ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
💫

بس که کاهیده ز بار غم و اندوه تنم

خود چو در آینه بینم نشناسم که منم!

#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

رفت یار و آرزوی او ز جانِ من نرفت
نقشِ٭ او از پیش چشم خون‌فشانِ من نرفت

من بدان بودم که پایش گیرم و میرم به دست
چون کنم کو گاهِ رفتن در میان من نرفت

#امیرخسرو_دهلوی
#چکامه_پارسی
*= نَخش
@AdabSar
بیامد غم بزد چادر به دل در
چو اَفرایانِ بی‌خاور، به دل در
از این سو میخ آن تا باختر رفت
وز آن سو بیخ تا خاور به دل در!

📜دفتر «دستان مستان» گزیده‌ی سروده‌های «میرجلال‌الدین کزازی» با واژگان زیبای پارسی
بریده‌ای از ترانه‌ی «میخ و بیخ»

🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان

❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri

📚 فروشگاه ادب‌سار
📚 @AdabSaar
🌾🦋 @AdabSar

کسی را نمی‌توان یافت که دلبسته‌ی هنر نباشد؛ چه اینکه گرایش به هنر از نهاد مردم برمی‌آید و خویی‌ست که نمی‌توان چشم از آن نهان کرد.

هنر، الگو و سنجه‌یی‌ست برای فرایافت زندگی. هرکه به آن می‌گراید تا اندک زمانی را از دلواپسی‌ها و پریشانی‌های زندگی جهانی بیاساید.

هنر نمودی هم‌سان برای همه‌ی جهانیان است و هرکه با هر باورداشت و آیین و نژاد به هنر، مهر می‌ورزد و به راستی سرش را زمانی گرم آن می‌دارد.

برای هنر نمادها و نمودهای بسیاری برشمرده‌اند که پررنگ‌ترین‌شان هنر سرودن است؛ که از درون می‌گوید و درون را می‌آراید و می‌پالاید و می‌سازد و روان گوینده را به روان شنونده پیوند می‌دهد.

#بلال_ریگی
#پیام_پارسی
🌾🦋 @AdabSar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻اَوّلاً (اَوٌلَن)= یکم، نخست نمونه: 🔺اولاً که این حرفِ را من نگفته‌ام... = نخست این که این سخن را من نگفته‌ام... 🔺اولاً، نمی‌تونم بیام دوماً، بتونم هم نمیام!= یکم، نمی‌تونم بیام دوم، بتونم هم نمیام! 🚩دنباله دارد گردآوری…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻قسمت اول = بخش نخست، بخش یکم
نمونه:
🔺قسمت اول "شهرزاد" را دیدم=
بخشِ نخستِ "شهرزاد" را دیدم

🔻عددِ اول = نخست‌شمارک، شمارکِ نخست
نمونه:
🔺"۱۱" یک عددِ اول است =
"۱۱" یک نخست‌شمارک است
"۱۱" یک شمارکِ نخست است

🔻اولِ شب = سر شب
شب ِ اول = شبِ نخست
نمونه:
🔺تصمیم گرفتم شبِ اول را به منزل دوستم بروم =
برآن شدم شبِ نخست را به منزل دوستم بروم

🔺اولِ شب بود که به خانه‌اش رسیدم=
سرِ شب بود که به خانه‌اش رسیدم


🚩دنباله دارد

گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #اول
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

به یک بهانه که دیر آمدی و رفتی زود
هلاکِ خسته‌دلان دیر زود خواهد بود

هزار قصه بگفتیم و یار گوش نکرد
هزار حیله نمودیم و یار رو ننمود

امیدِ مردمی از چشمِ یار نتوان داشت
به یک کرشمه که کرد او هزار دل برُبود!

نظر به گوشه‌ی چشمِ نگار کرد «طبیب»
ربود خواب ز چشمش به چشمِ خواب‌آلود


#طبیب_شیرازی
@AdabSar
همه می‌گویند
زمان
زمان
زمان
مرهم زخم‌هاست
همه چیز را درست می‌کند
آه...
من بیزارم از زمان
زیرا
همه چیز را خاکستر می‌کند
و ما را نابود می‌کند
من را
و
تو را


سراینده و فرستنده #بزرگمهر_صالحی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

چو دولت خواهد آمد بنده‌ای را
همه بیگانگانش خویش گردند

چو برگردید روز نیکبختی
در و دیوار بر وی نیش گردند

#سعدی
@AdabSar
این زبان سور و سوز و شور ماند
پر فروغ و فَروَر از تو در جهان
دانشی مردی سخنگویی سترگ
داد نتوان چون تو در گیتی نشان!

📜دفتر «دستان مستان»
از سروده‌ی بلند «سخنی با استاد»
پیشکش میر جلال‌الدین کزازی به فردوسی
سروده شده در آرامگاه فردوسی

🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان

❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri

📚 فروشگاه ادب‌سار
📚 @AdabSaar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻قسمت اول = بخش نخست، بخش یکم نمونه: 🔺قسمت اول "شهرزاد" را دیدم= بخشِ نخستِ "شهرزاد" را دیدم 🔻عددِ اول = نخست‌شمارک، شمارکِ نخست نمونه: 🔺"۱۱" یک عددِ اول است = "۱۱" یک نخست‌شمارک است "۱۱" یک شمارکِ نخست است 🔻اولِ شب…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻اولویت = نخستینگی، نخستی، برتری، نخش

نمونه:
🔺باید به این کار اولویت داد =
باید به این کار نخستینگی داد
باید به این کار برتری داد

🔺اولویت این کار را هم درنظر داشته باش =
نخستی این کار را هم درنگر داشته باش
نخستینگی این کار را هم درنگر داشته باش

🔺انجام این کار باید در راس اولویت‌ها قرار بگیرد =
انجام این کار باید در سر نخش‌ها جای گیرد

گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #اولویت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
☀️🌾 @AdabSar

🏝 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🏖 پایان چله‌ی تموز

☀️ «چله‌ی تموز» با جشن آب‌پاشونک در نخستین روز تیر در ایران باستان آغاز می‌شد و در آبان روز از امرداد برابر با دهم امرداد به پایان می‌رسید. چله‌ی تموز پایان‌بخش چندین جشن تابستانه بود که از دید چیستی و درون‌مایه به هم پیوسته بودند. جشن‌هایی در ستایش آب و آفتاب که با افسانه‌هایی برای ایستادگی در برابر خشکی و گرسنگی درآمیخته‌اند. در این افسانه‌ها ایزدان یا فرشتگان «رشن»، «اشتاد» و «زامیاد» با همکاری ایزدبانوی امرداد به نبرد با دیوهای گرسنگی و تشنگی یا «تئیری» و «زئیری» می‌رفتند.

🌻 در افسانه‌های ایرانی رشن به مانک درستی و دادگری است و امشاسپند رشن دشمن دزدان و رهزنان است. اشتاد به چم راستی و درستی است. این امشاسپند یا فرشته، راهنمای مینویان و زمینیان است. زامیاد نیز فرشته‌ی زمین است که با کنش نیک شناخته می‌شود.

🌾 «تموز» به چمار (معنی) گرمای فراوان است.
اکنون در نیمروز(جنوب) خراسان با آغاز تابستان، بزرگ‌ترین روز سال را گرامی داشته و به چهل روز نخست تابستان چله‌ی بزرگ می‌گویند. به بیست روز پس از آن نیز چله‌ی کوچک یا چله‌ی خرد گفته می‌شود. همچون چله‌ی بزرگ و کوچک زمستان که زمان سرما در آن دسته‌بندی می‌شد.
گویا در گذشته در پگاه این روز اسپند دود می‌کردند و خاکستر آن را در دالان خانه‌ها می‌ریختند.
درباره‌ی آیین‌های این جشن آگاهی بسیار اندکی به ما رسیده است.

🏵 سروده‌ی بومی خراسان برای چله‌ی تموز:
نه از شو مو منالم نه که از روز
نه از یلدا گیله درم نه چله تموز
هموقذر فهمیدم دمین ای دنیا
که آسونی د بعد سختی میه هنوز!


📜 با جشن آب‌پاشونک و آغاز چله‌ی تموز آشنا شوید:
t.me/AdabSar/14183

📜 نبرد افسانه‌ای ایزدبانوی امرداد و دیو گرسنگی و تشنگی را بخوانید:
t.me/AdabSar/14479


#جشن_های_ایرانی #چله_تموز #امردادگان
☀️🌾 @AdabSar
🌑🌒 @AdabSar
شهرِ خاموش
#ادیب_برومند

دل به تنگ آمد از اين وحشت‌سرا، کو مأمنى؟
تا پناه آرم بدآن‌جا بى‌هراس از رهزنى

شهرِ جان خاموش و پيکِ آرزو، گم کرده راه
کوچه‌ی دل بى‌نشان و تن به ويران مسکنى

کو اميدى، کو قرارى؟ رُستم اين‌جا گو مپاى
اين نه آن چاهى‌ست کز وى سر بر آرد بيژنى

جان‌پناهى نيست ما را، حال و روز ما مپرس
روز را بايد به شب بردن، به هر جان کندنى

دامن از خونِ دلم گلگون بود، بى روىِ دوست
کو قرارِ وصل در دامانِ سبزِ گلشنى؟

مهر و مه را پرتوافشانى بر اين گردون مباد
گر بدين زندان نتابد پرتوى از روزنى

غم به رويين‌دژ همى‌ماند، در او جان‌ها اسير
کو اميد و آرزو را، جنبش رويين تنى؟

تنگ‌چشمى‌هاى دونان، داردم آن‌سان ملول
کز ملالم هر سر مويى‌ست بر تن سوزنى

خشک باد آن چشمه‌ی دولت که در پيرامُنش
خيمه افرازد ز هر سو، رهزنى، تردامنى

جاه و نعمت، ديگران را باد ارزانى که نيست
التفات اهل دولت را بهاى ارزنى

تيرگى‌هاى شب هجران، نمى‌پايد ادیب
باش تا بنوازدت لبخند صبح روشنى!

🌑🌒 @AdabSar
🩸🖋 @AdabSar

در همین دقیقه باید بنویسیم
ما، من و تو

در همین زمانه که ناشاد، خسته، نیمه‌مرده نفس می‌کشیم
در همین دقیقه که هر چیز رو به ویرانی است
در همین «شب بی روزن» که «چراغ قریه خاموش» است
در این سکوت محض که جز جغدهای شوم نمی‌خوانند...

باید بنویسیم
شعرهای تازه بنویسیم
و پخش کنیم میان کوچه و برزن؛
تا هر که می‌گذرد
چشمش به شعرهای تازه، تازه شود...

ما در سراشیبی رفتن
باید بنویسیم
تا فرزندان ما برای فرزندزادگان خود چیزی به یادگار داشته باشند؛
تا آن روز
که شادی برگردد
که خورشید به مهر بتابد
که آب‌ها، پاکیزه در نهرها روان شود...

هنگام آرامش زمین
در زیر آسمان آبی و روشن
در روشنایی مهتاب مهربان
با خویش بگویند:
در آن زمانه‌ی ناجور
مردمانی هنگام مرگ
عشق را عاشقانه خوانده‌اند...

باید شعرهای تازه بنویسیم
ما، من و تو
امشب!
در همین دقیقه  
در آستانه‌ی مرگ پا به زا!


#مسعود_فرزانگان ۱۳۹۹/۵/۹

✒️🩸 @AdabSar
کَندم ز زمانه و زمان دیگر شد
جَستم ز زمین و آسمان دیگر شد

در خویش فرو شدم جهان را دیدم
از خویش رمیدم و جهان دیگر شد!

#مجتبا_شکوهی_راد
#چکامه_پارسی

🪐💫 @AdabSar
🌼🍀🌷🌺
🍀🌷🌺
🌷🌺
🌺
نگر تا نیازی به بیداد دَست
نگردانی ایوانِ آبادْ پَست

کسی کو نبندد به جَنگت میان
چنان کن که از تو نیابد زیان

که نپْسندد از ما بدیْ دادْگر
سپنج است گیتی و ما برگذر
#فردوسی

امید آن‌که چون تویی:
بماناد تا جاودان این گهر
هنرمند و با دانش و دادگر


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
🌺🌼
🍀🌺🌼
🌷🍀🌺🌼
Forwarded from ادب‌سار
💫

عشق را طیِ لسانی‌ست که صدساله سخن

یار با یار به یک چشم زدن می‌گوید

#عارف_قزوینی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

پرورده‌ی عشق¹ شد سرشتم
جز عشق مباد سرنوشتم

عشقی که چنین، به جای خود باد
چندانکه بود یکی به صد² باد

#نظامی
#چکامه_پارسی

۱=اِشغ
۲=سَد
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻آخر = پایان، واپسین، پسین، فرجام، سرانجام، انجام، سپری

نمونه:
🔺مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر =
همنشینی پایان گرفت و به فرجام رسید زندگی

🔺آخرین حرف من این است، زندگی شیرین است =
واپسین سخن من این است، زندگی شیرین است

🔺آخر کار خودت را کردی؟ =
سرانجام کار خودت را کردی؟

🔺کار نوشتن قصه را به آخر رساند =
کار نوشتن داستان را به پایان رساند

🔺روز هجران و شب فرقت یار آخر شد =
روز جدایی و شب دوری یار سپری شد


🚩دنباله دارد

گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #آخر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

من كه مشغولم به كارِ دل چه تدبیری مرا
من كه بیزارم ز كارِ گل چه تزویری مرا

من كه سیرابم چنین از چشمه‌ی جوشان عشق
خلق اگر با من نمی‌جوشد چه تاثیری مرا

من كه با چشمِ حقارت عالمی را بنگرم
سنگ اگر بر سر بكوبندم چه تحقیری مرا

خامه‌ی قدرت به نامم برگ آزادی نوشت
ای اسیران زین گرامی‌تر چه تقدیری مرا

نام من در زمره‌ی این نامداران گو مباش
بر سرِ امواجِ سرگردان چه تصویری مرا

نش‍‍‍‍‍ئه‌ی جاویدِ من از باده‌ی شوریدگی‌ست
بهتر از این مست خواهی با چه تخدیری مرا

من بدین ویرانیِ دل بسته‌ام امیدها
عشق آبادِ ابد بادا چه تعمیری مرا

#معینی_کرمانشاهی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

ز اشک دیده‌ی من یاد آر اگر وقتی*

تو را گذر به لب رود و چشمه‌سار افتاد

#عارف_قزوینی
#چکامه_پارسی

*= وختی
@AdabSar