🕊 اگر جهان را
برای ساخته شدن
می سپردند به هراسافکنان
زنان را
بند به بند میزدودند
از زندگی کتابها
و برای ادامهی کشتزار آدمی
غزلی را به زبان فرشتگان
در راستای هم
ترانه میکردند.
فرستنده #بزرگمهر_صالحی #روز_زن
@AdabSar 🕊
برای ساخته شدن
می سپردند به هراسافکنان
زنان را
بند به بند میزدودند
از زندگی کتابها
و برای ادامهی کشتزار آدمی
غزلی را به زبان فرشتگان
در راستای هم
ترانه میکردند.
فرستنده #بزرگمهر_صالحی #روز_زن
@AdabSar 🕊
💃
تا تو هستی
تا خون «یوتاب» میجوشد
تا «فروغ» پیشانیِ ادب است
تا «قمر» هزاردســتانِ آواز است
تا نام «ماندانا» بر زبان کوروش است
تا دریاها فریاد «آرتیمیس» را به یاد دارند
تا شور شهنامه و دلاوری «گردآفرید» پابرجاست
و
تا تو زن هستی
ما مَردیم!
روز زن
بر زنانِ هستیبخشِ میهنم
گرامی و فرخنده باد 🌹
✍ #مجید_دری #روز_زن
♥️ @AdabSar
تا تو هستی
تا خون «یوتاب» میجوشد
تا «فروغ» پیشانیِ ادب است
تا «قمر» هزاردســتانِ آواز است
تا نام «ماندانا» بر زبان کوروش است
تا دریاها فریاد «آرتیمیس» را به یاد دارند
تا شور شهنامه و دلاوری «گردآفرید» پابرجاست
و
تا تو زن هستی
ما مَردیم!
روز زن
بر زنانِ هستیبخشِ میهنم
گرامی و فرخنده باد 🌹
✍ #مجید_دری #روز_زن
♥️ @AdabSar
👩🏻💻 زنان هموند ادبسار بخوانند
چندی است به دنبال بهانهای هستم تا با شما زنان همراه ادبسار سخن بگویم و به زبان بهتر از شما گلایه کنم. #روز_زن بهانهی خوبی برای گفتن با شماست.
گاهی به فهرست هموندان نگاهی گذرا میاندازم. دیدن نام و نشان ۱۲ هزار تن نشدنی است ولی تا جایی که بتوان از روی نامها و فرتورها دریافت، پیداست که خوشبختانه هموند زن در ادبسار بسیار داریم که شاید بسیاریشان در این چند سال با ما هستند. ولی مایهی شوربختی است که زنان همراه ادبسار دست به نوشتن نمیبرند و این میدان را از نگاه زنانه تهی گذاشتهاند. هنوز نمیتوانم به پشتوانهی آمار سخن بگویم ولی بر پایهی آنچه در یاد دارم، بیش از ۹۰درسد هموندانی که یکبار یا گهگاه در ادبسار مینویسند و ۱۰۰درسد کسانی که پیوسته مینویسند مرد هستند، اگرچه کمشمارند. هتا بیشتر کسانی که برای روز زن سرودند و در پیامهایشان زنان را ستودند مردانند. ناگزیر ادبسار نیز تنها چهرهی مردانه یافته است.
ادبسار در پذیرش پیامهای رسیده و همسویی آنها با آرمان خود رویکرد سختگیرانه دارد. اگر سروده یا نوشتاری پذیرفته شود گاهی پیش از بارگذاری در درگاه با فرستندگانش در چالش هستیم. ولی این مردان خردهگیریها را میپذیرند، از لغزش و کژی نمیهراسند، کار خود را بهبود میدهند و پای نوشتهشان میایستند. شاید این چیزی است که باید از آنها بیاموزیم.
آرمان همبودین(اجتماعی) که دلنگرانی ما هم هست، برابری است و اگر نتوانیم با یافتن و از میان برداشتن بازدارندهها به آرمان خود برسیم شادباشگوییهای روز زن نیز به یک یادآوری بیهوده میماند.
بیایید از همینجا بیاغازیم. از دید شما، بهویژه شما زنان، بازدارندههای زنان برای گفتن و نوشتن، چالش کردن، خود را آزمودن و نامآورشدن چیست؟
دیدگاه خود را گزیده، کوتاه و تا میتوانید به پارسی بنویسید و برای ما بفرستید. پارسی نوشتن گاهی میتواند همین اندازه ساده و آسان باشد.
✍ #پریسا_امام_وردیلو - یک زن
@AdabSar
چندی است به دنبال بهانهای هستم تا با شما زنان همراه ادبسار سخن بگویم و به زبان بهتر از شما گلایه کنم. #روز_زن بهانهی خوبی برای گفتن با شماست.
گاهی به فهرست هموندان نگاهی گذرا میاندازم. دیدن نام و نشان ۱۲ هزار تن نشدنی است ولی تا جایی که بتوان از روی نامها و فرتورها دریافت، پیداست که خوشبختانه هموند زن در ادبسار بسیار داریم که شاید بسیاریشان در این چند سال با ما هستند. ولی مایهی شوربختی است که زنان همراه ادبسار دست به نوشتن نمیبرند و این میدان را از نگاه زنانه تهی گذاشتهاند. هنوز نمیتوانم به پشتوانهی آمار سخن بگویم ولی بر پایهی آنچه در یاد دارم، بیش از ۹۰درسد هموندانی که یکبار یا گهگاه در ادبسار مینویسند و ۱۰۰درسد کسانی که پیوسته مینویسند مرد هستند، اگرچه کمشمارند. هتا بیشتر کسانی که برای روز زن سرودند و در پیامهایشان زنان را ستودند مردانند. ناگزیر ادبسار نیز تنها چهرهی مردانه یافته است.
ادبسار در پذیرش پیامهای رسیده و همسویی آنها با آرمان خود رویکرد سختگیرانه دارد. اگر سروده یا نوشتاری پذیرفته شود گاهی پیش از بارگذاری در درگاه با فرستندگانش در چالش هستیم. ولی این مردان خردهگیریها را میپذیرند، از لغزش و کژی نمیهراسند، کار خود را بهبود میدهند و پای نوشتهشان میایستند. شاید این چیزی است که باید از آنها بیاموزیم.
آرمان همبودین(اجتماعی) که دلنگرانی ما هم هست، برابری است و اگر نتوانیم با یافتن و از میان برداشتن بازدارندهها به آرمان خود برسیم شادباشگوییهای روز زن نیز به یک یادآوری بیهوده میماند.
بیایید از همینجا بیاغازیم. از دید شما، بهویژه شما زنان، بازدارندههای زنان برای گفتن و نوشتن، چالش کردن، خود را آزمودن و نامآورشدن چیست؟
دیدگاه خود را گزیده، کوتاه و تا میتوانید به پارسی بنویسید و برای ما بفرستید. پارسی نوشتن گاهی میتواند همین اندازه ساده و آسان باشد.
✍ #پریسا_امام_وردیلو - یک زن
@AdabSar
🐠 جشن «نوروز رودها»، جشنی شاد برای لایروبی و پاکسازی رودخانهها، کاریزها و چشمهها بود که در فروردینروز (نوزدهم) اسپند برگزار میشد.
هنگامی که برفها آب و رودها روان میشدند، ایرانیان پس از پاکسازی رودها دستافشانی و پایکوبی میکردند و در رود و پیرامونش گل، گلبرگ، گلاب و خوشبویه(عطر) میریختند تا از رودها برای روانشدن دوبارهشان سپاسگزاری کنند. شاید این کار نمادی از آرزوی داشتن سال پرباران و آب گوارا بود.
در افسانههای پیدایش جشن گفتهاند که هوشنگ پیشدادی، نخستین شهرساز، با ساختن شهرها، مردمان بسیاری را یکجانشین کرد. یکجانشینی وابسته به کشاورزی و کشاورزی وابسته به آب بود. ازاینرو مردم با آیینی نمادین آمادهی کشتوکار میشدند و از پروردگار، آب فراوان و گوارا و فرآوردهی کشاورزی پربار میخواستند.
این جشن چون بسیاری از جشنهای ایرانی نمایانگر مهر نیاگان ما به زمین و پدیدههایش بود. به وارون زندگی خودخواهانهی امروز ما که مایهی گزند بسیار به زمین و هستیدارانی شده است که به اندازهی ما از زندگی بهر(سهم) دارند و فرتورها یادآور آناند!
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_نوروز_رودها #نوروز_رودها
🐡 @AdabSar
هنگامی که برفها آب و رودها روان میشدند، ایرانیان پس از پاکسازی رودها دستافشانی و پایکوبی میکردند و در رود و پیرامونش گل، گلبرگ، گلاب و خوشبویه(عطر) میریختند تا از رودها برای روانشدن دوبارهشان سپاسگزاری کنند. شاید این کار نمادی از آرزوی داشتن سال پرباران و آب گوارا بود.
در افسانههای پیدایش جشن گفتهاند که هوشنگ پیشدادی، نخستین شهرساز، با ساختن شهرها، مردمان بسیاری را یکجانشین کرد. یکجانشینی وابسته به کشاورزی و کشاورزی وابسته به آب بود. ازاینرو مردم با آیینی نمادین آمادهی کشتوکار میشدند و از پروردگار، آب فراوان و گوارا و فرآوردهی کشاورزی پربار میخواستند.
این جشن چون بسیاری از جشنهای ایرانی نمایانگر مهر نیاگان ما به زمین و پدیدههایش بود. به وارون زندگی خودخواهانهی امروز ما که مایهی گزند بسیار به زمین و هستیدارانی شده است که به اندازهی ما از زندگی بهر(سهم) دارند و فرتورها یادآور آناند!
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_نوروز_رودها #نوروز_رودها
🐡 @AdabSar
💃💕
گاهی کسی که دوستت دارد بیش از همه آزارت میدهد!
میدانی چیست لیلی! دروغ است که میگویند با رخت سپید که رفتی با رخت مرگ باید برگردی!
من، تو و همهی زنانی که دلباخته میشوند باید یاد بگیریم که دلباختن نباید آسیبگاهِمان شود. که دلدادگی نباید مرزهایمان را بشکند و چیزی از خودمان بر جای نگذارد.
سخت است و چه بسا ناشُدنی، ولی باید یاد بگیریم که ما تنها یک بار زندگی میکنیم و هیچ چیز و هیچ کس نباید این زندگی را به کاممان زهر کند، هَتا دلباختن!
#کالین_هوور(از: ما تمامش میکنیم)
فرستنده #مهین_دری
برگردان به #پیام_پارسی: ادبسار
@AdabSar
گاهی کسی که دوستت دارد بیش از همه آزارت میدهد!
میدانی چیست لیلی! دروغ است که میگویند با رخت سپید که رفتی با رخت مرگ باید برگردی!
من، تو و همهی زنانی که دلباخته میشوند باید یاد بگیریم که دلباختن نباید آسیبگاهِمان شود. که دلدادگی نباید مرزهایمان را بشکند و چیزی از خودمان بر جای نگذارد.
سخت است و چه بسا ناشُدنی، ولی باید یاد بگیریم که ما تنها یک بار زندگی میکنیم و هیچ چیز و هیچ کس نباید این زندگی را به کاممان زهر کند، هَتا دلباختن!
#کالین_هوور(از: ما تمامش میکنیم)
فرستنده #مهین_دری
برگردان به #پیام_پارسی: ادبسار
@AdabSar
ادبسار
🐠 جشن «نوروز رودها»، جشنی شاد برای لایروبی و پاکسازی رودخانهها، کاریزها و چشمهها بود که در فروردینروز (نوزدهم) اسپند برگزار میشد. هنگامی که برفها آب و رودها روان میشدند، ایرانیان پس از پاکسازی رودها دستافشانی و پایکوبی میکردند و در رود و پیرامونش…
🐬 کهننگاران دربارهی جشن «نوروز رودها» میگویند:
- بیرونی: روز ۱۹ سپندارمذ را به نام "انهار و میاه جاری" جشن میگرفتند و آن هنگامی بود که آب در رودخانهها جاری میشد و گلها شکوفه میکردند و فضا عطرافشان میشد. مردم به دشت و صحرا و جاهایی که جویهای روان و چشمهسارها بوده، میرفتند و طی مراسم و تشریفاتی گلاب و عطر در آب میریختند.
- مکمونی: نوزدهم این روز را فروردین خوانند و این روز را نوروز خوانند و انهار و میاه جاری سازند و ماءورد و طیبها در آن ریزند.
- گردیزی: و اندرین روز، جایها را آب زنند که این روز نام فرشتهای است که بر آب موکل است.
🐟 تا چند دهه پیش جشن «بیلگردانی» در نیمهوَر یا نیموَر از روستاهای محلات برگزار میشد که جشن پایان لایروبی و آمادهسازی زمینهای کشاورزی بود و در روزی میان یکم تا سیزدهم نوروز برگزار میشد.
🦑 فرتورها نمایی از دُشامَد زیستبومی (فاجعهی زیستمحیطی) است که رامیاران (سیاستمداران) برای سود خود و مردم برای خودخواهی بر سر دَهِشهای گیتی آوردهاند. زمینی که مردم در هزارهها برای نیکیهایش آن را ستودند.
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_نوروز_رودها #نوروز_رودها
🦀 @AdabSar
- بیرونی: روز ۱۹ سپندارمذ را به نام "انهار و میاه جاری" جشن میگرفتند و آن هنگامی بود که آب در رودخانهها جاری میشد و گلها شکوفه میکردند و فضا عطرافشان میشد. مردم به دشت و صحرا و جاهایی که جویهای روان و چشمهسارها بوده، میرفتند و طی مراسم و تشریفاتی گلاب و عطر در آب میریختند.
- مکمونی: نوزدهم این روز را فروردین خوانند و این روز را نوروز خوانند و انهار و میاه جاری سازند و ماءورد و طیبها در آن ریزند.
- گردیزی: و اندرین روز، جایها را آب زنند که این روز نام فرشتهای است که بر آب موکل است.
🐟 تا چند دهه پیش جشن «بیلگردانی» در نیمهوَر یا نیموَر از روستاهای محلات برگزار میشد که جشن پایان لایروبی و آمادهسازی زمینهای کشاورزی بود و در روزی میان یکم تا سیزدهم نوروز برگزار میشد.
🦑 فرتورها نمایی از دُشامَد زیستبومی (فاجعهی زیستمحیطی) است که رامیاران (سیاستمداران) برای سود خود و مردم برای خودخواهی بر سر دَهِشهای گیتی آوردهاند. زمینی که مردم در هزارهها برای نیکیهایش آن را ستودند.
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_نوروز_رودها #نوروز_رودها
🦀 @AdabSar
ادبسار
☀️ واژگان پارسی در زبان عربی بُرت = از پارسی پرتو بَرتَنی = از پارسی برتنَی (غرور) خودپسندی بَربوک (عراقی) = از پارسی بربوگ، کوزهای دهان تنگ که به زیر آب فرو نمیرود. بُرج = از پارسی بُرگ، کوشک، آبام، ماه بُرجاس = از پارسی بَرجاس، آماج، آماژگاه بُرجُد =…
🖼 واژگان پارسی در زبان عربی
بَرخُداهء = از پارسی پُرخووَراند و یا برخوردار از خوشخویی، به زن ناز کننده یا دلفریب نازک اندام نیز میگویند.
بَرداخ، برداغ = از پارسی پرداختن
بَرد = از پارسی سرد، سرما
بَردایه = از پارسی پرده
بَردَج = از پارسی برَدِه
بُردار = از پارسی پردهدار
بردس، بردیس = از پارسی پُردژ، پلید، سختدل
بَردست = از پارسی بر دست، بربت (عود)
برداغ = از پارسی پرداختن
برذون = از پارسی پردَون، سُتُور، اسب تاتاری
بَرز = از پارسی بَرز، زمین ناکاشته، زمین رها شده
بَرز = از پارسی بُرز، خردمند
بُرزج = از پارسی پُرز
برزخ = از پارسی پرژک (بین بهشت و دوزخ)
🖼 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فیالمعاجم العربیه جهینه نصر، علی طلاس. ۲۰۰۳
۳- معجم المعربات
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🖼 @AdabSar
بَرخُداهء = از پارسی پُرخووَراند و یا برخوردار از خوشخویی، به زن ناز کننده یا دلفریب نازک اندام نیز میگویند.
بَرداخ، برداغ = از پارسی پرداختن
بَرد = از پارسی سرد، سرما
بَردایه = از پارسی پرده
بَردَج = از پارسی برَدِه
بُردار = از پارسی پردهدار
بردس، بردیس = از پارسی پُردژ، پلید، سختدل
بَردست = از پارسی بر دست، بربت (عود)
برداغ = از پارسی پرداختن
برذون = از پارسی پردَون، سُتُور، اسب تاتاری
بَرز = از پارسی بَرز، زمین ناکاشته، زمین رها شده
بَرز = از پارسی بُرز، خردمند
بُرزج = از پارسی پُرز
برزخ = از پارسی پرژک (بین بهشت و دوزخ)
🖼 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فیالمعاجم العربیه جهینه نصر، علی طلاس. ۲۰۰۳
۳- معجم المعربات
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🖼 @AdabSar
🧡
دل رام دستت شد ولی بر وی ميفشان آستين
ترسم كه ناگه رم دهی اين مرغ دستآموز را
#وحشی_بافقی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
دل رام دستت شد ولی بر وی ميفشان آستين
ترسم كه ناگه رم دهی اين مرغ دستآموز را
#وحشی_بافقی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
🎁 پیشکشی بهگوهر (اصیل) با بوی بهار برای شادیانه(عیدی) نوروز، ویژهی دوستداران زبان پارسی و فرهنگ ایران.
🖋 با واژگان کمتر شنیده شدهی پارسی آشنا شوید: «دستان مستان»، با دستینه(امضا)ی سراینده
🖋 کزازی نوشته است:
این دفتر در بهاران فراپیش یاران نهاده میآید.
امیدم آن است که خوانندگان نمود و نشانی از خرمیهای بهار را در آن بتوانند یافت و دمی چند از دژمیهای روزگار دل بر کنار بتوانند داشت.
باشد که دستان مستان بهانهای بهینه بتواند بود مستان فرهنگ و ادب ایران را در شکفتنی بهارآذین و دستانزنیی هَزارآیین. ایدون باد!
📔 فرتور از شماست
بها: ۳۵ هزار تومان
برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
🖋 با واژگان کمتر شنیده شدهی پارسی آشنا شوید: «دستان مستان»، با دستینه(امضا)ی سراینده
🖋 کزازی نوشته است:
این دفتر در بهاران فراپیش یاران نهاده میآید.
امیدم آن است که خوانندگان نمود و نشانی از خرمیهای بهار را در آن بتوانند یافت و دمی چند از دژمیهای روزگار دل بر کنار بتوانند داشت.
باشد که دستان مستان بهانهای بهینه بتواند بود مستان فرهنگ و ادب ایران را در شکفتنی بهارآذین و دستانزنیی هَزارآیین. ایدون باد!
📔 فرتور از شماست
بها: ۳۵ هزار تومان
برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«تاسف» و واژههای مانند آن، تازی و بیگانهاند و بهجای آنها میتوان واژههای نغز و شیوای پارسی را بهکار برد.
#تاسف = افسوس، دریغ
#تاسف_بار #اسف_بار = اندوهبار
#متاسف = دریغمند، افسوسمند، اندوهگین، آزردهدل
#متاسفانه = بدبختانه، شوربختانه، با افسوس، با دریغ
#مع_الاسف = با اندوه، با اندوه فراوان
✍ نمونهها:
🔻متاسفانه تاخیر كوچكی داشتم =
شوربختانه دیركرد كوچكی داشتم
شوربختانه كمی دیر كردم
🔺مایهی تاسف است که...=
مایهی اندوه است که...
اندوهانگیز است که...
افسوس که...
🔻معالاسف با خبر شدیم كه ابوی محترم فوت نموده است =
با اندوه (فراوان) آگاه شدیم كه پدر ارجمند شما بدرود زندگی گفته است.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«تاسف» و واژههای مانند آن، تازی و بیگانهاند و بهجای آنها میتوان واژههای نغز و شیوای پارسی را بهکار برد.
#تاسف = افسوس، دریغ
#تاسف_بار #اسف_بار = اندوهبار
#متاسف = دریغمند، افسوسمند، اندوهگین، آزردهدل
#متاسفانه = بدبختانه، شوربختانه، با افسوس، با دریغ
#مع_الاسف = با اندوه، با اندوه فراوان
✍ نمونهها:
🔻متاسفانه تاخیر كوچكی داشتم =
شوربختانه دیركرد كوچكی داشتم
شوربختانه كمی دیر كردم
🔺مایهی تاسف است که...=
مایهی اندوه است که...
اندوهانگیز است که...
افسوس که...
🔻معالاسف با خبر شدیم كه ابوی محترم فوت نموده است =
با اندوه (فراوان) آگاه شدیم كه پدر ارجمند شما بدرود زندگی گفته است.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
⛈ همانندی اَنشَر و کیشَر سومری
با اهورامزدا و اهریمن ایرانی
در استورههای سومری، همزادان اَنشَر (ایزد سراسر آسمانها) و کیشَر (ایزد زمین) به میانجیگری نام آسورامزش آشوری (خدای بزرگ آسمانها) و انکی (خدای بزرگ فریب و نیرنگ و خدای زمین) با اهورامزدا و اهریمن همانند میشوند. از سوی دیگر به نگر میرسد اَنشَر را با آشّور (خدای خندان) نیز که نگارهای همانند فَروَهر اهورامزدا دارد، همخوانی (مطابقت) میدادند. برابر باور بابلیان، انشر، مردوک (ماروت، درخشان) را در آغاز روزهای نوروز (زگموک) در زیر زمین بابل زندانی میکند که در روز هشتم نوروز به دست پسرش نابو آزاد میشود.
📚 بازخنها(منابع):
۱- سیری در تاریخ ایران باستان، فریدون شایان، ۱۳۵۱
۲- تمدن سومر، ادموند گاردون و ساموئل نوا کرامر، برگردان زهره دودانگه.
۳- گری، جان، شناخت استورههای خاور نزدیک (بینالنهرین)، برگردان: باجلان فرخی، تهران، اساطیر، چاپ نخست ۱۳۸۴
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
فرتورها دربارهی خدایان استورهای سومر است.
🌬 @AdabSar
با اهورامزدا و اهریمن ایرانی
در استورههای سومری، همزادان اَنشَر (ایزد سراسر آسمانها) و کیشَر (ایزد زمین) به میانجیگری نام آسورامزش آشوری (خدای بزرگ آسمانها) و انکی (خدای بزرگ فریب و نیرنگ و خدای زمین) با اهورامزدا و اهریمن همانند میشوند. از سوی دیگر به نگر میرسد اَنشَر را با آشّور (خدای خندان) نیز که نگارهای همانند فَروَهر اهورامزدا دارد، همخوانی (مطابقت) میدادند. برابر باور بابلیان، انشر، مردوک (ماروت، درخشان) را در آغاز روزهای نوروز (زگموک) در زیر زمین بابل زندانی میکند که در روز هشتم نوروز به دست پسرش نابو آزاد میشود.
📚 بازخنها(منابع):
۱- سیری در تاریخ ایران باستان، فریدون شایان، ۱۳۵۱
۲- تمدن سومر، ادموند گاردون و ساموئل نوا کرامر، برگردان زهره دودانگه.
۳- گری، جان، شناخت استورههای خاور نزدیک (بینالنهرین)، برگردان: باجلان فرخی، تهران، اساطیر، چاپ نخست ۱۳۸۴
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
فرتورها دربارهی خدایان استورهای سومر است.
🌬 @AdabSar
ادبسار
🖼 واژگان پارسی در زبان عربی بَرخُداهء = از پارسی پُرخووَراند و یا برخوردار از خوشخویی، به زن ناز کننده یا دلفریب نازک اندام نیز میگویند. بَرداخ، برداغ = از پارسی پرداختن بَرد = از پارسی سرد، سرما بَردایه = از پارسی پرده بَردَج = از پارسی برَدِه بُردار =…
⚱ واژگان پارسی در زبان عربی
بَرزًغ، برزوغ = از پارسی پُرزیغ (پر ذوق و نشاط)
بُرزُل = از پارسی پزُال، مرد تنومند
بَرزنت = از پارسی برزیدن، نگرنده
بَرزه = از پارسی برزگر، برزکار
برزیق = از پارسی پَروَز، (صفبندی مردم و ستور)
برزین =از پارسی برزین، کوزهای برای نوشیدن که از شکوفهی خرما بافته شده است.
برس = از پارسی برس، پنبه و یا پنبه مانند
برسام = از پارسی برسام، سینه پهلو
برسان = از پارسی برسان، چربی کف پای شتر
⚱ @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت، ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فیالمعاجم العربیه جهینه نصر، علی طلاس، ۲۰۰۳
۳- معجم المعربات
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
⚱ @AdabSar
بَرزًغ، برزوغ = از پارسی پُرزیغ (پر ذوق و نشاط)
بُرزُل = از پارسی پزُال، مرد تنومند
بَرزنت = از پارسی برزیدن، نگرنده
بَرزه = از پارسی برزگر، برزکار
برزیق = از پارسی پَروَز، (صفبندی مردم و ستور)
برزین =از پارسی برزین، کوزهای برای نوشیدن که از شکوفهی خرما بافته شده است.
برس = از پارسی برس، پنبه و یا پنبه مانند
برسام = از پارسی برسام، سینه پهلو
برسان = از پارسی برسان، چربی کف پای شتر
⚱ @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت، ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فیالمعاجم العربیه جهینه نصر، علی طلاس، ۲۰۰۳
۳- معجم المعربات
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
⚱ @AdabSar