ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
💫

مادرم گفت که عاشق نشوی
گفتم چـــــشم!
چـشـم‌های تو مرا بی‌خبر از "چــــشمم" کرد!

#مهدی_شفیعی
@AdabSar
💫

بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق

همیشه رفتن و رفتن، از آمدن چه خبر؟

#حسین_منزوی
@AdabSar
🌊🌊🌊🌊🌊

چنان خواست روشن جهان آفرین
که پنهان نکرد اژدها را زمین!
#شاهنامه #فردوسی

نگارگر: "محمدصابر شیخ رضایی"
#شاخاب_پارس #خلیج_پارس #خلیج_فارس

@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸

آغاز سال آموزشی(تحصیلی)‌ از مهرماه، به دوره‌ی هخامنشیان باز می‌گردد.
در زمان داریوش بزرگ، سومین پادشاه هخامنشی، باز شدن آموزشگاه‌ها را، پس از جشن‌های مهرگان گذاردند.
بازگشایی آموزشگاه‌ها در مهرماه، از ایرانِ باستان به یونان و از آنجا کم‌کم به سراسر جهان راه یافت.
مهندترین(مهم‌ترین) نکته‌هایی که درآموزشگاه‌های هخامنشیان به کودکان آموخته می‌شد نیک‌رفتاری(اخلاقیات)، تندرستی، خواندن، سوارکاری و بزرگی‌ و توانِش(اقتدار) میهن‌شان و کوشش برای پاسداشت آن توانمندی بود. توانمندی‌ای که برای نگاهداشتش باید با یکدیگر هم‌بسته(متحد) می‌ماندند و بهترین فن‌ها را برای جنگیدن با دشمن می‌آموختند تا برترین ارتش را بسازند.
در آموزشگاه‌های هخامنشی، کم‌کم بهترین‌ها را برای کار در گارد جاویدان به‌کار می‌گرفتند.

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
📌پالایش زبان پارسی


🔻غرق شدن= تَکابیدن، تکابِش، فروشدن در آب
🔻غریق (غرق‌شده) = تکابیده، فروشده در آب
🔻نجات‌غریق = تکابیده‌بان، تکابیده‌یار، تکاب‌یار

پی‌نوشت:
هرچند واژه‌ی "نجات غریق" خود نادرست است و درست آن "منجی غریق" است.

نمونه:
بیشتر کسانی که غرق می‌شوند آن‌هایی هستند که شنا بلدند اما از خطر دوری نمی‌کنند.
بیشتر کسانی که می‌تکابند آن‌هایی استند که شنا می‌دانند پَن از سیج نمی‌پرهیزند.

پس از نجات دادن غریق باید به سرعت عملیات احیای قلبی ریوی را انجام داد.
پس از رهاندن تکابیده باید بی‌درنگ دل و شُش‌اش را به کار انداخت.

نجات غریق به فردی اطلاق می‌شود که چیره به فن شناست و برای حفظ و نگهبانی از جان شناگران آموزش‌های تخصصی را دیده است.
تکاب‌یار خوب شنا می‌داند و کارشناس‌ِ آموخته‌ی پاسداری از جان شناگران است.

پی‌نوشت ادبسار:
پَن = ولی(بنگرید به t.me/AdabSar/5591)
سیج = خطر(بنگرید به t.me/AdabSar/4775)


فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#غرق #غریق #نجات_غریق
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

تو حق نداری
عاشق کسی بمانی
که سالهاست رفته!
تو مال کسی نیستی
که نیست!

تو حق نداری
اسم دردهای مزمنت را
عشق بگذاری
می‌توانی مدیون زخم‌هایت باشی،
اما محتاج آنکه زخمی‌ات کرده نه!
دست بردار ازین افسانه‌های بی سر و ته
که به نام عشق
فرصت عشق را از تو می‌گیرند!

آنکه تو را
زخمی خود می‌خواهد
آدم تو نیست!
آدم نیست!
و تو سالهاست
حوای بی آدمی...
حواست نیست!

#افشین_یداللهی
@AdabSar
💫

می‌بینمت با غیر، گویی کشورش را

در چنگ دشمن دیده باشد پادشاهی


#جواد_منفرد
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

ما دل به غمِ تو بسته داریم ای دوست
دردِ تو به جانِ خسته داریم ای دوست

گفتی که به دل‌شکستگان نزدیکم
ما نیز دلِ شکسته داریم ای دوست

#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔷 شاخاب جاودان پارس


سنگ نبشته‌ای از دیرِ دیروک
در دلِ دریا
همسفر با گامِ پرهام

با خیزاب و رخشان دُرِ شن‌ها
می‌رخسد و می‌خواند

پُر آروین از زیوِشِ هزاره‌ها
با نگاهِ هورِ دلبسته
به اخشترِ خونگرم
می‌رسد بر کرانه‌ی شور

آوَخ که این کرانه
همان است که بود

گویی انگار دیروز بود!

برادرش تندیسی شد
ایستا بر شهرِ شاهان...
و آن دیگر شیری شد
پیشانی بلند

بر مزارِ بزرگ‌زاده‌ای زَگرُس‌نشین
پُر بخت و یار

و این دیگر را
سینه‌ای ستبر بود

آریان آمدند و سرنوشتِ نَفان
بر سینه‌اش دبیره کردند

آریانِ با هنر
سنگ‌ها را نیز
اُسپُرانه ورجاوند کردند

آوخ که هزاره‌ها رفته است
و سنگ‌نبشته باز می‌گوید
این کرانه چون دیروز
همان است که بود

پس از هزاره‌های دیر و دور
بوی میهن را نوش می‌کند

با دلش آوازِ چکاوکِ دریایی را
گوش می‌کند

نخستین شب را میهمان است
بر شباهنگِ فرخ‌تر از هور

و فردا می‌شود آذرخشِ رُخامش
جلوه‌گر بر شهابِ چشمِ کسرای کرانه
پسرِ دریاتبارِ هژبرِ زمانه

سنگ‌نبشته‌ی این زالِ گشاده‌ابرو
چون هرمزِ نیکونیا
از "شاخابِ جاودانِ پارس "می‌گوید!

با پسر از فراوانِ رویدادها
سخن در نهان‌سراچه‌ی راز می‌گوید

پسر دل می‌دهد و بر شاخابِ جاودانِ پارس
ترانه‌ی ناز می‌گوید

انبازِ سنگ‌نبشته باز می‌گوید:
از دلِ دیروک تا به ایدون و فرداها
آریان‌اند اَزنا
"شاخابِ جاودانِ پارس" را


پانوشت:
دیروک: تاریخ
پَرهام: طبیعت
خیزاب: موج
می‌رخسد: می‌رقصد
آروین: تجربه
زیوش: زندگی‌کردن
هور: خورشید
اخشتر: جنوب
کرانه: ساحل
شور: در اینجا فردید شوریده و شیداست
ستبر: ضخیم، کلفت
نفان: ملت
دبیره: خط، دبیره کردند: نوشتند
اُسپُرانه: کاملا، مطمینا
شباهنگ: ستاره‌ای است درخشان و پر نور
آذرخش: صاعقه، نورِ بسیار
کسرا : شاه
هژبر: شیر
هرمز: نام جزیره‌ای در استان هرمزگان، نام یکی از شاهانِ نیکوسرشت و دادگرِ ساسانی
سراچه: اتاق، خانه‌ی کوچک
انباز: همدم، در اینجا فردید پسر است که همراز سنگ نبشته شده
ازنا: مالک
شاخاب: خلیج


فرستنده #پوریا_عزیزیان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻ظاهراً = آن‌سان که پیداست، گویا، گویی، گوییا، همانا، آشکارا، به‌آشکاری، انگار، پنداری، چُنین پیداست، شاید، تواند بود، تواند بودن، دَزَندیس

نمونه:
🔺ظاهرا وی گناهکار نیست =
گویا وی گناهکار نیست
گوییا وی گناهکار نیست
انگار وی گناهکار نیست
پنداری وی گناهکار نیست
تواند بود که وی گناهکار نیست
چُنین پیداست که وی گناهکار نیست
آن‌سان که پیداست وی گناهکار نیست

🔺ظاهراً بر زن چو آب اَر غالبی
باطناً مغلوب و زن را طالبی (مولوی) =
آشکارا بر زن چو آب اَر چیره‌ای
در نهان کالیدِه و زن را خواهنده‌ای

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ظاهرا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
🔅پرسش شما درود بانو اسم های چيدا و چرام را اگر بررسی کنید سپاس گزار می شوم. چيدا یعنی مثل مادر چرام یعنی چراغ من پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام «چِرام»‌
واژه‌ی "چُرام" که سپس به "چَرام" دگرگون شد، نام چند روستا، بخش و دودمان در استان‌های چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد است. "چُرام/چَرام" در واژه‌نامه‌های گوناگون به چم چراگاه است که گویا در یکی دو دهه‌ی گذشته به نام‌های پسرانه افزوده شده و مانَک(معنی) "چراغ من" به خود گرفته است و گفته می‌شود که در همین استان‌ها به‌کار می‌رود.
- آن شنیدی که در ولایت شام
رفته بودند اشتران به "چُرام"؟
#سنایی

این نام در پهرست(فهرست) سازمان زادنگاری(ثبت احوال) یافت نشد. همچنین در فرهنگ‌های گوناگون نام‌ها، نشانی از آن نبود. از این‌رو نمی‌توان به روشنی درباره‌اش داوری کرد و آن را از نام‌ها دانست.

چنانچه داوخواهی(ادعا) درباره‌ی "چِرام"(چراغ من) و کاربردش در نام‌گذاری درست باشد، می‌توان آن را هم‌ریشه با واژه‌ی چراغ+م(پسوند دارندگی) به مانک روشنایی خانه‌ام، مایه‌ی درخشش زندگی‌ام و... دانست.
- که چون بامدادان چراغ سپهر
جمال جهان را برافروخت چهر!
#نظامی

چنانچه شما دوستان گرامی درباره‌ی این نام آگاهی بیشتری دارید، دیدگاه خود را همراه با دستک(سند) برای ما بفرستید.

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

#نام_پسرانه_ایرانی #چرام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

رقص باید که عجین با دف و سرنا بشود
باده خوب است به اندازه مهیا بشود

داده‌ام دخترکان سیب بریزند به حوض
گفته‌ام تا همه جا هلهله برپا بشود

شاعران با غزل نیمه تمام آمده‌اند
دامنت را بتکان قافیه پیدا بشود

روسری سر کن و نگذار میان من و باد
سر آشفتگی موی تو دعوا بشود

هیچ‌کس راهی میخانه نخواهد شد اگر
راز سکرآور چشمان تو افشا بشود

بلخ تا قونیه از چلچله پر خواهد شد
قدر یک ثانیه آغوشت اگر وا بشود

حیف! یک کوه مذابی و کماکان باید
عشوه‌هایت فقط از دور تماشا بشود!

#امیر_توانا
@AdabSar
@AdabSar

برگ‌های زرد، قرمز و نارنجی بالا و پایین می‌پریدند
تو که با قدم‌هایت به آن ها جان دوباره می‌دادی
تو که شاد، خنده‌های مستانه سر می‌دادی...
چه کسی گفته است زندگی تنها یک‌بار است؟
تو که باشی
من دوبرابر زندگی خواهم کرد!

#فرنوش_حميدی
@AdabSar
💫

بعد تو شک همه دنیای مرا با خود برد
خوره شد، آمد و احساس قشنگم را خورد

شک به تو، شک به خودم، شک به خودِ شک هتا
شک به اشکی که چکیده‌ست دقیقن اینجا

#رویا_ابراهیمی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔅پیام شما


🔶 پیش‌نوشت:
پس از آوردن برابرهای پارسیِ واژه‌ی "خطر"(در این پیام: t.me/AdabSar/4775)، ،یکی از همراهان همیشگی ادبسار، پژوهشی را از "مجید روهنده" در باره‌ی این واژه فرستاده‌اند که بی هیچ داوری‌ای در پی می‌آید.
شما نیز اگر دیدگاهی در این زمینه دارید می‌توانید بفرستید تا با دیگر هَموَندان هَمرسانی شود.

🔸 ریشه واژه خطر Danger
واژه «ختر»(xatar) که عرب آنرا «خطر» می‌نویسد ساخته شده از ریشه هندواروپایی (s)kəth و یا(s)kēth به معنای «صدمه لطمه»(injury ,harm) که در انگلیسی میانه به شکل scathe ثبت شده و در آلبانی به شکل qeder(xat'arem)، در نروژ skader، در آلمان Schaden، در سوئد skada، در یونانἀσκηθής askêthos (بی خطر safe سالم)به کار می‌رود.
بدینسان روشن میشود که واژگان عربی «خطیر مخاطره اخطار» جعلی هستند.
مجید روهَندِه

فرستنده: Am Sa
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔅پیام شما


🔶 پیش‌نوشت:
در پی فراخوان از شما دوستان گرامی برای هم‌رسانی آگاهی‌تان درباره‌ی نام پسرانه‌ی "چرام"(در اینجا: t.me/AdabSar/8774)
پیامی رسیده است که بی هیچ داوری و دگرگونی، در دنباله می‌آید.

🔸 با درود
در زبان تالشی که بازمانده گان کاسپی و کادوس هستند،
چرام به معنی چراغ من و روشنایی من است.
اما اگر چرام با علامت سوال باشد، (چرام ؟؟)معنی آن عوش می شود:
چرام =چه میخواهم

چرام در زبان مادری ماست
حتی مادرها برای ناز کردن فرزندان خود میگویند ت چمن چرایش=تو چراغ منی =روشنایی منی

یا وقتی که فرزندنی میمیرد مادرها که برای فرزند گریه میکنند و میگویند:
چرام درمرد =چراغم خاموش شد!

فرستنده: A.Ahmadi
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻نعمت = نیکی، نِکودَهِش، فَرَهدَهش، دسترس، داشته، دارایی، خوبی، شِیدان، داده

نمونه:
🔺سلامتی نعمت گران‌قیمتی است =
تندرستی نِکودَهِشِ گرانبهایی است
شادابی فَرَهدَهِشِ پر ارزشی است

🔺شکر نعمت، نعمتت افزون کند
کفر نعمت از کفت بیرون کند =
سپاس داشته‌ها، دارایی‌ات افزون کند
ناسپاسی داده‌ها از کفت بیرون کند

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نعمت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«آرن/ارن»، «آرین»، «آریان»، «آرنا»، «آرینا»

🇮🇷 نام‌های پسرانه‌ی "آرن" یا "اَرِن"، "آرین"، "آریان" و "آریا" از نام‌های مِهادین(اصیل) و کهن ایرانی هستند که ریشه، خاستگاه و دگرگونی‌های آن‌ها یکی است و با نام "ایران" پیوند دارند.

🇮🇷 نام "آرن" یا "ارن"، همچون بسیاری از نام‌هایی که سه بندواژه(حرف) دارند، نامی چند کشوری است ولی ریشه در زبان اوستایی دارد و گونه‌ی دیگری از نام "آرین" یا "آریان" است. در "فرهنگ واژه‌های اوستایی" گفته شده که "اَرِن" یا "اَرِنَ"(نام‌های پهلوی) به مانَـک(معنی) فر، شکوه و شایستگی است. این نام در ارمنستان فراوانی بیشتری دارد. شادمانی، مرد دلیر و جنگاور چم‌های(معانی) دیگر این نام است.

🇮🇷 واژه‌ی اوستایی "اَئیریَـنـَه"(سرزمین آزادگان) ریشه‌ی این نام‌ها است که در پارسی میانه به اِران یا اِرَن(ایران) دگردیس(تبدیل) شد. واژه‌ی اوستایی "ائیریَن" یا "ائیریان"(ریشه‌ی آرین و آریان) به چم(معنی) پاک و مرد آریایی است.(دانشنامه‌ی ایرانیکا)
چند تن از شاهزادگان و دانشمندان ایرانی به این نام‌ها خوانده می‌شدند.

🇮🇷 در نام‌های "آرینا" و "آرنا" پسوند "ا" پسوند نامساز و مادینگی(مونث) است.

🇮🇷 برای آشنایی بیشتر با نام‌های "آریا" و "ایران" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6643

🇮🇷 شماری از نام‌های پسرانه و دخترانه‌ی ایرانی و هم‌آوا:
👨🏻آرتان، آرمان، آروین، آرمین، آریامن، آرتین، آرشان، ارشان و...
👩🏻آرتمیس، آریانا، آرنوش، آترین، آترینا، آرمیتی، آرمیتا و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آرن #آرین #آریان #آرینا #آرنا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

می‌روی و دل اگر زنده بمانم با توست
ور نمانم، همه جا روح و روانم با توست

چون چراغی که فرا راهِ تو سو زد همه‌شب
به سلامت برو ای دوست که جانم با توست

چشمم ار خاک شود باز تو را می‌نگرد
کز دل خاک نگاه نگرانم با توست

تا تو را جلوه بهارا ز قیاس افزاید
دل پژمرده‌ی چون برگِ خزانم با توست

تا طراوت دهد ای گل! چمن حسن تو را
ابر چشم همه‌شب اشک‌فشانم با توست

نه مگر مرگ سکون است و مگر نه که همه
پای رفتارم و بال طیرانم با توست؟

مرگ من در کف تو، زندگی‌ام در کف توست
تا کجایم بکشانی که عنانم با توست!

#حسین_منزوی
@AdabSar