ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

تو اشکِ دیده می‌بینی، دلِ گریانِ من بنگر
دمی بی‌خویشتن نوباوه‌ی بُستانِ من بنگر

فروغِ دیده‌ی گریان و خون‌افشانیِ دل باش
دمی با نرگسِ مستت، جهانِ جانِ من بنگر

درختی آشیانت شد، کنارِ سایه‌اش ماندی
شدم سُرواده‌گوی تو هزاردستانِ من بنگر

دلم را داده‌ام دستت، گریختن تا به کی از من؟
هم‌آوازی، هم‌آغوشی، لبِ خندانِ من بنگر

خمِ گیسویِ تابدارت هُشیواری من بِرْبود
نگاه وا کن بیا بانو؛ سُرودِستانِ من بنگر


#بلال_ریگی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

«ترس» در اندیشه‌ی سعدی

در اندیشه‌ی سعدی، «ترس» جُستاری است پرسمان‌خیز و بَسوان درخور اندیشه.
وی بر این باور است، هرگاه از جایی ترسی در تو آمد، خویش را در آن بیفکن، چه اینکه ترس و نگرانی از خودِ آن چیز سخت‌تر و دشوارتر است.
او به خوبی می‌داند، «ترس» مایه‌ی کاستی است و با ناامیدی همراه است.

«هرآینه تا رنج نبری گنج برنداری و تا جان در خطر ننهی بر دشمن ظفر نیابی و تا دانه پریشان نکنی، خرمن برنگیری. نبینی به اندک‌مایه رنجی که بردم چه تحصیل راحت کردم و به نیشی که خوردم چه مایه عسل آوردم.
غواص اگر اندیشه کند کامِ نهنگ
هرگز نکند دُرّ گرانمایه به چنگ»
📒 گلستان، باب سوم، آسِمانَک شماره‌ی ۲۳

وی با نگاه به این رویکرد از راستی نیز سخن می‌گوید، راستی‌یی که مایه‌ی دلیری است. او می‌داند، بی‌گناهان بی‌باکان‌اند و ترس و بیمی بر آنان نخواهد بود.
به نگر تنها کسانی که دستِ کج دارند یا از راستی و درستی به دور افتاده‌اند، ناگزیر در بیم‌اند. زر که ناب است و باک نمی‌دارد از سنگ‌زر!

«کس نیاید به خانه‌ی درویش
که خراج زمین و باغ بده
... نشنیده‌ای که هر که خیانت ورزد، پشتش از حساب بلرزد.»
📒 همان، باب نخست، آسِمانَک شماره‌ی ۱۶


✍🏻 #بلال_ریگی
#پیام_پارسی

🖇 پی‌نوشت نگارنده:
پرسمان‌خیز: مسئله‌دار
بَسوان: اغلب (بس+وان به روشِ فراوان)
سنگ‌زَر : سنگی که با آن اندازه و چگونگی/کیفیت تلا و زر را می‌آزمایند.
آسِمانَک: «حکایت»، این واژه در نیمروز(جنوب) افغانستان و بلوچستان ایران کاربرد دارد.

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«ماهور»
🎼"ماهور" نامی زیبا با ریشه‌ی ایرانی است که بر سر دخترانه یا پسرانه بودن آن دیدگاه‌ها گوناگون‌اند. برخی باور دارند که "ماهور" نام دخترانه است و برخی دیگر می‌گویند "ماهور" نام پسرانه است و ماهورا=ماهور+"ا" مادینگی(تانیث)، نامی دخترانه است. با این همه این نام همچون نام‌های رها، کوشا و... نامی هنباز(مشترک) است.

🎹"ماهور" نام یکی از دستگاه‌های خنیاگری(موسیقایی) تبارمند و مهادین(اصیل) ایرانی است.

در دانش زمین‌شناسی به برآمدگی‌هایی که در دشت‌ها یا دامنه‌ی کوه‌ها پدید می‌آید، "ماهور" می‌گویند.

"ماهور" نام گونه‌ای گل است که به آن گل خرگوشک نیز می‌گویند.

این نام را همانند ماه و دارای ویژگی‌های ماه نیز چمیده‌اند(معنی کرده‌اند).

🎶"ماهور" در ادبسار(ادبیات) نوین ایران برای همسنجی(مقایسه) سُهِش‌های(احساسات) دلبر و دلدار آمده است:

وقتی سه‌تار چشم تو "ماهور" می‌زند
بانو، دلم برای خودم "شور" می‌زند
آخر دل است، آجر و دیوار نیست که
با دیدن تو یکدفعه ناجور می‌زند!
#پوریا_سوری

مستی‌ام تو، شور من تو، نغمه‌ی "ماهور" من تو
گرمی آواز این دل، از همان روز ازل تو!
#حمید_حسینی

"ماهور" بخوان، شور بخوان، نور به‌پا کن
سرمست، دلم را تو ز آهنگ وفا کن!
#قاسم_بهرامی

با نگاهت "ماهور" می‌زنی
و من دلم شور می‌زند...
#شرایع_تکلی

می‌نوازم با دلم سنتور، باور می‌کنی؟
دستگاه دلکش "ماهور"، باور می‌کنی؟
#سرخوش_پارسا

شور شهنازی فریادم و "ماهور" زنم
دف و سنتور و رباب دل بی‌تاب منی!
#ناشناس

🎺از میان آهنگ‌های شناخته شده‌ای که در دستگاه "ماهور" ساخته شده‌اند می‌توان از ایران، سرو چمان، خزان، پر کن پیاله را و... با خوانندگی محمدرضا شجریان نام برد.

🎻نام‌های ایرانی دخترانه و پسرانه که با ماهور هماهنگی آوایی دارند:
👦🏻ماهان، ماهانداد، ماهان‌بنداد، ماهیار، ماهشاد، ماهونداد و...
👧🏻ماهتیسا، ماهدیس، ماهداد، ماه‌شید، ماهبد، ماهناز، ماهتا، ماهگل، ماهرو و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#ماهور
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻نقشه (شهر، کشور، جهان) = بوم‌نامه، ره‌نامه، نگاره، زمین‌نگار، زمین‌نما، جهان‌نما
🔻نقشه (دزدی) = برنامه، گرنامه
🔻نقشه (ساختمان) = بـَرنـِگار، افکنه، اندازنامه، پردازمان، نیرنگ، گَرته
🔻نقشه‌برداری = نگاره‌برداری، گَرته‌برداری
🔻نقشه جغرافیایی = نگاره‌ی گیتایی، گیتی‌نگاره
🔻نقشه‌کشی = گیتی‌نگاری، پایه‌ریزی، برنامه‌ریزی
🔻نقشه‌کشیدن = نگارَکیدن، برنامه‌‌ریختن

✍️نمونه:
🔺پیش از رفتن به سفر، نقشه‌ی مقصد را تهیه کرد =
پیش از راهی شدن، ره‌نامه‌ی آماجگاه را فراهم کرد

🔺نقشه‌ی تراکم جمعیت ایران=
نگاره‌ی انبوهی مردم ایران

🔺نقشه‌ی شومی در سر داشت =
برنامه‌ی شومی در سر داشت

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نقشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

باچتر آبی‌ات به خیابان که آمدی
حتمن بگو به ابر، به باران، که آمدی

نم‌نم بیا به سمت قراری که در من است
از امتداد خیس درختان که آمدی!

امروز روز خوب من و روز خوب توست
با خنده‌رویی‌ات بنمایان که آمدی

فواره‌های یخ‌زده یکباره وا شدند
تا خورد بر مشام زمستان که آمدی

شب مانده بود و هیبتی از ناگهان تو
مانند ماه تا لب ایوان که آمدی

زیبایی رهاشده در شعرهای من!
شعرم رسیده بود به پایان که آمدی

پیش از شما خلاصه بگویم ـ ادامه‌ام
نه احتمال داشت نه امکان، که آمدی

گنجشگها ورود تو را جار می‌زنند
آه ای بهار گمشده... ای آن‌که آمدی!

#فرهاد_صـفریان
@AdabSar
💫

روزی که رفتی زیرِ چترش، با خودم گفتم

تا عمر دارم ظلمِ باران را نمی‌بخشم!


#رویا_باقـری
@AdabSar
💫

با همه‌ی بی‌سروسامانی‌ام
باز به‌دنبال پریشانی‌ام

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی‌ام!


#محمدعلی_بهمنی
@AdabSar
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

درود
خواهشمندم برابر واژه های تراژدی (تراژیک)، شمال و جنوب را بگذارید.
سپاس


🔅پاسخ ادبسار

برای واژه‌ی «شمال» بنگرید به t.me/AdabSar/8449
برای واژه‌ی «جنوب» بنگرید به t.me/AdabSar/8472
برای واژه‌ی «تراژدی» بنگرید به t.me/AdabSar/9442

@AdabSar
📜📜📜📜
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻تراژدی = (Tragedy، Tragedie)، سوگواره، سوگ‌نمایش، سوگمایش، سوگ‌نوشت، سوگنامه، سوگچامه، رنجنامه، دردنامه، جانگدازه، اندوه‌آور(گونه‌ای نمایش)

🔻تراژیک = (Tragic)، غم‌انگیز، دردآور، دردناک، اندوه‌آور، دلخراش، جانگداز، ناگوار، جانکاه


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#تراژدی #تراژیک #Tragedy #Teragedie #Teragic
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

شب شد، خیال آمدنت را به من بده
حسِ عزیز در زدنت را به من بده

امشب شبیه عشق رها شو درون من
روحِ شگرفِ بی‌بدنت را به من بده

ای مثل صبح آمده از لمـسِ آفتاب
من سردم است، پیرهنت را به من بده

اینجا میان موزه‌ی شب خاک می‌خورم
یک شب هوای پر زدنت را به من بده

من با تو گفتن از تو، تو را دور می‌شوم
ای من، منِ همیشه، من‌ات را به من بده

حرفی نمانده است، ولی محض یک حضور
فریادهای بی‌دهنت را به من بده

مردن مرا نشانه‌ی تلخی‌ست بعد از این
نامِ قشنگِ زیستن‌ات را به من بده!

#بهمن_سـاكی
@AdabSar
💫

نه حرف عقل بزن با کسی، نه لاف جنون

که هرکجا خبری هست، ادعایی نیست!


#فاضل_نظری
@AdabSar
💫

نخفته‌ایم که شب بگذرد، سحر بزند
که آفتاب چو ققنوس، بال‌وپر بزند

نخفته‌ایم که تا صبحِ شاعرانه‌ی ما
ز ره رسیده و همراهِ عشق دَر بزند


#حسین_منزوی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


🍃گذرگاه پیامبران🍃

گفت: خوش به روزگارتان! مگر خانه تان کجاست که همه پیامبران از کنارش می گذرند؟🤔

گفتم: ما خانه خود را در بزرگراه "نیکخواهی"، خیابان "آگاهی" نزدیک کوچه "راستی" ساخته ایم.
«نیکخواهی» بزرگراه فراگیری است. به گونه ای که در آن همه مردمان و جانداران جهانی در یک راستا هستند.
این بزرگراه به اندازه ای پهن است که همه آزادند به هر گونه که می خواهند باشند. نیکی به همه برابر است و کسی کاری به دیگری ندارد.
در آن چیزی به نام خودی، ناخودی، بیخودی و نخودی دیده نمی شود.
👌
"آگاهی" خیابانی است دو سویه که رفت و آمد بسیار دارد. مردمان در این خیابان از زندگی تکی و پرترس در غار به زندگی کانونمند و با هم رسیده اند.👌
و
+راستی+ کوچه ای است باریک ولی بی پایان که بهشت در آن کوچه ساخته شده است.
👌
همه پیامبران راستین هر روز از
بزرگراه "نیکخواهی"،
خیابان "آگاهی"
و کوچه "راستی" می گذرند
و در آنها رفت و آمد دارند.

دیروز، امروز و فردا
هر روز ما آنها را می بینیم.
🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
خانه ما نزدیک کوچه "راستی" است.


برداشتی آزاد از نوشته‌های #عرفان_نظرآهاری
فرستنده Ali A. S. Sinegani
#برگردان_به_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«رُهام»
نام پسرانه‌ی "رُهام"، ریشه در زبان اوستایی دارد و در شاهنامه‌ی فردوسی نام پهلوانی دلیر است.

🍷"رهام" در زبان اوستایی رئوهئومه و رئوهئوما(به چم مِی باشکوه)، واژه‌ای آمیخته از رئو+هئومه بود. "رئو" به چم باشکوه و هئومه/هئوما گیاهی سپند(مقدس) بود که از آن مِی می‌گرفتند. پادشاهان و درباریان در جشن‌های مهرگان از آن مِی می‌نوشیدند و پایکوبی می‌کردند.

🕊امروز نام "رهام" را پرنده‌ای که شکار نمی‌کند و شکست‌ناپذیر است، رها، آزاد و گوسپند لاغر چمیده‌اند.

☔️نام "رهام" به تازی هم رفته و "ریهام" خوانده می‌شود و نامی دخترانه به چم‌های پُرشمار و نم‌نم باران است.

📖"رهام" در شاهنامه‌ی فردوسی، نام پهلوانی دلیر در روزگار کاووس، فرزند گودرز و نوه کُشواد زرین کلاه و همچنین پدر فرهاد(دلباخته‌ی شیرین) بود.
او از دلاوران گیتی بود و در زمان کیخسرو پهلوانانه جنگید. وی در جنگ با تورانیان، شاهنشاه چین و جنگ‌هایی که به خونخواهی سیاوش برپا می‌شد، به فرماندهی پدرش گودرز و یا رستم دلیرانه می‌جنگید.
به پنجم چو "رهام" گودرز بود
که با بارمان او نبرد آزمود

درفش جهانجوی "رهام" ببر
که بفراخته بود سر تا به ابر

چنین گفت رستم به "رهام" شیر
که ترسم که رخشم شد از کار سیر

چو بهرام و "رهام" گردن فراز
چو شیدوش شیراوژن رزم ساز
#شاهنامه #فردوسی

گه سخاوت معن است و حاتم و افشین
گه شجاعت رهام و رستم و بیژن
#سوزنی

💪🏻"رهام" همچنین نام یک کُهرُمان(قهرمان) آذری و از خاندانی تبارمند(اصیل) و ایرانی بود که نژادش به کیانیان باز می‌گشت.
ز هر شهری سپه داری و شاهی
ز هر مرزی پری‌رویی و ماهی
گزیده هر چه در ایران بزرگان
از آذربایگان وز ری و گرگان
چو بهرام و رهام اردبیلی
گشسب دیلمی شاهپور گیلی
#اسعدی_گرگانی
سروده‌ی #ویس_و_رامین

🐣نام‌های ایرانی دخترانه و پسرانه‌ای که با "رهام" هماهنگی آوایی دارند:
👦🏻پرهام، بهرام، وهرام، ورهرام، هونام، رهنما، رهیار و...
👧🏻رها، رهادخت، مهکام، هورام، مینورام و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#رهام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

خانمان‌سوز بود آتشِ آهی، گاهی
ناله‌ای می‌شکند پشت سپاهی، گاهی

گر مقدر بشود سلک سلاطین پوید
سالک بی‌خبر خفته به‌راهی، گاهی

قصه‌ی یوسف و آن قوم، چه خوش‌پندی بود
به عزیزی رسد افتاده به‌چاهی، گاهی

هستی‌ام سوختی از یک نظر ای اختر عشق
آتش‌افروز شود برغ(برق) نگاهی، گاهی

روشنی‌بخش از آنم که بسوزم چون شمع
روسپیدی بود از بخت‌سیاهی، گاهی

عجبی نیست اگر مونس یار است رقیب
بنشیند بر گل هرزه‌گیاهی، گاهی

چشم گریان مرا دیدی و لبخند زدی
دل برقصد به بر از شوق گناهی، گاهی

اشک‌درچشم فریبنده‌ترت می‌بینم
در دل موج ببین صورت ماهی، گاهی

زردرویی نبود عیب، مرانم از کوی
جلوه بر قریه دهد خرمن کاهی، گاهی

دارم امید که با گریه دلت نرم کنم
بهر توفان‌زده سنگی‌ست پناهی، گاهی!

#معینی_کرمانشـاهی
@AdabSar
💫

شهر دیگر شهرِ سابق نیست بعد از رفتنت

آهِ شاعر سرد شد، بازارِ داروخانه گرم!


#حسین_دهلوی
@AdabSar
💫

از آتش دل گدازه می‌گیرد عشق
وز حادثه رنگ تازه می‌گیرد عشق

این مستی و تردستی و گستاخی را
گویا ز شما اجازه می‌گیرد عشق


#قیصر_امین_پور
@AdabSar
💫🇮🇷🇮🇷💫
@AdabSar

پیکری کان پر ز خون پاک ایرانى بود
کى شود غافل دمى از یاد ‎آذربایجان

یاد آذربایجان آذر زند بر جسم و جان
زآنکه از آذر شده ایجاد، آذربايجان!


۲۱ آذر، سالروز آزادسازی آذرآبادگان و پیوستن دوباره به خاک میهن گرامی باد.
آذرآبادگان در سال ۱۳۲۵ خورشیدی، پس از جنگ جهانی دوم و پس از پنج سال کشمکش از چنگ شوروی آزاد شد.
#آذرآبادگان
@AdabSar
💫🇮🇷🇮🇷💫
💫🇮🇷🇮🇷💫
@AdabSar

مرا ترک، تو را تاتار می‌خوانند دشمن‌ها
در این روز سیه، آواز هم آهنگ باید کرد

جدایی در میان ملت ایران بیندازند
خردمندا بسی پرهیز از نیرنگ باید کرد

فروشد هر که میهن را به سیم و زر، به بیگانه
سر او را به سان مار زیر سنگ باید کرد

نگردد دامن فرزند آذربایجان ننگین
ز بهر نام پاک خود، فراز از ننگ باید کرد

چه تبریزی، چه تهرانی، چه شیرازی، چه كرمانی
همه بر پیکر خود جامه‌ی یکرنگ باید کرد!

#رسام_ارژنگی
#آذرآبادگان
@AdabSar
💫🇮🇷🇮🇷💫
💫🇮🇷🇮🇷💫
@AdabSar

آتورپاتکان
#هما_ارژنگی

💫آتور پاتکان،
الا ای سرزمین آذررخشان
سر پاینده‌ی ایران
که آتش را نگهبان بوده‌ای در پهنه‌ی دوران
تو از نوری، تو از دوری، ز پشت پیر تاریخی
تو مهد پاک زرتشتی
همان یزدان‌شناس بخردی پرور،
که نیکی را فروغ بی‌زوال ایزدی داند.

💫آتور پاتکان،
هنوز از لابلای و تاروپود رفته‌های دور می‌بینم
زشهر شیز و آن آتشگه آذرگشسبت نور می‌تابد
و بر دیوارهایش نقش‌های بوالعجب ز افلاکیان و خاکیان برجاست.
تو آن نجد سرافرازی
به دامانت سهند سربلند و قله‌ی آتشفشان داری،
دژ ضحاک و ساسان و فن اسپ و قلعه‌ها از باستان داری،
به روز نام و ننگت هم
تو از هرمزد فرخ‌ها و فرخ‌زاد رستم‌ها نشان داری.

💫آتور پاتکان،
تو ماد با فر و جاهی
تمام مردمانت آریایی‌زاده و آزاده‌اندیش‌اند
و درگسترده‌‌ی تاریخ
زبانشان آذری وان گویشی از پهلوی بوده است.
اگر چه بر دل و جانت، جفا از ناکسان رفته،
و زخم خنجر ترک و تتارت سینه بدریده
ولی این ترجمانی نا روا باشد، جفا باشد،
زبان آذری را ترک نامیدن
که ایران‌زاده هرگز جز که ایرانی نخواهد بود.

💫آتورپاتکان،
تو خاک شمس تبریزی
همان خاکی که آن پیر عجایب خلقت خورشیدوش
در دامنش رویید
همان رندی که خشتش زیر سر بودی و
پا بر تارک هفت آسمان سودی.
غریب عالم معنا، که مولانا، فقیه کهنه‌اندیش شکیبا را
چو توفانی زبن برکند و در رقص و خروش آورد.

💫آتور پاتکان،
تو درگسترد‌ی دوران
به هر شهر و به هر کویی
بلا گردان ایرانی.
چه گویم من ز تبریزت
از آن سالار خیز آن خاک زر خیزت
به یاد آرم از آن جنبش
از آن هنگامه‌ی خونین
از آن مردان جان برکف
چو ستار و چو باقر یا خیابانی
و یا زان سیل گمنامان
که خون پاکشان شد خون بهای راه انسانی!
زآذر ماه یاد آرم، من از آن آذر سوزان
که چون بیگانه‌ی رسوا، چو دزدی نابکار آمد،
سر آزاده‌ات از پیکر میهن جدا سازد،
در آن غوغای جانبازی، چه توفان ها به پا کردی.
تو با بیگانگان و دشمنان خانگی دیدم چه ها کردی.

💫کنون ای مهد جانبازان،
آتورپاتکان، سرایران؛
مبادا بینمت تا یک نفس از پای بنشینی
که دشمن در کمین است و
فریبی تازه می‌جوید.
چنان روباه مکاری
به راهی تازه می‌پوید.
جوانبخت کهنسالم،
ترا در پهنه‌ی گیتی، هماره زنده می‌خواهم،
و تا هستی نفس دارد
فلات پاک ایران را
خوش و پاینده می‌خواهم.


✍🏻✍🏻 هفتم آذر ماه هزار و سیصدو هشتاد و شش، تهران.
به انگیزه‌ی بیست‌ویکم آذر ماه، روز نجات آذربایجان.
#آذرآبادگان
@AdabSar
💫🇮🇷🇮🇷💫