ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

آتشِ شمع من ار جانا زبانم دوخته
بالِ پروانه سخن دارد اگرچه سوخته

جان من خود آتشی باشد میان انجمن
عشق تو در جان من هم آتشی افروخته

فارغ از مرغ سحر در آتشِ جان‌سوزِ شمع
جان من از مكتب پروانه عشق آموخته

دانم از چرخ فلک در هر نگاه آتشین
صد هزاران نكته در چشمان تو اندوخته

جز پشیمانی نمی‌ماند برای آن كه او
شعر «مهدی» را ز معنی با گهر بفروخته

#مهدی_میرابی
@AdabSar
💫

صحرای دلم عشق تو شورستان کرد

تا مهرِ کسی در آن نروید هرگز

#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
💫

عشرت دنیا نصیب مردم دانا نبود
یا که خود عشرت نصیب مردم دنیا نبود

عشقِ هرجایی قلم بر عقلِ پابرجا کشید
خاصه ما را، کز ازل خود عقل پابرجا نبود

#مسرور_اصفهانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما


🔶پیش‌نوشت:
یکی از همراهان ارجمند ادبسار برابرِ پارسیِ پیشنهادی خود را برای واژه‌ی «حامله» فرستاده‌اند که بی هیچ داوری‌ای در پی می‌آید.
شما نیز می‌توانید دیدگاه خود را در این زمینه بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود.


🔸درود
درکوردی برابر حاملە واژەی «دوو گیان» بەکار می رود.
دووگیان، یعنی دوجان؛ یعنی جسمی، کالبدی کە دو جان در خود دارد.

فرستنده فرزاد اسدپور
#حامله

بیشتر در: t.me/AdabSar/10725

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

محسور از آن چشم فسون‌کار تو گشتم
سرگشته از آن روی دلارای تو گشتم

یک سینه سخن بود به لب‌های من اما
با یک نظرم عاشق و شیدای تو گشتم

آن روز که مِهرت به دلم عزم سفر کرد
خود واله و حیران‌شده در کوی تو گشتم

خورشیدِ سعادت به لب بام من آمد
آن روز که من غمزده از موی تو گشتم

تا چند به کوی تو منِ خسته نشینم؟
پروانه‌صفت سوخته در کوی تو گشتم...

#رشادت_یزدی
@AdabSar
💫

گویند که در سینه غم عشق نهان کن

در پنبه چه‌سان آتشِ سوزنده بپوشم؟

#فروغی_بسطامی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

گفتم بمان، نماند و هوا را بهانه کرد
بادی نمی‌وزید و بلا را بهانه کرد

می‌خواستم که سیر نگاهش کنم، ولی
ابرو به هم کشید و حیا را بهانه کرد

#مهدی_نژاد_هاشمی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻حمام= گرمابِه، گرماوِه، تابخانه، تاوخانه، گرماپَک، کَدوخ، کَروخ
🔻حمام آفتاب گرفتن= در آفتاب ماندن، آفتاب‌گرفتن
🔻حمام‌رفتن= گرمابه‌رفتن، گرماوه‌رفتن، کَدوخ‌رفتن
🔻حمام‌کردن= خودشویی، خودشُستن، تن‌شستن، تن‌شویی، تناشویی، گرمابه‌رفتن
🔻حمام‌گرفتن= خودشویی، خودشستن، تن‌شستن، تن‌شویی، تناشویی، گرمابه‌رفتن
🔻حمام طبی= پخته کاو
🔻حمّامی= گرمابان، گرمابه‌دار، گرمابه‌بان، گرماوه‌بان، گرماوه‌دار
🔻استحمام= خودشویی، خودشستن، تن‌شستن، تن‌شویی، تناشویی، گرمابه رفتن
🔻آتشگاه حمام= گُلخَن(گُل= آتش و خَن= خانه زیرزمینی)، تون
🔻وان حمام = آبزَن، آبشَنگ، آب‌سنگ

نمونه:
🔺می‌گویند اولین حمام دنیا را «جمشید» پادشاه پیشدادی ایران ساخت=
می‌گویند نخستین گرمابه‌ی جهان را «جمشید» پادشاه پیشدادی ایران ساخت

🔺برای حمام‌گرفتن، حمامی را صدا زد=
برای گرمابه‌رفتن، گرماوه‌دار را سدا زد

🔺همی خون دام و دد و مرد و زن
بریزد کند در یکی «آبزَن» #فردوسی

🔺پیشم آمد بامدادان آن نگارین از «کَدوخ»
با دو رخ از باده لعل و با دو چشم از سِحر شوخ #رودکی


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حمام #حمامی #استحمام #وان #وان_حمام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

خوابم درست مثل «تورا می‌برند» بود
«فریادهای من به کجا می‌رسند» بود

تردیدِ چشم‌های تو مثل غریبه‌ها
وقتی که «چشم‌های مرا می‌دوند» بود

خوابم پرید، ثانیه‌ها... تیک... تاک... تیک
ساعت به وقت عقربه‌آباد چند بود؟

وقت «دوازده عدد گنگ می‌دوند»
وقت «هزار ثانیه گم می‌شوند» بود

آن شب که قرص ماه نخوردند ابرها
درد «ستاره‌های مرا می‌کُشند» بود

یک لنگه کفش قرمز جا ماند پشت در
در کوچه رد پای «تورا می‌برند» بود

#مهدی_فرجی
@AdabSar
💫

من از جفات نترسم ولی از آن ترسم

که عمر من به جفات این‌قدر وفا نکند


#ادیب_نیشابوری
@AdabSar
💫

اندر رهِ عشق حاصلی باید و نیست
در کوی امید ساحلی باید و نیست

گفتی که به صبر کار تو نیک شود
با صبر تو دانی که دلی باید و نیست

#عین_القضات_همدانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما


🔶پیش‌نوشت:
یکی از همراهان ارجمند برابرِ پارسیِ پیشنهادی خود را برای واژه‌ی «تایپ» فرستاده‌اند که بی هیچ داوری‌ای در پی می‌آید.
شما نیز می‌توانید دیدگاه خود را در این زمینه بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود.

🔸واژه ی «تایپ»
تایپ کردن واژه ای نیمه پارسی است که پارسی کردنِ آن با یک پیشنهاد شدنی است:
«برنوشتن»
مزایای این واژه:
پارسی است
نسبتن کوتاه است
بارِ معناییِ پیشین ندارد و لذا تک‌معناست
نوشتنِ آن به فاصله نیاز ندارد و لذا آسان تر است
از ۷ نویسه تشکیل شده، بر خلافِ «تایپ کردن» که از ۹ نویسه
خوش‌نوا و گوش‌آشناست
گویا و رساست، معنا را
و از همه مهمتر، دربردارنده ی یک عنصرِ فعلی است که واژه را صرف‌پذیر می سازد.
کاستی های آن:
ریختِ گفتاریِ آن یک یا دو هجا طولانی تر از «تایپ کردن» است
(برنوشتم:۴ هجا.........تایپ کردم:۳ هجا
بربنویس: ۳ هجا........تایپ کن: ۲ هجا
برنوشت: ۳هجا...........تایپ: ۱ هجا)

اما نمونه صورتهای صرفیِ واژه:
فعلی: برنوشتم، برنوشتی، برنوشت، و...
برمی نویسم، برخواهم نوشت، بر(ب)نویس
اسمی: برنوشت/ برنویسی(تایپ)، برنویس(تایپیست)، برنویسا(ماشین تایپ)
صفتی: برنوشته (تایپ شده)

فرستنده: #صدرا
#پارسی_پاک
#تایپ
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

رفته‌ای از برِ ما چشم به راهیم بیا
حلقه در گوشِ درِ کعبه‌ی آهیم بیا

دوری‌ات بندِ غم افکند به پای دلِ مست
مست بودیم، پشیمان ز گناهیم بیا

بی تو مهتاب پریشان شد و گل‌ها خشکید
دل غم‌اندود چو شب‌های سیاهیم بیا

می‌تراود ز لبِ کوزه‌ی شب آبِ سکوت
ما به یاد تو به شب غرق نگاهیم بیا

زندگی چوبه‌ی دار و همه آویختگان
طالبِ صحبتِ آن مهرگیاهیم بیا

«شمس» خاموش شد از دوری‌ات ای دور قمر
گرچه با یاد تو در حضرت ماهیم بیا

#شمس_لنگرودی
@AdabSar
💫

در عوضِ دل ز دوست هیچ نخواهم

خانه‌ی مخروب ما اجاره ندارد!

#عارف_قزوینی
@AdabSar
💫

به نیکی گرای و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس

منه هیچ دل بر جهنده‌جهان
که با تو نماند همی جاودان

#فردوسی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
yon.ir/AdabSar003
🔅پیام شما


🌺
باز هم کاری زیبا از مردمان خوب ایران زمین

#زیست_بهسازی همزمان با جهان

باشد که ما هم #محیط_زیست و #بوم_سازه ای پاک و پالوده داشته باشیم.
ما شایسته پاکیزگی هستیم.

در زیستگاه پاکیزه، پالوده و روشن کوچکترین تیرگی، آلودگی و آلاینده ای به چشم می آید. پس به آن پاسخ داده می شود.
برای همین است که آلایندگان و ناپاکان نمی گذارند زیستگاه پاکی داشته باشیم.

آلودگی پرتو های ایزدی را می گیرد و با کاهش روشنایی، زیست پیرامون ما را تاریک، سرد و بی جنبش می کند ولی پاکیزگی و پالودگی فره ایزدی دارد.

چو آن شاه پالوده گشت از بدی
بتابید از او فره ایزدی

این چنین است که پالایش و پالودگی به همراه خودش پرتوهای ایزدی برای روشنی، گرما و جنبش دارد. در دنیای روشنی ها، ناپاکان و آلودگی جایی برای پنهان شدن نمی یابند.

🍁🍁🍁

فرستنده #صفری_سنجانی
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

در این دریا چه می‌جویند ماهی‌های سرگردان
مرا آزاد می‌خواهی؟ به تُنگِ خویش برگردان

مرا از خود رها کردی و بالِ پرزدن دادی
اگر این است آزادی، مرا بی بال‌وپَر گردان

دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟
خداوندا دعای دوستان را بی‌اثر گردان

من از دنیا به جادوی تو دل‌خوش کرده‌ام ای عشق
طلسمی را که بر من بسته بودی بسته‌تر گردان

به جای اینکه هیزم بر اجاقی تازه بگذاری
همین خاکسترِ افسرده را زیر و زبر گردان

من از سرمایه‌ی عالم همین یک قلب را دارم
اگر چیزی دگر مانده‌ست آن را هم هدر گردان

در این دوزخ به‌جز تردید راهی تا حقیقت نیست
مرا در آتش تردیدهایم شعله‌ور گردان

#فاضل_نظری
@AdabSar
💫

به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام

دل تو را می‌طلبد، دیده تو را می‌خواهد


#عارف_قزوینی
@AdabSar
💫

دی گفت دلم به ناتوانی و غمش
من عهده نمی‌کنم، تو دانی و غمش

فردا من و عقل و صبر و دین کوچ کنیم
تو عاجز و بیچاره بمانی و غمش

#سعید_هروی
@AdabSar
🌱🌺🌿🍀🌸🌱🌿🌷🍂🌸

«چو بر انجمن مرد خامُش بُوَد
از آن خامُشی دل به رامِش بُوَد

سپردن به دانای گوینده گوش
به تن‌ توشه یابی، به دل رای و هوش

شنیده سخن‌ها فرامُش مکن
که تاج‌ست برتخت‌ِ شاهی سخن

چو خواهی که دانسته آید به بر
به گفتار بگشای بند از هنر.»
#فردوسی

با امید که در این هفته:
«شما را جهان‌آفرین یار باد
همیشه سر بخت بیدار باد»

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀🌸🍂🌱🌿🌷🍃🌺🌿🍀