ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

خاموش‌ترین اتاقم برای تو...
آن لحظه از شب که خبر از مرگی زودرس می‌دهد
آن لحظه از شب که خبر از مرگ آن روز است
آن لحظه که در عین تاریکی جانِ سپیدت پیداست
آنجا که من در برابر تو پیدا و تمام زمان ناپیداست
به صبح سلامی دوباره خواهم داد
به برف قرنیز پنجره که کبوتری رویش
نوک به خالی می‌زند
به سپیده‌ی صبح
به درخشش پرتوهای خورشید در زمستان
که شبنمش لغزان
و گیاه در آن نفس می‌کشد
از او تغذیه می‌کند
و در عمق خاک ریشه می‌دواند
برای سایه‌اش قد می‌کشد
و دلش را برای تو به عمق می‌برد.
خاموش‌ترین نگاهم برای تو...

#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

از دیده‌ی سنگ خون چکاند غم تو
بیگانه و آشنا نداند غم تو

دَم دَر کِشَم و غمت همه نوش کنم
تا از پَسِ من به کس نماند غم تو

#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

کاش هر صبح به دیدارِ تو بیدار شدن
تو دوا باشی و با عشقِ تو بیمار شدن

با تو بودن همه‌ی عمر، نفس در نفست
سر به گیسوی تو، از عطرِ تو سرشار شدن

مثلِ برگِ گلِ سرخ و لبِ خورشیدِ بهار
سیر، از طعمِ خوشِ بوسه‌ی دیدار شدن

حـُسن آن نیست که آن کودکِ کنعانی داشت
حـُسن را چشمِ تو بایست خریدار شدن

تو اگر باغچه را نیمِ نگاهی بکنی
گُلِ بابونه ندارد غمِ بی‌بار شدن

مستی وشاعری و بی‌خبر از خود، چه خوش است
مَرد را می‌کُشد این لحظه‌ی هشیار شدن

دردِ تکرارِ شب و روز ، خدایا تا کِی؟
خسته‌ام، خسته ازاین چرخه‌ی تکرار شدن

آرزویی‌ست، ولی کاش بر آید "یاغی"
دیدنِ نرگسِ نازی و گرفتار شدن!


#کریم_سهرابی(یاغی)
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

و چه انتظار بزرگی است
اینکه بدانی
پشت هر "دوستت دارم"
چقدر دوستت دارم...


#لیلا_کردبچه
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

عشق پاک و زلال است، تو باید باشی
قلب من زیر سوال است، تو باید باشی

فال حافظ زدم آن رند غزل‌خوان هم گفت
زندگی بی تو محال است، تو باید باشی...


#لیلا_قربانیان
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💧🍀 @AdabSar

💧 آشنایی با جشن‌های ایرانی
💧 جشن "آبسالان"

💧🍀 نخستین جشن اسپندماه، برابر با نخستین روز آن، جشن آبسالان نام داشت. آب‌پاشان و جشن روباه نام‌های دیگر آن هستند. گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با نخستین روز از واپسین ماه سال بود.

💧🍀 گمان می‌رود که این جشن به بهانه‌ی پایان یخ‌زدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمه‌ها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانه‌ها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوباره‌ی روباهان که ایرانیان دیدن آن را فرخنده می‌دانستند، برگزار می‌شد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشن‌های فروردین دارد، ولی داستان‌های ناهمانندی نیز درباره‌اش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشن‌های باران‌خواهی بود که اکنون در استان‌های خشک کشور به شیوه‌های دیگری برگزار می‌شود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال "اوسال" است و همین نشان می‌دهد که این جشن با گذشت روزگاران بسیار جابجا شده است.

💧🍀 پادشاهان کیانی آبسالان را "بهارجشن" می‌نامیدند. ایرانشناسان با بررسی نام و چمار آن به دنبال چیستی و پیدایش جشن بوده‌اند. به باور برخی از آن‌ها، واژه‌ی آبسالان با آبشار هم‌ریشه است و برای پیدایش نشانه‌های بهار برگزار می‌شد.
این نام در پازند "آوساران" و در مینوی خرد "آپسالان" است. تفضلی و مک‌کنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار(معنی) بهاران، هنگام بهار و روز بهاری می‌داند. وِشت در برگردان "مینوی خرد" به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیده‌اند(معنی کرده‌اند). در "ریگ‌ودا" این واژه "آپسارا" و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که فراروی گیسوی بلند خورشید را می‌گیرد. در سروده‌ی "ابو نواس" که در پی می‌آید، آبسال به ماناک(معنی) باران پرشتاب بهاری است. ابوریحان بیرونی از آن با نام "آبسال وهاری" یاد کرده که می‌تواند نشانه‌ی نزدیک شدن به بهار باشد.

💧🍀 بر پایه‌ی سروده‌ای از ناصرخسرو، این جشن با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سرسبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
در سروده‌ای از "ابو نواس" در سده‌ی دوم، این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ آمده و از نام آن در کنار نوروز و مهرگان پیداست که جشنی بزرگ و همسنگ آن‌ها بوده و به گمان به چم(معنی) رگبار تند و گذرای بهاری است:
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!

💧🍀 بیرونی در آثارالباقیه افسانه‌هایی خواندنی از این جشن نوشته است.
در روزگار کیانیان و در آستانه‌ی بهار، روباهان بالداری پدیدار می‌شدند و مایه‌ی خوشبختی مردم در آن روزگاران بودند. پس از کیانیان، روباهان ناپدید شدند و یا از میان رفتند ولی تا روزگار ابوریحان، مردم دیدن روباه در آستانه‌ی نوروز را نیک می‌شمردند.
بیرونی همچنین نوشته است که در این روز، جمشیدشاه برای نخستین بار مروارید را در دریا یافت و بیرون آورد.
مردم نیز برای اینکه سرمای سخت گذشته و بهار نزدیک است، شادمانی می‌کردند.
همچنین بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفته‌اند که در این روز بر فراز کوهی، بزکوهی سپیدی پدیدار می‌شود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر نکشد خشکسالی در پیش است.
بر پایه‌ی افسانه‌ها، در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آن‌ها را در دست گرفت.

💧🍀 درباره‌ی آیین‌های کهن جشن آبسالان گفته شده است که ایرانیان در بامداد جشن آبسالان، با نگاه به آسمان و ابرها، درباره‌ی فراوانی و خشکسالی سال آینده پیش‌بینی می‌کردند. مردم و پادشاهان در این روز به دشت‌ها می‌رفتند و پیش از اینکه پادشاه ناشتایی یا ناهار بخورد، به او پوپک، جوجه و کره‌خر پیشکش می‌کردند.

✍🏻✍🏻 پژوهش و نگارش #پریسا_امام_وردی
________________
📚📚 برگرفته از:
۱- نوشتار بلند "آیا جشن آبسالان پیوندی با جشن نوروز دارد؟" #پرویز_رجبی
۲- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۳- تارنمای نیستانه، نوشتارهای پژوهشی #الهه_معروضی
________________
#اسپندگان #آبسالان #جشن_آبسالان #فرهنگ_ایران
💧🍀 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🍵🍵 @AdabSar

🍲 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🍲 جشن اسپندی

🍵🍵 "جشن اسپندی"، یکی از نخستین جشن‌های اسپندماه بود که در آن "آش اسپندی" می‌پختند و به نشانه‌ی مهر به زنان، به آنان پیشکش می‌کردند. درباره‌ی اینکه آیا جشن اسپندی با سپندارمذگان یکی بود یا نبود، چندان نمی‌دانیم. نویسندگان، زمان برگزاری آن را یکی از نخستین روزهای اسپند می‌دانند و از اورمزد وز(یکم اسپند) تا سپندارمذروز(اسپندروز یا همان سپندارمذگان) را در گمان‌های خود آورده‌اند. «جلال خالقی مطلق» باور دارد که جشن اسپندی نمودی دیگر از جشن بزرگ اسپندگان است که در روز پنجم این ماه برگزار می‌شد و با گذر زمان در شهرها و روستاهای گوناگون، روز آن جابجا شده است. ولی بسیاری دیگر جشن اسپندی را هم‌زمان با جشن آبسالان در یکم اسپند می‌پندارند.

🍲🍲 در سال‌های نه چندان دور، شب اسپندی را به اسپندیار پیوند می‌دادند و باور داشتند که در این شب، «اسپندیارمذ» رویین‌تن که با اسب سیاه کشته شد، با اسب سپید بازمی‌گردد. اسب سیاه او را به جهان زیرین برده و اسب سپید بازمی‌گرداند. پس با چسباندن سبزه به سردر خانه به پیشوازش رفته و کنار درِ خانه جو می‌ریختند تا اسب اسپندیار بخورد. همچنین دیگی از آش اسپندی را از شب تا بامداد در تنور می‌گذاشتند تا در آن سال تنور خانه گرم بماند و آش اسپندی را می‌خوردند تا سرما نخورند.

🍛🍛 شاید ریشه‌ی این باور به نام واپسین ماه سال که اسپند یا سپندارمذ نام دارد، بازمی‌گردد. در این باور اسپندارمذ با اسب سیاه (نماد شب، سرما و زمستان) به زیر زمین رفت و با اسب سپید (نماد از روز، گرما و بهار) به زمین بازمی‌گردد و زمین کم‌کم گرم و سبز می‌شود. بنیاد این باور، چون زمین نماد باروری و زندگی است. در این روز زنان گرد هم می‌آمدند، جشن می‌گرفتند، آیین‌های زنانه داشتند و آش اسپندی می‌پختند تا شب‌های سرد زمستان را به خوبی سپری کنند.

🍵🍵 در گذشته، مردم گوسگان(جوشقان) شب نخست اسپند را آغاز سال می‌دانستند، جشن باشکوهی می‌گرفتند، بهترین خوراک را می‌پختند، شادی می‌کردند و به یکدیگر شادباش می‌گفتند. در این شب جوانان به بام‌ها رفته و با انداختن دستمالی به درون خانه، اسپندی می‌گرفتند. در این هنگام از سال اگر مردی با زنی نامزد بود یا تازه پیمان زناشویی بسته بود، پیشکشی به نام اسپندی به خانه اروس(عروس) می‌فرستاد و همگی شام را در خانه اروس می‌خوردند. همچنین در این روز افسون می‌خواندند و آن را بر کاغذ چهارگوش می‌نوشتند، مویز و دانه‌ی انار را می‌کوبیدند و باور داشتند با این کار از جانوران و گزندگان آسیبی به آن‌ها نمی‌رسد.

🍲🍲 امروز در برخی شهرستان‌های گوناگون اسپادانا(اصفهان)، یزد، اراک و استان پارس جشن اسپندی پاس داشته شده و در یکی از روزهای یکم، پنجم، نیمه‌ی اسپند یا پنج روز مانده به سال نو، آش جو اسپندی پخته می‌شود.‌ در این شهرها به آش اسپندی آش دانگو(هم‌ریشه با دانگ و دانگی)، دانکو، هفت‌دانه، دونکی، آش دونی، آش ترش، آش گندم و آش جه‌جه نیز می‌گویند. پخت آش برای جشن‌های ایرانی، نمادی از همکاری گروهی است.
در بیدگل "پلوی شب اسفندی" با خورش نخود می‌پزند و در خورش گوشت خروس می‌ریزند. در نیاسر کاشان نیز هلیم می‌پزند.

🍛🍛 در آبادی‌ها برای جشن اسپنده می‌خوانند:
غم مخور دهقان(دهگان) که اسفند(اسپند) در رسید
نان و خاگینه به دلبند در رسید
غم مخور دهقان(دهقان) که اسفند(اسپند) آمده
هفت سین، امشب به کامت آمده!
و
امشب شب اسپنده
زاییدن گوسپنده!

🖼🖼 برای دیدن فرتورهایی از برگزاری جشن اسپندی در شهرهای اراک و استان اسپادانا، به این پیوند بروید:
markazi.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=87929

✍🏻✍🏻 پژوهش و نگارش #پریسا_امام_وردی
________________
📚📚 برگرفته از:
۱- مردگیران، جشن بهاری زنان #جلال_خالقی_مطلق
۲- آش اسفندی و جشن اسفندگان، از تارنمای ایران‌نامه #شاهین_سپنتا
۳- جشن‌ها، آداب و معتقدات زمستان #ابوالقاسم_انجوی_شیرازی
۴- جشن اسفندی نمودی از سپندارمذ #محمد_جعفری (قنواتی)
________________
#فرهنگ_ایران #جشن_اسپندی #اسپندگان
🍵🍵 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻استفاده = بهره‌برداری، کاربرد، کاربری، بکارگیری، سودجویی، بهره‌مندی، بهره‌جویی، بهره‌گیری، بهره‌وری، سودبردن، سود
🔻استفاده از = به‌کارگیری، کاربری
🔻استفاده‌کردن = به‌کاربردن، بهره‌بردن، بهره‌برداشتن، سودجُستن
🔻استفاده کنیم = به‌کار بریم، بهره بگیریم
🔻حداقل استفاده = کمترین بهره، کمترین بهره‌مندی، پایین‌ترین سود
🔻حداکثر استفاده = بیشترین بهره، بیشترین بهره‌مندی، بالاترین سود
🔻سوءاستفاده = نارواگری، نادرستکاری، کَژبَهرِگی، کژبَهری، بَدبِکارگیری، کَژکاربرد، کژسود
🔻سوءاستفاده‌کردن = کژسودبردن، کَژبهره‌بردن
🔻غیرقابل‌استفاده = بیهوده، تباه، به‌دردنخور
🔻قابل استفاده = به‌کاربُردنی، بهره‌بُردنی
🔻مورد استفاده = به‌کاررفته، کاربری، کاربُرد
🔻مُستَفاد = سودداده، سودرسان، سودبرده، بهره‌گرفته، دریافته، مِنیدِه(=فهمیده شده)، پِی‌بُرده، برآمده، برگرفته، به‌دست‌آمده
🔻مُستَفادشدن = دریافت‌شدن، مِنیدِه‌شدن، برگرفته‌شدن، برآمدن

نمونه:
🔺این معامله اونقدرام که فکر می‌کنی برام استفاده نداشت =
این دادوستد آن‌اندازه‌ها هم که می‌گَمانی(گمان می‌کنی) برایم سود نداشت

🔺از فرمایشات جنابعالی استفاده می‌کنم =
از فرمایش‌های شما بهره‌مند می‌شوم
از سخنان شما بهره می‌برم
از سخنان شما سود می‌برم
از گفتارتان بهره‌وَرَم

🔺استفاده از این وسیله خیلی خطرناک است =
کاربرد این ابزار بسیار بیمناک است

🔺نباید از کلمات بیگانه استفاده کرد =
نباید از واژه‌های بیگانه بهره برد
نباید واژه‌های بیگانه را به‌کار برد

🔺برای زراعت از بذر مخصوص استفاده می‌کنم =
برای کشاورزی از بَرز ویژه سود می‌برم
برای کشاورزی دانه‌های ویژه به‌کار می‌برم
برای کشاورزی بَرزهای ویژه را به‌کار می‌گیرم
برای کِشت دانه‌ی ویژه به‌کار می‌برم
بَرزِ ویژه می‌کارم

🔺این ابنیه غیرقابل‌استفاده‌اند =
این ساختمان‌ها کاربردی ندارند
این ساختمان‌ها سودی ندارند
این ساختمان‌ها به‌درد نمی‌خورند
این ساختمان‌ها بیهوده‌اند

🔺از سبزیجات مختلف استفاده شده تا غذا خوش طعم گردد =
سبزی‌های گوناگون به‌کار گرفته شده تا خوراک خوشمزه شود
سبزی‌های گوناگون به‌کار رفته تا خورش خوشمزه شود

🔺ازش استفاده نمی‌کنم =
به‌کارش نمی‌برم

🔺عدم تقارن اغلب در بناسازی مضر است، اما با این وجود، بعضی مواقع از آن در تکنیک و هنر استفاده می‌کنند =
ناسنجی در ساختمان‌سازی پُرگاه زیان‌آور است، ولی بااین‌همه، گاهی از آن در فَند و هنر بهره می‌برند

🔺با سوءاستفاده از موقعیتش اقدام به کلاهبرداری می‌کرد =
با کَژبَهری از جایگاهش دست به کلاهبردی می‌زد

🔺از این متن چنین مستفاد می‌شود که... =
از این نوشته چنین برمی‌آید که...

🔺جنس‌ها را با حداقل استفاده فروخت =
کالاها را با کمترین سود فروخت

🔺مورد استفاده‌ی این وسیله را می‌دانید؟ =
کاربری این افزار را می‌دانید؟

🔺به طریق صحیحی مورد استفاده قرار نگرفت =
به روش درستی به‌کار نرفت

🔺 قابل‌استفاده است؟ =
به‌کاربردنی است؟
به کار می‌آید؟
کار می‌کند؟

🔺غیرقابل‌استفاده است =
به‌کاربردنی نیست
به کار نمی‌آید
کار نمی‌کند


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#استفاده #مستفاد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
goo.gl/hMoHde
زبانت ارچه پوشنده‌ی راز توست
همی رنگ چهرت بگوید درست #اسدی_توسی

روز ۲۱ فوریه «روز جهانی زبان مادری» است. روزی که از سوی یونسکو برای پاسداری از زبان‌های در آستانه‌ی نابودی و پاسداشت گوناگونیِ زبان‌ها نامگذاری شده است.

زبان، بازتاب‌دهنده‌ی فرهنگ مردمی است که به آن زبان سخن می‌گویند. نماینده‌ی کیستی آنهاست و جهان آنها را می‌شناساند.
زبان پدیده‌ای است که همچون باشَنده‌ای(موجودی) جاندار، با مردمان خود زندگی می‌کند، آنها را در بازگوکردن جهان‌شان یاری می‌دهد، در کنارشان می‌بالد، دگرگونی پیدا می‌کند و هَتا(حتی) گاهی می‌میرد.

یک نکته بر همگان روشن است و آن‌ اینکه گوناگونی(تنوع) زبانی رو به پسرفت است. چنانچه بر پایه‌ی آمارهای یونسکو، نزدیک به نیمی از شش‌هزار زبان زنده‌ی جهان که گویِش‌وَر دارند، در پرتگاه نابودی هستند و تا پایان سده‌ی ٢١ از میان خواهند رفت.

مرگ هر زبان به ماناک(معنای) ازدست‌رفتن زنجیره‌ای از فرهنگ، دیروک(تاریخ) و آیین گروهی از زمینیان، و یا بهتر بگوییم، به ماناکِ مرگ گوشه‌ای از فرهنگ آدمی است.

در ایران افزون بر زبان پارسی، روی‌هم‌رفته نزدیک به ۷۰ زبان و گویش رواگ(رواج) دارد. بزرگ‌ترین گروه‌های زبانی ایران، زبان پارسی، آذری، کُردی، ترکمنی، گیلکی، مازندرانی، تالشی، لری، اَربی(عربی)، بلوچی، لکی، تاتی و ارمنی است.

گوناگونی زبانی بخشی از گوناگون زیستی است و پاسداری از بَرماندِ(میراث) نابَسودنی(ناملموس)، که زبان بخش بزرگی از آن است، در کنار بَرماندِ بَسودنی، خویشکاری(وظیفه‌ی) همه‌ی ایرانیان و جهانیان است.

روز جهانی زبان مادری، بر همه‌ی گویِش‌وَران به زبان مادری فرخنده و گرامی باد.

#مجید_دری
#روز_جهانی_زبان_مادری
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
اگر با زبان بومی خود با فرزندان‌مان گفت‌وگو نکنیم، چند سال دیگر این زبان‌ها نابود می‌شوند‌.
۲۲ زبان و گویش در ایران آسیب‌پذیر یا در گذار نابودی هستند.

#روز_جهانی_زبان_مادری
🗣🗣
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

گفتم بهانه‌ای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من

گفتم ز عشق(اِشغ‌)بازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم، گفتا نشانه با من

#مهدی_سهیلی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🇮🇷👸🏻 @AdabSar

جشن اسپندگان
روز جشن زمین، روز جشن زن ایرانی
#هما_ارژنگی
هفتم بهمن ۱۳۸۷

جشن اسفندی است و روزی خوش
کهن آیین شاد ایرانی

خاک در جنبش و زمین در جوش
جشن بانوی راد ایرانی

سال نو در کمین سال کهن
گاه جشن و زمان بیداری‌ست

سبز پوشان خاک در راهند
زندگی در تن زمین جاری‌ست

می‌ستاییم و پاس می‌داریم
این کهن مام نرمخوی زمین

خاستگاه تمام آدمیان
ایرتن گاهوار مهر آیین

به جز آیین پاسداری خاک
سخن از روز زن بباید گفت

زان فروتن نماد زایش و مهر
شمع هر انجمن بباید گفت

خاک پر بار و بانوی دانا
از سپندارمذ نشان دارد

مزدگیران فرا رسید و کنون
بر زنان شادی ارمغان آرد

زن نیکو به هر سرای که هست
شادی‌افزا و مجلس‌افروز است

آن وفا پیشه‌ی نکو کردار
همچو خورشید تیرگی‌سوز است

با همه لطف و نازکی‌هایش
بار هستی به شانه‌ها دارد

هر شرنگی به کام او ریزد
بهر آن چاره و دوا دارد

خاک و زن در جهان کجرفتار
تکیه‌گاه سپند انسانند

باد تا در پناه ایزد پاک
شاد زیوند و شادمان مانند!

#سپندارمذگان #اسپندگان
🇮🇷👸🏻 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🌬💇🏻‍♀ @AdabSar

یکی ناخدای خسته دل
با کَرجیِ کهنه‌اش
بر بال ابرها
راه می‌پوید،

سال‌هاست که نشانی، میانِ دریاها
از اروسِ سرزمینِ شب
ماه بانوی ناز
در آنجا که ارغوانِ سپهر و نیلگونِ دریا
پیوند می‌خورند
باز می‌جوید،

با فرو نشستنِ هورشید، هفت دشت و هفت آسمان،
هفت دریا و هفت خوان،
چواکِ پیکرِ شب می‌شوند

آستاره‌ها برمی‌خیزند
و ماه بانو
باز می‌آید،

ماه بانوی ناز
کاروانِ زمین را
اَنباز می‌آید،

اینجا...
در سرزمین ستایش

ماه بانوی آهیردارِ شارینش

بر ستاوندی ایستا

با گردآفرید هم‌زایه

با روشنی هم‌پایه

با درفشی سپید

چون پرتوِ مهر

بر فرازِ دیدگانِ باز می‌آید

رخسِ گیسوانِ ماه بانو در باد

ناز می‌آید...

✍🏻✍🏻 پی‌نوشت:
کرجی = قایق
چواک = طعمه
اروس = عروس اربیک شده‌ی این واژه است
انباز = همدم، همراه
هورشید = خورشید
آهیردار = مشعل دار
شارینش = تمدن
ستاوند = سکو
هم زایه = هم ژن، هم نژاد
رخس = به گمان سراینده، رقص اربیک شده‌ی این واژه است. گفته شده که رخس برآمده از پیچ‌و‌تاب گیاه سرخس در برابر وزش بادهای آرام است.

#پوریاعزیزیان #چکامه_پارسی
#اسپندگان #سپندارمذگان

🌬💇🏻‍♀ @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🌍🌱 @AdabSar

🌍🌱 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🌍🌱 سپندارمزدگان/سپندارمذگان

🌍🌱 سپندارمذگان یا اسپندگان یکی از بزگ‎ترین و افسانه‎وارترین جشن‎های ایرانی، در ستایش سپندارمذ، ایزدبانوی زمین، از مهین ایزدان(پس از پیدایش کیش زرتشتی، از مهین فرشتگان)، نگهبان زمین، جانوران، سرسبزی و باروری، همچنین نماد مادری، مهربانی، فروتنی و بردباری بود.
سپندارمذ در ایران برنام(لقب) زمین و نماد اشغ(عشق) بود. زیرا با فروتنی و گذشت به همه مهر می‌ورزید، زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگریست و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود می‌پذیرفت.
این ایزدبانو به جانوران چراگاه می‌بخشید، از زاده شدن فرزندان نیک شادمان می‌شد و از راه رفتن زنان و مردان بداندیش و دزد آزرده می‌گشت ولی مادرانه تاب می‌آورد و در برابر بارها شکیبا بود. اسپندارمذگان در ایران باستان، روز بزرگداشت زن و زمین بود. زیرا که زنان و زمین هر دو در ویژگی‎های زایندگی، پدیدآوردن زندگی، باروری و رویش، هنباز(مشترک) بودند. این ویژگی از نام آن‎ها و ریشه‎ی یکسان زن و زمین نیز هویداست.

🌍🌱 نه تنها روز اسپندارمذگان، که سراسر اسپندماه ویژه‎ی این ایزدبانو و زنان خردمند و درستکار بود و نه تنها سراسر اسپندماه، که روز پنجم هر ماه، اسپندروز نام داشت و نماد ایزدبانوی سپندارمذ، رویش و باروری زن و زمین بود. ایرانیان او را سرچشمه‎ی مهر، بردباری و شکیبایی اهورامزدا می‌دانستند. ایزدبانوی سپندارمزد، مانند زمین شکیبا، فروتن و بارور بود و آرامش و سازش با پیرامون از ویژگی‌هایش. از این رو بانوان را از تبار خجسته‎ی او دانسته‌اند.
باید دانست در ایران باستان این روز، روز زن به برداشت امروزی نبود. روز گرامیداشت زمین بارور شونده و زنان، این همتایان زمین بود.

🌍🌱 در باورهای کهن، سپندارمذ، گام چهارم از شش گام آدمی به سوی خوشبختی بود. سپندارمذ، نماد مهر و فروتنی، بهره‌گیری درست و اندیشمندانه از نیرو و توان بود. زیرا اندیشه‌ی نیک، راهنمای آدمی به سوی مهربانی و فروتنی است. تا جایی که رفتار آدمی مایه‌ی آسودگی خود و دیگران و مهرورزی به جهان می‌شود.

🌍🌱 اسپندارمذ از ریشه سپنته‎آرمییتی در اوستایی است. بخش نخست سپنت یا سپند به چمار(معنی) پاک و ورجاوند(مقدس) و بخش دوم به چم فروتنی و در اوستا به چم زمین است. در پهلوی آن را به خرد والا برگرداندند. نام‌گذاری واپسین ماه سال به این نام که نماینده‌ی باروری است، برای سر زدن نخستین جوانه‌ها از خاک و زایش زمین پس از زمستانی سخت است.

🌍🌱 در این جشن که یکی از جشن‏های بهاری نیز به شمار می‎رفت، مردان پارسی برای نکوداشت و شادی بانوان خانواده‎ی خویش می‌کوشیدند و به آن‎ها گل و چیزهای دیگر پیشکش می‎کردند. گفته می‌شود ایرانیان نخستین مردمانی بودند که به نشانه‌ی مهرورزی و دوستی به یکدیگر گل پیشکش می‌کردند. این روز، روز پیوند مهرآمیز دلدادگان و همسران بود. سپندارمذگان روز فرمانروایی بانوان و فرمانبرداری مردان بود. آرزوهای بانوان در این روز به دیده‎ی مردان گذاشته می‌شد و این نشانه‎ی ادب مردان ایرانی بود. این روز، روز آزادی زنان بود. آن‎ها از کار در خانه و بیرون خانه دست می‌کشیدند، جامه‎ی نو و زیبا می‎پوشیدند، بالای خانه می‌نشستند، گل در دست می‎گرفتند و یا در کنار دیگر زنان به شادی می‎پرداختند. زنان در این روز فرمانروایان شهر بودند. نیایش در آتشکده‎ها از آیین‎های پایانی این روز بود.
به نوشته‌ی بیرونی، مردم کژدم بر سر در خانه‌ها می‌آویختند تا گزند نیابند. معین نوشته است که در این روز از آغاز دمیدن روشنایی تا بر آمدن آفتاب چشم‎پناهی بر برگ‌های چهارگوش می‌نوشتند و بر سه دیوار خانه می‌چسباندند.

🌍🌱 بیرونی، این روز را جشن مردگیران نامیده بود. "جلال خالقی مطلق" آن را دگردیسی از مژده‎گیران یا همان پیشکش مردان به زنان می‌داند که به مژدگیران، مزدگیران و مردگیران دگرگون شد. او همچنین نوشته است از این‎رو که دختران دم بخت را به همسرگزینی برمی‏انگیختند، اين جشن را "مردگيران" می‌ناميدند.
در این روز دختران شوهرنکرده نیز شادی می‎کردند و دیگران می‎کوشیدند انگیزه‎ پیوند زناشویی در آن‎ها پدید آورند. ولی پس از پیدایش دین، جایگاه دختران در این جشن کمرنگ و جایگاه زنان همسردار و شوهردوست پررنگ شد.
به گفته‎ی بیرونی بسیاری از این آیین‏ها در زمان باستان نبودند و با گذر زمان به سپندگان افزوده شدند.

🌍🌱 گردآوری و نگارش #پریسا_امام_وردی
_______
🌍🌱 برگرفته از:
۱- سپندارمذگان #ابراهیم_پورداود
۲- مردگیران، جشن بهاری زنان #جلال_خالقی_مطلق
۳- گرامیداشت اسپندارمذگان، روز زن در فرهنگ ایرانی #جلیل_دوستخواه
۴- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۵- جشن اسفندگان، روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۶- گل پلنگ‌مشک، نماد جشن اسپندگان #شاهین_سپنتا
_______
#اسپندگان #سپندارمذگان #فرهنگ_ایران

🌍🌱 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🌸🌱 @AdabSar

🌱 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🌱 خواندنی‎های سپندارمذگان

🌱🌸 جشن کهن سپندارمذگان، همچون دیگر آیین‌های کهن در سراسر جهان، با آیین‌ها، باورها و افسانه‌های خواندنی و زیبا درآمیخته است و خواندن آن ما را با آیین کهن آشناتر می‌کند.

🌱🌸 تنها دشمن «سپندارمزدآرمئیتی»، دیو ناخشنودی و خیره‌سری «ترومییتی»‌ بود و همیستار(رقیب) او به شمار می‌رفت. هر آنکه در این روز مایه‌ی ناخشنودی سپندارمزد و زنان که نماد باشندگی(وجود) او بودند، می‌شد، یار هم‌باور ترومیییتی به شمار می‌آمد.

🌱🌸 در گات‌های زرتشت هژده بار از آرمییتی یاد شده است:
«زرتشت» از آرمییتی، آرامش‌بخشی به کشتزارها و چراگاه‌ها و جانوران را خواست و آرزو کرد این فرمانروای نیک، نیکان را به فرمانروایی برساند و دخترش «پوروچیستا» را در گزینش شوهر شایسته یاری دهد.

🌱🌸 در افسانه‎ی «آرش شیواتیر» و به گفته‎ی «ابوریحان بیرونی»، آرش برای بازپس‎گیری سرزمین‎های ایران از تازش تورانیان، جان و زندگانی‎اش را در تیری که به رهنمونی اسپندارمذ ساخته بود، گذاشت و به سوی مرز توران پرتاب کرد.
برابر شاهنامه، آرمییتی به «منوچهرشاه» فرمان داد تا برای «آرش کمانگیر»، تیر و کمان بسازد تا در هنگامه‌ی نیاز از سرزمین پاک ایران و مرزهای آن پاسبانی کند.

🌱🌸 از آنجا که در باورهای کهن، زمین را نیز مانند زنان، بارور، زاینده و پرورنده می‌دانستند و همه باشندگان(موجودات) بر پهنه او و در پناه و آغوش او پروریده‌اند، او را نیز «ماده» دانستند و از همین خاستگاه است که واژگانی چون «مام میهن» و «سرزمین مادری» پدید آمد و فراگیر شد.

🌱🌸 سپندارمذگان نزدیک بهار، موسم رویش، سرسبزی و باروری و هنگام کشت‎وکار کشاورزان است و برای همین آن را «جشن برزگران» نیز می‏نامیدند. زیرا برزگران همیاران سپندارمذ در سبزاندن و باروری زمین هستند و در این زمان آماده‎ی کشت و کار می‌شوند. در گات‎ها، بارها نام برزگران، وَرِزیئَنت، با آرمئیتی یا زمین در کنار یکدیگر آمده‌اند.

🌱🌸 در نمادهای ایرانی که در اوستا بازنمایی شده است، پیوند زن و مرد، به پیوند زمین و آسمان همانند است. زن بارور و شکیباست و مرد همچون آسمان باران می‌بارد و آفتاب می‌تاباند تا زن/زمین فرزند بپرورد و او به زندگی فرا بخواند.

🌱🌸 بر پایه‌ی افسانه‌ها، فرشته‌ی اسپندارمذ یاری‌رسان نویسندگان و اندیشمندان بود.

🌱🌸 به نوشته‌ی پلوتارک، اردشیر دوم هخامنشی، تندرستی همسرش آتوسا را از سپندارمذ خواستار شد.

🌱🌸 جشن سپندارمذگان هنوز نزد پارسیان هند پایاست. در این روز به روی پاره كاغذ، سخنانی چند از اوستا و پهلوی می‎نویسند و به در خانه‌های خود می‎آویزند تا خانه‌شان از آسیب گزندگان و جانوران بر كنار ماند. کشاورزان همین افسون‌ را برای دور داشتن كشتزاران از گزندها به كار می‎بردند.

🌱🌸 از آن سو که زن زاینده است، در هنگامه‌هایی از ایران باستان زن را زندگی‌بخش و فرزند را دنباله‌ی مادر می‌دانستند که پیوند با مادرشاهی و زن‌سالاری ندارد. سنگ‌نبشته‌های ایذه نیز گواه آن است. مردمان برای شناساندن خود، نام مادر را بجای نام پدر می‌گفتند و می‌نوشتند.

🌱🌸 جشن سپندارمذگان نیز همچون دیگر جشن‏های ماهانه، نمادی از میان گل‏ها داشت. مهرداد بهار در برگردان «بندهش ایرانی»، رقیه بهزادی در برگردان «بندهش هندی» و سعید عریان در برگردان پهلوی «خسرو قبادان و ریدکی» گل ویژه سپندارمذ را «پلنگ‌مشک» دانسته‌اند که گلی خوشبو است. جلیل دوستخواه، سهراب خدابخشی و جهانگیر اوشیدری برپایه‎ی گمانزدی ناپایدار در «برهان قاطع»، گل ویژه‎ی سپنتاآرمئیتی را «بیدمشک» نام برده‌اند. فرتور(عکس) پیوست، گل «پلنگ‌مشک» نماد جشن اسپندگان است.

🌱🌸 گردآوری و نگارش #پریسا_امام_وردی
goo.gl/52sg3A
________________
🌱🌸 برگرفته از:
۱- سپندارمذگان #ابراهیم_پورداود
۲- مردگیران، جشن بهاری زنان #جلال_خالقی_مطلق
۳- گرامیداشت اسپندارمذگان، روز زن در فرهنگ ایرانی #جلیل_دوستخواه
۴- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۵- جشن اسفندگان، روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۶- گل پلنگ‌مشک، نماد جشن اسپندگان #شاهین_سپنتا
________________
#فرهنگ_ایران #سپندارمذگان #اسپندگان

🌸🌱 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻عاشق= دلداده، دلباخته، دلسوخته، دلشده، شیفته، پاکباز، بیدل، شیدا، گرم‌دل، مهرورز، مِهرا، دوست‌دارنده، دوستار، نیازان، ویاپان، سِنار، دیوانه
🔻عاشق‌آزار= سِنارآزار
🔻عاشق‌آسا= سِنارآسا
🔻عاشقانه= دل‌سپارانه، دلدارانه، شورمندانه، شوریده‌وار، مهرآمیز، شیفته‌وار، شیفتگانه، شیداوار، مهرورزانه
🔻عاشق‌باره= مهرباره، مهرپیشه
🔻عاشق بی‌صبر= گرم‌روان
🔻عاشق‌پیشه= شیفته، شیدا، شیداپیشه، دلشده، دلداده، دلباخته، پاکباز، بیدل
🔻عاشق‌شدن= دل‌باختن، دل‌سپردن، دل‌دادن، پاک‌باختن، شیفتن، دیوانه‌شدن، بیهوش‌شدن
🔻عاشق شوریده= خاش، شیدا
🔻عاشق‌کش= دلآزار، شیفته‌کش
🔻عاشق‌نواز= دلنواز، شیفته‌نواز
🔻عاشق و معشوق= دلدار و دلبر
🔻عاشقی= دلباختگی، دلدادگی، شوریدگی، شیدایی
🔻عاشقیت= دلسپردگی، شیفتگی
🔻عاشق یک‌فصله= دلداده‌ی یکروزه، سرسپرده‌ی فَرَهی
🔻عشق= اِشغ، شیفتگی، شیدایی، دلدادگی، دلبردگی، دلباختگی، پاکبازی، مهر، مهرورزیدن، دوست‌داشتن، دوشارم، دوشِش، دُشاکی
🔻عشق افلاطونی= اِشغ افلاتونی، دوشِش پلاتونی، مهر پلاتونی
🔻عشق اکبر= اِشغ خدایی
🔻عشق‌باز= اِشغ‌باز، دلباخته
🔻عشق‌بازی= اِشغ‌بازی، شیفتگی، شیدایی، دلباختگی، دلدادگی، مهرورزی، دلبازی
🔻عشق جسمانی(شهوت)= وَرَن، تن‌شیفتگی
🔻عشق متقابل= اِشغ دوسویه، هم‌دوشِشی، مهر دوسویه
🔻عشق ممنوع= اِشغ پنامیده، دوشش اَرُواک، مهر ناروا
🔻عشق‌نچشیده= اِشغ‌نچشیده، خشک‌جان
🔻عشق‌ورزیدن= اِشغ‌ورزیدن، مهرورزیدن، کام‌راندن
🔻معاشقه= مهرورزی، هم‌مهری، هم‌آغوشی، دلدادگی
🔻معشوق= دلبر، دلدار، دلربا، دلسِتان، نگار، ریکا، رایکا، رایگا، دوشَست، تاز
🔻معشوق جفاپیشه= گرگ‌مست
🔻معشوقه= کیجا، دوستِگان، مول

❗️«اِشغ» واژه‌ای پارسی است که به‌نادرست «عشق» نوشته می‌شود.

نمونه:
🔺وِیس ترنم عشق را ازبرای رامین نجوا می‌کرد=
وِیس زمزمه‌ی اِشغ در گوش رامین می‌خواند

🔺صحبت معشوق را طالبم =
همنشینی(و همسخنی) با دلبر را خواهانم

🔺بدو گفت مادر که ای «تاز» مام
چه بودت که گشتی چنین زردفام؟ #فردوسی

🔺که رامین را به تو دیدم سزاوار
تو او را «دوستگان»ی، او تورا یار #اسعد_گرگانی(ویس و رامین)

🔺در گلستانی که جولانگاه آن قد رساست
سرو، یک «ریکا»ی دارالمرزی کوته‌قباست #میرنجات

🔺«رایگا» روی نموده‌ست و غلط افتادی
باش تا در طلب پویه جهان پیمایی #مولوی

🔺طعمه‌ای کان «پاکبازان» را دهند
هرگز آن کی «نونیازان» را دهند؟ #عطار

🔺آن زنک می خواست تا با «مول» خویش
برزند در پیش شوی گول خویش #مولوی


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#عاشق #عاشقانه #عاشقی #عاشقیت #عشق #معاشقه #معشوق #معشوقه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

بدو گفت کسری که: «رامش که‌راست
که دارد به شادی همی پشت راست؟»

چنین داد پاسخ که: «هر کو ز بیم
بُوَد اِیْمِن و باشدش زرّ و سیم»

بدو گفت: «ما را ستایش به چیست؟
به نزدیک هرکس پسندیده کیست؟»

چنین داد پاسخ که: «آن کو نیاز
بپوشد همان رشک با ننگ و آز
هم آن‌کس که اشکش بماند نهان؛چ
پسندیده او باشد اندر جهان»

امید که این هفته و هماره:
درود ِجهان‌آفرین بر تو باد
خمِ چرخِ گردون زمینِ تو باد

#فردوسی

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
Forwarded from ادب‌سار
💫

از برم رفتی و می‌میرم از این غم، باری-

به کنارم ننشستی، به مزارم بنشین

#داعی_انجدانی
@AdabSar