ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


کمدی = خنده‌دار، شوخواره، شوخناک

کمدین = شوخباز، شوخبازیگر

استندآپ کمدی = ایستخند

نمونه:
تئاترهای کمدی فروش بیشتری دارند =
نمایش‌های خنده‌دار فروش بیشتری دارند

بازیگران زیادی در این کمدی شرکت داشتند =
بازیگران بسیاری در این شوخواره بازی داشتند

یکی از آرتیست‌ها از همه کمدی‌تر بود =
یکی از بازیگرها از همه شوخناک‌تر بود

"اکبر عبدی" از کمدین های مطرح سینمای ایران است =
"اکبر عبدی" از شوخبازان نامی رُخشارگاه ایران است

"کمدی الهیِ" دانته، سه گانه ایست به شعر، در مورد جهنم، برزخ و بهشت =
"شوخواره‌ی ایزدیِ" دانته، سه‌گانه‌ایست به چامه، درباره‌ی دوزخ، برزخ و بهشت

"استندآپ کمدی" نوعی نمایش زنده است که طی آن کمدین در مقابل حضار ایستاده و هنر خود را برای خنداندن مخاطبان به کار می گیرد =
"ایستخند" گونه‌ای نمایش زنده است که در آن شوخباز در برابر باشندگان ایستاده و هنر خود را برای خنداندن بینندگان به کار می‌گیرد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅درست بنویسیم


🔸قاعده‌ی فاصله‌گذاریِ اسم مرکب:
اسم + (بن مضارع + وند) با نیم‌فاصله نوشته می‌شود. مثال: روان + (شناس + ی) = روان‌شناسی.

چند نمونه‌ی دیگر:
رفاه‌طلبی، جامعه‌شناختی، سیاست‌گذاری
اتومبیل‌رانی، داستان‌سرایی، فلسفه‌دانی
نظریه‌پردازی، وصف‌پذیری، دانش‌جویی
کتاب‌خوانی، گره‌چینی، زیاده‌خواهی
گلاب‌گیری، کتاب‌سازی، شراب‌خواری
نکته‌گویی، سلطه‌جویی، ظلم‌ستیزی
علم‌گریزی، عمل‌گرایی، حافظ‌پژوهی
درخت‌کاری، شب‌نشینی‌، کاسه‌لیسی
حج‌گزاری، پول‌شویی، مرده‌شوری
مقاله‌نویسی، نامه‌نگاری، بُنَک‌داری

#سیدمحمد_بصام
#درست_نویسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

زیر و رو کن باز این خاکستر افسرده را
از دلم بیرون بکش این عقده‌ی سرخورده را

سربه‌زیرم، گرچه می‌دانم که دستان نسیم
زودتر از شاخه می‌چیند گل پژمرده را

هفت شهر عشق را گشتم، ولی پیدا نشد
از کجا پیدا کنم گنج به‌یغما برده را؟

یک شب توفانی از ساحل جدا شد لنگرم
صبح پس آورد موجی، قایقی آزرده را

آخر پاییز هم طی شد، کسی من را ندید
چشم روباهی گرفته، جوجه‌ای نشمرده را...

#پیمان_برنا
@AdabSar
💫

چه غم، که خلق به حسن تو عیب می‌گیرند؟

همیشه زخم‌زبان خون‌بهای زیبایی‌ست

#فاضل_نظری
@AdabSar
💫

پابند کفش‌های سیاه سفر مشو
یا لااقل به خاطر من دیرتر برو

هی پابه‌پا نکن که بگویم سفربه‌خیر
مجبور نیستی که بمانی، ولی نرو!

#مهدی_فرجی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💠🔷💠🔷
@AdabSar

ﻣﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﺎﺭسی ﺭﺍ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭی می‌کنم
ﻭ ﺑﻴﺎﻥ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﻓﺮﻫﻨﮓ‌ﺩﺍﺭی می‌کنم

ﻣﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﻬﻠﻮی ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪ‌هﺍﻡ ﺩُﺭ ﺩَﺭی
ﻭﺍﮊﻩ‌ﻫﺎی ﻧﺎﺏ ﺁن را ﺳﺎﺧﺘﺎﺭی می‌کنم

ﭼﻮﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺎﺳﺖ ﮔﻨﺞ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﻧﺪﺭ ﺟﻬﺎﻥ
اﺣﺘﺮﺍﺯ ﺍﺯ ﻓﺤﺶ ﻭ ﻃﻌﻦ ﻭ جعل‌کاری می‌کنم

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﻧﺎﺑﻜﺎﺭ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ بی‌ﺍﺩﺏ
ﭼﻮﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺻﺒﺮ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﺩﺑﺎﺭی می‌کنم

ﻓﺎﺭسی ﻭ ﺗﺎجیکی ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺩُﺭ ﺩَﺭی
ﻫﺮکسی ﻣﻨﻬﺎ کند ﻣﻦ بیﻗﺮﺍﺭی می‌کنم

ﻧﻴﺴﺖ ﻓﺮﻕ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻟﻬﺠﻪ‌ﻫﺎی ﺩﻟﻨﺸﻴﻦ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﻟﻬﺠﻪ‌ﻫﺎی خویش ﻛﺎﺭی می‌کنم

ﮔﻔﺖ ﺍﻧﺪﺭ ﺟﻤﻊ ﻳﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺷﻴﺮﺯﺍﺩ
ﻛﺰ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﺎﺭسی ﺧﻮﺩ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭی می‌کنم!


کاری از سراینده‌ی تاجیک:
#حاجی_محمد_شیرزاد
فرستنده: #رحیمی

@AdabSar
💠🔷💠🔷
Forwarded from ادب‌سار
🌬🌩🌤☀️
@AdabSar

من نمی‌دانم آن بازی به ناز بهارانت چیست؛
وین چهره‌ی مرگ‌آلود پلشت زمستانیت
دگر چه!

ای ابر سرسپرده به باد
باز خورشید تو را
می‌گسلد
شکوه تو را پاره خواهد کرد
مناز به خویش؛

ای ابر سرسپرده به باد
هشدار!
فرزند خورشیدیم
من و باد...


سروده به #پارسی_پاک
سراینده و فرستنده:
#Hani_Mm

@AdabSar
🌬🌩🌤☀️
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


التماس = لابه، خواهش، درخواست، زادِش، لابه‌کاری

التماس کردن = لابیدن، لابه‌کردن، زادیدن(پارسی پهلوی)، دَرخواهیدَن

التماس‌کنان = لابه‌کنان

التماس‌کننده = دَرخواه، لابه‌کار

حَسَبُ‌الالتماس = به خواهش

نمونه:
رابرت گيتس: نمی خواهیم در مذاکره با ایران نقش "التماس کننده" را بازی کنیم =
رابرت گيتس: نمی‌خواهیم در گفتگو با ایران نَخش(=نقش) "لابه‌کار" را بازی کنیم

التماس‌هایش به گوش هيچکس نرسيد =
زادِش‌هایش به گوش هيچکس نرسيد

التماس کنان طلب عفو می کرد =
لابه‌کنان درخواست بخشش می‌کرد

خیلی التماس کرد، اما قبول نکردند =
خیلی لابید، ولی پذیرش نکردند
خیلی لابه کرد، ولی نپذیرفتند

التماس دعا دارم =
درخواستِ مُروا(=دعای خیر) دارم
خواهشِ نیایش دارم

🚩دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#التماس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

سلام اگر معادل پارسی مناسب برای دیابت داشتید خوشحال میشم بدونم


🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻دیابت = Diabete، پانیذه، بیماری غَند
🔻مرض قند* = بیماری غَند، پانیذه

نمونه:
🔺دیابت یک اختلال متابولیک در بدن است =
پانیذه یک آشفتگی سوخت‌وسازی در تَن است

🔺علائم و عوارض مرض قند چیست؟ =
نشانه‌ها و پیامدهای بیماری غَند چیست؟

*"قَند" تازی‌شده‌ی(معربِ) واژه‌ی پارسی "کَند" یا "غَند" است.

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#دیابت #مرض_قند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅پرسش شما

درود
میخواستم چم و ریشه ی نام وستا رو بدونم. و همچنین اوستا..
سپاس

🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«اَوِستا»، «وُستا»، «ویستا» و «آبستا»
بخش نخست

📜📜 "اوستا"، نام نَسک سپند(کتاب مقدس) زرتشتیان است که امروز برای نام‌گذاری دختران و پسران نیز کاربرد دارد. برای شناخت این نام باید به دریایی از دیدگاه‌های گوناگون درباره‌ی این واژه و سرگذشت این نیایش‌نامه سر بزنیم.

📜📜 نام‌های "وُستا"(دخترانه)، "آبِستا" یا "اَبِستا"(پسرانه) و "ویستا"(دخترانه) گونه‌های دیگر "اَوِستا"(پسرانه) هستند. دخترانه یا پسرانه بودن این نام‌ها بر پایه‌ی فراوانی امروز آن‌هاست.
در چندین نیپیک فرهنگ نام و در سازمان زادنگاری(ثبت‌احوال) آن را پایه، بنیاد، پناه و یاوری چمیده‌اند(معنی کرده‌اند). اکنون از آن نسک آغازین، "گات‌ها" که تنها یک‌پنجم "اوستا" است، بجا مانده.
"اوستا" در گذشته دارای پنج بخش یسنا، یشتا، ویسپَرد، وندیداد و خرده‌اوستا بود.
"اوستا" در پهلوی اویستاک و اَپَستاک بود.(عمید)
در نوشتارهای نخستین پس از پیدایش اسلام آن را ابستا، استا، وِستا، ستا، اوستاک، آبستا و... نیز نوشته‌اند.(دهخدا)
"اوستا" بر روی ۱۲هزار پوست گاو نوشته شده بود که اسکندر در تازش به ایران آن‌ها را سوزاند و خاکسترش را به دریا ریخت!(ارداویرافنامه)

📜📜 هاشم رضی در پژوهش‌نامه‌ای به نام "اوستا" نوشته است:
واژه‌ی اوستا هنوز ناشناخته است و اوستاشناسان هنوز درباره‌ی چمار آن به یک رای و دیدگاه نرسیده‌اند. زیرا واژه‌ی اوستا، نه در نسک اوستا، نه در زبان ایران باستان که به نام زبان اوستایی می‌شناسیم و نه در هیچ زبان و گویش هند و آریایی دیده نشده و نیست. برای همین هم دانشمندان برای شناخت این نام از واژگان همسان بهره برده‌اند.
"جلیل دوستخواه" نیز بر این باور است که شاید موبدان و بزرگانِ نخستینِ کیش زرتشتی، از این واژه برای نام بردن از نوشته‌های آیین زرتشتی بهره می‌بردند که سپس نامی ماندگار برای این نسک شد.

📜📜 "محمد مقدم" این واژه را با نگر(توجه) به کارکرد نسک اوستا چمیده است:
اوستا، نوید رهایی از زشتی، خشم و منش بد، شکست دروغ، کاستی و تباهی، پیروز شدن نیکی و راستی است.

📜📜 در نسک بزرگ "دینکرد" که دانشنامه‌ی اوستایی است، به واژه‌ی پهلوی "اپستاک" برمی‌خوریم که به چم پایه، بنیاد و نوشتار مِهادین(اصلی) است.

📜📜 دانشمندان زرتشتی می‌گویند:
"اوستا"، از ریشه‌ی واژه‌ی سانسکریت "اَوِس"(آشکار) و "اوشتیا" به مانی سخن خدا(وحی) است و "اوستا" به دانش، آگاهی و شناخت درونی(بصیرت) گفته می‌شود.

📜📜 "بارتولومه"، اوستاشناس آلمانی و "ویکاندر" می‌گویند:
"اوستا"، از واژه‌ی "اوپستاوَک" و از ریشه‌ی "ستاو"(ستودن) است.
"ویکاندر" آن را به مانک "با ادب و آزرم نزدیک‌شدن" نیز دانسته و گفته است در زبان هندی باستان، واژه‌ی "اوپَست‌هانه" یا "آگنی اوپَست‌هانه" به چم درود و نیایش آتش بود.
"جهانگیر تاوادیا" باور دارد که این واژه‌ی آمیخته، نمایانگر ساز و کار و سازمان آموزش دینی است.
"اوپِرت" نیز تنها گفته است که "اوستا" برگرفته از واژه‌ی "اَبَشْتام" است که در سنگ‌نبشه‌های ایران باستان دیده شده.

📜📜 "گلدنر" و "آندرآس" گفته‌اند:
اوستای پارسی یا اَویستاک پهلوی از واژه‌ی "اوپَستا" به آرِش(معنی) بنیاد، پی و نوشتار مهادین است.
"بارتولومه" و "ویسباخ" همین "اوپَستا" را به مانک پناه و یاور می‌دانند.

📜📜 دنباله‌ی نوشتار را در این پیوند بخوانید:
t.me/AdabSar/7699

#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#اوستا #وستا #ویستا #آبستا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«اَوِستا»، «وُستا»، «ویستا» و «آبستا»
بخش دوم و پایانی

📜📜 نام "اوستا" و نام‌هایی که بهره از آن دارند، در جهان واژگان کهن از پیچیده‌ترین واژگان هستند که چمار آن با سرگذشت واژه درآمیخته است.

📜📜 "کیخسرو شاهرخ" نوشته است که "اوستا" از این دو واژه بهره دارد:
۱← واژه‌ی "افِسمان" به چم سخن سرودگونه
۲← واژه‌ی "پِدان" به چم نوشته‌ها یا نشانه‌های پاک
او می‌گوید "اَ" پیشوند نایی(منفی) + وستا(دانسته و آشکار) و "اوستا" به چمار چیزی است که تاکنون نادانسته بود و آشکار شد!‌

📜📜 "بهرام فره‌وشی" می‌گوید:
واژه‌ی "اوستا" ریشه در پارسی پهلوی "اَفْدِستا" دارد. "افد" به ماناک شگفتی‌آور و ستایش‌کننده و "افدستا" به مانی ستایش شگفت‌انگیز و نیکوترین ستایش است.
در "صحاح‌الفرس" نیز نوشته شده که "اوستا" از واژه‌ی پهلوی "اَفْدِستا" است.

📜📜 دیدگاه "فریدون جنیدی" با بهره از رویکرد "احسان بهرامی"، هواداران فراوانی دارد:
پس از اینکه اسکندر "اوستا" را که بر پوست گاو نوشته شده بود، سوزاند، مردم و موبدان آنچه را که بجا مانده بود برای چهار سده پنهان کردند تا نابود نشود. پس از چهار سده، بلاش اشکانی از مردم و موبدان خواست تا آنچه در دست دارند از سراسر کشور گرد آورند و آنچه بجا مانده است را سامان دهند و چیزی که گردآوری شد یک پنجم آن بود.
واژه‌ی پهلوی "پستاک" گونه‌ای دیگر از "پیتاک" به ماناک پیدا است و "اَ" پیشوند نایی است که این واژه را به ناپیدا دگرگون کرده. "اَپستاک"(ناپیدا، پنهان، ریشه‌ی واژه‌ی پستو) نامی بود که ایرانیان چهار سده بر این نسک گذاشته بودند.
در نسک دینکرت یا دینکرد نیز از نهفته بودن اوستا یاد شده، پس اوستا ریشه‌ی باستانی ندارد.

📜📜 محسن ابوالقاسمی و جلیل دوستخواه نوشته‌اند:
شــایــد "اوستا" با "ودا"، کهن‌ترین نسک دینی هندوان به چم دانش‌نامه و آگاهی‌نامه هم‌ریشه باشد.
علی اکبر جعفری نیز می‌گوید "اوستا" آمیخته از "اَ" پیشوند نایی + ویستَه از ریشه‌ی وید یا ودا[ریشه‌ی نام دخترانه‌ی ویدا] به مانک دانستن، شناختن و آگاهی است که با پیشوند نایی به چمار سخن سربسته، راز نهان و گوهر نهفته است.

📜📜 چند دیدگاه:
1⃣ اوستا زاییده‌ی این دو واژه است:
۱← "اوستا"، آمیخته از "افس" (سرود)+ستا (ستایش) به مانک سروده‌ی شگفت‌انگیز است.
۲← "اوستا" از "اَوَ-ستا" به مانی چرم‌نوشته یا نشاندن به روی چرم است.

2⃣ "اوستا" زاییده‌ی این دو واژه است:
۱← "آویستی" در اوستایی به مانک دانش و آگاهی
۲← "اوپستی" در سانسکریت به چم ستایش و پرستش

3⃣ "اوستا" واژه‌ای پهلوی و آمیخته از "اوپَه" (بر)+اِستا (ایستادن) به چمار "آنچه بر آن باید ایستاد"، است.

📜📜 نام‌های "وُستا" را به چم ستایش خدا و "ویستا" را دانش، فرهنگ(فرهنگ سخن)، آگاه و آشنا(احسان بهرامی) دانسته‌اند.
"ویستا"(فرهنگ نام‌های ایرانشهری) از ریشه‌ی "وید" اوستایی[ریشه‌ی نام دخترانه‌ی ویدا] به مانی پیدا کردن و دانستن یا "ویستَه" به چم آگاه و آشنا است. (بهرامی)

👈🏼👈🏼 آشکار است که این نوشتار چکیده‌ای کوتاه از دیدگاه‌های دانشیک و برجسته‌ی نویسندگان بود. دوستداران می‌توانند برای شناخت بیشتر به خوانش و پژوهش در نیپیک‌های اندیشه‌ورزان و ایران‌شناسان بپردازند.

📜📜 بخش نخست یادداشت را در این پیوند بخوانید:
t.me/AdabSar/7698

🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 آبنوس، آوِنا، آوند، آویژه، آویش، سپیتا، وَسنا و...
👦🏻 آستود، آورنا، ابرسام، سپنتا و...

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#اوستا #وستا #ویستا #آبستا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
@AdabSar

سعی کردم که بمانی و بریدی، به درک
کارمان را به غم و رنج کشیدی، به درک

به جهنم که از این خانه فراری شده‌ای
عاشقت بودم و هرگــز نشنیدی، به درک

میوه‌ی کال غـــزل بودم و از بخت بدم
تو مرا هرگز از این شاخه نچیدی، به درک

فرق خرمهره و گوهر تو نفهمیدی چیست
جنس پاخورده‌ی بازار خریدی، بـــه درک

دانه پاشیدم و هربار نشستم به کمین
سادگی کردی و از دام پریدی، به درک

عاقبت سنگ بزرگی به سرت خواهد خورد
می‌کشی از تـــــه دل آه شدیدی، بـــه درک

نوشدارو شدی اما بــه گمانم قدری
دیر بالای سرکشته رسیدی، به درک...

#صوفی_صابری
@AdabSar
💫

از هر چه دارم چشم می‌پوشم، اگر دنیا

یک شب مرا زانو به زانوی تو بنشاند!

#پانته_آ_صفایی
@AdabSar
💫

در این دریا چه می‌جویند ماهی‌های سرگردان
مرا آزاد می‌خواهی به تنگ خویش برگردان

مرا از خود رها کردی و بالِ پَرزدن دادی
اگر این است آزادی مرا بی‌بال‌وپَر گردان

#فاضل_نظری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🌾🌾🌾🌾
@AdabSar

پدربزرگ همیشه درباره‌ی پیشرفت و آبادانی ده می‌گفت:
"پیشرفت و آبادانی ده را در برآیندهای دانش و اندیشه‌های نوین بجویید. در تخشاورش، رخشانش، به‌نژادی، به‌تخمی، به‌داشت، فناوری و آموزش."

پدربزرگ گفت: "از این راه‌هاست که شما می‌توانید گفته‌های گذشتگان را درباره‌ی زمین و کشت به‌کار ببندید. گفته‌هایی چنین:
بزرگ‌ترین و ارزشمندترین ستایش‌ها و نیایش‌های خدا آن‌ست که به ما زمین‌های خشک آب برسانید، که درخت‌ها و گیاهان بسیار از دل ما خواهند رویید و پرندگان و دام‌ها به ما روی خواهند نهاد و مردم بسیار نان و خوراک خود را از ما خواهند گرفت. این‌ها همه نزد مزدا اهورای پاک، والاترین کارها، ستایش‌ها و نیایش‌هاست."


بریده‌ای از نسک: #آوای_زنگوله_ها
نوشته شده به #پارسی_پاک
نویسنده: #حسین_وحیدی
فرستنده: #آرش

پی‌نوشت:
تَخشاوَرِش←صنعتی کردن
رَخشانِش←الکتروفیکاسیون (برقی کردن)
به‌نژادی←اصلاح نژاد
به‌تخمی←اصلاح بذر

@AdabSar
🌾🌾🌾🌾
Forwarded from ادب‌سار
💭💭💭💭
@AdabSar

آدمی که از پرسیدن دست می‌کشد، از اندیشیدن باز ایستاده است.
چون اندیشیدن،
هرچه باشد،
پرسیدنی همیشگی است برای رسیدن
به پاسخ و آن آدمی که نمی‌اندیشد،
سخن هم نمی‌گوید،
تنها سدا(صدا)هایی از خود بیرون می‌دهد...
هر آن جا که فرهنگ خاموش می‌شود
یا خاموشش می‌کنند،
همبودگاه آدمیان(جامعه انسانی) می‌میرد!
و به همراهش زبان هم...

نویسنده: #ایوان_کلیما
از نیپیک(کتاب): #روح_پراگ
برگردان شده به #پارسی_پاک

@AdabSar
💭💭💭💭
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


مُلتمَس = درخواست، نیاز، زاری، لابه، خواسته‌شده، خواهش

مُلتَمِس = خواهنده، خواهشگر، خواستار، خواهشمند، درخواستگر، زاریگر، لابه‌گر، جویا، جوینده

ملتَمَسات = درخواست‌ها

ملتمَسانه = لابه‌گرانه، خواهشگرانه، خواهشمندانه، از روی خواهش

ملتمِسین = خواهندگان، لابه‌گران

نمونه:
مرد مجروح، ناله کنان ملتمِس کمک بود =
مرد زخمی، ناله‌کنان خواهشگر یاری بود

بعضی توانستند به مرد ملتمِس کمک کنند =
برخی توانستند به مرد لابه‌گر یاری رسانند

ملتمِس دعاهای مردم هستیم =
خواهشگر ذُوا*های مردم هستیم

ز نعمت دو جهان جز تو نیست ملتمَسم (سیف فرغانی) =
از نیکی دو جهان جز تو نیست درخواستم

از دو لبت ای هم نفس، یک بوسه دارم ملتمَس(قاآنی) =
از دو لبت ای هم‌دَمِش، یک بوسه دارم خواسته

هر حریفی ز پی ملتمَسی می آید (حافظ) =
هر هم‌آوردی ز پی درخواستی می‌آید

دیگر هرچه از ملتمَسات داری بیار (مرزبان
نامه) =
دیگر هرچه از درخواست‌ها داری بیاور

"پاپ" ملتمَسانه آتش بس در سوریه را خواستار شد =
"پاپ" لابه‌گرانه آتش‌بس در سوریه را خواستار شد

درخواست ملتمَسانه مردم غرب کشور برای رفع مشکل ریزگردها =
درخواست خواهشگرانه‌ی مردم باختر کشور برای چاره‌جویی ریزگردها

*ذُوا = دعا (برگرفته از اوستا)

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ملتمس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

کسی که در حضور تو غزل ارائه می‌کند
حرف نمـی‌زنـد تو را، عـمل ارائه می‌کند

فقط برای کام خود، لب تو را نمی‌گزم
کسی که شهد می‌خورد، عسل ارائه می‌کند

نشسته بین دفترم نگاه لرزه‌افکنت
و صفحه‌صفحه شاعرت، گسل ارائه می‌کند

به کُشته‌مرده‌های تو، قسم که چشم محشرت
به خاطر معاد تو، اجـل ارائـه می‌کند

رفاه دست‌های تو، شنیده‌ام به تازگی
برای جذب مشتری، "بغل" ارائه می‌کند!

بگو به کعبه از سحر، درون صف بایستد
ظهر قریشِ طبع من، هُبل ارائه می‌کن

ظهر، کلاس دینی و، من و تو و معلمی...
که هی برای بودنت، علل ارائه می‌کند

و غیبتی که می‌زند، برای آن کسی‌ست که
نشسته در حضور تو، غزل ارائه می‌کند

#کاظم_بهمنی
@AdabSar