نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
حسین پورفرج | مدادِ مردمکِ دیده
پیرامونِ پرچانگی‌های فتنه‌انگیز و سکوت‌های شربرانگیزِ اللهِ اهلِ تبعیض بازخوانی انتقادی یادداشت «قرآن، پر از سکوت خداست» به قلم حسین پورفرج به قلم #بهرام_بسطامی، در چهار بخش: از متن: واقعا پورفرج بعد از بررسیِ جدی مباحث متعددی که مطرح نشده (سوای مباحثی…
در ادامهٔ پرونده‌ٔ #زنان_و_اسلام، یادداشتی انتقادی از بهرام بسطامی «پرچانگی‌های فتنه‌انگیز و سکوت‌های شربرانگیزِ اللهِ اهلِ تبعیض» که بر متن حسین پورفرج نگاشته شده بود را بازنشر می‌کنیم.

این متن در کانال ایشان نیز بازتاب یافته بود، و شخص خود ایشان نیز با نویسنده با روی گشوده برخورد کرده بودند، اما گویی اخیرن بنا به مصلحت‌سنجی‌‌ها یا احتیاط‌هایی، متن را از کانال خود حذف کرده است؛ هر چند خوشحال می‌شدیم که ایشان به این پرسش‌ها پاسخی بنا به فاهمهٔ خود بدهند، و فضایی برای دیالوگ برون دینی، در جامعهٔ خسته از جنگ دائمی اسلام‌ها، یعنی بحث بی‌حاصل با منحط‌ترین و گفتگوناپذیرترین بخش جامعه از لحاظ منطقی، علمی و اخلاقی، بگشایند؛ اما فضای ایران به نحوی‌ست که در ساحت سیاست، اصلاح‌طلبان حکومتی، و در ساحت اندیشه، نواندیشان مسلمان، تریبون‌های بسیار خارجی و داخلی را در دست خود دارند، و در عین حال بیشتر از آنکه با منتقدان اصلی خود وارد دیالوگ شوند، به سخنرانی‌های یک‌سویه و گسترده، یا بحث و نقد جریان بنیادگرای اسلامی می‌پردازند.

در سایت‌های منتسب به جریان‌های سیاسی اصلاح‌طلب و ملی‌-مذهبی و روشنفکر دینی نیز، امکان نشر آرای ناقدانه نسبت به اسلام وجود ندارد؛ و حتا برخی سایت‌های اشخاص مطرح سکولار که سکولاریسم سیاسی را دنبال می‌کنند، هنوز اهمیت و ضرورت جدی چنین مباحثی را درک نکرده‌اند و تصور می‌کنند در جامعهٔ ایرانی می‌توان تحولی بنیادین ایجاد کرد، ولی از امکانات محدود خود برای بسط تفکر انتقادی نسبت به اسلام و کهن‌الگوهای اخلاقی جامعه، و تقویت جریان بازاندیشی و جسارت پرسش‌گری آزاد بهره نجست.

در واقع می‌توان گفت که هنوز، نفس و ذات اسلام و مذهب به مثابه یک موضوع بحث و بررسی آزاد در میان جریان‌های فکری وارد نشده است؛ و تقریبن از پوزسیون تا اپوزسیون، از روشنفکر تا عامی، در یک فضای عمیقن دین‌خو و یک‌سویه و سطحی نفس می‌زنند، و نهایتن مشکلشان حکومت وقت و نوع اجرای اسلام، و قدرت داشتنِ تفسیر غیر مطلوبشان از اسلام است؛ یا در بهترین حالت انتظار دارند و می‌کوشند که یک حکومت سکولار و دموکراتیک از دل جامعه‌ای عمیقن ناتوان در تفکر انتقادی، و گرفتار انواع تابوهای غیرقابل بحث و کلیشه‌های فکری، بالا بیاید؛ و اژدهای اسلام و اسلام‌گرایی نیز، مثل مسیحیت که دینی با روح و خصائلی جدن متفاوت است، در کنج خانه و مسجد بخزد؛ زهی خیال باطل.


#یادداشت #زنان_و_اسلام
#نقد_قرآن #زنان #حقوق_زنان
#سعدی

🌾@Naqdagin
مردم‌شناسی جنسی ج۱
@Naqdagin
🎧 درسگفتار مردم‌شناسی جنسی

🎙 دکتر #ابراهیم_فیاض

جلسهٔ اول

✂️ برش‌هایی از سخنان مطروحه در این جلسه را در عکس‌نوشته‌ها (اینجا) بخوانید.


#درسگفتار #نقد_فرهنگ #زنان #همجنس‌گرایی #پدوفیلی #گشت_ارشاد
#حافظ #مولوی #سعدی #رودکی




🌾@Naqdagin
اشعار عاشقانۀ سعدی برای چه کسانی سروده شده‌است؟

توصیه و نگاه #سعدی در مورد «همسر شرعی، زنان و موضوع عشق» چه بوده‌است؟

🔶 نگاه ابزاری و درجه دوی اسلام، علی‌الخصوص اسلام شیعی (صیغه‌سالار) به #زنان، در تباین با نگاه فردوسی و شاهنامه

🔶 ضرورت محور بودن #تفکر_انتقادی در مورد همه‌چیز، از جمله سرمایه‌های فرهنگی و ادبی

🔺برای مطالعۀ بیشتر در این زمینه، می‌توانید به کتب مختلف، از جمله کتاب مریم حسینی با عنوان «زن‌ستیزی در ادبیات کلاسیک فارسی» رجوع کنید.

✍️#پیام


#نقد_اسلام #نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin
چهل حکایت سعدی
@Naqdagin
🎧 چهل حکایت کوتاه از گلستان #سعدی

🎙دکلمۀ زنده‌یاد #خسرو_شکیبایی

🔸اول اردیبهشت در تقویم ایران روز سعدی شاعر نامدار قرن هفتم و خالق #بوستان و گلستان است. #سعدی در چنین روزی نگارش گلستان را آغاز کرد. این روز به پاسداشت مقام والای شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی، شاعر و نویسنده برجسته قرن هفتم هجری، اختصاص یافته است.​

🔸این روز فرصتی‌ست برای بازخوانی آثار سعدی و تأمل انتقادی در اندیشه‌های انسانی و اخلاقی او که همچنان در جامعه معاصر ما کاربرد دارد.

.


#شعرانه #خیالپرسه



🌾 @Naqdagin
📗میراث جاودان #سعدی
— در ستایش اول استادِ سخن و خرد

✍🏻 #رضی‌الدین_طبیب
"این هم از عجایب روزگار است که فردی میان همگنانش توامان و به معنای مطلق کلمه، خداوندگار نظم(شعر) و نثر باشد".
🍂 این جمله را سالها پیش در وصف "سعدی" گفته‌اند، اما "استادِ سخن" بسی بیش از اینهاست. در زمانه‌ای که تقریباً تمام شعرای نامدار ایرانی، کنج عزلت گزیده بودند و در زادگاه خویش عمر گرانمایه به سر می‌آوردند و یا چون مولانا، به اجبار از زادگاه‌شان(بلخ) به موطنی دیگر(قونیه) پناه می‌بردند، سعدی عزم سفر به گردِ جهان کرد، سرد و گرم زمانه چشید و پس از اندوختن کوله‌باری از تجربیات شگفت‌انگیز و گرانبها، به زادگاهش شیراز بازگشت و به قول "ادوارد براون"، همان دیده‌ها و دانستنی‌های سعدی برای شرق‌شناسانِ غربی، جهانی کوچک اما دقیق و پرجزئیات از خاورمیانه‌ی دورانِ خویش آفرید. بنابراین، سعدی به معنای مطلق کلمه "جهان‌دیده" نیز هست و همین جهان‌دیدگی، او را در جایگاهی یگانه و متفاوت از دیگر شعرا و ادیبان ایرانی و فارسی زبان قرار داده‌است. استاد هم خود بر این امر آگاه بود، چنان‌که به درستی در کتاب بوستانش آورده:
"خردمند باشد جهاندیده مرد
که بسیار گرم آزموده‌ست و سرد"


🍂 در کنار اینها، "مرد دانای شیراز" نبوغی چند وجهی دارد، چون عقلانیت، عمل‌گرایی، شوخ‌طبعی، مداراگری، خوش‌بینی، و فراستِ حسرت‌برانگیزش، از او چیزی بیش از یک شاعرِ صِرف ساخته و باید او را در عین شاعری، سیاستمداری خردمند و هنرمندی با ذکاوت دانست. به همین سبب است که هم کلام دل‌انگیزش مقبولِ طبعِ هر ذوقی می‌افتد:
"برو شادی کن ای یار دل‌افروز
غمِ فردا نشاید خورد امروز"

هم اندرزهای پدرانه‌اش مخاطب عام و خاص را آگاه و هوشیار می‌سازد:
"قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید!"

و هم اندرزهای پرمغزش برای هر دولتمردی درسِ اصولی علم سیاست است:
"پادشاهی که طرحِ ظلم افکَنَد
پای دیوارِ مُلک خویش بِکَنَد"
و حتی اگر بخواهد هزلی نثارِ زمختِ کژخویی کند، چنان به شیرینی، کلام زشت را حواله‌‌اش می‌سازد که آن‌کس که‌ دشنام شنیده از شعف به خنده می‌افتد:
"گر بر سر ....رِ من نشینی، دروازه کازرون ببینی!"

🍂 همین خرد، تیزهوشی، زبان‌آوری عظیم و بی‌مثالِ سعدی است که به قول داریوش شایگان، شخصیتش به چشم غربیان در گستره‌ای از فرانچسکو پِترارکا (شاعر ایتالیایی) و مایستر اِکهارت (پدر عرفان آلمان) تا چِزاره بورجا (سیاستمدار بی‌رحم و مکار ایتالیایی)، دمادم در تغیر است و هربار با دوراندیشی و بینش ژرف خود، خوانندگانش در سرتاسر جهان را سخت به حیرت وا می‌دارد؛ و همین ویژگی برجسته در اندیشه‌اش، باعث شده که به‌درستی، آثارش در دستۀ «ادبیات تعلیمی» قرار گیرد و به‌رغم برخی انتقادات ادیبان و منتقدین معاصر در باب تناقض گویی‌های او در وادی اندیشه و کلام، کماکان از سده‌ها قبل تا به اکنون، پندها و سخنانش همچنان جزو اسلوب تربیتی و اخلاقی ایرانیان قرار دارد.

🍂 این همه از سعدی گفتیم و فراموش کردیم که شاید بالاتر از همه این‌ها، او استاد "عشق" و "تغزِل" و شیوه دلبری از معشوق است. کیست که سعدی بخواند و گرفتار شورِ عشق و خلسه و طرب نشود؟ یا چه کسی چون او قادرست به وقت قهر و جدایی از یار چنین حسدانگیز دلجویی کند:
"ای سرو خوش بالای من، ای دلبرِ رعنای من
لعل لبت حلوای من، از من چرا رنجیده‌ای؟"


🍂 اگر حافظ با آن همه عظمت و ظرافتِ فکر، در وادی عشق، زودرنج و نازک دل است و گاه زبان به شکایت از خلق و معشوق می‌گشاید، سعدی اما صبور و زیرک است و حتی نفرین و شکایتش از یار، چاره‌ساز و وسوسه‌انگیز:
"طوطیان دیدم و خوشتر زِ حدیثَت نشنیدم
شکرست آن نه دهان و لب و دندان که تو داری
آرزو می‌کندم با تو شبی بودن و روزی
یا شبی روز کنی چون من و روزی به شب آری"

🍂 سخن گفتن لطف و نبوغ و ذوقِ از این شاعر بلند‌آوازه ایرانی، نه در این نوشتار کوتاه می‌گنجد و نه به یک، دو یا چند ده تحشیه و مقاله و کتاب. سعدی را باید چون فردوسی، حافظ، خیام ، مولانا و نظامی، بی‌واسطه و مستقیم خواند، هوایش را تنفس کرد و در اندیشه‌اش زیست. اگر سعدی به چنین جایگاه دست‌نایافتنی در ساحت ادبیات فارسی دست یافته، پیش از شکوهِ سخت و غنای کلامش فاخرش، مدیون خِرَد عظیم خود است. او در جهان فکری ما ایرانیان، نماد و الگویی از «میانه‌روی، عقلانیت، هوشمندی و لطافت‌طبع و خویشتن‌داری» است و بارها با خود گفته‌ام ای کاش بیش از عوام‌الناس، اهالی سیاست در این مملکت -در هر عصری- از او بیشتر و بهتر بیاموزند که به قول حضرتش:
"خداترس را بر «رعیت» گُمار
که معمار مُلک است «پرهیزگار»
بداندیشِ تُست آن و «خون‌خوار» خلق
که نفع تو جوید در آزار خلق
ریاست به دستِ کسانی خطاست
که از دستِشان دستها بر خداست"



#نقد_ادبی #شعرانه


🌾 @Naqdagin
📗چرا زبانِ #سعدی شکوهمند است؟

✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 در باب زبان سعدی زیاد گفته‌اند و شنیده‌ایم. همینکه بسیاری باور دارند ما امروز هم به همان زمانی سخن می‌گوییم که سعدی می‌گفت، تا حد زیادی نشانگر عظمت کار سعدی، و البته اندکی هم رکود زبان ما پس از سعدی است. البته این وضعیت، بیشتر در عصر مشروطه صادق بود و پس از مشروطه، زبان فارسی هم توانست چند دوره‌ی اصلاح و پیشرفت را تجربه کند که پیدایش شعر نو و گسترش رمان‌نویسی در این راه، نقش بسیار موثری داشتند.

🍂 اما برگردیم به حضرت سعدی. اگر از توصیفات کلی اهل نظر بخواهیم جلوتر برویم و خودمان بدون دانش تخصصی در فن شعر و زبان، داعیه‌ی استادی در فنِ زبان‌آوری را بسنجیم، چه کار می‌توانیم بکنیم؟ آن خصلت زبان سعدی که آن را «سهل و ممتنع» می‌خوانند، چیست و چگونه می‌توان تشخیصش داد؟

🍂 یک پيشنهاد بسیار ساده می‌توان داد که شبیه بازی‌ست و خالی از لطف هم نیست: حتما شما هم به یاد دارید که در دوران مدرسه، برخی آموزگاران سعی می‌کردند معانی اشعار کهن را به ما دیکته کنند؛ یعنی خود ابیات برای ما گویا نبود و لازم بود یک نفر آن‌ها را ترجمه یا ساده‌سازی کند. حالا بیایید در مورد سعدی چنین تلاشی را بیازماييم با بازخوانی چند بیت از سعدی. از خود بپرسید که اگر بخواهید همین عبارات سعدی را به زبان خیلی ساده، حتی زبان محاوره و با نثر امروزی، «خلاصه» کنید. چه پیشنهادی می‌توانید بدهید؟ اگر بتوانید منظور سعدی را با جملاتی ساده‌تر و خلاصه‌تر از خودش بیان کنید، به گمانم می‌توانید داعیه‌ی استادی در نثر داشته باشید.

🍂 به‌زبان ساده و محاوره‌ی نثر بازنویسی کنید و ببینید همین منظور را در چند کلمه می‌توانید منتقل کنید؟
هزار جهد بکردم که سر عشق بیوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم


🍂 اگر جایگزین خلاصه‌تری دارید بنویسید. آیا برای تبدیل کردن این ابیات از نظم و شعر به نثر روان و سلیس، حتی نیاز به جابجایی یک واو هم پیدا می‌کنید؟
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟


🍂 در کنار این هنر شگرف در ایجاز و ساده‌نویسی که گویی شاعر در حال گپ و گفتی خودمانی‌ست، زیرکی و رندی‌اش کمک می‌کند که لطیف‌ترین احساسات شاعرانه را با همین کلمات بسیار ساده و بی‌نیاز به هیچ‌گونه مغلق‌گویی و توصیفات اغراق‌آمیز، منتقل کند:
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم؟
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی!

🍂 از این مثال‌ها هرچه می‌خواهید می‌توانید در ابیات سعدی پیدا کنید و هربار بیشتر به این فکر کنید که این چه اعجازی در زبان است که ساده‌ترین روایت کلامی را به چنین جایگاهی از لطافت شاعرانه رسانده‌است:
گوشم به‌راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب‌خبر بیامد و من بی‌خبر شدم


.


#نقد_ادبی #شعرانه



🌾 @Naqdagin
«در گلستان #سعدی ( ترجمۀ گراف، لایپزیک، ۱۸۴۶، ص ۱۸۵) نیز عبارتی هست که شاعر در آن می‌گوید «کسی که بار امرار معاش بر دوشش سنگینی می‌کند، قادر به انجام دادن هیچ کاری نیست».

با توجه به این مطلب، فیلسوف حقیقی طبعاً کسی‌ست که به‌راحتی اقناع می‌شود و برای مستقل زیستن به چیز بیشتری نیاز ندارد، چون شعارش همواره این اندرز شنستون است که "آزادی از انگبین هم قوی‌تر است"».
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور، متعلقات و ملحقات، ترجمۀ رضا ولی‌یاری، نشر مرکز، چاپ اول، ۱۳۹۴، ص ۱۷۳


#گزیده‌سخن


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 رنسانس ایرانی و ناحیه‌های «جدیدِ در قدیم»

🍂 هشت سال پیش دکتر #جواد_طباطبایی در بنیاد فارس‌شناسی، سخنرانی‌ای با عنوان «ادب فارسی و اندیشیدن ایرانی» در مراسم روز بزرگداشت #سعدی داشت.


#فلسفیدن #ایران


🌾 @Naqdagin
📓کتابِ «از سعدى تا آراگون»
— تاثیر ادبیات فارسی در ادبیات فرانسه

🔶 از درس‌گفتار
سعدیِ #مهدی_نوریان

🍂 یک کتابی که هر ایرانی فرهیخته‌ای، برای این که غرور ملی‌اش تقویت بشود و بفهمد که فرهنگ ایران چه ارزشی در دنیا دارد، لازم است بخواند، کتاب از #سعدی تا آراگون، تألیف دکتر جواد حدیدی است.

🍂 این کتابِ «از سعدی تا آراگون» را اگر کسی بخواند می‌بیند که فرهنگ و ادبیات ما چه تأثیری در جهان به‌خصوص در فرانسه داشته‌است و با دلیل و سند و مدرک، این احساس به آدم دست می‌دهد که تا حد بسیار زیادی، انقلاب کبیر فرانسه و تحولی که در اروپا ایجاد شده تحتِ تأثیر سعدی بوده‌است. بروید کتاب را بخوانید تا متوجه شوید.

🍂 یک نمونه خیلی بارزش این است که یکی از بزرگان انقلابیون فرانسه، از عوامل اصلی انقلاب فرانسه، این‌قدر به سعدی علاقه داشته که اسم پسرش را گذاشته «سعدی». این «سعدی» در انقلاب فرانسه کشته شده؛ بعد نوهٔ او که دوباره اسمش سعدی بوده، رئیس‌جمهور فرانسه شده است؛ یعنی انقلاب که پیروز شده و پادشاهی تبدیل به جمهوری شده و رئیس‌جمهور انتخاب کرده‌اند، پنجمین رئیس‌جمهور فرانسه سادی کارنو است (سادی تلفظ می‌کنند آنجا). الان در سراسر فرانسه توی پاریس و شهرهای دیگر، خیابان‌ها و میدان‌های زیادی، به اسم «سادی کارنو» هست و هیچ اسم مشهوری [از ادبای فرانسوی] نیست که شما شنیده باشید [و متأثر از سعدی نباشد.] لامارتین، ویکتور هوگو، لافونتن، پل والری، آندره ژید تا برسد به همین آخری، یعنی لویی آراگون، همهٔ این‌ها به‌شدت تحت تأثیر سعدی‌اند.

🍂 دکتر جواد حدیدی ریزبه‌ریز و موردبه‌مورد نشان داده که تا چه اندازه این‌ها از سعدی الهام گرفته‌اند و تأثیر پذیرفته‌اند؛ بنابراین، خواندن این کتاب از واجبات است. مؤلف، دکتر جواد حدیدی، استاد ادبیات فرانسه بود. توی فرانسه تحصیل کرده بود. دکتری گرفته بود؛ بعد در دانشگاه مشهد، ادبیات فرانسه تدریس می‌کرد و حدود ده سال پیش [سال ۱۳۸۱ش.] فوت شد و چون عمیقاً آشنایی داشته با ادبیات فرانسه و ادبیات فارسی را هم خوب می‌شناخته، این کتاب را توانسته به‌خوبی از عهده‌اش بربیاید.
🔸🔹🔸

🍂 کتاب روابط فرهنگى و ادبى ایران و فرانسه را در طول چهار قرن (از اوایل قرن هفدهم تا اواخر قرن بیستم میلادی) بررسی مى‌کند. «دکتر جواد حدیدى» حاصل ۳۰ سال مطالعه و پژوهش و تدریس ادبیات فرانسه را یک‌جا جمع کرده و کتابى بى‌نظیر در زمینه‌ی ادبیات تطبیقى پدید آورده است. حدیدى در این کتاب ارزنده، آثار بیش از نود شاعر و نویسنده را بررسى کرده‌است.

🔻کتاب به دو بخش اصلى تقسیم مى‌شود.
بخش اول به نویسندگان قرن هفدهم و هجدهم میلادی، یعنى از سال ۱۶۰۰، تاریخ اولین ترجمه‌ی گلستان سعدى به زبان فرانسه، تا ۱۷۸۹، آغاز انقلاب فرانسه، مربوط مى‌شود. بخش دوم کتاب دوره‌هاى بعد از انقلاب فرانسه را تا ۱۹۸۲، تاریخ مرگ لویى آراگون، دربرمى‌گیرد که از شیفتگان ادبیات فارسى بود.

دربارۀ نویسنده

🍂 «جواد حدیدی»، نویسنده، پژوهشگر و مترجم ایرانی، در پنجم آذرِ سال ۱۳۱۱ در قم به دنیا آمد. او پس از پایان تحصیلات حوزوی در شهرستان قم، در سال ۱۳۳۳ تحصیلاتش را در رشته‌ی ادبیات فرانسه و دبیری، در دانشگاه تهران به پایان رساند و به عنوان دبیر در دبیرستان‌های مشهد به کار مشغول شد. حدیدی در سال ۱۳۳۶ درجه تحصیلی معادل لیسانس ادبیات فرانسه را از دانشگاه ژنو دریافت کرد. وی همچنین در سِمت‌های: رئیس اداره آموزش مشهد، رئیس کتابخانه دانشکده ادبیات و علوم انسانی، مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز مجله‌ دانشکده ادبیات و علوم انسانی، معاون و رئیس دانشکده‌ ادبیات و علوم انسانی، مدیرکل برنامه‌ریزی زبان فرانسه برای دانشگاه‌های کشور، عضو پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مدیر گروه ادبیات تطبیقی، سال‌های متمادی به خدمت مشغول بود.

🍂 از جواد حدیدی کتاب‌ها و مقاله‌های بسیاری به زبان‌های فارسی و فرانسه منتشر شده‌است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعدادی از کتاب‌های تألیفی و ترجمه‌ وی را به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برگزیده و معرفی کرده ‌است که از آن جمله می‌توان به ترجمه کتاب «حدیث عشق در شرق» و ترجمه کتاب «از سعدی تا آراگون» اشاره کرد. دکتر جواد حدیدی براثر بیماری در تاریخ دوشنبه ۲۸ مرداد ماه سال ۱۳۸۱ در تهران درگذشت.




🌾 @Naqdagin
📗سعدی، خویشاوندِ خودمانی

✍🏻 #رضا_زمان
در اقصای عالم بگشتم بسی
به سر بردم ایّام با هر کسی
تمتّع به هر گوشه‌ای یافتم
ز هر خرمنی خوشه‌ای یافتم

🍂 سعدی، شاعر و متفکر و حکیمِ «خودی و خودمانیِ» ایرانیان است. معرفت و بینش و نگاهِ او نیز، بس محرم و آشنا برای ایرانی‌جماعت است. آن هم نه فقط در ساحتِ شخصی و خصوصی، باطنی و درونی، بل در قلمروی «اجتماعی و عمومی». خودمانی بودنِ شیخِ اجل، از زمینی‌بودن، این‌جایی و این‌جهانی بودنِ سعدی برآمد. با آنکه مردی دینی بود، و تسلیمِ تقدیرِ پروردگار، اما نه فقط از «اینجا» غافل نشد، که تماماً در جهان حیّ و حاضر بود. به‌یقین، سعدی «خودمانی» و به تعبیر دیگر، «زمینی و این‌جایی» بود نه «آسمانی و ناکجایی». همین بود که معرفتِ سعدی، معرفتِ «خودمانی و زمینی» بود همچنان که «اخلاقِ سعدی، دیانتِ سعدی، عاشقیِ سعدی، و حتی سیاستِ سعدی» نیز خودمانی و زمینی بود. و این‌ها را همه با زبان و ادبِ خودی و آشنا به میان گذاشت. و میراث خود را، از معرفت و اخلاق تا دیانت و عرفان، از سیاست و حکومت تا هنر و ادب، در اعتدالِ خردمندانۀ خویش، به هم‌پوشانی و هم‌زیستی رساند.

🍂 درست به دلیلِ محرمیت، سعدی نقشِ معلمی و خداوندگاری خود را ایفا کرد. سعدی البته معلم و ناصح است، اما در معلمی و نصح نیز خودمانی و زمینی‌ست. سعدی، خداوندی از خدایانِ ایرانیان است، اما خداوندی او نیز «خودمانی و زمینی»ست. این است که او منزلت و شأن ویژه و بلندی یافت، بی‌آنکه بالاتر نشیند و ارتفاع بگیرد. این از هنر او بود که «همچنانکه بر بلندا ایستاده بود، اما پایین نشست». این بود که سعدی، در معلمی و خداوندی نیز چونان خویشاوندِ خودی و خودمانی رخ نمود. به‌قول دکتر سروش، سعدی چون جویبارِ آرام در سبزه‌زار و گلستان است (شرح بوستان).

🍂 سعدی، به‌دلیل همین خودی بودن، شاعر و حکیمی «اجتماعی» بود و «اجتماع‌اندیش». او نه عزلت گزیده بود و گوشه نشسته‌بود، نه در عرفانیات و الهیات غرق بود، که از اجتماع بگریزد. اتفاقاً در جامعه زیست و کنار مردمِ کوچه و بازار نشست و با عرف و فرهنگِ عامه انس گرفت. آموزه‌های اخلاقیِ سعدی، به‌همین دلیل کاربستِ اجتماعی دارد و در اجتماعِ انسانی به کار گرفته می‌شود. آموزه‌هایی چون «مُدارا، سازش، تعامل، خدمت و مصلحت».

🍂 مرحوم داریوش شایگان، به‌درستی و ظرافت می‌گفت که رویارویی با سعدی در اصل، رویارویی با «مُدارای حکیمانۀ انسانِ اجتماعی» است که دغدغۀ «تربیتِ اجتماعی» دارد (پنج اقلیم حضور). این بود که سعدی، دردِ اجتماعی داشت، به‌خلاف بسیاری از عارفان و سالکان. حکیم، صادقانه به آن‌چه باور داشت، وفادار بود.


#خیالپرسه #سعدی #ایران



🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
🎧او می‌کشد قلاب را!

🎙#همایون_شجریان

ز اندازه بیرون تشنه‌ام، ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن، وآنگه بده اصحاب را

من نیز چشم از خوابِ خوش، برمی‌نکردم پیش ازین
روز فراق دوستان، شب‌خوش بِگُفتم خواب را

هر پارسا را کان صنم، در پیش مسجد بُگذرد
چشمش بر ابرو افکند، باطل کند محراب را!

من صیدِ وحشی نیستم، در بندِ جانِ خویشتن
گر وی به تیرم می‌زند، اِستاده‌ام نُشّاب را

مقدار یار هم‌نفس، چون من نداند هیچ‌کس
ماهی که بر خشک اوفتد، قیمت بداند آب را

وقتی در آبی تا میان، دستی و پایی می‌زدم
اکنون همان پنداشتم، دریای بی‌پایاب را

امروز حالی غرقه‌ام، تا با کناری اوفتم
آنگه حکایت گویمت، دردِ دل غرقاب را

گر بی‌وفایی کردمی، یَرغو بقاآن بردمی
کآن کافر اعدا می کُشد ، وِاین سنگ دلِ احباب را

فریاد می‌دارد رقیب، از دست مشتاقان او
آوازِ مطرب در سرا، زَحمت بُوََد بَوّاب را

سعدی چو جورش می‌بری، نزدیک او دیگر مرو
ای بی‌بصر ، من می‌روم؟ او می‌کشد قُلّاب را!


#سعدی، غزل شمارۀ ۸


#بوقت_آواز #شعرانه


🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘شادی از مرگ دیگری — دربارۀ یکی از مصادیق «اخلاق‌زدگی» ✍🏻 #مهدی_خسروانی 🍂 با توجه به شدت (یا بهتر بگویم: وخامت) گرایش به کاربرد مقولات اخلاقی در فرهنگ غالب روشنفکری، از همان دقایق نخستین ماجرای سقوط بالگرد رئیسی، می‌شد حدس زد که شوخی و شادی مخالفانش، به…
📘تکمله‌ای بر «شادی از مرگ دیگری»

✍🏻
#آرمان_امیری

🍂 این یادداشت، بحت کوتاه و جالبی بود در باب قضیه‌ی شادی ملت از عزای حضرات. البته یک مصداق بسیار خلاصه و کهن هم در سنت شعری ایرانیان دارد که حتما شنیده‌اید. آن حکایت معروف شیخ اجل #سعدی، با این دو بیت آغاز می‌شود که:
سه کس را شنیدم که غیبت رواست
وز این درگذشتی چهارم خطاست
یکی پادشاهی ملامت‌پسند
کز او بر دل خلق بینی گزند


🍂 بسیار ساده و بدیهی‌ست که بدانیم مصداق "یادشاه ملامت‌پسند" در روزگار ما، تمامی سیاست‌مدارانی خواهند بود که تصمیمات‌شان به‌صورت مستقیم بر زندگی میلیون‌ها شهروند اثرگذار است؛ یعنی حتی اگر عضو تیم مرگ و اعدام هم نباشی، همینکه با ۲ درصد بالا و پایین کردن تورم یا بیکاری, میلیون‌ها انسان را به زحمت بیندازی، قابل "غیبت" هستی. حالا دیگر به اين نپردازيم که "غیبت" در این بستر معنایی، چه سطح بالایی از امکان هجو و هزل را شامل می‌شود.

🍂 البته من هم به مانند اغلب مخاطبان، خیلی خوب تشخیص می‌دهم که چه جماعتی و با چه رویکردی، سر این بزنگاه‌ها «معلم اخلاق» می‌شوند، اما به‌نظرم شناخت ما از ذات این حضرات و پیشه و ماموریت‌شان، ما را از واکاوی و فهم اصل مساله بی‌نیاز نمی‌کند. دست‌کم برای انسجام اخلاقی خودمان بهتر است برای این رویکرد طبیعی و گسترده‌ای که داریم، توضیح مدونی هم داشته باشیم.

🍂 من اگر بخواهم این توضیح را به زبان دیگری خلاصه و بازنویسی کنم, نوعی تمایزگذاری در کارکردهای «عرصه‌ی عمومی» و «اخلاقیات شخصی» است. در واقع، هر «سه‌کس»ی که سعدی معرفی می‌کند، افرادی هستند که عملکردشان در عرصه‌ی عمومی مخرب است و منافع و حقوق دیگران را به‌صورت گسترده تهدید می‌کند.

🍂 آنچه در اخلاقیات شخصی ممکن است مصداق «عیب‌پوشی، گذشت یا رازداری و مراعات» باشد، در مورد آسیب‌زنندگان به عرصه‌ی عمومی، مصداق "ترحم بر پلنگ تیزدندان" است؛ پس دقیقا برای جلوگیری از سکوتی که "ستم‌کاری بود بر گوسفندان"، باید به هر شیوه‌ی ممکن، این افراد را رسوا کرد. حالا شیوه‌ی طنز و شوخ‌طبعی که قطعا «لطیف‌ترین و مدنی‌ترین» روش ممکن است.

🍂 کمترین دلیل و توجیه برای شادی از مرگ این مفسدان عرصه‌ی عمومی نیز، خوشحالی بابت کاهش آسیب‌هایی‌ست که میلیون‌ها شهروند بی‌گناه می‌بینند. این شادیء عین «انسان‌دوستی» و حتی یک «واچب اخلاقی» است.


#فلسفیدن #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 غمِ عشق

🎙Shine N Shid

بیا که در غم عشقت مشوشم بی‌تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی‌تو

شب از فراق تو می‌نالم ای پری‌رخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بی‌تو

دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا
همیشه زهر فراقت همی چِشَم بی‌تو

اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی‌تو

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی‌تو

***
من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

تو همایی و منِ خسته بیچاره‌گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی



.


#بوقت_آواز #شعرانه #سعدی #عاشقانه #موزیک_ویدیو #فراق #غزلیات #شعر



🌾 @Naqdagin
چهل حکایت سعدی
@Naqdagin
🎧 چهل حکایت کوتاه از گلستان #سعدی

🎙دکلمۀ زنده‌یاد #خسرو_شکیبایی

🔸اول اردیبهشت در تقویم ایران روز سعدی شاعر نامدار قرن هفتم و خالق #بوستان و گلستان است. #سعدی در چنین روزی نگارش گلستان را آغاز کرد. این روز به پاسداشت مقام والای شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی، شاعر و نویسنده برجسته قرن هفتم هجری، اختصاص یافته است.​

🔸این روز فرصتی‌ست برای بازخوانی آثار سعدی و تأمل انتقادی در اندیشه‌های انسانی و اخلاقی او که همچنان در جامعه معاصر ما حضور دارد.

.


#شعرانه #خیالپرسه



🌾 @Naqdagin
📗چرا زبانِ #سعدی شکوهمند است؟

✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 در باب زبان سعدی زیاد گفته‌اند و شنیده‌ایم. همینکه بسیاری باور دارند ما امروز هم به همان زمانی سخن می‌گوییم که سعدی می‌گفت، تا حد زیادی نشانگر عظمت کار سعدی، و البته اندکی هم رکود زبان ما پس از سعدی است. البته این وضعیت، بیشتر در عصر مشروطه صادق بود و پس از مشروطه، زبان فارسی هم توانست چند دوره‌ی اصلاح و پیشرفت را تجربه کند که پیدایش شعر نو و گسترش رمان‌نویسی در این راه، نقش بسیار موثری داشتند.

🍂 اما برگردیم به حضرت سعدی. اگر از توصیفات کلی اهل نظر بخواهیم جلوتر برویم و خودمان بدون دانش تخصصی در فن شعر و زبان، داعیه‌ی استادی در فنِ زبان‌آوری را بسنجیم، چه کار می‌توانیم بکنیم؟ آن خصلت زبان سعدی که آن را «سهل و ممتنع» می‌خوانند، چیست و چگونه می‌توان تشخیصش داد؟

🍂 یک پيشنهاد بسیار ساده می‌توان داد که شبیه بازی‌ست و خالی از لطف هم نیست: حتما شما هم به یاد دارید که در دوران مدرسه، برخی آموزگاران سعی می‌کردند معانی اشعار کهن را به ما دیکته کنند؛ یعنی خود ابیات برای ما گویا نبود و لازم بود یک نفر آن‌ها را ترجمه یا ساده‌سازی کند. حالا بیایید در مورد سعدی چنین تلاشی را بیازماييم با بازخوانی چند بیت از سعدی. از خود بپرسید که اگر بخواهید همین عبارات سعدی را به زبان خیلی ساده، حتی زبان محاوره و با نثر امروزی، «خلاصه» کنید. چه پیشنهادی می‌توانید بدهید؟ اگر بتوانید منظور سعدی را با جملاتی ساده‌تر و خلاصه‌تر از خودش بیان کنید، به گمانم می‌توانید داعیه‌ی استادی در نثر داشته باشید.

🍂 به‌زبان ساده و محاوره‌ی نثر بازنویسی کنید و ببینید همین منظور را در چند کلمه می‌توانید منتقل کنید؟
هزار جهد بکردم که سر عشق بیوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم


🍂 اگر جایگزین خلاصه‌تری دارید بنویسید. آیا برای تبدیل کردن این ابیات از نظم و شعر به نثر روان و سلیس، حتی نیاز به جابجایی یک واو هم پیدا می‌کنید؟
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟


🍂 در کنار این هنر شگرف در ایجاز و ساده‌نویسی که گویی شاعر در حال گپ و گفتی خودمانی‌ست، زیرکی و رندی‌اش کمک می‌کند که لطیف‌ترین احساسات شاعرانه را با همین کلمات بسیار ساده و بی‌نیاز به هیچ‌گونه مغلق‌گویی و توصیفات اغراق‌آمیز، منتقل کند:
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم؟
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی!

🍂 از این مثال‌ها هرچه می‌خواهید می‌توانید در ابیات سعدی پیدا کنید و هربار بیشتر به این فکر کنید که این چه اعجازی در زبان است که ساده‌ترین روایت کلامی را به چنین جایگاهی از لطافت شاعرانه رسانده‌است:
گوشم به‌راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب‌خبر بیامد و من بی‌خبر شدم


.


#نقد_ادبی #شعرانه



🌾 @Naqdagin
🎧 یک ساعت موسیقیِ جاز با اشعار #سعدی شیرازی (+)


🔻سعدی
📕چرا زبانِ سعدی شکوهمند است؟
📻 سعدی‌خوانی
📻 از سعدی تا وایکینگ‌ها
📻 چهل حکایت کوتاه از گلستان سعدی
📕میراث جاودان سعدی

🔻شعرخوانی
📻
او می‌کشد قلاب را!
📺 من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
📻 گلچینی اشعار مولانا
🍷موسیقیِ دل‌‌ربا و آرام با خیام
📻 رباعیات خیام
📻 ۲۹ غزل از تأثیرگذارترین اشعار مولانا از دیوان شمس
📺 من بی‌خود و تو بی‌خود، ما را کی بَرَد خانه؟

📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📺 حافظ و یزید؛ مسلم یا منتقد دین؟
📕حافظ و یزید؛ امامِ روشنفکری دینی
📕حافظ و تمسخر شخصیت‌های قرآنی
📕یا جام باده یا قصه کوتاه!
📕حافظ و رندی
📕انسانی فراسوی قرآن و مکتب - صمد و صنم نزد حافظ-
📺 تمسخر نمادهای شریعت -مضمون‌پردازی بی‌باکانۀ حافظ-
📺 حافظ از غیب خبری نمی‌دهد
📺 آیا حافظ زرتشتی شده‌بود؟
📺 آن شبِ قدری که گویند اهل خلوت امشب است

🔻شرق Vs اسلام
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را می‌کشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»

.


#شعرانه #بوقت_آواز



🌾 @Naqdagin