Telegram
attach 📎
📘نقدی بر مواضعِ رامین کامران
— چرا "تحلیلسیاسی" علم نیست بلکه "خطابیات" است؟
(۲/۲)
✍🏻#علی_صاحبالحواشی
۳) معتقد نیستم که اسرائیل درصدد تصرف سرزمینی است؛ بهنظر من اسرائیل بسیار عاقلتر از آن است که خواهان این "ناممکن" باشد. همین یک بندانگشتی را که "تصرفواشغال" کرده است، هنوز بعد از هفتاد سال از مصائبش خلاصی نیافته است! وانگهی نقطه قوت اسرائیل "خاک" نیست، علم و فناوری است، که هیچ موجودیتِ غربآسیایی در اینزمینه به گردِ او نمیرسد. اسرائیل بسی بیش از صادرات نفت ایران، صادرات نرمافزار دارد، الباقی صادراتش بهکنار!
۴) درست برخلاف ایستار آقای کامران، من معتقدم که در نظر به تعارض تاریخی فرهنگیِ دیرپا و همچنان برقرارِ "ایران" با اعراب، اسرائیل و ایران متحدان بالقوه هم در منطقه غربآسیا هستند، چنانکه در زمان پهلوی دوم نیز زیرجُلَکی چنین بودند.
🍂 تعاملات دیرین فرهنگی/ایدئولوژیک بین پدیده ایران و "یهودیت" از جمله پیوندهایی است که در سمت اسرائیلی بسی بیش از سمت ایرانی دانسته و فهمیده است؛ و مسئله نیز بسی ورای کوروش هخامنشی است، بلکه شامل "تلمود بابلی" و نفوذ انگاره "معاد" از آئین مزدیسنایی به درون بخشهایی از یهودیت و پیدایی نحلههای اشراقیِ مهجور تا رسمیتیافتهای چون "کابالا" در میان یهود است که همگی از اثرات "ایران" بر یهودیتاند، تاثیرپذیریهای خردهریز دیگر به کنار.
🍂 درپی جنگهای یهودیِ (Jewish Wars) قرناول میلادی که منجر به دیاسپورای جهانی یهود شد، یهودیان تقریباً در همهجای جهان با "نفرت" استقبال شدند یا بعداً مورد نفرت واقع شدند، الا در ایران!
البته در سواحل غربی شبهقاره هند هم با نفرت تحویل گرفته نشده و بعداً نیز منفور نگشتند، ولی یهودیان آنجا بقدری اندکشمار بودند که هرگز در حساب نمیآمدند و امروز بکلی ناموجودند چون همگی به اسرائیل و آمریکا کوچیدهاند. ولی در صفحات غربی و مرکزی و جنوبی ایران، ما اقلیتهای پرشمار و بهلحاظ مالی بسیار قدرتمندی از یهودیان داشتهایم که ابداً مورد انزجار ایرانیان نبودند، بلکه در ایرانیت کاملا "خودی" تلقی میشدند. سوایِ ایران، (و هند که در حساب نیست)، یهودیان در آناتولی و اندولوسیای مسلمان هم مورد انزجار قرار نگرفتند که امروز دیگر اندولوسیایش موضوعیت ندارد. منتها سابقه حضور پرشمار یهودیان در ایران بسیار کهنتر از حضور آنان در آناتولی است. بنابراین، در خاطره جمعی یهود، "ایران" سرزمین امن و پذیرا دانسته و تثبیت شد؛ داوریی که بجز از نیمقرناخیر بنیادگرایی امامیه، کاملاً مطابق واقع هم بود.
🍂 بنابراین صورتبندی دشمنانهای که آقای کامران از احساس "یهود" به "ایران" عرضه میدارند تا در آن گویِ هراس از تجزیه ایران توسط اسرائیل را بغلطانند، از بیخ انطباقی با واقعیتهای موجود سیاسی و رگوریشههای فرهنگیتمدنی ندارد.
🍂 بنابراین هویتفکریِ سوسیالدمکراتِ "جبههملیِ" آقای کامران، این "تحلیلسیاسی" را صورتبندی میکند که در فاهمه من که سوسیالدمکراتِ ملی هستم اما برخلاف ایشان "ضدامپریالیست" نیستم و ملیگراییام هم "انزواجویانه" نیست، نمینشیند.
🍂 اینکه حق با ایشان است، یا با من است، یا با هیچکدام از ما دو نیست بلکه با دیگریست، امر مبهمی است چون "تحلیلسیاسی" علم نیست بلکه خطابیاتی پیشاپارادایمی است که گفتگوی گویندگانِ گوناگونش مصداق "ترغیب و تحریض" همدیگر میشود، نه استدلال و اقناع.
🍂 وقتی اصول مشترکی (پارادایم واحد) نباشد، سخن لاجرم rhetoric میشود. از اینروست که هرگونه "تحلیلسیاسی" در بنیاد "استدلال" نیست، "جورچین"ای است منطبق بر "اصولپایهای" باورشده، و معطوف به بازگویی همان اصول پایهای؛ یعنی خطابه است، و نه بیشتر.
@sahebolhavashi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا "تحلیلسیاسی" علم نیست بلکه "خطابیات" است؟
(۲/۲)
✍🏻#علی_صاحبالحواشی
۳) معتقد نیستم که اسرائیل درصدد تصرف سرزمینی است؛ بهنظر من اسرائیل بسیار عاقلتر از آن است که خواهان این "ناممکن" باشد. همین یک بندانگشتی را که "تصرفواشغال" کرده است، هنوز بعد از هفتاد سال از مصائبش خلاصی نیافته است! وانگهی نقطه قوت اسرائیل "خاک" نیست، علم و فناوری است، که هیچ موجودیتِ غربآسیایی در اینزمینه به گردِ او نمیرسد. اسرائیل بسی بیش از صادرات نفت ایران، صادرات نرمافزار دارد، الباقی صادراتش بهکنار!
۴) درست برخلاف ایستار آقای کامران، من معتقدم که در نظر به تعارض تاریخی فرهنگیِ دیرپا و همچنان برقرارِ "ایران" با اعراب، اسرائیل و ایران متحدان بالقوه هم در منطقه غربآسیا هستند، چنانکه در زمان پهلوی دوم نیز زیرجُلَکی چنین بودند.
🍂 تعاملات دیرین فرهنگی/ایدئولوژیک بین پدیده ایران و "یهودیت" از جمله پیوندهایی است که در سمت اسرائیلی بسی بیش از سمت ایرانی دانسته و فهمیده است؛ و مسئله نیز بسی ورای کوروش هخامنشی است، بلکه شامل "تلمود بابلی" و نفوذ انگاره "معاد" از آئین مزدیسنایی به درون بخشهایی از یهودیت و پیدایی نحلههای اشراقیِ مهجور تا رسمیتیافتهای چون "کابالا" در میان یهود است که همگی از اثرات "ایران" بر یهودیتاند، تاثیرپذیریهای خردهریز دیگر به کنار.
🍂 درپی جنگهای یهودیِ (Jewish Wars) قرناول میلادی که منجر به دیاسپورای جهانی یهود شد، یهودیان تقریباً در همهجای جهان با "نفرت" استقبال شدند یا بعداً مورد نفرت واقع شدند، الا در ایران!
البته در سواحل غربی شبهقاره هند هم با نفرت تحویل گرفته نشده و بعداً نیز منفور نگشتند، ولی یهودیان آنجا بقدری اندکشمار بودند که هرگز در حساب نمیآمدند و امروز بکلی ناموجودند چون همگی به اسرائیل و آمریکا کوچیدهاند. ولی در صفحات غربی و مرکزی و جنوبی ایران، ما اقلیتهای پرشمار و بهلحاظ مالی بسیار قدرتمندی از یهودیان داشتهایم که ابداً مورد انزجار ایرانیان نبودند، بلکه در ایرانیت کاملا "خودی" تلقی میشدند. سوایِ ایران، (و هند که در حساب نیست)، یهودیان در آناتولی و اندولوسیای مسلمان هم مورد انزجار قرار نگرفتند که امروز دیگر اندولوسیایش موضوعیت ندارد. منتها سابقه حضور پرشمار یهودیان در ایران بسیار کهنتر از حضور آنان در آناتولی است. بنابراین، در خاطره جمعی یهود، "ایران" سرزمین امن و پذیرا دانسته و تثبیت شد؛ داوریی که بجز از نیمقرناخیر بنیادگرایی امامیه، کاملاً مطابق واقع هم بود.
🍂 بنابراین صورتبندی دشمنانهای که آقای کامران از احساس "یهود" به "ایران" عرضه میدارند تا در آن گویِ هراس از تجزیه ایران توسط اسرائیل را بغلطانند، از بیخ انطباقی با واقعیتهای موجود سیاسی و رگوریشههای فرهنگیتمدنی ندارد.
🍂 بنابراین هویتفکریِ سوسیالدمکراتِ "جبههملیِ" آقای کامران، این "تحلیلسیاسی" را صورتبندی میکند که در فاهمه من که سوسیالدمکراتِ ملی هستم اما برخلاف ایشان "ضدامپریالیست" نیستم و ملیگراییام هم "انزواجویانه" نیست، نمینشیند.
🍂 اینکه حق با ایشان است، یا با من است، یا با هیچکدام از ما دو نیست بلکه با دیگریست، امر مبهمی است چون "تحلیلسیاسی" علم نیست بلکه خطابیاتی پیشاپارادایمی است که گفتگوی گویندگانِ گوناگونش مصداق "ترغیب و تحریض" همدیگر میشود، نه استدلال و اقناع.
🍂 وقتی اصول مشترکی (پارادایم واحد) نباشد، سخن لاجرم rhetoric میشود. از اینروست که هرگونه "تحلیلسیاسی" در بنیاد "استدلال" نیست، "جورچین"ای است منطبق بر "اصولپایهای" باورشده، و معطوف به بازگویی همان اصول پایهای؛ یعنی خطابه است، و نه بیشتر.
@sahebolhavashi
🔻غربستیزی
📕شورشی علیه مدرنیته
📕تاریخچۀ غربستیزی در اصطلاحِ خودساختۀ «تهاجم فرهنگی»
📕بنبست گفتمانی اصلاحطلبان؟
📕غربزدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
📺 آیندۀ ایران: نقد اصلاحطلبان
👔 اگر کراوات آزاد بود!
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📕خصومت با غرب و آمریکا به چه قیمتی؟
📕ستیز با جهان مدرن
📕روشنفکران قفسساز
📕در غرب، بشری وجود ندارد. ما اَنیشتن رو هم حشرهای بیش نمیدانیم
📕غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه
📕«غربستیزی» در کانالِ «یهودستیزی» جمهوری اسلامی و ایرانیان
📺 عللِ افولِ سنتگرایان
📺 «غربستیزی سنتگرایان»
📺 روانکاوی «غربستیزی سنتگرایان»
📻سید قطب که بود؟
.
#اپوزیشنقد #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 راز زندگی عیسی مسیح (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 ۸ دلیل مبنی بر اینکه مسیح یک «اختراع سیاسی» بود
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕زیباییشناسیِ گناه
📺 از کشیشی پرشور تا بیخدایی قاطع
📕"دین" در "تاریخ" نیست، در خیال انسان است!
📕چرا اسلام پسرفتی اساسی نسبت به مسیحت بودهاست؟
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📺 مؤلفان قرآن (عیسی و انجیل شهادتی بر عدم وحی)
📺 انجیل خرافی/بیاعتبار توماس و خلق پرنده در کودکی
📺 ابراکساس (Abraxas) و گنوسیسم
🔻موسی زیر ذرهبین
📻 اثری از موسی و قصص یهودی در مصر یافت نشده
📻 افسانۀ موسی و فرعونِ ستمگر
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
📻 پادشاهانِ کاغذی؟ موسی، داوود، سلیمان: حاکمانی در متون مقدس یا تاریخ؟
.
#نقد_ادیان#نقد_مسیحیت #مسیحیت #تاریخ_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ۸ دلیل بر «اختراع سیاسی» بودن مسیح
🔻این ویدیو روایت سنتی از عیسی را به چالش میکشد و استدلال میکند که مسیحی که ما میشناسیم، یک شخصیت تاریخی نبوده، بلکه یک نماد سیاسی ساختهشده توسط امپراتوری روم برای کنترل اجتماعی و سرکوب شورشها بود. این داستان، نه برای حقیقت معنوی، بلکه با دقت برای کنترل اجتماعی طراحی شدهاست.
۱. فقدان شواهد معاصر رومی
هیچ سابقه معاصر رومی وجود ندارد که وجود عیسی را تأیید کند. با وجود اینکه امپراتوری روم بدقت رویدادها را ثبت میکرد، هیچ اشارهای به مردی که ادعا میشود معجزاتی انجام داده، هزاران پیرو داشته، و توسط حکومت اعدام شده، وجود ندارد. این سکوتِ تاریخی، بلندتر از هر کلامیست و نشان میدهد که چیزی برای گفتن وجود نداشته. حتی مورخان رومی که مسیحیان اغلب به آنها استناد میکنند، سالها پس از مرگ عیسی به او اشاره کردهاند و گزارشهای آنها بر اساس شنیدهها و نه مشاهدات شخصیست.
۲. سرقت ادبی از اسطورههای باستانی
🔻داستان عیسی شباهتهای عجیبی به خدایان باستانی دارد که صدها یا هزاران سال پیش از او وجود داشتهاند.
▪️میترا: این خدای ایرانی که در سراسر امپراتوری روم پرستش میشد، در ۲۵ دسامبر از باکرهای متولد شد، ۱۲ پیرو داشت، معجزه میکرد، برای گناهان بشر مرد و دوباره زنده شد.
▪️هوروس: این خدای مصری از باکرهای به نام ایزیس متولد شد، ستارهای تولد او را اعلام کرد، ۱۲ شاگرد داشت و پس از مرگ دوباره زنده شد.
▪️دیونیسوس: این خدای یونانی شراب، از پدری الهی و مادری فانی متولد شد و آب را به شراب تبدیل کرد.
🔺سازندگان مسیحیت اولیه، بجای خلق یک زندگینامه، طرحی از این اسطورههای کهن را قرض گرفتند تا داستانی بسازند که بلافاصله برای جمعیتی که با این اساطیر آشنا بودند، قابل درک و جذاب باشد.
۳. غیبت عیسی در نامههای پولس
اولین نوشتههای مسیحی از پولس هستند، اما او هرگز با عیسی ملاقات نکرده و از آموزهها یا معجزات او نقل قول نمیکند. در واقع، پولس از عیسی بعنوان یک «مسیح عرفانی» صحبت میکند که از طریق رویاها بر او مکشوف شده، نه یک مرد تاریخی که در میان مردم زندگی کرده است. این امر نشان میدهد که مسیحیت اولیه نه بر اساس یک شخصیت تاریخی، بلکه بر پایه یک ایده ماوراءالطبیعه بنا شده است.
۴. انجیلهای متناقض و ساختگی
انجیلها توسط شاهدان عینی نوشته نشدهاند، بلکه توسط نویسندگان ناشناس و دهها سال پس از مرگ ادعایی عیسی، به نگارش درآمدهاند. این انجیلها در نقاط حیاتی مانند ترتیب رویدادها، نام افراد و حتی آخرین کلمات عیسی، با یکدیگر تناقض دارند. این متون نه یک سند تاریخی، بلکه «اهداف الهیاتی رقیب» هستند که برای تقویت یک باور و نه ثبت واقعیت نوشته شدهاند.
۵. خنثی کردن شورش
منطقه یهودیه در زمان عیسی، پر از شورش و مقاومت علیه روم بود. یهودیان منتظر یک مسیح جنگجو بودند که آنها را از ظلم رومیان آزاد کند. در این شرایط، داستان یک مسیح صلحطلب که میگوید «گونه دیگرت را برگردان» و «مال قیصر را به قیصر بده»، دقیقاً در راستای منافع روم برای آرام کردن شورشیان بود. این داستان، روحیه انقلابی را خنثی کرد و مردم را به پذیرش رنجهای دنیوی در انتظار پاداش اخروی ترغیب کرد.
۶. جعل اسناد تاریخی
حتی بهترین شواهد تاریخی برای وجود عیسی، مانند نوشتههای فلاویوس ژوزفوس، توسط کاتبان مسیحی دستکاری شده است. بخشهایی از نوشتههای او که به عیسی اشاره میکند، به وضوح بعداً به آن افزوده شده است، زیرا ژوزفوس به عنوان یک مورخ یهودی که هرگز مسیحی نشد، هرگز چنین چیزهایی را نمینوشت. این جعلکاری نشان میدهد که بنیانگذاران مسیحیت اولیه، برای اثبات وجود عیسی، نیاز به ساختن شواهد داشتند.
۷. قدرتگیری مسیحیت با فرمان امپراتوری
مسیحیت نه با ایمان، بلکه با فرمان امپراتوری قدرت گرفت. امپراتور کنستانتین در سال ۳۲۵ میلادی، با برگزاری شورای نیقیه، مسیحیت را به یک پروژه دولتی برای اتحاد امپراتوری تبدیل کرد. در این شورا، اسقفها در مورد ماهیت عیسی بحث کردند و با اجماع سیاسی، او را به خدایی ارتقاء دادند. از آن لحظه، عیسی دیگر یک ایده معنوی نبود، بلکه یک دکترین رسمی بود که با قانون و خشونت ترویج میشد.
۸. حذف سیستماتیک نسخههای جایگزین
پیش از شورای نیقیه، مسیحیتهای متعددی وجود داشتند که هر کدام داستان متفاوتی از عیسی ارائه میدادند (برخی او را انسانی صرف و برخی روحی محض میدانستند). اما تمام این متون، مانند انجیل توماس یا مریم، توسط کلیسای رسمی به عنوان «بدعت» برچسب خورده و نابود شدند. آنچه باقی ماند، نه حقیقت، بلکه نسخه پیروزمندانه حقیقت بود؛ نسخهای که به کنترل امپراتوری کمک میکرد و اطاعت را مقدس و انقلاب را گناه میدانست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻این ویدیو روایت سنتی از عیسی را به چالش میکشد و استدلال میکند که مسیحی که ما میشناسیم، یک شخصیت تاریخی نبوده، بلکه یک نماد سیاسی ساختهشده توسط امپراتوری روم برای کنترل اجتماعی و سرکوب شورشها بود. این داستان، نه برای حقیقت معنوی، بلکه با دقت برای کنترل اجتماعی طراحی شدهاست.
۱. فقدان شواهد معاصر رومی
هیچ سابقه معاصر رومی وجود ندارد که وجود عیسی را تأیید کند. با وجود اینکه امپراتوری روم بدقت رویدادها را ثبت میکرد، هیچ اشارهای به مردی که ادعا میشود معجزاتی انجام داده، هزاران پیرو داشته، و توسط حکومت اعدام شده، وجود ندارد. این سکوتِ تاریخی، بلندتر از هر کلامیست و نشان میدهد که چیزی برای گفتن وجود نداشته. حتی مورخان رومی که مسیحیان اغلب به آنها استناد میکنند، سالها پس از مرگ عیسی به او اشاره کردهاند و گزارشهای آنها بر اساس شنیدهها و نه مشاهدات شخصیست.
۲. سرقت ادبی از اسطورههای باستانی
🔻داستان عیسی شباهتهای عجیبی به خدایان باستانی دارد که صدها یا هزاران سال پیش از او وجود داشتهاند.
▪️میترا: این خدای ایرانی که در سراسر امپراتوری روم پرستش میشد، در ۲۵ دسامبر از باکرهای متولد شد، ۱۲ پیرو داشت، معجزه میکرد، برای گناهان بشر مرد و دوباره زنده شد.
▪️هوروس: این خدای مصری از باکرهای به نام ایزیس متولد شد، ستارهای تولد او را اعلام کرد، ۱۲ شاگرد داشت و پس از مرگ دوباره زنده شد.
▪️دیونیسوس: این خدای یونانی شراب، از پدری الهی و مادری فانی متولد شد و آب را به شراب تبدیل کرد.
🔺سازندگان مسیحیت اولیه، بجای خلق یک زندگینامه، طرحی از این اسطورههای کهن را قرض گرفتند تا داستانی بسازند که بلافاصله برای جمعیتی که با این اساطیر آشنا بودند، قابل درک و جذاب باشد.
۳. غیبت عیسی در نامههای پولس
اولین نوشتههای مسیحی از پولس هستند، اما او هرگز با عیسی ملاقات نکرده و از آموزهها یا معجزات او نقل قول نمیکند. در واقع، پولس از عیسی بعنوان یک «مسیح عرفانی» صحبت میکند که از طریق رویاها بر او مکشوف شده، نه یک مرد تاریخی که در میان مردم زندگی کرده است. این امر نشان میدهد که مسیحیت اولیه نه بر اساس یک شخصیت تاریخی، بلکه بر پایه یک ایده ماوراءالطبیعه بنا شده است.
۴. انجیلهای متناقض و ساختگی
انجیلها توسط شاهدان عینی نوشته نشدهاند، بلکه توسط نویسندگان ناشناس و دهها سال پس از مرگ ادعایی عیسی، به نگارش درآمدهاند. این انجیلها در نقاط حیاتی مانند ترتیب رویدادها، نام افراد و حتی آخرین کلمات عیسی، با یکدیگر تناقض دارند. این متون نه یک سند تاریخی، بلکه «اهداف الهیاتی رقیب» هستند که برای تقویت یک باور و نه ثبت واقعیت نوشته شدهاند.
۵. خنثی کردن شورش
منطقه یهودیه در زمان عیسی، پر از شورش و مقاومت علیه روم بود. یهودیان منتظر یک مسیح جنگجو بودند که آنها را از ظلم رومیان آزاد کند. در این شرایط، داستان یک مسیح صلحطلب که میگوید «گونه دیگرت را برگردان» و «مال قیصر را به قیصر بده»، دقیقاً در راستای منافع روم برای آرام کردن شورشیان بود. این داستان، روحیه انقلابی را خنثی کرد و مردم را به پذیرش رنجهای دنیوی در انتظار پاداش اخروی ترغیب کرد.
۶. جعل اسناد تاریخی
حتی بهترین شواهد تاریخی برای وجود عیسی، مانند نوشتههای فلاویوس ژوزفوس، توسط کاتبان مسیحی دستکاری شده است. بخشهایی از نوشتههای او که به عیسی اشاره میکند، به وضوح بعداً به آن افزوده شده است، زیرا ژوزفوس به عنوان یک مورخ یهودی که هرگز مسیحی نشد، هرگز چنین چیزهایی را نمینوشت. این جعلکاری نشان میدهد که بنیانگذاران مسیحیت اولیه، برای اثبات وجود عیسی، نیاز به ساختن شواهد داشتند.
۷. قدرتگیری مسیحیت با فرمان امپراتوری
مسیحیت نه با ایمان، بلکه با فرمان امپراتوری قدرت گرفت. امپراتور کنستانتین در سال ۳۲۵ میلادی، با برگزاری شورای نیقیه، مسیحیت را به یک پروژه دولتی برای اتحاد امپراتوری تبدیل کرد. در این شورا، اسقفها در مورد ماهیت عیسی بحث کردند و با اجماع سیاسی، او را به خدایی ارتقاء دادند. از آن لحظه، عیسی دیگر یک ایده معنوی نبود، بلکه یک دکترین رسمی بود که با قانون و خشونت ترویج میشد.
۸. حذف سیستماتیک نسخههای جایگزین
پیش از شورای نیقیه، مسیحیتهای متعددی وجود داشتند که هر کدام داستان متفاوتی از عیسی ارائه میدادند (برخی او را انسانی صرف و برخی روحی محض میدانستند). اما تمام این متون، مانند انجیل توماس یا مریم، توسط کلیسای رسمی به عنوان «بدعت» برچسب خورده و نابود شدند. آنچه باقی ماند، نه حقیقت، بلکه نسخه پیروزمندانه حقیقت بود؛ نسخهای که به کنترل امپراتوری کمک میکرد و اطاعت را مقدس و انقلاب را گناه میدانست.
📺 راز زندگی عیسی مسیح
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📓پروژۀ محمدسازى ( یک | دو)
.
#نقد_مسیحیت #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خلاصه کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر»
— نویسنده : امیرحسین ترکاشوند (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نویسنده : امیرحسین ترکاشوند (+)
🔻امیرحسین ترکاشوند
📓کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر
📻 قرآن و انواع حجاب
📕کارکردِ «خِمار»
— روسری موضوعیت داشت یا طریقیت؟
📕صورتحسابِ جریمههای لایحه عفاف و حجاب برای عائلۀ امام هفتم
📺 شلیک به آرزو بدری و حجاب شرعی در عصر عصر پیامبر
📕حامیانِ «حجاب اجباری» طبق اسلام «سگان دوزخ»اند
— اسلامِ مصری یا اسلامِ «گوشت تلخِ» صفوی؟
📻 دربارۀ پوشش زنان هنگام ادای نماز
📕زنِ آوازخوانی که در قرن نخستِ اسلام میزیست
.
#زنان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر»
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
🔺در این کتاب تلاش داشتم تا خواننده را برای درک بهتر و ملموسِ سرگذشت حجاب و پوشیدگی در ماقبل و مابعد بعثت، با سفر در زمان، به مکه و مدینۀ چهارده قرن پیش ببَرم و ابتدا (علاوه بر شناسایی و توضیح تمام عناصر و پدیدههای مرتبط با پوشش و کاستیهای فوقالعادۀ هریک در آن عصر و مصر) تصویری از پوششِ ناچیز، محدودیتها و بیانگیزگی مردم در دوران جاهلیت را ترسیم کنم تا سپس خواننده با آن آگاهیها، انتظارات خود از تغییرات به وجود آمده از سوی اسلام (که به احکام و رهنمودهای صادره از قرآن و پیامبر گرامی معروف شد) را تعدیل کرده، آمادۀ شنیدن رهنمودهایی متناسب، متوازن و طبیعتاً حداقلی و ناظر به واقعیات شود.
🔺با این تبیین، تمام آن ذهنیّتهای حداکثری که در بارۀ شخصیّتها و مؤمنان عصر پیامبر داشتیم فرو میریزد. این البته تلاشی است که میتواند مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
حجاب و پوشش امری است که بیشترین درگیری ذهنی و مراقبت عملی را برای مؤمنان به وجود آورده است. نقش حجاب شرعی در زندگی روزمرۀ مسلمانان با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. ناگفته پیداست لزومِ این مراقبت در ایران، پس از استقرار نظام مبتنی بر احکام اسلامی دوچندان گردید.
اهمیت حجاب، از جمله ناشی از ذهنیّتی است که ما مسلمانان در مورد میزان پوشیدگی مؤمنانِ صدر اسلام و به ویژه پیشوایان داریم. تصوّر اکثر مسلمانان در بارۀ حجاب آنان معمولاً یکسان است. ما گمان میکنیم که رسولخدا، امامعلی و سایر صحابه دارای پوشش حدّاکثری بوده، و از آن مهمتر پوششِ همسران پیامبر، حضرت فاطمه و سایر بانوانِ آن زمان را سرتاسری دانسته و چه بسا اینان را همراه با روبند و یا پنهان در پس پرده تصوّر میکنیم.
حال پرسش این است که آیا به راستی آنان چنین بودند، آیا آنها آنگونه که ما فکر میکنیم بوده، و میزان حجاب و پوشیدگیشان مطابق با همان ذهنیّتی است که از ایشان داریم و تصویری که روزگار از آنها در ذهنمان حکّ کرده با واقعیّتشان یکسان است؟ آیا زنانشان دارای چادر، مقنعه، بلوز، مانتو، شلوار، دامن، و... بوده، و مردان از شورت، شلوار، زیرپیراهن، پیراهن و... استفاده میکردند؟
وجود چنین تصوّراتی ناشی از مقایسۀ حجاب و البسۀ رایج در عصر کنونی با وضعیّت حجاب و جامههای رایج در آن عصر، و نیز ناشی از مقایسۀ مؤمنان زمانِ خود با مؤمنان و شخصیّتهای آن روزگار است. امّا در پاسخ باید گفت که اینها همه فاقد صحّت است زیرا در آن زمان خبری از وجود "شورت، شلوار، دامن، زیرپیراهن، پیراهن، مانتو، مقنعه و چادر" نبود و علاوه بر آن حجاب در نزد پیامبر و مؤمنان صدر اسلام، در حدّی که اینک مطرح است به دین گره نخورده بود.
بنابراین میبایست به بازنگری در متون دینی پرداخت تا حجاب واقعیِ مؤمنان عصر پیامبر ،که برگرفته از آیات الهی و ارشادات نبوی بود، را استخراج کرد تا از رهگذر آن به درستی یا نادرستیِ ذهنیّتی که از حجاب آنان داریم برسیم و در نتیجه میزان پوشیدگی واقعی ایشان را به دست آوریم ( پیشگفتار در آغاز کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر).
🔺در این کتاب تلاش داشتم تا خواننده را برای درک بهتر و ملموسِ سرگذشت حجاب و پوشیدگی در ماقبل و مابعد بعثت، با سفر در زمان، به مکه و مدینۀ چهارده قرن پیش ببَرم و ابتدا (علاوه بر شناسایی و توضیح تمام عناصر و پدیدههای مرتبط با پوشش و کاستیهای فوقالعادۀ هریک در آن عصر و مصر) تصویری از پوششِ ناچیز، محدودیتها و بیانگیزگی مردم در دوران جاهلیت را ترسیم کنم تا سپس خواننده با آن آگاهیها، انتظارات خود از تغییرات به وجود آمده از سوی اسلام (که به احکام و رهنمودهای صادره از قرآن و پیامبر گرامی معروف شد) را تعدیل کرده، آمادۀ شنیدن رهنمودهایی متناسب، متوازن و طبیعتاً حداقلی و ناظر به واقعیات شود.
🔺با این تبیین، تمام آن ذهنیّتهای حداکثری که در بارۀ شخصیّتها و مؤمنان عصر پیامبر داشتیم فرو میریزد. این البته تلاشی است که میتواند مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد.
🔻امیرحسین ترکاشوند
📺 خلاصه کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر»
📻 قرآن و انواع حجاب
📕کارکردِ «خِمار»
— روسری موضوعیت داشت یا طریقیت؟
📕صورتحسابِ جریمههای لایحه عفاف و حجاب برای عائلۀ امام هفتم
📺 شلیک به آرزو بدری و حجاب شرعی در عصر عصر پیامبر
📕حامیانِ «حجاب اجباری» طبق اسلام «سگان دوزخ»اند
— اسلامِ مصری یا اسلامِ «گوشت تلخِ» صفوی؟
📻 دربارۀ پوشش زنان هنگام ادای نماز
📕زنِ آوازخوانی که در قرن نخستِ اسلام میزیست
.
#زنان #نقد_اسلام #بازنگری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 هزینۀ موفقیت رو داری با عزت نفست میدی (بدون اینکه بفهمی!) (source)
🔸یکی از این الگوهایی که امروزه مخصوصا توسط فضای مجازی قدرتنمایی میکنه : مفهوم خودتخریبی اعتماد به نفس هست. امروز به سراغ طرز تفکری رفتیم که ناخواسته شما رو مجبور میکنه خودتون رو کوچیک ببینید!
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
00:00 - چرا نباید به دیگران اعتماد کنیم
01:35 - مقایسه فلسفه هستیگرا با رواقیگری
04:20 - چرا اکثر آدمها توی هدفشون خودشون رو گم میکنن
07:05 - داستان جالب لئو تولستوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸یکی از این الگوهایی که امروزه مخصوصا توسط فضای مجازی قدرتنمایی میکنه : مفهوم خودتخریبی اعتماد به نفس هست. امروز به سراغ طرز تفکری رفتیم که ناخواسته شما رو مجبور میکنه خودتون رو کوچیک ببینید!
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
00:00 - چرا نباید به دیگران اعتماد کنیم
01:35 - مقایسه فلسفه هستیگرا با رواقیگری
04:20 - چرا اکثر آدمها توی هدفشون خودشون رو گم میکنن
07:05 - داستان جالب لئو تولستوی
.
#فلسفیدن #خودشناسی #زیستروان #رواقیگری #موفقیت #اگزیستانسیالیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا صادق زیباکلام در این شرایط سخنان تجزیهطلبانه را مطرح میکند؟
🎙#امید_دانا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امید_دانا
.
#استمرارطالبان #تجزیهطلبان #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📜 نقد تاریخی منشأ قرآن: فراتر از روایت سنتی
🔸در این ویدیو، #جی_اسمیت و محققی دیگر، به سنجشِ صحت روایات سنتی اسلامی در مورد شکلگیری قرآن میپردازند. این رویکرد، برخلاف باور عمومی که قرآن را کلامی وحی شده و دستنخورده از همان ابتدا میداند، به آن به عنوان سندی مینگرد که در طول زمان و در یک بستر تاریخی و سیاسی خاص، تدوین شده است.
⏱️ بستر تاریخی و سیاسی شکلگیری اسلام
🔸بسیاری از مورخان و پژوهشگران معتقدند که پایههای اسلام به شکلی که امروزه میشناسیم، در قرن هفتم میلادی، همزمان با ظهور خلافت اموی، شکل گرفت. این دوره شاهد جنگهای مداوم بین امپراتوریهای بیزانس و ساسانی بود که در نهایت، زمینههای ظهور یک قدرت جدید به نام خلافت عرب را فراهم کرد.
🔸در این میان، عبدالملک بن مروان (خلیفه از ۶۸۵ تا ۷۰۵ میلادی) نقشی محوری در تدوین ایدئولوژی این امپراتوری نوپا ایفا کرد. او برای ایجاد یک هویت متمایز و مستقل از ادیان و امپراتوریهای رقیب، اقدام به ساخت قبةالصخره در اورشلیم کرد و با ضرب سکههای جدید و حذف نمادهای مسیحی و ساسانی، نام پیامبر و یک هویت مذهبی جدید را تثبیت کرد. این اقدامات سیاسی، نیاز به یک کتاب مقدس را ضروری میساخت که مبانی نظری این هویت جدید را فراهم آورد.
📚 شواهد نسخهشناختی: تحلیل نسخ خطی اولیه
🔸بررسی نسخ خطی کهن قرآن، یکی از قویترین شواهد در این زمینه است. برخلاف روایتهای سنتی که زمان تدوین نهایی قرآن را به دوران خلیفه عثمان (۶۴۴-۶۵۶ میلادی) باز میگردانند، قدیمیترین نسخ خطی شناخته شده، مانند مصحف صنعاء و نسخههای بیرمنگام، به قرن هشتم و نهم میلادی تعلق دارند. این نسخهها نه تنها دارای تفاوتهای املایی و نگارشی با قرآن امروزی هستند، بلکه وجود متنهای زیرین (Palimpsests) در آنها، نشان از ویرایش و تغییرات بعدی دارد. به عنوان مثال، در نسخه صنعاء، متن زیرین فاقد برخی از عبارات و واژگانی است که در متن رویی و در قرآن کنونی وجود دارد. این شواهد نشان میدهد که متن قرآن در طی یک فرآیند تدریجی و نه یکباره، به شکل کنونی درآمده است.
🗣 شواهد زبانشناختی: واژگان وامگرفته شده و ابهامات متنی
🔸یکی از نقاط ضعف در روایت سنتی، وجود واژگان غیر عربی در متنی است که ۱۰ بار ادعا میکند کاملاً عربی است. بسیاری از کلمات کلیدی قرآن از زبانهای دیگر، بهویژه سریانی، وام گرفته شدهاند. این وامگیریها شامل واژگانی مانند:
▪️قرآن: از قریانا سریانی به معنای "کتاب دعای مذهبی" یا "متون مقدس"
▪️سوره: از سورتا سریانی به معنای "فصل"
▪️آیه: از آیاثا سریانی به معنای "نشانه"
▪️صلاة (نماز)، زکات، و حتی نام برخی از شخصیتها مانند عیسی (از ایسو سریانی).
🔺علاوه بر این، زبان عربی اولیه فاقد نقطهها و علائم تشدید (مانند حرکتها) بود، که موجب ابهام در خوانش متن میشد. یک کلمه بدون نقطهگذاری میتوانست چندین معنی مختلف داشته باشد. این ابهامات متنی و وجود واژگان وامگرفته شده، نشان میدهد که تدوینکنندگان قرآن از منابع موجود در زمان خود (بهویژه متون مذهبی سریانی و یهودی) استفاده کردهاند و نتوانستهاند متنی کاملاً منسجم و عاری از تأثیرات بیرونی ایجاد کنند.
🕌 منشأ داستانها و زندگینامهها
🔸داستانهای قرآنی در مورد پیامبران، به ویژه حضرت عیسی، شباهتهای چشمگیری با انجیلهای غیررسمی (اپوکریفا) و حکایات شفاهی رایج در میان مسیحیان و یهودیان منطقه دارد. برای مثال، روایت قرآن از معجزات عیسی در دوران کودکی (مانند صحبت کردن در گهواره یا ساخت پرنده از گل) دقیقاً در انجیل کودکی سریانی یافت میشود. این حکایات، که بخشی از ادبیات فولکلور مذهبی بودند، در قرآن گنجانده شدهاند.
🔸 علاوه بر این، زندگینامه پیامبر اسلام، که به ابن اسحاق نسبت داده میشود، حدود ۲۰۰ سال پس از وفات پیامبر و توسط ابن هشام در بغداد (نه در حجاز) نوشته شده است. این فاصله زمانی و مکانی طولانی، همراه با شواهد تاریخی که به یک شخصیت اصلاحگر یهودی-مسیحی به نام محمد در فلسطین اشاره دارند، این فرضیه را تقویت میکند که زندگینامه پیامبر، محصول تدوینهای سیاسی و اعتقادی قرن نهم است تا روایتی منسجم برای توجیه دین جدید و حکومت عباسیان ایجاد کند.
🌐 نتیجهگیری: نگاهی به آینده پژوهش
مجموع شواهد نسخهشناختی، زبانشناختی و تاریخی نشان میدهد که قرآن یک متن ثابت و ازلی نبوده، بلکه حاصل یک فرآیند تدریجی تدوین در قرنهای بعد از فوت پیامبر است. این دیدگاه، اگرچه چالشبرانگیز است، اما دریچهای جدید به سوی فهم عمیقتر از چگونگی شکلگیری اسلام به عنوان یک دین و یک امپراتوری فراهم میکند. این رویکرد، پژوهشگران را به سوی بررسی دقیقتر اسناد و مدارک تاریخی، به جای صرفاً اعتماد به روایات سنتی، سوق میدهد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در این ویدیو، #جی_اسمیت و محققی دیگر، به سنجشِ صحت روایات سنتی اسلامی در مورد شکلگیری قرآن میپردازند. این رویکرد، برخلاف باور عمومی که قرآن را کلامی وحی شده و دستنخورده از همان ابتدا میداند، به آن به عنوان سندی مینگرد که در طول زمان و در یک بستر تاریخی و سیاسی خاص، تدوین شده است.
⏱️ بستر تاریخی و سیاسی شکلگیری اسلام
🔸بسیاری از مورخان و پژوهشگران معتقدند که پایههای اسلام به شکلی که امروزه میشناسیم، در قرن هفتم میلادی، همزمان با ظهور خلافت اموی، شکل گرفت. این دوره شاهد جنگهای مداوم بین امپراتوریهای بیزانس و ساسانی بود که در نهایت، زمینههای ظهور یک قدرت جدید به نام خلافت عرب را فراهم کرد.
🔸در این میان، عبدالملک بن مروان (خلیفه از ۶۸۵ تا ۷۰۵ میلادی) نقشی محوری در تدوین ایدئولوژی این امپراتوری نوپا ایفا کرد. او برای ایجاد یک هویت متمایز و مستقل از ادیان و امپراتوریهای رقیب، اقدام به ساخت قبةالصخره در اورشلیم کرد و با ضرب سکههای جدید و حذف نمادهای مسیحی و ساسانی، نام پیامبر و یک هویت مذهبی جدید را تثبیت کرد. این اقدامات سیاسی، نیاز به یک کتاب مقدس را ضروری میساخت که مبانی نظری این هویت جدید را فراهم آورد.
📚 شواهد نسخهشناختی: تحلیل نسخ خطی اولیه
🔸بررسی نسخ خطی کهن قرآن، یکی از قویترین شواهد در این زمینه است. برخلاف روایتهای سنتی که زمان تدوین نهایی قرآن را به دوران خلیفه عثمان (۶۴۴-۶۵۶ میلادی) باز میگردانند، قدیمیترین نسخ خطی شناخته شده، مانند مصحف صنعاء و نسخههای بیرمنگام، به قرن هشتم و نهم میلادی تعلق دارند. این نسخهها نه تنها دارای تفاوتهای املایی و نگارشی با قرآن امروزی هستند، بلکه وجود متنهای زیرین (Palimpsests) در آنها، نشان از ویرایش و تغییرات بعدی دارد. به عنوان مثال، در نسخه صنعاء، متن زیرین فاقد برخی از عبارات و واژگانی است که در متن رویی و در قرآن کنونی وجود دارد. این شواهد نشان میدهد که متن قرآن در طی یک فرآیند تدریجی و نه یکباره، به شکل کنونی درآمده است.
🗣 شواهد زبانشناختی: واژگان وامگرفته شده و ابهامات متنی
🔸یکی از نقاط ضعف در روایت سنتی، وجود واژگان غیر عربی در متنی است که ۱۰ بار ادعا میکند کاملاً عربی است. بسیاری از کلمات کلیدی قرآن از زبانهای دیگر، بهویژه سریانی، وام گرفته شدهاند. این وامگیریها شامل واژگانی مانند:
▪️قرآن: از قریانا سریانی به معنای "کتاب دعای مذهبی" یا "متون مقدس"
▪️سوره: از سورتا سریانی به معنای "فصل"
▪️آیه: از آیاثا سریانی به معنای "نشانه"
▪️صلاة (نماز)، زکات، و حتی نام برخی از شخصیتها مانند عیسی (از ایسو سریانی).
🔺علاوه بر این، زبان عربی اولیه فاقد نقطهها و علائم تشدید (مانند حرکتها) بود، که موجب ابهام در خوانش متن میشد. یک کلمه بدون نقطهگذاری میتوانست چندین معنی مختلف داشته باشد. این ابهامات متنی و وجود واژگان وامگرفته شده، نشان میدهد که تدوینکنندگان قرآن از منابع موجود در زمان خود (بهویژه متون مذهبی سریانی و یهودی) استفاده کردهاند و نتوانستهاند متنی کاملاً منسجم و عاری از تأثیرات بیرونی ایجاد کنند.
🕌 منشأ داستانها و زندگینامهها
🔸داستانهای قرآنی در مورد پیامبران، به ویژه حضرت عیسی، شباهتهای چشمگیری با انجیلهای غیررسمی (اپوکریفا) و حکایات شفاهی رایج در میان مسیحیان و یهودیان منطقه دارد. برای مثال، روایت قرآن از معجزات عیسی در دوران کودکی (مانند صحبت کردن در گهواره یا ساخت پرنده از گل) دقیقاً در انجیل کودکی سریانی یافت میشود. این حکایات، که بخشی از ادبیات فولکلور مذهبی بودند، در قرآن گنجانده شدهاند.
🔸 علاوه بر این، زندگینامه پیامبر اسلام، که به ابن اسحاق نسبت داده میشود، حدود ۲۰۰ سال پس از وفات پیامبر و توسط ابن هشام در بغداد (نه در حجاز) نوشته شده است. این فاصله زمانی و مکانی طولانی، همراه با شواهد تاریخی که به یک شخصیت اصلاحگر یهودی-مسیحی به نام محمد در فلسطین اشاره دارند، این فرضیه را تقویت میکند که زندگینامه پیامبر، محصول تدوینهای سیاسی و اعتقادی قرن نهم است تا روایتی منسجم برای توجیه دین جدید و حکومت عباسیان ایجاد کند.
🌐 نتیجهگیری: نگاهی به آینده پژوهش
مجموع شواهد نسخهشناختی، زبانشناختی و تاریخی نشان میدهد که قرآن یک متن ثابت و ازلی نبوده، بلکه حاصل یک فرآیند تدریجی تدوین در قرنهای بعد از فوت پیامبر است. این دیدگاه، اگرچه چالشبرانگیز است، اما دریچهای جدید به سوی فهم عمیقتر از چگونگی شکلگیری اسلام به عنوان یک دین و یک امپراتوری فراهم میکند. این رویکرد، پژوهشگران را به سوی بررسی دقیقتر اسناد و مدارک تاریخی، به جای صرفاً اعتماد به روایات سنتی، سوق میدهد.
📺 مکه یا بکه؟ مکه چگونه به قرآن افزوده شد؟
📺 محمد؛ تاریخ یا افسانه؟» (ج ۱ | ج ۲)
.
#بازنگری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 پیام پنهانِ ماکیاولی؛ پدر مدرنیته و انقلابی خاموش
— مصاحبه با هاروی منسفیلد (فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی برجسته آمریکایی، استاد ممتاز دانشگاه هاروارد)
(۱/۲)
🔶 مقدمه: ماکیاولی، آغازگر راهی نو
🍂 بسیاری از مردم ماکیاولی را به عنوان یک مفسر سیاسی زیرک یا در بدترین حالت، یک فتنهگر بیاخلاق میشناسند که میتوان به راحتی از کنارش گذشت. اما به گفته هاروی منسفیلد، استاد دانشگاه هاروارد، ماکیاولی فراتر از اینهاست. او بنیانگذار واقعی مدرنیته است و جهان امروز ما میراثدار اوست. منسفیلد معتقد است ماکیاولی نه تنها پدر سیاست و اخلاق مدرن، بلکه پدر واقعی علم مدرن نیز هست. در نگاه او، رقبای اصلی ماکیاولی کسی جز افلاطون و مسیح نیستند. ماکیاولی ضد مسیح است و ما وارثان او. او یک انقلاب خاموش و پنهان را آغاز کرد که تا به امروز نیز ادامه دارد.
🔶 نقد مسیحیت: دشمن اصلی ماکیاولی
🔻ماکیاولی نقد جدی به مسیحیت وارد میکند. او معتقد است مسیحیت از دو جهت مشکل دارد: بسیار ظالم و در عین حال بسیار ضعیف است.
▪️ظلم مسیحیت: مسیحیت از انسانها میخواهد که بیش از توان طبیعیشان خوب باشند و افتخار را در دنیای دیگر (بهشت) بجویند، نه در این دنیا. ماکیاولی تلاش میکند جهانی را بسازد که هیچ ارتباطی به دنیای دیگر ندارد. دنیایی که به طور کامل از این جهان سرچشمه میگیرد و همین، اساس مدرنیته است.
▪️ضعف مسیحیت: ماکیاولی معتقد است مسیحیت نمیتواند ارزشهای خود را در سطح ملتها پیاده کند. کلیسا مبارز است اما نظامی نیست. مسیح جهان را بدون سلاح تسخیر کرد، با کلام، اما کلیسا فاقد ارتش است و به همین دلیل برای اعمال قدرت خود به ارتشهای دنیوی وابسته است، که این خود نقطه ضعف آن است. همین ضعف، باعث عدم اتحاد در ایتالیای زمان ماکیاولی بود. کلیسا به اندازه کافی قوی بود که مانع از اتحاد ایتالیا شود، اما آنقدر قوی نبود که خودش آن را متحد کند.
🔺ماکیاولی محمد را به دلیل اینکه هم پیامبر بود و هم فاتح، تحسین میکرد. ترکیبی که از نظر او در مسیحیت وجود ندارد و به همین دلیل مسیحیت را در مقایسه با اسلام، ضعیف میدید.
🔺ماکیاولی همچنین مسیحیت را به دلیل «تأنیث» (effeminacy) مورد انتقاد قرار میدهد. او معتقد است مسیحیت انسانها را "زنانه" میکند، به این معنی که آنها را از توانایی استفاده از زور برای رسیدن به اهدافشان محروم میسازد. با این حال، زنان نیز قدرت خود را دارند؛ آنها میتوانند مردان را بدون سلاح تسخیر کنند، درست همانطور که مسیح با کلامش جهان را فتح کرد. از این رو، ماکیاولی قدرت جذبکننده مسیح را تحسین میکند و حتی تثلیث مسیحی را برای توصیف قدرت شاهزاده ایدهآل (فاتح همچون سزار و پیامبر همچون مسیح) بازتفسیر میکند.
🔶 ضرورت به جای خیر: حقیقت تأثیرگذار
🍂 ماکیاولی مفهوم "خیر" را که اساس اخلاق کلاسیک و مسیحی بود، با مفهوم "ضرورت" جایگزین میکند. او معتقد است انسانها تنها زمانی خوب عمل میکنند که مجبور به این کار باشند. این یک حقیقت ساده است که روزانه میتوان آن را مشاهده کرد. ضرورت، بر خیر غلبه دارد.
🍂 ماکیاولی، "حقیقت تأثیرگذار" (effectual truth) را معرفی میکند که یکی از مهمترین مفاهیم در تفکر اوست. او در فصل ۱۵ کتاب «شهریار» میگوید که نباید به "خیال پردازی از یک چیز" پرداخت، بلکه باید به "حقیقت تأثیرگذار" آن توجه کرد. یعنی حقیقت یک چیز، در نتایج و تأثیرات آن نهفته است. این مفهوم سنگ بنای علم مدرن است که بر اساس "علل کارآمد" (efficient cause) عمل میکند، نه "علل غایی" (final cause) یا هدف و نیت.
🔶 ماکیاولی و علم مدرن: از حقیقت تا واقعیت
🔻منسفیلد معتقد است ماکیاولی پدر علم مدرن است. این ادعا بر اساس چندین استدلال استوار است:
۱. اهمیت واقعیت (Fact): ماکیاولی به جای پرداختن به ابدیت، به "واقعیت"ها توجه کرد. برخلاف یونانیان که حقیقت را در موجودات ابدی و ثابت میدیدند، ماکیاولی معتقد بود حقیقت در پدیدههایی است که در زمان و مکان رخ میدهند و با آن تغییر میکنند. واژه "Fact" از ریشه لاتین "facere" به معنای انجام دادن یا ساختن میآید که با "effect" (تأثیر) همریشه است.
۲. استفاده از آزمایش (Experiment): ماکیاولی نشان میدهد که برای درک حقیقت، باید به سراغ موقعیتهای "فوقالعاده" و "افراطی" رفت. همانطور که در سیاست، وضعیت اضطراری و فوقالعاده، ماهیت واقعی انسانها را آشکار میسازد، در علم نیز، آزمایش و قرار دادن اشیاء در شرایط تحت فشار و غیرعادی، اسرار طبیعت را برملا میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مصاحبه با هاروی منسفیلد (فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی برجسته آمریکایی، استاد ممتاز دانشگاه هاروارد)
(۱/۲)
🔶 مقدمه: ماکیاولی، آغازگر راهی نو
🍂 بسیاری از مردم ماکیاولی را به عنوان یک مفسر سیاسی زیرک یا در بدترین حالت، یک فتنهگر بیاخلاق میشناسند که میتوان به راحتی از کنارش گذشت. اما به گفته هاروی منسفیلد، استاد دانشگاه هاروارد، ماکیاولی فراتر از اینهاست. او بنیانگذار واقعی مدرنیته است و جهان امروز ما میراثدار اوست. منسفیلد معتقد است ماکیاولی نه تنها پدر سیاست و اخلاق مدرن، بلکه پدر واقعی علم مدرن نیز هست. در نگاه او، رقبای اصلی ماکیاولی کسی جز افلاطون و مسیح نیستند. ماکیاولی ضد مسیح است و ما وارثان او. او یک انقلاب خاموش و پنهان را آغاز کرد که تا به امروز نیز ادامه دارد.
🔶 نقد مسیحیت: دشمن اصلی ماکیاولی
🔻ماکیاولی نقد جدی به مسیحیت وارد میکند. او معتقد است مسیحیت از دو جهت مشکل دارد: بسیار ظالم و در عین حال بسیار ضعیف است.
▪️ظلم مسیحیت: مسیحیت از انسانها میخواهد که بیش از توان طبیعیشان خوب باشند و افتخار را در دنیای دیگر (بهشت) بجویند، نه در این دنیا. ماکیاولی تلاش میکند جهانی را بسازد که هیچ ارتباطی به دنیای دیگر ندارد. دنیایی که به طور کامل از این جهان سرچشمه میگیرد و همین، اساس مدرنیته است.
▪️ضعف مسیحیت: ماکیاولی معتقد است مسیحیت نمیتواند ارزشهای خود را در سطح ملتها پیاده کند. کلیسا مبارز است اما نظامی نیست. مسیح جهان را بدون سلاح تسخیر کرد، با کلام، اما کلیسا فاقد ارتش است و به همین دلیل برای اعمال قدرت خود به ارتشهای دنیوی وابسته است، که این خود نقطه ضعف آن است. همین ضعف، باعث عدم اتحاد در ایتالیای زمان ماکیاولی بود. کلیسا به اندازه کافی قوی بود که مانع از اتحاد ایتالیا شود، اما آنقدر قوی نبود که خودش آن را متحد کند.
🔺ماکیاولی محمد را به دلیل اینکه هم پیامبر بود و هم فاتح، تحسین میکرد. ترکیبی که از نظر او در مسیحیت وجود ندارد و به همین دلیل مسیحیت را در مقایسه با اسلام، ضعیف میدید.
🔺ماکیاولی همچنین مسیحیت را به دلیل «تأنیث» (effeminacy) مورد انتقاد قرار میدهد. او معتقد است مسیحیت انسانها را "زنانه" میکند، به این معنی که آنها را از توانایی استفاده از زور برای رسیدن به اهدافشان محروم میسازد. با این حال، زنان نیز قدرت خود را دارند؛ آنها میتوانند مردان را بدون سلاح تسخیر کنند، درست همانطور که مسیح با کلامش جهان را فتح کرد. از این رو، ماکیاولی قدرت جذبکننده مسیح را تحسین میکند و حتی تثلیث مسیحی را برای توصیف قدرت شاهزاده ایدهآل (فاتح همچون سزار و پیامبر همچون مسیح) بازتفسیر میکند.
🔶 ضرورت به جای خیر: حقیقت تأثیرگذار
🍂 ماکیاولی مفهوم "خیر" را که اساس اخلاق کلاسیک و مسیحی بود، با مفهوم "ضرورت" جایگزین میکند. او معتقد است انسانها تنها زمانی خوب عمل میکنند که مجبور به این کار باشند. این یک حقیقت ساده است که روزانه میتوان آن را مشاهده کرد. ضرورت، بر خیر غلبه دارد.
🍂 ماکیاولی، "حقیقت تأثیرگذار" (effectual truth) را معرفی میکند که یکی از مهمترین مفاهیم در تفکر اوست. او در فصل ۱۵ کتاب «شهریار» میگوید که نباید به "خیال پردازی از یک چیز" پرداخت، بلکه باید به "حقیقت تأثیرگذار" آن توجه کرد. یعنی حقیقت یک چیز، در نتایج و تأثیرات آن نهفته است. این مفهوم سنگ بنای علم مدرن است که بر اساس "علل کارآمد" (efficient cause) عمل میکند، نه "علل غایی" (final cause) یا هدف و نیت.
🔶 ماکیاولی و علم مدرن: از حقیقت تا واقعیت
🔻منسفیلد معتقد است ماکیاولی پدر علم مدرن است. این ادعا بر اساس چندین استدلال استوار است:
۱. اهمیت واقعیت (Fact): ماکیاولی به جای پرداختن به ابدیت، به "واقعیت"ها توجه کرد. برخلاف یونانیان که حقیقت را در موجودات ابدی و ثابت میدیدند، ماکیاولی معتقد بود حقیقت در پدیدههایی است که در زمان و مکان رخ میدهند و با آن تغییر میکنند. واژه "Fact" از ریشه لاتین "facere" به معنای انجام دادن یا ساختن میآید که با "effect" (تأثیر) همریشه است.
۲. استفاده از آزمایش (Experiment): ماکیاولی نشان میدهد که برای درک حقیقت، باید به سراغ موقعیتهای "فوقالعاده" و "افراطی" رفت. همانطور که در سیاست، وضعیت اضطراری و فوقالعاده، ماهیت واقعی انسانها را آشکار میسازد، در علم نیز، آزمایش و قرار دادن اشیاء در شرایط تحت فشار و غیرعادی، اسرار طبیعت را برملا میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 پیام پنهانِ ماکیاولی؛ پدر مدرنیته و انقلابی خاموش
— مصاحبه با هاروی منسفیلد (فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی برجسته آمریکایی، استاد ممتاز دانشگاه هاروارد)
(۲/۲)
🔺به طور خلاصه، علم مدرن با تمرکز بر "علل کارآمد" و "حقیقت تأثیرگذار"، به دنبال فهم تأثیرات و نتایج است، نه اهداف یا نیات. این رویکرد، جهان مدرن را به سمت "کنترل عقلانی" سوق داد.
🔶 تأثیر ماکیاولی بر سیاست مدرن
🔻ماکیاولی مفاهیم کلیدی را در سیاست مدرن پایهگذاری کرد که امروزه بدیهی به نظر میرسند:
📌 اولویت سیاست خارجی: ماکیاولی معتقد بود که سیاست خارجی که مبتنی بر رقابت و ضرورت است، باید بر سیاست داخلی غلبه کند. او حتی روابط داخلی یک ملت را به روابط خارجی تشبیه میکند، زیرا معتقد است شهروندان یک ملت را نباید به عنوان دوستان ابدی در نظر گرفت، بلکه باید آنها را به عنوان دشمنان بالقوه شناخت.
📌 قدرت اجرایی و غیرمستقیم: قدرت موثر، قدرتی است که پنهان و غیرمستقیم باشد. شهریار به جای اینکه مستقیماً دستور دهد، خود را به عنوان مجری اراده قدرتهای بالاتر (مانند مردم یا خدا) معرفی میکند. این ایده، اساس "قدرت اجرایی" مدرن و "حکومت غیرمستقیم" است.
📌 مفهوم توطئه: ماکیاولی بهشدت به توطئه معتقد بود و به همین دلیل طولانیترین فصلهای "شهریار" و "گفتارها" را به توطئه اختصاص داده است. او معتقد بود آنچه در سیاست آشکار است، نمایشی از یک قدرت پنهان است که در پشت صحنه عمل میکند. این طرز تفکر، اساس مدیریت و "قدرت پشت پرده" در جهان مدرن را تشکیل میدهد.
🔶 نقد به مدرنیته: از شکوه تا مادیگرایی
🍂 با این حال، منسفیلد در پایان میگوید که اگر ماکیاولی امروز زنده بود، شاید از میراث خود ناامید میشد. زیرا مدرنیتهای که او بنیان گذاشت، به جایی رسید که هدف غایی انسانها را نه در "شکوه" (glory)، بلکه در "ثروت" و "رفاه مادی" خلاصه کرد. فیلسوفان لیبرال پس از ماکیاولی، مانند هابز، لاک و آدام اسمیت، برای کاهش خشونت و جنگ، عطش انسانها برای کسب قدرت سیاسی را به سوی «کسب ثروت اقتصادی» سوق دادند. نتیجه این تحول، ظهور جامعهای بورژوایی و خودخواه است که به گفته توکویل، انسانها را به افرادی خودشیفته و بیمایه تبدیل میکند.
🍂 منسفیلد در نهایت ماکیاولی را به دلیل اینکه ما را به ضرورت و واقعیت بازمیگرداند، تحسین میکند و آن را پادزهری برای خودکامگی مدرنیته میداند. اما او خود را ماکیاولیگرا نمیداند و معتقد است که نهایتاً باید به "فضیلت کلاسیک" بازگشت که تعادل بهتری میان خیر و ضرورت برقرار میکند. به عبارت دیگر، ماکیاولی با حمله به فضیلت کلاسیک، در نهایت ما را به قدردانی از آن سوق میدهد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مصاحبه با هاروی منسفیلد (فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی برجسته آمریکایی، استاد ممتاز دانشگاه هاروارد)
(۲/۲)
🔺به طور خلاصه، علم مدرن با تمرکز بر "علل کارآمد" و "حقیقت تأثیرگذار"، به دنبال فهم تأثیرات و نتایج است، نه اهداف یا نیات. این رویکرد، جهان مدرن را به سمت "کنترل عقلانی" سوق داد.
🔶 تأثیر ماکیاولی بر سیاست مدرن
🔻ماکیاولی مفاهیم کلیدی را در سیاست مدرن پایهگذاری کرد که امروزه بدیهی به نظر میرسند:
📌 اولویت سیاست خارجی: ماکیاولی معتقد بود که سیاست خارجی که مبتنی بر رقابت و ضرورت است، باید بر سیاست داخلی غلبه کند. او حتی روابط داخلی یک ملت را به روابط خارجی تشبیه میکند، زیرا معتقد است شهروندان یک ملت را نباید به عنوان دوستان ابدی در نظر گرفت، بلکه باید آنها را به عنوان دشمنان بالقوه شناخت.
📌 قدرت اجرایی و غیرمستقیم: قدرت موثر، قدرتی است که پنهان و غیرمستقیم باشد. شهریار به جای اینکه مستقیماً دستور دهد، خود را به عنوان مجری اراده قدرتهای بالاتر (مانند مردم یا خدا) معرفی میکند. این ایده، اساس "قدرت اجرایی" مدرن و "حکومت غیرمستقیم" است.
📌 مفهوم توطئه: ماکیاولی بهشدت به توطئه معتقد بود و به همین دلیل طولانیترین فصلهای "شهریار" و "گفتارها" را به توطئه اختصاص داده است. او معتقد بود آنچه در سیاست آشکار است، نمایشی از یک قدرت پنهان است که در پشت صحنه عمل میکند. این طرز تفکر، اساس مدیریت و "قدرت پشت پرده" در جهان مدرن را تشکیل میدهد.
🔶 نقد به مدرنیته: از شکوه تا مادیگرایی
🍂 با این حال، منسفیلد در پایان میگوید که اگر ماکیاولی امروز زنده بود، شاید از میراث خود ناامید میشد. زیرا مدرنیتهای که او بنیان گذاشت، به جایی رسید که هدف غایی انسانها را نه در "شکوه" (glory)، بلکه در "ثروت" و "رفاه مادی" خلاصه کرد. فیلسوفان لیبرال پس از ماکیاولی، مانند هابز، لاک و آدام اسمیت، برای کاهش خشونت و جنگ، عطش انسانها برای کسب قدرت سیاسی را به سوی «کسب ثروت اقتصادی» سوق دادند. نتیجه این تحول، ظهور جامعهای بورژوایی و خودخواه است که به گفته توکویل، انسانها را به افرادی خودشیفته و بیمایه تبدیل میکند.
🍂 منسفیلد در نهایت ماکیاولی را به دلیل اینکه ما را به ضرورت و واقعیت بازمیگرداند، تحسین میکند و آن را پادزهری برای خودکامگی مدرنیته میداند. اما او خود را ماکیاولیگرا نمیداند و معتقد است که نهایتاً باید به "فضیلت کلاسیک" بازگشت که تعادل بهتری میان خیر و ضرورت برقرار میکند. به عبارت دیگر، ماکیاولی با حمله به فضیلت کلاسیک، در نهایت ما را به قدردانی از آن سوق میدهد.
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔻پادکستِ خلاصۀ مقاله:
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
.
#فلسفیدن #سیاست#فلسفه_سیاسی #علوم_سیاسی #ماکیاولی #مدرنیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
روز حساب رنانی.pdf
412.4 KB
📓روز حسابِ رنانی
🔸محسن رنانی، نشان داده است که دغدغههای جدی بابت مشکلات چندبعدی دامنهدار و میانرشتهای ایران امروز دارد و به سهم خود سعی کرده تا در باب آن مسائل بحث کند و هشدار دهد؛ ولی او در سالهای گذشته بارها مطالب محیرالعقول و بیپشتوانهای بر زبان یا قلم آورده که با شهرت و کسوت دانشگاهی وی متباین بودهاند و انسان را به فکر وامیدارند.
🔸شوربختانه تکرار گفتمان نابسامان رنانی در یکی دو دهۀ اخیر نشان میدهد که گافهای نسنجیدۀ او تصادفی و موردی نبودهاند و بردباری در نقد آنها به هر بهانه، از رودربایستی گرفته تا استناد به جایگاه دانشگاهی او و متانت صوری کلامش، ظلم به شنوندگان، ظلم به ساحت اندیشه و مهمتر از همه ظلم به خود او و مایۀ تکرار اینگونه بروندادهای اوست.
متن کامل مقاله را در PDF بخوانید (۲۱ صفحه).
@whynationsfail2019
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸محسن رنانی، نشان داده است که دغدغههای جدی بابت مشکلات چندبعدی دامنهدار و میانرشتهای ایران امروز دارد و به سهم خود سعی کرده تا در باب آن مسائل بحث کند و هشدار دهد؛ ولی او در سالهای گذشته بارها مطالب محیرالعقول و بیپشتوانهای بر زبان یا قلم آورده که با شهرت و کسوت دانشگاهی وی متباین بودهاند و انسان را به فکر وامیدارند.
🔸شوربختانه تکرار گفتمان نابسامان رنانی در یکی دو دهۀ اخیر نشان میدهد که گافهای نسنجیدۀ او تصادفی و موردی نبودهاند و بردباری در نقد آنها به هر بهانه، از رودربایستی گرفته تا استناد به جایگاه دانشگاهی او و متانت صوری کلامش، ظلم به شنوندگان، ظلم به ساحت اندیشه و مهمتر از همه ظلم به خود او و مایۀ تکرار اینگونه بروندادهای اوست.
متن کامل مقاله را در PDF بخوانید (۲۱ صفحه).
@whynationsfail2019
📕محسن رنانی؛ عذرخواهی یا نمایش!
📻 کورتکسگیت محسن رنانی
📕کورتکس ایرانی یا مغز مروجان شبهعلم
❌ چرا ادعای رنانی شاخدار است؟
📺 وضع دانشگاه/علوم انسانی در ایران
📺 صاحب کورتکس بزرگ!
📕روشنفکرانِ وارونۀ ماحصلِ دورانِ انحطاط حکومت دینی
.
#نقد_روشنفکران #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin