Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تشویق = (Encourage)، دلگرمی، آفرینگفتن، انگیزش، فروزش، رخشند، نیرودادن، توانبخشی، بهشور آوردن، آرزومندکردن، ایزانِش، ایزانیدن، بَرآغالش(آغالش=انگیختن، شوراندن)
🔻تشویق کرد = انگیزاند، دلگرمی داد، آفرین گفت، برانگیخت
🔻تشویق کردن = دلگرمیدادن، بهشور آوردن، انگیزاندن، برانگیختن، نیرودادن، آفرینگفتن، آرزومند کردن
✍️نمونه:
🔺او را چنان که لایقش بود تشویق نکرد =
او را چنان که شایستهاش بود آفرین نگفت
او را چنان که شایستگیاش را داشت دلگرمی نداد
🔺باید تشویقش کنی تا این کار را انجام دهد =
باید برانگیزانیاش تا این کار را انجام دهد
🔺پسر را به خونخواهی پدر تشویق نمود =
پسر را به خونخواهی پدر برانگیخت
پسر را به خونخواهی پدر شوراند
🔺جملگی یکصدا تشویقش کردند =
همگی یکسِدا آفرینش گفتند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تشویق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تشویق = (Encourage)، دلگرمی، آفرینگفتن، انگیزش، فروزش، رخشند، نیرودادن، توانبخشی، بهشور آوردن، آرزومندکردن، ایزانِش، ایزانیدن، بَرآغالش(آغالش=انگیختن، شوراندن)
🔻تشویق کرد = انگیزاند، دلگرمی داد، آفرین گفت، برانگیخت
🔻تشویق کردن = دلگرمیدادن، بهشور آوردن، انگیزاندن، برانگیختن، نیرودادن، آفرینگفتن، آرزومند کردن
✍️نمونه:
🔺او را چنان که لایقش بود تشویق نکرد =
او را چنان که شایستهاش بود آفرین نگفت
او را چنان که شایستگیاش را داشت دلگرمی نداد
🔺باید تشویقش کنی تا این کار را انجام دهد =
باید برانگیزانیاش تا این کار را انجام دهد
🔺پسر را به خونخواهی پدر تشویق نمود =
پسر را به خونخواهی پدر برانگیخت
پسر را به خونخواهی پدر شوراند
🔺جملگی یکصدا تشویقش کردند =
همگی یکسِدا آفرینش گفتند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تشویق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
نفسم گرفت از این شب، درِ این حصار بشکن
در این حصارِ جادوییِ روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ، برآر رایت خون
به جنون صلابتِ صخرهی کوهسار بشکن
تو که ترجمان صبحی، به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن
«سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی؟»
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن
بِسُرای تا كه هستی، كه سرودن است بودن
به ترنمی دِژِ وحشت اين ديار بشكن
شبَ غارت تَتاران، همهسو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایهی دیوسار بشکن
ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا
تو ز خویشتن برون آ، سپه تَتار بشکن
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@AdabSar
نفسم گرفت از این شب، درِ این حصار بشکن
در این حصارِ جادوییِ روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ، برآر رایت خون
به جنون صلابتِ صخرهی کوهسار بشکن
تو که ترجمان صبحی، به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن
«سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی؟»
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن
بِسُرای تا كه هستی، كه سرودن است بودن
به ترنمی دِژِ وحشت اين ديار بشكن
شبَ غارت تَتاران، همهسو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایهی دیوسار بشکن
ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا
تو ز خویشتن برون آ، سپه تَتار بشکن
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@AdabSar
💫
میشود قابِ دلم را تو پر از عکس کنی؟
و در آن قاب همه خندهی بیمکث کنی؟
گفتهای قاعدتن دوست نداری تو مرا
میشود رحم کنی قاعده برعکس کنی؟
#یزدان_کاووسی
@AdabSar
میشود قابِ دلم را تو پر از عکس کنی؟
و در آن قاب همه خندهی بیمکث کنی؟
گفتهای قاعدتن دوست نداری تو مرا
میشود رحم کنی قاعده برعکس کنی؟
#یزدان_کاووسی
@AdabSar
❤1
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«نیلوفر» / بخش نخست
🌸🌸 گزینش نام دختران از میان گلها بسیار رواگ(رواج) دارد و هریک از گلها نیز در جهان نشانهها، نماد ویژهای به شمار میرود ولی به دید میرسد که هیچ یک از آنها همچون "نیلوفر" رازوَرانه، پر نشانه و در پیوند با جهان مینوی نیست. "نیلوفر آبی" در کنار فرهنگها و بنیادهای اندیشی بسیاری دیده میشود و از جهان باستان تاکنون جایگاه ویژهای داشته است.
🌼🌼 "نیلوفر"، گلی با زیبایی خیرهکننده است که بیش از ۱۳ گونه داشته و گاهی کاربرد درمانی نیز دارد و بیشتر به رنگهای سپید، رخی(صورتی)، کبود و زرد است.
گفته میشود در سدهی هشتم پیش از زایش(میلاد)، نیلوفر از مسر(مصر) به فنیغیه(فنیقیه) و از آنجا به آشور و ایران آمده و گونههای پرشمار آن در زمان ناصرالدینشاه قاجار به ایران آمد.
"نیلوفر"، امروز به چم بانوی آراسته است.
🌸🌸 دیدگاهها دربارهی ریشهی نام "نیلوفر":
۱- ریشه در زبان پهلوی دارد. نئیریو(نیرو)+فرا(فراخ) به مانی(معنی) نیروی فراوان ایزدی است.
۲- ریشه سانسکریت دارد و به چمار(معنی) پایگاه نیرو(پادما یا پادَ+اَمه در سانسکریت) ایزدبانوی جدایی و نامیرایی جهان است. این نام در کشور هند نیز فراوانی دارد.
۳- این نام "نیلیپر"(نام ساده) بود و به نیلوفر دگرگون شده است.
🌼🌼 نیلوفر در پیشینهی ایران:
در ایران باستان و در خوردادروز از یکی از ماههای تیر یا امرداد، "جشن نیلوفر" برگزار میشد که در این جشن پادشاه به نیازها و آرزوهای شهروندانش رسیدگی و آنها را برآورده میکرد.
همچنین گل "نیلوفر" در سنگنگارههای تخت جمشید(هخامنشیان) و بیستون و تاک(تاق) بستان بهجا مانده از ساسانیان فراوان دیده میشود. بر پایهی برآورد باستانشناسان، در ایران مردان بلندپایهی پارس و ماد هنگام دیدار با شاه برای شادباش نوروز و مهرگان نیلوفر در دست میگرفتند. سنگنگارهی داریوش هخامنشی نشان میدهد غنچهی نیلوفر تنها از آن پادشاهان بود. از اینرو گمان میرود که نیلوفر نماد آشتی، شادی و شید(نور) بود. کاربرد دیگر آن زیباسازی سنگتراشیها بود.
این گل یکی از نشانههای آناهیتا(ایزدبانوی آبهای پاک) به شمار میرفت.
نیلوفر آبی که با نام یونانی لوتوس و سوسن خاوری نیز شناخته میشود ریشه در خاک، ساگه(ساقه) در آب و رو به سوی خورشید دارد که در ایران نماد دینداری، باورهای والا و پاکی درون بود و پیام آن، فراخواندن جهانیان برای دستیابی به روشنایی زندگی و تابش آن به جهان بود.
در نیپیکهای پهلوی، "هوم سپید"(نیلوفر) گیاهی کَناری(ساحلی) و نشانهی جاودانگی است که دو کوسه از آن نگهداری میکنند.
در نگارهی اردشیر ساسانی در تاک بستان کرمانشاه، نیلوفر زیر پای ایزد مهر است.
نگارهی گل نیلوفر در پیالههای زرین املش، سفالهای نگارگری شدهی سیلک، دیوارهای کاخ آپادانا، دستهی دشنه(خنجر)ای که در لرستان یافت شده، لبهی پوشاک هخامنشیان، سرستونهای تخت جمشید، تیسفون و بیشابور نیز دیده میشود.
🌸🌸 نیلوفر در آیین مهرپرستی:
یکی از کهنترین پیوندهای افسانهای گل نیلوفر، با آیین مهرپرستی(میتراییسم) دیده میشود. در افسانههای مهرپرستان باستان، زایش مهر(خورشید) در درون غنچهی نیلوفر رخ داده است. به وارون اینکه برخی باستانشناسان ریشهی این نماد را در آیین بودایی دانستهاند، ولی آیین مهرپرستی بسیار کهنتر از پیدایش بوداگرایی(بودیسم) بود.
🌼🌼 نیلوفر در کیش زرتشتی:
در آیین زرتشتی نیلوفر نماد اهورامزدا است. اهورامزدا نیمتنهی مردی است که شاخهای از نیلوفر را در میان انگشتانش گرفته است. زرتشتیان باستان نیلوفر را ورجاوند میدانستند و باور داشتند نیلوفر آبی جایگاه نگهداری پشت(نطفه) یا فّر زرتشت در دریاچهی هامون بود.
🌸🌸 "نیلوفر" در ادبسار(ادبیات) ایران:
چو نیلوفر در آب و ماه در میغ
پریرخ در میان پرنیان است!
#سعدی
فلک را کرد نیلیپوش پروین
موصل کرد به نیلوفر، به نسرین!
#نظامی
تا به دیماه گل سرخ نباشد در باغ
تا به نوروز نباشد گل نو نیلوفر!
#فرخی
گفتم چو برگ نیلوفر بود پیش ازین
گفتا کنون ز خون عدو شد چو ارغوان!
#فرخی
رای تو که آفتاب فضل است و هنر
گر یاد کند نیمهشب از نیلوفر!
#انوری
ز آسیب دست دلبرش
نیلی شده سیمینبرش
سیارهها نیلوفرش
بر آفتاب انداخته!
#خاقانی
goo.gl/femBeX
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نیلوفر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«نیلوفر» / بخش نخست
🌸🌸 گزینش نام دختران از میان گلها بسیار رواگ(رواج) دارد و هریک از گلها نیز در جهان نشانهها، نماد ویژهای به شمار میرود ولی به دید میرسد که هیچ یک از آنها همچون "نیلوفر" رازوَرانه، پر نشانه و در پیوند با جهان مینوی نیست. "نیلوفر آبی" در کنار فرهنگها و بنیادهای اندیشی بسیاری دیده میشود و از جهان باستان تاکنون جایگاه ویژهای داشته است.
🌼🌼 "نیلوفر"، گلی با زیبایی خیرهکننده است که بیش از ۱۳ گونه داشته و گاهی کاربرد درمانی نیز دارد و بیشتر به رنگهای سپید، رخی(صورتی)، کبود و زرد است.
گفته میشود در سدهی هشتم پیش از زایش(میلاد)، نیلوفر از مسر(مصر) به فنیغیه(فنیقیه) و از آنجا به آشور و ایران آمده و گونههای پرشمار آن در زمان ناصرالدینشاه قاجار به ایران آمد.
"نیلوفر"، امروز به چم بانوی آراسته است.
🌸🌸 دیدگاهها دربارهی ریشهی نام "نیلوفر":
۱- ریشه در زبان پهلوی دارد. نئیریو(نیرو)+فرا(فراخ) به مانی(معنی) نیروی فراوان ایزدی است.
۲- ریشه سانسکریت دارد و به چمار(معنی) پایگاه نیرو(پادما یا پادَ+اَمه در سانسکریت) ایزدبانوی جدایی و نامیرایی جهان است. این نام در کشور هند نیز فراوانی دارد.
۳- این نام "نیلیپر"(نام ساده) بود و به نیلوفر دگرگون شده است.
🌼🌼 نیلوفر در پیشینهی ایران:
در ایران باستان و در خوردادروز از یکی از ماههای تیر یا امرداد، "جشن نیلوفر" برگزار میشد که در این جشن پادشاه به نیازها و آرزوهای شهروندانش رسیدگی و آنها را برآورده میکرد.
همچنین گل "نیلوفر" در سنگنگارههای تخت جمشید(هخامنشیان) و بیستون و تاک(تاق) بستان بهجا مانده از ساسانیان فراوان دیده میشود. بر پایهی برآورد باستانشناسان، در ایران مردان بلندپایهی پارس و ماد هنگام دیدار با شاه برای شادباش نوروز و مهرگان نیلوفر در دست میگرفتند. سنگنگارهی داریوش هخامنشی نشان میدهد غنچهی نیلوفر تنها از آن پادشاهان بود. از اینرو گمان میرود که نیلوفر نماد آشتی، شادی و شید(نور) بود. کاربرد دیگر آن زیباسازی سنگتراشیها بود.
این گل یکی از نشانههای آناهیتا(ایزدبانوی آبهای پاک) به شمار میرفت.
نیلوفر آبی که با نام یونانی لوتوس و سوسن خاوری نیز شناخته میشود ریشه در خاک، ساگه(ساقه) در آب و رو به سوی خورشید دارد که در ایران نماد دینداری، باورهای والا و پاکی درون بود و پیام آن، فراخواندن جهانیان برای دستیابی به روشنایی زندگی و تابش آن به جهان بود.
در نیپیکهای پهلوی، "هوم سپید"(نیلوفر) گیاهی کَناری(ساحلی) و نشانهی جاودانگی است که دو کوسه از آن نگهداری میکنند.
در نگارهی اردشیر ساسانی در تاک بستان کرمانشاه، نیلوفر زیر پای ایزد مهر است.
نگارهی گل نیلوفر در پیالههای زرین املش، سفالهای نگارگری شدهی سیلک، دیوارهای کاخ آپادانا، دستهی دشنه(خنجر)ای که در لرستان یافت شده، لبهی پوشاک هخامنشیان، سرستونهای تخت جمشید، تیسفون و بیشابور نیز دیده میشود.
🌸🌸 نیلوفر در آیین مهرپرستی:
یکی از کهنترین پیوندهای افسانهای گل نیلوفر، با آیین مهرپرستی(میتراییسم) دیده میشود. در افسانههای مهرپرستان باستان، زایش مهر(خورشید) در درون غنچهی نیلوفر رخ داده است. به وارون اینکه برخی باستانشناسان ریشهی این نماد را در آیین بودایی دانستهاند، ولی آیین مهرپرستی بسیار کهنتر از پیدایش بوداگرایی(بودیسم) بود.
🌼🌼 نیلوفر در کیش زرتشتی:
در آیین زرتشتی نیلوفر نماد اهورامزدا است. اهورامزدا نیمتنهی مردی است که شاخهای از نیلوفر را در میان انگشتانش گرفته است. زرتشتیان باستان نیلوفر را ورجاوند میدانستند و باور داشتند نیلوفر آبی جایگاه نگهداری پشت(نطفه) یا فّر زرتشت در دریاچهی هامون بود.
🌸🌸 "نیلوفر" در ادبسار(ادبیات) ایران:
چو نیلوفر در آب و ماه در میغ
پریرخ در میان پرنیان است!
#سعدی
فلک را کرد نیلیپوش پروین
موصل کرد به نیلوفر، به نسرین!
#نظامی
تا به دیماه گل سرخ نباشد در باغ
تا به نوروز نباشد گل نو نیلوفر!
#فرخی
گفتم چو برگ نیلوفر بود پیش ازین
گفتا کنون ز خون عدو شد چو ارغوان!
#فرخی
رای تو که آفتاب فضل است و هنر
گر یاد کند نیمهشب از نیلوفر!
#انوری
ز آسیب دست دلبرش
نیلی شده سیمینبرش
سیارهها نیلوفرش
بر آفتاب انداخته!
#خاقانی
goo.gl/femBeX
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نیلوفر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
در سالهای ۱۳۳۰ در آبادان با خانواده بودم.
برآن شدم با رسیدن نوروز به خویشاوندان خود آمدن بهار را شادباش گویم. چنین نوشتم:
عید سعید را به دایی عزیزم تبریک عرض مینمایم.
روی پاکت پست نیز نوشتم:
دایی عزیزم لطفا ملاحظه فرمایید.
پدرم نامه را دید، گفت «نوشته خودرا به پارسی سره بنویس»، و او نوشت:
خویشاوند گرامیام فرارسیدن نوروز را شادباش میگویم.
روی پاکت پست را این گونه نوشت:
خویشاوند گرامی... خواهشمند است بازبین فرمایند.
یعنی بهجای «ملاحظه» نوشت «بازبین» و بهجای «لطفا» نوشت «خواهشمند» و بهجای «عزیزم» نوشتم «گرامی».
پس از آن پی بردم باید همانند پدرم بنویسم. او به من آموزش ترکیب واژگان پارسی را آموزش و بهآهستگی و آرامی مرا به این روش راهنمایی نمود.
او آموزگار بزرگ دوران زندگی، در اخلاق و زبان پارسی در زندگی و در دوران کودکی من بود.
یادش به نیکی آن رادمرد پارسینژاد.
فرستنده #فریبرز_فرهنگ_فروز
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
در سالهای ۱۳۳۰ در آبادان با خانواده بودم.
برآن شدم با رسیدن نوروز به خویشاوندان خود آمدن بهار را شادباش گویم. چنین نوشتم:
عید سعید را به دایی عزیزم تبریک عرض مینمایم.
روی پاکت پست نیز نوشتم:
دایی عزیزم لطفا ملاحظه فرمایید.
پدرم نامه را دید، گفت «نوشته خودرا به پارسی سره بنویس»، و او نوشت:
خویشاوند گرامیام فرارسیدن نوروز را شادباش میگویم.
روی پاکت پست را این گونه نوشت:
خویشاوند گرامی... خواهشمند است بازبین فرمایند.
یعنی بهجای «ملاحظه» نوشت «بازبین» و بهجای «لطفا» نوشت «خواهشمند» و بهجای «عزیزم» نوشتم «گرامی».
پس از آن پی بردم باید همانند پدرم بنویسم. او به من آموزش ترکیب واژگان پارسی را آموزش و بهآهستگی و آرامی مرا به این روش راهنمایی نمود.
او آموزگار بزرگ دوران زندگی، در اخلاق و زبان پارسی در زندگی و در دوران کودکی من بود.
یادش به نیکی آن رادمرد پارسینژاد.
فرستنده #فریبرز_فرهنگ_فروز
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تنبیه = گوشمال، گوشمالی، کیفر، سزا، آگاهکردن، شکنجه، پادافره، زَنِش، توزِش، لَگ
🔻تنبیه جسمانی = پُهر
🔻تنبیهکردن = گوشمالیدادن، ادبکردن، بیدارکردن، بیداراندن، توزیدن، توجیدن
🔻تنبیهکننده = پادافرهگر
✍نمونه:
🔺تنبیه محصلین در مدارس ممنوع است =
زَنِشِ دانشآموزان در آموزشگاهها نارواست
🔺بهخاطر کار بدش تنبیه شد =
برای کار بدش کیفر دید
🔺سارق را گرفتند و خودشان تنبیهش کردند =
دزد را گرفتند و خودشان گوشمالیاش دادند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تنبیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تنبیه = گوشمال، گوشمالی، کیفر، سزا، آگاهکردن، شکنجه، پادافره، زَنِش، توزِش، لَگ
🔻تنبیه جسمانی = پُهر
🔻تنبیهکردن = گوشمالیدادن، ادبکردن، بیدارکردن، بیداراندن، توزیدن، توجیدن
🔻تنبیهکننده = پادافرهگر
✍نمونه:
🔺تنبیه محصلین در مدارس ممنوع است =
زَنِشِ دانشآموزان در آموزشگاهها نارواست
🔺بهخاطر کار بدش تنبیه شد =
برای کار بدش کیفر دید
🔺سارق را گرفتند و خودشان تنبیهش کردند =
دزد را گرفتند و خودشان گوشمالیاش دادند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تنبیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🍇🌰🍎🍇
@AdabSar
🍉 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍉 جشنهای میوهچینی، کشاورزی، گاهنباری و پایان و آغاز موسم(فصل)
🌽🌽 روزهای پایان تابستان و آغاز پاییز در ایران، با جشنهای فراوان و گوناگونی همراه بودند. دربارهی جشنهای ایرانی باید بدانیم که چندین جشن باستانی ایران در زمان روشنی برگزار نمیشدند و زمان برگزاری آنها در سالهای گوناگون اندکی جابجا و پس و پیش میشد. جشن سوری یا چهارشنبهسوری، جشن پَندُک(فندق)، جشن انار و جشنهای کشاورزی پایان تابستان از این دسته هستند. در سدههای نزدیکتر، بیشتر جشنهای کشاورزی پایان تابستان که در اینجا میخوانیم، در واپسین آدینهی تابستان و در میان بومیان بخشهایی از این سرزمین برگزار میشدند. خوشبختانه بیشتر جشنهای کشاورزی همچنان زندهاند.
🌾🌾 "گاهنبار پتیهشهیم" از اشتاد روز تا انارام روز از شهریور، برابر با ۲۶ تا ۳۰ شهریور در گاهشماری باستانی برگزار میشد. «پَتیه شَهیم»، به چم(معنی) پایان تابستان و سومین جشن از جشنهای گاهنباری است. در افسانههای کهن این جشن یادآور سومین گام آفرینش است و هنگام آفریده شدن زمین. این جشن مانند جشنهای گاهنباری دیگر است، با این دگرسانی(تفاوت) که جشن کشاورزی هم هست و با گردآوری دانهها در کشتزارها و چیدن میوهها در باغها برگزار میشود و به آن "دانهآور" نیز میگویند.
🍎🍎 شش جشن فراگیر و گستردهی گاهانبار/گاهنبار/گَهَنبار در سال با باور آفرینش زمین در شش گام و در زمانی هَکانیده(تعیین شده) و روشن برگزار میشدند. هر یک از این جشنها پنج روزه بودند و روز پایانی آن جشن بزرگی بود و مردم به نیایش و یاری مستمندان میپرداختند.
- گاهانبار نخست، میدیوزرم، اردیبهشت ماه، آفرینش آسمان.
- گاهنبار دوم، میدیوشم، تیرماه، آفرینش آب.
- گاهنبار سوم، پتیهشهیم، شهریورماه، آفرینش زمین.
- گاهانبار چهارم، اَیاسَرِم، مهرماه، آفرینش گیاه.
- گهنبار پنجم، میدیارم، دیماه، آفرینش جانوران.
- گهنبار ششم، همسپتمیدیم، اسپندماه، آفرینش آدمی.
🎺🎺 "جشن انار" یا "انارچینی" در گاهشماری(تقویم) یزدگردی، در ماراسپند روز از شهریور، برابر با ۲۹شهریور تا روزهای آغازین مهر در بخش تارم و روستاهای انبوده و رودبار الموت کاسپین(قزوین) برگزار میشد. این جشنها، همراه با شادی، پایکوبی و نواختن ساز و سورنا بود و چیدن انار پیش از آغاز جشن ناپسند شمرده میشد. امروز در این روستاها همچنان جشن انار برگزار میشود ولی زمان آن در روزهای پایانی مهر و آغاز آبان است.
🍇🍇 "جشن شاندَر" یا "جشن انگور" در آذربادگان خاوری(آذربایجان غربی) و در روزهای پایانی تابستان و گاه در آغاز پاییز برگزار میشد و همچنان این آیین در شماری از روستاها شناخته شده است. شادی و بازیهای گروهی از آیینهای "جشن شاندر" بود. کشاورزان بهترین انگور باغ خود را میچیدند و هماوَردی(مسابقهای) برای گزینش بهترین انگور تاکستانها برگزار میکردند.
🌰🌰 "جشن علم واچینی" یا "جشن خرمن" در گیلان و در واپسین آدینهی تابستان با پایان یافتن برداشت فراوردههای کشاورزی و پایان سال کشاورزی برگزار میشود.
گفتنی است "جشن پندک" نیز در روستاهای رودبار کاسپین(قزوین) و در روزهای میانهی تابستان همچنان برگزار میشود. در این جشن هنگام چیدن پندک سرود و ترانهخوانی میکنند و دختران با پندکها برای نامزدشان گردنبند درست میکنند.
🥜🥜 "جشن کاشت" از اورمزد روز تا سپندارمذ روز از مهرماه، برابر با یکم تا پنجم مهر در گاهشماری باستانی برگزار میشد. این جشن اکنون در شهر مهاباد آذربادگان خاوری و چندشهر نزدیک به آن برگزار میشود.
در این جشن کیسههایی که درون هر یک از آنها یک گونه بنشن(حبوبات) یا دانهی گیاه است را از شاخههای درخت کوچک خشکیدهای میآویزند و آن را آتش میزنند. کیسهای که زودتر از همه بسوزد، نمونهی دانه یا بنشن درون آن بیشتر کشت میشود.
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردیلو
______
بهره از:
۱- ایران باستان
نویسنده: #موله برگردان: #ژاله_آموزگار
۲- مراسم آیینی و آداب زرتشتیان #فیروز_آذرگشسب
۳- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
______
#شهریورگان #فرهنگ_ایران #جشن_انار #جشن_انگور #گاهنبار #جشن_خرمن #جشن_پایان_تابستان #جشن_شاندر #جشن_فندق #جشن_دانه_آور #جشن_گاهنباری
@AdabSar
🍇🌰🍎🌽
@AdabSar
🍉 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍉 جشنهای میوهچینی، کشاورزی، گاهنباری و پایان و آغاز موسم(فصل)
🌽🌽 روزهای پایان تابستان و آغاز پاییز در ایران، با جشنهای فراوان و گوناگونی همراه بودند. دربارهی جشنهای ایرانی باید بدانیم که چندین جشن باستانی ایران در زمان روشنی برگزار نمیشدند و زمان برگزاری آنها در سالهای گوناگون اندکی جابجا و پس و پیش میشد. جشن سوری یا چهارشنبهسوری، جشن پَندُک(فندق)، جشن انار و جشنهای کشاورزی پایان تابستان از این دسته هستند. در سدههای نزدیکتر، بیشتر جشنهای کشاورزی پایان تابستان که در اینجا میخوانیم، در واپسین آدینهی تابستان و در میان بومیان بخشهایی از این سرزمین برگزار میشدند. خوشبختانه بیشتر جشنهای کشاورزی همچنان زندهاند.
🌾🌾 "گاهنبار پتیهشهیم" از اشتاد روز تا انارام روز از شهریور، برابر با ۲۶ تا ۳۰ شهریور در گاهشماری باستانی برگزار میشد. «پَتیه شَهیم»، به چم(معنی) پایان تابستان و سومین جشن از جشنهای گاهنباری است. در افسانههای کهن این جشن یادآور سومین گام آفرینش است و هنگام آفریده شدن زمین. این جشن مانند جشنهای گاهنباری دیگر است، با این دگرسانی(تفاوت) که جشن کشاورزی هم هست و با گردآوری دانهها در کشتزارها و چیدن میوهها در باغها برگزار میشود و به آن "دانهآور" نیز میگویند.
🍎🍎 شش جشن فراگیر و گستردهی گاهانبار/گاهنبار/گَهَنبار در سال با باور آفرینش زمین در شش گام و در زمانی هَکانیده(تعیین شده) و روشن برگزار میشدند. هر یک از این جشنها پنج روزه بودند و روز پایانی آن جشن بزرگی بود و مردم به نیایش و یاری مستمندان میپرداختند.
- گاهانبار نخست، میدیوزرم، اردیبهشت ماه، آفرینش آسمان.
- گاهنبار دوم، میدیوشم، تیرماه، آفرینش آب.
- گاهنبار سوم، پتیهشهیم، شهریورماه، آفرینش زمین.
- گاهانبار چهارم، اَیاسَرِم، مهرماه، آفرینش گیاه.
- گهنبار پنجم، میدیارم، دیماه، آفرینش جانوران.
- گهنبار ششم، همسپتمیدیم، اسپندماه، آفرینش آدمی.
🎺🎺 "جشن انار" یا "انارچینی" در گاهشماری(تقویم) یزدگردی، در ماراسپند روز از شهریور، برابر با ۲۹شهریور تا روزهای آغازین مهر در بخش تارم و روستاهای انبوده و رودبار الموت کاسپین(قزوین) برگزار میشد. این جشنها، همراه با شادی، پایکوبی و نواختن ساز و سورنا بود و چیدن انار پیش از آغاز جشن ناپسند شمرده میشد. امروز در این روستاها همچنان جشن انار برگزار میشود ولی زمان آن در روزهای پایانی مهر و آغاز آبان است.
🍇🍇 "جشن شاندَر" یا "جشن انگور" در آذربادگان خاوری(آذربایجان غربی) و در روزهای پایانی تابستان و گاه در آغاز پاییز برگزار میشد و همچنان این آیین در شماری از روستاها شناخته شده است. شادی و بازیهای گروهی از آیینهای "جشن شاندر" بود. کشاورزان بهترین انگور باغ خود را میچیدند و هماوَردی(مسابقهای) برای گزینش بهترین انگور تاکستانها برگزار میکردند.
🌰🌰 "جشن علم واچینی" یا "جشن خرمن" در گیلان و در واپسین آدینهی تابستان با پایان یافتن برداشت فراوردههای کشاورزی و پایان سال کشاورزی برگزار میشود.
گفتنی است "جشن پندک" نیز در روستاهای رودبار کاسپین(قزوین) و در روزهای میانهی تابستان همچنان برگزار میشود. در این جشن هنگام چیدن پندک سرود و ترانهخوانی میکنند و دختران با پندکها برای نامزدشان گردنبند درست میکنند.
🥜🥜 "جشن کاشت" از اورمزد روز تا سپندارمذ روز از مهرماه، برابر با یکم تا پنجم مهر در گاهشماری باستانی برگزار میشد. این جشن اکنون در شهر مهاباد آذربادگان خاوری و چندشهر نزدیک به آن برگزار میشود.
در این جشن کیسههایی که درون هر یک از آنها یک گونه بنشن(حبوبات) یا دانهی گیاه است را از شاخههای درخت کوچک خشکیدهای میآویزند و آن را آتش میزنند. کیسهای که زودتر از همه بسوزد، نمونهی دانه یا بنشن درون آن بیشتر کشت میشود.
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردیلو
______
بهره از:
۱- ایران باستان
نویسنده: #موله برگردان: #ژاله_آموزگار
۲- مراسم آیینی و آداب زرتشتیان #فیروز_آذرگشسب
۳- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
______
#شهریورگان #فرهنگ_ایران #جشن_انار #جشن_انگور #گاهنبار #جشن_خرمن #جشن_پایان_تابستان #جشن_شاندر #جشن_فندق #جشن_دانه_آور #جشن_گاهنباری
@AdabSar
🍇🌰🍎🌽
@AdabSar
اینکه دلتنگ توام اقرار میخواهد مگر؟
اینکه از من دلخوری انکار میخواهد مگر؟
وقت دلکندن به فکر بازپیوستن مباش
دلبریدن وعدهی دیدار میخواهد مگر؟
عقل اگر غیرت کند یکبار عاشق میشویم
اشتباهِ ناگهان تکرار میخواهد مگر؟
من چرا رسوا شوم، یک شهر مشتاق تواَند
لشکر عشاق پرچمدار میخواهد مگر؟
با زبان بیزبانی بارها گفتی برو
من که دارم میروم، اصرار میخواهد مگر؟
روح سرگردان من هر جا بخواهد میرود
خانهی دیوانگان دیوار میخواهد مگر؟
#مهدی_مظاهری
@AdabSar
اینکه دلتنگ توام اقرار میخواهد مگر؟
اینکه از من دلخوری انکار میخواهد مگر؟
وقت دلکندن به فکر بازپیوستن مباش
دلبریدن وعدهی دیدار میخواهد مگر؟
عقل اگر غیرت کند یکبار عاشق میشویم
اشتباهِ ناگهان تکرار میخواهد مگر؟
من چرا رسوا شوم، یک شهر مشتاق تواَند
لشکر عشاق پرچمدار میخواهد مگر؟
با زبان بیزبانی بارها گفتی برو
من که دارم میروم، اصرار میخواهد مگر؟
روح سرگردان من هر جا بخواهد میرود
خانهی دیوانگان دیوار میخواهد مگر؟
#مهدی_مظاهری
@AdabSar
💫
خندید و به جام زهر مهمانم کرد
در کهنهترین خاطره پنهانم کرد
آمد که پناهندهی قلبم باشد
در خاکِ خودم گلولهبارانم کرد!
#نیما_ماندگار
@AdabSar
خندید و به جام زهر مهمانم کرد
در کهنهترین خاطره پنهانم کرد
آمد که پناهندهی قلبم باشد
در خاکِ خودم گلولهبارانم کرد!
#نیما_ماندگار
@AdabSar
@AdabSar
«چو داد تن خویشتن داد مرد
چنان دان که پیروز شد در نبرد
🌺🌺🌺
مگو آن سخن کاندرو سود نیست
کزان آتشت بهره جز دود نیست
🌸🌸🌸
میندیش ازان کان نشاید بدن
نداند کس آهن به آب آژدن»
#فردوسی
🍀🍀🍀
با امید به هفتهای سودمند و سرشار از پیروزی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
«چو داد تن خویشتن داد مرد
چنان دان که پیروز شد در نبرد
🌺🌺🌺
مگو آن سخن کاندرو سود نیست
کزان آتشت بهره جز دود نیست
🌸🌸🌸
میندیش ازان کان نشاید بدن
نداند کس آهن به آب آژدن»
#فردوسی
🍀🍀🍀
با امید به هفتهای سودمند و سرشار از پیروزی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«نیلوفر» / بخش دوم
🌸🌼 "نیلوفر"، در بسیاری از اندیشههای کهن جهان ریشه دارد و نمیتوان به درستی دانست که کدامیک پیشرو بودند. از خاور تا باختر آسیا و اروپا و اپاختَر فَریکا(شمال افریقا) نشانههای کهنی از این گل و اندیشههایی که به آن پیوسته است، میتوان یافت. گفتنی است بیشتر باورهای هندی و ایرانی دربارهی این گل هنباز(مشترک) هستند.
🌸🌼 پیوند نیلوفر با آفرینش در افسانههای کهن جهان:
بر پایهی افسانههای بسیاری از مردم جهان باستان، گل نیلوفر یکی از نشانههای نخستین آفرینش است. این گل از آغاز آفرینش هستی داشت و هنگامی که خداوند در این اندیشه بود که آفرینش را از کجا آغاز کند، در آبهای پاک نخستین، گلبرگ نیلوفر را یافت. سپس اندکی از گِلی که نیلوفر در آن پرورش یافته بود را بر روی برگ گل نهاد و زمین در دل نیلوفر پدید آمد. از اینرو نیلوفر نماد آفرینش جهان و هر گلبرگ نیلوفر، نماد یکی سویههای جهان بود؛ هشت گلبرگ نیلوفر نشانهی هشت سوی هستی(راست، چپ، بالا، پایین، پیش، پس، بیرون و درون) است.
پیدایش نیلوفر در نخستین آبهای پاک روی زمین نشانهی پاکی، نیروهای سپند(مقدس) زندگی، دانش و بینش است.
این گل نماد باروری، کامیابی، توان باردهی زمین، پشتیبانی از باشندگان زمین، نیایش و روشنایی است. نیلوفر زادهی خورشید و خاک و آب است.
ورجاوندی(تقدس) نیلوفر به شوند(دلیل) آب است. زیرا آب نماد باستانی ابردریا(اقیانوس)ی کهنی است که کیهان از آن آفریده شد.
نیلوفر گلی است که همچون خورشید در سپیدهدم باز میشود و با فرا رسیدن شب بسته میشود. خورشید سرچشمهی زندگی است. پس نیلوفر نیز نماد روشنگریها، باروری، زایش دوباره، والایی و بیمرگی است.
از سویی همچون خورشید گرد است و نماد زندگی دوباره در جهان مینوست.
نیلوفر، شکفتن مینوی(معنوی) است. زیرا ریشهی آن در گِل است ولی رو به سوی خورشید دارد. ساگ(ساقه) نیلوفر را نیز همچون بند ناف میپندارند که والایش گل در آن رخ میدهد.
🌸🌼 نیلوفر در خاور زمین:
نیلوفر در خاور زمین یک گل ورجاوند(مقدس) است. در دانش و ورزش یوگا، نیلوفر یکی از شیوههای نشستن و آرامش یافتن است و هفت چاکرای بدن را با گل و گلبرگهای پرشمار نیلوفر نشان میدهند.
همچنین نیلوفر و گلبرگهای آن نماد ناخودآگاه و لایههای درون آدمی است. آن را دارای نیروهای شادیبخش نیز میدانند.
🌸🌼 نگاهی به دیگر کشورها:
یونان و روم(لوتوس) ← پاکیزه و زیبا، نماد افردیت ونوس.
چین ← دارای بار خویشکاری(وظیفه)، باروری و زنانگی، پاکی، تابستان، امروز و آینده. نیلوفر از گِل آلوده میروید ولی آلودگی نمیپذیرد.
آشوری و فنیقی ← مرگ و زایش دوباره، رستاخیز، نیروی آفرینش در فنیغی.
بودایی ← فرخندگی(بودا بر روی تختی درون گل نیلوفر نشسته)، بازگشت بودا مانند آتشی از درون نیلوفر رخ میدهد.
مسر(مصر) باستان ← ایزد شِشِن(ریشهی شوش)، نیروی جادو، نماد زایش دوباره و باروری.
سومری ← نیروی آفریننده و همراه ایزدان و ایزدبانوان.
هندی ← از خود زاده شده، ایزدبانوان هندی رود و آب بر نیلوفر سوارند.
🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 مینوفر، نیکی، نیلگون و...
👦🏻 نیکوش، نیکراد، نیکداد، نیکمهر و...
goo.gl/QJc8Vd
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نیلوفر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«نیلوفر» / بخش دوم
🌸🌼 "نیلوفر"، در بسیاری از اندیشههای کهن جهان ریشه دارد و نمیتوان به درستی دانست که کدامیک پیشرو بودند. از خاور تا باختر آسیا و اروپا و اپاختَر فَریکا(شمال افریقا) نشانههای کهنی از این گل و اندیشههایی که به آن پیوسته است، میتوان یافت. گفتنی است بیشتر باورهای هندی و ایرانی دربارهی این گل هنباز(مشترک) هستند.
🌸🌼 پیوند نیلوفر با آفرینش در افسانههای کهن جهان:
بر پایهی افسانههای بسیاری از مردم جهان باستان، گل نیلوفر یکی از نشانههای نخستین آفرینش است. این گل از آغاز آفرینش هستی داشت و هنگامی که خداوند در این اندیشه بود که آفرینش را از کجا آغاز کند، در آبهای پاک نخستین، گلبرگ نیلوفر را یافت. سپس اندکی از گِلی که نیلوفر در آن پرورش یافته بود را بر روی برگ گل نهاد و زمین در دل نیلوفر پدید آمد. از اینرو نیلوفر نماد آفرینش جهان و هر گلبرگ نیلوفر، نماد یکی سویههای جهان بود؛ هشت گلبرگ نیلوفر نشانهی هشت سوی هستی(راست، چپ، بالا، پایین، پیش، پس، بیرون و درون) است.
پیدایش نیلوفر در نخستین آبهای پاک روی زمین نشانهی پاکی، نیروهای سپند(مقدس) زندگی، دانش و بینش است.
این گل نماد باروری، کامیابی، توان باردهی زمین، پشتیبانی از باشندگان زمین، نیایش و روشنایی است. نیلوفر زادهی خورشید و خاک و آب است.
ورجاوندی(تقدس) نیلوفر به شوند(دلیل) آب است. زیرا آب نماد باستانی ابردریا(اقیانوس)ی کهنی است که کیهان از آن آفریده شد.
نیلوفر گلی است که همچون خورشید در سپیدهدم باز میشود و با فرا رسیدن شب بسته میشود. خورشید سرچشمهی زندگی است. پس نیلوفر نیز نماد روشنگریها، باروری، زایش دوباره، والایی و بیمرگی است.
از سویی همچون خورشید گرد است و نماد زندگی دوباره در جهان مینوست.
نیلوفر، شکفتن مینوی(معنوی) است. زیرا ریشهی آن در گِل است ولی رو به سوی خورشید دارد. ساگ(ساقه) نیلوفر را نیز همچون بند ناف میپندارند که والایش گل در آن رخ میدهد.
🌸🌼 نیلوفر در خاور زمین:
نیلوفر در خاور زمین یک گل ورجاوند(مقدس) است. در دانش و ورزش یوگا، نیلوفر یکی از شیوههای نشستن و آرامش یافتن است و هفت چاکرای بدن را با گل و گلبرگهای پرشمار نیلوفر نشان میدهند.
همچنین نیلوفر و گلبرگهای آن نماد ناخودآگاه و لایههای درون آدمی است. آن را دارای نیروهای شادیبخش نیز میدانند.
🌸🌼 نگاهی به دیگر کشورها:
یونان و روم(لوتوس) ← پاکیزه و زیبا، نماد افردیت ونوس.
چین ← دارای بار خویشکاری(وظیفه)، باروری و زنانگی، پاکی، تابستان، امروز و آینده. نیلوفر از گِل آلوده میروید ولی آلودگی نمیپذیرد.
آشوری و فنیقی ← مرگ و زایش دوباره، رستاخیز، نیروی آفرینش در فنیغی.
بودایی ← فرخندگی(بودا بر روی تختی درون گل نیلوفر نشسته)، بازگشت بودا مانند آتشی از درون نیلوفر رخ میدهد.
مسر(مصر) باستان ← ایزد شِشِن(ریشهی شوش)، نیروی جادو، نماد زایش دوباره و باروری.
سومری ← نیروی آفریننده و همراه ایزدان و ایزدبانوان.
هندی ← از خود زاده شده، ایزدبانوان هندی رود و آب بر نیلوفر سوارند.
🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 مینوفر، نیکی، نیلگون و...
👦🏻 نیکوش، نیکراد، نیکداد، نیکمهر و...
goo.gl/QJc8Vd
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نیلوفر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
تو بویت بوی جوی مولیان است
تو یادت یاد یار مهربان است
سپنتا سرزمین مادی و پارس
تو خاکت خاک پاک آریان است!
سراینده و فرستنده: #مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
سروده به: #پارسی_پاک
@AdabSar
💠🔷💠🔷
تو یادت یاد یار مهربان است
سپنتا سرزمین مادی و پارس
تو خاکت خاک پاک آریان است!
سراینده و فرستنده: #مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
سروده به: #پارسی_پاک
@AdabSar
💠🔷💠🔷
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
بخش نخست
«تهمینه»، «تهم»، «تهمتن»، «تهماسب/تهماسپ»، «تهمورس»، «تهمین» و «تهمان»
نامهای تبارمند و ایرانی "تهم"، "تهمینه"، "تهمتن"، "تهمان"، "تهمین"، "تهماسب" و "تهمورس" از یک گروه نام هستند.(فرهنگ نامهای شاهنامه)
اکنون این نامها را با شاهنامهی فردوسی میشناسیم.
💪🏻💪🏻 "تَهَم"←پسرانه
ریشه در واژهی اوستایی "تَخمَ/تَخمَه" دارد(شهیدی مازندرانی و منصور رستگار فسایی). این نام از گذشته تاکنون به مانَـک(معنی) توانا، زورمند، تنومند، دلیر و پهلوان است. "تهم" در شاهنامهی فردوسی برنام(لقب) رستم است:
شوم گفت آگه کنم شاه را
که پیمود رخش "تهم" راه را!
"تهم" هست در پهلوانی زبان
به مردی فزون ز اژدهای دمان!
#شاهنامه #فردوسی
🤼♂🤼♂ "تهمتن"←پسرانه
چم(معنی): بزرگ پیکر، بلند بالا، تناور.
تهم + تن(تَنو در اوستایی و تن در پهلوی به مانک پیکر: برهان قاطع و دهخدا)، برنام رستم دستان در شاهنامهی فردوسی:
- "تهمتن" همیدون سرش پر شتاب
بیامد گرازان سوی جای خواب!
"تهمتن" برنام بهمن پسر گشتاسب نیز بود.
👸🏻👸🏻 "تهمینه"←دخترانه
چم: وابسته به توانمندی و زورمندی، نیروسان، نیرومند.
تهم + ینه(پسوند بستگی)، به گمان "ین" پسوند بستگی و "ه" پسوند نامساز است.
در شاهنامه، تهمینه نام دختر زیبارو و بیمانند شاه سمنگان است. وی در زمانی که رستم به سرای شاه سمنگان آمده بود، به خوابگاه وی رفت. رستم همان شب تهمینه را از پدرش خواستگاری کرد و او را به همسری گرفت. بامداد هنگام رفتن بازوبندی به تهمینه داد تا اگر فرزندشان دختر بود به موهایش بندد و اگر پسر بود به بازویش.
ازز پیوند آنها سهراب زاده شد و هنگامی که جوان پهلوانی شده بود، در نبرد با پدرش که همدیگر را نمیشناختند، کشته شد.
رستم پس از دانستن بسیار اندوهگین و شرمسار تهمینه شد. خبر کشته شدن سهراب به تهمینه رسید و او هم پس از یک ماه درگذشت.
- چنین داد پاسخ که "تهمینه"ام
تو گویی که از غم به دو نیمهام!
- پس از پور یک ماه مادر بزیست
بمرد و به خاکش چه مردم گریست!
فردوسی
بریدهای از آنچه فردوسی دربارهی تهمینه گفته:
پس پرده اندر، یکی ماهروی
چو خورشید تابان پر از رنگ و بوی،
دو ابرو کمان و دو گیسو کمند
به بالا به کردار سرو بلند،
روانش خرد بود و تن جان پاک
تو گفتی که بهره ندارد ز خاک...
🏋🏻🏋🏻 "تهمین"←پسرانه
نیرومند، تناور.
تهم + ین(پسوند بستگی)
🤺🤺 "تهمان"←پسرانه
پهلوانان، زورمندان.
تهم + "ان" پسوند چندینه(جمع)
📜📜 برای خواندن بخش دوم و پایانی این یادداشت به این پیوند بنگرید:
T.me/AdabSar/8515
🇮🇷🇮🇷 نامهای ایرانی همآوا:
👧🏻 تخشک، تریتی، تکاو، توشَن، تینوش، تندیس، سیمتن، سروتن، ترگل، ترانه و...
👦🏻 تُخشا، توانا، تیگران، تَشَن، تیران، تیژین، تَنسَر، رویین، پیلتن، پشوتن، هوتن و...
✍🏻✍🏻 گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#تهمینه #تهم #تهمتن #تهماسب #تهمورس #تهمین #تهمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
بخش نخست
«تهمینه»، «تهم»، «تهمتن»، «تهماسب/تهماسپ»، «تهمورس»، «تهمین» و «تهمان»
نامهای تبارمند و ایرانی "تهم"، "تهمینه"، "تهمتن"، "تهمان"، "تهمین"، "تهماسب" و "تهمورس" از یک گروه نام هستند.(فرهنگ نامهای شاهنامه)
اکنون این نامها را با شاهنامهی فردوسی میشناسیم.
💪🏻💪🏻 "تَهَم"←پسرانه
ریشه در واژهی اوستایی "تَخمَ/تَخمَه" دارد(شهیدی مازندرانی و منصور رستگار فسایی). این نام از گذشته تاکنون به مانَـک(معنی) توانا، زورمند، تنومند، دلیر و پهلوان است. "تهم" در شاهنامهی فردوسی برنام(لقب) رستم است:
شوم گفت آگه کنم شاه را
که پیمود رخش "تهم" راه را!
"تهم" هست در پهلوانی زبان
به مردی فزون ز اژدهای دمان!
#شاهنامه #فردوسی
🤼♂🤼♂ "تهمتن"←پسرانه
چم(معنی): بزرگ پیکر، بلند بالا، تناور.
تهم + تن(تَنو در اوستایی و تن در پهلوی به مانک پیکر: برهان قاطع و دهخدا)، برنام رستم دستان در شاهنامهی فردوسی:
- "تهمتن" همیدون سرش پر شتاب
بیامد گرازان سوی جای خواب!
"تهمتن" برنام بهمن پسر گشتاسب نیز بود.
👸🏻👸🏻 "تهمینه"←دخترانه
چم: وابسته به توانمندی و زورمندی، نیروسان، نیرومند.
تهم + ینه(پسوند بستگی)، به گمان "ین" پسوند بستگی و "ه" پسوند نامساز است.
در شاهنامه، تهمینه نام دختر زیبارو و بیمانند شاه سمنگان است. وی در زمانی که رستم به سرای شاه سمنگان آمده بود، به خوابگاه وی رفت. رستم همان شب تهمینه را از پدرش خواستگاری کرد و او را به همسری گرفت. بامداد هنگام رفتن بازوبندی به تهمینه داد تا اگر فرزندشان دختر بود به موهایش بندد و اگر پسر بود به بازویش.
ازز پیوند آنها سهراب زاده شد و هنگامی که جوان پهلوانی شده بود، در نبرد با پدرش که همدیگر را نمیشناختند، کشته شد.
رستم پس از دانستن بسیار اندوهگین و شرمسار تهمینه شد. خبر کشته شدن سهراب به تهمینه رسید و او هم پس از یک ماه درگذشت.
- چنین داد پاسخ که "تهمینه"ام
تو گویی که از غم به دو نیمهام!
- پس از پور یک ماه مادر بزیست
بمرد و به خاکش چه مردم گریست!
فردوسی
بریدهای از آنچه فردوسی دربارهی تهمینه گفته:
پس پرده اندر، یکی ماهروی
چو خورشید تابان پر از رنگ و بوی،
دو ابرو کمان و دو گیسو کمند
به بالا به کردار سرو بلند،
روانش خرد بود و تن جان پاک
تو گفتی که بهره ندارد ز خاک...
🏋🏻🏋🏻 "تهمین"←پسرانه
نیرومند، تناور.
تهم + ین(پسوند بستگی)
🤺🤺 "تهمان"←پسرانه
پهلوانان، زورمندان.
تهم + "ان" پسوند چندینه(جمع)
📜📜 برای خواندن بخش دوم و پایانی این یادداشت به این پیوند بنگرید:
T.me/AdabSar/8515
🇮🇷🇮🇷 نامهای ایرانی همآوا:
👧🏻 تخشک، تریتی، تکاو، توشَن، تینوش، تندیس، سیمتن، سروتن، ترگل، ترانه و...
👦🏻 تُخشا، توانا، تیگران، تَشَن، تیران، تیژین، تَنسَر، رویین، پیلتن، پشوتن، هوتن و...
✍🏻✍🏻 گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#تهمینه #تهم #تهمتن #تهماسب #تهمورس #تهمین #تهمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
بخش دوم و پایانی
«تهمینه»، «تهم»، «تهمتن»، «تهماسب/تهماسپ»، «تهمورس»، «تهمین» و «تهمان»
نامهای "تهماسب/تهماسپ" و "تهمورس" در بخش نخست با نامهای "تهمینه"، "تهمتن"، "تهم"، "تهمان" و "تهمین" هنبازند(مشترکند).
🐎🐎 "تهماسپ/تهماسب"←پسرانه
چم: دارای اسبهای تنومند.
تهم + اسب/اسپ (اسب در پارسی اوستایی اَسپَ یا اسپَـه بود)
شهیدی مازندرانی نوشته است که این نام در اوستایی "توماسپ" بود.
"تهماسب" پسر "منوچهر" و پدر "زو" پادشاهان کهن ایران بود:
- ندیدند جز پور "تهماسپ" زو
که زور کیان داشت و فرهنگگو!
#شاهنامه #فردوسی
"تهماسب" نام دو تن از شاهان صفوی بود.
🥊🥊 "تهمورس"←پسرانه
چم: دلیر و پهلوان، روباه یا سگ تیزرو(شاید).
"تهمورس" در اوستا "تَخمَاروپَ" (تخم + اوروپ) است. بخش نخست نام بهره از تهم است ولی دربارهی بخش دوم آن دیدگاه روشنی نیست و پژوهندگان با دیدهی شک به آن مینگرند.(شهیدی مازندرانی)
شاید بخش دوم این نام گونهای سگ یا روباه باشد و برای همین گاهی آن را روباه تیزرو میچمند(برهان قاطع).
به درستی این دیدگاه گواهی ندادهاند.
دهخدا بر این باور است که تهمورس (تهم+مرز) به چمار(معنی) پهلوان زمین است، همچون نام "کیومرز" که به چم(معنی) بزرگ زمین است.
"تهمورس" در شاهنامه، نام پسر هوشنگ و دومین پادشاه پیشدادی ایران بود:
- بر بد مر او را یکی هوشمند
گرانمایه "تهمورس" دیوبند!
فردوسی
"دیوبند" و "زیناوند"(آذینونت در اوستایی) برنام(لقب)های "تهمورس" بودند.(فرهنگ نامهای اوستا)
در فرهنگ ایران باستان آمده که زیناوند به مانی(معنی) تفنگدار است. پورداود این واژه را به مانک بیدار و زندهدل دانسته است.
بر پایهی افسانهها، او نیروی فراوانی داشت که با آن اهریمن و دیوان را فرمانبردار کرده بود. از اینرو او را دیوبند هم مینامیدند.
"ابراهیم پورداود" نوشته است که تهمورس پسر "ویرنگهان"، برادر جمشید و از نوادگان هوشنگ بود که فردوسی به نادرست در شاهنامه او را پسر هوشنگ خوانده است.
در "زامیاد یَشت" آمده که "فر کیانی" چندی از آن تهمورس بود و از پرتو آن فرمانروای هفت کشور و چیره بر دیوان و مردمان بود. او اهریمن را به پیکر اسبی درآورد و در ۳۰سال به دو کرانه زمین تاخت.
داستانهای تهمورس بسیار خواندنیاند.
میگویند پیدایش دبیره(خط) در ایران به زمان تهمورس برمیگردد. بر پایهی داستانها در زمان او توفان سهمگینی برخاست و او برای نگهداری از ماتیکان(کتاب)ها، آنها را زیر خاک پنهان کرد. دربارهی درستی این دیدگاه نمیتوان داوری کرد.
⛔️⛔️ از آنجا که نامهای ایرانی باید با بندواژههای(حروف) پارسی نوشته شوند، «تهماسپ، تهماسب و تهمورس» درستاند و نگارشهای پر فراوانی «طهماسب، طهمورث، تهمورث و طهمورس» نادرستند.
📜📜 برای خواندن بخش نخست این یادداشت، به این پیوند بنگرید:
T.me/AdabSar/8514
✍🏻✍🏻 گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#تهمینه #تهم #تهمتن #تهماسب #تهمورس #تهمین #تهمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
بخش دوم و پایانی
«تهمینه»، «تهم»، «تهمتن»، «تهماسب/تهماسپ»، «تهمورس»، «تهمین» و «تهمان»
نامهای "تهماسب/تهماسپ" و "تهمورس" در بخش نخست با نامهای "تهمینه"، "تهمتن"، "تهم"، "تهمان" و "تهمین" هنبازند(مشترکند).
🐎🐎 "تهماسپ/تهماسب"←پسرانه
چم: دارای اسبهای تنومند.
تهم + اسب/اسپ (اسب در پارسی اوستایی اَسپَ یا اسپَـه بود)
شهیدی مازندرانی نوشته است که این نام در اوستایی "توماسپ" بود.
"تهماسب" پسر "منوچهر" و پدر "زو" پادشاهان کهن ایران بود:
- ندیدند جز پور "تهماسپ" زو
که زور کیان داشت و فرهنگگو!
#شاهنامه #فردوسی
"تهماسب" نام دو تن از شاهان صفوی بود.
🥊🥊 "تهمورس"←پسرانه
چم: دلیر و پهلوان، روباه یا سگ تیزرو(شاید).
"تهمورس" در اوستا "تَخمَاروپَ" (تخم + اوروپ) است. بخش نخست نام بهره از تهم است ولی دربارهی بخش دوم آن دیدگاه روشنی نیست و پژوهندگان با دیدهی شک به آن مینگرند.(شهیدی مازندرانی)
شاید بخش دوم این نام گونهای سگ یا روباه باشد و برای همین گاهی آن را روباه تیزرو میچمند(برهان قاطع).
به درستی این دیدگاه گواهی ندادهاند.
دهخدا بر این باور است که تهمورس (تهم+مرز) به چمار(معنی) پهلوان زمین است، همچون نام "کیومرز" که به چم(معنی) بزرگ زمین است.
"تهمورس" در شاهنامه، نام پسر هوشنگ و دومین پادشاه پیشدادی ایران بود:
- بر بد مر او را یکی هوشمند
گرانمایه "تهمورس" دیوبند!
فردوسی
"دیوبند" و "زیناوند"(آذینونت در اوستایی) برنام(لقب)های "تهمورس" بودند.(فرهنگ نامهای اوستا)
در فرهنگ ایران باستان آمده که زیناوند به مانی(معنی) تفنگدار است. پورداود این واژه را به مانک بیدار و زندهدل دانسته است.
بر پایهی افسانهها، او نیروی فراوانی داشت که با آن اهریمن و دیوان را فرمانبردار کرده بود. از اینرو او را دیوبند هم مینامیدند.
"ابراهیم پورداود" نوشته است که تهمورس پسر "ویرنگهان"، برادر جمشید و از نوادگان هوشنگ بود که فردوسی به نادرست در شاهنامه او را پسر هوشنگ خوانده است.
در "زامیاد یَشت" آمده که "فر کیانی" چندی از آن تهمورس بود و از پرتو آن فرمانروای هفت کشور و چیره بر دیوان و مردمان بود. او اهریمن را به پیکر اسبی درآورد و در ۳۰سال به دو کرانه زمین تاخت.
داستانهای تهمورس بسیار خواندنیاند.
میگویند پیدایش دبیره(خط) در ایران به زمان تهمورس برمیگردد. بر پایهی داستانها در زمان او توفان سهمگینی برخاست و او برای نگهداری از ماتیکان(کتاب)ها، آنها را زیر خاک پنهان کرد. دربارهی درستی این دیدگاه نمیتوان داوری کرد.
⛔️⛔️ از آنجا که نامهای ایرانی باید با بندواژههای(حروف) پارسی نوشته شوند، «تهماسپ، تهماسب و تهمورس» درستاند و نگارشهای پر فراوانی «طهماسب، طهمورث، تهمورث و طهمورس» نادرستند.
📜📜 برای خواندن بخش نخست این یادداشت، به این پیوند بنگرید:
T.me/AdabSar/8514
✍🏻✍🏻 گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#تهمینه #تهم #تهمتن #تهماسب #تهمورس #تهمین #تهمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
❤1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻غرب = خوربَران، خوروَران، خاوَر
🔻غربا = از خاوَر، از سوی خاوَر، از خوربَران، از سوی خوربَران
🔻غربی = خاوَری، خوربَری، خوروَری
🔻جنوب غربی = نیمروز خوربَری، خورتاب خوربَری
🔻شِمال غربی = اَپاختر خوربَری، باختَر خاوری
🔻غربزدگی = اروپاییگری
🔻مغرب = خوربَران، خوروَران، خاوَران، خاوَر، دُشَستّر، فروشُدَنگاه، فروشُدَنگاه آفتاب، شامگاهان، شبانگاه، مراکش(نام کشور است)
🔻مغرب زمین = خوربَر زمین، خوروَر زمین
🔻مغرب زمینی = خوربَری، خوروَری، خوربَر زمینی، خوروَر زمینی
🔻مغربی = خاوَری، خوربَری، خوروَری
🔻باد مغربی = باد خاوَری
🔻نماز مغرب = نماز شام
❗️پینوشت:
۱. «خاور» دِگَریدهی خوربَر و برابرِِ پارسیِ مغرب است که بهنادرست بهجای مشرق و شرق بهکار میرود.
۲. «باختر» دِگَریدهی اَپاختَر(=شمال) است که بهنادرست بهجای غرب و مغرب بهکار میرود.
✍️نمونه:
🔺چو خورشید بر جای مغرب رسید
رخ روز روشن بشد ناپدید #فردوسی =
چو خورشید بر جای خاوَر رسید
رخ روز روشن بشد ناپدید
🔺چو از مشرق او سوی مغرب رسد
ز مشرق شب تیره سر برکشد #فردوسی =
چو از خورآیان سوی خوربَران رسد
ز خورآسان شب تیره سر برکشد
🔺بس نماندهست کافتاب خدای
سر به مغرب برون کند ز حجاب #ناصرخسرو
بس نماندهست کافتاب خدای
سر به خوروَران برون کند ز پرده
🔺اگر رفت خورشید گردون به مغرب
برآمد ز رای تو خورشید دیگر #خاقانی
اگر رفت خورشید گردون به خوربَر
برآمد ز رای تو خورشید دیگر
🔺چون به مغرب ستارهای فرو شُد، رقیب او هرآینه از مشرق طالع باشد #المعجم =
چون به فروشُدَنگاه ستارهای فرو شُد، هَمالِ او هرآینه از بَرآمدنگاه بَرآینده باشد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#غرب #غربا #غربی #مغرب #مغربی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻غرب = خوربَران، خوروَران، خاوَر
🔻غربا = از خاوَر، از سوی خاوَر، از خوربَران، از سوی خوربَران
🔻غربی = خاوَری، خوربَری، خوروَری
🔻جنوب غربی = نیمروز خوربَری، خورتاب خوربَری
🔻شِمال غربی = اَپاختر خوربَری، باختَر خاوری
🔻غربزدگی = اروپاییگری
🔻مغرب = خوربَران، خوروَران، خاوَران، خاوَر، دُشَستّر، فروشُدَنگاه، فروشُدَنگاه آفتاب، شامگاهان، شبانگاه، مراکش(نام کشور است)
🔻مغرب زمین = خوربَر زمین، خوروَر زمین
🔻مغرب زمینی = خوربَری، خوروَری، خوربَر زمینی، خوروَر زمینی
🔻مغربی = خاوَری، خوربَری، خوروَری
🔻باد مغربی = باد خاوَری
🔻نماز مغرب = نماز شام
❗️پینوشت:
۱. «خاور» دِگَریدهی خوربَر و برابرِِ پارسیِ مغرب است که بهنادرست بهجای مشرق و شرق بهکار میرود.
۲. «باختر» دِگَریدهی اَپاختَر(=شمال) است که بهنادرست بهجای غرب و مغرب بهکار میرود.
✍️نمونه:
🔺چو خورشید بر جای مغرب رسید
رخ روز روشن بشد ناپدید #فردوسی =
چو خورشید بر جای خاوَر رسید
رخ روز روشن بشد ناپدید
🔺چو از مشرق او سوی مغرب رسد
ز مشرق شب تیره سر برکشد #فردوسی =
چو از خورآیان سوی خوربَران رسد
ز خورآسان شب تیره سر برکشد
🔺بس نماندهست کافتاب خدای
سر به مغرب برون کند ز حجاب #ناصرخسرو
بس نماندهست کافتاب خدای
سر به خوروَران برون کند ز پرده
🔺اگر رفت خورشید گردون به مغرب
برآمد ز رای تو خورشید دیگر #خاقانی
اگر رفت خورشید گردون به خوربَر
برآمد ز رای تو خورشید دیگر
🔺چون به مغرب ستارهای فرو شُد، رقیب او هرآینه از مشرق طالع باشد #المعجم =
چون به فروشُدَنگاه ستارهای فرو شُد، هَمالِ او هرآینه از بَرآمدنگاه بَرآینده باشد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#غرب #غربا #غربی #مغرب #مغربی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
مثل موسيقی آرامی كه خوابت میکند
عشق میآید به آسانی خرابت میکند
هرچه میگویی که بگذر، دوری از او بهتر است
فال حافظ باز با شعری مُجابت میکند
میشکستی کاش با حرفی سکوتم را که گاه
خواهش یک شیشه را سنگی اجابت میکند
خمرهخمره دردها میگذارم زیر خاک
دل نترس، این خمرهها روزی شرابت میکند
زندگی بیعشق یا مردن به جرم عاشقی؟
قبر گاهی در دل تاریخ قابت میکند
#مرتضی_جهانگیری
@AdabSar
مثل موسيقی آرامی كه خوابت میکند
عشق میآید به آسانی خرابت میکند
هرچه میگویی که بگذر، دوری از او بهتر است
فال حافظ باز با شعری مُجابت میکند
میشکستی کاش با حرفی سکوتم را که گاه
خواهش یک شیشه را سنگی اجابت میکند
خمرهخمره دردها میگذارم زیر خاک
دل نترس، این خمرهها روزی شرابت میکند
زندگی بیعشق یا مردن به جرم عاشقی؟
قبر گاهی در دل تاریخ قابت میکند
#مرتضی_جهانگیری
@AdabSar
💫
تو نیستی که ببینی
چگونه عطر تو
در عمق لحظهها جاریست!
چگونه عکس تو
در برق شیشهها پیداست!
چگونه جای تو
در جان زندگی سبز است!
#فریدون_مشیری
@AdabSar
تو نیستی که ببینی
چگونه عطر تو
در عمق لحظهها جاریست!
چگونه عکس تو
در برق شیشهها پیداست!
چگونه جای تو
در جان زندگی سبز است!
#فریدون_مشیری
@AdabSar
💫
زشت است که شاعر وسط خواندن یک شعر
با آمـــدن واژهی «بـــرگـــرد» بــگریـد
زشت است، ولی زشتتر این است که عشقت
بر شــانهی یک آدم نـــامــــرد بگرید!
#سعید_قلی_نژاد
@AdabSar
زشت است که شاعر وسط خواندن یک شعر
با آمـــدن واژهی «بـــرگـــرد» بــگریـد
زشت است، ولی زشتتر این است که عشقت
بر شــانهی یک آدم نـــامــــرد بگرید!
#سعید_قلی_نژاد
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آراکس»
"آراکس" نام پسرانه و دخترانهی ارمنی است. "آراکس" نام رودخانهای بود که در گذشتههای دور از کنار تخت جمشید میگذشت و به شاخاب پارس(خلیج فارس) میریخت ولی اکنون خشکیده است.
همچنین "آراکس" واگویش(تلفظ) ارمنی نام پارسی "اَرَس" به چم تیزرو، پاک، گوارا و رودی است که از کوههای پاک سرچشمه گرفته است.
"اَرَس" در آذری "آراز"، در مادی "اَرَخس"، در یونانی "آراکسِس" است.
"اَرَس" نام دودمان بزرگی در آسیا بود.
🎨دربارهی این نام چند دیدگاه داریم:
← "اَرَس"(آراکس) نامی آمیخته از را "اَر+راس/رس" به مانی "سر ایران" است. "اَرْس" نیز در پهلوی به چم اشک چشم بود.
← "آراکس" یا "آراک" آمیخته از "آ+راک" به مانی کوهستان است.
← "آراکس" ریشه ارمنی دارد و از نام "آراست" نوهی بزرگ خاندان افسانهای ارمنی "هایک" برآمده است.
← در برخی بنمایههای آذری گفته شده که "آراکس" آمیخته از واژگان آذری "آرا+کهسهن" به چم دو نیم کننده است و به رود ارس گفته میشد که سرزمین آذربادگان را به دو نیم کرده است.(این دیدگاه سست و بیپایه به دید میرسد و درباره درستی آن نمیتوان داوری کرد.)
برای آشنایی با نام "آراز" بنگرید به:
Telegram.me/AdabSar/5082
🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 آرام، آرشین، آرشیدا، آرنوش، آریانا و...
👦🏻 آراد، آراز، آریا، آرش، آرشان، آرشاک و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آراکس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آراکس»
"آراکس" نام پسرانه و دخترانهی ارمنی است. "آراکس" نام رودخانهای بود که در گذشتههای دور از کنار تخت جمشید میگذشت و به شاخاب پارس(خلیج فارس) میریخت ولی اکنون خشکیده است.
همچنین "آراکس" واگویش(تلفظ) ارمنی نام پارسی "اَرَس" به چم تیزرو، پاک، گوارا و رودی است که از کوههای پاک سرچشمه گرفته است.
"اَرَس" در آذری "آراز"، در مادی "اَرَخس"، در یونانی "آراکسِس" است.
"اَرَس" نام دودمان بزرگی در آسیا بود.
🎨دربارهی این نام چند دیدگاه داریم:
← "اَرَس"(آراکس) نامی آمیخته از را "اَر+راس/رس" به مانی "سر ایران" است. "اَرْس" نیز در پهلوی به چم اشک چشم بود.
← "آراکس" یا "آراک" آمیخته از "آ+راک" به مانی کوهستان است.
← "آراکس" ریشه ارمنی دارد و از نام "آراست" نوهی بزرگ خاندان افسانهای ارمنی "هایک" برآمده است.
← در برخی بنمایههای آذری گفته شده که "آراکس" آمیخته از واژگان آذری "آرا+کهسهن" به چم دو نیم کننده است و به رود ارس گفته میشد که سرزمین آذربادگان را به دو نیم کرده است.(این دیدگاه سست و بیپایه به دید میرسد و درباره درستی آن نمیتوان داوری کرد.)
برای آشنایی با نام "آراز" بنگرید به:
Telegram.me/AdabSar/5082
🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 آرام، آرشین، آرشیدا، آرنوش، آریانا و...
👦🏻 آراد، آراز، آریا، آرش، آرشان، آرشاک و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آراکس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸