Telegram
نقدآگین
📘اهمیتِ خروج از اسلامِ مصطفی ملکیان
— ملکیان هنوز مسلمان است؟ و اهمیت آن چیست؟
(۱/۳)
✍🏻#علیرضاموثق
1️⃣ من بهشکل عام، همانطور که پیش از این گفتهام، بر این گمانم که تحققِ اسلام در جهان جدید، با امتناع مواجه است و اسلام «در مسما» مُردهاست و «تنها نام بیمسمایش لقلقۀ زبانهاست»، و نیز بر این باورم که بخش مهمی از چالشهای اجتماعی ما، بهخاطر سنگینیِ جسد اسلام بر دوش ماست؛ زیرا فرآیندِ کفنودفنش در قبرستانِ تاریخ، نیازمندِ زمان است.
🍂 بهنظرم عموم مردم ما (اعم از عارف و عامی)، مانند دکتر عبدالکریم سروش، تقریباً همهچیزِ اسلام را تغییر دادهاند (از خدا و روح و معاد و جهنم و بهشت و جهانشناسی و کیهانشناسی تا فقهش) و چیزی دیگر برساختهاند، اما نامِ اسلام بر آن مینهند. البته عدهای از اصحابِ اسلامِ داعشی و اصیل، که هنوز گرفتارِ فرآیندِ استحاله و قبض و بسطِ روشنفکرانِ دینی نشدهاند، چون غریق، در حال دست و پا زدن و چنگ انداختن به هر خاشاکی هستند؛ اما وقتی نیک نظر میکنیم، میبینیم که حتی آنها نیز در حال دور زدنِ الله هستند؛ از جمله جمهوری اسلامی از مجرایِ «مجمع تشخیصِ مصلحت نظام». آقایان صبح در شورای نگهبان یک مصوبۀ مجلس را به خاطر تضاد با «شرعِ محمدی و عصرِ حجر-حجازی» رد میکنند و ظهرِ همان روز در مجمعِ تشخیص، از بابِ «اضطرار و مصلحت» و بهخاطرِ «اقتضائاتِ جهان جدید» تصویبش می کنند(!).
2️⃣ در قرآن، روح علاوه بر زمانِ مرگ، در هنگام خواب نیز از بدن قبض میشود (انعام: ۶۰) و یا معاد در قرآن، جسمانیست و نیز در بهشت و جهنم، لذتها و دردهایِ جسمانی وعده داده شدهاست (یس: ۷۸-۷۹ و یس: ۵۲ و قیامه: ۳-۴ و طه: ۵۵ و نور: ۲۴ و بقره: ۲۵۹ و مرسلات: ۴۲ و واقعه: ۲۱ و زخرف: ۳۱ و توبه: ۳۵ و...) و یا شخصِ مرتد و یا کافرِ به اسلام تا ابد به جهنم میرود و تمامِ اعمالِ نیکش ضایع و باطل میگردد (بقره: ۲۱۷ و ابراهیم: ۱۸ و محمد: ۲۵-۲۸ و زمر: ۶۵ و انعام: ۸۸ و توبه: ۱۷) و یا در جهنم اصنافِ مجازاتهای خشن و خوفناک تصویر شدهاست (غاشیه: ۶-۷ و دخان: ۴۳-۴۶ و حاقه: ۳۵-۳۷ و ابراهیم: ۴۹-۵۰) و یا به دلالتِ کثیری از آیات قرآن، الله (یعنی تصورِ مَولف/مولفین قرآن از خداوند) «متشخصِ انسانوار» یا حداقل «متشخص» است؛ در قرآن، الله خالقِ جهان و مالک و اربابِ آن است و نه خودِ «هستی-هستومندها» در تمامیتش.
🍂 صرفنظر از این موارد، در اسلام، حقوقِ زن/مرد و کافر-مرتد/مسلمان و برده/آزاد باهم برابر نیست و در آن، تبعیضِ حقوقی و ساختاری وجود دارد. در اسلام، دالِ مرکزی، «ارادۀ قدرت» است که با «مثلثِ سرکوب» (یا جزیه و باجِ سبیل، یا مرگ و شمشیر، و یا اسلام و خراج به خلیفه) محقق میشود. در اسلام، «قطعِ دستوپا» وجود دارد و انسانها باید «عبد و بردۀ یکسری گزاره» باشند که با مغالطۀ «خداوند می فرماید که...»، سخن الله دانسته شدهاست. آنها باید چون یک جسد، خودشان را تسلیمِ این آموزهها کنند تا به جهنم نروند؛ لذا در اسلام، «تعبد و جزم و جمود»، عقلانیت و عدالت و معنویت و حریت و اخلاق را میخشکاند.
🍂 با این وصف، چطور میتوان در ظرفِ عدل و اخلاق و عقلِ قرن ۲۱ (بدون استحاله کردنِ اسلام چون دکتر سروش)، اسلام را محقق کرد؟ البته وقتی محقق میشود نیز داعش خلق میشود.
3️⃣ برخی چون دکتر سروش، در عینِ اینکه قرآن را «خوفنامۀ جهادی و بردگی» و مثنوی را «عشقنامۀ غیرجهادی و آزادگی» مینامند و همهچیز دینشان با اسلام (تا آنجا که از قرآن و سنتِ نبوی قابل فهم است) تفاوت دارد، اما اصرار دارند که به استنادِ خواندنِ چند شعر در مدحِ محمد بن عبدالله و یک نمازی اقامه کردن، هنوز مسلماناند (البته به پسر دکتر سروش گفتهام که بیایید این نماز را نیز به اقتفایِ «عرضیاتِ دین» تغییر دهید و خیال خودتان را راحت کنید!).
🍂 لکن در این میان، مصطفی ملکیان بهصراحت از اسلام خارج شدهاست و ذکر این نکته بیضرر به نظر می رسد؛ زیرا حکومتِ ولایتِ مطلقۀ فقیهِ آخوندی و استبداد دینی، چنان گرفتارِ نتایجِ اسلامِ محمدی و دلار خدا تومانی و خطرِ شورشِ لشکر گرسنگان و بحران خشکسالیِ فراگیر و... است که مرتدکشی، دردی از دردهایِ پرشمار و بیدرمانش، دوا نمیکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ملکیان هنوز مسلمان است؟ و اهمیت آن چیست؟
(۱/۳)
✍🏻#علیرضاموثق
1️⃣ من بهشکل عام، همانطور که پیش از این گفتهام، بر این گمانم که تحققِ اسلام در جهان جدید، با امتناع مواجه است و اسلام «در مسما» مُردهاست و «تنها نام بیمسمایش لقلقۀ زبانهاست»، و نیز بر این باورم که بخش مهمی از چالشهای اجتماعی ما، بهخاطر سنگینیِ جسد اسلام بر دوش ماست؛ زیرا فرآیندِ کفنودفنش در قبرستانِ تاریخ، نیازمندِ زمان است.
🍂 بهنظرم عموم مردم ما (اعم از عارف و عامی)، مانند دکتر عبدالکریم سروش، تقریباً همهچیزِ اسلام را تغییر دادهاند (از خدا و روح و معاد و جهنم و بهشت و جهانشناسی و کیهانشناسی تا فقهش) و چیزی دیگر برساختهاند، اما نامِ اسلام بر آن مینهند. البته عدهای از اصحابِ اسلامِ داعشی و اصیل، که هنوز گرفتارِ فرآیندِ استحاله و قبض و بسطِ روشنفکرانِ دینی نشدهاند، چون غریق، در حال دست و پا زدن و چنگ انداختن به هر خاشاکی هستند؛ اما وقتی نیک نظر میکنیم، میبینیم که حتی آنها نیز در حال دور زدنِ الله هستند؛ از جمله جمهوری اسلامی از مجرایِ «مجمع تشخیصِ مصلحت نظام». آقایان صبح در شورای نگهبان یک مصوبۀ مجلس را به خاطر تضاد با «شرعِ محمدی و عصرِ حجر-حجازی» رد میکنند و ظهرِ همان روز در مجمعِ تشخیص، از بابِ «اضطرار و مصلحت» و بهخاطرِ «اقتضائاتِ جهان جدید» تصویبش می کنند(!).
2️⃣ در قرآن، روح علاوه بر زمانِ مرگ، در هنگام خواب نیز از بدن قبض میشود (انعام: ۶۰) و یا معاد در قرآن، جسمانیست و نیز در بهشت و جهنم، لذتها و دردهایِ جسمانی وعده داده شدهاست (یس: ۷۸-۷۹ و یس: ۵۲ و قیامه: ۳-۴ و طه: ۵۵ و نور: ۲۴ و بقره: ۲۵۹ و مرسلات: ۴۲ و واقعه: ۲۱ و زخرف: ۳۱ و توبه: ۳۵ و...) و یا شخصِ مرتد و یا کافرِ به اسلام تا ابد به جهنم میرود و تمامِ اعمالِ نیکش ضایع و باطل میگردد (بقره: ۲۱۷ و ابراهیم: ۱۸ و محمد: ۲۵-۲۸ و زمر: ۶۵ و انعام: ۸۸ و توبه: ۱۷) و یا در جهنم اصنافِ مجازاتهای خشن و خوفناک تصویر شدهاست (غاشیه: ۶-۷ و دخان: ۴۳-۴۶ و حاقه: ۳۵-۳۷ و ابراهیم: ۴۹-۵۰) و یا به دلالتِ کثیری از آیات قرآن، الله (یعنی تصورِ مَولف/مولفین قرآن از خداوند) «متشخصِ انسانوار» یا حداقل «متشخص» است؛ در قرآن، الله خالقِ جهان و مالک و اربابِ آن است و نه خودِ «هستی-هستومندها» در تمامیتش.
🍂 صرفنظر از این موارد، در اسلام، حقوقِ زن/مرد و کافر-مرتد/مسلمان و برده/آزاد باهم برابر نیست و در آن، تبعیضِ حقوقی و ساختاری وجود دارد. در اسلام، دالِ مرکزی، «ارادۀ قدرت» است که با «مثلثِ سرکوب» (یا جزیه و باجِ سبیل، یا مرگ و شمشیر، و یا اسلام و خراج به خلیفه) محقق میشود. در اسلام، «قطعِ دستوپا» وجود دارد و انسانها باید «عبد و بردۀ یکسری گزاره» باشند که با مغالطۀ «خداوند می فرماید که...»، سخن الله دانسته شدهاست. آنها باید چون یک جسد، خودشان را تسلیمِ این آموزهها کنند تا به جهنم نروند؛ لذا در اسلام، «تعبد و جزم و جمود»، عقلانیت و عدالت و معنویت و حریت و اخلاق را میخشکاند.
🍂 با این وصف، چطور میتوان در ظرفِ عدل و اخلاق و عقلِ قرن ۲۱ (بدون استحاله کردنِ اسلام چون دکتر سروش)، اسلام را محقق کرد؟ البته وقتی محقق میشود نیز داعش خلق میشود.
3️⃣ برخی چون دکتر سروش، در عینِ اینکه قرآن را «خوفنامۀ جهادی و بردگی» و مثنوی را «عشقنامۀ غیرجهادی و آزادگی» مینامند و همهچیز دینشان با اسلام (تا آنجا که از قرآن و سنتِ نبوی قابل فهم است) تفاوت دارد، اما اصرار دارند که به استنادِ خواندنِ چند شعر در مدحِ محمد بن عبدالله و یک نمازی اقامه کردن، هنوز مسلماناند (البته به پسر دکتر سروش گفتهام که بیایید این نماز را نیز به اقتفایِ «عرضیاتِ دین» تغییر دهید و خیال خودتان را راحت کنید!).
🍂 لکن در این میان، مصطفی ملکیان بهصراحت از اسلام خارج شدهاست و ذکر این نکته بیضرر به نظر می رسد؛ زیرا حکومتِ ولایتِ مطلقۀ فقیهِ آخوندی و استبداد دینی، چنان گرفتارِ نتایجِ اسلامِ محمدی و دلار خدا تومانی و خطرِ شورشِ لشکر گرسنگان و بحران خشکسالیِ فراگیر و... است که مرتدکشی، دردی از دردهایِ پرشمار و بیدرمانش، دوا نمیکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اهمیتِ خروج از اسلامِ مصطفی ملکیان
— ملکیان هنوز مسلمان است؟ و اهمیت آن چیست؟
(۲/۳)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 مصطفی ملکیان پنج دورۀ فکری داشتهاست و دوستدارانِ او، نباید «ملکیان پنجم» را با «ملکیانِ مسلمان» خلط کنند. اما بیاییم در «عالمِ خیال»، فرض کنیم که ملکیان خودش اذعان کند که مسلمان است، اما این سخن او، چیزی را در عالم واقع تغییر نمیدهد؛ زیرا کسی که حتی وجودِ «خدای نامتشخص» را «قابل اثبات» نمیداند و «لاادری» است، چطور میتواند بر سر نمازش شهادت دهد که محمد بن عبدالله، رسولِ یک «خدای متشخصِ انسانوار» است؟ و یا کثیری از خرافاتِ مندرج در متنِ قرآن (مثل خلقتِ جن از آتش و خلقت ناگهانیِ آدم و حوا بجای دگرگشت تدریجی گونهها و ۱۹ عدد بودنِ دربانهای جهنم و شهابسنگِ دونده دنبالِ شیاطین و هفتآسمان و هفتزمین و رفتنِ یونس در شکم ماهی) را تصدیق نماید؟
🍂 ایشان بهصراحت، نقل به مضمون میگوید که:
🍂 بهعبارتی، ایشان خودش به صراحت میگوید که مسلمان نیست؛ بعد، برخی اصرار دارند که مسلمان است و به گزارههایی از گذشتۀ ماقبلِ «ملکیانِ پنجم» استناد میکنند، لکن من ادعایِ اشخاص را از منظر فلسفی (نه فقهی) برای مسلمان و یا نامسلمان تلقی کردنشان کافی نمیدانم؛ زیرا ممکن است شخصی ادعا کند که مسلمان است (مثل دکتر سروش)، اما آنچه اسلام مینامد، با آنچه از قرآن و سنت نبوی میفهمیم، منطبق نباشد و بدین ترتیب، ممکن است، یا عامداً و عالماً ادعایی خلاف واقع کند، و یا خودآگاهی نداشتهباشد و بدون علم و عمد چنین ادعایی نماید. به همین سیاق، ممکن است شخصِ دیگری، خود را مسلمان نداند، اما آرا و افکارش با آموزههای اسلام منطبق باشد.
🍂 با این وصف، باید ببینیم که کدام آرا و نظراتِ مصطفی ملکیان با قرآن و سنت نبوی منطبق است؟ آیا مصطفی ملکیان به الله باور دارد؟ وجود خدا (آن هم خدای «متشخصِ انسانوار و سخنگو و عالم و عادل و قادر مطلق» که پستچی و نامهرسان و رسول دارد) را قابلِ اثبات و تصدیق میداند؟ آیا خدای نامتشخص، میتواند اراده بورزد و خلق کند و فرشته و رسول بفرستد و سخن بگوید و سخن (دعا) گوش کند و امر نماید و معجزه کند؟ آیا مصطفی ملکیان باور دارد که قرآن سخن الله است؟ آیا او وثاقتِ تاریخی قرآن را تصدیق می کند؟ آیا مصطفی ملکیان احکامِ وایکینگی و عصرِ حجر-حجازیِ اسلام و «قطعِ دست و پا، شلاق، قصاص، به صلیب کشیدن، سنگسار، جوازِ سپوختنِ دختربچۀ ۹ ساله در قالبِ ازدواج، نجاستِ کفار، جوازِ قتل مرتد، جوازِ تعددِ همسر برای مردها و نابرابریِ حقوقی بین زن/مرد و کافر-مرتد/مسلمان و برده/آزاد» را عادلانه و عاقلانه میداند و یا ظالمانه و جاهلانه؟ آیا به معاد جسمانی و قبضشدنِ روح در هنگام خواب و به جهنم و بهشتِ قرآنی باور دارد؟ آیا ایشان معتقد است که اسلام، کامل است؟ (تبیاناً لکل شیء) و در آن خطاهای علمی (هفت آسمان و هفت زمین و شهاب سنگ دونده دنبال شیاطینِ بوالفضول و خلقتِ شش روزه و یا شش دوره ای جهان و...) وجود ندارد؟ آیا وی گمان میکند که اسلام با حقوق بشر و آزادی و دموکراسی (یا با عقلانیت و عدالت در ظرفِ زمانیِ ما) سازگار است؟ و...
🔺در صورتی که برای تک تک این گزارهها و باورها، میتوان از آرایِ ملکیانِ پنجم، شواهدِ نقیض آورد. به امام زمان و غیب شدن یک انسان و عصمت کودک ۸ ساله و اعتقاداتِ خاصِ شیعیان فعلاً ورود نمیکنم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ملکیان هنوز مسلمان است؟ و اهمیت آن چیست؟
(۲/۳)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 مصطفی ملکیان پنج دورۀ فکری داشتهاست و دوستدارانِ او، نباید «ملکیان پنجم» را با «ملکیانِ مسلمان» خلط کنند. اما بیاییم در «عالمِ خیال»، فرض کنیم که ملکیان خودش اذعان کند که مسلمان است، اما این سخن او، چیزی را در عالم واقع تغییر نمیدهد؛ زیرا کسی که حتی وجودِ «خدای نامتشخص» را «قابل اثبات» نمیداند و «لاادری» است، چطور میتواند بر سر نمازش شهادت دهد که محمد بن عبدالله، رسولِ یک «خدای متشخصِ انسانوار» است؟ و یا کثیری از خرافاتِ مندرج در متنِ قرآن (مثل خلقتِ جن از آتش و خلقت ناگهانیِ آدم و حوا بجای دگرگشت تدریجی گونهها و ۱۹ عدد بودنِ دربانهای جهنم و شهابسنگِ دونده دنبالِ شیاطین و هفتآسمان و هفتزمین و رفتنِ یونس در شکم ماهی) را تصدیق نماید؟
🍂 ایشان بهصراحت، نقل به مضمون میگوید که:
«روشنفکرِ دینی نیست؛ زیرا قائمۀ روشنفکری، استدلالگرایی و عقلانیت است و قائمۀ دین، تعبد و مآلاً این دو با یکدیگر تضاد دارند و من میخواهم روشنفکر باشم و خود را روشنفکر معنوی مینامم».
🍂 بهعبارتی، ایشان خودش به صراحت میگوید که مسلمان نیست؛ بعد، برخی اصرار دارند که مسلمان است و به گزارههایی از گذشتۀ ماقبلِ «ملکیانِ پنجم» استناد میکنند، لکن من ادعایِ اشخاص را از منظر فلسفی (نه فقهی) برای مسلمان و یا نامسلمان تلقی کردنشان کافی نمیدانم؛ زیرا ممکن است شخصی ادعا کند که مسلمان است (مثل دکتر سروش)، اما آنچه اسلام مینامد، با آنچه از قرآن و سنت نبوی میفهمیم، منطبق نباشد و بدین ترتیب، ممکن است، یا عامداً و عالماً ادعایی خلاف واقع کند، و یا خودآگاهی نداشتهباشد و بدون علم و عمد چنین ادعایی نماید. به همین سیاق، ممکن است شخصِ دیگری، خود را مسلمان نداند، اما آرا و افکارش با آموزههای اسلام منطبق باشد.
🍂 با این وصف، باید ببینیم که کدام آرا و نظراتِ مصطفی ملکیان با قرآن و سنت نبوی منطبق است؟ آیا مصطفی ملکیان به الله باور دارد؟ وجود خدا (آن هم خدای «متشخصِ انسانوار و سخنگو و عالم و عادل و قادر مطلق» که پستچی و نامهرسان و رسول دارد) را قابلِ اثبات و تصدیق میداند؟ آیا خدای نامتشخص، میتواند اراده بورزد و خلق کند و فرشته و رسول بفرستد و سخن بگوید و سخن (دعا) گوش کند و امر نماید و معجزه کند؟ آیا مصطفی ملکیان باور دارد که قرآن سخن الله است؟ آیا او وثاقتِ تاریخی قرآن را تصدیق می کند؟ آیا مصطفی ملکیان احکامِ وایکینگی و عصرِ حجر-حجازیِ اسلام و «قطعِ دست و پا، شلاق، قصاص، به صلیب کشیدن، سنگسار، جوازِ سپوختنِ دختربچۀ ۹ ساله در قالبِ ازدواج، نجاستِ کفار، جوازِ قتل مرتد، جوازِ تعددِ همسر برای مردها و نابرابریِ حقوقی بین زن/مرد و کافر-مرتد/مسلمان و برده/آزاد» را عادلانه و عاقلانه میداند و یا ظالمانه و جاهلانه؟ آیا به معاد جسمانی و قبضشدنِ روح در هنگام خواب و به جهنم و بهشتِ قرآنی باور دارد؟ آیا ایشان معتقد است که اسلام، کامل است؟ (تبیاناً لکل شیء) و در آن خطاهای علمی (هفت آسمان و هفت زمین و شهاب سنگ دونده دنبال شیاطینِ بوالفضول و خلقتِ شش روزه و یا شش دوره ای جهان و...) وجود ندارد؟ آیا وی گمان میکند که اسلام با حقوق بشر و آزادی و دموکراسی (یا با عقلانیت و عدالت در ظرفِ زمانیِ ما) سازگار است؟ و...
🔺در صورتی که برای تک تک این گزارهها و باورها، میتوان از آرایِ ملکیانِ پنجم، شواهدِ نقیض آورد. به امام زمان و غیب شدن یک انسان و عصمت کودک ۸ ساله و اعتقاداتِ خاصِ شیعیان فعلاً ورود نمیکنم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اهمیتِ خروج از اسلامِ مصطفی ملکیان
— ملکیان هنوز مسلمان است؟ و اهمیت آن چیست؟
(۳/۳)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 اما در انتها لازم به ذکر است، که هیچ اشکالی ندارد یک نامسلمان، در متونِ ملفوظ و یا مکتوبش، به برخی از آموزه ها و گزارههای اسلام با همدلی استشهاد کند و یا به برخی اوصاف و یا رفتارهایِ پیشوایانِ دینی در اسلام (برای مثال علی بن ابیطالب) احترام بگذارد و آنها را در زمانه و زمینۀ تاریخیِ خودش، عادلانه و عاقلانه و حکیمانه ببیند، اما صرفاً با استناد به چنین مواردی، نمیتوان آن شخصِ نامسلمان را مسلمان دید.
🍂 همچنین در این نوشتار، نکتۀ اساسیِ مدنظرم، شخص ملکیان و نسبتش با اسلام است، و نه این موضوع که بهلحاظِ فقهی، باور به خدای نامتشخص با نماز خواندن جمع نمیشود و نیز اشاره شد که ملکیان به تصریح میگوید «لاادری» است و وجود همان خدای نامتشخص را هم تصدیق نمیکند.
🍂 بررسیِ نسبتِ آرایِ بزرگانِ فکری و اخلاقی و هنریِ جامعۀ ما با اسلام، بهنوعی بررسیِ نسبتِ عقلانیت و عدالت با اسلام و سنتِ ماست. پس، در مبحثی که راجع به مسلمان نبودنِ مصطفی ملکیان مطرح کردم، مهم خودِ ایشان بعنوانِ یک شخصِ حقیقی نیست، بلکه نکتۀ اساسی این است که «ما که هستیم؟ و اسلام چیست؟ و نسبتِ ما با اسلام، کدام است؟»، و یا به عبارتِ دیگر، ما از این مجرا به «خودشناسی» میپردازیم و میکوشیم تا هویتِ «شتر-شیر-گاو-پلنگیِ» خویش را ارزیابیِ انتقادی کنیم.
🍂 مهم این است تا اگر کسی، افکار و یا شخصیتِ ملکیان را موجه و مطلوب دید، از خودش بپرسد: «آیا اگر من، نظراتِ ملکیان را تصدیق کردم، تضادی با اسلام پیدا نمیکنم؟». از خودش بپرسد: «آیا تمامِ فضایلِ اخلاقی و اوصافِ نیکویِ روانشناختیِ ملکیان، محصولِ اسلام و آموزههای قرآن است؟» و به همین سیاق، در مورد دیگران، از جمله در مورد دکتر سروش، از خودش پرسش کند.
🍂 این موضوع که هر چه جهل و ظلم و جنایت و خسارت و زشتی در تاریخِ اسلام مندرج است را با آسمان-ریسمان-بههمبافتن، به این و آن نسبت دهیم و در مقابل، تنها خوبیها و زیباییها را ناشی از اسلام ببینیم، نه خردمندانه به نظر میرسد و نه منصفانه.
🍂 حقیقتاً هم وجهی کمیک دارد و هم وجهی تراژیک که برخی از مسلمانانِ خودشیفته (که البته در باطن از حقارت رنج میبرند)، نشستهاند و مدام با توهم و تفرعن، هر امرِ خوب و زیبایی که در جهان یافت میشود را با چسب و سریشِ مغالطه، به اسلامشان میچسبانند و در این راستا، حتی به اینشتین نیز رحم نمیکنند و از مسلمان نامیدنِ او فراتر میروند و به شیعه بودنش فتوا میدهند، اما آنگاه که به داعش میرسند، چشمشان را بر نسبتِ روشنِ داعش با اسلام و قرآن و آموزهها و فقهِ نبوی میبندند.
🍂 مسلمانان لازم است تا به اقتفایِ حقیقتجویی و عدالتخواهی، از این فرهنگِ قبیلهای و از این خودشیفتگیشان رها شوند و بپذیرند که در جهان، کثیری انسانهای بزرگ و فرهیخته و اخلاقی و عالم و عادل وجود دارند که فیالمجموع، در تضاد با اسلامشان هستند و در مقابل، اسلامشان از عواملِ مهمِ تولیدِ کثیری انسانِ جاهل و ظالم و فرومایه چون داعش بودهاست.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ملکیان هنوز مسلمان است؟ و اهمیت آن چیست؟
(۳/۳)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 اما در انتها لازم به ذکر است، که هیچ اشکالی ندارد یک نامسلمان، در متونِ ملفوظ و یا مکتوبش، به برخی از آموزه ها و گزارههای اسلام با همدلی استشهاد کند و یا به برخی اوصاف و یا رفتارهایِ پیشوایانِ دینی در اسلام (برای مثال علی بن ابیطالب) احترام بگذارد و آنها را در زمانه و زمینۀ تاریخیِ خودش، عادلانه و عاقلانه و حکیمانه ببیند، اما صرفاً با استناد به چنین مواردی، نمیتوان آن شخصِ نامسلمان را مسلمان دید.
🍂 همچنین در این نوشتار، نکتۀ اساسیِ مدنظرم، شخص ملکیان و نسبتش با اسلام است، و نه این موضوع که بهلحاظِ فقهی، باور به خدای نامتشخص با نماز خواندن جمع نمیشود و نیز اشاره شد که ملکیان به تصریح میگوید «لاادری» است و وجود همان خدای نامتشخص را هم تصدیق نمیکند.
🍂 بررسیِ نسبتِ آرایِ بزرگانِ فکری و اخلاقی و هنریِ جامعۀ ما با اسلام، بهنوعی بررسیِ نسبتِ عقلانیت و عدالت با اسلام و سنتِ ماست. پس، در مبحثی که راجع به مسلمان نبودنِ مصطفی ملکیان مطرح کردم، مهم خودِ ایشان بعنوانِ یک شخصِ حقیقی نیست، بلکه نکتۀ اساسی این است که «ما که هستیم؟ و اسلام چیست؟ و نسبتِ ما با اسلام، کدام است؟»، و یا به عبارتِ دیگر، ما از این مجرا به «خودشناسی» میپردازیم و میکوشیم تا هویتِ «شتر-شیر-گاو-پلنگیِ» خویش را ارزیابیِ انتقادی کنیم.
🍂 مهم این است تا اگر کسی، افکار و یا شخصیتِ ملکیان را موجه و مطلوب دید، از خودش بپرسد: «آیا اگر من، نظراتِ ملکیان را تصدیق کردم، تضادی با اسلام پیدا نمیکنم؟». از خودش بپرسد: «آیا تمامِ فضایلِ اخلاقی و اوصافِ نیکویِ روانشناختیِ ملکیان، محصولِ اسلام و آموزههای قرآن است؟» و به همین سیاق، در مورد دیگران، از جمله در مورد دکتر سروش، از خودش پرسش کند.
🍂 این موضوع که هر چه جهل و ظلم و جنایت و خسارت و زشتی در تاریخِ اسلام مندرج است را با آسمان-ریسمان-بههمبافتن، به این و آن نسبت دهیم و در مقابل، تنها خوبیها و زیباییها را ناشی از اسلام ببینیم، نه خردمندانه به نظر میرسد و نه منصفانه.
🍂 حقیقتاً هم وجهی کمیک دارد و هم وجهی تراژیک که برخی از مسلمانانِ خودشیفته (که البته در باطن از حقارت رنج میبرند)، نشستهاند و مدام با توهم و تفرعن، هر امرِ خوب و زیبایی که در جهان یافت میشود را با چسب و سریشِ مغالطه، به اسلامشان میچسبانند و در این راستا، حتی به اینشتین نیز رحم نمیکنند و از مسلمان نامیدنِ او فراتر میروند و به شیعه بودنش فتوا میدهند، اما آنگاه که به داعش میرسند، چشمشان را بر نسبتِ روشنِ داعش با اسلام و قرآن و آموزهها و فقهِ نبوی میبندند.
🍂 مسلمانان لازم است تا به اقتفایِ حقیقتجویی و عدالتخواهی، از این فرهنگِ قبیلهای و از این خودشیفتگیشان رها شوند و بپذیرند که در جهان، کثیری انسانهای بزرگ و فرهیخته و اخلاقی و عالم و عادل وجود دارند که فیالمجموع، در تضاد با اسلامشان هستند و در مقابل، اسلامشان از عواملِ مهمِ تولیدِ کثیری انسانِ جاهل و ظالم و فرومایه چون داعش بودهاست.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘ملکیان؛ لیبرالیسمِ جامع، روشنگریِ فراگیر
(۱/۲)
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مصطفی ملکیان، اندیشمندِ تحلیلی، از بنیادگرایی و سپس سنتگرایی به مدرنیسم و تجدد راه یافت (پنج دورهی فکری). این گذار در اصل، فلسفی و معرفتی است. متناسب و سازگار با گذارِ فلسفی، ملکیان راه به «لیبرالیسم» برده و از سنتمداری به لیبرال-دموکراسی گذر کردهاست. به این دلیل میتوان از ملکیانِ لیبرال-دموکرات سخن گفت، امّا گذار سیاسی ملکیان به لیبرالیسم، در اصل از سیر فلسفی او ریشه میگیرد.
🍂 ملکیان، بهصراحت و صداقت، تعلق خاطر خود را به لیبرالیسم بیان کردهاست. در «تقدیر ما، تدبیر ما» (۱۳۸۹) ملکیان صادقانه و جسورانه، غایت قصوای سیاسی، یعنی آن نظمِ نهایی را، در «لیبرال-دموکراسی» میشناسد (ص ۷۶). به بیان او «آنچه را اقتضای لیبرالیسم و دموکراسی است، میخواهیم»(ص ۶۸).
🍂 ملکیان از الزامِ معرفتی و اخلاقیِ لیبرال-دموکراسی سخن میگوید: «ما الزام معرفتشناختی-اخلاقی داریم که یک نظام دموکراتیکِ لیبرال را بر سر کار آوریم»(ص ۷۴). در نظر ملکیان، الزامِ معرفتی بهخاطر «حقیقتطلبی»، و الزام اخلاقی بهخاطر «عدالتطلبی» از ساختار نهادینهی دموکراتیکِ لیبرال حمایت میکند(همان). به بیان دیگر، معرفت استوار بر حقیقت است - آنچه به عقلْ صادق و راست آید، و اخلاق استوار بر عدالت - آنچه حق، سزاواری و مساوات است؛ پس میتوان گفت، بنابر رأی ملکیان، حقیقتطلبی و عدالتطلبی اقتضا میکند لیبرال-دموکراسی را.
🍂 بنابر نظر و نگاه ملکیان، لیبرال-دموکراسی از آن حیث الزامآور است که اوّلاً، مبانی موجّه و صادقی دارد (مثل حقوق بشر)، ثانیاً، عادلانه است. ملکیان اما باور دارد که حرکت بهسوی ساختار لیبرال-دموکراتیک، لزوماً حرکت از «پایین» از طریق «نیروهای باوراننده» است، به بیان دیگر، یک «حرکتِ فرهنگی» بهسوی لیبرال-دموکراسی (ص ۷۶). یعنی باید جامعه را از پایین، با مبانی فلسفی و اخلاقی، لیبرال-دموکرات کرد.
🍂 میتوان دریافت که لیبرالیسم به خوانشِ ملکیان، نحوهای است از «لیبرالیسمِ جامع» یا «لیبرالیسمِ اکثری»؛ به بیان دیگر، ملکیان برداشت و روایتِ جامع و فراگیر از «لیبرال-دموکراسی» دارد، آنچنان که اخلاقاً و معرفتاً الزامآور است. لیبرالیسمِ جامع، استوار بر مبانی و مبادیِ جامعِ فلسفی و اخلاقی است که از روشنفکری و روشنگریِ جامع، بهمانند فلسفهی اسپینوزا، مایه و مادّه میگیرد. این جامعیّتِ لیبرالیسم، در روایت ملکیان، ابتنایش بر «اصالتِ فرهنگ» است. در واقع، لیبرالیسمِ جامع با اصلاحِ فرهنگی فراهم میآید. به تعبیری، تطبیق فرهنگ جامعه بر آموزههای جامع لیبرالیسم روشنگری.
🍂 ایدههایی همچو «تناقضآمیزی روشنفکری دینی»، تضاد و تناقضِ «روشنفکری و دینداری» - «تجدد و دینداری» - «عقلانیّت و دیانت»، و قوامِ تدین بر «تعبد»، و قوام مدرنیته بر «عقلانیّت»، که ملکیان پنجم آنها را تقریر و بیان کردهاست، از همان لیبرالیسمِ جامع و روشنگری فراگیر برمیخیزد. بر این اساس، لیبرالیسم در روایت ملکیان، با فرهنگِ مسلط جامعهی ایرانی هم ناسازگار است؛ پس باید برای سازگار کردن این فرهنگ با لیبرالیسم تلاش کرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مصطفی ملکیان، اندیشمندِ تحلیلی، از بنیادگرایی و سپس سنتگرایی به مدرنیسم و تجدد راه یافت (پنج دورهی فکری). این گذار در اصل، فلسفی و معرفتی است. متناسب و سازگار با گذارِ فلسفی، ملکیان راه به «لیبرالیسم» برده و از سنتمداری به لیبرال-دموکراسی گذر کردهاست. به این دلیل میتوان از ملکیانِ لیبرال-دموکرات سخن گفت، امّا گذار سیاسی ملکیان به لیبرالیسم، در اصل از سیر فلسفی او ریشه میگیرد.
🍂 ملکیان، بهصراحت و صداقت، تعلق خاطر خود را به لیبرالیسم بیان کردهاست. در «تقدیر ما، تدبیر ما» (۱۳۸۹) ملکیان صادقانه و جسورانه، غایت قصوای سیاسی، یعنی آن نظمِ نهایی را، در «لیبرال-دموکراسی» میشناسد (ص ۷۶). به بیان او «آنچه را اقتضای لیبرالیسم و دموکراسی است، میخواهیم»(ص ۶۸).
🍂 ملکیان از الزامِ معرفتی و اخلاقیِ لیبرال-دموکراسی سخن میگوید: «ما الزام معرفتشناختی-اخلاقی داریم که یک نظام دموکراتیکِ لیبرال را بر سر کار آوریم»(ص ۷۴). در نظر ملکیان، الزامِ معرفتی بهخاطر «حقیقتطلبی»، و الزام اخلاقی بهخاطر «عدالتطلبی» از ساختار نهادینهی دموکراتیکِ لیبرال حمایت میکند(همان). به بیان دیگر، معرفت استوار بر حقیقت است - آنچه به عقلْ صادق و راست آید، و اخلاق استوار بر عدالت - آنچه حق، سزاواری و مساوات است؛ پس میتوان گفت، بنابر رأی ملکیان، حقیقتطلبی و عدالتطلبی اقتضا میکند لیبرال-دموکراسی را.
🍂 بنابر نظر و نگاه ملکیان، لیبرال-دموکراسی از آن حیث الزامآور است که اوّلاً، مبانی موجّه و صادقی دارد (مثل حقوق بشر)، ثانیاً، عادلانه است. ملکیان اما باور دارد که حرکت بهسوی ساختار لیبرال-دموکراتیک، لزوماً حرکت از «پایین» از طریق «نیروهای باوراننده» است، به بیان دیگر، یک «حرکتِ فرهنگی» بهسوی لیبرال-دموکراسی (ص ۷۶). یعنی باید جامعه را از پایین، با مبانی فلسفی و اخلاقی، لیبرال-دموکرات کرد.
🍂 میتوان دریافت که لیبرالیسم به خوانشِ ملکیان، نحوهای است از «لیبرالیسمِ جامع» یا «لیبرالیسمِ اکثری»؛ به بیان دیگر، ملکیان برداشت و روایتِ جامع و فراگیر از «لیبرال-دموکراسی» دارد، آنچنان که اخلاقاً و معرفتاً الزامآور است. لیبرالیسمِ جامع، استوار بر مبانی و مبادیِ جامعِ فلسفی و اخلاقی است که از روشنفکری و روشنگریِ جامع، بهمانند فلسفهی اسپینوزا، مایه و مادّه میگیرد. این جامعیّتِ لیبرالیسم، در روایت ملکیان، ابتنایش بر «اصالتِ فرهنگ» است. در واقع، لیبرالیسمِ جامع با اصلاحِ فرهنگی فراهم میآید. به تعبیری، تطبیق فرهنگ جامعه بر آموزههای جامع لیبرالیسم روشنگری.
🍂 ایدههایی همچو «تناقضآمیزی روشنفکری دینی»، تضاد و تناقضِ «روشنفکری و دینداری» - «تجدد و دینداری» - «عقلانیّت و دیانت»، و قوامِ تدین بر «تعبد»، و قوام مدرنیته بر «عقلانیّت»، که ملکیان پنجم آنها را تقریر و بیان کردهاست، از همان لیبرالیسمِ جامع و روشنگری فراگیر برمیخیزد. بر این اساس، لیبرالیسم در روایت ملکیان، با فرهنگِ مسلط جامعهی ایرانی هم ناسازگار است؛ پس باید برای سازگار کردن این فرهنگ با لیبرالیسم تلاش کرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘ملکیان؛ لیبرالیسمِ جامع، روشنگریِ فراگیر
(۲/۲)
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 لیبرالیسمِ جامع، روایتیست است که در برابر «لیبرالیسمِ سیاسی» - نظریهی جان رالز – شرح و تقریر میشود. لیبرالیسمِ سیاسی، بهدست جان رالز، و در بسطِ نظریهی عدالت، در برابر لیبرالیسمِ جامع و اکثری تعریف و تبیین شد. لیبرالیسم سیاسی، برخلاف لیبرالیسم جامع، آنچه که از مبانی فلسفی اسپینوزا، میل و کانت استخراج میشود، روال و سیاقی از لیبرالیسمِ اقلی یا فروتنانه است که مستقل از برداشتِ جامعِ فلسفی و اخلاقی، از برداشتِ سیاسی برون میآید.
🍂 لیبرالیسمِ سیاسی، با برگرفتنِ روشنگریِ اقلی، با کاربست عقل و خردِ عمومی در سیاستاندیشیِ خودبُنیاد، میکوشد تا به وفاق و اجماعِ عامّ بر سر ضروریاتِ لیبرال دست یابد، بیآنکه از آموزههای جامعِ فلسفی و اخلاقی، و همچنین دینی، استنتاج شود. البته به بیان خود رالز، لیبرالیسم سیاسی را آموزههای جامعِ معقول تأیید میکند، امّا محل لیبرالیسم، برداشتِ سیاسیِ خودبُنیاد است نه برداشتِ جامع.
🍂 برداشتِ سیاسی، مستقل از آموزههای جامع فلسفی، اخلاقی و دینی است، یعنی از دلایل درونفلسفی، دروناخلاقی و دروندینی استقلال دارد. برداشتِ سیاسی، دلایل خود را از عقل عمومی که چارچوب برداشتِ سیاسی را شکل میدهد، اخذ میکند، نه از دینِ جامع، فلسفهی جامع و اخلاقِ جامع. البته برداشتِ سیاسی، سرشتِ اخلاقی دارد، اما موضوع آن نه اخلاق فردی، که اخلاق ساختاریست. به این معنا، نگاه برداشت سیاسی، تنها معطوف به ساختار اساسی - نهادها، قوانین و رویهها - است. عقلِ عمومی، که انگارهی اساسی دیگر لیبرالیسم سیاسی است، عقلِ فروتنیست که متعلق به همگان است، همهی شهروندانِ دموکراتیک. قلمروی عقل عمومی نیز، عرصهی عمومی است و موضوع آن، خیر همگانی است. لیبرالیسمِ سیاسی، روا نمیدارد که در تعقل عمومی بر سر ضروریات اساسی، آموزههای جامع را دخالت دهد؛ این آموزهها، اختلافخیزند و نزاع بر سر آنها بیپایان است. ضروریات اساسی، در اختلافات و نزاعهای عقیدتی، به محاق میرود.
🍂 تردیدی نیست لیبرالیسمِ سیاسی در برابر لیبرالیسمِ جامع ظهور کرد، اما پیشینهی تاریخی لیبرالیسم سیاسی، در هر حال، به لیبرالیسم جامع و روشنگری بازمیگردد. رالز، تز لیبرالیسم سیاسی را در بافت تاریخی-فرهنگیِ مغربزمین، تقریر کرد؛ یعنی لیبرالیسم سیاسی در جامعه و فرهنگی متولّد شد که عموماً لیبرال بود، و از لیبرالیسمِ جامع تغذیه کرده بود.
🍂 پیشینهی معرفتیِ لیبرالیسم سیاسی نیز، به لیبرالیسم روشنگری و به تعبیری، لیبرالیسمِ جامع برمیگردد؛ میل، کانت و اسپینوزا؛ امّا در ایرانزمین، چنین سابقهای را نمیتوان برای لیبرالیسم و روشنگری یافت، و اصولاً فرهنگ سیاسی ایران، فرهنگی لیبرال نیست و جامعهی ایران هم جامعهای لیبرال نیست. هرچند قدمتِ لیبرالیسم در ایران به نهضتِ مشروطیت بازمیگردد، اما هرگز به کمالِ لیبرالیسم غربی نمیرسد. از این حیث، هرچند برای ایران و ایرانیان نیز لیبرالیسم سیاسی رهگشاست، اما «لیبرالیسم جامع» و «روشنگری فراگیر» میتواند خادمِ «لیبرالیسم سیاسی» باشد. به این معنا که رشد و توزیعِ لیبرالیسمِ روشنگریِ جامع، افکار و اذهان را به روی لیبرالیسم سیاسی هم باز میکند. لیبرالیسم جامع، هرچند نمیتواند جامعه و فرهنگ ایرانی را بر مبنای خود بازسازی کند، اما میتواند چالشی فکری برای فرهنگ فکری و فلسفی در ایران باشد. در واقع، با وجود تضاد لیبرالیسم سیاسی و لیبرالیسم جامع، در ممالک نالیبرال مانند ایران، که پیشینهی تاریخی روشنگری لیبرال را ندارند، پخش و نشرِ لیبرالیسمِ جامع میتواند مفید و کارگر باشد هرچند که در نهایت، باید به سراغ لیبرالیسمِ سیاسی رفت و سیاستاندیشی خودبُنیاد را بنا کرد. آیا ملکیان، با نزدیکی به لیبرالیسم سیاسی، میتواند گذر دیگر خود را رقم بزند؟
#نقد_روشنفکران #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 لیبرالیسمِ جامع، روایتیست است که در برابر «لیبرالیسمِ سیاسی» - نظریهی جان رالز – شرح و تقریر میشود. لیبرالیسمِ سیاسی، بهدست جان رالز، و در بسطِ نظریهی عدالت، در برابر لیبرالیسمِ جامع و اکثری تعریف و تبیین شد. لیبرالیسم سیاسی، برخلاف لیبرالیسم جامع، آنچه که از مبانی فلسفی اسپینوزا، میل و کانت استخراج میشود، روال و سیاقی از لیبرالیسمِ اقلی یا فروتنانه است که مستقل از برداشتِ جامعِ فلسفی و اخلاقی، از برداشتِ سیاسی برون میآید.
🍂 لیبرالیسمِ سیاسی، با برگرفتنِ روشنگریِ اقلی، با کاربست عقل و خردِ عمومی در سیاستاندیشیِ خودبُنیاد، میکوشد تا به وفاق و اجماعِ عامّ بر سر ضروریاتِ لیبرال دست یابد، بیآنکه از آموزههای جامعِ فلسفی و اخلاقی، و همچنین دینی، استنتاج شود. البته به بیان خود رالز، لیبرالیسم سیاسی را آموزههای جامعِ معقول تأیید میکند، امّا محل لیبرالیسم، برداشتِ سیاسیِ خودبُنیاد است نه برداشتِ جامع.
🍂 برداشتِ سیاسی، مستقل از آموزههای جامع فلسفی، اخلاقی و دینی است، یعنی از دلایل درونفلسفی، دروناخلاقی و دروندینی استقلال دارد. برداشتِ سیاسی، دلایل خود را از عقل عمومی که چارچوب برداشتِ سیاسی را شکل میدهد، اخذ میکند، نه از دینِ جامع، فلسفهی جامع و اخلاقِ جامع. البته برداشتِ سیاسی، سرشتِ اخلاقی دارد، اما موضوع آن نه اخلاق فردی، که اخلاق ساختاریست. به این معنا، نگاه برداشت سیاسی، تنها معطوف به ساختار اساسی - نهادها، قوانین و رویهها - است. عقلِ عمومی، که انگارهی اساسی دیگر لیبرالیسم سیاسی است، عقلِ فروتنیست که متعلق به همگان است، همهی شهروندانِ دموکراتیک. قلمروی عقل عمومی نیز، عرصهی عمومی است و موضوع آن، خیر همگانی است. لیبرالیسمِ سیاسی، روا نمیدارد که در تعقل عمومی بر سر ضروریات اساسی، آموزههای جامع را دخالت دهد؛ این آموزهها، اختلافخیزند و نزاع بر سر آنها بیپایان است. ضروریات اساسی، در اختلافات و نزاعهای عقیدتی، به محاق میرود.
🍂 تردیدی نیست لیبرالیسمِ سیاسی در برابر لیبرالیسمِ جامع ظهور کرد، اما پیشینهی تاریخی لیبرالیسم سیاسی، در هر حال، به لیبرالیسم جامع و روشنگری بازمیگردد. رالز، تز لیبرالیسم سیاسی را در بافت تاریخی-فرهنگیِ مغربزمین، تقریر کرد؛ یعنی لیبرالیسم سیاسی در جامعه و فرهنگی متولّد شد که عموماً لیبرال بود، و از لیبرالیسمِ جامع تغذیه کرده بود.
🍂 پیشینهی معرفتیِ لیبرالیسم سیاسی نیز، به لیبرالیسم روشنگری و به تعبیری، لیبرالیسمِ جامع برمیگردد؛ میل، کانت و اسپینوزا؛ امّا در ایرانزمین، چنین سابقهای را نمیتوان برای لیبرالیسم و روشنگری یافت، و اصولاً فرهنگ سیاسی ایران، فرهنگی لیبرال نیست و جامعهی ایران هم جامعهای لیبرال نیست. هرچند قدمتِ لیبرالیسم در ایران به نهضتِ مشروطیت بازمیگردد، اما هرگز به کمالِ لیبرالیسم غربی نمیرسد. از این حیث، هرچند برای ایران و ایرانیان نیز لیبرالیسم سیاسی رهگشاست، اما «لیبرالیسم جامع» و «روشنگری فراگیر» میتواند خادمِ «لیبرالیسم سیاسی» باشد. به این معنا که رشد و توزیعِ لیبرالیسمِ روشنگریِ جامع، افکار و اذهان را به روی لیبرالیسم سیاسی هم باز میکند. لیبرالیسم جامع، هرچند نمیتواند جامعه و فرهنگ ایرانی را بر مبنای خود بازسازی کند، اما میتواند چالشی فکری برای فرهنگ فکری و فلسفی در ایران باشد. در واقع، با وجود تضاد لیبرالیسم سیاسی و لیبرالیسم جامع، در ممالک نالیبرال مانند ایران، که پیشینهی تاریخی روشنگری لیبرال را ندارند، پخش و نشرِ لیبرالیسمِ جامع میتواند مفید و کارگر باشد هرچند که در نهایت، باید به سراغ لیبرالیسمِ سیاسی رفت و سیاستاندیشی خودبُنیاد را بنا کرد. آیا ملکیان، با نزدیکی به لیبرالیسم سیاسی، میتواند گذر دیگر خود را رقم بزند؟
#نقد_روشنفکران #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘سریال الحشاشین در تلویزیون مصر ✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی 🍂 مصر برای ماه رمضان امسال اقدام به پخش سریالی به نام حشاشین کرد؛ روایتی تازه در قالب درام از پیروان حسن صباح و افسانههای شیعیانِ اسماعیلی در قلعهی الموت؛ در همان آغاز سکانس اول، مردی از پیروان حسن…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا هنوز در ایران سینما نداریم؟
— ما کلامی هستیم و نه ملتی تصویری
🍂 #مسعود_فراستی با تشریح چند خصیصۀ سینما، ضعف فیلمسازان ایرانی و بخشی از دلایل شکل نگرفتنِ سینما در ایران را توضیح میدهد.
#نقد_فیلم #نقد_فرهنگ #هنر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ما کلامی هستیم و نه ملتی تصویری
🍂 #مسعود_فراستی با تشریح چند خصیصۀ سینما، ضعف فیلمسازان ایرانی و بخشی از دلایل شکل نگرفتنِ سینما در ایران را توضیح میدهد.
#نقد_فیلم #نقد_فرهنگ #هنر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 #فردوسی یا مولوی؟ — درآمد (بخش اول): مقایسۀ قهرمانان اساطیری در شاهنامه و مثنوی 🎙دکتر #مرتضی_مردیها #نقد_ادبی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 #فردوسی یا مولوی؟
— بخش دوم: جمشید و فریدون
🎙دکتر #مرتضی_مردیها
🗄پستهای مرتبط
#نقد_ادبی #شاهنامه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بخش دوم: جمشید و فریدون
🎙دکتر #مرتضی_مردیها
🗄پستهای مرتبط
#نقد_ادبی #شاهنامه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
فروید در ایرانِ امروز
@Naqdagin
🎧اگر فروید زنده بود دربارۀ ایران چه میگفت؟
— نگاه روانکاوانه به ساختار سیاسی ایران
🎙 #رضا_احمدی و #علیرضا_طهماسب
#زیستروان #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نگاه روانکاوانه به ساختار سیاسی ایران
🎙 #رضا_احمدی و #علیرضا_طهماسب
#زیستروان #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دلایلِ خوابیدنِ مردان با زنانِ روسپی
🎙#مریم_امیدیفر
📅 ۲ ژوئن (دیروز) روز جهانی کارگران جنسی بود. این روز برای کاهش خشونت پلیس علیه کارگران جنسی، کاهش تحقیر و توهین عمومی به آنها و همچنین برای آشنایی با حقوق کارگران جنسی نامگذاری شدهاست و نماد آن «چتر قرمز» است.
🗄پستهای مرتبط
#زیستروان #نقد_فرهنگ #در_چنین_روزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#مریم_امیدیفر
📅 ۲ ژوئن (دیروز) روز جهانی کارگران جنسی بود. این روز برای کاهش خشونت پلیس علیه کارگران جنسی، کاهش تحقیر و توهین عمومی به آنها و همچنین برای آشنایی با حقوق کارگران جنسی نامگذاری شدهاست و نماد آن «چتر قرمز» است.
🗄پستهای مرتبط
#زیستروان #نقد_فرهنگ #در_چنین_روزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺خیابانِ چراغِ قرمز 🔞
📅 ۲ ژوئن روز جهانی کارگران جنسی بود. این روز برای کاهش خشونت پلیس علیه کارگران جنسی، کاهش تحقیر و توهین عمومی به آنها و همچنین برای آشنایی با حقوق کارگران جنسی نامگذاری شدهاست و نماد آن چتر قرمز است.
5:57 ماه رمضان که تمام میشود، کار ما از رکود در میآید؛ چرا که مسلمانان مراکشی و ترک به روسپیخانههای بلژیک میآیند.
#مستند #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📅 ۲ ژوئن روز جهانی کارگران جنسی بود. این روز برای کاهش خشونت پلیس علیه کارگران جنسی، کاهش تحقیر و توهین عمومی به آنها و همچنین برای آشنایی با حقوق کارگران جنسی نامگذاری شدهاست و نماد آن چتر قرمز است.
5:57 ماه رمضان که تمام میشود، کار ما از رکود در میآید؛ چرا که مسلمانان مراکشی و ترک به روسپیخانههای بلژیک میآیند.
#مستند #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘 کارگران جنسی و روزی که بهراحتی از آن گذشتیم
✍🏻 #کتایون_مصری
🍂 دوم ژوئن هر سال را بنام کارگران جنسی نامگذاری کردهاند؛ کارگران یا تنفروشانی که در بسیاری از نقاط دنیا، منبع تولید درآمد و افزایش درآمد سرانۀ کشورها شدهاند و بصورت صنعت سازمانیافتهای فعالیت میکنند. کشورها براساس شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با پدیدۀ کارگری جنسی مواجهۀ متفاوتی دارند. مرور کوتاهی بر آمارهای جهانی نشان میدهد که در سال ۲۰۱۲ (که بنظر میرسد آخرین آمار احصاشده باشد) ۴۰ تا ۴۲ میلیون کارگر جنسی در دنیا فعال بوده و هستند که بهنسبت جمعیتِ کشورها، برزیل با ۵۵۰ هزار روسپی، جمهوری کنگو با ۲.۹ میلیون، هند با ۶۶۰ هزار، تایلند با ۱۵۰ هزار و کامرون با ۱۱۰ هزار کارگر جنسی، بیشترین آمار را دارند.
🍂 اما در بین کشورهای نامآشنای اطراف ما، ترکیه بیش از ۱۰۰ هزار، امارات بیش از ۳۰ هزار، یمن ۵۴ هزار، بحرین ۱۳.۵ هزار، اسرائیل ۱۲ هزار، افغانستان ۱۳ هزار و آذربایجان ۲۵ هزار روسپی فعال دارد. متاسفانه با وجود اعلام این آمارها در سایتهای معتبر، هنوز میزان کارگران جنسی در بسیاری از کشورها مانند ایران مشخص نیست و بهبدلیل تابوی شدید اجتماعی، هیچ تحقیق فراگیری برای سرشماری کارگران جنسی انجام نشدهاست. در میان این کشورها، استرالیا، اتریش، بنگلادش، ترکیه، آلمان، یونان، لبنان، هلند، سوییس، تایوان و....تنفروشی را در سالهای اخیر قانونی اعلام کردهاند و کارگران جنسی از حقوق مشروع برخوردارند. اما در ایران، براساس سفرنامۀ شاردن از دورۀ قاجاریه، نسبت به حضور روسپیان در جامعه، محدودیت ایجاد شد. قلعۀ شهر نو برای تجمیع روسپیهای تهران، در زمان محمدعلی شاه قاجار شکل گرفت و تا پایان دوران پهلوی، بیش از ۴۰۰ خانه و حدود ۸۰۰ کارگر جنسی در آن فعال بودند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زنان روسپی، عنوان «زنان خیابانی» را گرفتند که هرازگاهی نیروی انتظامی، خبر از بازداشت و برخورد با جمعی از آنان را منتشر میکند.
🍂 نهتنها در ایران، که در تمام دنیا، کارگران جنسی، اعم از زن یا مرد، وجود دارند که براساس مقتضیات حقوقی، شرعی و فرهنگی، با آنان برخوردهای متفاوتی میشود. در ایران، آنچه تحقیقات پراکنده میگوید، مهمترین دلایل گرایش زنان به این کار در ۳۲ پاتوق پایتخت، «فقر، تأمین غذا، تأمین مواد مخدر، داشتن همسر زندانی و تجربۀ جنسی خاص» است. با وجودی که در ایران، هنوز قانون، روسپیگری را جرمانگاری نکرده و معلوم نیست کارگر جنسی، دقیقا چه مجازاتی دارد، وجود و افزایش این کارگران را نمیتوان نادیده گرفت. بسیاری از آنان که ۳۰ درصد کارگران آسیایی هستند، به ویروس HIV آلودهاند. در ایران هنوز وضعیت سلامت زنان خیابانی، همان زنانی که در خیابانها دیده میشوند و با کمتر چانهزنی، خدمات جنسی ارائه میدهند، بررسی نشدهاست. زنانی که بهعمد دیده نمیشوند و جز مواد ۶۳۷ تا ۶۴۱ قانون مجازات اسلامی، که در مورد جرایم منافی عفت است، حتی نظام حقوقی کشور نیز آنها را نادیده میگیرد.
🍂 با وجودی که تصور میکنیم، مناسبتهایی مانند «روز کارگران جنسی»، هیچ ارتباطی به ما ندارد و شاید توجه به آن، باعث شیوع بیشتر این پدیده شود (رویهای که ۴۰ سال آن را نسبت به آسیبهای اجتماعی دنیال کردهایم)، ولی روسپیگری با هر نام و صفتی، همچنان به بقا ادامه میدهد، وچه بسا عامل اشاعۀ برخی بیماریهاست.
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #کتایون_مصری
🍂 دوم ژوئن هر سال را بنام کارگران جنسی نامگذاری کردهاند؛ کارگران یا تنفروشانی که در بسیاری از نقاط دنیا، منبع تولید درآمد و افزایش درآمد سرانۀ کشورها شدهاند و بصورت صنعت سازمانیافتهای فعالیت میکنند. کشورها براساس شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با پدیدۀ کارگری جنسی مواجهۀ متفاوتی دارند. مرور کوتاهی بر آمارهای جهانی نشان میدهد که در سال ۲۰۱۲ (که بنظر میرسد آخرین آمار احصاشده باشد) ۴۰ تا ۴۲ میلیون کارگر جنسی در دنیا فعال بوده و هستند که بهنسبت جمعیتِ کشورها، برزیل با ۵۵۰ هزار روسپی، جمهوری کنگو با ۲.۹ میلیون، هند با ۶۶۰ هزار، تایلند با ۱۵۰ هزار و کامرون با ۱۱۰ هزار کارگر جنسی، بیشترین آمار را دارند.
🍂 اما در بین کشورهای نامآشنای اطراف ما، ترکیه بیش از ۱۰۰ هزار، امارات بیش از ۳۰ هزار، یمن ۵۴ هزار، بحرین ۱۳.۵ هزار، اسرائیل ۱۲ هزار، افغانستان ۱۳ هزار و آذربایجان ۲۵ هزار روسپی فعال دارد. متاسفانه با وجود اعلام این آمارها در سایتهای معتبر، هنوز میزان کارگران جنسی در بسیاری از کشورها مانند ایران مشخص نیست و بهبدلیل تابوی شدید اجتماعی، هیچ تحقیق فراگیری برای سرشماری کارگران جنسی انجام نشدهاست. در میان این کشورها، استرالیا، اتریش، بنگلادش، ترکیه، آلمان، یونان، لبنان، هلند، سوییس، تایوان و....تنفروشی را در سالهای اخیر قانونی اعلام کردهاند و کارگران جنسی از حقوق مشروع برخوردارند. اما در ایران، براساس سفرنامۀ شاردن از دورۀ قاجاریه، نسبت به حضور روسپیان در جامعه، محدودیت ایجاد شد. قلعۀ شهر نو برای تجمیع روسپیهای تهران، در زمان محمدعلی شاه قاجار شکل گرفت و تا پایان دوران پهلوی، بیش از ۴۰۰ خانه و حدود ۸۰۰ کارگر جنسی در آن فعال بودند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زنان روسپی، عنوان «زنان خیابانی» را گرفتند که هرازگاهی نیروی انتظامی، خبر از بازداشت و برخورد با جمعی از آنان را منتشر میکند.
🍂 نهتنها در ایران، که در تمام دنیا، کارگران جنسی، اعم از زن یا مرد، وجود دارند که براساس مقتضیات حقوقی، شرعی و فرهنگی، با آنان برخوردهای متفاوتی میشود. در ایران، آنچه تحقیقات پراکنده میگوید، مهمترین دلایل گرایش زنان به این کار در ۳۲ پاتوق پایتخت، «فقر، تأمین غذا، تأمین مواد مخدر، داشتن همسر زندانی و تجربۀ جنسی خاص» است. با وجودی که در ایران، هنوز قانون، روسپیگری را جرمانگاری نکرده و معلوم نیست کارگر جنسی، دقیقا چه مجازاتی دارد، وجود و افزایش این کارگران را نمیتوان نادیده گرفت. بسیاری از آنان که ۳۰ درصد کارگران آسیایی هستند، به ویروس HIV آلودهاند. در ایران هنوز وضعیت سلامت زنان خیابانی، همان زنانی که در خیابانها دیده میشوند و با کمتر چانهزنی، خدمات جنسی ارائه میدهند، بررسی نشدهاست. زنانی که بهعمد دیده نمیشوند و جز مواد ۶۳۷ تا ۶۴۱ قانون مجازات اسلامی، که در مورد جرایم منافی عفت است، حتی نظام حقوقی کشور نیز آنها را نادیده میگیرد.
🍂 با وجودی که تصور میکنیم، مناسبتهایی مانند «روز کارگران جنسی»، هیچ ارتباطی به ما ندارد و شاید توجه به آن، باعث شیوع بیشتر این پدیده شود (رویهای که ۴۰ سال آن را نسبت به آسیبهای اجتماعی دنیال کردهایم)، ولی روسپیگری با هر نام و صفتی، همچنان به بقا ادامه میدهد، وچه بسا عامل اشاعۀ برخی بیماریهاست.
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 گویا مخارجِ دنیویِ بهشت بردن از تصور خارج است! ⁉️تازه این یک دولتِ بهظاهر لائیک است، اگر گوینده بودجههای «اقتصاد مقاومتی» را میدید، چطور سکته میزد؟ 📊 جمعیت تحت پوشش آموزش و پرورش در ایران، بیش از ۱۶ میلیون نفر است. درحالیکه تعداد روحانیون سراسر کشور…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘جنگِ گرگها در جنگلِ آخوندها
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 شروعِ زودهنگام بالماسکۀ دیگری از حکومتِ آخوندیِ ولایت مطلقۀ فقیه، بهخاطر سانحۀ هلیکوپترِ تدارکاتچی و غلامِ حلقهبهگوشِ سابقِ رهبر، پس از قهر و تحریم حدودِ ۹۳ درصد از مردم تهران و دیگر کلانشهرها در دورِ دومِ بهاصطلاح انتخاباتِ مجلس، سببِ تکرارِ اجرایِ تئاتری پوچ و زائد شدهاست که در آن، شورایِ نگهبانِ نمایندۀ الله، از بین مشتی کوتولۀ فکری و وجودی و غلام و بندۀ ولایت، چند تن را با تاسانداختن انتخاب کند و در وهلۀ بعد از این مهندسیِ واضح، گلهای از عوامِ خرافاتی و فرومایه که تورم و قیمتهای سرسامآورِ حاصل از رایشان به امتداد آخوندیسم نیز به مغز چون چُدنشان تکانی وارد نکردهاست، تحت تاثیر هیاهو و هوچیگریها و وعدۀ یارانه و وام و مسکن و...، به صف صندوقها بپیوندند و حماسهای دیگر از سریالِ «خریت درماننشدنی» را رقم بزنند. جا دارد از این اقلیتِ بکلی تعطیل و بیوجدان که اکثریت یک کشور را به خاک سیاه مینشانند، یک سریال مشابه با سریال «بازیِ تاج و تخت» ساخت، با اسمی نظیرِ «زامبیهای ولایت».
🍂 احمدینژاد در بهترین حالت، باید بعنوان میمونِ دستآموزِ یک سیرک، تحتِ تربیتِ دلقکی چون ترامپ، به شغلی متناسب با وجود پلشت و کرسیشعربافش مشغول میشد. این احمقِ کریهِ خودشیفتۀ خودباهوشپندار، جز زبانی که (در نقش دُم) بهاقتضای هر جمعیتی میجنباند و یا فضله از آن میپاشد تا خودی نشان دهد و استخوانی برایش بیاندازند، فاقدِ ذرهای شرف و شعور و شخصیت است. در دولتِ او که امام زمانشان در خواب، سفارشش را کردهبود و حدودِ ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشت، تورمهایِ نجومی و نیز دزدیهای نجومی و دکلدزدی آغاز شد؛ همانطور که در دورانِ رئیسی، ابر-اختلاسِ لبسوز چایِ دبش رخ داد.
🍂 احمقهای مغزفندقی، گمان میکنند که فضل الهی(!) میتواند اصلِ علیت را مخدوش کند و پس از چهلوچهار سال سوءمدیریت و شکر خوردن از جیب مردم مستضعف و کاشتنِ باد، بهجایِ طوفان، گلوبلبل تحویل دهد. این چند دلقکِ کوتولۀ تکراریِ همیشه حاضر در صحنه، عصارۀ چهلوچهار سال یاوهای بهنام «تمدن اسلامی»اند؛ تمدن(!)ی که حتی یک شخصیت متوسط جدید و حزبی با برنامهای مشخص از دلش ایجاد نشده و همه، یکشبه حسّ مسئولیت کردهاند تا در سِمتِ تدارکاتچی و غلامیِ ولایت، نقشی نو ایفا کنند.
🍂 آری! بهزودی گرگها در جنگلِ آخوندها به جانِ یکدیگر میافتند و با فرار به جلو و فریادِ «آی دزد! آی دزد!»، خودشان را به کوچۀ علیچپ میزنند تا نتیجۀ ساختارِ استبداد دینی-آخوندی و حکومتِ اسلامِ داعشی را، به این و آن فرد درجهچندم تقلیل دهند؛ منتها این بار، یحتمل رئیسِ دولت قبلی که رئیسیِ ششکلاسه باشد، بنا به مرگِ حاصل از بیکفایتی و بیتوجهیاش به اهمیتِ قوانین علمی و آسیبهای مترتب از امتدادِ تحریمهای فلجکننده، یک هالۀ قدسی نیز بیابد و گندهای بیسابقهای که در کمتر از ۴ سال زد، بهزور حمد و سوره و صلوات، بهزیرِ فرش شهادت و... فرستادهشود.
طوفان خندهها از این حجمِ بلاهتها!
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 شروعِ زودهنگام بالماسکۀ دیگری از حکومتِ آخوندیِ ولایت مطلقۀ فقیه، بهخاطر سانحۀ هلیکوپترِ تدارکاتچی و غلامِ حلقهبهگوشِ سابقِ رهبر، پس از قهر و تحریم حدودِ ۹۳ درصد از مردم تهران و دیگر کلانشهرها در دورِ دومِ بهاصطلاح انتخاباتِ مجلس، سببِ تکرارِ اجرایِ تئاتری پوچ و زائد شدهاست که در آن، شورایِ نگهبانِ نمایندۀ الله، از بین مشتی کوتولۀ فکری و وجودی و غلام و بندۀ ولایت، چند تن را با تاسانداختن انتخاب کند و در وهلۀ بعد از این مهندسیِ واضح، گلهای از عوامِ خرافاتی و فرومایه که تورم و قیمتهای سرسامآورِ حاصل از رایشان به امتداد آخوندیسم نیز به مغز چون چُدنشان تکانی وارد نکردهاست، تحت تاثیر هیاهو و هوچیگریها و وعدۀ یارانه و وام و مسکن و...، به صف صندوقها بپیوندند و حماسهای دیگر از سریالِ «خریت درماننشدنی» را رقم بزنند. جا دارد از این اقلیتِ بکلی تعطیل و بیوجدان که اکثریت یک کشور را به خاک سیاه مینشانند، یک سریال مشابه با سریال «بازیِ تاج و تخت» ساخت، با اسمی نظیرِ «زامبیهای ولایت».
🍂 احمدینژاد در بهترین حالت، باید بعنوان میمونِ دستآموزِ یک سیرک، تحتِ تربیتِ دلقکی چون ترامپ، به شغلی متناسب با وجود پلشت و کرسیشعربافش مشغول میشد. این احمقِ کریهِ خودشیفتۀ خودباهوشپندار، جز زبانی که (در نقش دُم) بهاقتضای هر جمعیتی میجنباند و یا فضله از آن میپاشد تا خودی نشان دهد و استخوانی برایش بیاندازند، فاقدِ ذرهای شرف و شعور و شخصیت است. در دولتِ او که امام زمانشان در خواب، سفارشش را کردهبود و حدودِ ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشت، تورمهایِ نجومی و نیز دزدیهای نجومی و دکلدزدی آغاز شد؛ همانطور که در دورانِ رئیسی، ابر-اختلاسِ لبسوز چایِ دبش رخ داد.
🍂 احمقهای مغزفندقی، گمان میکنند که فضل الهی(!) میتواند اصلِ علیت را مخدوش کند و پس از چهلوچهار سال سوءمدیریت و شکر خوردن از جیب مردم مستضعف و کاشتنِ باد، بهجایِ طوفان، گلوبلبل تحویل دهد. این چند دلقکِ کوتولۀ تکراریِ همیشه حاضر در صحنه، عصارۀ چهلوچهار سال یاوهای بهنام «تمدن اسلامی»اند؛ تمدن(!)ی که حتی یک شخصیت متوسط جدید و حزبی با برنامهای مشخص از دلش ایجاد نشده و همه، یکشبه حسّ مسئولیت کردهاند تا در سِمتِ تدارکاتچی و غلامیِ ولایت، نقشی نو ایفا کنند.
🍂 آری! بهزودی گرگها در جنگلِ آخوندها به جانِ یکدیگر میافتند و با فرار به جلو و فریادِ «آی دزد! آی دزد!»، خودشان را به کوچۀ علیچپ میزنند تا نتیجۀ ساختارِ استبداد دینی-آخوندی و حکومتِ اسلامِ داعشی را، به این و آن فرد درجهچندم تقلیل دهند؛ منتها این بار، یحتمل رئیسِ دولت قبلی که رئیسیِ ششکلاسه باشد، بنا به مرگِ حاصل از بیکفایتی و بیتوجهیاش به اهمیتِ قوانین علمی و آسیبهای مترتب از امتدادِ تحریمهای فلجکننده، یک هالۀ قدسی نیز بیابد و گندهای بیسابقهای که در کمتر از ۴ سال زد، بهزور حمد و سوره و صلوات، بهزیرِ فرش شهادت و... فرستادهشود.
طوفان خندهها از این حجمِ بلاهتها!
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘برگی از تاریخ روسپیان در عصر آلبویه
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 ابن مسكويه صاحب تاریخ «تجارب الامم» که تاریخنگار بزرگ عصر عباسی در دوران انحطاط این سلسله است؛ از وقایع قرن چهارم هجری و دهم میلادی آورده که «زفتالدوله»، مردی تبهکار از آلبویه، متولی حکمرانی بغداد شده بود. از جمله پلیدیهای وی این بود که نهتنها رئیس راهزنان را به ریاستِ شهربانی بغداد منصوب کردهبود، بلکه دستِ راهزنان را در چپاولِ مردم و راههای کاروان باز گذاشت؛ مشروط به اینکه در دستاوردهای آنان از اموال غارتشده، حکومت را شریک سازند.
🍂 بزرگِ راهزنان که «حَمَدی» نام داشت تا مدتی بدین فرمان بهنام قانون تن داد و اموال یغما شده را با دایرهی حاکمان تقسیم میکرد. ابنمسکویه مینویسد که فلاکتهای بهبار آمدهی رییس راهزنان روز بهروز فزونی میگرفت و مصائب و بلایا سختتر میشد، اما حاکم آلبویه خود را به ندیدن و نشنیدن میزد تا اینکه خواهر حاکم آلبویه که «لطیفه» نام داشت، روزی در سپیدهدم، با خادمان و کنیزکانش بهقصد حمامرفتن بیرون میروند و تا غروب آفتاب از آنان خبری نمیشود، چرا که در راه بازگشت به قصر، راهزنان راه را بر آنان میبندند و به قول عرب «نهبوا الجمل بما حمل؛ یعنی شتران را با بارهاشان غارت میکنند»؛ و خود «لطیفه» (خواهر حاکم آلبویه) را هم بهغنیمت میگیرند.
🍂 حاکم آلبویه هرچه از همپیمانان راهزنش تقاضای برگرداندن خواهر و کنیزانش را میکند، موفق نمیشود و سران راهزنان نمیپذیرند.
🍂 حاکم بخیل و خسیس آلبویه هم به رویکرد و راهکار دیگری روی میآورد و اعلام میکند که اصلا دزدیدن خواهرش از اساس دروغ است و او ربوده نشدهاست، بلکه از اساس، خواهرش در میان آن جمع نبودهاست و اینک در منزل خود به سر میبرد و ایمن است.
🍂 مسکویه مینویسد: وقتی این رفتار برادر به گوش خواهرش «لطیفه» رسید، بر برادرش سخت خشمناک شد، و با اینکه در دست دزد زناکار و نابکاری گرفتار شدهبود که بر او بسیار سخت میگرفت، «لطیفه» به او اصرار کرد که وی را به خانهی روسپیان شهر بسپارد. خشم «لطیفه» از برادرش که او را در زندگیاش بدین شیوه کشیدهبود، به حدی رسیده بود که وقتی دزدان از او تقاضای همخوابگی میکردند، اجابت میکرد و خودش را در اختیار تمام مردان میگذاشت، و اعلام میکرد که من «لطیفه» خواهر زفتالدولهی بویهام! و اهل فسق و فجور نیز بدینگونه بیشتر بر او ترغیب میشدند و هجوم میآوردند. سرپرست خانهی روسپیان نیز دید وجود لطیفه در آنجا، بر رونق روسپیکدهاش بسیار افزودهاست، برای همین سایر زنان هم خود را به مشتریانشان به نام لطیفه عرضه میکردند! اینگونه شد که ابوحامد الغرناطی، صاحب تذکره و تاریخ «تحفةالالباب» نوشت:
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 ابن مسكويه صاحب تاریخ «تجارب الامم» که تاریخنگار بزرگ عصر عباسی در دوران انحطاط این سلسله است؛ از وقایع قرن چهارم هجری و دهم میلادی آورده که «زفتالدوله»، مردی تبهکار از آلبویه، متولی حکمرانی بغداد شده بود. از جمله پلیدیهای وی این بود که نهتنها رئیس راهزنان را به ریاستِ شهربانی بغداد منصوب کردهبود، بلکه دستِ راهزنان را در چپاولِ مردم و راههای کاروان باز گذاشت؛ مشروط به اینکه در دستاوردهای آنان از اموال غارتشده، حکومت را شریک سازند.
🍂 بزرگِ راهزنان که «حَمَدی» نام داشت تا مدتی بدین فرمان بهنام قانون تن داد و اموال یغما شده را با دایرهی حاکمان تقسیم میکرد. ابنمسکویه مینویسد که فلاکتهای بهبار آمدهی رییس راهزنان روز بهروز فزونی میگرفت و مصائب و بلایا سختتر میشد، اما حاکم آلبویه خود را به ندیدن و نشنیدن میزد تا اینکه خواهر حاکم آلبویه که «لطیفه» نام داشت، روزی در سپیدهدم، با خادمان و کنیزکانش بهقصد حمامرفتن بیرون میروند و تا غروب آفتاب از آنان خبری نمیشود، چرا که در راه بازگشت به قصر، راهزنان راه را بر آنان میبندند و به قول عرب «نهبوا الجمل بما حمل؛ یعنی شتران را با بارهاشان غارت میکنند»؛ و خود «لطیفه» (خواهر حاکم آلبویه) را هم بهغنیمت میگیرند.
🍂 حاکم آلبویه هرچه از همپیمانان راهزنش تقاضای برگرداندن خواهر و کنیزانش را میکند، موفق نمیشود و سران راهزنان نمیپذیرند.
🍂 حاکم بخیل و خسیس آلبویه هم به رویکرد و راهکار دیگری روی میآورد و اعلام میکند که اصلا دزدیدن خواهرش از اساس دروغ است و او ربوده نشدهاست، بلکه از اساس، خواهرش در میان آن جمع نبودهاست و اینک در منزل خود به سر میبرد و ایمن است.
🍂 مسکویه مینویسد: وقتی این رفتار برادر به گوش خواهرش «لطیفه» رسید، بر برادرش سخت خشمناک شد، و با اینکه در دست دزد زناکار و نابکاری گرفتار شدهبود که بر او بسیار سخت میگرفت، «لطیفه» به او اصرار کرد که وی را به خانهی روسپیان شهر بسپارد. خشم «لطیفه» از برادرش که او را در زندگیاش بدین شیوه کشیدهبود، به حدی رسیده بود که وقتی دزدان از او تقاضای همخوابگی میکردند، اجابت میکرد و خودش را در اختیار تمام مردان میگذاشت، و اعلام میکرد که من «لطیفه» خواهر زفتالدولهی بویهام! و اهل فسق و فجور نیز بدینگونه بیشتر بر او ترغیب میشدند و هجوم میآوردند. سرپرست خانهی روسپیان نیز دید وجود لطیفه در آنجا، بر رونق روسپیکدهاش بسیار افزودهاست، برای همین سایر زنان هم خود را به مشتریانشان به نام لطیفه عرضه میکردند! اینگونه شد که ابوحامد الغرناطی، صاحب تذکره و تاریخ «تحفةالالباب» نوشت:
وقتی که حاکم آلبویه تصمیم گرفت تا برای رهیدن از این ننگ، خواهرش را بهقتل برساند، دیگر برایش ممکن نبود؛ زیرا حالا همهی روسپیان شهر نیز خود را «لطیفه» معرفی میکردند. الغرناطی مینویسد: بدین ترتیب در بغداد آن روز، هیچ یک از اهل دعاره و بغی و فاحشگان نماندهبود که چه به نام یا به توهم، به آبروی آن والی حقیر لطمه وارد نکردهباشد!
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
نقدآگین
🍂 طبق نظر آرنت، آنچه سلطه توتالیتری را از استبداد و جباریت خودکامههای تاریخی بیشمار متمایز میکند، فقط مقیاس کشتارجمعی آن نیست، بلکه این واقعیت است که این کشتارها، نوعی «عملیات عقلانی» محسوب میشدند؛ عملیات عقلانیای که با ارجاع به نظریههای خاص ممکن شدند؛…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM