیک زبان پارسی هستند، این نزدیکی و خویشاوندی زبان های بومی ایرانی و بالستان(=فلات) ایران را در هیچ یک از زبان های دیگر جهان نمی توان یافت پس ارزش و ارجمندی این زبان اهورایی را بدانیم و به بالندگی و سرافرازی آن بیفزاییم.
نویسنده: #محسن_پاکروان
فرستنده: Tispun
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
زبان پارسی(پارسیک) و یا دری از دیرباز و گذشته تا کنون جاورها و چگونگی های گاسویی و گاهویی(=گاسوییک =کلاسیک) خود را ستوا و استوار نگه داشته است و یکی از پایدارترین و پایسته ترین زبان های گاسوییک(=کلاسیک) این کره خاکی است، زبان پارسی باستان در زمان هخامنشیان با زبان پارسی دری اندکی دگرش و دگرگونی یافته اما[ولی] ریشه ی فرواژه ها چندان دگرینش نیافته است، سروده های فرزانگان فردوسی و رودکی چنان است که گویی هم اکنون سروده شده اند و با اینکه بیش از یک هزار سال از سروده شدن آنها می گذرد اما[ولی] تازگی دارد و برای سالیان دراز آینده نیز درخور هوشش و دریافت است، زبان پارسی یکی از بهترین و نیرومندترین زبان ها برای برآوردن نیازهای زبانی یک زبان و نیز پارسی زبانان است، اگر زبان پارسی را از واژه های بیگانه پالایش نماییم و به پارسی سره و ناب بخوانیم و بنویسیم به بالش و بالندگی آن یاری رسانده ایم و این زبان باستانی و شیرین را به جای نخست آن بازگردانیده ایم . در زبان پارسی کنونی واژگان، دو دستور زبان پارسی و تازی دارند و این بهان و سازین این شده است که زبان پارسی بالندگی خود را در زمان کنونی از دست بدهد و به یک زبان ایستا دگرینش یابد. زبان پارسی ریشه از زبان های پارسی باستان و اوستایی و پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی و دیگر زبان های ایرانی مانند سغدی و خوارزمی و … دارد. زبان های بومی لری و کردی و بلوچی و پشتو و برخی زبان های دیگر از زبان های پارسی کهن و ایرانی سرچشمه گرفته اند و از خویشاوندان بسیار نزدیک زبان پارسی هستند، این نزدیکی و خویشاوندی زبان های بومی ایرانی و بالستان(=فلات) ایران را در هیچ یک از زبان های دیگر جهان نمی توان یافت پس ارزش و ارجمندی این زبان اهورایی را بدانیم و به بالندگی و سرافرازی آن بیفزاییم.
نویسنده: #محسن_پاکروان
فرستنده: Tispun
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
محراب = (پارسی تازیشده)، مهرابه، مهراب، نیایشگاه، پیشگاه
✍نمونه:
🔺از شهدای محراب است =
از جانگُواهان مهرابه است
🔺در محراب مسجد به نماز ایستاد =
در مهراب مَزگِت به نماز ایستاد
🔺من از دخت "مهراب" گریان شدم
چو بر آتش تیز بریان شدم (#فردوسی)
🔺تو را بویهی دخت "مهراب" خاست
دلت را هُش ِ سام زابل کجاست؟ (#فردوسی)
🔺یکی پادشا بود "مهراب"نام
زبردست با گنج و گستردهکام (#فردوسی)
🚩برای آگاهی بیشتر، بنگرید به:
t.me/AdabSar/5259
t.me/AdabSar/5273
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#محراب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
محراب = (پارسی تازیشده)، مهرابه، مهراب، نیایشگاه، پیشگاه
✍نمونه:
🔺از شهدای محراب است =
از جانگُواهان مهرابه است
🔺در محراب مسجد به نماز ایستاد =
در مهراب مَزگِت به نماز ایستاد
🔺من از دخت "مهراب" گریان شدم
چو بر آتش تیز بریان شدم (#فردوسی)
🔺تو را بویهی دخت "مهراب" خاست
دلت را هُش ِ سام زابل کجاست؟ (#فردوسی)
🔺یکی پادشا بود "مهراب"نام
زبردست با گنج و گستردهکام (#فردوسی)
🚩برای آگاهی بیشتر، بنگرید به:
t.me/AdabSar/5259
t.me/AdabSar/5273
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#محراب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌹☘🌹☘🌹☘🌹
@AdabSar
آهای ای دختر بلوت (بلوط)
ای سبزهی دلربای کوهستان
هیچ میدانی که
از دودمان
دوغدو و ماندانا و مشیانایی
ای یادگار ماد
روز مرگم
بجای خراش گونههای نازنینت
شخم بزن
سرزمین کینه را
بهجای اشک ریختن
ببار خنده را
بر دشت عبوس دوداندود
تا درو کنی
خوشههای عشق را
در نوای چمری پُرسهام
مچرخان دست
دیدگانت را بچرخان
آسمان به نماز است با چرخیدن
زاری مکن
بخند بر هیچستان
بر عشقهای دروغین
و پندارهای پوچ
کویریان
نگاه کن
زمین، ایستاده است به نماز
چشمهای خمارت قبلهگاهش
کمان ابروانت خانقاهش
لبخندهای نازت آتشگاهش
دل مبند به سبزهی نوروز
او نیز فریبی بیش نیست
میرویاندت تا درو شوی
چشم به راه باش
پس از مرگ
برخواهم گشت
فر ایزدی به دست
در هیات گلهای زیبای گرین و
الوند و بیستون و البرز
اشک مریز
گوش بسپار
به نوای سرنا
دل بلرزان
به لرزههای دهل
خوب بنگر
آن زن و مرد
دستمال به دست رقصان را
برای آسمانی شدن
و گریز از خاک
پایکوباناند
بخند
بخند گلارهام و
درو کن غمها را
و به باد بسپار
گیسوان بافتەات را
چرا که
پس از مردن
برخواهم گشت
چنان گیومرتها
✍ سراینده #فرزاد_ع_کدخدایی
فرستنده: آناهیتا
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸
📜 پینوشت سراینده:
دهل: نماد زمین
سرنا: نماد آسمان
چمر: نوای خزنانگیز
پُرسه: مراسم ختم
شیون: نماد شخم زدن
اشک ریختن: نماد باران
پنجه: پنج روز پایانی سال در ایران باستان که به باور پیشینیان، روان درگذشتگان به خانههایشان بازمیگردند
سبزه نوروز: نماد رویش دوباره
@AdabSar
🍃🌷🍃🌷🍃
@AdabSar
آهای ای دختر بلوت (بلوط)
ای سبزهی دلربای کوهستان
هیچ میدانی که
از دودمان
دوغدو و ماندانا و مشیانایی
ای یادگار ماد
روز مرگم
بجای خراش گونههای نازنینت
شخم بزن
سرزمین کینه را
بهجای اشک ریختن
ببار خنده را
بر دشت عبوس دوداندود
تا درو کنی
خوشههای عشق را
در نوای چمری پُرسهام
مچرخان دست
دیدگانت را بچرخان
آسمان به نماز است با چرخیدن
زاری مکن
بخند بر هیچستان
بر عشقهای دروغین
و پندارهای پوچ
کویریان
نگاه کن
زمین، ایستاده است به نماز
چشمهای خمارت قبلهگاهش
کمان ابروانت خانقاهش
لبخندهای نازت آتشگاهش
دل مبند به سبزهی نوروز
او نیز فریبی بیش نیست
میرویاندت تا درو شوی
چشم به راه باش
پس از مرگ
برخواهم گشت
فر ایزدی به دست
در هیات گلهای زیبای گرین و
الوند و بیستون و البرز
اشک مریز
گوش بسپار
به نوای سرنا
دل بلرزان
به لرزههای دهل
خوب بنگر
آن زن و مرد
دستمال به دست رقصان را
برای آسمانی شدن
و گریز از خاک
پایکوباناند
بخند
بخند گلارهام و
درو کن غمها را
و به باد بسپار
گیسوان بافتەات را
چرا که
پس از مردن
برخواهم گشت
چنان گیومرتها
✍ سراینده #فرزاد_ع_کدخدایی
فرستنده: آناهیتا
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸
📜 پینوشت سراینده:
دهل: نماد زمین
سرنا: نماد آسمان
چمر: نوای خزنانگیز
پُرسه: مراسم ختم
شیون: نماد شخم زدن
اشک ریختن: نماد باران
پنجه: پنج روز پایانی سال در ایران باستان که به باور پیشینیان، روان درگذشتگان به خانههایشان بازمیگردند
سبزه نوروز: نماد رویش دوباره
@AdabSar
🍃🌷🍃🌷🍃
🌾🍃🍂🥀🍁
🍁@AdabSar
🍂 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍂 جشن خزان
🍁🍁 "جشن خزان" یا "خزان جشن" که به آج "جشن مغان" هم میگفتند واپسین جشن دههی نخست شهریور بود که در "دی به آذر روز" این ماه برابر با هشتم شهریور برگزار میشد. انگیزهی برگزاری این جشن پایان برداشت فراوردههای کشاورزی تابستان و آغاز پاییزهکاری بود. همچنین گفته میشود پایان نشانههای تابستان و خودنمایی نشانههای پاییز از انگیزههای پیدایش جشن خزان بود. دربارهی زمان برگزاری این جشن دیدگاهها ناهمسان است.
🍁🍁 »جیمز موریه» در گزارش بازدیدش از ایران نوشته است که در روز هشتم شهریور در دماوند جشنی به نام خزان برگزار شد. خلف تبریزی نوشته است: «خزان روز هشتم باشد از شهریورماه قدیم و این روز جشن مغان است.»
🍁🍁 گردیزی در زینالاخبار نوشته است که جشن خزان در روز پانزدهم شهریور "دی بهمهر روز" برگزار میشد. این روز همزمان با جشنی در سغد باستان و فرارودان(ماوراءالنهر) بود که در آن بازار همگانی برپا میشد. شاید گردیزی این هر دو جشن را یکی دانسته و در سغد جشن خزان همراه با بازار همگانی بود.
🍁🍁 ابوریحان بیرونی میگوید "خزان خاصه" در هژدهم(هجدهم) شهریور و "خزان عامه" در دوم مهر برگزار میشد. دیگر پژوهشها هم نشان میدهد دو جشن خزان یکی در هشتم شهریور با پدیدار شدن نشانههای پاییز و دیگری در اورمزدروز از مهر(نخستین روز مهر) و آغاز پاییز برگزار میشد.
🍁🍁 سوارکاری، چراغانی و آذینبندی خانهها و آتشافروزی بر بامها از آیینهای جشن خزان بود. به دید میرسد ایرانیان این جشن را گروهی و در کنار دیگران برگزار میکردند. این جشن کهن تا چند سال گذشته در دماوند با آتشافروزی گرامی داشته میشد.
دربارهی گونهگونی زمان برگزاری جشن خزان گفتهاند که به شمار نیاوردن سالهای بهیزَگ(کبیسه) مایهی این ناهمسانی شده است.
____________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- جشنهای فراموش شده ایران باستان
#مریم_نوذری و #بهروز_بیگوند
#جشن_های_ایرانی #جشن_خزان #شهریورگان
🍁@AdabSar
🌾🍃🍂🥀🍁
🍁@AdabSar
🍂 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍂 جشن خزان
🍁🍁 "جشن خزان" یا "خزان جشن" که به آج "جشن مغان" هم میگفتند واپسین جشن دههی نخست شهریور بود که در "دی به آذر روز" این ماه برابر با هشتم شهریور برگزار میشد. انگیزهی برگزاری این جشن پایان برداشت فراوردههای کشاورزی تابستان و آغاز پاییزهکاری بود. همچنین گفته میشود پایان نشانههای تابستان و خودنمایی نشانههای پاییز از انگیزههای پیدایش جشن خزان بود. دربارهی زمان برگزاری این جشن دیدگاهها ناهمسان است.
🍁🍁 »جیمز موریه» در گزارش بازدیدش از ایران نوشته است که در روز هشتم شهریور در دماوند جشنی به نام خزان برگزار شد. خلف تبریزی نوشته است: «خزان روز هشتم باشد از شهریورماه قدیم و این روز جشن مغان است.»
🍁🍁 گردیزی در زینالاخبار نوشته است که جشن خزان در روز پانزدهم شهریور "دی بهمهر روز" برگزار میشد. این روز همزمان با جشنی در سغد باستان و فرارودان(ماوراءالنهر) بود که در آن بازار همگانی برپا میشد. شاید گردیزی این هر دو جشن را یکی دانسته و در سغد جشن خزان همراه با بازار همگانی بود.
🍁🍁 ابوریحان بیرونی میگوید "خزان خاصه" در هژدهم(هجدهم) شهریور و "خزان عامه" در دوم مهر برگزار میشد. دیگر پژوهشها هم نشان میدهد دو جشن خزان یکی در هشتم شهریور با پدیدار شدن نشانههای پاییز و دیگری در اورمزدروز از مهر(نخستین روز مهر) و آغاز پاییز برگزار میشد.
🍁🍁 سوارکاری، چراغانی و آذینبندی خانهها و آتشافروزی بر بامها از آیینهای جشن خزان بود. به دید میرسد ایرانیان این جشن را گروهی و در کنار دیگران برگزار میکردند. این جشن کهن تا چند سال گذشته در دماوند با آتشافروزی گرامی داشته میشد.
دربارهی گونهگونی زمان برگزاری جشن خزان گفتهاند که به شمار نیاوردن سالهای بهیزَگ(کبیسه) مایهی این ناهمسانی شده است.
____________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- جشنهای فراموش شده ایران باستان
#مریم_نوذری و #بهروز_بیگوند
#جشن_های_ایرانی #جشن_خزان #شهریورگان
🍁@AdabSar
🌾🍃🍂🥀🍁
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مستقیم = سرراست، راسته، راست، یکراست، دُرُست، سِتیخ(سیخ)، سِتیغ، سهی، راستای، پابرجا
🔻مستقیماً = آشکارا، یکراست، یکسر
🔻مستقیمالقامه = برافراشته بالا
🔻مستقیمالاضلاع = راستبَران
🔻مستقیم کننده = راست ساز
🔻مِن غیرمستقیم = ناراسته
🔻غیرمستقیم = ناراسته
✍نمونه:
🔺قانون ماليات غیرمستقیم ابلاغ شد =
آییننامهی خَراج ناراسته بخشنامه شد
🔺مستقیما به دست مصرف کننده می رسد =
یِکراست به دست گُسارَنده میرسد
🔺به صراط مستقیم هدایتش کرد =
به سِرات راست رهنمونش کرد
به راه درست راهنماییاش کرد
🔺همین مسیر را مستقیم برويد =
همین راه را راست بروید
🔺خم آورد پشت سنان "سِتیخ"
سراپرده بَرکند هفتاد میخ. #فردوسی
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مستقیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مستقیم = سرراست، راسته، راست، یکراست، دُرُست، سِتیخ(سیخ)، سِتیغ، سهی، راستای، پابرجا
🔻مستقیماً = آشکارا، یکراست، یکسر
🔻مستقیمالقامه = برافراشته بالا
🔻مستقیمالاضلاع = راستبَران
🔻مستقیم کننده = راست ساز
🔻مِن غیرمستقیم = ناراسته
🔻غیرمستقیم = ناراسته
✍نمونه:
🔺قانون ماليات غیرمستقیم ابلاغ شد =
آییننامهی خَراج ناراسته بخشنامه شد
🔺مستقیما به دست مصرف کننده می رسد =
یِکراست به دست گُسارَنده میرسد
🔺به صراط مستقیم هدایتش کرد =
به سِرات راست رهنمونش کرد
به راه درست راهنماییاش کرد
🔺همین مسیر را مستقیم برويد =
همین راه را راست بروید
🔺خم آورد پشت سنان "سِتیخ"
سراپرده بَرکند هفتاد میخ. #فردوسی
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مستقیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🍀🌺🌼🌸🍀🌺🌼🌸🍀🌺🌼🌸🍀
ببینید تا کردگار بلند
چنین از شما کرد خواهد پسند
یکی داستان گویم اَر بشنوید
همان بَر که کارید خود بِدْروید
به تختِ خِرَد برنشست آزتان
چرا شد چنین دیو انبازتان؟
امید که:
جهان هفت کشور تو را بنده باد
سرت برتر از ابر بارنده باد
#فردوسى
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🍀🌸🌺🍀🌸🌼🌺🍀🌸🌼🌺🍀
ببینید تا کردگار بلند
چنین از شما کرد خواهد پسند
یکی داستان گویم اَر بشنوید
همان بَر که کارید خود بِدْروید
به تختِ خِرَد برنشست آزتان
چرا شد چنین دیو انبازتان؟
امید که:
جهان هفت کشور تو را بنده باد
سرت برتر از ابر بارنده باد
#فردوسى
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🍀🌸🌺🍀🌸🌼🌺🍀🌸🌼🌺🍀
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻قبله = نمازسوی، پرستشسو، خدایخانه، آنامیت، پرستشگاه، نیایشگاه، رَوِش، آيين، پیشوا، پیر، مِهتر، روبرو
🔻قبله جمشید = آنامیت جمشید(آتش)
🔻قبله حاجات = آنامیت نیازها(خدا)
🔻قبله عالم = آنامیت جهانیان
🔻قبله کونین = آنامیت دوجهان، خدای دو جهان
🔻قبلهگاه = رویگاه، نمازگاه
🔻قبلهنما = آنامیتنما
✍نمونه:
🔺بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد
یا سقف فرو ریزد و یا قبله کج آید =
بدبخت اگر مزگت آدینه بسازد
یا بام فرو ریزد و یا آنامیت کج آید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#قبله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻قبله = نمازسوی، پرستشسو، خدایخانه، آنامیت، پرستشگاه، نیایشگاه، رَوِش، آيين، پیشوا، پیر، مِهتر، روبرو
🔻قبله جمشید = آنامیت جمشید(آتش)
🔻قبله حاجات = آنامیت نیازها(خدا)
🔻قبله عالم = آنامیت جهانیان
🔻قبله کونین = آنامیت دوجهان، خدای دو جهان
🔻قبلهگاه = رویگاه، نمازگاه
🔻قبلهنما = آنامیتنما
✍نمونه:
🔺بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد
یا سقف فرو ریزد و یا قبله کج آید =
بدبخت اگر مزگت آدینه بسازد
یا بام فرو ریزد و یا آنامیت کج آید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#قبله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
ناگهان در کوچه دیدم بیوفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دستوپای خویش را
با شتاب ابرهای نیمهشب میرفت و بود
پاک چون مه شسته روی دلربای خویش را
چون گلی مهتابگون در گلبنی از آبنوس
روشنی میداد مشکینجامههای خویش را
گرم صحبت بود با آن خواهر کوچکترش
تا بپوشد خندههای نابجای خویش را
میدرخشید از میان تیرگیها گردنش
چون تکان میداد زلف مشکسای خویش را
گفته بودم " بعد از این باید فراموشش کنم"
دیدمش وز یاد بردم گفتههای خویش را
دیدم و آمد به یادم دردمندیهای دل
گرچه غافل بود آن مه مبتلای خویش را
این چه ذوق و اضطراب است؟ این چه مشکلحالتیست؟
با زبان شکوه پرسیدم خدای خویش را
تا به من نزدیک شد، گفتم "سلام ای آشنا"
گفتم اما هیچ نشنیدم صدای خویش را
کاش بشناسد مرا آن بیوفا دختر "امید"
آه اگر بیگانه باشد آشنای خویش را
#مهدی_اخوان_ثالث
@AdabSar
ناگهان در کوچه دیدم بیوفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دستوپای خویش را
با شتاب ابرهای نیمهشب میرفت و بود
پاک چون مه شسته روی دلربای خویش را
چون گلی مهتابگون در گلبنی از آبنوس
روشنی میداد مشکینجامههای خویش را
گرم صحبت بود با آن خواهر کوچکترش
تا بپوشد خندههای نابجای خویش را
میدرخشید از میان تیرگیها گردنش
چون تکان میداد زلف مشکسای خویش را
گفته بودم " بعد از این باید فراموشش کنم"
دیدمش وز یاد بردم گفتههای خویش را
دیدم و آمد به یادم دردمندیهای دل
گرچه غافل بود آن مه مبتلای خویش را
این چه ذوق و اضطراب است؟ این چه مشکلحالتیست؟
با زبان شکوه پرسیدم خدای خویش را
تا به من نزدیک شد، گفتم "سلام ای آشنا"
گفتم اما هیچ نشنیدم صدای خویش را
کاش بشناسد مرا آن بیوفا دختر "امید"
آه اگر بیگانه باشد آشنای خویش را
#مهدی_اخوان_ثالث
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
نیست یاری كه مرا یاد كند
دیدهام خیره به ره ماند و نداد
نامهای تا دل من شاد كند!
#فروغ_فرخزاد
#چکامه_پارسی
@AdabSar
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
نیست یاری كه مرا یاد كند
دیدهام خیره به ره ماند و نداد
نامهای تا دل من شاد كند!
#فروغ_فرخزاد
#چکامه_پارسی
@AdabSar