نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗اشارات و تنبیهات (۵۴)
(۱/۲)
1️⃣ دکتر #احمد_زیدآبادی

🍂 اگر حماس برای جلوگیری از حملۀ زمینی ارتش اسرائیل به نوارغزه، نیروهای خود را از این منطقه بیرون بکشد و با واگذاری کنترل باریکه به دولت خودگردان، کادر خود را به نقطه‌ای دیگر از دنیا منتقل کند، آیا مصیبتی رخ می‌دهد؟

🍂 در سال ۱۹۸۱ هنگامی که آریل شارون به قصد نابودی نیروهای مسلح فلسطینی در جنوب لبنان، بیروت را به محاصره درآورد. یاسرعرفات (رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین) چون مقاومت در برابر ارتش اسرائیل را برای لبنانی‌ها و فلسطینی‌ها پرهزینه دید، حاضر به خارج کردن نیروهای خود از لبنان و انتقال آنها به تونس شد.

🍂 حال چه عیبی دارد حماس هم برای نجات مردم نوارغزه، فرمول مشابهی را مطرح کند؟ لطفاً اصولگرایان تندخو، قدری اعصاب خود را در برابر این پیشنهاد کنترل کنند! هر اتهامی که در این باره بچسبانند، یادشان باشد که جانبِ امام حسن را هم خواهد گرفت!

🍂 فلسفۀ سیاست، صیانت از جان و مال و آسایش مردم از تهدید و خطر است و نه به خطرانداختن جان و مال و زندگی مردم برای حفظ موقعیت یک فرد یا یک گروه یا یک دولت! فهم و عمل به همین یک نکته است که سیاستمدار صادق و حقیقی را از نوع بدلی آن سوا می‌کند.

2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 در خصوص نکات مورد اشاره توسط دکتر احمد زیدآبادی در یادداشت کوتاه جدیدش پیرامون مناقشۀ اسرائیل-فلسطین، نکات و ملاحظاتی به نظرم می‌رسد که به اختصار بیان می‌کنم:

۱) من با کلیت رأی دکتر زیدآبادی (بعنوان فردی متخصص در حوزۀ «اسرائیل و خاورمیانه»)، در راستای جلوگیری از افزایش بلادلیل مصائب طاقت‌فرسای ملت بی‌‌گناه و مظلوم فلسطین، همدلم و آن را توصیه‌ای دلسوزانه، عقلانی و اخلاقی می‌دانم.

۲) اما در این یادداشت می‌خواهم به دکتر زیدآبادی یادآور شوم که هنوز هم اسلام، و به تبع آن، حکومتِ آخوندی-اسلامی و مسلمانان واقعی را نمی‌شناسد و به همین دلیل، خود را مسلمان می‌نامد. اسلام از آغاز و ماهیتاً یک ایدئولوژی سیاسیِ توتالیتر بود که مفهوم «خداوند» را به استخدام ارادهٔ قدرت و حکومت و سلطه درآورد. در ادامه و در روند تاریخیِ بسطِ اسلام، هر فرقه و شعبه، در مفهومی طیفی، هرچه بیشتر اسلامی بود، بیشتر «مستبد و توتالیتر و سلطه‌گر و دیگری‌ستیز و قدرت‌طلب» بود و لذا تعارضش با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی» بیشتر بود.

🍂 وفق تاریخ اسلام، اختلاف بر سر «قدرت سیاسی و حکومت»، از لحظهٔ فوت محمد‌بن‌عبدالله آغاز شد و شیعیان با برساختن مفهوم «امامت و ولایت»، قدرت سیاسی و حکومت را حقّ خود می‌دیدند؛ حقی که در «غدیر خم» و از مجرای «ژن خوب الهی»، از جانب الله و توسط محمد‌بن‌عبدالله به آنها به ارث رسیده‌بود.

🍂 فلسفۀ سیاست در اسلام، برخلاف نظر دکتر زیدآبادی، «صیانت از جان و مال و آسایش مردم از تهدید و خطر» نیست؛ روح توتالیتر و مستبدِ اسلام، با فاشیسم و هیتلر سازگار است و نه با لیبرال‌دموکراسی و گاندی؛ به همین جهت، مسلمانانی که به شکل «کلاژگون و صوری و نااصیل»، بین اسلام با آزادی و عدالت، کمی سازگاری ایجاد کرده‌بودند نیز، در هجومِ طوفانِ اسلامِ راستین، منکوب و دفن شدند.

🍂 فلسفه سیاست در «دنیای مدرن»، ربطی به اسلام (قرآن و سنت نبوی) ندارد؛ در اسلام، نه «فلسفۀ سیاست» وجود دارد، نه مبنای آن، یعنی «مصحلت عمومی» و «صیانت از جان، مال و آسایش مردم از تهدید و خطر». در اسلام «حقوق ملت» که مفهومی برای زمانۀ مدرن است، هیچ جایگاهی ندارد، بلکه «حق‌الناس» در ذیل «امت-امامت» بر مبنای آپارتاید و تبعیض ساختاری‌ معنا دارد که وفق آن، حقوق زن/مرد، کافر/مسلمان و برده/آزاد با یکدیگر برابر نیست.

🍂 دکتر زیدآبادی در ادامۀ یادداشت خود، فلسفۀ سیاست را مخالف «به خطرانداختن جان و مال و زندگی مردم برای حفظ موقعیت یک فرد یا گروه یا دولت» می‌داند، اما این تعریف از سیاست نیز، منطبق بر اسلام نیست. وفقِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، بر هم زدن ازدواج یک زوج جوان توسط محمدبن‌عبدالله (به‌مثابه پیشوای سیاسی) برای عشق دوران پیری، سپس سکس با تازه‌عروس سابق، علی‌رغم حرمت جدی نگاه جنسی به عروس (ولو همسر پسرخوانده باشد) در عرف عرب آن زمان، یا دروغ گفتن خود الله به مسلمانان در مورد کم بودنِ عدۀ سپاه مقابل، با وجودِ تمام خطرات جانیِ این دروغ، طبق آیهٔ ۴۳ سورهٔ انفال، مجاز است. در اسلام، زندگی یا حیات دنیوی، دارای ارزش بالذات نیست، و از سویی، «جهاد ابتدایی» یکی از ارکان مهمّ اسلام است. مسلمانان مکرراً به «جهاد با اموال و انفس» فرا خوانده‌ شده‌‌اند و با وعدۀ غنائم دنیوی (از جمله کنیزها و بردگان)، یا در صورت مرگ، رسیدن به حوریان و غلمان‌های بهشتی، جان‌ها و اموالشان توسط الله (در واقع، محمد‌بن‌عبدالله به‌مثابه قدرت مستقر و مدعی انحصاریِ سخنگویی حقیقت مطلق) خریداری شده و خرج اهداف و جاه‌طلبی‌های پیشوا و حاکم سیاسیِ وقت می‌شود.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗اشارات و تنبیهات (۵۴)
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق

۳) دکتر احمد زیدآبادی در نوشتۀ اخیرش، ضمن ارائۀ پیشنهادی برای جلوگیری از حملۀ ارتش زمینی اسراییل به نوار غزه، گریزی به ماجرای «صلح حسن‌بن‌علی و معاویه» زده‌است و تلویحاً، این دومین امام شیعه را شخصیتی دانسته که به این دلیل تن به صلح با معاویه داده‌است که «از جان و مال و ناموس مردم صیانت کند»، نه به این دلیل که موقعیت فردی و خانوادگی‌اش را حفظ و تقویت کند.

🍂 فی‌الواقع، اسلام از موانع جدی رشد و باروری «تفکر اصیل» و نیز «واقع‌بینی و استدلال‌گرایی»‌ست؛ به همین سبب، افرادی مثل دکتر عبدالکریم سروش و دکتر بیژن عبدالکریمی و دکتر احمد زیدآبادی، به هر میزان که از آموزه‌ها و احکام اسلام عدول می‌کنند و فاصله می‌گیرند، بزرگ می‌شوند، و به‌ هر میزان که به تبعیت از آموزه‌ها و احکام اسلام، تن می‌دهند، کوچک می‌مانند و تفکر در آنها ممتنع می‌شود و به انواع مغالطات ابتدایی و زبان‌پریشی‌‌ مبتلا شده و امکان گام برداشتن به جلو و فراروی در جاده «عقلانیت و معنویت»، از آنها سلب می‌شود.

🍂 مسلمین (و بطور جدی‌تر شیعیان)، از جمله دکتر زیدآبادی، چونان جنینی کور در پیلۀ ضخیم عقاید فرقه‌ای و غلو‌آمیز موروثی‌شان حبس شده‌اند و به‌جای تقلا برای رخنه کردنِ پیله در جهت فراروی و وارد شدن به زندگی واقعی، با پیچیدگی‌های غیرقابل احصا و وسعت بی‌حدش، پیله را چون نقطۀ غایی حیات خود می‌پرستند و به هر دستی که بخواهد راه خروج از صغارت آنان را مهیا کند، بعنوان دستی نجس و کافر (پوشانندۀ حقایق ازلی-ابدیِ در مالکیت موروثی این جنینان در تفکر)، چنگ می‌اندازند و لگد می‌زنند. در نظر تنگِ آنها، میان شخصیت‌های بزرگ در تاریخ بلندِ جهان، کسی برتر از محمد‌بن‌عبدالله و علی‌بن‌ابی‌طالب و حسین‌بن‌علی و مابقی حاملان «ژن خوب الهی»، قابل تصور نیست، چه رسد به امکان تصدیق.

🍂 به لحاظ معرفت‌شناختی، خطا و به لحاظ اخلاقی، ناروا و به لحاظِ روانشناختی، خودشیفتگی‌ای غیربهینه است که این چنین، برای متعلقاتِ دینیِ خودمان پپسی باز کنیم و بزرگانِ دین و مذهب و فرقۀ خودمان را تخمِ دو زردۀ عالَمِ امکان ببینیم و کثیری از بزرگانِ مؤمن و ملحدِ تاریخ را نادیده بگیریم.

🍂 گفتگو با مسلمین واقعی ناممکن است، ولی گهگاهی لازم است که غرور کاذب و کاخ توهماتشان را با سنگ واقعیت‌ها مورد هدف قرار داد و برج و باروی حماقت‌شان را با مغلطه‌یابی و ذکر واقعیت‌های تلخِ نقیض، به لرزه درآورد.

🍂 شخصیت دین‌خو، تا آخرین لحظۀ عمرش، در خیالات خام کودکانه و فرقه‌ای‌ غوطه‌ور است و بی‌ارجاع مکرر به خدایگانِ قبیله، آن هم با انواع کاسه‌کلک‌بازی و برخورد گزینشی با تاریخ در جهت تحریف، نمی‌تواند دمی نفس بکشد. زیدآبادی هم برای اینکه نهیبی به حکومت آخوندی-اسلامی بزند، از امام دوم خود مایه گذاشته و اینطور وانمود می‌کند که حسن‌بن‌علی، برخلاف شیعیانِ بنیادگرا و قبیلۀ آخوندها، در جناح مردم بوده‌است؛ درحالی‌که «صلح حسن با معاویه»، بیشتر مشابه حکایت «صلح یک آقازادۀ عافیت‌طلب با فردی سیاس» بوده‌است؛ نه حکایت انسانی که تحت هر شرایطی، منفعت مردم را به منفعت شخص و خانواده‌اش ترجیح می‌دهد.

🍂 مفاد قرداد صلح حسن و معاویه، با تصور «شخصیتی عافیت‌طلب» از حسن بن علی، تطابق منطقی بیشتری دارد؛ به‌خصوص که می‌دانیم، او در شرایطی وارد مذاکرات صلح با معاویه شد که سپاهی ۷۰ هزار نفری را تحت فرمان خود داشت.

🔻مفاد صلح حسن‌بن‌علی با معاویه‌ به قرار زیر بود:

اولاً) بیت‌المال کوفه که موجودی آن ۵ میلیون درهم است، به حسن‌بن‌علی داده شود؛

ثانیاً) معاویه، سالیانه ۲ میلیون درهم برای حسن‌بن‌علی بفرستند؛

ثالثاً) امتیازات و بخشش‌ها و هدیه‌های بنی‌هاشم، بیشتر از بنی‌امیه باشد؛

رابعاً) دارابجرد (منطقه‌ای در اطراف شیراز) باید خراج و مالیاتش به بنی‌هاشم اختصاص یابد‌.

🍂 فی‌الواقع، حسن‌بن‌علی، یک عضو طبقۀ اشراف و فردی صاحب‌نفوذ بود که «مصلحت» مردم را به‌راحتی، با دریافت «چند میلیون درهم بیت‌المال از کوفه» و ایضاً، دریافتِ «سالانه دو میلیون درهم باج از معاویه»، سودا کرد که این از طبعِ تاجرپیشه‌ای چون دونالد ترامپ حکایت می‌کند (از مشابهت هر دو در تنوع‌طلبی جنسی و حبّ شدیدشان به نساء می‌گذرم که حسن‌بن‌علی را حتا در لسان علی‌بن‌ابی‌طالب، به «مِطلاق» (زیاد طلاق‌دهنده) مشهور ساخته بود و این نیز مؤید مطابقت «شخصیت عافیت‌طلب» با واقعیت زیست او دارد).

🍂 تنها توجیه قابل تصور که دکتر زیدآبادی می‌تواند برای این پایمال کردن واضحِ «مصلحت مردم» توسط پیشوا و امام خود جور کند، این است که با تقلید از آخوندهای کاسه‌کلک‌باز در مواجه با «برهان شر» بگوید، «حتماً حکمت و مصلحتی خفی و پنهان در این مصلحت‌سوزی‌ها وجود داشته‌است که عقل ناقصِ ما بدان راهی ندارد» و اینگونه، به مغلطۀ «توسل به جهل» متمسک شود.


#نقد_اسلام #نقد_شیعه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ما هیچ، ما نگاه!

✍🏻
#علیرضاموثق

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ما هیچ، ما نگاه!

✍🏻
#علیرضاموثق

1️⃣ تاکنون، چقدر به کوچکی خویش تأمل کرده‌ایم؟ آیا توانسته‌ایم بر اضطراب ناشی از نگریستن به این واقعیت، یعنی بر اضطراب ناشی از نگریستن به شدت کوچکی خویش، غلبه کنیم؟

🍂 هر کدام از ما، یک نفر از حدود هشت میلیارد انسان زنده بر روی یک سیاره از هشت سیاره در مدار یک ستاره از سیصد میلیارد ستاره، در یک کهکشان از دویست میلیارد کهکشان در کیهان هستیم.

🍂 کمی بر این اعداد دقت و تمرکز کنیم! حیرت‌آور نیست؟

🍂 این کوچکی، البته فقط از نظر فیزیکی نیست؛ ما در حوزهٔ «دانش و معرفت» نیز لاجرم بسیار کوچکیم؛ ما نه تنها خیلی از دانستنی‌ها را نمی‌دانیم، بلکه بسیاری امور را اساساً نمی‌توانیم بدانیم؛ حدود دانایی ما، بس تنگ است؛ انسان حکیم، نه تنها می‌داند که چقدر نمی‌داند، بلکه می‌داند که چه اموری اساسا نادانستنی‌ست.

2️⃣ مفهومی که به نحو ضمنی در گزارهٔ «خدا وجود دارد»، مندرج است، این است که «ما خدا نیستیم»، و مفهومی که منطقا از گزاره‌های «خدا وجود دارد» و «ما خدا نیستیم» و «خدا خیلی بزرگ است»، استنتاج می‌شود، این است که «ما خیلی کوچکیم»؛ اما دین‌ورزی و دین‌داری ما در طول تاریخ، همواره و عموما، «شعار» بوده‌است؛ همواره و عموما، با توهم و خودشیفتگی، به‌جای خداوند نشسته‌ایم و به تفرعن معرفتی دچار شده‌ایم و با توهم، ذهن خدا را تقریر کرده‌ایم.

🍂 واقعیت این است که ما انسان‌ها، فقط در یک ویژگی، به اندازهٔ خداوند بزرگ هستیم و آن ویژگی، «توهم و خودشیفتگی»ست؛ یعنی نه «علم و خوبی ما»، بلکه فقط «توهم و خودشیفتگی ما» به اندازهٔ خداوند بزرگ است.

3️⃣ آقایان یک کتاب و چند حدیث و روایت زده‌اند زیر بغلشان و مدعی می‌شوند که خداوند، در فلان جا خشمگین شد و در بهمان جا، شاد شد و حتی وفق مندرجات آن کتابشان (یعنی قرآن)، از ۱۹ عدد بودن دروازه‌بان‌های جهنم نیز ابراز دانایی می‌کنند!

🍂 شما این حد از دانایی را از کجا آورده‌اید؟ شما چطور به حاقّ حقیقت و معنای هستی و به افکار و ارزش‌ها و احکام و اهداف و عواطف خداوند دسترسی پیدا کرده‌اید؟ واقعاً خجالت نمی‌کشید از اینکه خودتان را «مؤمن و خداپرست» می‌نامید؟

🍂 همین توهم و خودشیفتگی‌ست که شما را به انحطاطی کشانده که هر از چندی، توأم با تلاوت قرآن، مشغول سلاخی و آتش زدن برادران دینی خود در خاورمیانه هستید و به جان هم افتاده‌اید؛ یعنی به خودتان هم رحم نمی‌کنید، وای به حال دیگران! والا اگر الان قدرت داشتید، زن و بچهٔ غربی‌های کافر را وفق فقه اسلامی، به کنیزی گرفته بودید. یعنی خدا می‌داند که اگر قدرت آمریکا که بسی ظلم و جنایت در کارنامۀ خود دارد، دست شما بود، چه کارها که نمی‌کردید؟ البته می‌شود با توجه به سوابق تاریخی‌تان، حدس زد که چه کارهایی می‌کردید؛ همان کارهایی که اعراب صدر اسلام و یا امثال تیمور لنگ کردند که حتی یک رکعت از نمازش قضا نمی‌شد!

🍂 این توهم و تفرعن و جهلِ مقدس است که می‌گوید: «خداوند می فرماید که...» و مآلاً، به تقریرِ ذهن و افکار و ارزش‌ها و احکام و عواطف و اهداف خدا می‌پردازد و مشتی گزارۀ تاریخی و یا احکامِ عصرِ «حجر-حجاز-وایکینگی» چون شلاق و قصاص و قطع دست و پا و به صلیب کشیدن و یا قوانین ارث و دیات در یک نظامِ مردسالار و استبدادی را در دهانِ خدا (یا «رازِ رازها») می‌گذارد و مقدس‌شان می‌بیند و لذا به تبع آن، اصلاح و تغییرشان را با سدّ سکندر مواجه می‌کند. می‌دانیم که بودا (بر فرض وجود تاریخی)، چندان در مورد خدا وراجی نکرده‌‌است و خود را سخنگوی انحصاری خدایی خاص و دارای امتیازات ویژه نمی‌دانسته‌است. حال وقتی به تاریخ می‌نگریم، باید در نظر بگیریم، چرا میزان بلایای خونین و مصائبی که پیروان ادیان ابراهیمی، فقط در نقطه کوچکی چون اورشلیم، یا پیروان فرق مختلف اسلامی، در خاورمیانه، سر همدیگر آورده‌اند، قابل قیاس با بوداییان نیست؟ تا دریابیم، این میوه‌های متعدد چرکین و گندیده و خون‌بار، به ریشه‌ای مرده و فاسد (تصوراتی به‌‌شکل بنیادین، خطاناک و تاریخی و منحط، در بابِ ماهیت حقیقت و امر معنوی و الوهی، و روش مواجۀ عقلانی با آن) بازمی‌گردد.


#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘چند کلمه‌ای درباره جنگ اسرائیل و حماس

✍🏻
#بابک_مینا

🍂 اپوزیسیون «ایران‌گرا» به درستی تأکید می‌کرد و می‌کند که «ایران» باید اولویت سیاست خارجی و داخلی کشور باشد و آرمان فلسطین، به ما ربطی ندارد، اما ظاهراً به‌جای آرمان فلسطین، آرمان اسرائیل جایگزین شده‌است.

🍂 هر کسی نفهمد که اسرائیل در شرایط فعلی، دشمن ایران است (و نه فقط جمهوری اسلامی) احتمالاً یا غرض و مرضی دارد یا ابله است.

🍂 نمایش شرم‌آور اپوزیسیون در این یک سال، به مراحل عجیبی رسیده ‌ست؛ پیشتر کمدی بود، حالا تراژدی شده‌است. چند ماه پیش خانم گیگیلی (کذا) (وزیر اطلاعات دولت اسرائیل) فرمودند، کورش یهودیان را نجات داد، حالا نوبت ماست که ایرانیان را نجات دهیم [دست، هورا، جیغ].

🍂 کسانی که این پروپاگانداهای مضحک و مسخره را باور می‌کنند، احتمالاً از نظر هوشی، در سطح ماهی قزل‌آلا قرار دارند. اسرائيل اپوزیسیون ایران را مثل «دستمال کاغذی» در دست گرفته و لوله‌ تفنگش را با آن پاک می‌کند؛ تفنگی که به سمت ایران نشانه رفته.

🍂 ظاهراً برخی منتظرند اسرائیل به ایران حمله کند و بعد، لابد رهبران اپوزیسیون، در تهران به قدرت برسند. باید گفت:

اولاً) اسرائيل غلط کرده به ایران حمله کند؛

ثانیاً) جنگ نه تنها موضع جمهوری اسلامی را تقویت می‌کند، بلکه موجب نابودی بیشتر اپوزیسیون خواهد شد. جنگ تمام مخالفان صادق یا ناصادق حکومت را در موقعیتی دشوار و متناقض قرار خواهد داد؛

ثالثاً) اسرائيل نه می‌تواند، نه می‌خواهد ایران را اشغال کند؛ حداکثر چند حمله هوایی به چند نقطه حساس نظامی یا اقتصادی خواهد کرد و این ما را وارد جنگی خطرناک خواهد کرد که پایانش هر چه باشد، سقوط جمهوری اسلامی نیست؛ بیچارگی بیشتر مردم است.

🍂 اما درباره مسأله فلسطین و اسرائیل. وارد تاریخ و اول مرغ بود یا تخم مرغ نمی‌شوم. اینقدر بگویم که من آدم یهودی‌دوستی هستم و همیشه با فلسطینیان همدلی داشتم و دارم و همیشه هم از حماس و جهاد و... بیزار بودم و همیشه طرفدار دو دولت بوده و هستم.

🍂 اما بعد: بازی خشونت و جنایتِ دو طرف را نمی‌توان مساوی درآورد؛ بله، حماس جنایت می‌کند، چه کسی‌ست که نبیند؟ اما اسرائیل ده برابر آن جنایت می‌کند. دولت اسرائیل دهه‌ها است هر راهی را برای صلح مسدود کرده و به مانع اصلی صلح بدل شده‌است. نگویید جمهوری اسلامی نمی‌گذارد، اگر اراده‌ای برای صلح در اسرائیل و آمریکا وجود داشت، به‌راحتی می‌شد جمهوری اسلامی را آچمز کرد و به سوی تشکیل دولت فلسطینی رفت. اراده‌ای برای صلح نیست.

🍂 راه‌حل چیست؟ نمی‌دانم. آیا مردم ایران باید تاوان این وضعیت را بپردازند؟ صد در صد خیر. آیا سیاست جمهوری اسلامی در قبال مساله فلسطین درست است؟ خیر. تنها چیزی که می‌دانم: آرمان من ایران است، نه اسرائیل و فلسطین.


#اپوزیشنقد #ایران
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗آرش نراقی و ادعای عدم نهیِ «همجنس‌گرایی در اسلام»

✍🏻
#علیرضاموثق

⬛️ امروز مطلع شدم که در آغاز هفته، خانم اعظم فرهنگ، مادر دکتر #آرش_نراقی، فوت کرده‌است. شناختی از این بانوی ارجمند نداشتم، اما از درخت باروری که به باغ فرهنگ ایران تقدیم کرده، می‌توان پی به بخشی از فضایل اخلاقی او برد. باری، زمان بی‌رحمانه می‌گذرد و ما شتابان به سوی مرگ روان هستیم؛ فی‌الواقع زندگی تأخیری‌ست در مُردن. از فوت ایشان متأسف شدم و امیدوارم دکتر آرش نراقی و دیگر اعضای خانوادۀ محترم‌شان، بتوانند این رنج عظیم را صبورانه تحمل کنند.

🍂 به‌ این مناسبت، بد نیست که یکی از چالشی‌ترین مباحث ایشان را مورد بررسی نقادانه قرار دهیم. دکتر آرش نراقی در یکی از برنامه‌های پرگار، در کنار زکریا مشکور، در خصوص مقولۀ «همجنس‌گرایی در اسلام» به طرح بحث پرداخته‌بود. آرش نراقی در این برنامه، مدعی شد که همجنس‌گرایی اولا) اخلاقاً رواست و مذموم نیست؛ ثانیا) در اسلام نهی نشده؛ ثالثا) باید از این امر جرم‌زدایی شود و مآلا، همجنس‌گرایان محترم شمرده شوند و حقوق انسانی‌شان رعایت شود، و در مقام استدلال، ابتدا در بیرون دین می‌ایستد و مفروضاتش را بیان می‌کند:

اول) خدا عادل است و حکمی بر خلاف عدالت نمی‌دهد؛

دوم) اخلاق بر دین مقدم و از دین مستقل است و عقل به‌تنهایی قادر به کشف حسن و قبح افعال است؛

سوم) تبعیض میان انسان‌ها و هویت‌ها و گرایش‌های مختلف جنسی، روا نیست؛ مگر دلیلی موجه برای این تبعیض یافت شود و ما دلیلی برای اعمال تبعیض علیه همجنس‌گرایی نداریم.

🍂 به‌عبارتی، ابتدا بیرون از دین با عقل خودبنیادش، امری را مطلوب می‌یابد و در وهلۀ بعد، می‌گوید، وقتی با این پیش‌فرض‌ها به قرآن رجوع می‌کنیم، می‌بایست قرآن را طوری تفسیر کنیم که آموزه و حُکمی برخلاف عدالت نباشد؛ زیرا ظلم به خدا، قابل انتساب نیست؛ سپس در این راستا، به تفسیر داستان لوط می‌پردازد.

🍂 او در ادامه مدعی می‌شود که منظور از «لواط» در قرآن، شکل خاصی از رابطه جنسی‌ست (نه هر شکل متصوری)؛ این شکل از رابطه جنسی و مذموم در قرآن، چند ویژگی دارد: اولا) تجاوز به عنف بوده؛ ثانیا) عملی صرفا شهوانی و عاری از عاطفه و علاقه و احترام متقابل بوده‌؛ ثالثا) نوعی تجاوز سیاسی برای تحقیر شخص لوط و دعوی و حیثیت پیامبریش بوده‌است.

🍂 در خلال گفتگو، کارشناس دیگر برنامه و منتقد این رأی، با ذکر دلایل و شواهدی، می‌گوید، شما ابتدا پیش‌فرضت را روشن کرده‌ای و با «تفسیر به رأی»، می‌خواهی مرادت را به متن تزریق کنی و به الزامات متن و منطق و ضوابط صحیح تفسیر، ملتزم نیستی و بدیهیات تفسیر را رعایت نمی‌کنی و در اینجا ما با نص مواجهیم که جواز تاویل وجود ندارد؛ ما کثیری آیات محکم و نص داریم و علاوه بر قرآن، احادیث و روایات نیز در تعریف و تقبیح لواط وجود دارد و اگر همجنس‌گرایی را موجه بدانیم، با زنا چکار کنیم؟ مگر در زنا، مصداقی حاوی علاقه و توافق و عاطفه و تعهد متقابل وجود ندارد؟ و ...

🔻اما آرش نراقی در میان پاسخ‌هایش، سخن بسیار قابل تاملی بر زبان می‌آورد:

🍂 او می‌گوید، اگر قرآن را چنین تفسیر نکنیم و مبانی و ضوابط شما را قبول کنیم، با برده‌داری و جواز هم‌خوابگی با کنیزها و یا جواز کتک زدن زن ناشزه چه کنیم؟

🍂 به عبارت دیگر، او برخورد ایدئولوژیک با متن قرآن را نمایان می‌کند. مراد از برخورد ایدئولوژیک، این است که شما یک تخت پروکروستس درست می‌کنید و روی متن-واقعیت می‌اندازید و از سر و ته آن می‌زنید، یا آن را می‌کشید تا با مطلوب شما تطبیق یابد.

🍂 بنابراین، صرفنظر از شجاعت و قدرت اخلاقی آرش نراقی در دفاع از حقوق اقلیت‌های جنسی و پذیرش هزینه‌های مربوطه، به‌نظر می‌رسد که از شریعتی تا آرش نراقی، گرفتار تضاد میان علاقه عاطفی-میراثیِ خود به اسلام از یک طرف، و عقلانیت و اخلاق مدرن از طرف دیگر هستند و در اینجا، گویا خواسته یا ناخواسته، چشم‌شان را به روی خطاها، تحریف‌ها و مغالطات روشن برای سازگار کردن وحی با عقل یا دین با علم می‌بندند.

🔺اما شاید راه حل این باشد: عبور از اسلام و برساختن معنویتی درخور جهان جدید، اما برخلاف محمد بن عبدالله، با این خودآگاهی که تجربه و یا تفسیر ما از تجربه دینی‌مان، عین سخن الله و امری عاری از «خطا و حیثیت تاریخی و سویه‌های بشری و عرفی» نیست و حدود قوه عاقله و ناطقه بس تنگ‌ است و خطر تکبر و تفرعن معرفتی، بس عظیم است و ما نمی‌توانیم‌ بی‌محابا، دعوی کمال برای یک متن را مطرح کنیم و به تقریر افکار و عواطف و ارزش‌ها و احکام و اهداف و برنامه‌های خداوند بپردازیم و مدعی فهم یگانه نسخۀ سعادت برای کل بشر در همه زبان‌ها و زمان‌ها و مکان‌ها شویم و حتی در مورد تعداد دروازه‌بانان جهنم ابراز دانایی کنیم! برخلاف محمد با این خودآگاهی که: دانستن‌های یقینی، کار خدایان است، ما میرایان تنها می‌توانیم حدسی بزنیم و گمانی کنیم.

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
⬛️ خدا کجاست؟

✍🏻 #رضا_زمان

❓کجاست آن خدایی که نجات‌بخش و رهایی‌دهنده است؟ کجاست خدایِ ناظرِ عادل، قادرِ عالم، فعّال مایشاء؟ کجاست خدایی که مظهر عدالتِ تامّ و منبع انصافِ کامل است؟ کجاست خدای خیر و خوبی؟ کجاست آن عادلِ مُطلق، خیرخواهِ مُطلق و قادرِ مُطلق؟ کجاست رحمان و رحیم؟ کجاست خدایی که قدرتِ او در خیر مُطلق اوست و خیر او در عدالتِ مُطلق او؟ کجاست خدایی که دعای ما را بشنود و اجابت کند؟ کجاست آن خدای معجزه‌گر که با اعجازش کافر و مؤمن را به شگفت می‌آورد؟ کجاست آن خدا که برای بندگانش شکنجه شد؟ کجاست آن خدایی که جهان را آفرید برای انسان؟ کجاست خدایی که قوانین طبیعت را شکست تا نشانی از خود بگذارد؟ کجاست خدایی که وحی فرستاد و پیامبر برگزید؟ کجاست خدایی که دریا را شکافت، نوزاد به سخن درآورد، مُرده زنده کرد، آتش گلستان کرد و از عصا اژدها ساخت؟ پس چرا دیگر خبری از او نیست؟ چرا نه دریایی شکافته می‌شود، نه آتشی گلستان؟ چرا خدا ساکت نشسته است به تماشای جهان؟ خدایی که یادمان دادند، خدایی که دین گفت و انبیاء درس دادند، مگر ساکت و صامت بود؟ مگر خاموش و تماشاگر بود؟ مگر کنار نشسته بود؟ مگر خدا همه‌جا حاضر نبود؟ مگر خدا آن ناظر فعال آرمانی نبود؟ مگر سمیع و بصیر نبود؟ پس کجاست خدا؟ چرا آیتی از او نیست؟ چرا معجزه‌ای نمی‌شود؟

❓چرا خدا مُرده را زنده نمی‌کند؟ چرا روح خود را در جسم آرمیتا نمی‌دمد؟ چرا برای آرمیتا معجزه نمی‌کند؟ چرا معجزه نکرده‌است؟ چرا خواهران ما را، برادران ما را، از مرگ نجات نداد؟ پس این خدا، کجا قرار است معجزه کند؟ کجا قرار است آشکار شود بر بندگان بیچاره و بی‌نوایش؟ مگر دعا نکردیم و نکردند؟ پس کو اجابت؟ کو پاسخ؟ چرا پاسخی نمی‌دهد؟ چرا عذابش را نازل نمی‌کند بر فاسدان و ستمگران؟ چرا کنار نشسته است و جهانِ سیاه و تاریک را به حال خود واگذاشته است؟ چرا خلقتِ ناقص خود را رها کرده است؟ چرا انسان در این تاریکی و شرارت، تنهاست؟ چرا خدا پناه بندگانِ بی‌پناه نیست؟ پس کجاست این خدا؟ خدای ساکت و خاموش، به چه درد ما می‌خورد؟ کدام درد را دوا می‌کند؟

🍂 بهشت و جهنم، نوش‌دارویی‌ست بعد مرگ سهراب. ما نجات را، این‌جا می‌خواهیم، اکنون می‌خواهیم. اگر این‌جا و اکنون نجاتی نیست، پس نجاتی نخواهد بود. اگر این‌جا و اکنون خدایی نیست، پس خدا هیچ‌جایی نخواهد بود.


#فلسفیدن #نقد_ادیان #ایران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 همه چیز هم به مشکلات دوران کودکی ما برنمی‌گرده؛ گاهی ریشۀ مشکل در اطرافمون و نزدیکمون هست.

🎙دکتر #علی_صاحبی


#زیست‌روان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1️⃣ نصرالله ۱۳ روز بعد از جنگ ۳۳ روزه

«اگر ۱% احتمال می‌دادیم عملیاتمان به چنین جنگی می‌انجامد، قطعا واردش نمی‌شدیم! به دلائل انسانی، اخلاقی، اجتماعی، امنیتی و.... نه من می‌پذیرفتم نه حزب‌الله...».

در آن جنگ، ۱۱۴۰ لبنانی کشته، بیش از ۴۰۰۰ تن مجروح و ۵۰۰هزار تن آواره شدند، ۳۹هزار خانه/کارگاه ویران شد. کشور ۱۵میلیارد دلار خسارت دید.

2️⃣ محسن رضایی، ۳ مهر ۹۵

«اگر دوباره برگردیم بر سر مرز خرمشهر و بصره، حتماً می‌گویم که باید فرصت داد. بعد از آزادی خرمشهر نباید وارد خاک عراق می‌شدیم؛ بلکه باید اعلام می‌کردیم اگر دولت عراق به خواسته‌های ما عمل نکند، وارد خاک عراق می‌شویم».

3️⃣ #علیرضاموثق

این قوم جاهل و ظالم، هرچه بیشتر سخن می‌گویند، بیشتر اسلام‌شان را رسوا می‌کنند. اعمال این‌ها از حیث مبادی تئوریک، در اسلام و نظام معادِ قرآن ریشه دارد. بعد اعترافشان به نقش خطاهای محاسباتی در این فجایع عظیم انسانی، همان اشتباهات سابق را در غزه تکرار کردند؛ چراکه جان انسان‌ها در نظر اسلام، ارزش ذاتی ندارد و این همه کشته، شهید محسوب می‌شوند که در آغوش حوریان و غلمان‌ها، برای ابد خوش خواهند خسبید!

#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin