Forwarded from ادبسار
☀️🍉 @AdabSar
🌞 یلدا، میانجی وای و دی
پیشینهی #یلدا به هفت هزار سال پیش میرسد. هرچند که نمیتوان زمان رُشمند(دقیق)ی برای پیدایش رویدادهای باستانی پایوَرید(اثبات کرد). یک گمان دربارهی پیدایش چله این است که کاسپینها، تیرهای از نژاد آریایی و مردمانی دارای فرهنگ والا، یلدا را بنیاد نهادند.
در این شب که هنگامهی افسردگی سال است، مردم گرد هم میآیند تا دوستی را پیمانی دوباره بندند. پیمانهای دوستی در ایران باستان با میانجیگری ایزد مهر انجام میشد. از اینرو در باورهای باستانی، مهر در این شب زاده میشود. با زایش مهر، خورشید نیز سر میزند. خورشید و مهر در باورهای باستانی یکی نبودند ولی پیوندی ناگسستنی داشتند و مهرپرستی در ایران در روزگار پیشازرتشتی فراوانی داشت.
چنانکه گفته شد ایزد مهر در شب یلدا، شبی میان دو ماه زاده شد. ماه آذر به نام ایزد آتش و ماه دی که دیو زمستان را به یاد میآورد. یلدا، در میانهی دو روان اهورایی و اهریمنی است. از دیگر سو، مهر نیز میانجی نیروهای نیکی و بدی است. «وای» یا ایزد باد در افسانههای ایرانی دو سویهی اهریمنی و اهورایی دارد و «دی» سویهی اهریمنی وای است. بادهای نرم بهاری کار ایزد وای هستند و بادهای سهمگین پاییزی کار دیو وای یا همان دیو دی هستند. یلدا گذرگاهی سخت میان بادهای سرد پاییز و زمستان است و مردم گرد هم میآیند تا هراس و تاریکی را با هم پشتسر بگذارند و برای روزهای سخت آماده شوند.
گفتنی است در ایران باستان این هر دو ماه زمستانی بودند زیرا ازپایان مهر تا پایان اسپند زمستان بود.
📜 برداشت آزاد از یادداشت: «شبی خوش است»
✍🏼 #سهند_آقایی
فرتور(عکس) پیوست: سنگنگارهی "ایزد مهر" سوار بر گردونهی چهاراسب که هر بامداد از بالای کوههای البرز به ایرانیان مینگرد.
☀️🍉 goo.gl/NfYRwT
🌞 یلدا، میانجی وای و دی
پیشینهی #یلدا به هفت هزار سال پیش میرسد. هرچند که نمیتوان زمان رُشمند(دقیق)ی برای پیدایش رویدادهای باستانی پایوَرید(اثبات کرد). یک گمان دربارهی پیدایش چله این است که کاسپینها، تیرهای از نژاد آریایی و مردمانی دارای فرهنگ والا، یلدا را بنیاد نهادند.
در این شب که هنگامهی افسردگی سال است، مردم گرد هم میآیند تا دوستی را پیمانی دوباره بندند. پیمانهای دوستی در ایران باستان با میانجیگری ایزد مهر انجام میشد. از اینرو در باورهای باستانی، مهر در این شب زاده میشود. با زایش مهر، خورشید نیز سر میزند. خورشید و مهر در باورهای باستانی یکی نبودند ولی پیوندی ناگسستنی داشتند و مهرپرستی در ایران در روزگار پیشازرتشتی فراوانی داشت.
چنانکه گفته شد ایزد مهر در شب یلدا، شبی میان دو ماه زاده شد. ماه آذر به نام ایزد آتش و ماه دی که دیو زمستان را به یاد میآورد. یلدا، در میانهی دو روان اهورایی و اهریمنی است. از دیگر سو، مهر نیز میانجی نیروهای نیکی و بدی است. «وای» یا ایزد باد در افسانههای ایرانی دو سویهی اهریمنی و اهورایی دارد و «دی» سویهی اهریمنی وای است. بادهای نرم بهاری کار ایزد وای هستند و بادهای سهمگین پاییزی کار دیو وای یا همان دیو دی هستند. یلدا گذرگاهی سخت میان بادهای سرد پاییز و زمستان است و مردم گرد هم میآیند تا هراس و تاریکی را با هم پشتسر بگذارند و برای روزهای سخت آماده شوند.
گفتنی است در ایران باستان این هر دو ماه زمستانی بودند زیرا ازپایان مهر تا پایان اسپند زمستان بود.
📜 برداشت آزاد از یادداشت: «شبی خوش است»
✍🏼 #سهند_آقایی
فرتور(عکس) پیوست: سنگنگارهی "ایزد مهر" سوار بر گردونهی چهاراسب که هر بامداد از بالای کوههای البرز به ایرانیان مینگرد.
☀️🍉 goo.gl/NfYRwT
☀️🌻 نخستین روز زمستان را با شادی دمیدن خورشید زرنگار و جشن شاد و کهن خورروز، خرمروز، خورهروز یا خورشیدروز، با مهر و همدلی، راستکاری، خوشبینی و خردورزی، با جشن چیرگی بر تیرگی آغاز می کنیم و از پروردگار بخشاینده و مهرآفرین یاری میجوییم.
«به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست»
#هما_ارژنگی
@AdabSar
☀️☀️☀️
🌻🌻
✨
«به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست»
#هما_ارژنگی
@AdabSar
☀️☀️☀️
🌻🌻
✨
🏳️🇮🇷 یکم دی، روز برادر و خواهر در ایران باستان
👫 در بررسی و کاوش پیرامون جشنها و آیینهای ایرانی، جسته و گریخته پیامهایی را میخوانیم که «روز خواهر و برادر» در ایران باستان را شادباش میگویند و آن را برابر با یکم دی و «جشن خورروز» میدانند.
این روز، برداشتی از خُرم روز (یکم دی) و روز پس از شب چله است.
👫 «ابوریحان بیرونی» که امروز بخش بزرگی از شناخت خود دربارهی ایران باستان را وامدار وی هستیم، در پژوهش ارزشمندش «آثار الباقیه»، به آیین بسیار زیبایی دربارهی خرم روز پرداخته است.
👫 بیرونی نوشته است:
در این روز پادشاه از تخت شاهی به زیر میآمد، جامهی سپید میپوشید، در بیابان بر زیرانداز یا غالی سپید مینشست، با کشاورزان و برزگران همنشین میشد، از یک خوان(سفره) با آنها خوراک میخورد و میگفت: «من امروز مانند یکی از شما هستم. من با شما برادر هستم. زیرا پایداری دنیا به کارهایی است که به دست شما میشود و آبادانی هم به پادشاه است. من که پادشاه هستم با شما برزگران برادر خواهم بود و مانند دو برادر مهربان خواهیم بود. بهویژه که دو برادر مهربان، هوشنگ و ویکرد چنین بودند...»
👫 همچنین اگر از پادشاهان زن همچون «همای چهرزاد» و «پوراندخت» نیز بر پایهی آیین دیرین چنین سخن میگفت، مهرورزی شاهبانو به مردم در جایگاه خواهر بود.
✍🏻 برگرفته از تارنمای «خردگان»
نویسنده: #مجید_خالقیان
بازنویسی به پارسی: «ادبسار»
#جشن_های_ایرانی #دیگان
برای آشنایی با "خرمروز" بنگرید به:
t.me/AdabSar/12541
🏳️🇮🇷 @AdabSar
👫 در بررسی و کاوش پیرامون جشنها و آیینهای ایرانی، جسته و گریخته پیامهایی را میخوانیم که «روز خواهر و برادر» در ایران باستان را شادباش میگویند و آن را برابر با یکم دی و «جشن خورروز» میدانند.
این روز، برداشتی از خُرم روز (یکم دی) و روز پس از شب چله است.
👫 «ابوریحان بیرونی» که امروز بخش بزرگی از شناخت خود دربارهی ایران باستان را وامدار وی هستیم، در پژوهش ارزشمندش «آثار الباقیه»، به آیین بسیار زیبایی دربارهی خرم روز پرداخته است.
👫 بیرونی نوشته است:
در این روز پادشاه از تخت شاهی به زیر میآمد، جامهی سپید میپوشید، در بیابان بر زیرانداز یا غالی سپید مینشست، با کشاورزان و برزگران همنشین میشد، از یک خوان(سفره) با آنها خوراک میخورد و میگفت: «من امروز مانند یکی از شما هستم. من با شما برادر هستم. زیرا پایداری دنیا به کارهایی است که به دست شما میشود و آبادانی هم به پادشاه است. من که پادشاه هستم با شما برزگران برادر خواهم بود و مانند دو برادر مهربان خواهیم بود. بهویژه که دو برادر مهربان، هوشنگ و ویکرد چنین بودند...»
👫 همچنین اگر از پادشاهان زن همچون «همای چهرزاد» و «پوراندخت» نیز بر پایهی آیین دیرین چنین سخن میگفت، مهرورزی شاهبانو به مردم در جایگاه خواهر بود.
✍🏻 برگرفته از تارنمای «خردگان»
نویسنده: #مجید_خالقیان
بازنویسی به پارسی: «ادبسار»
#جشن_های_ایرانی #دیگان
برای آشنایی با "خرمروز" بنگرید به:
t.me/AdabSar/12541
🏳️🇮🇷 @AdabSar
☀️🌻 در جشن روز نخست دی یا خرمروز، ایرانیان باستان در برابر درخت سرو میايستادند و پیمان میبستند كه تا سال پسین یک نهال سرو ديگر بکارند و اینگونه دلگرم به آیندهای روشن میشدند.
🌿🌳
سرو در فرهنگ ایران نماد آزادگی و ایستادگی است و در ادبسار (ادبیات) کشور با همین نماد بهکار رفته است. در هنر بومی ایرانی سرو در بتهجقههای زیبا، بازآفرینی شده است.
🌾☀️
پس از تازشهای پیاپی به خاک و فرهنگ ایران، سرو در هنر و نمادها اندکی خمید، ولی نشکست.
#دیگان
🌳🌿 @AdabSar
🌿🌳
سرو در فرهنگ ایران نماد آزادگی و ایستادگی است و در ادبسار (ادبیات) کشور با همین نماد بهکار رفته است. در هنر بومی ایرانی سرو در بتهجقههای زیبا، بازآفرینی شده است.
🌾☀️
پس از تازشهای پیاپی به خاک و فرهنگ ایران، سرو در هنر و نمادها اندکی خمید، ولی نشکست.
#دیگان
🌳🌿 @AdabSar
☀️🌾 @AdabSar
🕊☀️ آغازین روز ماه دی، روز زایش مهر، برآمدن دوبارهی خورشید و بلند شدن روزها پس از شب چله، «اورمزد روز»، «خورروز» و «خرمروز» نامیده میشد و آغازگر جشنهای #دیگان بود. اورمزدروز، نخستین روز هر ماه گاهشماری باستانی ایران و به چم(معنی) روز خدا بود. ماه دی را نیز «خورماه» مینامیدند. «دی» یا «دا» نیز به چمار(معنی) آفریدگار است و این نامگذاری در پیوند با باور به روز خورشید و زایش مهر است. در زبان اوستایی، واژهی دی از دا به چم دادن، ساختن و آفریدن و نام دادار و آفریدگار است که در نامههای اوستایی بهجای واژهی اهورامزدا بهکار میرفت. بر پایهی برخی گمانزدها، در سالهای ۳۶۲ تا ۴۴۰ خورشیدی به ماه دی خورماه میگفتند. همچنین گفته میشود در روزگار ساسانیان، «خرمدینان» روز نخست دی را خرمروز نامیده بودند.
⛄️☀️ خرمروز به شَوَند(دلیل) همنامی روز با ماه که نام خداوند نیز بود، در ایران باستان جشن گرفته میشد و روزی بود که خورشید باز هم به جهان زندگی میبخشید.
پارسیان این روز را گرامی داشته و آنرا «دیدادار» جشن مینامیدند. همچنین باور داشتند که روز نخست دی، روز زایش دوبارهی خورشید است و زندگی روستاییان نیز روشنی تازه مییابد. ماه دی پس از فروردین دارای بیشترین آیینها و جشنها بود.
🌾☀️ @AdabSar
🕊☀️ آغازین روز ماه دی، روز زایش مهر، برآمدن دوبارهی خورشید و بلند شدن روزها پس از شب چله، «اورمزد روز»، «خورروز» و «خرمروز» نامیده میشد و آغازگر جشنهای #دیگان بود. اورمزدروز، نخستین روز هر ماه گاهشماری باستانی ایران و به چم(معنی) روز خدا بود. ماه دی را نیز «خورماه» مینامیدند. «دی» یا «دا» نیز به چمار(معنی) آفریدگار است و این نامگذاری در پیوند با باور به روز خورشید و زایش مهر است. در زبان اوستایی، واژهی دی از دا به چم دادن، ساختن و آفریدن و نام دادار و آفریدگار است که در نامههای اوستایی بهجای واژهی اهورامزدا بهکار میرفت. بر پایهی برخی گمانزدها، در سالهای ۳۶۲ تا ۴۴۰ خورشیدی به ماه دی خورماه میگفتند. همچنین گفته میشود در روزگار ساسانیان، «خرمدینان» روز نخست دی را خرمروز نامیده بودند.
⛄️☀️ خرمروز به شَوَند(دلیل) همنامی روز با ماه که نام خداوند نیز بود، در ایران باستان جشن گرفته میشد و روزی بود که خورشید باز هم به جهان زندگی میبخشید.
پارسیان این روز را گرامی داشته و آنرا «دیدادار» جشن مینامیدند. همچنین باور داشتند که روز نخست دی، روز زایش دوبارهی خورشید است و زندگی روستاییان نیز روشنی تازه مییابد. ماه دی پس از فروردین دارای بیشترین آیینها و جشنها بود.
🌾☀️ @AdabSar
☀️🌾 خور روز یا خرمروز در ايران باستان، روز برابری آدمیان بود. در اين روز شاه و مردم جامهی ساده میپوشيدند و بر یک خوان مینشستند و گفتوگو میکردند تا يكسان باشند. كسی به دیگری دستور نمیداد و كارها خودخواسته (داوطلبانه) انجام میشد، نه زیر فرمان.
🕊☀️ در اين روز جنگ و کشتار، هتا(حتی) كشتن جانوران نکوهیده بود. دشمنان ايران نیز این را میدانستند و در این روز آتشبس میشد. گاه همين آتشبس کوتاه به آشتی پایدار میانجاميد.
#دیگان
☀️☃️ @AdabSar
🕊☀️ در اين روز جنگ و کشتار، هتا(حتی) كشتن جانوران نکوهیده بود. دشمنان ايران نیز این را میدانستند و در این روز آتشبس میشد. گاه همين آتشبس کوتاه به آشتی پایدار میانجاميد.
#دیگان
☀️☃️ @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻امانت = سپرده، سپردگانی، نِهادک، زینهاری، دَستمَردی، درستی
🔻امانتا = ایرمانی(ایرمان=عاریه)
🔻امانتدار = زینهاردار، ایرماندار، اُستور، سپردهدار
🔻امانتداری = زینهارداری، ایرمانداری، اُستورداری، سپردهداری
امانت گذاشتن = سپردن
🔻امانت نگهدار = سپردهدار، اُستور
🔻امانتی = زینهاری، سپردهای، ایرمانی، گرویی
🔻امانی = زینهاری، سپردهای، ایرمانی، گرویی
✍ نمونه:
🔺به امانتداری مشهور است =
نامی به زنهارداری است
🔺ماشینم را پیش برادرم به امانت گذاشتم
خودروام را نزد برادرم سپردم
خودروام را به برادرم سپردم
🔺گر امانت به سلامت ببرم باکی نیست
بیدلی سهل بود گر نبود بیدینی (حافظ) =
گر سپرده به درستی ببرم باکی نیست
بیدلی ساده بود گر نبود بیدینی
🔺آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعهی کار بهنام من دیوانه زدند (حافظ) =
آسمان بار نِهادک نتوانست کشید
پِشکِ این کار بهنام من دیوانه زدند
🔺جرمش خیانت در امانت بود =
گناهش کژپیمانی در سپردهداری بود
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #امانت #امانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻امانت = سپرده، سپردگانی، نِهادک، زینهاری، دَستمَردی، درستی
🔻امانتا = ایرمانی(ایرمان=عاریه)
🔻امانتدار = زینهاردار، ایرماندار، اُستور، سپردهدار
🔻امانتداری = زینهارداری، ایرمانداری، اُستورداری، سپردهداری
امانت گذاشتن = سپردن
🔻امانت نگهدار = سپردهدار، اُستور
🔻امانتی = زینهاری، سپردهای، ایرمانی، گرویی
🔻امانی = زینهاری، سپردهای، ایرمانی، گرویی
✍ نمونه:
🔺به امانتداری مشهور است =
نامی به زنهارداری است
🔺ماشینم را پیش برادرم به امانت گذاشتم
خودروام را نزد برادرم سپردم
خودروام را به برادرم سپردم
🔺گر امانت به سلامت ببرم باکی نیست
بیدلی سهل بود گر نبود بیدینی (حافظ) =
گر سپرده به درستی ببرم باکی نیست
بیدلی ساده بود گر نبود بیدینی
🔺آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعهی کار بهنام من دیوانه زدند (حافظ) =
آسمان بار نِهادک نتوانست کشید
پِشکِ این کار بهنام من دیوانه زدند
🔺جرمش خیانت در امانت بود =
گناهش کژپیمانی در سپردهداری بود
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #امانت #امانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
«عشق» واژهای کهن و نژاده در زبان تازی نیست و چنان مینماید که در شمارِ وامواژگان است. در نوشتههای کهن تازی و در نُبی(قرآن)، این واژه بهکار نرفته است. فرهنگنویسان تازی، از آن روی که ریشهای برای آن نیافتهاند، به شیوهای شاعرانه و پندارینه، آن را برآمده از «عشقه» دانستهاند، گیاهی انگل که در پارسی «لبلاب» خوانده میشود. میتواند بود که «عشق» ریختی تازیکانه از واژهای ایرانی باشد. برآمده از ریشهی اوستایی ایش iš به معنی خواستن و آرزو بردن. همتای «ایش» اوستایی را در سانسکریت، éša و ištī پنداشتهاند.
✍🏻 #میرجلال_الدین_کزازی
📕 برگرفته از نامهی باستان، دفتر نخست
🎨 هنرمند: «یلدا لسانی گویا»
♥️ @AdabSar
✍🏻 #میرجلال_الدین_کزازی
📕 برگرفته از نامهی باستان، دفتر نخست
🎨 هنرمند: «یلدا لسانی گویا»
♥️ @AdabSar
👍1
@AdabSar
در سینه دلم جان دهد و دادرسی نیست
رحمی که در این خانه به غیر از تو کسی نیست
با آنکه به عمری نکنی یک نفسم یاد
بی یاد تو در سینه دلم یک نفسی نیست
دارد هوس این دل که شود کشتهی تیغت
طالع اگرش یار بُوَد کم هوسی نیست
یاران جرس از ناقهی جانان بگشایید
کَافغانِ منِ دلشده کم از جرسی نیست
«امید» بر پرتوِ ماهِ رخِ جانان
خورشید جهانتاب به قدر مگسی نیست
#امید_نهاوندی
@AdabSar
در سینه دلم جان دهد و دادرسی نیست
رحمی که در این خانه به غیر از تو کسی نیست
با آنکه به عمری نکنی یک نفسم یاد
بی یاد تو در سینه دلم یک نفسی نیست
دارد هوس این دل که شود کشتهی تیغت
طالع اگرش یار بُوَد کم هوسی نیست
یاران جرس از ناقهی جانان بگشایید
کَافغانِ منِ دلشده کم از جرسی نیست
«امید» بر پرتوِ ماهِ رخِ جانان
خورشید جهانتاب به قدر مگسی نیست
#امید_نهاوندی
@AdabSar
💫
جَستم از دام، به دام آر گرفتار دگر
من نه آنم که فریب تو خورم بار دگر
#وحشی_بافقی
#چکامه_پارسی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
جَستم از دام، به دام آر گرفتار دگر
من نه آنم که فریب تو خورم بار دگر
#وحشی_بافقی
#چکامه_پارسی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
💫
اندر غم تو نگار همچون نارم
میسوزم و میسازم و دم برنارم
تا دست به گردن تو اندر نارم
آکنده به غم چو دانه اندر نارم
#فخرالدین_عراقی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
اندر غم تو نگار همچون نارم
میسوزم و میسازم و دم برنارم
تا دست به گردن تو اندر نارم
آکنده به غم چو دانه اندر نارم
#فخرالدین_عراقی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
دستاورد نزدیک به یک سده کوشش فرهنگستان زبان و ادب پارسی و نزدیک به نیم سده کوشش فرهنگستان سوم زبان و ادب پارسی!
آنچه میبینیم، نامش کاربرد وامواژگان(کلمات وارداتی) نیست. نام آن یورش واژگان بیگانه است.
کنترل = انگلیسی
مکانیزه = انگلیسی
محدوده = عربی
طرح = عربی
ترافیک = انگلیسی
استثناء = عربی
وسائط = عربی
نقلیه = عربی
مجاز = عربی
ایام = عربی
تعطیل = عربی
✍ فرستنده: #علی_بخت_آزاد
🚨 @AdabSar
آنچه میبینیم، نامش کاربرد وامواژگان(کلمات وارداتی) نیست. نام آن یورش واژگان بیگانه است.
کنترل = انگلیسی
مکانیزه = انگلیسی
محدوده = عربی
طرح = عربی
ترافیک = انگلیسی
استثناء = عربی
وسائط = عربی
نقلیه = عربی
مجاز = عربی
ایام = عربی
تعطیل = عربی
✍ فرستنده: #علی_بخت_آزاد
🚨 @AdabSar
👍1
📒 @AdabSar
پیشنهادی ساده برای #واژه_گزینی
✍ نویسنده و فرستنده: #احمد_ابراهیمیان(رهگذر)
روش برگردانی واژهبهواژه برای واژههای بیگانه که فرهنگستان پارسی سالهاست برگزیده و هنوز کامیابی خوشایندی در مردم به دست نیاورده است، تنها روش واژهیابی نیست. میتوان با باریکاندیشی در این زمینه، راههای دیگری را هم آزمود که در زیر به برخی از آنها میپردازیم:
۱- به کارگیری واژههای دیرین که اگر کاربرد بیشتری داشته باشد، روزبهروز به گوش و هوش همه آشناتر خواهد شد.
👈 نمونه: هشیوار = بابصیرت
۲- روش بهکارگیری از به هم آوردن و پیوستن واژهها
👈 نمونه: برماند = میراث
نوآفری = خلاقیت
۳- وام گرفتن از گویشهای بومی که زیرشاخهی زبان پارسی هستند.
۴- آفرینش تازه که از برخی نکتهها، نزدیکراه و باریکراهی به آن چیز داشته باشند. مانند بسیاری از ابزارها که یادآور کاری است که با آن انجام میشود و میتوان از آن ابزار برای آفرینش واژه کمک گرفت.
👈 نمونه: نقاش ساختمان = رنگکار ساختمان
نقاش صورت = چهره نگار
نقاش ماشین = رنگ پیشه
نقاش تابلوی هنری = رنگینکار، نگارگر و...
۵- میتوان از نمادها هم بهره جست.
مگر واژهی «بیمار» از نماد کسی که گرفتار دردی شده بود، برگرفته نشده است؟ چه میشود مگر امروز هم به نمادها دست ببریم تا زبان، پویا و کارا شود؟
۶- از ساختار سادهی زبان هم میتوان بیشترین بهرهبرداری را کرد. در کشور افغانستان که در سنجش با ما زبان گفتوگوهایش نابتر است، واژهی «است کردن» به «ایجاد و خلق کردن» میگویند که ریزپرداختهتر از واژهی «آفرینش» برای این ویژگی خداوند است. چه می شود ما هم باورمندانه به سادگی این گونه ریشهها دست ببریم.
باید گفت که من بر آن نیستم که باید همهی توان خود را در نوشتن، هزینهی سرهنویسی کرد. ونکه(بلکه) خواستم این نکته را برسانم که باید همهی گنجایش و رهسانه/رسانههای هستار(حاضر/موجود) را در فرادید آورد و پس از آن داوش(ادعای) خود را دربارهی شدن یا ناشدن پارسینویسی بهمیان آورد.
📒 @AdabSar
پیشنهادی ساده برای #واژه_گزینی
✍ نویسنده و فرستنده: #احمد_ابراهیمیان(رهگذر)
روش برگردانی واژهبهواژه برای واژههای بیگانه که فرهنگستان پارسی سالهاست برگزیده و هنوز کامیابی خوشایندی در مردم به دست نیاورده است، تنها روش واژهیابی نیست. میتوان با باریکاندیشی در این زمینه، راههای دیگری را هم آزمود که در زیر به برخی از آنها میپردازیم:
۱- به کارگیری واژههای دیرین که اگر کاربرد بیشتری داشته باشد، روزبهروز به گوش و هوش همه آشناتر خواهد شد.
👈 نمونه: هشیوار = بابصیرت
۲- روش بهکارگیری از به هم آوردن و پیوستن واژهها
👈 نمونه: برماند = میراث
نوآفری = خلاقیت
۳- وام گرفتن از گویشهای بومی که زیرشاخهی زبان پارسی هستند.
۴- آفرینش تازه که از برخی نکتهها، نزدیکراه و باریکراهی به آن چیز داشته باشند. مانند بسیاری از ابزارها که یادآور کاری است که با آن انجام میشود و میتوان از آن ابزار برای آفرینش واژه کمک گرفت.
👈 نمونه: نقاش ساختمان = رنگکار ساختمان
نقاش صورت = چهره نگار
نقاش ماشین = رنگ پیشه
نقاش تابلوی هنری = رنگینکار، نگارگر و...
۵- میتوان از نمادها هم بهره جست.
مگر واژهی «بیمار» از نماد کسی که گرفتار دردی شده بود، برگرفته نشده است؟ چه میشود مگر امروز هم به نمادها دست ببریم تا زبان، پویا و کارا شود؟
۶- از ساختار سادهی زبان هم میتوان بیشترین بهرهبرداری را کرد. در کشور افغانستان که در سنجش با ما زبان گفتوگوهایش نابتر است، واژهی «است کردن» به «ایجاد و خلق کردن» میگویند که ریزپرداختهتر از واژهی «آفرینش» برای این ویژگی خداوند است. چه می شود ما هم باورمندانه به سادگی این گونه ریشهها دست ببریم.
باید گفت که من بر آن نیستم که باید همهی توان خود را در نوشتن، هزینهی سرهنویسی کرد. ونکه(بلکه) خواستم این نکته را برسانم که باید همهی گنجایش و رهسانه/رسانههای هستار(حاضر/موجود) را در فرادید آورد و پس از آن داوش(ادعای) خود را دربارهی شدن یا ناشدن پارسینویسی بهمیان آورد.
📒 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نوسان = بسآمد، نَوِش، جنبیدن، جنبانِگی، شَکـَرْوْ، نوانِش
🔻نوسانات = شَکـَرْوْها، نوانِشها
🔻نوسان داشتن = شَکـَرْویدن، نوانیدن، نویدن
🔻نوسان کردن = شَکـَرْویدن، نویدن
🔻نوسان کننده = شَکـَرْوان، نـَوان
✍ نمونه:
🔺حرکت پاندول، نمونهای از حرکت نوسانی است =
جنبش آونگ، نمونهای از جنبش نوانی است
🔺موهايش در باد به نوسان درآمد =
موهايش در باد به جنبش درآمد
موهايش در باد به نَوِش درآمد
🔺نوسانات قیمت ارز را رصد میکرد =
نوانشهای نرخ ارز را پایش میکرد
شَکـَرْوْهای بهای ارز را میپایید
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #نوسان #نوسانات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نوسان = بسآمد، نَوِش، جنبیدن، جنبانِگی، شَکـَرْوْ، نوانِش
🔻نوسانات = شَکـَرْوْها، نوانِشها
🔻نوسان داشتن = شَکـَرْویدن، نوانیدن، نویدن
🔻نوسان کردن = شَکـَرْویدن، نویدن
🔻نوسان کننده = شَکـَرْوان، نـَوان
✍ نمونه:
🔺حرکت پاندول، نمونهای از حرکت نوسانی است =
جنبش آونگ، نمونهای از جنبش نوانی است
🔺موهايش در باد به نوسان درآمد =
موهايش در باد به جنبش درآمد
موهايش در باد به نَوِش درآمد
🔺نوسانات قیمت ارز را رصد میکرد =
نوانشهای نرخ ارز را پایش میکرد
شَکـَرْوْهای بهای ارز را میپایید
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #نوسان #نوسانات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
درون خلوت ما جز من و تو هیچکسی نیست
بیا و همنفسی کن که عمر جز نفسی نیست
نه هر کسی بتواند قدم نهاد در آتش
که عشقبازیِ پروانه کار هر مگسی نیست
مرا ز قیدِ تو روی خلاص نیست به ناکام
به کامِ خویش پَرَد بلبلی که در قفسی نیست
گمان مبر که به جای تو هیچکس بپسندم
کسی که هر نفسی با کسیست هیچ کسی نیست
به خاکساری اگر سر نهد غریب نباشد
گیاه را چو به سروِ بلند دسترسی نیست
هوس همی کُنَدم سر فدای پای تو کردن
به خاک پای تو کاندر سرم جز این هوسی نیست
اگر به چشم تو دور است راه کعبهی مقصود
ز خویشتن قدمی زن بُرون که راه بسی نیست
گَرَت به چشم درآید جلال اشک به یاری
ز ضعف کم ز خَسی گشته است و کم ز خسی نیست
#عضد_یزدی
@AdabSar
درون خلوت ما جز من و تو هیچکسی نیست
بیا و همنفسی کن که عمر جز نفسی نیست
نه هر کسی بتواند قدم نهاد در آتش
که عشقبازیِ پروانه کار هر مگسی نیست
مرا ز قیدِ تو روی خلاص نیست به ناکام
به کامِ خویش پَرَد بلبلی که در قفسی نیست
گمان مبر که به جای تو هیچکس بپسندم
کسی که هر نفسی با کسیست هیچ کسی نیست
به خاکساری اگر سر نهد غریب نباشد
گیاه را چو به سروِ بلند دسترسی نیست
هوس همی کُنَدم سر فدای پای تو کردن
به خاک پای تو کاندر سرم جز این هوسی نیست
اگر به چشم تو دور است راه کعبهی مقصود
ز خویشتن قدمی زن بُرون که راه بسی نیست
گَرَت به چشم درآید جلال اشک به یاری
ز ضعف کم ز خَسی گشته است و کم ز خسی نیست
#عضد_یزدی
@AdabSar