💫
شوخی که به هر گوشه دلی خون دارد
دلباخته چون من زِ حد افزون دارد
دیوانهی عشق او نیاَم من تنها
لیلیوشِ من هزار مجنون دارد
#عابد_اصفهانی
@AdabSar
شوخی که به هر گوشه دلی خون دارد
دلباخته چون من زِ حد افزون دارد
دیوانهی عشق او نیاَم من تنها
لیلیوشِ من هزار مجنون دارد
#عابد_اصفهانی
@AdabSar
@AdabSar
نريز باده که دستی به زلف يار ندارم
دلم گرفته و کاری به روزگار ندارم
کدام کوچهی تنگی کدام کافهی دنجی
که هيچ جای جهان با کسی قرار ندارم
نشسته گَرد به خانه، نگير خرده که من هم
مسافری که بگيرد مرا به کار ندارم
ببند پنجرهها را ببند پنجرهها را
به روی من که اميدی به انتظار ندارم
بگو به مرگ بگيرد تمام هستیِ من را
به جز فراق که چيزی در اختيار ندارم
اگر به خانهی من آمدی چراغ بياور
که هيچ صبح سپيدی به شام تار ندارم
#میترا_سادات_دهقانی
@AdabSar
نريز باده که دستی به زلف يار ندارم
دلم گرفته و کاری به روزگار ندارم
کدام کوچهی تنگی کدام کافهی دنجی
که هيچ جای جهان با کسی قرار ندارم
نشسته گَرد به خانه، نگير خرده که من هم
مسافری که بگيرد مرا به کار ندارم
ببند پنجرهها را ببند پنجرهها را
به روی من که اميدی به انتظار ندارم
بگو به مرگ بگيرد تمام هستیِ من را
به جز فراق که چيزی در اختيار ندارم
اگر به خانهی من آمدی چراغ بياور
که هيچ صبح سپيدی به شام تار ندارم
#میترا_سادات_دهقانی
@AdabSar
💫
خدا مرا به وصال تو دلربا برساند
هوای وصل تو دارد دلم، خدا برساند
به من چو نامه نویسی، نویس بر سر نامه
که قاصدش به سر کوچهی بلا برساند!
#حیرتی_تونی
@AdabSar
خدا مرا به وصال تو دلربا برساند
هوای وصل تو دارد دلم، خدا برساند
به من چو نامه نویسی، نویس بر سر نامه
که قاصدش به سر کوچهی بلا برساند!
#حیرتی_تونی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔺به فارسی:
سلام صبح همه بزرگواران عزیز بخیر طاعات وعبادات شما قبول
روز خوبی پیش رو داشته باشید
آمین
🔺به پارسی:
درود
پگاه همهی بزرگوارانِ گرامی به نیکی.
(پرستشها و) نیایشهای شما پذیرفته باد.
روز خوبی را پیش رو داشته باشید.
ایدون باد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔺به فارسی:
سلام صبح همه بزرگواران عزیز بخیر طاعات وعبادات شما قبول
روز خوبی پیش رو داشته باشید
آمین
🔺به پارسی:
درود
پگاه همهی بزرگوارانِ گرامی به نیکی.
(پرستشها و) نیایشهای شما پذیرفته باد.
روز خوبی را پیش رو داشته باشید.
ایدون باد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔥 @AdabSar 🔥
🔥 #جشن_سده
سراینده #هما_ارژنگی
ای آتش سرخ تیرگیسوز
ای روشن آشیان برافروز
ای بر شده آتش نیایش
ای خرمن گرمسوز سرکش
از دور مهینگر کیانی
هوشنگ نژاده یادمانی
آورد تو را به فر و فرهنگ
چون گوهر سفته از دل سنگ
افروخت به هیمههای سوزان
بس آتش پر فروغ و تابان
وان روز نشاط و گاه امید
جشن سدهی خجسته نامید
ای معبد مهر از تو روشن
هر گلخن مرده از تو روشن
از نور تو آسمان بر افروخت
دم سردی خاک و تیرگی سوخت
مهر تو به خاک مرده جان داد
بر آب فسردهدل روان داد
دم سردی و هیبت زمستان
بردی به فروغ خویش آسان
آری تو فروغ ایزدانی
آرایش بزم موبدانی
جشن سده از تو یادگار است
میلاد سحر به شام تار است
ای آتش جانفروز تابان
با مهر چو بستهای تو پیمان
هر تیره که اهرمن بزاید
در پای فروغ تو نپاید
اینک به امید پاک دادار
آن یاور مهربان و غمخوار
برخیزم و دست برفشانم
وز شوق سرود تازه خوانم
از هیمه اجاق برفروزم
غمنامهی تیرگی بسوزم
اکنون که زمان شادمانیست
هنگامهی بزم و کامرانیست
ای یار خجسته، ای نکوکار
از چهره نقاب غصه بردار
از عشق، تو آتشی به پا کن
دلتنگی و خامشی رها کن
تا باد جهان به کام تو نوش
آیین کهن مکن فراموش!
🔥 @AdabSar 🔥
🔥 #جشن_سده
سراینده #هما_ارژنگی
ای آتش سرخ تیرگیسوز
ای روشن آشیان برافروز
ای بر شده آتش نیایش
ای خرمن گرمسوز سرکش
از دور مهینگر کیانی
هوشنگ نژاده یادمانی
آورد تو را به فر و فرهنگ
چون گوهر سفته از دل سنگ
افروخت به هیمههای سوزان
بس آتش پر فروغ و تابان
وان روز نشاط و گاه امید
جشن سدهی خجسته نامید
ای معبد مهر از تو روشن
هر گلخن مرده از تو روشن
از نور تو آسمان بر افروخت
دم سردی خاک و تیرگی سوخت
مهر تو به خاک مرده جان داد
بر آب فسردهدل روان داد
دم سردی و هیبت زمستان
بردی به فروغ خویش آسان
آری تو فروغ ایزدانی
آرایش بزم موبدانی
جشن سده از تو یادگار است
میلاد سحر به شام تار است
ای آتش جانفروز تابان
با مهر چو بستهای تو پیمان
هر تیره که اهرمن بزاید
در پای فروغ تو نپاید
اینک به امید پاک دادار
آن یاور مهربان و غمخوار
برخیزم و دست برفشانم
وز شوق سرود تازه خوانم
از هیمه اجاق برفروزم
غمنامهی تیرگی بسوزم
اکنون که زمان شادمانیست
هنگامهی بزم و کامرانیست
ای یار خجسته، ای نکوکار
از چهره نقاب غصه بردار
از عشق، تو آتشی به پا کن
دلتنگی و خامشی رها کن
تا باد جهان به کام تو نوش
آیین کهن مکن فراموش!
🔥 @AdabSar 🔥
Forwarded from ادبسار
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔥🔥 @AdabSar
🔥 آشنایی با #جشن_های_ایرانی
🔥 پیدایش #جشن_سده
🔥 دربارهی پیدایش جشن سده دیدگاهها پرشمارند.
یکی از افسانههای ایرانی که گویا بر شاهنامهی فردوسی استوار است، میگوید که جشن سده، جشن پیدایش آتش به دست هوشنگ، پادشاه پیشدادی است. بر این پایه، هوشنگ چهار پشت پس از گیومرت(کیومرث) زاده شد. در افسانهها، گیومرت نخستین آدم روی زمین بود. برای خواندن این داستان بنگرید به:
t.me/AdabSar/9922
ولی شاهنامهپژوهانی چون "جلال خالقی مطلق" و "مصطفا جیحونی" میگویند که داستان پرتاب سنگ به سوی مار و پیدایش آتش به دست هوشنگ، برساختهی امروزیهاست، نه داستانی از شاهنامه! هتا(حتا) در دستنویس فلورانس شاهنامه چنین داستانی دیده نمیشود. به باور آنها، این داستان پس از فردوسی به شاهنامه افزوده شده، در ایران باستان چنین باوری نبود و در هیچیک از نیپیک(کتاب)های ایرانشناسی پیش و پس از فردوسی چنین داستانی دیده نمیشود. زیرا پیدایش آتش بسیار کهنتر از زمان هوشنگ است.
"فریدون جنیدی" میگوید دو سوم شاهنامه پس از فردوسی به آن افزوده شده ولی دربارهی داستان هوشنگ سخنی نمیگوید. چندتن از شاهنامهپژوهان با خالقی مطلق همداستان نیستند و سرودهی پیدایش آتش به دست هوشنگ را از آن فردوسی میدانند.
شاید پیدایش این افسانه از این همسانی(شباهت) است که هوشنگ به چم(معنی) خوب، درخشان، خانهی خوب، نخستزاد، پیشآفریده و نماد فروغ و روشنایی است و آتش نیز نخستین آفریدهی ایزد برای زمین خوانده میشد.
🔥 ابوریحان بیرونی در بررسی افسانههای ایرانی میگوید در این روز فرزندان مشی و مشیانه(نخستین زن و مرد روی زمین که خود از ریواس روییده بودند)، به ۱۰۰ تن رسیدند و از میان خود یک تن را به سروری برگزیدند.
بیرونی در آثارالباقیه این جشن را بر آمده از افروختن آتش در بامها به دستور فریدون میدانست. به نوشتهی بیرونی، روزی که آژیدهاک(ضحاک) در بند شد و مردم از ستم او رستند، جشن سده بنیاد نهاده شد.
🔥 دو دیدگاه که "سده" را به پایهی شمارش روزهای سال میدانند:
👈🏻 این جشن ۱۰۰ روز پس از آغاز زمستان(آغاز آبان در ایران باستان و آغاز موسم سرما) برگزار میشد. سده، پنجاه روز پیش از نوروز است که سرما به آرامی کاهش مییابد و اگر روز و شبهای مانده تا نوروز را جداگانه شمارش کنیم، ۱۰۰ شب و روز به فرا رسیدن نوروز مانده است. بر پایهی این دیدگاه، واژهی "سده" برگرفته از "ست" پهلوی به چم شمارهی ۱۰۰ است. ولی این دیدگاه نیز پادورزانی(مخالفانی) دارد.
👈🏻 سده یا چلهی کوچک(۱)، ۴۰ روز پس از زایش خورشید(فردای یلدا)، ۴۰روز مانده تا ۲۰ اسپند(اسفند) که جشن آغاز سرسبزی و گرماست و یا ۲۰ روز و ۲۰ شب مانده به آغاز اسپند است.
🔥 نویسندگانی چون مهرداد بهار و رضا مرادی غیاثآبادی میگویند "سده" پیوندی با "ست" و شمارهی ۱۰۰ ندارد و "سَدَه" یا "سَذَه" در اوستایی به چم سپیدهدم(طلوع)، بیرون آمدن و پیدا شدن است و جشن سده امیدی برای کاهش یافتن سرما است. بر این پایه، سَدَه، سَدَک یا سَذَک کنایه از آتش هستند.
🔥 حمدالله مستوفی نوشته است که جمشید جشن سده را بنیاد نهاد.
گردیزی در زینالاخبار همچون بیرونی، پیدایش این جشن را با چیرگی فریدون بر آژیدهاک در پیوند میداند.
نویری نوشته است سده جشنی بود که ایرانیان پس از بیرون کردن افراسیاب از ایران در زمان زَو، پسر تهماسپ برگزار کردند.
سده جشن ملوک نامدار است
ز اَفریدون و از جم یادگار است!
#عنصری
🔥 گذشته از داستان پیدایش آتش به دست هوشنگ، فردوسی در شاهنامه بارها از جشن سده در کنار نام آتشکده و به همراه جشنهای نوروز و مهرگان نام برده است.
بکرد اندر آن کشور آتشکده
بدو تازه شد مهرگان و سده!
نهاد اندر آن مرز آتشکده
بزرگیِ نوروز و جشن سده!
گردآوری و نگارش #پریسا_امام_وردیلو
________________
✍🏻 پینوشت:
(۱) "یلدا" چلهی بزرگ و "سده" چلهی کوچک نام دارند.
________________
📚 برگرفته از:
۱- "جشن سده" گروهی از نویسندگان
به کوشش و گردآوری #محمدرضا_توسلی
۲- جشن سده #احمد_افشارشیرازی و #ابراهیم_پورداود
۳- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۴- التفهیم، ابوریحان بیرونی
۵- تاریخ گزیده #حمدالله_مستوفی
۶- یادداشتهای شاهنامه #جلال_خالقی_مطلق
۷- سده #چنگیز_مولایی
🔥🔥 @AdabSar
🔥 آشنایی با #جشن_های_ایرانی
🔥 پیدایش #جشن_سده
🔥 دربارهی پیدایش جشن سده دیدگاهها پرشمارند.
یکی از افسانههای ایرانی که گویا بر شاهنامهی فردوسی استوار است، میگوید که جشن سده، جشن پیدایش آتش به دست هوشنگ، پادشاه پیشدادی است. بر این پایه، هوشنگ چهار پشت پس از گیومرت(کیومرث) زاده شد. در افسانهها، گیومرت نخستین آدم روی زمین بود. برای خواندن این داستان بنگرید به:
t.me/AdabSar/9922
ولی شاهنامهپژوهانی چون "جلال خالقی مطلق" و "مصطفا جیحونی" میگویند که داستان پرتاب سنگ به سوی مار و پیدایش آتش به دست هوشنگ، برساختهی امروزیهاست، نه داستانی از شاهنامه! هتا(حتا) در دستنویس فلورانس شاهنامه چنین داستانی دیده نمیشود. به باور آنها، این داستان پس از فردوسی به شاهنامه افزوده شده، در ایران باستان چنین باوری نبود و در هیچیک از نیپیک(کتاب)های ایرانشناسی پیش و پس از فردوسی چنین داستانی دیده نمیشود. زیرا پیدایش آتش بسیار کهنتر از زمان هوشنگ است.
"فریدون جنیدی" میگوید دو سوم شاهنامه پس از فردوسی به آن افزوده شده ولی دربارهی داستان هوشنگ سخنی نمیگوید. چندتن از شاهنامهپژوهان با خالقی مطلق همداستان نیستند و سرودهی پیدایش آتش به دست هوشنگ را از آن فردوسی میدانند.
شاید پیدایش این افسانه از این همسانی(شباهت) است که هوشنگ به چم(معنی) خوب، درخشان، خانهی خوب، نخستزاد، پیشآفریده و نماد فروغ و روشنایی است و آتش نیز نخستین آفریدهی ایزد برای زمین خوانده میشد.
🔥 ابوریحان بیرونی در بررسی افسانههای ایرانی میگوید در این روز فرزندان مشی و مشیانه(نخستین زن و مرد روی زمین که خود از ریواس روییده بودند)، به ۱۰۰ تن رسیدند و از میان خود یک تن را به سروری برگزیدند.
بیرونی در آثارالباقیه این جشن را بر آمده از افروختن آتش در بامها به دستور فریدون میدانست. به نوشتهی بیرونی، روزی که آژیدهاک(ضحاک) در بند شد و مردم از ستم او رستند، جشن سده بنیاد نهاده شد.
🔥 دو دیدگاه که "سده" را به پایهی شمارش روزهای سال میدانند:
👈🏻 این جشن ۱۰۰ روز پس از آغاز زمستان(آغاز آبان در ایران باستان و آغاز موسم سرما) برگزار میشد. سده، پنجاه روز پیش از نوروز است که سرما به آرامی کاهش مییابد و اگر روز و شبهای مانده تا نوروز را جداگانه شمارش کنیم، ۱۰۰ شب و روز به فرا رسیدن نوروز مانده است. بر پایهی این دیدگاه، واژهی "سده" برگرفته از "ست" پهلوی به چم شمارهی ۱۰۰ است. ولی این دیدگاه نیز پادورزانی(مخالفانی) دارد.
👈🏻 سده یا چلهی کوچک(۱)، ۴۰ روز پس از زایش خورشید(فردای یلدا)، ۴۰روز مانده تا ۲۰ اسپند(اسفند) که جشن آغاز سرسبزی و گرماست و یا ۲۰ روز و ۲۰ شب مانده به آغاز اسپند است.
🔥 نویسندگانی چون مهرداد بهار و رضا مرادی غیاثآبادی میگویند "سده" پیوندی با "ست" و شمارهی ۱۰۰ ندارد و "سَدَه" یا "سَذَه" در اوستایی به چم سپیدهدم(طلوع)، بیرون آمدن و پیدا شدن است و جشن سده امیدی برای کاهش یافتن سرما است. بر این پایه، سَدَه، سَدَک یا سَذَک کنایه از آتش هستند.
🔥 حمدالله مستوفی نوشته است که جمشید جشن سده را بنیاد نهاد.
گردیزی در زینالاخبار همچون بیرونی، پیدایش این جشن را با چیرگی فریدون بر آژیدهاک در پیوند میداند.
نویری نوشته است سده جشنی بود که ایرانیان پس از بیرون کردن افراسیاب از ایران در زمان زَو، پسر تهماسپ برگزار کردند.
سده جشن ملوک نامدار است
ز اَفریدون و از جم یادگار است!
#عنصری
🔥 گذشته از داستان پیدایش آتش به دست هوشنگ، فردوسی در شاهنامه بارها از جشن سده در کنار نام آتشکده و به همراه جشنهای نوروز و مهرگان نام برده است.
بکرد اندر آن کشور آتشکده
بدو تازه شد مهرگان و سده!
نهاد اندر آن مرز آتشکده
بزرگیِ نوروز و جشن سده!
گردآوری و نگارش #پریسا_امام_وردیلو
________________
✍🏻 پینوشت:
(۱) "یلدا" چلهی بزرگ و "سده" چلهی کوچک نام دارند.
________________
📚 برگرفته از:
۱- "جشن سده" گروهی از نویسندگان
به کوشش و گردآوری #محمدرضا_توسلی
۲- جشن سده #احمد_افشارشیرازی و #ابراهیم_پورداود
۳- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۴- التفهیم، ابوریحان بیرونی
۵- تاریخ گزیده #حمدالله_مستوفی
۶- یادداشتهای شاهنامه #جلال_خالقی_مطلق
۷- سده #چنگیز_مولایی
🔥🔥 @AdabSar
🔥🔥 @AdabSar
🔥 آشنایی با #جشن_های_ایرانی
🔥 پیشینهی برگزاری #جشن_سده
به هر برزنی جشنگاهی سده
همه گرد بر گردَش آتشکده!
🔥 "جشن سده"، یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای پرشمار ایران، یکی از جشنهای آتش(۱)، در ستایش اهورامزدا و در پاسداشت آتش، این نخستین زادهی زمین و یکی از چهار آخشیج پاک(۲) برگزار میشد.
💃 ایرانیان ماههای دی و بهمن را که هوا بسیار سرد بود، زمان نیرومند شدن اهریمن میدانستند و برای پایان یافتن روزگار اهریمنی نیایش میکردند.
🔥 جشن سده در روز دهم بهمن که در گاهشمار باستانی برابر با "آبانروز" از ماه بهمن بود، برگزار میشد. برگزاری جشن سده کاری گروهی بود. در این جشن، هیزم میافروختند و همه دست به دست گرد یک آتش بزرگ نیایش و آواز میخواندند و پایکوبی میکردند.
@AdabSar
💃 در اوستا نیز آتش فرزند زمین خوانده شده و نشانهای اهورایی است و فروزش آن نماد فروغ جاودان است.
ولی باید بدانیم که جشن سده، جشنی دینی نیست و ایرانیان باستان شادی را بخشش اهورا و اندوه را پدیدهای اهریمنی میدانستتد.
🔥 در روزگار کهن گسترهی این جشن از آناتولی تا استان کنونی سینکیانگ چین دنباله داشت و در هر شهر به نامی خوانده میشد.
💃 بزرگترین جشن سده به دستور مردآویز زیاری در اسپادانا(اصفهان) برگزار شد ولی پس از جشن پاداندیشان او به شوند(دلیل) برگزاری این جشن و سختگیری فراوانش در کشورداری، با یک برنامهریزی او را کشتند.
پس از آن "کرمان" سردمدار برگزاری شکوهمند جشنهای سده است.
گردآوری و نگارش #پریسا_امام_وردیلو
goo.gl/21n6yd
________________
✍🏻 پینوشت:
۱- در میان جشنهای پرشمار ایران، جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و سوری (چهارشنبهسوری)، جشنهای آتش بودند.
۲- چهار آخشیج(عنصر) پاک، آتش، آب، باد و خاک هستند. به باور ایرانیان نخست آتش پدید آمد و سه آخشیج دیگر از آتش پدید آمدند. ایرانیان آتش را پیشکش اهورامزدا(خدا) به زمین و مایهی دلگرمی و روشنایی میدانستند.
________________
📖 برگرفته از:
۱- "جشن سده"، گروهی از نویسندگان، به کوشش و گردآوری #محمدرضا_توسلی
۲- "جشنهای مهرگان و سده" #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۳- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۴- "آفرینش خدایان" #امید_عطایی
🔥🔥 @AdabSar
🔥 آشنایی با #جشن_های_ایرانی
🔥 پیشینهی برگزاری #جشن_سده
به هر برزنی جشنگاهی سده
همه گرد بر گردَش آتشکده!
🔥 "جشن سده"، یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای پرشمار ایران، یکی از جشنهای آتش(۱)، در ستایش اهورامزدا و در پاسداشت آتش، این نخستین زادهی زمین و یکی از چهار آخشیج پاک(۲) برگزار میشد.
💃 ایرانیان ماههای دی و بهمن را که هوا بسیار سرد بود، زمان نیرومند شدن اهریمن میدانستند و برای پایان یافتن روزگار اهریمنی نیایش میکردند.
🔥 جشن سده در روز دهم بهمن که در گاهشمار باستانی برابر با "آبانروز" از ماه بهمن بود، برگزار میشد. برگزاری جشن سده کاری گروهی بود. در این جشن، هیزم میافروختند و همه دست به دست گرد یک آتش بزرگ نیایش و آواز میخواندند و پایکوبی میکردند.
@AdabSar
💃 در اوستا نیز آتش فرزند زمین خوانده شده و نشانهای اهورایی است و فروزش آن نماد فروغ جاودان است.
ولی باید بدانیم که جشن سده، جشنی دینی نیست و ایرانیان باستان شادی را بخشش اهورا و اندوه را پدیدهای اهریمنی میدانستتد.
🔥 در روزگار کهن گسترهی این جشن از آناتولی تا استان کنونی سینکیانگ چین دنباله داشت و در هر شهر به نامی خوانده میشد.
💃 بزرگترین جشن سده به دستور مردآویز زیاری در اسپادانا(اصفهان) برگزار شد ولی پس از جشن پاداندیشان او به شوند(دلیل) برگزاری این جشن و سختگیری فراوانش در کشورداری، با یک برنامهریزی او را کشتند.
پس از آن "کرمان" سردمدار برگزاری شکوهمند جشنهای سده است.
گردآوری و نگارش #پریسا_امام_وردیلو
goo.gl/21n6yd
________________
✍🏻 پینوشت:
۱- در میان جشنهای پرشمار ایران، جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و سوری (چهارشنبهسوری)، جشنهای آتش بودند.
۲- چهار آخشیج(عنصر) پاک، آتش، آب، باد و خاک هستند. به باور ایرانیان نخست آتش پدید آمد و سه آخشیج دیگر از آتش پدید آمدند. ایرانیان آتش را پیشکش اهورامزدا(خدا) به زمین و مایهی دلگرمی و روشنایی میدانستند.
________________
📖 برگرفته از:
۱- "جشن سده"، گروهی از نویسندگان، به کوشش و گردآوری #محمدرضا_توسلی
۲- "جشنهای مهرگان و سده" #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۳- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۴- "آفرینش خدایان" #امید_عطایی
🔥🔥 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
سپاس و ستایش ز مزدای پاک
که آتش ز نورش شده تابناک
چنین رفته از پیشدادان سخن
که هوشنگ، آن پادشاه کهن
چو سد روز از آغاز آبان گذشت
ز کوهی به یاری یاران گذشت
چو ناگه بر آن کوه ماری خزید
بر آن شد به سنگش کند ناپدید
بزد سنگ، اما بشد آن سیه
گریزان و پنهان شد از هر نگه
چو سنگش سر سنگ دیگر رسید
بهناگه ز آن آتشی برجهید
چو نور از دل سنگ آمد برون
شگفت آمد از سنگ خارا فزون
ز این داستان، ایزدان پاس داشت
ز شادی آن آتشی برفراشت
به گردش نشستند شاه و سپاه
گشاده رُخ و شادمان تا پگاه
چو آهن به گرمای آتش نواخت
ز آهن بسی نیکافزار ساخت
فزون شد به دستور او کشتوکار
به خیشآهن و تیشه در کشتزار
ز آن نامور، کشور آباد گشت
زمین سبز و گیتی پر از داد گشت
« ز هوشنگ ماند این سده یادگار»
که بادا به گیتی رهش پایدار
سده را چنین نیک بنیان نهاد
روانش خوش و خرم و شاد باد
#شاهین_سپنتا
#جشن_سده
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
سپاس و ستایش ز مزدای پاک
که آتش ز نورش شده تابناک
چنین رفته از پیشدادان سخن
که هوشنگ، آن پادشاه کهن
چو سد روز از آغاز آبان گذشت
ز کوهی به یاری یاران گذشت
چو ناگه بر آن کوه ماری خزید
بر آن شد به سنگش کند ناپدید
بزد سنگ، اما بشد آن سیه
گریزان و پنهان شد از هر نگه
چو سنگش سر سنگ دیگر رسید
بهناگه ز آن آتشی برجهید
چو نور از دل سنگ آمد برون
شگفت آمد از سنگ خارا فزون
ز این داستان، ایزدان پاس داشت
ز شادی آن آتشی برفراشت
به گردش نشستند شاه و سپاه
گشاده رُخ و شادمان تا پگاه
چو آهن به گرمای آتش نواخت
ز آهن بسی نیکافزار ساخت
فزون شد به دستور او کشتوکار
به خیشآهن و تیشه در کشتزار
ز آن نامور، کشور آباد گشت
زمین سبز و گیتی پر از داد گشت
« ز هوشنگ ماند این سده یادگار»
که بادا به گیتی رهش پایدار
سده را چنین نیک بنیان نهاد
روانش خوش و خرم و شاد باد
#شاهین_سپنتا
#جشن_سده
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔥 @AdabSar 🔥
goo.gl/RznVfa
🔥 آشنایی با #جشن_های_ایرانی
🔥 برگزاری #جشن_سده از گذشته تاکنون
🔥 چنانچه افسانهی پیدایش آتش به دست هوشنگ پیشدادی را فردوسی سروده باشد(بنگرید به t.me/AdabSar/12900)، میتوان جشن سده را بجا مانده از زمان پادشاهی هوشنگ دانست. ابوریحان بیرونی نیز آن را یادگار زمان فریدون میداند. آیینمند و فراگیر شدن برگزاری سده به زمان اردشیر بابکان برمیگردد، ولی شوربختانه درباره برگزاری این جشن در ایران باستان آگاهی چندانی به ما نرسیده است. اگرچه پیداست که آتش افروختن، گرد هم آمدن، نیایش و شادی پایههای این آیین بودهاند.
🔥 دربارهی برگزاری جشن سده پس از اسلام، کسانی چون بیرونی، بیهقی، گردیزی، مسکویه و دیگران از شیوهی جشن در زمان غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، آلزیار و هتا(حتی) مغولان بسیار نوشتهاند و داستان مرگ مردآویز را گفتهاند، ولی آنچنان که باید، به شیوهی برگزاری جشن سده در میان مردمان نپرداختهاند و گزارش آنها دربارهی دربار و پادشاهان است.
سرایندگانی چون عنصری، فرخی، منوچهری و عسجدی دربارهی سده چامهسرایی کردهاند.
بزرگترین جشن سده به دستور مردآویز زیاری در اسپادانا(اصفهان) برگزار شد ولی پس از جشن پاداندیشان(مخالفان) او که گویا مغولان بودند، او را کشتند.
بیرونی در آثارالباقیه دربارهی سده نوشته است: «آتش افروزند تا شر آن "جهنم" برطرف گردد و گیاه خوشبو تبخیر میکنند تا مضرات آن را برطرف کنند. در خانهی ملوک رسم شده که آتش بیافروزند و چون شعلهور گردد، جانوران وحشی را به آتش میاندازند و مرغها در شعلهی آن میپرانند و در کنار این آتش مینشینند و به لهو و لعب مشغول میشوند.»
بیهقی نوشته است: «امیر مسعود غزنوی فرمود تا سراپرده بر راه مرو بزدند بر سه فرسنگی لشگرگاه و سده نزدیک بود. اشتران سلطانی را، و از آن همه لشکر به صحرا بردند و گز کشیدن گرفتند تا سده کرده آید و پس از آن حرکت کرده آید و گز میآوردند و در صحرایی که جوی آب بزرگ بود، پر از برف میافکندند تا به بالای فلعتی برآمد و چارطاقها بساختند از چوب، سخت بلند و آن را به گز بیاکندند و گز دیگر جمع کردند که سخت بسیار بود و بالای کوهی بر آمده و اَله[عقاب] بسیار و کبوتر. و سده فراز آمد. نخست شب امیر بر لب آن جوی آب که شراعی زده بودند، بنشست و ندیمان و مطربان بیامدند و آتش به هیزم زدند و پس از آن شنودم که قریب ده فرسنگ فروغ آن آتش بدیده بودند، و کبوتران نفت اندود بگذاشتند و ددان برف اندود آتش زده دویدن گرفتند و چنان سدهای بود که دیگر آنچنان ندیده بودم و آن به خرّمی به پایان آمد.»
🔥 امروز به جشن سده، سدهسوزی نیز میگویند. در مازندران، لرستان، سیستانوبلوچستان، کشاورزان، روستاییان و چوپانها هنگام پسین(عصر) روی پشتبام، دامنهی کوه یا کنار کشتزار و چراگاه آتش میافروزند و پیرامون آن گرد میآیند، بی آنکه نام جشن سده بر آن نهند.
در کرمان و بیشتر شهرهای آن، جشن سده یا سدهسوزی با شکوه برگزار میشود. در میان چادرنشینان بافت و سیرجان سدهسوزی چوپانی برگزار میشود. در یکی از روستاهای جیرفت (آبادی بلوک از دهستان اسماعیلی) شب دهم بهمن آتش بزرگی به نام آتش سده با چهل شاخه از درختان هرس شدهی باغ به نشانهی چهل روز (چلهی بزرگ) در میدان ده برمیافروزند و از روی آن میپرند و میخوانند:
سده سدهی دهقانی
چهل کندهی سوزانی
هنوز گویی زمستانی
در این بخشها چند روز پیش از فرا رسیدن سده، باغداران و زمینداران هر یک به اندازهی توان و داراییشان بار هیزم از بیابانها و کوهپایهها فراهم میکنند.
پیشترها که سدهسوزی در دشتهای باز برگزار میشد، مردم در گرداگرد آتش غالی(قالی) پهن میکردند و پیش از افروختن آتش از شامگاه(غروب) در کنار بوتهی بزرگ آتش با یکدیگر دیدار میکردند.
در این روز آش میپزند و آجیل میخورند و پس از افروختن آتش دست در دست، گرد آتش میآیند و پس از کم شدن آتش از روی آن میپرند و سوارکاران به نمایش میپردازند.
برزگران نیز اندکی از خاکستر سده را میبرند تا در کشتزار خود بپاشند و آن را مایهی فراوانی میدانند. بر پایهی یک باور کهن، در این شب ستارهی گرما به زمین درود میفرستد.
__________
📚 برگرفته از:
۱- آثار الباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- تارنمای مهرمیهن
۳- تاریخ بیهقی
۳- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان #اردشیر_آذرگشسب
🔥 @AdabSar 🔥
goo.gl/RznVfa
🔥 آشنایی با #جشن_های_ایرانی
🔥 برگزاری #جشن_سده از گذشته تاکنون
🔥 چنانچه افسانهی پیدایش آتش به دست هوشنگ پیشدادی را فردوسی سروده باشد(بنگرید به t.me/AdabSar/12900)، میتوان جشن سده را بجا مانده از زمان پادشاهی هوشنگ دانست. ابوریحان بیرونی نیز آن را یادگار زمان فریدون میداند. آیینمند و فراگیر شدن برگزاری سده به زمان اردشیر بابکان برمیگردد، ولی شوربختانه درباره برگزاری این جشن در ایران باستان آگاهی چندانی به ما نرسیده است. اگرچه پیداست که آتش افروختن، گرد هم آمدن، نیایش و شادی پایههای این آیین بودهاند.
🔥 دربارهی برگزاری جشن سده پس از اسلام، کسانی چون بیرونی، بیهقی، گردیزی، مسکویه و دیگران از شیوهی جشن در زمان غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، آلزیار و هتا(حتی) مغولان بسیار نوشتهاند و داستان مرگ مردآویز را گفتهاند، ولی آنچنان که باید، به شیوهی برگزاری جشن سده در میان مردمان نپرداختهاند و گزارش آنها دربارهی دربار و پادشاهان است.
سرایندگانی چون عنصری، فرخی، منوچهری و عسجدی دربارهی سده چامهسرایی کردهاند.
بزرگترین جشن سده به دستور مردآویز زیاری در اسپادانا(اصفهان) برگزار شد ولی پس از جشن پاداندیشان(مخالفان) او که گویا مغولان بودند، او را کشتند.
بیرونی در آثارالباقیه دربارهی سده نوشته است: «آتش افروزند تا شر آن "جهنم" برطرف گردد و گیاه خوشبو تبخیر میکنند تا مضرات آن را برطرف کنند. در خانهی ملوک رسم شده که آتش بیافروزند و چون شعلهور گردد، جانوران وحشی را به آتش میاندازند و مرغها در شعلهی آن میپرانند و در کنار این آتش مینشینند و به لهو و لعب مشغول میشوند.»
بیهقی نوشته است: «امیر مسعود غزنوی فرمود تا سراپرده بر راه مرو بزدند بر سه فرسنگی لشگرگاه و سده نزدیک بود. اشتران سلطانی را، و از آن همه لشکر به صحرا بردند و گز کشیدن گرفتند تا سده کرده آید و پس از آن حرکت کرده آید و گز میآوردند و در صحرایی که جوی آب بزرگ بود، پر از برف میافکندند تا به بالای فلعتی برآمد و چارطاقها بساختند از چوب، سخت بلند و آن را به گز بیاکندند و گز دیگر جمع کردند که سخت بسیار بود و بالای کوهی بر آمده و اَله[عقاب] بسیار و کبوتر. و سده فراز آمد. نخست شب امیر بر لب آن جوی آب که شراعی زده بودند، بنشست و ندیمان و مطربان بیامدند و آتش به هیزم زدند و پس از آن شنودم که قریب ده فرسنگ فروغ آن آتش بدیده بودند، و کبوتران نفت اندود بگذاشتند و ددان برف اندود آتش زده دویدن گرفتند و چنان سدهای بود که دیگر آنچنان ندیده بودم و آن به خرّمی به پایان آمد.»
🔥 امروز به جشن سده، سدهسوزی نیز میگویند. در مازندران، لرستان، سیستانوبلوچستان، کشاورزان، روستاییان و چوپانها هنگام پسین(عصر) روی پشتبام، دامنهی کوه یا کنار کشتزار و چراگاه آتش میافروزند و پیرامون آن گرد میآیند، بی آنکه نام جشن سده بر آن نهند.
در کرمان و بیشتر شهرهای آن، جشن سده یا سدهسوزی با شکوه برگزار میشود. در میان چادرنشینان بافت و سیرجان سدهسوزی چوپانی برگزار میشود. در یکی از روستاهای جیرفت (آبادی بلوک از دهستان اسماعیلی) شب دهم بهمن آتش بزرگی به نام آتش سده با چهل شاخه از درختان هرس شدهی باغ به نشانهی چهل روز (چلهی بزرگ) در میدان ده برمیافروزند و از روی آن میپرند و میخوانند:
سده سدهی دهقانی
چهل کندهی سوزانی
هنوز گویی زمستانی
در این بخشها چند روز پیش از فرا رسیدن سده، باغداران و زمینداران هر یک به اندازهی توان و داراییشان بار هیزم از بیابانها و کوهپایهها فراهم میکنند.
پیشترها که سدهسوزی در دشتهای باز برگزار میشد، مردم در گرداگرد آتش غالی(قالی) پهن میکردند و پیش از افروختن آتش از شامگاه(غروب) در کنار بوتهی بزرگ آتش با یکدیگر دیدار میکردند.
در این روز آش میپزند و آجیل میخورند و پس از افروختن آتش دست در دست، گرد آتش میآیند و پس از کم شدن آتش از روی آن میپرند و سوارکاران به نمایش میپردازند.
برزگران نیز اندکی از خاکستر سده را میبرند تا در کشتزار خود بپاشند و آن را مایهی فراوانی میدانند. بر پایهی یک باور کهن، در این شب ستارهی گرما به زمین درود میفرستد.
__________
📚 برگرفته از:
۱- آثار الباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- تارنمای مهرمیهن
۳- تاریخ بیهقی
۳- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان #اردشیر_آذرگشسب
🔥 @AdabSar 🔥
🔥 @AdabSar 🔥
🔥 آشنایی با #جشن_های_ایرانی
🔥 جایگاه هوشنگ پیشدادی در #جشن_سده
پس از آشنایی با داستانهای جشن سده، بد نیست بدانیم هوشنگ چه کسی بود! گفته میشود هوشنگ پسر سیامک، یکی از پادشاهان پیشدادی ایران بود و در هرجا که مردم میزیستند، آتشکدهای برپا کرد که همیشه روشن بودند تا مردم بتوانند برای گرم و روشن نگاه داشتن خانههایشان به آتش دسترسی داشته باشند و آتش خانهی خود را از این آتشکده بگیرند.
از اینرو، شهرمندی و یکجانشینی در زمان او آغازید زیرا کوچ برای گرما رخ میداد و برپایی آتشگاه، مردمان را از کوچ بینیاز میکرد. افسانهی پیدایش آتش به دست هوشنگ شاید از کوشش او برای برپایی آتشکدهها و آسوده زیستن مردمان برآمده باشد.
همچنین آهن در زمان او یافت شد و هوشنگ پیشهی آهنگری را بنیاد نهاد. به مردمان برزگری و کشاورزی آموخت تا بتوانند زندگی خود را بگردانند و زندگانی خود را در راه آبادانی جهان گذراند.
از روزگار کهن تا امروز، یکی از آرزوهای خوب ایرانیان برای یکدیگر این است:
"تنور خانهات همیشه روشن باد"
این آرزو و نیایش، بهجا مانده از روزگار هوشنگ است.
🔥 @AdabSar 🔥
🔥 آشنایی با #جشن_های_ایرانی
🔥 جایگاه هوشنگ پیشدادی در #جشن_سده
پس از آشنایی با داستانهای جشن سده، بد نیست بدانیم هوشنگ چه کسی بود! گفته میشود هوشنگ پسر سیامک، یکی از پادشاهان پیشدادی ایران بود و در هرجا که مردم میزیستند، آتشکدهای برپا کرد که همیشه روشن بودند تا مردم بتوانند برای گرم و روشن نگاه داشتن خانههایشان به آتش دسترسی داشته باشند و آتش خانهی خود را از این آتشکده بگیرند.
از اینرو، شهرمندی و یکجانشینی در زمان او آغازید زیرا کوچ برای گرما رخ میداد و برپایی آتشگاه، مردمان را از کوچ بینیاز میکرد. افسانهی پیدایش آتش به دست هوشنگ شاید از کوشش او برای برپایی آتشکدهها و آسوده زیستن مردمان برآمده باشد.
همچنین آهن در زمان او یافت شد و هوشنگ پیشهی آهنگری را بنیاد نهاد. به مردمان برزگری و کشاورزی آموخت تا بتوانند زندگی خود را بگردانند و زندگانی خود را در راه آبادانی جهان گذراند.
از روزگار کهن تا امروز، یکی از آرزوهای خوب ایرانیان برای یکدیگر این است:
"تنور خانهات همیشه روشن باد"
این آرزو و نیایش، بهجا مانده از روزگار هوشنگ است.
🔥 @AdabSar 🔥
Hojjat Ashrafzadeh - Vatanam
@AdabSar
ایران نیاز دارد به نسلی نوین؛
که به کُهندیار و به نیاکان بپیوندد.
که آیینها و خدایانِ ایران را بستاید.
که زنستایانه و نیز نریمانانه بزید.
که تاریخِ کهن و راستین ایران را بکاود و دریابد.
که بر مهر و پیمان باور آوَرَد.
که مرگستایانه به زندگی منگَرَد.
که به هیچکس غنودن بر تخمِ کین نیاموزد.
و
که هماره بر خود بیفزاید بیآنکه از دیگری بکاهد.
ایران به این نسلِ نوین نیاز دارد.
#خسرو_یزدانی
🔥🇮🇷 @AdabSar
که به کُهندیار و به نیاکان بپیوندد.
که آیینها و خدایانِ ایران را بستاید.
که زنستایانه و نیز نریمانانه بزید.
که تاریخِ کهن و راستین ایران را بکاود و دریابد.
که بر مهر و پیمان باور آوَرَد.
که مرگستایانه به زندگی منگَرَد.
که به هیچکس غنودن بر تخمِ کین نیاموزد.
و
که هماره بر خود بیفزاید بیآنکه از دیگری بکاهد.
ایران به این نسلِ نوین نیاز دارد.
#خسرو_یزدانی
🔥🇮🇷 @AdabSar
علی بلوکباشی، پژوهشگر آیینهای ایرانی و مردمشناس درباره جشنهای آتش در زمستان نوشته است که ایرانیان باستان در جشنهایی چون #جشن_سده و سوری آتشی بزرگ و بلند میافروختند تا خورشید و ایزدان را در نبرد با اهریمن سردی و تاریکی یاری کنند، دست به دست یکدیگر گرد یک آتش میگشتند تا در کنار هم و با یاری هم از روزهای سرد زمستان بگذرند.
میتوانیم از این رفتار نمادین برای امروز و همهی روزهای سرد و سخت کشور بهره ببریم. یا میتوانیم دست هم را رها و این آتش کمفروغ را خاموش کنیم که با چنین کاری، بر این سختیها پایانی نخواهد بود.
به هر برزنی جشنگاهی سده
همه گرد بر گردش آتشکده
یکی آذری ساخت برزین به نام
که با فرخی بود و با برز و کام!
🔥🇮🇷 @AdabSar
میتوانیم از این رفتار نمادین برای امروز و همهی روزهای سرد و سخت کشور بهره ببریم. یا میتوانیم دست هم را رها و این آتش کمفروغ را خاموش کنیم که با چنین کاری، بر این سختیها پایانی نخواهد بود.
به هر برزنی جشنگاهی سده
همه گرد بر گردش آتشکده
یکی آذری ساخت برزین به نام
که با فرخی بود و با برز و کام!
🔥🇮🇷 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻رسم = نگاره، کشیده
🔻رسم کردن = کشیدن، نگاشتن، پِنگاشتن(=بِنگاشتن، نقشکردن)، نشاننهادن
🔻ترسیم = نگاشتن، پِنگاشتن، بازنگاری، نشاننهادن
🔻رَسّام = چهرهپرداز، چهرهگر، نگارنده، پیکرنگار، نگارگر
🔻رسّامی = کشیدن، نگاشتن، پِنگاشتن
🔻رَسامَه = نگارَکیدَن(=نقشه کشیدن)، نگاشتن(=نقاشی)، چهرهپردازی(=صورت پردازی)
✍️نمونه:
🔺دایره را با پرگار رسم میکنند =
پرهون را با پرگار میکشند
🔺منحنی تابع درجه ۳ای را رسم کنید =
کمانِ پِیروِ زینه ۳ای را بِنِگارید
🔺رسامیهایش از طبیعت، غیرقابل باور بود =
نگاشتههایش از پرهام، باورنکردنی بود
🔺چه شخصی اولین نقشهی جغرافیایی را ترسیم کرد؟ =
چه کسی نخستین رهنامهی گیتایی را پِنگاشت؟
🔺مشو غره بر آن خرگوش زرفام
که بر خنجر نگارد مرد رسام(نظامی) =
مشو گستاخ بر آن خرگوش زرفام
که بر دشنه نگارد چهرهپرداز
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#رسم #ترسیم #رسام #رسامه #رسامی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻رسم = نگاره، کشیده
🔻رسم کردن = کشیدن، نگاشتن، پِنگاشتن(=بِنگاشتن، نقشکردن)، نشاننهادن
🔻ترسیم = نگاشتن، پِنگاشتن، بازنگاری، نشاننهادن
🔻رَسّام = چهرهپرداز، چهرهگر، نگارنده، پیکرنگار، نگارگر
🔻رسّامی = کشیدن، نگاشتن، پِنگاشتن
🔻رَسامَه = نگارَکیدَن(=نقشه کشیدن)، نگاشتن(=نقاشی)، چهرهپردازی(=صورت پردازی)
✍️نمونه:
🔺دایره را با پرگار رسم میکنند =
پرهون را با پرگار میکشند
🔺منحنی تابع درجه ۳ای را رسم کنید =
کمانِ پِیروِ زینه ۳ای را بِنِگارید
🔺رسامیهایش از طبیعت، غیرقابل باور بود =
نگاشتههایش از پرهام، باورنکردنی بود
🔺چه شخصی اولین نقشهی جغرافیایی را ترسیم کرد؟ =
چه کسی نخستین رهنامهی گیتایی را پِنگاشت؟
🔺مشو غره بر آن خرگوش زرفام
که بر خنجر نگارد مرد رسام(نظامی) =
مشو گستاخ بر آن خرگوش زرفام
که بر دشنه نگارد چهرهپرداز
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#رسم #ترسیم #رسام #رسامه #رسامی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌸🌿🌹☘️🌺🍀🌼🍃🌷☘️💐🌱
کسی را کجا* دل پُر آهو** بُوَد
روانش ز بیشی*** به نیرو بُوَد
به بیچارگانْبَر ستم سازد اوی
گر**** از چیزِ درویش افرازد اوی
بکوشیم و نیروش بیرون کنیم
به درویشْ ما نازش افزون کنیم
کسی کو نپرهیزد از خشمِ ما
همی بگذرد تیز بر چشمِ ما
به فرمانِ ما چشم روشن کنید
خرد را به تنْبَر چو جوشن کنید
#فردوسى
*= که
**=عیب
***= آزمندی
****= یا
امیدم چنانست کز کردگار
نباشی جز از شاد و بهْروزگار
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌱💐☘️🌷🍃🌼🍀🌺🌹🌿🌸
کسی را کجا* دل پُر آهو** بُوَد
روانش ز بیشی*** به نیرو بُوَد
به بیچارگانْبَر ستم سازد اوی
گر**** از چیزِ درویش افرازد اوی
بکوشیم و نیروش بیرون کنیم
به درویشْ ما نازش افزون کنیم
کسی کو نپرهیزد از خشمِ ما
همی بگذرد تیز بر چشمِ ما
به فرمانِ ما چشم روشن کنید
خرد را به تنْبَر چو جوشن کنید
#فردوسى
*= که
**=عیب
***= آزمندی
****= یا
امیدم چنانست کز کردگار
نباشی جز از شاد و بهْروزگار
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌱💐☘️🌷🍃🌼🍀🌺🌹🌿🌸
Forwarded from ادبسار