🏞 یک زن ایرانی را قبل از سنگسار بهجرم زنا تا کمر در خاک دفن میکنند
❓چگونه #سنگسار با وجود آنکه در قرآن نبود، بخشی جداییناپذیرِ از اسلام شد که تا قرن ۲۱ نیز ادامه یافته؟ در این باره در جلسۀ اول از گفتگو پیرامون «معنای تاریخ رستگاری» بحث شد.
🔻گوشهای از احکام جزاییِ ساسانیان که در دین عربیشدۀ امپراتوری [از آنجا که سنگسار در قرآن جایی نداشت، احتمالا از آن یا از یهودیت، وامگیری و وارد اسلام شد]:
📚 ایران در زمان ساسانیان، نوشتۀ دکتر آرتور کریستن سن، صفحاتِ ۴۱۵ - ۴۱۶
#بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓چگونه #سنگسار با وجود آنکه در قرآن نبود، بخشی جداییناپذیرِ از اسلام شد که تا قرن ۲۱ نیز ادامه یافته؟ در این باره در جلسۀ اول از گفتگو پیرامون «معنای تاریخ رستگاری» بحث شد.
🔻گوشهای از احکام جزاییِ ساسانیان که در دین عربیشدۀ امپراتوری [از آنجا که سنگسار در قرآن جایی نداشت، احتمالا از آن یا از یهودیت، وامگیری و وارد اسلام شد]:
اعدام با شمشیر
صلیب
کندن پوست بدن
پر کردن پوست با کاه
سنگسار
زنده به گور کردن در دیوار
له کردن زیر پای فیل
آویزان کردن با انگشت و ریختن سرکه و نمک بر زخمها
قطعهقطعه کردن اندام بدن
کندن پوست صورت
ریختن سرب داغ در چشم یا گوش
کندن زبان
فروکردن جوالدوز در چشم
ریختن سرکه و خردل در چشم و دهان
کندن گوشت با شانۀ آهنین تا رسیدن به استخوان و ریختن روغن و نفت و آتش زدن محل
اعدام با آتش
مجازات معروف به « نه مرگ»: قطعهقطعه کردنِ تدریجی بدن
توقیف اموال شخصی، اجبار به اعمال شاقه همچون راهسازی، سنگشکنی درختبری و قطع چوب
📚 ایران در زمان ساسانیان، نوشتۀ دکتر آرتور کریستن سن، صفحاتِ ۴۱۵ - ۴۱۶
#بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
rajm-e sangsar1.pdf
2.3 MB
🪨 رجمِ #سنگسار
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baznegari
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baznegari
Telegram
نقدآگین
🪨 رجمِ #سنگسار
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
📘تفاوت حساسیتها میان عصر پیامبر با اکنون
— بریدهای از کتاب نسخ سنگسار
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
🍂 وقتی پیامبر و یارانش از کارزار برمیگشتند و در منزلگاه ماقبل مدینه اُطراق میکردند، حضرت از ایشان میخواست همانجا بخوابند و در تاریکی شب به خانه نروند! علّت این رهنمود چیست؟! روایات زیر را بخوانید تا هم علت را دریابیم و هم پی به استبعاد سنگسار در شریعت اسلامی ببریم:
🍂 در نقل مشابهِ زیر، پیامبر خود اشاره میکند که علت نهیش، عدم مواجهۀ شوهر با صحنۀ خیانت همسر است:
🔻ملاحظه کردید زنان فوق چه بیخیال در غیاب شوهران رزمندهشان، بیهیچ نگرانی از کیفری سخت، تن به زنا میدادند! زنا در میان زنان شوهردار چنان ساده اتّفاق میافتاد که حتی در إزای تقدیم کاسهای شیر، راضی به آن میشدند، ولو در آنحال، شوهرشان در رکاب رسول خدا مشغول پیکار علیه دشمنان بود:
(نسخ #سنگسار توسط اسلام ص ۲-۱۳۱).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baznegari
— بریدهای از کتاب نسخ سنگسار
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
🍂 وقتی پیامبر و یارانش از کارزار برمیگشتند و در منزلگاه ماقبل مدینه اُطراق میکردند، حضرت از ایشان میخواست همانجا بخوابند و در تاریکی شب به خانه نروند! علّت این رهنمود چیست؟! روایات زیر را بخوانید تا هم علت را دریابیم و هم پی به استبعاد سنگسار در شریعت اسلامی ببریم:
«پس از اینکه رسول خدا (ص) از جنگ خیبر و وادیالقری با غنائمِ بدست آمده فارغ شد، رو به مدینه نهاد و در منزلگاه جرف به یارانش چنین سفارش کرد: پس از نماز عشاء وارد خانههاتان مشوید. امّا مردی از میان حاضرانِ در منزلگاه شبانه به خانه رفت و چیزی را که نباید، دید. او در پیِ این ماجرا زن را آزاد گذاشت که برود ولی قطع رابطه نکرد. او از وی دارای فرزند بود و خودش را هم دوست میداشت به همین خاطر دلش نیامد که از او جدا شود و وی را طلاق دهد. آری مَرد از دستور رسول خدا (ص) سرپیچی کرد و به بلای رؤیتِ آن صحنه زشت گرفتار آمد».
«هنگامیکه رسول خدا (ص) از سفری بازگشت و در مُعرّس اطراق کرد به همراهانش گفت: شبانه وارد خانه هاتان نشوید امّا دو نفر از همان کسانی که سخن حضرت را شنیده بودند، در همان تاریکیِ شب راه افتادند و بر خانواده وارد شدند که بناگاه هر یک از آن دو، مردی را همبسترِ زنش دید».
🍂 در نقل مشابهِ زیر، پیامبر خود اشاره میکند که علت نهیش، عدم مواجهۀ شوهر با صحنۀ خیانت همسر است:
«وقتی رسولخدا(ص) در معرس فرود آمد به منادی دستور داد که با فریاد بگوید شب هنگام بر همسرانتان وارد نشوید! امّا دو نفر از ایشان عجله کردند [یعنی در اردوگاه نماندند و شبانه روانه خانه هاشان شدند] و هر دو، زنشان را با مردی یافتند. آن دو موضوع را به رسولخدا گزارش دادند و حضرت گفت: مگر اعلام نکردم که در تاریکی شب به خانه نروید».
🔻ملاحظه کردید زنان فوق چه بیخیال در غیاب شوهران رزمندهشان، بیهیچ نگرانی از کیفری سخت، تن به زنا میدادند! زنا در میان زنان شوهردار چنان ساده اتّفاق میافتاد که حتی در إزای تقدیم کاسهای شیر، راضی به آن میشدند، ولو در آنحال، شوهرشان در رکاب رسول خدا مشغول پیکار علیه دشمنان بود:
«رسول خدا (ص): هرگاه برای پیکار در راه خدا از شهر کوچ میکنیم فردی، همچو بُزِ نری تهییج شده، به سروقتِ همسرانمان میرود و با دادنِ مقداری شیر، با آنها همبستر میشود! مگر اینگونه افراد بدستم نیفتند، وگرنه سخت مجازاتشان میکنم»...
(نسخ #سنگسار توسط اسلام ص ۲-۱۳۱).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baznegari
Telegram
نقدآگین
🪨 رجمِ #سنگسار
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
📘رجم ≠ #سنگسار
— بازنگری در روایات رجم
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
مقدّمه: مجازات رجم در روایات مربوطه دارای دو تفسیر است:
۱- قتل زانی، با پرتاب سنگهای کُشنده.
۲- تأدیب زانی، با پرتاب سنگریزه به اندام غیر حساس.
🍂 روایاتی که در آنها هدف کشتن زانی نیست و برای اجرا، امر به استفاده از سنگهای کوچک شده و حتی پرتابکنندگان را از زدن به جاهای حساس و نیز از روبرو زدن برحذر داشته (و چه بسا تدابیری در شدت نداشتن ضربِِ پرتاب نیز اتخاذ شده) را میتوان در ذیل همین تفسیر اخیر جای داد.
گام به گام تا پذیرش واقعبینانۀ رجم
اکثریت فقها رجم را با اتّکا به روایات متعدد، حکم اسلام میدانند، ولی اقلیتی از ایشان، تشریع آن را بدلیل عدم مطابقت با قرآن (و سپس با تضعیف روایات مربوطه) زیر سئوال برده و به ردش میپردازند. اینک برای اینکه کیفر رجم را بتوان حکمی اسلامی قلمداد کرد، و در عین حال دغدغه های هر دو گروه اکثریت و اقلیت را مورد ملاحظه قرار داد، میبایست گامهای زیر را پذیرفت:
گام اول- پذیرش صدور روایات
ما با انبوهی از روایات رجم در جوامع حدیثی روبرو هستیم. یک برخورد با این روایات این است که آنها را بهدلیل تقابل با حکم قرآن (البته اگر رجم را عبارت از سنگسار کنونی بدانیم) نپذیریم و با تضعیف سند یا متن، کنارشان گذاریم، اما دیگر راهِ مواجهه، اذعان به صدور آنهاست. کثرت روایات چنان است که احمد قابل را بر آن داشته که قائل به "تواتر اجمالی" در این باره شود؛ به این صورت که اصل رجم در روایات مربوطه را بعنوان امری متواتر پذیرفته، ولی البته تعریف، هدف و کم وکیفش را اختلافی و قابل بحث میداند. برای آگاهی از کثرت روایات رجم میتوان به وسائل الشیعه (نیز کنزالعمّال) و صفحات زیادی که در آن به این امر اختصاص یافته، مراجعه کرد؛ بنابراین، اولین گام در این مسیر، عبارت از پذیرش اجمالی صدور روایات رجم است.
گام دوم- هدف از رجم تنبیه و تنفیر است و نه قتل و معدوم ساختن
همانطور که توضیح دادم، غایت رجم در روایات مربوطه، یکی از این دو مورد است:
۱- قتل، با رعایت تمهیدات منجر به قتل (استفاده از سنگهای کُشنده، زدن به هر جایی از بدن، بستنِ محکوم و...)؛
۲- تنبیه، با رعایت تمهیدات منجر به تنبیه، نه بیشتر نه کمتر (استفاده از سنگهای ریز، زدن به جاهای غیرحساس، خاتمه ( رجم با اصابت شمار معتنابهی سنگریزه به اندام محکوم).
🍂 اگر اجمالاً قائل به «صحت روایات رجم» باشیم، در این صورت بنا به دلایل فقهی و حدیثی، که شرح خواهم داد، میبایست آن دسته از روایات متعدّدی را پذیرفت که فاقد «قصد قتل» بوده و هدف از رجم را عبارت از «تنبیه و ایذاءِ محکوم» و «ابراز تنفّر از کار زشتش» میدانند.
صادقی تهرانی (فقیهِ تازه درگذشته ) و نیز جواد فخّار طوسی، بهخوبی همین تعریف از رجم را مورد توجّه و پردازش قرار دادهاند.
🍂 بنابراین دومین گام در این مسیر، توصیف رجم به «تأدیب و طرد» با «پرتاب ریگ و سنگریزه» است.
گام سوم- عدم تعارض رجمِ تنیهی با قرآن
قدم سوم این است که رجمِ موصوف را سازگار با کیفر موجود در قرآن (و یا دستِ کم فاقد تعارض با آن) بدانیم. برای این مهم، میتوان به یکی از این دو توجیه پرداخت (گفتنیست این اقدامِ توجیهی، بدان دلیل است که اسمی از کیفر «رجم» در قرآن نیامدهاست):
توجیه ۱- چه بسا این رجمِ تنبیهی تنفیری، مصداق رایجی در عصر پیامبر، برای ایذاء مذکور در آیۀ ۱۶ سوره نساء «واللذان یأتیانها منکم فآذوهما» بودهباشد؛ همچنانکه «کتک زدن با لنگهکفش» نیز از دیگر مصادیق ایذاءِ زانی بودهاست. بر این اساس باید «مثنّی» بودنِ «اللذان» را در اشاره به مرد و زن دانست.
توجیه ۲- «رجمِ» موصوف را مجازاتی مازاد بر «جَلدِ» قرآنی، البتّه نه بدلیل عمل زنا (زیرا قرآن بهذکر کیفرِ زنا و فاحشه پرداخته) بلکه بدلیل خیانت جنسی (که سنّت به ذکر کیفر آن پرداخته) بگیریم. توضیح اینکه، مجازات جَلد را بنا به اطلاق آیه ۲ سوره نور و بنا به روایات متعدد (که خواهم آورد) ناظر به همه (چه متأهل چه مجرّد) و ناشی از وقوع زنا بدانیم، ولی رجم را بنا به سنّت، ناظر به متأهلها و ناشی از خیانت جنسی (که در مجردها وجود ندارد) بگیریم.
🔺به این ترتیب، مجازات متأهلان (که از آن به «زنای محصنه» یاد میشود) عبارت از «جَلد+رجم» میگردد که از آن به «کیفرِ جمع» تعبیر میشود و شواهد رواییِ متعددی دارد و نیر رأی غالب فقها نیز همین بوده است.
(نسخ سنگسار توسط اسلام ص ۱۴-۱۱).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بازنگری در روایات رجم
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
مقدّمه: مجازات رجم در روایات مربوطه دارای دو تفسیر است:
۱- قتل زانی، با پرتاب سنگهای کُشنده.
۲- تأدیب زانی، با پرتاب سنگریزه به اندام غیر حساس.
🍂 روایاتی که در آنها هدف کشتن زانی نیست و برای اجرا، امر به استفاده از سنگهای کوچک شده و حتی پرتابکنندگان را از زدن به جاهای حساس و نیز از روبرو زدن برحذر داشته (و چه بسا تدابیری در شدت نداشتن ضربِِ پرتاب نیز اتخاذ شده) را میتوان در ذیل همین تفسیر اخیر جای داد.
گام به گام تا پذیرش واقعبینانۀ رجم
اکثریت فقها رجم را با اتّکا به روایات متعدد، حکم اسلام میدانند، ولی اقلیتی از ایشان، تشریع آن را بدلیل عدم مطابقت با قرآن (و سپس با تضعیف روایات مربوطه) زیر سئوال برده و به ردش میپردازند. اینک برای اینکه کیفر رجم را بتوان حکمی اسلامی قلمداد کرد، و در عین حال دغدغه های هر دو گروه اکثریت و اقلیت را مورد ملاحظه قرار داد، میبایست گامهای زیر را پذیرفت:
گام اول- پذیرش صدور روایات
ما با انبوهی از روایات رجم در جوامع حدیثی روبرو هستیم. یک برخورد با این روایات این است که آنها را بهدلیل تقابل با حکم قرآن (البته اگر رجم را عبارت از سنگسار کنونی بدانیم) نپذیریم و با تضعیف سند یا متن، کنارشان گذاریم، اما دیگر راهِ مواجهه، اذعان به صدور آنهاست. کثرت روایات چنان است که احمد قابل را بر آن داشته که قائل به "تواتر اجمالی" در این باره شود؛ به این صورت که اصل رجم در روایات مربوطه را بعنوان امری متواتر پذیرفته، ولی البته تعریف، هدف و کم وکیفش را اختلافی و قابل بحث میداند. برای آگاهی از کثرت روایات رجم میتوان به وسائل الشیعه (نیز کنزالعمّال) و صفحات زیادی که در آن به این امر اختصاص یافته، مراجعه کرد؛ بنابراین، اولین گام در این مسیر، عبارت از پذیرش اجمالی صدور روایات رجم است.
گام دوم- هدف از رجم تنبیه و تنفیر است و نه قتل و معدوم ساختن
همانطور که توضیح دادم، غایت رجم در روایات مربوطه، یکی از این دو مورد است:
۱- قتل، با رعایت تمهیدات منجر به قتل (استفاده از سنگهای کُشنده، زدن به هر جایی از بدن، بستنِ محکوم و...)؛
۲- تنبیه، با رعایت تمهیدات منجر به تنبیه، نه بیشتر نه کمتر (استفاده از سنگهای ریز، زدن به جاهای غیرحساس، خاتمه ( رجم با اصابت شمار معتنابهی سنگریزه به اندام محکوم).
🍂 اگر اجمالاً قائل به «صحت روایات رجم» باشیم، در این صورت بنا به دلایل فقهی و حدیثی، که شرح خواهم داد، میبایست آن دسته از روایات متعدّدی را پذیرفت که فاقد «قصد قتل» بوده و هدف از رجم را عبارت از «تنبیه و ایذاءِ محکوم» و «ابراز تنفّر از کار زشتش» میدانند.
صادقی تهرانی (فقیهِ تازه درگذشته ) و نیز جواد فخّار طوسی، بهخوبی همین تعریف از رجم را مورد توجّه و پردازش قرار دادهاند.
🍂 بنابراین دومین گام در این مسیر، توصیف رجم به «تأدیب و طرد» با «پرتاب ریگ و سنگریزه» است.
گام سوم- عدم تعارض رجمِ تنیهی با قرآن
قدم سوم این است که رجمِ موصوف را سازگار با کیفر موجود در قرآن (و یا دستِ کم فاقد تعارض با آن) بدانیم. برای این مهم، میتوان به یکی از این دو توجیه پرداخت (گفتنیست این اقدامِ توجیهی، بدان دلیل است که اسمی از کیفر «رجم» در قرآن نیامدهاست):
توجیه ۱- چه بسا این رجمِ تنبیهی تنفیری، مصداق رایجی در عصر پیامبر، برای ایذاء مذکور در آیۀ ۱۶ سوره نساء «واللذان یأتیانها منکم فآذوهما» بودهباشد؛ همچنانکه «کتک زدن با لنگهکفش» نیز از دیگر مصادیق ایذاءِ زانی بودهاست. بر این اساس باید «مثنّی» بودنِ «اللذان» را در اشاره به مرد و زن دانست.
توجیه ۲- «رجمِ» موصوف را مجازاتی مازاد بر «جَلدِ» قرآنی، البتّه نه بدلیل عمل زنا (زیرا قرآن بهذکر کیفرِ زنا و فاحشه پرداخته) بلکه بدلیل خیانت جنسی (که سنّت به ذکر کیفر آن پرداخته) بگیریم. توضیح اینکه، مجازات جَلد را بنا به اطلاق آیه ۲ سوره نور و بنا به روایات متعدد (که خواهم آورد) ناظر به همه (چه متأهل چه مجرّد) و ناشی از وقوع زنا بدانیم، ولی رجم را بنا به سنّت، ناظر به متأهلها و ناشی از خیانت جنسی (که در مجردها وجود ندارد) بگیریم.
🔺به این ترتیب، مجازات متأهلان (که از آن به «زنای محصنه» یاد میشود) عبارت از «جَلد+رجم» میگردد که از آن به «کیفرِ جمع» تعبیر میشود و شواهد رواییِ متعددی دارد و نیر رأی غالب فقها نیز همین بوده است.
(نسخ سنگسار توسط اسلام ص ۱۴-۱۱).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🪨 رجمِ #سنگسار
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
📘تعارضِ #سنگسار با «اساس هدایت» و «مجوّزهای قتل»
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
«هدف اسلام بازداشتن مردم از منکرات و اعمال زشت بودهاست و نه کشتن آنان بهدلیل ارتکاب اعمال منکر. کشتن انسانها به دلیل ارتکاب عمل زشت با اصلِ هدایت منافات دارد».
🍂 زنا در قرآن، در ردیف «فحشا و کار زشت» است و با «جنایات» («قتل و افساد فیالارض») تفاوت دارد. اگر مرتکب عمل زشت را باید کشت، در این صورت، اصل اساسیِ «هدایت و اصلاح» به چه کار میآید؟ آیا آن کیفر، اعلام تعطیلیِ این اصل قرآنی نمیباشد؟ آیا معدومساختنِ زانی، پاککردنِ صورت مسئله و ناشی از فقدان برنامۀ ارشادی و اصلاحی نیست و به تضعیف اصل هدایت (که تلاشی قرآنی برای حلّ مسائل است) نمیانجامد.
🍂 نیز اگر این قتل از راه سنگسار باشد موجب تعطیلی اخلاق نیست؟ اگر حکم مرتکب زنا را به آیات "هُدیً للنّاس" و "یزکّیهم و یعلّمهم" عرضه کنیم، آیا از این نوع آیات میتوان به اعدام و قتل، آن هم بهروش سنگسار رسید؟
🍂 اگر حکم زانی را از سنّت استفتاء کنیم، در این صورت آیا با توجه به آیۀ «فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظّاً غلیظالقلب لانفضوّا من حولک»، که نفی سنگدلی از حضرت (ص) و اثبات نرمخوییِ وی است، میتوان به سنگسارِ سنگدلانه، آنهم در قبال "پیروانِ" خطاکار رسید؟ انتخاب روش سنگسار با کجای آیۀ «لعلی خُلُقٍ عظیم» (بویژه که خود فرمود: بعثت لأتمّم مکارم الاخلاق) همسویی دارد؟
🍂 آیا اجرای سنگسار به هدایتِ رجمکننده میانجامد یا به قساوت و سنگدلیاش؟ آیا قساوت از طایفۀ نور و هدایت است، یا از قبیلۀ تباهی و ظلمت؟ تداومِ پرتاب سنگ به سر و صورت و اندامِ کسی که ضجه میزند و فوارۀ خون از وی جاریست، ضامن چه بخش از تربیت و رشدِ رجمکننده میباشد؟
🍂 قرآن در قبال اعمال زشت (فحشا ، منکر و سیئات) دستور به پرهیز از آن میدهد، و نه حکم به قتلِ مرتکبش؛ این درحالیست که در مورد جنایات (قتل نفس و افساد فی الارض)، حق مقابلهبهمثل و در نتیجه نابودی قاتل و مفسد فیالارض را رد نمیکند که این بهروشنی، گواه تفاوتِ نگاه قرآن در مقولههای "عمل زشت" و "جنایت" است:
🍂 چنانکه ملاحظه شد، تفاوت نگاه قرآن، بهخوبی از مقایسۀ دو آیۀ فوق (که یکی در مورد زنا و دیگری در مورد قتل نفس است) بدست میآید. در این راستا، همچنین میتوان آیات کیفر زنا (حبس خانگی، ایذاء، قهر و تنبیه، جَلد، انقضاء عدّه) را با آیۀ ۳۳ سورۀ مائده (جواز قتل محارب و مفسد فیالارض) مقایسه نمود:
🍂 اساساً مجوّز قتل در فرهنگ قرآن (علاوه بر اوقات جنگ که امری طبیعیست)، محدود به همین دو موردِ «قتل نفس (قصاص)» و «افساد فی الارض (غارت و راهزنی و کشتار)» میشود و در نتیجه، جایی برای «قتل زانی» باقی نمیماند:
🍂 چه بسا از آیۀ اخیر بتوان نتیجه گرفت که خبری از قتل و سنگسارِ زانی، حتی در توراتِ اصیل نبوده و در این راستا، در صورت دلالت متن، میتوان به آیۀ «خُذ بیدک ضغثاً فاضرب به» (که در دلیل ۱۵ آوردم و به نحوۀ مجازات همسر حضرت ایّوب تفسیر شد) نیز استناد کرد.
🍂 چنانکه گفتم، برنامۀ قرآن در «پرهیز از فحشا و عدم جواز قتلِ مرتکب» نشان از آن دارد که این کتاب آسمانی در مقولۀ منکرات، فحشا و سیئات، به هدایت و تغییر انسان و تداوم حیاتش میاندیشد، و نه جواز حذف وی. به عبارت دیگر، قرآن در مواجهه با «فحشا و منکر»، خواهان زدودنِ فعل (و اصلاح و تغییر فرد) است، و نه نابودیِ فاعل!
🍂بنابراین، با قتل و سنگسارِ مرتکب عمل زشتِ زنا، به این تعارضات با قرآن میرسیم:
الف) نادیدهگرفتن هدایت و اصلاح،
ب) سرکوب اخلاق،
ج) نادیده گرفتن ظرفیت تغییر و اصلاح در انسان،
د) تخریب هدایت در رجمکننده،
🔺به همین دلایل، نمیتوان قتل و سنگسار را در راستای قرآن و در نتیجه، کیفر عمل زشت زنا دانست.
(نسخِ سنگسار توسط اسلام، ص ۱۹۰ تا ۱۹۳ دلیل ۲۰).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
«هدف اسلام بازداشتن مردم از منکرات و اعمال زشت بودهاست و نه کشتن آنان بهدلیل ارتکاب اعمال منکر. کشتن انسانها به دلیل ارتکاب عمل زشت با اصلِ هدایت منافات دارد».
🍂 زنا در قرآن، در ردیف «فحشا و کار زشت» است و با «جنایات» («قتل و افساد فیالارض») تفاوت دارد. اگر مرتکب عمل زشت را باید کشت، در این صورت، اصل اساسیِ «هدایت و اصلاح» به چه کار میآید؟ آیا آن کیفر، اعلام تعطیلیِ این اصل قرآنی نمیباشد؟ آیا معدومساختنِ زانی، پاککردنِ صورت مسئله و ناشی از فقدان برنامۀ ارشادی و اصلاحی نیست و به تضعیف اصل هدایت (که تلاشی قرآنی برای حلّ مسائل است) نمیانجامد.
🍂 نیز اگر این قتل از راه سنگسار باشد موجب تعطیلی اخلاق نیست؟ اگر حکم مرتکب زنا را به آیات "هُدیً للنّاس" و "یزکّیهم و یعلّمهم" عرضه کنیم، آیا از این نوع آیات میتوان به اعدام و قتل، آن هم بهروش سنگسار رسید؟
🍂 اگر حکم زانی را از سنّت استفتاء کنیم، در این صورت آیا با توجه به آیۀ «فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظّاً غلیظالقلب لانفضوّا من حولک»، که نفی سنگدلی از حضرت (ص) و اثبات نرمخوییِ وی است، میتوان به سنگسارِ سنگدلانه، آنهم در قبال "پیروانِ" خطاکار رسید؟ انتخاب روش سنگسار با کجای آیۀ «لعلی خُلُقٍ عظیم» (بویژه که خود فرمود: بعثت لأتمّم مکارم الاخلاق) همسویی دارد؟
🍂 آیا اجرای سنگسار به هدایتِ رجمکننده میانجامد یا به قساوت و سنگدلیاش؟ آیا قساوت از طایفۀ نور و هدایت است، یا از قبیلۀ تباهی و ظلمت؟ تداومِ پرتاب سنگ به سر و صورت و اندامِ کسی که ضجه میزند و فوارۀ خون از وی جاریست، ضامن چه بخش از تربیت و رشدِ رجمکننده میباشد؟
🍂 قرآن در قبال اعمال زشت (فحشا ، منکر و سیئات) دستور به پرهیز از آن میدهد، و نه حکم به قتلِ مرتکبش؛ این درحالیست که در مورد جنایات (قتل نفس و افساد فی الارض)، حق مقابلهبهمثل و در نتیجه نابودی قاتل و مفسد فیالارض را رد نمیکند که این بهروشنی، گواه تفاوتِ نگاه قرآن در مقولههای "عمل زشت" و "جنایت" است:
«و به زنا نزدیک مشوید چرا که آن همواره زشت و بدراهی است * و نفسی را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکشید، و هر کس مظلوم کشته شود به سرپرست وی قدرتی دادهایم، پس (او) نباید در قتل زیادهروی کند زیرا او (از طرف شرع) یاری شده است» [سورۀ اسراء آیۀ ۳۲ و ۳۳].
🍂 چنانکه ملاحظه شد، تفاوت نگاه قرآن، بهخوبی از مقایسۀ دو آیۀ فوق (که یکی در مورد زنا و دیگری در مورد قتل نفس است) بدست میآید. در این راستا، همچنین میتوان آیات کیفر زنا (حبس خانگی، ایذاء، قهر و تنبیه، جَلد، انقضاء عدّه) را با آیۀ ۳۳ سورۀ مائده (جواز قتل محارب و مفسد فیالارض) مقایسه نمود:
«إنما جزاء الذين يحاربون الله و رسوله و يسعون في الأرض فسادا أنيقتلوا أو يصلبوا أو تقطع أيديهم و أرجلهم من خلاف أو ينفوا من الأرض ذلك لهم خزي في الدنيا ولهم في الآخرة عذاب عظيم * إلا الذين تابوا من قبل أنتقدروا عليهم فاعلموا أن الله غفور رحيم»
🍂 اساساً مجوّز قتل در فرهنگ قرآن (علاوه بر اوقات جنگ که امری طبیعیست)، محدود به همین دو موردِ «قتل نفس (قصاص)» و «افساد فی الارض (غارت و راهزنی و کشتار)» میشود و در نتیجه، جایی برای «قتل زانی» باقی نمیماند:
«من أجل ذلك كتبنا على بني إسرائيل أنه من قتل نفساً بغير نفس أو فساد في الأرض فكأنما قتل الناس جميعاً و من أحياها فكأنما أحيا الناس جميعاً ولقد جاءتهم رسلنا بالبينات ثم إن كثيراً منهم بعد ذلك في الأرض لمسرفون».
🍂 چه بسا از آیۀ اخیر بتوان نتیجه گرفت که خبری از قتل و سنگسارِ زانی، حتی در توراتِ اصیل نبوده و در این راستا، در صورت دلالت متن، میتوان به آیۀ «خُذ بیدک ضغثاً فاضرب به» (که در دلیل ۱۵ آوردم و به نحوۀ مجازات همسر حضرت ایّوب تفسیر شد) نیز استناد کرد.
🍂 چنانکه گفتم، برنامۀ قرآن در «پرهیز از فحشا و عدم جواز قتلِ مرتکب» نشان از آن دارد که این کتاب آسمانی در مقولۀ منکرات، فحشا و سیئات، به هدایت و تغییر انسان و تداوم حیاتش میاندیشد، و نه جواز حذف وی. به عبارت دیگر، قرآن در مواجهه با «فحشا و منکر»، خواهان زدودنِ فعل (و اصلاح و تغییر فرد) است، و نه نابودیِ فاعل!
🍂بنابراین، با قتل و سنگسارِ مرتکب عمل زشتِ زنا، به این تعارضات با قرآن میرسیم:
الف) نادیدهگرفتن هدایت و اصلاح،
ب) سرکوب اخلاق،
ج) نادیده گرفتن ظرفیت تغییر و اصلاح در انسان،
د) تخریب هدایت در رجمکننده،
🔺به همین دلایل، نمیتوان قتل و سنگسار را در راستای قرآن و در نتیجه، کیفر عمل زشت زنا دانست.
(نسخِ سنگسار توسط اسلام، ص ۱۹۰ تا ۱۹۳ دلیل ۲۰).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تحریفِ شریعت در خدمتِ خشونت
✍🏻 #بهروز_مرادی
🔻هبتالله آخوندزاده رهبر رژیم طالبان افغانستان گفتهبود:
🍂 در قرآن بههیچوجه از سنگسار سخنی به میان نیامده و بنابراین، حکم سنگسار تشریع قرآنی ندارد. همهی نوگرایان مسلمان از جمله: محمد عبده، اقبال لاهوری، علی شریعتی، نصر حامد ابوزید و...، سنگسار را غیراسلامی دانستهاند. این تنها فقهورزان سنتی و بنیادگرا بودهاند که قائل به سنگسار گردیدهاند.
🍂 فقهورزان شیعهی موافق سنگسار به سخنی غیرمعتبر منسوب به امام علی استناد میکنند که فرموده:
🔺قرآن چنین روایتی را نمیتواند تأیید کند.
🍂 اما روایات معتبر دیگری وجود دارند که این استناد را از اعتبار ساقط میکند، ازجمله در وسائلالشیعه، ص١٠٣ آمده که، زنی نزد حضرت علیآمد و به زنا اعتراف نمود. امام به او فرمود: "برو و بچههات را به دنیا بیاور." پس از آنکه زن بچهاش را که زنازاده بود بهدنیا آورد، نزد امام آمد و خواهان اجرای حکم خود شد. امام فرمود: "برو و بچهات را شیر بده". دو سال بعد بازگشت و ... امام فرمود: "برو و فرزندت را بزرگ کن تا از آب و گل بیرون آید". در این هنگام، یکی از حاضران در مجلس آمادگی خود را برای نگهداری از آن بچه اعلام داشت، ولی امام از آن شخص رنجیده خاطر شد و زن را به خانه فرستاد.
🍂 طرفدارانِ سنیمذهب سنگسار نیز عمومأ به حکم عمربن خطاب استناد میکنند که به باور آنان سنگسار را اجرا مینمود. اما بسیاری از فقیهان بزرگ اعم از سنی و شیعه سنگسار را عقوبتی غیراسلامی دانستهاند، از جمله: امام شافعی و ابراهیم بن سیار معتزلی و همهی فقیهان مکتب معتزله و حتی حسن ترابی از رهبران اخوان المسلمین سودان.
🍂 بسیاری از قرآنپژوهان بر این باورند که سنگسار حکمیست که در میان یهودیانِ ساکن در مدینه در زمان پیامبر اجرا میگردید؛ حال آنکه در «تورات شفاهی» نیز وجود نداشت و بعدها توسط روحانیون خشونتگرای یهود وارد توراتِ مکتوب گردید. باری! هیچ سند معتبری دال بر اسلامیبودن حکم سنگسار وجود ندارد.
🍂 در خصوص تازیانهزدن بر پیکر زناکاران نیز قابل توجه اینکه حکم زنا که در سورۀ نور، آیات ٢ تا ١٠ به آن پرداخته شده و ۱۰۰ تازیانه هست نیز، بر اساس همین آیات غیرقابل اجراست؛ زیرا در این آیات، چنین بیان گردیده اگر مرد ۵ بار سوگند بخورد که همسرش زنا کرده، سپس زن ۵ بار سوگند بخورد که زنا نکرده و شوهرش دروغ میگوید، حکم تازیانه از او ساقط میگردد. در آیهی ۵ گفته شده اگر زناکار توبه کند، حکم از او ساقط میشود. ضمن اینکه حکم زنا هنگامی قابل تأیید است که ۴ شاهد، دیدن لحظهی زنا را در زمان و مکانی واحد گواهی کنند که این غیرممکن است. بنابراین حتی طبق شریعت اولیهی قرآنی، با توبه و سوگند، زناکاران چه مجرد و چه متأهل از مجازات تازیانه در امان میمانند و اصرار بر مجازات آنها حکمی غیرقرآنی است.
🍂 مضاف بر این، این حکم در آیات ١۵ و ١۶ از سورهی نساء که ۵ سال بعد از آیات ابتدایی سورهی نور نازل گردیدند، نسخ گردیدهاست. در این دو آیه، از تازیانه برای زناکاران دیگر خبری نیست و طبق این دو آیه، زنی را که مرتکب فحشا و خیانت به همسر بشود را باید در خانه نگاه دارند تا به خود آید، توبه و نفس خود را پاک کند و به تعهد خانوادگی بازگردد.
🍂 نکتهی مهمتر در این زمینه این است که شیوهی مجازات مطروحه در قرآن، بههیچوجه جزو محکمات قرآن (اصول ثابت اسلام) نیست، بلکه همهی احکام اجتماعی و قضایی جزو متشابهات قرآنی میباشند که شیوههایی وابسته به عرف اجتماعی و سطح فرهنگ مؤمنان و قوانین مصوبهی یک جامعهی دینیاند و با هدف اصلاح روابط اجتماعی و سالمسازی روابط جنسی و مناسبات درونخانوادگی و پیشگیری از هرج و مرج اخلاقی در جامعهی خاص، یعنی مدینه، مطرح گردیدهاند و در نتيجه، هیچکدام از مجازاتهای پیشنهادی قرآن، دائم، ثابت و تغییرناپذیر نمیباشند، بلکه این شیوهها، نسخههایی خاص برای یک جامعهی خاص متعلق به ۱۴ قرن پیش میباشند و چنین شیوههای نسخشدهای را نمیتوان برای یک جامعه در دنیای امروز پیشنهاد داد.
🍂 اجتهاد نیز از جمله برای بهروزکردن شیوهی مجازات در اسلام و تنها در میان گروه ایمانآورندگان تعبیه گردیده و نه برای همهی مردم جامعه، تا همواره آن نوعی از مجازات که کارکرد مطلوبتری در راستای پیشگیری از جرم و آگاهسازی مجرم نسبت به خطای خود دارد، اعمال گردد.
🍂 تحریف شریعت اسلام از سوی گروههای دچار پسافتادگی فرهنگی و مبتلا به عقبماندگی تمدنی، برای اعمال خشونت نسبت به انسان، بدترین تجاوز به حریم انسان و سختترین تهاجم به اعتبار اسلام است.
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #بهروز_مرادی
🔻هبتالله آخوندزاده رهبر رژیم طالبان افغانستان گفتهبود:
طالبان به #سنگسار زنان و شلاقزدن زناکاران در ملاءعام ادامه خواهد داد؛ چون این احکام، جزیی از شریعت اسلامی میباشند.
🍂 در قرآن بههیچوجه از سنگسار سخنی به میان نیامده و بنابراین، حکم سنگسار تشریع قرآنی ندارد. همهی نوگرایان مسلمان از جمله: محمد عبده، اقبال لاهوری، علی شریعتی، نصر حامد ابوزید و...، سنگسار را غیراسلامی دانستهاند. این تنها فقهورزان سنتی و بنیادگرا بودهاند که قائل به سنگسار گردیدهاند.
🍂 فقهورزان شیعهی موافق سنگسار به سخنی غیرمعتبر منسوب به امام علی استناد میکنند که فرموده:
پیامبر برای زناکاران دارای همسر، حکم سنگسار صادر مینمود.
🔺قرآن چنین روایتی را نمیتواند تأیید کند.
🍂 اما روایات معتبر دیگری وجود دارند که این استناد را از اعتبار ساقط میکند، ازجمله در وسائلالشیعه، ص١٠٣ آمده که، زنی نزد حضرت علیآمد و به زنا اعتراف نمود. امام به او فرمود: "برو و بچههات را به دنیا بیاور." پس از آنکه زن بچهاش را که زنازاده بود بهدنیا آورد، نزد امام آمد و خواهان اجرای حکم خود شد. امام فرمود: "برو و بچهات را شیر بده". دو سال بعد بازگشت و ... امام فرمود: "برو و فرزندت را بزرگ کن تا از آب و گل بیرون آید". در این هنگام، یکی از حاضران در مجلس آمادگی خود را برای نگهداری از آن بچه اعلام داشت، ولی امام از آن شخص رنجیده خاطر شد و زن را به خانه فرستاد.
🍂 طرفدارانِ سنیمذهب سنگسار نیز عمومأ به حکم عمربن خطاب استناد میکنند که به باور آنان سنگسار را اجرا مینمود. اما بسیاری از فقیهان بزرگ اعم از سنی و شیعه سنگسار را عقوبتی غیراسلامی دانستهاند، از جمله: امام شافعی و ابراهیم بن سیار معتزلی و همهی فقیهان مکتب معتزله و حتی حسن ترابی از رهبران اخوان المسلمین سودان.
🍂 بسیاری از قرآنپژوهان بر این باورند که سنگسار حکمیست که در میان یهودیانِ ساکن در مدینه در زمان پیامبر اجرا میگردید؛ حال آنکه در «تورات شفاهی» نیز وجود نداشت و بعدها توسط روحانیون خشونتگرای یهود وارد توراتِ مکتوب گردید. باری! هیچ سند معتبری دال بر اسلامیبودن حکم سنگسار وجود ندارد.
🍂 در خصوص تازیانهزدن بر پیکر زناکاران نیز قابل توجه اینکه حکم زنا که در سورۀ نور، آیات ٢ تا ١٠ به آن پرداخته شده و ۱۰۰ تازیانه هست نیز، بر اساس همین آیات غیرقابل اجراست؛ زیرا در این آیات، چنین بیان گردیده اگر مرد ۵ بار سوگند بخورد که همسرش زنا کرده، سپس زن ۵ بار سوگند بخورد که زنا نکرده و شوهرش دروغ میگوید، حکم تازیانه از او ساقط میگردد. در آیهی ۵ گفته شده اگر زناکار توبه کند، حکم از او ساقط میشود. ضمن اینکه حکم زنا هنگامی قابل تأیید است که ۴ شاهد، دیدن لحظهی زنا را در زمان و مکانی واحد گواهی کنند که این غیرممکن است. بنابراین حتی طبق شریعت اولیهی قرآنی، با توبه و سوگند، زناکاران چه مجرد و چه متأهل از مجازات تازیانه در امان میمانند و اصرار بر مجازات آنها حکمی غیرقرآنی است.
🍂 مضاف بر این، این حکم در آیات ١۵ و ١۶ از سورهی نساء که ۵ سال بعد از آیات ابتدایی سورهی نور نازل گردیدند، نسخ گردیدهاست. در این دو آیه، از تازیانه برای زناکاران دیگر خبری نیست و طبق این دو آیه، زنی را که مرتکب فحشا و خیانت به همسر بشود را باید در خانه نگاه دارند تا به خود آید، توبه و نفس خود را پاک کند و به تعهد خانوادگی بازگردد.
🍂 نکتهی مهمتر در این زمینه این است که شیوهی مجازات مطروحه در قرآن، بههیچوجه جزو محکمات قرآن (اصول ثابت اسلام) نیست، بلکه همهی احکام اجتماعی و قضایی جزو متشابهات قرآنی میباشند که شیوههایی وابسته به عرف اجتماعی و سطح فرهنگ مؤمنان و قوانین مصوبهی یک جامعهی دینیاند و با هدف اصلاح روابط اجتماعی و سالمسازی روابط جنسی و مناسبات درونخانوادگی و پیشگیری از هرج و مرج اخلاقی در جامعهی خاص، یعنی مدینه، مطرح گردیدهاند و در نتيجه، هیچکدام از مجازاتهای پیشنهادی قرآن، دائم، ثابت و تغییرناپذیر نمیباشند، بلکه این شیوهها، نسخههایی خاص برای یک جامعهی خاص متعلق به ۱۴ قرن پیش میباشند و چنین شیوههای نسخشدهای را نمیتوان برای یک جامعه در دنیای امروز پیشنهاد داد.
🍂 اجتهاد نیز از جمله برای بهروزکردن شیوهی مجازات در اسلام و تنها در میان گروه ایمانآورندگان تعبیه گردیده و نه برای همهی مردم جامعه، تا همواره آن نوعی از مجازات که کارکرد مطلوبتری در راستای پیشگیری از جرم و آگاهسازی مجرم نسبت به خطای خود دارد، اعمال گردد.
🍂 تحریف شریعت اسلام از سوی گروههای دچار پسافتادگی فرهنگی و مبتلا به عقبماندگی تمدنی، برای اعمال خشونت نسبت به انسان، بدترین تجاوز به حریم انسان و سختترین تهاجم به اعتبار اسلام است.
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
#نظرسنجی ۲۹
آیا با درخواست رد صلاحیت پزشکیان بخاطر پیشینۀ قومگرایانه و ایرانستیزانهاش (که بهخاطر همین، مورد حمایت جریانهای قومگرا، با ادبیات ملتتراشانه و نفرتپراکنانه به ایران قرار گرفتهاست) موافقید؟ [بر فرض که شورای نگهبان این اختیار را دارد]
آیا با درخواست رد صلاحیت پزشکیان بخاطر پیشینۀ قومگرایانه و ایرانستیزانهاش (که بهخاطر همین، مورد حمایت جریانهای قومگرا، با ادبیات ملتتراشانه و نفرتپراکنانه به ایران قرار گرفتهاست) موافقید؟ [بر فرض که شورای نگهبان این اختیار را دارد]
Anonymous Poll
16%
۱. خیر؛ دموکراسی یعنی همین، هرچند ایراندوست هستم و مخالف گفتمان قومیتگرا و ایرانستیز!
6%
۲. خیر؛ دموکراسی یعنی همین؛ به ستم هدفمند به "ملتها" بدست فاشیستهای مرکزگرای پانفارس معتقدم!
4%
۳. خیر؛ اگر رد صلاحیت شود، قالیباف و جلیلی بیشتر پدرمان را در میآورند و کرۀ شمالیتر میشویم
1%
۴. خیر؛ سید محمد خاتمی از او حمایت کرده و ما با تاسی از نواده پیامبر پشتش میریم و زیر میز میزنیم!
13%
۵. بله؛ چون به ملت واحد ایران باور ندارد و گفتمان قومگرایان و تجزیهطلبان را بازگو کرده و میکند.
8%
۶. چندان از سخنان قومگرایانهاش مطلع نیستم! باید اخبار را بررسی کنم.
52%
۷. ایران برای شورای نگهبان مهم نیست؛ مهم ولایت است و اطاعت از خلیفه و افزایش مشارکت با هر کارتی
#نظرسنجی ۳۰
«روزنهگشایی و اصلاحطلبی» در ساختار نظام سیاسی ولایت مطلقۀ فقیه و با محوریت مهرههای شورای نگهبان...
«روزنهگشایی و اصلاحطلبی» در ساختار نظام سیاسی ولایت مطلقۀ فقیه و با محوریت مهرههای شورای نگهبان...
Anonymous Poll
60%
۱. مقدور نیست و معنا ندارد
5%
۲. مقدور است و معنا دارد
6%
۳. محکومیم به کوبیدن تا شاید وضع با شتاب بالا بدتر نشود و فرجی شود؛ راهی جز صندوقهای ولیفقیه نیست
29%
۴. روزنهگشایی اسم رمز «رانتخواهی» و «حقالسهم» گرفتن است
نقدآگین
📺 معنای تاریخ رستگاری — برشی از جلسۀ اول 🎙#آرمین_لنگرودی و دکتر #محسن_بنائی ❓افزودهها بر قرآن (سنت و حدیث) چه کارکردی داشتند و چرا ساخته شدند؟ ❓«#سنگسار» و «ختنه» چگونه با وجود آنکه در قرآن نبودند، بخش مهم و جداییناپذیرِ اسلام شدند؟ خصوصا در اسلام شیعی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘تحریف روایت انجیل در کتاب آموزشی چینی: مسیح یک زن را به #سنگسار محکوم کرد
🔻گزارش زیر، چند نکتۀ قابل تامل دارد:
۱. نگاه مشترک اسلام رایج و غالبشده در تاریخ (برساختۀ حکومت عباسی و فقهای حدیثمحور) با یک حکومت توتالیتر کمونیستی به مجازاتِ وحشیانۀ «سنگسار».
۲. نگاه مشترک خلافت اسلامی با حکومت توتالیتر کمونیستی به معنای قانون: قانون فرمانِ مقدسِ حکومتی/الاهیست، نه قواعدی که نمایندگانِ واقعی آحاد مردم، بشکلی نسبی و زمانمند، و از طریق دیالوگ آزاد و مستمر و تمسک به عقلانیت بینالاذهانی استنباط میکنند.
۳. نگاه مشترک و ابزاریِ حکومتها، اعم از کمونیست و دینی در تاریخ، به مقولۀ مذهب؛ بهنحوی که برای مصلحتِ افزدون بر اقتدار خود، به هر سنخ تحریف آشکار و بیّن دست میزنند و از دست بردن به مذهب جامعه بسود خود ابایی ندارند. حتی خودِ ورود سنگسار به اسلام، علیرغم ناموجود بودنش در قرآن (کتابِ فرقهای نصرانی-یهودی)، به همین منش دولت و حکومت بازمیگردد؛ تا حدی که روایت بُزِ قرآنخور، خلافِ آیات صریح قرآن (نظیر «إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون») و خلاف روایتِ تاریخیِ عدم خوردنِ «باسمک اللهمِ» ابتدای پیماننامه با مشرکین، برساخته میشود تا این تحریف و دیگر تحریفها/افزایشها به قرآن، موجه جلوه دادهشود.
۴. تصویر خلیفه و دیکتاورِ وقت باید همتراز و برتر از تصویر مقدسین قرار گیرد؛ حتی در میزان حضور در اماکن عمومی.
🍂 یک کتاب درسی اخلاق در چین، داستان انجیل را تحریف کرده و پایان آن را اینطور تغییر دادهاست که در آن، مسیح یک زن را به اتهام «گناهکار» بودن سنگسار میکند.
🍂 این تحریف، جدیدترین اقدام حزب کمونیست چین در جهت کنترل و سرکوب مذهب در این کشور، خشم مسیحیان را برانگیخته و بسیاری از آنها از واتیکان درخواست تجدیدنظر در همکاریهای خود با رژیم چین دارند.
🍂 عنوان این کتاب درسی «اخلاق حرفهای و قانون» است و در تمامی مدارس آموزش فنی و حرفهای چین تدریس میشود. در یک بخش از این کتاب، داستان «عیسی و زنی که مرتکب زنا شد» نوشته شدهاست. با این حال، بهجای نقل قول صحیح روایت، این کتاب، پایان داستان را با تحریف روبرو کرده و مسیح را بهعنوان یک «قاتل» به تصویر کشیدهاست.
🍂 در متن اصلی این روایت در انجیل یوحنا، یک گروه از مردم، جلسۀ درس عیسی را قطع کرده و بههمراه خود، زنی را به اتهام زنا میآورند. آنها از عیسی سوال کردند که آیا این زن باید براساس ده فرمان موسی سنگسار شود یا خیر؟ عیسی پس از نادیده گرفتن این اخلال در جلسه درس، به آنها گفت که «هرکس که در حیات خود گناهی مرتکب نشدهاست، سنگ اول را پرتاب کند». پس از گفته عیسی، آنها متوجه شدند که هیچ یک از گناه مبری نبوده و جلسه را ترک کردند. سپس عیسی از زن پرسید که آیا کسی او را متهم کرده و او جواب منفی میدهد. عیسی سپس گفت «پس من هم تو را متهم نمیکنم؛ از اینجا برو و دیگر گناه نکن».
🍂 مقامات چینی به یک کلیسای کاتولیک در استان شرقی جیانگشی دستور دادند تا تصویر مریم مقدس و فرزندش را با تصویر رهبر چین، یعنی شی جین پینگ جایگزین کند.
🍂 در طرف مقابل، کتاب چینی روایت را کاملا تغییر داده:
سپس در ادامه از خواننده سوال میکند: «براساس این داستان کوتاه، دیدگاه شما نسبت به قانون چیست؟»
🍂 این تحریفات پس از انتشار عکسهای کتاب در شبکههای اجتماعی توسط یک کشیش افشا شد. مدتی بعد یک دبیر تعلیمات مسیحی وجود این محتوا را تأیید کرد و گفت که محتوای این کتاب درسی در مناطق مختلف چین متفاوت است. کاربران شبکههای اجتماعی از تحریف این داستان خشمگین شده و بیشتر آنها این متن را «کفرآمیز» خواندهاند و برخی نوشتهاند که شیطان واقعی، خود حزب کمونیست چین است.
🍂 انجمن «چاینا اید» واقع در ایالات متحده که حامی مسیحیان داخل چین است، این تحریف مخرب در کتاب مقدس را محکوم کرد و گفت که این متن وجهۀ عیسی مسیح در مذهب را بطور جدی با تحریف روبرو کرده و هدف از انتشار این روایت تحریف شده، تایید فلسفۀ حزب حاکم است.
🔻چاینا اید در بیانیهای گفت:
#بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻گزارش زیر، چند نکتۀ قابل تامل دارد:
۱. نگاه مشترک اسلام رایج و غالبشده در تاریخ (برساختۀ حکومت عباسی و فقهای حدیثمحور) با یک حکومت توتالیتر کمونیستی به مجازاتِ وحشیانۀ «سنگسار».
۲. نگاه مشترک خلافت اسلامی با حکومت توتالیتر کمونیستی به معنای قانون: قانون فرمانِ مقدسِ حکومتی/الاهیست، نه قواعدی که نمایندگانِ واقعی آحاد مردم، بشکلی نسبی و زمانمند، و از طریق دیالوگ آزاد و مستمر و تمسک به عقلانیت بینالاذهانی استنباط میکنند.
۳. نگاه مشترک و ابزاریِ حکومتها، اعم از کمونیست و دینی در تاریخ، به مقولۀ مذهب؛ بهنحوی که برای مصلحتِ افزدون بر اقتدار خود، به هر سنخ تحریف آشکار و بیّن دست میزنند و از دست بردن به مذهب جامعه بسود خود ابایی ندارند. حتی خودِ ورود سنگسار به اسلام، علیرغم ناموجود بودنش در قرآن (کتابِ فرقهای نصرانی-یهودی)، به همین منش دولت و حکومت بازمیگردد؛ تا حدی که روایت بُزِ قرآنخور، خلافِ آیات صریح قرآن (نظیر «إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون») و خلاف روایتِ تاریخیِ عدم خوردنِ «باسمک اللهمِ» ابتدای پیماننامه با مشرکین، برساخته میشود تا این تحریف و دیگر تحریفها/افزایشها به قرآن، موجه جلوه دادهشود.
۴. تصویر خلیفه و دیکتاورِ وقت باید همتراز و برتر از تصویر مقدسین قرار گیرد؛ حتی در میزان حضور در اماکن عمومی.
🍂 یک کتاب درسی اخلاق در چین، داستان انجیل را تحریف کرده و پایان آن را اینطور تغییر دادهاست که در آن، مسیح یک زن را به اتهام «گناهکار» بودن سنگسار میکند.
🍂 این تحریف، جدیدترین اقدام حزب کمونیست چین در جهت کنترل و سرکوب مذهب در این کشور، خشم مسیحیان را برانگیخته و بسیاری از آنها از واتیکان درخواست تجدیدنظر در همکاریهای خود با رژیم چین دارند.
🍂 عنوان این کتاب درسی «اخلاق حرفهای و قانون» است و در تمامی مدارس آموزش فنی و حرفهای چین تدریس میشود. در یک بخش از این کتاب، داستان «عیسی و زنی که مرتکب زنا شد» نوشته شدهاست. با این حال، بهجای نقل قول صحیح روایت، این کتاب، پایان داستان را با تحریف روبرو کرده و مسیح را بهعنوان یک «قاتل» به تصویر کشیدهاست.
🍂 در متن اصلی این روایت در انجیل یوحنا، یک گروه از مردم، جلسۀ درس عیسی را قطع کرده و بههمراه خود، زنی را به اتهام زنا میآورند. آنها از عیسی سوال کردند که آیا این زن باید براساس ده فرمان موسی سنگسار شود یا خیر؟ عیسی پس از نادیده گرفتن این اخلال در جلسه درس، به آنها گفت که «هرکس که در حیات خود گناهی مرتکب نشدهاست، سنگ اول را پرتاب کند». پس از گفته عیسی، آنها متوجه شدند که هیچ یک از گناه مبری نبوده و جلسه را ترک کردند. سپس عیسی از زن پرسید که آیا کسی او را متهم کرده و او جواب منفی میدهد. عیسی سپس گفت «پس من هم تو را متهم نمیکنم؛ از اینجا برو و دیگر گناه نکن».
🍂 مقامات چینی به یک کلیسای کاتولیک در استان شرقی جیانگشی دستور دادند تا تصویر مریم مقدس و فرزندش را با تصویر رهبر چین، یعنی شی جین پینگ جایگزین کند.
🍂 در طرف مقابل، کتاب چینی روایت را کاملا تغییر داده:
«هنگامیکه همه مکان را ترک کردند، عیسی شخصا زن را سنگسار کرد و گفت «من هم گناهکار هستم، اما اگر قانون صرفا توسط افراد مبری از گناه قابل اجرا بود، چیزی بهنام قانون وجود نداشت».
سپس در ادامه از خواننده سوال میکند: «براساس این داستان کوتاه، دیدگاه شما نسبت به قانون چیست؟»
🍂 این تحریفات پس از انتشار عکسهای کتاب در شبکههای اجتماعی توسط یک کشیش افشا شد. مدتی بعد یک دبیر تعلیمات مسیحی وجود این محتوا را تأیید کرد و گفت که محتوای این کتاب درسی در مناطق مختلف چین متفاوت است. کاربران شبکههای اجتماعی از تحریف این داستان خشمگین شده و بیشتر آنها این متن را «کفرآمیز» خواندهاند و برخی نوشتهاند که شیطان واقعی، خود حزب کمونیست چین است.
🍂 انجمن «چاینا اید» واقع در ایالات متحده که حامی مسیحیان داخل چین است، این تحریف مخرب در کتاب مقدس را محکوم کرد و گفت که این متن وجهۀ عیسی مسیح در مذهب را بطور جدی با تحریف روبرو کرده و هدف از انتشار این روایت تحریف شده، تایید فلسفۀ حزب حاکم است.
🔻چاینا اید در بیانیهای گفت:
«متن کتاب حزب کمونیست چین بهطور مستقیم بیان میکند که در صورت لزوم، مبری بودن قانونگذاران از گناه، قانون نمیتواند وجود داشتهباشد. به عبارت دیگر، این یعنی از آنجا که رفتارهای غیرقانونی مقامات قضایی چین در اجرای قانون اجتناب ناپذیر است، دولتهای دیگر وظیفه دارند تا این امر را تحمل کنند. رژیم حزب کمونیست چین سالها سعی داشته است تا اصول کتاب مقدس را بهمنظور مطابقت با ارزشهای سوسیالیستی طرفداران شی جین پینگ، رهبر کنونی چین و رهبران پیشین، دوباره تفسیر و تعریف کند».
#بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 معنای تاریخ رستگاری
— برشی از جلسۀ اول
🎙#آرمین_لنگرودی و دکتر #محسن_بنائی
❓افزودهها بر قرآن (سنت و حدیث) چه کارکردی داشتند و چرا ساخته شدند؟
❓«#سنگسار» و «ختنه» چگونه با وجود آنکه در قرآن نبودند، بخش مهم و جداییناپذیرِ اسلام شدند؟ خصوصا در اسلام…
— برشی از جلسۀ اول
🎙#آرمین_لنگرودی و دکتر #محسن_بنائی
❓افزودهها بر قرآن (سنت و حدیث) چه کارکردی داشتند و چرا ساخته شدند؟
❓«#سنگسار» و «ختنه» چگونه با وجود آنکه در قرآن نبودند، بخش مهم و جداییناپذیرِ اسلام شدند؟ خصوصا در اسلام…
📘پیرامون مجازات #سنگسار
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 اخیرا یک مسلمانِ داعشی در توجیهِ مجازاتِ سنگسار به من گفت:
🔻در خصوص افاضات مسلمان فوق، لازم به ذکر است:
اول) خیانت در زندگی زناشویی باید مجازات داشته باشد، مجازاتی مثل «جریمهٔ سنگین مالی».
🍂 منتها اسلام (یا بنا بر برخی تحقیقاتِ بازنگرانۀ متاخر، از جمله کتاب امیرحسین ترکاشوند، «جعلگرانِ احادیث و سنت نبوی») با شقاوت و بلاهت، مجازاتی متوحشانه برای فعل مذکور لحاظ کردهاست و سپس، چون خودش از اجرای مجازات سنگسار شرم دارد، شرایط اثبات را دشوار ساختهاست و مآلاً، فعل مذموم خیانت در زندگی زناشویی، عملاً «بدون «مجازات» و «ضمانت اجرای لازم» شدهاست.
دوم) بربریت در اسلام منحصر به مجازات سنگسار نیست. مجازات قصاص و شلاق و قطع دست و قطع پا نیز مایهٔ ننگ وجدان بشریست و خلاف عدالت است. فهم منجدِ مسلمین از متون و ناتوانیشان از درکِ تاریخیتِ قرآن و مقولۀ ناسخ و منسوخ نیز این انحطاط را حادتر کردهاست.
سوم) اسلامِ تاریخی و موجود، با ترسیم چهرهای مضحک و ابلهانه از خداوند و با مشتی خرافات و اباطیل و احکام داعشی را در دهان خداوند گذاشتن، از عوامل مهم بسطِ نیهیلیسم است. همچنین، شک به وجود خدای ادیان از تبعاتِ رشدِ عقلانیت و استدلالگرایی و خروج از خرافات است و لذا پروژهای ارادهگرایانه نیست.
🍂 بد نیست که اینجا گریزی هم به سیاستِ روز بزنم. ملیجکهای منتخبِ زائلالعقلِ زوار-در-رفتهای چون احمد جنتی، در نظام سیاسی ولایت مطلقۀ فقیه، حتی در این سطح قدرت اجرای وعدهها را ندارند و نخواهند داشت که «ربنای شجریان» را در صداوسیمای ولایت پخش کنند و در نهایت، مثل حسن کلیدساز، یکسری وعدۀ سطحی و پوچ و بیضمانت اجرایی میدهند تا صرفا این نمایشِ نخنما و بیمعنا را جدیتر جلوه بدهند؛ چه رسد به اینکه بخواهند وعدۀ پیگیریِ حذفِ قوانینِ داعشی، از جمله قانون سنگسار یا گشت ارشاد یا حتی حذف بودجههای نجومیِ برخی نهادهای بیخاصیت را بدهند. در چنین موقعیت تاریخیِ منحطی، برخی مسلمین، با تقلید از چند استاد دانشگاهِ حکومت آخوندی، ژستِ دغدغهمندی برای اصلاحِ بشریت و نجاتش از نهیلیسم را میگیرند! طوفان خندهها از این حجمِ بلاهتها! بساطِ خودشیفتگی و خودفریبیتان را جمع کنید؛ شما خود در بدترین نوعِ نهیلیسم تاریخی غوطهورید.
چهارم) در جهانِ سنت، قرآن و سنت نبوی و حتی خدا، مثل آبخوردن در خدمتِ شهوت و قدرتِ دستگاه خلافت و نظام سیاسیِ زمان بود. حتی وایکینگها اسم غارت را جهاد در راه خدایان (ثور و اودین و فریر) برای رفتن به بهشت (والهالا) میگذاشتند.
#بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 اخیرا یک مسلمانِ داعشی در توجیهِ مجازاتِ سنگسار به من گفت:
اولاً) اسلام از یک طرف، شرایط اثبات زنای محصنه که منجر به سنگسار شدن میشود را بسیار دشوار کرده. چهار نفر شاهد عادل به نحوی که تمام شاهدین شبیه به یکدیگر گزارش دهند؛ لذا بسیار کم اتفاق میافتد که چنین عملی اثبات شرعی و قانونی بشود.
ثانیاً) این مجازات بیشتر جنبه پیشگیری و بازدارندگی دارد، تا افراد از ترس به چنین گناه عظیمی آلوده نگردند.
ثالثاً) آن کسی که از تمام لایههای روحی بشر خبر دارد [یعنی الله]، بهتر میداند که اگر کسی آلوده به گناه زنای محصنه شد، چگونه و از چه طریقی روحش پاک میشود تا در قیامت گرفتار نگردد.
رابعاً) آیا حقیقتاً مسأله تاریخ امروز ما سنگسار و قطع دست و امثالهم است؟! کجا اجرای چنین احکامی وجود دارد؟ الان مسئلهٔ بشریت نیهیلیسمی است که همه را دارد تبدیل به خاکستر می کند!».
🔻در خصوص افاضات مسلمان فوق، لازم به ذکر است:
اول) خیانت در زندگی زناشویی باید مجازات داشته باشد، مجازاتی مثل «جریمهٔ سنگین مالی».
🍂 منتها اسلام (یا بنا بر برخی تحقیقاتِ بازنگرانۀ متاخر، از جمله کتاب امیرحسین ترکاشوند، «جعلگرانِ احادیث و سنت نبوی») با شقاوت و بلاهت، مجازاتی متوحشانه برای فعل مذکور لحاظ کردهاست و سپس، چون خودش از اجرای مجازات سنگسار شرم دارد، شرایط اثبات را دشوار ساختهاست و مآلاً، فعل مذموم خیانت در زندگی زناشویی، عملاً «بدون «مجازات» و «ضمانت اجرای لازم» شدهاست.
دوم) بربریت در اسلام منحصر به مجازات سنگسار نیست. مجازات قصاص و شلاق و قطع دست و قطع پا نیز مایهٔ ننگ وجدان بشریست و خلاف عدالت است. فهم منجدِ مسلمین از متون و ناتوانیشان از درکِ تاریخیتِ قرآن و مقولۀ ناسخ و منسوخ نیز این انحطاط را حادتر کردهاست.
سوم) اسلامِ تاریخی و موجود، با ترسیم چهرهای مضحک و ابلهانه از خداوند و با مشتی خرافات و اباطیل و احکام داعشی را در دهان خداوند گذاشتن، از عوامل مهم بسطِ نیهیلیسم است. همچنین، شک به وجود خدای ادیان از تبعاتِ رشدِ عقلانیت و استدلالگرایی و خروج از خرافات است و لذا پروژهای ارادهگرایانه نیست.
🍂 بد نیست که اینجا گریزی هم به سیاستِ روز بزنم. ملیجکهای منتخبِ زائلالعقلِ زوار-در-رفتهای چون احمد جنتی، در نظام سیاسی ولایت مطلقۀ فقیه، حتی در این سطح قدرت اجرای وعدهها را ندارند و نخواهند داشت که «ربنای شجریان» را در صداوسیمای ولایت پخش کنند و در نهایت، مثل حسن کلیدساز، یکسری وعدۀ سطحی و پوچ و بیضمانت اجرایی میدهند تا صرفا این نمایشِ نخنما و بیمعنا را جدیتر جلوه بدهند؛ چه رسد به اینکه بخواهند وعدۀ پیگیریِ حذفِ قوانینِ داعشی، از جمله قانون سنگسار یا گشت ارشاد یا حتی حذف بودجههای نجومیِ برخی نهادهای بیخاصیت را بدهند. در چنین موقعیت تاریخیِ منحطی، برخی مسلمین، با تقلید از چند استاد دانشگاهِ حکومت آخوندی، ژستِ دغدغهمندی برای اصلاحِ بشریت و نجاتش از نهیلیسم را میگیرند! طوفان خندهها از این حجمِ بلاهتها! بساطِ خودشیفتگی و خودفریبیتان را جمع کنید؛ شما خود در بدترین نوعِ نهیلیسم تاریخی غوطهورید.
چهارم) در جهانِ سنت، قرآن و سنت نبوی و حتی خدا، مثل آبخوردن در خدمتِ شهوت و قدرتِ دستگاه خلافت و نظام سیاسیِ زمان بود. حتی وایکینگها اسم غارت را جهاد در راه خدایان (ثور و اودین و فریر) برای رفتن به بهشت (والهالا) میگذاشتند.
#بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🪨 رجمِ #سنگسار
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
📘در ضرورتِ پرهیز از قمار با «اسب بازنده»
— چرا تحریم عاقلانهترین و اخلاقیترین عملِ سیاسیِ ممکن است؟
✍🏻 دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری پیش رو چیزهای زیادی میتوان گفت، اما من فقط میخواهم به یک وجه از این انتخابات توجه کنم و بپرسم آیا در این جامعۀ دلزده از انتخابات و اصلاحطلبان، این امکان وجود دارد که اصلاحطلبان بتوانند میزان لازم از مردم را پای صندوق بکشانند تا انتخابات را برنده شوند؟
🍂 برای پاسخ به این پرسش اجازه بدهید نگاهی به اعداد بیندازیم. در انتخابات ۱۴۰۰ اعداد مهم اینها بودند (اعداد تقریبی هستند):
تعداد کل واجدین شرایط: ۶۰ میلیون،
تعداد آراء مأخوذه: ۲۹ میلیون،
تعداد آراء رئیسی: ۱۸ میلیون،
تعداد آراء کل اصولگرایان: ۲۲.۵ میلیون،
تعداد آراء همتی: ۲.۵ میلیون،
تعداد آراء سفید و باطله: ۴ میلیون.
🍂 با این پیشفرض که شرایط فعلی تقریباً مشابه ۱۴۰۰ است، در حال حاضر مشکل اصلاحطلبان برای پیروزی در انتخابات این است که باید فاصلۀ ۲۰ میلیونی میان آراء همتی و آراء کل اصولگرایان در انتخابات قبل را پر کنند تا بتوانند آنها را شکست دهند. ۲۰ میلیون رأی اضافه یعنی میزان مشارکت باید ۳۳ درصد افزایش پیدا کند و از ۴۹ درصدِ سال ۱۴۰۰ به ۸۲ درصد برسد و همه هم به پزشکیان رأی بدهند. حتی اگر با خوشبینی زیاد آراء باطله را هم به پای اصلاحطلبان بنویسیم، باز هم اصلاحطلبان نیازمند ۱۶ میلیون رأی اضافه هستند تا با اصولگرایان برابر شوند. ۱۶ میلیون رأی یعنی باید میزان مشارکت در انتخابات ۲۶ درصد افزایش یافته و به ۷۵ درصد برسد و همه هم به اصلاحطلبان رأی بدهند.
🔺محاسبات بالا بر این فرض استوار است که کسانی که در ۱۴۰۰ به اصولگرایان رأی دادند در انتخابات ۱۴۰۳ نیز شرکت کرده و مجدداً به اصولگرایان رأی خواهند داد. با این حساب، تنها امید اصلاحطلبان به کسانی است که در اثر افزایش مشارکت به آنها میپیوندند. ازآنجاییکه در فضای فعلی جامعه افزایش ۳۳ درصدی، یا حتی ۲۶ درصدی مشارکت در انتخابات غیرممکن به نظر میرسد، تلاش اصلاحطلبان در انتخابات محکوم به شکست است و نتیجۀ شرکت کردن آنها در انتخابات چیزی جز بالا بردن نسبی مشارکت انتخاباتی و عبور عدد آن از ۵۰ درصد نخواهد بود که نفع آن هم صرفاً به حاکمیت میرسد.
منبع اعداد: ویکی پدیا
#حکومت_اسلامی #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
— چرا تحریم عاقلانهترین و اخلاقیترین عملِ سیاسیِ ممکن است؟
✍🏻 دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری پیش رو چیزهای زیادی میتوان گفت، اما من فقط میخواهم به یک وجه از این انتخابات توجه کنم و بپرسم آیا در این جامعۀ دلزده از انتخابات و اصلاحطلبان، این امکان وجود دارد که اصلاحطلبان بتوانند میزان لازم از مردم را پای صندوق بکشانند تا انتخابات را برنده شوند؟
🍂 برای پاسخ به این پرسش اجازه بدهید نگاهی به اعداد بیندازیم. در انتخابات ۱۴۰۰ اعداد مهم اینها بودند (اعداد تقریبی هستند):
تعداد کل واجدین شرایط: ۶۰ میلیون،
تعداد آراء مأخوذه: ۲۹ میلیون،
تعداد آراء رئیسی: ۱۸ میلیون،
تعداد آراء کل اصولگرایان: ۲۲.۵ میلیون،
تعداد آراء همتی: ۲.۵ میلیون،
تعداد آراء سفید و باطله: ۴ میلیون.
🍂 با این پیشفرض که شرایط فعلی تقریباً مشابه ۱۴۰۰ است، در حال حاضر مشکل اصلاحطلبان برای پیروزی در انتخابات این است که باید فاصلۀ ۲۰ میلیونی میان آراء همتی و آراء کل اصولگرایان در انتخابات قبل را پر کنند تا بتوانند آنها را شکست دهند. ۲۰ میلیون رأی اضافه یعنی میزان مشارکت باید ۳۳ درصد افزایش پیدا کند و از ۴۹ درصدِ سال ۱۴۰۰ به ۸۲ درصد برسد و همه هم به پزشکیان رأی بدهند. حتی اگر با خوشبینی زیاد آراء باطله را هم به پای اصلاحطلبان بنویسیم، باز هم اصلاحطلبان نیازمند ۱۶ میلیون رأی اضافه هستند تا با اصولگرایان برابر شوند. ۱۶ میلیون رأی یعنی باید میزان مشارکت در انتخابات ۲۶ درصد افزایش یافته و به ۷۵ درصد برسد و همه هم به اصلاحطلبان رأی بدهند.
🔺محاسبات بالا بر این فرض استوار است که کسانی که در ۱۴۰۰ به اصولگرایان رأی دادند در انتخابات ۱۴۰۳ نیز شرکت کرده و مجدداً به اصولگرایان رأی خواهند داد. با این حساب، تنها امید اصلاحطلبان به کسانی است که در اثر افزایش مشارکت به آنها میپیوندند. ازآنجاییکه در فضای فعلی جامعه افزایش ۳۳ درصدی، یا حتی ۲۶ درصدی مشارکت در انتخابات غیرممکن به نظر میرسد، تلاش اصلاحطلبان در انتخابات محکوم به شکست است و نتیجۀ شرکت کردن آنها در انتخابات چیزی جز بالا بردن نسبی مشارکت انتخاباتی و عبور عدد آن از ۵۰ درصد نخواهد بود که نفع آن هم صرفاً به حاکمیت میرسد.
منبع اعداد: ویکی پدیا
#حکومت_اسلامی #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
📘یک تحلیل سادهی منطقی در باب تناقض ادعای اصلاحطلبان حامی پزشکیان
✍🏻 #سعید_پایدارفرد
🍂 میگویید:
🔺معنای ضمنی این مدعا این است که: نامزدی که از هسته سخت قدرت دورتر باشد، برای مردم، بهتر است.
❓حال این پرسش پیش میآید: اگر هسته سخت قدرت از یک "انتخابات حداقلی" و روی کار آمدن نامزدی کاملا مورد اعتماد استقبال میکند، چرا باید به نفع مردم، کسی را تأیید کند که با سیستم "زاویه دارد" و ممکن است به نفع مردم، منافع نظام را محدود کند؟
🔻تنها سه پاسخ (یا هر دوی آنها) ممکن است:
۱) میزان مشارکت برای سیستم مهم است.
۲) سیستم قدرت رد صلاحیت کسی مانند پزشکیان را نداشت.
۳) افراد تایید شده، هیچ زاویهای با سیستم و خطری برای آن ندارند.
🔺که هر سه پاسخ، با ادعاهای اولیهی خودتان متناقض است.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @spaydarfard
✍🏻 #سعید_پایدارفرد
🍂 میگویید:
«"مشارکت کم" مردم برای هستهی سخت قدرت، نعمت (یا حداقل کماهمیت) است، به همین دلیل حتی افراد مهمتری مثل لاریجانی را ردصلاحیت کرد. بنابراین بهتر است نه با رای ندادن، بلکه با رای دادن به نامزدی که با هستهی سخت قدرت،" زاویه دارد"، اوضاع را بهتر کنیم».
🔺معنای ضمنی این مدعا این است که: نامزدی که از هسته سخت قدرت دورتر باشد، برای مردم، بهتر است.
❓حال این پرسش پیش میآید: اگر هسته سخت قدرت از یک "انتخابات حداقلی" و روی کار آمدن نامزدی کاملا مورد اعتماد استقبال میکند، چرا باید به نفع مردم، کسی را تأیید کند که با سیستم "زاویه دارد" و ممکن است به نفع مردم، منافع نظام را محدود کند؟
🔻تنها سه پاسخ (یا هر دوی آنها) ممکن است:
۱) میزان مشارکت برای سیستم مهم است.
۲) سیستم قدرت رد صلاحیت کسی مانند پزشکیان را نداشت.
۳) افراد تایید شده، هیچ زاویهای با سیستم و خطری برای آن ندارند.
🔺که هر سه پاسخ، با ادعاهای اولیهی خودتان متناقض است.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @spaydarfard
Telegram
نقدآگین
📘۸ پرسشِ بنیادی از پزشکیان
✍🏻 #احمد_فعال
🔻اگر حقیقتاً پزشکیان قصد حل کردن مسائل کشور را دارند، این پرسشها را با او در میان بگذارید و به اطلاع عموم برسانید:
۱- نیاز به توضیح نیست که سیاست خارجی ایران و بحران آفرینیهای مکرر، در طی ۴۵ سال، مانع اصلی هر گونه اقدام اصلاحیست؛ بطوریکه بحرانها در سیاست خارجی، کل اقتصاد کشور را قفل کردهاست.
▪️آقای الله کرم گفته «هر پیروزی که بدست آوردیم، محصول تنشزایی بوده»، و مرحوم قاسم سلیمانی میگفت «در بحران فرصتیست که در فرصت وجود ندارد»، یعنی اگر به یک فیلسوف سیاسی میگفتید جملهای در ستایش بحران بگوید، نمیتوانست جملهای به این نغزی بگوید! چگونه شما میخواهید کشور را و سیاست خارجی را از بحران نجات دهید؟
۲. امر مسلم و بدیهی این است، و ظریف وزیر خارجه پیشین نیز تصدیق میکند که مداخله سپاه پاسداران در سیاست خارجی و نقش تعیین کنندگی آن در سیاستها، عامل اصلی بحرانهاست. آقای پزشکیان چگونه و با کدام برنامه میخواهد نقش سپاه را در مداخله سیاست خارجی از میان بردارد؟
۳. امر مسلم این است که ایران هیچگونه «سیاست داخلی» نداشتهاست، و سیاست خارجی تعیینکنندۀ سیاست داخلیست. بهعبارتی، کشور از چهل سال پیش و بهخصوص از دوران احمدی نژآد تاکنون، سیاستخارجیمحور بوده است. دشمنیها و ستیزهجوییها با غرب و محور قرار دادن دشمن در تعیین سیاستها، نقش محوری دارند. در این میان، نظامیگری و مداخلات جاهطلبانه در منطقه، نیروی محرکۀ اصلی این سیاستها بشمار میروند؛ بهطوریکه تمام مؤلفههای داخلی از اقتصاد تا فرهنگ با ادبیات نظامی بیان میشوند.
▪️بعنوان مثال، استفاده از اصطلاحِ «اقتصاد مقاومتی» بهجای «اقتصاد توسعه»، و استفاده از «تهاجم فرهنگی»، «سرهنگان فرهنگی»، «جنگ نرم»، بهجای «مبادلۀ فرهنگی» و «تعاطی افکار»، به وضوح ماهیتِ «نظامیگری و سیاستخارجی-محور-بودنِ» سیاستهای داخلی را بیان میکنند.
❓آقای پزشکیان چگونه میخواهند این ادبیات را تغییر دهند و «سیاستِخارجی-محوری» را به «سیاستِداخلی-محوری» برگردانند؟ با کدام ابزارها و کدام ضمانتها؟
۴. نظر اقای پزشکیان دربارۀ این سخنان مرحوم خمینی در بهشت زهرا در سال ۱۳۵۷ که خطاب به رژیم شاه میگفت «گیریم که پدران ما نظام شاهنشاهی را انتخاب کردند، آنها به چه حقی باید امروز برای ما انتخاب کنند؟»، چیست؟ اکنون این سوال مطرح است که گیریم که پدران ما ۴۵ سال پیش جمهوری اسلامی را انتخاب کردند، آیا نسل امروز و جامعه امروز که بیش از ۹۰ درصد آنها به نظام جمهوری اسلامی رای ندادهاند، چرا باید به این نظام تمکین کنند؟ چه راهکاری برای تحقق خواست جامعه امروز وجود دارد؟ یا اینکه میفرماید مرگ خوب است برای همسایه؟
۵. نظر ایشان دربارۀ حقوق و آزادیهای اقلیتهای دینی مثل بهائیان چیست؟
۶. نظر ایشان دربارۀ حجاب اجباری چیست؟ این کافی نیست که بگوید مسئله من حجاب نیست، احمدی نژاد هم قبل از ریاست جمهوری همین حرف را میزد، نظر صریح او دربارۀ حجاب اجباری چیست و چه راهکاری و با چه تضمینهای حقوقی برای حل این مسئله دارند؟
۷. نظر ایشان دربارۀ آزادی مخالفان چیست؟ نظر ایشان درباره حقوق و آزادی منتقدین نسبت به نظام ولایت، نسبت به فعالیتهای اقتصادی سپاه پاسداران، و نسبت به برنامههای اتمی ایران چیست؟ چه تضمینهای حقوقی وجود دارد که این افراد از همان آزادیها و حقوق مساویای برخوردار باشند که موافقان این ایدهها دارند؟
۸. آیا آقای پزشکیان معتقد است که ایران به همه ایرانیان تعلق دارد یا خیر؟ آیا همه ایرانیان حق دارند در تعیین سرنوشت خود مشارکت کنند یا خیر؟ اگر یک ایرانی غیرمسلمان و یا یک مسلمان غیرشیعی، و یا یک ایرانی بهایی، و یا حتی اکثریت ایرانیانی که با نظام موجود موافق نیستند، حق دارند سرنوشت خودشان را تعیین کند یا خیر؟
🍂 نه اینکه این حق را فقط در اندازۀ یک ابزار و یا یک «ماشین رأی» تقلیل دهیم. چرا آنها از این حق مساوی با دیگر هموطنان خود برخوردار نیستند؟ اگر ایران برای همۀ ایرانیان است، ضمن اینکه قانون اساسی چنین حقی مساویای را به لحاظ حقوقی برای همه آحاد ایرانیان قائل نشدهاست، چگونه و از چه راهی شما میتوانید تضمین کنید که همۀ ایرانیان مطابق منشور حقوق بشر به این حق طبیعی و اولیه دست پیدا کنند؟
🔺اگر آقای پزشکیان اجرا و تحقق یکی از این پرسشهای هشتگانه و دهها پرسش دیگری که اینجا نیامدند (تکرار میکنم اجرا و تحقق «یکی» از این پرسشهای هشتگانه را؛ اجرا و تحقق بقیۀ پرسشها پیشکش) پاسخ و تضمین دهند، بفرمایند تا به ایشان رأی بدهیم. اگرنه، برای چی؟ همچنان که در دورۀ قبل گفتم، انتخاب رئیسی دستکم در این سیستم بهتر از همتی است، اکنون می گویم، اگر قرار است همین وضع موجود ادامه پیدا کند، انتخاب قالیباف و جلیلی بهتر است از انتخاب پزشکیان است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azadi
✍🏻 #احمد_فعال
🔻اگر حقیقتاً پزشکیان قصد حل کردن مسائل کشور را دارند، این پرسشها را با او در میان بگذارید و به اطلاع عموم برسانید:
۱- نیاز به توضیح نیست که سیاست خارجی ایران و بحران آفرینیهای مکرر، در طی ۴۵ سال، مانع اصلی هر گونه اقدام اصلاحیست؛ بطوریکه بحرانها در سیاست خارجی، کل اقتصاد کشور را قفل کردهاست.
▪️آقای الله کرم گفته «هر پیروزی که بدست آوردیم، محصول تنشزایی بوده»، و مرحوم قاسم سلیمانی میگفت «در بحران فرصتیست که در فرصت وجود ندارد»، یعنی اگر به یک فیلسوف سیاسی میگفتید جملهای در ستایش بحران بگوید، نمیتوانست جملهای به این نغزی بگوید! چگونه شما میخواهید کشور را و سیاست خارجی را از بحران نجات دهید؟
۲. امر مسلم و بدیهی این است، و ظریف وزیر خارجه پیشین نیز تصدیق میکند که مداخله سپاه پاسداران در سیاست خارجی و نقش تعیین کنندگی آن در سیاستها، عامل اصلی بحرانهاست. آقای پزشکیان چگونه و با کدام برنامه میخواهد نقش سپاه را در مداخله سیاست خارجی از میان بردارد؟
۳. امر مسلم این است که ایران هیچگونه «سیاست داخلی» نداشتهاست، و سیاست خارجی تعیینکنندۀ سیاست داخلیست. بهعبارتی، کشور از چهل سال پیش و بهخصوص از دوران احمدی نژآد تاکنون، سیاستخارجیمحور بوده است. دشمنیها و ستیزهجوییها با غرب و محور قرار دادن دشمن در تعیین سیاستها، نقش محوری دارند. در این میان، نظامیگری و مداخلات جاهطلبانه در منطقه، نیروی محرکۀ اصلی این سیاستها بشمار میروند؛ بهطوریکه تمام مؤلفههای داخلی از اقتصاد تا فرهنگ با ادبیات نظامی بیان میشوند.
▪️بعنوان مثال، استفاده از اصطلاحِ «اقتصاد مقاومتی» بهجای «اقتصاد توسعه»، و استفاده از «تهاجم فرهنگی»، «سرهنگان فرهنگی»، «جنگ نرم»، بهجای «مبادلۀ فرهنگی» و «تعاطی افکار»، به وضوح ماهیتِ «نظامیگری و سیاستخارجی-محور-بودنِ» سیاستهای داخلی را بیان میکنند.
❓آقای پزشکیان چگونه میخواهند این ادبیات را تغییر دهند و «سیاستِخارجی-محوری» را به «سیاستِداخلی-محوری» برگردانند؟ با کدام ابزارها و کدام ضمانتها؟
۴. نظر اقای پزشکیان دربارۀ این سخنان مرحوم خمینی در بهشت زهرا در سال ۱۳۵۷ که خطاب به رژیم شاه میگفت «گیریم که پدران ما نظام شاهنشاهی را انتخاب کردند، آنها به چه حقی باید امروز برای ما انتخاب کنند؟»، چیست؟ اکنون این سوال مطرح است که گیریم که پدران ما ۴۵ سال پیش جمهوری اسلامی را انتخاب کردند، آیا نسل امروز و جامعه امروز که بیش از ۹۰ درصد آنها به نظام جمهوری اسلامی رای ندادهاند، چرا باید به این نظام تمکین کنند؟ چه راهکاری برای تحقق خواست جامعه امروز وجود دارد؟ یا اینکه میفرماید مرگ خوب است برای همسایه؟
۵. نظر ایشان دربارۀ حقوق و آزادیهای اقلیتهای دینی مثل بهائیان چیست؟
۶. نظر ایشان دربارۀ حجاب اجباری چیست؟ این کافی نیست که بگوید مسئله من حجاب نیست، احمدی نژاد هم قبل از ریاست جمهوری همین حرف را میزد، نظر صریح او دربارۀ حجاب اجباری چیست و چه راهکاری و با چه تضمینهای حقوقی برای حل این مسئله دارند؟
۷. نظر ایشان دربارۀ آزادی مخالفان چیست؟ نظر ایشان درباره حقوق و آزادی منتقدین نسبت به نظام ولایت، نسبت به فعالیتهای اقتصادی سپاه پاسداران، و نسبت به برنامههای اتمی ایران چیست؟ چه تضمینهای حقوقی وجود دارد که این افراد از همان آزادیها و حقوق مساویای برخوردار باشند که موافقان این ایدهها دارند؟
۸. آیا آقای پزشکیان معتقد است که ایران به همه ایرانیان تعلق دارد یا خیر؟ آیا همه ایرانیان حق دارند در تعیین سرنوشت خود مشارکت کنند یا خیر؟ اگر یک ایرانی غیرمسلمان و یا یک مسلمان غیرشیعی، و یا یک ایرانی بهایی، و یا حتی اکثریت ایرانیانی که با نظام موجود موافق نیستند، حق دارند سرنوشت خودشان را تعیین کند یا خیر؟
🍂 نه اینکه این حق را فقط در اندازۀ یک ابزار و یا یک «ماشین رأی» تقلیل دهیم. چرا آنها از این حق مساوی با دیگر هموطنان خود برخوردار نیستند؟ اگر ایران برای همۀ ایرانیان است، ضمن اینکه قانون اساسی چنین حقی مساویای را به لحاظ حقوقی برای همه آحاد ایرانیان قائل نشدهاست، چگونه و از چه راهی شما میتوانید تضمین کنید که همۀ ایرانیان مطابق منشور حقوق بشر به این حق طبیعی و اولیه دست پیدا کنند؟
🔺اگر آقای پزشکیان اجرا و تحقق یکی از این پرسشهای هشتگانه و دهها پرسش دیگری که اینجا نیامدند (تکرار میکنم اجرا و تحقق «یکی» از این پرسشهای هشتگانه را؛ اجرا و تحقق بقیۀ پرسشها پیشکش) پاسخ و تضمین دهند، بفرمایند تا به ایشان رأی بدهیم. اگرنه، برای چی؟ همچنان که در دورۀ قبل گفتم، انتخاب رئیسی دستکم در این سیستم بهتر از همتی است، اکنون می گویم، اگر قرار است همین وضع موجود ادامه پیدا کند، انتخاب قالیباف و جلیلی بهتر است از انتخاب پزشکیان است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azadi
Telegram
نقدآگین
📺 مقایسهی مرامِ یک قومگرای فارسیستیز با لوریس چکناواریان؛ هنرمندِ نامدارِ ایرانی ارمنیِ اهل بروجرد
🍂 میگوید: «من به بچههایم اجازهندادم در خانه فارسی حرفبزنند» و به این افتخار هم میورزد!
🍂 حالا ما امروزه افرادی را داریم که معتقدند این شخص فردِ «شریفی» است؛ و رای به این چنین تفکر قبیلهگرایی که در خانه نیز دیکتاتوری قومگرایانه راه انداخته، «رای به تغییر» است.
🍂 پزشکیان در مجلسِ حکومت اسلامی، فراکسیون «ترکزبان» تشکیل داد و همین موجب شد بدنبال آن، فراکسیون «کرد زبان» شکل بگیرد. و این نقض آشکار قانون اساسی اصل ۸۴ و دیگر مواد بود که در اين اصول آمدهاست، ملت #ايران از هر تیرهای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و هر نماينده در برابر همه ملت مسئول است.
🍂 پزشکیان رئیس فراکسیون «ترک زبانها» بتازگی طرفداری از قوم پرستی را تکذیب کرده، ولی ویدیویی از او درحال انتشار توسط رسانههای پانترکی میباشد که در آن، پزشکیان میگوید من از اول به فرزندانم اجازه ندادهام فارسی صحبت کنند! چون من تُرک هستم!
🔻بد نیست برشی از سخنان هشدارآمیز زندهیاد دکتر جواد طباطبایی خطاب به محمد خاتمی که چند سال قبل، با تمسکی عوامفریبانه به شعار فدرالیسم، خواهان خریدنِ آرای بخشی از جامعه بود را نقل کنیم. اصلاحاتی که غرق در انواع فساد است و جز شعارهای پوچ و بیضمانت اجرایی، حضور در شوهای انتصابات و کسب انواع رانت با افزودن بر آمار مشارکت در بیعتها و مشروعیتسازی برای نظامِ ضد دموکراتیک خلیفگی و مالهکشی جنایات آن و ضربهگیریِ ناکارآمدی ساختاریاش و سیاستهای دوگانهاش، در عمل چیزی برای عرضه ندارد و امروز و پس از شکستِ کامل شعارهای حسن روحانی و کشتار آبان، باز صندوق دیده و تعادلش را از دست داده و بر روی بیحافظگی و قوم و قبیلهگرایی بخشی از ایرانیان، حساب باز کردهاست:
🗄پست مرتبط
📊 درخواست رد صلاحیت پزشکیان
#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 میگوید: «من به بچههایم اجازهندادم در خانه فارسی حرفبزنند» و به این افتخار هم میورزد!
🍂 حالا ما امروزه افرادی را داریم که معتقدند این شخص فردِ «شریفی» است؛ و رای به این چنین تفکر قبیلهگرایی که در خانه نیز دیکتاتوری قومگرایانه راه انداخته، «رای به تغییر» است.
🍂 پزشکیان در مجلسِ حکومت اسلامی، فراکسیون «ترکزبان» تشکیل داد و همین موجب شد بدنبال آن، فراکسیون «کرد زبان» شکل بگیرد. و این نقض آشکار قانون اساسی اصل ۸۴ و دیگر مواد بود که در اين اصول آمدهاست، ملت #ايران از هر تیرهای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و هر نماينده در برابر همه ملت مسئول است.
🍂 پزشکیان رئیس فراکسیون «ترک زبانها» بتازگی طرفداری از قوم پرستی را تکذیب کرده، ولی ویدیویی از او درحال انتشار توسط رسانههای پانترکی میباشد که در آن، پزشکیان میگوید من از اول به فرزندانم اجازه ندادهام فارسی صحبت کنند! چون من تُرک هستم!
🔻بد نیست برشی از سخنان هشدارآمیز زندهیاد دکتر جواد طباطبایی خطاب به محمد خاتمی که چند سال قبل، با تمسکی عوامفریبانه به شعار فدرالیسم، خواهان خریدنِ آرای بخشی از جامعه بود را نقل کنیم. اصلاحاتی که غرق در انواع فساد است و جز شعارهای پوچ و بیضمانت اجرایی، حضور در شوهای انتصابات و کسب انواع رانت با افزودن بر آمار مشارکت در بیعتها و مشروعیتسازی برای نظامِ ضد دموکراتیک خلیفگی و مالهکشی جنایات آن و ضربهگیریِ ناکارآمدی ساختاریاش و سیاستهای دوگانهاش، در عمل چیزی برای عرضه ندارد و امروز و پس از شکستِ کامل شعارهای حسن روحانی و کشتار آبان، باز صندوق دیده و تعادلش را از دست داده و بر روی بیحافظگی و قوم و قبیلهگرایی بخشی از ایرانیان، حساب باز کردهاست:
اصلاحات و افسادات
من به این اعتبار ِاخیر، این دو سه یادداشت را مینویسم تا به رئیس جمهور پیشین یادآوری کنم که مصالح عالی کشور را فدای منافع گروهی که او رهبری آنان را بر عهده دارد و فساد و عدم کاردانی بسیاری از آنان به جایی رسیدهاست که خود آقای خاتمی مجبور شده است اعتراف کند: «بعید است مردم با حرف ما در انتخابات آتی شرکت کنند» نکند! من اضافه می کنم: آقای خاتمی بعید نیست، حتمی است! شما بعنوان رهبر اصلاحات، حتما شعارهای مردم را شنیدهاید! و این نکته را باید بفهمید که اصلاحات نیازمند نظریهای برای افسادات است؛ یعنی باید دانستهباشید که در کجاها کار را خراب کردهاید؟ فسادهای اطرافیان شما کجاها و تا چه حدی بودهاست؟ آنچه بعید مینماید این است که شما و اصلاحطلبان هنوز تصور درستی از بیراههای که رفتهاید ندارید و برای جبران همین فقدان فهم درست است که هر بار، برای گرفتن رأی مردم از مصالح عالی کشور مایه میگذارید و هر بار هم همان اشتباههای پیشین را مرتکب میشوید.
نقطه سیاه کارنامۀ اصلاحطلبی
پیش از آنکه به بحث فدرالیسم برسم که اطمینان دارم بهواقع متوجه نشدهاید چه گفتهاید و گفتههای شما چه تالیهای فاسدی میتواند داشتهباشد، به یک مورد دیگر اشارهای میکنم تا یکی از نقطههای سیاه کارنامۀ دوستان شما را یادآوری کردهباشم. در آبان ماه ۱۳۹۵، حکومت وقت ناگهان برنامهای برای آموزش زبانهای محلی رونمایی کرد که در زمان صدارت شخص شما و در دستگاه وزیر علوم اصلاحات در سال ۱۳۸۲ توسط یکی از پانترکهای معروف نوشته شدهبود. آن رونمایی بهدلایل انتخاباتی و جلب نظر مردم استانهای کردنشین و آذری زبان انجام شدهبود.
لزوم پس گرفتن سخن نسنجیده
من به آن مناسبت توضیح دادم که چنین مایهگذاشتن از مصالح عالی کشور بعید است برای نامزد ریاست جمهوری رأیی بیاورد. آن مقاله را در همینجا بار دیگر منتشر و نظر شما را به آن جلب میکنم. در پستهای دیگری اشارههایی نیز به مضمون سخنان شما خواهم آورد. به عنوان یک شهروند، که اندکی بیشتر از شما در این مباحث فکر کرده و بویژه اینکه سیاستباز نیست، از شما میخواهم که این سخنان را محترمانه پس بگیرید و به اطرافیان خودتان هم توصیه کنید که وارد این مباحث نشوند.
🗄پست مرتبط
📊 درخواست رد صلاحیت پزشکیان
#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘آذربایجان، زبان فارسی و مسعود پزشکیان!
✍🏻#ناصر_همرنگ
🍂 مسعود پزشکیان گفتهاست که خودش را آذربایجانی میداند و از همینرو در خانوادهاش هرگز اجازه نمیدهد کسی به فارسی سخن بگوید. او همچنین از حقوقِ "ملتهای ایران" گفته است و از توجیه جریانهای جداییخواهانه در برابر آنچه که به باور او ستمهای مزمنشده در حق زیرمجموعههای تباری و قومی و قبیلهای بشمار میآیند.
🍂 سخنان نسنجیدهای است که نه پیوند تاریخی با راستینههای #ایران دارند و نه هیچ فهم درستی از آذربایجان و علقههای استوارش با زبان فارسی در آنها دیده میشود. یاوههایی است از سر نادانی و یا کینهستانی. و در هردوحال، آلوده به چرک و روب چپاندیشیهای سرخ و سیاه و جهانوطنیهای بیرنگ و بیشکل قرن بیستمی. با اینحال گفتههای ضدِّ تاریخی و گنگ و نامفهوم بسیاری از این قماش در کنار سخنان انتزاعی و پر از سایهروشن دیگر بر پیچیدگیهای کلاف سردرگم شخصیت و روانشناسی مردی که میخواهد بر مسند صدارت کشوری چون ایران تکیه زند، بسی میافزاید. باری. در یک نکته گمانی نیست. اینگونه سخنپراکنیها از هر زاویه که نگریسته شوند، عوامفریبانه و پوپولیستی و قبیلهگرایانه و به همان اندازه ضدِّ ملی و ویرانگر هستند و احیاناً میتوانند از آغاز یک داستان بدون ملودرام و صاف و تخت و یکدست و خطرناک و در عین حال بشدت مبتذل در آیندههای دور و نزدیک در سپهر سیاسی ایران خبر دهند. ما ناگهان به یک ابر ابتذال چپِ ضدِّ ملی و قبیلهگرا ارتقا یافتهایم. ابر ابتذالی بنام مسعود پزشکیان.
🍂 آیا پزشکیان یک ایرانستیز و یک قومگرا و یک قبیلهاندیش و یک تجزیهطلب هست؟ آیا او دشمنی دیرینهای با زبان فارسی و دیگر استوانههای ملی ایرانیان و ملیت ایرانی دارد؟ آیا او پیشهوری دیگری است که امروز دست برقضا توانسته است تا نامزدی ریاست جمهوری ایران بالا بیاید؟ آیا او رنگارنگی ایرانیان را در چهارچوب قبیلههای پراکندهای نمیبیند که بدیل ملت ایران هستند و دستیافتنیترین و آسانترین فرمول برای استحاله در آسیاب اندیشههای جهانوطنی بشمار میآیند؟ آیا او دغدعههای وطنی هم دارد؟ وطن او کجاست؟
🍂 پاسخ به هرکدام از این پرسشها به همان اندازه خطرناک هستند که بر زبان آوردن یکایک آنها. اما از طرح آنها گریزی نیست. سیاستمدارانی چون پزشکیان اکنون سالهای سال است که با منشهای پوپولیستی و عوامفریبانهی خودشان ما را در برابر پرسشهای بیپاسخ فراوانی از این دست، ناچار و حیران گزاردهاند. از همینرو اکنون شاید بهترین فرصت برای یک تسویهحساب تاریخی در عالم گفتگو باشد. با اینحال پاسخ همپا به همهی پرسشهایی از این دست یکی است. بله. ما ناگهان با ملغمهای از جهانوطنی و چپاندیشی و قبیلهگرایی و جداییطلبی روبرو شدهایم که میخواهد همهی دستآوردهای ناشی از ملتبودگی ایرانیان را در کام اندیشههای قبیلهگرای خود ببلعد. نخ ناپیدای همهی این عنصرهای همگون اما یکی بیش نیست. دشمنی با زبان فارسی و همهی استوانههای ملیی در پیوند با او. سخنان پزشکیان در دشمنی با زبان فارسی در چنین فضایی است که اهمیت بسیاری مییاید.
🍂 در جهانبینی پزشکیان نسبت به موضوع ایران، دو زاویهی دید وارونه و ناهمگون و رو در رو، هستندگی دارند. یکی نگاه قیاسی و از کل به جز و آن دیگری نگاه استقرایی و از جز به کل. در نگاه نخست که به شدت امتمحور هست، ایران و انسانِ ایرانی هرکدام به شکلهای اجق وجق و تنها در قاب یک امت بزرگ اسلامی دیده میشوند و در نگاه دوم، قوم و قبیلهها و البته از نگاه او ملتهای ساکن در ناکجاآباد یک جغرافیای خیالی، تنها نشانههای دم دستی از ایران و ایرانی را به نمایش میگذارند. در هیچکدام از این دو نگاه کج و کوله و تاریخگریز، ملت ایران و وطن ایرانی، هستندگی و برجایندگی تاریخی ندارند. وطن خیالی او در ناکجاآبادهای دوردست قرار دارد.
🍂 زبان فارسی نیز در گرد و غبار این نگاه جدلگونه و پر از دیالکتیک و ایدئولوژیزده و ناواقعی گم شده است و عنصری بیگانه درشمرده میشود. نگاه پزشکیان در چنین هنگامهای نسبت به زبان فارسی، نگاهی سلبی و تا اندازهای کینهجویانه است. برای اینکه زبان فارسی یکی از نمادهای مَهین و بیجایگزین ایران و ایرانی است. از همینرو او اجازه نمیدهد حتی در محیط خانوادهاش کسی به این زبان سخن بگوید؛ چرا که او در چنین هنگامهای خودش را از بن نای آذربایجانی میبیند. فهم هویتی او نسبت به مقولهی آذربایجانی بودن در همین اندازه است. نهتنها سلبی بلکه بس سطحی و بشدت مبتذل و به همان اندازه، تاریخگریز و حقیقتپرهیز و قبیلهگرا. برای اینکه ذهنیت استقرایی و قیاسی و ایدئولوژیزدهی او هیچ شناخت علمی و واقعی از موضوعهای ایرانی و از آن میان هیچ درک و فهمی از گسستناپذیری زبان فارسی و هویت آذربایجانی ندارد.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#ناصر_همرنگ
🍂 مسعود پزشکیان گفتهاست که خودش را آذربایجانی میداند و از همینرو در خانوادهاش هرگز اجازه نمیدهد کسی به فارسی سخن بگوید. او همچنین از حقوقِ "ملتهای ایران" گفته است و از توجیه جریانهای جداییخواهانه در برابر آنچه که به باور او ستمهای مزمنشده در حق زیرمجموعههای تباری و قومی و قبیلهای بشمار میآیند.
🍂 سخنان نسنجیدهای است که نه پیوند تاریخی با راستینههای #ایران دارند و نه هیچ فهم درستی از آذربایجان و علقههای استوارش با زبان فارسی در آنها دیده میشود. یاوههایی است از سر نادانی و یا کینهستانی. و در هردوحال، آلوده به چرک و روب چپاندیشیهای سرخ و سیاه و جهانوطنیهای بیرنگ و بیشکل قرن بیستمی. با اینحال گفتههای ضدِّ تاریخی و گنگ و نامفهوم بسیاری از این قماش در کنار سخنان انتزاعی و پر از سایهروشن دیگر بر پیچیدگیهای کلاف سردرگم شخصیت و روانشناسی مردی که میخواهد بر مسند صدارت کشوری چون ایران تکیه زند، بسی میافزاید. باری. در یک نکته گمانی نیست. اینگونه سخنپراکنیها از هر زاویه که نگریسته شوند، عوامفریبانه و پوپولیستی و قبیلهگرایانه و به همان اندازه ضدِّ ملی و ویرانگر هستند و احیاناً میتوانند از آغاز یک داستان بدون ملودرام و صاف و تخت و یکدست و خطرناک و در عین حال بشدت مبتذل در آیندههای دور و نزدیک در سپهر سیاسی ایران خبر دهند. ما ناگهان به یک ابر ابتذال چپِ ضدِّ ملی و قبیلهگرا ارتقا یافتهایم. ابر ابتذالی بنام مسعود پزشکیان.
🍂 آیا پزشکیان یک ایرانستیز و یک قومگرا و یک قبیلهاندیش و یک تجزیهطلب هست؟ آیا او دشمنی دیرینهای با زبان فارسی و دیگر استوانههای ملی ایرانیان و ملیت ایرانی دارد؟ آیا او پیشهوری دیگری است که امروز دست برقضا توانسته است تا نامزدی ریاست جمهوری ایران بالا بیاید؟ آیا او رنگارنگی ایرانیان را در چهارچوب قبیلههای پراکندهای نمیبیند که بدیل ملت ایران هستند و دستیافتنیترین و آسانترین فرمول برای استحاله در آسیاب اندیشههای جهانوطنی بشمار میآیند؟ آیا او دغدعههای وطنی هم دارد؟ وطن او کجاست؟
🍂 پاسخ به هرکدام از این پرسشها به همان اندازه خطرناک هستند که بر زبان آوردن یکایک آنها. اما از طرح آنها گریزی نیست. سیاستمدارانی چون پزشکیان اکنون سالهای سال است که با منشهای پوپولیستی و عوامفریبانهی خودشان ما را در برابر پرسشهای بیپاسخ فراوانی از این دست، ناچار و حیران گزاردهاند. از همینرو اکنون شاید بهترین فرصت برای یک تسویهحساب تاریخی در عالم گفتگو باشد. با اینحال پاسخ همپا به همهی پرسشهایی از این دست یکی است. بله. ما ناگهان با ملغمهای از جهانوطنی و چپاندیشی و قبیلهگرایی و جداییطلبی روبرو شدهایم که میخواهد همهی دستآوردهای ناشی از ملتبودگی ایرانیان را در کام اندیشههای قبیلهگرای خود ببلعد. نخ ناپیدای همهی این عنصرهای همگون اما یکی بیش نیست. دشمنی با زبان فارسی و همهی استوانههای ملیی در پیوند با او. سخنان پزشکیان در دشمنی با زبان فارسی در چنین فضایی است که اهمیت بسیاری مییاید.
🍂 در جهانبینی پزشکیان نسبت به موضوع ایران، دو زاویهی دید وارونه و ناهمگون و رو در رو، هستندگی دارند. یکی نگاه قیاسی و از کل به جز و آن دیگری نگاه استقرایی و از جز به کل. در نگاه نخست که به شدت امتمحور هست، ایران و انسانِ ایرانی هرکدام به شکلهای اجق وجق و تنها در قاب یک امت بزرگ اسلامی دیده میشوند و در نگاه دوم، قوم و قبیلهها و البته از نگاه او ملتهای ساکن در ناکجاآباد یک جغرافیای خیالی، تنها نشانههای دم دستی از ایران و ایرانی را به نمایش میگذارند. در هیچکدام از این دو نگاه کج و کوله و تاریخگریز، ملت ایران و وطن ایرانی، هستندگی و برجایندگی تاریخی ندارند. وطن خیالی او در ناکجاآبادهای دوردست قرار دارد.
🍂 زبان فارسی نیز در گرد و غبار این نگاه جدلگونه و پر از دیالکتیک و ایدئولوژیزده و ناواقعی گم شده است و عنصری بیگانه درشمرده میشود. نگاه پزشکیان در چنین هنگامهای نسبت به زبان فارسی، نگاهی سلبی و تا اندازهای کینهجویانه است. برای اینکه زبان فارسی یکی از نمادهای مَهین و بیجایگزین ایران و ایرانی است. از همینرو او اجازه نمیدهد حتی در محیط خانوادهاش کسی به این زبان سخن بگوید؛ چرا که او در چنین هنگامهای خودش را از بن نای آذربایجانی میبیند. فهم هویتی او نسبت به مقولهی آذربایجانی بودن در همین اندازه است. نهتنها سلبی بلکه بس سطحی و بشدت مبتذل و به همان اندازه، تاریخگریز و حقیقتپرهیز و قبیلهگرا. برای اینکه ذهنیت استقرایی و قیاسی و ایدئولوژیزدهی او هیچ شناخت علمی و واقعی از موضوعهای ایرانی و از آن میان هیچ درک و فهمی از گسستناپذیری زبان فارسی و هویت آذربایجانی ندارد.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
آذربایجان، زبان فارسی و مسعود پزشکیان!
✍️ ناصر همرنگ آذربایجان در گذشتههای دور کانون زبان پهلوی بوده و زبان فارسی کنونی نیز ریشه در آن دارد. بیگمان او نمیداند که در برهههای دیگر تاریخی، آذری زبان باستان آذربایجان را برمیساخته و آن هم خود یکی از زیر شاخههای زبانهای ایرانی و زبان فارسی بوده…
Telegram
نقدآگین
📘رای بدهیم یا نه؟ (+)
۱) میفرمایند یکی از نقشهای مهم برای مسعود پزشکیان «تخصصگرایی» است. چگونه از ۱۹ وزیری که ۹ وزیر (وزیردفاع، وزیر خارجه، وزیر علوم، وزیر آموزش پرورش، وزیر فرهنگ) زیر نظر مستقیم رهبری انتخاب میشوند، میتوان تخصصگرا بود؟ مگر اینکه تخصص را از نگاه ویژهی رهبری مدنظر بگیریم! نزدیکترین نمونهی این انتخاب، وزیر امور خارجه جناب عبداللهیان یا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی(!) فعلی (با محکومیتِ قضاییِ قبولِ رشوه دویست میلیاردی) است که دو نمونه شاهکار وزارت، در تاریخ ایران معاصر هستند.
۲) گروهی هم میفرمایند انتظارات گزاف نباید داشت. ما هم همین پیش فرض را میگیریم (انتظار گزاف نداریم). مسعود پزشکیان خودش میفرماید که ما مسیر دولت قبلی را با تکیه بر بیانات و چشمانداز رهبری ادامه خواهیم داد. خب چند دستاورد یا برنامهی دولت رئیسی را نام ببرید؟ [خود ابراهیم رئیسی را چه کسی جدی میگرفت که برنامههایش هم جدی گرفتهشود. حالا جناب پزشکیان هم همان برنامهها را ادامه خواهند داد] کدام برنامه؟ اول برنامهها رو مشخص بفرمایید. ما اصلا نمیدانیم ابراهیم رئیسی داشت چهکار میکرد؟ فقط متوجه شدیم دلار ۷۰ هزار تومان شد. جناب پزشکیان هم همین مسیر را ادامه خواهند داد؟
۳) ایشان خودشان اعتراف میکنند ما زیر نظر رهبری هستیم. چه نیازیست چیزهایی مثل تخصصگرایی و عقلانیت را به ایشان نسبت دهیم؟! ایشان شرایط اعمال این ویژگیها را ندارند و از این طرف هم بهقول خاتمی، یک «تدارکاتچی» صرف خواهد بود. از یک تدارکاتچی انتظار چه چیزی داریم؟ پیشنهاد ما این است که ایشون را «تدارکاتچی» بنامیم، آنوقت انتظارات واقع بینانهتری خواهیم داشت. انتظار «عقلانیت، راهسازی، تخصصگرایی» با این مسند (تدارکاتچی) سازگار نیست.
۴) میفرمایند انتظارات گزاف نداشته باشیم! نمیدانیم حل مُعضلِ سدّ معبر چندتا اراذل و اوباش در مترو و خیابان برای حجاب، جزء کدام دسته از انتظارات اجتماعی است (گزاف یا واقعبینانه)، اگر بگوییم اینها باعث آزار روانی، جسمی و قتل شدهاند و خواهش کنیم در کنار توسعۀ اقتصادی (معلوم هم نیست این مفهوم در این شرایط چه تعریفی دارد) مهم شمردهشود، باز هم انتطار زیادیست؟!!
۵) بعد از پاسخ به سوالات بالا، تازه از نقطهی منفی پنج میرسیم به منفی سه (احتمالا هم به این زودی نرسیم) در نقطۀ منفی سه، دوباره سوالات دیگری ایجاد میشود. بههرحال، برای رای ندادن دلایل زیادی داریم، ولی برای رای دادن دلایل محکمی وجود ندارد (شواهد و تاریخ این را نشان میدهد). حاکمیت و نامزدها اگر برایشان، رای مردم مهم است (بعید است مهم باشد)، مرحله به مرحله این موارد را شفافسازی کنند.
#حکوت_اسلامی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
۱) میفرمایند یکی از نقشهای مهم برای مسعود پزشکیان «تخصصگرایی» است. چگونه از ۱۹ وزیری که ۹ وزیر (وزیردفاع، وزیر خارجه، وزیر علوم، وزیر آموزش پرورش، وزیر فرهنگ) زیر نظر مستقیم رهبری انتخاب میشوند، میتوان تخصصگرا بود؟ مگر اینکه تخصص را از نگاه ویژهی رهبری مدنظر بگیریم! نزدیکترین نمونهی این انتخاب، وزیر امور خارجه جناب عبداللهیان یا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی(!) فعلی (با محکومیتِ قضاییِ قبولِ رشوه دویست میلیاردی) است که دو نمونه شاهکار وزارت، در تاریخ ایران معاصر هستند.
۲) گروهی هم میفرمایند انتظارات گزاف نباید داشت. ما هم همین پیش فرض را میگیریم (انتظار گزاف نداریم). مسعود پزشکیان خودش میفرماید که ما مسیر دولت قبلی را با تکیه بر بیانات و چشمانداز رهبری ادامه خواهیم داد. خب چند دستاورد یا برنامهی دولت رئیسی را نام ببرید؟ [خود ابراهیم رئیسی را چه کسی جدی میگرفت که برنامههایش هم جدی گرفتهشود. حالا جناب پزشکیان هم همان برنامهها را ادامه خواهند داد] کدام برنامه؟ اول برنامهها رو مشخص بفرمایید. ما اصلا نمیدانیم ابراهیم رئیسی داشت چهکار میکرد؟ فقط متوجه شدیم دلار ۷۰ هزار تومان شد. جناب پزشکیان هم همین مسیر را ادامه خواهند داد؟
۳) ایشان خودشان اعتراف میکنند ما زیر نظر رهبری هستیم. چه نیازیست چیزهایی مثل تخصصگرایی و عقلانیت را به ایشان نسبت دهیم؟! ایشان شرایط اعمال این ویژگیها را ندارند و از این طرف هم بهقول خاتمی، یک «تدارکاتچی» صرف خواهد بود. از یک تدارکاتچی انتظار چه چیزی داریم؟ پیشنهاد ما این است که ایشون را «تدارکاتچی» بنامیم، آنوقت انتظارات واقع بینانهتری خواهیم داشت. انتظار «عقلانیت، راهسازی، تخصصگرایی» با این مسند (تدارکاتچی) سازگار نیست.
۴) میفرمایند انتظارات گزاف نداشته باشیم! نمیدانیم حل مُعضلِ سدّ معبر چندتا اراذل و اوباش در مترو و خیابان برای حجاب، جزء کدام دسته از انتظارات اجتماعی است (گزاف یا واقعبینانه)، اگر بگوییم اینها باعث آزار روانی، جسمی و قتل شدهاند و خواهش کنیم در کنار توسعۀ اقتصادی (معلوم هم نیست این مفهوم در این شرایط چه تعریفی دارد) مهم شمردهشود، باز هم انتطار زیادیست؟!!
۵) بعد از پاسخ به سوالات بالا، تازه از نقطهی منفی پنج میرسیم به منفی سه (احتمالا هم به این زودی نرسیم) در نقطۀ منفی سه، دوباره سوالات دیگری ایجاد میشود. بههرحال، برای رای ندادن دلایل زیادی داریم، ولی برای رای دادن دلایل محکمی وجود ندارد (شواهد و تاریخ این را نشان میدهد). حاکمیت و نامزدها اگر برایشان، رای مردم مهم است (بعید است مهم باشد)، مرحله به مرحله این موارد را شفافسازی کنند.
#حکوت_اسلامی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin