ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«خسرو» و «کیخسرو» در شاهنامه‌ی فردوسی

"خسرو"، نام ۹ تن از بزرگانی است که در شاهنامه‌ی فردوسی از آن‌ها سخن رفته است.

1⃣ "کیخسرو"، فرزند فرنگیس و سیاوش و بر آیین مزدایی بود. فردوسی گاهی با نام "خسرو" از او یاد کرده است.
- ز گیتی بر آرد سراسر خروش
زمانه ز کیخسرو آید به جوش!

- سر افراز "کیخسرو"اش نام کن
به غم خوردن دل آرام کن!

2⃣ "خسرو"، پیرمردی روشندل و جوانمرد بود که ایرانیان پس از مرگ یزدگرد او را به پادشاهی برگزیدند.
- یکی مرد بُد پیر، "خسرو" بنام
جوانمرد و روشندل و شادکام!

3⃣ "خسرو" نخست ساسانی(نام دیگر انوشیروان"
- اگر تخت گشتی ز "خسرو" تهی
همو بود زیبای شاهنشهی!

4⃣ "خسرو شهرزور"، یکی از شاهان گذشته که روشنک دختر دارا(داریوش) و همسر اسکندر با اشک و آه از او یاد می‌کرد.
- همان خسرو و اشک و فریان وفور
همان نامور، "خسرو شهرزور"!

5⃣ "خسرو"، از دلاوران سپاه خسروپرویز و یکی از چهارده تن یار او بود.
- فرخزاد و چون "خسرو" سرفراز
چو اشتاد پیروز دشمن‌گداز!

6⃣ "خسرو"، آسیابانی بود که یزدگرد به آسیای او پناه برد.
- فرومایه‌ای بود "خسرو" بنام
نه تخت و نه گنج و نه تاج و نه کام!

7⃣ "خسرو"، پدر پیروز، سپهدار اردشیر شیروی بود.
- به پیروز "خسرو" سپردم سپاه
که از داد شاد است و شادان ز شاه!

8⃣ "خسرو"، برنام(لقب) پرویز، پسر هرمزشاه بود که داستان دلدادگی او با شیرین پر آوازه است.
- مر او را پدر کرده "پرویز" نام
کی‌اش خواندی "خسرو" شادکام!

9⃣ "خسرو"، پدر خرزوان، از سرداران بهرام چوبین بود.
- بگفت این و بنشست مرد دلیر
خرزوان "خسرو" بیامد چو شید!
#شاهنامه #فردوسی


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#خسرو #کیخسرو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻خاطر = یاد، دل، اندیشه، دلگذشت، ویر، هوش(=ذهن)
🔻خاطره = یادبود، یادمان، یادآمد، ویره، یادگار، یادنامه
🔻خاطرات = یادمان‌ها، یادبودها، یادنامه‌ها
🔻آزرده‌خاطر = آزرده‌دل، دل‌آزرده، دلگیر، رنجیده
🔻آسوده‌خاطر = آسوده‌دل، دل‌آرام
🔻آشفته‌خاطر = دلواپس، آشفته‌دل، آشفته‌درون، دل‌آشوب
🔻اطمینان خاطر = رامِش، آسوده‌دلی
🔻انبساط خاطر = خوشی، خرمی
🔻به خاطر = برای، از برای، از رویِ، به پاس، از پی، بَهرِ، از بَهرِ
🔻به‌خاطر آوردن = به‌یاد آوردن
🔻به خاطر این که = زیرا، چون، از روی این که، از این رو که
🔻به‌خاطر داشتن = یاد داشتن، به‌یاد داشتن
🔻به همین خاطر = از این رو
🔻تجدید خاطره = یادآوری
🔻تعلق‌خاطر = وابستگی، دلبستگی
🔻خاطرپریش = دل پریش
🔻خاطرپسند = دلخواه، دلپذیر
🔻خاطرجمع = آسوده‌دل
🔻خاطرخواه = دلباخته، خواهان، شیفته
🔻خاطرخواهی = شیفتگی
🔻خاطرنشان = یادآوری، یادآور، یادآوردن، یادآور شدن، گوشزد
🔻خاطرنشان کرد = یادآوری کرد، یادآور شد، گوشزد کرد
🔻خاطرنشین = دلنشین، به‌یادماندنی
🔻خاطره‌انگیز = به‌یادماندنی، یادانگیز
🔻دفتر خاطرات = دفتر یادبود، دفتر یادمان‌ها
🔻کتاب خاطرات = یادنامه
🔻کوفته‌خاطر = رنجیده، آزرده‌دل

نمونه:
🔺موضوعات مهمی را به او خاطرنشان کرد =
نهادگان مَهَندی را به او یادآور شد

🔺کتاب خاطرات "مصدق" را ابتیاع کرد =
یادنامه‌ی "مصدق" را خرید

🔺گر این گفته داد است، ره بسپرید
وگر نیست، از خاطرم بسترید (فردوسی) =
گر این گفته داد است، ره بسپرید
وگر نیست، از یاد من بسترید

🔺با خاطری آسوده به ایران سفر کنید =
با دلی آسوده رهسپار ایران شوید
با آسوده‌دلی راهی ایران شوید

🔺منظره‌ی خاطره‌انگیزی بود =
چشم انداز به‌یادماندنی‌ای بود

🔺خاطرم نیست کِی آمد =
یادم نیست کِی آمد

🔺به خاطر می‌آوری؟ =
به یاد می‌آوری؟

🔺فقط به خاطر تو =
تنها برای تو

🔺به‌خاطر امانت‌داری‌اش به او جایزه داد =
به پاس زنهارداری‌اش به او پاداش داد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#خاطر #خاطره #خاطرات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

وقتی کنارم روسری از پشت می‌بندی
یا لحظه‌ای که کودکانه، ریز می‌خندی

الله‌اکبر! هی نمک دورت بچرخانم
شکی ندارم مافیای نرخ اسپندی!

وقتی نگاهت می‌کنم آرام می‌گیرم
اصلن ژکوندی! باعث ترویج لبخندی...

دل می‌بری با عشوه‌هایت ترک تهرانی
آماده‌ی تسخیر شش‌دانگ سمرقندی

تعداد مومن‌های تو از دست ما در رفت
هر روز درحال رقابت با خداوندی

زن بودنت را در نگاهت خوب می‌فهمم
با چشم‌هایت عمروعاص چند ترفندی

انگار گفتی که عزیزم دوستت دارم
بی‌جنبه‌ام! لطفن بگو خالی نمی‌بندی!

#علی_صفری
@AdabSar
💫

شده‌ام عصای موسا!

زمین که می‌زنی‌ام
مــــــــــــــــار می‌شوم...

#الیکوبانو
@AdabSar
💫

اکنون منم که در دل این خلوت و سکوت
ای شهر پرخروش، تو را یاد می‌کنم

دلبسته‌ام به او و تو او را عزیزدار
من با خیال او، دل خود شاد می‌کنم

#فروغ_فرخزاد
@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar

به من بازگرد ای شده گر توانی
که تلخ‌ست بی‌تو مرا زندگانی

دریغا تو کز پیش رویم جدایی
دریغا تو کز پیش چشمم نهانی

چه گویی به تو راه جستن توانم
چه گویم به من بازگشتن توانی

دل من ز مهر تو گشتن نخواهد
دلی دیده‌ای تو بدین مهربانی؟

گرفتم که من دل ز تو برگرفتم
دل من کند بی‌تو همداستانی

من از رشک روی تو دیدن نیارم
سهی سرو آزاده‌ی بوستانی!


#فرخی_سیستانی
سروده به پارسی پاک
فرستنده: #بلال_ریگی

از دیوان فرخی سیستانی، به کوشش محمد دبیرسیاقی، رویه ۳۶۹

@AdabSar
💠🔷💠🔷
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


مرتب = به‌سامان، راسته، در چيده، چیده، سازمند، دهنادین، پیراستَک، پات‌رَستَک، پیراسته، راغیناک(=منظم)، پشت سر هم، پی در پی، پیاپی
Straight, Neat, Orderly, Periodically, Regular, Sequential, Shipshape, Systematic, Taut, Tidy, Trim
زوج مرتب = جفت سازمند

نمونه:
منزل مرتبی دارد =
خانه‌ی به‌سامانی دارد
کاشانه‌ی سازمندی دارد

لباس‌ها را مرتب کرد =
جامه‌ها را درچید

مرتب در حال تمرین هستیم =
پیاپی در کار بَرزِش هستیم

اعتمادبه‌نفسش مرتب در حال نوسان بود =
خودباوری‌اش پی در پی در نَوانِش بود

آیا بدون ارتودنسی می‌توان دندان‌ها را مرتب کرد؟
آیا بی دندان‌آرایی می‌توان دندان‌ها را پیراست؟

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

تو را حس می‌کنم هر دم
که با چشمان زیبایت
مرا دیوانه‌ام کردی

من از شوق تماشایت
نگاه از تو نمی‌گیرم
تو زیباتر نگاهم می‌کنی این‌بار،
ولی... افسوس... این رویاست!

تمام آنچه حس کردم
تمام آنچه می‌دیدم
تو با من مهربان بودی
واین رویا چه زیبا بود

ولی... افسوس... که رویا بود...

#بهزاد_اصلانی
@AdabSar
💫

هیچ فردی در پی اصلاح خوی خویش نیست

هر که را دیدیم در آرایش روی خود است!


#صائب_تبریزی
@AdabSar
💫

جدی مگیر وعده‌ی عشقی جدید را
با تازه‌داغدیده، مزن حرف عید را

از‌من کسی پس‌ از تو،به جایی نمی‌رسد
دارم درست حکم دری بی کلید را!

#جواد_منفرد
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


مُرَتبا = پی‌درپی، پیاپی، پشتِ هم، جوری، آراستگی، وِناردیک(از ریشه پهلوی)
Orderly, Periodically, Regularly, Routinely
مرتب ساختن = سامان دادن، به‌سامان داشتن
مرتب شدن = سامان یافتن
مرتب کردن = سامان دادن، سامانیدن، پیراستن، آراستن

نمونه:
آن ایام مرتبا به خاطرم می‌آید =
آن روزها پیاپی به یادم می‌آید

مرتبا آدرس خود را عوض می‌کرد =
پشتِ هم نشانی خود را دگرگون می‌کرد

از مرتب شدن اتاق خوابش لذت می‌برد =
از سامان یافتن بسترگاهش خوشش می‌آمد

چرا بعضی از مردم مرتبا دروغ می‌گویند؟ =
چرا برخی از مردم پی‌در‌پی دروغ می‌گویند؟

جهت مرتب کردن اطلاعات، از کامپیوتر استفاده می‌کرد =
برای سامان دادن داده‌ها، از رایانه بهره می‌برد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💠🔷💠🔷
@AdabSar

تو ندانی که مرا کارد گذشته‌ست ز گوشت
تو ندانی که مرا کار رسیده‌ست به جان

تا همی گفتم باشد که نکو گردد کار
کار من بر بتری بود و دل من به گمان!


#فرخی_سیستانی
سروده به پارسی پاک
فرستنده: #بلال_ریگی

بر گرفته از دیوان فرخی سیستانی، به کوشش محمد دبیرسیاقی، رویه ۲۷۷

@AdabSar
💠🔷💠🔷
.
کودکان
خداوندانِ خردسالِ زمین‌اند
که جز نوای مهربانی
آواز دیگری نمی‌شنوند!

#کوروش
#روز_کودک
@AdabSar
@AdabSar
"...به پاکان گرایید و
نیکی کنید؛
دل‌ و‌ پشت خواهندگان
مشکنید.
🌸🌺🌸
هر آن چیز
کان دور گشت از پسند؛
بدان چیز
نزدیک باشد گزند.
🌺🌸🌺
ز دارنده بر جان آن کس درود؛
که از مردمی باشدش
تار و پود. ..."
#فردوسی
🌼🌺🌼
با امید به هفته‌ای سراسر خوبی و نیکویی

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻عمد = دانسته، خودکرد، آگاهانه، کامَکی، دیده و دانسته، از روی آگاهی
🔻عمداً = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خودخواسته، خودکرده، کامَکیها، خودکامگی، از دستی، دستی، دستی‌دستی، به‌دلخواه
🔻عامدا = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خودخواسته، خودکرده، کامَکیها، خودکامگی، از دستی، دستی، دستی‌دستی، به‌دلخواه
🔻عامدانه = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خودخواسته، خودکرده، کامَکیها، خودکامگی، از دستی، دستی، دستی‌دستی، به‌دلخواه
🔻عمدی = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خود خواسته، خودکرده، خودکامگی، از دستی
🔻اشتباه عمدی = رَمژَک ساختگی، لغزش خواستی، پَرتی لُپی
🔻غیرعمد = ناخواه، ناخواست
🔻قتل عمد = خواه‌کُشی، کُشِشِ خواستی
🔻قتل غیرعمد = ناخواه‌کُشی، کُشِشِ اَخواستی، کُشِشِ ناخواست
🔻تَعَمُد = دانسته‌کاری، آگاهانه، از روی آگاهی، دیده و دانسته، هامیشکاری
🔻تَعَمُدا = آگاهانه، از روی آگاهی، دیده و دانسته، دستی
🔻مُتَعَمِد = خودکرده، خودکننده، خودکن

نمونه:
🔺آزارم می‌دهی، به‌عمد یا غیرعمد خدا می‌داند =
آزارم می‌دهی، خواسته یا ناخواسته خدا می‌داند

🔺عمد داشت که همه مشکلش را بفهمند =
می‌خواست که همه گرفتاری‌اش را دریابند

🔺عمدش در این کار مشهود است =
خواهندگی‌اش در این کار پیداست
کامَکی‌اش در این کار آشکار است
آگاهانه‌بودن این کار روشن است

🔺عمدا سم خورد تا بمیرد =
از دستی زهر خورد تا بمیرد

🔺راننده‌ای در آلمان، تعمدا عابران را زیر گرفت =
راننده‌ای در آلمان، آگاهانه رهگذران را زیر گرفت

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عمد #عمدا #عمدی #عامدا #عامدانه #تعمد #تعمدا #متعمد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅 پرسش شما

درود بر شما
لطفن ریشه ی نام "بهار" رو بگید...
سپاس

🔅 پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«بهار» و «وهار»
🌱🌷"بهار"، نام نخستین موسم(فصل) سال، به ماناک(معنی) هر چیز خوب، نیکو و روشن، شادابی و تازگی، دستگاهی در خنیای(موسیقی) ایرانی است.

🌺🌿 گفته می‌شود "بهار" و "وَهار"(در کُردی) به چمار(معنی) آورنده‌ی بهترین‌ها، آمیخته از به+آر است و "بَه" به چم(معنی) بهتر و خوب برآمده از واژه‌ی اوستایی "وَهو"(خوب) بوده که در نام‌های بهمن و بهرام هم آمده است و "آر" به چمار(معنی) آورنده است.
این برداشت شاید درست به دید برسد، ولی برداشتی ساده‌انگارانه است.

🍃🌸 موسم "بهار" در ایران باستان نیز نام "بهار" را بر خود داشت.
از دید پژوهشگران، در ایران باستان واژه‌ی "ثورَ وانگهَرَه" یا "ثورَ واهَرَه" به مانی(معنی) سور بهار یا هنگام بهار بود. این واژه در اوستایی به "وَنگهَر" دگردیس(تبدیل) شد.(حسن دوست) سپس در پارسی پهلوی "وَهار" شد.(بندهشن)

🌹 همچنین بر پایه‌ی یافته‌ها، "وَهار" با واژه‌ی کهن "وَهیشتَ"(بهشت) به آرِش(معنی) موسم پرگل و زیبا، هم‌ریشه و از یک خانواده است.(صفی‌زاده، گاهشماری چهارده هزار ساله ایرانی)

🌱🌼 در سانسکریت "وَسَنتَه"(به دو چم بهاری و بتکده) و در هند و اروپایی "واهَرَ"(به چمار تابیدن، درخشیدن و آغاز موسم تابش)، از یک ریشه هستند.

🌻🍀 نام‌های "بهارک" و "بهاره" بهار+ــَک و بهار+ه یک چم دارند و پسوند آن برای کوچک و دوست‌داشتنی نشان دادن است.

🌱🌸 در دیوان سرایندگان نیز این واژه به بهانه‌های گوناگون برای نشان دادن تازگی، شادابی، سرسبزی و جوانی آمده است.
- بهشتی گل و ارغوان و سمن
شکفته بهار دل و جان من

- بهار و گلت هر دو با بوی و رنگ
چنان هیچ کس را نیاید بچنگ

- به رفتار و گفتار و بالا و تن
بهار و چمن بود و سرو و سمن!

بهره از داستان "یوسف و زلیخا"
سراینده: #شمسی

🇮🇷🇮🇷 چند نام پسرانه و دخترانه‌ی ایرانی و هم‌آوا:
👧🏻 بهشید، بهتا، بهتاب، بهدخت، بهدیس، بهرو، بهرخ، بهین، بهسا و...
👦🏻 بهبُد، بهراد، بهداد، بهنود، بهرنگ، بهفر، بهیاد و...

برای فرزاندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#بهار #وهار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
1
@AdabSar

ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﻧﺎﻣﻪﺍﻡ ﺍﻣﻀﺎ ﺷﺪ
ﭘﺎﺩﺍﺵ و ثواب روزه‌ها اعطا ﺷﺪ

ﺍﺯ ﻟﻄﻒ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺪﻭ ﻭﺭﻭﺩ
ﺑﻴﻦ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺣﻮﺭی، سَرَﻡ ﺩﻋﻮﺍ ﺷﺪ!

در حسرت حوريان روانم افسرد
دور از می ناب، تاک جانم پژمرد

با وعده‌ی حور و می به مسجد رفتم
دزد آمد و كفش اعتقادم را برد!

#شروین_سلیمانی
@AdabSar
💫

نگاه...
آخرین هدیه‌ی من به چشمان توست!
لبخند...
تنها دارایی من برای ارزانی به توست!
و لپ‌ها...
تنها دریچه‌ی ورود من به لبان توست!

#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
💫

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ ﻭ ﻫﻢ ﻣﯽﺁﯾﺪ
ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﻢ ﻣﯽﺁﯾﺪ

ﺍﻭ ﻋﺎﺑﺮ ﻭ ﻣﻦ ﭘﯿﺎﺩﻩ‌ﺭﻭ، ﺁﻩ ﭼﻘﺪﺭ
ﺍﺯ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﺧﻮﺷﻢ ﻣﯽﺁﯾﺪ!

#غلامرضا_بروسان
@AdabSar