ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🇮🇷 @AdabSar

هشتم دی، گرامیداشت پاسدار زبان پارسی گرامی باد


بپاخیزی‌ها و از جان گذشتگی‌های آزادی‌خواهان ایرانی در سده‌های نهم و دهم ترسایی، از درخشان‌ترین رویدادهای آموزنده و برانگیزاننده‌ی جهان است.

«رادمان پور ماهک»(رادمان پسر ماهک) که امروز او را با نام «یعقوب لیث صفاری» و «یعقوب عیار» می‌شناسیم، یکی از برجسته‌ترین کسانی است که پس از یورش تازیان به ایران، کوشید آیین و فرهنگ ایرانی را از گزند به‌دور نگهدارد و و زبان شیوای پارسی را با آیینمَند(رسمی) کردن آن، زنده بدارد. او یکی از اَیباران(عیاران) دلاور و هوشمند ایران بود که کوشش‌های وی برای آب و خاک و فرهنگ ایران در درازنای زمان همچنان ارزنده و پررنگ است. او کُهرُمان(قهرمان) پایداری میهنی ایرانیان و ایرانی‌تباران در برابر بیگانگان بود.

رادمان، نخستین کسی بود که زبان پارسی را ۲۰۰ سال پس از تازش به ایران، زبان آیینی ایران دانست. از زمان تازش تا زمان رادمان، زبان آیینی ایران تازی بود. او پیش از فردوسی می‌زیست و سخن گفتن ایرانیان به زبان بیگانه را ننگ می‌شمرد. اگر کوشش آزادی‌خواهان و میهن‌دوستانی چون او و فردوسی توسی نبود، شاید ما نیز همچون مردم مسر(مصر)، اراک(عراق)، سوریه و بسیاری از کشورهای نزدیک، زبان مهادین(اصیل) خویش را از دست داده بودیم. هرچند که «میرجلال‌الدین کزازی» باور دارد که پارسی زبان سخت‌جانی است و از فراز و فرودهای سختی گذشته و زنده مانده است.

#رادمان_پورماهک در سال ۲۵۴ فَرارَفتِ ماهی(هجری قمری) یا ۸۶۸ ترسایی(میلادی) پس از آزادسازی کرمان، زبان پارسی را آیینی(رسمی) کرد. رادمان دستور داده بود که اگر کسی در رواگ(رواج) زبان دیگری برای جایگزینی پارسی بکوشد، سخت کیفر شود. او در این سال سراسر سرزمین پارس را آزاد کرد و پس از آزاد کردن خوزستان بیمار شد و درگذشت. چند سالی است که روز هشتم دی در کنار آرامگاه‌اش در نزدیکی شهر دِژپُل(دزفول)، آیین «روز میهنی(ملی) گرامی‌داشت یعقوب لیث صفاری» برگزار می‌شود.

#نوشیروان_کیهانی_زاده در تارنمای «امروز در تاریخ» نوشته است که امروز زبان‌شناسان دریافته‌اند که فردید(منظور) رادمان از زنده نگه داشتن زبان پارسی، همان گویش(لهجه)ای بود که درباریان ساسانی بدان می‌نوشتند و می‌گفتند و به گمان، سرآغاز پارسی دَری بود. گویشی که آن را پارسی دربار می‌نامیدند. پارسی دَری، فرزند پارسی میانه و نوه‌ی پارسی باستان است.
پس از او، سامانیان و خاندان بویه(آل‌بویه) زبان پارسی را گسترش دادند و از نابودی آن جلوگیری کردند. سامانیان به رواگ(رواج) زبان پارسی می‌اندیشیدند و غزنویان نیز پارسی را به هندوستان بردند.

محسن ابوالقاسمی در نبیک(کتاب) «تاریخ زبان فارسی» آورده‌است: «[...]در سال ۲۵۴ هجری، یعقوب لیث صفار، دولت مستقل ایران را در شهر زرنج سیستان تاسیس کرد و زبان فارسی دری را زبان رسمی کرد که تاکنون ادامه دارد‌[...]»
در بن‌مایه‌های کهن نیز از این رویداد نام برده شده است.


🇮🇷 @AdabSar
goo.gl/7yx7JF
Forwarded from ادب‌سار
👸🏻👸🏻👸🏻👸🏻
@AdabSar

بر روی ما نگاه خدا خنده می‌زند
هرچند ره به ساحل لطفش نبرده‌ایم
زیرا چو زاهدان سیه‌کار خرقه‌پوش
پنهان ز دیدگان خدا مِی نخورده‌ایم

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مُهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا، خدا!

ما را چه غم که شیخ، شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او می‌گشاید، او که به لطف و صفای خویش
گویی که خاک طینت ما را ز غم سرشت

توفان طعنه خنده‌ی ما را ز لب نشُست
کوهیم و در میانه‌ی دریا نشسته‌ایم
چون سینه جای گوهر یکتای راستی‌ست
زین رو به موج حادثه تنها نشسته‌ایم

ماییم... ما که طعنه‌ی زاهد شنیده‌ایم
ماییم... ما که جامه‌ی تقوا دریده‌ایم
زیرا درون جامه بجز پیکر فریب
زین هادیان راه حقیقت ندیده‌ایم

آن آتشی که در دل ما شعله می‌کشید
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما که سوخته‌ایم از شرار عشق
نام گناه‌کاره‌ی رسوا نداده بود

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدام ما
"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده‌ی عالم دوام ما"

goo.gl/wekws1
سروده‌ای جاودان از سراینده‌ی پر فروغ
#فروغ_فرخزاد
۸ دی ۱۳۱۳
۲۴بهمن ۱۳۴۵

نام سروده: پاسخ
از دفتر: دیوار
@AdabSar
👸🏻👸🏻👸🏻👸🏻
Forwarded from ادب‌سار
👸🏻👸🏻👸🏻👸🏻
@AdabSar

🌱دست‌هایم را در باغچه می‌کارم
سبز خواهم شد،
می‌دانم، می‌دانم، می‌دانم.
و پرستوها
در گودی انگشتان جوهری‌ام
تخم خواهند گذاشت...🕊

#فروغ_فرخزاد
۸ دی ۱۳۱۳
۲۴ بهمن ۱۳۴۵
goo.gl/CZxOXI

یاد باد از سراینده‌ی بی‌باک و پیشرو،
او که فرزند زمان خویش نبود،
او که خود را یافت، و زنانگی‌اش را...

🌹"فروغ فرخزاد" دوبار زاده شد!
یک بار از مادر، یک بار از درون...🌹
#ادبسار

@AdabSar
👸🏻👸🏻👸🏻👸🏻
فروغ فرخزاد - تولدی دیگر
@AdabSar
🔹تولدی دیگر

با آوای گرم سراینده #فروغ_فرخزاد

@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

هشتم دی‌ماه، روز گرامی‌داشت #رادمان_پورماهک فرمانروای نیک‌سرشت ایران، زنده‌کننده‌ی زبان پارسی پس از یورش و تازش تازی و رامیارِ ایران و ایرانی پس از ستم‌ها و بیدادِ فراوانِ ارب بر این بوم و خاک است! درود بر روان پاک و پالوده‌اش و جاوید باد نام و راهش...

نشان آمده سوی پرچینِ شب
یَلی آمده پر ز غم پر ز تب

به بازو یلِ مهربان بسته است
نشانی ز فرخ‌نژادش به دست

نشانی ز خرم‌ترین سرزمین
ز برنا بُنِ پاکِ خوش این چنین

یلی آمده پاسِ میهن کُنَد
به ایران همه نامِ نیکی زَنَد

ستایش همه برده بر ایزدان
به گیتی همه خوانده نام‌آوران

نِگه کن یلِ ما ددان را کُشد
بَدان را همه بر خموشی کِشد

که پانا یلِ پر توان دل‌سِتان
به جانش همه مهرِ میهن روان

چنان او شده بر جهانی مِهین
بنازم شَهِ نازِ ایرانزمین

به دانش شده شاهِ دانشوران
ستایش برِ او برم من ز جان

به اندیشه‌ی پاک او بر سپهر
سراسر شده خاک میهن به مهر

کژی گر همه چیره شد بر جهان
به ایران شده رهگشا "رادمان"

بگفتم یلِ نیک نهاد ای گرام
نَمارش بده باده پر کن به جام

که مانا شده مهرِ تو این چُنین
سپنتا شهِ نیکِ مهرآفرین

بگو با منِ پر ز غم، مهرِ خود
که جانم همه شورِ مستانه شد

#پوریا_عزیزیان
#چکامه_پارسی

✍🏻 پی‌نوشت:
پانا = آقا
نمارش = اشاره
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
یعقوب اگر نماند نمویم به ماتمش
پاینده باد کشور ایران و پرچمش؛

در گوشم این چکامه‌ی زیبا چه خوش نواست
ایران بجاست تا که بلند آسمان بجاست!

سراینده #پژمان_بختیاری
نگارگر #رسام_ارژنگی

🇮🇷💪🏻 @AdabSar
🗣🔊
با بن و ریشه‌ی درست واژه‌ای پرکاربرد در گفتار روزانه آشنا شویم:

صوت = سدا(سدا واژه‌ای پارسی است که به نادرستی «صدا» نوشته شده است)، بانگ، آوا، آهنگ، آواز، آواواژه، فریاد

نمونه:
با صوتی خوش شروع به خواندن کرد =
با سدایی خوش آغاز به خواندن کرد
با آهنگی خوش آغاز به خواندن کرد

سحر صوت خوش لالای جانان
به جسم مردگان بازآورد جان =
پِگه بانگ خوش لالای جانان
به کَرپِ* مردگان بازآورد جان

*کـَرپ = جسم(به پارسی پهلوی)

#مجید_دری
#پارسی_پاک #صدا #صوت

🔊 @AdabSar
@AdabSar

رها نمی‌شوم از این هجومِ خمیازه
محیطِ خستگیِ من ندارد اندازه

چنان به غصه اسیرم که چشمِ خونریزم
شده‌ست بینِ به‌خون‌خفتگان پُرآوازه

به دورِ شهرِ دلِ من حصار و دیوار است
جدا نمی‌شود از هم دو دربِ دروازه

مرا همیشه و هرجا ورق‌ورق کردند
کتابِ زندگی من نداشت شیرازه

پُر از مِه‌ام پُر از ابرم پُر از برودتِ محض
هوای حوصله اصلاً نمی‌شود تازه

#وحید_اشجع
@AdabSar
💫

گفتی که شاهکار شما در زمانه چیست

بالله که زنده‌بودن ما شاهکار ماست

#فخرالدین_عراقی
@AdabSar
💫


افسون نگاهت چه هنر داشت که ابلیس
عمری به عبادت همه بر بادِ فنا رفت

وان تیرِ نگاهت چه اثر داشت که آدم
دنبال تو افتاد که تیرش به خطا رفت

#علی_اوسط_ملیح
@AdabSar
🌳 @AdabSar

هشتم دی‌ماه، یادآورِ نامِ #رادمان_پور‌ماهک (یعقوب لیث صفاری) است. رادمردی که فرمان داد تا در فرمانروایی او جز به پارسی، سخن نگویند و ننویسند. روزی که زبان پارسی پس از دو سده دوباره زنده و زبان همگانی ایرانیان گشت.
اگرچه باید پذیرفت برگشت به زبان و نوشتار دیرین، خواست و کوشش یک یا چند تن به تنهایی نیست و باید خواستاری همگانی را در آن دید، ولی شایسته است نام رادمان پور ماهک، فردوسی و بسیارانی دیگر از گویندگان و نویسندگان پارسی‌زبان را به بزرگی یاد کرد و گرامی داشت. چرا که هر یک از آنان در هنگامه‌ی زندگانیِ پربارشان، خویشکاری(وظیفه) خود را برای پاسداری از زبان نیاکانی که نماد همبستگی و وابستگی مردمان ایران بزرگ فرهنگی است به سزاواری انجام داده‌اند.
و باید به یاد آورد کسانی هم بوده‌اند و هستند که همواره دانسته و نادانسته، شکر پارسی را از زبان دور خواسته و با بیگانه‌نویسی تلخ‌کامی به بار آورده‌اند. کسانی که امروزه نیز دمِ زبانِ پارسی را تنگ می‌فشارند و آن را مرده می‌خواهند. بر همین پایه، امروزیان خویشکاری‌ای بزرگ دارند که دُرِّ دَری را چون جان شیرین نگاهبانی کنند.

#مسعود_فرزانگان هشتم دی ۱۳۹۹
#پیام_پارسی
🌳 @AdabSar
ادب‌سار
📝 @AdabSar واژه‌سازی و ما بخش هیژدهم #بزرگمهر_صالحی بازنمود(تعریف) واژه: پيش از آغاز به گفتن درباره‌ی واژه‌سازی، نابجا نیست که اندکی در‌باره‌ی ستودن* واژه به گونه‌ای که برخی زبان‌شناسان گفته‌اند، سخن بگوییم. واژه یکای(واحد) مانک‌داری است که در خور بخش‌بندی…
📝 @AdabSar
واژه‌سازی و ما
بخش نوزدهم
#بزرگمهر_صالحی


واژه‌سازی آن بخش از دستگاه گردانش(صَرف) زبان است که نمایان کننده‌ی واژهای تازه است. از همين رو، بيش از هر بخش دیگر زبان، دستخوش دگرسانی و دگرگشت می‌شود و هماهنگ‌سازی زبان با اگره(شرط)های تازه بر دوش آن نَهِش(قرار) دارد.
همدایش و ریشه‌گیری (ترکیب و اشتقاق) دو روش بنیادین واژه‌سازی هستند. در همدایش دست‌كم دو واژه به هم می‌پیوندند و یک واژه‌ی تازه می‌سازند. مانند «مهمانخانه» و «پهلوان‌پرور» که ساختن به شیوه‌ی «وند افزایی» روی می‌دهد و در پایان آن از یک واژه جداشده به‌دست می‌آيد. مانند «کارمند»، «دانشجو» و «جنگجویان». این دو روش در پدید آوردن واژه‌ها و وتان(اصطلاح)های نو بسیار ارزشمندند. برای نمونه آگاهی از این که واژه‌ی «تنديس» از دو بخش «تن» و «ديس» (پسوند همانندی) ساخته شده است، خواننده‌ی تازه‌کار را به دریافت مانَک(معنی) آن كه «پیکره» است، راهنمایی می‌کند. آگاهی از شیوه‌ی ساخت واژگانی به یاری «کده» مانند «آتشکده» و «دانشکده» در دریافت مانک‌های آن واژه‌ها هناینده(موثر) است و ساختن همدایش‌های تازه مانند «بارکده» (شهر یا بندری كه جایگاه گرد آمدن کالا باشد) «زبانکده»، «پژوهشکده» و جز آن را آسان می‌کند.
☘️🍁⛈️☘️🍁⛈️
شیوه‌ی هم‌ریشگی(اشتقاق) در زبان‌های گوناگون ناهمسانند. در زبان‌های سامی مانند عربی، ریشه‌گیری به روش‌های گوناگونی است که این شیوه در زبان‌های هندواروپایی بسیار اندک است.

«سفيلد» ریشه‌گیری در زبان انگلیسی را به دو گونه بخش می‌کند:
۱- گونه‌ای این است که واژه‌ای از واژه‌ای دیگر با دگرگونی در نمای آن گرفته شود. مانند men در افزونه‌ی man.
۲- گونه‌ی دیگر آن است که واژه را با افزودن ونـدها (پیشوند و پسوند) می‌سازد، بی‌آن که نمای بنیادین آن دگرگونی یابد. مانند manly که با پسوند ly ساخته شده است و reform که با افزودن پیشوند re به form به‌دست آمده است.

در زبان فرانسوی ریشه‌گیری سه روش دارد:
۱- با افزودن پسوند مانند accidental از accident.
۲- با افزودن پیشوند مانند reformer از reform.
۳- دگرگونی جایگاه دستوری واژه مانند آنکه beau به مانک زیبا که فروزه(صفت) است، در مانک نام le beau به‌کار رود.

پیچیدگی‌هایی که در اینجا پیش می‌آید درباره‌ی برخی از ریشه‌گیری‌ها است كه آیا بنیاد ریشه‌گیری در آن‌ها نام است يا پویه(فعل)! به گفته‌ی دیگر نخست نام بوده است و سپس از آن پویه ساخته‌اند یا واژگونه(برعکس)؟
در این‌باره، به‌کارگیری گاهداد(تاريخ) تا اندازه‌ای دشواری را می‌زداید. برای نمونه واژه‌های «پناهیدن» و «انباریدن» چنان‌که کاربرد نشان می‌دهد، از نام‌های «پناه» و «انبار» ساخته شده‌اند.


دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
ادب‌سار
🗣🔊 با بن و ریشه‌ی درست واژه‌ای پرکاربرد در گفتار روزانه آشنا شویم: صوت = سدا(سدا واژه‌ای پارسی است که به نادرستی «صدا» نوشته شده است)، بانگ، آوا، آهنگ، آواز، آواواژه، فریاد نمونه: با صوتی خوش شروع به خواندن کرد = با سدایی خوش آغاز به خواندن کرد با آهنگی…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻کتاب صوتی = آوانامه، سدانامه

🔻کتاب = نَسک، نوشته، نوشتار، نبشته، نامک، دفتر، نامه، نـیپیک، بـَرنوشت، دیوان( کتاب شعر)، ماتیکان
بنگرید به: telegram.me/AdabSar/3689

🔻صوت = سدا(سدا واژه‌ای پارسی است که به نادرستی صدا نوشته شده)، بانگ، آوا، آهنگ، آواز، آواواژه، فریاد
بنگرید به: telegram.me/AdabSar/4991

🔺به گواه فرهنگ‌های «برهان» و «دهخدا»(که بن‌مایه‌های آن در پی می‌آید)، «سدا» واژه‌ای پارسی و «صدا» تازی‌شده(معرب) آن است.

دهخدا:
صدا. [ ص َ ] (ع اِ) معرب «سدا» است و آن آوازی باشد که در کوه و گنبد وامثال آن پیچد و باز همان شنیده شود و در عربی نیز همین معنی را دارد. (برهان)

دهخدا:
سدا. [ س َ ] (اِ) آوازی را گویند که در کوه و گنبد و حمام و امثال آن پیچد ومعرب آن صداست. (برهان)


#مجید_دری
#پارسی_پاک #صدا #صوت #کتاب_صوتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

دی که نهال قامتش جلوه‌گر از نظر گذشت
دل ز شکیب بازماند جان ز قرار درگذشت

زخمِ خدنگِ غمزه‌اش قابل التیام نیست
آه چگونه جان بَرم از دل و از جگر گذشت

گاه به ناله و فغان گاه به شهر و کو دَوان
شام گذشت آنچنان بی تو چنین سحر گذشت

عشق که آفت آورَد هرگز از آن خبر نبود
هیچ مپرس سرگذشت برقِ بلا ز سر گذشت

شعله‌ی عشق مو به مو از تنِ من زبانه زد
هرکه گذشت در بَرم با دلِ پُرحذر گذشت

«مصطفی» خامُشی گزین آه و فغان چه‌ می‌کنی
گوش نمی‌کند کسی ناله‌ات از اثر گذشت

#مصطفی_بردوانی
@AdabSar
💫

ترسم رخت ز دود دل من شود سیاه

کآیینه است و آینه را نیست تابِ آه

#آگاه_قاجار
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

شیوه‌ی خوش‌منظران چهره نشان دادن است
پیشه‌ی اهل نظر دیدن و جان دادن است

چون به لبش می‌رسی جان بده و دم مزن
نرخ چنین گوهری نقد روان دادن است

#فروغی_بسطامی
@AdabSar
🌾 @AdabSar

گاه می‌اندیشند و می‌پرسند که چرا زبان پارسی دری، در درازای هزار سالی که زبان دانش و ادب شده است، دگرگونی‌هایی بنیادین و آشکار نیافته است. آیا این ویژگی در پارسی دری که کهنی است نو و دوری است نزدیک، از آن است که این زبان، در درازنای زمان، زبانی فرومانده و ایستا بوده است و بدور از پویایی و نوشوندگی؟ اگر زبان آیینه‌ی فرهنگ است و دیگرگونی‌ها و پیشرفت‌های فرهنگی در آن بازمی‌تابد، چرا پارسی دری، در این هزار سالی که بر آن می‌گذرد، چندان دیگرگون نشده است.

با آنکه فرهنگ و ادب ایرانی در این روزگار از پویاترین و زنده‌ترین فرهنگ‌ها و ادب‌ها در جهان بوده است و زبان پارسی نیز، چونان زبانی کارآمد و فرهنگی، بر پهنه‌ای از جهان، از شمال آفریکا تا خاوری‌ترین مرزهای چین و هتا(حتی) آن سوی آن، رواج و روایی داشته است، چرا این زبان که از هر روی می‌بایست نیک دیگرگون می‌شده، کمابیش ایستا و یکسان مانده است؟ پاسخ این است: ایستایی برونی پارسی دری و یکسان‌ماندگی آن نه تنها نشانه‌ی فرومردگی و فرسودگی آن نیست، که به درست گویای سرشت زنده و تپنده و پویای این زبان است. به گفته‌ای روشن‌تر، پارسی دری در بسیاری از زمینه‌های زبان‌شناختی که دیگرگونی در زبان‌ها در گرو آن‌هاست، به فرجام دیگرگونی خویش رسیده است؛ به مرزی بازپسین که به ناچار پویایی و دیگرشدگی زبان در آن به پایان خود می‌رسد.

📒 برشی از نوشتار بلند «پویه‌ی پایای پارسی»
#میرجلال_الدین_کزازی

🌾 @AdabSar
💰 @AdabSar

شناخت زبانزد «سبیل کسی را چرب کردن»
فرستنده: #بزرگمهر_صالحی


در آغاز فرمانروایی صفویان، ریش و سبیل بلند رواگمند(رایج) بود ولی آرام‌آرام از شکوهمندی ریش کم و به ستُرگی سبیل افزوده شد تا جایی که در زمان شاه عباس نخست، دیگر ریش کم و زدوده شد و به‌جایش سبیل‌های کلفت و بلند و افروزه‌ای (چخماقی) پسند شد. سبیل‌های از بنا‌گوش در رفته دلخواه پادشاه بود و همه کوشش می‌کردند در بلند کردن سبیل با یکدیگر هماوردی کنند تا پسند فرمانروا باشند و ساده‌تر به خواسته‌ی خود برسند. ولی برای رو به بالا نگهداشتن این سبیل‌ها باید روزی چند بار آن را چرب می‌کردند و درخشش می‌دادند و برای این کار گماشتگانی داشتند. هر گاه این گماشتگان کار خود را خوب انجام می‌دادند و دارنده‌ی سبیل از زیبایی و شکوهمندی سبیل خود شاد می‌شد، نزدیکان هر درخواستی که داشتند می‌گفتند و دارنده‌ی سبیل نیز می‌پذیرفت.
از این‌رو گزاره‌ی «سبیل کسی را چرب کردن» در آن زمان میان مردم مانکی برابر باج‌گیری و گرفتن چیزی از دارنده‌ی سبیل داشت.
ولی امروز این زبانزد به مانک باج دادن است. بدین‌گونه که کسی به دارنده‌ی سبیل باج می‌دهد تا وی کارش را انجام دهد.
درست مانکی وارونه‌ی مانک آغازین آن.


👨🏻‍🦱 فَرتور(عکس): نمونه‌های سبیل صفوی

#پیام_پارسی
b2n.ir/Sebil
💉 با یک واژه‌ی پزشکی پرکاربرد آشنا شویم:

🔻لوکال آنستزی/بی‌حسی موضعی = کرختی گالی، لمسی جایه‌ای

🔻بی‌حس = لمس(از لمس تازی جداست)، کرخت، سست، دَنگ، اَپِبُد

🔻موضع = نهادگاه، گال، جای، جایگاه، جایه

🔻موضعی = گالی، جایه‌ای


🌡 برای آشنایی با واژه‌ی «حس» و واژگان دیگر بر این بنیاد به این پیام بنگرید:
t.me/AdabSar/1833

#مجید_دری
#پارسی_پاک #بی_حس #بی_حسی #موضع #موضعی #بی_حسی_موضعی

💉 @AdabSar
🙏1