🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«ویانا» و «ویان»
⛲️⛲️"ویانا" نام دخترانهای است که در چندین فرهنگ نام و در پهرست سازمان زادنگاری(فهرست سازمان ثبت احوال) دربارهاش گفته شده که ریشهی اوستایی دارد و به چمار(معنی) فرزانگی، دانایی، بخردی، زیرکی و هوشمندی است. ولی بسیاری از پژوهشنامهها و فرهنگ نامهایی که بر پژوهش بنیاد شدهاند، دربارهی آن خموش ماندهاند.
هرچند که "ابراهیم پورداود" در نوشتار "یادداشتهای گاتها" که دربارهی "یسنا" سخن گفته، از این واژه نام برده است.
⛲️⛲️در فرهنگ نامهای کردی آمده که نام دخترانهی "ویانا" از نام "ویان" گرفته شده، ریشه در کردی کرمانج دارد و به مانَک(معنی) دوستداشتنی و دلربا و فراتر از دلباختگی است.
بر پایهی این دیدگاه "ویانا/ویان" از ریشهی "وین/ئهوین" به چم(معنی) مهر و دلدادگی است و این واژه در زبان پهلوی ساسانی نیز به چم خواستنی و دلربا بود. "ویان" نام روستایی در استان هگمتانه(همدان) و در نزدیکی کبودرآهنگ است.
در این دیدگاه همچنین "وین" را به ماناک دیدن، نگریستن و رنگ دانسته و گفتهاند نامهای "آوین"، "آوینا"، "اوینار"، "وینا"، "آوینه" و "ویویانا" از این ریشه برآمده است.
آوین و آوینا ← پاک، یکرنگ، به رنگ آب، دلدادگی.
آوینه ← آیینه، نمایانگر راستی و پاکی.
اوینار ← شیفتگی، دلدادگی والا و ژرف.
وینا ← رنگارنگ، آشکار، روشن، دیدنی.
ویان ← خواستنی، دلربا، دلخواه، دوستداشتنی.
ویانا ← فرزانه، خردمند، دانا، پاک.
ویویانا ← زنده و سرشار از زندگی.
⛲️⛲️از سویی "ویان" به نام "ویهان"(وَهان در پارسی پهلوی) نزدیک است. "ویهان/وَهان" وَه+ان به ماناک نیکان است. "وَه" در اوستایی به "بَه" در پهلوی و "بِه"(خوب) در پارسی امروز رسیده است. "ویهان/وَهان" نام یکی از سرداران دیلمی در سدهی سوم مهی(قمری) بود.
⛲️⛲️فرهنگستان زبان و ادب پارسی، نام "ویانا" را ایرانی نمیداند. هرچند که فرهنگستان کنونی بسیاری از واژگان و نامهای دارای ریشهی پارسی را که پژوهشگران بدان باور دارند، پارسی نمیداند!!
⛲️⛲️یکی از گمانزدها این است که "ویانا" و "ویویانا" نامهای چندکشوری و در انگلیسی به چمار سرزنده و سرشار از زندگی است. گمان نادرست نیز این است که "ویان" برآمده از واژهی "علویان" است.
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی همآوا:
👧🏻 ورنا، وسنا، ویستا، وانوش، وهما، ویدا، ویدوش، ویدیشا، ویوسان و...
👦🏻 ویاوند، ویراز، ویرو، ویس، ویراف، ویاوند، وهمن، وندافر، ونداد، وزدان، وخشور، وسپار، وهومن، وخش، واته و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#ویانا #ویان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«ویانا» و «ویان»
⛲️⛲️"ویانا" نام دخترانهای است که در چندین فرهنگ نام و در پهرست سازمان زادنگاری(فهرست سازمان ثبت احوال) دربارهاش گفته شده که ریشهی اوستایی دارد و به چمار(معنی) فرزانگی، دانایی، بخردی، زیرکی و هوشمندی است. ولی بسیاری از پژوهشنامهها و فرهنگ نامهایی که بر پژوهش بنیاد شدهاند، دربارهی آن خموش ماندهاند.
هرچند که "ابراهیم پورداود" در نوشتار "یادداشتهای گاتها" که دربارهی "یسنا" سخن گفته، از این واژه نام برده است.
⛲️⛲️در فرهنگ نامهای کردی آمده که نام دخترانهی "ویانا" از نام "ویان" گرفته شده، ریشه در کردی کرمانج دارد و به مانَک(معنی) دوستداشتنی و دلربا و فراتر از دلباختگی است.
بر پایهی این دیدگاه "ویانا/ویان" از ریشهی "وین/ئهوین" به چم(معنی) مهر و دلدادگی است و این واژه در زبان پهلوی ساسانی نیز به چم خواستنی و دلربا بود. "ویان" نام روستایی در استان هگمتانه(همدان) و در نزدیکی کبودرآهنگ است.
در این دیدگاه همچنین "وین" را به ماناک دیدن، نگریستن و رنگ دانسته و گفتهاند نامهای "آوین"، "آوینا"، "اوینار"، "وینا"، "آوینه" و "ویویانا" از این ریشه برآمده است.
آوین و آوینا ← پاک، یکرنگ، به رنگ آب، دلدادگی.
آوینه ← آیینه، نمایانگر راستی و پاکی.
اوینار ← شیفتگی، دلدادگی والا و ژرف.
وینا ← رنگارنگ، آشکار، روشن، دیدنی.
ویان ← خواستنی، دلربا، دلخواه، دوستداشتنی.
ویانا ← فرزانه، خردمند، دانا، پاک.
ویویانا ← زنده و سرشار از زندگی.
⛲️⛲️از سویی "ویان" به نام "ویهان"(وَهان در پارسی پهلوی) نزدیک است. "ویهان/وَهان" وَه+ان به ماناک نیکان است. "وَه" در اوستایی به "بَه" در پهلوی و "بِه"(خوب) در پارسی امروز رسیده است. "ویهان/وَهان" نام یکی از سرداران دیلمی در سدهی سوم مهی(قمری) بود.
⛲️⛲️فرهنگستان زبان و ادب پارسی، نام "ویانا" را ایرانی نمیداند. هرچند که فرهنگستان کنونی بسیاری از واژگان و نامهای دارای ریشهی پارسی را که پژوهشگران بدان باور دارند، پارسی نمیداند!!
⛲️⛲️یکی از گمانزدها این است که "ویانا" و "ویویانا" نامهای چندکشوری و در انگلیسی به چمار سرزنده و سرشار از زندگی است. گمان نادرست نیز این است که "ویان" برآمده از واژهی "علویان" است.
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی همآوا:
👧🏻 ورنا، وسنا، ویستا، وانوش، وهما، ویدا، ویدوش، ویدیشا، ویوسان و...
👦🏻 ویاوند، ویراز، ویرو، ویس، ویراف، ویاوند، وهمن، وندافر، ونداد، وزدان، وخشور، وسپار، وهومن، وخش، واته و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#ویانا #ویان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عوض = جایگزین، جانشین، جابجا، بهجای، پاداش
🔻عوضشدن = دیگر شدن، دگرگونشدن، جایگزینشدن
🔻عوضشدنی = جایگزینشدنی
🔻عوضکردن = دیگر کردن، دِگَریدن، دگرگونی، جابجاکردن
🔻عوض و بدل = جایگزین، جابجا، پایاپای
🔻عوضی = دیوانه، نادرست
🔻معاوضه = جایگزینی، دادوستد
🔻معاوضه کردن = جایگزینکردن
🔻معوضه = جانشین
🔻تعویض = جابجایی، تاخت، جایگزینی
🔻بلاعوض = بیبازگشت، رایگان، بیمُزد
🔻در عوض = در برابر، بهجای
✍️نمونه:
🔺ماشین معیوب مشتری را تعویض کردند =
خورو آکمَند خریدار را جایگزین کردند
🔺خدا عوضت بده =
خدا پاداشت بدهد
🔺رنگ بعضی از حیوانات در فصول مختلف سال عوض میشود =
رنگ برخی از جانوران در موسمهای گوناگون سال دیگر میشود/دگرگون میشود/برمیگردد
🔺عوض این که معذرتخواهی کنی، فحش هم میدهی؟ =
به جای این که پوزش بخواهی، دشنام هم میدهی؟
🔺برای تعویض پاسپورت اقدام کرد =
برای جایگزینی گذرنامه دستبهکار شد
🔺حاضر به معاوضه آپارتمان با زمین هستم =
آمادهی جایگزینی اَپَرَک با زمین اَستَم
🔺لباسشان را با هم عوض کردند =
جامهشان را با هم تاخت زدند
🔺مسیر را عوضی رفته بود =
راه را نادرست رفته بود
🔺مرتیکهی عوضی! =
مَردَکِ دیوانه!
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عوض #عوضی #معاوضه #معوضه #تعویض
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عوض = جایگزین، جانشین، جابجا، بهجای، پاداش
🔻عوضشدن = دیگر شدن، دگرگونشدن، جایگزینشدن
🔻عوضشدنی = جایگزینشدنی
🔻عوضکردن = دیگر کردن، دِگَریدن، دگرگونی، جابجاکردن
🔻عوض و بدل = جایگزین، جابجا، پایاپای
🔻عوضی = دیوانه، نادرست
🔻معاوضه = جایگزینی، دادوستد
🔻معاوضه کردن = جایگزینکردن
🔻معوضه = جانشین
🔻تعویض = جابجایی، تاخت، جایگزینی
🔻بلاعوض = بیبازگشت، رایگان، بیمُزد
🔻در عوض = در برابر، بهجای
✍️نمونه:
🔺ماشین معیوب مشتری را تعویض کردند =
خورو آکمَند خریدار را جایگزین کردند
🔺خدا عوضت بده =
خدا پاداشت بدهد
🔺رنگ بعضی از حیوانات در فصول مختلف سال عوض میشود =
رنگ برخی از جانوران در موسمهای گوناگون سال دیگر میشود/دگرگون میشود/برمیگردد
🔺عوض این که معذرتخواهی کنی، فحش هم میدهی؟ =
به جای این که پوزش بخواهی، دشنام هم میدهی؟
🔺برای تعویض پاسپورت اقدام کرد =
برای جایگزینی گذرنامه دستبهکار شد
🔺حاضر به معاوضه آپارتمان با زمین هستم =
آمادهی جایگزینی اَپَرَک با زمین اَستَم
🔺لباسشان را با هم عوض کردند =
جامهشان را با هم تاخت زدند
🔺مسیر را عوضی رفته بود =
راه را نادرست رفته بود
🔺مرتیکهی عوضی! =
مَردَکِ دیوانه!
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عوض #عوضی #معاوضه #معوضه #تعویض
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
به غير دل که عزيز و نگاهداشتنی است
جهان و هر چه در او هست، واگذاشتنی است
نظر به هر چه گشايی درين فسوسآباد
دريغ و درد بر اطراف او نگاشتنی است
چه بستهای به زمين و زمان دل خود را؟
گذشتنی است زمان و زمين گذاشتنی است
تورا به خاک زند هر چه را برافرازی
به غير رايت آهی که برفراشتنی است
همين سرشک ندامت بود دل شبها
درين زمين سيه، دانهای که کاشتنی است
به شکر اين که تورا چشم دل گشاده شدهست
به هر چه هست، ز عبرت نظر گماشتنی است
کسی که درد دلش را فشرده، میداند
که دردنامهی صائب به خون نگاشتنی است
اگر به خون ننويسی، به آب زر بنويس
که عزت سخن اهل درد، داشتنی است
#صائب_تبريزی
@AdabSar
به غير دل که عزيز و نگاهداشتنی است
جهان و هر چه در او هست، واگذاشتنی است
نظر به هر چه گشايی درين فسوسآباد
دريغ و درد بر اطراف او نگاشتنی است
چه بستهای به زمين و زمان دل خود را؟
گذشتنی است زمان و زمين گذاشتنی است
تورا به خاک زند هر چه را برافرازی
به غير رايت آهی که برفراشتنی است
همين سرشک ندامت بود دل شبها
درين زمين سيه، دانهای که کاشتنی است
به شکر اين که تورا چشم دل گشاده شدهست
به هر چه هست، ز عبرت نظر گماشتنی است
کسی که درد دلش را فشرده، میداند
که دردنامهی صائب به خون نگاشتنی است
اگر به خون ننويسی، به آب زر بنويس
که عزت سخن اهل درد، داشتنی است
#صائب_تبريزی
@AdabSar
💫
دیدم دلِ بیگناه را در زنجیر
یک روز و شب سیاه را در زنجیر
دیشب که نشست و بافت گیسویش را
آهسته کشید ماه را در زنجیر!
#سعید_بیابانکی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
دیدم دلِ بیگناه را در زنجیر
یک روز و شب سیاه را در زنجیر
دیشب که نشست و بافت گیسویش را
آهسته کشید ماه را در زنجیر!
#سعید_بیابانکی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
جانا بگو پس چرا، افتاده بر روشنی
نخشی نمایان ز شب، ایدم به اندوهِ ما؟
باشد نهانجای جان، دامانِ مینویِ غم
بر کوهِ غم چیره شو، خاوندِ نستوهِ ما!
پیموده اند اخگران، اندامِ شب را به جان
باشد که پیغامشان، گوید ز نیزارِ دل ؛
بر بامِ شب چیره شد، سوگندِ سد پاکِمیر
آهیرِ آزرمشان، دلجوی خونبارِ دل؛
این کانِ آبادِ ما، در کامِ بی ایزدان
در چنگِ اهریمنان، کابینِ ایرانمان؛
در شهرِ مستانِ مغ، آتش به دل می زنیم
آهنگِ پرسونِ ما، دیرینه ایرانمان؛
در جامِ جمشیدِ جم، هر دم نمایان شود
سبزینگی با بهار، دیروزِ دیروکِ ما؛
پرهونِ خاکی کنون، یادی ندارد دگر
از آن هنایش که بود، بر راهِ چیروکِ ما؛
سینایِ سیمینِ ما، هرگز نبینی ز ما
جز مهرِ بر راهِ تو، بر خاکِ میرانِ تو؛
بنیادِ سد آرزو، گل کرده در چهره ات
جانا بگویم همی، جانم به کُرپانِ تو!
✍🏻✍🏻 پینوشت سراینده
مینوی غم: بهشتِ غم، آنجا که غم فراوان است.
خاوند: این واژه کوتاهیدهی خداوند است و در پارسی به مانک خواجه، صاحب و مالک به کار میرود. از آنجا که میهن، میراث من است و خود را فرزند میهن میدانم، پس تن و جان و روان من از برای میهن است و اینگونه میهن را خاوند خود میدانم.
نستوه: استوار، محکم، پایدار. این واژه با بستوه (عاجز و ناتوان) ناسان است.
اَخگران: شعلههای آتش
پاکمیر: شهید
آهیر: مشعل
آزرم: ادب، فرهنگ، هنر، شرم و حیا.
آهیرِ آزرمشان: مشعل فروزان و درخشندهی فرهنگ و ادبشان.
کان: معدن، سرچشمه، کردها چشمه را کینی میخوانند که هر دو از یک ریشه استند.
کابین: مَهر، مَهریه، جهاز، به چم دستگاه هم میآید.
آهنگ: خواست، اراده.
پرسون: دقیق (این واژه پیشنهاد شدهی حیدری ملایری است)
دیرینه ایرانمان: ایرانِ کهنمان، فردید پیشینهی ایرانِ کهن است.
دیروک: تاریک، تاریخ، مه روز.
پرهون: دایره، گردی.
پرهونِ خاکی: فردید(منظور) کرهی زمین است.
هنایش: درآیش، کارایی، کارسازی، تاثیر.
چیروک: روایت، افسانه، داستان (این واژه پیشنهاد شدهی حیدری ملایری است)
سینا: گشایش دهندهی دل، مرد دانشمند و فرزانه.
سیمین: نقرهای رنگ، آنچه که سپید و درخشان است.
میران: امیران، بزرگان.
کرپان: قربان اربیک شدهی این واژه است.
#پوریا_عزیزیان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
جانا بگو پس چرا، افتاده بر روشنی
نخشی نمایان ز شب، ایدم به اندوهِ ما؟
باشد نهانجای جان، دامانِ مینویِ غم
بر کوهِ غم چیره شو، خاوندِ نستوهِ ما!
پیموده اند اخگران، اندامِ شب را به جان
باشد که پیغامشان، گوید ز نیزارِ دل ؛
بر بامِ شب چیره شد، سوگندِ سد پاکِمیر
آهیرِ آزرمشان، دلجوی خونبارِ دل؛
این کانِ آبادِ ما، در کامِ بی ایزدان
در چنگِ اهریمنان، کابینِ ایرانمان؛
در شهرِ مستانِ مغ، آتش به دل می زنیم
آهنگِ پرسونِ ما، دیرینه ایرانمان؛
در جامِ جمشیدِ جم، هر دم نمایان شود
سبزینگی با بهار، دیروزِ دیروکِ ما؛
پرهونِ خاکی کنون، یادی ندارد دگر
از آن هنایش که بود، بر راهِ چیروکِ ما؛
سینایِ سیمینِ ما، هرگز نبینی ز ما
جز مهرِ بر راهِ تو، بر خاکِ میرانِ تو؛
بنیادِ سد آرزو، گل کرده در چهره ات
جانا بگویم همی، جانم به کُرپانِ تو!
✍🏻✍🏻 پینوشت سراینده
مینوی غم: بهشتِ غم، آنجا که غم فراوان است.
خاوند: این واژه کوتاهیدهی خداوند است و در پارسی به مانک خواجه، صاحب و مالک به کار میرود. از آنجا که میهن، میراث من است و خود را فرزند میهن میدانم، پس تن و جان و روان من از برای میهن است و اینگونه میهن را خاوند خود میدانم.
نستوه: استوار، محکم، پایدار. این واژه با بستوه (عاجز و ناتوان) ناسان است.
اَخگران: شعلههای آتش
پاکمیر: شهید
آهیر: مشعل
آزرم: ادب، فرهنگ، هنر، شرم و حیا.
آهیرِ آزرمشان: مشعل فروزان و درخشندهی فرهنگ و ادبشان.
کان: معدن، سرچشمه، کردها چشمه را کینی میخوانند که هر دو از یک ریشه استند.
کابین: مَهر، مَهریه، جهاز، به چم دستگاه هم میآید.
آهنگ: خواست، اراده.
پرسون: دقیق (این واژه پیشنهاد شدهی حیدری ملایری است)
دیرینه ایرانمان: ایرانِ کهنمان، فردید پیشینهی ایرانِ کهن است.
دیروک: تاریک، تاریخ، مه روز.
پرهون: دایره، گردی.
پرهونِ خاکی: فردید(منظور) کرهی زمین است.
هنایش: درآیش، کارایی، کارسازی، تاثیر.
چیروک: روایت، افسانه، داستان (این واژه پیشنهاد شدهی حیدری ملایری است)
سینا: گشایش دهندهی دل، مرد دانشمند و فرزانه.
سیمین: نقرهای رنگ، آنچه که سپید و درخشان است.
میران: امیران، بزرگان.
کرپان: قربان اربیک شدهی این واژه است.
#پوریا_عزیزیان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«مهرسا»
"مهرسا" نام زیبا و خوشآوای دخترانه و ایرانی آمیخته از مهر+سا است. هر دو بخش این نام(مهر و پسوند سا) پارسی و ریشهدار هستند.
🌞"مهر" به چم خورشید، مهربانی و دوستی است. "مهر" نام ماه ششم از سال و روز شانزدهم از ماههای خورشیدی است. "مهر" یا "میترا"، خدای بزرگ در کیش مهرپرستی و فرشتهی شید(نور) و روشنایی و پیمان در آیین زرتشتی است.
"مهر" دیدم بامدادان چون بتافت
از خراسان سوی خاور میشتافت
#رودکی
💕"مهر" همچنین به چم مهربانی و دوستی است.
بریدی سرساوه شاه، آنکه "مهر"
بر او داشت تا بود گردان سپهر
#شاهنامه #فردوسی
✨پسوند "سا" نیز پسوند همانندی و همسانی است.
باری ز سنگ، چشمهی آب آورد برون
باری ز آب چشمه کند سنگ ذره"سا"
#سعدی
☀️"مهرسا" به چَـم(معنی) همچون خورشید، زیبارو مانند خورشید، درخشنده، خورشیدگون، خورشیدوار، دوستانه و مهربانانه است.
🌻برخی از نامهای دخترانه و پسرانهای که با "مهرسا" همسانی آوایی دارند:
👧🏻 مهرانا، مهرتا، مهرشید، مهردیس، آتریسا، پریسا، مهسا و...
👦🏻مهرشاد، مهردار، مهرداد، مهراد، مهراب، مهران، مهرزاد، مهرتاش، مهرسینا، مهریار، مهرآرتا، مهرسام، مهرکام و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#مهرسا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«مهرسا»
"مهرسا" نام زیبا و خوشآوای دخترانه و ایرانی آمیخته از مهر+سا است. هر دو بخش این نام(مهر و پسوند سا) پارسی و ریشهدار هستند.
🌞"مهر" به چم خورشید، مهربانی و دوستی است. "مهر" نام ماه ششم از سال و روز شانزدهم از ماههای خورشیدی است. "مهر" یا "میترا"، خدای بزرگ در کیش مهرپرستی و فرشتهی شید(نور) و روشنایی و پیمان در آیین زرتشتی است.
"مهر" دیدم بامدادان چون بتافت
از خراسان سوی خاور میشتافت
#رودکی
💕"مهر" همچنین به چم مهربانی و دوستی است.
بریدی سرساوه شاه، آنکه "مهر"
بر او داشت تا بود گردان سپهر
#شاهنامه #فردوسی
✨پسوند "سا" نیز پسوند همانندی و همسانی است.
باری ز سنگ، چشمهی آب آورد برون
باری ز آب چشمه کند سنگ ذره"سا"
#سعدی
☀️"مهرسا" به چَـم(معنی) همچون خورشید، زیبارو مانند خورشید، درخشنده، خورشیدگون، خورشیدوار، دوستانه و مهربانانه است.
🌻برخی از نامهای دخترانه و پسرانهای که با "مهرسا" همسانی آوایی دارند:
👧🏻 مهرانا، مهرتا، مهرشید، مهردیس، آتریسا، پریسا، مهسا و...
👦🏻مهرشاد، مهردار، مهرداد، مهراد، مهراب، مهران، مهرزاد، مهرتاش، مهرسینا، مهریار، مهرآرتا، مهرسام، مهرکام و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#مهرسا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻روح = روان، فَروَهَر، جان، درونمایه، جانمایه
🔻روح ابدی = روان نامیرا، انوشهروان، انوشیروان
🔻روحافزا = جانفزا
🔻روحالارواح = جانِ جانها، جانِ جانان
🔻روحالامین = جبراییل
🔻روحالقدس = روان پاک، روانبخش، جبراییل
🔻روحانگیز = دلانگیز، شادیآور، روانبخش
🔻روحانی = ایرمان(پیشوا، موبِد)، دینیار، آیینیار، مُغمَرد، مینوی، جانی، کاتوزی
🔻روحانیت = دینبران
🔻روحانیون = مُغمَردان، آیینمَداران، مینوگان، مینویان
🔻روحبخش = جانبخش، شادیبخش، شادیآور
🔻روحپرور = شادیبخش، جانفزا، جانپرور، دلانگیز، روانبخش، پرورندهی روان
🔻روحی = مینوی، روانی
🔻احضار روح = فراخوانی فَروَهَر
🔻امراض روحی = بیماریهای روانی
🔻بیروح = بیجان، مُرده
🔻تضعیف روحیه = سُستاندَن
🔻ذیروح = جاندار
🔻روحیه = خو، خوی
🔻روحیهی ورزشکاری = خوی ورزشکاری
🔻طبع روحانی = مینوسرشت، مَنِشِ مینوی
🔻عالَم روحانی(آخرت) = مینو
🔻قبض روح = میراندن، جانگرفتن، جانسِتاندن
🔻قبض روح شدن = جانسپردن، جانباختن
✍️نمونه:
🔺خواستند روح مرحوم را احضار کنند =
خواستند فَروَهَر درگذشته را فرابخوانند
🔺نیتش شادی روح مرحومان بود =
آرمانش شادی روانِ درگذشتگان بود
🔺از لحاظ روحی خیلی بهم ریخته بود =
از دید روانی بسیار بهم ریخته بود
🔺روح این کار با خُلقیاتش موافق نبود =
جانمایهی/درونمایهی این کار با سرشتش سازگار نبود
🔺ماده مقدم بر روح بود یا بالعکس؟ =
ماتَک پیشتر از روان بود یا بوارونه؟
🔺صورت روحانیای داشت =
چهرهی مینویای داشت
🔺از روحانیون معروف بود =
از مُغمَردان نامدار بود
🔺وقتی رسیدند که دیگر روحی در بدن نداشت =
زمانی رسیدند که دیگر جانی در تن نداشت
🔺گروهی که "کاتوزیان" خوانیاش
برسم پرستندگان دانیاش ...(فردوسی)
🔺چو موبد بدید اندر آمد بدر
ابا او یکی "ایرمان" دگر (فردوسی)
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#روح #روحانی #روحانیت #روحانیون #روحیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻روح = روان، فَروَهَر، جان، درونمایه، جانمایه
🔻روح ابدی = روان نامیرا، انوشهروان، انوشیروان
🔻روحافزا = جانفزا
🔻روحالارواح = جانِ جانها، جانِ جانان
🔻روحالامین = جبراییل
🔻روحالقدس = روان پاک، روانبخش، جبراییل
🔻روحانگیز = دلانگیز، شادیآور، روانبخش
🔻روحانی = ایرمان(پیشوا، موبِد)، دینیار، آیینیار، مُغمَرد، مینوی، جانی، کاتوزی
🔻روحانیت = دینبران
🔻روحانیون = مُغمَردان، آیینمَداران، مینوگان، مینویان
🔻روحبخش = جانبخش، شادیبخش، شادیآور
🔻روحپرور = شادیبخش، جانفزا، جانپرور، دلانگیز، روانبخش، پرورندهی روان
🔻روحی = مینوی، روانی
🔻احضار روح = فراخوانی فَروَهَر
🔻امراض روحی = بیماریهای روانی
🔻بیروح = بیجان، مُرده
🔻تضعیف روحیه = سُستاندَن
🔻ذیروح = جاندار
🔻روحیه = خو، خوی
🔻روحیهی ورزشکاری = خوی ورزشکاری
🔻طبع روحانی = مینوسرشت، مَنِشِ مینوی
🔻عالَم روحانی(آخرت) = مینو
🔻قبض روح = میراندن، جانگرفتن، جانسِتاندن
🔻قبض روح شدن = جانسپردن، جانباختن
✍️نمونه:
🔺خواستند روح مرحوم را احضار کنند =
خواستند فَروَهَر درگذشته را فرابخوانند
🔺نیتش شادی روح مرحومان بود =
آرمانش شادی روانِ درگذشتگان بود
🔺از لحاظ روحی خیلی بهم ریخته بود =
از دید روانی بسیار بهم ریخته بود
🔺روح این کار با خُلقیاتش موافق نبود =
جانمایهی/درونمایهی این کار با سرشتش سازگار نبود
🔺ماده مقدم بر روح بود یا بالعکس؟ =
ماتَک پیشتر از روان بود یا بوارونه؟
🔺صورت روحانیای داشت =
چهرهی مینویای داشت
🔺از روحانیون معروف بود =
از مُغمَردان نامدار بود
🔺وقتی رسیدند که دیگر روحی در بدن نداشت =
زمانی رسیدند که دیگر جانی در تن نداشت
🔺گروهی که "کاتوزیان" خوانیاش
برسم پرستندگان دانیاش ...(فردوسی)
🔺چو موبد بدید اندر آمد بدر
ابا او یکی "ایرمان" دگر (فردوسی)
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#روح #روحانی #روحانیت #روحانیون #روحیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
❤1
@AdabSar
من گم شدهام، هرچه بگردی خبری نیست
جز این دوسهتا شعر که گفتم اثری نیست
یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم
دیدم به عزیزان گلهکردن هنری نیست
دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش
آنگونه که در شأن تو باشد بپری نیست
ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی
در گوش تو آرام بگوید «خبری نیست»
هر جا نکنی باز سر درد دلت را
چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست
ای کاش که میگفت نگاه تو بمانم
این لحظه که حرفت سند معتبری نیست
دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامیست
یا پشت خداحافظی من سفری نیست
من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم
در بسته شد، آنگونه که انگار دری نیست!
#مهدی_فرجـی
@AdabSar
من گم شدهام، هرچه بگردی خبری نیست
جز این دوسهتا شعر که گفتم اثری نیست
یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم
دیدم به عزیزان گلهکردن هنری نیست
دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش
آنگونه که در شأن تو باشد بپری نیست
ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی
در گوش تو آرام بگوید «خبری نیست»
هر جا نکنی باز سر درد دلت را
چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست
ای کاش که میگفت نگاه تو بمانم
این لحظه که حرفت سند معتبری نیست
دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامیست
یا پشت خداحافظی من سفری نیست
من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم
در بسته شد، آنگونه که انگار دری نیست!
#مهدی_فرجـی
@AdabSar
💫
زنگی زدم به او که بگویم بهار شد
از دوریات عزیز، دلم بیقرار شد
اما دریغ و درد، یکی گفت پشت خط
او رفت و این شماره به من واگذار شد!
#مریم_حسنخانی
@AdabSar
زنگی زدم به او که بگویم بهار شد
از دوریات عزیز، دلم بیقرار شد
اما دریغ و درد، یکی گفت پشت خط
او رفت و این شماره به من واگذار شد!
#مریم_حسنخانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻توکل = پشتداشتن، پشتگرمی، امید، امیدواری، بهخداسپاری، خداسپاری، خداباوری، واگذاردن، باخدایی
🔻توکلکردن = پشتدادن، پشتگرمبودن، امیدداشتن، امیدواربودن، بهخداسپردن
✍️نمونه:
🔺توکلت علی الله =
به خدا پناه ببر
امیدت به آفریدگار باشد
🔺به خدا توکل داشته باش =
به خدا بسپار
به امید پروردگار باش
چشم به ایزد داشته باش
🔺کلید توکل ز دل جویم ایرا
به از دل توکلسرائی نبینم #خاقانی =
پژنگ امیدواری ز دل جویم ایرا
به از دل امیدوارسرایی نبینم
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#توکل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻توکل = پشتداشتن، پشتگرمی، امید، امیدواری، بهخداسپاری، خداسپاری، خداباوری، واگذاردن، باخدایی
🔻توکلکردن = پشتدادن، پشتگرمبودن، امیدداشتن، امیدواربودن، بهخداسپردن
✍️نمونه:
🔺توکلت علی الله =
به خدا پناه ببر
امیدت به آفریدگار باشد
🔺به خدا توکل داشته باش =
به خدا بسپار
به امید پروردگار باش
چشم به ایزد داشته باش
🔺کلید توکل ز دل جویم ایرا
به از دل توکلسرائی نبینم #خاقانی =
پژنگ امیدواری ز دل جویم ایرا
به از دل امیدوارسرایی نبینم
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#توکل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
گل كرده است نام كسى بين دفترم
چندیست از طراوت نامش معطرم
دارم براى وصفِ گل نازنين خود
از دستِ دهخدا و معين واژه مىخرم
ليلا سلام! جز تو كسى توى شعر نيست!
آسوده باش، جز تو كسى را نمىبرم
گلواژهى تمام غزلهاى من تويى
از صفحههاى بىتو چرا ساده نگذرم؟
ليلا به هم نكوب زمين و زمانه را
من با نسيمِ پلکِ تو از خواب مىپرم!
همآرزوى سعدى شيراز گشتهام:
"بُگذار تا مقابل روى تو بگذرم"
#علی_بهـادر
@AdabSar
گل كرده است نام كسى بين دفترم
چندیست از طراوت نامش معطرم
دارم براى وصفِ گل نازنين خود
از دستِ دهخدا و معين واژه مىخرم
ليلا سلام! جز تو كسى توى شعر نيست!
آسوده باش، جز تو كسى را نمىبرم
گلواژهى تمام غزلهاى من تويى
از صفحههاى بىتو چرا ساده نگذرم؟
ليلا به هم نكوب زمين و زمانه را
من با نسيمِ پلکِ تو از خواب مىپرم!
همآرزوى سعدى شيراز گشتهام:
"بُگذار تا مقابل روى تو بگذرم"
#علی_بهـادر
@AdabSar
💫
گوشهی ابرو که با چشمت تبانی میکند
این دل خاموش را آتشفشانی میکند
عاشقت نصف جهان هستند، اما آخرش
لهجهات آن نصفه را هم اصفهانی میکند
#قاسم_صرفان
@AdabSar
گوشهی ابرو که با چشمت تبانی میکند
این دل خاموش را آتشفشانی میکند
عاشقت نصف جهان هستند، اما آخرش
لهجهات آن نصفه را هم اصفهانی میکند
#قاسم_صرفان
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آریانا» و «آریانه»
نام دخترانهی "آریانا" نامی جهانی با ریشهی پارسی است. این نام به چَم(معنی) آریایی، وابسته(منسوب) به نژاد آریا، دختر آیریا(وفادار)، دختر ایرانی، دختر سرزمین آریایی و آلالهی جنگلی(شقایق وحشی) است.
در لاتین آن را ورجاوند(مقدس) نیز چمیدهاند.
⚗این نام آمیختهی "آریا(نژاد یا سرزمین آریا)+نا(پسوند وابستگی)" است.
🔬مشیرالدوله میگوید نام "آریانه" یا "آریانا" را در سدهی سوم پیش از زایش(میلاد) و برای نخستینبار "اراتُستن" یونانی و پس از آن کهننگاران(مورخان) و باستانشناسان یونان باستان برای نام بردن از سرزمینهای خاوری(شرقی) پهنهی(فلات) ایران و سرزمین پارس(بخش بزرگی از ایران و افغانستان کنونی) بهکار میبردند. "آریانا" لاتین شدهی واگویش(تلفظ) یونانی "آریانه" است. امروز این نام در افغانستان پرکاربرد است.
🇮🇷از سویی این واژه اوستایی است و در زبان اوستایی به گونهی اَیرییانا (Airiiana) به چم سرزمین مادری ایرانیان است.
🏕از دید کهننگاران، "آریانا"(سرزمین مادری آریاییها) نخستین زیستگاه در آسیای میانه است.
📕نامهای پسرانه و دخترانهی همآوا با "آرایانا":
👦🏻آریا، آریان، آریو، آریامن، آریاسپ، آرین، آریابُد و...
👧🏻آریسا، آریسان، آریاناز، آریانوش، آریاچهر، آریستا، ایرانا و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آریانا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آریانا» و «آریانه»
نام دخترانهی "آریانا" نامی جهانی با ریشهی پارسی است. این نام به چَم(معنی) آریایی، وابسته(منسوب) به نژاد آریا، دختر آیریا(وفادار)، دختر ایرانی، دختر سرزمین آریایی و آلالهی جنگلی(شقایق وحشی) است.
در لاتین آن را ورجاوند(مقدس) نیز چمیدهاند.
⚗این نام آمیختهی "آریا(نژاد یا سرزمین آریا)+نا(پسوند وابستگی)" است.
🔬مشیرالدوله میگوید نام "آریانه" یا "آریانا" را در سدهی سوم پیش از زایش(میلاد) و برای نخستینبار "اراتُستن" یونانی و پس از آن کهننگاران(مورخان) و باستانشناسان یونان باستان برای نام بردن از سرزمینهای خاوری(شرقی) پهنهی(فلات) ایران و سرزمین پارس(بخش بزرگی از ایران و افغانستان کنونی) بهکار میبردند. "آریانا" لاتین شدهی واگویش(تلفظ) یونانی "آریانه" است. امروز این نام در افغانستان پرکاربرد است.
🇮🇷از سویی این واژه اوستایی است و در زبان اوستایی به گونهی اَیرییانا (Airiiana) به چم سرزمین مادری ایرانیان است.
🏕از دید کهننگاران، "آریانا"(سرزمین مادری آریاییها) نخستین زیستگاه در آسیای میانه است.
📕نامهای پسرانه و دخترانهی همآوا با "آرایانا":
👦🏻آریا، آریان، آریو، آریامن، آریاسپ، آرین، آریابُد و...
👧🏻آریسا، آریسان، آریاناز، آریانوش، آریاچهر، آریستا، ایرانا و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آریانا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻سیانس، سئانس، سانس = Seance، نشست، نیابه(=نوبت، بنگرید به t.me/AdabSar/4742)
✍️نمونه:
🔺سینماهای نمایشدهندهی این فیلم، تا سئانس آخر مملو از تماشاچی بود =
رُخشارگاههای نمایشدهندهی این رُخشاره، تا نیابهی پَسین، پر از بیننده بود
🔺قبل از شروع سئانس دوم، به سینما وارد شدم =
پیش از آغاز نیابهی دوم، به نماخانه اَندَر شدم
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#سیانس #سئانس #سانس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻سیانس، سئانس، سانس = Seance، نشست، نیابه(=نوبت، بنگرید به t.me/AdabSar/4742)
✍️نمونه:
🔺سینماهای نمایشدهندهی این فیلم، تا سئانس آخر مملو از تماشاچی بود =
رُخشارگاههای نمایشدهندهی این رُخشاره، تا نیابهی پَسین، پر از بیننده بود
🔺قبل از شروع سئانس دوم، به سینما وارد شدم =
پیش از آغاز نیابهی دوم، به نماخانه اَندَر شدم
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#سیانس #سئانس #سانس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
«دگر گفت
کز مرد، پیرایه چیست؟
وزآن نیکوییها
گرانمایه چیست؟
🍃🌹🍃
چنین داد پاسخ
که بخشنده مرد
کجا* نیکویی
با سزاوار کرد؟
☘️🌺☘️
ببالد به کردارِ سروِ بلند
چو بالید
هرگز نباشد نژند»
*کجا= که
#فردوسی
🍃🌾🍃
امید به هفتهای گرانمایه و سزاوار
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
«دگر گفت
کز مرد، پیرایه چیست؟
وزآن نیکوییها
گرانمایه چیست؟
🍃🌹🍃
چنین داد پاسخ
که بخشنده مرد
کجا* نیکویی
با سزاوار کرد؟
☘️🌺☘️
ببالد به کردارِ سروِ بلند
چو بالید
هرگز نباشد نژند»
*کجا= که
#فردوسی
🍃🌾🍃
امید به هفتهای گرانمایه و سزاوار
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💠🔷🔹🔹