💫
مجنون اگرچه چندیست
دست از جنون کشیده
لطـــفن به او بگویــیـــد:
"لیـــلا ادامـــه دارد..."
#نفیسه_سادات_موسوی
@AdabSar
مجنون اگرچه چندیست
دست از جنون کشیده
لطـــفن به او بگویــیـــد:
"لیـــلا ادامـــه دارد..."
#نفیسه_سادات_موسوی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
خموشیها شکست گیرند
بیا فریاد کن
آواز سر ده یکدلی و یکزبانی را
چنان باورهای سبز
اگر خواهی رهایی را
نشستن را چماری نیست...
#بلال_ریگی
سروده به پارسی پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
خموشیها شکست گیرند
بیا فریاد کن
آواز سر ده یکدلی و یکزبانی را
چنان باورهای سبز
اگر خواهی رهایی را
نشستن را چماری نیست...
#بلال_ریگی
سروده به پارسی پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#خداحافظ = خدانگهدار، بدرود، پدرود، روز خوش، شب خوش، به امید دیدار، به خدا سپردم
#خداحافظی کردن = بدرودگفتن، بدرودگویی، بدرودنمودن، بدرودکردن، پدرودکردن، خدانگهداریکردن، خدانگهدارگفتن، باربستن
✍نمونه:
تا سلامی دیگر، خداحافظ =
تا درودی دیگر، بدرود
خدا حافظ همه شما باشد =
خدا نگهدار همهی شما باشد
خداحافظ گفت و خوابید =
شبخوش گفت و خوابید
برای همیشه خداحافظی کرد و رفت =
برای همیشه بار بست و رفت
مجری محبوب از تلویزیون خداحافظی کرد =
گویندهی دوستداشتنی از جامجم خدانگهداری کرد
گویندهی دلپسند جامجم را بدرود گفت
به علت صدمهدیدن، از ورزش خداحافظی کرد =
به بهانهی آسیبدیدگی، ورزش را پدرود گفت
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد (فاضل نظری) =
به بدرودگویی تلخ تو سوگند نشد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#خداحافظ = خدانگهدار، بدرود، پدرود، روز خوش، شب خوش، به امید دیدار، به خدا سپردم
#خداحافظی کردن = بدرودگفتن، بدرودگویی، بدرودنمودن، بدرودکردن، پدرودکردن، خدانگهداریکردن، خدانگهدارگفتن، باربستن
✍نمونه:
تا سلامی دیگر، خداحافظ =
تا درودی دیگر، بدرود
خدا حافظ همه شما باشد =
خدا نگهدار همهی شما باشد
خداحافظ گفت و خوابید =
شبخوش گفت و خوابید
برای همیشه خداحافظی کرد و رفت =
برای همیشه بار بست و رفت
مجری محبوب از تلویزیون خداحافظی کرد =
گویندهی دوستداشتنی از جامجم خدانگهداری کرد
گویندهی دلپسند جامجم را بدرود گفت
به علت صدمهدیدن، از ورزش خداحافظی کرد =
به بهانهی آسیبدیدگی، ورزش را پدرود گفت
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد (فاضل نظری) =
به بدرودگویی تلخ تو سوگند نشد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
درود جناب دری
لطفا جایگزین مزید امتنان را هم در کانال بنهید.
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔅پرسش شما
درود جناب دری
لطفا جایگزین مزید امتنان را هم در کانال بنهید.
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مزید = فراوانی، بیشی، افزون، افزونی، مایهی افزونی، افزونیدن، برافزودن، افزودن، افزودنی، افزودهشده، بسیاری، بسیار
🔻مزید امتنان = سپاس فراوان، افزونی سپاسداری
🔻مزید بر علت = افزوده بر انگیزه، پیشآمدی فزونتر
🔻مزید کردن = برافزودن
🔻مزید مقدم = پیشوند، پیشآوند، پیشاوند
🔻مزید موخر = پسوند، پسآوند، پساوند
✍نمونه:
🔺...که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت #سعدی =
...که پرستشاش مایهی نزدیکی است و سپاسداریاش بَراَفزایندهی شِیدان
🔺موافقت شما موجب مزید امتنان خواهد بود =
همداستانی شما مایهی افزونیِ سپاسداری خواهد بود
پذیرش شما مایهی سپاس فراوان خواهد بود
🔺جهت مزید انتفاع، وزن جنس را تقلیل دادند =
برای افزونی سود، اندازهی کالا را کاهش دادند
برای بَرافزودن سود، از سنگینی کالا کاستند
🔺بعضی مزیدمؤخرها با صفت ترکیب میشوند و از آن اسم میسازند، مثل "سفیدی" =
برخی پسوندها با زاب میآمیزند و از آن نام میسازند، مانند"سپیدی"
🔺مخفیکاریاش هم مزید بر علت بود که بالاتفاق از او قطع امید کنند =
پنهانکاریاش هم افزوده بر انگیزه بود که همگی از او نومید شوند
🔺به تو در گریخت خاقانی و جان فشاند بر تو
اگرش مزید خواهی، بپذیر جان ما را #خاقانی =
به تو در گریخت خاقانی و جان فشاند بر تو
اگرش فزون بخواهی، بپذیر جان ما را
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مزید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مزید = فراوانی، بیشی، افزون، افزونی، مایهی افزونی، افزونیدن، برافزودن، افزودن، افزودنی، افزودهشده، بسیاری، بسیار
🔻مزید امتنان = سپاس فراوان، افزونی سپاسداری
🔻مزید بر علت = افزوده بر انگیزه، پیشآمدی فزونتر
🔻مزید کردن = برافزودن
🔻مزید مقدم = پیشوند، پیشآوند، پیشاوند
🔻مزید موخر = پسوند، پسآوند، پساوند
✍نمونه:
🔺...که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت #سعدی =
...که پرستشاش مایهی نزدیکی است و سپاسداریاش بَراَفزایندهی شِیدان
🔺موافقت شما موجب مزید امتنان خواهد بود =
همداستانی شما مایهی افزونیِ سپاسداری خواهد بود
پذیرش شما مایهی سپاس فراوان خواهد بود
🔺جهت مزید انتفاع، وزن جنس را تقلیل دادند =
برای افزونی سود، اندازهی کالا را کاهش دادند
برای بَرافزودن سود، از سنگینی کالا کاستند
🔺بعضی مزیدمؤخرها با صفت ترکیب میشوند و از آن اسم میسازند، مثل "سفیدی" =
برخی پسوندها با زاب میآمیزند و از آن نام میسازند، مانند"سپیدی"
🔺مخفیکاریاش هم مزید بر علت بود که بالاتفاق از او قطع امید کنند =
پنهانکاریاش هم افزوده بر انگیزه بود که همگی از او نومید شوند
🔺به تو در گریخت خاقانی و جان فشاند بر تو
اگرش مزید خواهی، بپذیر جان ما را #خاقانی =
به تو در گریخت خاقانی و جان فشاند بر تو
اگرش فزون بخواهی، بپذیر جان ما را
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مزید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅پرسش شما
درود مهربانو
معانی نام کامبیز ، کاوه و کامیار را پیدا نکردم تو مطالب کانال.
لطفا راهنمایی بفرمایید.
نام دخترانه هم شهناز لطفا.
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
برای آشنایی با نام "کاوه" بنگرید به:
t.me/AdabSar/6223
درود مهربانو
معانی نام کامبیز ، کاوه و کامیار را پیدا نکردم تو مطالب کانال.
لطفا راهنمایی بفرمایید.
نام دخترانه هم شهناز لطفا.
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
برای آشنایی با نام "کاوه" بنگرید به:
t.me/AdabSar/6223
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«کامبیز»، «کامبوزیا» و «کمبوجیه»
🔆🔆 دو نام پسرانهی "کامبیز" و "کامبوزیا" از ریشهی نام کمبوجیه هستند که در فرانسوی یا یونانی "کامبیز" و "کابوزیا" شده و به ایران بازگشتهاند.
🔆🔆 برای نخستینبار "دیودور"، کهننگار(مورخ) ایتالیایی، ماتیکانی به زبان یونانی نگاشت که در آن نام "کمبوجیه"، "کامبیز" نوشته شده است.(حسن پیرنیا) کهننگاران امروز نوشتهها و بررسیهای او را بیپایه و نادرست میدانند.(دهخدا)
🔆🔆 "کمبوجیه" نام پدر و پسر "کوروش" و نام شماری چند از شاهزادگان و فرمانروایان هخامنشی بود. پدر کوروش شاه انشان بود. به باور کهننگاران امروز، به وارون(برخلاف) آنچه که برای کوچک شمردن "کمبوجیه" فرزند "کاساندان" و "کوروش" گفته میشود، او نه تنها مردی تندخو و خودکامه(دیکتاتور) نبود، ونکه(بلکه) برای سامانمندی(منظم کردن) کشور و دیوانسالاری بسیار کوشید. یکی از برجستهترین کوششهای او کشورگشایی و گرفتن مسر(مصر) بود.
🔆🔆 دربارهی نام "کمبوجیه" در جایی سخنی گفته نشده و هیچ سنگنبشتهای از زمان کمبوجیه بجا نمانده است. شماری از ایرانشناسان اروپایی دربارهی پیشینهی این نام دیدگاههایی دارند.
🔆🔆 هرتسفلد، فردریش فون اشپیگل و مولتن این نام را با افسانهها و داستانهای بومی سانسکریت زبان اَپاختَـر باختری(شمال غربی) کشور هند در پیوند میدانند.
ولی "ریچارد فرای" در "تاریخ باستانی ایران" با این دیدگاه همرای(موافق) نبود و نام "کمبوجیه" را برآمده از سرزمینهای خاوری(شرقی) ایران نمیدانست.
🔆🔆 "آرنولد تویینبی" نوشته است که کمبوجیه(کمبوجَه، کامبوجَه، کمبوجا یا کامبوجا) از نامهای کوچنشینان اوراسیایی است که در زبان سانسکریت هم از آن یاد شده است.
به گفتهی او کشورگشاییها به دست شاخهی بزرگتر دودمان هخامنشی و با دلاوری کوچنشینانی به نام "کامبوجه" و "کورو" انجام شد و همین مایهی آن شد که در خاندان هخامنشی نام شاهزادگان بسیاری را کمبوجیه و کوروش بگذارند. بیشتر پژوهشگران در این باره با تویینبی همداستان هستند.
🔆🔆 یکی دیگر از گمانزدها این است که "کمبوجیه" ریشهی ایلامی* دارد و در گذشته "کنبوزیه" خوانده میشد. در زبان اَکدی* "کمبوزیه" و در زبان آرامی* "کنبوزی" بود. در نوشتههای مسر(مصر)ی "کنبوت" و "کمبات" و در تازی و نوشتههای ابوریحان بیرونی "قمبوزس" و "قمبسوس" است. ابن خلدون نام او را "کیکوس" نوشته است.
🔆🔆 گفته میشود ← شاید "کبوج" همان "کبود" و کمبوجیه به ماناک(معنی) "جوانی که جامهی کبود پوشیده"، باشد.
گفته میشود ← "کمبوجیه" به چمار "خوشبختی دو جهان" و در سانسکریت به چم "شاه مردمان این سرزمین" است.
ادبسار دربارهی درستی این گفتهها داوری نمیکند.
🔆🔆 برای آشنایی با نام "کوروش" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4943
✍🏻✍🏻 پینوشت: زبان ایلامی در سرزمین خوزستان باستان زبانی رواگدار(رایج) بود و در زمان هخامنشیان جایگاه ویژهای داشت.
زبانهای اَکدی و آرامی از زبانهای وابسته و پشتیبان زبان سامی در سرزمین میانرودان(بینالنهرین) بودند.
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 کامه، کارین، کاسان، کَتی(در اوستایی سرور و بزرگ خانه)، کَنوکا و...
👦🏻 کامکار، کارن، کامبد، کادوس و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#کامبیز #کامبوزیا #کمبوجیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«کامبیز»، «کامبوزیا» و «کمبوجیه»
🔆🔆 دو نام پسرانهی "کامبیز" و "کامبوزیا" از ریشهی نام کمبوجیه هستند که در فرانسوی یا یونانی "کامبیز" و "کابوزیا" شده و به ایران بازگشتهاند.
🔆🔆 برای نخستینبار "دیودور"، کهننگار(مورخ) ایتالیایی، ماتیکانی به زبان یونانی نگاشت که در آن نام "کمبوجیه"، "کامبیز" نوشته شده است.(حسن پیرنیا) کهننگاران امروز نوشتهها و بررسیهای او را بیپایه و نادرست میدانند.(دهخدا)
🔆🔆 "کمبوجیه" نام پدر و پسر "کوروش" و نام شماری چند از شاهزادگان و فرمانروایان هخامنشی بود. پدر کوروش شاه انشان بود. به باور کهننگاران امروز، به وارون(برخلاف) آنچه که برای کوچک شمردن "کمبوجیه" فرزند "کاساندان" و "کوروش" گفته میشود، او نه تنها مردی تندخو و خودکامه(دیکتاتور) نبود، ونکه(بلکه) برای سامانمندی(منظم کردن) کشور و دیوانسالاری بسیار کوشید. یکی از برجستهترین کوششهای او کشورگشایی و گرفتن مسر(مصر) بود.
🔆🔆 دربارهی نام "کمبوجیه" در جایی سخنی گفته نشده و هیچ سنگنبشتهای از زمان کمبوجیه بجا نمانده است. شماری از ایرانشناسان اروپایی دربارهی پیشینهی این نام دیدگاههایی دارند.
🔆🔆 هرتسفلد، فردریش فون اشپیگل و مولتن این نام را با افسانهها و داستانهای بومی سانسکریت زبان اَپاختَـر باختری(شمال غربی) کشور هند در پیوند میدانند.
ولی "ریچارد فرای" در "تاریخ باستانی ایران" با این دیدگاه همرای(موافق) نبود و نام "کمبوجیه" را برآمده از سرزمینهای خاوری(شرقی) ایران نمیدانست.
🔆🔆 "آرنولد تویینبی" نوشته است که کمبوجیه(کمبوجَه، کامبوجَه، کمبوجا یا کامبوجا) از نامهای کوچنشینان اوراسیایی است که در زبان سانسکریت هم از آن یاد شده است.
به گفتهی او کشورگشاییها به دست شاخهی بزرگتر دودمان هخامنشی و با دلاوری کوچنشینانی به نام "کامبوجه" و "کورو" انجام شد و همین مایهی آن شد که در خاندان هخامنشی نام شاهزادگان بسیاری را کمبوجیه و کوروش بگذارند. بیشتر پژوهشگران در این باره با تویینبی همداستان هستند.
🔆🔆 یکی دیگر از گمانزدها این است که "کمبوجیه" ریشهی ایلامی* دارد و در گذشته "کنبوزیه" خوانده میشد. در زبان اَکدی* "کمبوزیه" و در زبان آرامی* "کنبوزی" بود. در نوشتههای مسر(مصر)ی "کنبوت" و "کمبات" و در تازی و نوشتههای ابوریحان بیرونی "قمبوزس" و "قمبسوس" است. ابن خلدون نام او را "کیکوس" نوشته است.
🔆🔆 گفته میشود ← شاید "کبوج" همان "کبود" و کمبوجیه به ماناک(معنی) "جوانی که جامهی کبود پوشیده"، باشد.
گفته میشود ← "کمبوجیه" به چمار "خوشبختی دو جهان" و در سانسکریت به چم "شاه مردمان این سرزمین" است.
ادبسار دربارهی درستی این گفتهها داوری نمیکند.
🔆🔆 برای آشنایی با نام "کوروش" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4943
✍🏻✍🏻 پینوشت: زبان ایلامی در سرزمین خوزستان باستان زبانی رواگدار(رایج) بود و در زمان هخامنشیان جایگاه ویژهای داشت.
زبانهای اَکدی و آرامی از زبانهای وابسته و پشتیبان زبان سامی در سرزمین میانرودان(بینالنهرین) بودند.
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 کامه، کارین، کاسان، کَتی(در اوستایی سرور و بزرگ خانه)، کَنوکا و...
👦🏻 کامکار، کارن، کامبد، کادوس و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#کامبیز #کامبوزیا #کمبوجیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Telegram
ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«کورُوش» یا «کورُش»
"کورُوش" از آن دسته نامهایی است که پیرامون ریشه، شیوهی نگارش و چم آن، دیدگاهها بسیار گوناگوناند.
📕 پیشینه:
"کورُوش" یا "کورُش"، نام سه تن از پادشاهان دودمان هخامنشی بود که توانمندترین آنها…
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«کورُوش» یا «کورُش»
"کورُوش" از آن دسته نامهایی است که پیرامون ریشه، شیوهی نگارش و چم آن، دیدگاهها بسیار گوناگوناند.
📕 پیشینه:
"کورُوش" یا "کورُش"، نام سه تن از پادشاهان دودمان هخامنشی بود که توانمندترین آنها…
@AdabSar
خوش آمدی بنشین، شعر تازهدم دارم
هوای گریه زیاد است، شانه کم دارم
چه خوب شد که رسیدی، هوا غزلخیز است
علیالخصوص تو را در برابرم دارم
مرا ببخش که تلخ است و باب میلت نیست
مرا ببخش اگر گونههای نم دارم
دلیل این همه غربت، دلیل بیکسیام
رفاقتیست که با دفتر و قلم دارم
دو استکان ببر از طعم واژهها پر کن
بِچِش، بِچِش که بفهمی چقدر غم دارم
به شوقِ آمدنِ تو، غزل دم آوردم
نفس بریدهام و قافیه کم آوردم
بِچِش که یخ زدهای، احتراق میچسبد
بِچِش که قافیه لبسوز و داغ میچسبد
بِچِش مگر تو از احوال من خبر بشوی
میانِ آتشِ احساس شعلهور بشوی
مذاق یخزده را گرم و زعفرانی کن
عروض را بشکن، شعر را روانی کن
بکش به شانهات آوار را که خم بشوی
تنِ تکیدهی تبریز و بغض بَم بشوی
بگو کنار منی در سکوت هر فریاد
"بگو که فاتح گنجی در این خرابآباد"
بمان که حوصلهی شعر را بههم بزنیم
بمان که تا ته این کوچه را قدم بزنیم
قبول کن که زمان، بد به روزم آوردهست
قبول کن که همین درد، شاعرم کردهست
شب است و از خفقان، کوره در سرم دارم
هوای گریه زیاد است، شانه کم دارم.....!
#زری_قهارترس
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
خوش آمدی بنشین، شعر تازهدم دارم
هوای گریه زیاد است، شانه کم دارم
چه خوب شد که رسیدی، هوا غزلخیز است
علیالخصوص تو را در برابرم دارم
مرا ببخش که تلخ است و باب میلت نیست
مرا ببخش اگر گونههای نم دارم
دلیل این همه غربت، دلیل بیکسیام
رفاقتیست که با دفتر و قلم دارم
دو استکان ببر از طعم واژهها پر کن
بِچِش، بِچِش که بفهمی چقدر غم دارم
به شوقِ آمدنِ تو، غزل دم آوردم
نفس بریدهام و قافیه کم آوردم
بِچِش که یخ زدهای، احتراق میچسبد
بِچِش که قافیه لبسوز و داغ میچسبد
بِچِش مگر تو از احوال من خبر بشوی
میانِ آتشِ احساس شعلهور بشوی
مذاق یخزده را گرم و زعفرانی کن
عروض را بشکن، شعر را روانی کن
بکش به شانهات آوار را که خم بشوی
تنِ تکیدهی تبریز و بغض بَم بشوی
بگو کنار منی در سکوت هر فریاد
"بگو که فاتح گنجی در این خرابآباد"
بمان که حوصلهی شعر را بههم بزنیم
بمان که تا ته این کوچه را قدم بزنیم
قبول کن که زمان، بد به روزم آوردهست
قبول کن که همین درد، شاعرم کردهست
شب است و از خفقان، کوره در سرم دارم
هوای گریه زیاد است، شانه کم دارم.....!
#زری_قهارترس
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
💫
یک عمر نفس پشت نفس با تو دویدم
این بار قدم روی قدم سرزنشم کن
من سایهی پنهانشده در پشت غبارم
آه این منم ای آینه، کم سرزنشم کن!
#فاضل_نظری
@AdabSar
یک عمر نفس پشت نفس با تو دویدم
این بار قدم روی قدم سرزنشم کن
من سایهی پنهانشده در پشت غبارم
آه این منم ای آینه، کم سرزنشم کن!
#فاضل_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«مینا»
"مینا" نام دخترانهی ماندگار و خوشآهنگی است که در فرهنگ و پیشینه ایران کاربردهای گوناگون دارد ولی درباره ریشه آن دیدگاهها گوناگوناند.
🤔برجستهترین گمان این است که نام "مینا" ریشهی سانسکریت یا هندی دارد. ولی برخی هم به ایرانی بودن آن باور دارند. چنانچه این نام ایرانی نباشد، دیرزمانی است که به واژگان ادبسار ایران افزوده شده و در سرودههای بزرگان جایگاه دارد.
مینا یک نام ساده است و در فرهنگ ایران چندین چم دارد.
🕊گونهای پرندهی سخنگوی گرمسیری و زیبا با پرهای رنگانگ است.
شعله در سایهی زلفت گل شب بو گردد
بط می پیش تو مینای سخنگو گردد
#شاهد_گیلانی
🌱گونهای گل سپیدرنگ است. همچنین نام گیاهی با برگهای دندانهدار که ۲۰۰ گونه دارد.
به محفلی که سخن گویم از عقیق لبش
مرا چو غنچهی مینا گل از دهن ریزد
#مفید_بلخی
👑در هنر، شیشهای رنگین است که برای زیباسازی کاشی است. این هنر در کاشیکاری ساختمانهای کهن ایران به زیبایی خودنمایی میکند. واژهی "میناگون" کنایه از همین چم است. "مینا خانه" نیز به خانهی آیینهکاری شده گفته میشود.
💎خرده شیشههای رنگی و بیشتر به رنگ سبز-آبی است که در هنر ساخت آوندها(ظروف) کاربرد دارد.
نزیبد تخت را هر تن نشاید تاج را هر سر
نه هر سرخی بود مرجان نه هر سبزی بود مینا
#قطران
🍷آبگینه، پیاله و شیشهی مِی(شراب) است. "خندهی مینا" نیز کنایه از پیاله است.
نه نرم شود دلت به سد لابه(التماس)
نه گرم شود سرت به سد مینا
#مسعود_سعد
🔷آمیختهای از لاژِوَرد(لاجورد) و زر(طلا) که برای آذین(تزیین) آوَندها و کاشی به کار میرود.
👸🏻زیبا و بلندبالا، پاکدامن
⚗در گذشته کنایه از ماتوَرزی(کیمیا) بود.
🌍کنایه از جهان گذراست.
اگر مریم برفت از دیر مینا
به گیتی زنده جان بادا مسیحا
#نظامی
🌈کنایه از آسمان و رنگ آبی آن است. مانند چرخ مینا، چتر مینا، چنبر مینا، گنبد مینا...
گفتم این جام جهانبین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد!
#حافظ
👀کنایه از سپیدی چشم!
دو مرواریدش از مینا بریدند
بجای رشته در سوزن کشیدند
#نظامی
فَرتور(عکس) پیوست: نمونههایی از هنر بسیار زیبای میناکاری و ریزهکاریهای آن بر روی آوند.
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#مینا
goo.gl/An40v8
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«مینا»
"مینا" نام دخترانهی ماندگار و خوشآهنگی است که در فرهنگ و پیشینه ایران کاربردهای گوناگون دارد ولی درباره ریشه آن دیدگاهها گوناگوناند.
🤔برجستهترین گمان این است که نام "مینا" ریشهی سانسکریت یا هندی دارد. ولی برخی هم به ایرانی بودن آن باور دارند. چنانچه این نام ایرانی نباشد، دیرزمانی است که به واژگان ادبسار ایران افزوده شده و در سرودههای بزرگان جایگاه دارد.
مینا یک نام ساده است و در فرهنگ ایران چندین چم دارد.
🕊گونهای پرندهی سخنگوی گرمسیری و زیبا با پرهای رنگانگ است.
شعله در سایهی زلفت گل شب بو گردد
بط می پیش تو مینای سخنگو گردد
#شاهد_گیلانی
🌱گونهای گل سپیدرنگ است. همچنین نام گیاهی با برگهای دندانهدار که ۲۰۰ گونه دارد.
به محفلی که سخن گویم از عقیق لبش
مرا چو غنچهی مینا گل از دهن ریزد
#مفید_بلخی
👑در هنر، شیشهای رنگین است که برای زیباسازی کاشی است. این هنر در کاشیکاری ساختمانهای کهن ایران به زیبایی خودنمایی میکند. واژهی "میناگون" کنایه از همین چم است. "مینا خانه" نیز به خانهی آیینهکاری شده گفته میشود.
💎خرده شیشههای رنگی و بیشتر به رنگ سبز-آبی است که در هنر ساخت آوندها(ظروف) کاربرد دارد.
نزیبد تخت را هر تن نشاید تاج را هر سر
نه هر سرخی بود مرجان نه هر سبزی بود مینا
#قطران
🍷آبگینه، پیاله و شیشهی مِی(شراب) است. "خندهی مینا" نیز کنایه از پیاله است.
نه نرم شود دلت به سد لابه(التماس)
نه گرم شود سرت به سد مینا
#مسعود_سعد
🔷آمیختهای از لاژِوَرد(لاجورد) و زر(طلا) که برای آذین(تزیین) آوَندها و کاشی به کار میرود.
👸🏻زیبا و بلندبالا، پاکدامن
⚗در گذشته کنایه از ماتوَرزی(کیمیا) بود.
🌍کنایه از جهان گذراست.
اگر مریم برفت از دیر مینا
به گیتی زنده جان بادا مسیحا
#نظامی
🌈کنایه از آسمان و رنگ آبی آن است. مانند چرخ مینا، چتر مینا، چنبر مینا، گنبد مینا...
گفتم این جام جهانبین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد!
#حافظ
👀کنایه از سپیدی چشم!
دو مرواریدش از مینا بریدند
بجای رشته در سوزن کشیدند
#نظامی
فَرتور(عکس) پیوست: نمونههایی از هنر بسیار زیبای میناکاری و ریزهکاریهای آن بر روی آوند.
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#مینا
goo.gl/An40v8
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
پادکست = پادپَخش، آواتار
☄پادپَخش:
برخی #پادکست را آمیزهای(ترکیبی) از دو واژهی (ipod) و (brodcast) میدانند. "آی پاد" نام پخشکنندهی خنیای(موسیقیِ) هَمِستانِ(شرکتِ) "اپل" است و "برادکستینگ" در زبان انگلیسی به چَمِ(معنای) "پخش" است. از همین رو میتوان جایگزین پارسی پادکست را «پادپَخش» دانست که یک واژهی پارسی-انگلیسی و آمیختهای از "آی پاد" و "پخش" است.
☄آواتار:
در واژهنامهی "آکسفورد" برای روشنگری(توضیح) واژهی "پادکست" آمده:
«برنامهای آواپَرایی(رادیویی) یا همسان(مشابه) که دیجیتالی آواگیری(ضبط) شده و برای بارگیریِِ دستگاههای خویشیکِ(شخصیِ) پخشِ سِدا(صدا) در تارکده(اینترنت) گذاشته میشود.»
از همین رو برخی این واژه را "رادیو اینترنتی" و "رادیو نت" نیز گفتهاند.
از آنجا که برابر "رادیوی اینترنتی" در زبان پارسی "آواپَرای رایاتاری" است، کاهیدهی(مخفف) آن را می توان "آواتار" گفت.
⭕️ هَموَندانِ(اعضای) ارجمند میتوانند پیشنهادهای دیگر و بهتری در این باره داشته باشند و ادبسار آماده است که این پیشنهادها را هَمرِسانی کند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
پادکست = پادپَخش، آواتار
☄پادپَخش:
برخی #پادکست را آمیزهای(ترکیبی) از دو واژهی (ipod) و (brodcast) میدانند. "آی پاد" نام پخشکنندهی خنیای(موسیقیِ) هَمِستانِ(شرکتِ) "اپل" است و "برادکستینگ" در زبان انگلیسی به چَمِ(معنای) "پخش" است. از همین رو میتوان جایگزین پارسی پادکست را «پادپَخش» دانست که یک واژهی پارسی-انگلیسی و آمیختهای از "آی پاد" و "پخش" است.
☄آواتار:
در واژهنامهی "آکسفورد" برای روشنگری(توضیح) واژهی "پادکست" آمده:
«برنامهای آواپَرایی(رادیویی) یا همسان(مشابه) که دیجیتالی آواگیری(ضبط) شده و برای بارگیریِِ دستگاههای خویشیکِ(شخصیِ) پخشِ سِدا(صدا) در تارکده(اینترنت) گذاشته میشود.»
از همین رو برخی این واژه را "رادیو اینترنتی" و "رادیو نت" نیز گفتهاند.
از آنجا که برابر "رادیوی اینترنتی" در زبان پارسی "آواپَرای رایاتاری" است، کاهیدهی(مخفف) آن را می توان "آواتار" گفت.
⭕️ هَموَندانِ(اعضای) ارجمند میتوانند پیشنهادهای دیگر و بهتری در این باره داشته باشند و ادبسار آماده است که این پیشنهادها را هَمرِسانی کند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود
با سارِ پشت پنجره جایم عوض شود
هی کار دست من بدهد چشمهای تو
هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود
با بیتهای سَرزده از سمتِ ناگهان
حس میکنم که قافیههایم عوض شود
جای تمام گریهغزلهای ناگـــــزیر
با قاهقاهِ خندهی بیغم عوض شود
سهرابِ شعرهای من از دست میرود
هَتا اگر عقیدهی رستم عوض شود
قدری کلافهام و هوس کردهام که باز
در بیتهای بعد، ردیفم عوض شود
حوّای جاگرفته در این فکر رنجِ تلخ
انگار هیچوقـت به آدم نـمیرسد
تن دادهام به این که بسوزم در آتَشَت
حالا بهشت هم به جهنم نمیرسد
با این ردیف و قافیه بهتر نمیشوم
وقتش رسیده حالوهوایم عوض شود
#الهام_دیداریان
@AdabSar
وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود
با سارِ پشت پنجره جایم عوض شود
هی کار دست من بدهد چشمهای تو
هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود
با بیتهای سَرزده از سمتِ ناگهان
حس میکنم که قافیههایم عوض شود
جای تمام گریهغزلهای ناگـــــزیر
با قاهقاهِ خندهی بیغم عوض شود
سهرابِ شعرهای من از دست میرود
هَتا اگر عقیدهی رستم عوض شود
قدری کلافهام و هوس کردهام که باز
در بیتهای بعد، ردیفم عوض شود
حوّای جاگرفته در این فکر رنجِ تلخ
انگار هیچوقـت به آدم نـمیرسد
تن دادهام به این که بسوزم در آتَشَت
حالا بهشت هم به جهنم نمیرسد
با این ردیف و قافیه بهتر نمیشوم
وقتش رسیده حالوهوایم عوض شود
#الهام_دیداریان
@AdabSar
💫
جز یاد تو ای حسرت شیرینِ قدیمی
باور بکنی یا نکنی، از همه سیرم
لعنت به بهاری که بدون تو بیاید
وقتی تو نباشی به جهنم که کویرم
#محمدرضا_نظری
@AdabSar
جز یاد تو ای حسرت شیرینِ قدیمی
باور بکنی یا نکنی، از همه سیرم
لعنت به بهاری که بدون تو بیاید
وقتی تو نباشی به جهنم که کویرم
#محمدرضا_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#تخفیف = کاهش، کمکردن، کاستن، کاستِگی، کاهش بها، سَبُکسَری، سَبُکنَمایی، سَبُککردن، سَبُککردگی، سَبُکی، سَبُکگردانیدن، سَبُکساختن، آسانگرفتن، دردکاهی، کاهشِ درد، آرامسازی، آرامدادن، آرامش، واژهکاهی(در دستور زبان)
تخفیفدادن = از بها کاستن، ارزانفروختن
تخفیفگرفتن = ارزانخریدن
✍نمونه:
۲۵درصد تخفیف داد =
۲۵درسد از بها کاست
۲۵درسد کاهشِ بها داد
نتوانست بیشتر تخفیف بگیرد =
نتوانست بیشتر کاهشِ بها بگیرد
نتوانست بیشتر کاستگی بگیرد
نتوانست بیشتر از بها بکاهد
نتوانست ارزانتر بخرد
این دوا دردش را کمی تخفیف میدهد =
این دارو دردش را کمی آرام میسازد
این دارو دردش را کمی کاهش میدهد
مجزاتش از پنج سال به سه سال تخفیف یافت =
کیفرش از پنج سال به سه سال کاستِگی یافت
کیفرش از پنج سال به سه سال کاهش یافت
تخفیف "کلاه" به "کله" =
واژهکاهی "کلاه" به "کله"
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#تخفیف = کاهش، کمکردن، کاستن، کاستِگی، کاهش بها، سَبُکسَری، سَبُکنَمایی، سَبُککردن، سَبُککردگی، سَبُکی، سَبُکگردانیدن، سَبُکساختن، آسانگرفتن، دردکاهی، کاهشِ درد، آرامسازی، آرامدادن، آرامش، واژهکاهی(در دستور زبان)
تخفیفدادن = از بها کاستن، ارزانفروختن
تخفیفگرفتن = ارزانخریدن
✍نمونه:
۲۵درصد تخفیف داد =
۲۵درسد از بها کاست
۲۵درسد کاهشِ بها داد
نتوانست بیشتر تخفیف بگیرد =
نتوانست بیشتر کاهشِ بها بگیرد
نتوانست بیشتر کاستگی بگیرد
نتوانست بیشتر از بها بکاهد
نتوانست ارزانتر بخرد
این دوا دردش را کمی تخفیف میدهد =
این دارو دردش را کمی آرام میسازد
این دارو دردش را کمی کاهش میدهد
مجزاتش از پنج سال به سه سال تخفیف یافت =
کیفرش از پنج سال به سه سال کاستِگی یافت
کیفرش از پنج سال به سه سال کاهش یافت
تخفیف "کلاه" به "کله" =
واژهکاهی "کلاه" به "کله"
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حیات = زندگی، زندگانی، هستی، زیست، جان، گِیان
🔻آب حیات = آب زندگی، جانفَزا، زیستآب
🔻تجدید حیات = باززیستی
🔻حیات اُخروی = زندگی مینوی، زندگانی آنجهانی
🔻حیاتبخش = زندگیبخش، گِیانبخش
🔻حیاتدادن = زندهکردن، زنانیدن، زیانیدن
🔻حیاتسِپُردن = جانسپُردن، مُردن
🔻حیات مجدد = زندگی دوباره
🔻حیات وحش = زیست جانوری، زیستبوم
🔻در امتداد حیات = در درازنای زندگی
🔻در قید حیات = زنده
🔻ذیحیات = جاندار، زنده، جانور
🔻صاحبحیات = جاندار، زنده
🔻علامت حیات = نشان زیست
✍️نمونه:
🔺تخریب جنگلها صدمات غیرقابل جبرانی به حیات وحش وارد آورده است =
نابودی جنگلها آسیبهای بازگشتناپذیری به زیستبوم زده است
🔺شکار، خطر بزرگی برای حیاتِ وحش است =
شکار، گزند بزرگی برای زیستِ جانوری است
🔺آب مایهی حیات است =
آب مایهی زندگانی است
🔺حیات و مماتش در گرو رضایت یا عدم رضایت اولیای دَم بود =
زندگی و مرگش در گرو بخشیدن یا نبخشیدن خونخواهان/دادخواهان بود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#حیات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حیات = زندگی، زندگانی، هستی، زیست، جان، گِیان
🔻آب حیات = آب زندگی، جانفَزا، زیستآب
🔻تجدید حیات = باززیستی
🔻حیات اُخروی = زندگی مینوی، زندگانی آنجهانی
🔻حیاتبخش = زندگیبخش، گِیانبخش
🔻حیاتدادن = زندهکردن، زنانیدن، زیانیدن
🔻حیاتسِپُردن = جانسپُردن، مُردن
🔻حیات مجدد = زندگی دوباره
🔻حیات وحش = زیست جانوری، زیستبوم
🔻در امتداد حیات = در درازنای زندگی
🔻در قید حیات = زنده
🔻ذیحیات = جاندار، زنده، جانور
🔻صاحبحیات = جاندار، زنده
🔻علامت حیات = نشان زیست
✍️نمونه:
🔺تخریب جنگلها صدمات غیرقابل جبرانی به حیات وحش وارد آورده است =
نابودی جنگلها آسیبهای بازگشتناپذیری به زیستبوم زده است
🔺شکار، خطر بزرگی برای حیاتِ وحش است =
شکار، گزند بزرگی برای زیستِ جانوری است
🔺آب مایهی حیات است =
آب مایهی زندگانی است
🔺حیات و مماتش در گرو رضایت یا عدم رضایت اولیای دَم بود =
زندگی و مرگش در گرو بخشیدن یا نبخشیدن خونخواهان/دادخواهان بود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#حیات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بهر دلم که دردکِش و داغدار توست
داروی صبر باید و آن در دیار توست
یک بار نام من به غلط بر زبان نراند
ما را شکایت از قلم مشکبار توست
بر پاره کاغذی دو سه مدی توان کشید
دشنام و هر چه هست غرض یادگار توست
تو بیوفا چه باز فراموش پیشهای
بیچاره آن اسیر که امیدوار توست
هان این پیام وصل که اینک روانه است
جانم به لب رسیده که در انتظار توست
مجنون هزار نامه ز لیلی زیاده داشت
وحشی که همچو یار فراموشکار توست
#وحشى_بافقى
@AdabSar
بهر دلم که دردکِش و داغدار توست
داروی صبر باید و آن در دیار توست
یک بار نام من به غلط بر زبان نراند
ما را شکایت از قلم مشکبار توست
بر پاره کاغذی دو سه مدی توان کشید
دشنام و هر چه هست غرض یادگار توست
تو بیوفا چه باز فراموش پیشهای
بیچاره آن اسیر که امیدوار توست
هان این پیام وصل که اینک روانه است
جانم به لب رسیده که در انتظار توست
مجنون هزار نامه ز لیلی زیاده داشت
وحشی که همچو یار فراموشکار توست
#وحشى_بافقى
@AdabSar