نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🍂 دنیل کلمنت دِنِت (Daniel Dennett) -March 28, 1942 – April 19, 2024- فیلسوف آمریکائی، درگذشت.

🍂 #دنیل_دنت کودکی خود را در لبنان، به همراه پدرش سپری کرد، پدر او دکترای اسلام‌شناسی از دانشگاه هاروارد داشت و افسر امنیتی بود، دنت پدر خود را در یک سانحه هواپیمائی از دست داد.

🍂 دنت در دانشگاه آکسفورد شاگرد گیلبرت رایل و در آمریکا شاگرد کواین بود. او در زمینه فلسفه ذهن، فلسفه علم، فلسفه زیست‌شناسی و تکامل پژوهش می‌کرد. دنت بارها اظهار کرده بود که از زمان آکسفورد پروژه فکری او تغییری نکرده است و این پروژه در درجه اول ارائه‌ی فلسفه ذهنی مبتنی بر تحقیقات تجربی است.

🔻دنت از منظر دینی آتئیست بود و درباره دین معتقد بود:
«دین می‌تواند کارکرد مناسبی چون نظم‌بخشی داشته باشد. از این رو می‌توان در مدارس، دین را تدریس کرد تا کودکان با سنت‌هایی مانند هندوئیسم، بودیسم، کنفسیوس و اسلام آشنا شوند. ما نخواهیم توانست ادیان را حذف کنیم. [...] شاید به شکل ضعیف شده این دین باقی بماند، ولی کماکان خطرناک خواهد بود؛ مانند سرماخوردگی و ویروس آن که با این همه پیشرفت علم، هنوز هم کنترل نشده، و ما را مدام بیمار و ضعیف می‌کند».


🍂 دِنِت در جدیدترین کتاب خود، «تپش‌های شهود و ابزارهای دیگر برای اندیشیدن»، به بیان آخرین دیدگاه‌های خود درباب ابزارهای کارآمد و منطقی برای تفکر انتقادی و چگونگیِ پاسخ گفتن به پرسش‌های بنیادین پیرامونِ ماهیّت زندگی می‌پردازد. گزیده‌ای از این کتاب به انتخاب روزنامهٔ گاردین، توسط محمّدمهدی مرادی ترجمه شده‌است.


#در_چنین_روزی #نقد_ادیان


🌾 @Naqdagin
📘هفت ابزارِ #دنیل‌_دنت برای اندیشیدن

🖌#ترجمه‌: محمدمهدی مرادی

🍂 دنیل دنت (Daniel Dennett)، دانشمند و فیلسوفِ علومِ شناختی، یکی از سرشناس‌ترین اندیشمندانِ امروزِ آمریکاست. او در این گزیده از کتابِ جدیدش، "تپش‌های شهود و ابزارهای دیگر برای اندیشیدن"، برخی از درسهایی که زندگی به وی آموخته را آشکار می‌سازد.

۱. از اشتباهاتتان استفاده کنید


همه‌ی ما این گفته‌ی مذبوحانه را شنیده‌ایم: "خب، در زمانِ خودش عقیده‌ی خوبی بود!" این عبارت می‌تواند مصداقِ عقیده‌ی تأسف‌بارِ یک ابله و یا نشانه‌ی حماقت باشد، اما حقیقت این است که ما باید آن را بعنوانِ رکنی از ارکانِ خردمندی، تحسین کنیم.

هر وجودی، هر فاعلی، که واقعا می‌تواند بگوید که "خب، در زمانِ خودش عقیده‌ی خوبی بود!" بر آستانِ مهارت ایستاده است. ما انسانها به هوش‌مان افتخار می‌کنیم، و یکی از نمادهای اصالتِ آن این است که ما قادریم اندیشه‌های گذشته‌مان را بیاد بیاوریم و درباب‎شان تفکر کنیم – دربابِ اینکه چطور به نظر می‌آمدند، چرا در همان ابتدا وسوسه‌انگیز بودند و اینکه درنهایت، چطور غلط از آب درآمدند.

من هیچ مدرکی را نمی‌شناسم تا ثابت کند، گونه‌های زیست‌شناختیِ دیگری روی زمین هستند که قادرند به چنین اندیشه‌هایی فکر کنند. اگر اینطور بود، پس تقریبا می‌توانستند به اندازه‌ی ما هوشمند باشند. وقتی شما اشتباه می‌کنید، باید یاد بگیرید که نفسی عمیق بکشید، عزمتان را جزم کنید و مجموعه‌ی اشتباهات‌تان را با نهایتِ بی‌رحمی و بی‌غرضی ارزیابی کنید. چندان آسان نیست. عکس‌العملِ طبیعیِ انسان دربرابرِ اشتباه، شرمندگی و عصبانیت است (ما هیچ وقت نمی‌توانیم عصبانی‌تر از وقتی باشیم که از دستِ خودمان خشمگین‌ایم) و باید سخت تلاش کنید تا بر این عکس‎العملهای احساسی غلبه کنید.

تلاش کنید تا تمرینِ استقبال از اشتباهات‎تان را بیاموزید و از افشای آن بهانه‌هایی که باعثِ انحراف‌تان شده، خوشحال شوید. وقتی به تمامِ منافعی که می‌شد از اشتباهاتتان بدست آورید نائل شدید، می‌توانید با شادمانی، همه‌شان را پشت سر بگذارید و به سوی فرصتِ بزرگِ بعدی رهسپار شوید. اما این کافی نیست: باید با همان جدیّتی که بعدا برای جبرانِ فرصتهای از دست‌رفته نشان می‌دهید، در جستجوی فرصتهای تازه باشید.

در فضای علم، اشتباهاتِ شما علنی‌ست. شما آنها را فاش می‌سازید تا دیگر بتوانند از آن درس بگیرند. از این طریق، شما نه تنها از جریانِ منحصر به خودتان دربطنِ فضای اشتباهات، بلکه از تجربیاتِ دیگران نیز سود می‌بَرید (ولفگنگ پاولیِ (Wolfgang Pauli) فیزیکدان، در جایی، برایِ تحقیرِ کارِ یکی از همکارانش، عبارتِ معروفِ "بدتر از اشتباه" را بکار بُرد. کذبِ محضی که با منتقدان قسمت شده، از احساساتِ گنگ و غلوآمیز بهتر است).

باری، این دلیل دیگری‌ست تا دریابیم چرا ما انسانها بسیار باهوش‌تر از دیگر گونه‌های زیست‌شناختی هستیم. این چندان بدین خاطر نیست که مغزهایمان بزرگتر یا قدرتمندتر هستند، و یا اینکه از مهارت فکر کردن به اشتباهاتِ گذشته‌مان برخورداریم، بلکه ما سود و مزیّت‌هایی را با دیگران قسمت می‌کنیم که مغزهایمان با پیشینه‌های مجزّای آزمون و خطا بدست آورده‌اند.

من از بسیاری افرادِ واقعا باهوش درشگفتم که درک نمی‌کنند که شما می‌توانید علنا اشتباه کنید و اصلا هم صدمه‌ای از این بابت نبینید. من محققینِ برجسته‌ای را می‌شناسم که بمیزانِ زیادی قلم‌فرسایی می‌کنند تا از پذیرشِ اشتباهشان درباره‌ی مسئله‌ای خاص، شانه خالی کنند. در حقیقت، مردم عاشق زمانی هستند که شخصی به اشتباهش اعتراف می‌کند. تمامِ مردم، عاشقِ این هستند که اشتباهات را برجسته کنند.

افرادِ بلندنظر، سپاسگزارِ فرصتی هستند که برای مصاعدت به آنها می‌بخشید، و در عینِ حال، وقتی خودشان موفق شدند به شما کمک کنند، بدان اذعان می‌کنند؛ افرادِ تنگ‌نظر، از شرمنده کردنِ شما لذت می‌برند. بگذار ببرند! در هر حال، ما برنده‌ایم.

۲. به حریفتان احترام بگذارید

فکر می‌کنید به هنگامِ نقدکردنِ عقایدِ حریف‌تان، چقدر خیرخواه هستید؟ اگر تناقضاتِ آشکاری در مطلبِ حریف‎تان وجود دارد، باید بشکلِ مؤثری بدانها اشاره کنید. اگر این تناقضات، تاحدودی پنهان‌اند، باید محتاتانه آنها را مدنظر قرار دهید، و سپس بشدّت نقدشان کنید. اما جستجو برای یافتنِ تناقضاتِ پنهان، اغلب به ایرادگرفتن‌های بیجا، تظاهر به باسوادی یا تقلیدهای آشکارا مضحک بدل می‌شود. هیجانِ جستجو و یقین داشتن به این مسئله که حریف‌تان جایی دچارِ آشفتگیِ فکری‌ست، به تفسیرهای بی‌رحمانه و بدونِ اغماض منجر می‌شود؛ تفاسیری که هدفِ آسانی را برای حمله در تیررس‌تان می‌گذارد.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
🔖 ۲۲۴۳ واژه


#تفکر_انتقادی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهل حکایت سعدی
@Naqdagin
🎧 چهل حکایت کوتاه از گلستان #سعدی

🎙دکلمۀ زنده‌یاد #خسرو_شکیبایی

🔸اول اردیبهشت در تقویم ایران روز سعدی شاعر نامدار قرن هفتم و خالق #بوستان و گلستان است. #سعدی در چنین روزی نگارش گلستان را آغاز کرد. این روز به پاسداشت مقام والای شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی، شاعر و نویسنده برجسته قرن هفتم هجری، اختصاص یافته است.​

🔸این روز فرصتی‌ست برای بازخوانی آثار سعدی و تأمل انتقادی در اندیشه‌های انسانی و اخلاقی او که همچنان در جامعه معاصر ما کاربرد دارد.

.


#شعرانه #خیالپرسه



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗میراث جاودان #سعدی
— در ستایش اول استادِ سخن و خرد

✍🏻 #رضی‌الدین_طبیب
"این هم از عجایب روزگار است که فردی میان همگنانش توامان و به معنای مطلق کلمه، خداوندگار نظم(شعر) و نثر باشد".
🍂 این جمله را سالها پیش در وصف "سعدی" گفته‌اند، اما "استادِ سخن" بسی بیش از اینهاست. در زمانه‌ای که تقریباً تمام شعرای نامدار ایرانی، کنج عزلت گزیده بودند و در زادگاه خویش عمر گرانمایه به سر می‌آوردند و یا چون مولانا، به اجبار از زادگاه‌شان(بلخ) به موطنی دیگر(قونیه) پناه می‌بردند، سعدی عزم سفر به گردِ جهان کرد، سرد و گرم زمانه چشید و پس از اندوختن کوله‌باری از تجربیات شگفت‌انگیز و گرانبها، به زادگاهش شیراز بازگشت و به قول "ادوارد براون"، همان دیده‌ها و دانستنی‌های سعدی برای شرق‌شناسانِ غربی، جهانی کوچک اما دقیق و پرجزئیات از خاورمیانه‌ی دورانِ خویش آفرید. بنابراین، سعدی به معنای مطلق کلمه "جهان‌دیده" نیز هست و همین جهان‌دیدگی، او را در جایگاهی یگانه و متفاوت از دیگر شعرا و ادیبان ایرانی و فارسی زبان قرار داده‌است. استاد هم خود بر این امر آگاه بود، چنان‌که به درستی در کتاب بوستانش آورده:
"خردمند باشد جهاندیده مرد
که بسیار گرم آزموده‌ست و سرد"


🍂 در کنار اینها، "مرد دانای شیراز" نبوغی چند وجهی دارد، چون عقلانیت، عمل‌گرایی، شوخ‌طبعی، مداراگری، خوش‌بینی، و فراستِ حسرت‌برانگیزش، از او چیزی بیش از یک شاعرِ صِرف ساخته و باید او را در عین شاعری، سیاستمداری خردمند و هنرمندی با ذکاوت دانست. به همین سبب است که هم کلام دل‌انگیزش مقبولِ طبعِ هر ذوقی می‌افتد:
"برو شادی کن ای یار دل‌افروز
غمِ فردا نشاید خورد امروز"

هم اندرزهای پدرانه‌اش مخاطب عام و خاص را آگاه و هوشیار می‌سازد:
"قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید!"

و هم اندرزهای پرمغزش برای هر دولتمردی درسِ اصولی علم سیاست است:
"پادشاهی که طرحِ ظلم افکَنَد
پای دیوارِ مُلک خویش بِکَنَد"
و حتی اگر بخواهد هزلی نثارِ زمختِ کژخویی کند، چنان به شیرینی، کلام زشت را حواله‌‌اش می‌سازد که آن‌کس که‌ دشنام شنیده از شعف به خنده می‌افتد:
"گر بر سر ....رِ من نشینی، دروازه کازرون ببینی!"

🍂 همین خرد، تیزهوشی، زبان‌آوری عظیم و بی‌مثالِ سعدی است که به قول داریوش شایگان، شخصیتش به چشم غربیان در گستره‌ای از فرانچسکو پِترارکا (شاعر ایتالیایی) و مایستر اِکهارت (پدر عرفان آلمان) تا چِزاره بورجا (سیاستمدار بی‌رحم و مکار ایتالیایی)، دمادم در تغیر است و هربار با دوراندیشی و بینش ژرف خود، خوانندگانش در سرتاسر جهان را سخت به حیرت وا می‌دارد؛ و همین ویژگی برجسته در اندیشه‌اش، باعث شده که به‌درستی، آثارش در دستۀ «ادبیات تعلیمی» قرار گیرد و به‌رغم برخی انتقادات ادیبان و منتقدین معاصر در باب تناقض گویی‌های او در وادی اندیشه و کلام، کماکان از سده‌ها قبل تا به اکنون، پندها و سخنانش همچنان جزو اسلوب تربیتی و اخلاقی ایرانیان قرار دارد.

🍂 این همه از سعدی گفتیم و فراموش کردیم که شاید بالاتر از همه این‌ها، او استاد "عشق" و "تغزِل" و شیوه دلبری از معشوق است. کیست که سعدی بخواند و گرفتار شورِ عشق و خلسه و طرب نشود؟ یا چه کسی چون او قادرست به وقت قهر و جدایی از یار چنین حسدانگیز دلجویی کند:
"ای سرو خوش بالای من، ای دلبرِ رعنای من
لعل لبت حلوای من، از من چرا رنجیده‌ای؟"


🍂 اگر حافظ با آن همه عظمت و ظرافتِ فکر، در وادی عشق، زودرنج و نازک دل است و گاه زبان به شکایت از خلق و معشوق می‌گشاید، سعدی اما صبور و زیرک است و حتی نفرین و شکایتش از یار، چاره‌ساز و وسوسه‌انگیز:
"طوطیان دیدم و خوشتر زِ حدیثَت نشنیدم
شکرست آن نه دهان و لب و دندان که تو داری
آرزو می‌کندم با تو شبی بودن و روزی
یا شبی روز کنی چون من و روزی به شب آری"

🍂 سخن گفتن لطف و نبوغ و ذوقِ از این شاعر بلند‌آوازه ایرانی، نه در این نوشتار کوتاه می‌گنجد و نه به یک، دو یا چند ده تحشیه و مقاله و کتاب. سعدی را باید چون فردوسی، حافظ، خیام ، مولانا و نظامی، بی‌واسطه و مستقیم خواند، هوایش را تنفس کرد و در اندیشه‌اش زیست. اگر سعدی به چنین جایگاه دست‌نایافتنی در ساحت ادبیات فارسی دست یافته، پیش از شکوهِ سخت و غنای کلامش فاخرش، مدیون خِرَد عظیم خود است. او در جهان فکری ما ایرانیان، نماد و الگویی از «میانه‌روی، عقلانیت، هوشمندی و لطافت‌طبع و خویشتن‌داری» است و بارها با خود گفته‌ام ای کاش بیش از عوام‌الناس، اهالی سیاست در این مملکت -در هر عصری- از او بیشتر و بهتر بیاموزند که به قول حضرتش:
"خداترس را بر «رعیت» گُمار
که معمار مُلک است «پرهیزگار»
بداندیشِ تُست آن و «خون‌خوار» خلق
که نفع تو جوید در آزار خلق
ریاست به دستِ کسانی خطاست
که از دستِشان دستها بر خداست"



#نقد_ادبی #شعرانه


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗چرا زبانِ #سعدی شکوهمند است؟

✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 در باب زبان سعدی زیاد گفته‌اند و شنیده‌ایم. همینکه بسیاری باور دارند ما امروز هم به همان زمانی سخن می‌گوییم که سعدی می‌گفت، تا حد زیادی نشانگر عظمت کار سعدی، و البته اندکی هم رکود زبان ما پس از سعدی است. البته این وضعیت، بیشتر در عصر مشروطه صادق بود و پس از مشروطه، زبان فارسی هم توانست چند دوره‌ی اصلاح و پیشرفت را تجربه کند که پیدایش شعر نو و گسترش رمان‌نویسی در این راه، نقش بسیار موثری داشتند.

🍂 اما برگردیم به حضرت سعدی. اگر از توصیفات کلی اهل نظر بخواهیم جلوتر برویم و خودمان بدون دانش تخصصی در فن شعر و زبان، داعیه‌ی استادی در فنِ زبان‌آوری را بسنجیم، چه کار می‌توانیم بکنیم؟ آن خصلت زبان سعدی که آن را «سهل و ممتنع» می‌خوانند، چیست و چگونه می‌توان تشخیصش داد؟

🍂 یک پيشنهاد بسیار ساده می‌توان داد که شبیه بازی‌ست و خالی از لطف هم نیست: حتما شما هم به یاد دارید که در دوران مدرسه، برخی آموزگاران سعی می‌کردند معانی اشعار کهن را به ما دیکته کنند؛ یعنی خود ابیات برای ما گویا نبود و لازم بود یک نفر آن‌ها را ترجمه یا ساده‌سازی کند. حالا بیایید در مورد سعدی چنین تلاشی را بیازماييم با بازخوانی چند بیت از سعدی. از خود بپرسید که اگر بخواهید همین عبارات سعدی را به زبان خیلی ساده، حتی زبان محاوره و با نثر امروزی، «خلاصه» کنید. چه پیشنهادی می‌توانید بدهید؟ اگر بتوانید منظور سعدی را با جملاتی ساده‌تر و خلاصه‌تر از خودش بیان کنید، به گمانم می‌توانید داعیه‌ی استادی در نثر داشته باشید.

🍂 به‌زبان ساده و محاوره‌ی نثر بازنویسی کنید و ببینید همین منظور را در چند کلمه می‌توانید منتقل کنید؟
هزار جهد بکردم که سر عشق بیوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم


🍂 اگر جایگزین خلاصه‌تری دارید بنویسید. آیا برای تبدیل کردن این ابیات از نظم و شعر به نثر روان و سلیس، حتی نیاز به جابجایی یک واو هم پیدا می‌کنید؟
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟


🍂 در کنار این هنر شگرف در ایجاز و ساده‌نویسی که گویی شاعر در حال گپ و گفتی خودمانی‌ست، زیرکی و رندی‌اش کمک می‌کند که لطیف‌ترین احساسات شاعرانه را با همین کلمات بسیار ساده و بی‌نیاز به هیچ‌گونه مغلق‌گویی و توصیفات اغراق‌آمیز، منتقل کند:
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم؟
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی!

🍂 از این مثال‌ها هرچه می‌خواهید می‌توانید در ابیات سعدی پیدا کنید و هربار بیشتر به این فکر کنید که این چه اعجازی در زبان است که ساده‌ترین روایت کلامی را به چنین جایگاهی از لطافت شاعرانه رسانده‌است:
گوشم به‌راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب‌خبر بیامد و من بی‌خبر شدم


.


#نقد_ادبی #شعرانه



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«در گلستان #سعدی ( ترجمۀ گراف، لایپزیک، ۱۸۴۶، ص ۱۸۵) نیز عبارتی هست که شاعر در آن می‌گوید «کسی که بار امرار معاش بر دوشش سنگینی می‌کند، قادر به انجام دادن هیچ کاری نیست».

با توجه به این مطلب، فیلسوف حقیقی طبعاً کسی‌ست که به‌راحتی اقناع می‌شود و برای مستقل زیستن به چیز بیشتری نیاز ندارد، چون شعارش همواره این اندرز شنستون است که "آزادی از انگبین هم قوی‌تر است"».
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور، متعلقات و ملحقات، ترجمۀ رضا ولی‌یاری، نشر مرکز، چاپ اول، ۱۳۹۴، ص ۱۷۳


#گزیده‌سخن


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 رنسانس ایرانی و ناحیه‌های «جدیدِ در قدیم»

🍂 هشت سال پیش دکتر #جواد_طباطبایی در بنیاد فارس‌شناسی، سخنرانی‌ای با عنوان «ادب فارسی و اندیشیدن ایرانی» در مراسم روز بزرگداشت #سعدی داشت.


#فلسفیدن #ایران


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📓کتابِ «از سعدى تا آراگون»
— تاثیر ادبیات فارسی در ادبیات فرانسه

🔶 از درس‌گفتار سعدیِ
#مهدی_نوریان

🍂 یک کتابی که هر ایرانی فرهیخته‌ای، برای این که غرور ملی‌اش تقویت بشود و بفهمد که فرهنگ ایران چه ارزشی در دنیا دارد، لازم است بخواند، کتاب از #سعدی تا آراگون، تألیف دکتر جواد حدیدی است.

🍂 این کتابِ «از سعدی تا آراگون» را اگر کسی بخواند می‌بیند که فرهنگ و ادبیات ما چه تأثیری در جهان به‌خصوص در فرانسه داشته‌است و با دلیل و سند و مدرک، این احساس به آدم دست می‌دهد که تا حد بسیار زیادی، انقلاب کبیر فرانسه و تحولی که در اروپا ایجاد شده تحتِ تأثیر سعدی بوده‌است. بروید کتاب را بخوانید تا متوجه شوید.

🍂 یک نمونه خیلی بارزش این است که یکی از بزرگان انقلابیون فرانسه، از عوامل اصلی انقلاب فرانسه، این‌قدر به سعدی علاقه داشته که اسم پسرش را گذاشته «سعدی». این «سعدی» در انقلاب فرانسه کشته شده؛ بعد نوهٔ او که دوباره اسمش سعدی بوده، رئیس‌جمهور فرانسه شده است؛ یعنی انقلاب که پیروز شده و پادشاهی تبدیل به جمهوری شده و رئیس‌جمهور انتخاب کرده‌اند، پنجمین رئیس‌جمهور فرانسه سادی کارنو است (سادی تلفظ می‌کنند آنجا). الان در سراسر فرانسه توی پاریس و شهرهای دیگر، خیابان‌ها و میدان‌های زیادی، به اسم «سادی کارنو» هست و هیچ اسم مشهوری [از ادبای فرانسوی] نیست که شما شنیده باشید [و متأثر از سعدی نباشد.] لامارتین، ویکتور هوگو، لافونتن، پل والری، آندره ژید تا برسد به همین آخری، یعنی لویی آراگون، همهٔ این‌ها به‌شدت تحت تأثیر سعدی‌اند.

🍂 دکتر جواد حدیدی ریزبه‌ریز و موردبه‌مورد نشان داده که تا چه اندازه این‌ها از سعدی الهام گرفته‌اند و تأثیر پذیرفته‌اند؛ بنابراین، خواندن این کتاب از واجبات است. مؤلف، دکتر جواد حدیدی، استاد ادبیات فرانسه بود. توی فرانسه تحصیل کرده بود. دکتری گرفته بود؛ بعد در دانشگاه مشهد، ادبیات فرانسه تدریس می‌کرد و حدود ده سال پیش [سال ۱۳۸۱ش.] فوت شد و چون عمیقاً آشنایی داشته با ادبیات فرانسه و ادبیات فارسی را هم خوب می‌شناخته، این کتاب را توانسته به‌خوبی از عهده‌اش بربیاید.
🔸🔹🔸

🍂 کتاب روابط فرهنگى و ادبى ایران و فرانسه را در طول چهار قرن (از اوایل قرن هفدهم تا اواخر قرن بیستم میلادی) بررسی مى‌کند. «دکتر جواد حدیدى» حاصل ۳۰ سال مطالعه و پژوهش و تدریس ادبیات فرانسه را یک‌جا جمع کرده و کتابى بى‌نظیر در زمینه‌ی ادبیات تطبیقى پدید آورده است. حدیدى در این کتاب ارزنده، آثار بیش از نود شاعر و نویسنده را بررسى کرده‌است.

🔻کتاب به دو بخش اصلى تقسیم مى‌شود.
بخش اول به نویسندگان قرن هفدهم و هجدهم میلادی، یعنى از سال ۱۶۰۰، تاریخ اولین ترجمه‌ی گلستان سعدى به زبان فرانسه، تا ۱۷۸۹، آغاز انقلاب فرانسه، مربوط مى‌شود. بخش دوم کتاب دوره‌هاى بعد از انقلاب فرانسه را تا ۱۹۸۲، تاریخ مرگ لویى آراگون، دربرمى‌گیرد که از شیفتگان ادبیات فارسى بود.

دربارۀ نویسنده

🍂 «جواد حدیدی»، نویسنده، پژوهشگر و مترجم ایرانی، در پنجم آذرِ سال ۱۳۱۱ در قم به دنیا آمد. او پس از پایان تحصیلات حوزوی در شهرستان قم، در سال ۱۳۳۳ تحصیلاتش را در رشته‌ی ادبیات فرانسه و دبیری، در دانشگاه تهران به پایان رساند و به عنوان دبیر در دبیرستان‌های مشهد به کار مشغول شد. حدیدی در سال ۱۳۳۶ درجه تحصیلی معادل لیسانس ادبیات فرانسه را از دانشگاه ژنو دریافت کرد. وی همچنین در سِمت‌های: رئیس اداره آموزش مشهد، رئیس کتابخانه دانشکده ادبیات و علوم انسانی، مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز مجله‌ دانشکده ادبیات و علوم انسانی، معاون و رئیس دانشکده‌ ادبیات و علوم انسانی، مدیرکل برنامه‌ریزی زبان فرانسه برای دانشگاه‌های کشور، عضو پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مدیر گروه ادبیات تطبیقی، سال‌های متمادی به خدمت مشغول بود.

🍂 از جواد حدیدی کتاب‌ها و مقاله‌های بسیاری به زبان‌های فارسی و فرانسه منتشر شده‌است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعدادی از کتاب‌های تألیفی و ترجمه‌ وی را به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برگزیده و معرفی کرده ‌است که از آن جمله می‌توان به ترجمه کتاب «حدیث عشق در شرق» و ترجمه کتاب «از سعدی تا آراگون» اشاره کرد. دکتر جواد حدیدی براثر بیماری در تاریخ دوشنبه ۲۸ مرداد ماه سال ۱۳۸۱ در تهران درگذشت.




🌾 @Naqdagin
از سعدی تا آرگون
@Naqdagin
🎧 تلخیص‌ِ کتاب «از سعدى تا آراگون» اثرِ دکتر #جواد_حدیدی

🎙بهروز رضوی


#کتاب_صوتی #خیالپرسه #ایران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗سعدی، خویشاوندِ خودمانی

✍🏻 #رضا_زمان
در اقصای عالم بگشتم بسی
به سر بردم ایّام با هر کسی
تمتّع به هر گوشه‌ای یافتم
ز هر خرمنی خوشه‌ای یافتم

🍂 سعدی، شاعر و متفکر و حکیمِ «خودی و خودمانیِ» ایرانیان است. معرفت و بینش و نگاهِ او نیز، بس محرم و آشنا برای ایرانی‌جماعت است. آن هم نه فقط در ساحتِ شخصی و خصوصی، باطنی و درونی، بل در قلمروی «اجتماعی و عمومی». خودمانی بودنِ شیخِ اجل، از زمینی‌بودن، این‌جایی و این‌جهانی بودنِ سعدی برآمد. با آنکه مردی دینی بود، و تسلیمِ تقدیرِ پروردگار، اما نه فقط از «اینجا» غافل نشد، که تماماً در جهان حیّ و حاضر بود. به‌یقین، سعدی «خودمانی» و به تعبیر دیگر، «زمینی و این‌جایی» بود نه «آسمانی و ناکجایی». همین بود که معرفتِ سعدی، معرفتِ «خودمانی و زمینی» بود همچنان که «اخلاقِ سعدی، دیانتِ سعدی، عاشقیِ سعدی، و حتی سیاستِ سعدی» نیز خودمانی و زمینی بود. و این‌ها را همه با زبان و ادبِ خودی و آشنا به میان گذاشت. و میراث خود را، از معرفت و اخلاق تا دیانت و عرفان، از سیاست و حکومت تا هنر و ادب، در اعتدالِ خردمندانۀ خویش، به هم‌پوشانی و هم‌زیستی رساند.

🍂 درست به دلیلِ محرمیت، سعدی نقشِ معلمی و خداوندگاری خود را ایفا کرد. سعدی البته معلم و ناصح است، اما در معلمی و نصح نیز خودمانی و زمینی‌ست. سعدی، خداوندی از خدایانِ ایرانیان است، اما خداوندی او نیز «خودمانی و زمینی»ست. این است که او منزلت و شأن ویژه و بلندی یافت، بی‌آنکه بالاتر نشیند و ارتفاع بگیرد. این از هنر او بود که «همچنانکه بر بلندا ایستاده بود، اما پایین نشست». این بود که سعدی، در معلمی و خداوندی نیز چونان خویشاوندِ خودی و خودمانی رخ نمود. به‌قول دکتر سروش، سعدی چون جویبارِ آرام در سبزه‌زار و گلستان است (شرح بوستان).

🍂 سعدی، به‌دلیل همین خودی بودن، شاعر و حکیمی «اجتماعی» بود و «اجتماع‌اندیش». او نه عزلت گزیده بود و گوشه نشسته‌بود، نه در عرفانیات و الهیات غرق بود، که از اجتماع بگریزد. اتفاقاً در جامعه زیست و کنار مردمِ کوچه و بازار نشست و با عرف و فرهنگِ عامه انس گرفت. آموزه‌های اخلاقیِ سعدی، به‌همین دلیل کاربستِ اجتماعی دارد و در اجتماعِ انسانی به کار گرفته می‌شود. آموزه‌هایی چون «مُدارا، سازش، تعامل، خدمت و مصلحت».

🍂 مرحوم داریوش شایگان، به‌درستی و ظرافت می‌گفت که رویارویی با سعدی در اصل، رویارویی با «مُدارای حکیمانۀ انسانِ اجتماعی» است که دغدغۀ «تربیتِ اجتماعی» دارد (پنج اقلیم حضور). این بود که سعدی، دردِ اجتماعی داشت، به‌خلاف بسیاری از عارفان و سالکان. حکیم، صادقانه به آن‌چه باور داشت، وفادار بود.


#خیالپرسه #سعدی #ایران



🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz