نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Sherwin Vakili- Iran, Civilization of the roads.pdf
4.8 MB
📓ایران: تمدن راه‌ها
— نظریه‌ای سیستمی درباره‌ی تمدن ایرانی

✍🏻 دکتر #شروین_وکیلی

📖 تعداد صفحات: ۴۰۰
📰 چاپ نخست: ۱۴۰۰

#کتاب #ایران
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا طرح پرسش از تمدن‌ها اهمیت دارد؟
— بخشی از نشست حضوری مهرماه

🎙دکتر #شروین_وکیلی


📓کتابِ مورد اشاره در جلسه:
«ایران: تمدن‌ راه‌ها؛ نظریه‌ای سیستمی درباره‌ی تمدن ایرانی»

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
🗒 آموزش مذهب، مدارس و حقوق تراجنسیتی‌ها

🍂 برخی از کشیش‌ها و سیاستمداران مسیحی، استدلال می‌کنند که دعا خواندن در مدرسه، مانع از این می‌شود که برخی کودکان به عنوان تراجنسیتی خود را معرفی کنند و بدین ترتیب، طرفداران حقوق LGBTQ در حال مبارزه با این سیاست‌ها هستند.

🍂 کشیشان اوانجلیست و چهره‌های محافظه‌کار ادعا می‌کنند که «عدم وجود آموزش‌های مذهبی» در مدارس، به افزایش روزافزون تعداد افراد تراجنسیتی مرتبط است. در همین راستا، ترامپ و اعضای دیگر حزب جمهوری‌خواه از این استدلال، برای مخالفت با ایده جداسازی دین از دولت استفاده می‌کنند.

🍂 این موضوع مهم، درگیری‌ها و چالش‌های زیادی را در مدارس مختلف آمریکا به وجود آورده که شامل تلاش برای ممنوعیت برخی اعمال، محدود کردن محتوای LGBTQ و تشویق آموزه‌های مسیحی در کلاس‌های درس است. برخی از محافظه‌کاران مسیحی معتقدند که ترکیب فعلی دادگاه عالی آمریکا، فرصتی برای به چالش کشیدن ایدۀ «جداسازی دین و دولت» است.

🔗 لینک منبع


🗄 پست مرتبط

📻 چرا لائیک و نه سکولار؟
📻 لائیسیته، سکولاریسم و اپوزیسیون

📺 چه اموری در مدارس و ادارات فرانسه ممنوع است؟
📺 آیا در فرانسه قانونی تبعیض‌آمیز برای ممنوعیت همه‌جایی حجاب وجود دارد؟
📕آزادی دین تنها در ذیل دولت لائیک ممکن است
📕قرینۀ باطل

#سیاست #گزارش
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘مرگ و انقلاب زندگی — نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب #محمد_مرادی ✍️ #فریدون_فرخ 🍂 مرگ سوژه می‌تواند یک انتخاب باشد، همانگونه که خواب؛ هرچند تولد تدریجی سوژه، «جبرن» سوژهٔ انتخاب‌گر را می‌سازد؛ همانگونه که بیداری موقتی از خواب تا موعد خواب بعدی، عمدتن…
📘دوستی و ادبِ پایانِ دوستانه و درست

🍂 دیروز (۵ دی)، سالگرد کنش اعتراضی #محمد_مرادی عزیز بود.

🍂 اگر بفهمیم چقدر سریعتر از زود می‌گذرد، رغبتِ خیلی فکرها را هم نخواهیم یافت؛ چه رسد به عملی کردنشان.

🍂 دوستی، آداب و ظرائف متعددی دارد. تصور می‌کنم که حتی فرهیخته‌ترین‌ افراد نیز بسیار کم از آداب دشوار دوستی می‌فهمند، چه رسد به ملزم کردن خود به رعایتِ آن آداب.

🍂 نوع پایان دادنِ به رابطۀ دوستی، یا حتی قطع موقتش بنا به مشکلات زندگیِ شخصی، یکی از مهمترین سنگِ محک‌های بلوغ و معرفت هر فرد و میزان صداقتش در دوستی و ابزار ندیدنِ دیگری در رابطه است.

🍂 نمی‌توان برای بسط اخلاق و عقلانیت در جامعه قیام کرد، ولی در رابطه با نزدیک‌ترین دوست خود، چنین نامسئولانه و نامهربانانه و بدون «گفتگویی صمیمانه و معقول و تصمیم‌گیریِ مشترک»، رابطه را پایان داد؛ بنحوی که قلبش را تا پایان عمر، در سیاه‌چال چنین پایانی، آتش زد و مچاله ساخت.

🍂 متن زیر در آن ایام صعب، در نقد کنش محمد مرادی عزیز نوشته شد:

📕مرگ و انقلاب زندگی (نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب محمد مرادی)


#نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘خودکشی، دزدی جان و توهین به دیگران

✍🏻#محمد_یوسفلو

🍂 نه می‌خواهم در ستایش خودنابودی و انتحار حرف بزنم و مانند برخی از اهل اندیشه، آن را «شجاعت، پاسخ به بی‌معنایی زندگی، شهامتِ آسودن خود» و خیلی چیزهای دیگر بنام، و نه می‌خواهم دلایلی ردیف کنم و نتیجه بگیرم کاری «نادرست» است؛‌ البته که معتقدم در تقریباً بیشتر مصادیقش، کاری‌ست غلط و غیرقابل دفاع، اما می‌خواهم به‌جای بیان اینکه چرا غلط است، احساسم در مواجه با خودکشی یکی از دوستانم را بیان کنم.

🍂 اولین احساسم این بود شاید من در رابطه‌‌ام با دوستی که خودش را کشته، «حقّ دوستی» را ادا نکرده‌ام. شاید اگر توجه بیشتری داشتم، می‌توانستم کمکش کنم به این مرحله نرسد. البته زود متوجه شدم این احساس را بیشتر افرادی که نزدیکانشان خودکشی می‌کنند، تجربه می‌کنند و زود هم از دست می‌دهند.

🍂 احساسات دیگر هم از همین دست است: احساس فقدان یک شخص، غمِ نبودنش، حسرت برای کسی که می‌توانست باشد و کارهایی که می‌توانست بکند؛ بعد برای نزدیک‌ترین افرادش دل می‌سوزانی؛ بعد یاد دیگر دوستان و نزدیکانت می‌افتی که مبادا چنین غلطی بکنند؛ بعد هم چند حسّ دیگر که همگی می‌آیند و می‌روند، اما عمیق‌ترین احساسی که با شنیدن خبر خودکشی دوستم تجربه کردم، این بود که به من و دیگر دوستانش و دوستدارانش توهین کرده.

🍂 خودانتحاری به این معناست که او و ارادتی را که دیگران به او داشته‌اند، به‌هیچ شمرده، تباه کرده و به سُخره گرفته. خودکشی یعنی هیچکدامتان نمی‌توانید هیچ غلطی برای من بکنید و در ضمن، اینکه شما را آزرده می‌کنم به هیچ‌کجایم نیست! چه توهینی از این بالاتر؟!

🍂 همۀ ما مسئول زندگی خودیم؛ شاید بگویید تو هیچ درکی از درون کسی نداری و درد او را تحمل نمی‌توانی بکنی، پس حقّ تعیین تکلیف هم نداری. پاسخ این است که همانطور که به خودم اجازه نمی‌دهم تا برای کاهش رنج خودم، به دیگران آسیب بزنم، دوستم و عزیزم هم نباید چنین کند. همانطور که در زمان بی‌پولی، جیب دوستم را نمی‌زنم، در گرسنگی غذایش را نمی‌دزدم، در سرما آتشش و در گرما سایه‌اش را نمی‌ربایم، نباید برای خلاصی از «رنجِ بودن»، بودنِ آنها را رنج‌آور کنم.

🍂 کسی که خودکشی می‌کند، نه فقط توضیحات بسیاری به دیگران بدهکار است، بلکه بخشی از زندگی، خوشی، حال خوب و جانِ آنها را هم می‌رباید و با خود به خاک می‌کشد؛ پس حتی اگر در تصمیم برای ادامه یا پایان‌دادن به زندگی‌اش محق باشد، در ربودن زندگی و جان دیگران محق نیست.

🍂 کسی که خودش را اینطور از زندگی دیگران حذف می‌کند، خودش را با بدهی‌های بسیار، به بسیاری، کنار می‌کشد. نکنید؛ خودتان را بدهکار نکنید! نکنید؛ خودکشی را طبیعی، فیلسوفانه و ارزشمند جلوه ندهید!


#تجربه_زیسته #فلسفیدن
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘چند نکته در باب «بنیادگرایی»

✍🏻
#علیرضاموثق

1️⃣ عدم توجه به مبانی فکریِ بنیادگرایان: وقتی بحث بنیادگرایانِ دینی طرح می‌شود، برخی افراد «بنیادگرایی» را محکوم می‌کنندُ، اما هیچ نقد و اعتراضی به «آموزه‌های اخلاقی و مبانی فکری» آن دین، و بطور خاص اسلام، نمی‌کنند.

🍂 #سم_هریس به نکتۀ جالبی اشاره می‌کند. در دین جِین (جِینیسم Jainism) هرچقدر افراد بنیادگراتر و افراطی‌تر باشند، صلح‌جو‌تر هستند. یک بنیادگرایِ باورمند به دین جِین، وقتی راه می‌رود، مراقبت است تا مورچه یا حشره‌ای را زیر پا لگد نکند! مآلاً بنیادگرایی دینی، مشکلی ندارد اگر آموزه‌های مرکزی و مبانی اصلی آن دین، مبتنی بر «انسان‌گرایی، پرهیز از خشونت و رواداری» باشد؛ امری که در اسلام خلاف آن را می‌بینیم.

2️⃣ افراط در علم‌گرایی و سکولاریسم: وقتی در ضرورتِ ترویج نگاه علمی و عقلانیت سکولار، جستاری می‌نویسم، برخی می‌گویند افراط در علم‌گرایی و سکولاریسم هم محکوم است(!) و معمولاً اینطور استدلال می‌کنند که «در دوران مدرنیته، "قطعیت دین" با "قطعیت علم" جایگزین شد؛ اقتدار کلیسا جای خود را به اقتدار دانشگاه داد؛ پوزتیویسم و خرافه‌گرایی دو روی یک سکه هستند و هر دو محکومند».

🔻این دست استدلال‌ها سست و برخلاف واقع‌اند:

اولاً، قطعیت در علم (مثلاً قانون نیوتن) یک «قطعیت ابطال‌پذیر» است، اما قطعیت در دین (نجس بودن کافر و خوک) تا قیامِ قیامت غیرقابل تغییر است. اگر کسی باطل بودن یک قانون علمی را نشان بدهد، جامعۀ علمی به او جایزه می‌دهد، اما اگر کسی باطل بودن یک حکم شرع اسلام را نشان بدهد، جامعۀ اسلامی او را تهدید و لعن می‌کند. تفتیش عقاید و مجازات دگراندیشان توسط متولیان دین، رایج بوده (و هنوز در کشورهای اسلامی انجام می‌شود)، اما در علم‌گرایی و توسط دانشمندان سابقه ندارد.

دوماً، حتی اگر پوزتیویست‌های رادیکال فقط علم را قبول داشته باشند، مآلاً با همان استدلالِ سم هریس، صرفاً بخاطر رادیکال بودن، نمی‌توان آنها را با خرافه‌گرایان هم‌تراز دانست و به یک اندازه محکوم کرد (مغالطۀ یک‌کاسه کردن؛ دسته‌بندی بر اساس یک مولفه).

🍂 جمله‌ای‌‌ است منسوب به کنفوسیوس:
اگر قرار بود یکی از دو شهر را برای زندگی‌کردن برگزینم، که بر دروازۀ یکی نوشته بود «خدا» و بر دروازۀ دیگری نوشته بود«قانون»، بدون تردید در «شهر قانون» سکونت می‌گزیدم.


🍂 به پیروی از کنفوسیوس، از کسانی که علم‌گرایی و خرافه‌گرایی را دو روی یک سکه می‌دانند، باید پرسید اگر در شهری، دیکتاتوری علم حاکم باشد و در شهر دیگر دیکتاتوری خرافات، کدام را برای سکونت انتخاب می‌کنید؟! در شهر علم، با شیوع بیماری‌های مسری مثل کرونا در چند سال اخیر، مردم را مجبور می‌کنند ماسک بزنند و فاصلۀ اجتماعی را رعایت کنند؛ به‌دنبال کشف واکسن می‌روند و به‌اجبار، همه را واکسینه می‌کنند. درست است که این اجبارها باب میل همگان نیست، اما در «شهر خرافات و اباطیل»، مردم را مجبور می‌کنند «صحیفۀ سجادیه» بخوانند و همزمان، معجونی از مخلوط «داروی امام باقر» و «شاش شتر» بنوشند و روغن بنفشه را نیز به ماتحت خود بمالند!

3️⃣ به باور من، وقتی با جامعه و حکومتی مواجه هستیم که خرافه‌گرایی و بنیادگرایی اسلامی در آن نهادینه شده‌، مخالفان وضع موجود هم، برای تغییر شرایط، باید از موضع علم‌گرایی و عقلانیتِ رادیکال با مسائل مواجه شوند. چند مثال:

▪️ما بیش از ۱۰ هزار امامزاده و بیش از ۷۰ هزار مسجد داریم، اما تنها ۳۵۰۰ کتابخانه عمومی؛ محتوای غالب این کتب هم مشخص است.

▪️کانال‌های دعانویسی و فروش طلسم و تعویذ با چند ۱۰۰ هزار عضو، مشغول فعالیت‌اند.

▪️کانالی که خودش را علمی نامیده، با ۳۰ هزار عضو، نوشته‌: پیاز را نصف کنید، بگذارید کف پایتان و جوراب بپوشید تا تب را نابود کند! در چنین شرایطی باید «علم‌گرای رادیکال» بود.

▪️مجری‌ای در شب یلدا از مردم خواسته‌بود، شاد باشند و برقصند، اما داعش‌‌مسلکان مجبورش کردند بخاطر استفاده از واژۀ «رقص»، ۳ بار عذرخواهی کند، بعد اخراجش کردند! اخیرا نیز با پیرمردی که آوازی محلی خواند و رقصی هم همراهش انجام داد، به اسم «جریحه‌دار شدن عفت عمومی» برخورد کردند. در چنین شرایطی، مخالفان باید از هر فرصتی برای رقص و شادی استفاده کنند: «رقص‌گرایی افراطی»(!).

🍂 در رابطه با نقد دین و سیاست هم اینگونه است. کم نبودند فیلسوفان عصر روشنگری که نقدهای رادیکال و گزنده بر دین و شیوه‌های حکومت‌داری نوشتند. توماس پین در کتاب «عصر خرد»، داستان‌های انجیل را بسخره گرفت؛ ولتر در «رسالۀ سه شیاد»، پیامبران ادیان ابراهیمی را «شیاد» نامید؛ در تاریخ خودمان، فتحعلی آخوندزاده، نقدهای هجوآمیز علیه دین و سیاست می‌نوشت؛ که متأسفانه هیچ‌گاه، بطور رسمی اجازه انتشار نیافت.

🍂 اگر خواست ما، بسط علم‌گرایی، اومانیسم و عقلانیت است، نهراسیم از اینکه ما را «افراطی» یا «رادیکال» بنامند.

#نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
🍂 در اناجیل آمده‌است که عیسی مسیح خطاب به یارانش فرمود:
«آگاه هستید که در این دنیا حکام بر امت‌ها سروری می‌کنند و رؤسا بر ایشان مسلطند، لیکن در میان شما چنین نباشد؛ بل هرکه در میان شما می‌خواهد بزرگ‌تر باشد، خادم باید، و هرکه می‌خواهد در میان شما مقدم بُوَد، غلام شما باشد. چنانکه پسر انسان نیامده‌است تا مخدوم باشد، بل آمده‌است تا خدمت کند و جان خود را در راه خدمت فدا سازد»(انجیل مَتی باب ۲۰: ۲۵-۲۸).


🍂 این سخن در میان متون مقدس، گفتاری کمیاب است. حتی نقیض برخی اقوال دیگر عیسی در اناجیل. در این سخن، عیسی یارانش را امر به «خدمت» کرده در برابر «سروری»؛ که اگر می‌خواهند بزرگ باشند، باید خدمت کنند.

🍂 هرکه خادم‌تر، بزرگ‌تر. هرکه غلام‌تر، گرامی‌تر. فرمان عیسی، «قدرت‌پرهیزی و اقتدارگریزی‌»ست در برابر قدرت‌‌طلبی و اقتدارگرایی؛ ارادهٔ معطوف به خدمت است، در برابر ارادهٔ معطوف به قدرت.

🍂 مخاطب این فرمان، اگر عامل به آن باشد، به حکومت دست نمی‌برد و تشکیل دولت عیسوی نمی‌دهد. از حکومت و دولت می‌پرهیزد تا بزرگ‌تر باشد، اما تاریخ مسیحیت چیزی دیگر می‌گوید. کلیسای مسیحی، سوار بر قدرت، عیسی را به خدمتِ استبداد و اقتدارش درآورد و چنان تیغی کشید که دریای خون از نهاد کلیسا جوشید. از دینِ قدرت‌پرهیز، دینِ قدرت‌پرست ساخت و نام عیسای خادم را به سلطان مخدوم گره زد.

🍂 آنچه کلیسای اقتدارطلب ومرجعیت‌‌پرست از فرمان عیسی به خدمت فهمید، آن بود که برای خدمت، باید حکومت کرد. راه خدمت به خلق، از قدرت می‌گذرد و خادمان باید صاحبان اقتدار باشند. اِعمال قدرت، خدمت به خلق است و کلیسای قدرت‌مند و اقتدارمدار، خادم واقعی مردم است. از آن‌جا که مردم، از تنها راه راست گمراه و از ملکوت خدا محروم اند، باید به زور و قهر، به راه راست‌شان آورد و به ملکوت خدا راهشان داد. این خدمت به مردم است. همچنان که بسیاری از فرمانروایان اروپا خود را خادمان پاپ می‌دانستند.

✍🏻
#رضا_زمان


#نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عیسی مسیح
@Naqdagin
🎧 عیسی مسیح

🎙مهرداد فاتحی (مدرس دانشگاه در حوزۀ تاریخ و الهیات مسیحی)
🎙#آرمین_لنگرودی، (پژوهشگر و نویسندۀ کتب دربارۀ زمینه‌های تاریخی و اعتقادی ظهور ادیان ابراهیمی)
🎙عباس پویا (استاد مطالعات دینی در دانشگاه توبینگن آلمان)

❓عیسی مسیح چه کسی بود؟ تا چه میزان چنین شخصیتی تاریخی‌ست و چقدر اسطوره و برساخته؟ چرا نزد پیروانش چنان جایگاهی یافت که او را «پسر خدا» نامیده‌اند؟ اعتقاد به تثلیث یعنی چه؟ در ایدۀ جوهر سه‌گانه و در عین حال یکتای خداوند، تناقضی نهفته‌است یا نه؟ چرا این ایده برای کلیسای مسیحی دردسرساز بوده؟

#نقد_ادیان #بازاندیشی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پاولس و پیدایش مسیحیت رومی

✍🏻 #آرمین_لنگرودی

🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۳۸ واژه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پاولس و پیدایش مسیحیت رومی

✍🏻 #آرمین_لنگرودی

دیباچه

🍂 در بخش نخست برنامهٔ «پرگار» بی‌بی‌سی با موضوعیت «عیسی مسیح» یادآور شدم، که نخستین و مهمترین انشعاب در باور تازه‌پای طرفداران عیسی (که از درون جامعهٔ یهودی برخاسته بود)، پذیرفته نشدن و طرد فردی بنام «پاولُس» (در زبان فارسی: پُلس رسول) از جمع رهبران اولیهٔ این گرایش در اورشلیم بود. حال با این نوشتهٔ کوتاه، می‌خواهم کمی بیشتر در این مورد توضیح داده و آنرا در حد امکان یک مقالهٔ کوتاه، مستند نمایم.

🍂 فرآیند کامل پیدایش مسیحیت و تحول آن به مسیحیت امروزی را می‌توانید در کتاب من «و انسان خدا را همسان خود آفرید»، چاپ انتشارات فروغ در کلن آلمان بخوانید.

پاولُس و پیدایش مسیحیت رومی
🍂 از دوران سلوکیان یونانی، ما با انبوهی از اندیشمندان و بنیانگذاران مکاتب دینی روبرو هستیم که با هویتی بغیر از هویت نیاکان خود در تاریخ، ثبت گردیده‌اند. در آن زمان، کاملاً‌ منطقی می‌نمود که بعنوان نمونه، یک یهودی با هویت یک یونانی و یا رومی شناخته می‌شد، اما آنگونه که یک یهودی می‌توانست در جامعهٔ یونانی و یا رومی ادغام شود، برای یک غیریهودی، مقبولیت یافتن در جامعهٔ شدیداً سکتاریستی يهود، آنچنان شدنی نبود.

🍂 یهودیت (و همچنین مسیحیت آغازینِ برخاسته از آن)، یک جامعهٔ بسته و آیینی مبتنی بر شریعت دینی بود که برای عضویت در آن، می‌بایستی به‌تمامی ۶۱۳ «قوانین» آورده شده در تورات، از جمله ختنه کردن، گردن نهاد؛ امری که البته کمتر اتفاق می‌افتاد.

🍂 حال در مورد یک فرد یهودی رومی بنام «سائولُس» (به عبری: شائول)، که در پی گسترش مسیحیت در بین غیریهودیان بود، این موانع سفت و سخت، به مشاجره‌ای تبدیل گشت که از او یک «پاولُس» ساخت و ما امروزه او را بعنوان یکی از پایه‌گذاران الهیات مسیحیت رومی می‌شناسیم. برای درک چگونگی پروسهٔ پیدایش مسیحیت رومی، شناخت این شخصیت مرکزی، امری اجتناب‌ناپذیر ‌می‌نماید.

🍂 پاولُس خود را فرزند یک تاجر توانمند یهودی ساکن در شهر (تارسوس، در آسیای صغیر) معرفی می‌کند که از افتخار داشتن شهروندی روم برخوردار بود و از سوی پدرش، برای تحصیل شریعت به اورشلیم فرستاده شده‌بود. او در آغاز اقامت درآنجا، خود را به جناح بنیادگرا و ضدمسیحی صدوقیان[۱] متصل می‌کرد و آنگونه که از قول او آورده شده،
«طریقت (جدید عیسوی) را تا به حد قتل مزاحم بود، بنوعی که مردان و زنان را در بند کشیده و به زندان می‌انداخت» («اعمال رسولان»، بخش ۲۲، بندهای ۳ تا ۲۲)


🍂 میزان فعالیت‌های اینچنینی پاولُس، تا آنجا پيش رفت که گویا بهنگام سنگسار کردن نخستین شهید یهود-مسیحی «استیفان مقدس»، او از گردانندگان اصلی این رویداد بود. یکبار در حین انجام همین مأموریت‌ها، یک “معجزه” روی می‌دهد و از درون ساولُس بنیادگرا و سنگدل، پاولُس صلح‌جو متولد می‌گردد. در توضیح این معجزه آمده:
هنگامی که او در راه بود و به دمشق نزدیک شد، ناگهان نوری از آسمان به اطراف او تابید. و او به زمین افتاد و صدایی را شنید که به او می‌گفت، «شائول چرا مرا می‌رنجانی؟» شائول پرسید «پروردگارا، تو کیستی؟» صدا گفت: «من همان عیسی هستم که تو به او جفا می‌کنی» (همانجا، بخش ۹، بندهای ۳ تا ۵)

.
🌐 مطالعۀ ادامه متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۳۸ واژه

#نقد_ادیان #بازاندیشی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin