🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حق= هوده(بیهوده= بیحق)، سزا، روا، راست، درست، راست و درست، داد، راشَن(داد)، بهره، مزد
🔻اَحَق= سزاوارتر، روادارتر
🔻احقاق= دادرسی، دادگری
🔻استحقاق= شایستگی، سزاواری
🔻برحق= راستگونه
🔻بهحق= بهسزا
🔻حقاً= بهراستی، بهدرستی
🔻حقابه= بهرآبه
🔻حق اشتراک= ماهانه، سالانه
🔻حقالبوق= زورپرداخت
🔻حقالتحقیق= پژوهانه
🔻حقالتدریس= آموزانه
🔻حقالثبت= نگارشانه
🔻حقالزحمه= كارمزد، دستمزد
🔻حقالسکوت= خموشانه
🔻حقالشرب= آببها
🔻حقالعمل= کارمزد
🔻حقالقدم= پایمزد
🔻حق الله= فرمان خدا
🔻حقالمرتع= مَرغچَر، آبچَر
🔻حقالناس= مردمسزا
🔻حقانی= هودِهای
🔻حقانیت= سزاواری، هودِش، راستبودی
🔻حقبهجانب= هودِهوَر، هودِهنما
🔻حقپرست= پارسا
🔻حق تعالی= خدا، پروردگار، یزدان، ایزد
🔻حق توحش= جانورانه، جانورانگی
🔻حقجو= راستجوی، هودهجوی
🔻حق چاپ/حق تالیف/حق طبع/حق تولید/کپی رایت= (Copy right)، راستاد پدیدآوری
🔻حقدار= هودِهمند، هودِهدار
🔻حقداشتن= سزاواربودن، شایسته بودن، شایستگیداشتن، راستگفتن، درستگفتن
🔻حقشناس= سپاسدار، خداشناس، نمکشناس، هودِهشناس
🔻حقگذار= دادگذار، دادگر، سپاسگزار
🔻حقگو= راستگو
🔻حقطلب= هودهجوی، هودهخواه
🔻حق ماموریت= کارانه
🔻حقناشناس= ناسپاس
🔻حق و حساب= باژ(باج)، لَکلَکانه
🔻ذیحق= سزاوار، شایسته، هودهمند، هودهدار، با هُدِه
🔻مُحق= سزاوار، شایسته، هودهمند، هودِهدار
🔻مرغ حق= شبآویز، شبآهنگ، چوک
🔻مستحق= سزاوار، شایسته، درخور، اَرزانیک، اَرزانی
🔻ناحق= ناسزا، ناروا، زور، بیهوده، دروغ، بیداد، اَداتَک
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حق #احق #احقاق #استحقاق #حقا #حقانی #حقانیت #محق #مستحق #کپی_رایت #CopyRight
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حق= هوده(بیهوده= بیحق)، سزا، روا، راست، درست، راست و درست، داد، راشَن(داد)، بهره، مزد
🔻اَحَق= سزاوارتر، روادارتر
🔻احقاق= دادرسی، دادگری
🔻استحقاق= شایستگی، سزاواری
🔻برحق= راستگونه
🔻بهحق= بهسزا
🔻حقاً= بهراستی، بهدرستی
🔻حقابه= بهرآبه
🔻حق اشتراک= ماهانه، سالانه
🔻حقالبوق= زورپرداخت
🔻حقالتحقیق= پژوهانه
🔻حقالتدریس= آموزانه
🔻حقالثبت= نگارشانه
🔻حقالزحمه= كارمزد، دستمزد
🔻حقالسکوت= خموشانه
🔻حقالشرب= آببها
🔻حقالعمل= کارمزد
🔻حقالقدم= پایمزد
🔻حق الله= فرمان خدا
🔻حقالمرتع= مَرغچَر، آبچَر
🔻حقالناس= مردمسزا
🔻حقانی= هودِهای
🔻حقانیت= سزاواری، هودِش، راستبودی
🔻حقبهجانب= هودِهوَر، هودِهنما
🔻حقپرست= پارسا
🔻حق تعالی= خدا، پروردگار، یزدان، ایزد
🔻حق توحش= جانورانه، جانورانگی
🔻حقجو= راستجوی، هودهجوی
🔻حق چاپ/حق تالیف/حق طبع/حق تولید/کپی رایت= (Copy right)، راستاد پدیدآوری
🔻حقدار= هودِهمند، هودِهدار
🔻حقداشتن= سزاواربودن، شایسته بودن، شایستگیداشتن، راستگفتن، درستگفتن
🔻حقشناس= سپاسدار، خداشناس، نمکشناس، هودِهشناس
🔻حقگذار= دادگذار، دادگر، سپاسگزار
🔻حقگو= راستگو
🔻حقطلب= هودهجوی، هودهخواه
🔻حق ماموریت= کارانه
🔻حقناشناس= ناسپاس
🔻حق و حساب= باژ(باج)، لَکلَکانه
🔻ذیحق= سزاوار، شایسته، هودهمند، هودهدار، با هُدِه
🔻مُحق= سزاوار، شایسته، هودهمند، هودِهدار
🔻مرغ حق= شبآویز، شبآهنگ، چوک
🔻مستحق= سزاوار، شایسته، درخور، اَرزانیک، اَرزانی
🔻ناحق= ناسزا، ناروا، زور، بیهوده، دروغ، بیداد، اَداتَک
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حق #احق #احقاق #استحقاق #حقا #حقانی #حقانیت #محق #مستحق #کپی_رایت #CopyRight
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
ادبسار
🌧☔️ جشن تیرگان و پیوند ناگسستنی آن با کمبود آب در ایران پیدایش جشن تیرگان با آب پیوند تنگاتنگی دارد. بسیاری از جشنها و آیینهای پیشین در ستایش آب و دَهِشهای زمین بودند و بسیاری از ایرانشناسان در این باره نوشتهاند. برای نمونه هرودوت نوشته بود که ایرانیان…
🌦 خواندنیهای شگفتانگیز جشن تیرگان
🏹 جشن تیرگان از جشنهای شاد و بزرگ ایران بود که چند روز دنباله داشت. برای نمونه ابوریحان بیرونی سیزدهم تیرماه را که آرش کمان کشید، تیرگان کوچک و فردای آن که تیر بر درخت فرود آمد و مرزهای ایران و توران روشن شد، تیرگان بزرگ نامید. ولی در زیج سنجری هژدهم تیر را تیرگان بزرگ نامیدهاند. دیگران زمان برگزاری آن را تا هژدهم، بیستویکم و بیستودوم تیرماه هم گفتهاند.
🌬 زرتشتیان تیرگان را تیروجشن مینامیدند و در ده روز جشن میگرفتند و در بادروز(۲۲) تیر به آن پایان میدادند. در افسانهها ایزد باد یاریگر تیر آرش بود. آنان پوشاک نو میپوشیدند، شیرینی و خوراک ویژه میپختند، خانه را پاکیزه میکردند، خود را میشستند و مهرنیایش و خورشیدنیایش میخواندند.
🌟 فرمانروایان ماد برگزاری جشن تیرگان را نابایسته(حرام) میدانستند و ما به درستی نمیدانیم که چرا!
☔️ شمسالدین صوفی دمشقی نوشته بود که در تیرجان(همان تیرگان) به گمان پارسیان روان مردگان برمیگردند و از خوردنیها و نوشیدنیهای این جشن میخورند. این خوردنیها و آشامیدنیها را خوراک روانها مینامیدند که همان روان مردگانشان بود.
🏹 بابک مهربد درباره انگیزههای پیدایش تیرگان نوشته است که در روز نخست تیر افراسیاب تورانی توانست منوچهر پیشدادی و سپاهش را در تبرستان دورگیر(محاصره) کند. ایرانیان از این رخداد سخت اندوهگین و در سوگ شدند. زمانی که منوچهر پیشنهاد سازش داد و در تیر روز(سیزدهم) تیر آرش پرتاب شد و ایران از بند رست، ایرانیان جشن بزرگی برپا کردند. در سالهای پس از آن نیز یکم تیر روز سوگ درگذشتگان بود و به دیدار داغداران میرفتند.
☔️ بیرونی نوشته بود که پارسیان در این دو روز(سیزدهم و چهاردهم) به یاد تنگنای روزهایی که در بند تورانیان بودند، گندم و میوه میپختند و میخوردند. زیرا در آن زمان نمیتوانستند گندم آسیاب کنند و ناگزیر آن را میپختند. میوههای نارس را هم میپختند تا چیزی برای خوردن داشته باشند. ولی پس از آن ابزارهای پختوپز، تنورها و سفالها را شکستند و به کار همیشگی پرداختند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
〰〰〰〰〰
#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان #تیرگان
☀️ @AdabSar
🏹 جشن تیرگان از جشنهای شاد و بزرگ ایران بود که چند روز دنباله داشت. برای نمونه ابوریحان بیرونی سیزدهم تیرماه را که آرش کمان کشید، تیرگان کوچک و فردای آن که تیر بر درخت فرود آمد و مرزهای ایران و توران روشن شد، تیرگان بزرگ نامید. ولی در زیج سنجری هژدهم تیر را تیرگان بزرگ نامیدهاند. دیگران زمان برگزاری آن را تا هژدهم، بیستویکم و بیستودوم تیرماه هم گفتهاند.
🌬 زرتشتیان تیرگان را تیروجشن مینامیدند و در ده روز جشن میگرفتند و در بادروز(۲۲) تیر به آن پایان میدادند. در افسانهها ایزد باد یاریگر تیر آرش بود. آنان پوشاک نو میپوشیدند، شیرینی و خوراک ویژه میپختند، خانه را پاکیزه میکردند، خود را میشستند و مهرنیایش و خورشیدنیایش میخواندند.
🌟 فرمانروایان ماد برگزاری جشن تیرگان را نابایسته(حرام) میدانستند و ما به درستی نمیدانیم که چرا!
☔️ شمسالدین صوفی دمشقی نوشته بود که در تیرجان(همان تیرگان) به گمان پارسیان روان مردگان برمیگردند و از خوردنیها و نوشیدنیهای این جشن میخورند. این خوردنیها و آشامیدنیها را خوراک روانها مینامیدند که همان روان مردگانشان بود.
🏹 بابک مهربد درباره انگیزههای پیدایش تیرگان نوشته است که در روز نخست تیر افراسیاب تورانی توانست منوچهر پیشدادی و سپاهش را در تبرستان دورگیر(محاصره) کند. ایرانیان از این رخداد سخت اندوهگین و در سوگ شدند. زمانی که منوچهر پیشنهاد سازش داد و در تیر روز(سیزدهم) تیر آرش پرتاب شد و ایران از بند رست، ایرانیان جشن بزرگی برپا کردند. در سالهای پس از آن نیز یکم تیر روز سوگ درگذشتگان بود و به دیدار داغداران میرفتند.
☔️ بیرونی نوشته بود که پارسیان در این دو روز(سیزدهم و چهاردهم) به یاد تنگنای روزهایی که در بند تورانیان بودند، گندم و میوه میپختند و میخوردند. زیرا در آن زمان نمیتوانستند گندم آسیاب کنند و ناگزیر آن را میپختند. میوههای نارس را هم میپختند تا چیزی برای خوردن داشته باشند. ولی پس از آن ابزارهای پختوپز، تنورها و سفالها را شکستند و به کار همیشگی پرداختند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
〰〰〰〰〰
#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان #تیرگان
☀️ @AdabSar
ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن
آنچه او در کار من کردهست در کارش مکن
#وحشی_بافقی
#چکامه_پارسی
🥀 @AdabSar
آنچه او در کار من کردهست در کارش مکن
#وحشی_بافقی
#چکامه_پارسی
🥀 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
با درود 🌷
دوستان تازهپیوسته به ادبسار خوشآمدید. مایهی شادی است که پویش پالایش زبان پارسی و والایش فرهنگ ایرانی با کوشش همتباران و پارسیزبانان سراسر جهان گسترده و فراگیر شود.
برای آشنایی بیشتر با ادبسار این راهنما را بخوانید:
t.me/AdabSar/17453
دوستان تازهپیوسته به ادبسار خوشآمدید. مایهی شادی است که پویش پالایش زبان پارسی و والایش فرهنگ ایرانی با کوشش همتباران و پارسیزبانان سراسر جهان گسترده و فراگیر شود.
برای آشنایی بیشتر با ادبسار این راهنما را بخوانید:
t.me/AdabSar/17453
🌾 جشنهای میانهی تیر
گاهنبار میدیوشهیم و جشن خامخواری
☀️ میدیوشهیم یا میدیوشِم (میذیوییشِمَه در پارسی اوستایی) به چَم(معنی) میانهی تابستان است و گاهانبار میدیوشهیم پس از گاهانبار میدیوزَرِم در میانهی بهار، دومین گاهنبار سال، هنگام آفرینش آب و هنگام درو بهشمار میرفت. در گاهشمار(تقویم) کهن ایران که گاهشمار گاهنباری بود، سال نو با تابستان آغاز میشد و میدیوشم نخستین گاهانبار سال بود. جشنهای گاهانباری در ایران ششگانه و نشانهی شش گام آفرینش بودند. در پنج روز برگزار میشدند که چهار روز آن گردهمایی، گفتوگو درباره کار و آماده شدن میگذشت و روز پنجم جشن بزرگی برپا میشد. گاهنبار میدیوشم از یازدهم تا پانزدهم تیر برگزار میشد.
🌻 گاهنبارها کهنترین جشنهای ایرانی بودند. بر پایهی افسانهها آسمان، آب، زمین، گیاه، جانوران و آدم در این شش گام آفریده شدند. واژهی گاهنبار برآمده از گاثا یا گاسا به مانک(معنی) گاه بوده و با گاتها همریشه است. در پارسی پهلوی به آن گاسانبار میگفتند.
شش گاهنبار سال آیین یکسانی داشتند و ایرانیان باستان در پایبندی به این آیینها سختگیر بودند. اگر کسی از آن سر میپیچید، رانده(طرد) میشد و نمیتوانست برای رسیدن به بهشت از پل چینوَت بگذرد. واژهی چینوَت در پارسی باستان به سَرتاک در پارسی پهلوی و صراط در عربی دگرگون شد. گاهانبارها ویژهی بخش کردن سال و برنامهریزی برای کشاورزی بودند.
🌾 اگرچه جشنهای گاهنباری کهنترین جشنها هستند، ولی پژوهشگرانی هستند که میگویند همه شش گاهنبار در آغاز پدید نیامده بود و در سال تنها دو گاهنبار در میانهی هفت ماه تابستان و میانهی پنج ماه زمستان داشتیم و گاهنبار میدیوشم از کهنترین آنهاست. از اینجا میتوان دریافت که روزهای گرم سال بسیار بیشتر از روزهای خنک و سرد بودند. دربارهی گاهنبار میدیوشم واژهی کهن «واسْتْرْیُو داتَه ایْنْیَه» بهکار رفته است. پژوهشها میگویند این به مانک زمان درو و برداشت سبزه، کاه و برخی از فراوردههای کشاورزی است و نشان میدهد که کشاورزی در ایران بسیار کهنتر از آن است که تاکنون گفته شده و آریاییها از آغاز با کشاورزی آشنا بودند.
👈دربارهی راز پیدایش جشنهای گاهنباری و گاهنبار میدیوشم در اینجا بخوانید:
t.me/AdabSar/14278
👈دربارهی آیینهای سختگیرانه و داستانهای افسانهای گاهنبارها در اینجا بخوانید:
t.me/AdabSar/18636
🍋 جشن خامخواری
در نوشتههای ابوریحان بیرونی با نام «عَمَس» یا «غفس» یاد شده و بهگمان از آیینهای سغد، خوارزم و فرارودان (ماوراءالنهر) باشد. در این روز مردم از هرگونه فراوردهی جانوری و خوراک پخته شده دوری میکردند.
👈دربارهی انگیزههای جشن خامخواری و آیینهای در پیوند با خوراک بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/16633
✍ #پریسا_امام_وردیلو
〰〰〰〰〰
📒 بنمایهها:
- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
- آیین برگزاری جشنهای ایران باستان #اردشیر_آذرگشسب
- راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
#جشن_های_ایرانی #جشن_گاهنباری #جشن_خام_خواری #گاهنبار #تیرگان
☀️🌻 @AdabSar
گاهنبار میدیوشهیم و جشن خامخواری
☀️ میدیوشهیم یا میدیوشِم (میذیوییشِمَه در پارسی اوستایی) به چَم(معنی) میانهی تابستان است و گاهانبار میدیوشهیم پس از گاهانبار میدیوزَرِم در میانهی بهار، دومین گاهنبار سال، هنگام آفرینش آب و هنگام درو بهشمار میرفت. در گاهشمار(تقویم) کهن ایران که گاهشمار گاهنباری بود، سال نو با تابستان آغاز میشد و میدیوشم نخستین گاهانبار سال بود. جشنهای گاهانباری در ایران ششگانه و نشانهی شش گام آفرینش بودند. در پنج روز برگزار میشدند که چهار روز آن گردهمایی، گفتوگو درباره کار و آماده شدن میگذشت و روز پنجم جشن بزرگی برپا میشد. گاهنبار میدیوشم از یازدهم تا پانزدهم تیر برگزار میشد.
🌻 گاهنبارها کهنترین جشنهای ایرانی بودند. بر پایهی افسانهها آسمان، آب، زمین، گیاه، جانوران و آدم در این شش گام آفریده شدند. واژهی گاهنبار برآمده از گاثا یا گاسا به مانک(معنی) گاه بوده و با گاتها همریشه است. در پارسی پهلوی به آن گاسانبار میگفتند.
شش گاهنبار سال آیین یکسانی داشتند و ایرانیان باستان در پایبندی به این آیینها سختگیر بودند. اگر کسی از آن سر میپیچید، رانده(طرد) میشد و نمیتوانست برای رسیدن به بهشت از پل چینوَت بگذرد. واژهی چینوَت در پارسی باستان به سَرتاک در پارسی پهلوی و صراط در عربی دگرگون شد. گاهانبارها ویژهی بخش کردن سال و برنامهریزی برای کشاورزی بودند.
🌾 اگرچه جشنهای گاهنباری کهنترین جشنها هستند، ولی پژوهشگرانی هستند که میگویند همه شش گاهنبار در آغاز پدید نیامده بود و در سال تنها دو گاهنبار در میانهی هفت ماه تابستان و میانهی پنج ماه زمستان داشتیم و گاهنبار میدیوشم از کهنترین آنهاست. از اینجا میتوان دریافت که روزهای گرم سال بسیار بیشتر از روزهای خنک و سرد بودند. دربارهی گاهنبار میدیوشم واژهی کهن «واسْتْرْیُو داتَه ایْنْیَه» بهکار رفته است. پژوهشها میگویند این به مانک زمان درو و برداشت سبزه، کاه و برخی از فراوردههای کشاورزی است و نشان میدهد که کشاورزی در ایران بسیار کهنتر از آن است که تاکنون گفته شده و آریاییها از آغاز با کشاورزی آشنا بودند.
👈دربارهی راز پیدایش جشنهای گاهنباری و گاهنبار میدیوشم در اینجا بخوانید:
t.me/AdabSar/14278
👈دربارهی آیینهای سختگیرانه و داستانهای افسانهای گاهنبارها در اینجا بخوانید:
t.me/AdabSar/18636
🍋 جشن خامخواری
در نوشتههای ابوریحان بیرونی با نام «عَمَس» یا «غفس» یاد شده و بهگمان از آیینهای سغد، خوارزم و فرارودان (ماوراءالنهر) باشد. در این روز مردم از هرگونه فراوردهی جانوری و خوراک پخته شده دوری میکردند.
👈دربارهی انگیزههای جشن خامخواری و آیینهای در پیوند با خوراک بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/16633
✍ #پریسا_امام_وردیلو
〰〰〰〰〰
📒 بنمایهها:
- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
- آیین برگزاری جشنهای ایران باستان #اردشیر_آذرگشسب
- راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
#جشن_های_ایرانی #جشن_گاهنباری #جشن_خام_خواری #گاهنبار #تیرگان
☀️🌻 @AdabSar
سرشته شد مگر از عشق در ازل گِلِ ما
که تا ابد نرود مهر دوست از دلِ ما
#سعیدی_کازرونی
#چکامه_پارسی
🔗 @AdabSar
که تا ابد نرود مهر دوست از دلِ ما
#سعیدی_کازرونی
#چکامه_پارسی
🔗 @AdabSar
ادبسار
🐚 واژگان پارسی در زبان تازی جازی = از پارسی جایزه، جایزه دهنده، پاداش دهنده جاسیا = از پارسی کَشنی، زمین سخت و خشک جاش = از پارسی جوش جاشَنگیر = از پارسی چاشنی= گیرنده، چشندهی چاشنی و خوراک پیش از فرمانده یا رهبر جاغه = از پارسی جَغ، دوک بزرگ برای ریسندگی…
🌂 واژگان پارسی در زبان تازی
جاوزهرَج = از پارسی گاو زهره پاد زهری از زهره (کیسهی صفرا) گاو
جاوید = از پارسی جاوید
جالیقون = از پارسی جالیگون، از گیاهان
جامکیه از پارسی جامگی، مزد ماهیانه برابر یک جامه که به نوکر دهند
جاه = از پارسی گاه، جایگاه، پایه، پایگاه
جاهنبار = از پارسی گاهنبار، همهی آفریدگان خدا
جایزه = از پارسی (جای زِه= آفرین)، پاداش، ارمغان، اَرزاتِه
جِبا = از پارسی باج
جبا جِب = از پارسی جابجایی
جَبر = از پارسی گَبر (زردشتی) مرد بزرگ
جِبز = از پارسی کَبَز، پست و کنس، بد دل
جَبیوی = از پارسی چپی، چپ دستی
جُبّه = از پارسی گُبه، جُبّه، جامهای آستین بلند که بر روی پیراهن پوشند، قَبای گرانمایه
جَتِر = از پارسی چتر
جِحَرم = از پارسی کِهرام، تنگخو، بد خو
جِحِنبار = از پارسی کوه پیکر، تنومند
جُد = از پارسی جَد، جاه و پایه
جُدّاد = از پارسی کداد، پاره و ریزهی هر چیز، جامههای کهنه، پاره و ژنده
جَدوار = از پارسی زد وار (زد،ژد=صمغ)، ماه و پروین و یا پَرپین(بیخ گیاهی که پادزهر است)
جُراب = از پارسی گورَب(گورپا)، جوراب
جُراز = از پارسی گرز، گرزهای آهنین.
جرائض، جرَنفَ، جراشیع، جُراصیه از همین بُنواژ ساخته شدهاند.
جرافز، جرافض، جُرامض = از پارسی گرانپُشت، مرد تنومند و بسیار زورمند
جَراکسه = از پارسی چَرکَسیان، تباری از کویکاس (قفقاز)
🌂 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🌂 @AdabSar
جاوزهرَج = از پارسی گاو زهره پاد زهری از زهره (کیسهی صفرا) گاو
جاوید = از پارسی جاوید
جالیقون = از پارسی جالیگون، از گیاهان
جامکیه از پارسی جامگی، مزد ماهیانه برابر یک جامه که به نوکر دهند
جاه = از پارسی گاه، جایگاه، پایه، پایگاه
جاهنبار = از پارسی گاهنبار، همهی آفریدگان خدا
جایزه = از پارسی (جای زِه= آفرین)، پاداش، ارمغان، اَرزاتِه
جِبا = از پارسی باج
جبا جِب = از پارسی جابجایی
جَبر = از پارسی گَبر (زردشتی) مرد بزرگ
جِبز = از پارسی کَبَز، پست و کنس، بد دل
جَبیوی = از پارسی چپی، چپ دستی
جُبّه = از پارسی گُبه، جُبّه، جامهای آستین بلند که بر روی پیراهن پوشند، قَبای گرانمایه
جَتِر = از پارسی چتر
جِحَرم = از پارسی کِهرام، تنگخو، بد خو
جِحِنبار = از پارسی کوه پیکر، تنومند
جُد = از پارسی جَد، جاه و پایه
جُدّاد = از پارسی کداد، پاره و ریزهی هر چیز، جامههای کهنه، پاره و ژنده
جَدوار = از پارسی زد وار (زد،ژد=صمغ)، ماه و پروین و یا پَرپین(بیخ گیاهی که پادزهر است)
جُراب = از پارسی گورَب(گورپا)، جوراب
جُراز = از پارسی گرز، گرزهای آهنین.
جرائض، جرَنفَ، جراشیع، جُراصیه از همین بُنواژ ساخته شدهاند.
جرافز، جرافض، جُرامض = از پارسی گرانپُشت، مرد تنومند و بسیار زورمند
جَراکسه = از پارسی چَرکَسیان، تباری از کویکاس (قفقاز)
🌂 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🌂 @AdabSar
❤1
هژدهم(هجدهم) تیر، روز ادبسار(ادبیات) کودک و نوجوان بود و سالروز درگذشت «مهدی آذریزدی» از برازندهترین نویسندگان کودک و نوجوان.
سوی دیگر کوشش ستودنی آذریزدی و همتایانش، یاوهسرایی و پریشانگویی است که نمونهاش را در فرتور(عکس) میبینید و به نام داستان و ادب کودک و نوجوان به بازار میآید.
در خرید ماتیکان(کتاب) و خواندن داستان برای کودکان تیزبین و هوشیار باشیم.
📖👧🏻 @AdabSar
سوی دیگر کوشش ستودنی آذریزدی و همتایانش، یاوهسرایی و پریشانگویی است که نمونهاش را در فرتور(عکس) میبینید و به نام داستان و ادب کودک و نوجوان به بازار میآید.
در خرید ماتیکان(کتاب) و خواندن داستان برای کودکان تیزبین و هوشیار باشیم.
📖👧🏻 @AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌺🌼
🌺🌼
🌼
نباید که باشید با سازِ جنگ
نه زینباره جویید کس نام و ننگ
سپاهی نباید که با پیشهور
به یَک روی جویند هر دو هنر
یَکی کاروَرز و یَکی گُرزدار
سَزاوارِ هر کس پدیدست کار
چُن این کارِ آن جویَد آن کارِ این
سراسر پُرآشوب گردد زَمین
#فردوسی
و امیدم در این هفته اینکه:
شما دیر مانید و خرّم بَوید
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺
🌼🌺
🌸🌼🌺
🌺🌼
🌼
نباید که باشید با سازِ جنگ
نه زینباره جویید کس نام و ننگ
سپاهی نباید که با پیشهور
به یَک روی جویند هر دو هنر
یَکی کاروَرز و یَکی گُرزدار
سَزاوارِ هر کس پدیدست کار
چُن این کارِ آن جویَد آن کارِ این
سراسر پُرآشوب گردد زَمین
#فردوسی
و امیدم در این هفته اینکه:
شما دیر مانید و خرّم بَوید
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺
🌼🌺
🌸🌼🌺
ادبسار
🌂 واژگان پارسی در زبان تازی جاوزهرَج = از پارسی گاو زهره پاد زهری از زهره (کیسهی صفرا) گاو جاوید = از پارسی جاوید جالیقون = از پارسی جالیگون، از گیاهان جامکیه از پارسی جامگی، مزد ماهیانه برابر یک جامه که به نوکر دهند جاه = از پارسی گاه، جایگاه، پایه، پایگاه…
🏕 واژگان پارسی در زبان تازی
جَرامِقه گَرمُکیان = پارسیانی که در آغاز اسلام از تیسپون و جاهای دیگر عراق به شهر مُوصِل کوچ کردند
جراهیه = از پارسی گروه، بزرگان
جُربان = از پارسی گِریب، جریب
جِرِبّان = از پارسی تیزی شمشیر، جیب زره و پیراهن، نیام
جربانه، جرنبانه = از پارسی گرانبُن، زن بدخو و بدسرشت
جُربُز = از پارسی گُربُز (گرگ و بز) فَریبکار، ترفندکار، آب زیرکاه
جَربزُه = از پارسی گُربُزی(زیرکی و دانایی)
جُرجان = از پارسی گُرگان
جِرجِر، جَرجَر = از پارسی کرکر، خرمنکوب آهنی، باقلا
جِرجِس، قرقِس = از پارسی چرخشت، موم گِل برای مُهرزنی
جَرخ = از پارسی چَرخ
جِرد = از پارسی گِرد
جِرداب = از پارسی گرداب
جردان = از پارسی گوردان، نَره خر و ستور
🏕 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🏕 @AdabSar
جَرامِقه گَرمُکیان = پارسیانی که در آغاز اسلام از تیسپون و جاهای دیگر عراق به شهر مُوصِل کوچ کردند
جراهیه = از پارسی گروه، بزرگان
جُربان = از پارسی گِریب، جریب
جِرِبّان = از پارسی تیزی شمشیر، جیب زره و پیراهن، نیام
جربانه، جرنبانه = از پارسی گرانبُن، زن بدخو و بدسرشت
جُربُز = از پارسی گُربُز (گرگ و بز) فَریبکار، ترفندکار، آب زیرکاه
جَربزُه = از پارسی گُربُزی(زیرکی و دانایی)
جُرجان = از پارسی گُرگان
جِرجِر، جَرجَر = از پارسی کرکر، خرمنکوب آهنی، باقلا
جِرجِس، قرقِس = از پارسی چرخشت، موم گِل برای مُهرزنی
جَرخ = از پارسی چَرخ
جِرد = از پارسی گِرد
جِرداب = از پارسی گرداب
جردان = از پارسی گوردان، نَره خر و ستور
🏕 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🏕 @AdabSar
🪡🌬 پایان جشن تیرگان
انگیزههای بافتن و بر باد دادن رشتهی تیروباد
🎋 جشن بزرگ تیرگان در سدههای بسیاری و در بخشهای بزرگی از سرزمین ایران از سیزدهم تیر یا همان تیرروز آغاز میشد و تا بادروز یا بیستودوم دنباله داشت. بادروز، روز به باد سپردن رشتههای بافته شدهی تیروباد بود. بند تیروباد پیش از آغاز تیرگان از تارهای هفت رنگ ابریشم یا نخ نازک در همهی خانهها بافته میشد. در بامداد روز جشن کودک و بزرگسال آن را به مچ دست یا دکمه پیراهن خود میبستند و تا بیستودوم تیر نگه میداشتند. در این روز به دشت یا بام خانه میرفتند و بند تیروباد را با شادی به دست باد میسپردند. این آیین نماد و یادبود ایزد باد است که تیر آرش را برای فراخ کردن مرزهای ایران یاری کرد و جنگهای پیاپی پایان یافت. بر این پایه تیر آرش در تیرروز (سیزدهم) از کمان رها شد و ده روز پس از آن به یاری ایزد باد بر درخت نشست.
🎋 انگیزههای بافتن بند تیروباد را چندجور بازگفتهاند. یکی این است که مردم در جشن تیرگان پوشاک نو میپوشیدند ولی این کار برای تهیدستان شدنی نبود. رشتههای بافتهی تیروباد نماد جامهی نو بود تا هر کسی یک چیز کوچک و دوختنی نو با خود داشته باشد. داستان دیگر این است که با شکست سپاه منوچهر از تورانیان، ایرانیان به انگیزهی میهنپرستی و پیروزی بر دشمن، بندی را به دست بستند و چون با پرتاب تیر آرش این پیروزی بهدست آمد، بندها را رشتهرشته کردند و به باد سپردند.
🎋 اکنون که سخن به افسانهها کشید، داستان دیگری بخوانیم و ببینیم که افسانههای گوناگون در سراسر جهان چه همانندیهایی با هم دارند. کیخسرو از نبرد بزرگ با افراسیاب و کشتن او بازمیگشت که بهناگهان دریافت که کار او در جهان به پایان رسیده و باید به جهان ایزدان بپیوندد. داراییهایش را به تهیدستان و موبدان بخشید، جانشین را برگزید و به همه گفت که به زودی از پادشاهی کناره میگیرد. کوشش نزدیکانش برای نگهداشتن او سودی نبخشید. سپاه او دوباره راه بازگشت را در پیش گرفتند ولی بیژن، توس، گیو و فریبرز همراه کیخسرو ماندند. این پنج تن به چشمهای رسیدند و کیخسرو فرمان ماندن داد و گفت پس از این شب کسی او را نخواهد دید. زیرا با سر زدن سپیده او با ایزد سروش خواهد رفت. پس سر و تن را با آب چشمه شست و دمی راز و نیاز کرد و پیش از سر زدن خورشید از دیدهها ناپدید شد. این روز، همان سیزدهم تیر و آغاز جشن تیرگان بود. این داستان در شاهنامه فردوسی و تاریخ قم آمده است.
🎋 بیرونی نوشته بود که کیخسرو در بلندی کوهی در نزدیکی ساوه از دیدن یکی از ایزدان یا فرشتگان بیهوش شد و بیژن برای بیدار کردنش بر چهرهاش آب پاشید. گردیزی نوشته است شستوشو و آبپاشی در جشن تیرگان در پیوند با افسانهی کیخسرو است و شمسالدین انصاری دمشقی نوشته بود که ایرانیان در جشنهای خود شبها آتش میافروزند و سپیدهدمان به نشانهی پاکیزگی آب میپاشند. آیین آبریزان در اسپادانا(اصفهان) هم از آن رو است که پیروز پسر یزدگرد این شهر را ساخت ولی هفتسال بود که باران نمیبارید. هنگام بارندگی تن خود را با باران شستند و و این کار آیین هرسالهشان شد. در افسانهها این رخداد نیز با تیرگان همزمان بود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
b2n.ir/tirobad
〰〰〰〰〰
📘 برگرفته از:
- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر اسطوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
- جشنهای آب «هاشم رضی»
📘 دربارهی ایزد سروش بخوانید:
t.me/AdabSar/16055
〰〰〰〰〰
#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان
🌬🪡 @AdabSar
انگیزههای بافتن و بر باد دادن رشتهی تیروباد
🎋 جشن بزرگ تیرگان در سدههای بسیاری و در بخشهای بزرگی از سرزمین ایران از سیزدهم تیر یا همان تیرروز آغاز میشد و تا بادروز یا بیستودوم دنباله داشت. بادروز، روز به باد سپردن رشتههای بافته شدهی تیروباد بود. بند تیروباد پیش از آغاز تیرگان از تارهای هفت رنگ ابریشم یا نخ نازک در همهی خانهها بافته میشد. در بامداد روز جشن کودک و بزرگسال آن را به مچ دست یا دکمه پیراهن خود میبستند و تا بیستودوم تیر نگه میداشتند. در این روز به دشت یا بام خانه میرفتند و بند تیروباد را با شادی به دست باد میسپردند. این آیین نماد و یادبود ایزد باد است که تیر آرش را برای فراخ کردن مرزهای ایران یاری کرد و جنگهای پیاپی پایان یافت. بر این پایه تیر آرش در تیرروز (سیزدهم) از کمان رها شد و ده روز پس از آن به یاری ایزد باد بر درخت نشست.
🎋 انگیزههای بافتن بند تیروباد را چندجور بازگفتهاند. یکی این است که مردم در جشن تیرگان پوشاک نو میپوشیدند ولی این کار برای تهیدستان شدنی نبود. رشتههای بافتهی تیروباد نماد جامهی نو بود تا هر کسی یک چیز کوچک و دوختنی نو با خود داشته باشد. داستان دیگر این است که با شکست سپاه منوچهر از تورانیان، ایرانیان به انگیزهی میهنپرستی و پیروزی بر دشمن، بندی را به دست بستند و چون با پرتاب تیر آرش این پیروزی بهدست آمد، بندها را رشتهرشته کردند و به باد سپردند.
🎋 اکنون که سخن به افسانهها کشید، داستان دیگری بخوانیم و ببینیم که افسانههای گوناگون در سراسر جهان چه همانندیهایی با هم دارند. کیخسرو از نبرد بزرگ با افراسیاب و کشتن او بازمیگشت که بهناگهان دریافت که کار او در جهان به پایان رسیده و باید به جهان ایزدان بپیوندد. داراییهایش را به تهیدستان و موبدان بخشید، جانشین را برگزید و به همه گفت که به زودی از پادشاهی کناره میگیرد. کوشش نزدیکانش برای نگهداشتن او سودی نبخشید. سپاه او دوباره راه بازگشت را در پیش گرفتند ولی بیژن، توس، گیو و فریبرز همراه کیخسرو ماندند. این پنج تن به چشمهای رسیدند و کیخسرو فرمان ماندن داد و گفت پس از این شب کسی او را نخواهد دید. زیرا با سر زدن سپیده او با ایزد سروش خواهد رفت. پس سر و تن را با آب چشمه شست و دمی راز و نیاز کرد و پیش از سر زدن خورشید از دیدهها ناپدید شد. این روز، همان سیزدهم تیر و آغاز جشن تیرگان بود. این داستان در شاهنامه فردوسی و تاریخ قم آمده است.
🎋 بیرونی نوشته بود که کیخسرو در بلندی کوهی در نزدیکی ساوه از دیدن یکی از ایزدان یا فرشتگان بیهوش شد و بیژن برای بیدار کردنش بر چهرهاش آب پاشید. گردیزی نوشته است شستوشو و آبپاشی در جشن تیرگان در پیوند با افسانهی کیخسرو است و شمسالدین انصاری دمشقی نوشته بود که ایرانیان در جشنهای خود شبها آتش میافروزند و سپیدهدمان به نشانهی پاکیزگی آب میپاشند. آیین آبریزان در اسپادانا(اصفهان) هم از آن رو است که پیروز پسر یزدگرد این شهر را ساخت ولی هفتسال بود که باران نمیبارید. هنگام بارندگی تن خود را با باران شستند و و این کار آیین هرسالهشان شد. در افسانهها این رخداد نیز با تیرگان همزمان بود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
b2n.ir/tirobad
〰〰〰〰〰
📘 برگرفته از:
- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر اسطوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
- جشنهای آب «هاشم رضی»
📘 دربارهی ایزد سروش بخوانید:
t.me/AdabSar/16055
〰〰〰〰〰
#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان
🌬🪡 @AdabSar
دستوپایی میتوان زد بند اگر بر دستوپاست
وای بر جان گرفتاری که بندش بر دل است
#علینقی_کمره_ای
#چکامه_پارسی
🪝 @AdabSar
وای بر جان گرفتاری که بندش بر دل است
#علینقی_کمره_ای
#چکامه_پارسی
🪝 @AdabSar
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻حق= هوده(بیهوده= بیحق)، سزا، روا، راست، درست، راست و درست، داد، راشَن(داد)، بهره، مزد 🔻اَحَق= سزاوارتر، روادارتر 🔻احقاق= دادرسی، دادگری 🔻استحقاق= شایستگی، سزاواری 🔻برحق= راستگونه 🔻بهحق= بهسزا 🔻حقاً= بهراستی، بهدرستی…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حقیقت= راستی، راست، درستی، درست، راستینه، راستینگی، هَستا، آمیغ، فرهود، باور، آشکار، روشن
🔻حقیقتا= بهراستی، بهدرستی، راستی را
🔻حقیقتبین= راستیبین، راستبین، راستینگر، درستبین، آمیغبین
🔻حقیقتجو= آمیغپژوه، راستیخواه، راستیجو
🔻حقیقتطلبی= آمیغپژوهی، راستیخواهی، راستیجویی، راستیپیشگی
🔻حقیقتگو= راستگو، درستگو
🔻حقیقتگویی= راستگویی، درستگویی
🔻حقیقی= راستین، راست، درست، آمیغی، اِوَر
🔻در حقیقت= بهراستی، بهدرستی
✍نمونه:
🔺قسم بخور که حقیقت را بگویی=
سوگند بخور که راست بگویی
🔺این قصهای حقیقی است=
این داستانی راست است
🔺کادر درمان حقیقتا تحت فشار زیادی هستند=
درمانگران بهراستی زیر فشار بسیاری هستند
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حقیقت #حقیقی #حقیقتا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حقیقت= راستی، راست، درستی، درست، راستینه، راستینگی، هَستا، آمیغ، فرهود، باور، آشکار، روشن
🔻حقیقتا= بهراستی، بهدرستی، راستی را
🔻حقیقتبین= راستیبین، راستبین، راستینگر، درستبین، آمیغبین
🔻حقیقتجو= آمیغپژوه، راستیخواه، راستیجو
🔻حقیقتطلبی= آمیغپژوهی، راستیخواهی، راستیجویی، راستیپیشگی
🔻حقیقتگو= راستگو، درستگو
🔻حقیقتگویی= راستگویی، درستگویی
🔻حقیقی= راستین، راست، درست، آمیغی، اِوَر
🔻در حقیقت= بهراستی، بهدرستی
✍نمونه:
🔺قسم بخور که حقیقت را بگویی=
سوگند بخور که راست بگویی
🔺این قصهای حقیقی است=
این داستانی راست است
🔺کادر درمان حقیقتا تحت فشار زیادی هستند=
درمانگران بهراستی زیر فشار بسیاری هستند
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حقیقت #حقیقی #حقیقتا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
#مولوی
#چکامه_پارسی
فرتور(عکس) از #بابک_امین_تفرشی
@AdabSar 🌙
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
#مولوی
#چکامه_پارسی
فرتور(عکس) از #بابک_امین_تفرشی
@AdabSar 🌙
🔧 چند واژهی برگزیدهی فرهنگستان در زمینهی هندازگری(مهندسی)
ابزار = #tool
افزاره = #device
افزارگان = #equipment
دستگاه = #apparatus
نمونه = #sample
واسنجی = #calibration
🔧 @AdabSar
ابزار = #tool
افزاره = #device
افزارگان = #equipment
دستگاه = #apparatus
نمونه = #sample
واسنجی = #calibration
🔧 @AdabSar