Telegram
نقدآگین
📘بحران جدید، راهحلهای قدیمی
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🍂 به نظر میرسد که جمهوری اسلامی هنوز در درک آنچه پیش رویش دارد عاجز است. بحرانی بزرگ از این جنس را دیگر نمیتوان با راهحلهای قدیمی مثل نمایشهای خیابانی مذهبی، تحریک ملیگرایی، گسیل سایبریها در فضای مجازی، قطع اینترنت یا انکار بحران در رسانهها جمع کرد. برفرض محال چند روزی هم حس ایراندوستی ذاتی مردم بالا زد و چند شعار هم علیه اسرائیل سر داده شد. واقعیتهای عریان میدانی را چه خواهید کرد؟
🍂 این بمب و موشکها بیهدف شلیک نمیشوند. مهم نیست مردم چقدر حکومت را دوست داشته باشند؛ تا زمانی که نظام به خواستههای اسرائیل و آمریکا تن ندهد این جنگ متوقف نخواهد شد.
❓با قطع اینترنت بحرانها رفع نمیشود. با فرار مردم از شهرهای بزرگ چه میکنید؟ با کمبود نان و کالاهای اساسی چه میکنید؟ با احتمال محاصره دریایی ایران چه میکنید؟ اگر زیرساختهای انرژی هدف قرار گرفت چه میخواهید بکنید؟
🍂 چند روز اول که بگذرد و خوشبینیهای ابلهانه برای پایان زودهنگام جنگ پایان پذیرد همه این وطنپرستیها جای خود را به اعتراض و بیقراری مردم خواهد داد و خودتان میدانید که در شرایط جدید حتی سرکوب مردم هم به آسانی گذشته نخواهد بود. فکر دیگر باید کرد.
@iranjanejahan
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🍂 به نظر میرسد که جمهوری اسلامی هنوز در درک آنچه پیش رویش دارد عاجز است. بحرانی بزرگ از این جنس را دیگر نمیتوان با راهحلهای قدیمی مثل نمایشهای خیابانی مذهبی، تحریک ملیگرایی، گسیل سایبریها در فضای مجازی، قطع اینترنت یا انکار بحران در رسانهها جمع کرد. برفرض محال چند روزی هم حس ایراندوستی ذاتی مردم بالا زد و چند شعار هم علیه اسرائیل سر داده شد. واقعیتهای عریان میدانی را چه خواهید کرد؟
🍂 این بمب و موشکها بیهدف شلیک نمیشوند. مهم نیست مردم چقدر حکومت را دوست داشته باشند؛ تا زمانی که نظام به خواستههای اسرائیل و آمریکا تن ندهد این جنگ متوقف نخواهد شد.
❓با قطع اینترنت بحرانها رفع نمیشود. با فرار مردم از شهرهای بزرگ چه میکنید؟ با کمبود نان و کالاهای اساسی چه میکنید؟ با احتمال محاصره دریایی ایران چه میکنید؟ اگر زیرساختهای انرژی هدف قرار گرفت چه میخواهید بکنید؟
🍂 چند روز اول که بگذرد و خوشبینیهای ابلهانه برای پایان زودهنگام جنگ پایان پذیرد همه این وطنپرستیها جای خود را به اعتراض و بیقراری مردم خواهد داد و خودتان میدانید که در شرایط جدید حتی سرکوب مردم هم به آسانی گذشته نخواهد بود. فکر دیگر باید کرد.
@iranjanejahan
📕صحتسنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی
📉 هزینهای که میتوانست قدرتساز باشد
📺 پیشبینیهای دقیق و جنجالیِ حسین قاضیزاده
.
#حکومت_اسلامی #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بحرانِ پروپاگاندا
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
📜 حکایت است که ملانصرالدین روزی به صف نانوایی رفت و آنقدر صف را شلوغ دید که به سرش زد تا دروغی بگوید و مردم را از صف بپراکند، پس شایعه کرد که چند کوچه بالاتر آش نذری میدهند... اما چند دقیقه بعد، خودش هم به دنبال آش نذری خیالی رفت.
🧠 این حکایتِ جمهوری اسلامی است. اینکه یک حکومت برای کنترل ذهنی مردم به پروپاگاندا متوسل شود، به مردم دروغ بگوید، تواناییهای خودی را بزرگ و تواناییهای دشمن را کوچک جلوه دهد قابل درک است. اما اینکه خود حکومت این دروغها و اغراقها را باور کند و استراتژیهای سیاسیاش را بر همان پایه بنا کند، فقط از جمهوری اسلامی برمیآید.
🚀 اینکه عوامالناس به قدرت موشکی و پدافند هوایی باور داشته باشند قابل سرزنش نیست. اما اینکه خود حکومت هم استراتژیهای دفاعیاش را صرفاً بر اساس موشک و سامانههای پدافند بنا کند، عجیب است. همه میدانستیم که ایران نه نیروی هوایی دارد، نه پدافند قابل اتکا، و هر قدرتی میتواند بر آسمان ایران حاکم شود. همچنین میدانستیم که تأثیر موشکها محدود است و نرخ شلیکها افت خواهد کرد. اما ظاهراً حکومت، دروغهای خودش را باور کرد — و شد آنچه شد.
▪️دربارۀ افت نرخ شلیکها برای مثال در دیشب، ۱۵ موشک زدیم (که کاهش چشمگیری داشته نسبت به روز اول). و از آنها صفر اصابت صورت گرفته!
▪️یک توضیح مختصر درباره تعداد اصابت موشکها: سامانههای پدافند موشکی اسرائیل بعد از تشخیص و ردیابی موشکهای شلیک شده، در دو مرحله اقدام به رهگیری موشکها میکنند" یک مرحله در خارج از جو و اگر در آنجا موفق نشدند در فاز پایانی پرواز موشک به سمت اهداف با آنها مقابله میکنند. نکته مهم آن است که اگر تشخیص داده شود که اصابت موشک در زمین خالی و بیخطر خواهد بود موشکهای رهگیر با آنها مقابله نمیکنند بنابراین گاهی از دور به نظر میرسد که اصابتهایی وجود داشته، اما در حقیقت این اتفاق عامدانه بوده و نباید جزو اصابتهای موفق محسوب شود.
@iranjanejahan
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
📜 حکایت است که ملانصرالدین روزی به صف نانوایی رفت و آنقدر صف را شلوغ دید که به سرش زد تا دروغی بگوید و مردم را از صف بپراکند، پس شایعه کرد که چند کوچه بالاتر آش نذری میدهند... اما چند دقیقه بعد، خودش هم به دنبال آش نذری خیالی رفت.
🧠 این حکایتِ جمهوری اسلامی است. اینکه یک حکومت برای کنترل ذهنی مردم به پروپاگاندا متوسل شود، به مردم دروغ بگوید، تواناییهای خودی را بزرگ و تواناییهای دشمن را کوچک جلوه دهد قابل درک است. اما اینکه خود حکومت این دروغها و اغراقها را باور کند و استراتژیهای سیاسیاش را بر همان پایه بنا کند، فقط از جمهوری اسلامی برمیآید.
🚀 اینکه عوامالناس به قدرت موشکی و پدافند هوایی باور داشته باشند قابل سرزنش نیست. اما اینکه خود حکومت هم استراتژیهای دفاعیاش را صرفاً بر اساس موشک و سامانههای پدافند بنا کند، عجیب است. همه میدانستیم که ایران نه نیروی هوایی دارد، نه پدافند قابل اتکا، و هر قدرتی میتواند بر آسمان ایران حاکم شود. همچنین میدانستیم که تأثیر موشکها محدود است و نرخ شلیکها افت خواهد کرد. اما ظاهراً حکومت، دروغهای خودش را باور کرد — و شد آنچه شد.
▪️دربارۀ افت نرخ شلیکها برای مثال در دیشب، ۱۵ موشک زدیم (که کاهش چشمگیری داشته نسبت به روز اول). و از آنها صفر اصابت صورت گرفته!
▪️یک توضیح مختصر درباره تعداد اصابت موشکها: سامانههای پدافند موشکی اسرائیل بعد از تشخیص و ردیابی موشکهای شلیک شده، در دو مرحله اقدام به رهگیری موشکها میکنند" یک مرحله در خارج از جو و اگر در آنجا موفق نشدند در فاز پایانی پرواز موشک به سمت اهداف با آنها مقابله میکنند. نکته مهم آن است که اگر تشخیص داده شود که اصابت موشک در زمین خالی و بیخطر خواهد بود موشکهای رهگیر با آنها مقابله نمیکنند بنابراین گاهی از دور به نظر میرسد که اصابتهایی وجود داشته، اما در حقیقت این اتفاق عامدانه بوده و نباید جزو اصابتهای موفق محسوب شود.
@iranjanejahan
📕صحتسنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی
📉 هزینهای که میتوانست قدرتساز باشد
📺 پیشبینیهای دقیق و جنجالیِ حسین قاضیزاده
.
#حکومت_اسلامی #نظامی #جنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻دوگین:
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
مارک سجویک در کتاب "ستیز با جهان مدرن" معرفی خوبی از دوگین و بنمایههای فکری و تحولات اندیشگیاش کرده و او را در دستۀ "سنتگرایان مسیحیت روسی" قرار میدهد.
مرام سنتگرایان، اعتزال از همهشمولهای هنجاری مدرن، در صیانت از تخیلاتِ (بهگمان خودهاشان) "معنوی" است. سنتگرایان چندان اهل ستیزه نیستند و بجز از مدرنها عملاً با یکدیگر دشمنیِ جدی نمیکنند. همگی کمابیش به "حکمتخالده" باور دارند.
سنتگرایی دوگین واجد سویههای عمدۀ بنیادگرایانه است؛ همین که در متن هم پیداست و او را مورد عنایت کرملینِ گانگسترهای حاکم نمود. امواج تیز ستیزهگریاش، از بنیادگراییاش درمیآید نه از سنتگرایی. بنیادگراییِ مسیحیت روسی ریشه قدیمی دارد، ویژگی دوگین نیست. القصه، "بد کوفتی" است!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اسرائیل صهیونیستی دشمن مطلق ایران، شیعه، عرب و جهان اسلام است.
این دوئل آنهاست.
بگذارید در آن رقابت کنند.
دو چالش مذهبی متضاد با هم تلاقی میکنند.
این مربوط به اورشلیم، الاقصی و فلسطین است و هیچ ربطی به مسیحیت ندارد.
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
مارک سجویک در کتاب "ستیز با جهان مدرن" معرفی خوبی از دوگین و بنمایههای فکری و تحولات اندیشگیاش کرده و او را در دستۀ "سنتگرایان مسیحیت روسی" قرار میدهد.
مرام سنتگرایان، اعتزال از همهشمولهای هنجاری مدرن، در صیانت از تخیلاتِ (بهگمان خودهاشان) "معنوی" است. سنتگرایان چندان اهل ستیزه نیستند و بجز از مدرنها عملاً با یکدیگر دشمنیِ جدی نمیکنند. همگی کمابیش به "حکمتخالده" باور دارند.
سنتگرایی دوگین واجد سویههای عمدۀ بنیادگرایانه است؛ همین که در متن هم پیداست و او را مورد عنایت کرملینِ گانگسترهای حاکم نمود. امواج تیز ستیزهگریاش، از بنیادگراییاش درمیآید نه از سنتگرایی. بنیادگراییِ مسیحیت روسی ریشه قدیمی دارد، ویژگی دوگین نیست. القصه، "بد کوفتی" است!
📺 صفروف و جاخالی روسیه
📺 سفیر روسیه و جاخالی روسیه
📺 بانمکترین حرف بیژن فلاسفه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘چرا ایران سالم میماند؟ منطق تغییر رژیم، نه تجزیه!
(۱/۲)
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🔻تلفات رسمی دو طرف جنگ تا این لحظه:
ایران: ۵۸۵ کشته
اسرائیل: ۲۴ کشته
🔺این نسبت تلفات ۱ به ۲۴ فقط کمیت است و اگر کیفیت تلفات را هم حساب کنیم که در طرف ایرانی شامل نظامیان ارشد و در طرف اسرائیلی شامل شهروندان عادی است تازه سطح فاجعه مشخص میشود.
💢 برخلاف آن تصمیمی که پس از وعده صادق ۲ در اسرائیل گرفته شدهبود و فقط با هشدارهای تند جو بایدن متوقف شد و برخلاف آنچه که تهدیدهای اولیه نشان میداد، از جمله حمله اخطار گونه ریزیرنده به فاز ۱۴ پارس جنوبی، اسرائیل بهوضوح تمایلی به حمله به زیرساختهای اقتصادی ایران نشان ندادهاست و همین نکته شاید نشانی باشد که آنها ایران را سالم میخواهند.
🔺 این میتواند نشانهای باشد از این که تصمیم به (نوعی) تغییر رژیم در ایران جدی است؛ چون بقای جمهوری اسلامی با منابع اقتصادی سرشار نفتی و گازی ایران، با تصمیم اسرائیل و آمریکا برای رفع تهدید دائمی از سوی ایران سازگار نیست.
@iranjanejahan
✍🏻 واکاویِ متن
🔺متن فوق، با ظرافتی تحلیلگرانه، به نکتهای حیاتی در فهم استراتژی احتمالی اسرائیل در قبال ایران اشاره میکند: خودداری اسرائیل از حمله به زیرساختهای اقتصادی ایران، به رغم وجود فرصتها یا حتی تهدیدات پیشین. این گزاره، برخلاف تصور رایج از یک دشمنِ خواهانِ نابودی کامل، نشانهای قوی از رویکردی متفاوت است. اگر هدف، صرفاً تضعیف یا نابودی ایران بود، حمله به زیرساختهای حیاتی اقتصادی (نفت، گاز، پتروشیمی) که شریان حیاتی کشورند، منطقیترین گزینه به نظر میرسید. اما این عدم تمایل، پرده از حقیقتی استراتژیک برمیدارد: اسرائیل، ایران را "سالم" و "یکپارچه" میخواهد، اما با یک "رژیم" متفاوت.
۱. استراتژی بقا، نه تخریب: چرا تجزیه در دستور کار نیست؟
✔️هراس از آشوب منطقهای غیرقابل کنترل:
از منظر تحلیلگران استراتژیک، یک ایران تجزیهشده یا فروپاشیده، به مراتب خطرناکتر از یک ایرانِ یکپارچه، حتی با رژیمی نامطلوب، خواهد بود. فروپاشی کامل ایران میتواند منجر به یک خلاء قدرت مهیب، جنگهای داخلی بیپایان، مهاجرتهای میلیونی بیسابقه، و ظهور گروههای افراطی و تروریستی متعدد در مرزهای گسترده شود. چنین سناریویی، "معمای امنیتی" پیچیدهتر و غیرقابل مدیریتی را برای اسرائیل و کل منطقه ایجاد خواهد کرد که مهار آن بسیار دشوارتر از مدیریت یک حکومت متمرکز است.
✔️معضل هستهای و اشاعه:
در صورت تجزیه یا فروپاشی، کنترل بر مواد هستهای، تأسیسات، و دانش فنی هستهای ایران به شدت دشوار خواهد شد. خطر اینکه این مواد یا اطلاعات به دست گروههای نامعلوم یا بازیگران غیردولتی بیفتد، یک کابوس امنیتی برای اسرائیل و جهان است. حفظ یکپارچگی ایران، حتی با تغییر رژیم، امکان کنترل و مدیریت این پرونده حیاتی را به یک دولت مرکزی جدید میدهد.
✔️حفظ زیرساختها برای "آینده":
تمایل اسرائیل به سالم ماندن زیرساختهای اقتصادی ایران، نشانهای قوی از این است که این زیرساختها برای "آینده" مورد نظر آنها حیاتی است. یک ایران باثبات و دارای اقتصاد فعال، تحت رژیمی جدید و غربگرا، میتواند به نفع منافع منطقهای و بینالمللی عمل کند. منابع سرشار نفت و گاز ایران، پتانسیل اقتصادی عظیمی را فراهم میآورد که در صورت یک تغییر سیاسی مطلوب، میتواند به عاملی برای ثبات و توسعه منطقه تبدیل شود، نه جنگ و تنش.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🔻تلفات رسمی دو طرف جنگ تا این لحظه:
ایران: ۵۸۵ کشته
اسرائیل: ۲۴ کشته
🔺این نسبت تلفات ۱ به ۲۴ فقط کمیت است و اگر کیفیت تلفات را هم حساب کنیم که در طرف ایرانی شامل نظامیان ارشد و در طرف اسرائیلی شامل شهروندان عادی است تازه سطح فاجعه مشخص میشود.
💢 برخلاف آن تصمیمی که پس از وعده صادق ۲ در اسرائیل گرفته شدهبود و فقط با هشدارهای تند جو بایدن متوقف شد و برخلاف آنچه که تهدیدهای اولیه نشان میداد، از جمله حمله اخطار گونه ریزیرنده به فاز ۱۴ پارس جنوبی، اسرائیل بهوضوح تمایلی به حمله به زیرساختهای اقتصادی ایران نشان ندادهاست و همین نکته شاید نشانی باشد که آنها ایران را سالم میخواهند.
🔺 این میتواند نشانهای باشد از این که تصمیم به (نوعی) تغییر رژیم در ایران جدی است؛ چون بقای جمهوری اسلامی با منابع اقتصادی سرشار نفتی و گازی ایران، با تصمیم اسرائیل و آمریکا برای رفع تهدید دائمی از سوی ایران سازگار نیست.
@iranjanejahan
✍🏻 واکاویِ متن
🔺متن فوق، با ظرافتی تحلیلگرانه، به نکتهای حیاتی در فهم استراتژی احتمالی اسرائیل در قبال ایران اشاره میکند: خودداری اسرائیل از حمله به زیرساختهای اقتصادی ایران، به رغم وجود فرصتها یا حتی تهدیدات پیشین. این گزاره، برخلاف تصور رایج از یک دشمنِ خواهانِ نابودی کامل، نشانهای قوی از رویکردی متفاوت است. اگر هدف، صرفاً تضعیف یا نابودی ایران بود، حمله به زیرساختهای حیاتی اقتصادی (نفت، گاز، پتروشیمی) که شریان حیاتی کشورند، منطقیترین گزینه به نظر میرسید. اما این عدم تمایل، پرده از حقیقتی استراتژیک برمیدارد: اسرائیل، ایران را "سالم" و "یکپارچه" میخواهد، اما با یک "رژیم" متفاوت.
۱. استراتژی بقا، نه تخریب: چرا تجزیه در دستور کار نیست؟
✔️هراس از آشوب منطقهای غیرقابل کنترل:
از منظر تحلیلگران استراتژیک، یک ایران تجزیهشده یا فروپاشیده، به مراتب خطرناکتر از یک ایرانِ یکپارچه، حتی با رژیمی نامطلوب، خواهد بود. فروپاشی کامل ایران میتواند منجر به یک خلاء قدرت مهیب، جنگهای داخلی بیپایان، مهاجرتهای میلیونی بیسابقه، و ظهور گروههای افراطی و تروریستی متعدد در مرزهای گسترده شود. چنین سناریویی، "معمای امنیتی" پیچیدهتر و غیرقابل مدیریتی را برای اسرائیل و کل منطقه ایجاد خواهد کرد که مهار آن بسیار دشوارتر از مدیریت یک حکومت متمرکز است.
✔️معضل هستهای و اشاعه:
در صورت تجزیه یا فروپاشی، کنترل بر مواد هستهای، تأسیسات، و دانش فنی هستهای ایران به شدت دشوار خواهد شد. خطر اینکه این مواد یا اطلاعات به دست گروههای نامعلوم یا بازیگران غیردولتی بیفتد، یک کابوس امنیتی برای اسرائیل و جهان است. حفظ یکپارچگی ایران، حتی با تغییر رژیم، امکان کنترل و مدیریت این پرونده حیاتی را به یک دولت مرکزی جدید میدهد.
✔️حفظ زیرساختها برای "آینده":
تمایل اسرائیل به سالم ماندن زیرساختهای اقتصادی ایران، نشانهای قوی از این است که این زیرساختها برای "آینده" مورد نظر آنها حیاتی است. یک ایران باثبات و دارای اقتصاد فعال، تحت رژیمی جدید و غربگرا، میتواند به نفع منافع منطقهای و بینالمللی عمل کند. منابع سرشار نفت و گاز ایران، پتانسیل اقتصادی عظیمی را فراهم میآورد که در صورت یک تغییر سیاسی مطلوب، میتواند به عاملی برای ثبات و توسعه منطقه تبدیل شود، نه جنگ و تنش.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘چرا ایران سالم میماند؟ منطق تغییر رژیم، نه تجزیه
(۲/۲)
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
۲. "تغییر رژیم": هدف نهایی برای دفع تهدید ایدئولوژیک:
✔️ هدف قرار دادن "منطق رفتاری":
تحلیلگر متن ریشه ترس اسرائیل را در "رفتار ایدئولوژیک و غیرقابل پیشبینی جمهوری اسلامی" میداند. برای بازیگری که بر مبنای "منافع ملی" خود عمل میکند، دفع تهدید از سوی بازیگری که بقای خود را نیز تابع اهداف ایدئولوژیک میداند (مانند شعار نابودی اسرائیل)، مستلزم تغییر در اساسِ منطق رفتاری آن بازیگر است. تغییر رژیم، در این چارچوب، راه حلی است که به دنبال جایگزینی یک بازیگر "ایدئولوژیک" با یک بازیگر "عقلانی" (مطابق با استانداردهای بینالمللی) است.
✔️ قطع شریان حیاتی "محور مقاومت":
بقای جمهوری اسلامی با منابع اقتصادی سرشار نفتی و گازی، از منظر اسرائیل، مستقیماً به توانایی آن در پشتیبانی از نیروهای نیابتی و توسعه برنامههایی که تهدیدآمیز تلقی میشوند، گره خوردهاست. یک رژیم جدید که تعهدات ایدئولوژیک فعلی را نداشته باشد، به احتمال زیاد شریانهای مالی این "محور مقاومت" را قطع خواهد کرد و این خود به خود منجر به کاهش حضور منطقهای ایران و کاهش تهدیدات میشود.
✔️بازگشت به "بازیگران قابل پیشبینی":
هدف از تغییر رژیم، برقراری دولتی در ایران است که اولاً، بقای کشور را بر اهداف ایدئولوژیک ارجح بداند، و ثانیاً، در چارچوب قوانین و هنجارهای بینالمللی، قابل پیشبینی باشد. چنین دولتی، دیگر دکترین "نابودی حتمی طرفین" را به چالش نمیکشد و میتواند وارد معادلات بازدارندگی سنتی شود.
🔺جمعبندی:
بنابراین، عدم حمله اسرائیل به زیرساختهای اقتصادی ایران، نه نشانه بیتفاوتی، بلکه نشانهای از یک استراتژی پیچیدهتر و بلندمدت است. هدف، نه نابودی فیزیکی ایران یا تجزیه آن به خردهکشورها که منجر به آشوب بیحساب و کتاب میشود، بلکه تغییر بنیادین در ماهیت حکمرانی ایران است؛ بهگونهای که تهدید ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دفع شود، اما ایران بعنوان یک کشور یکپارچه و دارای ظرفیتهای اقتصادی سالم، برای ایفای نقش (احتمالاً متفاوت) در نظم منطقهای و جهانی آینده، بهعنوان متحد استراتژیک آمریکا در جنگِ اصلی او با چین، باقی بماند. این تحلیل، تصویری از یک بازی شطرنج استراتژیک در مقیاس کلان را ارائه میدهد که در آن، حفظ زیرساختها، ابزاری برای تضمین یک گذار "کنترلشده" و نه هرج و مرج مطلق است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
۲. "تغییر رژیم": هدف نهایی برای دفع تهدید ایدئولوژیک:
✔️ هدف قرار دادن "منطق رفتاری":
تحلیلگر متن ریشه ترس اسرائیل را در "رفتار ایدئولوژیک و غیرقابل پیشبینی جمهوری اسلامی" میداند. برای بازیگری که بر مبنای "منافع ملی" خود عمل میکند، دفع تهدید از سوی بازیگری که بقای خود را نیز تابع اهداف ایدئولوژیک میداند (مانند شعار نابودی اسرائیل)، مستلزم تغییر در اساسِ منطق رفتاری آن بازیگر است. تغییر رژیم، در این چارچوب، راه حلی است که به دنبال جایگزینی یک بازیگر "ایدئولوژیک" با یک بازیگر "عقلانی" (مطابق با استانداردهای بینالمللی) است.
✔️ قطع شریان حیاتی "محور مقاومت":
بقای جمهوری اسلامی با منابع اقتصادی سرشار نفتی و گازی، از منظر اسرائیل، مستقیماً به توانایی آن در پشتیبانی از نیروهای نیابتی و توسعه برنامههایی که تهدیدآمیز تلقی میشوند، گره خوردهاست. یک رژیم جدید که تعهدات ایدئولوژیک فعلی را نداشته باشد، به احتمال زیاد شریانهای مالی این "محور مقاومت" را قطع خواهد کرد و این خود به خود منجر به کاهش حضور منطقهای ایران و کاهش تهدیدات میشود.
✔️بازگشت به "بازیگران قابل پیشبینی":
هدف از تغییر رژیم، برقراری دولتی در ایران است که اولاً، بقای کشور را بر اهداف ایدئولوژیک ارجح بداند، و ثانیاً، در چارچوب قوانین و هنجارهای بینالمللی، قابل پیشبینی باشد. چنین دولتی، دیگر دکترین "نابودی حتمی طرفین" را به چالش نمیکشد و میتواند وارد معادلات بازدارندگی سنتی شود.
🔺جمعبندی:
بنابراین، عدم حمله اسرائیل به زیرساختهای اقتصادی ایران، نه نشانه بیتفاوتی، بلکه نشانهای از یک استراتژی پیچیدهتر و بلندمدت است. هدف، نه نابودی فیزیکی ایران یا تجزیه آن به خردهکشورها که منجر به آشوب بیحساب و کتاب میشود، بلکه تغییر بنیادین در ماهیت حکمرانی ایران است؛ بهگونهای که تهدید ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دفع شود، اما ایران بعنوان یک کشور یکپارچه و دارای ظرفیتهای اقتصادی سالم، برای ایفای نقش (احتمالاً متفاوت) در نظم منطقهای و جهانی آینده، بهعنوان متحد استراتژیک آمریکا در جنگِ اصلی او با چین، باقی بماند. این تحلیل، تصویری از یک بازی شطرنج استراتژیک در مقیاس کلان را ارائه میدهد که در آن، حفظ زیرساختها، ابزاری برای تضمین یک گذار "کنترلشده" و نه هرج و مرج مطلق است.
.
#حکومت_اسلامی #نظامی #جنگ #خاورمیانه #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟ (۱/۲)
✍🏻 کانال جنگاوران (اینجا)
⚠️ نقدآگین
🔹این تحلیل، در جهت محقنمایی تجاوزِ اسرائیل به خاک ایران نیست، بلکه تلاش برای فهم منطقِ ذهن آن و حامیان غربی و شرقیاش (از جمله روسیه و کشورهای منطقه) است.
🔹مثل آنکه وقتی ذهن یک…
✍🏻 کانال جنگاوران (اینجا)
⚠️ نقدآگین
🔹این تحلیل، در جهت محقنمایی تجاوزِ اسرائیل به خاک ایران نیست، بلکه تلاش برای فهم منطقِ ذهن آن و حامیان غربی و شرقیاش (از جمله روسیه و کشورهای منطقه) است.
🔹مثل آنکه وقتی ذهن یک…
Telegram
نقدآگین
📘کُنشگریِ فهمِ استعاریِ ما: از "جادو" تا "دین"
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
📚 بین "جادو" و "دین" ربط وثیقی هست. این ادعای من نیست، حاصل علمِ جهانیست که از نهضت دینپژوهی قرننوزدهم تا روانشناسیتجربی قرنبیستویکم و مباحث میانرشتهای مدرن بر سویههای متکثر این ربط، کار کرده و همچنان میکنند.
🧠 "فلسفه" از دیربازِ یونانیت برآن بود که "ذوات" تعیینکنندهی "صورتها"یند. همین تلقی بود که در مقطع کانت به این شکل بیانی درآمد که "بودها" یا "نومنها"، "نمودها" یا "فنومنها" را تقریر میکنند. از این منظر، هر تحولی در نمودها ترجمانی از تغییرِ در بودهاست.
🪄 "جادو" معتقد است که با اثرگذاری بر "نمودها" میتوان "بودها" را متاثر نمود.
🔺هم مطالعات تاریخی دین و هم تحقیقات پدیدارشناسانه دربارۀ دین نشان دادهاند که "جادو" بر "دین" نهتنها مقدم بودهاست، بلکه در صورتبندیِ دین نقش تعیینکننده داشتهاست.
🛐 در مرحلۀ تحول جادو به دین است که انگارۀ الوهیت صورتِ مشخصش را مییابد. اگر در جادو اثرگذاری بر "نمود" طبعاً موجب اثرپذیریِ "بود" میشد، پس از تولدِ «انگارهی الوهیت»، این اثر «بهواسطه خدا» انجام میگردید. در آئینهای دینی، مومنان با اجرای کارهایِ نمادینی، دست به دامنِ خدا میشوند تا "او" تغییری را موجب شود، نه که مستقیم و بیواسطه آن تغییر حاصل آید، چنانکه در "جادو" بود.
🥁👿 در مرحلۀ پسادینی، "جادو" به جهت بیاعتنایی به خداوند، مصداقِ کفر دانسته شد، و بعداً در امتدادِ سازۀ الهیاتی - که طبق آن کُنشها همگی به وساطت ملکوت میسر میگردند - چنین عنوان شد که وقتی "جادو" کار میکند، این واسطه "شیطان" است که کارگر افتادنِ جادو را محقَق میکند، نه مستقیم.
🔺بدینترتیب، "دین" جادو را به درونِ پارادایمِ «ملکوتمحورِ» خود کشید:
"دعا و نذر" که در دین هست، کُنشهایی صوریاند که "بالا میروند" تا بوساطتِ الهی کار بکنند و "حاجتها" برآورند.
🔺در مرحلهی جادویی، این "بالارفتن" نبود، بلکه اعتقاد بر آن بود که همان صورت کُنش بر "بودِ" مقصود اثر میکند.
👺👹 با اینوجود، "جادو" در مرحلهی پسادینی از بین نرفت، بلکه حتی در همان فهم اثربخشیِ مستقیمش باقی ماند (هرچند که سخت به حاشیه راندهشد)، و چون کنشی «بیاعتنا بهالوهیت» بود، بلکه چون در قاموس دین تمسک به شیطان دانسته میشد، انگِ شیطانی بودن هم خورد.
آنچه گفتم را داشته باشید تا بحث را به سطح دیگری ببرم.
📐 ما جهان را بهنحو "استعاری" پردازش، فهم، و بیان میکنیم. حتی بنیادیترین مفاهیم منطق، همچون برابری، امتناع، ناگزیری، تناقض، و این قبیل، یا استعارهاند و یا در بنمایه استعاریاند؛ چه برسد به گرانش، میلشیمیایی، یا "رسپتورها" و "لیگاندها" در بیولوژی مولکولی که همگی تعابیری تماماستعاریاند.
⚠️ در آفاق استعاریِ دَرّاکۀ ما، این لغزشگاه مندرج است که استعاره را حقیقت بگیریم. مثلاً وقتی میگوییم "بیماری را شکست دادیم" از استعارۀ "دشمن" و "جنگ" استفاده میکنیم تا برطرف شدن بیماری را گفته باشیم. علاوه بر این، گاهی از روی قصد و نیت، استعارهها را متورم کرده، شاخوبرگ میدهیم تا وارد آفاق خیالینی دلپذیر شویم. "شعر" در اینجا متولد میشود.
🌀 هم جادو و هم دین، متضمن «خَلطها بین استعاره و حقیقت»اند.
🔺لازمهی جادو و دین، «غرقشدن در خیال» و «غفلت از واقعیت» است. بنمایه این غرقشدن، «خَلطِ استعاره با حقیقت» است.
🗿وقتی در دین "نذر" میکنیم که فلان حاجتمان برآورده شود تا مبلغی به ضریح امامزاده بریزیم یا کاری کنیم که گمان داریم خدا را خرسند میکند، داریم تصورِ خدای معاملهگری را میکنیم که اهل دادوستد است و پول میگیرد تا مشیتش را بهدلخواه ما عوض کند!
🤑 آنگاه با این خدایِ تاجر وارد معامله میشویم، و حتی کرشمهها در این معامله میکنیم، اما غَش در معامله نمیکنیم؛ [چون بهشکل استعاری] میدانیمکه خدا میفهمد و خشم میگیرد، ولی در خیالمان فرض میگیریم که او از کرشمههای ما در معامله خوشش میآید؛ آنقدر که شاید بخت اجابت حاجتمان افزوده گردد. در اینکار بقدری تورم و جهشِ استعاری هست که باید آن را "شاعرانه" تلقی کرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
📚 بین "جادو" و "دین" ربط وثیقی هست. این ادعای من نیست، حاصل علمِ جهانیست که از نهضت دینپژوهی قرننوزدهم تا روانشناسیتجربی قرنبیستویکم و مباحث میانرشتهای مدرن بر سویههای متکثر این ربط، کار کرده و همچنان میکنند.
🧠 "فلسفه" از دیربازِ یونانیت برآن بود که "ذوات" تعیینکنندهی "صورتها"یند. همین تلقی بود که در مقطع کانت به این شکل بیانی درآمد که "بودها" یا "نومنها"، "نمودها" یا "فنومنها" را تقریر میکنند. از این منظر، هر تحولی در نمودها ترجمانی از تغییرِ در بودهاست.
🪄 "جادو" معتقد است که با اثرگذاری بر "نمودها" میتوان "بودها" را متاثر نمود.
مثلا اگر شما نام یا تصویر کسی را آتش بزنید یا در خاک کنید، میتوانید به خود آن شخص آسیب بزنید یا که موجب مرگش شوید.
🔺هم مطالعات تاریخی دین و هم تحقیقات پدیدارشناسانه دربارۀ دین نشان دادهاند که "جادو" بر "دین" نهتنها مقدم بودهاست، بلکه در صورتبندیِ دین نقش تعیینکننده داشتهاست.
🛐 در مرحلۀ تحول جادو به دین است که انگارۀ الوهیت صورتِ مشخصش را مییابد. اگر در جادو اثرگذاری بر "نمود" طبعاً موجب اثرپذیریِ "بود" میشد، پس از تولدِ «انگارهی الوهیت»، این اثر «بهواسطه خدا» انجام میگردید. در آئینهای دینی، مومنان با اجرای کارهایِ نمادینی، دست به دامنِ خدا میشوند تا "او" تغییری را موجب شود، نه که مستقیم و بیواسطه آن تغییر حاصل آید، چنانکه در "جادو" بود.
🥁👿 در مرحلۀ پسادینی، "جادو" به جهت بیاعتنایی به خداوند، مصداقِ کفر دانسته شد، و بعداً در امتدادِ سازۀ الهیاتی - که طبق آن کُنشها همگی به وساطت ملکوت میسر میگردند - چنین عنوان شد که وقتی "جادو" کار میکند، این واسطه "شیطان" است که کارگر افتادنِ جادو را محقَق میکند، نه مستقیم.
🔺بدینترتیب، "دین" جادو را به درونِ پارادایمِ «ملکوتمحورِ» خود کشید:
"دعا و نذر" که در دین هست، کُنشهایی صوریاند که "بالا میروند" تا بوساطتِ الهی کار بکنند و "حاجتها" برآورند.
🔺در مرحلهی جادویی، این "بالارفتن" نبود، بلکه اعتقاد بر آن بود که همان صورت کُنش بر "بودِ" مقصود اثر میکند.
👺👹 با اینوجود، "جادو" در مرحلهی پسادینی از بین نرفت، بلکه حتی در همان فهم اثربخشیِ مستقیمش باقی ماند (هرچند که سخت به حاشیه راندهشد)، و چون کنشی «بیاعتنا بهالوهیت» بود، بلکه چون در قاموس دین تمسک به شیطان دانسته میشد، انگِ شیطانی بودن هم خورد.
آنچه گفتم را داشته باشید تا بحث را به سطح دیگری ببرم.
📐 ما جهان را بهنحو "استعاری" پردازش، فهم، و بیان میکنیم. حتی بنیادیترین مفاهیم منطق، همچون برابری، امتناع، ناگزیری، تناقض، و این قبیل، یا استعارهاند و یا در بنمایه استعاریاند؛ چه برسد به گرانش، میلشیمیایی، یا "رسپتورها" و "لیگاندها" در بیولوژی مولکولی که همگی تعابیری تماماستعاریاند.
⚠️ در آفاق استعاریِ دَرّاکۀ ما، این لغزشگاه مندرج است که استعاره را حقیقت بگیریم. مثلاً وقتی میگوییم "بیماری را شکست دادیم" از استعارۀ "دشمن" و "جنگ" استفاده میکنیم تا برطرف شدن بیماری را گفته باشیم. علاوه بر این، گاهی از روی قصد و نیت، استعارهها را متورم کرده، شاخوبرگ میدهیم تا وارد آفاق خیالینی دلپذیر شویم. "شعر" در اینجا متولد میشود.
🌀 هم جادو و هم دین، متضمن «خَلطها بین استعاره و حقیقت»اند.
وقتی پرچمِ دشمنمان را آتش میزنیم تا "آسیب" به او زدهباشیم (بهشرطی که حواسمان نباشد که داریم کار نمادینی میکنیم که هیچ اثر عملی ندارد) سرگرم جادوییم.
🔺لازمهی جادو و دین، «غرقشدن در خیال» و «غفلت از واقعیت» است. بنمایه این غرقشدن، «خَلطِ استعاره با حقیقت» است.
🗿وقتی در دین "نذر" میکنیم که فلان حاجتمان برآورده شود تا مبلغی به ضریح امامزاده بریزیم یا کاری کنیم که گمان داریم خدا را خرسند میکند، داریم تصورِ خدای معاملهگری را میکنیم که اهل دادوستد است و پول میگیرد تا مشیتش را بهدلخواه ما عوض کند!
🤑 آنگاه با این خدایِ تاجر وارد معامله میشویم، و حتی کرشمهها در این معامله میکنیم، اما غَش در معامله نمیکنیم؛ [چون بهشکل استعاری] میدانیمکه خدا میفهمد و خشم میگیرد، ولی در خیالمان فرض میگیریم که او از کرشمههای ما در معامله خوشش میآید؛ آنقدر که شاید بخت اجابت حاجتمان افزوده گردد. در اینکار بقدری تورم و جهشِ استعاری هست که باید آن را "شاعرانه" تلقی کرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کُنشگریِ فهمِ استعاریِ ما: از "جادو" تا "دین"
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
📿 بهعنوان نکتهای معترضه گفته باشم که دینداری عرفانی همانا متورم نمودنِ لایهبهلایهی تصورات و کُنشهای تماماً استعاری دربارۀ الوهیت است که قاطعانه وارد حوزه شاعرانگی میشود. از همین رو هم بود که شفیعیکدکنی به دقت تمام "عرفان" را «دینداریِ شاعرانه خواند».
🐮 حالا بگذارید برگردم به تصویری که این بحث را در ذهنم برانگیخت. در تصویر پیرمرد پاسداری بر نقش تنگههرمز نشسته است، به دلالت مسدود کردن آن. البته او قطعاً قصد "جادو" ندارد که گمانکردهباشد با اینکار تنگه را میبندد، بلکه دارد نمایشی نمادین اجرا میکند تا به "دشمن" پیامی تهدیدی فرستاده باشد؛ اما شاهد بیشمار کنشهای "جادوگون" توسط همین جماعت بودهایم:
❌ کار بدان بحث دروندینی ندارم که "الله" فراموش شده و "حیدر" چون بُتاعظم در برابر خداوند عَلَم گشته است.
😵💫 بلکه کار به آن دارم که در "خیالِ" رهبر و مومنانش، "حیدر" نمادِ توانِ خیبرشکن و کوبندهی یهود است و رهبر او را میخواند تا - نه بهعنوان "نماد و استعاره" که من میگویم، بلکه بهمثابه "حقیقت" - بار دیگر دستی از غیب برآرد و علیه یهود کاری بکند!
🔚 اول و آخر کنشهای دیندارانه کمابیش ایندست خَلطها و فرافکنیها و انتظارات آرزوخواهانه است."مومن" در خیال میزیَد، هم در "خیال" کُنش میکند، و در "خیال" نیز آرزوها دارد. پارادایمِ ایمان، آکنده از تخیلات و استعارههای حقیقتانگاشته است.
🏛 پایان سخن بازگشتی به میدان تاریخ است که بگویم آن "خودآگاهی" که در قرن هفدهم تا عصر روشنگری - یعنی از اسپینوزا و دکارت و ویلیام ویستونها تا برسیم به دیوید هیوم و تامسهابز - نسبت به این خصلتِ "خیالینِ" دینداری و دینورزی پیدا شد، مسیحیت را فرسود و خدای نومینالیستیاش را بدل به "دئیسمِ" آفرینندهی بیدخالت در کار جهان کرد؛ تا در گامی بعدی انسان اروپایی متقاعد شد که خدایی که دخالتی در کار جهان ندارد، بیهوده است که موضوع تامل و تمرکز باشد. پس جهان در کانونِ تامل و تمرکز قرار گرفت؛ و قطارِ "علم" بهراه افتاد. رومانتیکها هم که از راه رسیدند و به نگاه ناسوتی عصر روشنگری معترض شدند، بهرغم تلاشهای فراوانی که کردند، نتوانستند "خداوند" را از حاشیه توجه به درونِ آن بکشند؛ در کانون نهادنش که هیچ!
@sahebolhavashi
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
📿 بهعنوان نکتهای معترضه گفته باشم که دینداری عرفانی همانا متورم نمودنِ لایهبهلایهی تصورات و کُنشهای تماماً استعاری دربارۀ الوهیت است که قاطعانه وارد حوزه شاعرانگی میشود. از همین رو هم بود که شفیعیکدکنی به دقت تمام "عرفان" را «دینداریِ شاعرانه خواند».
🐮 حالا بگذارید برگردم به تصویری که این بحث را در ذهنم برانگیخت. در تصویر پیرمرد پاسداری بر نقش تنگههرمز نشسته است، به دلالت مسدود کردن آن. البته او قطعاً قصد "جادو" ندارد که گمانکردهباشد با اینکار تنگه را میبندد، بلکه دارد نمایشی نمادین اجرا میکند تا به "دشمن" پیامی تهدیدی فرستاده باشد؛ اما شاهد بیشمار کنشهای "جادوگون" توسط همین جماعت بودهایم:
1️⃣ مثلا آنگاه که با نعره "حیدر حیدر" به صفوف مردم معترض حمله میآوردند، قطعاً در پسپشت ذهنشان آن بود که فراخواندنِ حیدر موجب میشود که خودِ جناب "حیدر" در این تهاجم و تارومار کردن مردم یاریشان میکند!
2⃣ همین امروز سایت رهبری، به رغم حضیض ذلّت نظامی، نوشت که "با نامِ نامی حیدر نبرد آغاز میگردد!" او انتظار دارد تا با خواندن حیدر، حیدر یاری او در جنگی بکند که نقداً ۵ روز است که شروع شدهاست و حکومت او را در تهلکه و فلاکت زمینگیری انداخته است!
❌ کار بدان بحث دروندینی ندارم که "الله" فراموش شده و "حیدر" چون بُتاعظم در برابر خداوند عَلَم گشته است.
😵💫 بلکه کار به آن دارم که در "خیالِ" رهبر و مومنانش، "حیدر" نمادِ توانِ خیبرشکن و کوبندهی یهود است و رهبر او را میخواند تا - نه بهعنوان "نماد و استعاره" که من میگویم، بلکه بهمثابه "حقیقت" - بار دیگر دستی از غیب برآرد و علیه یهود کاری بکند!
3️⃣ حالا دیگر به دعای نوشته در آب سدها ریختن برای افزودن مشارکت مردم در انتخابات، کاری ندارم که تماموکمال کاری "جادویی" است.
4️⃣ دعای نابودی اسرائیل روی موشک نوشتن هم بیشتر کُنشی جادویی است تا نمادین
5️⃣ قطعا این روزها مومنین و مومنات "نذرها"ی معاملاتی با خدا یا حیدر کردهاند تا بلکه پرندههای اسرائیل که آسمان ایران را مسخر نمودهاند، را ساقط کند!
6️⃣ از سالمندان شنیدهام که در شهریور ۱۳۲۰ مومنان دعا خوانده بر آسمان فوت میکردند تا هواپیماهای ارتش سرخ در آسمان تبریز سقوط بکنند!
🔚 اول و آخر کنشهای دیندارانه کمابیش ایندست خَلطها و فرافکنیها و انتظارات آرزوخواهانه است."مومن" در خیال میزیَد، هم در "خیال" کُنش میکند، و در "خیال" نیز آرزوها دارد. پارادایمِ ایمان، آکنده از تخیلات و استعارههای حقیقتانگاشته است.
🏛 پایان سخن بازگشتی به میدان تاریخ است که بگویم آن "خودآگاهی" که در قرن هفدهم تا عصر روشنگری - یعنی از اسپینوزا و دکارت و ویلیام ویستونها تا برسیم به دیوید هیوم و تامسهابز - نسبت به این خصلتِ "خیالینِ" دینداری و دینورزی پیدا شد، مسیحیت را فرسود و خدای نومینالیستیاش را بدل به "دئیسمِ" آفرینندهی بیدخالت در کار جهان کرد؛ تا در گامی بعدی انسان اروپایی متقاعد شد که خدایی که دخالتی در کار جهان ندارد، بیهوده است که موضوع تامل و تمرکز باشد. پس جهان در کانونِ تامل و تمرکز قرار گرفت؛ و قطارِ "علم" بهراه افتاد. رومانتیکها هم که از راه رسیدند و به نگاه ناسوتی عصر روشنگری معترض شدند، بهرغم تلاشهای فراوانی که کردند، نتوانستند "خداوند" را از حاشیه توجه به درونِ آن بکشند؛ در کانون نهادنش که هیچ!
@sahebolhavashi
.➖➖➖
#نقد_ادیان #نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #دینخویی
🌾 @Naqdagin
📘ذاتگرایی تحمیلی، صورتبندی مفهومی در نقد قرآن(1/2)
✍️ #اشکان
🔘 شاید بهتر باشد نخست مرادم از "ذاتگرایی تحمیلی" را برای خوانندگان شرح دهم، "ذاتگرایی تحمیلی" را برای مجموعه ایدههایی به کار میبرم که برداشت بلا تغییر و ابدی از انسان دارند. انسانها را نه به مثابه سوژههایی خرمند و مستقل، بلکه همچون اشیائی میبیند که میتوانند اراده ایشان را تحت سلطه قرار دهند، تا آنان بنا بر سلیقه خویش به این سو و آن سو بکشانند، از نظر باورمندان به این ایده انسان ماهیتی ثابت، مقدس و از پیش مشخصی دارد؛ اما از جایی به بعد، از الگوی اصیل خویش جدا شده و حال وظیفهی دولت، دین، ایدئولوژی، فقیه، حزب، نژاد، و طبقه است که برای بازگرداندن انسانها به اصل و ریشه خود، به هر ابزاری چنگ بزنند. اگر بخواهم مملموستر اشاره کنم، در ذاتگرایی تحمیلی فرض بر این است که انسان همچون وسائل خانگی، همراه با کاتالوگ عرضه شده، و هر بار باید او را با کاتالوگ صادر شده تطبیق داد.
🔴 در نگاه نخست، شاید کُنش و کِشش آنها خیرخواهانه به چشم بیاید که در تلاشی طاقتفرسا بهدنبال نجات بشر، هدایت، یا بازسازی جامعهاند. اما ذاتگرایی تحمیلی، مسیر ساخت انسان نوین را پیمیگیرد و به دنبال تحقق جوهر گذشته انسان است. یعنی بازگرداندن انسان به نمونه اولیه خویش.
این بازگردانی را میشود در سه مرحله خلاصه کرد :
مرحلهی نخست بازگردانی ممکن است بهواسطهی «تعلیم» صورت بگیرد، اما رفته رفته مسیر برای «ارشاد و اندرز» هموار میشود، سپس «هدایت اجباری» در دستور کار قرار میگیرد و جای تعجب نیست که در پایان به «سرکوب» و حتی «حذف» منتهی شود.
آیه 130 سوره بقره را شاید بتوان یکی از شفافترین بیانها درباره حقانیت یک الگوی ازلی برای انسان دانست:
بار دیگر در همین راستا، در آیه 30 سوره روم میآورد :
در ابتدا شاید خواننده در محتوای این آیات، نوعی پند و اندرز پدرانه را دریابند، گویی گوینده معصومانه در تلاش است افراد را به آنچه که "خیر" میداند، سوق دهد. اما اینها صرفاً مرحله نخست ذاتگرایی تحملیست، هنگامی که گفتار کارساز نیفتد، دیگر صحبت از شمشیر و خون به میان میآید. کسانی که از فطرتِ الهی که هیچ تغییری در آن راه ندارد، عدول کردهاند؛ باید با خشونت ادب شوند تا به صورتِ ازلی خویش برگردند، آنان گرههاییاند که میبایست با دندان باز شوند. اینجا دیگر دعوت یا ارشاد مطرح نیست، بلکه مجازات در راه است. آنهم برای کسانی که فطرت الهی را رها کردهاند و امتناع از بازگشت دارند.
قسمت دوم📎
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
این بازگردانی را میشود در سه مرحله خلاصه کرد :
مرحلهی نخست بازگردانی ممکن است بهواسطهی «تعلیم» صورت بگیرد، اما رفته رفته مسیر برای «ارشاد و اندرز» هموار میشود، سپس «هدایت اجباری» در دستور کار قرار میگیرد و جای تعجب نیست که در پایان به «سرکوب» و حتی «حذف» منتهی شود.
آیه 130 سوره بقره را شاید بتوان یکی از شفافترین بیانها درباره حقانیت یک الگوی ازلی برای انسان دانست:
چه كسى از كيش ابراهيم روى برمىتابد جز آنكه خود را بىخرد ساخته باشد؟ ابراهيم را در دنيا برگزيديم و او در آخرت نيز از شايستگان است. بقره 130در قرآن آیین ابراهیم یک سنت تاریخی و جغرافیایی بشمار نمیآید، سنت ابراهیم نوعی الگو و سرمشق ذاتیست که انحراف از آن نه تنها کفر بلکه نشان از بیخرد ساختنِ خویش و سبک مغزی است. این دقیقاً همان منطق ذاتگرایست؛ اینکه انسان حقیقتی از پیش مشخص ، پاک و یگانه دارد؛ و این حقیقت فقط با اعتقاد به کیش ابراهیم خود را متجلی میکند. آن کسانی که از کیش ابراهیم فاصله گرفتند، صرفا افرادی نیستند که با فکر و نگاهی متفاوت میاندیشند. آنان موجودی بیخرد و سفیه محسوب میشوند که باید آنان را به مسیر درست بازگرداند.
بار دیگر در همین راستا، در آیه 30 سوره روم میآورد :
پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمیدانند!این آیه بهوضوح از «فطرت» بهمثابهی الگوی ذاتی و تغییرناپذیر انسان سخن میگوید. در این آیه بسان آیهی پیشن صورتی ابدی برای آفرینش انسان قائل است و این صورت چیزی جز توجه به «آیین پاک» نیست. رویگردانی از این فطرت، نوعی خیانت به خویشتن و به دور انداختن خلقت الهی تلقی میشود. در این راستا شاید بتوان پیام کلی قرآن را اینگونه خلاصه کرد:
انسان فطرتاً موحد است، تنها دین نزد خدا فقط اسلام است و کیش ابراهیم جزء اساسیِ خلقت انسان به شمار میآید.
در ابتدا شاید خواننده در محتوای این آیات، نوعی پند و اندرز پدرانه را دریابند، گویی گوینده معصومانه در تلاش است افراد را به آنچه که "خیر" میداند، سوق دهد. اما اینها صرفاً مرحله نخست ذاتگرایی تحملیست، هنگامی که گفتار کارساز نیفتد، دیگر صحبت از شمشیر و خون به میان میآید. کسانی که از فطرتِ الهی که هیچ تغییری در آن راه ندارد، عدول کردهاند؛ باید با خشونت ادب شوند تا به صورتِ ازلی خویش برگردند، آنان گرههاییاند که میبایست با دندان باز شوند. اینجا دیگر دعوت یا ارشاد مطرح نیست، بلکه مجازات در راه است. آنهم برای کسانی که فطرت الهی را رها کردهاند و امتناع از بازگشت دارند.
كسانى از اهل كتاب كه به خدا و روز بازپسين ايمان نمىآورند، و آنچه را خدا و فرستادهاش حرام گردانيدهاند حرام نمىدارند و متدين به دين حق نمىگردند، كارزار كنيد، تا با [كمال] خوارى به دست خود جزيه دهند. سوره توبه 29
قسمت دوم
.➖➖➖
#فلسفیدن #نقد_ادیان
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
📘ذاتگرایی تحمیلی، صورتبندی مفهومی در نقد قرآن(2/2)
✍️ #اشکان
با تحلیلی که پیشتر درباب "ذاتگرایی تحملیی" داشتم. میتوان فهمید که در نگاه قرآن انسان یک فاعل خود مختار نیست که با تجربه در حال شدن و امکان است. که تجربه میکند، خطا دارد و میآموزد، بلکه با او همچون یک پروژه ناقص و ناتمام برخورد میشود که باید او را به هر روش که میتوان اصلاح کرد، آنهم با توجه با کاتالوگی که از او در دست است.
از دو نظر ذاتگرایی تحمیلی در قرآن با فردگرایی لیبرال در وضعیتی آشتیناپذیر میافتد:
✔️ نخست اگر فرد ذاتی دارد که باید بدان بازگردد، دیگر آزادی معنا و مفهوم خود را از دست میدهد. زیرا هر کنش فرد باید ضرورتاً او را به ذات ازلیاش نزدیکتر کند. به عبارتی دیگر، مقصد از پیش مقدر و الگو از قبل مشخص شده. اگر آزادیِ فرد اسباب دور شدن از ذات تعیین شده وی را فراهم کند، باید تلاش کرد که تا جای ممکن مهارش کرد.
✔️ دوم: هنگامی که انسانها دارای یک ذات ازلیاند که به دست خداوند تحقق یافته، دیگر تفاوتهای فرهنگی، فردی، تاریخی، یا حتی سیاسی، انحراف محسوب میشوند، و باید اصلاح شوند. زیرا که ما همه از یک الگو آفریده شدیم و باید به آن بازگردیم. این خود سرآغازی برای بَرکشیدنِ جمعگراییست، همه انسانها باید برای رسیدن به مقصدی که به نحوی همان مبدا است تلاش کنند، با وجود اینکه اینگونه به نظر میرسد، افراد رو به جلو میروند اما به واقع آینده برای آنان در گذشته خلاصه شده.
🔴 ذاتگرایی تحمیلی به روشنی همان چیزیست که در نظریهی "ولایت فقیه" آقای خمینی دیده میشود. انسان، در نگاه او، از فطرت توحیدیاش منحرف شده، در دام نفسانیات، جهل، یا غربزدگی افتاده، و باید به مسیر حق بازگردد.(منشأ توجه چنین نگاهی، عموما بر این مبتنی است که انسانها دچار فساد شده اند. جامعه انسانی را بیاخلاقی فرا گرفته، باید سريعاً به فکر چاره بود.) فقیه که خود حامل آن حقیقت گمشده است. آمده تا مسیر حق را به شهروندان نشان دهد، آنان را از گمراهی که در پیش گرفتهاند، برهاند. نظام مورد نظر آقای خمینی، نوعی فرایند نجات بخش عرفانی- سیاسی است. از این روست که اجبار به امر نیک، توجیه میشود. فقیه میتواند برای چیرهکردن اخلاق از زور استفاده کند. فضیلت و هدایت شهروندان ارجحیت بسی بیشتر نسبت به رفاه، ثروت، آرامش دارد.
🟣 آقای خمینی بهسبب اعتقاد راسخی که در ذاتگرایی داشت در برابر تجربه، گفتوگو، و نقد کور بود. برای او الگوی ذاتیِ انسان از پیش معلوم بود(فقه شیعه) ، و تمام حقایق درباب سبک زندگی انسان در اختیار نظام سیاسیاش قرار داشت، دیگر نیازی به شنیدن صدای دیگری نمیدید. از نظر او «اطاعت» تنها چیزی است که برای مردم باقی میماند.
👈 اما نکنه مهم در اینجاست که هیچ کس نمیداند بهراستی بهترین سبک زندگی چیست؛ چون هیچ یک از ماها شناخت مطلقی از همه چیز نداریم؛ به عبارتی دیگر، کسی در بین ما همه چیزدان نیست. صرفا آزادیست که این امکان را فراهم میکند که افراد خودشان بهترین سبک زندگی را کشف کنند و آنچه که برایشان خوب است را برگزینند. هیچ الگویی یافت نمیشود که بتواند سلائق، خواستها و نیاز ما انسانها را زیر چتر خود بیاورد. به سبب شناختِ به شدت ناقص ما انسانها، تنها میتواند بدین نکنه بسنده کرد که فضیلت راستین، نه در بازگشت به یک الگوی از پیش مشخص و تعریف شده، بلکه در به رسمیت شناختن فردیت انسانها، و مجال دادن به رشد آن در وضعیت آزادی است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
با تحلیلی که پیشتر درباب "ذاتگرایی تحملیی" داشتم. میتوان فهمید که در نگاه قرآن انسان یک فاعل خود مختار نیست که با تجربه در حال شدن و امکان است. که تجربه میکند، خطا دارد و میآموزد، بلکه با او همچون یک پروژه ناقص و ناتمام برخورد میشود که باید او را به هر روش که میتوان اصلاح کرد، آنهم با توجه با کاتالوگی که از او در دست است.
از دو نظر ذاتگرایی تحمیلی در قرآن با فردگرایی لیبرال در وضعیتی آشتیناپذیر میافتد:
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
📘تحلیل اظهارات ترامپ از انگیزۀ حمله به ایران
✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام
1️⃣ اظهارات ترامپ بعد از حمله به هستهای ایران
♦️ترامپ رئیس جمهور آمریکا در نخستین سخنرانی خود بعد از حمله به تأسیسات هستهای ایران اظهار کرده است:
2️⃣ هدف آمریکا از حمله به ایران
♦️آنچه ترامپ در این سخنرانی اظهار کرد، ریشۀ مخاصمه و جنگ آمریکا با ایران را آشکار میسازد. ریشۀ این جنگ، همان شعار «مرگ بر آمریکا» است که از همان اوایل انقلاب از سوی انقلابیون جعل و تکرار شد.
♦️البته این شعار مرگ گفتنها در آن اوایل انقلاب به آمریکا یا اسرائیل اختصاص نداشت؛ بلکه تمام قدرتهای جهانی را اعم از شوروی و چین و انگلستان و فرانسه و آلمان را هم فرا میگرفت و حتی کشورهای عرب همسایه و غیر همسایه نظیر عربستان و عراق و اردن و مصر را هم شامل میشد.
3️⃣ فلسفۀ شعار مرگ بر این و آن
♦️فلسفۀ پشت این شعار مرگها به این ایدۀ انقلابیون ایران بر میگردد که میخواهند، پوزۀ تمام جهانخواران عالم و اذناب آنان را به خاک بمالند و زمینه را برای ظهور امام زمان فراهم سازند و حکومت واحد جهانی شیعه را در اقصی نقاط جهان برقرار نمایند.
♦️منتها گویا هرچه از آغاز انقلاب بیشتر فاصله گرفته شد و انقلابیون با واقعیات جهانی بیشتر آشنا شدند، احساس کردند که یکباره نمیتوانند با تمام جهانخواران عالم بجنگند و پوزۀ آنان را به خاک بمالند و این شعار فراگیر مرگ بر این و آن، هیچ خاصیتی ندارد، جز این که تمام عالم را دشمن ایران بکند و سرانجام به شکست و نابودی ایران منجر بشود؛ لذا دامنۀ شعار مرگ بر دیگران را کوتاه کردند و به طور عمده به مرگ بر آمریکا و اسرائیل محدود ساختند؛ اما هرگز از شعار آخرالزمانی زمینهسازی برای ظهور امام زمان که ماهیتی جز تحقق همان شعار مرگ بر این و آن نداشت، دست نکشیدند و این خصومت با تمام کشورهای جهان را در پشت این شعار ایدئولوژیک مخفی کردند.
4️⃣ پیامدهای شعار مرگ بر اسرائیل و آمریکا
♦️انقلابیون ظاهراً غفلت کردند که مرگ بر آمریکا و اسرائیل نیز نتیجهای کمتر از مرگ بر جهانخواران عالم و اذناب آنان ندارد؛ چون آمریکا یک قدرت بزرگی را در عالم تشکیل میدهد که حتی سایر قدرتهای جهانی را هم با خود همراه میسازد.
♦️شاهد آن این که تحریمهایی که آمریکا بر ضد ایران مقرر کرد، از سوی تمام کشورهای جهان حتی کشورهای مسلمان همسایه نیز رعایت میشود.
♦️بسیار آشکار است که انقلابیون ایران وقتی شعار مرگ بر یک کشوری را سر میدهند، در حد این شعار باقی نمیمانند؛ بلکه عملاً نیز ایران را به سمت خصومت و جنگ با آن کشور میکشانند؛ کما این که مرگ بر آمریکا و اسرائیل، عملاً ایران را به تشکیل و تجهیز گروههای موسوم به مقاومت سوق داد و همین باعث شد، اسرائیل بعد از این که گروههای نیابتی ایران را بعد از طوفان الاقصی منهزم ساخت، به جنگ با خود ایران که حامی و تجهیزکنندۀ آن گروهها بود، روی آورد.
5️⃣ پیامد مشابه داشتن مرگ و لعن
♦️انقلابیون به سبب خاستگاه مذهبی خود در زیارت عاشورا و روضهخوانیها و نوحهخوانیها و مدیحهسراییهای خود خلفای سهگانه یعنی ابوبکر و عمر و عثمان و برخی از همسران پیامبر مثل عایشه و حفصه را هم مورد لعن و سب قرار میدهند.
♦️این لعنها و سبهای مذهبی بیشک، کارکردی شبیه شعار مرگ بر این و آن دارد و لذا همیشه باعث خصومت و جنگهای فرقهای میان شیعه و اهل سنت بوده است؛ به ویژه آن که وقتی ظهور امام زمان به انتقامگیری او از دشمنان اهل بیت گره زده میشود و ادعا میشود که وقتی امام زمان ظهور فرماید، لشکر سفیانی (منسوب به ابوسفیان) را که عبارت از دشمنان اهل بیت است، شکست خواهد داد و آنان را به قتل خواهد رساند.
♦️پرسش مهمی که اینک جای طرح دارد، این است که آیا مهدویتی که انقلابیون آن را چنین تعریف میکنند، باعث نجات شیعیان خواهد شد یا باعث نابودی آنان؟ و آیا ایران شیعی را ابرقدرت جهان خواهد کرد یا به انزوا و نابودی سوق خواهد داد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام
1️⃣ اظهارات ترامپ بعد از حمله به هستهای ایران
♦️ترامپ رئیس جمهور آمریکا در نخستین سخنرانی خود بعد از حمله به تأسیسات هستهای ایران اظهار کرده است:
🔺«آنها برای بیش از چهل سال است که مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل میگویند.
🔺آنها مردم ما را میکشند، آنها همه جا دخالت میکنند، هزاران نفر از مردم ما و صدها هزار نفر در سراسر خاورمیانه و جهان در نتیجه مستقیم اقدامات آنها کشته شدهاند، بسیاری از آنها بهویژه توسط ژنرال قاسم سلیمانی کشته شدند.
🔺من مدتها پیش تصمیم گرفتم که باید از این جلوگیری کرد و نباید ادامه یابد.
2️⃣ هدف آمریکا از حمله به ایران
♦️آنچه ترامپ در این سخنرانی اظهار کرد، ریشۀ مخاصمه و جنگ آمریکا با ایران را آشکار میسازد. ریشۀ این جنگ، همان شعار «مرگ بر آمریکا» است که از همان اوایل انقلاب از سوی انقلابیون جعل و تکرار شد.
♦️البته این شعار مرگ گفتنها در آن اوایل انقلاب به آمریکا یا اسرائیل اختصاص نداشت؛ بلکه تمام قدرتهای جهانی را اعم از شوروی و چین و انگلستان و فرانسه و آلمان را هم فرا میگرفت و حتی کشورهای عرب همسایه و غیر همسایه نظیر عربستان و عراق و اردن و مصر را هم شامل میشد.
3️⃣ فلسفۀ شعار مرگ بر این و آن
♦️فلسفۀ پشت این شعار مرگها به این ایدۀ انقلابیون ایران بر میگردد که میخواهند، پوزۀ تمام جهانخواران عالم و اذناب آنان را به خاک بمالند و زمینه را برای ظهور امام زمان فراهم سازند و حکومت واحد جهانی شیعه را در اقصی نقاط جهان برقرار نمایند.
♦️منتها گویا هرچه از آغاز انقلاب بیشتر فاصله گرفته شد و انقلابیون با واقعیات جهانی بیشتر آشنا شدند، احساس کردند که یکباره نمیتوانند با تمام جهانخواران عالم بجنگند و پوزۀ آنان را به خاک بمالند و این شعار فراگیر مرگ بر این و آن، هیچ خاصیتی ندارد، جز این که تمام عالم را دشمن ایران بکند و سرانجام به شکست و نابودی ایران منجر بشود؛ لذا دامنۀ شعار مرگ بر دیگران را کوتاه کردند و به طور عمده به مرگ بر آمریکا و اسرائیل محدود ساختند؛ اما هرگز از شعار آخرالزمانی زمینهسازی برای ظهور امام زمان که ماهیتی جز تحقق همان شعار مرگ بر این و آن نداشت، دست نکشیدند و این خصومت با تمام کشورهای جهان را در پشت این شعار ایدئولوژیک مخفی کردند.
4️⃣ پیامدهای شعار مرگ بر اسرائیل و آمریکا
♦️انقلابیون ظاهراً غفلت کردند که مرگ بر آمریکا و اسرائیل نیز نتیجهای کمتر از مرگ بر جهانخواران عالم و اذناب آنان ندارد؛ چون آمریکا یک قدرت بزرگی را در عالم تشکیل میدهد که حتی سایر قدرتهای جهانی را هم با خود همراه میسازد.
♦️شاهد آن این که تحریمهایی که آمریکا بر ضد ایران مقرر کرد، از سوی تمام کشورهای جهان حتی کشورهای مسلمان همسایه نیز رعایت میشود.
♦️بسیار آشکار است که انقلابیون ایران وقتی شعار مرگ بر یک کشوری را سر میدهند، در حد این شعار باقی نمیمانند؛ بلکه عملاً نیز ایران را به سمت خصومت و جنگ با آن کشور میکشانند؛ کما این که مرگ بر آمریکا و اسرائیل، عملاً ایران را به تشکیل و تجهیز گروههای موسوم به مقاومت سوق داد و همین باعث شد، اسرائیل بعد از این که گروههای نیابتی ایران را بعد از طوفان الاقصی منهزم ساخت، به جنگ با خود ایران که حامی و تجهیزکنندۀ آن گروهها بود، روی آورد.
5️⃣ پیامد مشابه داشتن مرگ و لعن
♦️انقلابیون به سبب خاستگاه مذهبی خود در زیارت عاشورا و روضهخوانیها و نوحهخوانیها و مدیحهسراییهای خود خلفای سهگانه یعنی ابوبکر و عمر و عثمان و برخی از همسران پیامبر مثل عایشه و حفصه را هم مورد لعن و سب قرار میدهند.
♦️این لعنها و سبهای مذهبی بیشک، کارکردی شبیه شعار مرگ بر این و آن دارد و لذا همیشه باعث خصومت و جنگهای فرقهای میان شیعه و اهل سنت بوده است؛ به ویژه آن که وقتی ظهور امام زمان به انتقامگیری او از دشمنان اهل بیت گره زده میشود و ادعا میشود که وقتی امام زمان ظهور فرماید، لشکر سفیانی (منسوب به ابوسفیان) را که عبارت از دشمنان اهل بیت است، شکست خواهد داد و آنان را به قتل خواهد رساند.
♦️پرسش مهمی که اینک جای طرح دارد، این است که آیا مهدویتی که انقلابیون آن را چنین تعریف میکنند، باعث نجات شیعیان خواهد شد یا باعث نابودی آنان؟ و آیا ایران شیعی را ابرقدرت جهان خواهد کرد یا به انزوا و نابودی سوق خواهد داد؟
📕گوسالۀ سامریای که ملا را خدا کرد
📕پیوستِ ثروت با امامت: از واقفیه تا ولایت فقیه
📕«یک نگاه» کافیست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم؟
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📻 مهدویت در ترازو
📺 فوایدِ امام زمان در عصرِ حاضر
📺 علامه طباطبایی/حیدری: امام نه این جمعه، هیچ جمعهای نخواهد آمد!
.
#نقد_شیعه #امام_زمان #حکومت_اسلامی #شیعه_علیه_ایران #اسلام_و_ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
📘در کاربست عقل و علم در سیاست
✍🏻 دکتر #مهدی_کاظمی زمهریر (استاد پیشین علوم سیاسی دانشگاه مفید)
🔻پیشتر در استوریها گفته بودم که شکاف قدرت میان ما و اسرائیل، برخاسته از تفاوت شدت احساسات یا عواطف به میهن نیست، بلکه ناشی از تفاوت در بهرهگیری از عقل و علم در عرصهی حکمرانی است. این گزاره برای من روشن و بدیهی است، اما گویا برای همگان چنین نیست. در ادامه، فهرستی ابتدایی از این شکاف را با شما در میان میگذارم:
۱. هیچ سیاستمدار خردمندی، دوست راهبردی دشمن خود را بهعنوان شریک و متحد نمیپذیرد؛ امید بستن به چنین «دوستی»، نشانهی خاماندیشی است.
۲. هیچ سیاستمدار عاقلی، کشورش را وارد منازعهای با طرفی نمیکند که چند برابر او، توان فناوری، اقتصادی و نظامی دارد.
۳. سیاستمدار خردمند، منافع ۹۲ میلیون ایرانی را فدای منافع ۵.۵ میلیون فلسطینی نمیکند.
۴. سیاستمداری که خرد سیاسی دارد، وقتی دشمن تا نهانخانهاش نفوذ کرده، داوطلبانه به میدان جنگِ دشمن نمیرود؛ چرا که دشمن از همان نهانخانه، کار را تمام خواهد کرد.
۵. وقتی اکثریت شهروندان از وضع موجود ناراضیاند، سیاستمدار خردمند، تنها سرویس نسبتاً کارآمد خود ــ یعنی امنیت ــ را با ماجراجویی و جنگافروزی نابود نمیکند. حکومتی که از تأمین امنیت متعارف ناتوان است، به چه کار میآید؟
۶. سیاستمدار عاقل در لافزنی و تبلیغات، حد نگه میدارد و خود نیز ادعاهایش را باور نمیکند؛ باور کردن دروغها و لافهای خود، نخستین گام بهسوی سقوط در ورطهی توهّم است.
۷. سیاستمدار خردمند، اهل محاسبهی سود و زیان است و برای رسیدن به یک هدف، هزینهی گزاف بر خود و جامعه تحمیل نمیکند.
۸. او ملت خود و دیگر ملتها را نادان نمیپندارد، و برای هر اقدام سیاسی یا اقتصادی، دلایل عقلانی و قابل ارزیابی عرضه میکند.
۹. سیاستمداری که منافع کشور را بر تداوم حکمرانی خود ترجیح میدهد، نخبگان را تحقیر نمیکند و کار را به دست کوتولههایی نمیسپارد که نه معنای اعداد را میدانند و نه چیستی ویروس را؛ ویروس را با رادار می گرفتند، ولی از رصد هواپیماها ناتوان ماندند و آسمان کشور را یکسره به دشمن واگذار کردند.
۱۰. سیاستمدار عاقل، شکست و پیامدهای آن را میپذیرد و برای حفظ آبروی خود، کشور را با اقدامات نابخردانهی بیشتر، به ورطهی خسارتهای بزرگتر نمیکشاند.
۱۱. حکمرانی مبتنی بر علم میداند که تسلیحات متکی بر فناوریِ چهل سال پیش، توان مقابله با فناوری سال ۲۰۲۵ را ندارد.
۱۲. و در نهایت، حکمرانی عقلمحور آگاه است که تولید فناوریهای پیشرفته، نیازمند توسعهی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی و حفظ نخبگان است، نه گسترش حوزههای علمیه، مجالس مداحی و ترویج خرافه.
@kazemizamharir
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #مهدی_کاظمی زمهریر (استاد پیشین علوم سیاسی دانشگاه مفید)
🔻پیشتر در استوریها گفته بودم که شکاف قدرت میان ما و اسرائیل، برخاسته از تفاوت شدت احساسات یا عواطف به میهن نیست، بلکه ناشی از تفاوت در بهرهگیری از عقل و علم در عرصهی حکمرانی است. این گزاره برای من روشن و بدیهی است، اما گویا برای همگان چنین نیست. در ادامه، فهرستی ابتدایی از این شکاف را با شما در میان میگذارم:
۱. هیچ سیاستمدار خردمندی، دوست راهبردی دشمن خود را بهعنوان شریک و متحد نمیپذیرد؛ امید بستن به چنین «دوستی»، نشانهی خاماندیشی است.
۲. هیچ سیاستمدار عاقلی، کشورش را وارد منازعهای با طرفی نمیکند که چند برابر او، توان فناوری، اقتصادی و نظامی دارد.
۳. سیاستمدار خردمند، منافع ۹۲ میلیون ایرانی را فدای منافع ۵.۵ میلیون فلسطینی نمیکند.
۴. سیاستمداری که خرد سیاسی دارد، وقتی دشمن تا نهانخانهاش نفوذ کرده، داوطلبانه به میدان جنگِ دشمن نمیرود؛ چرا که دشمن از همان نهانخانه، کار را تمام خواهد کرد.
۵. وقتی اکثریت شهروندان از وضع موجود ناراضیاند، سیاستمدار خردمند، تنها سرویس نسبتاً کارآمد خود ــ یعنی امنیت ــ را با ماجراجویی و جنگافروزی نابود نمیکند. حکومتی که از تأمین امنیت متعارف ناتوان است، به چه کار میآید؟
۶. سیاستمدار عاقل در لافزنی و تبلیغات، حد نگه میدارد و خود نیز ادعاهایش را باور نمیکند؛ باور کردن دروغها و لافهای خود، نخستین گام بهسوی سقوط در ورطهی توهّم است.
۷. سیاستمدار خردمند، اهل محاسبهی سود و زیان است و برای رسیدن به یک هدف، هزینهی گزاف بر خود و جامعه تحمیل نمیکند.
۸. او ملت خود و دیگر ملتها را نادان نمیپندارد، و برای هر اقدام سیاسی یا اقتصادی، دلایل عقلانی و قابل ارزیابی عرضه میکند.
۹. سیاستمداری که منافع کشور را بر تداوم حکمرانی خود ترجیح میدهد، نخبگان را تحقیر نمیکند و کار را به دست کوتولههایی نمیسپارد که نه معنای اعداد را میدانند و نه چیستی ویروس را؛ ویروس را با رادار می گرفتند، ولی از رصد هواپیماها ناتوان ماندند و آسمان کشور را یکسره به دشمن واگذار کردند.
۱۰. سیاستمدار عاقل، شکست و پیامدهای آن را میپذیرد و برای حفظ آبروی خود، کشور را با اقدامات نابخردانهی بیشتر، به ورطهی خسارتهای بزرگتر نمیکشاند.
۱۱. حکمرانی مبتنی بر علم میداند که تسلیحات متکی بر فناوریِ چهل سال پیش، توان مقابله با فناوری سال ۲۰۲۵ را ندارد.
۱۲. و در نهایت، حکمرانی عقلمحور آگاه است که تولید فناوریهای پیشرفته، نیازمند توسعهی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی و حفظ نخبگان است، نه گسترش حوزههای علمیه، مجالس مداحی و ترویج خرافه.
@kazemizamharir
.➖➖➖
#سیاست #حکومت_اسلامی #ایران
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا این پایان کار است؟ (+)
— روایت ۱۲ روز مناقشه تمامعیار و در نهایت آتشبسی شکننده
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
🔸به گفته دکتر مطهرنیا، آتشبس اخیر یک حرکت تاکتیکی در چارچوب "جنگ پنهان" آمریکا علیه ایران است و نباید آن را پایان ماجرا دانست. آتشبس اخیر، نه یک میانجیگری ساده، بلکه نمایشی از قدرت آمریکا و تلاش ترامپ برای کنترل هر دو طرف و تثبیت ابرقدرتی ایالات متحده است. این آتشبس نوعی پدرسالاری بینالمللی از سوی ترامپ را به نمایش میگذارد.
🔸دکتر مطهرنیا معتقد است که هدف نهایی ترامپ، تغییر رژیم در تهران است، اما این تغییر لزوماً به معنای تغییر شکل ظاهری حکومت نیست، بلکه میتواند تغییر محتوایی با حفظ ظاهر باشد.
🔸به باور دکتر مطهرنیا، ریزش در بین طرفداران جمهوری اسلامی از مدتها پیش آغاز شده و اکنون به لایههای عمیقتر و ایدئولوژیک رسیده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— روایت ۱۲ روز مناقشه تمامعیار و در نهایت آتشبسی شکننده
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
🔸به گفته دکتر مطهرنیا، آتشبس اخیر یک حرکت تاکتیکی در چارچوب "جنگ پنهان" آمریکا علیه ایران است و نباید آن را پایان ماجرا دانست. آتشبس اخیر، نه یک میانجیگری ساده، بلکه نمایشی از قدرت آمریکا و تلاش ترامپ برای کنترل هر دو طرف و تثبیت ابرقدرتی ایالات متحده است. این آتشبس نوعی پدرسالاری بینالمللی از سوی ترامپ را به نمایش میگذارد.
🔸دکتر مطهرنیا معتقد است که هدف نهایی ترامپ، تغییر رژیم در تهران است، اما این تغییر لزوماً به معنای تغییر شکل ظاهری حکومت نیست، بلکه میتواند تغییر محتوایی با حفظ ظاهر باشد.
🔸به باور دکتر مطهرنیا، ریزش در بین طرفداران جمهوری اسلامی از مدتها پیش آغاز شده و اکنون به لایههای عمیقتر و ایدئولوژیک رسیده است.
📻 سرنوشت ایران بانو در هفتههای آینده
📻 روایت اینروزهای سیاهِ ایرانبانو
📻 دربارۀ «آیین قدرت» و آیندۀ ایران
📺 وضعیت کنونی محصول چیست؟
📺 تحلیل مذاکرات در سایۀ تحرکات نظامی
📺 توافقِ اجباری
.
#سیاست #ایران #بینالملل#حکومت_اسلامی #منافع_ملی #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آیا این پایان کار است؟
@Naqdagin
🎧 آیا این پایان کار است؟ (+)
— روایت ۱۲ روز مناقشه تمامعیار و در نهایت آتشبسی شکننده
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
⌚️ فهرست زمانی - اهم مطالب:
00:12 - مقدمه و تحولات اخیر
04:05 - مکعب اقدام ترامپ (دور اول و دور دوم ریاست جمهوری)
08:24 - تحلیل آتشبس اخیر
13:36 - انتقادات به آتشبس از هر دو سو
16:28 - بحران بقا برای گفتمان انقلابی
24:33 - هدف نهایی ترامپ؛ تغییر رژیم در تهران
27:31 - جداسازی مردم ایران از حکومت توسط آمریکا
51:39 - آتشبس تاکتیکی و جنگ پنهان
54:15 - آینده ایران و لزوم احیای شکوه و عظمت ایران
01:17:36 - ریزش در اردوگاه طرفداران جمهوری اسلامی
01:22:06 - فایل صوتی واشنگتن پست و جنگ روانی
01:26:54 - پیشبینی آینده و لزوم خردورزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— روایت ۱۲ روز مناقشه تمامعیار و در نهایت آتشبسی شکننده
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
⌚️ فهرست زمانی - اهم مطالب:
00:12 - مقدمه و تحولات اخیر
04:05 - مکعب اقدام ترامپ (دور اول و دور دوم ریاست جمهوری)
08:24 - تحلیل آتشبس اخیر
13:36 - انتقادات به آتشبس از هر دو سو
16:28 - بحران بقا برای گفتمان انقلابی
24:33 - هدف نهایی ترامپ؛ تغییر رژیم در تهران
27:31 - جداسازی مردم ایران از حکومت توسط آمریکا
51:39 - آتشبس تاکتیکی و جنگ پنهان
54:15 - آینده ایران و لزوم احیای شکوه و عظمت ایران
01:17:36 - ریزش در اردوگاه طرفداران جمهوری اسلامی
01:22:06 - فایل صوتی واشنگتن پست و جنگ روانی
01:26:54 - پیشبینی آینده و لزوم خردورزی
.
#سیاست #ایران #بینالملل#حکومت_اسلامی #منافع_ملی #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘زِر زدن تا مرزِ تباهی
— دهانِ پُر مُشت و مَغزِ تهی: وقتی «چکش» خدا میشود
✍🏻 #اصغر_حکمتیار
🧠 یکی از بهترین ضربالمثلهای دوران مدرن گفتۀ مایک تایسون بوکسور آمریکاییست که عقل خوبی دارد، ولی دکتری مدیریت استراتژیک ندارد:
🔨 یکی دیگر از ضربالمثلهای خوب آمریکایی:
🔺 یعنی افراد همه مشکلات را با تنها ابزاری که دارند حل میکنند. مثلاً، کتابخوان همه چیزها را با ایدهورزی و خیال میخواهد حل کند. مهندس همه امور را ماشین و فرمان میداند. قاطرچی فقط با مشت و لگد آشناست. «اقتصاددان» اقتصادورزی میکند و برای همهچیز بساط چرتکهبازی مصنوعی راه میاندازد. مارمولک همه مسایل را از طریق لیزیدن، و مشاور مدیریت همه مسایل را با بافتن چهارتا اراجیف مسخره و کلیگویی حل می کند. از نظر فقیه همه حقیقت جهان در رساله عملیه حل میشود و جز چهارتا مساله فقهی، حقیقتی و مشکلی وجود ندارد و همه چیز در احکام فقه خلاصه می شود:
⛓️ بخش بزرگی از جامعه چسناله و چسنوا را بعنوان سلاح و تکیهگاهِ اصلی خود انتخاب کردهاست. واضح است که در برخورد با مشکلات به چسناله فرار میکنند. الواط و اشرار، از جمله سرداران مفتخورِ سپاه راهحل هر چیزی را در شر به پا کردن، و هارت و پورتِ بعدش میدانند؛ تنها کاری که خوب بلدند.
📢 عنقلابی هم که تنها هنرش خطابه و شعر و شعار و رهنمون است، همه مسایل را از دریچه زر-زدن و شعار نگاه میکند. فلان مشکل چرا وجود دارد؟ لابد کسی نبوده راجع به آن زر بزند و وعظ کند و افراد را تهییج کند. گفتیم که تنها نقطه قوت عنقلابیونِ زبانآور بادآفرین نسبت به شاه آن بود که بهتر و بیشتر زر میزدند و لفاظی میکردند و شعار میدادند، و تودهگردانی می کردند و این خلا درونی را معادل دانستن یا بهتر بودن میدانستند. مثال: عبدالکریم سروش.
👳🏿♂️در ضمن فقط مسالۀ سیاسی هم نیست. مثلا آخوندی مشاور خانواده شده، چون بلد است چهارتا حرف کلی و موعظه کند، این را با مشورت بدردبخور اشتباه میگیرد. آخه آخوند، ولکن بابا! تو کارت ادارۀ مملکت یا حتی ادارۀ یک رستوران نیست. تو کارَت مشاورۀ تخصصی خانواده هم نیست. تو را در هجده سالگی زن دادند. در یک محیط متصلب زندگی کردی و از فرهنگ و هنر هم چیزی نمیدانی و یکبار هم برای خودت نرقصیدی. تجربهات محدود بوده. پس چه مشاورهای؟ «مشورت» و «موعظه» یک چیز نیستند و هر کدام جای خود را دارند. حالا تازه این مسایل زناشویی است. امور اتمی و سدسازی و بانک که دیگر هیچ! زر محض میشود.
👄 و البته مشکل ایرانی اینجاست که قبول نمیکند که مشکلی دارد: زر-زدن معادل دانستن نیست، شعار دادن مترادف جرات نیست و چس نالیدن معادل …. راستش نمیدانم قرار است معادل چه باشد، گفتگو؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anti_hypocrisy
— دهانِ پُر مُشت و مَغزِ تهی: وقتی «چکش» خدا میشود
✍🏻 #اصغر_حکمتیار
🧠 یکی از بهترین ضربالمثلهای دوران مدرن گفتۀ مایک تایسون بوکسور آمریکاییست که عقل خوبی دارد، ولی دکتری مدیریت استراتژیک ندارد:
«هرکسی برای خودش نقشه ای داره، قبل از این که مشت به دهانش بخوره».
“Everyone has a plan until they get punched in the mouth.”
🔨 یکی دیگر از ضربالمثلهای خوب آمریکایی:
وقتی تنها چیزی که داری یک چکش است، همه چیز میخ به نظر میرسد!
🔺 یعنی افراد همه مشکلات را با تنها ابزاری که دارند حل میکنند. مثلاً، کتابخوان همه چیزها را با ایدهورزی و خیال میخواهد حل کند. مهندس همه امور را ماشین و فرمان میداند. قاطرچی فقط با مشت و لگد آشناست. «اقتصاددان» اقتصادورزی میکند و برای همهچیز بساط چرتکهبازی مصنوعی راه میاندازد. مارمولک همه مسایل را از طریق لیزیدن، و مشاور مدیریت همه مسایل را با بافتن چهارتا اراجیف مسخره و کلیگویی حل می کند. از نظر فقیه همه حقیقت جهان در رساله عملیه حل میشود و جز چهارتا مساله فقهی، حقیقتی و مشکلی وجود ندارد و همه چیز در احکام فقه خلاصه می شود:
«اسلام برای همه چیز فقه دارد. دکان ما پر از جنس جور است!».
⛓️ بخش بزرگی از جامعه چسناله و چسنوا را بعنوان سلاح و تکیهگاهِ اصلی خود انتخاب کردهاست. واضح است که در برخورد با مشکلات به چسناله فرار میکنند. الواط و اشرار، از جمله سرداران مفتخورِ سپاه راهحل هر چیزی را در شر به پا کردن، و هارت و پورتِ بعدش میدانند؛ تنها کاری که خوب بلدند.
📢 عنقلابی هم که تنها هنرش خطابه و شعر و شعار و رهنمون است، همه مسایل را از دریچه زر-زدن و شعار نگاه میکند. فلان مشکل چرا وجود دارد؟ لابد کسی نبوده راجع به آن زر بزند و وعظ کند و افراد را تهییج کند. گفتیم که تنها نقطه قوت عنقلابیونِ زبانآور بادآفرین نسبت به شاه آن بود که بهتر و بیشتر زر میزدند و لفاظی میکردند و شعار میدادند، و تودهگردانی می کردند و این خلا درونی را معادل دانستن یا بهتر بودن میدانستند. مثال: عبدالکریم سروش.
👳🏿♂️در ضمن فقط مسالۀ سیاسی هم نیست. مثلا آخوندی مشاور خانواده شده، چون بلد است چهارتا حرف کلی و موعظه کند، این را با مشورت بدردبخور اشتباه میگیرد. آخه آخوند، ولکن بابا! تو کارت ادارۀ مملکت یا حتی ادارۀ یک رستوران نیست. تو کارَت مشاورۀ تخصصی خانواده هم نیست. تو را در هجده سالگی زن دادند. در یک محیط متصلب زندگی کردی و از فرهنگ و هنر هم چیزی نمیدانی و یکبار هم برای خودت نرقصیدی. تجربهات محدود بوده. پس چه مشاورهای؟ «مشورت» و «موعظه» یک چیز نیستند و هر کدام جای خود را دارند. حالا تازه این مسایل زناشویی است. امور اتمی و سدسازی و بانک که دیگر هیچ! زر محض میشود.
«وقتی تنها چیزی که داری یک چکش است، همه چیز میخ به نظر میرسد!».
👄 و البته مشکل ایرانی اینجاست که قبول نمیکند که مشکلی دارد: زر-زدن معادل دانستن نیست، شعار دادن مترادف جرات نیست و چس نالیدن معادل …. راستش نمیدانم قرار است معادل چه باشد، گفتگو؟
📕درسهایی «برای نیآموختن»
📕صحتسنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی (نیابتیها یا نیروی هوایی؟)
📉 هزینهای که میتوانست قدرتساز باشد
📕بحران جدید، راهحلهای قدیمی
.
#حکومت_اسلامی #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anti_hypocrisy
Telegram
نقدآگین
📘درسهایی «برای نیاموختن»
🔸جنگ کوتاه ایران ۹۰ میلیونی با اسراییل ۱۰ میلیونی و پیروزی مطلق اسراییل در این جنگ بهخوبی نشون داد جمعیت زیاد مثل دوران قدیم عاملی تعیینکننده برای پیروزی در جنگها نیست. یک جمعیت کم اما مقتدر و مسلح به سلاحهای روز دنیا، بهمراتب از یک جمعیت زیاد اما دست خالی قویتره. پس تبلیغ افزایش جمعیت بعنوان یک عامل ایجاد امنیت یا بازدارندگی دفاعی، اساسا استدلال غلط و گمراه کنندهایه.
✍🏻 #مهدی
@zehnejostejugar
🔸از اصلیترین درسهای این جنگ، اثبات عملیِ اشتباه بودن و خطرناکی یکی از ایدههای محوری جمهوری اسلامیه: ایدهی ارجحیت تقوا (تعهد/اعتقاد) بر تخصص. نگاه کنید به میزان خجالتآور نفوذ و جاسوسی در عمیقترین لایههای مربوط به اطلاعات امنیتی و نظامی کشور که تو این ۱۲ روز اثراتش رو دیدیم.
✍🏻 #صدرا_محقق
@mohem_mat
🏁من فکر میکنم در تاریخ هیچ جنگی هیچ کشوری این تعداد ژنرال از دست نداده حالا از مدتش که چند روز بوده بگذریم.
🔻نکته مهم این ماجرا این است که اکثر این افراد در پایتخت کشته شدند و اصلاً در خط مستقیم نبرد نبودند. چه چیزی باعث شد که ما به چنین وضعیتی بیفتیم ؟
1️⃣ بدون هیچ شک و تردیدی رخنه اطلاعاتی که ابعاد آن واقعاً قابل گفتن نیست چون این افراد تک تک ترور شدند
2️⃣ برتری هوایی دست دشمن بود و در کنار برتری اطلاعاتی میتوانست هر زمان و هرجا فرماندهان ما را کشف و شهید کند
🔺این نشان دهنده نیاز به بازنگری کلی در رویکرد حاکمیت تقریباً نسبت به تمامی موارد امنیتی و نظامی و حتی حکمرانی خود دارد
✍🏻 #جنگاوران
@jangaavaran1390
🔸واسه درک وضعیت استثنایی امروز باید بدونید که تو جنگ جهانی دوم، ارتش متفقین ۵ سال جنگید، ۱۵ میلیون سرباز و فرماندهش کشته شد، ۵ میلیون سرباز و فرمانده میانی و عالی رتبه آلمان رو کشت تا بالاخره تونست به نفرات اصلی ارتش آلمان و حزب نازی مثل هیملر، گورینگ، گوبلز و کایتل دست پیدا کنه. حالا اینجا یه سرباز صفر از دو طرف خش روش نیافتاده همهٔ بالاترین فرماندهان اصلی جمهوری اسلامی کشته شدن!
✍🏻 #رشنالیست
@Rationalisti1
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸جنگ کوتاه ایران ۹۰ میلیونی با اسراییل ۱۰ میلیونی و پیروزی مطلق اسراییل در این جنگ بهخوبی نشون داد جمعیت زیاد مثل دوران قدیم عاملی تعیینکننده برای پیروزی در جنگها نیست. یک جمعیت کم اما مقتدر و مسلح به سلاحهای روز دنیا، بهمراتب از یک جمعیت زیاد اما دست خالی قویتره. پس تبلیغ افزایش جمعیت بعنوان یک عامل ایجاد امنیت یا بازدارندگی دفاعی، اساسا استدلال غلط و گمراه کنندهایه.
✍🏻 #مهدی
@zehnejostejugar
🔸از اصلیترین درسهای این جنگ، اثبات عملیِ اشتباه بودن و خطرناکی یکی از ایدههای محوری جمهوری اسلامیه: ایدهی ارجحیت تقوا (تعهد/اعتقاد) بر تخصص. نگاه کنید به میزان خجالتآور نفوذ و جاسوسی در عمیقترین لایههای مربوط به اطلاعات امنیتی و نظامی کشور که تو این ۱۲ روز اثراتش رو دیدیم.
✍🏻 #صدرا_محقق
@mohem_mat
🏁من فکر میکنم در تاریخ هیچ جنگی هیچ کشوری این تعداد ژنرال از دست نداده حالا از مدتش که چند روز بوده بگذریم.
🔻نکته مهم این ماجرا این است که اکثر این افراد در پایتخت کشته شدند و اصلاً در خط مستقیم نبرد نبودند. چه چیزی باعث شد که ما به چنین وضعیتی بیفتیم ؟
1️⃣ بدون هیچ شک و تردیدی رخنه اطلاعاتی که ابعاد آن واقعاً قابل گفتن نیست چون این افراد تک تک ترور شدند
2️⃣ برتری هوایی دست دشمن بود و در کنار برتری اطلاعاتی میتوانست هر زمان و هرجا فرماندهان ما را کشف و شهید کند
🔺این نشان دهنده نیاز به بازنگری کلی در رویکرد حاکمیت تقریباً نسبت به تمامی موارد امنیتی و نظامی و حتی حکمرانی خود دارد
✍🏻 #جنگاوران
@jangaavaran1390
🔸واسه درک وضعیت استثنایی امروز باید بدونید که تو جنگ جهانی دوم، ارتش متفقین ۵ سال جنگید، ۱۵ میلیون سرباز و فرماندهش کشته شد، ۵ میلیون سرباز و فرمانده میانی و عالی رتبه آلمان رو کشت تا بالاخره تونست به نفرات اصلی ارتش آلمان و حزب نازی مثل هیملر، گورینگ، گوبلز و کایتل دست پیدا کنه. حالا اینجا یه سرباز صفر از دو طرف خش روش نیافتاده همهٔ بالاترین فرماندهان اصلی جمهوری اسلامی کشته شدن!
✍🏻 #رشنالیست
@Rationalisti1
📕در کاربست عقل و علم در سیاس
📉 هزینهای که میتوانست قدرتساز باشد
📕صحتسنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی (نیابتیها یا نیروی هوایی؟)
🔨 وقتی «چکش» خدا میشود
📕بحران جدید، راهحلهای قدیمی
.
#نظامی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin