ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🍂🔥🍁 @AdabSar

🔥🍂 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥🍁 جشن آذرگان - بخش نخست

این آتش گرم و روشن و پاک
وین بال گشوده سوی افلاک
گه اوج گرفت و گاه بنشست
بنشست ولی نرفت از دست!
#توران_شهریاری


🔥🍂 "جشن آذرگان"، یکی از جشن‌های آتش در ایران، در آذر روز از آذرماه یا نهم آذر در ایران باستان برگزار می‌شد. "آذر" به چمار(معنی) آتش است و در ایران باستان، ایزد آذر، ایزد نگهبان همه‌ی آتش‌ها و جانشین خورشید بر روی زمین بود. "جشن آذرگان" از جشن‌های بزرگ و گروهی ایران بود و همچون نوروز و مهرگان گرامی شمرده می‌شد. آتش، یکی از چهار آخشیج(عنصر) پاک و برتر از آب، خاک و باد بود.

🔥🍂 "ابوریحان بیرونی" در "آثارالباقیه" نوشته است که زرتشت این روز را روز هم‌اندیشی گروهی برای کارهای جهان و نیایش گروهی در آتشکده‌ها دانسته است.

🔥🍂 ایرانیان در این روز همچون دیگر جشن‌ها سر و روی می‌پیراستند و جامه‌ی پاک یا نو می‌پوشیدند. آتشکده‌ها را آذین‌بندی کرده، در آن نیایش، آفرینگان خوانی و پایکوبی می‌کردند، چوب خوش‌بو می‌سوزاندند و در کنار هم خوراک می‌خوردند. سپس پاره‌ای آتش از آتشکده به خانه‌ها می‌بردند، آتشی برای روشنی و گرمای خانه می‌افروختند، تا پایان زمستان آن را روشن نگه می‌داشتند و مایه‌ی نیک‌فرجامی می‌دانستندش. گفته شده در این روز آتشی در بام‌ها هم افروخته می‌شد.

🔥🍂 آتش مایه‌ی گرمی و روشنی خانه‌ها، هوشیاری روان، شیوایی زبان و نماد آگاهی و اندیشه‌ورزی بود. آتش، نه‌تنها در ایران باستان که در میان تیره‌های گوناگونی از مردم جهان پدیده‌ای سپند و مَهَند(مقدس و مهم) بود.

🔥🍂 در نسک(کتاب) "بن‌دهش" هر گل از آن یکی از ایزدان یا فرشتگان است و گل آذرگون که به آن آذریون و گل آتشین هم می‌گویند، از خانواده‌ی گل آفتاب‌گردان، نماد ویژه‌ی جشن آذرگان و از آن ایزد آتش است. گروهی هم این باور را برساخته‌ی موبدان ساسانی می‌دانند.

🔥🍂 نام آذرآبادگان(آذربایجان) از آتش گرفته شده؛ زیرا در این سرزمین آتشکده‌های فراوانی بود که امروز ویرانه‌ی برخی از آن‌ها برجاست.

🔥🍂 امروز جشن آذرگان در کرمان، یزد، شیراز، تهران و چند شهر دیگر برگزار می‌شود. جشن‌های اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و سوری، جشن‌های آتش در ایران هستند.
@AdabSar
🔥🍂 فرتور(عکس) پیوست، گل آذریون از تیره‌ی آفتاب‌گردان است:
goo.gl/45lF2F
برای آشنایی با واژه‌ی "آذر" به این پیوند بنگرید:
T.me/AdabSar/7491

✍🏼 پژوهش و نگارش #پریسا_امام_وردی
____________
📚 برگرفته از:
۱- یسنا
۲- یشت‌ها #ابراهیم_پورداود
۳- فرهنگ اساتیری ایران بر پایه متون پهلوی #خسرو_قلی_زاده
۴- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۵- زروان #فریدون_جنیدی
۶- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
____________
#فرهنگ_ایران #جشن_آذرگان #آذرگان

🍂🔥🍁 @AdabSar
🌬🌦 @AdabSar

🌾 آشنایی با جشن‌های ایرانی
💧 جشن خردادگان

☔️ "جشن خردادگان"، جشن ستایش و پاسداشت آب در خردادروز از خردادماه، برابر با ششم خرداد در ایران باستان برگزار می‌شد.
این واژه در اوستا به گونه‌ی "هئوروَتات" آمده و نام یکی از فرشتگان مادینه(مونث) است. پسوند "تات" نشانه‌ی مادینگی است و "خرداد" به چمار(معنی) رسایی، تندرستی و پختگی است. در ایران باستان "خرداد" را سرور ماه‌ها می‌دانستند زیرا زمان ویژه‌ای برای کشاورزان بود و بارش و گرما را همزمان برای کشاورزی داشت. در باور پیشینیان، فرشته‌ی "خرداد" فرشته‌ی نگهبان آب و آبادانی بود.

☔️ فرشتگان خرداد و امرداد امشاسپندبانو یا مادینه بودند و در کنار هم از آب‌ها و گیاهان پاسداری می‌کردند. دشمنان آن‌ها دیوهای گرسنگی، تشنگی، گندیدگی و ناخوشی بودند. هشی، بشی، بوجی و سئنی دیوهای ناخوشی بودند.
همکاران امشاسپندبانوی خرداد ایزذان یا امشاسپندانی چون ایزد تیشتر(باران)، ایزد باد و روان پاک پرهیزکاران بودند. امشاسپندبانوی خرداد وابسته به آناهیتا و آناهیتا ایزدبانو و نگهبان همه‌ی آب‌های جهان بود.

☔️ بر پایه‌ی افسانه‌ها، آن‌ها به یاری مردم می‌آمدند و گرسنگی و تشنگی را شکست می‌دادند. از این‌رو ایرانیان هنگام نوشیدن آب، از فرشته‌ی خرداد یاد می‌کردند، زیرا یاد کردن از او مایه‌ی رانده شدن دیوها می‌شد.
در یسنا آمده که اهورامزدا(خدا) رسایی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی می‌بخشد که اندیشه، کردار و گفتارش بر پایه‌ی راستی باشد.

☔️ گل سوسن سپید نماد جشن خردادگان است. در افسانه‌های ایرانی سوسن و سرو نمادهای آزادی هستند. ایرانیان به سوسن سپید، سوسن آزاد هم می‌گفتند و در سروده‌های بزرگان نیز از این گل یاد شده است.
از آیین‌های جشن خردادگان در میان ایرانیان شادباش‌گویی، پوشیدن پوشاک تازه، پیشکش کردن گل‌های یاس و نیلوفر به یکدیگر، گردش در کنار آب‌ها، آبتنی و سامان دادن جوی‌ها و چشمه‌ها بود.
سرودها و نیایش‌های امشاسپندبانوان خرداد و امرداد بخش‌هایی از سروده‌های زرتشت بودند که شوربختانه از میان رفته‌اند.


#پریسا_امام_وردی
http://yon.ir/Soosan
______________
📚 برگرفته از:
۱- اوستا #جلیل_دوستخواه
۲- فرهنگ اساطیر ایرانی، بر پایه‌ی متون پهلوی #خسرو_قلی_زاده
۳- گل سوسن، نماد جشن خردادگان #شاهین_سپنتا تارنمای ایران‌نامه
۴- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
۵- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #حسام_الدین_مهدوی
۶- بندهش، برگردان: #مهرداد_بهار
______________
#جشن_های_ایرانی #خردادگان #جشن_خردادگان

🏝🏖 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

دروگر زمان است و ما چون گیا
همانش نبیره، همانش نیا

جهان را چنین است ساز و نهاد
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد

فرستنده و سراینده #خسرو_یزدانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
1🔥1🙏1
🍂🔥🍁 @AdabSar

🔥🍂 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥🍁 جشن آذرگان - بخش نخست

این آتش گرم و روشن و پاک
وین بال گشوده سوی افلاک
گه اوج گرفت و گاه بنشست
بنشست ولی نرفت از دست!
#توران_شهریاری


🔥🍂 "جشن آذرگان"، یکی از جشن‌های آتش در ایران، در آذر روز از آذرماه یا نهم آذر در ایران باستان برگزار می‌شد. "آذر" به چمار(معنی) آتش است و در ایران باستان، ایزد آذر، ایزد نگهبان همه‌ی آتش‌ها و جانشین خورشید بر روی زمین بود. "جشن آذرگان" از جشن‌های بزرگ و گروهی ایران بود و همچون نوروز و مهرگان گرامی شمرده می‌شد. آتش، یکی از چهار آخشیج(عنصر) پاک و برتر از آب، خاک و باد بود.

🔥🍂 "ابوریحان بیرونی" در "آثارالباقیه" نوشته است که زرتشت این روز را روز هم‌اندیشی گروهی برای کارهای جهان و نیایش گروهی در آتشکده‌ها دانسته است.

🔥🍂 ایرانیان در این روز همچون دیگر جشن‌ها سر و روی می‌پیراستند و جامه‌ی پاک یا نو می‌پوشیدند. آتشکده‌ها را آذین‌بندی کرده، در آن نیایش، آفرینگان خوانی و پایکوبی می‌کردند، چوب خوش‌بو می‌سوزاندند و در کنار هم خوراک می‌خوردند. سپس پاره‌ای آتش از آتشکده به خانه‌ها می‌بردند، آتشی برای روشنی و گرمای خانه می‌افروختند، تا پایان زمستان آن را روشن نگه می‌داشتند و مایه‌ی نیک‌فرجامی می‌دانستندش. گفته شده در این روز آتشی در بام‌ها هم افروخته می‌شد.

🔥🍂 آتش مایه‌ی گرمی و روشنی خانه‌ها، هوشیاری روان، شیوایی زبان و نماد آگاهی و اندیشه‌ورزی بود. آتش، نه‌تنها در ایران باستان که در میان تیره‌های گوناگونی از مردم جهان پدیده‌ای سپند و مَهَند(مقدس و مهم) بود.

🔥🍂 در نسک(کتاب) "بن‌دهش" هر گل از آن یکی از ایزدان یا فرشتگان است و گل آذرگون که به آن آذریون و گل آتشین هم می‌گویند، از خانواده‌ی گل آفتاب‌گردان، نماد ویژه‌ی جشن آذرگان و از آن ایزد آتش است. گروهی هم این باور را برساخته‌ی موبدان ساسانی می‌دانند.

🔥🍂 نام آذرآبادگان(آذربایجان) از آتش گرفته شده؛ زیرا در این سرزمین آتشکده‌های فراوانی بود که امروز ویرانه‌ی برخی از آن‌ها برجاست.
امروز، جشن آذرگان در کرمان، یزد، شیراز، تهران و چند شهر دیگر برگزار می‌شود. جشن‌های اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و سوری، جشن‌های آتش در ایران هستند.

🔥🍂 فرتور(عکس) پیوست، گل آذریون از تیره‌ی آفتاب‌گردان است:
goo.gl/45lF2F
🔥🍂 با واژه‌ی "آذر" آشنا شوید:
T.me/AdabSar/7491

✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- یسنا
۲- یشت‌ها #ابراهیم_پورداود
۳- فرهنگ اساتیری ایران بر پایه متون پهلوی #خسرو_قلی_زاده
۴- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۵- زروان #فریدون_جنیدی
۶- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_آذرگان #آذرگان

🍂🔥🍁 @AdabSar
Hojjat Ashrafzadeh - Vatanam
@AdabSar
ایران نیاز دارد به نسلی نوین؛
که به کُهن‌دیار و به نیاکان بپیوندد.
که آیین‌ها و خدایانِ ایران را بستاید.
که زن‌ستایانه و نیز نریمانانه بزید.
که تاریخِ کهن و راستین ایران را بکاود و دریابد.
که بر مهر و پیمان باور آوَرَد.
که مرگ‌ستایانه به زندگی منگَرَد.
که به هیچ‌کس غنودن بر تخمِ کین نیاموزد.
و
که هماره بر خود بیفزاید بی‌آنکه از دیگری بکاهد.
ایران به این نسلِ نوین نیاز دارد.

#خسرو_یزدانی

🔥🇮🇷 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

به لب چشمه سرشب به شتاب آمده بود
کوزه بر دوش، پی بردن آب آمده بود

خوی وحشی‌نگهان ده بالا را داشت
آب از دیدن او در تب و تاب آمده بود

در هوا از نفسش عطر گل سنجد ریخت
شادی انگیز تر از بوی گلاب آمده بود

پیر مردان همه گفتند که همزاد پری‌ست
بس که شاداب زجوبار شباب آمده بود

کوزه در آب فرو رفته و از قهقه‌اش
اشک در چشم بلورین حباب آمده بود

رقص را در گذر باد به ریواس تنش
مخملی بود که از کوچه خواب آمده بود

عصمتش راه به هر دزد نگاهی می‌بست
گرچه سکر آور و سرمست و خراب آمده بود


#خسرو_احتشامی
@AdabSar
🌬🌦 @AdabSar

🌾 آشنایی با جشن‌های ایرانی
💧 جشن خردادگان

☔️ "جشن خردادگان"، جشن ستایش و پاسداشت آب در خردادروز از خردادماه، برابر با ششم خرداد در ایران باستان برگزار می‌شد.
این واژه در اوستا به گونه‌ی "هئوروَتات" آمده و نام یکی از فرشتگان مادینه(مونث) است. پسوند "تات" نشانه‌ی مادینگی است و "خرداد" به چمار(معنی) رسایی، تندرستی و پختگی است. در ایران باستان "خرداد" را سرور ماه‌ها می‌دانستند زیرا زمان ویژه‌ای برای کشاورزان بود و بارش و گرما را همزمان برای کشاورزی داشت. در باور پیشینیان، فرشته‌ی "خرداد" فرشته‌ی نگهبان آب و آبادانی بود.

☔️ فرشتگان خرداد و امرداد امشاسپندبانو یا مادینه بودند و در کنار هم از آب‌ها و گیاهان پاسداری می‌کردند. دشمنان آن‌ها دیوهای گرسنگی، تشنگی، گندیدگی و ناخوشی بودند. هشی، بشی، بوجی و سئنی دیوهای ناخوشی بودند.
همکاران امشاسپندبانوی خرداد ایزدان یا امشاسپندانی چون ایزد تیشتر(باران)، ایزد باد و روان پاک پرهیزکاران بودند. امشاسپندبانوی خرداد وابسته به آناهیتا و آناهیتا ایزدبانو و نگهبان همه‌ی آب‌های جهان بود.

☔️ بر پایه‌ی افسانه‌ها، آن‌ها به یاری مردم می‌آمدند و گرسنگی و تشنگی را شکست می‌دادند. از این‌رو ایرانیان هنگام نوشیدن آب، از فرشته‌ی خرداد یاد می‌کردند، زیرا یاد کردن از او مایه‌ی رانده شدن دیوها می‌شد.
در یسنا آمده که اهورامزدا(خدا) رسایی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی می‌بخشد که اندیشه، کردار و گفتارش بر پایه‌ی راستی باشد.

☔️ گل سوسن سپید نماد جشن خردادگان است. در افسانه‌های ایرانی سوسن و سرو نمادهای آزادی هستند. ایرانیان به سوسن سپید، سوسن آزاد هم می‌گفتند و در سروده‌های بزرگان نیز از این گل یاد شده است.
از آیین‌های جشن خردادگان در میان ایرانیان شادباش‌گویی، پوشیدن پوشاک تازه، پیشکش کردن گل‌های یاس و نیلوفر به یکدیگر، گردش در کنار آب‌ها، آبتنی و سامان دادن جوی‌ها و چشمه‌ها بود.
سرودها و نیایش‌های امشاسپندبانوان خرداد و امرداد بخش‌هایی از سروده‌های زرتشت بودند که شوربختانه از میان رفته‌اند.


#پریسا_امام_وردیلو
yon.ir/Soosan
________________
📚 برگرفته از:
۱- اوستا #جلیل_دوستخواه
۲- فرهنگ اساطیر ایرانی، بر پایه‌ی متون پهلوی #خسرو_قلی_زاده
۳- گل سوسن، نماد جشن خردادگان #شاهین_سپنتا تارنمای ایران‌نامه
۴- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
۵- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #حسام_الدین_مهدوی
۶- بندهش، برگردان: #مهرداد_بهار
________________
#جشن_های_ایرانی #خردادگان #جشن_خردادگان

🏝🏖 @AdabSar
🍂🔥 @AdabSar 🍁

🔥🍂 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥🍁 جشن آذرگان

این آتش گرم و روشن و پاک
وین بال گشوده سوی افلاک
گه اوج گرفت و گاه بنشست
بنشست ولی نرفت از دست!
#توران_شهریاری


🔥🍂 «جشن آذرگان»، یکی از جشن‌های آتش در ایران، در آذر روز از آذرماه یا نهم آذر در ایران باستان برگزار می‌شد. «آذر» به چمار(معنی) آتش است و در ایران باستان، ایزد آذر، ایزد نگهبان همه‌ی آتش‌ها و جانشین خورشید بر روی زمین بود. جشن آذرگان از جشن‌های بزرگ و گروهی ایران بود و همچون نوروز و مهرگان گرامی شمرده می‌شد. آتش، یکی از چهار آخشیج(عنصر) پاک و برتر از آب، خاک و باد بود.

🔥🍂 «ابوریحان بیرونی» در «آثارالباقیه» نوشته است که «زرتشت» این روز را روز هم‌اندیشی گروهی برای کارهای جهان و نیایش گروهی در آتشکده‌ها دانسته است.

🔥🍂 ایرانیان در این روز همچون دیگر جشن‌ها، سر و روی می‌پیراستند و جامه‌ی پاک یا نو می‌پوشیدند. آتشکده‌ها را آذین‌بندی کرده، در آن نیایش، آفرینگان‌خوانی و پایکوبی می‌کردند، چوب خوش‌بو می‌سوزاندند و در کنار هم خوراک می‌خوردند. سپس پاره‌ای آتش از آتشکده به خانه‌ها می‌بردند، آتشی برای روشنی و گرمای خانه می‌افروختند، تا پایان زمستان آن را روشن نگه می‌داشتند و مایه‌ی نیک‌فرجامی می‌دانستندش. گفته شده در این روز آتشی در بام‌ها هم افروخته می‌شد.

🔥🍂 آتش مایه‌ی گرمی و روشنی خانه‌ها، هوشیاری روان، شیوایی زبان و نماد آگاهی و اندیشه‌ورزی بود. آتش، نه‌تنها در ایران باستان که در میان تیره‌های گوناگونی از مردم جهان پدیده‌ای سپند و مَهَند(مقدس و مهم) بود.

🔥🍂 در نسک(کتاب) «بندهش» هر گل از آن یکی از ایزدان یا فرشتگان است و «گل آذرگون» که به آن «آذریون» و «گل آتشین» هم می‌گویند، از خانواده‌ی گل آفتاب‌گردان، نماد ویژه‌ی جشن آذرگان و از آن «ایزد آتش» است. گروهی هم این باور را برساخته‌ی موبدان ساسانی می‌دانند.

🔥🍂 نام آذرآبادگان(آذربایجان) از آتش گرفته شده؛ زیرا در این سرزمین آتشکده‌های فراوانی بود که امروز ویرانه‌ی برخی از آن‌ها برجاست.
امروز، جشن آذرگان در کرمان، یزد، شیراز، تهران و چند شهر دیگر برگزار می‌شود. جشن‌های اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان و سده، جشن‌های آتش در ایران هستند.

🔥🍂 فرتور(عکس) پیوست، گل آذریون از تیره‌ی آفتاب‌گردان است:
goo.gl/45lF2F

🔥🍂 با واژه‌ی آذر آشنا شوید:
T.me/AdabSar/7491

✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
____________
📚 برگرفته از:
۱- یسنا
۲- یشت‌ها #ابراهیم_پورداود
۳- فرهنگ اساتیری ایران بر پایه متون پهلوی #خسرو_قلی_زاده
۴- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۵- زروان #فریدون_جنیدی
۶- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
۷- گل آذرگون نماد جشن آذرگان #شاهین_سپنتا
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_آذرگان #آذرگان

🍂🔥 @AdabSar 🍁
 @AdabSar

این خانه قشنگ است ولی خانه‌ی من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن دخترِ چشم‌آبیِ گیسوی‌ طلایی
طناز و سیه‌چشم چو معشوقه‌ی من نیست

آن کشور نو آن وطنِ دانش و صنعت
هرگز به دل‌انگیزیِ ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی‌ست که در کَلگری و نیس و پکن نیست

در دامنِ بحر خزر و ساحــــل گیلان
موجی‌ست که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گل‌های دلاویز شمیران
عطری‌ست که در نافه‌ی آهوی خُتن نیست

آواره‌ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که رَوَم هیچ‌کجا خانه‌ی من نیست
آوارگی و خانه‌به‌دوشی چه بلایی‌ست
دردی‌ست که همتاش در این دیر کهن نیست

من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هر کس که زَنَد طعنه به ایرانی و ایران
بی‌شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست

پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هرچند که سرسبز بُوَد دامنه‌ی آلپ
چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست

این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهر عظیم است ولی شهرِ غریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه‌ی من نیست

#خسرو_فرشیدورد
@AdabSar
استوره رازآلود است. باشندگان سپنجی را آن توان نیست تا راز استوره بگشایند. سخن‌سُرا نیز تا آنجا که با استوره هم‌آماج است از راز می‌گوید نه از گشودن راز. راز سپیدی موی زال را نمی‌توان با خِرد گشود. هر تار موی زال با زبانی ناآشنا و مینوی از پیری زمان می‌گوید. استوره همان پر سیمرغ است. استوره پشمینه‌ای‌ست بر تن در دالان‌های سرد هستی. استوره هم سپر است هم ژوبین در جهانی که هر دم با آدمی سر ستیز دارد. استوره بی‌آغاز و بیفرجام است. استوره هم‌آشیان زمان است. نه آن شبی که تهمینه پریوشانه با رستم هماغوشی می‌کند، می گذرد و نه آن دَمِ دریده شدن بَرِ سهراب با سبک تیغ رستم. زمان بر استوره نمی‌گذرد. جهان بی‌استوره، شوره‌زاری‌ست که دیگر کس در آن نتواند زیست. با استوره است که مهر و کین چم می‌یابد. با استوره است که چَم سرزمین، میهن، درفش، جنگ و آشتی را درمی‌یابیم. در پناه استوره است که آغاز و فرجام زندگی رازآلود سپری می‌گردد. استوره رازآلود است چراکه پژواک راستین‌زندگی‌ست.


نویسنده، گوینده و فرستنده: #خسرو_یزدانی
#پیام_پارسی

پی‌نوشت:
سپنج: فانی
آماج: خواست، آرمان، منظور
مینوی: معنوی
چم: معنا
ژوبین: نیزه‌ای کوچک که در جنگ‌ها کاربرد دارد

💫 @AdabSar
👍156🙏3
🪽
این بار
بگذار آوای رنج‌ها و دردهای ژرفِ تو با سینه‌ی کوه‌ها به‌هم پیچند.
بگذار پژواک آوای دردها و رنج‌های تو تا به آسمان‌ها برسد.
بگذار آوای فغان و زخم‌های دشنه‌ی بی‌مهری خورده‌ات تا آسمانی که خدایان در آن خفته‌اند برسد.
بگذار بانگ آذرخش ابرهای دیدگانت که خونابه می‌بارند، خواب خوش از دیدگان خدایان بِرُبایَد.
بگذار آوای دهشتبار رنج‌های هزاره‌ها که انباشته در جان توست، برای یک‌بار هم شده خدایان را وادارد تا به سخن درآیند.
بگذار از آن آسمان‌های دور خدایان ببینند آن فراخ بوستانِ مهر دلت
به چه شن‌زاری دگر گشته که در آن جز تیغ‌های زخم‌زن نمی‌رویند.
پیامبران را وادار تا بی‌پاپوش در میان این تیغ‌ها روند، آن‌گاه از آنان بخواه سخن از شن‌زار و تیغ و زخم  با خدایان گویند.
بگو خدایان را وادارند تا سخنت بشنوند.
بگو آنان را وادارند تا بگویند
تو که از مادر نزادی و بر چلیپا روییدی،
پادافره‌ی کدامین گناهی؟
بخواه و هزاران بار بخواه خدایان را وادارند تا از چرایی رنج و درد تو گویند.
ناگهان این‌بار نیز چو هربار از ژرفای نهان آوایی می‌گوید:
به خود آی!
مگر رنج‌ها و دردهای تو چرایی دارند؟
از چه می‌پُرسی و با که می‌گویی؟
پیامبران خود بی‌کس و دردمندند و آکنده از چراهایند.
این‌بار نیز سخن از رنج و درد گفتی و ناشنیده ماند چو هر بار.
و باز هر بار،
در میان تیغ‌های شن‌زار با پیامبرانی پا برهنه و نالان.
تو می‌رویی بر چلیپای دردها و رنج‌های بی‌پایان!


🪽نویسنده، گوینده و فرستنده: #خسرو_یزدانی
#پیام_پارسی

🪽پی‌نوشت:
پاداَفرَه: کیفر، جزا
چلیپا: در اینجا صلیب

🪽 @AdabSar
16👍8
‍ ناگشوده رازها
🪷 ناگشوده رازها
تیشه بر کوه خورده و نشان‌ها نشانده.
کوه می‌ماند، نشان می‌ماند، نه آن تیشه‌زن.
تیشه بر گِره کدامین راز می‌کوفت تا که بُگشایدش؟
کوه رازهایش را نمی‌زاید.
کدامین کویر، استخوان‌های آن سواران را در خود نهان کرده است؟
کدامین باد و از کدامین سو باید بِوَزَد تا شن‌ها کنار روند و بگذارند
استخوان‌های سواران آن راز مرگبار بگشایند؟
استخوان‌های بی‌جان و سرد از کدامین راز توانند گره بُگشایند؟
سواران در پِی گشودن رازی دگر بودند که خود به رازی دگر گشتند.
سرنوشت، ما همه را به راهی می‌افکند درپِی گشودن گره از رازها،
تا آن که نایافته، ناگشوده، گُم گردیم و خود افزوده شویم بر آن ناگشوده رازها.


نویسنده، گوینده و فرستنده #خسرو_یزدانی
#پیام_پارسی

🪷 @AdabSar
👍2🔥21
راه‌ها بسیارند…
می‌توان رفتن و آزمودنِ یکایکِ راه‌ها را آرزو کرد
ولی نمی‌توان در آن‌ها گام نهاد.
هرکس تنها یک راه را تا پایان می‌پوید.
سرنوشت اینچنین با هرکس به زبانِ خودِ آن کس سخن می‌گوید.

نویسنده و فرستنده #خسرو_یزدانی
#پیام_پارسی

🛤 @AdabSar
🔥107👍4
دروگر زمان است و ما چون گیا
همانش نبیره، همانش نیا

جهان را چنین است ساز و نهاد
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد

فرستنده و سراینده #خسرو_یزدانی
#چکامه_پارسی

🍀 @AdabSar
21👍12🙏1
اسب پیر و خسته تاریخ در خواب است.
کلکها دهان بگشایید، از خواب گران زمانه بگویید.
کلکها فریاد برآرید و یاری بخواهید؛ فریادی که از فراسوی ویرانههای تاریخ بگذرد و به کاخِ استورهها برسد.
کلکها فریاد برآرید و از استورهها بخواهید زمانه را بیدار کنند.
از بیداری نشسته بر پشتِ توسنِ استورهها بخواهید به دادمان برسد.
اسب پیر و خسته تاریخ در خواب است.

نویسنده و گوینده #خسرو_یزدانی
#پیام_پارسی

🌍 @AdabSar
👍204🙏4🔥2

من که کاشانه و نام و نشانی داشتم به ناچار میهنم را وانهادم و در پِی کاشانه‌ای دیگر به چارسوی جهان رفتم. در هر سرزمینِ ناآشنایی دَمی ایستادم و با این پندار به خود گفتم: سرانجام رسیدم. ولی آن بوم بوی میهنم نمی‌داد و همه‌چیز و همه‌کس با من بیگانه بود. باز رفتم و رفتم. در این رفتن‌های بی‌آماج نامم را از یاد بردم. اکنون به هر ناکجایی که می‌رسم نام مرا می‌پرسند و منِ نامِ خود زِ یاد برده، هربار و دگربار می‌گویم: نام من «اوتیس» است و من هنوز گمِ راه‌ام بی‌مام و بی‌نام.


نویسنده و فرستنده #خسرو_یزدانی
#پیام_پارسی


🧳 @AdabSar
👍279👎1
🌦🌬 خردادگان، جشن پیروزی امشاسپندبانوی خرداد و امرداد بر دیو گرسنگی و تشنگی


«جشن خردادگان» جشن ستایش و پاسداشت آب در خردادروز از خردادماه، برابر با ششم خرداد در ایران باستان برگزار می‌شد.
این واژه در اوستا «هئوروَتات» و نام یکی از فرشتگان مادینه(مونث) است. پسوند «تات» نشانه‌ی مادینگی است و «خرداد» به مانک(معنی) رسایی، تندرستی و پختگی است. در ایران باستان خرداد را سرور ماه‌ها می‌دانستند زیرا زمان ویژه‌ای برای کشاورزان بود و بارش و گرما را همزمان برای کشاورزی داشت. در باور پیشینیان، فرشته‌ی خرداد فرشته‌ی نگهبان آب و آبادانی بود.

فرشتگان خرداد و «امرداد» امشاسپندبانو یا مادینه بودند و در کنار هم از آب‌ها و گیاهان پاسداری می‌کردند. دشمنان آن‌ها دیوهای گرسنگی، تشنگی، گندیدگی و ناخوشی بودند که هشی، بشی، بوجی و سئنی نام داشتند.
ایزدان یا امشاسپندانی چون تیشتر(ایزد باران)، ایزد باد و روان پاک پرهیزکاران با امشاسپندبانوی خرداد برای نبرد با این دیوها همکاری می‌کردند. امشاسپندبانوی خرداد وابسته به «آناهیتا» و آناهیتا ایزدبانو و نگهبان همه‌ی آب‌های جهان بود.
بر پایه‌ی افسانه‌ها، آن‌ها به یاری مردم می‌آمدند و گرسنگی و تشنگی را شکست می‌دادند. از این‌رو ایرانیان هنگام نوشیدن آب از فرشته‌ی خرداد یاد می‌کردند، زیرا یاد کردن از او مایه‌ی رانده شدن دیوها می‌شد.
در یسنا آمده که اهورامزدا(خدا) رسایی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی می‌بخشد که اندیشه، کردار و گفتارش بر پایه‌ی راستی باشد.

گل سوسن سپید نماد #جشن_خردادگان است. در افسانه‌های ایرانی سوسن و سرو نمادهای آزادی هستند. ایرانیان به سوسن سپید، سوسن آزاد هم می‌گفتند و در سروده‌های بزرگان نیز از این گل یاد شده است.

از آیین‌های #خردادگان در میان ایرانیان شادباش‌گویی، پوشیدن پوشاک تازه، پیشکش کردن گل‌های یاس و نیلوفر به یکدیگر، گردش در کنار آب‌ها، آبتنی و سامان دادن جوی‌ها و چشمه‌ها بود.
سرودها و نیایش‌های امشاسپندبانوان خرداد و امرداد بخش‌هایی از سروده‌های زرتشت بودند که شوربختانه از میان رفته‌اند.


#پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی
yon.ir/Soosan


📚 برگرفته از:
- فرهنگ اساطیر ایرانی، بر پایه‌ی متون پهلوی #خسرو_قلی_زاده
- گل سوسن، نماد جشن خردادگان #شاهین_سپنتا تارنمای ایران‌نامه
- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #حسام_الدین_مهدوی


🌬🌧 @AdabSar
👍249🔥4

ما در پیوند با خدایان سرزمین‌مان،
با آیین‌های کهن دیارمان،
با آوای گاه شادان و گاه غمبار نیاکان‌مان که از ژرفای نهان‌مان می‌آید،
با کویرهای ترک خورده و خشک‌مان،
با باران‌های سیل‌آسامان،
با بوی سینه‌ی مادران‌مان،
با اشک‌های پنهان پدران‌مان،
با آهنگ اندوهناک شکست‌هامان،
با پهلوانان پیروز در پهنه‌ی نبردهامان
و با کهن استوره‌هامان که هر دم از ژرفامان می‌رویند و ما را به آن سوی دهشت‌بار و شگفتی‌زای زمانه‌ها می‌برند است که چَم[معنا] می‌یابیم.
اگر آنچه رفت را به یاد آریم، در آن خاک و از آن خاک نام می‌گیریم، با آن خاک و در یادها می‌مانیم.
اگر آنچه رفت از یادمان برود، بی‌نام و نشان به سان پرهیبی سرگردان در ویرانه‌های دلهره‌آور زمانه می‌آییم و می‌رویم و در ناکجای فراموشی ناپدید می‌گردیم.


🖋فرستنده: #خسرو_یزدانی
📸 «هربرت کریم‌مسیحی»

🟫🔸 @AdabSar
33👍8
💚🤍♥️‍ کُهَن‌خاکِ میهن با من سخن می‌گوید!


من بیشتر به کهن‌خاک گوش می‌سپارم تا به خاکیان. نمی‌شود از خاکیان ایران گفت و از کهن‌خاک ایران نگفت.
نمی‌شود سخن خاکیان را شنید و آوای کهن‌خاک را ناشنیده گرفت. خاکیان ایران جز از امروز نمی‌گویند و دگر چیزی جز دیروز نزدیک را به یاد نمی‌آورند. کهن‌خاک ایران از یادآوری نیاکان و از فراموشی و بی‌کرانگی دهشتبارِ فرداهای بی‌پریروز با من سخن می‌گوید. کهن‌خاک ایران دردمندانه و مهربانانه با من سخن می‌گوید. کهن‌خاک ایران از روزگاران دور و از غم‌ها* و شادی‌های دیگرسانی با من سخن می‌گوید. کهن‌خاک ایران از استوره‌ها می‌گوید چرا که از آن خاک روییده و بالیده‌اند. کهن‌خاک ایران از ایزدی می‌گوید که بر پهنه‌ی آن خاک زاده و بر چکاد کوه‌های آن ایستاده و کرانه‌ها را با ده هزار چشم پاییده است. از ایزدی می‌گوید که می‌وَزَد و در دل کوه‌ها و دشت‌ها می‌پیچد و ایزد ده هزار چشم را یار است. از ایزدی می‌گوید که آبشار است، چشمه است و کهن‌خاک تشنه را سیراب می‌کند. کهن‌خاک ایران از فرّ و دادِ شاهان، از پیمان‌های بسته، از آبادانی و شادی مردمان با من سخن می‌گوید. کهن‌خاک ایران از ایزدانی با من سخن می‌گوید که می‌آیند آنگاه که به یاد آورده شوند…

کهن‌خاک ایران از کوبه‌ی سُمِ اسبانِ بیگانه، از سواران بی‌چهره و از خون ریخته‌ی دلیران بر خود می‌گوید. کهن‌خاک ایران از بی‌شماران شیون زنان و از خیزابه‌های دریای اشک کودکان با من سخن می‌گوید. کهن‌خاک ایران از مردانی سخن می‌گوید که با خود توفانِ شن آوردند و به زبانی ناآشنا و خشن سخن می‌گفتند؛ می‌کُشتند، می‌خندیدند و دشنه‌های خونین را بالا برده و واژگانی را فریاد می‌زدند. کهن‌خاک ایران شگفت‌زده و غم‌آلود با من از خاکیانی که بر آن می‌زیند می‌گوید. خاکیانی که از نیکی شن‌زارها می‌گویند، زبان آنان می‌آموزند، آن کشتارها، خنده‌ها و دشنه‌ها را می‌ستایند. کهن‌خاک ایران، گریان، با من از خاکیانی می‌گوید که به سوی شن‌زارها نماز می‌گزارند و با زبان مردان شن‌زارها نیایش می‌کنند. با اینهمه، کهن‌خاک ایران، خاکیانی را که ناسپاسانه بر آن می‌زیند و می‌میرند، می‌بخشاید و خاکیان زنده، خاکیان درگذشته را به آن کهن‌خاک است که می‌سپارند. کهن‌خاک ایران با من از سده‌ها یورش گردبادها و توفان‌های شن می‌گوید و می‌گوید که کوشیدند و هنوز می‌کوشند آن کهن‌خاک را نیز به شن‌زار دگر کنند؛ نتوانستند و کامیاب نگشتند و کهن‌خاک هنوز هم نگاهبانانِ پیمان و مهربانانی می‌زاید، می‌پرورد و می‌بالانَد…

آری ! کهن‌خاک میهن با من این چنین سخن می‌گوید.
و آنگاه من زانو می‌زنم، بر کهن‌خاک میهن بوسه می‌زنم، اشک شادی می‌ریزم، از کهن‌خاک می‌خواهم یاری‌ام دهد و اگر شایسته‌ام می‌داند با آن بانیانِ پیمان و بانیان مهر آشنایم سازد تا مرا نیز دلیری و مهربانی و پیمان بیاموزند…


نویسنده و فرستنده: #خسرو_یزدانی
#پیام_پارسی

💚🤍♥️ @AdabSar
47👍9
🌠 استوره رازآلود است


استوره رازآلود است. باشندگان سپنجی را آن توان نیست تا رازِ استوره بگشایند. سخن‌سُرا نیز تا آنجا که با استوره هم‌آماج است از راز می‌گوید نه از گشودن راز. راز سپیدی موی زال را نمی‌توان با خِرد گشود. هر تارِ موی زال با زبانی ناآشنا و مینوی از پیریِ زمان می‌گوید. استوره همان پرِ سیمرغ است. استوره پشمینه‌ای است بر تن در دالان‌های سرد هستی. استوره هم سِپر است هم ژوبین در جهانی که هر دَم با آدمی سرِ ستیز دارد. استوره بی‌آغاز و بی‌فرجام است. استوره هم‌آشیان زمان است. نه آن شبی که تهمینه پریوَشانه با رستم هماغوشی می‌کند، می‌گذرد؛ و نه آن دَمِ دریده شدن بَرِ سهراب با سبک تیغِ رستم. زمان بر استوره نمی‌گذرد. تاریخ می‌میرانَد، استوره رویین تن است. همه‌ی زنانِ تاریخ می‌میرند، گردآفرید می‌ماند. استوره است که مهر را بالای البرز می‌نشانَد، به او ده هزار چشم می‌بخشد و نگاهبان سرزمین‌های آریایی‌اش می‌سازد. خدایان در سپهرِ استوره است که جاودانه می‌زیند. با استوره است که مهر و کین چم می‌یابد. با استوره است که چمِ سرزمین، میهن، درفش، جنگ و آشتی را درمی‌یابیم. در پناه استوره است که آغاز و فرجامِ زندگیِ رازآلود سپری می‌گردد. جهانِ بی‌استوره، شوره‌زاری ست که دیگر کس در آن نتوانَد زیست. استوره رازآلود است چراکه پژواکِ راستینِ زندگی ست.


#خسرو_یزدانی
#پیام_پارسی
🌠 @AdabSar
👍2712🔥4🙏3