نقدآگین
🎻 موسیقیِ 'Mahal' 🎼 آنچه جذابیت گروه #گلسبیمز را افزایش میدهد، ماسکهای جالبیست که هر نوازنده از آن استفاده میکند. آنها توسط یک جواهرساز روسی ساخته شدهاند و بهکار میروند تا اطمینان حاصل کنند که موسیقی جدا از ظاهرِ نوازندگان وجودی مستقل دارد و مخاطبان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویولون سلتیک ایرلندی
@Naqdagin
Waltz by the River
Eleni Karaindrou
🎧 والس کنار رودخانه
— همنواییِ ویالون و آکاردئون و پیانو
🎻 #النی_کارایندرو
🍂 النی کاراینْدرو، آهنگساز یونانی زادهٔ ۱۹۴۱ میلادی است. او موسیقی متن بسیاری از فیلمهای تئو آنگلوپولوس، فیلمساز هممیهنش را ساختهاست از جمله موسیقی شاهکار فیلم یونانی ابدیت و یک روز. وی همچنین آهنگساز فیلم بمب یک عاشقانه نیز هست.
زندگی و فعالیتها
🍂 کارایندرو وقتی ۷ سال داشت همراه با خانوادهاش به آتن آمد، و در مدرسهٔ هنری هلنی پیانو و تئوری موسیقی را آموخت. او همچنین در این دانشگاه در کلاسهای تاریخ و باستانشناسی نیز شرکت کرد. او در مدت زمان جنگ نظامی یونان در سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۴ در پاریس زندگی میکرد و در آن جا به تحصیل موسیقیشناسی قومی و ارکستراسیون پرداخت، و مشغول به بداههنوازی همراه با موسیقیدانهای جاز بود. سپس شروع آهنگسازی آهنگهای محبوب کرد.
#نوا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— همنواییِ ویالون و آکاردئون و پیانو
🎻 #النی_کارایندرو
🍂 النی کاراینْدرو، آهنگساز یونانی زادهٔ ۱۹۴۱ میلادی است. او موسیقی متن بسیاری از فیلمهای تئو آنگلوپولوس، فیلمساز هممیهنش را ساختهاست از جمله موسیقی شاهکار فیلم یونانی ابدیت و یک روز. وی همچنین آهنگساز فیلم بمب یک عاشقانه نیز هست.
زندگی و فعالیتها
🍂 کارایندرو وقتی ۷ سال داشت همراه با خانوادهاش به آتن آمد، و در مدرسهٔ هنری هلنی پیانو و تئوری موسیقی را آموخت. او همچنین در این دانشگاه در کلاسهای تاریخ و باستانشناسی نیز شرکت کرد. او در مدت زمان جنگ نظامی یونان در سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۴ در پاریس زندگی میکرد و در آن جا به تحصیل موسیقیشناسی قومی و ارکستراسیون پرداخت، و مشغول به بداههنوازی همراه با موسیقیدانهای جاز بود. سپس شروع آهنگسازی آهنگهای محبوب کرد.
#نوا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📓نبرد دین با علم ✍🏻#برتراند_راسل 🖋#ترجمه: علیاصغر مهاجر و احمد ایرانی 🍂 در کتاب نبرد دین با علم، راسل به بیان بخشی از تاریخ این دو پدیدۀ اجتماعی میپردازد و آشکار میکند که آنان که خود را کارشناسان علوم الهی نامیدهاند، همیشه سد راه پیشرفت علم و دانش بودهاند.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارزش فلسفه و راسل
@Naqdagin
🎧 ارزش فلسفه از نظرِ برتراند راسل
📅 امروز زادروز #برتراند_راسل، فیلسوف انگلیسی، به سال ۱۲۵۱ است.
🗄 پست مرتبط
📕در باب پراگماتیسم
📓نبرد دین با علم
📻 کتاب صوتیِ «نبرد دین با علم»
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📅 امروز زادروز #برتراند_راسل، فیلسوف انگلیسی، به سال ۱۲۵۱ است.
🗄 پست مرتبط
📕در باب پراگماتیسم
📓نبرد دین با علم
📻 کتاب صوتیِ «نبرد دین با علم»
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🍂 #در_چنین_روزی (دیروز یا دیشب؟) حضرت کارل مارکس (رضیالله عنه) برای ابلاغِ نبوت پیامبر اسلام، بعنوان رسالت جهانیاش، و مهیا کردنِ شرایطِ شکلگیری ایدۀ مترقیِ ولایت مطلقۀ فقیه (با تقلید از «دیکتاتوری پرولتاریا») و تحقق تاریخی پر خیر و برکتش، از بهشت عدن،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📺 شاعرانگیِ ایرانیان مختص شعرشان نبودهاست 🎙#محمد_بهشتی 🔻همچون فرهاد، آنقدر بر فرق خود تیشه زدم تا لایقِ لب شیرین تو بشوم! فرهاد تیشه بر سرِ غمپیشه میزند عاشق، چنین به جانبِ خود تیشه میزند ساغر به ذوقِ آنکه شود همچو پیرِ جام دستِ طلب بهدامنِ هر شیشه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❓چرا ویولن را ساز «شیطان» یا ساز «مرگ» میدانند؟ (+)
🎻 امروز (۱۸ مه) روز جهانی فیدل است. فیدل یا ویلون، یک ساز زهی محبوب است. افرادی که موسیقی محلی یا سنتی اجرا میکنند، به این ساز فیدل میگویند و نوازندگان کلاسیک آن را ویولن مینامند.
🎻 احتمالا داستانها و نقاشیهای زیادی شنیدید یا دیدید که شیطان یا فرشتۀ مرگ، در حال نواختن ساز ویولن (این ساز خوشصدا و مسحورکننده) است. خب، این داستانها، دلایل تاریخی زیادی دارد که چند مورد آن بیان میشود.
🗄پست مرتبط
📻 ویولون سلتیک ایرلندی
📻 والس کنار رودخانه
#هنر #نوا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎻 امروز (۱۸ مه) روز جهانی فیدل است. فیدل یا ویلون، یک ساز زهی محبوب است. افرادی که موسیقی محلی یا سنتی اجرا میکنند، به این ساز فیدل میگویند و نوازندگان کلاسیک آن را ویولن مینامند.
🎻 احتمالا داستانها و نقاشیهای زیادی شنیدید یا دیدید که شیطان یا فرشتۀ مرگ، در حال نواختن ساز ویولن (این ساز خوشصدا و مسحورکننده) است. خب، این داستانها، دلایل تاریخی زیادی دارد که چند مورد آن بیان میشود.
🗄پست مرتبط
📻 ویولون سلتیک ایرلندی
📻 والس کنار رودخانه
#هنر #نوا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 شاعری که ۳ بار دفن شد!
— پیرامون ماجراهای آرامگاه خیام و تحجر #آخوندیسم
🍂 مهندس #هوشنگ_سیحون، آرامگاه باشکوه عمر #خیام را بر اساس روایتِ نظامی عروضی (در چهار مقاله) از وصیت خیام برای محل دفنش، بنا کرد.
#مستند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامون ماجراهای آرامگاه خیام و تحجر #آخوندیسم
🍂 مهندس #هوشنگ_سیحون، آرامگاه باشکوه عمر #خیام را بر اساس روایتِ نظامی عروضی (در چهار مقاله) از وصیت خیام برای محل دفنش، بنا کرد.
#مستند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘هستیشناسی نفی در خیامیت
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🗄پست مرتبط
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕عمر خیام پرومتهٔ ایران
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📺خیامیت علیه احکام پرخاشگرایانه تئولوژیک
📺 شاعری که ۳ بار دفن شد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🗄پست مرتبط
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕عمر خیام پرومتهٔ ایران
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📺خیامیت علیه احکام پرخاشگرایانه تئولوژیک
📺 شاعری که ۳ بار دفن شد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗هستیشناسی نفی در خیامیت
(۱/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 خیامیت یک گفتمانِ سلبیست. این ویژگی سبب شدهاست که همیشه با گفتمانهای مسلط، رابطهی تباینی داشتهباشد؛ سلبیت این گفتمان در واقع، انگیزهای میشود تا خیامیت بهتصرف گفتمانهای در حال مقاومت درآید؛ یا حداقل با آن گفتگو کنند.
🍂 اگر از روششناسیِ تحلیل گفتمان «لاکلا و موفه» استفاده کنیم، میتوان گفت که خیامیت گاه در هیئت دالی مرکز و زمانی بهمثابۀ یک عنصر گفتمانی در گفتمانهای دیگر آشکار میشود؛ بنابراین، خیامیت یک «دال شناور» است که به شکلهای مختلف، تصرف می شود؛ در واقع، همین مسئله سبب تداوم و تکثیر آن از عصرِ پیشامدرن تا دورهی مدرن شده است. به همین دلیل، میتواند گاهی با تأکید بر «تفکر سینایی»، در مقابل «تفکر غزالی» باشد، گاهی شبیه اندیشۀ صوفیانه شود و زمانی چیری از «نهیلیسم و سکولاریزم» بگوید که مناسب جهان مدرن گردد؛ همچنین، گاهی تبدیل به «اندیشۀ اگزیستانسیالیسمی» شود و نیچه، سارتر، هایدگر و کامو را به یاد آورد.
🍂 اما سوال این است که چه ویژگی یا ویژگیهای ثابتی میتوان در گفتمان خیامیت جستجو کرد که هم در خیامیت پیشامدرن و هم در خیامیت مدرن تکرار شدهباشد و بهگونهای ماهیت این گفتمان را آشکار کند؟ از آنجایی که این گفتمان، التقاطی و پارادوکسیکال است، سادهکردن آن سبب میشود بخشی از چهرهاش پنهان بماند. اگرچه در طول یکصد و پنجاه سال خیامشناسی، سعی کردهاند این گفتمان را به یک جهانبینی و ایدئولوژی منسجم تقلیل دهند، اما دادههای تاریخی، این کوششها را برهم میزند. سوالی که مطرح میشود این است: با توجه به همۀ این روایتهای تقلیل گرایانه، وقتی خیامیت را در هیئت یک گفتمان بررسی میکنیم، چه ویژگیهایی همچنان ثابت میماند؟ با توجه به صیروت تاریخی و گسستهای مختلفی که خیامیت داشتهاست، ۳ ویژگی در این گفتمان همچنان باقیست، چنانکه میتوان گفت، این ۳ ویژگی، ماهیت درونی خیامیت را آشکار میکند:
الف) حقیقتگویی یا پارسیاستس*
ب) رتوریک نفی
ج) گفتگومندی
(ادامه دارد)
————
پارسیا در علم بلاغت، وجهی از گفتار است که تحت عنوان «رکگویی یا طلب بخشش برای چنینگونه صحبت کردن» تعریف میگردد. به زعم میشل فوکو، این واژه در زبان یونان باستان سه وجه متفاوت داشتهاست. پارسیا در نقش اسم بهمعنای «آزادی بیان» است. پارسیوزومای در نقش فعل بهمعنای «استفاده کردن از پارسیا» است. همچنین پارسیاستس بهمعنای شخصی است که از پارسیا استفاده میکند؛ برای مثال «کسی که حقیقت معطوف به قدرت را بیان میکند». متن مرتبط با این اصطلاح در نقدآگین دربارۀ توماج صالحی را اینجا بخوانید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 خیامیت یک گفتمانِ سلبیست. این ویژگی سبب شدهاست که همیشه با گفتمانهای مسلط، رابطهی تباینی داشتهباشد؛ سلبیت این گفتمان در واقع، انگیزهای میشود تا خیامیت بهتصرف گفتمانهای در حال مقاومت درآید؛ یا حداقل با آن گفتگو کنند.
🍂 اگر از روششناسیِ تحلیل گفتمان «لاکلا و موفه» استفاده کنیم، میتوان گفت که خیامیت گاه در هیئت دالی مرکز و زمانی بهمثابۀ یک عنصر گفتمانی در گفتمانهای دیگر آشکار میشود؛ بنابراین، خیامیت یک «دال شناور» است که به شکلهای مختلف، تصرف می شود؛ در واقع، همین مسئله سبب تداوم و تکثیر آن از عصرِ پیشامدرن تا دورهی مدرن شده است. به همین دلیل، میتواند گاهی با تأکید بر «تفکر سینایی»، در مقابل «تفکر غزالی» باشد، گاهی شبیه اندیشۀ صوفیانه شود و زمانی چیری از «نهیلیسم و سکولاریزم» بگوید که مناسب جهان مدرن گردد؛ همچنین، گاهی تبدیل به «اندیشۀ اگزیستانسیالیسمی» شود و نیچه، سارتر، هایدگر و کامو را به یاد آورد.
🍂 اما سوال این است که چه ویژگی یا ویژگیهای ثابتی میتوان در گفتمان خیامیت جستجو کرد که هم در خیامیت پیشامدرن و هم در خیامیت مدرن تکرار شدهباشد و بهگونهای ماهیت این گفتمان را آشکار کند؟ از آنجایی که این گفتمان، التقاطی و پارادوکسیکال است، سادهکردن آن سبب میشود بخشی از چهرهاش پنهان بماند. اگرچه در طول یکصد و پنجاه سال خیامشناسی، سعی کردهاند این گفتمان را به یک جهانبینی و ایدئولوژی منسجم تقلیل دهند، اما دادههای تاریخی، این کوششها را برهم میزند. سوالی که مطرح میشود این است: با توجه به همۀ این روایتهای تقلیل گرایانه، وقتی خیامیت را در هیئت یک گفتمان بررسی میکنیم، چه ویژگیهایی همچنان ثابت میماند؟ با توجه به صیروت تاریخی و گسستهای مختلفی که خیامیت داشتهاست، ۳ ویژگی در این گفتمان همچنان باقیست، چنانکه میتوان گفت، این ۳ ویژگی، ماهیت درونی خیامیت را آشکار میکند:
الف) حقیقتگویی یا پارسیاستس*
ب) رتوریک نفی
ج) گفتگومندی
(ادامه دارد)
————
*دربارۀ واژۀ پارسیاستیس
پارسیا در علم بلاغت، وجهی از گفتار است که تحت عنوان «رکگویی یا طلب بخشش برای چنینگونه صحبت کردن» تعریف میگردد. به زعم میشل فوکو، این واژه در زبان یونان باستان سه وجه متفاوت داشتهاست. پارسیا در نقش اسم بهمعنای «آزادی بیان» است. پارسیوزومای در نقش فعل بهمعنای «استفاده کردن از پارسیا» است. همچنین پارسیاستس بهمعنای شخصی است که از پارسیا استفاده میکند؛ برای مثال «کسی که حقیقت معطوف به قدرت را بیان میکند». متن مرتبط با این اصطلاح در نقدآگین دربارۀ توماج صالحی را اینجا بخوانید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗هستیشناسی نفی در خیامیت
(۲/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🔻هر یک از این ویژگیها، هم ساختار زبانی خیامیت را میسازد و هم تکثیر و ابقای آن را ممکن میکند.
🍂 ویژگی «حقیقتگویی» خیامیت، نیاز به شخصیتی داشت که فراتر از تاریخ باشد. این ویژگی، سبب شد تا یک انسان تاریخی، تبدیل به انسانی شود که فراتر از تاریخ عصری، به هیئت یک قهرمان یا ضد قهرمان درآید. از این جهت، شخصیت خیام گفتمانی، «اسطوره و حماسی» است. بزرگ شدن این شخصیت اسطورهای، به این دلیل بود تا بتوان حقیقت و رازهای مگو را از زبانش جاری ساخت. در این شرایط، عمر خیام هم تبدیل به دال شناور میشود، چنانکه گفتمانها بهگونهای با استعارههای زندگی او بازی میکنند و انواع روایتهای افسانهای برساخته میشود. از این رو، روایتهای تاریخی و تخیلی، بهگونهای کنار هم قرار میگیرند تا آن چهرۀ آرمانی و مشروعیتبخش خلق شود.
🍂 ویژگی «گفتگومندی»، اگرچه خیامیت را متناقض جلوه میدهد و شخصیت خیام را پارانویایی باز نمایی میکند، اما این گفتمان را هم از نظر زبانی و هم از نظر تاریخی گسترش میدهد. منظور از اصطلاح حقیقتگویی، این نیست که خیامیت «راز»ی را در اختیار داشتاست؛ خیامیت از این نظر، گفتمانی «ضد راز» و در مقابل گفتنانهاییست که مدعیاند که اسرار آفرینش را میدانند: اسرار ازل را نه دانی و نه من / وین حرف معما نه تو خوانی و نه من»، بلکه منظور این است که خیامیت، میتوانست تناقضات گفتمان مسلط را بهصراحت به زبان آورد. به بیان دیگر، خیامیت با استعارههای رازانگیزِ هر گفتمانی که مدعی راز است، بازی میکند؛ بنابراین، حقیقتگویی در خیامیت، با «صراحت لهجه، ریسک، برهنهگویی، توجه به اسرار مگو و طرح معماهایی که گفتمانهای مسلط میل به آشکار شدن آن ندارند»، رابطه دارد.
🍂 وجود مفاهیمی چون «اسرار ازل، پرده، سوالات هستیشناختی بیجواب و رازناکی جهان» («ره زین شب تاریک نبردند به روز»)، نشان میدهد که این استعارهها، برای خیامیت منشا «بازی» است. در خیامیت، «حقیقتگویی» با «نقیضهسازی» رابطه دقیق دارد. به همین دلیل، گزارهها و استعارههایی در خیامیت آشکار میشود که گزارههای گفتمان رقیب است و خیامیت بخاطر نقیضهسازی، آنها را دوباره واژگونه طرح میکند. حقیقتگویی خیامیت هم «نگاه سلبی» را دامن میزند و هم «گفتگومندی» این گفتمان را تایید میکند.
🍂 حقیقتگویی، نهتنها در گفتمان خیامیت، بلکه در هر گفتمانی که در برابر گفتمان مسلط قرار دارد، قابل شناساییست. از این نظر، خیامیت میتواند بهمثابه یک استعاره باشد؛ زیرا حقیقتگویی با ناخوداگاه بشر رابطه دارد. هیچ یک از پرسشهای گفتمان خیامیت، تازه نیست، از این جهت، خیامیت چه در «استدلال» و چه در «نقیضهسازی»، کودکوار عمل میکند. به تعبیر فرویدی، خیامیت به مثابۀ «نهاد در برابر فراخود» است، اما خیامیت، تنها در جامعهای تبدیل به گفتمان میشود که وجدان جمعی آن جامعه، نسبت به «بازیهای نهاد»، حساس است؛ از این رو، بازی نهاد را منع نمیکند. از سوی دیگر، خیامیت نیز آگاه است که «فراخود»ی وجود دارد که نسبت به «میلها و خواستها» حساس است و خود را «رازناک» نشان میدهد؛ بنابراین حقیقتگویی و پردهدری خیامیت، خود براساس فشارهای گفتنان مسلط شکل گرفتهاست. در واقع، آشکار شدن خیامیت، خود بیانگر این است که گفتمانِ «اخلاقمدار و دینمدار مسلط»، از درون دچار تناقض است و حقیقتگویی خیامیت، با همین تناقضها شکل گرفتهاست.
🍂 پارسیاستس خیامیت، در نقطۀ مواجهشدن با نیستی، با پارسیاستس تصوف تلاقی پیدا میکند؛ به عبارت دیگر، میل خیامیت به تصوف، یا برعکس، میل تصوف به خیامیت، نشأتگرفته از ساختاریست که «عدم و نیستی و نفی»، بخشی از آن را میسازد؛ به همین دلیل، نهیلیسم تصوف نمیتواند به نهیلیسم خیامیت نزدیک شود، آنگونه که این اتفاق، در شعر حافظ میافتد.
#فلسفیدن #نقد_ادبی #خیام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tabarshenasi_ketab
(۲/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🔻هر یک از این ویژگیها، هم ساختار زبانی خیامیت را میسازد و هم تکثیر و ابقای آن را ممکن میکند.
🍂 ویژگی «حقیقتگویی» خیامیت، نیاز به شخصیتی داشت که فراتر از تاریخ باشد. این ویژگی، سبب شد تا یک انسان تاریخی، تبدیل به انسانی شود که فراتر از تاریخ عصری، به هیئت یک قهرمان یا ضد قهرمان درآید. از این جهت، شخصیت خیام گفتمانی، «اسطوره و حماسی» است. بزرگ شدن این شخصیت اسطورهای، به این دلیل بود تا بتوان حقیقت و رازهای مگو را از زبانش جاری ساخت. در این شرایط، عمر خیام هم تبدیل به دال شناور میشود، چنانکه گفتمانها بهگونهای با استعارههای زندگی او بازی میکنند و انواع روایتهای افسانهای برساخته میشود. از این رو، روایتهای تاریخی و تخیلی، بهگونهای کنار هم قرار میگیرند تا آن چهرۀ آرمانی و مشروعیتبخش خلق شود.
🍂 ویژگی «گفتگومندی»، اگرچه خیامیت را متناقض جلوه میدهد و شخصیت خیام را پارانویایی باز نمایی میکند، اما این گفتمان را هم از نظر زبانی و هم از نظر تاریخی گسترش میدهد. منظور از اصطلاح حقیقتگویی، این نیست که خیامیت «راز»ی را در اختیار داشتاست؛ خیامیت از این نظر، گفتمانی «ضد راز» و در مقابل گفتنانهاییست که مدعیاند که اسرار آفرینش را میدانند: اسرار ازل را نه دانی و نه من / وین حرف معما نه تو خوانی و نه من»، بلکه منظور این است که خیامیت، میتوانست تناقضات گفتمان مسلط را بهصراحت به زبان آورد. به بیان دیگر، خیامیت با استعارههای رازانگیزِ هر گفتمانی که مدعی راز است، بازی میکند؛ بنابراین، حقیقتگویی در خیامیت، با «صراحت لهجه، ریسک، برهنهگویی، توجه به اسرار مگو و طرح معماهایی که گفتمانهای مسلط میل به آشکار شدن آن ندارند»، رابطه دارد.
🍂 وجود مفاهیمی چون «اسرار ازل، پرده، سوالات هستیشناختی بیجواب و رازناکی جهان» («ره زین شب تاریک نبردند به روز»)، نشان میدهد که این استعارهها، برای خیامیت منشا «بازی» است. در خیامیت، «حقیقتگویی» با «نقیضهسازی» رابطه دقیق دارد. به همین دلیل، گزارهها و استعارههایی در خیامیت آشکار میشود که گزارههای گفتمان رقیب است و خیامیت بخاطر نقیضهسازی، آنها را دوباره واژگونه طرح میکند. حقیقتگویی خیامیت هم «نگاه سلبی» را دامن میزند و هم «گفتگومندی» این گفتمان را تایید میکند.
🍂 حقیقتگویی، نهتنها در گفتمان خیامیت، بلکه در هر گفتمانی که در برابر گفتمان مسلط قرار دارد، قابل شناساییست. از این نظر، خیامیت میتواند بهمثابه یک استعاره باشد؛ زیرا حقیقتگویی با ناخوداگاه بشر رابطه دارد. هیچ یک از پرسشهای گفتمان خیامیت، تازه نیست، از این جهت، خیامیت چه در «استدلال» و چه در «نقیضهسازی»، کودکوار عمل میکند. به تعبیر فرویدی، خیامیت به مثابۀ «نهاد در برابر فراخود» است، اما خیامیت، تنها در جامعهای تبدیل به گفتمان میشود که وجدان جمعی آن جامعه، نسبت به «بازیهای نهاد»، حساس است؛ از این رو، بازی نهاد را منع نمیکند. از سوی دیگر، خیامیت نیز آگاه است که «فراخود»ی وجود دارد که نسبت به «میلها و خواستها» حساس است و خود را «رازناک» نشان میدهد؛ بنابراین حقیقتگویی و پردهدری خیامیت، خود براساس فشارهای گفتنان مسلط شکل گرفتهاست. در واقع، آشکار شدن خیامیت، خود بیانگر این است که گفتمانِ «اخلاقمدار و دینمدار مسلط»، از درون دچار تناقض است و حقیقتگویی خیامیت، با همین تناقضها شکل گرفتهاست.
🍂 پارسیاستس خیامیت، در نقطۀ مواجهشدن با نیستی، با پارسیاستس تصوف تلاقی پیدا میکند؛ به عبارت دیگر، میل خیامیت به تصوف، یا برعکس، میل تصوف به خیامیت، نشأتگرفته از ساختاریست که «عدم و نیستی و نفی»، بخشی از آن را میسازد؛ به همین دلیل، نهیلیسم تصوف نمیتواند به نهیلیسم خیامیت نزدیک شود، آنگونه که این اتفاق، در شعر حافظ میافتد.
#فلسفیدن #نقد_ادبی #خیام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tabarshenasi_ketab
رباعیات خیام - هفتهزار سالگان
@Naqdagin
🎧 رباعیات #خیام
— هفتهزار سالگان؛ بر اساس کتاب ترانههای خیامِ #صادق_هدایت
🎙با اجرایِ دلنشین #فریدون_فرحاندوز
۲۹ مِگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— هفتهزار سالگان؛ بر اساس کتاب ترانههای خیامِ #صادق_هدایت
🎙با اجرایِ دلنشین #فریدون_فرحاندوز
۲۹ مِگ
.
#شعرانه #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 جرعههایی از شراب هزارسالۀ #خیام
🍂 سفرى خيالى در بىزمانى لابلاى شعرهاى خيام (اين ميگسار هوشيار، بدبين سرزنده و مؤمن شكاك). سخنران روايتگرِ برداشت خويش است از گفتآورد خيام در قالب گفتوگوهای حكيم با شمارى از شاعران و انديشمندانِ همسفرش در اين كاروان. خط داستان را دو شخصيت به نامهاى كيومرث و دوروثی به پيش ميبرند و راوى، ساقی بادههائی از خِرد نقادِ خيام است كه پيالهها را بر روی سينی ترجمانِ سرهاش، به دست گوش هوش مخاطب میرساند. باشد كه از آگاهی سايهوار در مىِ خيام، شادمانه شويم!
🍂 #حامد_عبدی در طول دو دهه فعالیت تدریسش، هزاران دانشجو را در زمینههای زبانشناسی، ترجمه، تفسیر، نگارش خلاق و تحلیل گفتمان انتقادی، تربیت و مربیگری کردهاست و در دورۀ دکتری خودش در پایاننامه، طبقهبندی بدیعی از استعارهها را تدوین کردهاست. با این حال، سرگرمی شخصی او همیشه لذت بردن از ادبیات جهان باقی مانده است. شاعر درونی حامد عبدی برای او پناهگاه ذهنی ایجاد کردهاست که او از آن به عنوان Dotland یاد میکند - جهانی که در آن شاعران و متفکران از همۀ اعصار و زبانها با شعر گفتگو می کنند.
#خیالپرسه #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 سفرى خيالى در بىزمانى لابلاى شعرهاى خيام (اين ميگسار هوشيار، بدبين سرزنده و مؤمن شكاك). سخنران روايتگرِ برداشت خويش است از گفتآورد خيام در قالب گفتوگوهای حكيم با شمارى از شاعران و انديشمندانِ همسفرش در اين كاروان. خط داستان را دو شخصيت به نامهاى كيومرث و دوروثی به پيش ميبرند و راوى، ساقی بادههائی از خِرد نقادِ خيام است كه پيالهها را بر روی سينی ترجمانِ سرهاش، به دست گوش هوش مخاطب میرساند. باشد كه از آگاهی سايهوار در مىِ خيام، شادمانه شويم!
🍂 #حامد_عبدی در طول دو دهه فعالیت تدریسش، هزاران دانشجو را در زمینههای زبانشناسی، ترجمه، تفسیر، نگارش خلاق و تحلیل گفتمان انتقادی، تربیت و مربیگری کردهاست و در دورۀ دکتری خودش در پایاننامه، طبقهبندی بدیعی از استعارهها را تدوین کردهاست. با این حال، سرگرمی شخصی او همیشه لذت بردن از ادبیات جهان باقی مانده است. شاعر درونی حامد عبدی برای او پناهگاه ذهنی ایجاد کردهاست که او از آن به عنوان Dotland یاد میکند - جهانی که در آن شاعران و متفکران از همۀ اعصار و زبانها با شعر گفتگو می کنند.
#خیالپرسه #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin