ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
گفت بی من چه می‌کشی، گفتم
نقش روی تو بر در و دیوار
گفت چون من گلی دگر برچین
گفتمش چون تو نیست در گلزار

#مسعود_آذر
#چکامه_پارسی

فرتور(عکس) از #هاشم_رحمانی

☁️🌳 @AdabSar
🩸 چند واژه‌ی برگزیده‌ی فرهنگستان در زمینه‌ی پزشکی و خون‌شناسی

خون‌پزشکی، خون‌شناسی = #hematology
خونروی = #hemorrhage
خون‌ایستی = #hemostasis
خون‌ایستان = #hemostatic
خون‌یاری = #perfusion
خوناب = #plasma
خون‌زردابی = #hemobilia #haemobilia
خون‌درمانی = #hematotherapy #hemotherapy #hematherapy

🩸 @AdabSar
پشت و پناه من بود دیوار دلبر من
از گریه بر سر افتاد، ای خاک بر سر من
من مانده دست بر سر از ناله‌ی دل خویش
دل مانده پای در گل از دیده‌ی تر من

#هلالی_جغتایی
#چکامه_پارسی

@AdabSar
ادب‌سار
🌍 با درود؛ در هفته‌ی جهانی #زیست_بوم هستیم. بزنگاه خوبی است تا آنچه را که چندی است در سر می‌پرورانیم با شما در میان بگذاریم و شما را به نوشتن برای زمین فرابخوانیم. 🌎 ما نمی‌توانیم نگهداری از زمین را به کشورداران ایران و جهان وابگذاریم و خودمان کنار بکشیم.…
🪴 درود.
من تا اندازه‌ای با روش زیست پسماند سفر آشنا هستم.
چند سالی می‌شود که زباله‌های سرشتین آشپزخانه را در ایوان خانه بر روی پارچه پهن کرده و خشکشان می‌کنم.
سپس هنگامی که سنگینی و گنجایش‌شان بسیار کمتر شد آن‌ها را به باغچه‌ای که در سرزمین مازندران دارم برده در چاله انباشته و درنگ می‌کنم تا در یک فرآیند خودکار و سرشتین بپوسند و نمک‌ها و دیگر ماتکان‌شان آزاد شده به خاک پیوسته و خاک را بارور کنند.
بدین‌سان هم باری از دوش کارکنان شهرداری بر می‌دارم هم از افزودن شیرابه‌های زهرآگین به زیست‌بوم پرهیز کرده و هم خاک باغچه‌ام را دو چندان بارور می‌کنم.

بامزه اینجاست که سال‌های نخست باغداری‌ام که زباله‌ها را در چاله نمی‌نهادم و روی خاک رها می‌کردم، بارها گیاهانی از برز(بذر)های درون زباله سبز شدند. مانند تالبی و هندوانه و بادمجان و سیب‌زمینی و درخت ازگیل ژاپنی.
شاید باور نکنید نهال‌های بادمجان را در یک باغچه چنبره‌ای گرد هم کاشتم و نزدیک بیست کیلو بادمجان برداشت کردم.
زهازه از این رادمندی زمین و آسمان که ما را در بر گرفته است و سپاس از این همه خجستگی.

🍎 فرستنده: بانو #روفیا
#زیست_بوم

🌱 @AdabSar
گر ز بی‌مهری مرا از شهر بیرون می‌کنی
دل که در کوی تو می‌ماند به او چون می‌کنی؟

#همایی_نسایی
#چکامه_پارسی

💛🪟 @AdabSar
ادب‌سار
🐚 واژگان پارسی در زبان عربی تَرَنجبین = از پارسی تَراَنگبین، اشترخار، شیره‌ی دارویی انگُمی که شکم نرم کند و تب‌بُر است و برای سرفه سودمند است. تَرویج = از پارسی رواگ، رواج دادن تُرنوک = از پارسی سرنوکا(سر+نوکر) در زبان تازی: کفش پارچه‌ای، آدمی لاغر. تُرّهات،…
🧵 واژگان پارسی در زبان عربی

تِکرار = پارسی کَرت (بار، نوبت)، دوبارگی، پیاپی
تکریم، اِکرام = از پارسی گرامی داشت، گرامی
تُفاح = از پارسی توپا، سیب (در زند و پازند)
تَفته = از پارسی تافتن، (بافتن) پارچه‌ی ابریشمی ویا
تَفَرزن، مُفرزن = از پارسی فروزان، آموختن، فرهیختگی
تَفِه = از پارسی تباه، بیهوده، ژاژ
تَک = از پارسی تک
تُکَرفَت = از پارسی گرفتن، گرفتار شدن
تکّه = از پارسی تکه
تَل = از پارسی تَل ، تپه
تَلکِش = از پارسی ترکش

تلُنُک = از پارسی کُلَنگ
تلُنُِهٔ = از پارسی تلُنهِ، نیاز، خواهش
تناسُخ = از پارسی نُسک (نسخه) ،نسک‌برداری، جابجایی روان در تنی دیگر، ورافتادگی
تَنبان،تَبان = از پارسی تُنبان، زیر شلواری، شلوار کشتی‌گیران
تلیسه = از پارسی تکیس، دیواره‌ی بیرونی شیشه که از برگ خرما بافته شده باشد
تَمبَل، تنبل = از پارسی تنبل، بسیار خواب
تَمهجُر، مهجر = از پارسی مهی، برتنی (غرور)
تَنُک = از پارسی تَنُوک، نازک، باریک، اندک، نان لواش
تُنباک، تنبک = از پارسی تنباکو
تنبال،تنباله، تنبل = از پارسی تنُگ، تُنگ آب

🧵 @AdabSar
دنباله دارد

📜 بازخن‌ها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشته‌ی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژه‌نامه‌ی دهخدا

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی

🧵 @AdabSar
ادب‌سار pinned «🌍 با درود؛ در هفته‌ی جهانی #زیست_بوم هستیم. بزنگاه خوبی است تا آنچه را که چندی است در سر می‌پرورانیم با شما در میان بگذاریم و شما را به نوشتن برای زمین فرابخوانیم. 🌎 ما نمی‌توانیم نگهداری از زمین را به کشورداران ایران و جهان وابگذاریم و خودمان کنار بکشیم.…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍀🌼🌺
🌼🌺
🌺
چه گفت آن سَخُن‌گوی‌مَرد از خرد
که دانا ز گفتار او بَر خورد

کسی کو خرد را ندارد ز پیش
دلش گردد از کرده‌ی خویش ریش

هُشیوار دیوانه خواند وُرا
همان خویش بیگانه داند وُرا

از اویی به هر دو سَرای ارجمند
گسسته‌خرد پای دارد به بند
#فردوسى

همه آرزویم این که:
تو را زین جهان جاودان بهر باد


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
🌺🌼
🍀🌺🌼
اگر خواهیم که فرزندانمان نکو مردان باشند و آراسته به نیکی‌ها، چاره‌ای نیست جز آنکه نیک‌تر نمونه باشیم بهر ایشان.
و چون فرزندان در برابر خویش جز نیکی نمی‌بینند، فرومایگی و پستی نمی‌شناسند و بسوی‌اش گام نمی‌نهند.
#کوروش

برگرفته از: «کوروش‌نامه» گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۸۶.

فرتور(عکس): تندیس کوروش در گنجینه‌ی کشوری تاجیکستان

@AdabSar
یک دل به سینه دارم و یک شهر دل‌سِتان
بازار من ز گرمی سودا شکسته است
«رنجی» کجا روم ز سر کوی او که من
پای جهان‌دویده‌ام اینجا شکسته است

#هادی_رنجی
#چکامه_پارسی

🌃 @AdabSar
📖 «دستان مستان» با واژگان شیوای پارسی، گزیده‌ای از سروده‌های «میرجلال‌الدین کزازی» پرچمدار و پیشرو در پاسداشت و پالایش زبان است. غزل، چامه، سروده‌های کوتاه، ترانه، ترانه‌های کرمانشاه، چارانه و مثنوی، هفت بخش سروده‌های کزازی در دستان مستان هستند.

ویژگی چامه‌های گردآوری شده در «دستان مستان» این است که هم ادب‌مندان دوستدار واژگان و سروده‌های پیچیده را خشنود می‌کند و هم پارسی‌دوستانی که به تازگی گام در ره شناخت چیستی پارسی سره نهاده‌اند.

اندازه: رقعی (A5)
پوشینه(جلد): شومیز
چاپ: سیاه و سپید
برگ سپید هفتاد گرمی
سروده‌ها: ۷۰ رویه(صفحه)
دیباچه: یک رویه(صفحه)

🖋با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان

❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri

📚 فروشگاه ادب‌سار
📚 @AdabSaar
👍1
رفتی ولی کجا که به دل جا گرفته‌ای
دل جای توست گرچه دل از ما گرفته‌ای
خارم به دل فرو مکن ای گل به نیشخند
اکنون که روی سینه‌ی او جا گرفته‌ای

#علی_اطهری
#چکامه_پارسی

🌸🌱 @AdabSar
🔅 بی‌گمان زبان پارسی پس از تاخت تازیان، فراز و نشیب بسیار داشته است ولی پیوسته به راه بازآمده و بالیده است.
ببینیم چه کسانی و چرا و چگونه زبان پارسی را زنده و پویا نگه‌داشته‌اند؟

🔆 عباسیان با آن که از ریشه‌ی تازیان بودند، برای رویارویی با امویان که با خشک‌اندیشی تازیان را برتر می‌دانستند، در پیشرفت و پویایی زبان پارسی کوشیدند. چنان که «ابراهیم امام» پایه‌گذار فرمانروایی عباسی به ابومسلم خراسانی نوشت: به هیچ مگذار در خراسان عربی سخن گویند و هر کس را که عربی سخن گفت، بکُش.

🔅 ولی در دربار سامانیان با همه‌ی تبارمندی در نژاد ایرانی، زبان پارسی به‌هیچ‌ روی رواگمند و رَخشند(تشویق) نگشته است و وزیران ایرانی آنان نیز به زبان پارسی دلبستگی نداشتند. همچنان که دیلمیان ایرانی شیعی نیز چنین بوده‌اند.

🔆 باژگونه‌ی(برعکس) آنان در دستگاه غزنویان تُرک سُنی‌کیش و سختگیر، زبان پارسی بالیده و پاگرفته است.
مانداک‌های ادبی سروده شده و نوشتارهای پارسی از ارزشمندترین گنجینه‌ها و دستاوردهای فرهنگی در گستره‌ی سیوایی (تمدنی)ایران است.

🔅 روی هم رفته، زبان و ادبساری(ادبیاتی) که فردوسی در توس خراسان، مولوی در قونیه، سعدی و حافظ در شیراز ، خواجو در کرمان، قطران در تبریز، خاقانی در شروان، نظامی در گنجه، ناصرخسرو در یمگان، شهریار در تبریز و اقبال در لاهور با آن سخن گفته‌اند، ریگن (میراث) مینَوی ماست و باید آن را به‌راستی پاس بداریم.
به مانک(معنی) همان «گفتار در دری» که ناصرخسرو آن را در «پای خوکان» نیفکند و همان «قند پارسی» که حافظ از شیراز به بنگاله فرستاد!

مهر افزون
برگرفته از تارنمای رادیو فرهنگ
نویسنده #باقر_خلیلی
فرستنده: #بزرگمهر_صالحی

🔆 @AdabSar
دل خون شد از امید و نشد یار یار من
ای وای بر من و دل امیدوار من

#هلالی_جغتایی
#چکامه_پارسی

🥀 @AdabSar
ادب‌سار
🧵 واژگان پارسی در زبان عربی تِکرار = پارسی کَرت (بار، نوبت)، دوبارگی، پیاپی تکریم، اِکرام = از پارسی گرامی داشت، گرامی تُفاح = از پارسی توپا، سیب (در زند و پازند) تَفته = از پارسی تافتن، (بافتن) پارچه‌ی ابریشمی ویا تَفَرزن، مُفرزن = از پارسی فروزان، آموختن،…
🧳 واژگان پارسی در زبان عربی

تَنّار = از پارسی تَنُر، نانوا، تَنُورگر، تَنُوری
تَنکار = از پارسی تنکار، نمک برای آمیختن سیم و زر و…
تـَنَّوره = از پارسی تنوره، جامه‌دان بانوان
تُنَوم = از پارسی تنومند، گل آفتاب‌گردان
تَنها از پارسی تنها
تُوبل = از پارسی توپال(فلز) خرده‌های توپال
توبجی، توپچی (عراقی) = از پارسی توپ و پسوند ترکی چی، توپ‌انداز
توت = از پارسی توت
تَوتَه = از پارسی تُوتِه، زگیل
تُوتیا = از پارسی توتیا، رُوی فلز، سنگ سُرمه، خاکه سنگ
تُوج = از پارسی توژ، پوست درختی که زین اسب و کمان را با آن بپوشانند، میوه‌ی خوردنی بِه.

تودَری = از پارسی تو دری، تخم گیاهی که گویند برای آژو (نیروی باه)سودمند است
تور = از پارسی تور (آوند، ظرف تور) پارچه‌ی توری بافت
توز، نوس = از پارسی توش، (توانمندی) در تازی به مانک آسال، پرهام، در پارسی به مانک نیرو و توانایی
تَوَزُّر = از پارسی وزیر، وزیر شدن
تَوذریج، تودری = از پارسی تُودَری، تخم گیاهی است برای افزایش نیروی آژ (جنسی)
تُوز از پارسی توژ = پوست درختی بسیار نازک که درگذشته روی آن می‌نوشتند
توزله، توزلا = از پارسی تولی، ازدا (نابغه)
تولی، توله = از پارسی تول، تولیدن،(وحشت و بیزاری)
تُون = از پارسی تُون، پارچه کجه‌بازی (انگشتربازی)، گلخن گرمابه(آتش خانه)

🧳 @AdabSar
دنباله دارد

📜 بازخن‌ها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشته‌ی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژه‌نامه‌ی دهخدا

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی

🧳 @AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌼🌺🌸
🌺🌸
🌸
خرد چَشمِ جان‌ست چون بنگری
که بی‌چَشمْ شادان جهان نسپَری

نَخست‌آفرینش خرد را شِناس
نگهبانِ جان‌ست و آنِ سه پاس

سه پاس تو چَشم‌ست و گوش و زوان
کزین سه بوَد نیک و بد بی‌گُمان

خرد را و جان را که دانَد سُتود؟
وُ گر من سِتایم که یارد شُنود؟
#فردوسى

و در این هفته امید دارم که:
ز تو چَشمِ آهرمنان دور باد
دل و جان تو خانه‌ی سور باد


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
🌸🌼
🌺🌸🌼
🍇 جشن‌های پایان بهار
پراکندگی آیین‌ها در استان‌های ایران

در روزگاران بسیار کهن، به گمان بیش از سه‌هزار سال پیش که گذر روزهای سال به گاهشمار گاهنباری وابسته بود و شناخته می‌شد، واپسین روز بهار واپسین روز سال بود و با آغاز تابستان سال نو آغاز می‌شد. همچنین گفته شده از آنجا نام خرداد به مانک رسایی و والایی به این ماه داده‌اند که در روز پایانی‌اش خورشید به بالاترین جایگاه خود می‌رسد.
در خوربَران(غرب) ایران هنوز به خورشید «هور» و «خور» می‌گویند و چه بسا خرداد به مانَک(معنی) والایی خورشید باشد. خورآسان یا خراسان نیز جایی است که خورشید از آنجا سر می‌زند.

🍇 جشن گل و گوجه اَروس*
جشن گل و گوجه اروس هنوز در بسیاری از شهرها و روستاهای استان خراسان برگزار می‌شود و میوه‌های نوبرانه را همراه با سبزی، کاهو، آرد و روغن در سینی بزرگی می‌چینند و به خانه‌ی نواَروسان می‌برند.

🍒 جشن عیدماه
این جشن در مازندران بیشتر شناخته شده است. در روستای امام‌زاده حسن سوادکوه با آتش‌افروزی در بلندی‌ها، بازی‌های گروهی و کشتی گرفتن این روز را پاس می‌دارند. به این جشن، جشن مردگان هم می‌گویند و برای درگذشتگان بخشش و دَهِش می‌کنند.
________________
✍🏻 پی‌نوشت:
«اَروس» به گمان، واژه‌ای پارسی از ریشه‌ی «اَرِز» اوستایی، به چمار سپیدی، پاکی و راستی است که در زبان تازی به «عروس» دگرگون شده است. از این‌رو نگارش آن با «ع» نادرست است.
________________
📚 برداشت آزاد از:
- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی با تکیه بر اسطوره و مردم‌شناسی #حسام_الدین_مهدوی
- فرهنگنامه‌ی مازندنومه
- آیین‌ها و جشن‌های کهن در ایران امروز
نویسنده: #محمود_روح_الامینی


#جشن_های_ایرانی #خردادگان
🍉🍇 @AdabSar
🌞🌻 جشن آغاز تابستان

جشن آغاز تابستان همراه با واگشت(انقلاب) تابستانی و آغاز سال نو بر پایه‌ی گاهشمار گاهنباری در روزگاران بسیار کهن برگزار می‌شد. یکی از آیین‌های این جشن برپایی پُرسه(ختم) همگانی به یاد درگذشتگان یک سال گذشته و دیدار با خانواده‌های آنان بود. گفته شده که در چنین روزی ایرانیان بسیاری در راه میهن جان باختند.
یکی از آیین‌های این روز که خاستگاه آن میان‌رودان(بین‌النهرین) بود و در سرزمین خاورمیانه برگزار می‌شد، آب‌پاشونک و بزرگداشت ایزد تموز بود. ایزد تموز همتای ایزد رپیتون و خدای رویش گیاهان و زندگی بود. در افسانه‌های این سرزمین تموز با ایزدبانوی ایشتار که همتای ایزدبانوی آناهیتا است پیوند زناشویی بسته بود. ولی عشق سرسختانه‌ی ایشتار هر تابستان او را می‌میراند و به زیر زمین می‌فرستاد و به دنبال آن گرمای خشک‌کننده فرا می‌رسید. در میان‌رودان باستان سوگواری مرگ تموز در تابستان برگزار می‌شد زیرا گرمای سوزان این سرزمین گیاهان و سرسبزی را می‌خشکاند. سپس چندی بعد ایشتار به جهان زیر زمین می‌رفت و تموز را به زمین بازمی‌گرداند و سرسبزی و بهار فرا می‌رسید. یکی از آیین‌های سوگواری تموز در آغاز تابستان، آب‌پاشی برای پسواز(بدرقه) او بود که هنوز در میان آشوریان زنده است. تموز در پارسی به مانک (معنی) گرمای فراوان است.

#پریسا_امام_وردیلو
برگرفته از: ایرانیان ارمنی #اسماعیل_رائین
گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی

درباره‌ی جشن آغاز تابستان بیشتر بخوانید: t.me/AdabSar/16522

#جشن_های_ایرانی #چله_تموز #تیرگان #جشن_آغاز_تابستان #آب_پاشونک

🌞🌻 @AdabSar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻مُذَکَر= مرد، مردانه، نر، نرین، نرینه، گَشن 🔻مُذکِر= پسرزا(زنی که پسر زاید) 🔻ذَکَر= مرد، نر 🔻ذکور= مردان، پسران، نَرها، نرینگان 🔻ذَکورَه= مردی، نرینگی 🔻ذُکران= مردان، نرینگان 🔻ذِکاره، ذِکَرَه= مردان 🔻تذکیر=نر کردن، نَرِش…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻خنثی= (پارسی است)، خـَنزَک، امرد، بی‌سوی، بی‌سویه، بیهوده، ناكار، اَویژه، بی‌ویژگی، نَتار
🔻خنثی‌شدن= بی‌سو شدن، خـَنزَکیدَن
🔻خنثی‌کردن= بی‌کنش کردن، بی‌سو کردن، خَنزَکاندَن، نَتاردن
🔻مخنث= تاز، بَغا، هیز، غَرچه، غَراچه
🔻مخنثین= هیزان، بَغایان، غَرچگان

نمونه:
🔺نوترون یک ذره‌ی خنثی است =
نوترون یک ریزه‌ی بی‌سویه است

🔺حمله‌ی مهاجمان را خنثی كردیم =
آفند تازشگران را ناكار كردیم


#مجید_دری
#پارسی_پاک
#خنثی #مخنث
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
بخندید تموز بر سرخ سیب
همی کرد با بار و برگش عتیب
#فردوسی

آغاز #چله_تموز و روزهای بلند، روشن و پر از جشن و شادی ایران گرامی باد.

☀️🌴 @AdabSar