💫
چشمان تو عشق و کینه را با هم داشت
یک حس دوگانه حالتی مبهم داشت
از سازِ مخالف زدنت ممنونم
اُرکسترِ غم فقط همین را کم داشت
#سعید_ربیعی
@AdabSar
چشمان تو عشق و کینه را با هم داشت
یک حس دوگانه حالتی مبهم داشت
از سازِ مخالف زدنت ممنونم
اُرکسترِ غم فقط همین را کم داشت
#سعید_ربیعی
@AdabSar
مهر دیدم بامدادان چون بتافت
از خراسان سوی خاور میشتافت!
🌵🌺 @AdabSar
در زادروز نمادین #رودکی شمار اندکی از سرهسرودگان پدر #چکامه_پارسی را بخوانیم. رودکی از سرایندگان پیشرو در بهکارگیری واژگان نژادهی پارسی است و واژگان بسیاری از میان چامههای او بازیابی شدهاند. در سرودگان او وامواژه بسیار اندک است و آنچه در اینجا آمده، شاید یک در هزار باشد.
زمانه پندی آزادوار داد مرا
زمانه را چو نکو بنگری همه پند است
به روزِ نیکِ کسان گفت تا که غم نخوری
بسا کسا که به روزِ تو آرزومند است
زمانه گفت مرا خشمِ خویش دار نگاه
کِرا زبان نهبهبند است، پای در بند است!
🌵🌺🌱
شاد زی با سیاه چشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
زآمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
🌵🌺🌱
گفت فردا نشتر آرم پیش تو
خود بیاهنجم سِتیم از ریش تو
🌵🌺🌱
هرکه ناموخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
تا جهان بود از سر مردم فراز
کس نبود از راز دانش بینیاز
مردمان بخرد اندر هر زمان
راز دانش را به هرگونه زبان
گرد کردند و گرامی داشتند
تا به سنگ اندر همی بنگاشتند
🌵🌺🌱
دانش اندر دل چراغ روشن است
وز همه بد بر تن تو جوشن است
🌵🌺🌱
نکو گفت مزدور با آن «خدیش»
مکن بد به کس، گر نخواهی به خویش
🌵🌺🌱
گُل دگرره به گُلْسِتان آمد
وارهی باغ و بوستان آمد
🌵🌺🌱
با سَد(صَد)هزار مردم تنهایی
بی سدهزار مردم تنهایی
🌵🌺🌱
رودکی چنگ بر گرفت و نواخت
باده انداز، کو سرود انداخت
نابسوده دو دست رنگین کرد
ناچشیده به تارک اندر تاخت...
b2n.ir/Roodaki
🌱🌺 فرتور(عکس): بوستان رودکی در تاجیکستان
از خراسان سوی خاور میشتافت!
🌵🌺 @AdabSar
در زادروز نمادین #رودکی شمار اندکی از سرهسرودگان پدر #چکامه_پارسی را بخوانیم. رودکی از سرایندگان پیشرو در بهکارگیری واژگان نژادهی پارسی است و واژگان بسیاری از میان چامههای او بازیابی شدهاند. در سرودگان او وامواژه بسیار اندک است و آنچه در اینجا آمده، شاید یک در هزار باشد.
زمانه پندی آزادوار داد مرا
زمانه را چو نکو بنگری همه پند است
به روزِ نیکِ کسان گفت تا که غم نخوری
بسا کسا که به روزِ تو آرزومند است
زمانه گفت مرا خشمِ خویش دار نگاه
کِرا زبان نهبهبند است، پای در بند است!
🌵🌺🌱
شاد زی با سیاه چشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
زآمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
🌵🌺🌱
گفت فردا نشتر آرم پیش تو
خود بیاهنجم سِتیم از ریش تو
🌵🌺🌱
هرکه ناموخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
تا جهان بود از سر مردم فراز
کس نبود از راز دانش بینیاز
مردمان بخرد اندر هر زمان
راز دانش را به هرگونه زبان
گرد کردند و گرامی داشتند
تا به سنگ اندر همی بنگاشتند
🌵🌺🌱
دانش اندر دل چراغ روشن است
وز همه بد بر تن تو جوشن است
🌵🌺🌱
نکو گفت مزدور با آن «خدیش»
مکن بد به کس، گر نخواهی به خویش
🌵🌺🌱
گُل دگرره به گُلْسِتان آمد
وارهی باغ و بوستان آمد
🌵🌺🌱
با سَد(صَد)هزار مردم تنهایی
بی سدهزار مردم تنهایی
🌵🌺🌱
رودکی چنگ بر گرفت و نواخت
باده انداز، کو سرود انداخت
نابسوده دو دست رنگین کرد
ناچشیده به تارک اندر تاخت...
b2n.ir/Roodaki
🌱🌺 فرتور(عکس): بوستان رودکی در تاجیکستان
💭 با کاربردهای پرشمار یک واژهی پارسی آشنا شویم.
#والا واژهای پارسی است و نیازی نیست هنگام سخنگفتن جایگزینی برای آن بیابیم.
والاتر آن که بهجای واژههای بیگانه نیز میتوانیم از «والا» بهره ببریم.
✍ برای نمونه:
#عالی = والا
#تعالی = والایی
#بلکه = والاتر که
#تشخص = والایی
#شخصیت = والایی
#عالیجناب = والاگهر
#عظیم_الشأن = والاجاه
#عالی_رتبه = والاجایگاه
#بسمه_تعالی = به نام او که والاست
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
💭 @AdabSar
#والا واژهای پارسی است و نیازی نیست هنگام سخنگفتن جایگزینی برای آن بیابیم.
والاتر آن که بهجای واژههای بیگانه نیز میتوانیم از «والا» بهره ببریم.
✍ برای نمونه:
#عالی = والا
#تعالی = والایی
#بلکه = والاتر که
#تشخص = والایی
#شخصیت = والایی
#عالیجناب = والاگهر
#عظیم_الشأن = والاجاه
#عالی_رتبه = والاجایگاه
#بسمه_تعالی = به نام او که والاست
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
💭 @AdabSar
@AdabSar
تا كِی به شكل خاطرهای گم ببينمت
در عطر سیب و مزّهی گندم ببينمت
من آن هميشه چشم به راهم به من بگو
يک جمعه در هزارهی چندم ببينمت
در كوچههای يافتنت پرسه میزنم
شاید كه در میانهی مردم ببينمت
در خشكسالِ شادی و در قحط عاطفه
با يک سبد امید و تبسم ببينمت
امشب دوباره گريهی من در غزل تنيد
شاید میان بغض و ترنم ببينمت
باید دوباره باشی و معنا كنی مرا
تا كِی به شكل خاطرهای گم ببينمت
#سعید_ربیعی
@AdabSar
تا كِی به شكل خاطرهای گم ببينمت
در عطر سیب و مزّهی گندم ببينمت
من آن هميشه چشم به راهم به من بگو
يک جمعه در هزارهی چندم ببينمت
در كوچههای يافتنت پرسه میزنم
شاید كه در میانهی مردم ببينمت
در خشكسالِ شادی و در قحط عاطفه
با يک سبد امید و تبسم ببينمت
امشب دوباره گريهی من در غزل تنيد
شاید میان بغض و ترنم ببينمت
باید دوباره باشی و معنا كنی مرا
تا كِی به شكل خاطرهای گم ببينمت
#سعید_ربیعی
@AdabSar
❄️🔥 @AdabSar
تشنهی ساحل نیَم چون کشتی بیبادبان
هر کجا امید توفانی است لنگر میکنم!
صائب تبریزی
🔄 دِگَـرِش(تغییر) در گسترههای مانیک(معنایی) و دگرگشت واژگانی
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
🔁 بخش نخست: دگرگشت واژگانی
جایگزین واژگانی:
جایگزینی واژهی زمینشناسی و زیستشناسی بهجای واژههای معرفتالارض و علمالحیات.
افزایش واژگانی:
افزوده شدن واژههای رایانه، بالگرد و رزمایش به فراخور پیشرفتهای فناورانه.
کاهش واژگانی:
زُدایش(حذف) واژههای گَو/گیو به مانک پهلوان و واژهی چاپار از پرهون(دایره) واژگانی.
🔃 بخش دوم: دگرش در گسترههای مانیک و دگرگشتهای پرمانهای(مفهومی)
دگرگونی مانک:
واژهی آهنگ در گذشته به مانک خواست و انگیزه(قصد) بوده است، ولی امروز به مانک از خُنیا(موسیقی) است.
گسترش مانک:
واژهی سپر در گذشته ابزار جنگی بوده ولی امروزه این واژه در مانک ابزاری در خودرو کاربرد دارد.
کاهش واژگانی:
واژهی داور در گذشته به مانک داوری کننده در جنگها، درگیریها و کارها کاربُرد داشته است. ولی امروز به مانک داور بازی و همآورد ویژه گردیده است.
🔀 پینوشت: برای دگرگشتهای پرمانهای، فتادها(موارد) بسیاری میتوان بر شمرد. برای آگاهی بیشتر بنگرید به «حوزههای معنایی: کوروش صفوی»
#پیام_پارسی
❄️🔥 @AdabSar
تشنهی ساحل نیَم چون کشتی بیبادبان
هر کجا امید توفانی است لنگر میکنم!
صائب تبریزی
🔄 دِگَـرِش(تغییر) در گسترههای مانیک(معنایی) و دگرگشت واژگانی
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
🔁 بخش نخست: دگرگشت واژگانی
جایگزین واژگانی:
جایگزینی واژهی زمینشناسی و زیستشناسی بهجای واژههای معرفتالارض و علمالحیات.
افزایش واژگانی:
افزوده شدن واژههای رایانه، بالگرد و رزمایش به فراخور پیشرفتهای فناورانه.
کاهش واژگانی:
زُدایش(حذف) واژههای گَو/گیو به مانک پهلوان و واژهی چاپار از پرهون(دایره) واژگانی.
🔃 بخش دوم: دگرش در گسترههای مانیک و دگرگشتهای پرمانهای(مفهومی)
دگرگونی مانک:
واژهی آهنگ در گذشته به مانک خواست و انگیزه(قصد) بوده است، ولی امروز به مانک از خُنیا(موسیقی) است.
گسترش مانک:
واژهی سپر در گذشته ابزار جنگی بوده ولی امروزه این واژه در مانک ابزاری در خودرو کاربرد دارد.
کاهش واژگانی:
واژهی داور در گذشته به مانک داوری کننده در جنگها، درگیریها و کارها کاربُرد داشته است. ولی امروز به مانک داور بازی و همآورد ویژه گردیده است.
🔀 پینوشت: برای دگرگشتهای پرمانهای، فتادها(موارد) بسیاری میتوان بر شمرد. برای آگاهی بیشتر بنگرید به «حوزههای معنایی: کوروش صفوی»
#پیام_پارسی
❄️🔥 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«زمان» واژهای پارسی است که تازیان آن را از پارسی وام گرفته و واژههایی چون «ازمنه» و «مزمن» را از آن برساختهاند.
🔻زمان = پارسی تازیشده، زروان(اوستایی)، هنگام، گاه، روزگار، اُوام
🔻آخرالزمان = پایان روزگار، سرانجام، پسین زمان
🔻به مرور زمان = با گذشت زمان
🔻زمان طولانی = زمان دراز، درنگ زمان
🔻زمان قدیم = زمان پیشتر، گذشته
🔻ازمنه = زمانها، هنگامها، گاهها، روزگاران
🔻در ازمنهی بعید = در زمانهای دور، در روزگاران دور
🔻مزمن = کهنه، دیرینه، دیرپا، ریشهدار، دیرنده
🔻مرض مزمن = بیماری دیرپا، بیماری دیرنده
⭐️ «زمان» به چَم(معنی) «رسیدن مرگ» نیز بوده است:
همانا که او را زمان آمدهست
که ایدر به جنگم دمان آمدهست (فردوسی)
زمان من اینک رسد بیگمان
رها کن به خواب خوشم یک زمان (نظامی)
زمان چون تو را از جهان کرد دور
پس از تو جهان را چه ماتم، چه سور (فردوسی)
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #زمان #مزمن #ازمنه
#آخرالزمان #مرض_مزمن #ازمنه_بعید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«زمان» واژهای پارسی است که تازیان آن را از پارسی وام گرفته و واژههایی چون «ازمنه» و «مزمن» را از آن برساختهاند.
🔻زمان = پارسی تازیشده، زروان(اوستایی)، هنگام، گاه، روزگار، اُوام
🔻آخرالزمان = پایان روزگار، سرانجام، پسین زمان
🔻به مرور زمان = با گذشت زمان
🔻زمان طولانی = زمان دراز، درنگ زمان
🔻زمان قدیم = زمان پیشتر، گذشته
🔻ازمنه = زمانها، هنگامها، گاهها، روزگاران
🔻در ازمنهی بعید = در زمانهای دور، در روزگاران دور
🔻مزمن = کهنه، دیرینه، دیرپا، ریشهدار، دیرنده
🔻مرض مزمن = بیماری دیرپا، بیماری دیرنده
⭐️ «زمان» به چَم(معنی) «رسیدن مرگ» نیز بوده است:
همانا که او را زمان آمدهست
که ایدر به جنگم دمان آمدهست (فردوسی)
زمان من اینک رسد بیگمان
رها کن به خواب خوشم یک زمان (نظامی)
زمان چون تو را از جهان کرد دور
پس از تو جهان را چه ماتم، چه سور (فردوسی)
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #زمان #مزمن #ازمنه
#آخرالزمان #مرض_مزمن #ازمنه_بعید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌼🌺
🌼🌺
🌺
زبان و دلت با خرَد راست کن
همی ران از آنسان که خواهی سَخُن
هر آنکس که اندر سرش مغز بود
همه رای و گفتارِ او نغز بود
هر آنگه که باشی تو با رایزن
سَخُنها بیارای بی انجمن
گَرَت رای با آزْمایش بُوَد
همهْ روزت اندر فزایش بُوَد
شود جانَت از دشمن آژیر*تر
دل و مغز و رایَت جهانگیرتر
#فردوسى
با آرزوی اینکه:
بباشید ایمِن به ایوانِ خویش
به یزدان سپرده تن و جانِ خویش
-------------------
*توانا
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺
🌼🌺
🌸🌼🌺
🌼🌺
🌺
زبان و دلت با خرَد راست کن
همی ران از آنسان که خواهی سَخُن
هر آنکس که اندر سرش مغز بود
همه رای و گفتارِ او نغز بود
هر آنگه که باشی تو با رایزن
سَخُنها بیارای بی انجمن
گَرَت رای با آزْمایش بُوَد
همهْ روزت اندر فزایش بُوَد
شود جانَت از دشمن آژیر*تر
دل و مغز و رایَت جهانگیرتر
#فردوسى
با آرزوی اینکه:
بباشید ایمِن به ایوانِ خویش
به یزدان سپرده تن و جانِ خویش
-------------------
*توانا
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺
🌼🌺
🌸🌼🌺
💫
يک جام با تو خوردن يک عمر مِی پرستی
يک روز با تو بودن يک روزگار مستی
#فروغی_بسطامی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
يک جام با تو خوردن يک عمر مِی پرستی
يک روز با تو بودن يک روزگار مستی
#فروغی_بسطامی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
💫
دانی چگونه باشد از دوستان جدایی
چون دیدهای که مانَد خالی ز روشنایی
سهل است عاشقان را از جانِ خود بریدن
لیکن ز روی جانان مشکل بُود جدایی
در دوستی نیاید هرگز خلل ز دوری
گر در میان جانان مهری بُود خدایی
#همام_تبریزی
@AdabSar
دانی چگونه باشد از دوستان جدایی
چون دیدهای که مانَد خالی ز روشنایی
سهل است عاشقان را از جانِ خود بریدن
لیکن ز روی جانان مشکل بُود جدایی
در دوستی نیاید هرگز خلل ز دوری
گر در میان جانان مهری بُود خدایی
#همام_تبریزی
@AdabSar
🪐 @AdabSar
آموزههای مولانا
✍ نویسنده و فرستنده: #احمد_ابراهیمیان(رهگذر)
#پیام_پارسی
سخن از مولانا در برخورد نخست ساده میآید چون پشتوانهی سترگی در پژوهش یا بازخوانی زندگی و سرودههای آن بزرگمرد، بهویژه «مثنوی معنوی» هست که چاپ شده و یا در تارنما، گروهها و رسانههای دیگر در دسترس است که نیازی به نگارش در این زمینه برداشت نمیشود.
ولی آیا به راستی اینگونه است؟ اگر اینگونه باشد پس تشنگی روزافزون مردم جهان به چاپ و پراکنش یادگارهای مولانا از چیست؟ آیا بجز این است که مردم همروزگار ما نیز شورانگیختگی مینویی(معنوی) داشته و در پی نشانههای آن هستند؟
آری، تا بوده و هست، نیازهای مینویی در سراچهی خواستنهای آدمی خواهد بود و تنها رویه و آوند(ظرف) و گنجانهی آن دیگرگون شده است.
اکنون در سدهی کنونی چه از مولانا بخواهیم و چگونه او را به یاری نیازهای خود فرابخوانیم؟ این پرسشی است که نیاز به کاوش دارد.
اگر خوانش ما از سروده و نوشتههای مولانا در اندازهی نمای بیرونیاش باشد و به گفتهی او پوستهی آن را ببینیم، با خوشایند یا بدآیند هر کس پیوند میخورد و نیکی اندرون مغز آن را کم خواهیم چشید. پوستهاش زیبایی و هماهنگی و درستی است ولی در سفرهای ژرف آن، راستی، یگانگی و همآوایی زمینیان و آسمانیان است. جایی که روندگان از جداییها، دوریها، رنگها، مرزها و... فراتر رفتهاند و آغوشی شدهاند برای پذیرش تلخی و شیرینی، سختی و آسودگی، درستی و نادرستی و هر چه در رویهی سرودگان باهم ناسازگار است.
اگر بدین نگرش به گیتی نگاه کنیم، جنگها، بیماریها و دیگر پیشامدها چگونه به دید خواهند آمد و ما چه برخوردی با آنها خواهیم داشت؟
این پرسش را اگر کسی به اینگونه پاسخ گوید که ما هم مانند مولانا با این جستارها(موضوعات) برخورد میکنیم داوشی(ادعایی) بیپایه و سنجشی ناهمگون نموده است. زیرا نه زمان، زمانه مولاناست نه پیشامدها برابر با آن دوران است.
ما در همنشینی با جهان اندیشهی مولانا به بینشی دست خواهیم یافت که در برخورد با ناگواریها، بهجای گله و دریغا، به پذیرش دلی سختیها روی آورده و هم در رویارویی و کنار زدن کم و کاستیها و رویش و پویش انگیزه و خواستها خواهیم کوشید و هم با خرسندی همهی زخمها و سختیها را تاب خواهیم آورد.
ما اگر بتوانیم به نگاهی برسیم که یک دم و آن خود را نیز از خواست پروردگار بدانیم، دیگر بیم و واهمهای از درد و کاستی نیست و هر دم ما به پیش میرویم.
همچنین فرادید مینویی مولانا نه پوچی و هیچی که جهانی زیباتر و فراختر در گسترهی ما میگشاید که این جهان در سنجش با آن کوچکتر و دستوپا گیرتر است.
زایشی دیگر بباید تا در آن شویم و راستینگی هرچه در اینجا است، ببینیم و دریابیم آنچه در این سو بود، مزهای و خوشبویهای(عطری) بیش نبود. هرچه زیباتر و والاتر است، به راستی آنجاست که پیوستگی با پیوستارِ پروردگار، همین است.
🪐 @AdabSar
آموزههای مولانا
✍ نویسنده و فرستنده: #احمد_ابراهیمیان(رهگذر)
#پیام_پارسی
سخن از مولانا در برخورد نخست ساده میآید چون پشتوانهی سترگی در پژوهش یا بازخوانی زندگی و سرودههای آن بزرگمرد، بهویژه «مثنوی معنوی» هست که چاپ شده و یا در تارنما، گروهها و رسانههای دیگر در دسترس است که نیازی به نگارش در این زمینه برداشت نمیشود.
ولی آیا به راستی اینگونه است؟ اگر اینگونه باشد پس تشنگی روزافزون مردم جهان به چاپ و پراکنش یادگارهای مولانا از چیست؟ آیا بجز این است که مردم همروزگار ما نیز شورانگیختگی مینویی(معنوی) داشته و در پی نشانههای آن هستند؟
آری، تا بوده و هست، نیازهای مینویی در سراچهی خواستنهای آدمی خواهد بود و تنها رویه و آوند(ظرف) و گنجانهی آن دیگرگون شده است.
اکنون در سدهی کنونی چه از مولانا بخواهیم و چگونه او را به یاری نیازهای خود فرابخوانیم؟ این پرسشی است که نیاز به کاوش دارد.
اگر خوانش ما از سروده و نوشتههای مولانا در اندازهی نمای بیرونیاش باشد و به گفتهی او پوستهی آن را ببینیم، با خوشایند یا بدآیند هر کس پیوند میخورد و نیکی اندرون مغز آن را کم خواهیم چشید. پوستهاش زیبایی و هماهنگی و درستی است ولی در سفرهای ژرف آن، راستی، یگانگی و همآوایی زمینیان و آسمانیان است. جایی که روندگان از جداییها، دوریها، رنگها، مرزها و... فراتر رفتهاند و آغوشی شدهاند برای پذیرش تلخی و شیرینی، سختی و آسودگی، درستی و نادرستی و هر چه در رویهی سرودگان باهم ناسازگار است.
اگر بدین نگرش به گیتی نگاه کنیم، جنگها، بیماریها و دیگر پیشامدها چگونه به دید خواهند آمد و ما چه برخوردی با آنها خواهیم داشت؟
این پرسش را اگر کسی به اینگونه پاسخ گوید که ما هم مانند مولانا با این جستارها(موضوعات) برخورد میکنیم داوشی(ادعایی) بیپایه و سنجشی ناهمگون نموده است. زیرا نه زمان، زمانه مولاناست نه پیشامدها برابر با آن دوران است.
ما در همنشینی با جهان اندیشهی مولانا به بینشی دست خواهیم یافت که در برخورد با ناگواریها، بهجای گله و دریغا، به پذیرش دلی سختیها روی آورده و هم در رویارویی و کنار زدن کم و کاستیها و رویش و پویش انگیزه و خواستها خواهیم کوشید و هم با خرسندی همهی زخمها و سختیها را تاب خواهیم آورد.
ما اگر بتوانیم به نگاهی برسیم که یک دم و آن خود را نیز از خواست پروردگار بدانیم، دیگر بیم و واهمهای از درد و کاستی نیست و هر دم ما به پیش میرویم.
همچنین فرادید مینویی مولانا نه پوچی و هیچی که جهانی زیباتر و فراختر در گسترهی ما میگشاید که این جهان در سنجش با آن کوچکتر و دستوپا گیرتر است.
زایشی دیگر بباید تا در آن شویم و راستینگی هرچه در اینجا است، ببینیم و دریابیم آنچه در این سو بود، مزهای و خوشبویهای(عطری) بیش نبود. هرچه زیباتر و والاتر است، به راستی آنجاست که پیوستگی با پیوستارِ پروردگار، همین است.
🪐 @AdabSar
ادبسار
📝 @AdabSar واژهسازی و ما بخش هفدهم ✍ #بزرگمهر_صالحی بررسی پیشینهی ساخت واژ در ایران در ايران پژوهش دربارهی دستور زبان به سدههای بسيار کهن باز میگردد. چنین مینماید بسيار دور، در زمان ساسانيان نيز دربارهی آواشناسی و ساختواژه بررسیهایی انجام شده است.…
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش هیژدهم
✍ #بزرگمهر_صالحی
بازنمود(تعریف) واژه:
پيش از آغاز به گفتن دربارهی واژهسازی، نابجا نیست که اندکی دربارهی ستودن* واژه به گونهای که برخی زبانشناسان گفتهاند، سخن بگوییم. واژه یکای(واحد) مانکداری است که در خور بخشبندی به دو پاره یا پارههای کوچکتر مانکدار نیست و به شیوهی آزاد یا جداگانه بهکار می.رود.
بازنمود واژه كار آسانی نیست. از اینرو بسیاری از زبانشناسان دیدگاههای گوناگونی از آن به دست دادهاند. اینک بازنمودهای واژه را بخوانیم:
۱-دستهای از آواها كه دارای مانک است.
۲- کوچکترین بخش زبانی که به تنهایی بهکار رود و دستکم از یک سازه پدید آمده باشد.
۳- یکی از پنج بخش دستوری سخن که میان سازه و گروه، نهش(قرار) میگیرد.
۴- کوچکترین بخش آزاد گفته كه دارای نمایی در سخن است.
۵- نمود نوشتاری یا زبانی اندیشه
- «آندره مارتينه» بهجای واژهی وَتان(اصطلاح) «بخش١» را بهکار برده است.
- «هلیدی» (M.K.Halliday) در نگريه جُستار و سنجش (scale and category) واژه را بر پایهی پارههای ساختاری آن بازنمود کرده که یکی از شناختهترین بازنمودهای ستودن واژه است. به نگر او «واژه بخشی از ساخت یا دستور زبان است که از یک یا چند واژک/واج/واژتک ساخته شده و در ساخت گزاره بهكار میرود.»
- «اكماجيان و ديگران» (۱۹۹۷، برگ ۵۰) در بازگفت فراگیر دربارهی واژگان گفتهاند که واژه گزارهای است از پیوند و هماهنگ شدن نهش(قرار)ها و مانک.
- بازنمود ديگری هم از «لئونارد بلومفیلد» (۱۹۹۳) دربارهی واژه آمده كه كموبیش فراگیرترین بازنمود شناخته شده است و برای بسیاری از زبانشناسان پذیرفته شده است.
بلومفیلد در مروادن(تعریف) واژه میگوید: «واژه، گزارهای است از کوچکترين بخش آزاد(The minimal free form) که در زبان بهکار میرود.»
نمونه(مثال) بازنمود بلومفیلد، واژهی «وزیران» در پاسخ به این پرسش است که: «چه کسانی دیروز نشست شَروانیدن زَتانی(امنیت ملی) برپا کردهاند؟
✍ پینوشت: فردید(منظور) از ستودن/ستایش واژه در این نوشتار هنگامی است که به فراوانی به یک نهشته(موضوع) بپردازیم و پیاپی از آن سخن بگوییم.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش هیژدهم
✍ #بزرگمهر_صالحی
بازنمود(تعریف) واژه:
پيش از آغاز به گفتن دربارهی واژهسازی، نابجا نیست که اندکی دربارهی ستودن* واژه به گونهای که برخی زبانشناسان گفتهاند، سخن بگوییم. واژه یکای(واحد) مانکداری است که در خور بخشبندی به دو پاره یا پارههای کوچکتر مانکدار نیست و به شیوهی آزاد یا جداگانه بهکار می.رود.
بازنمود واژه كار آسانی نیست. از اینرو بسیاری از زبانشناسان دیدگاههای گوناگونی از آن به دست دادهاند. اینک بازنمودهای واژه را بخوانیم:
۱-دستهای از آواها كه دارای مانک است.
۲- کوچکترین بخش زبانی که به تنهایی بهکار رود و دستکم از یک سازه پدید آمده باشد.
۳- یکی از پنج بخش دستوری سخن که میان سازه و گروه، نهش(قرار) میگیرد.
۴- کوچکترین بخش آزاد گفته كه دارای نمایی در سخن است.
۵- نمود نوشتاری یا زبانی اندیشه
- «آندره مارتينه» بهجای واژهی وَتان(اصطلاح) «بخش١» را بهکار برده است.
- «هلیدی» (M.K.Halliday) در نگريه جُستار و سنجش (scale and category) واژه را بر پایهی پارههای ساختاری آن بازنمود کرده که یکی از شناختهترین بازنمودهای ستودن واژه است. به نگر او «واژه بخشی از ساخت یا دستور زبان است که از یک یا چند واژک/واج/واژتک ساخته شده و در ساخت گزاره بهكار میرود.»
- «اكماجيان و ديگران» (۱۹۹۷، برگ ۵۰) در بازگفت فراگیر دربارهی واژگان گفتهاند که واژه گزارهای است از پیوند و هماهنگ شدن نهش(قرار)ها و مانک.
- بازنمود ديگری هم از «لئونارد بلومفیلد» (۱۹۹۳) دربارهی واژه آمده كه كموبیش فراگیرترین بازنمود شناخته شده است و برای بسیاری از زبانشناسان پذیرفته شده است.
بلومفیلد در مروادن(تعریف) واژه میگوید: «واژه، گزارهای است از کوچکترين بخش آزاد(The minimal free form) که در زبان بهکار میرود.»
نمونه(مثال) بازنمود بلومفیلد، واژهی «وزیران» در پاسخ به این پرسش است که: «چه کسانی دیروز نشست شَروانیدن زَتانی(امنیت ملی) برپا کردهاند؟
✍ پینوشت: فردید(منظور) از ستودن/ستایش واژه در این نوشتار هنگامی است که به فراوانی به یک نهشته(موضوع) بپردازیم و پیاپی از آن سخن بگوییم.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
👍1
🕯🪔 @AdabSar
اسپندار بیفروزیم و بر واژگانی دیگر پرتو بیاندازیم:
🕯 شمع = سِپَندار، اسپندار، شَمالِه، موم، مومانگبین، کندیل{واژهی «کندل» انگلیسی(=شمع) و یا «شاندولیه» فرانسوی(=شمعدان) و یا «چاندرا»ی سانسکریت(=روشنی ماه) با آن از یک ریشهاند}
🪔 شمعدان = شَمالهدان، آتشدان، گلن، کندیله(کندیله به زبان تازی رفته و قندیل شده است)
🌸 شمعدانی = سِپَنداره(از گیاهان)
✍ نمونه:
شمعها را در شمعدان بگذارید =
کندیلها را در کندیله بگذارید
سِپَندارها را در آتشدان بگذارید
شَمالهها را در شَمالهدان بگذارید
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #شمع #شمعدان #شمعدانی
🕯🪔 @AdabSar
اسپندار بیفروزیم و بر واژگانی دیگر پرتو بیاندازیم:
🕯 شمع = سِپَندار، اسپندار، شَمالِه، موم، مومانگبین، کندیل{واژهی «کندل» انگلیسی(=شمع) و یا «شاندولیه» فرانسوی(=شمعدان) و یا «چاندرا»ی سانسکریت(=روشنی ماه) با آن از یک ریشهاند}
🪔 شمعدان = شَمالهدان، آتشدان، گلن، کندیله(کندیله به زبان تازی رفته و قندیل شده است)
🌸 شمعدانی = سِپَنداره(از گیاهان)
✍ نمونه:
شمعها را در شمعدان بگذارید =
کندیلها را در کندیله بگذارید
سِپَندارها را در آتشدان بگذارید
شَمالهها را در شَمالهدان بگذارید
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #شمع #شمعدان #شمعدانی
🕯🪔 @AdabSar
@AdabSar
چشمانت از اصالت باران بهارتر
هر روز میشوم به نگاهت دچارتر
از راه میرسی و من انگار میشوم
هربار روبهروی تو بیاختیارتر
قلبم تپید با خودش انگار گفته بود
هر لحظه در هوای شما بیقرارتر
شادی از آنِ توست که همزادِ آتشی
این روحِ داغدیدهی ما سوگوارتر
انگار پشت مردمکانت کسی مرا
میخواند از صدای خودم غصهدارتر
نفرین به هرچه بعد تو و هرکه بعد تو
دنیای بی حضور تو هربار تارتر
خورشید شو درختِ مرا تا شود کمی
این سیبهای کال به شوقت انارتر
...
اما تو رفتهای و کسی گنگ مانده است
در بُهتِ خیسِ پنجره چشمانتظارتر
#محمدرضا_جمیلی
@AdabSar
چشمانت از اصالت باران بهارتر
هر روز میشوم به نگاهت دچارتر
از راه میرسی و من انگار میشوم
هربار روبهروی تو بیاختیارتر
قلبم تپید با خودش انگار گفته بود
هر لحظه در هوای شما بیقرارتر
شادی از آنِ توست که همزادِ آتشی
این روحِ داغدیدهی ما سوگوارتر
انگار پشت مردمکانت کسی مرا
میخواند از صدای خودم غصهدارتر
نفرین به هرچه بعد تو و هرکه بعد تو
دنیای بی حضور تو هربار تارتر
خورشید شو درختِ مرا تا شود کمی
این سیبهای کال به شوقت انارتر
...
اما تو رفتهای و کسی گنگ مانده است
در بُهتِ خیسِ پنجره چشمانتظارتر
#محمدرضا_جمیلی
@AdabSar
💫
شبی صد بار در خوابم خودم را میکشم اما
چنین کاری به بیداری از این تن برنمیآید
حواسم هست مادر نشنود شبگریههایم را
که از او هم به غیر از غصهخوردن برنمیآید
#نفیسه_سادات_موسوی
@AdabSar
شبی صد بار در خوابم خودم را میکشم اما
چنین کاری به بیداری از این تن برنمیآید
حواسم هست مادر نشنود شبگریههایم را
که از او هم به غیر از غصهخوردن برنمیآید
#نفیسه_سادات_موسوی
@AdabSar
❄️ @AdabSar ❄️
❄️آشنایی با جشنهای ایرانی
☂جشن دیگان نخست - هشتم دی
🌨 اگر به نام روزهای ماه در گاهشمار کهن ایران بنگریم، در هر ماه سه روز با واژهی «دی» نامگذاری شدهاند.
این روزها بر پایهی گاهشمار باستانی ایران، روز «دی بآذر» هشتم ماه؛
روز «دی بمهر» پانزدهم ماه؛
و روز «دی بدین» بیستوسوم ماه بودند.
از اینرو در ماه دی بجز فردای شب چله که جشن خرمروز است، سه جشن دیگان برگزار میشد.
❄️ بیشتر روزهای ماه با نام نیروهای مینوی نامگذاری شدهاند ولی دی برگرفته از «دا» و دا برگرفته از واژهی اوستایی «دادار»(به چم دادن، بخشیدن و آفریدن) و نام ایزد یکتا است. نام سردترین ماه سال با نام خداوند نامگذاری شده بود تا در سرمای سخت یاریگر مردمان باشد. از اینرو جشنهای دیگان همواره با نیایش و ستایش آفریدگار همراه بود.
☃️ آیین سادهپوشی، برابریخواهی، آشتیجویی و همنشینی شاهان با مردم آیین جشن دیگان بود. دیگان، ویژهی ستایش ویژگیهای نیک و پسندیدهی آدمی بود.
«ابوریحان بیرونی» نوشته است که در روزهای جشن دیگان پادشاهان پوشاک ساده و سپید میپوشیدند و میان مردم و برزگران میرفتند و میگفتند من مانند یکی از شما هستم و با شما برادرم، زیرا استواری و پایداری جهان به کارهایی است که به دست شما انجام میشود و آرامش کشور نیز با من است، نه پادشاه را از مردم گریزی است و نه مردم را از پادشاه.
«رجبی» نوشته است در هیچکجای پژوهشها، نبیک(کتاب)های تاریخی و نوشتهها و سنگنبشهها نوشته نشده است که پادشاهان با مردم روستایی کشور بر یک خوان نشسته باشند و نمیدانیم بیرونی برای این نوشتهی خود چه گواهی دارد. شاید بتوان گمان کرد که در روزگاری نزدیک به ابوریحان بیرونی یک پادشاه یا فرمانروا دست به چنین کاری زده باشد. اگرچه به دیدگاه بیرونی چنین خرده گرفتهاند، ولی باید بدانیم که بیرونی مردی جستوجوگر و پرسشگر بود که برای گواه یافتههای خود بسیار کوشیده و از روشهای خوانش(مطالعه) در روزگار خود بهرهها برده است. اگر نبود بیرونی، ما بخش بزرگی از همین آگاهی اندک را دربارهی آیینهای ایرانی در دست نداشتیم.
🌼 گفته میشود گلهای بادرنگ، کاردک و شنبلید نماد جشنهای دیگان هستند.
goo.gl/ld96cc
________________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ملی ایرانیان #ذبیح_الله_صفا
۲- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
۳- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
۴- تارنمای «ایرانبوم»
۵- بادرنگ و کاردک و شنبلید، گلهای جشن دیگان #شاهین_سپنتا
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_دیگان #دیگان
❄️ @AdabSar ❄️
❄️آشنایی با جشنهای ایرانی
☂جشن دیگان نخست - هشتم دی
🌨 اگر به نام روزهای ماه در گاهشمار کهن ایران بنگریم، در هر ماه سه روز با واژهی «دی» نامگذاری شدهاند.
این روزها بر پایهی گاهشمار باستانی ایران، روز «دی بآذر» هشتم ماه؛
روز «دی بمهر» پانزدهم ماه؛
و روز «دی بدین» بیستوسوم ماه بودند.
از اینرو در ماه دی بجز فردای شب چله که جشن خرمروز است، سه جشن دیگان برگزار میشد.
❄️ بیشتر روزهای ماه با نام نیروهای مینوی نامگذاری شدهاند ولی دی برگرفته از «دا» و دا برگرفته از واژهی اوستایی «دادار»(به چم دادن، بخشیدن و آفریدن) و نام ایزد یکتا است. نام سردترین ماه سال با نام خداوند نامگذاری شده بود تا در سرمای سخت یاریگر مردمان باشد. از اینرو جشنهای دیگان همواره با نیایش و ستایش آفریدگار همراه بود.
☃️ آیین سادهپوشی، برابریخواهی، آشتیجویی و همنشینی شاهان با مردم آیین جشن دیگان بود. دیگان، ویژهی ستایش ویژگیهای نیک و پسندیدهی آدمی بود.
«ابوریحان بیرونی» نوشته است که در روزهای جشن دیگان پادشاهان پوشاک ساده و سپید میپوشیدند و میان مردم و برزگران میرفتند و میگفتند من مانند یکی از شما هستم و با شما برادرم، زیرا استواری و پایداری جهان به کارهایی است که به دست شما انجام میشود و آرامش کشور نیز با من است، نه پادشاه را از مردم گریزی است و نه مردم را از پادشاه.
«رجبی» نوشته است در هیچکجای پژوهشها، نبیک(کتاب)های تاریخی و نوشتهها و سنگنبشهها نوشته نشده است که پادشاهان با مردم روستایی کشور بر یک خوان نشسته باشند و نمیدانیم بیرونی برای این نوشتهی خود چه گواهی دارد. شاید بتوان گمان کرد که در روزگاری نزدیک به ابوریحان بیرونی یک پادشاه یا فرمانروا دست به چنین کاری زده باشد. اگرچه به دیدگاه بیرونی چنین خرده گرفتهاند، ولی باید بدانیم که بیرونی مردی جستوجوگر و پرسشگر بود که برای گواه یافتههای خود بسیار کوشیده و از روشهای خوانش(مطالعه) در روزگار خود بهرهها برده است. اگر نبود بیرونی، ما بخش بزرگی از همین آگاهی اندک را دربارهی آیینهای ایرانی در دست نداشتیم.
🌼 گفته میشود گلهای بادرنگ، کاردک و شنبلید نماد جشنهای دیگان هستند.
goo.gl/ld96cc
________________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ملی ایرانیان #ذبیح_الله_صفا
۲- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
۳- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
۴- تارنمای «ایرانبوم»
۵- بادرنگ و کاردک و شنبلید، گلهای جشن دیگان #شاهین_سپنتا
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_دیگان #دیگان
❄️ @AdabSar ❄️
ادبسار
✍ شما بنویسید... این نوشته را به پارسی برگردانید و به این نشانی 👉 @New_View برای ما بفرستید تا در ادبسار همرسانی کنیم. 📖 ناظمالاسلام کرمانی مینویسد: میرزا حسنآقا، مدیر مدرسهی رشدیه از اشخاص با حرارت و درستکار، به تهران آمد و تاسیس مدرسه رشدیه را…
✍ ۵- #سیدسلیم_حسینی_بدخشانی
میرزا حسن آقا، گردانندهی آموزشگاه رشدیه(رهنمود به راه درست) از مردمان گرمادیده و درستکار به تهران آمد و آموزشگاه رشدیه را بنیاد گذاشت. بهراستی بنیادگذاری نهاد آموزشگاهها کار تازهای از این کس(بزرگوار) است. در آغاز آمدنش پارسایان و برخی از مردم او را یک بیآیین پلید چشم میدانستند.
فریاد پارسایان در انجمنها بلند شد که پایان روزگار نزدیک شده که گروهی بابی و بیآیین میخواهند نویسهی ما را دگرگون کنند، قرآن را از دست کودکان بگیرند و نوشتار به آنان یاد بدهند.
دیگر آنکه کودکان را زبان بیگانه آموزش دادهاند.
کوتاهتر اینکه نوشتاری هم برخی از بزرگان آیینی (علمای دین) بر وازدن آموزشگاهها نوشتند و گردانندگانش را پیوسته بیآیین نمایاندند.
#پاسخ_شما
💬 @AdabSar
میرزا حسن آقا، گردانندهی آموزشگاه رشدیه(رهنمود به راه درست) از مردمان گرمادیده و درستکار به تهران آمد و آموزشگاه رشدیه را بنیاد گذاشت. بهراستی بنیادگذاری نهاد آموزشگاهها کار تازهای از این کس(بزرگوار) است. در آغاز آمدنش پارسایان و برخی از مردم او را یک بیآیین پلید چشم میدانستند.
فریاد پارسایان در انجمنها بلند شد که پایان روزگار نزدیک شده که گروهی بابی و بیآیین میخواهند نویسهی ما را دگرگون کنند، قرآن را از دست کودکان بگیرند و نوشتار به آنان یاد بدهند.
دیگر آنکه کودکان را زبان بیگانه آموزش دادهاند.
کوتاهتر اینکه نوشتاری هم برخی از بزرگان آیینی (علمای دین) بر وازدن آموزشگاهها نوشتند و گردانندگانش را پیوسته بیآیین نمایاندند.
#پاسخ_شما
💬 @AdabSar