نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘نقد و بررسی پاسخِ ایدئولوگ «مقاومت، حکومت اسلامی و رهبری»
(۱/۲)
✍🏻 #فریدون_فرخ

🔻علی:
یه سوال داشتم. یه مثالی می زنم گوش کنی.د اهل بیت امام علی یعنی حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین خونه بودن و یه قرص نان هم بیشتر نبوده در خانه یه فقیری میاد و طلب کمک می کنه و اونها با اینکه خودشون گرسنه بودن اون قرص نان رو به فقیر میدن این یعنی ایثار . ایثاری که در اثر مراقبه های عمیق ایجاد میشه درست. حالا میایم تو شرایط فعلی حکومت ایران فرض رو بر این می گیریم که رهبر ایران یک عالم روحانی هست با روحیه ایثار در حد معصومین یه گردن کلفتی مثل اسرائیل پیدا شده که مردم فلسطین رو به خاک و خون می کشه آیا رهبر ایران این اجازه رو داره که به فرض مثال۷۵ درصد مردم جامعه ایران اصلا به مقوله ای به نام ایثار یا کمک به مظلوم اصلا اعتقادی ندارن و اون مثالی که زده میشه که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است رو میزنن و به رهبر جامعه میگن ما هم میخایم مثل اعراب بی خاصیت مسئله فلسطین رو رها کنیم و اصلا برامون مهم نیست که چه بر سر اون ملت میاد سوالم اینه که رهبر جامعه حق داره که خواسته اون ۷۵ درصد جامعه رو نا دیده بگیره و به کمک مردم فلسطین بره در حالی که این احتمال هست که این اقدام هم برای مردم و هم برای حکومتش گرون تموم بشه

همچنین مناظره شما با آقای اکبر نژاد رو دیدم خیلی واژه های تخصصی استفاده می کنید و مورد به مورد در مورد اشکال وارد کردن های اکبر نژاد یا جوابی نداشتید یا نمی خواستید که جواب بدید
لطفا به سوال من جواب بدید

🔻بیژن عبدالکریمی

سلام. تمام پرسش های شما بر اساس مفروضات پیشین ذهنی خودتان است. یعنی سوال به نحوی است که پشاپیش پاسخ خاصی را انتظار دارد:

1. اگر 75% ملت مخالفت رهبری باشند وی باید تا کنون سقوط کرده باشد.

بخش بسیار بزرگی از ملت از ایشان حمایت می کنند یا حتی ممکن است مخالف اعتقادی ایشان باشند اما به لحاظ ملی و سیاسی و تعیین استراتژی دفاعی کشور (یعنی در مواجهه با آمریکا و اسرائیل) از ایشان حمایت می کنند. آن زنانی که ذخیره طلایشان را به مردم غزه می دهند بخشی از ملت و بخشی مهم و اصیل از ملت هستند.

2. حمایت از فلسطین امری صرفاً اخلاقی یا اعتقادی نیست بلکه دلایل دفاعی، استراتژیک، امنیتی و ژئوپلیتیک نیز دارد.

3. شما همان مفروضاتی را پذیرفته اید که در اتاق فکرهای سازمان های اطلاعاتی سیا و موساد تولید و به واسطه رسانه های وابسته به آنها به اذهان افرادی چون شما پمپاژ شده است.

4. قضاوت تان در خصوص مناظره بنده با آقای اکبرنژاد نیز صرفا مبتنی بر مفروضات پیشین شماست و بسیاری نظر عکس نظر شما را دارند.

با سپاس از علی عزیز که دغدغۀ کشور را داشته، به طرح پرسش و گفتگو با معلمانی چون بنده می پردازد.


🔺این حجم از مغالطه‌‌ورزی و حاشیه‌روی برای یک دانش‌آموزِ دبیرستانیِ منطق و فلسفه نیز قفل است جناب دکتر بیژن عبدالکریمی. به نظر من برخی مواجه‌های شما با مسائلی ساده، نشانه‌ای از انحطاط جدیِ نظام آموزشی در ایران دارد که از اساتیدِ با سابقۀ آن نیز، که تازه خودشان را رادیکال‌ترین متفکران و روشنفکران تخیل می‌کنند، چنین حجمی از مغالطات و حاشیه‌روی را در متنی بس کوتاه به ذهن مخاطب پرتاب می‌کنند:

۱. فرموده‌اید پرسش‌های جناب علی بنا بر پیش‌فرض‌هایی‌ست که جواب مطلوب خودش را می‌جوید. پاسخ‌های شما هم بنا پیش‌فرض‌هایی‌ست و با همان پیش‌فرض‌های سست نتایج مطلوب خود را بازتولید می‌کند. امر بدیهی را نفرمایید تا مخاطب حس کند که با یک نقص خاص مواجه است.

۲. دقیقا این نتیجه خاص دربارۀ ۷۵ درصد را از کدام منطق یا کتاب علوم سیاسی و تاریخ بیرون کشیدید؟ و سپس به‌سرعت از اینکه نظام سقوط نکرده، با قطعیت این آمار احتمالی را رد کردید؟ مگر میان سقوط و آمار مخالفان نسبت قطعی وجود دارد؟ مثلا در سقوط نظام سابق مگر ضرورتا بحث مخالفت اکثریت عددی بوده‌است؟ یعنی شما واقعا نمی‌دانید عوامل مختلفی در سقوط نهایی یک نظام دخیل‌اند و عدد مخالفان، بتنهایی به‌عنوان شرط کافی، و حتی لازم، برای سقوط یک نظام سیاسی محسوب نمی‌شود؟ واقعا این‌ها را نمی‌دانید استاد؟! و خود را «رادیکال‌ترین منتقد نظام» و «فیلسوفی فراسوی روشنفکران» هم تصور می‌کنید با این حد از ساده‌اندیشی که قرار است «آپاراتوس نظام سلطه» را نیز شکست دهید؟

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘نقد و بررسی پاسخِ ایدئولوگ «مقاومت، حکومت اسلامی و رهبری»
(۲/۲)
✍🏻 #فریدون_فرخ

۳. چرا چنین ساده از واژۀ «اصالت» سوءاستفاده می‌کنید و بخشی از مردم که همسو با باورهای خاص سیاسی شما هستند، اصیل می‌نامید، و به‌نظر بخش بزرگی از مردم مخالف خود را هم نااصیل می‌دانید و وابسته به نیروهای بیگانه و رسانه‌های‌شان، درست مشابه مواجهه رهبر نظام‌ و رهبران حکومت‌های دیکتاتوری؟ از کجا مشخص است که کسی که چنین اولویت‌بندی خاصی داشته، تحت تاثیر پمپاژ منابر و صداوسیما و ترس از آخرت یا بازی‌خوردن احساساتش، چنین نکرده‌باشد و با نیات مختلفی که هیچ ربطی به اصالت ندارد؟ در موقع حمله به پرسش‌گران و منتقدان بسادگی مثل برخی کارمندان کم‌هوش ارگان‌های نظامی، انگِ فریب‌خورده سازمان‌های دشمن و رسانه‌های دشمن را می‌زنید، موقع بررسی پدیداری چون دادنِ طلای خود برای امری همسو با دیدگاهتان، از اصالت آنها دم می‌زنید؟

۴. به نظرتان چرا اگر بخش «بسیار بزرگی» از مردم حامی رهبر و جبهۀ مقاومت‌ معشوق شمایند و هیچ مشکل جدی‌ای با ثمرات اقتصادی و سیاسی چنین سیاست‌هایی ندارند، در انتخابات‌های اخیر، با وجود آوردنِ قرآن و امام حسین و قاسم سلیمانی و شهدای جنگ و کربلا و امام زمان و...، آمار مشارکت ریاست‌جمهوری بدون ضریب ۳ مشهور، ۱۲.۷ درصد بود (آمار رسمی هم زیر ۵۰ درصد بود؛ این جدا از بحث آمار جلیلی است که عدد طرفداران واقعی رهبر، درصد بسیار بالایی‌شان از رای‌دهندگان به او هستند) و بنا به آمار انتخابات مجلس به‌طور رسمی ۴۰ درصد؟ شرم از حقیقت و برای ارباب قدرت ماله‌کشی نکردن، مقدمات ورود به میدان فلسفه است جناب فیلسوف! با افزودن تریبون‌ها و رانت‌های رسانه‌ایِ شهرت‌زا، نمی‌شود بزرگی خرید.

۵. چطور اینقدر بدون شرم، درحالی‌که کوچک‌ترین امکان نظرسنجی آزادی در این موضوعات مورد مناقشه نیست، دربارۀ «بسیار بزرگ» بودن حامیان رهبر می‌گویید؟ بسیار بزرگ از نظر شما یعنی چند میلیون حدودا؟ نسبت به مخالفان و کسانی که عملا به او فحش می‌دهند یا اساسا او را قبول ندارند، این عدد بسیار بزرگ، محتملا «چقدر کوچک» خواهد شد؟

۶. آن جناب که از شما سوالی کرد، نگفت صرفا این نوع حمایت آیا اخلاقی‌ است؛ گفت وقتی سیاستی خلاف خواست بخش بزرگی از جامعه است، ولو بگوییم ۵۰ درصد یا بسی کمتر، اخلاقی‌ست بدون جویا شدن نظرشات از جیب‌شان بزنیم برای سیاستی که درست تصور می‌کنیم؟ جمهوریت و نمایندگی چه معنایی دارد؟ بحث آزاد حول یک موضوع مناقشه‌برانگیز میان نخبگان و عامه در ذهن شما هیچ جایی ندارد؟ در یک کشور که از مردم نمی‌ترسند و واقعا آمار حامیان پیشوا و نظام را «بسیار بسیار بزرگ» می‌دانند، نمی‌ترسند از ایجاد بحث آزاد در رسانه‌های رسمی و سپس یک رفراندم ساده برگزار کردن! این بدیهیات را شما باید به حاکمیت یادآور شوید، نه ما به شما یادآور شویم؛ که گویا مدتی‌ست به عللی نامعلوم، بدل به بلندگوی یک جناح تندرو شده‌اید و نقش پاسخ‌گویی به شبهات را با فلسفه و فلسفیدن و عدم پاسخ‌های قطعی و آماده را در جیب داشتن، اشتباه گرفته‌اید. براستی چه معنی دارد که شما بابت هر موضوع چالش‌برانگیزی، بخواهید که مردم به خیابان بیایند و کشته شوند و انقلاب کنند؟ فرق شما با معلوم‌الحالی چون رحیم‌پور ازغدی چیست؟

۷. همانقدر که شما و نیروهای همسو با شما، دلایل لهِ یک نوع حمایت خاص (از انواع طرق حمایت و موضوعات حمایت از مظلومان عالم و فلسطین) دارید، حتی در خود نظام نیز مدیرانی هستند که دلایل علیه سودمند بودن چنین تعریفی از امنیت ملی دارند. مرحوم جواد طباطبایی که از ایران‌دوستان به‌نام بود و از فیلسوفان نزدیک به اصطلاح‌طلبان، دلایلی علیه حضور ما در سوریه و فلسطین و برخی حمایت‌ها داشت و حوزۀ راهبردی ایران را به طریقی دیگر تعریف می‌کرد؛ یعنی از جهت وزن افراد، و نه فقط کمیت، بحثی مورد جدل است و باید هزینه‌فایده‌ها و دلایل آزادانه بحث شوند و نظر عموم خواسته‌شود.

۸. اینکه به یک‌ پرسش‌گر محترم چنین سریع انگ بزنید و برای او و بخش بزرگی از مردم ایران و نخبگان، شخصیت مستقل و تحلیل‌گر قائل نشوید، اصلا نشانۀ خوبی نیست. یک فیلسوف چنین دگم نیست و ادبیاتی مشابه برخی نیروهای سپاهی و وابسته و دگم ندارد.

۹. اینکه در مواجهه با قضاوت یک فرد دگراندیش، به «بسیاری از افراد هم‌سو» با خود ارجاع دهید، که آن‌ها نیز بنا به «پیش‌فرض‌های خودشان» با شما همسو شده‌اند، آشکارا خطاست. خیلی راحت قضاوت‌های متفاوت را بشنوید و اگر نکته‌ای بود بگویید، نکوشید به جمعیت پناه ببرید؛ درحالی‌که نه ملاک صدق/کذب عدد است، و نه ضرورتا حامیان فکری شما جمعیت بزرگ‌تر و وزن‌دارتر و عاقل‌تری‌اند.

📕روزنه‌گشایی که با سر خود راه می‌رود!
📻
فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📺 ژاپن بی‌غیرت و سربازان آمریکایی
.


#مغلطجات #استمرارطالبان


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ بین دو نهیلیست (+)
— صادق هدایت و آلبر کامو

🔸در این ویدیو، شاهد یکی از مناظره‌های تاریک خواهید بود: صادق هدایت، نویسندۀ بوف کور، در برابر آلبر کامو، فیلسوفِ نهیلیست فرانسوی و نویسنده‌ی بیگانه. دو ذهن بزرگ که زندگی، مرگ، تنهایی، معنا، و حقیقت را از ریشه زیر سوال بردند. این مناظره کاملاً در عین وفاداری به اندیشه‌ها، آثار و زندگی شخصی این دو شخصیت طراحی شده است.

آیا زندگی ارزش ادامه‌دادن دارد؟ آیا حقیقتی در دل پوچی نهفته است؟ چه شباهت‌هایی بین نگاه هدایت و کامو به جهان وجود دارد؟ در این گفت‌وگو، با ارجاع به آثار مشهوری چون بوف کور، بیگانه، افسانه سیزیف، و نامه‌های شخصی، به عمق جهان‌بینی این دو نویسنده بزرگ سفر می‌کنیم.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب

00:00 جهان‌بینی صادق هدایت
03:10 جهان‌بینی البرکامو
06:13 نظر صادق هدایت دربارۀ جامعه و مردم
08:50 بخشی از کتاب حاجی آقا (طنز سیاه)
10:00 بیگانه و طاعون البرکامو
11:30 چرا دست به قلم شدند؟

📺 در باب پوچی
📺 مناظرۀ نیچه با شوپنهاور
📺 فلسفه آلبر کامو: شور زیستن در جهانی بی‌معنا
📻 عارفۀ تن‌باز و عارفان معاصر

.


#فلسفیدن #معنای_زندگی #نهیلیسم



🌾 @Naqdagin
📺 تکفیری‌گری و چندچهرگیِ روزنه‌گشایان

🎥 محمدامیر قدوسی در گفت و گو با دیدارنیوز:
آیت الله علوی بروجردی علی رغم ادعای مداراگری مسبب حصر آیت الله سید کمال حیدری شده اند


1️⃣ اگر راست باشد، مصداقی دیگر است بر اینکه اصلاح‌طلب از اصول‌گرا .....تر است. کسانی که تابِ یک مرجع تقلید نوگرا و اهل تحقیق و پژوهشگر و گشوده به شکاکیت و نقادی و بحث را ندارند، می‌خواهند حکومت را اصلاح کنند؟ یا صرفا روزنه‌ای بگشایند برای سهم و سهامِ بیشتر و استخدام‌شدن خودشان و ایل‌وتبارشان؟

2️⃣ این هم رئیس‌جمهور صاف و صادق(!) و علم‌گرای‌شان(!):
مسعود پزشکیان، در نشستی با فعالان اقتصادی کرمانشاه اعلام کرد «ما الان شش‌ برابر اروپا برق مصرف می‌کنیم».

پزشکیان شش ماه پیش هم مدعی شد «حدود سه برابر کشورهای اروپایی در کشور ما برق مصرف می‌شود» و در جای دیگری نیز گفته بود «مصرف برق ایران چند برابر انگلستان، کانادا و آلمان است».

🔺همه این ادعاها کاملا مزخرف و بی‌اساس هستند و با هیچ‌کدام از آمارهای بین‌المللی و آمارهای داخلی اتحادیه اروپا همخوانی ندارند. مصرف برق ایران، چه از نظر مقدار کل مصرف برق، چه از نظر سرانه مصرف برق، چه مقدار کل مصرف بخش خانگی و چه سرانه مصرف بخش خانگی، نه با کل اتحادیه اروپا قابل مقایسه است و نه در ردیف ۲۰ کشور اول اروپا قرار می‌گیرد.

مصرف برق اروپا بیش از ۲۵۰۰ تراوات ساعت و مصرف برق ایران ۳۱۶ تراوات ساعت است. همچنین سرانه مصرف برق در اروپا سر سراسر این قاره بیش از ۵۵۰۰ کیلووات ساعت و در ایران، حدود ۳۵۰۰ کیلووات ساعت است.

سرانه مصرف برق در کشورهای صنعتی مانند فرانسه و آلمان و بریتانیا بسیار بیشتر از ایران است
.

_Factnameh_


3️⃣ سر آخر هم فیلسوف‌ِ پدیدارشناسِ روزنه‌گشایان که آبادان و کلا ایرانِ زمانِ طاغوت(!) را «فاحشه‌خانۀ آمریکایی‌ها» معرفی کرد
(قبلتر «زن، زندگی آزادی» را «غیراصیل/بی‌ریشه» و «بی‌ریشه در سنت تاریخی ایرانی-اسلامی/ فاقد پشتوانۀ حکمی/فلسفی» دانسته‌بود و برای گروه‌های مسلح کرد، و نتیجه گرفته‌بود از این مقدمات احمقانه، که از منظر پدیدارشناسانه، نمی‌تواند تأثیرگذار باشد؛ و مشابه ادبیاتِ غرب‌ستیزانه و سکسیستی او، حسن کچویان، استاد جامعه‌شناسیِ نظام خلافت، گفته‌بود شعارِ «زن، زندگی، آزادی» «فاشیستی» است و مدعی شد که هدف آن ترویج «فحشا، هرزگی، بی‌ناموسی و شهوت‌رانی» است، و رهبران این جنبش را «نخود مغز، بیمار و بدبخت»‌اند؛ مشابه توصیف استاد دیگر نظام خلافت (عبدالکریمی): فهم نسل Z از دموکراسی و سیاست «در حد پفک‌نمکی» است)،

و از توسعۀ نظام قبل، فقط چشمانش به ماتحتِ همان چند روسپی‌خانه گیر کرد و متوقف شد. شجاعتِ یک معذرت‌خواهی متواضعانه و صادقانه، بدون جنجال و شلوغ‌بازی و اتهام‌زنی به زمین و زمان و کوبیدنِ صفِ بلندبالایی از دشمنانِ خیالی (معطل این ابرفیلسوف از نظر او) را هم نشان نداد، و روی شکم و هوا، از «طرفداران بسیار بزرگ» رهبر و سیاست‌های منطقه‌ای او در میان مردم گفت، که همان‌ها هم در نظرش «ایرانیان اصیل» هستند. یکی نیست از او بپرسد، پس انتخابات قرار بود دقیقا چه چیزی را در این «بهشتِ جبهۀ مقاومت» عوض کند که به پوزیده رای دادی و با چشمانی گریان دعوت به رای دادن مخاطبانت، ولو نظام را قبول ندارند و دلشان از آن خشمگین است، کردی، وقتی تو از همه‌چیزِ نظام، خصوصا سیاست خارجه (که اقتصاد و ارزش ریال بر مبنای آن ویران شده) راضی هستی، مخالفان رهبر را اقلیتی کوچک و نامهم می‌دانی، و همۀ منتقدانِ شخص خودت را هم بازیچۀ موساد و سیا یا رسانه‌های دشمن می‌دانی، و هیچ نوع امکانِ خطا و نقص جدی در مواجهه‌ات با پدیدارهای تاریخی و ذو-وجوه را هم نمی‌دهی؟

📺 حصر آیت‌الله کمال حیدری
📺 کمال حیدری: سرکوبِ شدیدِ علامه طباطبایی در حوزه‌ (ضرورتِ شجاعت در بیان آزادانۀ افکار)

📺 کمال حیدری: خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📺 آیت‌الله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن

.


#آخوندیسم #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
📺 شیخ صدوق و لعنت‌کردنِ شیعیان

🎙آیت‌الله #کمال_حیدری

هر کس در اذان «اشهد ان علی ولی الله» بگوید، شیخ صدوق آن را لعنت می‌کند


🔸وقتی شیخ صدوق، عالم بزرگ و مرجع علمای شیعه در حدیث و فقه، اذانِ رایج شیعیان که اکثریت شیعیان امروز فکر می‌کنند توصیۀ پیامبر و امامان بوده، ولی در اصل «بدعت» بوده و «ایجاد تفرقه» در امت پیامر، را موضوع لعنتِ خود قرار داده، اگر «ولایت مطلقۀ فقیه» و «حجاب اجباری» «دادگاه ویژۀ روحانیت»، «حصر مراجع تقلید و افراد بدون دادگاه» «جریمۀ بی‌حجابی» و بسیاری بدعت‌های مربوط به عزاداری (طبل‌زنی گوش‌خراش و زنجیرزنی و علم بلند کردن و بستن خیابان‌ها و معابر و... که بخش عمده‌شان از مسیحیت در زمان صفویه گرفته‌شد) را می‌دید، چه می‌گفت؟ زنده می‌ماند یا حصر می‌شد؟ نکته این‌جاست که آتش‌به‌اختیاران و آمرین‌به‌معروف، هنوز حتی فرق سنت و بدعت را نیز نمی‌دانند، و خود را دین‌دار هم تصور می‌کنند.

معرفی شیخ صدوق و جایگاه او در شیعه
ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی، معروف به شیخ صدوق (۳۸۱-۳۰۵ هجری قمری)، یکی از بزرگ‌ترین علمای حدیث در تاریخ شیعه امامیه است. او در قم متولد شد و به دلیل توانایی فوق‌العاده‌اش در حفظ و نقل احادیث، جایگاه برجسته‌ای در تاریخ تشیع به دست آورد.

شیخ صدوق از نظر علمی، یکی از مهم‌ترین پایه‌گذاران فقه و حدیث شیعه محسوب می‌شود و در سلسله دانشمندان امامیه، نقشی کلیدی دارد.

آثار و خدمات علمی شیخ صدوق
کتاب‌های برجسته:
من لا یحضره الفقیه: یکی از کتاب‌های اربعه شیعه که مرجع فقهی و حدیثی مهمی برای علمای شیعه است.
کمال‌الدین و تمام‌النعمة: اثری درباره غیبت امام زمان (عج) و فلسفه آن.
الخصال: کتابی در قالب حدیث که در آن احادیث مربوط به اعداد مختلف دسته‌بندی شده است.
عیون اخبار الرضا: مجموعه‌ای از احادیث و روایت‌های مربوط به امام رضا (ع).

شاگردی و ارتباط با بزرگان:
او در قم و سپس در ری، شاگردی علمای بزرگ زمان خود را کرد و به دلیل ارتباط نزدیک با امام‌زادگان و بزرگان امامیه، روایات معتبری را نقل کرده است.
جایگاه در میان شیعیان:
شیخ صدوق به‌عنوان "شیخ‌المحدثین" شناخته می‌شود و نقش او در حفظ و نشر احادیث شیعیان اساسی بوده است. علمای پس از او، نظراتش را به‌عنوان یکی از معیارهای مهم در بررسی اعتبار احادیث پذیرفته‌اند.

تحلیل جایگاه و دیدگاه فقهی
شیخ صدوق در مسائل فقهی و حدیثی، به متون و سنت پیامبر (ص) و ائمه (ع) وفادار بود. او از معدود علمایی است که با برخی از سنت‌های رایج در دوران خود مخالفت کرده و به نقد آن‌ها پرداخته است.

🔻تحلیل جمله: "هر کس در اذان اشهد ان علی ولی الله بگوید، شیخ صدوق آن را لعنت می‌کند"
اذان به‌عنوان شعاری اسلامی، در زمان پیامبر (ص) شکل گرفت و تا زمان خلفای اولیه، ساختار آن تغییر چندانی نکرد.

جمله «اشهد ان علی ولی الله» در اذان، پس از شهادت امام علی (ع) و در دوره‌ای از تاریخ شیعه، به‌عنوان نشانه‌ای از ولایت اهل بیت و مخالفت با جریان‌های مخالف امامت مطرح شد.

دیدگاه شیخ صدوق درباره افزودن عبارات به اذان

شیخ صدوق، همان‌طور که در آثارش به‌ویژه "من لا یحضره الفقیه" ذکر کرده، معتقد است که اذان باید بر اساس نصوص اولیه‌ای که از پیامبر (ص) رسیده، ادا شود. او هرگونه تغییر یا افزودن عبارات غیرمنقول از پیامبر (ص) را بدعت می‌دانست.

دلیل مخالفت با "اشهد ان علی ولی الله"
وفاداری به سنت پیامبر:

شیخ صدوق تأکید داشت که اذان باید دقیقاً همان‌گونه که از پیامبر نقل شده، باقی بماند و افزودن هر جمله‌ای می‌تواند به ایجاد بدعت منجر شود.

حفظ وحدت اسلامی
در دوره‌ای که اختلافات بین شیعه و اهل سنت رو به افزایش بود، شیخ صدوق شاید به دلیل جلوگیری از تعمیق این اختلافات، با افزودن عبارات اضافی به اذان مخالفت کرده است.

روش‌شناسی حدیثی:
او به صحت و سندیت حدیث توجه ویژه داشت و به‌عنوان محدثی دقیق، تنها احادیثی را می‌پذیرفت که از نظر سند قوی باشند.

از نظر فقهی

شیخ صدوق مخالفت خود را با هدف پاسداری از سنت اولیه اسلام و جلوگیری از تغییرات در متون عبادی اعلام کرده است.

نتیجه‌گیری

دیدگاه شیخ صدوق درباره اذان و مخالفت با "اشهد ان علی ولی الله" بیشتر جنبه فقهی و اصولی دارد و نباید آن را به معنای مخالفت با ولایت امام علی (ع) تعبیر کرد. بلکه هدف او حفظ سنت اصیل اسلامی و جلوگیری از هرگونه بدعت در عبادات بوده است. با این حال، بعدها این عبارت به‌عنوان نشانه‌ای از هویت شیعی پذیرفته شد و در اذان شیعیان جای گرفت.


📺 کمال حیدری: خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📺 آیت‌الله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن

📺 حصر آیت‌الله کمال حیدری
📺 کمال حیدری: سرکوبِ علامه طباطبایی

.


#بازنگری #نقد_شیعه



🌾 @Naqdagin
📺 نه این جمعه، هیچ جمعه‌ای نخواهد آمد!
علامه طباطبایی: امام زمان ع در این دنیا ظهور نمی‌کند


🎙آیت‌الله #کمال_حیدری

🔸باور آیت‌الله سید حسین طباطبایی (صاحب المیزان) از شیخ احمد احسایی (بنیان‌گذار مکتب شیخیه) تاثیر گرفته‌است. بابیت و بهاییت نیز به‌‌درجات از شیخیه اثر گرفته‌اند. شیخیه در نبود امام، به تاویل‌گرایی و باطن‌گرایی و باور به ارتباط با امام به‌مثابه اداره‌کنندۀ مستمر عالمِ هستی به‌صورتی معنوی، نه فیزیکی، رسیده‌بودند.

شیخیه، بابیت، بهائییت و طباطبایی

شیخ احمد احسایی (1753–1826 میلادی) بنیان‌گذار مکتب شیخیّه در شیعه دوازده‌امامی بود. آموزه‌ها و نظریات او، اگرچه در چارچوب شیعه امامیه باقی ماندند، به‌دلیل برخی دیدگاه‌های خاص و تأویلی او، تأثیرات مهمی بر جنبش‌های بابی و بهائی و نیز برداشت‌های فلسفی و عرفانی در شیعه داشتند. در ادامه به نسبت او با بابیّت، بهائیت و نظریه امام زمان پرداخته می‌شود.

۱. شیخ احمد احسایی و نسبت او با بابیّت و بهائیّت
الف. آموزه‌های خاص شیخیه
شیخ احمد احسایی تأکید خاصی بر مفاهیم عرفانی و باطنی در تشیع داشت. از جمله دیدگاه‌های او:

بدن مثالی و معاد: او معتقد به "بدن مثالی" در معاد بود که با دیدگاه متداول فقهی و فلسفی شیعه تفاوت داشت.

ارتباط با امام زمان: احسایی به نوعی از ارتباط معنوی با امام زمان اشاره می‌کرد که از طریق نائبان یا رکن چهارم (یعنی رهبران شیخیه) ممکن می‌شد.

تأویل‌گرایی: تأکید او بر تأویل متون دینی و معنویت‌گرایی، برخی از پیروانش را به سمت برداشت‌های خاصی از دین هدایت کرد.

ب. تأثیر بر بابیّت
بابیت و ظهورگری: سید علی‌محمد باب، بنیان‌گذار بابیت، ابتدا تحت تأثیر مکتب شیخی قرار گرفت و نزد یکی از شاگردان شیخ احمد احسایی (سید کاظم رشتی) آموزش دید.

باب از مفاهیم و اصطلاحاتی مانند رکن رابع، ظهور و بابیت بهره برد و این مفاهیم را به‌شکل خاصی توسعه داد که منجر به جدا شدن او از مکتب شیعه شد.

شیخ احمد احسایی شخصاً هیچ‌گاه ادعای ظهور یا تغییر در اصول اعتقادی شیعه نکرد، اما برخی از آموزه‌های او به‌ویژه درباره انتظار امام زمان، زمینه‌های بروز بابیّت را فراهم کرد.

ج. بهائیت و احسایی
بهائیت به‌عنوان جنبشی که از بابیّت منشعب شد، به طور غیرمستقیم تحت تأثیر تفکرات باطنی احسایی قرار گرفت. با این حال، بهائیت از مکتب شیخی فاصله زیادی پیدا کرد و آموزه‌های مستقلی ارائه داد.

رابطه بهائیت با احسایی بیشتر یک ارتباط غیرمستقیم تاریخی است و نه هم‌خوانی فکری.

۲. نظریه امام زمان و تأثیر بر علامه طباطبایی
الف. دیدگاه شیخیه درباره امام زمان
شیخ احمد احسایی به حضور معنوی و مستمر امام زمان در جهان معتقد بود، اما این حضور را فراتر از ظهور فیزیکی و ملموس می‌دید.

او معتقد بود که امام زمان از طریق واسطه‌ها یا نائبان خاص (رکن رابع) با جهان در ارتباط است.

ب. علامه طباطبایی و مفهوم حضور امام زمان
علامه طباطبایی (1892–1981) در آثار فلسفی و عرفانی خود، به‌ویژه در تفسیر المیزان، به مفهومی از حضور معنوی امام زمان اشاره کرده است که می‌تواند با برخی از آموزه‌های شیخ احمد احسایی هم‌خوانی داشته باشد.

علامه طباطبایی به حضور "ولیّ خدا" به‌عنوان واسطه فیض در جهان هستی تأکید داشت. این دیدگاه، مشابه آموزه احسایی در تفسیر نقش امام زمان به‌عنوان واسطه میان خدا و خلق است.

ج. تفاوت‌های دیدگاه علامه با احسایی
علامه طباطبایی هرگز مفاهیم شیخیه، مانند رکن رابع، را تأیید نکرد. او به پیوند معنوی میان امام و انسان‌ها معتقد بود، اما این پیوند را در چارچوب سنتی و فلسفی شیعه توضیح می‌داد.

علامه طباطبایی تأویلات عرفانی و فلسفی را در قالب استدلالات فلسفی و اصول مکتب ملاصدرا مطرح کرد، در حالی که شیخ احمد احسایی بیشتر به تفسیرهای عرفانی و باطنی پرداخته بود.

۳. جمع‌بندی
نسبت با بابیت و بهائیت: آموزه‌های شیخ احمد احسایی زمینه‌های فکری و اصطلاحاتی مانند انتظار و ظهور را برای بابیّت فراهم کرد، اما او خود هیچ ارتباط مستقیمی با این جنبش‌ها نداشت.

نظریه امام زمان و علامه طباطبایی: علامه طباطبایی احتمالاً از برخی مبانی فکری احسایی تأثیر گرفته، اما او نظریه‌ای فلسفی و جامع‌تر ارائه داده است که با دیدگاه‌های شیخیه تفاوت‌های اساسی دارد


📺 کمال حیدری: خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📺 آیت‌الله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن

📺 حصر آیت‌الله کمال حیدری
📺 کمال حیدری: سرکوبِ علامه طباطبایی

📻 پروسۀ تولید امام زمان
📺 روحانیت شیعه و فوکویاما
📺 قصۀ امام زمان و تحریفات
📺 مهدی قراره بیاد؟
📺 داستان امام زمان از تولد تا ظهور
📻 سنگ محک مدعیان
📻 مهدویت در ترازو
📻 رهبر فراپیر مخفی

.


#بازنگری #نقد_شیعه



🌾 @Naqdagin
📘سندیت زیارت جامعۀ کبیره و نسبت آن با ادبیات اهل غلو
— به‌بهانۀ اشارۀ آیت‌الله کمال حیدری به تاثیر علامه طباطبایی از شیخ احمد احسایی و شیخ احسایی از جامعۀ کبیره

🤖هوش مصنوعی
🔸زیارت جامعه کبیره یکی از متون اصلی در فرهنگ شیعه دوازده‌امامی است، و در عین حال هم از نظر محتوایی و هم از نظر سندی در طول زمان، نقدهایی جدی — خصوصاً از زاویه "غلو" (نسبت دادن صفات الهی به غیر خدا) — متوجه آن بوده.

🔻در ادامه، نگاه می‌کنیم به:

🟠 ۱. سند زیارت جامعه کبیره: قابل اعتماد یا نه؟
منبع اصلی:


در کتاب تهذيب الاحكام شیخ طوسی و من لا یحضره الفقیه صدوق نیست.

تنها شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا و عیلَل الشرایع روایتش کرده، و می‌گوید از امام هادی (ع) به نقل از شیعی به نام موسی بن عبدالله نخعی نقل شده.

سند:

شیخ صدوق سندش را کامل نقل نکرده (مرسل است یا با واسطه مبهم).

برخی از علمای رجال، راوی اصلی (موسی بن عبدالله نخعی) را چندان قوی ندانسته‌اند.

هیچ شاهد متنی در کتب قرون اولیه‌تر مثل «کافی» یا «تهذیب» یا آثار کلینی و مفید دیده نمی‌شود.

🔎 نتیجه سندی:

سندش ضعیف یا حداقل غیرقطعی است.

با این حال، علما به خاطر محتوای بلند و غنی آن، پذیرشش کرده‌اند، حتی با وجود ضعف سندی.

🟠 ۲. محتوای زیارت جامعه و نقد به "غلو"
✔️ مدح امامان در زیارت:
عباراتی مثل:

"خَلَقَكُمُ اللهُ أنواراً، فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقينَ، حَتّى مَنَّ عَلَيْنا بِكُمْ"
"بِكُمْ يُنَزِّلُ الغَيْثَ، وَبِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الأَرْضِ..."

🟥 نقدهایی که شده:
نسبت دادن افعال خدا به امامان:

«به شما باران نازل می‌شود»، «به شما آسمان نگه داشته می‌شود»... شبیه به افعالی‌ست که قرآن مختص خدا دانسته.

منتقدان می‌گویند: این باعث نوعی "ربوبیت اشتراکی" در کلام می‌شود.

توصیف امامان به قدرت مطلقه، علم مطلق، و صفات قدسی

در برخی فرازها نزدیک است به الوهیت: "ما شاءَ اللَّهُ شاءُوا، وَمَا شاءُوا شَاءَ اللَّهُ"

منتقدان می‌گویند: این باعث شده عده‌ای امامان را «مظهر تام خدا» به حد افراط بدانند.

اشتباه‌گیری امام با مقام "الله" در توحید افعالی و اسمائی

🟠 ۳. آیا این زیارت از اهل غلو (غلات) سرچشمه گرفته؟
🔸 برخلاف برخی دعاها و روایات مشکوک، زیارت جامعه مستقیماً از غلات (مثل فرقه‌هایی که علی را خدا می‌دانستند یا قائل به تناسخ بودند) نیست.

اما:

مضامین آن، مخصوصاً در ادوار بعد، توسط برخی نصیریه، صوفیان افراطی، یا شیعیان متأثر از عرفان فلسفی به گونه‌ای تفسیر شد که رنگ و بوی غلو آمیز به خود گرفت.

❗️ بنابراین:

اصل متن از امام هادی نسبت داده شده، نه غلات.

ولی برخی جملات آن در تفسیرهایی خاص، زمینهٔ غلو پیدا کرده‌اند.

🟢 ۴. پاسخ عالمان بزرگ شیعه به این انتقادها:
علما مثل علامه مجلسی، آیت‌الله مکارم، و شهید مطهری تلاش کرده‌اند:

این عبارات را در چارچوب توحید افعالی و وساطت فیض تفسیر کنند.

بگویند امام، نه خالق مستقل است، نه فاعل مستقل، بلکه واسطه‌ی اذن الهی است.

مثل فرشتگان در قرآن که «مدبرات امر» خوانده می‌شوند، اما استقلال ندارند.

جمع‌بندی:
سند ضعیف است، ولی به‌خاطر مضمون عرفانی/شیعی مقبول افتاده. غلو؟ بعضی عباراتش زمینه‌ساز برداشت‌های غالیانه بوده، ولی قابل توجیه در چارچوب شیعی. از غلات؟ خیر، اما مرز باریکی با ادبیات آن‌ها دارد

.


#نقد_شیعه #اهل_غلو



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗چند نکته دربارۀ پروسۀ نشر مطالب در #نقدآگین

🔺🔻علاوه بر آنچه در ویدیو گفتم، لازم دیدم چند نکتۀ مهم را گوشزد کنم:

۱. چه جهت پیشنهاد برای نشر مدیاها و پادکست‌ها و ترجمه‌ها و مطالب و چه جهت مناظره در موضوعات مرتبط نقدآگین با من، می‌توانید به آیدی من پیام بدهید.
@sal_ashkan

من ملزم به پاسخ‌گویی فوری یا غیرفوری نیستم. و فقط مطالب شما را در فرصت مقتضی برای ویراستاران بخش ترجمه و یا ویراستاران بخش مقاله یا بررسی‌کنندگان مدیاها، ارسال می‌کنم و بنا به نظر جمعی تصمیم می‌گیریم که مطلبی را بازنشر کنیم یا خیر.

۲. اگر بداخلاقی‌ و بی‌ادبیِ جدی‌ای از سوی افرادی که ترجمه‌ها، و مدیاها و مقالات خود یا دیگران را برای من (یا برخی دیگر از ادمین‌ها که ارتباط دارند) ارسال می‌کنند، در مواجهه با من یا ادمینی، که با او گفتگو دارند، صورت گیرد، یا از نظیر چنین رفتاری در مواجهه با دیگر ‌افراد در فضای مجازی یا حقیقی، اعم از گمنام یا سرشناس، مطلع شوم، نشر مطالب ارسالی شما متوقف خواهد شد و بلاک خواهید شد؛ ولو از افرد به‌نام باشید یا افراد گمنام. اخلاق و ادب گفتگو خط قرمز اولیه و آخری من است و تولید محتوا بعد از آن قرار می‌گیرد.

۳. هر مطلبی در نقدآگین که بنا بر مطالبِ ارسالی صاحبان قلم و مترجمان نشر می‌شود، ضرورتا همسو با مواضع من و ادمین‌های ویراستار نقدآگین نیست و قرار نیست صفر تا صد یک متن مورد تایید و موافق سلیقۀ تک‌تکِ من و آن‌ها باشد. حتی در نشرِ مطالب ترجمه‌ای نیز ما چنین رویه‌ای داریم (و برای نمونه، قبلتر در اینجا گوشزد کرده‌ام).

۴. مطالب ارسالی اهل قلم بعضا توسط مدیرانِ ویراستار، تا چند روز، و تا حتی یک صفحۀ کامل تلگرامی، ویرایش و حذف و اضافه در موردشان اعمال می‌شود؛ یعنی چند بار یک مطلب خوانده می‌شود و اشکالات مختلف آن از جهت استدلالی و استنادی، یا خروج از دایرۀ فارسی معیار و نقد علمی و ادب، به نویسنده‌ای که مطلب را ارسال کرده، گوشزد می‌شود و پیشنهادهای ویرایشی به او اعلام می‌شود. با وجود این پروسۀ زمان‌بر، ممکن است در مطلبی باز نقصان‌هایی جدی‌ نیز مشهود باشد، یا به هر جهت، نویسنده با برخی ویرایش‌های مدنظر مدیران ویراستار موافقت نکند، اما وقتی کلیت مطلب از جهتِ کسبِ حداقل‌های لازم در گفتار متین و تلاش برای استدلال‌ورزی و تحقیق‌ در موضوعی با دیدِ انتقادی، مورد تایید باشد، مطلب نشر می‌شود و سیاستِ ما بر محورِ سانسور اهل قلم که تریبون‌ قابل توجهی در دست ندارند، نخواهد بود، مگر بند ۲ را نقض کنند که خط قرمز ماست.

۵. بندِ ۳ در موردِ مطالبِ منتخب توسط مدیران از کانال‌ها و سایت‌های دیگر جهت بازنشر نیز صادق است؛ یعنی برای مثال، از پادکست‌ها تا متون، ضرورتا صفر تا صدش مورد تایید من و تک‌تکِ مدیران نقدآگین، چه از جهت روش تحقیق و شیوۀ استدلال‌ورزی، چه از جهتِ نتایجی که پژوهشگر و گوینده یا نویسنده گرفته، نیست؛ بلکه صرفا اطلاع از چنین مطالبی (که کمتر در فضای فکری جامعۀ بستۀ ما طرح شده) به‌جهت دامن زدن هر چه بیشتر به فضایِ تضارب آرا و رشد فکری حاصل از آن، مفید دانسته شده‌است.

۶. امیدواریم در ادامه، فرصت هر چه بیشتری مهیا شود تا ترجمه‌ها و مدیاها و پادکست‌ها و متونی از طیف‌های متنوع‌تری از اهالی فرهنگ را نشر کنیم و در دامن زدن به فضای تضارب آرا در جامعه بسته خود، نقشی کوچک ایفا کنیم و من نیز بتوانم در مناظرات آینده، هر چه بیشتر از دوستان اهل تحقیق و معرفت بیاموزم.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تحلیل غیر مارکسیستی انقلاب

✍🏻
#اشکان

🟡در هر انقلابی چیزی فراتر از قدرت، جای خود را به چیز دیگری می‌دهد. آن‌چه که دست خوش دگرگونش می‌شود، ارزش‌هاست. انقلابی اگر ژرف باشد، فقط رئیس‌جمهور و نظام سیاسی را کنار نمی‌نهد، بلکه آن دسته از باورهایی را زیر و رو می‌کند که آدمیان تا دیروز، بی‌هیچ پرسشی، بدیهی می‌دانستند. نفس هر انقلاب را می‌توان دگرگونی‌ ارزش‌ها(Alteration of values) دانست.

🔘پیش از انقلاب، جامعه در وضعیتی طبیعی از مفاهیم به سر  می‌برد، مفاهیمی چون اطاعت، قانون، دین، اخلاق، نظم.  اما انقلاب زمانی آغاز می‌گردد که  این بدیهیات به لرزه می‌افتند. زبان و عادت‌های پیشین  دیگر توان پاسخ‌گویی به آنان را ندارد. پذیرش بی چون و چرای  این واژگان  جای خود را به تردید و پرسش‌های بنیادین می‌دهند.

🔴هانتینگتون این دگرگونی را چنین تعریف می‌کند: «تحولی سریع، بنیادین و اغلب خشونت‌آمیز در ساختار ارزش‌ها و اسطوره‌های یک جامعه.» اما پشت این جمله‌ی دانشگاهی، یک واقعیت انسانی نهفته شده. آدمی، آنچه را که تا دیروز مقدس و بایسته می‌دانست، دیگر نمی‌تواند باور کند. آن‌چه خوب بود، حالا بی‌معناست. آن‌چه روزی بدیهی می‌نمود، امروز به دیده‌ی شک و  تردید نگریسته می‌شود. مانند حجاب، که زمانی نمادی برای عفت و پاک دامنی بشمار می‌آمد،  دست خوش چنان خزشی از ارزش‌ها شده که حال نمادی برای دفاع از استبداد و سرکوب است.

🔘در هر انقلاب، زبان هم دگرگون می‌شود. واژه‌ها، که روزی به‌ظاهر بی‌طرف و خنثی بودند چه بسا در آن روزی ارزشی مثبت نهفته بود، همچون  دشمن، بسیجی، سپاه، ولایت و... رفته رفته  چنان بار  منفی به خود می‌گیرند  که در بسیاری از موارد برای کنایه و دشنام بکار می‌آیند. از این رو دگرگونی ارزش‌ها نه صرفا در فضای سیاسی بلکه قاموسی هستی‌‌شناسه دارد،  زبان دیروز، دیگر قادر به روایت امروز نیست.




🌾 @Naqdagin
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘چرا اتئیسم ارجحیت دارد؟
(۱/۲)
✍🏻#امین_قضایی

«رفتارهای ما منتج از عقاید و باورهای ما هستند.»

🔺اکثر جامعه شناسان و روان شناسان از این گزاره ساده و بدیهی متنفرند و از آنجایی که شغل‌شان در گروی رد این گزاره است، رفتارها و نهادهای اجتماعی را به هر چیزی نسبت می دهند به جز عقاید و باورهای مردمانی که این رفتارها از ایشان سر می زند و این نهادها را تاسیس کرده‌اند.

🍂 به این ترتیب، مذهب و رفتار مذهبی به عوامل مختلفی نسبت داده می شود اعم از سرکوب جنسی، روان نژندی، نیاز به انسجام اجتماعی، حفظ و سلطه طبقاتی، افیون و جلب رضایت توده ها، خلاصه هرچیزی به جز عقاید غلط و باورهای ناعقلانی.

🍂 این گرایش فکری روی سیاست گذاری ها و نظریه پردازی های اجتماعی تاثیر گذارده و جامعه غربی را به این نتیجه رسانده است که مسلمانان باید افراط کاری و تعصب مذهبی را کنار بگذارند، بدون اینکه نیاز به رها کردن باورهای مذهبی خود داشته باشند. پس راه حل روشنگری، بحث و استدلال عقلانی و افشای ناعقلانیت هسته اصلی مذهب، و دفاع از علم گرایی و اتئیسم نیست.

🍂 راه حل در این است که از میانه روی در مقابل افراط گرایی در مذهب دفاع کرد. پیامی که چنین رویکرد تکثرگرای غربی به مسلمانان مهاجر می دهد چنین است: عقاید مذهبی شما در اینجا محترم است و هرگز مورد نقد و بحث قرار نخواهند گرفت، اما از شما انتظار می رود که به عقاید و حقوق دیگران از جمله زنان، دگراندیشان و غیره احترام بگذارید.

🍂 به نظر غربیان این یک خواسته معقول و استراتژی مناسب است: تایید اسلام اما مبارزه با افراط گرایی در اسلام. اما واقعیت این است که چنین انتظاری کاملا بیجا و ناعقلانی است.
آنچه مسلمانان از این سخن برداشت می کنند این است که شما می توانی الله را خداوند آسمان و زمین بدانی، محمد را آخرین پیامبر و فرستاده واقعی خداوند و قرآن را متن مقدس و کلام صریح خداوند بدانی، اما به آنچه در متن مقدس نوشته شده، عمل نکن، از آنچه پیامبر تو سفارش کرده و خود به انجام رسانده، تبعیت نکن. این سخن برای ایشان پذیرفتنی نیست چون پیشبرد جهاد و فتح سرزمین کفار، حکم خدا در قرآن است.

🍂 چندهمسری و فرودست دانستن زنان و تملک بر ایشان در رابطه زناشویی بخشی از روش زندگی پیامبر اسلام و مطابق متن صریح کلام خداوند است. پس این مسلمانان هرگز این استدلال عجیب را نخواهند پذیرفت.

🍂 این روان شناسان و جامعه شناسان هستند که جوامع غربی را به چنین خیال خام و مغالطه ای در انداخته اند که گویی تعصبات مذهبی از باورهای مذهبی نشات نمی گیرد و از اینرو در یک محیط جمعی و ساختارهای اجتماعی متکثر، برابر و عادلانه، گرایش مسلمانان مهاجر به خشونت کاهش خواهد یافت.

🍂 خلاصه، آنها مخالف گزاره اول این مقاله هستند. رفتار خشونت آمیز برخی از مسلمانان (چه به شکل عمل تروریستی با اعمال دیگر) از عقاید و باورهای آنها نشات نمی گیرد و این دو همیشه می توانند از هم منفک شوند به نحوی که فرد مسلمان با حفظ باورها و ایمانش می تواند از خشونت و افراط کاری پرهیز کند.

🍂 همین دیدگاه غلط در رابطه با رژیم جمهوری اسلامی تکرار می شود. کارشناسان جامعه شناس و روان شناس وانمود می کنند که عناصر حکومت ایران صرفا از مذهب اسلام و باورهای اسلامی برای حفظ سلطه و قدرت خود استفاده ابزاری می کند.

🍂 پافشاری حکومت اسلامی در ترویج تروریسم در منطقه، نه با اعتقاد مهدویت و گسترش قلمروی ایمان شیعی، بلکه با عوامل دیگری مانند تلاش خامنه ای برای حفظ قدرت یا هر دلیل سیاسی و تاریخی دیگری توضیح داده می شود. خلاصه، رفتار این رژیم با هرچیزی توضیح داده می شود به جز باورها و عقاید اسلام شیعی.

🍂 هر قدر هم که عناصر رژیم آشکارا قرآن را «هدی لناس و هدایت گر خود» بدانند، هرقدر هم که با صراحت از قرآن و احادیث برای توجیه و توضیح اعمال شان نقل آورند، باز هم در طرز فکر این کارشناسان خللی وارد نمی آورد! آنها اصرار دارند که اسلام ابزار و دستاویز است و نه اصول و راهنمای عمل جمهوری اسلامی.

🍂 با این طرز تفکر، عجیب نیست که اتئیسم و نقد اسلام جایگاهی در مبارزه با افراط گرایی اسلامی و مبارزه با حکومت های اسلامی نداشته باشد چون به نظر ایشان، مشکل اسلام و عقاید اسلامی نیست و از اینرو نیازی هم به بحث و مشاجره، استدلال و تلاش برای اقناع نخواهد بود.

🔻این جامعه شناسان و روان شناسان اگر یکبار خود را به جای یک مسلمان قرار دهند، خواهند فهمید که اگر یک مسلمان بخواهد فردی عقلانی باشد، پس این به اصطلاح تعصب اسلامی و افراط گرایی نتیجه ضروری اصول اسلام خواهد بود. اگر اسلام و نسخه شیعی آن را در نظر بگیریم، آنها پنج اصل را برای اسلام معرفی کرده اند که در سه اصل اول با سنی ها وجه اشتراک دارند. کلمه اصل در واقع نام دیگری است برای گزاره اثبات نشده که بدون دلیل پذیرفته شده است. بنابراین خواهیم داشت:

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘چرا اتئیسم ارجحیت دارد؟
(۲/۲)
✍🏻#امین_قضایی

1️⃣خداوندی یکتا جهان را آفریده است. (اصل توحید)

2️⃣ این خداوند باید حکیم باشد یعنی کاری را بدون دلیل انجام نمی دهد و بنابراین برای آفرینش جهان و از جمله انسان باید دلیلی داشته باشد.

3️⃣ پس زندگی انسان در جهان بی هدف نیست و ما باید از خود بپرسیم که خداوند از ما چه انتظاری در زندگی دارد و ما را مکلف به انجام چه کارهایی کرده است.

4️⃣ پس این خداوند باید جایی و به طریقی به پیامی رسانده باشد و منظور، هدف و وظایف ما در زندگی را مشخص کرده باشد.

5️⃣ خداوند مردی به نام محمد بن عبدلله را مامور کرده است تا پیام خود را به مردم برساند. و حاصل این پیام رسانی، متن قرآن است که به دست ما رسیده است. (اصل نبوت)

6️⃣ ما باید آنچه متن و کلام خداوند هست را تبعیت کنیم و آنچه فرستاده اش انجام داده است را سرمشق کار خود قرار دهیم چون هدف ما رستگاری و رسیدن به سعادت اخروی و ابدی است. (اصل معاد)


🔺پس از آنجایی که مجموعه نسبتا کاملی از شرارت‌های بشری از تهاجم، بردگی، خونریزی، شکنجه، ترور، ستم بر زنان و یهودستیزی، در همین متن قرآن و سیره نبوی خلاصه شده‌است، مسلمانان وظیفه دارند که از یهودیان متنفر باشند، زنان را خوار بدارند و جهاد و جنگ با کفار را سرلوحه کار خود قرار دهند. پس تعصب و تندروی اسلامی از عقاید مذهبی قابل تفکیک نیست و این به اصطلاح افراط گرایی نتیجه عقلانی و مستدل اصول اسلام یعنی توحید، نبوت و معاد است.

آیا شما از یک مسلمان انتظار دارید، که به الله اعتقاد داشته باشد اما کلام و حکم وی را نادیده بگیرد؟ آیا می خواهید به رسالت پیامبری محمد ایمان داشته باشد، اما در راهی که وی قدم نهاده و سنتی که از خود بر جای گذاشته، قدمی برندارد؟ آیا می خواهید با سرباز زدن از دستورات الهی، آتش ابدی جهنم را به جان بخرد؟

🍂 یک مسلمان به این روند استدلالی اعتقاد دارد. اگرچه این استدلال بدون مغالطه نیست، اما باید اذعان داشت که این استنتاج‌ها قوی و قانع کننده است:
اگر خداوند وجود داشته باشد، پس منطقی است که انتظار داشته باشیم برای ما تعیین تکلیف کرده باشد. پس هیچ راهی برای مقابله وجود ندارد به جز حمله و به چالش کشاندن همین اصول اسلام، یعنی احکامی که فرد مسلمان بدون دلیل پذیرفته است.


🍂 وی بدون دلیل وجود خدا را پذیرفته، بدون هیچ دلیلی، باور کرده که یک عرب در چهارده قرن پیش پیام خدا را به مردم انتقال داده است. پس تنها با اتکا به اتئیسم و رد و انکار این اصول جزمی اسلام، می توان با به اصطلاح تندروی اسلامی و تعصبات اسلامی و در نهایت حکومت اسلامی مبارزه کرد.

🍂 باید به صراحت این حکم را بیان داشت که مسلمانان هیچ دلیلی برای اعتقاد به الله و رسالت پیامبری محمد ندارند. آنها به خاطر پذیرفتن احکامی بدون دلیل کافی، از دایره عقلانیت خارج هستند. اما نمی توان از مسلمانان خواست که به این دو باور متکی باشند، اما از سخنان الله و رفتار پیامبرش تبعیت نکنند.

.


#فلسفیدن #آتئیسم



🌾 @Naqdagin | @aminghazaei
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 زیست جنسی ایرانیان (+)

🎙گفت‌وگوی با #یاسر_عرب

زیست جنسی ایرانیان چگونه است و چه ویژگی‌هایی دارد؟ پیچیدگی‌های زندگی جنسی ایرانیان چیست؟ چه مسائل مهمی در عرصه زیست جنسی ایرانیان هست که هنوز به خوبی بررسی نشده‌اند؟

🔸یاسر عرب، مستندساز و پژوهشگر است که پژوهش‌هایش برای طرح و حل مسائل ایران را با زبان رسانه فیلم مستند بیان می‌کند. او در این گفت‌وگو توضیح می‌دهد که چگونه به ساخت مجموعه‌های متعدد درباره آموزش جنسی، زیست جنسی و خرد جنسی پرداخته و دست‌آوردهای او چه بوده است. او طیف گسترده‌ای از مسائل مربوط به زیست جنسی، از آموزش‌های جنسی به کودکان تا تجاوز و تجاوز به محارم را در این گفت‌وگو بررسی کرده و ابعاد مختلف آن‌ها را آشکار می‌سازد.

🔸نکته مهمی که او در این گفت‌وگو بر آن تأکید می‌کند، رویکرد نادرست به مسأله‌ها در ایران، و از جمله نوع رویکرد به زیست جنسی است.

📺 داشتن فانتزی‌های جنسی طبیعیه؟

.


#نقد_فرهنگی #حکومت_اسلامی زیست_جنسی #خرد_جنسی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا داشتن فانتزی‌های جنسی طبیعیه؟
— تابوهای اجتماعی (+)

🎙#علی_فیروزی (دانشجو دکترای روان‌شناسی دانشگاهِ ویتن-هردکه)، صاحب کانالِ «سفر درون»

🔸فانتِری جنسی یا خیال‌پردازی اروتیک (به انگلیسی: Sexual fantasy) افکار، رؤیاها و داستان‌هایی هستند که با یک محتوای جنسی در ذهن فرد شکل می‌گیرند.

🔸تخیلاتِ جنسی به‌خودی‌خود منبعی لذت‌بخش بوده و می‌توانند سطح تحریکِ جنسی را افزایش دهند. همچنین، تخیلات جنسی این امکان را به فرد می‌دهند تا هر نوع فعالیت جنسی را بدون ترس و نگرانی از نحوهٔ قضاوت دیگران تجربه کند. به عبارت دیگر، تخیلات جنسی این امکان را فراهم می‌کنند تا فرد با احساساتِ جنسی‌اش بدون عمل به آن‌ها آشنا شود.

📺 زیست جنسی ایرانیان

.


#زیست‌روان #روان‌کاوی #خرد_جنسی #خودشناسی



🌾 @Naqdagin