ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻 وَلو = [«وَ»=واتِ بَست(حرفِ عطف)+«لو»=پیمان‌واژه(حرفِ شرط)]، و اگرچه، اگرچه، و اگر، اگر، هرچند

نمونه:
🔺باید با مفسدین اقتصادی، ولو اینکه آقازاده باشند، برخورد قاطع شود =
باید با تباه‌گران بازرگانی، اگرچه بزرگ‌زاده باشند، برخورد بُرنده شود

🔺صادق باشید، ولو به ضررتان باشد =
راستگو باشید، هرچند به زیانتان باشد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #ولو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌸🍀🌼
🍀🌼
🌼
توانگر شود هرکه خشنود گشت
دلِ آزوَر خانه‌ی دود گشت
که را آرزو بیشْ تیمار بیش
بکوش و بپوش و مَنِه آز پیش

به آسایش و نیک‌نامی گرای
گریزان شو از مردِ ناپاکْ‌رای

به چیزِ کسان دست یازد کسی
که فرهنگْ بهره‌ش نباشد بسی
#فردوسى

و در این هفته:
نخواهیم هرگز به جز آفرین
که بر ما کنند از جهان‌آفرین


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
🍀🌼
🌸🍀🌼
💫

گر مهلتی اجل به منِ خسته‌حال داد

بیماریِ غم تو نخواهد مجال داد

#آصفی_هروی
@AdabSar
💫

پیش از آنی که بخواهی از کنارت می‌روم
تا بدانی عذرِ ما را خواستن کار تو نیست

شیر کِی دیدی که با کفتارها دمخور شود
دور شو از من، نبرد تن به تن کار تو نیست

#کاظم_بهمنی
@AdabSar
🩺🧬 @AdabSar

#ارتودنسی = دندان‌آرایی
#اتاق_عمل جراحی = تالار تن‌شکافی
#پزشک_عمومی = تن‌پزشگ
#تری_گلیسرید = چربی سه‌شاخه
#دیالیز = خون‌پالایی
#کلسترول = چربی زرد
#متخصص_جراحی_عمومی = تن‌شکاف
#متخصص_قلب = دل‌پزشگ
#متخصص_مغز_و_اعصاب = مغز پزشگ
#مطب = بیمار پذیر، بیمار سرا


برگرفته از واژه‌نامه‌ی «برابر پارسی واژگان پزشگی»
فرستنده: #نادر_نوری

🩺🧬 @AdabSar
ادب‌سار
📝 @AdabSar واژه‌سازی و ما بخش پنجم فرستنده #بزرگمهر_صالحی پرهیز از واژه‌سازی ابزارواره‌ای (مکانیکی) تا جایی که می‌شود همواره کار را به شیوه‌ی درست پیش ببریم (به چَم کوشش برای بیرون کشیدن بهنجارترین و رساترین مایه‌های زبان پیوست می‌شود). آرمان از واژه‌سازی…
📝 @AdabSar
واژه‌سازی و ما
بخش ششم
فرستنده #بزرگمهر_صالحی

همدایش(ترکیب)هایی مانند «زیست‌شناسی» و «جانورشناسی» در پارسی نیز همخوانی بخش‌به‌بخش با Biologie و Zoologie دارند و می‌توانند برگردان افزاره‌ای (مکانیکی) شمرده شوند، ولی براستی برگردان افزاره‌ای نیستند و از ساخت بهنجار و همانند پارسی با فرانسه و دیگر زبان‌های هند و اروپایی برون جوشیده‌اند. ولی این همانندی ساختمان واژه در دو زبان آنچنان نیست که همه‌جا راه به برگردان افزاره‌ای بدهد. این نیز از گرایش‌های بهنجار پندار است که همیشه دنبال برابریابی خرده‌های یک واژه یا همدایش یا بازگویی در زبان خود برود و آن را به روش افزاره‌ای برگردان کند. همچنانکه نُـمارش(اشاره) شد، این روش گهگاه سودمند و کارآمد است اما همیشه نه.
برای روشن‌تر شدن این جُستار (مطلب) نمونه‌ای دیگر بیاورم: در برگردان Polytheism بهنجار است که گمانه می‌رود به دنبال واکاوی واژه به Poly- (= چند) + the- (خدا) + ism- برود و آمیختار «چندخداگرایی» برابر آن گذاشته شود. در این‌جا نخستین دشواری این است که مانک (معنی) Poly در این آمیختار چه بسا «چندین» یا «بسیار» است نه «چند»، به چَم(معنی) باور داشتن به وجود چندین یا بسیار خدا. افزون بر این، اگر بجای آتانش (توجه) به آمیختگی ریشه‌ای واژه به دنبال مانک آن برویم و در برابر آن، به گمان ما، برای نمونه «ایزدان‌پرستی» را برگزینیم، همدایش (ترکیب) ساده و بهنجار پارسی برابر با آن را به دست آورده‌ایم که به روشنی مانَک(معنی) آن را می‌رساند و بهتر و زیباتر به جای آمیختگی ناچسب «چندخداگرایی» می‌نشیند.

دنباله دارد
این رشته یادداشت را در ادب‌سار با برچسب #واژه_گزینی دنبال کنید

📝 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻نصف = نیم، نیمه، یک‌دوم
🔻نصف‌النهار = پرهون نیمروز
🔻نصفه = نیمه، نیم

نمونه:
🔺رژیم غذایی‌اش را نصفه‌کاره رها کرد =
پرهیزانه‌اش را نیمه‌کاره رها کرد

🔺چرا دیه زن نصف مرد است؟
چرا خون‌بهای زن یک‌دوم مرد است؟

🔺نصف اموالش را هبه کرد =
نیمی از دارایی‌اش را بخشید

🚩 دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #نصف #نصفه #نصف_النهار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

یک شبی را با غم عشق تو سر خواهیم کرد
هرچه باداباد آن شب را سحر خواهیم کرد

پیش چشمِ ناوک‌اندازت به صد عجز و نیاز
از دل و جان دیده و دل را سپر خواهیم کرد

گر ز لطف خویش کم کردی ولی ما در عوض
بیشتر اخلاص خویش از پیشتر خواهیم کرد

یک شبی خوانی اگر ما را به سوی خویشتن
طی این ره را به جای پا ز سر خواهیم کرد

گر به وصف آریم یکدم از دهانت شِکوه‌ای
تا دلت تنگی نگیرد مختصر خواهیم کرد

هرچه می‌آید به دست ای دل اگر بخشی به عشق
می‌نپندارم کز این سودا ضرر خواهیم کرد

بس که شیرین می‌نگارد وصفِ آن شیرین‌دهن
کِلکِ «منشی» بعد از این از نیشکر خواهیم کرد

#منشی_کاشانی
@AdabSar
💫

از دوری روی دل‌فروزی‌ست مرا

روزی که مگوی و روزگاری که مپرس

#هاتف_اصفهانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
👍1
💫

گل همیشه بهاری و سهم پاییزم
به شوق دیدن روی تو اشک می‌ریزم

بگو کجا بروم با که درد دل بکنم
ترحم چه کسی جز تو را برانگیزم

#شایان_مصلح
@AdabSar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻نصف = نیم، نیمه، یک‌دوم 🔻نصف‌النهار = پرهون نیمروز 🔻نصفه = نیمه، نیم نمونه: 🔺رژیم غذایی‌اش را نصفه‌کاره رها کرد = پرهیزانه‌اش را نیمه‌کاره رها کرد 🔺چرا دیه زن نصف مرد است؟ چرا خون‌بهای زن یک‌دوم مرد است؟ 🔺نصف اموالش…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻منصف = دادمند، دادور، دادگر، دادگستر، نیمساز، دونیم کننده، دوبخش کننده، نیمه گاه، نیمگاه (شمارشدانی)

🔻منصفانه = دادگرانه، دادورانه، دادمنشانه، دادمندانه

🔻هیئت منصفه = دادسَنجان

نمونه:
🔺هیئت‌منصفه رای به برائتش داد =
دادسَنجان رای به بی‌گناهی‌اش دادند

🔺برخوردهایی که با او شد منصفانه نبود =
برخوردهایی که با او شد دادمنشانه نبود

🔺منصف باش، ولو با دشمنت! =
دادمند باش، اگرچه با دشمنت!

🔺هر عالم محقق و منصف مدقق ... داند که این غایت ابداع است.(منشآت خاقانی) =
هر دانشمندِ پژوهنده و دادورِ باریک‌بین ... داند که این اوج نوآوری است.

🚩 دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #منصف #منصفانه #هیئت_منصفه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

باغبان‌ها به روی گل‌هاشان
نام‌هایی قشنگ بگذارند
نامی از جنس آفتاب و بهار
نام خوش آب و رنگ بگذارند

تا شبت را سپیده گل بزند
نام مهتاب و ژاله را بنویس
شور شهناز تا دلارام است
نسترن را و لاله را بنویس

عشق هنگامه می‌کند بر پا
با نگار و نگین و رکسانا
با همای و شراره و نوشین
با پریسا و هستی و مینا

با پریا و مهری و مینو
مهرناز و مهستی و مهشید
با دل‌افروز و نازنین و بهار
باز نوش‌آفرین شود خورشید

مانده طرحی قشنگ در یادم
روی دستان آب نیلوفر
بیشتر از شکوفه بنویسیم
از زری از فرشته از زیور

روشنک را به پرنیان بسپار
تا به دریا به آرزو برسی
نام آزاده را رها بنویس
تا به گل‌ها به عطر و بو برسی

ارغوان و ستایش و مهناز
شهرزاد و بهاره و مهسا
نام سودابه خوب و خوش آواست
همچو لبخند یار خوش‌سیما

ماهرخسار و ماهرخ زیباست
نام‌هایی قشنگ و پر شورند
شهربانو و مهرنوش و پری
همچو فیروزه‌ی نشابورند

همچنان مانده است در یادم
شاهرخ پارسا و گوهرشاد
مهربانو به نازگل می‌گفت
نام ایران ما گرامی باد

بنویسید هومن و فرشید
یا کیان و کیارش و نیما
آرمین آریا سروش ارژنگ
مهرزاد و سپهر یا سینا

داریوش این گل هخامنشی
شهریار بزرگ ایران است
باربد بردیا نکیسا، حال
نوبت آرمان و اشکان است

مانی و ماهیار با مزدک
از گذرگاه جاده می‌آیند
شاه انوشیروان و شروین
با آبتین هم پیاده می‌آیند

روی گلدختران آبادی
بگذارید نام بارانی
چون فروغ و فرانک و پوران
نام‌هایی همیشه ایرانی

نام رودابه و کتایون را
نام سارا و مریم و سیمین
شهرناز و انوشه و سیندخت
یاسمین و ستاره و نسرین

غصه دارد هنوز تهمینه
داغ سهراب در دلش جاری‌ست
با فرنگیس مهربان باشید
یاد آن‌ها نشان بیداری‌ست

تا به یاد منیژه می‌افتم
بیژن آزاد می‌شود از چاه
نام جمشید و ایرج و هوشنگ
می‌شود با بهار و گل همراه

شاه تهمورث و سیامک و سام
رنگ و بوی گل وطن دارند
گیو و بهرام و آرش و مهران
ریشه در کشوری کهن دارند

یاد فرهاد و بیستون باشید
بلکه شیرین شود روان شما
با کیومرثِ جان قدم بزنید
گل کند باز باغ جان شما

به منوچهرِ عشق دل بدهیم
نام او هم‌ردیف باران است
سورنا را به یاد بسپاریم
آبرودار خاک ایران است

نام کوروش ز یادمان نرود
با خشایار هم‌عنان باشیم
با فرامرز و اردشیر و قباد
زیر چتری از آسمان باشیم

باید از مازیار بنویسیم
از فریدون و بهمن و سامان
از فریبرز و بابک و شاپور
از رهام و سیامک و ساسان

آریوبرزن این شهید وطن
قهرمان همیشه‌ی ایران
رستم و یزدگرد و فیروزان
نام‌شان سربلند و جاویدان

بنویسید کاوه را با شوق
نام کسرا و نام آرش را
نام افشین و بابک و خسرو
نگذارید جا سیاوش را

پارسی این زبان ایرانی
مظهر اتحادمان باشد
نام این سرزمین جاویدان
تا همیشه به یادمان باشد

سراینده #ناشناس
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
@AdabSar
2👍1
💫

فسانه‌ام به تو معلوم چون شود که تو را

هنوز حرفی از آن ناشنیده خواب گرفت

#آهی_جغتایی
@AdabSar
💫

بازم غم عشق یار در کار آورد
غم در دل من ببین که تیمار آورد

هرسال بهار ما گل آوردی بار
امسال به جای گل همه خار آورد

#فخرالدین_عراقی
@AdabSar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻منصف = دادمند، دادور، دادگر، دادگستر، نیمساز، دونیم کننده، دوبخش کننده، نیمه گاه، نیمگاه (شمارشدانی) 🔻منصفانه = دادگرانه، دادورانه، دادمنشانه، دادمندانه 🔻هیئت منصفه = دادسَنجان نمونه: 🔺هیئت‌منصفه رای به برائتش داد =…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻انصاف = راستی، دادمندی، دادگری، داد، میانجَکی، آزرم، هُده‌گیری(=گرفتن حق)
🔻انصافا = به‌دُرستی، به‌داد، به‌دادمندی، به‌راستی، از سر دادگری، از روی داد
🔻انصاف‌دادن = به‌یک‌چشم‌نگریستن، برابر گرفتن
🔻انصاف‌داشتن = دادمند بودن، میان گرفتن، برابر داشتن

نمونه:
🔺انسان با انصافی بود =
آدم دادمندی بود

🔺از جاده انصاف خارج نشو =
از راه درست بیرون نرو

🔺واردات گندم بی‌انصافی به تولید است =
درون‌آوری گندم بی‌دادگری به فراورِش است

🔺انصافا کار پر زحمتی بود =
به‌راستی کار پر رنجی بود

#مجید_دری
#پارسی_پاک #انصاف #انصافا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
آیدا شاه قاسمی
@AdabSar
تو که ماه بلند آسمونی...🌙⭐️

ترانه‌ی زیبای «لیلا و ماه» با آواز زیبای «آیدا شاه‌قاسمی»
گفت‌وگوی ساده‌ی دو دلداده برای شکفتن و ما شدن.

سراسر واژگان این ترانه پارسی هستند

#موزیک #ترانه_پارسی
@AdabSar
🌱🌸🌷
@AdabSar

چشم فروبسته اگر وا کنی
در تو بود هرچه تمنا کنی

عافیت از غیر نصیب تو نیست
غیر تو ای خسته طبیب تو نیست

از تو بود راحت بیمار تو
نیست به غیر از تو پرستار تو

همدم خود شو که حبیب خودی
چاره‌ی خود کن که طبیب خودی

غیر که غافل ز دل زار توست
بی‌خبر از مصلحت کار توست

برحذر از مصلحت‌اندیش باش
مصلحت‌اندیش دل خویش باش

چشم بصیرت نگشایی چرا
بی‌خبر از خویش چرایی چرا

صید که درمانده ز هر سو شده‌ست
غفلت او دام ره او شده‌ست

تا ره غفلت سپرد پای تو
دام بود جای تو ای وای تو

خواجه‌ی مقبل که ز خود غافلی
خواجه نه‌ای بنده‌ی نامقبلی

از ره غفلت به گدایی رسی
ور به خود آیی به خدایی رسی
ـ...
ای شده نالان ز غم و رنج خویش
چند نداری خبر از گنج خویش؟

گنج تو باشد دل آگاه تو
گوهر تو اشک سحرگاه تو

مایه‌ی امید مدان غیر را
کعبه‌ی حاجات مخوان دیر را

غیر ز دلخواه تو آگاه نیست
زآن که دلی را به دلی راه نیست

خواهش مرهم ز دل ریش کن
هرچه طلب می‌کنی از خویش کن

#رهی_معیری
@AdabSar
💫

گر چه با دوریِ او زندگی‌ام نیست ولی

یاد او می‌دمدم جان به رگ و پوست هنوز

#سیمین_بهبهانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

به کویت با دلِ شاد آمدم با چشمِ تر رفتم 
 به دل امیدِ درمان داشتم درمانده‌تر رفتم 

تو کوته‌دستی‌ام می‌خواستی ورنه منِ مسکین 
 به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم

#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar