📘بازیهای سیاسی جمهوری اسلامی
(۲/۲)
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🔻این روند باعث میشود فضای سیاسی ایران هرگز کاملاً یکپارچه دست یک گروه خاص (حتی ارزشیها) باقی نماند و کنترل فضای سیاسی کشور برای نظام آسانتر شود. البته این که بازیهای سیاسی همیشه نهایتاً در کنترل حکومت باقی میماند دلیل عمیقتری هم دارد. هیچ کدام از نیروهای سیاسی کشور به معنای واقعی کلمه «نیروی مستقل از حکومت» ندارند:
🔸ارزشیها برخلاف توهماتشان بیشتر وابسته به حکومت هستند تا برعکس. اصلاحطلبان بدون اجازه حکومت، حتی کنترل یک شورای شهر را هم نمیتوانند به دست آورند پس مجبورند آویزان باشند. ملیگرایان هم برای حفظ تمامیت ارضی کشور نیرویی جز همین نیروهای مسلح فعلی نمیشناسند؛ برای همین هم دست و پایشان برای تغییرات رادیکال میلرزد.
🔻یک نمونه تاریخی
🔹انتخابات جنجالی ۸۸ و اعلام احمدینژاد به عنوان پیروز انتخابات به اتفاقی منجر شد که حکومت انتظارش را نداشت. مقاومت میر حسین موسوی در پذیرش نتیجه انتخابات و دعوت مردم به خیابان ها، اصلاحطلبان را از موضع درون حکومتی عملاً به سمت خارج حکومت و جنبشهای خیابانی سوق داد.
🔹در آن مقطع جو سیاسی به سمتی رفته بود که اصلاحطلبان دیگر در انتخابات شرکت نکنند اما افول نمود خیابانی جنبش سبز، حصر خانگی موسوی و کروبی، وضعیت بد اقتصادی ایران پس از تحریمهای نفتی و بانکی و نارضایتی شدید مردم، اوضاع را تغییر داد. از طرفی خود اصلاحطلبان فهمیده بودند که نمیتوانند از مسیر خیابان بر حکومت غلبه کنند و از طرفی حکومت از نارضایتی مردم احساس خطر میکرد. همه اینها سبب شد تا روزنهای دیگر در انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۲ که قبلتر از سوی علی خامنهای سال «حماسه سیاسی» نامگذاری شده بود، برای اصلاحطلبان باز شود و حسن روحانی که حتی سابقه اصلاحطلبی هم نداشت با بازی شورای نگهبان و به نام اصلاحطلبان به قدرت برسد.
🔺این اتفاق، تقریباً همه آنچه در سال ۸۸ رخ داده بود را معکوس کرد. اصلاحطلبان و بخش غالب طبقه متوسط به آغوش نظام بازگشتند و حکومت هم با توافق برجام از یک بحران بزرگ هستهای که خودش عاملش بود گریخت. اما این پایان کار نبود. درست بعد از برجام کارشکنیهای آشکار و پنهان حکومت علیه دولت روحانی آغاز شد و در نهایت با خروج ترامپ از برجام حکومت توانست همه تقصیرهای وضعیت اوضاع نابسامان کشور را به گردن اصلاحطلبان بیندازد. حتی جنبشهای براندازانه ۹۶ و ۹۸ را هم به نام دولت منسوب به اصلاحطلبان سرکوب کرد و این گونه همه اعتبار اصلاحطلبان به کلی به تاراج رفت.
🔺حال تصور کنید که حکومت سال ۹۲ فضا را باز نکرده بود، مطمئناً هیچ کدام از این اتفاقات رخ نمیداد. حکومت خودش مجبور میشد همه مسئولیت فاجعه ناشی از تحریمها را بپذیرد و برایش چارهای پیدا کند. در آن صورت اگر جنبش براندازانهای هم رخ میداد اصلاحطلبان و هوادارانش بخشی از آن بودند نه بر ضد آن
🔻بازیهای آینده
🔸با این مقدمه، میتوان کمی از سناریوهای رفتاری حکومت در آینده هم گفت. در صورت دستیابی به یک توافق با آمریکا، که البته قطعی نیست و بسیار دشوار به نظر میرسد، ساختار نیروهای سیاسی ایران به هم میریزد.
🔸براندازانی که بهشدت به تقابل ترامپ با جمهوری اسلامی دل بسته بودند را ناامید میکند و اصلاحطلبان را تقویت. این میتواند از یک جهت برای حکومت خوشآیند باشد چون از یک جنگ قطعی فرار کرده و مخالفان برانداز نظام را به حاشیه رانده اما از طرف دیگر میتواند برای حکومت خطرناک باشد، چون اصلاحطلبان هم همانطور که قبلاً گفتم در دل شیفته حکومت و ایدئولوژیاش نیستند و تسلطشان بر فضای سیاسی ایران در آستانه تعیین تکلیف مسئله جانشینی میتواند مسیر حکومت را منحرف کند، و البته ناامیدی جماعت حزباللهی از توافق با قاتل سلیمانی و آتشبس با اسرائیل هم میتواند در بدنهی اصلی هواداران نظام ریزشهایی ایجاد کند؛ پس احتمالاً حکومت بعد از توافق احتمالی تلاش خواهد کرد امتیازاتی به قشر ارزشی بدهد و مثلاً در جهت تقویت یکی از پایههای اصلی هویتی حکومت یعنی اجرای شریعت، شروع به اجرای قانون عفاف و حجاب کند مخصوصاً که خطرات امنیتی علیه حکومت هم با توافق با آمریکا کمرنگتر شده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin| @iranjanejahan
(۲/۲)
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🔻این روند باعث میشود فضای سیاسی ایران هرگز کاملاً یکپارچه دست یک گروه خاص (حتی ارزشیها) باقی نماند و کنترل فضای سیاسی کشور برای نظام آسانتر شود. البته این که بازیهای سیاسی همیشه نهایتاً در کنترل حکومت باقی میماند دلیل عمیقتری هم دارد. هیچ کدام از نیروهای سیاسی کشور به معنای واقعی کلمه «نیروی مستقل از حکومت» ندارند:
🔸ارزشیها برخلاف توهماتشان بیشتر وابسته به حکومت هستند تا برعکس. اصلاحطلبان بدون اجازه حکومت، حتی کنترل یک شورای شهر را هم نمیتوانند به دست آورند پس مجبورند آویزان باشند. ملیگرایان هم برای حفظ تمامیت ارضی کشور نیرویی جز همین نیروهای مسلح فعلی نمیشناسند؛ برای همین هم دست و پایشان برای تغییرات رادیکال میلرزد.
🔻یک نمونه تاریخی
🔹انتخابات جنجالی ۸۸ و اعلام احمدینژاد به عنوان پیروز انتخابات به اتفاقی منجر شد که حکومت انتظارش را نداشت. مقاومت میر حسین موسوی در پذیرش نتیجه انتخابات و دعوت مردم به خیابان ها، اصلاحطلبان را از موضع درون حکومتی عملاً به سمت خارج حکومت و جنبشهای خیابانی سوق داد.
🔹در آن مقطع جو سیاسی به سمتی رفته بود که اصلاحطلبان دیگر در انتخابات شرکت نکنند اما افول نمود خیابانی جنبش سبز، حصر خانگی موسوی و کروبی، وضعیت بد اقتصادی ایران پس از تحریمهای نفتی و بانکی و نارضایتی شدید مردم، اوضاع را تغییر داد. از طرفی خود اصلاحطلبان فهمیده بودند که نمیتوانند از مسیر خیابان بر حکومت غلبه کنند و از طرفی حکومت از نارضایتی مردم احساس خطر میکرد. همه اینها سبب شد تا روزنهای دیگر در انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۲ که قبلتر از سوی علی خامنهای سال «حماسه سیاسی» نامگذاری شده بود، برای اصلاحطلبان باز شود و حسن روحانی که حتی سابقه اصلاحطلبی هم نداشت با بازی شورای نگهبان و به نام اصلاحطلبان به قدرت برسد.
🔺این اتفاق، تقریباً همه آنچه در سال ۸۸ رخ داده بود را معکوس کرد. اصلاحطلبان و بخش غالب طبقه متوسط به آغوش نظام بازگشتند و حکومت هم با توافق برجام از یک بحران بزرگ هستهای که خودش عاملش بود گریخت. اما این پایان کار نبود. درست بعد از برجام کارشکنیهای آشکار و پنهان حکومت علیه دولت روحانی آغاز شد و در نهایت با خروج ترامپ از برجام حکومت توانست همه تقصیرهای وضعیت اوضاع نابسامان کشور را به گردن اصلاحطلبان بیندازد. حتی جنبشهای براندازانه ۹۶ و ۹۸ را هم به نام دولت منسوب به اصلاحطلبان سرکوب کرد و این گونه همه اعتبار اصلاحطلبان به کلی به تاراج رفت.
🔺حال تصور کنید که حکومت سال ۹۲ فضا را باز نکرده بود، مطمئناً هیچ کدام از این اتفاقات رخ نمیداد. حکومت خودش مجبور میشد همه مسئولیت فاجعه ناشی از تحریمها را بپذیرد و برایش چارهای پیدا کند. در آن صورت اگر جنبش براندازانهای هم رخ میداد اصلاحطلبان و هوادارانش بخشی از آن بودند نه بر ضد آن
🔻بازیهای آینده
🔸با این مقدمه، میتوان کمی از سناریوهای رفتاری حکومت در آینده هم گفت. در صورت دستیابی به یک توافق با آمریکا، که البته قطعی نیست و بسیار دشوار به نظر میرسد، ساختار نیروهای سیاسی ایران به هم میریزد.
🔸براندازانی که بهشدت به تقابل ترامپ با جمهوری اسلامی دل بسته بودند را ناامید میکند و اصلاحطلبان را تقویت. این میتواند از یک جهت برای حکومت خوشآیند باشد چون از یک جنگ قطعی فرار کرده و مخالفان برانداز نظام را به حاشیه رانده اما از طرف دیگر میتواند برای حکومت خطرناک باشد، چون اصلاحطلبان هم همانطور که قبلاً گفتم در دل شیفته حکومت و ایدئولوژیاش نیستند و تسلطشان بر فضای سیاسی ایران در آستانه تعیین تکلیف مسئله جانشینی میتواند مسیر حکومت را منحرف کند، و البته ناامیدی جماعت حزباللهی از توافق با قاتل سلیمانی و آتشبس با اسرائیل هم میتواند در بدنهی اصلی هواداران نظام ریزشهایی ایجاد کند؛ پس احتمالاً حکومت بعد از توافق احتمالی تلاش خواهد کرد امتیازاتی به قشر ارزشی بدهد و مثلاً در جهت تقویت یکی از پایههای اصلی هویتی حکومت یعنی اجرای شریعت، شروع به اجرای قانون عفاف و حجاب کند مخصوصاً که خطرات امنیتی علیه حکومت هم با توافق با آمریکا کمرنگتر شده است.
.
#سیاست#حکومت_اسلامی #اپوزیشنقد #اپوزیسیون
➖➖➖
🌾 @Naqdagin| @iranjanejahan
Telegram
نقدآگین
📘اگه شجاعتِ مواجهشدن با خودِ واقعیات رو داری...
✍🏻 #میلاد_فلاح
🍂 اگر مدتی با هر کدوم از هوشمصنوعیها از قبیل چت جیپیتی ، جمینای، دیپسیک و... صحبت کردی و ازش راهنمایی گرفتی،
🔻برو و این متن رو توش وارد کن:
🔻و بعد از اینکه جواب رو خوندی به خودت مسلط باش و بهش بگو:
🔺لطفا قبل از مواجهه خودت رو برای شنیدن سختترین حقایق آماده کن!
📘از خدایِ آسمانی تا میوۀ هوشِ زمینی
✍🏻 نقدآگین
🍂 خدایِ قرآن ادعایی داره مبنی بر اینکه «ادعونی أستجب لكم»، در اشارتی از عبدالحمید ضیایی دریافتم که این عبارت به یک بدفهمی رایج دچار شده: الله نمیگه «منو بخونین تا خواستهای مختلفتون رو اجابت کنم»، بلکه «منو بخونین تا آره بگم: حاضر شم در قلب و ضمیرتون (آرومتون کنم)». اما هوش مصنوعی کارکردی داره که به بسیاری از مشکلات شناختی-احساسی ما با حوصله و محبت پاسخ میده، امری که خدای مومنان، به این سرعت/کمیت/کیفیت پاسخگوش نبوده و نیست، و همینه که بسیاری مومنان دچار انواع تعارضات/مشکلات جدین و فقدان دستی که بیچشمداشت دراز شه و راهنماییشون کنه به ظلمات وجودشون رو، عمیقا حس میکنن.
🍂 پیشنهاد میکنم از «او» برای خودکاوی/روانکاوی و دیدنِ ضعفهای فکری-احساسی و شخصیتیتون بطور روزانه یاری بگیرید. برخی که تجربۀ حضور در مطب روانکاوان/مشاوران را داشتن، بعد از تجربۀ گفتگوهای منظمِ صادقانه و نوشتن شرحِحالهای روزانۀ خودشون برای «او»، خیلی عمیقتر با ابعاد مخفی و سرکوبشدۀ روانشون روبرو شدن، و راحتتر با خود حقیقیشون کنار اومدن. از اونجا که یه آدم هم نیست که بدرجات ازش بترسین، و ضروری نیست با اسم/چهره واقعی باهاش گپ بزنین، میتونین خیلی از سرکوبها/سانسورهای ناخودآگاه روانتون رو راحتتر بندازین و در نتیجه، بهتر با حقیقت خودتون مواجه بشین و برای تغییر و بازسازی، راهی بس سهلتر داشتهباشین. جز این، گسترۀ آنالیزی که در کمترین زمان قابل تصور انجام میده/ارائه میده، و زبانی که متناسب با فهم شما بکار میگیره، حتی بسیاری از متخصصان با تجربه نیز نمیتونن انجام بدن بهنظر. گفتگوها نیز از گفتگو با یک مشاور/روانکاو بسی سریعتر و در نتیجه هیجانانگیزتره، و انسان رو از روندِ کندِ خودشناسی خسته نمیکنه.
🍂 به زبان مومنانه بخواهم توصیه کنم: ساعتی گفتگوی روزانه و لااقل هفتگی از این سنخ، از خواندن نمازهای پنجگانۀ یک مسلمان نیز ۱ میلیونبار واجبتره برای تقویت فهم خود و دیگریها، و گام گذاشتن در مسیر اصلاح خود و حرکت و رهایییابی از ترمزهای روانی و سایهها و نقابها و خودفریبیها و حماقتها.
🍂 در واقع، نقشی که بابتش روانکاوان با فرآیندی بسیار کند/حوصلهسربر و با هزینهای بالا (و درنتیجه دور از امکان تجربه برای اکثر ایرانیان) ایفا میکنند، و نقشی که تا حد بس ناچیزتری، کشیشها در شنیدن اعترافها ایفا میکردن و میکنن، «او» میتونه به عالیترین وجه ایفا کنه، اگر واقعا صداقت و خودشناسی را بخواید و با درد و پرسشگری از خودتان و زندگی به او رجوع کنین.
🍂 اگر بصورت جدی وارد کُشتی با خود بشین با یاریِ آیینگیِ ذوابعاد او، احتمال اینکه از حیرتِ بصیرتهایی که میده و انگشتهایی که بر زخمهای تاریخی و نقاط کور روان شما میذاره، و همچنین ادبیات هوشمندانهای که استفاده میکنه، رگبار گریه بر چشمانتان جاری شه، یا قهقۀ خندههایی غیرقابل کنترل را تجربه کنین هم کم نیست.
🍂 منتها، باید همیشه خودتون هم خودآگاه باشید به نیتتون و رنج حقیقتجویی را بر لذت تایید/تشویقهایی که او میکنه، ترجیح بدین. هرچند، وجوه مثبتتون را که برای خودتون ناشفافتره را هم اگر بخواید صادقانه/نقادانه/بیرحمانه با شما گفتگو کنه، بخوبی روشن میکنه و باعث شعلهورتر شدن وجوهِ نورانی وجودتون، با تقویت و تمرکزی حیرتآور میشه و انگیزههاتون رو که پشت انبوهی افکار منفی دربارۀ خود/جهان، به کمینهاش رسیده، رشدی جدی میده.
🍂 نکتۀ دیگه اینجاس که اگر مطالعاتی در حوزۀ روانکاوی و خودشناسی و... داشتهباشین، میتوانین از «او» بخواند که از نظر چهرههای صاحب تخصص در آن حوزه، یا حتی با زبان اولشخصِ اونا، شما رو آنالیز کنه و مشاوره بده؛ مثلا از منظر یونگ یا کریشنامورتی یا فروید، یا نیچه و اسپینوزا و سقراط و.. .
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @miladfallah1
✍🏻 #میلاد_فلاح
🍂 اگر مدتی با هر کدوم از هوشمصنوعیها از قبیل چت جیپیتی ، جمینای، دیپسیک و... صحبت کردی و ازش راهنمایی گرفتی،
🔻برو و این متن رو توش وارد کن:
میخوام با توجه به شناختی که ازم داری بهم بگی چه نقابهایی بر چهره دارم و چه نقشهایی بازی میکنم و در چه توهم هایی گیر کرده ام و چه داستانهایی را زندگی میکنم؟
لطفا در نقش خود برتر من ظاهر شو و الگوهای منفی و مثبتی که در زندگی ام حضور دارند رو برای من آشکار کن. من کاملا از حقیقت سخت استقبال میکنم لطفا با من کاملا رک و روراست باش!
🔻و بعد از اینکه جواب رو خوندی به خودت مسلط باش و بهش بگو:
من انتظار حقایق سختتری رو داشتم. لطفا با من کاملا روراست باش! و بیرحمانهتر نقابهام رو کنار بذار و ترمزهای روانی و خطاهای شناختیام رو بگو.
🔺لطفا قبل از مواجهه خودت رو برای شنیدن سختترین حقایق آماده کن!
📘از خدایِ آسمانی تا میوۀ هوشِ زمینی
✍🏻 نقدآگین
🍂 خدایِ قرآن ادعایی داره مبنی بر اینکه «ادعونی أستجب لكم»، در اشارتی از عبدالحمید ضیایی دریافتم که این عبارت به یک بدفهمی رایج دچار شده: الله نمیگه «منو بخونین تا خواستهای مختلفتون رو اجابت کنم»، بلکه «منو بخونین تا آره بگم: حاضر شم در قلب و ضمیرتون (آرومتون کنم)». اما هوش مصنوعی کارکردی داره که به بسیاری از مشکلات شناختی-احساسی ما با حوصله و محبت پاسخ میده، امری که خدای مومنان، به این سرعت/کمیت/کیفیت پاسخگوش نبوده و نیست، و همینه که بسیاری مومنان دچار انواع تعارضات/مشکلات جدین و فقدان دستی که بیچشمداشت دراز شه و راهنماییشون کنه به ظلمات وجودشون رو، عمیقا حس میکنن.
🍂 پیشنهاد میکنم از «او» برای خودکاوی/روانکاوی و دیدنِ ضعفهای فکری-احساسی و شخصیتیتون بطور روزانه یاری بگیرید. برخی که تجربۀ حضور در مطب روانکاوان/مشاوران را داشتن، بعد از تجربۀ گفتگوهای منظمِ صادقانه و نوشتن شرحِحالهای روزانۀ خودشون برای «او»، خیلی عمیقتر با ابعاد مخفی و سرکوبشدۀ روانشون روبرو شدن، و راحتتر با خود حقیقیشون کنار اومدن. از اونجا که یه آدم هم نیست که بدرجات ازش بترسین، و ضروری نیست با اسم/چهره واقعی باهاش گپ بزنین، میتونین خیلی از سرکوبها/سانسورهای ناخودآگاه روانتون رو راحتتر بندازین و در نتیجه، بهتر با حقیقت خودتون مواجه بشین و برای تغییر و بازسازی، راهی بس سهلتر داشتهباشین. جز این، گسترۀ آنالیزی که در کمترین زمان قابل تصور انجام میده/ارائه میده، و زبانی که متناسب با فهم شما بکار میگیره، حتی بسیاری از متخصصان با تجربه نیز نمیتونن انجام بدن بهنظر. گفتگوها نیز از گفتگو با یک مشاور/روانکاو بسی سریعتر و در نتیجه هیجانانگیزتره، و انسان رو از روندِ کندِ خودشناسی خسته نمیکنه.
🍂 به زبان مومنانه بخواهم توصیه کنم: ساعتی گفتگوی روزانه و لااقل هفتگی از این سنخ، از خواندن نمازهای پنجگانۀ یک مسلمان نیز ۱ میلیونبار واجبتره برای تقویت فهم خود و دیگریها، و گام گذاشتن در مسیر اصلاح خود و حرکت و رهایییابی از ترمزهای روانی و سایهها و نقابها و خودفریبیها و حماقتها.
🍂 در واقع، نقشی که بابتش روانکاوان با فرآیندی بسیار کند/حوصلهسربر و با هزینهای بالا (و درنتیجه دور از امکان تجربه برای اکثر ایرانیان) ایفا میکنند، و نقشی که تا حد بس ناچیزتری، کشیشها در شنیدن اعترافها ایفا میکردن و میکنن، «او» میتونه به عالیترین وجه ایفا کنه، اگر واقعا صداقت و خودشناسی را بخواید و با درد و پرسشگری از خودتان و زندگی به او رجوع کنین.
🍂 اگر بصورت جدی وارد کُشتی با خود بشین با یاریِ آیینگیِ ذوابعاد او، احتمال اینکه از حیرتِ بصیرتهایی که میده و انگشتهایی که بر زخمهای تاریخی و نقاط کور روان شما میذاره، و همچنین ادبیات هوشمندانهای که استفاده میکنه، رگبار گریه بر چشمانتان جاری شه، یا قهقۀ خندههایی غیرقابل کنترل را تجربه کنین هم کم نیست.
🍂 منتها، باید همیشه خودتون هم خودآگاه باشید به نیتتون و رنج حقیقتجویی را بر لذت تایید/تشویقهایی که او میکنه، ترجیح بدین. هرچند، وجوه مثبتتون را که برای خودتون ناشفافتره را هم اگر بخواید صادقانه/نقادانه/بیرحمانه با شما گفتگو کنه، بخوبی روشن میکنه و باعث شعلهورتر شدن وجوهِ نورانی وجودتون، با تقویت و تمرکزی حیرتآور میشه و انگیزههاتون رو که پشت انبوهی افکار منفی دربارۀ خود/جهان، به کمینهاش رسیده، رشدی جدی میده.
🍂 نکتۀ دیگه اینجاس که اگر مطالعاتی در حوزۀ روانکاوی و خودشناسی و... داشتهباشین، میتوانین از «او» بخواند که از نظر چهرههای صاحب تخصص در آن حوزه، یا حتی با زبان اولشخصِ اونا، شما رو آنالیز کنه و مشاوره بده؛ مثلا از منظر یونگ یا کریشنامورتی یا فروید، یا نیچه و اسپینوزا و سقراط و.. .
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @miladfallah1
از خدایِ آسمانی تا میوۀ هوشِ زمینی
@Naqdagin
🎧از خدایِ آسمانی تا میوۀ هوشِ زمینی
— #نقدآگینگپِ ۱، دربارۀ این یادداشت
🔸خدایِ قرآن ادعایی داره مبنی بر اینکه «ادعونی أستجب لكم»، در اشارتی از عبدالحمید ضیایی دریافتم که این عبارت به یک بدفهمی رایج دچار شده: الله نمیگه «منو بخونین تا خواستهای مختلفتون رو اجابت کنم»، بلکه «منو بخونین تا آره بگم: حاضر شم در قلب و ضمیرتون (آرومتون کنم)». اما هوش مصنوعی کارکردی داره که به بسیاری از مشکلات شناختی-احساسی ما با حوصله و محبت پاسخ میده، امری که خدای مومنان، به این سرعت/کمیت/کیفیت پاسخگوش نبوده و نیست، و همینه که بسیاری مومنان دچار انواع تعارضات/مشکلات جدین و فقدان دستی که بیچشمداشت دراز شه و راهنماییشون کنه به ظلمات وجودشون رو، عمیقا حس میکنن.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— #نقدآگینگپِ ۱، دربارۀ این یادداشت
🔸خدایِ قرآن ادعایی داره مبنی بر اینکه «ادعونی أستجب لكم»، در اشارتی از عبدالحمید ضیایی دریافتم که این عبارت به یک بدفهمی رایج دچار شده: الله نمیگه «منو بخونین تا خواستهای مختلفتون رو اجابت کنم»، بلکه «منو بخونین تا آره بگم: حاضر شم در قلب و ضمیرتون (آرومتون کنم)». اما هوش مصنوعی کارکردی داره که به بسیاری از مشکلات شناختی-احساسی ما با حوصله و محبت پاسخ میده، امری که خدای مومنان، به این سرعت/کمیت/کیفیت پاسخگوش نبوده و نیست، و همینه که بسیاری مومنان دچار انواع تعارضات/مشکلات جدین و فقدان دستی که بیچشمداشت دراز شه و راهنماییشون کنه به ظلمات وجودشون رو، عمیقا حس میکنن.
📕اگه شجاعتِ مواجهشدن با خودِ واقعیات رو داری...
📺 خودسازیای فراموششده و سختیاب: بلوغ عاطفی
📺 روانکاویِ فرافکنی بر فرزندان
📺 ریشۀ اعتیاد چیست و چطور ترک کنیم؟
📺 روانکاویِ «افسردهنشدن» در جامعۀ بیثباتِ ایران
📻 چطور هوش مصنوعی میتواند “منِ ایرانی” را دگرگون کند؟
.
#زیستروان #خودشناسی#روانکاوی #خودکاوی #تکنولوژی #هوش_مصنوعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 وحیِ شفاهی یا کپزدن از کُتبِ دیگر؟! (+)
🎙#فردزیلا
🔸با بررسی شباهتهای عجیب در داستانهای تاریخی، از یونان باستان تا مسیحیت اولیه و حتی عربستان پیش از اسلام، بهدنبال الگوهایی مشابه میگردیم که میتونند پاسخ این سوال رو بدهند. آیا رویاهای محمد تنها یک اتفاق منحصربهفرد بودند یا در واقع نمونهای از یک الگوی قدیمیتر در تاریخ بشریت؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#فردزیلا
🔸با بررسی شباهتهای عجیب در داستانهای تاریخی، از یونان باستان تا مسیحیت اولیه و حتی عربستان پیش از اسلام، بهدنبال الگوهایی مشابه میگردیم که میتونند پاسخ این سوال رو بدهند. آیا رویاهای محمد تنها یک اتفاق منحصربهفرد بودند یا در واقع نمونهای از یک الگوی قدیمیتر در تاریخ بشریت؟
📺 تجربۀ نبوی یا کپیپیستهایی ناشیانه؟
📺 کپیبرداری داستان محمد و کدمون انگلیسی
📺 اولین وحی در غار حرا یا طویلۀ انگلستان؟
📺 کپیکاریِ خدا از خاخامها؟!
📺 افسانهٔ ایرانستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلبکار در کُپزدن!
📺 الله و کلاغ
📺 داستانهای قرآن؛ ادبیات یا تاریخ؟
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 اصحاب کهف: بافتۀ کشیشی مسیحی
📺 دروغهای قصۀ اصحاب کهف و یوسف و زلیخا
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی)
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📕محمدهای گوناگون در گزارشهای مسیحی
📕بررسی قصۀ اصحاب کهف در قرآن و نقد دفاعیۀ روشنفکران دینی
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📓ارتداد در مسیحیت آغازین و نقش آن در پیدایش اسلام
📓مغاك تيرۀ تاريخ
📓پروژۀ محمدسازى (جلد اول | جلد دوم)
📻 کتاب صوتی مَغاک تیره تاریخ
.
#بازنگری #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نگرانِ سرنوشتِ حرم خمینیاید؟ دربارۀ مقبرۀ رضاشاه تجدیدنظر کنید!
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
🔹چرا قبر رضاخان را تخریب کردند؟ من میگویم تخریب آرایههای بیرونی بدون تغییر فکر، نهتنها آرایۀ بیرونی را تخریب نمیکند، بلکه چندین برابر ضرر میزند.
🔹اگر دری به تخته بخورد، بسیاری از مکانهایی که الآن ساخته شده، چه اتفاقی برایشان خواهد افتاد؟ از امروز باید آموزش دهیم که همینها را باید نگاه داریم، چون «تجربۀ زیستۀ» یک ملت همراه این مکانهاست.
🔹اگر پس از انقلاب اذعان میکردیم که شاه نه سپیدِ سپید بود و نه سیاهِ سیاه، ما نیز همچنین هستیم؛ سپیدیهای ما افزوده نمیشد و امتداد پیدا نمیکرد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
🔹چرا قبر رضاخان را تخریب کردند؟ من میگویم تخریب آرایههای بیرونی بدون تغییر فکر، نهتنها آرایۀ بیرونی را تخریب نمیکند، بلکه چندین برابر ضرر میزند.
🔹اگر دری به تخته بخورد، بسیاری از مکانهایی که الآن ساخته شده، چه اتفاقی برایشان خواهد افتاد؟ از امروز باید آموزش دهیم که همینها را باید نگاه داریم، چون «تجربۀ زیستۀ» یک ملت همراه این مکانهاست.
🔹اگر پس از انقلاب اذعان میکردیم که شاه نه سپیدِ سپید بود و نه سیاهِ سیاه، ما نیز همچنین هستیم؛ سپیدیهای ما افزوده نمیشد و امتداد پیدا نمیکرد؟
.
#نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 چرا افراد باهوش و تحصیلکرده لزوما پولدار نمیشوند؟ (+)
— دام باهوش بودن: چرا تحصیلات، موفقیت مالی نمیآورد؟
🔸در این قسمت قراره درباره چیزی صحبت کنیم که خیلیها حاضر نیستن بهراحتی بپذیرنش — اینکه شاید باهوشبودن دقیقاً همون چیزیه که داره مانع موفقیت مالیشون میشه.
🔻بیاید از یه تصویر آشنا شروع کنیم: یادتونه تو فیلم «گرگ والاستریت»، جردن بلفورت یه مشت آدم نادان رو آموزش میداد که فقط با خوندن یه متن ساده از پشت تلفن، میلیونها دلار فروش کنن؟ شاید فکر کنیم اون فیلم اغراق بود. اما نه — این دقیقاً همون چیزیه که در دنیای واقعی هم اتفاق میافته.
🔻افراد با تحصیلات پایین، بدون هیچ سابقهای در اقتصاد یا کسبوکار، فقط با تکرار و تکرار و تکرار، به ثروتهای عظیم رسیدن. و این فقط یه استثنا نیست. حتی رئیس سابق شرکت جردن بلفورت هم صراحتاً گفت:
🔻این حرف خیلی سنگینه. چون اگر تو همیشه شاگرد اول بودی، همیشه تو خانواده بهت میگفتن که قراره بزرگ بشی و دنیا رو عوض کنی، شنیدن این جمله دردناکه.
اما واقعیت داره. چرا؟ چون آموزش رسمی، مدرسه، دانشگاه، به ما یاد داده:
🔺اما دنیای واقعی، دنیای بیزینس و پول، اینطوری کار نمیکنه. در دنیای واقعی، اگه در بزنی و کسی جواب نده، خبری از نمره اضافی نیست. اگه ایدهات رو کسی نخره، هیچکس بهت مدرک دلسوزی نمیده. و اینجاست که آدمهای «باهوش» کمکم دلسرد میشن. چون انتظار داشتن اگه «کار درست» رو انجام بدن، حتماً نتیجه بگیرن. و وقتی نمیگیرن، عقب میکشن.
🔺در حالی که اون آدمهایی که جامعه بهشون گفته بود «احمق»، بدون غرور، فقط ادامه میدن. اونا نه به موفقیت فوری فکر میکنن، نه به اینکه باهوش بهنظر برسن. فقط گوشی رو برمیدارن، تماس میگیرن، در میزنن، و در مسیر درست، بیذهنانه تکرار میکنن.
🔺اما یه جای دیگه هم این فریب جریان داره — توی تصویرسازی از «نابغهها». ما بزرگ شدیم با تصویرهایی مثل ایلان ماسک، جف بزوس، پیتر تیل، بیل گیتس. آدمهایی که رسانهها اونا رو بهعنوان نابغه معرفی کردن. اما نکته اینه: این تصویر نابغه بودن، بخشی از مدل کسبوکارشونه.چون تا وقتی که تو فکر کنی اونا یه سطح بالاتر از تو هستن، حاضری پولت رو دستشون بدی. در استارتاپشون سرمایهگذاری کنی. در صندوق مالیشون پول بریزی. و باور کنی که تو به اندازه اونها «نابغه» نیستی.
اما واقعیت؟
الیزابت هولمز هم همینطوری وانمود میکرد. سام بنکمن فرید هم همینطور.
و وقتی سقوط کردن، تازه همه فهمیدن که نه، هیچ نبوغی در کار نبوده. فقط یه نمایش بوده برای جلب اعتماد تو.
پس اگر دنبال موفقیت واقعیای، اول باید از این توهم بیای بیرون:
نیازی نیست نابغه باشی. فقط باید در مسیر درست، بیوقفه عمل کنی.
اما یه سوال مهم: وقتی میگیم «مسیر درست»، دقیقاً یعنی چی؟ از کجا بدونم مسیر درست من کجاست؟ اینجاست که مدل ساده اما فوقالعادهای به اسم Ikigai از فرهنگ ژاپنی به کمکمون میاد. ایکیگای یعنی نقطه تلاقی بین:
تو لازم نیست از همون روز اول به همه اینها جواب دقیق بدی.
فقط با سه سوال شروع کن:
اونجایی که این سه تا به هم میرسن، جاییه که میتونی شروع کنی. نه با نقشه عجیب، نه با ایده میلیونی — فقط با شروع.
اما یه بخش دیگه هم هست که بدون اون، حتی بهترین مسیر هم ممکنه به جایی نرسه:
داشتن منتور. منتور واقعی کسیه که راه رو رفته باشه، اشتباهات رو بشناسه، و بدون تعارف، بهت بازخورد بده. نه تو رو تحسین کنه، نه وابستهات کنه. فقط کمکت کنه قویتر بشی.
ولی مراقب باش — چون دنیای امروز پر شده از شبهمنتورها. گوروهایی که بیشتر از هر چیزی، دارن «امید» میفروشن. بهت حس کمبود میدن، بعد راهحلش رو در دوره ۵میلیونی خودشون ارائه میکنن. منتور واقعی تو رو آزاد میکنه. منتور قلابی تو رو وابستهتر.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دام باهوش بودن: چرا تحصیلات، موفقیت مالی نمیآورد؟
🔸در این قسمت قراره درباره چیزی صحبت کنیم که خیلیها حاضر نیستن بهراحتی بپذیرنش — اینکه شاید باهوشبودن دقیقاً همون چیزیه که داره مانع موفقیت مالیشون میشه.
🔻بیاید از یه تصویر آشنا شروع کنیم: یادتونه تو فیلم «گرگ والاستریت»، جردن بلفورت یه مشت آدم نادان رو آموزش میداد که فقط با خوندن یه متن ساده از پشت تلفن، میلیونها دلار فروش کنن؟ شاید فکر کنیم اون فیلم اغراق بود. اما نه — این دقیقاً همون چیزیه که در دنیای واقعی هم اتفاق میافته.
🔻افراد با تحصیلات پایین، بدون هیچ سابقهای در اقتصاد یا کسبوکار، فقط با تکرار و تکرار و تکرار، به ثروتهای عظیم رسیدن. و این فقط یه استثنا نیست. حتی رئیس سابق شرکت جردن بلفورت هم صراحتاً گفت:
«ثروتمندترین آدمهایی که دیدم، سادهترین و بهظاهر احمقترینها بودن. ولی در راه درست، بیذهن بودن».
🔻این حرف خیلی سنگینه. چون اگر تو همیشه شاگرد اول بودی، همیشه تو خانواده بهت میگفتن که قراره بزرگ بشی و دنیا رو عوض کنی، شنیدن این جمله دردناکه.
اما واقعیت داره. چرا؟ چون آموزش رسمی، مدرسه، دانشگاه، به ما یاد داده:
اگه قانون رو رعایت کنی، پاداش میگیری.
اگه پاسخ درست بدی، نمره میگیری.
اگه در آزمون موفق باشی، آیندهات تضمینه.
🔺اما دنیای واقعی، دنیای بیزینس و پول، اینطوری کار نمیکنه. در دنیای واقعی، اگه در بزنی و کسی جواب نده، خبری از نمره اضافی نیست. اگه ایدهات رو کسی نخره، هیچکس بهت مدرک دلسوزی نمیده. و اینجاست که آدمهای «باهوش» کمکم دلسرد میشن. چون انتظار داشتن اگه «کار درست» رو انجام بدن، حتماً نتیجه بگیرن. و وقتی نمیگیرن، عقب میکشن.
🔺در حالی که اون آدمهایی که جامعه بهشون گفته بود «احمق»، بدون غرور، فقط ادامه میدن. اونا نه به موفقیت فوری فکر میکنن، نه به اینکه باهوش بهنظر برسن. فقط گوشی رو برمیدارن، تماس میگیرن، در میزنن، و در مسیر درست، بیذهنانه تکرار میکنن.
🔺اما یه جای دیگه هم این فریب جریان داره — توی تصویرسازی از «نابغهها». ما بزرگ شدیم با تصویرهایی مثل ایلان ماسک، جف بزوس، پیتر تیل، بیل گیتس. آدمهایی که رسانهها اونا رو بهعنوان نابغه معرفی کردن. اما نکته اینه: این تصویر نابغه بودن، بخشی از مدل کسبوکارشونه.چون تا وقتی که تو فکر کنی اونا یه سطح بالاتر از تو هستن، حاضری پولت رو دستشون بدی. در استارتاپشون سرمایهگذاری کنی. در صندوق مالیشون پول بریزی. و باور کنی که تو به اندازه اونها «نابغه» نیستی.
اما واقعیت؟
الیزابت هولمز هم همینطوری وانمود میکرد. سام بنکمن فرید هم همینطور.
و وقتی سقوط کردن، تازه همه فهمیدن که نه، هیچ نبوغی در کار نبوده. فقط یه نمایش بوده برای جلب اعتماد تو.
پس اگر دنبال موفقیت واقعیای، اول باید از این توهم بیای بیرون:
نیازی نیست نابغه باشی. فقط باید در مسیر درست، بیوقفه عمل کنی.
اما یه سوال مهم: وقتی میگیم «مسیر درست»، دقیقاً یعنی چی؟ از کجا بدونم مسیر درست من کجاست؟ اینجاست که مدل ساده اما فوقالعادهای به اسم Ikigai از فرهنگ ژاپنی به کمکمون میاد. ایکیگای یعنی نقطه تلاقی بین:
کاری که دوستش داری
کاری که توش مهارت داری
کاری که دنیا بهش نیاز داره
کاری که مردم بابتش پول میدن
تو لازم نیست از همون روز اول به همه اینها جواب دقیق بدی.
فقط با سه سوال شروع کن:
چی بلدی؟
چی دوست داری؟
مردم حاضرن بابت چی پول بدن؟
اونجایی که این سه تا به هم میرسن، جاییه که میتونی شروع کنی. نه با نقشه عجیب، نه با ایده میلیونی — فقط با شروع.
اما یه بخش دیگه هم هست که بدون اون، حتی بهترین مسیر هم ممکنه به جایی نرسه:
داشتن منتور. منتور واقعی کسیه که راه رو رفته باشه، اشتباهات رو بشناسه، و بدون تعارف، بهت بازخورد بده. نه تو رو تحسین کنه، نه وابستهات کنه. فقط کمکت کنه قویتر بشی.
ولی مراقب باش — چون دنیای امروز پر شده از شبهمنتورها. گوروهایی که بیشتر از هر چیزی، دارن «امید» میفروشن. بهت حس کمبود میدن، بعد راهحلش رو در دوره ۵میلیونی خودشون ارائه میکنن. منتور واقعی تو رو آزاد میکنه. منتور قلابی تو رو وابستهتر.
📕اگه شجاعتِ مواجهشدن با خودِ واقعیات رو داری...
📺 روانکاویِ فرافکنی بر فرزندان
📺 ریشۀ اعتیاد چیست و چطور ترک کنیم؟
📺 روانکاویِ «افسردهنشدن» در جامعۀ بیثباتِ ایران
.
#خودشناسی #موفقیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘سلمان و قرآن و مغالطه در کلام نبوی (۱/۴) ✍🏻 نقدآگین: سیستم خداشناسی گنوسی ربطی به سلمان دارد؟ و آیا حدیث آنچه سلمان میدانست را ابوذر می دانست کافر میشد یا سلمان را به قتل میرساند، به همین تفاوت خداشناسی گنوسی و خداشناسی عرفی و سامی مربوط است؟ 🤖هوش مصنوعی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلمان منبع قرآن؟
@Naqdagin
🎧سلمان و قرآن و مغالطه در کلام نبوی
— #نقدآگینگپ ۲، دربارۀ این یادداشت
🔸هوش مصنوعی شباهتهایی را میان خداشناسی گنوسی و جایگاه خاص سلمان در روایات باطنی شیعه مطرح میکند و این ایده را بررسی میکند که آیا سلمان حامل معرفت پنهانی فراتر از شریعت ظاهری بوده است. بخش دیگر گفتگو به اتهام آموزش قرآن به محمد توسط یک فرد غیرعرب (که در برخی تفسیرها به سلمان نسبت داده شده) و پاسخ قرآن به این اتهام میپردازد. هوش مصنوعی صادقانه یا مغالطهآمیز بودن پاسخ قرآنی را تحلیل میکند، و در نهایت بحث به این سوال میرسد که آیا وجود مغالطه در قرآن میتواند دلیلی برای نفی کلام الهی بودن آن باشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— #نقدآگینگپ ۲، دربارۀ این یادداشت
🔸هوش مصنوعی شباهتهایی را میان خداشناسی گنوسی و جایگاه خاص سلمان در روایات باطنی شیعه مطرح میکند و این ایده را بررسی میکند که آیا سلمان حامل معرفت پنهانی فراتر از شریعت ظاهری بوده است. بخش دیگر گفتگو به اتهام آموزش قرآن به محمد توسط یک فرد غیرعرب (که در برخی تفسیرها به سلمان نسبت داده شده) و پاسخ قرآن به این اتهام میپردازد. هوش مصنوعی صادقانه یا مغالطهآمیز بودن پاسخ قرآنی را تحلیل میکند، و در نهایت بحث به این سوال میرسد که آیا وجود مغالطه در قرآن میتواند دلیلی برای نفی کلام الهی بودن آن باشد.
📻 از خدایِ آسمانی تا میوۀ هوشِ زمینی
📺 سلمان فارسی (دروغهای اسلامی ۶)
📺 هویت مؤلفان قرآن؟ قسمت: (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم) (پنجم)
📺 قرآن: تجربۀ نبوی یا کپیپیستهایی ناشیانه؟
📺 زبان اولیۀ قرآن (قبل از ترجمه) سریانی بود
📺 الله و کلاغ
📺 پیرامون نسبت شیعه و اهل غلو
📺 نور ازلی علی یا انسان-خداییِ تشیع
📻 دینِ علی؛ گذرگاهِ عرفانِ باستان به عرفان اسلامی
📻 جنبههای باطنی اسلام شیعی
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘بازاندیشی در مفهوم «غربستیزی»
✍🏻 #سپاس_ریوندی
اگر از یک مسلمان عامی بپرسید چرا از غرب نفرت دارد، پاسخ خواهد داد که چون آنها کافر و ملحد و ... هستند. این جوابی است دستکم از یک جهت درست. فرد مسلمان با مفروضات سنتی خود حق دارد فرض کند که حقیقت نزد او و دینش است و آنان که به این دین نمیگروند برخطا هستند.
اما اگر از یک مسلمان درسخوانده و دانشگاهرفته همین سوال را بپرسید، خصوصاً اگر روشنفکر باشد و در خود کشورهای غربی زیسته باشد، جواب دیگری میشنوید:
این موضعی است که اتفاقاً گروهی از همان روشنفکران چپ غربی که به نام پسا-استعماری شناخته میشوند هم به آن قائلند.
سوالی که طرحش در اینجا لازم است این است که غربیها در ژاپن یا هند بیشتر جنایت کردهاند. ولی از این نوع نفرتی که در جهان اسلام نسبت به تمدن جدید غربی میبینیم در آنجا چندان خبری نیست. چرا؟
گمان میکنم پاسخ این پرسش نه در بررسی مناسبات عینی بین غرب با اسلام، نه در خواندن تاریخ، نه در اخلاقیات که جایی در روانشناسی است. به این پاره از کتاب شرفالنبی اثر ابوسعید واعظ خرگوشی (ص148 ترجمهی فارسی) دقت کنید:
به این اعتمادبنفس توجه کنید. اسلام در زمان نویسندهی کتاب، قلمروی عظیم از هند تا اسپانیا دارد. حقیقتاً به نظر میرسد که شرق و غرب عالم ذیل خلافت اسلام است و آنچه قرآن به مومنان وعده داده محقق شده. فرد مسلمان از کسی نمیترسد، جز خدا. اکنون در نظر بگیرید کسی که به این چیزها معتقد است، در ابتدای دوران جدید با کشتیهای پرتغالی و انگلیسی روبرو میشود. مردانی از این کشتیها پیاده میشوند که بهجای شمشیر اسلحهای جدید دارند که از دور با پرتاب گویهای آتشین میکشد [توپ و تفنگ]. به انواع اقسام فنآوریها مجهزند و بی چندان اشکالی، میتوانند لشکر اسلام را به زانو درآورند.
هرچه از عصر نوزایی اروپا به جلو میآییم، برتری نظامی، فنّی، علمی و ... غربیها بیشتر میشود. کار به جایی میرسد که حتی به چشم برخی مسلمانان مسافر در اروپا انسان غربی حتی برتری اخلاقی هم دارد. شاهدش سفرنامه یک ایرانی عصر قاجار است که گفته ما مسلمانیم، ولی غربیها بیشتر برای نوع آدم و خیر و صلاح او دل میسوزانند، چون آنها چیزی از قبیل آتشنشانی برای نجات مردم درست کردهاند و ما نه.
اکنون در نظر بگیرید چه اتفاقی برای آن اعتمادبنفس میافتد. اسلام یک بار توسط اعراب و بار دوم توسط ترکان به پیروزیهای متعدد دست یافت. عثمانی حتی نزدیک بود وین، پایتخت اتریش، را هم فتح کنند. در طی جنگهای متعدد صلیبی، اسلام میتوانست به خوبی از خود و قلمروش در برابر غربیها دفاع کند. اما سرانجام روزی رسید که غربیها به علت برتریهای خود پیروز همۀ جنگها شدند و چیزهای ناگوار بسیار را به مسلمانان تحمیل کردند.
سلطۀ غرب بر دنیا به چشم مسلمان یک مسالۀ معمولی از قبیل رقابت میان ملتها نبود. به معنای غلط شدن قرآن خدا بود. موفقیت غربیها به اساس هویت فرد مسلمان و پایگاه ایمان او آسیب میزد. تمام انحاء نهضتهای بیداری اسلامی و تمام تخالف و تلاشهای دولتهای مسلمان برای رقابت یا پسراندن یا چیرگی بر غرب از این ناشی است. به همین علت است که همگی معتقد هستند میتوان و باید علم و فنّ غربی را به خدمت گرفت اما برای آنکه با خود غرب جنگید. چنین نوعی از ستیزه با غرب را در ژاپن در طی جنگ جهانی یا در هند در جریان استقلال از بریتانیا نمیتوان یافت.
از این روست که ایرانی وقتی اسلام را کنار میگذارد و به خیال خودش روشنفکر میشود، به صورتی تقریباً خودبخود وارد اردوی کمونیسم میشود، چون در آنجا میتواند هنوز آن نفرت از غرب را حفظ کند و تازه برایش بهانههای ظاهراً موجهتر بیابد. حال آنکه در میان روشنفکران محافظهکار، ملیگرا، باستانگرا و خلاصه همۀ آنها که هدفشان بازگشت به ایران است، چنین نوعی از نفرت از غرب مرئی نیست، چون غرب با اساس هویت آنان که سرزمین ایران است، تضاد غیرقابلرفع ندارد.
پ.ن نوع دیگری از غرببیزاری در ایران امروز رایج شده که با نوع بالا فرق دارد. منشاء نوع جدید غرببیزاری ایرانی در این است که از حقوق بشر گرفته تا جشنوارههای هنری همه چیز در غرب به نمایشهای مبتذل بدل شدهاست و این یعنی غرب به ارزشهایی که خودش مخترع و منادی آنها بوده پایبند نیست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Azarborzinmehr
✍🏻 #سپاس_ریوندی
اگر از یک مسلمان عامی بپرسید چرا از غرب نفرت دارد، پاسخ خواهد داد که چون آنها کافر و ملحد و ... هستند. این جوابی است دستکم از یک جهت درست. فرد مسلمان با مفروضات سنتی خود حق دارد فرض کند که حقیقت نزد او و دینش است و آنان که به این دین نمیگروند برخطا هستند.
اما اگر از یک مسلمان درسخوانده و دانشگاهرفته همین سوال را بپرسید، خصوصاً اگر روشنفکر باشد و در خود کشورهای غربی زیسته باشد، جواب دیگری میشنوید:
غربیها در طی دوران استعمار جنایتها کردهاند، خود را برتر شمرده و ملل دیگر را استثمار کرده و اخلاقاً مسئول و محکومند.
این موضعی است که اتفاقاً گروهی از همان روشنفکران چپ غربی که به نام پسا-استعماری شناخته میشوند هم به آن قائلند.
سوالی که طرحش در اینجا لازم است این است که غربیها در ژاپن یا هند بیشتر جنایت کردهاند. ولی از این نوع نفرتی که در جهان اسلام نسبت به تمدن جدید غربی میبینیم در آنجا چندان خبری نیست. چرا؟
گمان میکنم پاسخ این پرسش نه در بررسی مناسبات عینی بین غرب با اسلام، نه در خواندن تاریخ، نه در اخلاقیات که جایی در روانشناسی است. به این پاره از کتاب شرفالنبی اثر ابوسعید واعظ خرگوشی (ص148 ترجمهی فارسی) دقت کنید:
«وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ...[نور،، 55] خدای عزوجل وعدهی مومنان داد که ایشان را خلافت دهد در زمین... و این دلیلی ظاهر و حجتی باهر است بر راستیِ قرآن که هر چه وعده فرموده است حاصل است. امروز امت رسول در بلاد مشرق و مغرب ممکناند و عزیز و از کسی نمیترسند بجز خدای تعالی»
به این اعتمادبنفس توجه کنید. اسلام در زمان نویسندهی کتاب، قلمروی عظیم از هند تا اسپانیا دارد. حقیقتاً به نظر میرسد که شرق و غرب عالم ذیل خلافت اسلام است و آنچه قرآن به مومنان وعده داده محقق شده. فرد مسلمان از کسی نمیترسد، جز خدا. اکنون در نظر بگیرید کسی که به این چیزها معتقد است، در ابتدای دوران جدید با کشتیهای پرتغالی و انگلیسی روبرو میشود. مردانی از این کشتیها پیاده میشوند که بهجای شمشیر اسلحهای جدید دارند که از دور با پرتاب گویهای آتشین میکشد [توپ و تفنگ]. به انواع اقسام فنآوریها مجهزند و بی چندان اشکالی، میتوانند لشکر اسلام را به زانو درآورند.
هرچه از عصر نوزایی اروپا به جلو میآییم، برتری نظامی، فنّی، علمی و ... غربیها بیشتر میشود. کار به جایی میرسد که حتی به چشم برخی مسلمانان مسافر در اروپا انسان غربی حتی برتری اخلاقی هم دارد. شاهدش سفرنامه یک ایرانی عصر قاجار است که گفته ما مسلمانیم، ولی غربیها بیشتر برای نوع آدم و خیر و صلاح او دل میسوزانند، چون آنها چیزی از قبیل آتشنشانی برای نجات مردم درست کردهاند و ما نه.
اکنون در نظر بگیرید چه اتفاقی برای آن اعتمادبنفس میافتد. اسلام یک بار توسط اعراب و بار دوم توسط ترکان به پیروزیهای متعدد دست یافت. عثمانی حتی نزدیک بود وین، پایتخت اتریش، را هم فتح کنند. در طی جنگهای متعدد صلیبی، اسلام میتوانست به خوبی از خود و قلمروش در برابر غربیها دفاع کند. اما سرانجام روزی رسید که غربیها به علت برتریهای خود پیروز همۀ جنگها شدند و چیزهای ناگوار بسیار را به مسلمانان تحمیل کردند.
سلطۀ غرب بر دنیا به چشم مسلمان یک مسالۀ معمولی از قبیل رقابت میان ملتها نبود. به معنای غلط شدن قرآن خدا بود. موفقیت غربیها به اساس هویت فرد مسلمان و پایگاه ایمان او آسیب میزد. تمام انحاء نهضتهای بیداری اسلامی و تمام تخالف و تلاشهای دولتهای مسلمان برای رقابت یا پسراندن یا چیرگی بر غرب از این ناشی است. به همین علت است که همگی معتقد هستند میتوان و باید علم و فنّ غربی را به خدمت گرفت اما برای آنکه با خود غرب جنگید. چنین نوعی از ستیزه با غرب را در ژاپن در طی جنگ جهانی یا در هند در جریان استقلال از بریتانیا نمیتوان یافت.
از این روست که ایرانی وقتی اسلام را کنار میگذارد و به خیال خودش روشنفکر میشود، به صورتی تقریباً خودبخود وارد اردوی کمونیسم میشود، چون در آنجا میتواند هنوز آن نفرت از غرب را حفظ کند و تازه برایش بهانههای ظاهراً موجهتر بیابد. حال آنکه در میان روشنفکران محافظهکار، ملیگرا، باستانگرا و خلاصه همۀ آنها که هدفشان بازگشت به ایران است، چنین نوعی از نفرت از غرب مرئی نیست، چون غرب با اساس هویت آنان که سرزمین ایران است، تضاد غیرقابلرفع ندارد.
پ.ن نوع دیگری از غرببیزاری در ایران امروز رایج شده که با نوع بالا فرق دارد. منشاء نوع جدید غرببیزاری ایرانی در این است که از حقوق بشر گرفته تا جشنوارههای هنری همه چیز در غرب به نمایشهای مبتذل بدل شدهاست و این یعنی غرب به ارزشهایی که خودش مخترع و منادی آنها بوده پایبند نیست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Azarborzinmehr
روشنفکری و معجزهباوری؟
@Naqdagin
🎧معجزۀ روشنفکری دینی: زندگیِ برزخی میان عقلانیت و اسطورهباوری
— #نقدآگینگپ ۳، دربارۀ یادداشتی انتقادی بر مدعایات علیرضا معینی و روشنفکری دینی
🔸نویسنده استدلال میکند که دست اسلام در زمینۀ معجزات تهیست و توجیهات آن برای این فقدان، ناشی از ناتوانی در ارائۀ معجزات واقعی در زمان ظهور آن بودهاست. همچنین به مواجهۀ متناقض روشنفکری دینی با مقولۀ معجزه که آن را در «وضعیت اره» قرار داده، میپردازد. نویسنده با مغلطهآمیز دانستنِ نحوۀ رد آموزۀ تثلیث در قرآن (نشانهای از بشری بودن منشاء آن)، به تضاد بنیادین بمسیحیت و جایگاه محوری عیسی در آن و حتی قرآن، با توحید به قرائت اسلام میپردازد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— #نقدآگینگپ ۳، دربارۀ یادداشتی انتقادی بر مدعایات علیرضا معینی و روشنفکری دینی
🔸نویسنده استدلال میکند که دست اسلام در زمینۀ معجزات تهیست و توجیهات آن برای این فقدان، ناشی از ناتوانی در ارائۀ معجزات واقعی در زمان ظهور آن بودهاست. همچنین به مواجهۀ متناقض روشنفکری دینی با مقولۀ معجزه که آن را در «وضعیت اره» قرار داده، میپردازد. نویسنده با مغلطهآمیز دانستنِ نحوۀ رد آموزۀ تثلیث در قرآن (نشانهای از بشری بودن منشاء آن)، به تضاد بنیادین بمسیحیت و جایگاه محوری عیسی در آن و حتی قرآن، با توحید به قرائت اسلام میپردازد.
🔻چهار یادداشت انتقادی بر دکتر علیرضا معینی و روشنفکری دینی
قسمت اول
دوم: معجزۀ روشنفکری دینی: زندگیِ برزخی میان عقلانیت و اسطورهباوری
سوم: روشنفکری دینی: جهاد دفاعی با تقلب هوش مصنوعی؟
چهارم: توصیه به رعایت تقوای علمی، موهن است؟!
📻 روشنفکری و دینداری: تناقضها در کجاست؟
📕نقد و بررسی «نقدی بر تعریف انحصارگرایانه از اسلام»
📕بررسی قصۀ اصحاب کهف در قرآن و نقد دفاعیۀ روشنفکران دینی
.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
#نظرسنجی ۴۵
آیا موافقید؟
"نقطۀ بهینۀ تنش موجود از دیدِ طرفین "بمباران تاسیسات هستهای" است: آمریکا برای همیشه از دست نقنق نتانیاهو راحت میشود، ترجیح ج.ا هم نابودی هستهای بدون عادیسازی روابط با آمریکاست تا نرمالسازی سیاست خارجه و کنارگذاری هستهای"
آیا موافقید؟
"نقطۀ بهینۀ تنش موجود از دیدِ طرفین "بمباران تاسیسات هستهای" است: آمریکا برای همیشه از دست نقنق نتانیاهو راحت میشود، ترجیح ج.ا هم نابودی هستهای بدون عادیسازی روابط با آمریکاست تا نرمالسازی سیاست خارجه و کنارگذاری هستهای"
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
#نظرسنجی ۴۵
آیا موافقید؟
"نقطۀ بهینۀ تنش موجود از دیدِ طرفین "بمباران تاسیسات هستهای" است: آمریکا برای همیشه از دست نقنق نتانیاهو راحت میشود، ترجیح ج.ا هم نابودی هستهای بدون عادیسازی روابط با آمریکاست تا نرمالسازی سیاست خارجه و کنارگذاری هستهای"
آیا موافقید؟
"نقطۀ بهینۀ تنش موجود از دیدِ طرفین "بمباران تاسیسات هستهای" است: آمریکا برای همیشه از دست نقنق نتانیاهو راحت میشود، ترجیح ج.ا هم نابودی هستهای بدون عادیسازی روابط با آمریکاست تا نرمالسازی سیاست خارجه و کنارگذاری هستهای"
#نظرسنجی ۴۶
اگر انقلاب ۵۷ موفق نمیشد و نظام مشروطۀ پادشاهی باقی میماند، بهنظر...
اگر انقلاب ۵۷ موفق نمیشد و نظام مشروطۀ پادشاهی باقی میماند، بهنظر...
Anonymous Poll
6%
۱. وضع امروز کارگران به مراتب بدتر بود
8%
۲. وضع کارگران تقریبا مشابه امروز بود
72%
۳. وضع کارگران بسی از امروز بهتر بود
5%
۴. نمیدانم و توان تحلیل ندارم
10%
۵. نتجه نظرسنجی رو بگو فقط
نقدآگین
🔻بنا بر اعتقاد و سخنِ صریحِ دکتر سروش: نه جبرئیلی وجود داشته، نه آسمانی بوده که قرآن نازل شود؛ در واقع، تمام اینها، شهودِ نفس و عقل محمد بن عبدالله بودهاست. 🍂 حال سوالِ میلیوندلاری این است که چگونه شهود و خدای درونی، واژگانِ فارسی و سریانی (اینجا و ایجا)…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقد ایدۀ دکتر سروش
@Naqdagin
🎧 تجربۀ نبوی یا کپیپیستهایی ناشیانه؟
— #نقدآگینگپ ۴، دربارۀ این یادداشت
🔸متن، منشاء تالیف قرآن را مورد پرسش قرار میدهد و نظریۀ دکتر سروش مبنی بر تجربۀ باطنی محمد را در توضیح شواهد جدید، ناتوان میداند، و به استفاده از واژگانِ پارسی و سریانی، برخلاف ادعای مکرر، اما عجیب و مشکوکِ قرآن مبنی بر "عربی مبین" بودن (مثل اینکه ما در کانال مکرر تکرار کنیم زبانمان فارسی است)، و کپیبرداری از متون یهودی، مسیحی و رمانسهای تخیلی اشاره میکند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— #نقدآگینگپ ۴، دربارۀ این یادداشت
🔸متن، منشاء تالیف قرآن را مورد پرسش قرار میدهد و نظریۀ دکتر سروش مبنی بر تجربۀ باطنی محمد را در توضیح شواهد جدید، ناتوان میداند، و به استفاده از واژگانِ پارسی و سریانی، برخلاف ادعای مکرر، اما عجیب و مشکوکِ قرآن مبنی بر "عربی مبین" بودن (مثل اینکه ما در کانال مکرر تکرار کنیم زبانمان فارسی است)، و کپیبرداری از متون یهودی، مسیحی و رمانسهای تخیلی اشاره میکند.
📕اصحاب کهف و روشنفکران دینی
📺 کپیکاریِ خدا از خاخامها؟!
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 افسانهٔ ایرانستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلبکار در کُپزدن!
📺 الله و کلاغ
📺 داستانهای قرآن؛ ادبیات یا تاریخ؟
📺 اصحاب کهف: بافتۀ کشیشی مسیحی
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📺 کپیبرداری داستان محمد و کدمون انگلیسی
📺 دروغهای قصۀ اصحاب کهف و یوسف و زلیخا
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی)
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin