ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
💫

سنگ در برکه می‌اندازم و می‌پندارم
با همین سنگ‌زدن ماه به‌هم می‌ریزد

آه! یک‌روز همین آه تورا می‌گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به‌هم می‌ریزد

#فاضل_نظری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🇮🇷👸🏻 @AdabSar

زن در ایران باستان
سراینده #توران_شهریاری

نگه کن به تاریخ پیشینیان
به آیینه‌ی روشن باستان
به بگذشته‌ها رفته‌ها دورها
به سرچشمه‌ی روشن نورها

زن و مرد با هم برابر بُدند
زنان کاردانان کشور بُدند
بسی کار را زن بگرفتی به دست
که در آن نبودیش ضعف و شکست
چو مردان به نیروی دانشوری
بگردید شایسته‌ی سروری

گهی گشت الهام‌بخش هنر
ز سر پنجه‌اش شد هنر جلوه‌گر
گهی رزمجو گه سیاستمدار
گهی شد روان از پی کشت‌وکار

گهی جای بگرفت بر پشت زین
که برخاست از مرد و زن آفرین
گهی کارگر شد به میدان کار
پذیرفت گه نقش آموزگار
ز دانایی و مهر و خودباوری
بشد زن سزاوار بر مادری

چو «دغدویه» آن مادر پاکزاد
که در پیش اهریمنان ایستاد
«پوروچیستا» دختر زردهشت
زنی بود نیکو و دانا سرشت

ز «رکسان» به یاد آر و از« پانته‌آ»
ز «موزا» و «آرتا» و از «ارشیا»
گهی «آرتمیس» و «کاساندان» شدند
کهی هم «پروشات» و «ماندان» شدند

«آتوسا» که مام خشایار بود
گرامی زنی راد و بیدار بود
از ایران بسی زن بپا خاسته است
که دیهیم‌ها را بیاراسته است

همان عهد در گوشه‌ای از جهان
چه بسیار دختر یکان بر یکان
به دست پدر زنده در گور شد
بر او روز چو شام دیجور شد
ستم‌ها به زن رفت و بیدادها
که هرگز نخواهد شد از یادها

ولیکن در آن دور و آن روزگار
به ایران زمین بود زن شهریار
که در رای و دانشوری سر بُد است
سزاوار دیهیم و افسر بُد است

به شهنامه بس بانوی نامدار
بود نامشان مایه‌ی افتخار
چنان خواهران جم سرفراز
یکی «شهرناز» و یکی «ارنواز»
«فرانک» زنی راد و آزاده بود
فریدون آزاده را زاده بود

خردمند «سیندخت» فرخنده رای
که بود آگه و بخرد و رهنمای
ز «رودابه» راد نیکو نهاد
جهان پهلوانی چو رستم بزاد
چو یادآوری نام «تهمینه» را
ز شوق آکنی از نفس سینه را

نبینی تو گُردی چو «گردآفرید»
دلیر و خردمند و با فر و شید
«فرنگیس» بانوی نام آوری‌ست
سرافراز و آزاده و پاک زیست
پر آوازه «بانوگشسب» دلیر
که بودست مردفکن و شیرگیر

هم او دختر رستم زال بود
نکو نام و فرخنده احوال بود
«منیژه» که بُد بانویی نامور
ز فرمان عشق نپیچد سر
«کتایون» که او بانوی شاه بود
خردمند و دانا و آگاه بود

«هما» شاه بانوی نیکو نهاد
نمادی‌ست از دانش و دین و داد
به دوران ساسانیان بارها
سرافراشت زن، در گران کارها
ز «پوران» خسرو نماییم یاد
که دیهیم شاهی به سر بر نهاد

بجا مانده نام نکو یادگار
ز «آذرمیدخت» آن زن شهریار
دگر «کردیه» خواهری چاره‌گر
که روشن روان بود و نیکوگهر
چو برگشت بهرام چوبین ز شاه
به او روز سختی نمایاند راه

خردمند «شیرین» بیدار دل
که ماه فلک شد ز رویش خجل
نمادی‌ست از بانویی دیده‌ور
نکوچهر و دانا و نیکوگهر

در آن دوره‌ی شامخ باستان
گرانقدر بودند یکسر زنان
نه کمتر بود دختری از پسر
گرامی تر آنکو خردمندتر!

#سپندارمذگان #اسپندگان
🇮🇷👸🏻 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🌹❤️

از ایران بسی زن بپا خاسته است
که دیهیم‌ها را بیاراسته است!

#توران_شهریاری
#اسپندگان #سپندارمذگان

🌹❤️ @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
👸🏻👩🏻‍⚖ @AdabSar

آفرینه(اثر)هایی که در گنج‌خانه(موزه)ها هستند، نمایانگر راستینگی(واقعیت) یک هازمان(جامعه)اند. زمانی که کسی یک آفریده‌ی کهن را در دیرین‌کده(موزه)ای ببیند، یکراست و بی میاندار(واسطه) با برشی از یک فرهنگ و هازمان در گذشته آشنا می‌شود. دیرینکده‌ها ابزار خوبی برای گفت‌وگو، شناخت و آشتی میان فرهنگ‌های گونه‌گون جهان هستند.

برای نمونه در دیرینکده، آفرینه‌ای داریم که در آن پرداخت‌نامه(صورتحساب) سازندگان تخت جمشید سنگ‌تراشی شده است. در آن آفرینه هویداست که یک زن هندازگر(مهندس) و سرپرست یک کارگاه ساختمانی در تخت جمشید بود و به همان اندازه دستمزد دریافت می‌کرد که یک هندازگر مرد و سرپرست کارگاه ساختمانی دیگری در تخت جمشید، دستمزد می‌گرفت. دیگر برای گفتن اینکه زنان در ایران دانش می‌آموختند، کار می‌کردند، دادیک(حقوق) برابر با مردان در کار و هازمان داشتند، نیازی نیست که ما سخن‌سرایی‌ها کنیم. آن آفرینه‌ی کهن، خود سخن می‌گوید. آن آفرینه به اندازه‌ای هنایا(موثر) است که سد(صد)ها نبیگ(کتاب)، سخنرانی و نوشتمان(مقاله) نیست.

در زمان ساسانیان که به نام پادشاهان دانگ زده می‌شد(سکه ضرب می‌شد)، به نام زن دانگ زده شده بود و این نشان می‌دهد که زن به پادشاهی می‌رسید.

آفرینه‌های بجا مانده از گذشته، نمایندگانِ روراستِ زندگی گذشتگان هستند، بِستاوه(انکار) شدنی نیستند و سخن‌بُری(سانسور)، بزرگنمایی و دروغ در آن‌ها راه ندارد. زیرا آن مردمان، هنگام پدیدآوردن آفرینه، نمی‌اندیشیدند که شاید آیندگان از آن بهره‌برداری کنند و آنچه را که بود بازنمایی می‌کردند.


✍🏻✍🏻 برشی از گفت‌وگوی #پریسا_امام_وردی با "محمدرضا کارگر"، سَرمِهانِ دیرینکده‌ها و دارایی‌های فرهنگی و دیروکی کشور (مدیرکل موزه‌ها و اموال فرهنگی و تاریخی کشور).
برگردان شده به پارسی.

#اسپندگان #سپندارمذگان
👩🏻‍🔬👩🏻‍🎨 @AdabSar
👍1
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻خانم/خانوم = بانو، دوشیزه(دختر)، کدبانو(بانوی خانه)، ناریک(پهلوی)، خَدیش، خُدیش
🔻خانمی‌کردن/خانومی‌کردن= بزرگی‌کردن، مهربانی‌کردن
🔻خانمی کن/خانومی کن= بزرگی کن، مهربانی کن
🔻خانمی/خانومی= نازنین، دلبند، مهربان

نمونه:
🔺خانم «فروغ فرخزاد» از شعرای ممتاز و فارسی‌زبان ایران است=
بانو «فروغ فرخزاد» از سرایندگان سرآمد و پارسی‌زبان ایران است

🔺خانومی، خانومی کن و منو عفو کن=
نازنین، بزرگی کن و من را ببخش

🔺نکو گفت مزدور با آن «خدیش»
مکن بد به کس، گر نخواهی به خویش #رودکی

🔺کجا بود «کدبانو»ی پهلوان
ستوده‌زنی بود روشن‌روان #فردوسی


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#خانم #خانوم #خانمی #خانومی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🇮🇷👸🏻 @AdabSar

اسپندگان، فرخنده روز زن ایرانی
#هما_ارژنگی

ای زن ایرانی
تو را می‌ستایم
تو را که با قامت افراشته‌ی اساتیری
بر بلندای ستیغ شکوه و پایداری
ایستاده‌ای ودست‌هایت برابرهای نقره‌گون می‌سایند.

ای زن ایرانی
ای جاودانه سپند
ای نمای دلداری و دلاوری
تو چونان جویباری همیشه در همه جا و همه‌گاه پویا و پر توان به پیش می‌روی.

سیمای باشکوه‌ات در کنار چهره‌ی آن‌همه گردانی که در بلندای دوران در شاهراه فر و شکوه تاخته‌اند و پیشانی بلندت که در زیر تیغ خورشید می‌درخشد و نگاه فروزانت که چونان خنجری سینه‌ی بدخواه را می‌شکافد در آینه‌ی جانم جلوه‌گر است.

ای زن ایرانی
ای رودابه‌ی رستم زا
ای گردآفرید سلحشور
آرتمیس ای دریاسالار نامدار...

زر بانو
ای فرزند دلاور رستم رویین‌تن که پهلوانانی چونان زال و آذر برزین و تخوار را از بند دشمن رهانیده‌ای؛

یوتاب
ای زن نامدار که در کنار برادرت آریوبرزن با اسکندر گجستک مقدونی و سپاهیانش نبرد کرده و سالیان دراز با مهر و داد بر خطه‌ی "آتروپان" فرمان رانده‌ای؛

و یا تو "کاساندان"
همسر کورش
برترین مرد همیشه‌ی دوران
که در کنارش بر بیست و هشت سرزمین بر آیین راستی و نیکی بوده‌ای...

امروز به یادبودتان زنجیری پیوسته از دلاوری و مهر و فروتنی و پاکی فراهم می‌آورم و آنرا بر گردن یکایک شیرزنان و دوشیزگان مرز و بوم آریاییم می‌آویزم
و ندای آزادگی را که از گلوگاه‌شان به سوی آسمان‌ها ره می‌گشاید به فروهر پاک‌تان پیشکش می‌کنم!

#سپندارمذگان #اسپندگان
🇮🇷👸🏻 @AdabSar
1
🌍💫 @AdabSar

🌍 آشنایی با جشن‎های ایرانی
💫 پنجم اسپند، روز جشن سپندارمذگان است

🌍💫 همواره به هنگام جشن‌های میهنی، دیدگاه‏‌های ناهمسانی در باره‎ی زمان درست آن‎ها پیش می‌آید. استادان ایران‎شناس بر این دیدگاه استوارند که زمان جشن‌ها باید با گاهشماری امروز پاس داشته شود و بکارگیری گاهشماری یزدگردی درست نیست. ابراهیم پورداود، جلیل دوستخواه، جلال خالقی‎مطلق، تورج پارسی و... بر برگزاری سپندارمذگان در روز پنجم اسپند پافشاری دارند و برگزاری زودهنگام جشن‏‌های ماهانه با پسوند "گان" را نادرست می‏‌دانند. زیرا این جشن‎ها دارای پشتوانه‌ی ستاره‌شناسی هستند و از سویی انگیزه‌ی بنیادین پیدایش و برگزاری آن‎ها فراموش می‌شود. فریدون جنیدی نیز پنجم اسپند را برابر با جشن سپندارمذگان می‎داند ولی پیشنهاد کرده است که برای یکپارچگی دیدگاه‎ها می‏توان از ۲۹بهمن تا پنجم اسپند هفته‎ای شاد برای سپندارمذگان داشت.
ما هم اکنون، جشن‎های نوروز، فروردینگان، یلدا و سده را در زمان درست آن برگزار می‎کنیم، پس چرا جشن‎های یازده‌گانه‌ی اردیبهشتگان تا اسپندگان، دچار این آشفته‎کاری و سامان‎شکنی است؟

🌍💫 چرا پنجم اسپند؟
جشن سده چهل‌روز پس از شب یلدا یا چله و سَدروز پس از آغاز آبان است. همچنین جشن سده، ۲۵روز پیش از جشن اسپندگان است. از سویی می‎دانیم یکی از انگیزه‎های برگزاری جشن‏ها، بخش‎بندی روزها و ماه‎ها بود و بازه‌ی میان آن‎ها، پیرو زنجیره‎ای سامانمند بود.
این اندازه‌ها در نوشته‌ها و ریشه‌نامه‌های کهن ایرانی، تنها با گاه‌شماری خورشیدی با ماه‌های ۳۱روزه که بزرگترین دستاورد دانش گاه‌شماری در جهان است، همسانی دارد. ولی در چند سال گذشته در ایران گاهشماری نوساخته‎ای با نام سالنمای دینی زرتشتیان چاپ شده که پیرو گاهشماری یزدگردی است. در این گاهشماری ماه‎ها ۳۰روز هستند و پنج روز پایان سال پنجه دزدیده نام دارد. این سالنامه با بازه‎های سامانمند جشن‎ها و آیین‎ها هماهنگی ندارد. بر پایه‎ی این سالنامه، بازه سَدروزه‌ی یکم آبان تا جشن سده ۱۰۶روز، بازه چهل‌روزه‌ی شب چله یا یلدا تا جشن سده ۴۶روز و بازه‌ی ۲۵روزه‎ی جشن سده تا اسپندگان به نوزده‌روز می‌رسد که این اندازه‎ها با بن‎مایه‏‌ها و دیروک‌نامه‌های ایرانی هماهنگی ندارد.

🌍💫 آنچه گفته شد، تنها نمونه‌ای از آشفتگی‌هایی است که سالنامه‎ی گفته شده در سامانه‌ی آیین‏‌ها و جشن‏‌های ایرانی پدید می‏‌آورد و سامان گاهشماری خیامی را دگرگون می‎کند. همچنین ناهماهنگی‎هایی در سالنامه‌ی کهن یزدگردی زرتشتی که در میان بسیاری از زرتشتیان ایران، هند و جهان رواگ‎دار(رایج) است، پدید می‎آورد. پیشینه‌‎ی چنددهه‎ای و کوتاه این سالنامه، دستکاری در گاهشماری امروزی و زرتشتی، نبود سامانه‎ای برای سال‎های بهیزک(کبیسه)، سرآغاز ساختگی و ناسازواری‏‌های دیگر آن به اینجا انجامید که ایران‌شناسان و شماری از زرتشتیان، آن را نادرست شمارند.

🌍💫 کورش نیکنام که از موبدان زرتشتی است، برای ویرایش و بهسازی سالنامه و برای هماهنگی بیشتر آن با گاهشماری خیامی، پیشنهادهایی داده است که می‎توانید در این پیوند بخوانید:
iranboom.ir/jashnha/67-jostar/10895-baznegari-gah-shomari.html

همچنین برای آگاهی تیزنگرانه‎تر با ناهمسانی برگزاری جشن‏‌ها، به این پیوند بنگرید:
iranboom.ir/jashnha/67-jostar/10898-taghvim-pishin.html
____________
#اسپندگان #سپندارمذگان #جشن_های_ایرانی

🌍💫 @AdabSar
🌍💫 @AdabSar

سپندارمذگان و ولنتاین
بهانه‌ای برای مهرورزی یا ابزار ستیز!
✍️ #پریسا_امام_وردی

🌍💫 در چند سال گذشته، با فرارسیدن روزهای نزدیک به جشن‌های ولنتاین و سپندارمذگان، ستیز بر سر ریشه، تبار و کهنسالی جشن‌ها آغاز می‌شود. نژادپرستان خشک‌سر(متعصب)، سرزمین‌های دیگر را بی‌ریشه می‌نامد و آنان را دزد آیین می‌خواند؛ گروه دیگری با "عاریایی" خواندن میهن‌گرایان، سپندارمذگان را به ریشخند می‌گیرند. ناآگاه از این که اگر این جشن‌ها بهانه‌ای برای مهر، دوستی و دلدادگی هستند، ما با رفتار و نگرش خود از آن‌ها چیستی‌زدایی می‌کنیم و آرمان مهادین(هدف اصلی) جشن‌ها در سایه این ستیز از میان می‌رود.

🌍💫 درباره‌ی این‌که آیا ولنتاین ریشه در سپندارمذگان یا دیگر جشن‌های کهن ایرانی دارد یا نه، نمی‌توان به روشنی رای داد.
چند تن از ایرانشناسان همچون پورداود و غیاث‌آبادی بر این باورند که داستان "ولنتاین" ساختگی است و این جشن به پیروی از آیین‌های کهن ایرانی برپا شده است. به گفته‌ی این گروه، برخی از اندیشمندان اروپایی نیز به داستان "والنتینو" موبد ترسایی(مسیحی) درباره‌ی پیدایش ولنتاین، باور ندارند.
شمار دیگری می‌گویند که داستان "ولنتاین"، چه برساخته و چه درست باشد، از دید درون‌مایه(محتوا) پیوندی با سپندارمذگان ندارد و نزدیک بودن روزهای برگزاری آن، گواه وام‌گیری ولنتاین از سپندارمذگان نیست.

🌍💫 گذشته از درگیری بر سر تبار سپندارمذگان و ولنتاین، باید بدانیم که فرهنگ و سرزمین ما در فرهنگ و پیدایش آیین‌های جهانی جهان بسی هنایا(موثر) بوده ولی هر آیین جهانی را برخاسته از ایران دانستن، نادرست است.
همچنین ما برای چیستی بخشیدن و پرمایه نشان دادن فرهنگ دیرین‌مان، نیازی به دروغ‌پردازی نداریم و راستی ما را بس است. دروغ، چهره‌ی پرمایه‌ی راستی را می‌خراشد.

🌍💫 پاسداشت مهر، پیمان و دلدادگی به هر زبانی زیباست. هر آیینی که به دوستی و آشتی در جهان بیانجامد ارجمند و ستودنی است. جشنی همچون ولنتاین، بجای رویارویی با سپندارمذگان، می‌تواند در کنار جشن‌های ایرانی پاس داشته شود. از سویی، برگزاری ولنتاین در ایران می‌تواند نشانه‌ی ایستادگی در برابر سرکوب باشد.

🌍💫 امروز ما در جهانی پر تنش زندگی می‌کنیم که بسیار نیازمند رویکرد و رفتار آشتی‌جویانه است. چه بهتر که در جهان روزهای بیشتری را به گرامی داشتن مهر و دلدادگی بپردازیم و آن را زیست‌پذیرتر کنیم. چنانچه ما ایرانیان شناخت خوبی از داشته‌های پربار خود داشته باشیم، بی‌نگرانی می‌توانیم در آیین‌های جهانی و همبسته با مردمان دیگر کشورها، برای داشتن جهانی آرام‌تر و زیست شادتر گام برداریم و فرهنگ پرمایه‌ی شادی‌پرور و آشتی‌پرور ایران را گسترش دهیم.

#جشن_های_ایرانی #سپندارمذگان #اسپندگان

🌍💫 @AdabSar
👍1
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻مهندس = (پارسی تازی‌شده)، کارشناس، هَنداچگر، هَندازگر، هَنداسگر، هندسه‌دان، شماردار، اندازوَر، اندازگر
🔻مهندس مشاور = کارشناس رایزن، هَنداسُبار(سُبار=مشاور، رایزن)
🔻مهندسی = کارشناسی، هندازگری
مهندسین = کارشناسان، هَنداچگران، هَندازگران، هَنداسگران
🔻مهندس معمار = مِهراز، کارشناس مِهراز

نمونه:
🔺در رشته‌ی مهندسی برق قبول شد =
در رشته‌ی کارشناسی کـَهرُبا پذیرفته شد

🔺تاییدیه مهندسین ناظر پروژه را احتیاج داشت =
پذیرش‌نامه‌ی هَندازگران دیدبان برنامه را نیاز داشت
رَواداری کارشناسان دیده‌بان کلان‌برنامه را نیاز داشت

🔺گهر دادش و چیز چندین ز گنج 
که ماند از شمارش مهندس به رنج(اسدی) =
گهر دادش و چیز چندین ز گنج 
که ماند از شمارش شماردار به رنج


🚩 "مهندس"(مُهَندز=اندازه‌گیرنده) واژه‌ای تازی است که از واژه‌ی پارسی "اندازه" گرفته شده است.

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مهندس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

دلم آشفته‌ی آن مایه‌ی ناز است هنوز
مرغ پر سوخته در پنجه‌ی باز است هنوز

جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسید
دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز

گرچه بیگانه ز خود گشتم و دیوانه‌ی عشق
غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز

خاک گردیدم و بر آتش من آب نزد
یار، عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز

گرچه هر لحظه مدد می‌دهدم چشم پر آب
دل سودازده در سوز و گداز است هنوز

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع
قصه‌ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

گرچه رفتی ز دلم، حسرت روی تو نرفت
در این خانه به امید تو باز است هنوز

این چه سوداست عمادا که تو در سر داری؟
وین چه سوزی‌ست که در پرده‌ی ساز است هنوز؟

#عماد_خراسانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

مرا می‌شناسی؟
من زنم!
خسته نيستم
شكسته نيستم
من ايستاده‌ام
تا تو زندگی كنی
و من باورم شده است
خدا تو را آفريده
تا مرا بيازمايد!

#نسیم_فهیمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

بشنو از من سخنی حق پدر-فرزندی
گر به رای من و اندیشه‌ی من خرسندی

چیست دانی سر دینداری و دانشمندی؟
آن روا دار که گر بر تو رود بپسندی

#سعدی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

هم جا برای اینکه بمانم نبود و نیست
هم موقع سفر چمدانم نبود و نیست

پشت سرم شبِ سفـــر آبـی نریخته‌اند
یعنی که هیچکس نگرانم نبود و نیست

رفتم و سخت معتقدم عشق لقمه‌ای‌ست
که هیچوقت قدر دهانــم نبود و نیست

گفتند آفتاب تــو در پشت ابرهاست
ابری در آسمان جهانم نبود و نیست

انگار هیچوقت بـــه دنیـــــــا نبوده‌ام
در هیچ جای شهر نشانم نبود و نیست

در دفتـــر همیشه نـــویِ خاطراتِ من
چیزی برای اینکه بخوانم نبود و نیست

قصدم نوشتن غزل است و نوشته‌هام
هتا شبیه آن به گمانم نبود و نیست!

#صادق_فغانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

خدا کند که ای دوست، بینِ ما چیزی

به هم اگر بخورد، استکانِ ما باشد

#حسین_جنتی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

گرچه تو دوری از برم
همره خويش می‌برم

شب همه‌شب به بسترم
«ياد» تو را به جای تو...

#حسین_منزوی
@AdabSar
@AdabSar

کی توانم صفتِ روی نکوی تو کنم؟
مگر آیینه شوم روی به روی تو کنم

خواستم تا بگشایم گرهی زین دلِ تنگ
هم مگر شانه شوم دست به موی تو کنم

هر که را یار شدم دشمن خونخوارم گشت
بختم این است چرا شکوه ز خوی تو کنم؟

بس که از یاد تو گشتم پُر و خالی از خویش
گر به خود چشم کنم چشم به روی تو کنم

چون نسیم سحری رقص‌کنانم شب و روز
به هوایی که گذر بر سرِ کوی تو کنم

ای دلِ چاک ز من چاره‌گری هیچ مخواه
کانچنان پاره نگشتی که رفوی تو کنم

«داوری» این همه انگار که از مِی داری
عاقبت گیرم و جامی به گلوی تو کنم

#داوری_شیرازی
@AdabSar
💫

به هر کجا که رَوَم رنگ آسمان من این است

سیاه مثل دو چشمان تو، پس چرا بگریزم؟

#حسین_منزوی
@AdabSar
💫

بر مرگِ ناگزیر تو افسوس چاره نیست
وقتی چنین حقیقتِ تلخی مقدر است

تاب غمت گرفته مجال از توان ما
جنگ غم تو با دل ما نابرابر است

#ناصر_فیض
@AdabSar
@AdabSar

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت
خانه‌ات آباد کاین ویرانه بوی گل گرفت

از پریشان‌گویی‌ام دیدی پریشان‌خاطرم
زلف خود را شانه کردی شانه بوی گل گرفت

پرتو رنگ رُخَت با آن گل‌افشانی که داشت
در زیارتگاهِ دل پروانه بوی گل گرفت

لعل گلرنگ تو را تا ساغر و مِی بوسه زد
ساقی اندیشه‌ام، پیمانه بوی گل گرفت

عشق بارید و جنون گل کرد و افسون خیمه زد
تا به صحرای جنون افسانه بوی گل گرفت

از شمیم شعر شورانگیز  آتش عاشقان
ساقی و ساغر، مِی و میخانه بوی گل گرفت

#علی_آذرشاهی
@AdabSar