ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫


همه‌ جا قصه‌ی دیوانگی مجنون است

هیچ‌کس را خبری نیست که لیلی چون است

#عارف_قزوینی
@AdabSar
💫

عشقت جگرم خورد و به دل روی آورد
رنگ از رخ من برد و ز تو بوی آورد

پای از درِ تو باز نگیرم که مرا
سودای تو سرگشته در این کوی آورد

#سیف_فرغانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
👵🏻👴👵🏿👴🏽
@AdabSar

🔅آشنایی با جشن‌‌های ایرانی
جشن گرامیداشت سالخوردگان و پیران


👵👴🏼 یکی از جشن‌های باستانی ایران که ۳هزار سال بیشینه دارد، جشن بزرگداشت سالخوردگان، پیران و بزرگان خاندان و خانواده به نام "اشیش وانگ" است.
این جشن در "اُرُد روز" از شهریور، برابر با بیست و پنجم شهریور برگزار می‌شد. اُرُد(اَردَه/اَرتَه و هم‌ریشه با آرتا) به مانک(معنی) درستی، راستی و پاکی است.
این روز، روز دهش و بخشندگی اهورایی و مینویی و روز روان پاک بود. تا کنون نیز در برخی از بخش‌های سرزمین‌های ایرانی با دیدار از بزرگان خانواده ادامه دارد.

👵🏼👴🏿 گفته می‌شود ایرانیان باستان از نخستین مردمی بودند که برای سپاسگزاری از سالخوردگان روزی را نام‌گذاری کرده بودند. پس از فروپاشی ساسانیان، در نوروز دست‌بوسی و دیدار پیران رواگ‌دار(رایج) شد و کم‌کم روز سالخوردگان به فراموشی سپرده شد.
نخستین آیین‌نامه‌ی پادافره(تنبیه/مجازات) همگانی ایران، بزه(جرم/جنحه) شناختن نانِگری(عدم توجه) فرزندان به پدر و مادر سالخورده بود.

👵🏼👴 در سال ۱۷۲۰ ترسایی، "جاماسب ولایتی" که دستور زرتشتیان کرمان بود به بمبیی(بمبئی) هند رفت تا کارنامک(تاریخچه) "روز سالخوردگان" را با دیگر پژوهشگران پارسیان هند بنویسند و آن را زنده کنند. سپس "مینوچهر هومجی" از پارسیان هند این کار را به پایان رساند.
در سالنامه‌ی امروز ایران، روز بیست و پنجم شهریور، "روز خانواده و تکریم[گرامیداشت] بازنشستگان" است.


✍🏻✍🏻 بهره از تارنمای "ایران‌بوم" و تارنمای "مهرمیهن"

#شهریورگان #جشن_بزرگداشت_پیران #جشن_پیران #فرهنگ_ایران

@AdabSar
👴🏾👵🏼👴🏻👵🏿
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما


#دلورزان چون کودکان نرم و پر جنب و جوش هستند. آنها تا کودکی می کنند شادند. دل آنها چون خیزآبی به سوی چیزی کشیده شده و از آن زده شده و بازمی گردد. آنها چون جانوری در پی خواسته دل بوده و برای فربه شدن در پی دلخواسته ها هستند که گاهی آنچه خواسته می شود، آنچنان خواستنی می شود که خیزآبش برگشتی ندارد. پس تا پایان زندگی دِلوَرزی #دلبسته خواهند شد.
#خردورزان چون پیری وارسته به آسانی پا روی دل خود گذاشته و تنها بر پایه درستی کار می کنند. آنها چون خداوندگار در پی روشنی و نیکویی به همه هستند. شادی و غمی در کار آنها نیست. فراز و فرودی ندارند. پیوسته در پی دانش و بینش بیشتر و روشن سازی پیرامون خود هستند.
مِرتا، آن زنده‌ی میرا، نه چون جانوران سراسر دلوَرز است و نه چون #خداوندگار سراسر خِرَدوَرز.
ما #ایرانیان بیشتر مارتایی دلوَرز هستیم یا بهتر بگویم شده ایم. کودکانی بزرگ و دلبسته به چیزهای بسیار که از بخت بد دست یافتنی نیست. برای همین غمگین هستیم. در شگفتم که این شیوه را می ستاییم. برای تیره بختانی دلوَرز چون #فرهاد کوه‌کن، لیلی در بند و #مجنون دیوانه سروده های بسیار داریم.
ولی خوربرانی ها(غربی ها) بیشتر مارتایی خردوَرز هستند. خوربرانی ها در کار و زندگی خود گویا دل ندارند، ساده تر از دلبسته های خود رها می شوند و راستی گزینی می کنند. آنها به آسانی پا روی دلشان می گذارند. خردمندانه درستکاری می کنند. آنها برای آنکه شور و شادی در این زندگی خداوند گونه بیاورند، زمان ویژه ای را کودکی می کنند. ولی نه مانند ما با آرزوهای دور و دراز؛ آنها با خواسته های دست یافتنی و کودکانه در زمان هایی کوتاه #شادی خود را بازمی یابند. برای همین با اینکه بیشتر از ما پیری و خردورزی می کنند ولی شادتر هستند.

فرستنده #صفری_سنجانی
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻سفره۱= خوان، توشه‌دان
🔻سفره‌پرداز= پرخور
🔻سفره‌چی= خوان‌دار، پیشیار
🔻سفره‌خانه= ناهارخانه۲
🔻سفره‌دار= مهمان‌دار
🔻سفره‌ی دل بازکردن= راز دل گفتن
🔻سفره‌ی عقد= خوانچه
🔻سفره‌کردن= دریدن، پاره‌کردن
🔻سفره‌ماهی= پهن‌ماهی، سِپَرماهی، ماهی اژدر، ماهی برغی(برقی)
🔻سفره‌نشین= مهمان
🔻سفره‌نهادن= خوان‌نهادن، خوان‌گستردن، خوراک‌خورانیدن
🔻دستمال سفره= دستارخوان
🔻هم‌سفره= هم‌خوراک، هم‌خورش

نمونه:
🔺در بین راه، سفره‌ را باز کرد و با هم‌سفره‌، مشغول خوردن شدند=
در میانه‌ی راه، توشه‌دان را باز کرد و با هم‌خوراک، دست‌به‌کار خوردن شدند
در میانه‌ی راه، خوان را گسترد و با هم‌خورِش، سرگرم خوردن شدند

🔺سعدی خویش‌خوانیم، پس به جفا برانیم
سفره اگر نمی‌نهی، در به چه باز می‌کنی؟ #سعدی=
سعدی خویش‌خوانیم، پس به ستم برانیم
خوان اگر نمی‌نهی، در به چه باز می‌کنی؟

❗️پی‌نوشت:
۱. برخی واژه‌ی «سفره» را پارسی می‌دانند. از همین رو بکاربردن آن در زبان پارسی پذیرفتنی است.
۲. واژه‌ی «ناهار» در اینجا(همانند واژه‌ی «آش» در «آشپز») چماری فَراگیر و جدا از «خوراک میانروزی» دارد.


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#سفره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

ما ز عشقت آتشین‌دل مانده‌ایم
دست بر سر پای در گل مانده‌ایم

خاک راه از اشک ما گِل گشت و ما
پای در گل دست بر دل مانده‌ایم

ناگهانی برق وصل تو بجست
ما ندانستیم و غافل مانده‌ایم

لاجرم از بس که بال ‌و‌ پر زدیم
همچو مرغ نیم بسمل مانده‌ایم

چون ز عشقت هیچ مشکل حل نشد
دائما در کار مشکل مانده‌ایم

عشق تو دریاست اما زآن چه سود؟
چون ز غفلت ما به ساحل مانده‌ایم

کی تواند یافت عطار از تو کام؟
چون نخستین گام منزل مانده‌ایم


#عطار
@AdabSar
💫

بس که کاهیده ز بار غم و اندوه تنم

خود چو در آینه بینم نشناسم که منم!

#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
💫

رفت یار و آرزوی او ز جانِ من نرفت
نقشِ٭ او از پیش چشم خون‌فشانِ من نرفت

من بدان بودم که پایش گیرم و میرم به دست
چون کنم کو گاهِ رفتن در میان من نرفت

#امیرخسرو_دهلوی
#چکامه_پارسی
*= نَخش
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

خردمندان را با شش کس آشنایی نتواند بود: یکی آنکه مشورت با کسی کند که از پیرایه‌ی علم عاطل است و خُردْحوصله‌یی که از کارهای شایگانی تنگ آید و دروغْ‌زَنی که به رای خود اعجاب نماید و حریصی که مال را بر نفس ترجیح نهد و ضعیفی که سفر دورْدست اختیار کند و خویشتنْ‌بینی که استاد و مخدوم، سیرتِ او نپسندد.


📚📚 کلیله و دمنه‌ی نصرالله منشی، به کوشش دکتر محمدرضا برزگر خالقی، رویه‌: ٢٦٤


خردمندان را با شش کس آشنایی نتواند بود: یکی آنکه رایْزَنی با کسی کند که از پیرایه‌ی دانش نابِهوده است و خُردْشکیبی که از کارهای شایگانی تنگ آید و دروغْ‌زَنی که به رای خود شگفتی نماید و آزمندی که دارایی را بر جانِ خویش برتر داند و کمزوری که سفر دورْدست برگزیند و خویشتنْ‌بینی که استاد و زاوَردار، خوی او نپسندد.


✍🏻✍🏻 پی‌نوشت:
واژه‌ی «سفر» هم‌ریشه با «سپَردن» است و ریشه‌ی ایرانی دارد.
در پارسی میانه: spar: spurtan
در پارسی کهن: spara
اوستایی: spiriti
سنسکریت: sphurati

#بلال_ریگی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔹گروگان خورشید

مِهین ایزد از من اگر جان ستاند
در آن کشورِ رادمردان نشاند

در آنجا ستانَد که زادم ز مادر
در آن زادگاهِ بزرگان ستاند

در آنجا که سُتوار کوهِ بلندش
گروگان ز خورشیدِ تابان ستاند

درخت گَشَن‌شاخِ گردون‌شکافش
کلاه بزرگی ز کیوان ستاند

در آنجا که جنگنده مرد دلیرش
ز جنگاوران خود و خِفتان ستاند

به توفنده دریا ز کام نهنگش
به سرپنجِ خشم، دندان ستاند

ز چنگال شاهین، به نیروی بازو
دلِ گرم و خونینِ مرغان ستاند

در آنجا ستاند که یکتاپرستان
سر از پیکر بی‌خدایان ستاند

در آنجا که نای شَبانش شبانه
گهی جان فزاید، گهی جان ستاند

بسا پیرمردش که جام شهادت¹
ز دشمن به دستانِ لرزان ستاند

بسا نوجوانش که با فرّ و نیرو
دل از سینه‌ی شرزه‌شیران ستاند

شکوهنده‌تر چیست در زیر گردون
ز نامی که مردی ز مردان ستاند؟

برازنده‌تر کیست زان رادمردی
که داد خود از چرخِ گردان ستاند؟

شگفتا که گیتی به ما زندگی را
چه دشوار بخشد، چه آسان ستاند

چراغی که شب برفروزد به شادی
به صد² اندُهَش بامدادان ستاند

گُهر بازگیرد ز دیهیم شاهان
کمر از برِ پهلوانان ستاند

#خلیل_الله_خلیلی
#چکامه_پارسی

ـ ۱= t.me/AdabSar/7408
ـ ۲= سَد
@AdabSar
💫

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بَرِ دوست

به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
بامداد دگری آمد وبرخاسته‌ایم
چشم وا کرده و بیدارگری خواسته‌ایم

مردمی نان وپنیر وسر سوزن عشق* است
تا بدانند به چندین هنر آراسته‌ایم
*. اِشغ

#سعید_قاسمی_فلاورجانی
#چکامه_پارسی
فرستنده ایرج
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻نذر= پَتیست، خودسامه، خودپیمان، مَیَزد(نذر آشامیدنی)، زَوْر(نذر جویدنی)، برآورد نیاز
🔻نذر داشتن= پیمان کردن، به گردن گرفتن
🔻نذرکردن= پَتیستادن، پیمان کردن، به گردن گرفتن
🔻نذر و نیاز= تُلَنگ(حاجت)خواهی، وایا خواهی، آرزو خواهی، نیاز خواهی
🔻نذری= پَتیست، در راه خدا، رایگان، مفت
🔻نذُر/نذور/نذورات= پَتیست‌ها، خودسامه‌ها، خودپیمان‌ها

نمونه:
🔺به چندین نذر و قربانش خداوند
نرینه داد فرزندی چه فرزند #نظامی=
به پَتیست‌ها و کُرپانش خداوند
نرینه داد فرزندی چه فرزند

🔺دیگر لب بتان نزند بوسه تا زیَد
این نذر کرد و رای زد آهنگ کعبه را #خاقانی=
دیگر لب بتان نزند بوسه تا زیَد
این پَتیستید/پیمان کرد و رای زد آهنگ خدای‌خانه را

🔺نذر کردن از سنت‌های قدیمی ایرانیان است=
پَتیستادن از آیین‌های کهن ایرانیان است

🔺نذرش را ادا کرد=
خودپیمانش/پیمانش را به‌جا آورد

🔺آش نذری می‌دادند=
آش رایگان می‌دادند


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#نذر #نذری #نذور #نذورات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

به یک بهانه که دیر آمدی و رفتی زود
هلاکِ خسته‌دلان دیر زود خواهد بود

هزار قصه بگفتیم و یار گوش نکرد
هزار حیله نمودیم و یار رو ننمود

امیدِ مردمی از چشمِ یار نتوان داشت
به یک کرشمه که کرد او هزار دل برُبود!

نظر به گوشه‌ی چشمِ نگار کرد «طبیب»
ربود خواب ز چشمش به چشمِ خواب‌آلود


#طبیب_شیرازی
@AdabSar
💫

عشق را طیِ لسانی‌ست که صدساله سخن

یار با یار به یک چشم زدن می‌گوید

#عارف_قزوینی
@AdabSar
💫

پرورده‌ی عشق¹ شد سرشتم
جز عشق مباد سرنوشتم

عشقی که چنین، به جای خود باد
چندانکه بود یکی به صد² باد

#نظامی
#چکامه_پارسی

۱=اِشغ
۲=سَد
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🇮🇷🇮🇷
@AdabSar

سروده‌ای از محمدحسین شهریار
🇮🇷پیشکش شده به فردوسی


فلک یک چند ایران را اسیر ترک و تازی کرد
در ایران خوان یغما دید و تازی ترکتازی کرد

گدایی بود و با تاج شهان یک چند بازی کرد
فلک این شیرگیر آهو، شکار گرگ و تازی کرد

وطن‌خواهی در ایران‌ خانمان‌ بردوش‌ شد چندی
بجز در سینه‌ها آتشکده ‌خاموش‌ شد چندی

بدان‌ با جان‌ پاک‌ موبدان آزارها کردند
سر گردن ‌فرازان‌ را فراز دارها کردند

که‌ تا احرار در کار آمدند و کارها کردند
به‌ شمشیر و قلم با دشمنان‌ پیکارها کردند

نخستین‌ فتح‌ و فیروزی نصیب‌ آل‌ سامان‌ شد
بدور آل‌ سامان‌ کار این‌ کشور به‌ سامان‌ شد

گه آن شد که ایرانی سبک خواند گران جانی
به‌یاد آرد زبان‌ و رسم‌ و آیین‌ نیاکانی

دگر ره‌ مادر ایران‌ ز نسل‌ پاک‌ ایرانی
مثال‌ رودکی زایید و اسماعیل‌ سامانی

پدید آمد یکی فرزند فردوسی توسی نام
سترون‌ از نظیر آوردن‌ وی، مادر ایام

‌چو دید آمیخته‌ خون عجم با لوث‌ اهریمن
به‌جای خوی افرشته‌ عیان‌ آیین‌ اهریمن

‌نژادی خواست‌ نوسازد ز بیم‌ انحطاط‌ ایمن‌
سلحشور و هنرآموز و پاک‌ آیین‌ و رویین‌تن

‌پی افکند از سخن‌ کاخی ز قصر آسمان‌ برتر
در آن‌ جام‌ جم‌ و آیینه‌ی دارا و اسکندر

به‌گاه‌ نیش‌، کلک‌ آتش‌‌آلودش‌ همه‌ خنجر
به‌گاه‌ نوش‌، نظم‌ شهد آمیزش‌ همه‌ شکر

چو از شهنامه‌، فردوسی چو رعدی در خروش‌ آمد
به‌ تن‌ ایرانیان‌ را خون ملیت به‌جوش‌ آمد

زبان پارسی گویا شد و تازی خموش‌ آمد
ز کنج‌ خلوت‌ دل‌ اهرمن‌ رفت‌ و سروش‌ آمد

به‌ میدان‌ دلیری تاختی بوالفارسی کردی
کسی با بی‌کسان‌ در روزگار ناکسی کردی

چه‌ زحمت‌ها به‌ جان‌ هموار در آن‌ سال‌ سی کردی
به‌ قول‌ خویشتن‌ زنده‌ عجم‌ زان‌ پارسی کردی

عجم‌ تا زنده‌ باشد نام‌ تو ورد زبان‌ دارد
به‌ جان‌ منت‌پذیر توست‌ این جان‌ تا که‌ جان‌ دارد!


#شهریار #روز_شعر_و_ادب_پارسی

@AdabSar
🇮🇷🇮🇷
Forwarded from ادب‌سار
🇮🇷🇮🇷
@AdabSar

🖋🕯 زبان پارسی، یکی از چهار زبان پیشگامه‌ی جهان

زبان‌شناسان اروپایی، بیش از ۱۴۵ سال پیش در روز ۱۷ سپتامبر ۱۸۷۲ ترسایی برابر با ۲۶ شهريور ۱۲۵۱ خورشیدی و هم‌زمان با پادشاهی ناصرالدين‌شاه، در پايان نشست سه‌روزه‌ی شهر برلين، پس از بررسی و کاوش بسیار، چهار زبان را زبان دیرینه دانستند.

اين ۴ زبان یونانی، پارسی، لاتین و سانسکریت بودند. در اين نشست زبان‌های هند-آریایی نیز بررسی شده بود. بر پایه‌ی این پژوهش‌ها، زبان پارسی، از دید پیش‌گامه بودن، دومين زبان شناخته شد. پارسی از دید دیرپایی یک سده از لاتین و ۱۲ سده از انگلیسی پیش است.
در همين نشست، زبان اوستایی، شاخه‌ی ‌بدون گوينده‌ی زبان پارسی خوانده شد.

در نشست برلين، زبان‌شناسان پذيرفتند كه ادبسار پارسی در سده‌های میانی (قرون وسطا) در پیشگاه (صدر) ادبسار(ادبیات) ديگر سرزمین‌ها بوده و ايران در آن سده‌ها بيش از هر سرزمین ديگری سراينده، نويسنده و انديشمند داشته‌ است.

دهه‌ها پس از این نشست و در نشست‌های سال‌های ۱۹۲۲ و ۱۹۳۶ جايگاه دوم زبان پارسی پس از یونانی در ميان زبان‌های باستانی و آموزیک(کلاسیک) هند و آریایی بار ديگر پذیرفته شد.

@AdabSar

🖋🕯 چه ويژگی‌هایی یک زبان را در دسته‌ی زبان‌های آموزیک جای می‌دهد؟

زبان آموزیک، نخست باید باستانی باشد.
دوم از ديدگاه ادبی و چامه‌سرایی بسيار توانا باشد.
سوم در برابر بيش از هزار سال زندگی خود، دگرگونی‌های اندکی در واژه‌های آن پديد آمده باشد. (اگرچه هيچ زبانی در گذر زمان از دگرگونی‌ها به‌دور نبوده است.)

هرچه اين دگرگونی‌‌ها کمتر باشد، آن زبان پیش‌گامه‌تر است و پايداری بيشتری دارد. زبان ايرانيان اينک همان است که سرایندگان بزرگ به آن چامه گفته‌اند. همان واژگان و دستور زبان را دارد.


✍🏻 پی‌نوشت:
زبان آموزیک = زبان پیش‌گامه، زبان دیرینه، زبان کلاسیک

#روز_شعر_و_ادب_پارسی
@AdabSar
📚📕📖📚
@AdabSar

من عاشق چشمان تو بودم تو ولی حیف
افتاده به دامان تو بودم تو ولی حیف

یک عمر به من زخم زدی طعنه شنیدم
یک عمر پریشان تو بودم تو ولی حیف

هرچند نبودی که بخوانی غزلت را
هرچند غزل‌خوان تو بودم تو ولی حیف

گفتم که بیا عشق! بیا تازه بمانیم
یک عمر هراسان تو بودم تو ولی حیف

تو منجی دنیای منی عشق منی تو
من عاشق چشمان تو بودم تو ولی حیف

#احمد_حسینی
@AdabSar
💫

این‌چنین پای مزن بر منِ افتاده به خاک

من همان برگ بهارم که غمت مرگم داد

#محمد_ابوالقاسمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar